این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2019/04/abasmanesh1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2019-04-06 14:20:232024-09-24 19:24:19live | “توحید” و فعال کردن قدرت خلق درونی
1956نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
از پارسال که این پروژه گذاشته شد من همزمان شروع کردم و نتایج فوق العاده و بی نظیری گرفتم شاید بخاطر همین باشه که کلا حس خوبی به این پروژه دارم .…
امروز دوباره هدایت شدم این پروژه را استارت بزنم و با کمال میل پذیرفتم ، وقتی که حس خوب نسبت به هر کاری باشه آدم بیشتر مشتاق میشه که انجامش بده …
دوباره تعهد کتبی نوشتم تعهدی که احساس میکنم جدی تر و محکم تر و قلبی تر از تعهدی بود که همین اواخر داشتم و دوباره کار کردن روی خودم را شروع کردم .
نمیدونم واقعا اصلا چجوری بگم انقد من حس خوبی به این پروژه دارم که یکسری ایده ها برای تمرکز بیشتر برای انجام تمرین بیشتر میاد سراغم ، اولینبار که شروع کرده بودم علاوه بر اینکه کلمه به کلمشو مینوشتم ، و حتی یکبار دوباره از روش هایلات میگرفتم ، ایده اومد تمام نکاتی که هایلاتش کردی با صدام ضبطش کنم و هر روز گوشش بدم و همونروز انجامش دادم و همه نکات ضبط کردم و هرروز گوشش میدادم .
امروز دوباره شروع کردم ایده اومد یه کانال زدم تو ایتا فقط خودم هستم و از همین گام اول باورهای درست مخصوص به اون فایل را در کانال تایپ کنم و روز آخر تبدیل به فایل صوتیش کنم و در لحظه انجامش دادم .(اینجا بگم استاد من ایتا دارم و فکر میکنم 10 اینا کانال دارم فقط مخصوص باورها ، مثلا کانال باور عزت نفس ، کانال باور ثروت و حتی سه تا کانال دارم بنام نکات مثبت خودم ، نکات مثبت همسرم ، نکات مثبت دخترم، بجای اینکه تو دفترم بنویسم گوشیم همیشه در دسترسمه و ذهن بهانه ی کمتری میاره برای تنبلی)
و استاد عزیز شما آخر فایل در مورد خداوند گفتید اون قسمتی که بابا شما به شرکت گوگل اپل اعتماد میکنی برای اینکه بشما امکانات بیشتری بده به خداوند که میتونه تمام امکانات دنیا و زمین آنسان را در اختیارتون بده اعتماد نمیکنی ؟؟؟؟
استاد پوز کردم طبق روشی که همیشه میفرمایید تمرکز کنیم فکر کنیم و حتی در این پروژه خانم شایسته حتی در مقدمه ابتدایی ذکر کردن من پوز کردم یه چند دقیقه ای فکر کردم ،،، در سکوت و تنهایی یک لحظه یک دریچه اگاهی در قلبم باز شد …
خدا را گواه میگیرم عین واقعیت را مینویسم برای همین الانه شاید یساعت پیش !!!!
یه صدایی گفت چرا برای خدا کار نمیکنی ؟؟؟ چرا چرا استخدام شرکت خدا نمیشی ؟؟؟ میخای برای اداره خدا کار کنی و خدا باشه کارفرمات ؟ خدا باشه رییس و مدیرت ؟؟؟ و خدا هرماه بهت حقوق بده ؟؟؟ بیا از این لحظه به بعد از همین امروز کارمند خدا بشو !!!!!!
یک حس فوق العاده ای داشتم دفتر و قلمو برداشتم شروع کردم نوشتم
خدایااا منو استخدام کن از این لحظه به بعد کارمند تو بشم !!!
میخام کارمند تو بشم میخام مسئولیت کارم زندگیم را برعهده بگیرم و تصمیم گرفتم بجای اینکه خودم برم بیرون برای بقیه کار کنم بیام تو اداره ی تو تو کارخونه ی تو تو اداره ی تو کار کنم!!!!
با تمام اون شرایطی که بارها بارها تو دفترم نوشتم برای شغلم حتی بیشتر از اونها را میخام ، من از کار قبلیم انصراف دادم اول بخاطر اینکه تو هدایتم کردی دوم اینکه حقوقم کم بود ….. در مورد شرایط حقوقم و تمام شرایطی ک نوشتم مطرح کردم و آخرش با یک رنگ خوشگل
نوشتم تاریخ استخدام من 1404/09/08
قرارداد استخدام با شرایط فلان ….البته من فلان ننوشتم شرایطو با جزئیات نوشتم و نوشتم تایم کاری عشقی …
و در آخر نوشتم نام نام خانوادگی کارمند و امضا
خودمو نوشتم امضا زدم
و روبروش نوشتم نام نام خانوادگی کارفرما
نوشتم رب العالمین و امضاشو یک قلب بزرگ دور رب العالمین
اصلا خدا شاهده نمیدونم چرا نوشتم؟ چیشد یهو اینکارو کردم ؟نمیدونم واقعا چرا چنین حسی بمن القا شد چه چیزی درونم منو کشوند برای انجام اینکار
و حس خیلی خوبی دارم حس فوق العاده عالی..
خداروشکر که هدایتم کرد به این پروژه
چقدر خوبه از اولش این پروژه با یک حس خوب با ایده های خوب شروع شد
الهی شکرت
سپاسگزارم از شما استاد عزیزم برای استاد شایسته که بی نهایت قلم تآثیر گزاری دارن …
من اگه بتونم ذره ای از قدرت خدا رو باور کنم برای رسیدن به خواسته م قطع به یقین به خواسته م میرسم،مشکل در فراموش کردن قدرت خداست،نمیدونم چرا فراموش میکنم گاهی هیچ قدرتی برتر و بالاتر از اون نیست،البته مدتیه به لطف خود خداوند ندایی درونم فریاد میزنه که قدرت از دکتر و دوا و دعا و ثنا به درگاه فلان امام و فلان امامزاده بگیر و بده دست خدا تا اون برات از راهی که راحت ترین و سریعترین هست رقم بزنه.خدایا ازت ممنونم که بهم یادآوری کردی که هیچ کس بهتر و قشنگ تر از تو منو به خواسته م نمیرسونع،خدایا ازت ممنونم که کنارم هستی و هر روز و هر لحظه با یادآوری داشتن خواسته م بیشتر و بیشتر درک میکنم که خواسته ی من در دست توست و در بهترین زمان و بهترین مکان بهم دو دستی هدیه میکنی.من دارم یاد میگیرم که هیچ کس و هیچ چیزی برتر از تو برای رسیدن به خواسته من نیست.خدایا من همچنان در آغوش گرم تو پناه گرفتم و میخوام همینجا بمونم چون امن تر از آغوش تو سراغ ندارم.خدایا سپاسگزار تو هستم که لحظه لحظه ی زندگیم رو دارم با تو سر میکنم.خدایا ازت ممنونم که از طریق این فایل بهم یادآوری کردی که بپذیرم من توی سالهای گذشته اگه خواسته مو به دست نیاوردم مسئولیتش با خودم بوده،خدایا من در برابر تو تسلیمم چون هر چی فکر میکنم چرا من سالهاست نتونستم خواسته مو به دست بیارم فقط و فقط به این نقطه میرسم که من خودم توی این سالها با جدیت نخواسمتش،من برام مهم نبود که اونو داشته باشم چون من دوستش نداشتم و البته من پافشاری نکردم که داشته باشمش ولی مدتیه که از ته قلبم میخوام که بهش برسم و به احساس خوب و خوبتر برسم.دلم میخواد که به خواسته م برسم و دنیا رو جای بهتری کنم برای زندگی کردنه دیگران.وقتی قبلا از استاد عزیزم میشنیدم که ما همه مون رسالتی در زندگیمون داریم با خودم فکر میکردم رسالت من چی میتونه باشه؟؟هیچوقت هیچ چیزی به ذهنم نمیرسید ولی الان ایمان دارم که اگه من به خواسته م برسم میتونم رسالتم رو به دنیا برسونم که من اگه تونستم از ساده ترین راه بهش برسم قطعا دیگران هم میتونن برسن و این رسالته منه که دیگرانو اکاه کنم که تنها منبع رسیدن خواسته هامون فقط و فقط خداوند هست و ماباید قدرت رو به غیر از خداوند بدیم.خدایا شکرت از این آگاهی ناب.یا حق
الان بعد از حدود 20 سال به یاد آوردم که وقتی 13 ساله بودم پدرم و مادرم از هم جداشدند که البته بسیار عالی بود این اتفاق ، باعث رهایی و پیشرفت زیادی برای ما شد همون موقع با این که هیچ کدوم از این آگاهی ها را نمیدونستم ولی حس خوبی بود جدایی چون مشکلات و بحث های هر روزه ی زیادی بود یادمه همیشه به مامانم میگفتم دوست دارم مسایل زندگی ما هم عادی باش. نه اینقدر عجیب غریب و وحشتناک
خلاصه که من و برادرم با مادرم موندیم و ادامه دادیم راه دشواری بود از نظر عاطفی بی نهایت به هم نزدیک بودیم ولی از نظر مالی سختی های زیادی کشیدیم و دست از تلاش برنداشتیم
اون زمان با اینکه این خدای بی نظیری که الان میشناسم را بلد نبودم اما باهاش حرف میزدم و همیشه میگفتم خدایا تو پدر منی تو همه جوره با منی چون نمیخواستم از نظر عاطفی وابسته کسی باشم بالاخره با آگاهی های اون زمان ی وقتایی کم میاوردم و منم دلم رفاه حمایت و محبت پدرانه ای که میدیدم اطرافیان دارند را میطلبید اما خداراشکر سربلند طی کردم مسیر را
و اما من بودم و جامعه و تمام مسایلی که جزئی از فرهنگمان است تا این که با استاد و این سایت آشنا شدم
از این همه آگاهی فقط حرف زدن با خدارا بلد بودم که قطعا اینگونه نبود
تلاش کردن در کار برای درآمد داشتن که فقط اسمش درآمد بود
و توقع نداشتن از کسی چون هر دو خانواده مادری و پدریم بسیار ثروتمند بودند ولی هیچ رابطه ای نداشتیم و فقط با داشته خودمون روزگار طی میکردیم
درست یاد گرفته بودم توقعی از کسی نداشته باشم ولی اصلا بلد نبودم خالق زندگی هستم
و بقیه قسمت ها که داغون
ولی یادمه همیشه پس ذهنم میپرسم چه چیزی هست که من باید بدونم خیلی چیز ها هست که. ی سری ها میدونن خدایا به منم بگو اما کلا در مورد هیچ چیز اطلاعی نداشتم
وقتی به فایل های استاد دسترسی پیدا کردم اینقدر با اشتیاق روزی ده ها بار به فایل ها گوش میدادم برام شگفت انگیز بود این همه اطلاعات و احساس می کردم ی پاک کن دست گرفتم و دارم صفحات خط خطی ذهن و باور هام را پاک میکنم و این آگاهی ها را جایگزین میکنم ی جاهایی سبک بود و ی جاهایی سنگین و حتی ی وقتایی انگار اصلا اون آگاهی ها برگه ای براشون نبود تازه تازه بودن در کل خیلی حس زیبایی بود هیچ وقت فراموش نمیکنم اشک های شوقی که از دونستنشون ریختم را زمانهایی که مغزم داغ میکرد مثل زودپز تحت فشار بود و لپ هام از گردش زیاد خون گل مینداخت از دونستن موارد و وقت هایی که تحت فشار بودم که وای چرا من تو این موارد اینقدر داغونم بدون تعارف ی جاهایی انرژی زیادی برای تغییر صرف کردم ولی ارزششو داشت واقعا آدم فراموش میکنه الان چون توی تمرکز و تنهایی شدید بودم به یاد آوردم خداراشکر
استاد تشکر میکنم که اینجا بهمون فرصت دادی حرف بزنیم و یادداشت کنیم که فراموش نکنیم و هم جای امنی است که هر کسی دسترسی نداره
خداراشکر این زهره ای که الان هستم به لطف خدا از بودن و دریافت آگاهی ها در این مکان ناب و دلپذیر و روح نواز است
اینبار احساس میکنم دفترم را دارم از ابتدا چک نویس میکنم یادداشت ها را منظم میکنم دریافت های جدید را به جا مینویسم و با آرامش پیش میرم
قطعا که بارهای دیگر در آینده چکنویس خواهم کرد آگاهی ها و ورودی های ذهنم را
واقعا خوشحالم برای پیشرفتم تا به اینجا خداراشکر
احساس میکنم در سرفصل های آگاهی های این فایل همه موارد را 70درصد به بالا به خودم امتیاز میدم و تلاشمو میکنم که بهتر و بهتر بشم
جمله بلا استفاده گذاشتن توانایی ها برام خیلی جرقه بود
استاد تشکر که اینقدر هنرمندانه و زیبا تک تک تفکرات ریز و درشت روزمره مان را بررسی کردین راه درستشو گفتین واقعا یک سری مسایل ریز را فکر نمیکردم جزو باور های اشتباه باشند با ریشه هایی به این عمیقی
نکته اول این فایل که خیلی برام پررنگ بود : خدا یه سیستمه و طبق فرکانس های خودمون داره بهمون جواب میده
پس فکر نکنیم یه اتفاقی در طبیعت مثل سیل و زلزله، خدا برامون نازل کرده و خدا اون بالا نشسته و میگه اینا باید حالشونو بگیرم و … !!!!
این یکی از مهمترین مفاهیم و باگ های ماهاست ، مخصوصا ما ایرانیا ، که میگیم خدا خواسته اینجوری بشه و قسمت و تقدیر و … حالا در همه جای جهان هست ولی چون ما ایرانیا از هم بیشتر خبر داریم اینجوری میگم .
پیشنهادم به دوستان در این زمینه : مطالعه کتاب چگونه فکر خدا رو بخوانیمه که کاااامل این موضوع موشکافی شده که یه کتاب بینظیره
نکته بعدی که اولین باوریه که هرکسی باید قبل از هر تغییری توی ذهنش ایجاد که اینه که : مسئولیت 100 درصد زندگیمونو بپذیریم و باور کنیم که تمام اتفاقات و شرایط زندگی مارو خودمون با افکار و باورهامون ایجاد میکنیم و هییییچکس هیییچ مسئولیتی در زندگی مارو نداره ، فقط و فقط خودمون هستیم
یه سوال دارم دوستان
حالا نمیدونم چجوری بگم ! شایدم اشتباه فهمیدم ، اگه دوستان راهنمایی کنن ممنون میشم: منی که میگم 100 درصد مسئولیت زندگیم رو برعهده دارم و تمام اتفاقات و شرایط زندگیم دست خودمه با باورها و فرکانس هام.
پس خدا چیکارس اینجا؟
وقتی صب بیدار میشم و میگم خدایا میسپرم به تو ؟ آیا اینجا از خودم سلب مسئولیت نکردم؟
میشه جایگاه خدارو توی زندگیمون در کنار این باور که من مسئولم برام شفاف کنید .
خداوند میگه ما به همه کمک میکنیم چه اونایی که در مسیر عشق وشادی وخوشبختی و بهشت هستند وچه اونهایی که درمسیر بدبختی و جهنم هستند. خداوما یکی هستیم . خداوند مهر تایید میزنه برخواسته های ما وکمک میکنه به رسیدن به مسیر.
سلام به همه شما عزیزان و سلام به گروه تحقیقاتی عباسمنش و استاد عزیزم و مریم جان عزیز
خدایا شکرت بخاطر این همه فراوانی
خدایا شکرت که انقدر زود بهم پاسخ میدی
خدایا شکرت که انقدر حمایتم میکنی
امروز که دارم با شما این پیام رو به اشتراک میزارم بسیار خوشحالم چونکه هدایت شدم به سمت خانه تکانی ذهنی
داستانش خیلی مفصله و من نمیخوام وقت شما رو بگیرم
اما این هدیه ای از طرف خدای خودمه
فقط ازش میخوام توی این مسیر ثابت قدم باشم
فایل رو گوش دادم وهمه دستور العمل رو خوندم و دارم سعی میکنم حتی کوچیک اما حرکت کنم و متعهد باشم
تمام نکات مثبت رو نت برداری کردم و توی مسیر ک فایل رو گوش میدادم مثال زنده از شرک و توکل خودم زدم تا برام تداعی بشه که دیروز کجا بودم و امروز کجام و چرا زندگیم اون موقع به اون شکل بود و امروز به این شکله
هر چند من هروز این کارو میکنم اما فقط با حسرت بود و بس
اما الان دیگه حسرت نیست بلکه به دید یک راهنمایی بهش نگاه میکنم یک فرصت و نه یک تهدید
خدایا شکرت بخاطر سید حسین و گروه خوبش
چقدر زیبا گفتید استاد
چقدر زیبا مریم جان مطالب رو دسته بندی کردید
همیشه میگفتم استاد پاک سازی رو قبول نداره و چرا راجع بهش هیچ حرفی نزده
اما امروز وقتی به این مسیر هدایت شدم دیدم نه تنها استاد داره از اون صحبت میکنه بلکه یک دوره براش گذاشته و ساعتها اونم بروش عباسمنشی راجع بهش صحبت کرده
خدایا ممنونم ازت
دیگه تصمیم دارم توقعم رو از دیگران بردارم تا از ترس تنهایی رهایی پیدا کنم
اینکه همش دنبال توجه طلبی از دیگران باشم، اینکه دائم دنبال در خواست از اونها هستم که بیان و بمن کمک کنند
اینکه همش غر بزنم ک من چقدر امروز کار کردم ، من دست تنهام، من ……. فقط جز دوری از خداوند چیزی برام نداشت و امروز با قلبی آرام تر میخوام حرکت کنم
سلام به همه دوستان عزیزم من هم تازه وارد سایت استاد خوبم آقای عباس منش شدم وخداوند روبه خاطر اینکه من رو به سوی خودش داره هدایت میکنه خیلی خیلی شاکرم واقعا منم وقتی این فایل خانه تکانی ذهن رو گوش دادم قبلش همش شوهرم رو مقصر مشکلات مالی خانواده میدونستم ولی الان میدونم که من خودم مسئول زندگی خودم هستم وخداوند رو هزاران هزاران بار شاکرم که دارم باورهای خوبی رو وارد ذهنم میکنم دارم آرام آرام تغییر میکنم هرچند که من تازه این راه رو شروع کردم ولی خیلی خیلی خوشحالم وخدا رو سپاسگزارم
سلام به همه دوستان عزیزم من هم روز تازه وارد سایت استاد خوبم آقای عباس منش شدم وخداوند روبه خاطر اینکه من رو به خودش داره هدایت میکنه خیلی خیلی شاکرم واقعا منم وقتی این فایل خانه تکانی ذهن رو گوش دادم قبلش همش شوهرم رو مقصر مشکلات مالی خانواده میدونستم ولی الان میدونم که من خودم مسئول زندگی خودم هستم وخداوند رو هزاران هزاران بار شاکرم که دارم باورهای خوبی رو وارد ذهنم میکنم دارم آرام آرام تغییر میکنم هرچند که من تازه این راه رو شروع کردم ولی خیلی خیلی خوشحالم وخدا رو سپاسگزارم
اونجایی که استاد راجب طوفانی که در منطقه پاناما سیتی / مکزیکو بیچ، صحبت کرد رفتم سراغ گوگل ارث، تاریخ ثبت تصاویر برگردوندم به گذشته و سیر تغییرات از 2023 تا 2015 بررسی کردم، گویا طوفان نوامبر2018 اتفاق افتاده و تق ریبا اونجا رو با خاک یکسان کرده اما طبق تصاویر گوگل در کمتر از دو سال بعد، بیشتر اون خونه ها بازسازی و حتی بهترش ساخته شده و به تصاویری که در ژوئن 2023 ثبت شده نگاه کردم تحول و پیشرفت زیادی تو ساخت و ساز و فضای شهری دیدم…
.
از خودم پرسیدم اون همه ادم که زندگیشون داغون شده چطور تونستن تو 2 سال خونه هاشون بازسازی یا از نو بسازن؟؟
از کجا پول اوردن؟؟؟
استاد عباسمنش گفت دولت امریکا کمکی نمیکنه بهشون، هرکی بیمه باشه بیمه میده هرکیم نباشه دیگه خبری از کمک مالی و هزینه های ساخت نیست.
شرایط اونا رو با خودم مقایسه کردم،،اگه همچین اتفاقی واسم بیوفته باید چکار کنم؟!
به درامدم نگاه کردم، با یه حساب دو دوتا چارتایی 136ماه یا 11 سال طول میکشه بتونم یه خونه 3میلیاردی که اگه با نرخ امروز ثابت بمونه رو بخرم یا بسازم،، اون وقت مردمان اونجا چطور تو دو سال زندگیشون از نو،بهتر از قبل ساختن؟؟
نمیدونم!
نمیدونم.
نمیتونم.
در واقع دنبال راه حلی هستم ، مثه اونایی که بعد از طوفان یا رخداد هایی مشابه از ویرانی ها بلند شدن و زندگی بهتر از قبل ساختن،، بشم.
چجوری؟
چطور؟
!؟
امیدوارم طی این مدتی که تصمیم گرفتم رو پروژه خانه تکانی ذهن کار کنم محدودیت هایی که تو فکرمه شناسایی و بر طرفشون کنم و زندگیمو به شکلی بهتر بسازم.
خب
استاد عباسمنش یه بار دیگه تو این فایل هم گفت هر اتفاقی باهاش روبه رو میشم دلیلش منم. مسولیت صد درصد همه چیز با منه.
من با فرکانس هام تعیین میکنم چه اتفاقی چه نتیجه ای واسم داشته باشه.
اتفاقات نادلخواه خشم و غضب خدا نیست.
بد شانسی و نحسی نیست.
هرچی پیش میاد، باهاش روبه رو میشم دلیلش منم.
مسئول همه چی منم.
مسائل و مشکلاتمو خودم باید حل کنم ،
تا وقتی توقع و انتظار کمک از دیگران/دولت/منجی داشته باشم بدبختی و مشکلات ولم نمیکنه.
تا وقتی این تفکر تو ذهنم باشه که یه کس دیگه بجز خودم، باید کاری انجام بده که من به هدفم برسم، تو ناکامی و بدبختی غوطهور هستم.
خب
قبول میکنم دچار این شرک و باور محدود هستم.
چون فک میکنم: منابعم محدوده، من که نمیتونم از پسش بربیام چون بلد نیستم/انجام ندادم/ نمیتونم، نمیدونم.
خب
ترمز واضحه. حالا چجوری برطرفش کنم؟
+ باید منطق هایی بسُرایم که این تفکر نقض کنه.
منطق ها »» مهم نیست الان چی دارم و منابعم چقده، هرچی لازمم باشه مرحله مرحله خدا بهم میرسونه. قرار نیست خودم از پسش بر بیام، خدا واسم انجام میده/موقعیت و شرایط و ادما و… به یاریم میفرسته.
مهم نیست الان کامل بلد نیستم، نمیتونم. همون میزانی که میدونم و میتونم انجام بدم مابقی مسیر مرحله مرحله مشخص میشه، خدا هدایت و حمایتم میکنه.
——-
× ترمز بعدی :
همه چی خداست، همه چی توحیده. من تلاشام کردم اما خدا نمیخاد درها باز بشه و یا به مقصودم برسم. خدا منو هدایت و حمایت نکرده.
اخرای همین فایل استاد گفت: توحید عملی یعنی مسئولیت کاراتو خودت برعهده بگیری.
چرا نتیجه فرکانس های معیوبت میندازی گردن خدا؟
ضمنا زیادی به خودت مطمئنی که صدردصد سمت خودت انجام دادی و خدا هم صفر درصد سمت خودش انجام نداده
– اینکه یکی دوبار طبق برنامه و جوری که دلت میخاست کارا پیش نرفته دلیل نمیشه خودت محروم ببینی از فضل و لطف خدا.
اینکه یکی دوبار به در بسته خوردی سندی بر بسته بودن بختت نیست!
به طبیعت نگاه کن، هیچ چیز یوبس و ایستا نیست. توام بخشی از طبیعتی. این تفکر اشتباهه که خودت محروم دیدی از گشایش ها و فضل خدا.
——–
+ حالا چجوری درستش کنم ؟
– باوراش بساز، با صدات ضبطش کن و بگوش.
+ میشه باوراشو بگی؟
– من مورد حمایت و هدایت ویژه خدا هستم
– من مورد فضل و لطف خدا هستم.
– خداروشکر که درهای لطف و رحمت خدا به شکل اتفاقات خوب و همزمانی های دلخواهم به روم بازه.
– خدا حامی رشد و پیشرفت من تو هر زمینه ایه
– خدا میخاد که من بلحاظ مادی و معنوی رشد کنم.
– خدا میخاد که من بلحاظ مالی رشد و پیشرفت بزرگی داشته باشم.
– خدا اسباب رشد و پیشرفت های مالی رو به راحتی واسم فراهم میکنه.
– خدا به راحتی اتفاقات و شرایطیو واسم به وجود میاره که زندگیم در تمام جنبه ها فراتر از ایده الم بشه.
– خدا بهم میگه چطور و من میتونم از پس مشکلات و مسائل زندگیم بر بیام.
– خدا تلاشاهای منو ضربدر هزار میکنه و نتیجه های عالی واسم ببار میاره.
– هرچی لازمم باشه، هر اتفاقی بیوفته خدا واسم کافیه و مرحله مرحله هدایتم میکنه که حلش کنم.
من به هیچ کس و هیچ چیزی محتاج نیستم.
– خدا هرچیزی که لازمم باشه رو واسم جور میکنه من به هیچ کس و هیچ چیزی محتاج نیستم.
———————
خب
عبارت های بالارو با صدای خودم دیشب ضبط و با یه اهنگ مناسب میکس کردم، یه فایل 2 دیقه ای شد و از صبح تا الان حین انجام کارا از طریق ایرپاد تو گوشم درحال پخش بود. متعهد میشم این کارو تا جایی که بهم الهام میشه ادامه بدم.
این بود تمرین و تعهد من در راستای پروژه خانه تکانی ذهن/ گام اول.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
که یکی هست و جز او نیست
لا اله الا هو
لا اله الا الله
قل هو الله احد
توحید یعنی یکی دیدن
توحید یعنی بودن و شدن
توحید یعنی همه چیزِ
همه چیز تحت فرمانروایی الله است
چقدر خداوند ما عاشق ماست
حرکت ما بجز اذن او نیست
برگی بدون اجازه او به زمین نمی افته
روال یا قانونی که خودش ساخته
ما درخواست میکنیم و او اجابت میکند
فقط ما توحیدی باشیم
ایمان دارم
کنترل ذهن میکنم
به هرچه بخواهم میرسن
الله به من میدهد
استاد سپاس
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته نازنینم
عاشق این دوره هستم
از پارسال که این پروژه گذاشته شد من همزمان شروع کردم و نتایج فوق العاده و بی نظیری گرفتم شاید بخاطر همین باشه که کلا حس خوبی به این پروژه دارم .…
امروز دوباره هدایت شدم این پروژه را استارت بزنم و با کمال میل پذیرفتم ، وقتی که حس خوب نسبت به هر کاری باشه آدم بیشتر مشتاق میشه که انجامش بده …
دوباره تعهد کتبی نوشتم تعهدی که احساس میکنم جدی تر و محکم تر و قلبی تر از تعهدی بود که همین اواخر داشتم و دوباره کار کردن روی خودم را شروع کردم .
نمیدونم واقعا اصلا چجوری بگم انقد من حس خوبی به این پروژه دارم که یکسری ایده ها برای تمرکز بیشتر برای انجام تمرین بیشتر میاد سراغم ، اولینبار که شروع کرده بودم علاوه بر اینکه کلمه به کلمشو مینوشتم ، و حتی یکبار دوباره از روش هایلات میگرفتم ، ایده اومد تمام نکاتی که هایلاتش کردی با صدام ضبطش کنم و هر روز گوشش بدم و همونروز انجامش دادم و همه نکات ضبط کردم و هرروز گوشش میدادم .
امروز دوباره شروع کردم ایده اومد یه کانال زدم تو ایتا فقط خودم هستم و از همین گام اول باورهای درست مخصوص به اون فایل را در کانال تایپ کنم و روز آخر تبدیل به فایل صوتیش کنم و در لحظه انجامش دادم .(اینجا بگم استاد من ایتا دارم و فکر میکنم 10 اینا کانال دارم فقط مخصوص باورها ، مثلا کانال باور عزت نفس ، کانال باور ثروت و حتی سه تا کانال دارم بنام نکات مثبت خودم ، نکات مثبت همسرم ، نکات مثبت دخترم، بجای اینکه تو دفترم بنویسم گوشیم همیشه در دسترسمه و ذهن بهانه ی کمتری میاره برای تنبلی)
و استاد عزیز شما آخر فایل در مورد خداوند گفتید اون قسمتی که بابا شما به شرکت گوگل اپل اعتماد میکنی برای اینکه بشما امکانات بیشتری بده به خداوند که میتونه تمام امکانات دنیا و زمین آنسان را در اختیارتون بده اعتماد نمیکنی ؟؟؟؟
استاد پوز کردم طبق روشی که همیشه میفرمایید تمرکز کنیم فکر کنیم و حتی در این پروژه خانم شایسته حتی در مقدمه ابتدایی ذکر کردن من پوز کردم یه چند دقیقه ای فکر کردم ،،، در سکوت و تنهایی یک لحظه یک دریچه اگاهی در قلبم باز شد …
خدا را گواه میگیرم عین واقعیت را مینویسم برای همین الانه شاید یساعت پیش !!!!
یه صدایی گفت چرا برای خدا کار نمیکنی ؟؟؟ چرا چرا استخدام شرکت خدا نمیشی ؟؟؟ میخای برای اداره خدا کار کنی و خدا باشه کارفرمات ؟ خدا باشه رییس و مدیرت ؟؟؟ و خدا هرماه بهت حقوق بده ؟؟؟ بیا از این لحظه به بعد از همین امروز کارمند خدا بشو !!!!!!
یک حس فوق العاده ای داشتم دفتر و قلمو برداشتم شروع کردم نوشتم
خدایااا منو استخدام کن از این لحظه به بعد کارمند تو بشم !!!
میخام کارمند تو بشم میخام مسئولیت کارم زندگیم را برعهده بگیرم و تصمیم گرفتم بجای اینکه خودم برم بیرون برای بقیه کار کنم بیام تو اداره ی تو تو کارخونه ی تو تو اداره ی تو کار کنم!!!!
با تمام اون شرایطی که بارها بارها تو دفترم نوشتم برای شغلم حتی بیشتر از اونها را میخام ، من از کار قبلیم انصراف دادم اول بخاطر اینکه تو هدایتم کردی دوم اینکه حقوقم کم بود ….. در مورد شرایط حقوقم و تمام شرایطی ک نوشتم مطرح کردم و آخرش با یک رنگ خوشگل
نوشتم تاریخ استخدام من 1404/09/08
قرارداد استخدام با شرایط فلان ….البته من فلان ننوشتم شرایطو با جزئیات نوشتم و نوشتم تایم کاری عشقی …
و در آخر نوشتم نام نام خانوادگی کارمند و امضا
خودمو نوشتم امضا زدم
و روبروش نوشتم نام نام خانوادگی کارفرما
نوشتم رب العالمین و امضاشو یک قلب بزرگ دور رب العالمین
اصلا خدا شاهده نمیدونم چرا نوشتم؟ چیشد یهو اینکارو کردم ؟نمیدونم واقعا چرا چنین حسی بمن القا شد چه چیزی درونم منو کشوند برای انجام اینکار
و حس خیلی خوبی دارم حس فوق العاده عالی..
خداروشکر که هدایتم کرد به این پروژه
چقدر خوبه از اولش این پروژه با یک حس خوب با ایده های خوب شروع شد
الهی شکرت
سپاسگزارم از شما استاد عزیزم برای استاد شایسته که بی نهایت قلم تآثیر گزاری دارن …
سیل
زلزله
طوفان
بلا یا بالا آمدن سطح توانایی
یه جایی شنیدم که گفتید ما به اندازه آدم ها خدا داریم
خداوند ذهن من چقدر قدرتمنده؟
خداوند ذهن من چقدر مهربونه؟
خداوند من چطوری داره بهم کمک میکنه ؟
که من توانمند تر بشم .
توی قرآن سوره حمد خدا خودش را مهربان بخشنده صاحب زمان و مکان معرفی کرد
من اگه خدا بودم !!!
خدایا ینفر اونم خود فعلیم!
و بهش میگفتم که فقط منا عبادت کن و فقط از من کمک بخواه
تا من تو را هدایت کنم به راهی نزدیک راهی که هر کس واردش شده از بخشش نعمت های من بهره مند شده
گیج و گمراه هم نمیشی
آیا کم بهش عطا میکردم با وجودی که بخشنده بودم
آیا زیر فشار بخش میکردم با وجودی که مهربان بودم؟
فقط خوبی مطلق باشم فقط خوبی میبخشم دیگه .
وقتی مالک و صاحب اختیار هم چیز فقط یه نفره
خوب کار من بعنوان بنده خیلی راحت میشه نسبت به اینکه برای هر کاری یه صاحب کاری داشته باشم
کارم راحت میشه چون تطبیق دادن خودم با یه صاحب اختیار خیلی آسون تر .با عقل الآنم که خوب جور در میاد
خدایا من گوش به فرمان تو میخوام باشم
بنده خودت باشم
نه بنده هیچ کس دیگه
اصلا بندگی تو شیرین تر از هر پادشاه یه
خدایا فقط بهم آسون بگیر نوکرتم
منا به بهترین ها راهنمایی کن
عاشقتم
و خدایی که در این نزدیکیست.
من اگه بتونم ذره ای از قدرت خدا رو باور کنم برای رسیدن به خواسته م قطع به یقین به خواسته م میرسم،مشکل در فراموش کردن قدرت خداست،نمیدونم چرا فراموش میکنم گاهی هیچ قدرتی برتر و بالاتر از اون نیست،البته مدتیه به لطف خود خداوند ندایی درونم فریاد میزنه که قدرت از دکتر و دوا و دعا و ثنا به درگاه فلان امام و فلان امامزاده بگیر و بده دست خدا تا اون برات از راهی که راحت ترین و سریعترین هست رقم بزنه.خدایا ازت ممنونم که بهم یادآوری کردی که هیچ کس بهتر و قشنگ تر از تو منو به خواسته م نمیرسونع،خدایا ازت ممنونم که کنارم هستی و هر روز و هر لحظه با یادآوری داشتن خواسته م بیشتر و بیشتر درک میکنم که خواسته ی من در دست توست و در بهترین زمان و بهترین مکان بهم دو دستی هدیه میکنی.من دارم یاد میگیرم که هیچ کس و هیچ چیزی برتر از تو برای رسیدن به خواسته من نیست.خدایا من همچنان در آغوش گرم تو پناه گرفتم و میخوام همینجا بمونم چون امن تر از آغوش تو سراغ ندارم.خدایا سپاسگزار تو هستم که لحظه لحظه ی زندگیم رو دارم با تو سر میکنم.خدایا ازت ممنونم که از طریق این فایل بهم یادآوری کردی که بپذیرم من توی سالهای گذشته اگه خواسته مو به دست نیاوردم مسئولیتش با خودم بوده،خدایا من در برابر تو تسلیمم چون هر چی فکر میکنم چرا من سالهاست نتونستم خواسته مو به دست بیارم فقط و فقط به این نقطه میرسم که من خودم توی این سالها با جدیت نخواسمتش،من برام مهم نبود که اونو داشته باشم چون من دوستش نداشتم و البته من پافشاری نکردم که داشته باشمش ولی مدتیه که از ته قلبم میخوام که بهش برسم و به احساس خوب و خوبتر برسم.دلم میخواد که به خواسته م برسم و دنیا رو جای بهتری کنم برای زندگی کردنه دیگران.وقتی قبلا از استاد عزیزم میشنیدم که ما همه مون رسالتی در زندگیمون داریم با خودم فکر میکردم رسالت من چی میتونه باشه؟؟هیچوقت هیچ چیزی به ذهنم نمیرسید ولی الان ایمان دارم که اگه من به خواسته م برسم میتونم رسالتم رو به دنیا برسونم که من اگه تونستم از ساده ترین راه بهش برسم قطعا دیگران هم میتونن برسن و این رسالته منه که دیگرانو اکاه کنم که تنها منبع رسیدن خواسته هامون فقط و فقط خداوند هست و ماباید قدرت رو به غیر از خداوند بدیم.خدایا شکرت از این آگاهی ناب.یا حق
به نام خدا
سلام استاد عزیز مریم جان و دوستان هم فرکانسی
الان بعد از حدود 20 سال به یاد آوردم که وقتی 13 ساله بودم پدرم و مادرم از هم جداشدند که البته بسیار عالی بود این اتفاق ، باعث رهایی و پیشرفت زیادی برای ما شد همون موقع با این که هیچ کدوم از این آگاهی ها را نمیدونستم ولی حس خوبی بود جدایی چون مشکلات و بحث های هر روزه ی زیادی بود یادمه همیشه به مامانم میگفتم دوست دارم مسایل زندگی ما هم عادی باش. نه اینقدر عجیب غریب و وحشتناک
خلاصه که من و برادرم با مادرم موندیم و ادامه دادیم راه دشواری بود از نظر عاطفی بی نهایت به هم نزدیک بودیم ولی از نظر مالی سختی های زیادی کشیدیم و دست از تلاش برنداشتیم
اون زمان با اینکه این خدای بی نظیری که الان میشناسم را بلد نبودم اما باهاش حرف میزدم و همیشه میگفتم خدایا تو پدر منی تو همه جوره با منی چون نمیخواستم از نظر عاطفی وابسته کسی باشم بالاخره با آگاهی های اون زمان ی وقتایی کم میاوردم و منم دلم رفاه حمایت و محبت پدرانه ای که میدیدم اطرافیان دارند را میطلبید اما خداراشکر سربلند طی کردم مسیر را
و اما من بودم و جامعه و تمام مسایلی که جزئی از فرهنگمان است تا این که با استاد و این سایت آشنا شدم
از این همه آگاهی فقط حرف زدن با خدارا بلد بودم که قطعا اینگونه نبود
تلاش کردن در کار برای درآمد داشتن که فقط اسمش درآمد بود
و توقع نداشتن از کسی چون هر دو خانواده مادری و پدریم بسیار ثروتمند بودند ولی هیچ رابطه ای نداشتیم و فقط با داشته خودمون روزگار طی میکردیم
درست یاد گرفته بودم توقعی از کسی نداشته باشم ولی اصلا بلد نبودم خالق زندگی هستم
و بقیه قسمت ها که داغون
ولی یادمه همیشه پس ذهنم میپرسم چه چیزی هست که من باید بدونم خیلی چیز ها هست که. ی سری ها میدونن خدایا به منم بگو اما کلا در مورد هیچ چیز اطلاعی نداشتم
وقتی به فایل های استاد دسترسی پیدا کردم اینقدر با اشتیاق روزی ده ها بار به فایل ها گوش میدادم برام شگفت انگیز بود این همه اطلاعات و احساس می کردم ی پاک کن دست گرفتم و دارم صفحات خط خطی ذهن و باور هام را پاک میکنم و این آگاهی ها را جایگزین میکنم ی جاهایی سبک بود و ی جاهایی سنگین و حتی ی وقتایی انگار اصلا اون آگاهی ها برگه ای براشون نبود تازه تازه بودن در کل خیلی حس زیبایی بود هیچ وقت فراموش نمیکنم اشک های شوقی که از دونستنشون ریختم را زمانهایی که مغزم داغ میکرد مثل زودپز تحت فشار بود و لپ هام از گردش زیاد خون گل مینداخت از دونستن موارد و وقت هایی که تحت فشار بودم که وای چرا من تو این موارد اینقدر داغونم بدون تعارف ی جاهایی انرژی زیادی برای تغییر صرف کردم ولی ارزششو داشت واقعا آدم فراموش میکنه الان چون توی تمرکز و تنهایی شدید بودم به یاد آوردم خداراشکر
استاد تشکر میکنم که اینجا بهمون فرصت دادی حرف بزنیم و یادداشت کنیم که فراموش نکنیم و هم جای امنی است که هر کسی دسترسی نداره
خداراشکر این زهره ای که الان هستم به لطف خدا از بودن و دریافت آگاهی ها در این مکان ناب و دلپذیر و روح نواز است
اینبار احساس میکنم دفترم را دارم از ابتدا چک نویس میکنم یادداشت ها را منظم میکنم دریافت های جدید را به جا مینویسم و با آرامش پیش میرم
قطعا که بارهای دیگر در آینده چکنویس خواهم کرد آگاهی ها و ورودی های ذهنم را
واقعا خوشحالم برای پیشرفتم تا به اینجا خداراشکر
احساس میکنم در سرفصل های آگاهی های این فایل همه موارد را 70درصد به بالا به خودم امتیاز میدم و تلاشمو میکنم که بهتر و بهتر بشم
جمله بلا استفاده گذاشتن توانایی ها برام خیلی جرقه بود
استاد تشکر که اینقدر هنرمندانه و زیبا تک تک تفکرات ریز و درشت روزمره مان را بررسی کردین راه درستشو گفتین واقعا یک سری مسایل ریز را فکر نمیکردم جزو باور های اشتباه باشند با ریشه هایی به این عمیقی
سپاسگذارم برای دریافت آگاهی های این فایل
خداراشکر
به نام خدای هدایتگر
سپاس خدای را که منو به مسیر هدایت کرد
سلام به استاد عباسمنش عزیز و خانواده عباسمنشی ها
نکته اول این فایل که خیلی برام پررنگ بود : خدا یه سیستمه و طبق فرکانس های خودمون داره بهمون جواب میده
پس فکر نکنیم یه اتفاقی در طبیعت مثل سیل و زلزله، خدا برامون نازل کرده و خدا اون بالا نشسته و میگه اینا باید حالشونو بگیرم و … !!!!
این یکی از مهمترین مفاهیم و باگ های ماهاست ، مخصوصا ما ایرانیا ، که میگیم خدا خواسته اینجوری بشه و قسمت و تقدیر و … حالا در همه جای جهان هست ولی چون ما ایرانیا از هم بیشتر خبر داریم اینجوری میگم .
پیشنهادم به دوستان در این زمینه : مطالعه کتاب چگونه فکر خدا رو بخوانیمه که کاااامل این موضوع موشکافی شده که یه کتاب بینظیره
نکته بعدی که اولین باوریه که هرکسی باید قبل از هر تغییری توی ذهنش ایجاد که اینه که : مسئولیت 100 درصد زندگیمونو بپذیریم و باور کنیم که تمام اتفاقات و شرایط زندگی مارو خودمون با افکار و باورهامون ایجاد میکنیم و هییییچکس هیییچ مسئولیتی در زندگی مارو نداره ، فقط و فقط خودمون هستیم
یه سوال دارم دوستان
حالا نمیدونم چجوری بگم ! شایدم اشتباه فهمیدم ، اگه دوستان راهنمایی کنن ممنون میشم: منی که میگم 100 درصد مسئولیت زندگیم رو برعهده دارم و تمام اتفاقات و شرایط زندگیم دست خودمه با باورها و فرکانس هام.
پس خدا چیکارس اینجا؟
وقتی صب بیدار میشم و میگم خدایا میسپرم به تو ؟ آیا اینجا از خودم سلب مسئولیت نکردم؟
میشه جایگاه خدارو توی زندگیمون در کنار این باور که من مسئولم برام شفاف کنید .
ممنون از استاد عزیز بابت این فایل بینهایت ارزشمند
در پناه خدا
آیه قرآن کل نمد هولاء و هولاء
خداوند میگه ما به همه کمک میکنیم چه اونایی که در مسیر عشق وشادی وخوشبختی و بهشت هستند وچه اونهایی که درمسیر بدبختی و جهنم هستند. خداوما یکی هستیم . خداوند مهر تایید میزنه برخواسته های ما وکمک میکنه به رسیدن به مسیر.
سلام بخداوند
سلام به همه شما عزیزان و سلام به گروه تحقیقاتی عباسمنش و استاد عزیزم و مریم جان عزیز
خدایا شکرت بخاطر این همه فراوانی
خدایا شکرت که انقدر زود بهم پاسخ میدی
خدایا شکرت که انقدر حمایتم میکنی
امروز که دارم با شما این پیام رو به اشتراک میزارم بسیار خوشحالم چونکه هدایت شدم به سمت خانه تکانی ذهنی
داستانش خیلی مفصله و من نمیخوام وقت شما رو بگیرم
اما این هدیه ای از طرف خدای خودمه
فقط ازش میخوام توی این مسیر ثابت قدم باشم
فایل رو گوش دادم وهمه دستور العمل رو خوندم و دارم سعی میکنم حتی کوچیک اما حرکت کنم و متعهد باشم
تمام نکات مثبت رو نت برداری کردم و توی مسیر ک فایل رو گوش میدادم مثال زنده از شرک و توکل خودم زدم تا برام تداعی بشه که دیروز کجا بودم و امروز کجام و چرا زندگیم اون موقع به اون شکل بود و امروز به این شکله
هر چند من هروز این کارو میکنم اما فقط با حسرت بود و بس
اما الان دیگه حسرت نیست بلکه به دید یک راهنمایی بهش نگاه میکنم یک فرصت و نه یک تهدید
خدایا شکرت بخاطر سید حسین و گروه خوبش
چقدر زیبا گفتید استاد
چقدر زیبا مریم جان مطالب رو دسته بندی کردید
همیشه میگفتم استاد پاک سازی رو قبول نداره و چرا راجع بهش هیچ حرفی نزده
اما امروز وقتی به این مسیر هدایت شدم دیدم نه تنها استاد داره از اون صحبت میکنه بلکه یک دوره براش گذاشته و ساعتها اونم بروش عباسمنشی راجع بهش صحبت کرده
خدایا ممنونم ازت
دیگه تصمیم دارم توقعم رو از دیگران بردارم تا از ترس تنهایی رهایی پیدا کنم
اینکه همش دنبال توجه طلبی از دیگران باشم، اینکه دائم دنبال در خواست از اونها هستم که بیان و بمن کمک کنند
اینکه همش غر بزنم ک من چقدر امروز کار کردم ، من دست تنهام، من ……. فقط جز دوری از خداوند چیزی برام نداشت و امروز با قلبی آرام تر میخوام حرکت کنم
توکام بخداست و آماده حرکتم
دوستون دارم
حق یارتون
سلام به همه دوستان عزیزم من هم تازه وارد سایت استاد خوبم آقای عباس منش شدم وخداوند روبه خاطر اینکه من رو به سوی خودش داره هدایت میکنه خیلی خیلی شاکرم واقعا منم وقتی این فایل خانه تکانی ذهن رو گوش دادم قبلش همش شوهرم رو مقصر مشکلات مالی خانواده میدونستم ولی الان میدونم که من خودم مسئول زندگی خودم هستم وخداوند رو هزاران هزاران بار شاکرم که دارم باورهای خوبی رو وارد ذهنم میکنم دارم آرام آرام تغییر میکنم هرچند که من تازه این راه رو شروع کردم ولی خیلی خیلی خوشحالم وخدا رو سپاسگزارم
سلام به همه دوستان عزیزم من هم روز تازه وارد سایت استاد خوبم آقای عباس منش شدم وخداوند روبه خاطر اینکه من رو به خودش داره هدایت میکنه خیلی خیلی شاکرم واقعا منم وقتی این فایل خانه تکانی ذهن رو گوش دادم قبلش همش شوهرم رو مقصر مشکلات مالی خانواده میدونستم ولی الان میدونم که من خودم مسئول زندگی خودم هستم وخداوند رو هزاران هزاران بار شاکرم که دارم باورهای خوبی رو وارد ذهنم میکنم دارم آرام آرام تغییر میکنم هرچند که من تازه این راه رو شروع کردم ولی خیلی خیلی خوشحالم وخدا رو سپاسگزارم
پروژه خانه تکانی ذهن – گام اول
سلام و درود
اونجایی که استاد راجب طوفانی که در منطقه پاناما سیتی / مکزیکو بیچ، صحبت کرد رفتم سراغ گوگل ارث، تاریخ ثبت تصاویر برگردوندم به گذشته و سیر تغییرات از 2023 تا 2015 بررسی کردم، گویا طوفان نوامبر2018 اتفاق افتاده و تق ریبا اونجا رو با خاک یکسان کرده اما طبق تصاویر گوگل در کمتر از دو سال بعد، بیشتر اون خونه ها بازسازی و حتی بهترش ساخته شده و به تصاویری که در ژوئن 2023 ثبت شده نگاه کردم تحول و پیشرفت زیادی تو ساخت و ساز و فضای شهری دیدم…
.
از خودم پرسیدم اون همه ادم که زندگیشون داغون شده چطور تونستن تو 2 سال خونه هاشون بازسازی یا از نو بسازن؟؟
از کجا پول اوردن؟؟؟
استاد عباسمنش گفت دولت امریکا کمکی نمیکنه بهشون، هرکی بیمه باشه بیمه میده هرکیم نباشه دیگه خبری از کمک مالی و هزینه های ساخت نیست.
شرایط اونا رو با خودم مقایسه کردم،،اگه همچین اتفاقی واسم بیوفته باید چکار کنم؟!
به درامدم نگاه کردم، با یه حساب دو دوتا چارتایی 136ماه یا 11 سال طول میکشه بتونم یه خونه 3میلیاردی که اگه با نرخ امروز ثابت بمونه رو بخرم یا بسازم،، اون وقت مردمان اونجا چطور تو دو سال زندگیشون از نو،بهتر از قبل ساختن؟؟
نمیدونم!
نمیدونم.
نمیتونم.
در واقع دنبال راه حلی هستم ، مثه اونایی که بعد از طوفان یا رخداد هایی مشابه از ویرانی ها بلند شدن و زندگی بهتر از قبل ساختن،، بشم.
چجوری؟
چطور؟
!؟
امیدوارم طی این مدتی که تصمیم گرفتم رو پروژه خانه تکانی ذهن کار کنم محدودیت هایی که تو فکرمه شناسایی و بر طرفشون کنم و زندگیمو به شکلی بهتر بسازم.
خب
استاد عباسمنش یه بار دیگه تو این فایل هم گفت هر اتفاقی باهاش روبه رو میشم دلیلش منم. مسولیت صد درصد همه چیز با منه.
من با فرکانس هام تعیین میکنم چه اتفاقی چه نتیجه ای واسم داشته باشه.
اتفاقات نادلخواه خشم و غضب خدا نیست.
بد شانسی و نحسی نیست.
هرچی پیش میاد، باهاش روبه رو میشم دلیلش منم.
مسئول همه چی منم.
مسائل و مشکلاتمو خودم باید حل کنم ،
تا وقتی توقع و انتظار کمک از دیگران/دولت/منجی داشته باشم بدبختی و مشکلات ولم نمیکنه.
تا وقتی این تفکر تو ذهنم باشه که یه کس دیگه بجز خودم، باید کاری انجام بده که من به هدفم برسم، تو ناکامی و بدبختی غوطهور هستم.
خب
قبول میکنم دچار این شرک و باور محدود هستم.
چون فک میکنم: منابعم محدوده، من که نمیتونم از پسش بربیام چون بلد نیستم/انجام ندادم/ نمیتونم، نمیدونم.
خب
ترمز واضحه. حالا چجوری برطرفش کنم؟
+ باید منطق هایی بسُرایم که این تفکر نقض کنه.
منطق ها »» مهم نیست الان چی دارم و منابعم چقده، هرچی لازمم باشه مرحله مرحله خدا بهم میرسونه. قرار نیست خودم از پسش بر بیام، خدا واسم انجام میده/موقعیت و شرایط و ادما و… به یاریم میفرسته.
مهم نیست الان کامل بلد نیستم، نمیتونم. همون میزانی که میدونم و میتونم انجام بدم مابقی مسیر مرحله مرحله مشخص میشه، خدا هدایت و حمایتم میکنه.
——-
× ترمز بعدی :
همه چی خداست، همه چی توحیده. من تلاشام کردم اما خدا نمیخاد درها باز بشه و یا به مقصودم برسم. خدا منو هدایت و حمایت نکرده.
+ منطق و رفع ترمز:
عامو ولمون کن، هنوزم خداییو فالو میکنی که احساسات انسانی داره؟ صلاح/مصلحت اندیشی میکنه؟؟!! خنده داره.
اخرای همین فایل استاد گفت: توحید عملی یعنی مسئولیت کاراتو خودت برعهده بگیری.
چرا نتیجه فرکانس های معیوبت میندازی گردن خدا؟
ضمنا زیادی به خودت مطمئنی که صدردصد سمت خودت انجام دادی و خدا هم صفر درصد سمت خودش انجام نداده
– اینکه یکی دوبار طبق برنامه و جوری که دلت میخاست کارا پیش نرفته دلیل نمیشه خودت محروم ببینی از فضل و لطف خدا.
اینکه یکی دوبار به در بسته خوردی سندی بر بسته بودن بختت نیست!
به طبیعت نگاه کن، هیچ چیز یوبس و ایستا نیست. توام بخشی از طبیعتی. این تفکر اشتباهه که خودت محروم دیدی از گشایش ها و فضل خدا.
——–
+ حالا چجوری درستش کنم ؟
– باوراش بساز، با صدات ضبطش کن و بگوش.
+ میشه باوراشو بگی؟
– من مورد حمایت و هدایت ویژه خدا هستم
– من مورد فضل و لطف خدا هستم.
– خداروشکر که درهای لطف و رحمت خدا به شکل اتفاقات خوب و همزمانی های دلخواهم به روم بازه.
– خدا حامی رشد و پیشرفت من تو هر زمینه ایه
– خدا میخاد که من بلحاظ مادی و معنوی رشد کنم.
– خدا میخاد که من بلحاظ مالی رشد و پیشرفت بزرگی داشته باشم.
– خدا اسباب رشد و پیشرفت های مالی رو به راحتی واسم فراهم میکنه.
– خدا به راحتی اتفاقات و شرایطیو واسم به وجود میاره که زندگیم در تمام جنبه ها فراتر از ایده الم بشه.
– خدا بهم میگه چطور و من میتونم از پس مشکلات و مسائل زندگیم بر بیام.
– خدا تلاشاهای منو ضربدر هزار میکنه و نتیجه های عالی واسم ببار میاره.
– هرچی لازمم باشه، هر اتفاقی بیوفته خدا واسم کافیه و مرحله مرحله هدایتم میکنه که حلش کنم.
من به هیچ کس و هیچ چیزی محتاج نیستم.
– خدا هرچیزی که لازمم باشه رو واسم جور میکنه من به هیچ کس و هیچ چیزی محتاج نیستم.
———————
خب
عبارت های بالارو با صدای خودم دیشب ضبط و با یه اهنگ مناسب میکس کردم، یه فایل 2 دیقه ای شد و از صبح تا الان حین انجام کارا از طریق ایرپاد تو گوشم درحال پخش بود. متعهد میشم این کارو تا جایی که بهم الهام میشه ادامه بدم.
این بود تمرین و تعهد من در راستای پروژه خانه تکانی ذهن/ گام اول.
سپاسگزارم
2050