این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2019/04/abasmanesh1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2019-04-06 14:20:232024-09-24 19:24:19live | “توحید” و فعال کردن قدرت خلق درونی
1956نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من واقعا خیلی سر در گمم بودم در زندگی و خدا شما را به واسطه عزیزانم به من نشان داد
استاد در اونجا که شما مثال مادرتون زدین که گفتین مسول زندگی خودم را باید خودم رقم بزنم و توقعی از دیگران نداشته باشم متاسفانه من همیشه از خانواده خودم و همسرم توقع میکنم و هر اتفاقی که میوفته احساس بدبختی میکنم میگم من کسی ندارم که کمکم کنه اما خدای من خیلی بزرگه و من باید به خدا توکل کنم من از بچگی همیشه علت نرسیدن به خونه خوب در تهران را مقصرش پدر مادرم را میدانم که چرا مادرم هرزحمتی که پدرم کشید را خرج خانواده خودش کرد و بچه هایش نادیده گرفت و پدرم با رفتن به سراغ مواد باعث نابودی زندگی ما شد و همیشه این باور اشتباه دارم که اگه یه اتفاقی برام میوفته همه باید به من کمک کننن و عامل اصلی بی پول بودن و ازدواج در سن کم را گردن خانواده میاندازم اما من خودم مسول زندگیم هستم نه دیگران و من باید خودم با درست کردن باور هام زندگی را جور دیگه و با باور به خدای توحید زندگیم را رقم بزنم ممنون از استاد عزیز
من دو سالی هست با این مباحث آشنا شدم در گروه های دیگه ولی هر کاری می کنم روی من تاثیر مثبتی نمیذاره و البته تاثیر معکوس هم زیاد دیدم تا دیروز که حال ناخوبی داشتم و خیلی دلم گرفته بود و مدام از خدا میخواستم که راهی جلو پام بذاره که حال روحیم تغییر کنه و از این همه غم و ناراحتی نجات پیدا کنم از اینکه تلاش می کنم ولی به جایی نمیرسم.
از یکی دوستان چند وقتی بود که با توجه به مشکلاتی که داشت دیدم خیلی نگاهش به زندگی و چالش فرق کرده روحیه خیلی خوبی داره سوال کردم گفتم چکار می کنی سایت استاد عباسمنش و این ویس ها به من معرفی کرد
انشاالله این نشانه ای باشد از طرف خداوند رحمان برای من
من امروز 105روز هست که تو سایت هستم و از همون روز اول با پروژه خانه تکانی ذهن شروع کردم
و اونارو کامل تموم کرده بودم و الان قدم سوم دوازده قدم هستم که چند ساعت پیش از خدا هدایت خواستم چون اون نتایج شگفت انگیز روزای اول برام عادی شده بود
وقتی رو دکمه مرا به نشانه ام هدایت کن و زدم به پروژه خانه تکانی هدایت شدم
و فهمیدم که من با اینکه این فایل ها همشون رایگان بودن ولی با همینا به نتایجی معجزه وار رسیده بودم که تشویق شدم و البته هزینه همون دوازده قدم هم از همون نتایج این پروژه پرداخت شد
چون همون اول ورود به سایت یه جا شنیدم یا خوندم که گفتین با فایلای رایگان شروع کنین نتیجه که گرفتین دوره بخرید
خلاصه که استاد جانم من متعهد شدم دوباره همراه با دوازده قدم پروژه خانه تکانی هم کار کنم
و دوباره اگاهی های معجزه بخش و با دل و جونم دریافت کنم
انشاالله که نتایج فوق العاده جدیدی تو راهه
و من به زودی خبر نتایج و همینجا براتون مینویسم
خیلی دوستتون دارم
بیشتر از اعضای خانوادم با شما وقت میگذرونم و بیشتر از هر صدایی فقط صدای شما تو گوشمه
به دل و قلبتون نور الهی بباره که قلبمون و با عشق الهی نورانی میکنین
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته و دوستان هم فرکانسی عزیزم.
استاد در این فایل گفتند که:
هیچ اتفاقی برای کسی نتیجه از پیش تعیین شده ندارد و از یک اتفاق یکسان هم می توان شرایطی برای پیشرفت ساخت و هم می توان به عنوان یک عذاب و مشکل به آن نگاه کرد و این خود من هستم که تصمیم می گیرم یه اتفاق چه نتیجه ای برای من داشته باشه.
و اگر من در فرکانس درست باشم نتایج همه اتفاقات به نفع من است حتی اتفاقات به ظاهر منفی نتایج مثبتی دارند.
و همچنین اکثر مردم چالش رو به عنوان سختی و مشکل می شناسند اما در واقع این چالش ها بودند که همیشه باعث پیشرفتها، اختراعات، اکتشافات، قوی تر شدن افراد و غیره شده اند.
چند روز پیش یه اتفاق غیر منتظره برای من افتاد و من با توجه به این آموزه های گرانقدر به اون واکنش دادم و نتیجه هم تا حدی مشخص شد و میخوام براتون تعریف کنم.
وقتی داشتم از آسانسور بیرون می اومدم گوشیم از دستم افتاد و مستقیم رفت تو شکاف بین آسانسور و درب و سه طبقه افتاد پایین.
در همون لحظه اول حس عجیبی داشتم.
من همیشه در این مواقع حتی با اتفاقات خیلی کوچک هم به هم میریزم و حس بدبختی و اینکه چرا باید این اتفاق بیفته داشتم اما این دفعه متفاوت بود. از همون اول حس میکردم یه انرژی بزرگ داره به من میگه آروم باش هیچ اتفاقی نیفتاده من هم آرامش خودم رو حفظ کردم.
رفتم گوشی خواهرم رو گرفتم و زنگ زدم به مامانم
گفت برو برق آسانسور رو قطع کن و از پایین برش دار من رفتم ولی وقتی برق رو قطع کردم درب هنوز قفل بود و قرار شد منتظر بمونم مامانم بیاد خونه.
یه فاصله 45 دقیقه ای بین این اتفاق تا زمانی که مامانم اومد بود و من تو این فاصله به خودم میگفتم که ایمان و توکل در همچنین موقعی مشخص میشه و انسان ها در این اتفاقات غربال میشن. به خودم می گفتم یا هیچ اتفاقی برای گوشیم نیفتاده و جهان می خواد من رو امتحان کنه یا اینکه یه تضاد پیش اومده که باعث پیشرفت من بشه خلاصه یه حس عجیبی داشتم
همونطور که استاد میگن تسلیم خداوند باشیم.
وقتی رفتم گوشی رو برداشتم دیدم که پشتش شکسته و نورش کم شده ولی خسارت زیادی ندیده بود و سالم بود. همون موقع گفتم هیچ اشکالی نداره و رفتم بالا یه نیم ساعت تو اینترنت گشتم ببینم مشکل کم نور شدن میتونه از کجا باشه چیزی پیدا نکردم و ولش کردم.
اون شب و فرداش به این قضیه خیلی فکر کردم که ببینم این تضاد چجوری میتونه باعث پیشرفت من بشه دو تا نتیجه گرفتم:
اول اینکه همیشه یکی از ترس های من این بود که این گوشی خیلی برای من ارزشمنده و اگر اتفاقی براش بیفته دیگه دسترسی به سایت و استاد و موارد مهم در گوشیم ندارم که این ترس از بین رفت چون اتفاق افتاد.
دوم اینکه من به یاد آوردم که قبلا دوست داشتم یه گوشی سطح بالایی برای خودم بخرم ولی چون باور نداشتم که میتونم به دستش بیارم بی خیال شدم ولی این تضاد خواسته ام رو دوباره به من یادآوری کرد و باعث شد که تصمیم بگیرم یه گوشی تو بازه قیمتی x تا y که بالا به حساب میاد بخرم.《با وجود اینکه پس انداز من برای خرید گوشی صفر بود》دو سه روز دنبال بهترین گوشی تو اون بازه قیمتی گشتم و بالاخره یه مورد عالی که تمام ویژگی هایی که میخواستم رو داشت پیدا کردم.
به خدا گفتم تو این خواسته رو به من یادآوری کردی و من باورش کردم این گوشی رو میخوام و خودت به من برسونش.
نشستم در دفتر خواسته هام در موردش نوشتم و تمام ویژگی های مثبت گوشی رو درج کردم حتی رنگ و حافظه ای که میخوام رو نوشتم.
دوباره میگم من الان هیچ پس اندازی برای گوشی ندارم. ولی باور کردم که میخوام گوشی به این قیمت رو بخرم و میدکمم خدا صد در صد شرایط رو برای من اوکی میکنه.
من اینقدر مطمئن هستم که چند روزه با دوستانم که صحبت میکنم میگم که من میخوام این گوشی رو با این قیمت بخرم.
خواستم بنویسم که هم برای خودم بمونه و یادم باشه و برای دوستان تجربه ای بشه.
چند سالی که من صحبتهای استاد را دنبال میکنم. اوایل سال 1401 بود که برای اولین بار با قانون جذب آشنا شدم. آن زمان کارمند بانک بودم و تصمیم گرفتم روی افکار و باورهایم کار کنم. تنها دو ماه گذشت که یکی از بزرگترین اتفاقات زندگیام رقم خورد؛ اتفاقی که مرا سر یک دو راهی مهم قرار داد:
در کار کارمندی بمانم یا مسیر جدیدی را شروع کنم؟
چند روزی با خودم کلنجار میرفتم تا اینکه تصمیم گرفتم با همسرم صحبت کنم. گفتم: «میخواهم از کارم استعفا بدهم. نظر تو چیست؟»
همسرم هم حمایتم کرد. اما آن چیزی که قدرت نهایی را به من داد، نامه 31 نهجالبلاغه بود. وقتی آن را خواندم، انگار جرقهای در جانم روشن شد. حس کردم خداوند از طریق این پیام، دارد با من حرف میزند.
همزمانیها و نشانههایی که میدیدم، مدام به من میگفتند:
«من مسیر را برایت هموار کردهام، اما تصمیم نهایی با توست.»
من به این نشانهها اعتماد کردم. استعفا دادم.
و اتفاق جالب اینکه فردای آن روز، کار وکالت را شروع کردم!
امروز از ته دل خدا را شکر میکنم؛ چون در تمام این مسیر، حضور و همراهیاش را حس کردم. باور دارم خداوند همیشه کنار ماست؛ حتی برای سادهترین نیازهایمان، مثل نوشیدن یک لیوان آب، ما را هدایت میکند—اگر با او ارتباط بگیریم.
میدانم هرچه دارم از خداست و او عاشقانه شادی و خوشبختی ما را میخواهد.
این ما هستیم که یا خودمان را از شادی دور میکنیم یا آن را جذب میکنیم.
از استاد عزیز هم متشکرم که با آگاهیهایش، میلیونها نفر را به سمت ارتباط با آن نیروی الهی درونمان هدایت کرده است.
و من به همه شما میگویم: شما هم میتوانید همین مسیر را طی کنید. فقط کافیست به خدا، به نشانهها و به ندای درونیتان اعتماد کنید.
به امید روزهای بهتر برای تمام دوستان این دانشگاه خودشناسی
استادعزیزم سلام ودوستان وهمراهان گروه تحقیقاتی استادسلام خدمت تک تک شما
استادعزیزم ممنون ازاین فایل زیباوارزشمند که معنای واقعی توحیدرونسبت بخداوشرک نسبت به خداروبه بهترین نحوبهمون فهموندین
خداروشکرمیکنم که پس ازتماشاکردن فایل های مختلف بالاخره این غروروباورمحدودکننده چرت وپرت وشکستم وتونستم نظرخودموبنویسم
من پس ازچن وقت عضویت توگروه شما واستفاده ازفایل های رایگان حال خودموثروتموخانوادموبه کلی خوب شدتوبه طورباورنکردنی اونقدتونستم پول داشته باشم که بتونم ازتون دوره راهنمایی روتهیه کنم وروش کارکنم ولی بعدمدتی اتفاق هایی ناجالب رخ دادوایمانم سست وضعیف شدبه طوری که هیچ حسی به فایل هانداشتم کلاذهنم رفت به طرف بیراهه بیراهه ای که بعدازدست دادن حسم به شما بازم انقدتمرین وتکراروعبارات تاکیدی نوشتم تابازتونستم به امیدالله یکتابه اون حس دلنشین برسم
سلام به استادعزیزم وخانم شایسته عزیز من گام اول روامروزشروع کردم عالی بودمیرفتم طرف کتابخانه وهمینطورباخداحرف میزدم گفتم هدایتم کن چکارکنم بعدکه نشستم وآماده شدم رفتم توی سایت چشمم خوردبه گام به گام وشروع کردم گام اول وگوش دادن اینها همش نشانه هست وهدایت تصمیم گرفتم تا آخر28روز و هرروزادامه بدم ونتیجه رو درآخر دوباره کامنت کنم من از سال 1400 باشماآشنا شدم ودرره هاتون ازطریق تلگرام خریداری کردم به قیمت خیلی ارزون وواقعا نمیفهمیدم که باید از سایت بخرم پشتیبان هم داشت واصلا متوجه نشده بودم بااینکه شما اول هرفایل تکرارمیکردید که فروش فقط توی سایت ولی انگاریم وگوش من بسته بود تاحدود 3ماه پیش یک فایل رایگانتون گوش میدادم که شما اشاره کردید به فایل آرامش درپرتو آگاهی بعد سریع من رفتم وزدم یک کانال به نام آرامش در پرتو آگاهی برام اومد کل فایلش خوندم بعدزدم روی لینک دیدم یک خانم هستن استاد این خانم یکی ازدانشجویان شما بودند اینقدرراجب شما وراه وروش شما قشنگ برام توضیح میدادن که من گفتم ایشون یک فرشته از طرف خداوند اومده وبه واسطه ایشون من هرچی دوره از تلگرام خریده بودم پاک کردم وسایت شما روبهم معرفی کردن الان دارم بهترمیفهمم قوانین چی هست وشما چی میگیدبعداز4سال اون دوره ها خیلی به دردم نخورد چونکه از طریق دیگه ای به دستم رسیده بودونتیجه آنچنان نگرفته بودم کلا توی درودیواربودم ولی توی این 3ماه خیلی بهتردرک میکنم وهدایت میشم به مسیردرست هنوز دوره ای خریداری نکردم ازتوی سایت امیدوارم این فایلهای رایگان رو به درستی تمرین کنم وازش استفاده کنم تا به نتیجه برسماستادهمیشه میگن که اگر دوره هارو از طریق دیگه به دست بیارید نتیجه حاصل نمیشه ومن الان دارم متوجه میشم ازخداوندسپاسگذارم وهمیشه دعاگوی شما استادعزیز
به نام خدای بخشنده مهربان
شکر برای این سایت ارزشمندت
این صدات که مرده رو زنده میکنه
واین قلبی که سعی در غرق شدن در این اموزش هاتونو داره
………….
درس امروزم ……منبع خوشبختی
گاهی پدرت وضعش خوبه همسرت وضعش خوبه فلان رفیق پولداری داری وروش حساب میکنی هوامو داره
بهم حواسش هست
وسعی میکنی نگه شون داری
راضئ هستن نیستن
وگرنه نعمت شونو لطفشونو بهت قطع میکنن
استاد میگه
وظیفه تو بندگی کردن
هر چی بتونی رها تر باشی بیشتر باورش کنی
یادت باشه این نعمتها از طرفه ربه
این نعمتها از طرفه پاداش ربه بهت برای بندگی درستش
راستش وقتی با تعهد گفتم هر چی فکر در مورد کارهای دیگه دارم خواسته هام حواس پرتی هامو میریزم دور وخودمو میندم به قدم اولم
اولش زنگ زدن دعوت به سینما شدم برام عجیب بود وغیر منتظره
بعدش مامانم زنگ زد وانقد باهام قشنگ حرف زد چقد لدت بردم
بعدش خواهری
یاده نکته ای افتادم
قبلا چقد دلم میخاس مثلا یکی باهام اختل بزنه وقت بزاره ولی الان با عشق این همه وقت باهم حرفهای قشنگ زدیم شکررر
وبعدم هدیه پولی
وقتی سعی کردم زهنمو کنترل وتمرکزی بزارم روی سایت انقد برکت برام اوکی کردی شکرررت
میخام این راه پر از برکتو تا انتها برم
حالا این حرفها چه ربطی به داستانه ما داشت
ربطش اینجاس همه چی دسته خودمونه
وقتی انقد عشقو برکتو نشونه برام اومد که با عشق اومدم روی درس بندگیم تمرکز کردم
وگفتم مسول زندگیم خودمم نه بقیه
خودم باید باورسازی کنم
خودم باید مهارت کنترل زهن
خودم باید مهارتم طراحی هر چی به روز کنم
باید ایمان نشون بدم تا هدایت بگیرم
پس برنامه شد چی
به جای بندگی بقیه وجلبه توجه از بقیه
دنبال بندگی ربت باش
بندگی ینی کنترل زهنت ولذت بردنت وسپاسگزاریت باش
برای خودت زندگی کن
این نشونه های شیرین که میگفتین خیلی زود خودشو نشون میده منو کشوند به پای اینکامنت
عاشقتم
بنام خدا
سلام ودرود خدمت شما استاد شریف
اول از خداوند بزرگ سپاسگذارم که پرده از گوش ها و چشمان من برداشت و من هدایت شدم به این آگاهی و دارم استفاده میکنم
انشالله که بتونم به تعهدی که برای خودم گذاشتم
پا برجا بمونم و برگردم بعد مدت تعهدی که نوشتم برای خودم ،این کامنت رو بخونم
به یاری خداوند و مطالب ارزشمند شما که در اختیارم قرار داده شده نهایت بهره راببرم
الان بهترین موقعیت بود که به زندگی من اومد از خداوند هدایت خواستم و لطف کرد و من رو به این قسمت هدایت کرد بقیش با خودمه که ادامه بدم و نتیجه بگیرم
خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار
به نام خدای بخشنده مهربان
از خداجونی تغییرو هدایت میخاستم
واضح مارو انداخت توی پروژه خانه تکانی
ودیگه اینجا تعهد میدم در حد توان سعی کنم دوساعت با تمرکز خوب
بدون فکر خیال در مورد خواسته ها
جدا از فکر به هر کار دیگه زمان عشق براش بزارم وبا دفترم بزارمو در حد توان قورتش بدم
قرار های ما ساعت ….هفت تا نه
شکر رفیق همراه همیشگیم
نشونه هات واقعا دیوانه کنندنس دوباره که تکرار طوفان زلزله رو میگی
خداجونی فک میکنم درس مهمی توشه
امروز طوفان فرداطوفان همش طوفان طوفان میکنی
ارع من میترسم از طوفان
ولی میگی نترس کاره منه
میگی یه چیزیه توش برکته یه امتحانه کنترل زهنه
راستش درسته کنترل زهن ینی چی الان طوفان بهمون خورد زندگیمون متلاشی شد چجوری ایمانمو نگه داریم
وقتی هزاران ترس نجواها مارو احطه میکنن
راستش خداجونی من ادم پر حوصله پر صبرم
گاهی با اتفاقات کنترل زهن میکنم گاهی نه به دلیل الکی انگار ظرفم لبریز میشه
مثل همون گاوه نه من شیر میده لقد میزنه میریزه
بعضی روزها برام سبکن بعضیا سنگین
ولی دوست دارم مقاوتم ببرم بالاتر
مقاومتمو در برابر سخت ترین نجواهاای جهانم ببرم واقعا بالاتر
واقعا ایمان داشته باشم
واقعا نفس عمیق بکشم اسوده باشم
واقعا برای عشقبازی لحظه با رب باشم رها ولذت ببرم ونعمت های لحظه امو با عشق مزه مزه کنم
واقعا برای ثروت مهارتمو ایمانمو بالا بالاتر ببرم
خب راستش کاری که الان به زهنم میرسه ساخته احساس خوب عشقه
با تمرین سپاسگزاری
شکرت توی این فایل گفتی بنده من بیا جلو
بیا جلو تا بندگیو یادت بدم تمرین کن تا خداییمو ببینی حالشو ببری
گفتی بندگی کردن کنترل زهنه
بندگی کردن قدرت دادن دسته رب وبرای رضایت اون کار کردنه
برای اینکه احساس خوب بسازی لدت ببری
برای اینکه از حرف هیچ کسی نترسی
دنبال حمایت هیچ کس ازت نباشی به جاش دنبال لذت بردن از دستای خدا بهت باش
الان گیج میشه
چه وقتی باید شادو سپاسگزار باشی برای دستای خدا توی زندگیت
کجا بایدتوقعت به جای بقیه از خودت باشه
تو زهنم ثروت ساختنه بقیه رو میبینم ولی من چجور میخام ارزش ساز باشم برام مبهمه
هزاران سد جلوشه
ولی همش حبابه
چجوره به جای توقع از بقیه وناراحتی ازشون
برای کم کاری هاشون
مهارتمون برای ساختنه احساس خوب بالاتر ببریم
مهارتمونو برای ساختن ارزش مهارت هامون بالا تر ببریم
شکرت خداجونی برای نشونت که گفتی همه چی خیره تو احساستو خوب نگه دار ونترس
ومن سعی میکنم از تضاد درس شدع توی زندگیم سپاسگزار باشم
به نام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عباس منش
من واقعا خیلی سر در گمم بودم در زندگی و خدا شما را به واسطه عزیزانم به من نشان داد
استاد در اونجا که شما مثال مادرتون زدین که گفتین مسول زندگی خودم را باید خودم رقم بزنم و توقعی از دیگران نداشته باشم متاسفانه من همیشه از خانواده خودم و همسرم توقع میکنم و هر اتفاقی که میوفته احساس بدبختی میکنم میگم من کسی ندارم که کمکم کنه اما خدای من خیلی بزرگه و من باید به خدا توکل کنم من از بچگی همیشه علت نرسیدن به خونه خوب در تهران را مقصرش پدر مادرم را میدانم که چرا مادرم هرزحمتی که پدرم کشید را خرج خانواده خودش کرد و بچه هایش نادیده گرفت و پدرم با رفتن به سراغ مواد باعث نابودی زندگی ما شد و همیشه این باور اشتباه دارم که اگه یه اتفاقی برام میوفته همه باید به من کمک کننن و عامل اصلی بی پول بودن و ازدواج در سن کم را گردن خانواده میاندازم اما من خودم مسول زندگیم هستم نه دیگران و من باید خودم با درست کردن باور هام زندگی را جور دیگه و با باور به خدای توحید زندگیم را رقم بزنم ممنون از استاد عزیز
من دو سالی هست با این مباحث آشنا شدم در گروه های دیگه ولی هر کاری می کنم روی من تاثیر مثبتی نمیذاره و البته تاثیر معکوس هم زیاد دیدم تا دیروز که حال ناخوبی داشتم و خیلی دلم گرفته بود و مدام از خدا میخواستم که راهی جلو پام بذاره که حال روحیم تغییر کنه و از این همه غم و ناراحتی نجات پیدا کنم از اینکه تلاش می کنم ولی به جایی نمیرسم.
از یکی دوستان چند وقتی بود که با توجه به مشکلاتی که داشت دیدم خیلی نگاهش به زندگی و چالش فرق کرده روحیه خیلی خوبی داره سوال کردم گفتم چکار می کنی سایت استاد عباسمنش و این ویس ها به من معرفی کرد
انشاالله این نشانه ای باشد از طرف خداوند رحمان برای من
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین
ممنونم که بهترین و عزیزترین رفیقم شدین
من امروز 105روز هست که تو سایت هستم و از همون روز اول با پروژه خانه تکانی ذهن شروع کردم
و اونارو کامل تموم کرده بودم و الان قدم سوم دوازده قدم هستم که چند ساعت پیش از خدا هدایت خواستم چون اون نتایج شگفت انگیز روزای اول برام عادی شده بود
وقتی رو دکمه مرا به نشانه ام هدایت کن و زدم به پروژه خانه تکانی هدایت شدم
و فهمیدم که من با اینکه این فایل ها همشون رایگان بودن ولی با همینا به نتایجی معجزه وار رسیده بودم که تشویق شدم و البته هزینه همون دوازده قدم هم از همون نتایج این پروژه پرداخت شد
چون همون اول ورود به سایت یه جا شنیدم یا خوندم که گفتین با فایلای رایگان شروع کنین نتیجه که گرفتین دوره بخرید
خلاصه که استاد جانم من متعهد شدم دوباره همراه با دوازده قدم پروژه خانه تکانی هم کار کنم
و دوباره اگاهی های معجزه بخش و با دل و جونم دریافت کنم
انشاالله که نتایج فوق العاده جدیدی تو راهه
و من به زودی خبر نتایج و همینجا براتون مینویسم
خیلی دوستتون دارم
بیشتر از اعضای خانوادم با شما وقت میگذرونم و بیشتر از هر صدایی فقط صدای شما تو گوشمه
به دل و قلبتون نور الهی بباره که قلبمون و با عشق الهی نورانی میکنین
دوستدار شما راضیه
به نام خدای مهربانم.
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته و دوستان هم فرکانسی عزیزم.
استاد در این فایل گفتند که:
هیچ اتفاقی برای کسی نتیجه از پیش تعیین شده ندارد و از یک اتفاق یکسان هم می توان شرایطی برای پیشرفت ساخت و هم می توان به عنوان یک عذاب و مشکل به آن نگاه کرد و این خود من هستم که تصمیم می گیرم یه اتفاق چه نتیجه ای برای من داشته باشه.
و اگر من در فرکانس درست باشم نتایج همه اتفاقات به نفع من است حتی اتفاقات به ظاهر منفی نتایج مثبتی دارند.
و همچنین اکثر مردم چالش رو به عنوان سختی و مشکل می شناسند اما در واقع این چالش ها بودند که همیشه باعث پیشرفتها، اختراعات، اکتشافات، قوی تر شدن افراد و غیره شده اند.
چند روز پیش یه اتفاق غیر منتظره برای من افتاد و من با توجه به این آموزه های گرانقدر به اون واکنش دادم و نتیجه هم تا حدی مشخص شد و میخوام براتون تعریف کنم.
وقتی داشتم از آسانسور بیرون می اومدم گوشیم از دستم افتاد و مستقیم رفت تو شکاف بین آسانسور و درب و سه طبقه افتاد پایین.
در همون لحظه اول حس عجیبی داشتم.
من همیشه در این مواقع حتی با اتفاقات خیلی کوچک هم به هم میریزم و حس بدبختی و اینکه چرا باید این اتفاق بیفته داشتم اما این دفعه متفاوت بود. از همون اول حس میکردم یه انرژی بزرگ داره به من میگه آروم باش هیچ اتفاقی نیفتاده من هم آرامش خودم رو حفظ کردم.
رفتم گوشی خواهرم رو گرفتم و زنگ زدم به مامانم
گفت برو برق آسانسور رو قطع کن و از پایین برش دار من رفتم ولی وقتی برق رو قطع کردم درب هنوز قفل بود و قرار شد منتظر بمونم مامانم بیاد خونه.
یه فاصله 45 دقیقه ای بین این اتفاق تا زمانی که مامانم اومد بود و من تو این فاصله به خودم میگفتم که ایمان و توکل در همچنین موقعی مشخص میشه و انسان ها در این اتفاقات غربال میشن. به خودم می گفتم یا هیچ اتفاقی برای گوشیم نیفتاده و جهان می خواد من رو امتحان کنه یا اینکه یه تضاد پیش اومده که باعث پیشرفت من بشه خلاصه یه حس عجیبی داشتم
همونطور که استاد میگن تسلیم خداوند باشیم.
وقتی رفتم گوشی رو برداشتم دیدم که پشتش شکسته و نورش کم شده ولی خسارت زیادی ندیده بود و سالم بود. همون موقع گفتم هیچ اشکالی نداره و رفتم بالا یه نیم ساعت تو اینترنت گشتم ببینم مشکل کم نور شدن میتونه از کجا باشه چیزی پیدا نکردم و ولش کردم.
اون شب و فرداش به این قضیه خیلی فکر کردم که ببینم این تضاد چجوری میتونه باعث پیشرفت من بشه دو تا نتیجه گرفتم:
اول اینکه همیشه یکی از ترس های من این بود که این گوشی خیلی برای من ارزشمنده و اگر اتفاقی براش بیفته دیگه دسترسی به سایت و استاد و موارد مهم در گوشیم ندارم که این ترس از بین رفت چون اتفاق افتاد.
دوم اینکه من به یاد آوردم که قبلا دوست داشتم یه گوشی سطح بالایی برای خودم بخرم ولی چون باور نداشتم که میتونم به دستش بیارم بی خیال شدم ولی این تضاد خواسته ام رو دوباره به من یادآوری کرد و باعث شد که تصمیم بگیرم یه گوشی تو بازه قیمتی x تا y که بالا به حساب میاد بخرم.《با وجود اینکه پس انداز من برای خرید گوشی صفر بود》دو سه روز دنبال بهترین گوشی تو اون بازه قیمتی گشتم و بالاخره یه مورد عالی که تمام ویژگی هایی که میخواستم رو داشت پیدا کردم.
به خدا گفتم تو این خواسته رو به من یادآوری کردی و من باورش کردم این گوشی رو میخوام و خودت به من برسونش.
نشستم در دفتر خواسته هام در موردش نوشتم و تمام ویژگی های مثبت گوشی رو درج کردم حتی رنگ و حافظه ای که میخوام رو نوشتم.
دوباره میگم من الان هیچ پس اندازی برای گوشی ندارم. ولی باور کردم که میخوام گوشی به این قیمت رو بخرم و میدکمم خدا صد در صد شرایط رو برای من اوکی میکنه.
من اینقدر مطمئن هستم که چند روزه با دوستانم که صحبت میکنم میگم که من میخوام این گوشی رو با این قیمت بخرم.
خواستم بنویسم که هم برای خودم بمونه و یادم باشه و برای دوستان تجربه ای بشه.
انشااله گوشی رو که خریدم میام و براتون مینویسم.
خدانگهدارتون.
سلام به همه دوستان و استاد عزیز.
چند سالی که من صحبتهای استاد را دنبال میکنم. اوایل سال 1401 بود که برای اولین بار با قانون جذب آشنا شدم. آن زمان کارمند بانک بودم و تصمیم گرفتم روی افکار و باورهایم کار کنم. تنها دو ماه گذشت که یکی از بزرگترین اتفاقات زندگیام رقم خورد؛ اتفاقی که مرا سر یک دو راهی مهم قرار داد:
در کار کارمندی بمانم یا مسیر جدیدی را شروع کنم؟
چند روزی با خودم کلنجار میرفتم تا اینکه تصمیم گرفتم با همسرم صحبت کنم. گفتم: «میخواهم از کارم استعفا بدهم. نظر تو چیست؟»
همسرم هم حمایتم کرد. اما آن چیزی که قدرت نهایی را به من داد، نامه 31 نهجالبلاغه بود. وقتی آن را خواندم، انگار جرقهای در جانم روشن شد. حس کردم خداوند از طریق این پیام، دارد با من حرف میزند.
همزمانیها و نشانههایی که میدیدم، مدام به من میگفتند:
«من مسیر را برایت هموار کردهام، اما تصمیم نهایی با توست.»
من به این نشانهها اعتماد کردم. استعفا دادم.
و اتفاق جالب اینکه فردای آن روز، کار وکالت را شروع کردم!
امروز از ته دل خدا را شکر میکنم؛ چون در تمام این مسیر، حضور و همراهیاش را حس کردم. باور دارم خداوند همیشه کنار ماست؛ حتی برای سادهترین نیازهایمان، مثل نوشیدن یک لیوان آب، ما را هدایت میکند—اگر با او ارتباط بگیریم.
میدانم هرچه دارم از خداست و او عاشقانه شادی و خوشبختی ما را میخواهد.
این ما هستیم که یا خودمان را از شادی دور میکنیم یا آن را جذب میکنیم.
از استاد عزیز هم متشکرم که با آگاهیهایش، میلیونها نفر را به سمت ارتباط با آن نیروی الهی درونمان هدایت کرده است.
و من به همه شما میگویم: شما هم میتوانید همین مسیر را طی کنید. فقط کافیست به خدا، به نشانهها و به ندای درونیتان اعتماد کنید.
به امید روزهای بهتر برای تمام دوستان این دانشگاه خودشناسی
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
استادعزیزم سلام ودوستان وهمراهان گروه تحقیقاتی استادسلام خدمت تک تک شما
استادعزیزم ممنون ازاین فایل زیباوارزشمند که معنای واقعی توحیدرونسبت بخداوشرک نسبت به خداروبه بهترین نحوبهمون فهموندین
خداروشکرمیکنم که پس ازتماشاکردن فایل های مختلف بالاخره این غروروباورمحدودکننده چرت وپرت وشکستم وتونستم نظرخودموبنویسم
من پس ازچن وقت عضویت توگروه شما واستفاده ازفایل های رایگان حال خودموثروتموخانوادموبه کلی خوب شدتوبه طورباورنکردنی اونقدتونستم پول داشته باشم که بتونم ازتون دوره راهنمایی روتهیه کنم وروش کارکنم ولی بعدمدتی اتفاق هایی ناجالب رخ دادوایمانم سست وضعیف شدبه طوری که هیچ حسی به فایل هانداشتم کلاذهنم رفت به طرف بیراهه بیراهه ای که بعدازدست دادن حسم به شما بازم انقدتمرین وتکراروعبارات تاکیدی نوشتم تابازتونستم به امیدالله یکتابه اون حس دلنشین برسم
استادعزیزم ازخداممنونم که ماروبه خداوندنزدیک تروزندگی روبهمون بهترمیفهمونین وقانون روساده وراحت توضیح میدین
ازتون خیلی خیلی سپاسگزارم استادعزیزمرسی که هستین
سلام به استادعزیزم وخانم شایسته عزیز من گام اول روامروزشروع کردم عالی بودمیرفتم طرف کتابخانه وهمینطورباخداحرف میزدم گفتم هدایتم کن چکارکنم بعدکه نشستم وآماده شدم رفتم توی سایت چشمم خوردبه گام به گام وشروع کردم گام اول وگوش دادن اینها همش نشانه هست وهدایت تصمیم گرفتم تا آخر28روز و هرروزادامه بدم ونتیجه رو درآخر دوباره کامنت کنم من از سال 1400 باشماآشنا شدم ودرره هاتون ازطریق تلگرام خریداری کردم به قیمت خیلی ارزون وواقعا نمیفهمیدم که باید از سایت بخرم پشتیبان هم داشت واصلا متوجه نشده بودم بااینکه شما اول هرفایل تکرارمیکردید که فروش فقط توی سایت ولی انگاریم وگوش من بسته بود تاحدود 3ماه پیش یک فایل رایگانتون گوش میدادم که شما اشاره کردید به فایل آرامش درپرتو آگاهی بعد سریع من رفتم وزدم یک کانال به نام آرامش در پرتو آگاهی برام اومد کل فایلش خوندم بعدزدم روی لینک دیدم یک خانم هستن استاد این خانم یکی ازدانشجویان شما بودند اینقدرراجب شما وراه وروش شما قشنگ برام توضیح میدادن که من گفتم ایشون یک فرشته از طرف خداوند اومده وبه واسطه ایشون من هرچی دوره از تلگرام خریده بودم پاک کردم وسایت شما روبهم معرفی کردن الان دارم بهترمیفهمم قوانین چی هست وشما چی میگیدبعداز4سال اون دوره ها خیلی به دردم نخورد چونکه از طریق دیگه ای به دستم رسیده بودونتیجه آنچنان نگرفته بودم کلا توی درودیواربودم ولی توی این 3ماه خیلی بهتردرک میکنم وهدایت میشم به مسیردرست هنوز دوره ای خریداری نکردم ازتوی سایت امیدوارم این فایلهای رایگان رو به درستی تمرین کنم وازش استفاده کنم تا به نتیجه برسماستادهمیشه میگن که اگر دوره هارو از طریق دیگه به دست بیارید نتیجه حاصل نمیشه ومن الان دارم متوجه میشم ازخداوندسپاسگذارم وهمیشه دعاگوی شما استادعزیز