این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2019/04/abasmanesh1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2019-04-06 14:20:232024-09-24 19:24:19live | “توحید” و فعال کردن قدرت خلق درونی
1956نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
بلا استثنا افکار و باور های ما نتایجمون رو رقم میزنن تغییر زاوییه ی دید یعنی تغییر افکار که باعث تغییر نتایج میشه و تکرار این عمل باعث تغییر باور ها میشه
مثال ؛
وقتی که که بیپولیم حالمون بده و فکر میکنیم دنیا زشته و هیچی بهمون حال نمیده و حوصله نداریم
اما وقتی میایم میشینیم فکر میکنیم که آقا علت این بیپولی چیه و رفتارو باور هایی که باعث این مشکلش شدن رو شناسایی میکنیم مثل اینکه آقا من منابع مالیمو خوب مدیریت نکردم ،یا نباید به بقیه پول قرض بدم کم خودم کم نیارم ،یا من فلان چیز رو باید پل پس انداز میکردم توی ماهه بعد میخریدم،یا این که باید باورم رو درمورد رابطه ی ثروت با خداوند تغییر بدم و یا…
وابا این عملکرد باعث میشه که درهاباز بشن و شرایط بهتر بشه
وتوی مسائل معنوی،روابط با دوستا یا همسر،توی سلامتی و هرچیزی وقتی از جنس این مشکل میاد هر بار شما با فکر کردن میشینین و حلش میکنین ،این تکرار و این موفقییت شما باعث پیشه این باور در شما به وجود بیاد که آقا هر مشکلی که به وجود میاد یه تضاده که میتونه منو با حل کردن و گذر کردن ازش بزرگتر کنه
این باور با تکرار چند عمل نتیجه بخش به وجود اومد و این نگرش هم با تغییر زاویه دید به وجود اومد و نیومدیم مثل اکثر مردم بزنیم توی سره خودمون و بگیم ما بدبختیم و خداهمش بلا سرمون میاره ،بلکه دیگه هروقت هر مشکلی پیش میاد میریم مثل استاد دنبال موهبتش میگردیم
5 صبر کنیم افکاره جدیدمون قدرت بگیره و بعد به دانسته هاو الهامات عمل کنیم
مثال وقتی توی یک کسب و کاره جدید شروع میکنیم از روزه اول همون ایده هاو نتایج نمیاد وقتی ما ادامه میدیدم و بیشتر کانون توجه مان رو روی کسب کارمون میزاریم و اطلاعاتی درموردش کسب میکنیم این اطلاعات باعث میشه ایده ها و موضوعاتی شبیه به همان ها را به سمت خودمون جذب میکنیم و یه فاصله ی زمانی هست بین فرستادن آگاهی ها و دریافت الهامات و ایده ها برای همین خدا میگه صبر داشته باشید
6 تما اتفاقات بد یا تضاد ها باعث میشه که ما انگیزه بگیریم برای زندگی بهتر و شرایط بهتر رو بخوابیم و برای داشتنش حرکت کنیم و از خداوند سوال و درخواست کنیم
مثال
اگر حقوق اسناد عباسمنش توی بندر عباس پرداخت میشد استاد الان یک سوپر وایزر بایک حقوق مهندسی بود
ولی عدم پرداخت به موقع حقوق ایشون باعث انصراف از کارش شد و انصراف از کارش باعث شد که بشه سوپر وایزر با کلی موهبت و امکانات عالی و حقوق بالا
این معجزه ی تضاده
9وقتی تو خدارو به عنوان قدرتمند ترین فرمان روای دنیا باور کنی اون وقته که از مواهبش هم استفاده میکنی
مثال؛ زندگی کردن و غذا خوردن به شیوه ی قانون سلامتی(اون هایی که به این شیوه زندگی میکنن میدونن چی میگم)
12هرکاری که میکنید که مردم خوششون بیاد از شما شرکه و مسیره اشتباهه
کسی به خدا ایمان داشته باشه برای مردم کاری نمیکنه ؛راهه درست رو میره
13 اگر توحید توی وجودمون بیشتر بشه نظرمون و نحوه ی فکر کردنمون درمورد همه چیز تغییر میکنه؛این مورد رو دیگه همه تجربه کردن و تمام تغییر فکر بچه های این سایت به منزله ی توحیدی تر شده
هنوز هم مواردی دیگه ای هست ولی احساس میکنم باری روزه اولم کافیه
دوستون دارم امیدوارم بتونم با این نوشته میسر خودم و دوستان هم مسیر رو برای قرار گرفتن در مسیر نعمت هارو هموار تر کنم
با سلام و عرض ادب خدمت دوستانی که کامنتم رو میخونن
و خدا قوت خدمت استاد بزرگوار و اعضای زحمتکش سایت
من تا 3 ساعت پیش نصف گام یک رو گوش دادم ولی وسطش همسرم اومد و گفت که ناهار بخوریم نتونستم کاملش کنم ولی میخوام بگم همین 20 دقیقه ی اولی که گوش دادم یه حس خوبی در من ایجاد کرد که شاد و پر انرژی بودم و در عین حال آرامش داشتم و مسئله ای که چندین بار در موردش با همسرم صحبت کرده بودم و او ناراحت شده بود و بحث درست شده بود
این دفعه که مطرح کردم اصلا ناراحت نشد و به راحتی پذیرفت و هیچ بحثی نکرد
خداروشکر اون متوجه نشد ولی خودم شاخ درآورده بودم که قضیه اینطوری شد
و الان هم که فایل رو کامل گوش دادم و تمام کردم متوجه شدم که من هیچم و فقط و فقط خداست که منو پیش میبره
من قبلا یک بار این دوره رو تا جلسه ی 7 رفتم ولی ادامه ندادم همون موقع که روی سایت قرار گرفت اما نمیشه از حق گذشت توی همون چند روز کلی تغییر داشتم و حالم عالی تر شده بود
والان با نشونه ای که خداوند امروز بهم داد تصمیم گرفتم از اول اون رو باتعهد انجام بدم
و با عشق فایل اول رو گوش دادم و میخام درکم رو و هرچی رو که خداحین نوشتن بهم الهام میکنه رو بنویسم
1خدا یک سیستم و انرژی هست که بدون هیچ گونه احساسی به فرکانس های ما پاسخ میده
توضیح بیشتر:یادم میاد اون موقع که با استاد تازه اشنا شده بودم وقتی این مطلب رو توی کتاب چگونه فکر خدارو بخونیم’ خوندم،خیلی برام جالب و البته قابل باور بود چون تا قبل از این من هرچی رو از خدا میخاستم با گریه و زاری میخاستم و یا سعی میکردم ترحم خدارو جلب کنم تا دلش برام بسوزه و اون نعمت رو بهم بده و یا مشکلم رو حل کنه و این باعث میشد تا برای بعدم هم فرکانس ترحم بفرستم و همیشه این فرکانس رو از مردم دریافت میکردم که به شدت اعتماد به نفس و عزت نفسم رو نشونه میرفت ولی بعد از خوندن حدودا 15 باره این کتاب کم کم این موضوع با درک من درونی شد و دیگه هیچ وقت سعی نکردم با جلب ترحم خداوند از اون کمک بخوام و حتی در برابر افراد متفاوت عمل کنم چون برای دیگران هم همینه وقتی با جلب ترحم دیگری از او میخاهیم کاری برامون انجام بده داریم وجودمون رو کوچک و خار میکنیم در برابر اون و انجام این عمل در برابر خداوند نشان دهنده عدم احساس لیاقت ما در مورد دریافت نعمت هاست
2اینی که استاد میگه که وام نگیریم و قرض نکنیم و اگر این کار هارو میکنیم برمیگرده به عدم باور به این که من مسئولییت100درصدی زندگیمو خودم به عهده میگیریم اگر مسئول تمام زندگیت خودت هستی توی موقعی که یه مشکلی مالی پیش میاد اگر به غیر از خودت و خداوند به هر منبع دیگری مثل افراد مثل بانک یا …رجوع میکنی یعنی تو باور نداری که این مشکلی که پیش اومده به وسیله ی باور های خودته و میخای با موضوعی مثل وام یا قرض که همون عوامل بیرونی ان توی این مثال، صورت مسئله رو پاک کنی و فرار کنی از حل مسئله
بیایم فرض کنیم توی یه کشور غریبه هستیم و هنوز موبایل کشف نشده ؛اگر کیف پولیمون رو بزنن توی اون کشور غریبه که نه پول داری و نه کسیو داری که ازش قرض کنی و نه مدارک هویتی و نه ضامنی داری که وام بگیری اونوقت چیکار میکنی برای حل مشکل مالیت ؟اونوقت غیر از خدا میتونی به کی رجوع کنی ؟
یا همون مثالی که استاد میگن اگر توی یه جزیره ی دور افتاده فقط خودت باشی و جانوران و خداوند وقتی یه مشکل جانی برات پیش بیاد و یا بیمار بشی و یا نیاز غذایی داشته باشی غیر از خدا میتونی به کی رجوع کنی ؟آیا گزینه ی دیگری داریم؟ حالا جواب اینه که توی اونجایی که هستیم فارغ از این که چقدر آشنا و قوم وخیش داریم توی هر مسئله ای باید فکر کنیم توی همون کشور غریبه هستیم و فقط از خداوند کمک بخایم و دیگر هیچ البته برای هممون این ایمان آوردن کم کم اتفاق میافته
یه مثال از خودم بزنم ماله همین پری روزه
من الان 6 روزه زندگی به سبک قانون سلامتی رو شروع کردم از پیش پری روز تا دیروز خیلی زیاد گشنمون شد با خانمم و پولی نداشتیم که گوشت بخریم (کارم چند روزه بنا به دلایلی چون تازه شروعش کردم خوابیده وکار نداشتم)من قول داده بودم که باید ایمانم رو به خدا نشون بدم و هر گز قرض نکنم تا در ها باز بشه .پری روز خیلی حالمون از گشنگی بد بود ما دوتاییمون لاغریم و چیزی برای چربی سوزی نداریم که بخاییم چند روز طاقت بیاریم خانمم گفت از کسی طلب نداری گفتم نه ،گفت چیزی برای فروش نداری گفتم چرا گذاشتم سایت ولی چون بهش چسبیدم و رها نیستم کسی زنگ نزده گفت زنگ بزن از یه کسی قرض بگیر و یا بریم فلان مرغ وگوشت فروشی که آشنات هست قرض بگیریم گفتم نه قرض نمیگیرم گفت لا اقل از برادرت قرض بگیر گفتم اصلا نمیگیرم به غرورم برمیخوره پیشه خودش بگه که این قانون جذب که میگفتی حالا میخای از من قرض بگیری ،خلاصه رفتیم یه گشت زدیم بلکم توی پارک جنگلی درخت ها یه میوه داشته باشن بخوریم اما دریغ از یه میوه و اومدیم خونه ،خانمم از بیحالی دراز کشید و من رفتم توی انباری یه لحظه چشمم افتاد به یک ابگرمکن بلا استفاده سریع گذاشتمش استوری و توی سایت بعد از حدودا ده دقیقه یکی زنگ زد گفت سالمه گفتم اره به دلیل نصب پکیج بازش کردم گفت من همین قیمتی که گذاشتی میخام فقط یه شهر دیگه ام ببر ترمینال موقع تحویل ماشین برات واریز میکنم اگر میخای تا بیعانه هم بزنم گفتم نمیخاد میبرم بار بری اونجا همشو یک جا واریز کن
خانومم رو بیدار کردم و خوشحال رفتیم توی شهر تحویل دادیم و با پولش 4نمونه گوشت خوب خریدیم کلی خرید های دیگه حتی شبش هم یه کیسه برنج محلی و کلی چیزای دیگه بهمون سوغات رسید که اونم بخاطر عدم مجاز بودن توی قانون سلامتی بردیم فروختیم و همون پول آبگرمکن که خرج کرده بودیم بهمون باز گشت و این بود نتیجه ی صبر وپایداری در مسیر درست واعتماد به خداوندخیلی به خودم افتخار کردم که تونستم خودم رو نگه دارم و ثابت کنم
فکر کنم با این مثال براتون واضح ترشد معنی توحید در عمل
تو نبودی نوشتی خدا اینها را برای من نوشت به وسیله دستان تو
مدتی هست به تضادهایی خوردم و اون هم به خاطر دور شدن از این آگاهیهاست
در وضعیتی شبیه وضعیت شما این کلمات را مینویسم و خداوند با نوشته های شما راه را بهم نشان داد که چکار کنم
من باید ایمانم را نشون بدم من باید روی تعهدم بایستم تا خداوند وارد عمل بشه و من مدتی هست ایمانم به قوانین ضعیف شده و به بیراهه رفتم اما دوباره آرام آرام دارم به مسیر مستقیم مسیری که نعمت در آن هست برمیگردم
ایمانم ضعیف شد که وام گرفتم
ایمانم به خدا ضعیف شد که قرض گرفتم
ایمانم ضعیف شد که خورد و خوراک نسیه گرفتم
خدایا به راه راست هدایتم کن
5 ستاره به شما دادم که نماد همه ستاره های آسمان و همه نعمت های خداست
ایمان شما ستودنی است
آرزو میکنم خداوند نعمت بغیر الحساب به شما بده نعمتی که نتونید بشمارید
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
گام اول
توحید و فعال کردن قدرت خلق درونی
هر کسی داره نتایج افکار خودش رو میگیره در مورد سیل و زلزله مردم فکر میکنن خدا نشسته و داره بلا سر مردم میاره و همیشه میگن خدایا ما رو ببخش ما ناشکریم
این اتفاقها همه جای دنیا داره میافته توی هر کشوری توی دنیا این اتفاق داره میفته ولی چرا ما فکر میکنیم خدا نشسته اونجا داره یه همچین اتفاقاتی رو رقم میزنه
ما نگاهمون به خدا مثل یه آدمه که عصبانی میشه ناراحت میشه میخواد حال بگیره و میگه حالا که اینجوری شد پدرتون رو در میارم در صورتی که اینجوری نیست
خدا یه سیستمه یه انرژیه که داره واکنش نشون میده
پاسخ فرکانسهای ما رو داره به ما میده اگر کسی در مدار خوب باشه همیشه توی شرایط خوبه هر اتفاقی بیفته به نفعشه
طوفانها و سیل و زلزله باعث پیشرفت میشن باعث شده که خونهها محکمتر ساخته بشه امکانات بیشتری داشته باشیم
باید بدونم که مسئول زندگی خودم، خودم هستم
توی ایران بیشتر تفکر اینه که یه نفر دیگه مسئوله
حالا یا پدر مادر رئیس جمهور نماینده مجلسه یا فرمانداره یا رهبر یا آمریکاست یا خدا،
باید بدونیم که مسئول زندگی ما خودمون هستیم این نگاه اشتباست
که یه آدمهایی خارج از ما باید زندگی ما را درست کنن
ولی هیچ کسی مسئول نیست این خیلی راحت طلب وارترین
و بیمصرف وارترین حالت ممکن اینه که بشینید جایی بعد بگید که بابای من باید زندگیم رو درست کنه
باید بدونیم که تفکر ما داره زندگی ما رو خلق میکنه اون کسی که منتظره مسائلش رو یکی دیگه حل کنه همیشه مشکل داره همیشه گیره همیشه منتظر باید باشه
باید نگاهمون به درون باشه
بعضیا منتظرن ارث بهشون برسه تا زندگیشون تغییر کنه
خودمون میتونیم زندگیمون رو تغییر بدیم این قدرت و توانایی خودمونه فقط بهونهها رو بذارید کنار و اینکه دیگران مسئولن
این نگاهی که من باید مردم رو برای خودم نگه دارم یا از طرف مردم صحبت کنم بعد مردم بگن آخ این چقدر آدم خوبیه این چقدر آدم فوق العادهایه داره از طرف ما صحبت میکنه حق ما رو داره از اینا میگیره از مسئولین حق ما رو میگیره
یعنی همچین میگن مسئولین انگار اونا از ما نیستن
مسئولین خودمونیم
یکی از خود ما رفته شده نماینده مجلس
مگر کسی غیر از ماست هرچی هست خودمونیم به جای اینکه بیایم بگیم خودمون چیکار کنیم خودمون چه جوری شرایطمون رو بهتر کنیم میایم میگیم مسئولین باید این کارو میکردن
هر وقت که این فکر اومد توی سرتون که بگید یه عامل بیرون از خودتون باید تغییر کنه تا زندگیتون بهتر بشه این فکر رو بریزید دور حالا این عامل بیرونی میخواد دولت باشه یا هرچی باشه
باید بدونیم که اگه ایرادی بوده در من بوده در نگاه من بوده در باورهای من بوده مخصوصاً این نگاهی که ما منتظریم از بیرون یه اتفاقی بیفته
مسئولیت 100درصد زندگیتون رو خودتون بپذیرید
به خدا قسم هر اتفاقی توی زندگی شما میفته به خاطر افکارتونه
نه ربط داره به تحریم نه ربط داره به سیل، توی همون تحریمها و سیلها و زلزلهها چقدر هستن که شرایطشون داره بهتر میشه چه جوریه یه اتفاق میفته یه سریها ازش نفع میگیرن سود میگیرن یه سریها ضرر میکنن، اگر یک اتفاق یکسان نتیجه متفاوت برای دو گروه آدم یعنی دو گروه فکری آدم به وجود میاره باید فکر کنیم به این قضایا که نکنه داستان چیز دیگهای هست
ما هستیم که داریم اتفاقات رو رقم میزنیم افکار شما باورهای شما اتفاقات اطرافتون رو رقم میزنه
این نگاه اشتباهه که یه کسی که توی طایفه وضعش خوبه اون باید کمک کنه یا اگر یکی داره باید به بقیه کمک کنه اون باید مسائل ما رو حل کنه یا اون نماینده مجلسه وظیفشه که برای ما کاری انجام بده
خیلیها که ذهنشون فقیره این حرف رو بشنون میگن آره وظیفهشه باید این کارو بکنه بالاخره نماینده مجلسه
این تفکر سمه براتون اینا تله است این دو قرون دوزارهایی که فکر میکنید از این طریق میتونه بهتون کمک بشه جلوی میلیونها میلیون دلار ثروت رو در آینده از شما میگیره اگر شما به خودتون به خدای خودتون به تواناییهای خودتون به نیروی درونی خودتون تکیه کنید اصلاً برید تهران شب نماینده به شما جا بده جوک میشه براتون بهترین هتلها رو میتونید برید
اگر این تفکربه صورت بنیادین تغییر کنه که من مسئول زندگی خودم هستم منم که دارم اتفاقات رو رقم میزنم اصلاً کس دیگهای نیست مسئولین و فلان رو بذارید کنار مگه اونا دارن زندگی ما رو رقم میزنن به نظر من این شرک توی آمریکا مالیاتی که میگیرن باعث این خیابونها و این سدها و این امکانات شده مگه دولت پولش رو از کجا آورده پولش از همین مالیاتها میاد،
با کسی هم نمیخواد بحث کنید بیاید به خودتون بگید که من خودم دارم زندگیم رو رقم میزنم اتفاقات رو خودم رقم میزنم بنابراین نیازی نیست منتظر باشم که پدرم ارثیه دولت فلان کار رو برام انجام بده همه اتفاقات رو خودتون میتونید ایجاد کنید به خدا این شعار نیست این مسیریه که من تو زندگیم رفتم و کاریه که من انجام دادم به درون خودتون نگاه کنید و ایرادها رو توی فکرهای خودتون پیدا کنید و باورهاتون رو تغییر بدید نه اینکه بگید رئیس جمهور اگر عوض بشه اگر نظام پادشاهی بیاد اینو بهش فکر کنید چرا همه چیز توی کشور تغییر میکنه ولی یه عدهای همیشه مینالن یه عدهای همیشه خوب کار میکنن،
اصلاً این دیدگاهی که منتظر منجی هستیم اشتباهه
این خودش ایراده اینکه یه کسی باید بیاد مسئله منو حل کنه این از کجا اومده توی قرآن یک آیه یک جمله یک کلمه در موردش ندیدم وقتی شما فکرت رو کنترل میکنی به مسیرهای درست به ایدههای درست درست منظورم بهتر از قبل تکامل میخواد هی بهتر و بهتر میشه هی به ایدههای بهتر و بهتر هدایت میشی این نیست که بگیم اگر من امروز فکرم رو عوض کنم فردا زندگیم تغییر میکنه نه آرام آرام این اتفاق میفته
اگرصبر داشته باشی بذاری افکار جدید قدرت بگیره عمل کنی به دانستههات ایمالی که عمل نیاورد حرف مفت است در مورد همین مسئله که مثلاً من میگم مسئولیت زندگی خودم رو به عهده بگیرم بعد دوباره دو روز بعد رفتارم عملم جوری باشه که نشون میده من منتظرم یکی از بیرون حالا این یکی هر کسی میتونه باشه پدر من باید این کارو بکنه برادر من باید این کارو بکنه من توقع دارم از فلانی که فلان کارو بکنه هر وقت گفتی که من توقع دارم از فلانی که فلان کارو بکنه حالا اون فلانی هر کسی که هست اگر توقع داری در مسیر غلط هستی باید بگی همه این اتفاقاتی که توی زندگیم به وجود اومده هرچی که هست خودم به وجود آوردم اینو بپذیر نگو به خاطر اینکه توی اون کشور به دنیا اومدم بهونهها رو بذارید کنار بگید که من خودم دارم رقم میزنم اتفاقات ناجالبی که توی زندگیتون میفته سعی کنید انگیزه بگیرید برای تغییر زندگیتون،
کمک بگیرید از اون شرایط و اون تضادها به جای اینکه بگید من بدبختم به خاطر اینکه توی این خانوادم بهونهها رو بذارید کنار اصلاً هم نمیخواد به کسی دیگه بگید کاری به بقیه نداشته باشید و بگید من مسئولم اینا همون ریشه و نگاهی که یه کسی دیگه باید یه جور دیگه باشه تا من از زندگیم لذت ببرم یه کسی دیگه باید یه کار دیگه بکنه تا من خوشبخت بشم یا به خواستههام برسم و تمام افرادی که این ویژگی رو دارن بدون استثنا آدمهای بدبختی ان تمام آدمهای موفق و خوشبخت و ثروتمند اولین ویژگی که در خودشون ایجاد کردن منم که باید مسئولیت کارم رو به عهده بگیرم منم که باید مسئله رو حل کنم اگر توی بیزینس مشکل دارم مشکل از کارمندم نیست از منه اگر من باورهای درستی داشته باشم اگر من ایدههای خوبی داشته باشم اگر مسئله رو به خودم ربط بدم راه حلش رو پیدا میکنم شاید راه حلش اخراج کردن اون کارمنده باشه شاید به خاطر ترسهای منه که اون کارمنده رو اخراج نمیکنم به خاطر باورهای شرک آلود منه بعد میگم اگر این کارمند رو نداشتم اگر فلانی نبود اگر این شریک رو نداشتم یعنی از هر طرف ببینید و نگاه کنید به این نتیجه میرسید که مسائل رو خودتون دارید رقم میزنید ما از همه توقع داریم غیر از خداوند تو بندگی خوبی بکن تو باورت توحیدی باشه توایاک نعبد و ایاک نستعین رو درست کن توی وجودت که تکامل میخواد بعد همچین درها رو برات باز میکنه نعمتهایی رو میاره که کل مردم دنیا جمع بشن نمیتونن اون کارها را انجام بدن این جمله طلایی رو یادتون باشه اگر داری مثل بقیه فکر میکنی اگر داری مثل بقیه عمل میکنی به خدا قسم مثل بقیه نتیجه میگیری اگر میبینی توی کشور یه سری موجها راه میفته اونایی که این موجها رو راه میندازن آدمهای بدبختیان که به هیچ جا نرسیدن فقط بلدن حرف بزنن گلایه کنن ناشکری کنن گریه کنن نق بزنن غر بزنن اگر میبینید اینا موج رو راه انداختن تو ادامه نده چون اگر ادامه بدی تو هم نتیجه اونا رو میگیری اگر میخوای متفاوت نتیجه بگیری باید متفاوت فکر کنی و متفاوت عمل کنی اغلب مواقع نقطه مقابل تفکر اونها تفکر درسته
همه چی خداست همه چی توحیده همه چی توکله اینکه میگم یه سریها توی شبکههای اجتماعی میان به مسئولین فحش میدن و مسخره میکنن و داد و بیداد میکنن اینا مشرکن به خاطر اینکه 4 نفر بگن به به آفرین حق ما رو ازشون گرفتی
تو مردی تو تونستی حرف بزنی تو فلان نبودی هر کاری میکنید که مردم خوششون بیاد از شما همه این نگاهها از نظر من شرک آلوده کسی که به خدا ایمان داشته باشه برای مردم کاری نمیکنه راه درست رو میره کار درست رو میکنه اگر توحید توی قلبتون بیشتر بشه اصلاً نحوه فکر کردنتون نحوه عمل کردنتون همه چیزتون تغییر میکنه
تمرکزت رو بزار روی کار خودت مسیر خودت رو برو نمیخواد کسی رو هم بشناسی تو خدای خودت رو بشناس بقیهاش خودش درست میشه
توحید عملی نه تو حرف تو عمل وقتی که میگم مسئولیت زندگیتون رو خودتون به عهده بگیرید این توحید عملیه
نه اینکه بگید این کارو فلانی باید برام انجام بده اگر شریک خوبی داشتم اگر فلان میشد اگر مردم طرفدار من باشن فالوور زیاد داشته باشم
به خدا مردمی که شما رو میارن بالا با یه بشکن شما رو میندازن پایین
بارها و بارها دیدید اونایی که مردم آوردنشون بالا دیدید توی بحثهای سیاسی بحثهای هنرمندها اونایی که مردم آوردنشون بالا همون جا از اون بالا پرتشون کردن پایین دو روز بعد هم دیگه اثری از آثارشون نبوده مردم رو ول کنید خودتون و خدای خودتون،
خودتون رو درست کنید خدا آدمها رو میاره براتون، خدا همه کار میکنه، شما نمیخواد کاری بکنید
شما روی درونتون کار کنید بیرون خودش درست میشه به همین دلیل میگم نگرانی بیرونی اصلاً نباید داشته باشید روی خودتون کار کنید بقیهاش خودش درست میشه
توی این فایل هدف این بود که اگه یه اتفاقی میفته خدا رو مقصر ندونیم گردن خدا نندازیم و دنبال این نباشیم یکی دیگه بیاد زندگی ما رو درست کنه سیل و زلزله و هر اتفاقی هست هیچ نگرانش نباشیم نگیم یکی دیگه باید درست کنه باید بگیم خودمون درست میکنیم خودمون قدرت خلق زندگیمون رو داریم هرچند وقتی که باورتون درست باشه شما از اون اتفاقاتی که اسمش رو گذاشتن بلایای طبیعی اون اتفاق هم به نفع شما میشه یعنی ما چیزی به نام بلایای طبیعی نداریم اونها همش نعمتهای خداونده ولی این نعمتها رو یه سریها دریافت میکنند یه سریها دریافت نمیکنن
یک اتفاق یکسان نتایج متفاوتی برای آدمها داره آدمهایی که توی مدار مناسب باشن از همان بلایای طبیعی پول میسازن ثروت میسازن موفقیت میسازن ایده میگیرن زندگی خودشون و دیگران رو بهتر میکنن، همون چیزی که میگن بلایای طبیعی،
اولین روز از پروژه خانه تکانی ذهن و اولین روز از دوره 4 ماهه به لطف خدا که بهش هدایت شدم
استاد مطالبی رو در این فایل مطرح کردن که واقعا باعث شد من بیشتر به خودم و تجربیاتم فکر کنم.
از بچگی متاسفانه در محیط اطرافم زیاد وی شنیدم که بقیه مسئول زندگی ما هستن مخصوصا دولت و حکومت … اینقدر یه انتخابات رئیس جمهور تو ذهن بقیه بزرگ بود که میاد فلان میکنه برامون و اگه اون یکی بیاد بد میشه برامون که شاید حتی تو مدرسه ما بچه ها هم حرفهای بزرگترامون رو تکرار می کردیم و باهم بحث های بیخود می کردیم…
من البته همیشه یه باور نصفه نیمه داشتم که خودم می توانم زندگی مو بسازم ولی فکر می کردم بقیه هم نقش دارن و همین باعث احساس قربانی بودنم می شد…یعنی تلاشم رو می کردم ولی یه ذهنم احساسات قربانی بودن هم داشتم و این عقبم می انداخت
فکر می کردم پدرم و مادرم زندگی منو تعیین می کنند….جامعه و محدودیت هاش آینده منو تعیین میکنه…رفتم دانشگاه ،مسئول نمره هام و آیندم رو استادها می دونستم…بعد از ازدواج فکر میکردم همسرم باید منو خوشبخت و پولدار کنه…یا پدر همسرم…
برای کارم فکر میکردم وزارت بهداشت مسئول منه…و….
با این همه شرک و توقع از دیگران خیلی هم عجیب نیست اگه تو زندگی کلی در حال تقلا و دست و پا زدن بودم همیشه …
ولی اعتراف می کنم همه زندگی و موفقیت که تو زندگیم هست با این باور که من مسئول زندگی خودم هستم به دست اومده…قبولی دانشگاه رشته تاپ، موفقیت و قبولی و گذراندن دوره تخصص…مهاجرت به تهران با دست واقعا خالی! … درآمد و پول ساختمان در همین حدی که هست هم از قبول مسئولیت زندگیم و لطف خدا به دست اومده…
خدایا شکرت هزاران بار که منو همیشه هدایت می کنی … از امروز و هر روز خودم صد در صد مسئول زندگی خودم هستم….کمکم کن این باور تو تارو پود وجودم بره
ممنون استاد که دید ما رو بزرگ می کنید و درکمون رو بالاتر می برین.
این دومین کامنت امروزم هست ب قدری حالم خوبه ب قدری خوشحالم که فقط خدا میدونه
الهی استاد هر جا هستید دستتون در دست خدا باشه و همچنین استاد عرشیان فر عزیزم الهی هر جا هستند دستشون در دست خدا باشه که بانی این شدند که من در این مسیر قرار بگیرم هرچند که قبلااز دوسال پیش دوره های ایشون رو خریدم و تا حدودی گوش میدادم اما نمیدونم چرا هم فرکانس نمیشدم با وجود اینکه بسیار صحبت های عالی میفرمودند اما اینجا حالم جور دیگه خوبه اینجا هر لحظه یادمه حسم خوب باشه امروز متوجه شدم که همسرم در مورد یک سری کارها که مقاومت داشتند نرم تر شدند مثلاً پرداخت کامل بدهی ها حذف شراکت با دیگران و من خوشحال ترینم خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
امروز در این لحظه ما دیگه بدهی نداریم به لطف خدا و حال خوب خودم و جود اساتید گرانقدر تنها بدهی ما حساب دفتری با فردی که جنس مغازه رو تهیه میکنیم هسثک مطمعن هستم به لطف و یاری خدا و بالا بودن انرژی و فرکانس و آموزش های استاد به زودی زود شاهد پرداخت کامل و خرید نقدی جنس مغازه مون هستم خدایا شکرت برای اتفاقات خوب زندگیم با اینکه درد جسمی دارم درد کمر اما حال روحیم عالیه خدایا شکرت برای تک تک نعمتهایت خدایا شکرت که به زودی شاهد سلامتی کامل جسمانی ام هستم خداروشکر برای سلامتی و حال خوب عزیزانم خداروشکر برای حضور دوستانم در این سایت ک هر لحظه ک وقت آزاد دارم فقط میام سایت و کامنت دوستان رو میخونم و مسیر روشن تر میشه خدایا شکرت برای حضور استاد عزیزم و مریم بانو عزیزم
سلام وعرض،ادب..بسیار عالی ..منم با عرشیانفر شروع کردمو ولی رسیدم له استاد عباسمنش وهمه چیز عالیتر شده خدایا شکرت..
وقتی عرشاینفر گوش میدادم هی به خودم میگفتم بابا عباسمنش چی میگه عرشیانفر که شاگرد اون بوده خیلی بهتره..ولی تکامل من طی شد ورسیدم ب استاد عباسمنش وروز به رکز زندگیم بهترو عالیتر شده به لطف پروردگارم به لطف خداوند
سلام ودرود خدمت شما استاد گرامی و همه دوستان که در این مسیر زیبا قدم بر میداریم که زندگی خودمان را تغییر بدیم .
من از قبل فایلهای مختلفی از اساتید دیگری رو دریافت کردم و گوش دادم و چالش اصلی من این شده که من میدونم خودم مسئول زندگی خودم هستم و همه اتفاقات رو خودم رقم میزنم اما نمیدونم بعضی وقتها ذهنم یاری نمیکنه و نمی خواد که با من همکاری کنه جهت بهبود این مسیر و من احساس خستگی میکنم .
امروز اولین گام رو برداشتم و برای خودم و آموزش دیدن وقت گذاشتم و مهمترین نکته ک متوجه شدم این بود ک سیل و زلزله و طوفان بلای طبیعی نیستند بلکه نعمت الهی هستند و اگر افکار و باورهای ما و حس ما خوب باشد در آن شرایط هم بهترین ها برایمان اتفاق می افتد یاد گرفتم خودم مسولیت زندگیم را بپذیرم افکارم را تغییر دهم تا زندگیم تغییر کند حتی متوجه شدم من مسول زندگی دیگران نیستم فهمیدم فقط باید روی خودم و خدا حساب کنم حس و حالم افکارم باورهایش خوب باشد خدا هم هر لحظه نعمت بیشتر وارد زندگیم میکند شرایط کنونی من نتیجه باورها و حس و حال من است پس میتواند بهتر هم باشد
ان شاالله در گام های بعدی از اتفاقات خوب که هر لحظه در زندگیم رخ داده مینویسم البته میدانم که باید مسیر تکامل را طی کند
خلاصه ای از متن صحبت های استاد در این جلسه رو که یادداشت برداری کردم اینجا به عنوان ردپا از تمریناتم بجا میزارم:
باید خودم مسئولیت زندگیم رو به عهده بگیرم و اینکه فکرم رو کنترل کنم و باورهای درست داشته باشم تا هر بار به ایده های بهتر هدایت بشم و آرام آرام شرایط زندگیم تغییر کنه و افکار جدیدم آرام آرام قدرت بگیره بعد عمل کنم به دانسته هام تا هر بار نتایجم تغییر کنه و بهتر و بهتر بشه
از هیچ کس توقعی نداشته باشم اگه توقع داشته باشم نشونه اینه که تو مسیر نادرستم
من شرایط فعلی زندگیم رو خودم رقم زدم حالا خوب یا بد هر چی که هست
بنابراین
خودم باید بد از پذیرش اینکه مسئول 100% زندگیم خودم هستم زندگیم رو به دلخواه خودم بسازم
ایمان داشته باشم
تو مسیر بهونه نیارم
کم نیارم
و بدونم این مسیر به تکامل نیاز داره و از نتایج کوچیک انگیزه بگیرم و قدرت بگیرم و روز به روز بهتر کنم نتایج زندگیم رو
کسی که بنده خوبی باشه، بندگی خدا بکنه خداوند همه کار براش میکنه
چطور این قابل باوره که اگه تو شرکت اپل کار کنم امکانات بیشتری در اختیارم میزاره نسبت به شرکت های کوچک در شهرهای کوچک ایران اما این قابل قبول نیست که اگه بندگی خدا رو بکنم همه امکانات دنیا رو تو زندگیم بیاره؟!
یادم باشه اگه دارم مثل بقیه فکر میکنم، مثل بقیه عمل میکنم؛ پس نتیجه اونا رو میگیرم
اگه بخوام متفاوت نتیجه بگیرم باید متفاوت فکر کنم و متفاوت عمل کنم.
اغلب مواقع نقطه مقابل تفکر جامعه تفکر درستیه
خودمو درست کنم خدا آدما رو برام میاره
دیگه نگرانی بیرونی نداشته باشم رو خودم کار کنم بقیه اش خودش درست میشه
ادامه ی کامنت قبل
بلا استثنا افکار و باور های ما نتایجمون رو رقم میزنن تغییر زاوییه ی دید یعنی تغییر افکار که باعث تغییر نتایج میشه و تکرار این عمل باعث تغییر باور ها میشه
مثال ؛
وقتی که که بیپولیم حالمون بده و فکر میکنیم دنیا زشته و هیچی بهمون حال نمیده و حوصله نداریم
اما وقتی میایم میشینیم فکر میکنیم که آقا علت این بیپولی چیه و رفتارو باور هایی که باعث این مشکلش شدن رو شناسایی میکنیم مثل اینکه آقا من منابع مالیمو خوب مدیریت نکردم ،یا نباید به بقیه پول قرض بدم کم خودم کم نیارم ،یا من فلان چیز رو باید پل پس انداز میکردم توی ماهه بعد میخریدم،یا این که باید باورم رو درمورد رابطه ی ثروت با خداوند تغییر بدم و یا…
وابا این عملکرد باعث میشه که درهاباز بشن و شرایط بهتر بشه
وتوی مسائل معنوی،روابط با دوستا یا همسر،توی سلامتی و هرچیزی وقتی از جنس این مشکل میاد هر بار شما با فکر کردن میشینین و حلش میکنین ،این تکرار و این موفقییت شما باعث پیشه این باور در شما به وجود بیاد که آقا هر مشکلی که به وجود میاد یه تضاده که میتونه منو با حل کردن و گذر کردن ازش بزرگتر کنه
این باور با تکرار چند عمل نتیجه بخش به وجود اومد و این نگرش هم با تغییر زاویه دید به وجود اومد و نیومدیم مثل اکثر مردم بزنیم توی سره خودمون و بگیم ما بدبختیم و خداهمش بلا سرمون میاره ،بلکه دیگه هروقت هر مشکلی پیش میاد میریم مثل استاد دنبال موهبتش میگردیم
5 صبر کنیم افکاره جدیدمون قدرت بگیره و بعد به دانسته هاو الهامات عمل کنیم
مثال وقتی توی یک کسب و کاره جدید شروع میکنیم از روزه اول همون ایده هاو نتایج نمیاد وقتی ما ادامه میدیدم و بیشتر کانون توجه مان رو روی کسب کارمون میزاریم و اطلاعاتی درموردش کسب میکنیم این اطلاعات باعث میشه ایده ها و موضوعاتی شبیه به همان ها را به سمت خودمون جذب میکنیم و یه فاصله ی زمانی هست بین فرستادن آگاهی ها و دریافت الهامات و ایده ها برای همین خدا میگه صبر داشته باشید
6 تما اتفاقات بد یا تضاد ها باعث میشه که ما انگیزه بگیریم برای زندگی بهتر و شرایط بهتر رو بخوابیم و برای داشتنش حرکت کنیم و از خداوند سوال و درخواست کنیم
مثال
اگر حقوق اسناد عباسمنش توی بندر عباس پرداخت میشد استاد الان یک سوپر وایزر بایک حقوق مهندسی بود
ولی عدم پرداخت به موقع حقوق ایشون باعث انصراف از کارش شد و انصراف از کارش باعث شد که بشه سوپر وایزر با کلی موهبت و امکانات عالی و حقوق بالا
این معجزه ی تضاده
9وقتی تو خدارو به عنوان قدرتمند ترین فرمان روای دنیا باور کنی اون وقته که از مواهبش هم استفاده میکنی
مواهبش چیه؟
آرامش
سلامتی کامل جسمی
زندگی و روابط زیبا بدون وابستگی
خوشبتخی و سعادتمندی در دنیا و آخرت
ثروت هم مادی و هم معنوی
احترام و جایگاه والا هم نزد مردم و هم نزد خداوند
کلی لذت بردن از زندگی و آزادی مالی،زمانی و مکانی
10توبندگی خدارو بکن ،خداوند خوب بلده خداییشون بکنه
در این مورددیگه هممون مثال داریم
11اگر مثل بقیه فکر کنی بخدا مثل بقیه نتیجه میگیری
اغلب مواقع تفکر مخالف تفکره جامعه درسته
مثال؛ زندگی کردن و غذا خوردن به شیوه ی قانون سلامتی(اون هایی که به این شیوه زندگی میکنن میدونن چی میگم)
12هرکاری که میکنید که مردم خوششون بیاد از شما شرکه و مسیره اشتباهه
کسی به خدا ایمان داشته باشه برای مردم کاری نمیکنه ؛راهه درست رو میره
13 اگر توحید توی وجودمون بیشتر بشه نظرمون و نحوه ی فکر کردنمون درمورد همه چیز تغییر میکنه؛این مورد رو دیگه همه تجربه کردن و تمام تغییر فکر بچه های این سایت به منزله ی توحیدی تر شده
هنوز هم مواردی دیگه ای هست ولی احساس میکنم باری روزه اولم کافیه
دوستون دارم امیدوارم بتونم با این نوشته میسر خودم و دوستان هم مسیر رو برای قرار گرفتن در مسیر نعمت هارو هموار تر کنم
با سلام و عرض ادب خدمت دوستانی که کامنتم رو میخونن
و خدا قوت خدمت استاد بزرگوار و اعضای زحمتکش سایت
من تا 3 ساعت پیش نصف گام یک رو گوش دادم ولی وسطش همسرم اومد و گفت که ناهار بخوریم نتونستم کاملش کنم ولی میخوام بگم همین 20 دقیقه ی اولی که گوش دادم یه حس خوبی در من ایجاد کرد که شاد و پر انرژی بودم و در عین حال آرامش داشتم و مسئله ای که چندین بار در موردش با همسرم صحبت کرده بودم و او ناراحت شده بود و بحث درست شده بود
این دفعه که مطرح کردم اصلا ناراحت نشد و به راحتی پذیرفت و هیچ بحثی نکرد
خداروشکر اون متوجه نشد ولی خودم شاخ درآورده بودم که قضیه اینطوری شد
و الان هم که فایل رو کامل گوش دادم و تمام کردم متوجه شدم که من هیچم و فقط و فقط خداست که منو پیش میبره
من از خودم چیزی ندارم
و خداوند بر همه چیز تواناست
و فقط کافیه ازاش بخوایم
و خودمون رو بسپاریم به دستای مهربونش
تا ما رو در مسیر حرکت دهد
خدایا شکرت برای وجودت
خدایا شکرت که بنده توام
با سپاس فراوان
به نام خدا
من قبلا یک بار این دوره رو تا جلسه ی 7 رفتم ولی ادامه ندادم همون موقع که روی سایت قرار گرفت اما نمیشه از حق گذشت توی همون چند روز کلی تغییر داشتم و حالم عالی تر شده بود
والان با نشونه ای که خداوند امروز بهم داد تصمیم گرفتم از اول اون رو باتعهد انجام بدم
و با عشق فایل اول رو گوش دادم و میخام درکم رو و هرچی رو که خداحین نوشتن بهم الهام میکنه رو بنویسم
1خدا یک سیستم و انرژی هست که بدون هیچ گونه احساسی به فرکانس های ما پاسخ میده
توضیح بیشتر:یادم میاد اون موقع که با استاد تازه اشنا شده بودم وقتی این مطلب رو توی کتاب چگونه فکر خدارو بخونیم’ خوندم،خیلی برام جالب و البته قابل باور بود چون تا قبل از این من هرچی رو از خدا میخاستم با گریه و زاری میخاستم و یا سعی میکردم ترحم خدارو جلب کنم تا دلش برام بسوزه و اون نعمت رو بهم بده و یا مشکلم رو حل کنه و این باعث میشد تا برای بعدم هم فرکانس ترحم بفرستم و همیشه این فرکانس رو از مردم دریافت میکردم که به شدت اعتماد به نفس و عزت نفسم رو نشونه میرفت ولی بعد از خوندن حدودا 15 باره این کتاب کم کم این موضوع با درک من درونی شد و دیگه هیچ وقت سعی نکردم با جلب ترحم خداوند از اون کمک بخوام و حتی در برابر افراد متفاوت عمل کنم چون برای دیگران هم همینه وقتی با جلب ترحم دیگری از او میخاهیم کاری برامون انجام بده داریم وجودمون رو کوچک و خار میکنیم در برابر اون و انجام این عمل در برابر خداوند نشان دهنده عدم احساس لیاقت ما در مورد دریافت نعمت هاست
2اینی که استاد میگه که وام نگیریم و قرض نکنیم و اگر این کار هارو میکنیم برمیگرده به عدم باور به این که من مسئولییت100درصدی زندگیمو خودم به عهده میگیریم اگر مسئول تمام زندگیت خودت هستی توی موقعی که یه مشکلی مالی پیش میاد اگر به غیر از خودت و خداوند به هر منبع دیگری مثل افراد مثل بانک یا …رجوع میکنی یعنی تو باور نداری که این مشکلی که پیش اومده به وسیله ی باور های خودته و میخای با موضوعی مثل وام یا قرض که همون عوامل بیرونی ان توی این مثال، صورت مسئله رو پاک کنی و فرار کنی از حل مسئله
بیایم فرض کنیم توی یه کشور غریبه هستیم و هنوز موبایل کشف نشده ؛اگر کیف پولیمون رو بزنن توی اون کشور غریبه که نه پول داری و نه کسیو داری که ازش قرض کنی و نه مدارک هویتی و نه ضامنی داری که وام بگیری اونوقت چیکار میکنی برای حل مشکل مالیت ؟اونوقت غیر از خدا میتونی به کی رجوع کنی ؟
یا همون مثالی که استاد میگن اگر توی یه جزیره ی دور افتاده فقط خودت باشی و جانوران و خداوند وقتی یه مشکل جانی برات پیش بیاد و یا بیمار بشی و یا نیاز غذایی داشته باشی غیر از خدا میتونی به کی رجوع کنی ؟آیا گزینه ی دیگری داریم؟ حالا جواب اینه که توی اونجایی که هستیم فارغ از این که چقدر آشنا و قوم وخیش داریم توی هر مسئله ای باید فکر کنیم توی همون کشور غریبه هستیم و فقط از خداوند کمک بخایم و دیگر هیچ البته برای هممون این ایمان آوردن کم کم اتفاق میافته
یه مثال از خودم بزنم ماله همین پری روزه
من الان 6 روزه زندگی به سبک قانون سلامتی رو شروع کردم از پیش پری روز تا دیروز خیلی زیاد گشنمون شد با خانمم و پولی نداشتیم که گوشت بخریم (کارم چند روزه بنا به دلایلی چون تازه شروعش کردم خوابیده وکار نداشتم)من قول داده بودم که باید ایمانم رو به خدا نشون بدم و هر گز قرض نکنم تا در ها باز بشه .پری روز خیلی حالمون از گشنگی بد بود ما دوتاییمون لاغریم و چیزی برای چربی سوزی نداریم که بخاییم چند روز طاقت بیاریم خانمم گفت از کسی طلب نداری گفتم نه ،گفت چیزی برای فروش نداری گفتم چرا گذاشتم سایت ولی چون بهش چسبیدم و رها نیستم کسی زنگ نزده گفت زنگ بزن از یه کسی قرض بگیر و یا بریم فلان مرغ وگوشت فروشی که آشنات هست قرض بگیریم گفتم نه قرض نمیگیرم گفت لا اقل از برادرت قرض بگیر گفتم اصلا نمیگیرم به غرورم برمیخوره پیشه خودش بگه که این قانون جذب که میگفتی حالا میخای از من قرض بگیری ،خلاصه رفتیم یه گشت زدیم بلکم توی پارک جنگلی درخت ها یه میوه داشته باشن بخوریم اما دریغ از یه میوه و اومدیم خونه ،خانمم از بیحالی دراز کشید و من رفتم توی انباری یه لحظه چشمم افتاد به یک ابگرمکن بلا استفاده سریع گذاشتمش استوری و توی سایت بعد از حدودا ده دقیقه یکی زنگ زد گفت سالمه گفتم اره به دلیل نصب پکیج بازش کردم گفت من همین قیمتی که گذاشتی میخام فقط یه شهر دیگه ام ببر ترمینال موقع تحویل ماشین برات واریز میکنم اگر میخای تا بیعانه هم بزنم گفتم نمیخاد میبرم بار بری اونجا همشو یک جا واریز کن
خانومم رو بیدار کردم و خوشحال رفتیم توی شهر تحویل دادیم و با پولش 4نمونه گوشت خوب خریدیم کلی خرید های دیگه حتی شبش هم یه کیسه برنج محلی و کلی چیزای دیگه بهمون سوغات رسید که اونم بخاطر عدم مجاز بودن توی قانون سلامتی بردیم فروختیم و همون پول آبگرمکن که خرج کرده بودیم بهمون باز گشت و این بود نتیجه ی صبر وپایداری در مسیر درست واعتماد به خداوندخیلی به خودم افتخار کردم که تونستم خودم رو نگه دارم و ثابت کنم
فکر کنم با این مثال براتون واضح ترشد معنی توحید در عمل
سلام به دوست عزیز
خداوند با نوشته های شما با من حرف زد
تو نبودی نوشتی خدا اینها را برای من نوشت به وسیله دستان تو
مدتی هست به تضادهایی خوردم و اون هم به خاطر دور شدن از این آگاهیهاست
در وضعیتی شبیه وضعیت شما این کلمات را مینویسم و خداوند با نوشته های شما راه را بهم نشان داد که چکار کنم
من باید ایمانم را نشون بدم من باید روی تعهدم بایستم تا خداوند وارد عمل بشه و من مدتی هست ایمانم به قوانین ضعیف شده و به بیراهه رفتم اما دوباره آرام آرام دارم به مسیر مستقیم مسیری که نعمت در آن هست برمیگردم
ایمانم ضعیف شد که وام گرفتم
ایمانم به خدا ضعیف شد که قرض گرفتم
ایمانم ضعیف شد که خورد و خوراک نسیه گرفتم
خدایا به راه راست هدایتم کن
5 ستاره به شما دادم که نماد همه ستاره های آسمان و همه نعمت های خداست
ایمان شما ستودنی است
آرزو میکنم خداوند نعمت بغیر الحساب به شما بده نعمتی که نتونید بشمارید
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
گام اول
توحید و فعال کردن قدرت خلق درونی
هر کسی داره نتایج افکار خودش رو میگیره در مورد سیل و زلزله مردم فکر میکنن خدا نشسته و داره بلا سر مردم میاره و همیشه میگن خدایا ما رو ببخش ما ناشکریم
این اتفاقها همه جای دنیا داره میافته توی هر کشوری توی دنیا این اتفاق داره میفته ولی چرا ما فکر میکنیم خدا نشسته اونجا داره یه همچین اتفاقاتی رو رقم میزنه
ما نگاهمون به خدا مثل یه آدمه که عصبانی میشه ناراحت میشه میخواد حال بگیره و میگه حالا که اینجوری شد پدرتون رو در میارم در صورتی که اینجوری نیست
خدا یه سیستمه یه انرژیه که داره واکنش نشون میده
پاسخ فرکانسهای ما رو داره به ما میده اگر کسی در مدار خوب باشه همیشه توی شرایط خوبه هر اتفاقی بیفته به نفعشه
طوفانها و سیل و زلزله باعث پیشرفت میشن باعث شده که خونهها محکمتر ساخته بشه امکانات بیشتری داشته باشیم
باید بدونم که مسئول زندگی خودم، خودم هستم
توی ایران بیشتر تفکر اینه که یه نفر دیگه مسئوله
حالا یا پدر مادر رئیس جمهور نماینده مجلسه یا فرمانداره یا رهبر یا آمریکاست یا خدا،
باید بدونیم که مسئول زندگی ما خودمون هستیم این نگاه اشتباست
که یه آدمهایی خارج از ما باید زندگی ما را درست کنن
ولی هیچ کسی مسئول نیست این خیلی راحت طلب وارترین
و بیمصرف وارترین حالت ممکن اینه که بشینید جایی بعد بگید که بابای من باید زندگیم رو درست کنه
باید بدونیم که تفکر ما داره زندگی ما رو خلق میکنه اون کسی که منتظره مسائلش رو یکی دیگه حل کنه همیشه مشکل داره همیشه گیره همیشه منتظر باید باشه
باید نگاهمون به درون باشه
بعضیا منتظرن ارث بهشون برسه تا زندگیشون تغییر کنه
خودمون میتونیم زندگیمون رو تغییر بدیم این قدرت و توانایی خودمونه فقط بهونهها رو بذارید کنار و اینکه دیگران مسئولن
این نگاهی که من باید مردم رو برای خودم نگه دارم یا از طرف مردم صحبت کنم بعد مردم بگن آخ این چقدر آدم خوبیه این چقدر آدم فوق العادهایه داره از طرف ما صحبت میکنه حق ما رو داره از اینا میگیره از مسئولین حق ما رو میگیره
یعنی همچین میگن مسئولین انگار اونا از ما نیستن
مسئولین خودمونیم
یکی از خود ما رفته شده نماینده مجلس
مگر کسی غیر از ماست هرچی هست خودمونیم به جای اینکه بیایم بگیم خودمون چیکار کنیم خودمون چه جوری شرایطمون رو بهتر کنیم میایم میگیم مسئولین باید این کارو میکردن
هر وقت که این فکر اومد توی سرتون که بگید یه عامل بیرون از خودتون باید تغییر کنه تا زندگیتون بهتر بشه این فکر رو بریزید دور حالا این عامل بیرونی میخواد دولت باشه یا هرچی باشه
باید بدونیم که اگه ایرادی بوده در من بوده در نگاه من بوده در باورهای من بوده مخصوصاً این نگاهی که ما منتظریم از بیرون یه اتفاقی بیفته
مسئولیت 100درصد زندگیتون رو خودتون بپذیرید
به خدا قسم هر اتفاقی توی زندگی شما میفته به خاطر افکارتونه
نه ربط داره به تحریم نه ربط داره به سیل، توی همون تحریمها و سیلها و زلزلهها چقدر هستن که شرایطشون داره بهتر میشه چه جوریه یه اتفاق میفته یه سریها ازش نفع میگیرن سود میگیرن یه سریها ضرر میکنن، اگر یک اتفاق یکسان نتیجه متفاوت برای دو گروه آدم یعنی دو گروه فکری آدم به وجود میاره باید فکر کنیم به این قضایا که نکنه داستان چیز دیگهای هست
ما هستیم که داریم اتفاقات رو رقم میزنیم افکار شما باورهای شما اتفاقات اطرافتون رو رقم میزنه
این نگاه اشتباهه که یه کسی که توی طایفه وضعش خوبه اون باید کمک کنه یا اگر یکی داره باید به بقیه کمک کنه اون باید مسائل ما رو حل کنه یا اون نماینده مجلسه وظیفشه که برای ما کاری انجام بده
خیلیها که ذهنشون فقیره این حرف رو بشنون میگن آره وظیفهشه باید این کارو بکنه بالاخره نماینده مجلسه
این تفکر سمه براتون اینا تله است این دو قرون دوزارهایی که فکر میکنید از این طریق میتونه بهتون کمک بشه جلوی میلیونها میلیون دلار ثروت رو در آینده از شما میگیره اگر شما به خودتون به خدای خودتون به تواناییهای خودتون به نیروی درونی خودتون تکیه کنید اصلاً برید تهران شب نماینده به شما جا بده جوک میشه براتون بهترین هتلها رو میتونید برید
اگر این تفکربه صورت بنیادین تغییر کنه که من مسئول زندگی خودم هستم منم که دارم اتفاقات رو رقم میزنم اصلاً کس دیگهای نیست مسئولین و فلان رو بذارید کنار مگه اونا دارن زندگی ما رو رقم میزنن به نظر من این شرک توی آمریکا مالیاتی که میگیرن باعث این خیابونها و این سدها و این امکانات شده مگه دولت پولش رو از کجا آورده پولش از همین مالیاتها میاد،
با کسی هم نمیخواد بحث کنید بیاید به خودتون بگید که من خودم دارم زندگیم رو رقم میزنم اتفاقات رو خودم رقم میزنم بنابراین نیازی نیست منتظر باشم که پدرم ارثیه دولت فلان کار رو برام انجام بده همه اتفاقات رو خودتون میتونید ایجاد کنید به خدا این شعار نیست این مسیریه که من تو زندگیم رفتم و کاریه که من انجام دادم به درون خودتون نگاه کنید و ایرادها رو توی فکرهای خودتون پیدا کنید و باورهاتون رو تغییر بدید نه اینکه بگید رئیس جمهور اگر عوض بشه اگر نظام پادشاهی بیاد اینو بهش فکر کنید چرا همه چیز توی کشور تغییر میکنه ولی یه عدهای همیشه مینالن یه عدهای همیشه خوب کار میکنن،
اصلاً این دیدگاهی که منتظر منجی هستیم اشتباهه
این خودش ایراده اینکه یه کسی باید بیاد مسئله منو حل کنه این از کجا اومده توی قرآن یک آیه یک جمله یک کلمه در موردش ندیدم وقتی شما فکرت رو کنترل میکنی به مسیرهای درست به ایدههای درست درست منظورم بهتر از قبل تکامل میخواد هی بهتر و بهتر میشه هی به ایدههای بهتر و بهتر هدایت میشی این نیست که بگیم اگر من امروز فکرم رو عوض کنم فردا زندگیم تغییر میکنه نه آرام آرام این اتفاق میفته
اگرصبر داشته باشی بذاری افکار جدید قدرت بگیره عمل کنی به دانستههات ایمالی که عمل نیاورد حرف مفت است در مورد همین مسئله که مثلاً من میگم مسئولیت زندگی خودم رو به عهده بگیرم بعد دوباره دو روز بعد رفتارم عملم جوری باشه که نشون میده من منتظرم یکی از بیرون حالا این یکی هر کسی میتونه باشه پدر من باید این کارو بکنه برادر من باید این کارو بکنه من توقع دارم از فلانی که فلان کارو بکنه هر وقت گفتی که من توقع دارم از فلانی که فلان کارو بکنه حالا اون فلانی هر کسی که هست اگر توقع داری در مسیر غلط هستی باید بگی همه این اتفاقاتی که توی زندگیم به وجود اومده هرچی که هست خودم به وجود آوردم اینو بپذیر نگو به خاطر اینکه توی اون کشور به دنیا اومدم بهونهها رو بذارید کنار بگید که من خودم دارم رقم میزنم اتفاقات ناجالبی که توی زندگیتون میفته سعی کنید انگیزه بگیرید برای تغییر زندگیتون،
کمک بگیرید از اون شرایط و اون تضادها به جای اینکه بگید من بدبختم به خاطر اینکه توی این خانوادم بهونهها رو بذارید کنار اصلاً هم نمیخواد به کسی دیگه بگید کاری به بقیه نداشته باشید و بگید من مسئولم اینا همون ریشه و نگاهی که یه کسی دیگه باید یه جور دیگه باشه تا من از زندگیم لذت ببرم یه کسی دیگه باید یه کار دیگه بکنه تا من خوشبخت بشم یا به خواستههام برسم و تمام افرادی که این ویژگی رو دارن بدون استثنا آدمهای بدبختی ان تمام آدمهای موفق و خوشبخت و ثروتمند اولین ویژگی که در خودشون ایجاد کردن منم که باید مسئولیت کارم رو به عهده بگیرم منم که باید مسئله رو حل کنم اگر توی بیزینس مشکل دارم مشکل از کارمندم نیست از منه اگر من باورهای درستی داشته باشم اگر من ایدههای خوبی داشته باشم اگر مسئله رو به خودم ربط بدم راه حلش رو پیدا میکنم شاید راه حلش اخراج کردن اون کارمنده باشه شاید به خاطر ترسهای منه که اون کارمنده رو اخراج نمیکنم به خاطر باورهای شرک آلود منه بعد میگم اگر این کارمند رو نداشتم اگر فلانی نبود اگر این شریک رو نداشتم یعنی از هر طرف ببینید و نگاه کنید به این نتیجه میرسید که مسائل رو خودتون دارید رقم میزنید ما از همه توقع داریم غیر از خداوند تو بندگی خوبی بکن تو باورت توحیدی باشه توایاک نعبد و ایاک نستعین رو درست کن توی وجودت که تکامل میخواد بعد همچین درها رو برات باز میکنه نعمتهایی رو میاره که کل مردم دنیا جمع بشن نمیتونن اون کارها را انجام بدن این جمله طلایی رو یادتون باشه اگر داری مثل بقیه فکر میکنی اگر داری مثل بقیه عمل میکنی به خدا قسم مثل بقیه نتیجه میگیری اگر میبینی توی کشور یه سری موجها راه میفته اونایی که این موجها رو راه میندازن آدمهای بدبختیان که به هیچ جا نرسیدن فقط بلدن حرف بزنن گلایه کنن ناشکری کنن گریه کنن نق بزنن غر بزنن اگر میبینید اینا موج رو راه انداختن تو ادامه نده چون اگر ادامه بدی تو هم نتیجه اونا رو میگیری اگر میخوای متفاوت نتیجه بگیری باید متفاوت فکر کنی و متفاوت عمل کنی اغلب مواقع نقطه مقابل تفکر اونها تفکر درسته
همه چی خداست همه چی توحیده همه چی توکله اینکه میگم یه سریها توی شبکههای اجتماعی میان به مسئولین فحش میدن و مسخره میکنن و داد و بیداد میکنن اینا مشرکن به خاطر اینکه 4 نفر بگن به به آفرین حق ما رو ازشون گرفتی
تو مردی تو تونستی حرف بزنی تو فلان نبودی هر کاری میکنید که مردم خوششون بیاد از شما همه این نگاهها از نظر من شرک آلوده کسی که به خدا ایمان داشته باشه برای مردم کاری نمیکنه راه درست رو میره کار درست رو میکنه اگر توحید توی قلبتون بیشتر بشه اصلاً نحوه فکر کردنتون نحوه عمل کردنتون همه چیزتون تغییر میکنه
تمرکزت رو بزار روی کار خودت مسیر خودت رو برو نمیخواد کسی رو هم بشناسی تو خدای خودت رو بشناس بقیهاش خودش درست میشه
توحید عملی نه تو حرف تو عمل وقتی که میگم مسئولیت زندگیتون رو خودتون به عهده بگیرید این توحید عملیه
نه اینکه بگید این کارو فلانی باید برام انجام بده اگر شریک خوبی داشتم اگر فلان میشد اگر مردم طرفدار من باشن فالوور زیاد داشته باشم
به خدا مردمی که شما رو میارن بالا با یه بشکن شما رو میندازن پایین
بارها و بارها دیدید اونایی که مردم آوردنشون بالا دیدید توی بحثهای سیاسی بحثهای هنرمندها اونایی که مردم آوردنشون بالا همون جا از اون بالا پرتشون کردن پایین دو روز بعد هم دیگه اثری از آثارشون نبوده مردم رو ول کنید خودتون و خدای خودتون،
خودتون رو درست کنید خدا آدمها رو میاره براتون، خدا همه کار میکنه، شما نمیخواد کاری بکنید
شما روی درونتون کار کنید بیرون خودش درست میشه به همین دلیل میگم نگرانی بیرونی اصلاً نباید داشته باشید روی خودتون کار کنید بقیهاش خودش درست میشه
توی این فایل هدف این بود که اگه یه اتفاقی میفته خدا رو مقصر ندونیم گردن خدا نندازیم و دنبال این نباشیم یکی دیگه بیاد زندگی ما رو درست کنه سیل و زلزله و هر اتفاقی هست هیچ نگرانش نباشیم نگیم یکی دیگه باید درست کنه باید بگیم خودمون درست میکنیم خودمون قدرت خلق زندگیمون رو داریم هرچند وقتی که باورتون درست باشه شما از اون اتفاقاتی که اسمش رو گذاشتن بلایای طبیعی اون اتفاق هم به نفع شما میشه یعنی ما چیزی به نام بلایای طبیعی نداریم اونها همش نعمتهای خداونده ولی این نعمتها رو یه سریها دریافت میکنند یه سریها دریافت نمیکنن
یک اتفاق یکسان نتایج متفاوتی برای آدمها داره آدمهایی که توی مدار مناسب باشن از همان بلایای طبیعی پول میسازن ثروت میسازن موفقیت میسازن ایده میگیرن زندگی خودشون و دیگران رو بهتر میکنن، همون چیزی که میگن بلایای طبیعی،
سلام به استاد عزیز و مریم جان
اولین روز از پروژه خانه تکانی ذهن و اولین روز از دوره 4 ماهه به لطف خدا که بهش هدایت شدم
استاد مطالبی رو در این فایل مطرح کردن که واقعا باعث شد من بیشتر به خودم و تجربیاتم فکر کنم.
از بچگی متاسفانه در محیط اطرافم زیاد وی شنیدم که بقیه مسئول زندگی ما هستن مخصوصا دولت و حکومت … اینقدر یه انتخابات رئیس جمهور تو ذهن بقیه بزرگ بود که میاد فلان میکنه برامون و اگه اون یکی بیاد بد میشه برامون که شاید حتی تو مدرسه ما بچه ها هم حرفهای بزرگترامون رو تکرار می کردیم و باهم بحث های بیخود می کردیم…
من البته همیشه یه باور نصفه نیمه داشتم که خودم می توانم زندگی مو بسازم ولی فکر می کردم بقیه هم نقش دارن و همین باعث احساس قربانی بودنم می شد…یعنی تلاشم رو می کردم ولی یه ذهنم احساسات قربانی بودن هم داشتم و این عقبم می انداخت
فکر می کردم پدرم و مادرم زندگی منو تعیین می کنند….جامعه و محدودیت هاش آینده منو تعیین میکنه…رفتم دانشگاه ،مسئول نمره هام و آیندم رو استادها می دونستم…بعد از ازدواج فکر میکردم همسرم باید منو خوشبخت و پولدار کنه…یا پدر همسرم…
برای کارم فکر میکردم وزارت بهداشت مسئول منه…و….
با این همه شرک و توقع از دیگران خیلی هم عجیب نیست اگه تو زندگی کلی در حال تقلا و دست و پا زدن بودم همیشه …
ولی اعتراف می کنم همه زندگی و موفقیت که تو زندگیم هست با این باور که من مسئول زندگی خودم هستم به دست اومده…قبولی دانشگاه رشته تاپ، موفقیت و قبولی و گذراندن دوره تخصص…مهاجرت به تهران با دست واقعا خالی! … درآمد و پول ساختمان در همین حدی که هست هم از قبول مسئولیت زندگیم و لطف خدا به دست اومده…
خدایا شکرت هزاران بار که منو همیشه هدایت می کنی … از امروز و هر روز خودم صد در صد مسئول زندگی خودم هستم….کمکم کن این باور تو تارو پود وجودم بره
ممنون استاد که دید ما رو بزرگ می کنید و درکمون رو بالاتر می برین.
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام و درود
این دومین کامنت امروزم هست ب قدری حالم خوبه ب قدری خوشحالم که فقط خدا میدونه
الهی استاد هر جا هستید دستتون در دست خدا باشه و همچنین استاد عرشیان فر عزیزم الهی هر جا هستند دستشون در دست خدا باشه که بانی این شدند که من در این مسیر قرار بگیرم هرچند که قبلااز دوسال پیش دوره های ایشون رو خریدم و تا حدودی گوش میدادم اما نمیدونم چرا هم فرکانس نمیشدم با وجود اینکه بسیار صحبت های عالی میفرمودند اما اینجا حالم جور دیگه خوبه اینجا هر لحظه یادمه حسم خوب باشه امروز متوجه شدم که همسرم در مورد یک سری کارها که مقاومت داشتند نرم تر شدند مثلاً پرداخت کامل بدهی ها حذف شراکت با دیگران و من خوشحال ترینم خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
امروز در این لحظه ما دیگه بدهی نداریم به لطف خدا و حال خوب خودم و جود اساتید گرانقدر تنها بدهی ما حساب دفتری با فردی که جنس مغازه رو تهیه میکنیم هسثک مطمعن هستم به لطف و یاری خدا و بالا بودن انرژی و فرکانس و آموزش های استاد به زودی زود شاهد پرداخت کامل و خرید نقدی جنس مغازه مون هستم خدایا شکرت برای اتفاقات خوب زندگیم با اینکه درد جسمی دارم درد کمر اما حال روحیم عالیه خدایا شکرت برای تک تک نعمتهایت خدایا شکرت که به زودی شاهد سلامتی کامل جسمانی ام هستم خداروشکر برای سلامتی و حال خوب عزیزانم خداروشکر برای حضور دوستانم در این سایت ک هر لحظه ک وقت آزاد دارم فقط میام سایت و کامنت دوستان رو میخونم و مسیر روشن تر میشه خدایا شکرت برای حضور استاد عزیزم و مریم بانو عزیزم
سلام وعرض،ادب..بسیار عالی ..منم با عرشیانفر شروع کردمو ولی رسیدم له استاد عباسمنش وهمه چیز عالیتر شده خدایا شکرت..
وقتی عرشاینفر گوش میدادم هی به خودم میگفتم بابا عباسمنش چی میگه عرشیانفر که شاگرد اون بوده خیلی بهتره..ولی تکامل من طی شد ورسیدم ب استاد عباسمنش وروز به رکز زندگیم بهترو عالیتر شده به لطف پروردگارم به لطف خداوند
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
لا اله الا الله
همه چی توحیدِ
همه چی توکله
همه چی خداست
فکر کن تو کی بودی؟
من هیچی نیستم،من نطفه ای بد بو بودم
آیا تو توانایی ساختن خودت رو داشتی
خیر ،خداوند منو ساخت،جان داد،قلب داد،مغز داد،پدر و مادر داد،بزرگم کرد،خداوند همه چیز بهم داد
هیچ چیزی برای من نیست
اصلا منی وجود ندارد ،همه چیز اوست.
لا اله الا الله
توحیدی بودن یعنی بدانیم هر چه هست و نیست خداست
بدانیم وجود ما از اوست
بدانیم او خالق مطلق ،عالم مطلق،قادر مطلق است
بدانیم او میبیند و میشنود
بدانیم او هر لحظه با ماست
او با ماست
فرمانروا با ماست
بدانیم ما خلیفه الله هستیم
بدانیم او ما رو خالق کرد
بدانیم و بسازیم هر آنچه میخواهیم
باور کنیم ما هر چه بسازیم او ایجاد میکند
همه چیز اوست
غیر او نیست
لا اله الا الله
مگر برای ضربان قلبت تو تلاش میکنی
مگر برای حرکت انرژی در بدنت تو کاری انجام میدهی
مگر برای کنترل کلیه هایت تو عملکردی داری
مگر تو دو لب را بر هم میزنی و اصوات تولید میشود
مگر تو با دو تیکه پی میبینی
مگر تو با پرده ها میشنوی
مگر تو توانایی راه رفتن داری
مگر تو حس ایجاد کردی
مگر تو سلسله اعصاب را مدیریت میکنی
مگر تو قدرت فرو بردن لقمه را داری
مگر تو بزاق را ترشح میکنی
تو هیچ نیستی ،به خودت مغرور نشو
تو حتی بدون او نمیتوانی شلوارت را بالا بکشی
همه چیز الله است
لا اله الا الله
مشغول عبادت شو،عبد بودن را یاد بگیر،درون خودت را پالایش کن،وجودت را از شرک تهی کن
آنوقت به نزاره بنشین تا ببینی او برایت چه ها نمیکند
شرک همان بن بست ها و نرسیدن هاست
ورنه ما که به اذن الله خالقیم
لا اله الا الله
هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن
هو الرحمن الرحیم
که یکی هست و هیچ نیست جز او
وَحْدَهُ لا إِلهَ إِلا هُو
استاد عزیزم سپاسگزارم
سلام ودرود خدمت شما استاد گرامی و همه دوستان که در این مسیر زیبا قدم بر میداریم که زندگی خودمان را تغییر بدیم .
من از قبل فایلهای مختلفی از اساتید دیگری رو دریافت کردم و گوش دادم و چالش اصلی من این شده که من میدونم خودم مسئول زندگی خودم هستم و همه اتفاقات رو خودم رقم میزنم اما نمیدونم بعضی وقتها ذهنم یاری نمیکنه و نمی خواد که با من همکاری کنه جهت بهبود این مسیر و من احساس خستگی میکنم .
به نام خداوند بخشنده و مهربان
به نام خداوند مالک یوم الذین
سلام و درود
امروز اولین گام رو برداشتم و برای خودم و آموزش دیدن وقت گذاشتم و مهمترین نکته ک متوجه شدم این بود ک سیل و زلزله و طوفان بلای طبیعی نیستند بلکه نعمت الهی هستند و اگر افکار و باورهای ما و حس ما خوب باشد در آن شرایط هم بهترین ها برایمان اتفاق می افتد یاد گرفتم خودم مسولیت زندگیم را بپذیرم افکارم را تغییر دهم تا زندگیم تغییر کند حتی متوجه شدم من مسول زندگی دیگران نیستم فهمیدم فقط باید روی خودم و خدا حساب کنم حس و حالم افکارم باورهایش خوب باشد خدا هم هر لحظه نعمت بیشتر وارد زندگیم میکند شرایط کنونی من نتیجه باورها و حس و حال من است پس میتواند بهتر هم باشد
ان شاالله در گام های بعدی از اتفاقات خوب که هر لحظه در زندگیم رخ داده مینویسم البته میدانم که باید مسیر تکامل را طی کند
عرض سلام خدمت استاد و همراهان گرامی
خلاصه ای از متن صحبت های استاد در این جلسه رو که یادداشت برداری کردم اینجا به عنوان ردپا از تمریناتم بجا میزارم:
باید خودم مسئولیت زندگیم رو به عهده بگیرم و اینکه فکرم رو کنترل کنم و باورهای درست داشته باشم تا هر بار به ایده های بهتر هدایت بشم و آرام آرام شرایط زندگیم تغییر کنه و افکار جدیدم آرام آرام قدرت بگیره بعد عمل کنم به دانسته هام تا هر بار نتایجم تغییر کنه و بهتر و بهتر بشه
از هیچ کس توقعی نداشته باشم اگه توقع داشته باشم نشونه اینه که تو مسیر نادرستم
من شرایط فعلی زندگیم رو خودم رقم زدم حالا خوب یا بد هر چی که هست
بنابراین
خودم باید بد از پذیرش اینکه مسئول 100% زندگیم خودم هستم زندگیم رو به دلخواه خودم بسازم
ایمان داشته باشم
تو مسیر بهونه نیارم
کم نیارم
و بدونم این مسیر به تکامل نیاز داره و از نتایج کوچیک انگیزه بگیرم و قدرت بگیرم و روز به روز بهتر کنم نتایج زندگیم رو
کسی که بنده خوبی باشه، بندگی خدا بکنه خداوند همه کار براش میکنه
چطور این قابل باوره که اگه تو شرکت اپل کار کنم امکانات بیشتری در اختیارم میزاره نسبت به شرکت های کوچک در شهرهای کوچک ایران اما این قابل قبول نیست که اگه بندگی خدا رو بکنم همه امکانات دنیا رو تو زندگیم بیاره؟!
یادم باشه اگه دارم مثل بقیه فکر میکنم، مثل بقیه عمل میکنم؛ پس نتیجه اونا رو میگیرم
اگه بخوام متفاوت نتیجه بگیرم باید متفاوت فکر کنم و متفاوت عمل کنم.
اغلب مواقع نقطه مقابل تفکر جامعه تفکر درستیه
خودمو درست کنم خدا آدما رو برام میاره
دیگه نگرانی بیرونی نداشته باشم رو خودم کار کنم بقیه اش خودش درست میشه
متشکرم بابت این آگاهی ها استاد بزرگوار