live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی - صفحه 134

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    195MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    39MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1956 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم تنهایی گفته:
    مدت عضویت: 147 روز

    سلام مریم هستم من امروز در سایت استاد عضو شدم،البته خود استاد رو از طریق ایتا و کانال ایشون دنبال میکردم.در مورد فایل توحید وفعال کردن قدرت

    خلق عملی باید بگم، با گوش دادن به اون به درک بزرگی از مفهوم توحید میرسم،فقط خداا،،که وقتی به این باور برسم نه بلایای طبیعی ونه درهیچ اتفاق دیگری خدارا مقصر نمیدانم بلکه باعث پیشرفت میدانم…..و نکته دوم مسئولیت تمام امور م رامیپذیرم وبه دیگران نسبت نمیدم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    غفار شریعتی گفته:
    مدت عضویت: 156 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین خسته نباشید میگم و ازتون سپاس گذارم که آگاهی های خالص و ناب را برایمان بدون اینکه بهایی براش بپردازیم در اختیار ما میزارید

    امروز پنج‌شنبه 15/8/1404

    می‌خوام نکته های که از گام اول دریافتم رو بگوییم

    نکته اول: خداوند سیستمی عمل میکند و

    اتفاقاتی همچون طوفان ذلذله و سیل فقط بخاطر اینکه ماها قویتر بشویم و بیشتر پیشرفت کنیم رخ میدهند

    نکته دوم:من مسٔول صد در صد زندگی خودم هستم .

    من هستم که دارم شرایط رو خلق میکنم

    باید یاد بگیریم که توقعی از هیچ کس بجز الله

    مان و توانایی های خودمان نداشته باشیم

    من خالق زندگی خودم هستم با افکارم با احساساتم خداوند فقط داره به افکار من به احساس من پاسخ میده به قول استاد اینجوری نیست که خداوند بگه ای نعمت های که بهتون دادم رو شکر نمیکنید الان بهتون نشونم میدم پدرتون رو در میارم

    بعد اینجور اتفاقات رو رقم بزنه نه خداوند اصلا

    کاری به گناه کردن ما نداره خداوند سیستمی

    فقط پاسخ میدهد به افکار من به احساس من

    این من ام که دارم خلق میکنم من هستم که خالق زندگی ام هستم و خداوند تنها بخاطر قویتر شدن من تضاد ها رو تو زندگی ام بوجود میاره و من باید از برخورد با تضاد ها

    خوشحال بشم و بگم آخ جون فرصت پیشرفت پیش اومده

    نکته سوم: من میتوانم با کنترل افکارم و طی کردن تکامل به احساس خوب برسم و باقی بمانم و زندگی دلخواهم رو خلق کنم

    نکته چهارم :توحید همه چیزه توکل به خداوند همه چیزه اگر همیشه یادمان باشد که خداوندی که منبع تمام ثروت های جهانه به ما وعده فضونی داده وقتی که خداوند رو قدرتمندترین تو جهان بدونیم وقتی که ایمان داشته باشیم به خداوند و تنها از او یاری بخواهیم

    وقتی که به جای برسم که تنها خداوند رو منبع نعمت هایم و ثروتم بدونم و قدرت را تنها در دستان او ببینم و ایمانم رو در عمل نشون بدهم اونوقت در زندگی ام از همه لحاظ پیشرفت میکنم

    نکته بعدی :باید یادم باشد که همیشه دنبال ایراد در خودم بگردم چون اگر درونم رو بسازم

    شرایط بیرون خود به خود رقم میخوره کاری که من باید بکنم اینه شروع کنم به درست گوش کردن فایل ها آگاهی هایش رو دربیارم

    و مهمترین بخش عمل کنم به آنچه می‌شنوم

    و یادم باشد الکی بهونه نیارم و با اون چیز های که در دسترسم هست شروع کنم به تغییر کردن و زندگی دلخواه را برای خودم بسازم

    نکته بعدی:تمام آدم های بد بخت آدم های هستند که منتظرن یکی دیگه مسائلشون رو حل کنه به خودشون به توانمندی های خودشون به انرژی قدرتمندی که درونشون جریان داره ایمان ندارند و تمام آدم های که تو زندگی خوشبختی رو تجربه کردن اولین ویژه گی شون این بود مسئولیت زندگی شون رو پذیرفته بودند و خودشان مسائل خود را حل میکردند به هیچ وجه به فکر راضی نگهداشتن مردم نباشم و یادم باشد که اگر

    مثل اکثریت جامعه فکر کنم مثل اکثریت عمل کنم مثل اکثریت نتیجه میگیرم به خودم باید بگم که من نتایج بزرگی و متفاوتی می‌خوام باید متفاوت عمل کنم و متفاوت فکرکنم

    من همین نکات رو دریافتم از این فایل

    و انشاالله باز هم بار ها گوش میکنم تا نکات جدیدی رو واضح تر و بهتر درک کنم

    فعلا دوست دارم فقط به نکاتی که دریافتم عمل کنم و یادم باشد که من مسٔول احساسم هستم باید ذهنم رو کنترل کنم باید نگاه متفاوتی به مسائل داشته باشم باید یادم باشد

    که قدرت رو بدم به خداوند و به فکر راضی نگهداشتن مردم نباشم که این تفکر یعنی مشرک شدن به خداوند

    باید یادم باشد که من ام که دارم شرایط رو رقم میزنم تنها من و هیچ کس به اندازه زره ای در زندگی من مسئول نیست

    امید وارم که بتوانم از آگاهی های که دریافتم

    در زندگی ام استفاده کنم و میدانم که دانستن نیست که مهمه عمل کردن به دانسته هاست که مهمه خدا یا شکرت بابت اینکه من رو آگاه ساختی و من رو هدایت کردی به این سایت بهشتی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    فرزانه رضوانی گفته:
    مدت عضویت: 885 روز

    سلام به استاد عزیزم ،خانم شایسته مهربان و دوستان هم دوره ام.

    استاد عزیز خیلی ممنونم که این دوره را آماده کردین و منم به شکل الهامی وارد این دوره شدم .

    مدت زیادی است که از خدا خاستم که یک دوره را برای معرفی کند که من خلأ های درونم را با آن دوره بهتر تغذیه و پر کنم و بدانم که پاشنه های آشیل ام در چه مواردی بیشتره تا اصلاح کنم . دیروز وقت وارد سایت شدم دیدم بیرون از عضویت سایت شدم نمفهمیدم چرا دوباره وارد عضویت سایت شدم دیدم دوباره به من خوش آمدی گفتن و این پروژه خانه تکانی ذهن را برایم الهام شد منم تعهدم را نوشتم و شروع کردم.

    در بخش لایو استاد چند نکته خیلی قشنگی داره

    نکته اول که کسی در احساس خوب بماند همیشه زندگی اش عالیه و روز بروز عالی‌تر میشه و برعکس آن که معلوم داره .

    نکته دوم اینکه مسولیت صد در صد زندگی خود را در عهده بگیریم. من خودم از زمانی که عضوی سایت شدم خیلی تغییر کردم چون همه اتفاق زندگی که برایم میافته با همه در میان نمی‌گذارم خصوصا او اتفاق که به ظاهر بد باشه چون از یک طرف نمیخایم حس ترحم و توجه جلب کنم از طرف دکه نمیخایم مسولیت این را به گردان کسی دکخ بندازم که حل کنه صد در صد مسولیت را میخایم خودم بگیرم و حل اش کنم و همچنان. نمیخایم در مورد چیزی نا خاسته حرف بزنم و یا تمرکز کنم .

    همیشه در باره اتفاقات خوب صحبت میکنم با اعضای خانواده و دیگرا این بازم نیاز است که این عادت را بیشتر کنم تا فرکانس های خوب در جهان ارسال کنم.

    نکته سوم

    اینکه خدا سیستم بدن موجودات زنده و کاینات را به بهترین شکل ممکن مدیریت می‌کنه پس نمی‌تواند آینده و زندگی مارا مدیریت کنه که صد در صد این کار را می‌کنه،‌ فقط ماها با ذهن خود با احساس بد ،عجله کردن ،تکامل را طی نکردن ،مسمتر کار نکردن خود را از خواسته های خود دور میکنیم.

    نکته آخری اینکه حادثات طبیعی مثل سیل ،زلزله و طوفان‌جزیی از سیستم جهانه نه اینکه که عذاب الهی باشد چون خدا شخص نیست که غضب کنه . تازه با زلزله ،سیل و طوفان ما میفهمیم قدرت رب را و متوجه میشیم که سیستم جهان کار میکنه و استاد هم گفت با این حوادث طبیعی باعث این میشه خانه های خود را مستحکم تر بسازیم و در مسیر سیل و زلزله خانه نسازیم

    تازه این سیل چقدر مزایا داره مثل اینکه مواد اضافی یا اشغال زمیم را با خود ببره و محیط زیست را پاک کند ، سیل مواد معدنی را از معادن با خودش در نقاط زراعتی پخش میکنم که باعث رشد محصولات کشاورزی و زراعتی ما میشود .

    همچنان سیل باعث renew شدن خاک همان منطقه سیل زده میشود و خاک آن منطقه غنی تر و مملوم از مواد معدنی شوه .

    ما میتوانیم تمام مزایای حوادث را در ذهن خود مرور کنیم که هیچ اتفاقی به ضرر ما نیست تمام حوادث به نفع ماست.

    تشکر از استاد عزیزم بابت این دوره غنی .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    محسن بهادری گفته:
    مدت عضویت: 1048 روز

    با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته گرامی من 899 روز پیش باسایت الهی عباسمنش آشنا شدم واین آشنایی منو دوباره متولد کرد و با پروژه خانه تکانی ذهن دوباره متولد شدم بزارید یکمی درباره خودم بگم من در تمام طول زندگیم یعنی از زمانی که خودم رو شناختم داشتم دنبال خدا میگشتم که چیه؟کیه؟چکار میکنه؟ ومن کیم؟چیم؟وچکار باید بکنم؟ به خاطر محیط و افراد زندگیم همیشه تناقضاتی برای جواب به این سوال توی ذهنم داشتم تا اینکه از یک جایی به بعد به پوچی رسیدم و در یک تاریکی مطلق فرو رفتم به اصطلاح یه مرده متحرک بودم همه چیز وهمه کس رو مقصر این وضع میدونستم الا خودم تا اینکه در یک مهمانی خانوادگی از طریق پسر عموم با مقوله جذب آشنا شدم و به لطف رب العالمین در مسیر آگاهی افتادم و به قول استاد فرکانسم هر لحظه بالا و بالاتر رفت و نور رو در زندگیم دیدم که داره جون میگیره تا اینکه بعد از آشنایی با افراد و اساتید مختلف از طریق یکی از دوستانم با این سایت الهی و استاد عزیزم آشنا شدم من سرچشمه رو برای مقصود پیدا کرده بودم سرشار از شوق و رسیدن بودم همین طوری هم شد روابطم عشقم آرامشم روز به روز بیشتر و لول به لول بهتر شد واین بهتر شدن و کنترل روی خودم در حال سعوده و من هر روز شاد تر آرام تر و امیدوارترم ولی از نظر مالی نتونستم بهتر بشم که هیچ هر روز هم دارم پس رفت میکنم به قول استاد آدم یا در حال بهتر شدنه یا بدتر شدن حد وسطی وجود نداره اول با خودم گفتم حتما زمان میبره چونکه بازم به قول استاد باور های کهنم بسیار زمان برده تا شکل گرفتن پس زمان میبره تا عوض بشن اینجوری خودم رو آروم میکردم و ادامه میدادم فایل های دانلودی رو هر روز در ساعت های زیادی گوش میدادم و سریال‌های سایت رو میدیدم آرزومم این بود بتونم اولین محصولم رو در سایت عباسمنش بخرم ولی دیدم که همیشه هشتم گرو نهمه و هر لحظه دارم فقیر تر میشم تا اینکه شروع کردم از خودم سوال کردن که چرا اطرافیانت که بعضا حتی خدا رو هم قبول ندارن وضع مالیشون از تو که میگی به سر چشمه وصلی و خودکنترلی داری بهتره از خدا که خیلی وقته دوست خودم میدونمش پرسیدم باید چکار کنم که وضع مالیم هم مثل روابطم و امثالهم بهتر بشه تا اینکه یه روز وقتی به سایت سر زده بودم برای گرفتن نشانه اون روزم به پروژه خانه تکانی ذهن در سایت برخورد کردم به خدا قسم من قبلا اینو ندیده بودم رفتم داخل پروژه و اولین فایل رو دانلود کردم و شروع کردم به گوش دادن من این فایل رو شاید 100 بار گوش کرده بودم وقتی استاد درباره آیه تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می جویم صحبت کردن تمام بدنم یخ کرد مگه چه اتفاقی افتاده بود یه شعله ای توی ذهنم روشن شد این جواب سوال چرا به آزادی مالی نرسیدن توعه گفتم من که‌ اینو بارها و بارها گوش کردم خوندم و دیدم که چی یکی بهم گفت خوب برو یه روز اینو اجرا کن بعد برو قدم بعدی با خودم گفتم باشه اینکه کاری نداره به خدا قسم نزدیک به دو هفته طول کشید تا فقط بتونم یک روز این آیه رو در زندگیم اجرا کنم الان که دارم نظرم رو مینویسم یک هفتس که تنها خدارو میپرستم و تنها از خدا یاری می خوام تازه فهمیدم که‌ استاد وقتی میگه ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است یعنی چی همه چی تقعیر کرد من یافتم دوباره خدارو سپاسگزارم و در این مدت کم چنتا از بدهی هامو دادم باورم شد که همه چیز دست خود آدمه خدایا سپاسگزارم و اینکه باید عمل کنم و ایمان بدون عمل مفت نمیارزه من یه زره عمل کردم و حضرت دوست بارها بیشتر برای من قدم برداشت من 899روز در سایت عباسمنش عضو بودم ولی یک روز عمل کردم و چندین وچند بدهی که داشت کمرم رو خورد می‌کرد صاف کردم و راهی رو که درش قدم گذاشتم با قدرت ادامه میدم وپا پس نمیکشم تا به سرمنزل مقصود برسم و مطمئنم که اگر در این راه ثابت قدم باشم به هدفم که آزادی مالی و همیشه شنیدن و دیدن و در نهایت در آغوش کشیدن استاد عزیزم هست میرسم با سپاس فراوان از حضرت دوست که من رو با این سایت و استاد عباس منش عزیز آشنا کرد استاد عزیزم هرلحظه از رب العالمین برای شما و خانوم شایسته شادی و عشق روزافزون رو آرزو میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    ستاره گفته:
    مدت عضویت: 185 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام به استاد گرانقدر و عزیزان هم فرکانسی

    لذت بردم از شنیدن این فایل و خدا را شکر کردم که دوباره متوجه شدم ، چقدر شرک های مخفی در وجود ام بود با توقع داشتن از هر کس از هر چیز و هر شرایط ، برای حال خوبم و تغیر زندگی ام ، از امروز نیاز دارم به تکرار این جملات تا توحید در عمل و زنده گی ام جاری شود :

    -من مسول زندگی خودم هستم و از هیچ کس توقع ندارم به جز از خدا ، اگر تا امروز زندگی ام خوب نبود بعد از این خوب میسازم اش با قدرت درونم و هدایت خدا و تغیر باور ها

    -ایمان که عمل نمیارد گپ مفت است

    -از تضادها انگیزه میگیرم برای تغیر افکارم

    -هیچ کس به جز از خودم من را خوشبخت یا بدبخت کرده نمیتواند

    – سپاسگذارم از تو خدای جهانیان ، ترا میپرستم و از تو کمک میخواهم ، هدایت ام کن به راه راست ، راه کسانیکه به آنها نعمت دادی

    – اگر باور کنم که در کار کردن در شرکت گوگل که شرکت بزرگ است امتیاز خوب خواهم داشت ، پس باید هزار بار باور داشته باشم که اگر بنده گی خدای توانا و صاحب همه هستی را کنم بهترین ها را برایم میدهد

    -در هیچ کار خدا را مقصر نمیگیرم و همه چیز را در گردن خدا نمی اندازم، همه چیز نعمت خدا است و اگر افکار من خوب باشد از حادثات ناخوشایند هم نفع میگیرم

    – در همه کار هایم باید مسیر درست و خوشی خدا را در نظر گیرم نه مردم را ، همه چیز از خدا است اگر من در مسیر خوب باشم ، خدا آدم های خوب را هم میارد در زندگی ام.

    زنده گی تان پر از هدایت ، سلامتی و نعمت خداوند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    mahghanj raeisi گفته:
    مدت عضویت: 150 روز

    بنام خداوند خالق زیبایی ها وهدایت کننده ی من به سمت زیبایی

    خداوند رو سپاسگزارم که امروز هم توانستم یک گام برای درک آگاهی بردارم ممنون وسپاسگزارم از شما استاد عزیز برای بیان بسیار ساده ی قوانین خداوند وبه خصوص بیان ساده توحید

    برای اولین بار بود که اینقدر زیبا کلمات وجملاتی را درباره این میشنوم که مسئولیت صد درصد زندگی خودم رو باید بپذیرم تا قبل از این هر روز این دیدگاه رو به من گفته بودن که سرنوشت ما از قبل تعیین شده وما هیچ گونه دخل وتصرفی روی اون نداریم وبرای همین بود هرگز برای عوض کردن اون هم قدمی برنداشتم دلیلش همین عدم توانایی بود ولی استاد امشب شما با این جملات قدرت دیگری رو به من دادی که من خودم هستم که باید سرنوشتم روبسازم قدرت ساختن رو بهم دادی قدرت عوض کردن رو به من دادی بهم گفتی هرگز منتظر هیچ کس نباشم چون انتظار داشتن از دیگران یعنی شرک ورزیدن وقدرت رو از خود گرفتن ودادن به دیگران .

    همیشه یکی از مهمترین سوال های زندگی من سوال منجی بود که کی قراره بیاد وما رو نجات بده منتظریم کسی بیاد وجهان رو پر از صلح وآرامش کنه این همه سال گذشته پس چرا هیچ خبری نیست ولی امروز بهم یاد دادی منجی زندگی ام خودمم ولا غیر هیچ کس به جز خودم منجی نیستم از امروز باید باید به فکر نجات خودم از زندان باورها از زندان شرک ها از زندان انتظار کشیدن از زندان انتظار داشتن کمک دیگران ، آره باید از این بندها وزندان ها رها شوم ونجات بدم خودم رو وبه خود، بگم من خودم هستم که می تونم زندگی خودم رو بسازم ومسئولیت صد درصد زندگی خودم رو بپذیرم نه 99 درصد بلکه صد درصد وبپذیرم که خداوندی که مرا آفرید این قدرت رو هم به من داد خودم زندگی ام رو بسازم به خاطر یک تصمیم وقدرت اراده بود آدم به جهان آمد و انتخاب کردن رو به ما یادآوری می کنه .

    من از امروز تمام مسئولیت اتفاقات زندگی خودم رو می پذیرم که تا الان هر اتفاقی برای من افتاده چه خوب چه بد اگر ضرر کردم اگر اموال ودارائی های خودم رو از دست دادم اگر رفتار همسرم خوب نیست اگر در جایی که کارمی کنم راضی نیستم اگر درآمدم کم هست اگر در شهری که زندگی می کنم راضی نیستم همه وهمه مسئولش خودم وخودم هستم این خودم هستم با افکار و باورهام و تصمیماتم و رفتارم تمام اتفاقات زندگی خودم تا تاریخ امروز خلق کردم واز امروز سعی می کنم با دیدگاه دیگه ایی که برخلاف دیدگاه غالب جامعه است، که خودم خالق زندگی ام هستم میخوام روی خودم کار کنم تا اتفاقات بیرونی زندگی من هم عوض بشه .

    استاد شما جمله طلایی رو گفتید:اگر داری مثل بقیه فکر وعمل می کنی به خدا قسم مثل بقیه نتیجه میگیرید اگر میخوای نتایج متفاوت بگیری باید متفاوت از اکثریت فکر و عمل کنی .اغلب مواقع مقابل تفکر اکثر آدمها تفکر درست هست .

    چقدر شما زیبا وساده توحید عملی رو شرح دادید ایمانی که همراه با عمل باشه ایمان وپذیرش وعمل کردن اول ایمان بیاری وقتی پذیرفتی پس بهش عمل میکنی اگر کاری رو انجام نمیدی یعنی ایمان نداری ایمان داشتن در حرف زدن نیست در عمل کردن هست .

    همه چی خداست همه چی توحیده همه چی توکل هست اگر کاری رو می کنیم که مردم خوششون میاد این شرک هست باید طوری کار کنیم که در صلح با درون وخدای درون خودمون باشیم وباید تمام تمرکز رو روی خودمون بزاریم وروی خودمون کار کنیم، وخدا رو بشناسیم بقیه همه چیز حل میشه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    محمدرضا گفته:
    مدت عضویت: 323 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم و خانواده صمیمی عباس منش

    دمت گرم استاد

    کیف کردم خیلی لذت بردم مخصوصا اون جمله ای که فرمودین توقع از دیگران نمود بزرگی از شرک هست عین حقیقته که درست در این لحظه خدا رو میزاریم کنار و قبولش نداریم و توحید رو زیر پا میزاریم و انتظار از شخص یا اشخاص داریم این اصلا درست نیست و خدایی خیلی قشنگ توضیح دادین عشق کردم و عشق میکنم که همیشه گوش میکنم و خلاصه تموم صحبتهاتون عالیه تفکرتون نگاهتون دیدگاه تون همه و همه توحیدیه دمتون گرم کیف کردم و لذت بردم

    خدا یار و نگهدارت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    تمنا رومی گفته:
    مدت عضویت: 151 روز

    سلام خدمت استاد بزرگوار و همه دوستان و هم مداران عزیزم .

    اولتر از همه سپاس گذار خداوند مهربانم هستم و بی حد خوش هستم که با استاد گرانقدر روبرو شدم و به این جا رسیدم یعنی با هم فرکانس هایم یکجا شدم که مهم ترین چیز زندگیست.

    بعد نمیدانم از کجا شروع کنم تاثیر و معجزه های که در زندگیم رخ داد و دیدم، پیش از پیوستنم به این خانواده.

    من مثل همه همیشه در جستجوی پیدا کردن راه بودم که هم آرامش درونی برایم بدهد و هم همه مریضی و مشکلات که دارم حل کند به همین دلیل فایل های یک استاد دیگر را تعقیب میگردم و در یوتوب مصروف شنیدن ویدیو هامختلف بودم و زندگی ما مثل بقیه گاهی به میل دل ما گاهی خلاف میل ما مثل همه میگذشت.

    بالاخره روزی رسید که نامه ای از صاحب خانه ما دریافت کردیم که نظر به مشکل که برایش پیش شده ما باید هر چه زودتر خانه را بیکار کنیم و بر خود خانه پیدا کنیم.

    نمی خاستم در نخستین پیامم طولانی باشم اما دلم آرام نمیگیره تا این معجزه را بیان نکنم.

    بلی روزی سخت بود حالم خوب نبود شوهرم همه روزه دنبال خانه می گشت به همه دوست هایش اطلاع داد خودش هم بدون وقفه بعد از کار سوراخ خانه میگذشت.

    خانه زیاد پیدا می‌شد خانه زیاد بود اما به شرایط ما سازگار نبود چیزی که ما میخاستیم پیدا نمی شد و وقت ما هم بسیار کم بود بلاخره یک دوست شوهرم یک خانه را که از برادرش بود و نو خیریده بود برای ما پیشنهاد کرد، ویلای بزرگ بود و در پایینش یک فلت one bedroom house آماده کرده بود و در باقی قسمت های ویلا و سمت پیش روی خانه کار ساختمانی جریان داشت،

    در آن فلت یک طاقه که برای ما پیشنهاد کرد یک زوج دیگر با طفلک شان زندگی می‌کردند و آنها وقتشان تمام شده بود نزدیک کار شان به خود خانه پیدا کرده بودن.

    شام روز بود که شوهرم از کار خلاص شد و به بسیار خوشحالی طرف خانه آمدن و در مسیر راه برایم مسیج کردن که خوده آمده کو که دوستم یک خانه برایما پیدا کرده برویم خانه را بیبینیم، از صدا و گپ زدنش معلوم می‌شد که چقدر خوشحال است.

    خانه آمد مرا با خود برد د راه همه ش از خانه و تمام خوبی هایش به من میگفت، امکانات خوبی داره کرایه آش مناسب است جایش بسیار با امن و آرام است تمام لوازم که ضرورت داریم خود خانه دارد خانه نو و مدرن است خلاصه هر دوی ما با بی حوصله گی منتظر دقه رسیدن به خانه بودیم و زیاد هیجان داشتیم بلاخره رسیدیم، دروازه زنگ زدیم و خانم در را باز کرد، به مجرد که من داخل خانه شدم دیدم خانه از خانه ی قبلی ما کوچکتر و تاریک است خوب به نظرم نامد حس عجیبی به من رخ داد بدون اینکه اطاق خواب و باقی خانه را ببینم در دلم گفتم من خو این خانه را قبول نمیکنم اصلا هیچ خوشم نیامد و به بسیار بی علاقه گی از خانه دیدن کردم و عجله داشتم چی وقت از این جا بیرون می‌رویم شوهرم زیاد خوش بود و به من هر چیز و هر جای خانه را نشان میداد، اما نگاهش عجیب بود چون فهمیده بود که من خوش نکردم با خانم گپ زد در باره بیکار کردن خانه و از ین طور چیزا من اصلا هیچ گپ نزدم و عجله به بیرون شدن از خانه داشتم.

    به مجرد که از خانه بیرون شدیم بی اختیار شروع به گریه کردن کردم و جنگ و دعوا را با همسرم شروع کردم که این چی خانه ای بود تو خو میفامی که من تکلیف عصاب و دیپریشن دارم از این قسم جاهای دل تنگ و تاریک هیچ خوشم نمی آید استرس و اضطراب و ناراحتی مه ره زیاد میکنه خلاصه از این چیزا شوهرم بیچاره کوشش می‌کرد مرا آرام کند امی میگفت که بیبین مه هم بار اولم بود که آمدم مه چی میفهمیدم منظورم ناراحت کردن تو نیست مه هم مثل تو دنبال خانه ای خوب، ارام، مناسب به حال ما هستم از این چیزا، خلاصه به حد جنگ و گریه و سر و صدای من بلند شد که مجبور شد موتر را استاد کند و با من حرف بزند آن شب هیچ از یادم نمیرود به گریه و فغان برش گفتم که من در یک استودیو کوچک بدون اطاق خواب به بسیار امکانات کم قبول دارم اما این خانه را باوجود همه خوبی هایش که تو میگی من قبول ندارم شوهرم هم قبول کرد گفت اوکی آرام باش هر چی تو بگویی و به آرامی هردوی ما باشد من همان را میکنم دو باره راه افتادیم طرف خانه در مسیر راه به هر دوست و آشنای که داشت زنگ میزد و از خاطر خانه بر شان میگفت که ما ضرورت داریم وقت ما کم است به این شرایط اگر کدام خانه معلومات دارین لطفا به ما بگوین، چندین دوستا و فامیل های که قبلا گفته بودیم گفتن متاسفانه ما هیچ چیز نداریم وقت کم است امکان نداره به این وقت کم خانه پیدا کنین.

    خانه رسیدیم هر دو ما زیاد خسته و جگر خون بودیم زیاد سر خود فشار میاوردم خوده زیاد بازی میدادم که قبول کنم چون میدیدم حالت شوهرم را که چقدر در استرس بود و نارام بود اما هر قدر کوشش کردم نمی شد به جز گریه دگه راه نداشتم یک هفته مکمل مریض بودم وقت با مادر جانم و خواهر صحبت میکردم خوده خوش نشان میدادم میگفتم نی هیچ مشکل نداریم همه چیز خوب است خانه هم پیدا میشه از این قسم حرف ها اما صبح همان روز اصلا نتانستم حوصله کنم به خواهرم زنگ زدم بی اختیار به گریه کردن شروع کردم خواهرم نارام شد گفت چی شده چرا گریه میکونی بگو، من هم همه چیزا گفتم در باره ای خانه که شب دیده بودیم وقتی خواهرم صدایم را شنید بسیار نارام شد و به آرام کردنم شروع کرد مادر جانم هم هردویشان زیاد نصیحت کردن و گپ های خوب گفتن که آدم شرایط زندگیشه دیده تصمیم میگیره و در هر سختی کنار شوهرش می‌باشد مسئول زندگی تنها شوهرت نیست شما هر دو با هم در هر سختی پست هم باشید و هم دیگرا تنها نگذارید از این چیزا من گفتم من هم بی حد نگران شوهرم هستم او را درک می‌کنم من هم چیز بالاتر از توانش نخواستم دیشب ما یک خانه دیدیم اما من هیچ خوشم نیامده چون وقت کم است همان خانه را مجبور بگیریم اما لطفا اجازه دهید پیش شما بیایم او (شوهرم) همان خانه را بگیره بعد که وقت کافی پیدا کردیم عجله نداشتیم دیگه خانه پیدا کند بعد من می‌روم، اما مادرجانم و خواهرم قبول نکردن گفتن این اصلا کار خوب نیست تو باید در هر حال در هر جا کنار شوهرت باشی تنها نگذاریش از این چیز ها، و من هیچ قبول نمیکردم نام آن خانه که گرفته می‌شد من حالم بد می‌شد اصلا تحملش را نداشتم، مادر جانم گفتن از خداوند کمک بخواه توکل کن و صبر داشته باش به خوشی بپذیر بعد خداوند در را به رویت باز میکنه و دلت را آرام میسازه، بالاخره خواهرم یک ویدیو را از یوتوب فرستاد که آن زمان خودش هم نمیدانست که همه ویدیو های یوتوب استاد محترم غیر قانونی است یعنی کانال یوتوب از خود استاد نیست و اشخاص دیگری بدون اجازه استاد پوست می‌کنند.

    آن زمان نمی فهمیدیم خداره شکر که بعدا متوجه شدیم و در سایت استاد گرانقدر راجستر کردیم و فعلا هر دوی ما عضو سایت استاد محترم شدیم.

    برایم آن ویدیو را فرستاد و گفت این را بشنو من تازه با این استاد محترم اشنا شدم بسیار خوشم آمده بخاطر که همه حرف هایش از روی قرآن است و با دلیل و منطق است و معجزه های که برشان اتفاق افتاده همش برعلاوه اینکه خودش به مسیر درست رفته بعد شام خداوند کمکش کرده و خداوند را در هر قدمش همراه و گشایش گر هر کارش میداند.

    گفتم اوکی درست است بمجرد قطع نمودن تلفون به گوش کردن آن ویدیو شروع کردم بعد از چند ثانیه آهسته آهسته آرام شدم، ویدیو به آخر نرسیده بود که یک حس خوب آرامش درونی به من دست داد و آن ویدیو باعث شد تصمیم مرا تغییر دهد، در جریان شنیدن ویدیو اشک میریختم و به خداوند دعا میکردم خدایا کمکم کن، بعد از اینکه ویدیو و سخنان نرم و آرامش دهنده استاد محترم تمام شد فکر کردم یک آدم دیگری هستم و آن اتفاق ناخوشایند آن شب هیچ به من اتفاق نه افتاده همه چیز تغییر کرد از امان لحظه،

    من تصمیمم را گرفتم که آن خانه را قبول می‌کنم، شام همان روز بود که باز شوهر زنگ زد که آماده شو که بعد از کار میایم برویم به دیدن خانه دیگر من گفتم نی او گفت نی نمیشه خانه را خوش نکردی امکان نداره چیزی را قبول کنم که تو خوش نباشی مه هم قبول کردم رفتیم خانه را دیدیم در اثنای دیدن خانه دیگر نفر برش زنگ زد برای دیدن خانه ی دیگر خلاصه چندین خانه دیگر را دیدیم اما هر کدامش یک مشکل داشت بالاخره روز ها خلاص شده میرفت و شوهرم در جستجوی خانه بود یک روز شام آمد و من آن روز صد در صد راضی شده بودم و قشنگی این معجزه این بود که من بر علاوه راضی شدن عاااشق آن خانه شده بودم وقتی به شوهرم گفتم که دیگر پشت خانه نگرد و آماده گی گوچ کشی را بگیر، شوهرم حیران مانده بود تعجب کرد به چشم‌هایم نگاه می‌کرد و میگفت که تو بخاطر من این کار را میکنی خانه را قبول میکنی، برایش گفتم قسم خوردم که نی تو نمیفامی که چی اتفاق عجیبی برایم رخ داده و خداوند چی معجزه ی را در زندگیم آورده، با شنیدن یک ویدیو که سراسر خودش خیر ، برکت ، رحمت و معجزه است من را آمده به قبول کردن این خانه ساخته برای شوهرم همه چیز هایکه برایم اتفاق افتاد بود تعریف کردم تعجب کرد و میگفت باورم نمیشه چطور امکان داره، من مطمعنش ساختم و زود زود هر دوی ما به جمع کاری شروع کردیم.

    برای من نه تنها این بلکه دو اتفاق فوقالعاده خوب عالی و معجزه ی زیبای دیگر هم رخ داده که انشاالله بعدا برای شما می نویسم و شریک میسازم .

    بالاخره خانه را گرفتیم و فعلا این مسیج را از خانه با امن، مقبول، پر از آرامش ،مجهز، و دوستداشتنی ام می نویسم که هزار بار شکر خداوند بزرگ را می‌کنم .

    این بود معجزه ها و اتفاقات عالی و زیبا که قبل از راجستر کردم در سایت استاد بزرگوار برم رخ داد.

    من از همان روز به خداوندم پیشتر نزدیک شدم و از خواهر عزیزم سپاسگزاری کردم که اگر اون نبود و ویدیو استاد محترم و عالی قدر را برایم نمی فرستاد امروز من اینقدر آرامش نمیداشتم، از ته دل به خواهر عزیزم دعا می‌کنم بعد به استاد عزیزم که واقعا زندگی مرا تغییر داد و حالا که در جریان شنیدن فایل های رایگان استاد عزیزم هستم حس می‌کنم و روز به روز مطمعن تر میشوم و منتظر اتفاقات خوب و معجزه های خداوند در زندگیم هستم.

    از اینکه اینقدر مسیج طولانی نوشتم معذرت میخواهم، این را به خاطر نوشتم که دوستان و عزیزان که تازه وارد این گروه یا خانواده پر برکت و عالی می‌شوند بدانند که اگر با تمام وجود خداوند را شریک هر قدم و نزدیکترین کس به خود بدانند و با گوش شنوا به حرف های معجزه آسا و پر فیض استاد گرانقدر گوش بتن مطمعن هستم که از همان لحظه که تصمیم به تغییر زندگی و شنیدن فایل های استاد عزیز کنند از همان لحظه متوجه معجزه ها و اتفاقات خوب در زندگیتان می‌شوند.

    خلاصه از خوبی ها و خیر برکت و اتفاقات خوبی که در این مدت کم و کوتاه در زندگی من بوجود آمده هر چی بگویم کم است .

    امروز گام یک / توحید و فعال کردن قدرت درونی را شنیدم، واقعا که سخنان خیلی قدرت مند و بیدار کننده ی بود همه سخنان استاد بزرگوار عالی و حقیقت بود نکته بر داری قشنگ کردم و لذت بردم بخصوص این دو جمله

    1، توحید عملی یعنی مسئولیت زندگی تانه خودتان بگیرین.

    2، خودما قدرت خلق زندگی ماره داریم.

    بی حد به دلم نشت و بار ها با خود تکرارش کردم

    شکر به بودن تان استاد گرانقدر !

    برای تان خوشبختی، آرامش ، سلامتی، ثروت، خوشحالی از ته دل و عمر با عزت میخواهم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    ساغر خندان گفته:
    مدت عضویت: 654 روز

    ︎ و این سیاره به آئین عشق تشرّف یافته است ︎

    با سلام به استاد عباس منش، خانم شاسته، و همه دوستان عزیز در سایت

    سه روز پیش پروژه خانه تکانی ذهن رو استارت زدم. اما وقتی فایل اول رو دیدم متوجه شدم که هر فایل انقدر آگاهی داره که من نمیتونم فقط یه روز رو برای هر فایل اختصاص بدم، به علاوه اینکه این کار به کمال‌گرائیم هم دامن میزد. متوجه شدم مدار فعلی ام انقدر قوی نیست که بتونم سریع تمام مطالب رو درک کنم و توی زندگیم اجرا کنم. پس تصمیم گرفتم سرعتم رو کم کنم و به ‌کیفیّت بیشتر از کمیّت اهمیت بدم.

    از این فایل متوجه شدم که من در حالت کلی مسئولیتم رو روی دیگران نمیندازم و منتظر آدمهای دیگه نیستم که بیان و مسائل من رو حل کنن و باعث تغییر و بهبود زندگیم بشن .. اما .. من این مسئولیت رو روی خود “زندگی” انداخته بودم. انگار همش منتظر بودم زندگی خودش مشکلاتم را بدون تلاش درست و حسابی و متعهدانه از طرف من، خود به خود حل کنه!

    من این موضوع رو تشخیص نمیدادم چون به ظاهر به شدت در تلاش جهت باورسازی و کارکردن روی بهبود خودم بودم، اما گویا یه جایی در بک گراند ذهنم همچین برنامه ی مخربی در حال اجرا بوده و همین باعث تمام درجا زدن های من می‌شده!

    این فایل بهم یاد آور شد که باید به توانایی خودم جهت تغییر این شرایط باور و ایمان داشته باشم؛ به صورت مستمر و متعهدانه به تکرار و تمرین بپردازم؛ وقتی فکر جدیدی رو دارم به ذهنم معرفی میکنم، صبور باشم و براش زمان کافی قائل بشم تا قدرت بگیره؛ و در همون حال افکار جدید رو به صورت عملی توی زندگیم به کار ببرم!

    زندگی به خودی خود برای من هیچ کاری انجام نمیده، مگر اینکه من به شکلی واقعا صحیح در جهت بهبود خودم دست به کار بشم!

    من با پذیرش 100% ای مسئولیت خودم، متعهد میشوم به ارتقای کیفیت روحم، به شکلی مستمر، تکاملی، با آرامش، و با ایمان!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    لیلا سلیمانی گفته:
    مدت عضویت: 2260 روز

    سلام به خانواده سایت استاد عباسمنش داد کام..

    اولین روز شروع خانه تکانی ذهنه خیلی حس ناب و خوبی دارم.!

    اشتیاق و امید من از اینکه خودم خالق زندگی خودم هستم خیلی خوشحالم که خودم مسئول زندگی خودم هستم…

    من امروز با کلی مشکلات شروع به این پروژه کردم

    مطمئنم تمامی موانع رو یکی پس از دیگری سپری میکنم..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: