live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی - صفحه 126

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    195MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    39MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1956 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسین شاطری گفته:
    مدت عضویت: 2417 روز

    《به نام خداوند بخشنده مهربان》

    خدایا من هرچی دارم از آنِ تو، خدایا من هیچی از خودم ندارم و هرخیری که از جانب تو بمن برسد باز من فقیر توهستم، خدایا من نمیدونم من بلد نیستم تو هدایتم کن…

    سلام به استاد و بانو شایسته عزیزم امیدوارم حال دلتون عالی باشه…

    اول از همه سپاسگزارم بابت تهیه این پروژه خانه تکانی ذهن که خیلی برای تهیه و تنظیمش زحمت کشیدید و میدونم که خیلی برای من تاثیر عالی خواهد داشت مثل پروژه مهاجرت به مدار بالاتر…

    خداروشکر که تو مدار دریافت این آگاهی ها قرار گرفتم و این فایل رو دیدم و یه چیزی که برای من جالب بود این بود که چند روز پیش عشق دلم بهم گفت بیا این پروژه رو کار کنیم و من قسمت اولش رو دیدم نکات خیلی عالی داشت که بازهم برمیگرده به تقریبا یک هفته قبلش که منو عشق دلم داشتیم جلسه دوم ثروت 1 رو تمرین میکردیم و اهرم رنج و لذت رو می‌نوشتیم و اولین موردی که پیدا کردیم این بود آقا توی یه دوره‌ای از زمان ما خیلی از خانواده هامون توقع داشتیم که چرا با اینکه از لحاظ مال وضعیت خوبی دارن به ما کمک نمیکنند و از اینجور مسائل…. بعدش عشقم فایل اول این پروژه رو دیدش و با موضوعاتی که ما پیدا کردیم تو اهرم رنج و لذت یکی بود تصمیم گرفتیم که استارت شروع این پروژه رو بزنیم و اینو یه نشونه دیدیم و الان هم داریم اولین کامنتش رو میذاریم به امید خدا……

    1. مسئولیت 100٪ زندگیت رو بپذیر

    آقا من خودم اویل که با استاد آشنا شده بودم توی نت ورک کار میکردم (البته با همسرم) و اولین قانون‌ این بود که 100٪مسئولیت زندگیت رو بپذیر… که بعدا متوجه شده بودیم دوستان با استاد کار میکردن حالا کاری ندارم من از اونجا با این موضوع آشنا شدم و وقتی که با استاد آشنا شدم این موضوع برام شفاف‌تر شد ولی خیلی سخت بود که بپذیرم هیچکس تو زندگی من هیچ تاثیری نداره و 100٪ خودم هستم و خودم ولی خب رفته رفته با این موضوع کنار اومدم اساسی و برام منطقی شد که بله اگه الان توی این شرایط هستم به این دلیل که چند وقت قبلش خودم فرکانس فرستادم خودم نتونستم کنترل ذهن کنم خودم نتونستم کانون توجهم رو بذارم روی نکات مثبت و …… و این شد برای من کار روزانه یا روتین روزانه که هر اتفاق نامناسب و مناسب می‌افتد این موضوع رو به خودم یادآوری میکردم و میگفتم حسین جان مسئولیتش گردن خودته و یاد گرفتم دنبال مقصر نگردم و خیلی بهم کمک کرد کانون توجهم رو کنترل کنم تا همین دو روز پیش که میخام یه اتفاق باورنکردنی رو بگم که افتادم توی تله ذهنم آقا یه چندروز پیش عشق دلم به مشتریش یه ملکی رو نشون میده با بازدید اول پسند می‌کنه مشتری و درخواست یه نشست برای خرید میده و این نشست انجام میشه خریدار بهمراه دوستش یه املاکی میاد تو جلسه و فروشنده هم حاضر میشه این واحدی که میخاستیم بفروشیم قولنامه‌ای بود و تمام مدارکش کامل بود ولی توی جلسه دوست خریدار که املاکی بود (البته شغل اصلیش نقاش ساختمان بودش) مدارک رو شروع کرد به چک کردن و سریع گفت این مدارک کامل نیس و مشکل داره درصورتی که من کل مدارک رو چک کرده بودم و کل مدارک رو واو به واسش رو خونده بودم و هیچگونه مسئله‌ای نداشت حالا نمیدونم چرا توی اون جلسه اون بنده خدا اون حرف رو زدم و کلا معامله کنسل شد… نکته جالبش این بود که من خیلی ناراحت شده بودم و بعداز مدتها مسئولیت این موضوع رو انداختم گردن اون آقای بظاهر املاکی و هی میگفتم یه آدم بی سواد که عِلم املاک نداره اومد مدارک سالم این بنده خدا رو گفت ناقص و چه حالی از همه ما گرفت و خلاصه از دو روز پیش خیلی نشخوارهای ذهنی داشتم تا دیروز که بواسطه عشق دلم هدایت شدم به این فایل و کلی خندیدم گفتم حسین توی چه تله‌ای افتادیاااااااا بپذیر مسئولیت این موضوع رو و تمومش کن چقدر نشخوار میکنی؟؟ چرا کانون توجهت رو گذاشتی روی این موضوع؟؟؟؟ الان وقتش که بپذیری که هر اتفاقی برای تو بی‌افته 100٪ مسئولیتش گردن خودته و الان باید برگردی به عقب ببینی کجای کارت ایراد داره و اونو برطرف کنی…. واااای اگه بدونید این همزمانی ها چه حالی میده و خدا نمیذاره تو تله‌های ذهنی گیر کنید و سریع پاسخ میده بهمون!!!! خیلی حال کردم

    2. تفاوت ذهن فقیر و ذهن ثروتمند

    خب توی همین موضوعی که براتون گفتم دقیقا برام واضح شد که چطور ذهن فقیر میتونه تمام زحماتی که برای تغییر باورهات میکشی رو از بین ببره من فقط نتونستم چند شب سفر به دور آمریکا، خواسته نویسی و تصویرسازی‌ام رو انجام بدم و با یه بهونه که خسته‌ام شلوغ بودم دیر وقته و….. این اتفاق رو برای خودم رقم زدم و داشتم مسئولیتش رو می‌انداختم گردن یکی دیگه

    قسمت سوم نوشته بانو شایسته عزیز کاملا درسته که میگن: فردی که مسئولیت حل مسائل زندگی اش را نمی پذیرد، به راحتی توانایی درونی اش برای حل مسائل را بلا استفاده می گذارد؛ دقیقا همینو رو تجربه کردم و الان متوجه شدم با این فایل من از دو سال پیش توی شرایطی قرار گرفتم که 100٪ مقصر خودم بودم که خداروشکر با آموزشهای استاد به شرایط مناسبی رسیدم… میخام اینو بگم که من توی سال اول اون مسئله‌ای که داشتم همه رو مقصر میدونستم و از همه توقع داشتم و حاضر به پذیرش مسئولیت اون تصمیم و اون کارم رو نبودم و واقعا قوه درونی‌ام از کار افتاده بود و همش دنبال یه معجزه بودم دنبال این بودم پدرم مادرم ایکس و ایگرگ بدادم برسن خیلی خیلی خیلی نامناسب بود ولی خداروشکر رفته رفته قوه درونی‌ام رو بکار انداختم و شرایط رو اونجوری که دوستداشتم رقم زدم البته نمیتونم بگم 100٪ همونیکه دوست دارم ولی به جرأت میتونم بگم 50٪ همون شده خب همه اینها هم برمیگرده به عمل کردن به بخشی از دانستنیهایی که از استاد یاد گرفتم و نشدم عالم بی عمل…..

    خلاصه باید بگم که آقا حسین مواظب باش که به چی توجه میکنی که از اساسش وارد زندگیت میشه خیلی مراقب باش…..

    آقا جونم براتون بگه که توحید توحید همه چیه از زمانی که کمی خیلی کم متوجه شدم ما رمیت اذ رمیت لیکن الله رمی ینی چی

    از زمانی که خیلی خیلی خیلی کم متوجه شدم ایاک نعبد و ایاک نستعین ینی چی

    از زمانی که خیلی خیلی خیلی کم متوجه شدم لا خوف علیهم ولا هم یحزنون ینی چی

    از زمانی که خیلییییییییییییییی کم متوجه شدم بی اذن خدا برگی از درخت بر زمین نمی‌افته

    از زمانی که خیلیییییییییییی کم متوجه شدم که این زفکر باطلیس رهرو ما اینک اندر منزلس از زمانی که خیلیییییییییییییی کم متوجه شدم پرده شک را برانداز از میان تا ببینی سود کردی یا زیان!!؟؟ ما گرفتیم هرچی انداختی دست حق رو دیدی و نشناختی؟؟؟ در تو تنها عشق مادریس شیوه ما عدل و بنده پروریس……

    وای خدایا دیوانه شدم دیوانه شدم…. همه چی توحید همه چی یکتا پرستی همه چی خداس من با توحید به خدا رسیدم من با توحید خونمو رهن کامل کردم من با توحید ماشین لباسشویی خرید من با توحید قرارداد فروش نوشتم من با توحید مغازه خریدم من با توحید همه چی هستم خدایا من هیچی از خودم ندارم خدایا به هر خیری که از جانب تو بمن برسد باز من فقیر تو هستم خدایا چطور میتونی کسی را که خودت سرپرستی کردی به گرفتاری و بلا واگذارش کنی!!!!؟؟؟؟

    واقعا همه چی توحید همه چی خداس لحظه ناامیدی خداس به دادت میرسه لحظه خوشحالیه که خدا به دادات میرسه ….. همه چی خداس…

    استاد و بانو شایسته عزیزم قربونتون برم خیلی دوستون دارم عاشقتونم از راه دور میبوسمتون بغلتون میکنم ماچ بوس بغل به امیددیدار تو پرادایس

    خدایا شکرت بخاطر امروز که بهمون اجازه زندگی کردن و خلق زندگیمون رو دادی

    با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش وهرچه خواهی کن

    خدایا شکرت

    ایاک نعبد و ایاک

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    پریا رضوی گفته:
    مدت عضویت: 2235 روز

    سلام و درود خدمت استاد عزیز و مریم جان

    امروز فایل اول خانه تکانی ذهن رو گوش دادم و چقد نگاه و حرفهای استاد خاص و عمیق بود. در مورد اینکه خودمون خالق زندگی خودمون هستیم و توحید عملی یعنی اینکه برای تغییر زندگیمون بجز خودمون و خدا به هیچ کس دیگه ای تکیه نکنیم و برای تغییر زندگیمون بجز خودمون و باورهامون قرار نیس چیز دیگه ای تغییر کنه و لازم نیست کس دیگه ای کاری بکنه تا زندگی ما تغییر کنه. مسولیت زندگی خودمون رو باید صد درصد خودمون بپذیریم و این بنظرم بزرگترین قدرت هر انسانیه. و فقط و فقط افکار و باورهای ماس که زندگیمون رو میسازه. و زندگی و شرایط زندگی ما اصلا ربطی به کشور و وضعیت اقتصادی و سیاسی و خانوادگی نداره. عامل تعیین کننده فقط باورها و افکار ماست. همه چی از فکر شروع میشه هر چقد فکرمون رو کنترل کنیم رفته رفته راههای جدید سر راهمون قرار می گیره. و اینکه ایمانی که عمل نیاورد هیچ ارزشی ندارد. و اگه از کسی توقع داریم یعنی تو مسیر غلط هستیم. و اینکه اگه ما بندگی خدا را بکنیم و واقعا باور داشته باشیم خدا قدرتمندترین نیروی دنیاس خدا هم حتما به ما کمک میکنه و هدایت میکنه و باید فقط از خدا توقع داشته باشیم و به توحید ایمان داشته باشیم. و جمله طلایی اینکه اگه میخاییم نتیجه متفاوت بگیریم باید متفاوت فکر و عمل کنیم. و چقد نگاهشون راجع به اینکه اگه اتفاقی توی زندگیمون افتاده باید به افکارمون توجه کنیم نه اینکه برای حفظ اون موقعیت الکی حرفایی بزنیم که مردم خوششون بیاد. و این عمل در واقع نوعی شرک هس و چقد همه مون تو زندگیمون متاسقانه از اینکارا کردیم . و چقد نگاه استاد راجع به اتفاقات طبیعی، متفاوت و صد البته درست و بجا بود. اینکه چیزی تحت عنوان بلایای طبیعی نداریم و از دل هر بحرانی کلی اتفاق خوب در میاد و همین اتفاقای به ظاهر بد باعث پیشرفت شدند و با دقت به حرفهای استاد دیدم که واقعا همینطوره خیلیا هستن که از همین اتفاقای به ظاهر بد کلی سود مالی میکنن و یا وجود زلزله های زیاد تو کشوری مثل ژاپن باعث شده که چقد ساختموناشون مقاوم ساخته بشه و به جای گله و شکایت از خدا اومدن راه حل پیدا کردن برای کاهش عوارض و تلفات اون اتفاق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1470 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ:

    live | “توحید” و فعال کردن قدرت خلق درونی

    ● ما نگاهمون به خداوند مثل یه آدمه و احساس داره

    ● خداوند پاسخ فرکانس‌های مارو میده

    ● کسی که تو مدار درست باشه هر اتفاقی براش بیفته خیر هست

    ● هر اکتشاف و اختراع و محصول جدید از تضادها به وجود اومده

    ● به مادرم گفتم من یک ریال از ارث نمیخوام من مسئول زندگی خودم هستم

    ● تو ایران یه نگاهی هست که میگن مسئول زندگیمون عوامل بیرونیه

    ● مسئول زندگی ما هیچکس نیست

    ● بی مصرف ترین حالت اینه که بگی پدر ، تو مسئول زندگی منی

    ● حالا سیل اومده زلزله اومده مسئولش دولت نیست

    ● بعضیا منتظرن ارث بهشون برسه

    ● این نگاه رو بذارید کنار که دیگران مسئولند

    ● مسئولین باید اینجوری کنند مسئولین باید اونجوری کنند رو بریزید دور این شرکه

    ● ما خودمون مسئول زندگی خودمونیم

    ● نگاهی که یه چیزی از بیرون باید تغییر کنه تا زندگی من تغییر کنه نگاه اشتباهیه

    ● اگه ایرادی هست تو خودمونه

    ● هر اتفاقی میفته بخاطر باوراتونه

    ●  می‌رسید به جایی که میگید فکر من عوض شد همه چیِ زندگی من تغییر کرد

    ● نماینده مجلس باید یه کاری کنه برام این نگاهِ اشتباهیه این تفکر سمه براتون

    ● اگه شما خودتونو خدای خودتونو باور کنید و خودتونو مسئول زندگی خودتون بدونید بخدا زندگیتون درتمام زمینه ها تغییر میکنه

    ● این دولت اگه عوض شه زندگی من عوض میشه این تفکر اشتباهیه

    ● چرا یه عده ای تو تمام شرایط خوشبختند و یه عده ای تو تمام شرایط می‌نالند

    ● نگاهی که یه منجی بیاد مسائل ما رو حل کنه منجی ظهور کنه اشتباهه

    ● وقتی باوراتو تغییر میدی آرام آرام به ایده های درست و مسیرهای درست هدایت میشی به صورت تکاملی نه یه شبه

    ● تو دوره 12 قدم داریم روی همین پاشنه آشیل کار میکنیم که اگه شما صبر داشته باشی و بذاری افکار جدید قدرت بگیره و عمل کنی به دانسته ها همه چی تغییر میکنه

    ● ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است

    ● اگر توقع داری از فلانی در مسیر غلط هستی

    ● باید بگی هر چی که تو زندگیم هست خودم رقم زدم چه خوب چه بد و بیا تغییرش بده

    ● منم میتونستم بهونه بیارم که بخاطر این خونواده و گذشته و مکان زندگی نمیتونم موفق بشم ولی بهونه نیاوردم

    ● من خیلی حساسم به بهونه آوردن من بهونه هارو گذاشتم کنار و خلق کردم زندگیم رو اونجوری که میخواستم

    ● دست بردار از مقصر دانستن دیگران

    ● وقتی تو خدارو باور کنی به عنوان قدرتمند ترین فرمانروای دنیا اونوقته که از تمام مواهبشم استفاده میکنی

    ● ما از همه توقع داریم غیر از خداوند

    ● تو خدارو باور کن ببین چیکار میکنه برات

    ● اگه مثل اکثریت جامعه فکر کنی مثل اونا نتیجه میگیری

    ● همه چی توحیده همه چی خداست

    ● وقتی مسئولیت زندگیتو بپذیری این یعنی توحید عملی

    ● تو درون خودتو کار کن بقیه چیزا درست میشه

    ● خدا و دیگران رو مقصر ندون

    ● اگه باورات درست بشه اون بلایای طبیعی هم برات خیر میشه

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    زهره کاظمی گفته:
    مدت عضویت: 990 روز

    سلام

    من میخوام تجربه ام از توقع داشتن از دیگران رو بنویسم

    و تا وقتی ک این فایل رو درک کردم نمیفهمیدم

    دیروز اولین جلسه خانه تکانی ذهن رو شروع کردم و امروز صبح دوباره شروع کردم تو دفترمم نوشتم

    و ب این درک رسیدم و میخوام اینجا هم ثبتش کنم تا ردپا باشه برام

    من چهار ساله ک ازدواج کردم و هرسال از شوهرم توقع دارم ک برام تولد بگیره برام هدیه بخره و یکاری کنه ک کلی ب من خوش بگذره منو بیرون ببره و هرطور شده منو خوشحال کنه

    و از همون سال اول ازدواج دیدم ک شوهرم برام کیک نخریده بود گل نخریده بود و فقط بهم پول داد گفت خودت هدیه بگیر من نمیدونم چی برات بگیرم کلی گریه کردم خیلی زیاد ازش ناراحت شدم

    کلی باهاش قهرکردم و سال دوم شوهرم فقط کیک گرفت ک من ناراحت نشم ولی باز من کلی گریه کردم ناراحت شدم چون توقع داشتم برام یه تولد قشنگ بگیره و هی میگفتم شوهرم ب من اهمیت نمیده و هم حال خودم رو بد میکردم ناراحت میشدم هم شوهرمو ناراحت میکردم و الان ک 4سال گذشته ولی من بازم همون مدلی ام هرسال توقعم از شوهرم بیشتر میشه هرسال اون یکاری میکنه ک منو خوشحال کنه ولی من باز ازش انتظار بیشتری دارم و امسال کلی ناراحتی درست کردم چرا برای من هدیه تولدم رو کم دادی وقتی ک هم کیک بود هم گل هم بیرون باز من ب هدیه گیر دادم و ناراحتی درست کردم و شوهرم گفت این اخرین باری بود ک برات تولد میگیرم هرسال تو همینطوری هستی

    و من با تیکه و ناراحتی گفتم حالا چیکارمیکنی ک من دق کنم بگم وای دیگه برام تولد نمیگیره

    خب نگیر گفت هرکار ک میکنم دیگ همونم نمیکنم

    و درسی ک من الان متوجهش شدم این بود ک شوهرمن مسئول خوشحال کردن من نیست

    شوهرمن مسئول حال خوب من نیست

    شوهرمن وظیفش نیست ک برای من تولد بگیره و منو خوشحال کنه

    من برای شوآف کردن برای نگاه مردم برای اینکه استوری و پست بزارم تو اینستا و ب بقیه نشون بدم ک شوهرم خیلی ب من اهمیت میده خیلی دوستم داره برام تولد عالی میگیره

    و همیشه با ناراحتی هم ک شده میخواستم ب این هدفم برسم

    و چقدر تو مسیر غلط بودم

    خودم و شوهرمو کلی ناراحت میکردم ک ب مردم الکی نشون بدم ک چقدر من خوشبختم

    خداروشکر ک خداوند هدایتم کرد

    و شوهرم برای این اومده بوده ک ب من درس بده ک توقع از کسی نداشته باشم

    من میپذیرم ک مسئول صددرصد زندگی خودم هستم

    من با افکارم و فرکانسهام و باورهام شرایط زندگیم رو میسازم

    من افکارم رو تغییر میدم باورهام رو تغییر میدم و شرایط زندگیم تغییرمیکنه رفتار شوهرم مادرشوهرم و اطرافیانم با من تغییر میکنه چون اون رفتاررو خودم با افکارم برای خودم بوجود اوردم

    و ب یکبارهم چیزی تغییر نمیکنه

    باید صبرداشته باشم و روی خودم روی باورهام کارکنم

    من ب خداوند تکیه میکنم و ایرادات رو در درونم درست میکنم جهان اطرافم تغییر میکنه

    وقتی ک من شخصیتم تغییرکنه

    وقتی ک من باورهام تغییر کنه

    وقتی ک من عمل کنم ب این آگاهی ها

    خدایا بینهایت ازت سپاسگزارم برای دریافت این آگاهی ها

    خدایا کمکم کن درک کنم و عمل کنم

    استاد عزیزم ازشماهم بینهایت سپاسگزارم

    خدایا کمکم کن دراین مسیر سابت قدم بمون الهی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    فاطمه نازپرورده گفته:
    مدت عضویت: 217 روز

    به نام خدای عطا دهنده

    می خواهم در مورد تجربه ی خودم از توقع به دیگران را بگم من این چند روز که عضو سایت هستم هنوز در گام اول هستم و دوست دارم همه دیدگاه ها رو بخونم بعد برم سراغ گام بعدی. حسم بهم میگه همین جا بیشتر تلاش کن چون من پر از شرک هستم، شرک هایی که حتی خودم هم نمی دونستم شرک هستن. خدایا ممنونم بابت وجود استاد و فایل گرانبهای ایشان که سر راه من قرار دادین.

    بریم سر اصل مطلب. از وقتی این فایل رو دیدم همزمان داستان حضرت ابراهیم را هر شب می دیدم و برام خیلی عجیب بود که این ابراهیم نمونه کامل یک انسان موحد بود و از خدا خواستم که توحید ابراهیمی به من عطا کند. داشتن توحید ابراهیم در عمل سخت تر از اون چیزی است که کسی به ذهنش خطور کند برای من که اینطوره.

    دیروز من با خواهرم رفته بود دکتر و همسرم سر کار بود و خانواده شوهرم خونه نبودن. مجبور شدم بچم رو با خودم ببرم بچم بسیار پرتحرک و بسیار بازیگوش هستن نمی تواند در جایی که خانه نیست، آرام و قرار داشته باشه. خلاصه یه ساعت به زور گذشت و حوصلش سر رفته بود. پدرش این موقع از سر کار برگشته بود و خانواده شوهرم باز خونه برگشتن. به همسرم زنگ زدم و از ایشان خواستم که بچه رو فقط ببره خونه پدرش. گفت که من کار دارم، عجله دارم و نمی تونم اونو ببرم. گفتم که داره اذیت میکنه و خیلی رو مخه. ایشون گفتن باشه. من نمیتونم برات کاری کنم. در ان لحظه چنان ناراحت شدم که دیگه حال و هوای من عوض شد، دیگه یه آدم دیگه شدم نجواهای شیطانی شروع به غر زدن کرد نتونستم اونو کنترل کنم. بعد خواهرم گفت که الان به همسرم زنگ میزنم و بچه رو برسون خلاصه ایشون زنگ زد و همسرش بچم رو با خودش برد. ولی من تا نیمه های شب همچنان این نجواها در سرم بود که چرا این انسان مسئولیت پذیر نیست؟مگه این بچش نیست؟ چرا هیچ احساسی نسبت به بچه هاش نداره ؟ساعت 3 شب از بیرون با دوستاش برگشته بود. در رو واسش باز کردم. ولی هرچه او را می دیدم بیشتر ناراحت می شدم. چیزی بهش نگفتم .صبح بیدار شدم و گفتم این مساله را باید با خودم حل کنم. این ناراحتی علکی داره منو زجر میده بزار واسه خودم حل وفصلش کنم. داشتم مینوشتم ویاد داستان حضرت ابراهیم افتادم که چقد در زندگیش تنها بود .تنهای تنها!!! و چقد توقعش زیر صفر بود او تنها فقط خدا را داشت و نه هیچ کس دیگه. همون پدری که دستور به آتش انداختن بچش(حضرت ابراهیم )را داده بود و با دستای خودش اون جهنم را حفر میکرد همون ابراهیم وقتی پدرش پیر شد را با خودش به فلسطین برد و تا زمان مرگش از او مراقبت کرد و تا اخرین نفس از او خواست که مسلمان شود ولی او مرد و حاضر نبود مسلمان شود.او هم می توانست از پدرش توقع داشته باشد که در رسالتش کمکش کند واگه کمکش نکند حداقل بر ضد او عمل نکند او هم می توانست بگوید پدرم هست. وظیفشه که از من حمایت کنه. چرا مسولیت خودش رو انجام نمیده؟و…. ولی ابراهیم ….. از خودم پرسیدم این چه موحدی است که فردی را که قاتل او بود رو اینگونه امان داد و با احترام با او رفتار کرد؟؟ من که همسرم فقط یه جواب رد داد چرا باید اینقد از دستش ناراحت باشم؟؟همسرم اومده که این درس رو به من بده که موحد بودن تلاش میخاد.، تکامل میخاد، صبر میخادباید علت این مسائل پیش آمده را نه در جهان بلکه در وجود خود در خواسته های خود دنبال کرد .به خودم گفتم خودت خواستی ابراهیم موحد را تجربه کنی. پس باید تاوانش را پس بدی .الان با نوشتن این کلمات بسیار آرام شدم .ناراحتی ام از همسرم خیلی کم شده. همسرم معلم من است او آمده با نه گفتنش عمل به توحید را در من تقویت کنه. از این معلم مهربان بسیار بسیار ممنونم. خدایا چنان توقعم را از بقیه به صفر برسان که فقط و فقط تو راببینم و از خودت یاری جویم خدایا این توقعات را از دل من بکن بگذار در آرامش و صلح با بقیه زندگی کنم. انتظار و توقع داشتن ریشه شیطانی دارد باعث می شود که نجواهای شیطان تمام وجود ما را بگیرد. ناراحت باشیم، نتوانیم کاری جز ناراحتی از طرف مقابل داشته باشیم و جز کینه و خشم و غر زدن و قطع روابط نصیب ما نشود. خدایا من به تو پناه می برم. چنان دلم را صاف صاف کن که بتوانم فقط چهره ات را در آن ببینم و اثری از ریشه توقع از دیگران در آن وجود نداشته باشد. متن طولانی شد ولی حسم بهم گفت بنویسم تا ردپایی برای خودم بعد از اتمام دوره باشدو بتوانم تلنگری را در ذهن خانواده عباس منشی عزیزم ایجاد کرده باشد.

    خدا یار ویاور تمام دوستان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    زهره کاظمی گفته:
    مدت عضویت: 990 روز

    ب نام خداونده بخشنده مهربان

    جلسه اول (پروژه خانه تکانی ذهن )

    من چون تا دفتر خودکاربرمیدارم دخترم میادازم میگیره و نمیزاره نکته برداری کنم همین الان ب ذهنم رسید ک خب استاد ک همیشه میگه تو کامنتا بنویسید چرا همینجا نمینویسی ؟

    اینجا بهترین جا برای نت برداریه دخترم کاری نداره با گوشیم هم میتونم گوش کنم هم یادداشت کنم

    خدایا شکرت برای این سایت الهی

    (هرکس داره نتیجه افکار خودش رو میبینه )

    من میپذریم ک مسئول صد درصد زندگی خودم هستم .

    پدر، مادر، همسر ، فرزند ، کارفرما، رئیس جمهور و هیچکس دیگر مسئول زندگی من نیست و فقط خودم مسئولم .

    شوهرمن مسئول شرایط زندگی من نیست

    هیچ آدمی بیرون از ما مسئول زندگی ما نیست

    اگر من بشینم تو خونه و هیچکار نکنم و انتظارداشته باشم ک شوهرم هزینه های منو بده این یعنی من بیمصرف ترین ادمم بدردنخورم

    پس این نگاه رو میزارم کنار

    و هزار بار تکرار میکنم تا قبولش کنم ک شوهرمن مسئول زندگیع من نیست

    من خودم باید پول بسازم

    هیچکس نمیتونه شرایط زندگی منو تغییر بده

    و فقط خودم و خودم و خودم هستم ک میتونم زندگیمو تغییر بدم من با تغییر افکارم و توانایی هام و توکل ب خدا میتونم زندگیم رو تغییر بدم .

    محل زندگی من ربطی ب ثروتمندشدنم نداره .

    فقط ب باورهام ربط داره

    شرایط زندگی من نتیجه افکار و باورهای منه .

    ذهن فقیر میگه وظیفه شوهرته ک ب تو پول بده هزینه هاتو مخارجه تو بده اون مسئوله

    ولی اون دوقرون دوهزاری ک شوهرم ب من بده جلوه میلیون ها و میلیاردهاتومن پول و ثروت رو ب زندگیم میگیره

    پس من باید ب توانایی های خودم ب خدای خودم

    ب قدرت درونیه خودم تکیه کنم

    اگر تفکرمن بصورت بنیادین تغییر کنه و من بپذیرم ک خودم مسئول زندگی خودم هستم با تغییر تفکرم و باورهام با توکل بخدا با توانایی های خودم میتونم میلیون ها و میلیاردها ثروت بسازم و ب بهترین شهرها و کشورها با بهترین امکانات سفرکنم

    میتونم هرچی ک میخوام بخرم و راحت زندگی کنم.

    من خودم دارم اتفاقات زندگیم رو رقم میزنم و نیازی نیست منتظر حقوق شوهرم باشم

    من ب درون خودم نگاه میکنم ب افکارم و ب باورهام و سعی میکنم ایرادات رو تو درون خودم پیدا کنم و درستشون کنم .

    مسائل و مشکلاتمون رو خودمون باید حل کنیم و منجی نمیتونه از بیرون بیاد مشکلات منو حل کنه .

    یکباره هیچی تغییر نمیکنه باید صبرکنیم تا افکارجدید رشدکنه و عمل کنم ب این آگاهی ها

    و رفتارم و عملم باید نشون بده ک من پذیرفتم ک خودم مسئول شرایط زندگیمم

    و هرلحظه ک فکرکنم پدرم مادرم شوهرم مسئول شرایط زندگیمه من در مسیر غلط هستم .

    من باید بهانه هارو کناربزارم و زندگیم رو اونطورک میخوام خلق کنم .

    آدمای بدبخت ازدیگران توقع دارن ک اونارو خوشبخت کنن هرکس ک از دیگران مثل شوهرپدرمادر دوست خواهربرادر یا هرکسی بیرون ازخودش انتظارداشته باشه ک اونو شادش کنه حالشو خوب کنه خوشبحتش کنه اون ادم بااین طرز فکر بدبخته

    و تمام آدمای خوشبخت و ادمای موفق خودشون رو مسئول زندگی خودشون میدونن مسئول شادی حال خوب و خوشبختی و صفرتاصد زندگیشون شخص خودشون هستند و این یکی از ویژگیهای ادمای خوشبخته

    اگر من باورهای درست داشته باشم

    اگر من ایده های درست داشته باشم

    اگر من مسئله مو خودم حل کنم

    تو بیزینسم رشد میکنم و اگر من مشتری ندارم اگر من فروش ندارم و هر مشکلی ک دارم بخاطر باورهای محدودکننده منه بخاطر باورهای شرک آلود منه و اگر مسائلی ک برام پیش میاد رو بپذیرم ک خودم مسئولم اون مسئله روهم میتونم حلش کنم

    باور درمورد خداوند باورها باید اونقدر تکرارشوندک جزئی از وجودمون بشه باید بنویسم و تکرار کنم .

    خداوند همیشه داره منو هدایت میکنه

    من باوردارم ک خداونددرونه منه و همیشه درحال هدایت کردن منه و من ازخدا درخواست میکنم ک منو ب راه راست راه کسانی ک ب آنها نعمت داده هدایت کنه و باید باورکنم ک میشود باید مسئولیت زندگیمو گردن دیگران نندازم و از دیگران کمک نخوام باید بپذیرم ک خودم مسئول زندگیمم ک هدایت شوم

    هرکس ک بندگی خودشو ثابت کنه برای خدا بندگی کنه خداهم براش خدایی میکنه

    مثال : وقتی ما میخواییم بریم یه شرکت معتبرکارکنیم خیالمون راحته ک خونه خوبی حقوق خوبی بهمون میده همکارای خوبی داریم امکانات خوبی داریم درمورد شرکتا ما این نگاهو داریم چطوری درمورد خدا این نگاهو نداریم؟

    وقتی ک ما خدارو باورکنیم بعنوان قدرتمندترین فرمانروای دنیا ما میگیم سپاسگزار الله ای هستم ک فرمانروای همه دنیاست رب تمام جهانهایت قدرت کل دنیا دستشه

    وقتی ک تو اینارو باورکنی ازین مواحبشم استفاده میکنی

    میتونیم باورکنیم اگ بریم یه شرکت خوب کارکنیم اون شرکت کلی حقوق خوب امکانات خوب بهمون میده ولی نمیتونیم باور کنیم ک خدایی ک کل جهان رو خلق کرده و داره هدایتش میکنه میتونه مارو هم هدایت کنه ؟ اگ ما بپذیریم خدایی ک فرمانروای کل دنیاست اگر ما بندگیشو بکنیم میتونه همه چیزبهمون بده از ثروت سلامتی نعمت و امکانات کل دنیارو بهمون میده اگر من بندگی خدارو بکنم خدا خداییشو خوب بلده

    من باید باورتوحیدی بسازم

    (جمله طلایی: اگر من مثل بقیه عمل کنم مثل بقیه نتیجه میگیرم )

    اگر من میخوام ک با بقیه متفاوت باشم باید متفاوت فکر کنم و متفاوت عمل کنم

    اگر من کاری کنم ک مردم خوششون بیاد نگاهم ب مردم باشه این یعنی شرک من باید کاری کنم ک خدای خودم خوشش بیاد و خودم و قلبم خوشش بیاد

    (نگاه شرک آلود یعنی نگاهت ب مردم باشه

    نگاه توحیدی یعنی نگاهت ب خدا باشه)

    من باید تمرکز کنم رو کار خودم و ب مردم کاری نداشته باشم من خدای خودم رو بشناسم همه چیز خودش درست میشه

    توحید عملی یعنی من مسئولیت زندگیم رو بپذیرم و نباید دنبال فالوور دنبال لایک دنبال این باشم مردم منو ببرن بالا.

    من باید رو خودم کار کنم درون خودم رو درست کنم و نگرانی بیرونی نداشته باشم بیرون خودش درست میشه مشتری میاد پول میاد ثروت میاد سلامتی میاد نعمت میاد

    و هراتفاقی بیوفته نباید بگم ک خدا خواست خدا اینکارو کرد نه من میپذیرم ک مسئول صددرصد زندگی خودم هستم و هر اتفاقی بیوفته ب سود منه و منو ب خواستم میرسونه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    زهره کاظمی گفته:
    مدت عضویت: 990 روز

    سلام

    امروز اولین روز تعهد من است تاریخ 24/6/404

    من مدت زیادی است ک عضو سایت هستم و دوره 12 قدم و ثروت 1 رو هم دارم ولی مشکل من اینجاست ک فک میکردم اگ دوره بخرم سریع پولدارمیشم

    دوره هارو فقط گوش میکنم و انتظاردارم شرایط زندگیم تغییر کنه

    من الان ک موجودی کارتم فقط 250 هزارتومنه و حسابی چک و لگد خوردم از جهان

    دست از تلاش بیهوده برمیدارم تلاشهایی ک همه مردم همکارام دوستام میکردن و منم دنبال اونا همش تو اینستا دنبال لایک و کامنت و ویو بودم کلی وقت و انرژی کلی مواد و هزینه کردم کلی مدل های زمانبر زدم گذاشتم تو پیجم اما برام مشتری نیومد اونقدری ک روی خودم کار کردم همونقدر هم مشتری و پول برام اومد منی ک فک میکردم اگ دوره ثروت 1 رو بخرم دیگه تمومه ثروتمند شدم الان نزدیک ب یک ساله ک دارمش و درماه یکی دوتا مشتری داشتم با دستمزد خیلی کم

    دیگه وایستادم گفتم دوره خریدن و عمل نکردن فایده نداره اونایی ک نتیجه گرفتن عمل کردن و بقول استاد شخصیتشون تغییر کرده ک شرایط زندگیشون هم تغییر کرده

    گفتم خدایا بهم بگو چیکار کنم من میخوام درآمدپایدارداشته باشم میخوام هرروز مشتری داشته باشم میخوام ورودی مالی داشته باشم

    بعد ک اومدم تو سایت دیدم زده (ورود و عضویت)

    زدم ورود ایملم رو زدم و دوباره عضو شدم

    اونجا قدم ب قدم بهم گفته شد چیکار کنم

    منم دیگه بدون بهانه با تعهد 7 صبح بیدارشدم و تعهدی ک گفته شده بود رونوشتم

    قدم اول پروژه خانه تکانی ذهن

    قدم دوم ذهنیت قدرتمندکننده دربرابر ذهنت محدود کننده

    قدم سوم گفتگویه استاد با دوستان و نتایج دوستان از آموزه های استاد عباسمنش

    قدم چهارم مهاجرت ب مداربالاتر

    من زهره کاظمی متعهدهستم ک حداقل 4 ماه طبق این برنامه پیش برم و برای کارکردن رویه باورهاام وقت بزارم برای گوش کردن و یادداشت برداری از آموزه های استاد و عمل کردن ب آگاهی هایی ک دریافت میکنم وقت بزارم و بهشون عمل کنم .

    اولین جلسه امروزم رو گوش کردم و تانصفه یادداشت برداری کردم دخترم بیدارشد و نشد دیگه نکته برداری کنم

    (اصلی ک باید باتمام وجودم بپذیرمش اینکه من مسئول صددرصد زندگی خودم هستم )

    یعنی حتی شوهرم هم مسئول شرایط زندگی من نیست من اگ از شوهرم انتظارداشته باشم ب من پول بده با این نگاه جلو میلیون ها و میلیارها تومن پول ب زندگیم رو میگیرم

    پس من ب توانایی های خودم و خدای خودم توکل میکنم و این نگاه ک همیشه میگفتم شوهرم باید ب من پول بده رو میزارم کنار

    من خودم این توانایی رو دارم ک از شغل و هنرم بینهایت پول بسازم

    من یک هنرمندم و اینکه بچه کوچیک دارم یک بهانه و یک ترمز هست ک نزاره من ب درآمد برسم

    خیلی از بافتکارهاهستند ک هم بچه کوچیک دارن هم خیلی راحت دارن تو خونشون بصورت مجازی و آنلاین میلیون ها تومن پول درمیارن

    ک من ب چشم خودم دیدم درماه صدها نفر دوره های مجازیشون رو میخرن

    فقط من باید وقت بزارم و فیلم های باکیفیت آماده کنم با همین امکاناتی ک دارم من خودم رو با اساتید بزرگ و معروف مقایسه نمیکنم و با همین امکاناتی ک دارم یعنی گوشی دستم و رینگ لایک کوچیکم ک پایه موبایلم میشه باید شروع کنم

    .

    ایده ب ذهنم رسید ک آموزش ضبط کنم و بزارم تو کانال یوتیوب اما چندتا ک گذاشتم ول کردم و بعداز جنگ دیگ ادامه ندادم .

    ایده اومد ک حالا ک نمیتونی بری سالن یا مشتری تو خونه نمیادبرات خب مو مصنوعی بفروش کش دم اسبی بفروش دوتا درست کردم بلطف خدا فروختم اما برای سومی مشتری پیدا نشد منم دیگ درست نکردم .

    چرا من اینطوریم ؟

    من باید شخصیت ام رو تغییر بدم من باید عملگرا باشم از خدامیخوام ک دراین مسیر هدایت و حمایتم کنه خدایا توکل ب خودت از امروز ک ب خودم تعهد دادم و شروع کردم میخوام تغییر کنم و هرکاریو شروع کردم ب پایان برسونمش انشاالله

    این اولین قدم منه پروژه خانه تکانی ذهن

    روز اول و میخوام تا روز 30 ام هرروز کامنت بزارم و این پروژه رو تموم کنم انشاالله بعدبرم قدم بعدی ..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    عطیه نقدی گفته:
    مدت عضویت: 356 روز

    سلام وعرض ادب خدمت خوانندگان صفحه عباس منشس

    استاد عباس منش از شما وخانم شایسته بسیار ممنونم بابت این سایت ارزشمند که به معنای واقعی ی گنج ارزشمنده

    خدارو هزاران بار شکر من و با شما وآموزه هاتون وسایتتون آشنا کرد

    من از صبح تاشب فایلهای صوتی شما چه رایگان چه 12 قدم وقانون آفرینش وگوش می کنم

    اگر ی روز گوش نکنم انگار دوباره به بیراهه می رم

    من خیلی از این شاخه به اون شاخه می پرم تا زودتر به استقلال مالی برسم .تصمیم گرفتم متعهدانه از امروز پروژه خانه تکانی ذهن و شروع کنم و همسر و فرزندانم وشرایط کنونیم مسئول عقب ماندگی وموفق شدنم ندونم واگر رفتار اطرافیانم من وآزار می ده خودم ومسببش بدونم وخودم و قربانی آدمها وشرایط ندونم .

    این اولین کامنتیه که بعد از چن ماه درسایت شما می نویسم

    شهامتش و پیدا کردم بنویسم

    در پناه خدا سلامت سربلند وسعادتمند در دنیا وآخرت باشیم

    الهی آمین️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    لطیف حنضلی گفته:
    مدت عضویت: 4204 روز

    به نام آنکه مرا با قابلیت ها و محدودیت ها آفرید

    باید حرکت کنیم چه در راحتی و چه در سختی ، سالها پیش برایم تجربه ای در محل کارم اتفاق افتاد و گمان می بردم که دیگر کارم تمام شده است ، کلی همکار داشتم که با ناراحتی و راحتی تمام ، محل کار خویش را رها کرده ، بعضی ها به دنبال موقعیت های کاری دیگر رفتند ، جالبه از درون آن تجربه 10 سال پیش ، من ماندم و کارم را ادامه دادم ، می خواهم این را بگویم که خدا همیشه جهان را بر پایه خیر بنا نهاده است ، شاید من فکر میکردم که کارم تمام است ، اما با تجربیات بهتری روبرو شدم ، اینجا همسر و فرزندان من همراهی مستقیم و غیر مستقیم داشتند ، با وجود هر شرایط میشود به احساس خوب برسیم ، قطعا اتفاقات بهتری را تجربه می نماییم ، هم اکنون به دارایی های متوسط از نظر ارزش رسیدم ، از جمله آنها منزل ، ماشین ، کلی وسایل خانه ، خداروشکر همه و همه از برکت وجود نظام کائنات و رب العالمین می باشد ، سخن آخر ، هرچی فکر و باور و رویا وجود دارد در درون من به عنوان اشرف مخلوقات است چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی .

    این جهان کوه است و فعل ما ندا

    سوی ما آید نداها را صدا

    فعل تو کان زاید از جان و تنت

    همچو فرزندی بگیرد دامنت

    پس تو را هر غم که پیش آید ز درد

    بر کسی تهمت منه، بر خویش گرد

    فعل تست این غصه های دم به دم

    این بود معنای قَد جَفٌَ القَلَم!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    رستا محمودی گفته:
    مدت عضویت: 356 روز

    الهی به امید تو که مهربان ترین و تواناترینی

    خدا چونم سپاس بابت همه ی خوبیات

    استادعزیز جناب عباسمنش دوست داشتنی سپاس

    خانم شایسته نازنین سپاس

    اولین جلسه از پروژه خانه تکانی ذهن رو با عشق، شادی و امید آغاز کردم و این چند ماهه که در سایت فعالیت می کنم خیلی خوب متوجه شدم که هرچه بیشتر روی خودم کار کنم جهان اطرافم بیشتر تغییر می کنه و زیبایی های بیشتری رو تجربه می کنم. من مفهوم مسئولیت پذیری رو متوجه شدم و تلاش می کنم تمام تمرکزم رو بر خودم بذارم و از دیگران توقعی نداشته باشم. از خداوند مهربونم میخوام که در این پروژه منو یاری کنه و مطمعنم که اتفاقای زیبایی رو در این مسیر تجربه خواهم کرد.امیدوارم پایدارتر و مصمم تر از قبل بتونم تک تک جلسات این پروژه رو پیش ببرم و در عمل از آگاهی ها به خوبی استفاده کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: