live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی - صفحه 124

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    195MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    39MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1956 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زندگي جديد من گفته:
    مدت عضویت: 853 روز

    سلامی گرم خدمت استاد گرامی ،اول بگم شکر واسه این جلسه واسه لحظاتی از عمرم که با گوش سپردن به این جلسه سپری شد چند روزی در مومنتوم منفی بودم حسابی گم شده بودم به حرف استاد میرسم آدم وقتی میره تو مومنتوم منفی به جایی میرسه که غرق میشه دیگه برگشت خیلی سخت میشه نتیجه هم مشخص بود احساس بد اتفاق های بد طوری که دخترم که بیشترین سپاسگزاریم واسه وجود اونه پشت سر هم اتفاق های بد واسش میافتاد دیروز به خودم اومدم گفتم کی بوده حالت بد بوده اتفاق خوب واست افتاده ؟پس به خودت بیا و احساست را خوب کن توجه به زیبایی های خانواده ات و شکر گذاری و فایل دیشب نتیجه داد شکر که حالم خوبه شکر که خانم دکتر قبول کرد که برای هدفم کمک کنه شکر واسه پاداش شرکت پس مسیر درست باید ادامه داد شکرت که سال دیگه استرالیا هستمم شکرررر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    مریم غدیری گفته:
    مدت عضویت: 4033 روز

    به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین

    4 سال قبل با فردی که از شاگردان استاد بود آشنایی عمیقی پیدا کردم ( ما قبلا در یک کارگاه 6 ماهه باهم بودیم ولی شناخت بخصوصی از هم نداشتیم). برای تقویت خودمان یک گروه مجازی تشکیل دادیم و بر اساس محتویات دوره ی عزت نفس اونجا گزارش می نوشتیم از روند تکاملی مان و هر هفته هم جلسه داشتیم معمولا 2 ساعت. این روند ادامه پیدا کرد تا اینکه جنگ شد.اردیبهشت نشانه هایی آمده بود که ایشان دیگر مایل نیستند جلسه را ادامه بدهند ولی من متاسفانه این موضوع را باهاشون مطرح نکردم که دوست عزیز مایل نیستی شفاف بگو تکیلف مان را روشن کنیم.

    این حس آنقدر قوی بود که در تلگرام یک صفحه برای خودم باز کردم و نامش را نوشتم( عبور از تاریکی) و آنجا شروع به نوشتن کردم.

    تا اینکه جنگ شد. هفته ی اول پیام دادند که ( دست و دلشان به جلسه نمی رود) هفته ی دوم بعد از آتش بس نوشتند ( از بس حال درونی شان خوب است مایل نیستند حرف بزنند) این در حالی بود که ایشان همیشه در جلسه معمولا 45 دقیقه بدون توقف حرف میزدند و بعد به من می گفتند که حالا دیگر میکروفن را به من می دهند. و یک روز صبح من دیدم همه ی محتواهایی که داشتیم پاک شده است. نوشتم شما که میدانستی این محتواها چقدر ارزشمنده لااقل بهم میگفتی که منم برای خودم را بردارم بعد پاک میکردی. شب که شد پیام صوتی دادند:

    “خیلی خیلی متاسفم. من نمی خواستم برای شما پاک بشه.بلد نبودم و…خواستم بگم جنس دوستی مون فرق کرده. ما خوشحال میشیم خبر موفقیت هاتو بشنویم ولی اگر هم نشنیدیم هرجا باشیم بهتره برای هم آرزوی آرامش و احساس خوب کنیم.” ( تقریبا یه همچین جمله ای)

    فکر میکنم هر کسی خودش رو جای من بذاره بفهمه چه احساسات مختلفی رو تجربه میکردم.ایشون همیشه تأکید میکرد که ما داریم وقت میزاریم حرفای با ارزش میگیم. و حالا با 3 جمله می خواست بهم پیام مهمی بده.

    2 روز گذشت من دیدم خیلی احساس خشم دارم و نمیتونم این احساس رو 20 سال دیگه با خودم حمل کنم. یک پیام صوتی فرستادم و این احساس رو بیان کردم( چون بیان احساس پاشنه آشیلم هست) و بعد هم گفتم اصلا دوستی بین ما نبوده. آنچه وجود داشته بر اساس فایلهای استاد بوده. ( عین جمله ام را یادم نیست) و ایشان شب یک پیام صوتی فرستادند مبنی بر اینکه تو حق داری اینقدر عصبانی باشی. داره یه اتفاق هایی می افته و همه چی توحیده.

    2 روز بعد دیدم همین گفت و گوها هم توی صفحه مون نیست و ایشون بخاطر اصل کنترل ورودی های ذهن فقط پیام هایی که خواستن رو نگه داشته اند. منم همه اش را پاک کردم…

    میدونم که این جهان پویاست و همه چی مدام در حال تغییره.اونی که نتونه مدار خودش رو تغییر بده له میشه.

    اینها را اینجا نوشتم که یادم بماند همه چی توحیده. ما اتفاقات را با افکار خودمون میسازیم. باورهای لیاقت و شایستگی من خیلی خیلی خیلی باید تغییر کنه.من باید عوض بشم تا جهان بیرونم هم تغییر کنه.باید درسم رو می گرفتم.

    . این جهان کوه است و فعل ما ندا / سوی ما آید نداها را صدا

    امیدوارم بتوانم بزودی مدار بالاتری را تجربه کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    فاطمه اسماعیلی گفته:
    مدت عضویت: 839 روز

    سلام انشالله که حال دلتون عالی باشه.

    پیام های دریافتی من از این فایل:

    اول اینکه خدا یک نوع سیستم و انرژی هست و نباید به اون نگاه انسانی داشته باشیم و خدا رو محدود ببینیم.

    و اینکه من خودم مسئول زندگی خودم هستم و خودم میتونم اون رو با تغییر باور و افکارم تغییر بدم.

    باید به خودم و خدای خودم ایمان داشته باشم.

    و اینکه همه اتفاقات رو میتونم با کمک خدای خودم رقم بزنم.

    و اینکه خداوند به عنوان بزرگترین فرمانروای جهان قبول داشته باشم و درست مثل مثالی که داخل فایل بود من چطور مثلا از یک شرکت خوب توقع مزایا بهتری دارم اما اینو در نظر نمیگیرم که خداوند که بزرگ ترین فرمانروای جهان هست اگر بندگی اش رو بکنم میتونه برام پاداشی هزاران برابر بهتر بهم بده.

    و اینکه اگر هم زمانی اتفاقی افتاد خدا رو مقصر ندونم و با کسی هم راجب این مسائل بحث نکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    گندم گفته:
    مدت عضویت: 398 روز

    سلام و درود

    به شما استاد بزرگوار و خانم شایسته عزیز و همراهان گرامی

    با جودی که شش ماهه با سایت و آموزه های استاد آشنا شدم و چند دوره رو خریدم امشب هدایت شدم به پیام خوش آمد و پیشنهاد برداشتن 4 قدم طی 4 ماه و تعهد به خودم تو قدم صفر

    اومدم فقط رد پا از خودم بزارم

    می‌خوام همزمان با کار کردن روی دوره هایی که خریداری کرده ام، روی این بخش 4 قدم + قدم صفر برا 4ماه کار کنم

    شاد باشید و سالم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    محیا گفته:
    مدت عضویت: 1658 روز

    سلام به استاد عزیز و هم خانواده ای های نازنینم

    مصداق و اصل و چکیده تمام فایل هاتون رو میتونم توی این فایل ارزشمند خلاصه کنم

    توحید و توحید و توحید اصل و اساس جاودانگی و خیر و برکت و خوشبختی هم در این دنیا و هم دنیای پس از مرگه

    من وقتی پرچم خداوند رو بالای سرم نگه دارم و در همه حال به خدا توکل کنم ، کارها به سادگی واسم انجام میشه

    این مطلب ، توی رابطه ای که دارم به وضوح خودش رو نشون میده ؛ من شدیدا محتاج توجه پارتنرم هستم

    و محتاج این هستم که ازم تعریف کنه ؛ البته توی ظاهرم اصلا نشون نمیدم که چقدر به حمایت و توجه شون نیاز دارم ولی به لحاظ روحی وابستگی شدیدی بهش دارم و دقیقا مطابق فرکانس کمبودی که میفرستم ، دائما دارن از من دورتر میشن و من ازین مسئله عذاب میکشم و از درون میپوسم

    من خودم رو با ناسپاسی و توجه و فوکوس به نقاط نامناسب پارتنرم به این سطح رسوندم و رابطه ای که نرمال پیش میرفت رو با سختگیری و حساسیت خودم داغون کردم

    دقیقا به همین دلیل که دیگری رو مبنای شادی و نشاطم دیدم و این ضعف شاید یکی از بزرگترین پاشنه اشیل هام باشه

    توحید یعنی اینکه من مسئول صد در صد زندگیم هستم

    من مسئول شادی و نشاط و خنده و یا بدبختی و دل نگرانیم هستم

    من مسئول عدد و رقم توی حساب بانکیم هستم

    من مسئول رابطه ام با جامعه با خداوندم هستم

    منم که مسئولم ….

    ذهن مولد و ثروتمند ذهنیست که تقوا داره و سعی میکنه در دل هر چیزی زیبایی و برکت رو بببینه

    بنابراین من نیاز دارم که توحید رو بهتر درک کنم و خودم از وجودم لذت ببرم و خودم رو مسئول هر اتفاقی که در زندگیم میفته بدونم

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    محمدرضا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1486 روز

    بنام خداوندی که اول گناهان را پاک می‌کند و آنگاه با مهربانی نعمت‌هایش را می‌بخشد.

    بنام تنها قدرت هستی

    بنام بزرگترین برند اطلاعاتی و امنیتی و اقتصادی جهان

    سلام

    استاد خوبم و خانم شایسته وتمام هم کلاس‌های من

    جاده‌ها مدارها هستند، مدارها برای سکونت نیستند. جاده‌ها برای سکونت و ماندن و استادن نیستند.

    در جاده‌ها وسایل نقلیه متفاوتی وجود دارد، هرکس باتوجه به داشته‌های که دارد (داشته‌ها همان باورهای است ،که دارد) از وسیله مناسب خود استفاده کرده و مسیرش را طی می‌کند.

    چند نکته در این پروژه جاده وجود دارد.

    اول/خداوند

    خداوند به عنوان مالک این جاده‌ها است.

    خداوند مالک سیستم نرم‌افزاری و سخت افزاری جاده است.

    خداوند مالک قوانین حاکم برجاده است.

    خداوند مالک سیستم GPS و کیفیت و هدایت و رانندگی در این جاده است.

    خداوند مالک و حاکم سیستم نظارتی و کنترل عبور و مرور در این جاده است…

    من به این جاده پا می‌گذارم و رهسپار می‌شوم، ممکن است اگاهانه و یا نااگاهانه باشد، یک سری توانای های را بدست می‌آورم ؛ توانای های که دست آوردم، باورهایم است. نعمت‌های خداوند است؛ ایمانی است که مشوق راهم است.

    من حرکت می‌کنم.

    باتوجه به باورهایم ،باتوجه به ایمانم از وسایل و امکانات موجود جاده‌ای استفاده می‌کنم. همچنین با توجه به امکاناتی که از آن استفاده کردم در مدت زمان مناسب آن به مقصدی که انتخاب کرده‌ام می‌رسم.

    لطفاً آگاهانه فقط مثبت فکر کنید.

    لطفاً با توجه به تابلوهای هدایتی مسیر خود را انتخاب کنید.

    لطفاً اگر متوجه چیزی ، سیستمی ، تشکیلاتی هوشمند شدید که مالک بسیار ثروتمند و قدرتمند هم دارد که به کوچکترین حرکت مثبت هم 10برابری امتیاز مثبت می‌دهد و شما را همیشه در جشنواره نگه می‌دارد، اون همان خداوند است که هرلحظه اول به من و…شایستگی و لیاقت می‌دهد و آنگاه با مهربانی نعمت‌هایش را می‌بخشد.

    از توجه شما متشکرم. ناسپاسی است اگر نگویم از توجه هرلحظه خداوند، از هدایت هرلحظه خداوند بسیار بسیار ممنون هستم.

    توجه:

    لازم به ذکر است در این جاده شما می‌توانید با هر وسیله‌ای که انتخاب می‌کنید،می‌توانیدرانندگی کنید.

    روروک ،دوچرخه، موتورسیکلت، اتوبوس، مینی بوس، سواری ،سواری شخصی، مترو، قطار های سریع السیر، هواپیما، کشتی و همچنین پیاده و ورزشکاری از منظر لذت ببرید.

    البته می‌توانید بر دوش خداوند و یا در آغوش خداوند و یا دست در دست خداوند باشید.

    خلاصه سعی کنید آگاهانه موفق باشید.

    انتخاب با شماست من چکاره ام، خداوند به انتخاب شما احترام می‌گذارد.

    خدایا! من به هرچیزی که از تو برسد محتاجم.

    در این راه و در این مسیر و در این جاده، هیچ وقت هیچ چیز خراب نیست. این ذهن من است که ناآگاهانه و شاید آگاهانه به دچار لغزش و اشتباه می‌شود و لحظات سخت را برای من پدید می‌آورد و ذهن مرا درگیر می‌کند ساده بگم: اشتباه می‌کنم و اشتباه می‌روم.

    کار من این تابلو های مسیر یاب موجود است من باید به خود مسلط و به خداوند به‌ عنوان سیستم هدایتگر هوشمند ایمان و اعتماد داشته باشم.

    إذا سالک عبادی عنی فانی قریب

    او در همین نزدیکی است.

    اجیب دعوت إذا دعان

    می‌پذیرد درخواست هر درخواست‌کننده را.

    والله غفور رحیم

    و خداوند اول لیاقت و شایستگی می‌دهد و آنگاه با مهربانی نعمت‌هایش را می‌بخشد.

    و انا علینا للهدی

    و خداوند با تمام قدرت و ثروتی که در این جهان دارد می‌گوید که ما هدایت می‌کنیم.

    این نوشته‌ها هم هدایتی بود.

    ممنونم از خداوند خودش نوشت و گوش داد و هدایتم کرد.

    تا نگهدار من آن است که من می‌دانم.

    ترا و مرا در بغل شیشه و سنگ نگه می‌دارد.

    خدانگهدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    علی امیریان گفته:
    مدت عضویت: 234 روز

    سلام به استاد عزیز

    مرسی سید جونم به خاطر همه چیز

    من چندین سال پیش با استاد به صورت خیلی اتفاقی آشنا شدم ولی چون هم جهت با استاد نبودم خیلی سریع جدا شدم

    تا اینکه چند روز پیش دوباره هم فرکانس شدم با سید

    و وارد سایت شدم

    الان چند روز هست که فقط فایل گام اول را گوش میدم

    چه بار که فایل را گوش میدم چیز جدیدی را درک میکنم

    که انگار پیشتر اصلا نشنیده بودم

    هر روز برام بسیار عالی پیش می‌رود

    بگذارید برایتان یک نمونه رو توضیح بدهم

    دیروز یک کار اداری داشتم که ساعت 12 ظهر اونجا بودم

    وقتی رسیدم به مدیر دفتر گفتم یک نوبت برای من هم بده

    در جواب بهم گفت روزانه 72 نفر ارباب رجوع داریم

    امروز لیست تکمیل شده و قبول نکرد و مردم هم که در صف انتظار بودن به من گفتن باید ساعت 4 صبح بیای تا شاید بهت نوبت برسه

    همان جا بود که با خودم گفتم من مثل اینها فکر نمیکنم

    خداوند من را راه میاندازد

    همان جا ایستاده بودم وبا خودم میگفتم هیچ قدرتی فراتر از اوس کریم نیست

    تا اینکه یک خانم اومد و به کارمند اداره گفت اسم من را خواندی و کارمند اداره گفت بیا خودت لیست را ببین اسمت نفر چندم هست

    وقتی اسم خود را پیدا کرد به کارمند گفت فلان شماره وقتی شماره خود راه اعلام کرد ناخودآگاه لیست را به من داد و گفت بیا آقا اسم خودت را ببین نفر چندم لیست هست

    وقتی لیست را دیدم

    بدنم شل شد دقیقا جلوی شماره 72 اسمی نوشته نشده بود

    همان جا صدایی در دلم پیچید که شماره 72 مال توست اسمت را بنویس

    من اسم خود را نوشتم و دادم به دست کارمند

    همه که اونجا بودن بهم میگفتن برو وقت خود را نگیر باید فردا 4 صبح بیای

    ولی نمی‌دانستن که اوس کریم درست کرد

    از این مدل کارهای بسیار عالی در این چند روز برای من به وفور اتفاق افتاده است

    واز فردا به امید الله گام دوم را شروع میکنم

    و باز هم برایتان می‌نویسم

    قدردان خداوند پاک هست

    سپاسگزارم معبودم

    سپاس سید جونم

    همیشه شاد و موفق و سربلند باشید

    مرسییییییییییییئییی معبووووووووووووووودم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    حدیث گفته:
    مدت عضویت: 769 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم.

    من 35سالمه،با امروز 553روز است که به جمع خانواده استاد عزیزم پیوسته ام..یعنی بیشتر از یک سال اما من چند روزی است که آمادهٔ فهم مطالب شده ام..من در طول این مدت همیشه فایل ها رو نگاه میکردم ولی بلد نبودم چه جوری خودمو تغییر بدم یعنی روی افکار ونگاهم کار میکردم اما نتیجه ای دلچسب حاصل نمیشد.مطمئن بودم که یه چیزی کم دارم.ولی بااین حال همیشه نگاه میکردم ومطمئن بودم که بلاخره یه چیزی حاصل میشه چون اونا حس و حال منو خوب میکردن..همیشه فکر میکردم و دنبال راه حل بودم ومطمئن شدم که اراده ودرخواست من صدرصدی نیست که خدا منو هدایت نمیکنه …روزها گذشت من هرروز بیشتر اذیت میشدم ذهنم وافکار منفی منو داغون کرد،این دفعه با درخواست صدرصد که من باید حتما تغییر کنم از خدا درخواست کردم .خدای مهربانم منو هدایت کرد به طرز معجزه آسایی که کامل درکش کردم و فهمیدم که این معجزه هست در ثانیه که من با تمام حس و حال و اطمینان وباور عمیقم درخواست کردم، جواب

    گرفتم..همون لحظه از سمت کسی به من زنگی زده شده که این دوره مخصوص خودسازی هست بیا بخرش..و اطمینان کردم برای بار اولم بود که دلمو دادم بهش اصلا به ترساهام وبقیه افکارم توجه نکردم….اون دوره برای من آماده شده بود همون کمبودهایی بود که باید بهشون رسیدگی میکردم و همچنین سم هایی بود که باید از درون من حذف میشدند…بلافاصله چراغ راه من روشن شد ..در این بین بازهم من فایل های رایگان استاد رو همیشه گوش میکردم…این دفعه با جدیت رو خودم کار میکردم واز این تاخیر راضی بودم چون باعث شده بود که من پخته تر بشم من با اون مسائل وافکار و مشکلات آشنا شده بودم و راحت ازشون عبور میکردم…خدایا شکرت

    الان شروع کردم ودارم قدم اول رو برمیدارم من قدم اول رو تو زندگیم حس کردم.خیلی راحت وآروم وروان وبا آرامش دارم تواین مسیر پیش میرم و زندگی میکنم…خدایا به خاطر ربی الاعلی بودنت به خاطر الرحمن الرحیم بودنت به خاطر لاشریک بودنت و هزاران ذات بارزت از تو سپاسگزارم

    وتشکر وسپاس فراوان از آقای مهربان ودست ودلباز عزیز استادسید حسین عباس منش به خاطر توضیحات روان وساده ،امیدوارم همیشه ثابت قدم و موفق در مسیر الهی باشید

    دوست داشتم از اولین قدم وهدایتم ردپا ویادگاری در این اینا جای عزیز در جمع دوستان خدایی داشته باشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    حسن غلامشاهی گفته:
    مدت عضویت: 863 روز

    سلام و درود خدمت استادعباس منش عزیز و خانم شایسه و همه ی دوستان خوبم

    من هفت هشت ماه تو سایت هستم و از دوره دوازده قدم دارم استفاده میکنم و قدم هشتم هستم و تو این مدت خیلی اتفاقات قشنگ و زیبایی برام افتاد و هر روزم قشنگ تر از دیروزم بود تا اینکه توی این دو هفته احساس کردم ذهنم داره منو کم کم از قانون دور میکنه و احساسم کم کم بد میشه و افکار بدی رو دارم با خودم مرور میکنم تا اینکه دیروز یه مسئله کاری که یه جورایی بی محلی یه مشتریم بهم بود خیلی ذهنمو درگیر خودش کرد و هرکاری میکردم کنترلش کنم و بهش توجه نکنم دیدم داره احساسم بد میشه و فقط وسط نجواهای شیطانی خدای خودم رو با عشق صدا میزدم میگفتم خدایا نمیتونم تو کمکم کن کنترلش کنم و بلاخره هر جور بود اون شب ذهنم درگیر بود ولی فقط از خدا کمک خاستم و باورتون نمیشه صبح که شد ساعت 5 صبح از خواب پریدم و یه حسی بهم گفت برو تو سایت نشانه های امروز خودتو ببین وای خدای من یه اتفاقی افتاد که واقعا باورمنو به هدایت خدای قشنگم بیشتر کرد باورم نمیشد منی که شب از توی جاده خسته رسیده بودم یهو ساعت5 از خواب بپرم و خدا هدایتم کنه به بخش خانه تکانی ذهن و من از اول اول فایل رو شروع کنم به گوش کردن و همزمان خدا بهم بگه که دوباره شروع کن دوباره رو ذهنت و افکارت کار کن و وقتی شروع کردم خیلی احساس خوبی گرفتم و روز خیلی قشنگی رو گذروندم و به خودم تعهد دادم فعالیتم تو سایت بیشتر کنم و این 30 روزو حتما تو هر فایلی رد پایی از خودم بزارم تا بتونم خیلی بهتر ذهنم رو کنترل کنم خدایا خیلی سپاس گذارتم که به این زیبایی و راحتی مسیرو بهم نشون میدی خدایا خیلی دوست دارم و عاشقتم که اینقدر بزرگی خدایا دمت گرم و سپاس گزاری میکنم از خانم شایسته عزیز بابت این پروژه خانه تکانی که زحمت کشیدن و اینقدر زیبا و راحت مسیر رشد رو در اختار ما گذاشتن. و من امشب اولین رد پای خودم رو گذاشتم

    سپاس گذارم

    عاشقتونم و در پناه خدای یکتا شادو خشبختو ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    مهدی گلشنی گفته:
    مدت عضویت: 488 روز

    درود به استاد عزیز و هم فرکانسی های خوبم

    تاریخ1404/06/10

    امروز که این فایل رو گوش دادم احساسم نسبت به دفعات قبل که گوش میدادم فرق میکرد و شروع کردم به نوشتن این حرفای زیبا…….

    اول اینکه متوجه شدم خدا یه آدم یا انسان نیست و یه انرژیه و یه سیستمه که منتظر تا ما ارتعاش به سمتش بفرستیم و اونم پاسخ بده پس هر ارتعاشی ما بفرستیم همون رو بازتاب میکنه…..

    دوم یادمه زمانی که سیل اومده بوده همه مردم میگفتن رئیس جمهور چرا رفته مسافرت چرا نمیره به مردم سر بزنه و…… اما امروز میفهمم انگار اگه رئیس جمهور میرفت سر میزد سیل خشک میشد و اونایی که مردن زنده میشدن آیا؟؟؟

    پس خودمون مسئولیم نه بقیه و این شرکه که بقیه رو مسئول بدونی…..

    سوم اینکه من جدیدا درگیر مالیات دادن شدم و کلی غر میزدم که چرا باید مالیات بدم و بعد از این فایل فهمیدم که مالیات ما در برابر کشورهای دیگه واقعا ناچیزه و چندر غاز محسوب میشه و بعد از این باجون دل مالیات میدم و به این باور رسیدم که خداروشکر که بیزنس دارم و مالیات دارم چون کسی که پول ساخته مالیاتشو میده …..

    و کلام آخر که خیلی به دلم نشست اینکه استاد فرمودن کارمندا دوس دارن با برندها یا شرکت های بزرگ کار کنن و این بی انصافیه که ما با بزرگترین خالق جهان کار نکنیم پس فقط امید و توکلم بعد از این به خدامه نه هیچ کس دیگه….

    و میخوام کارایی رو انجام بدم که اونو و خودمو خوشحال میکنه نه مردمو پس خدایا فقط و فقط به امید خودت…………

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: