این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2019/04/abasmanesh1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2019-04-06 14:20:232024-09-24 19:24:19live | “توحید” و فعال کردن قدرت خلق درونی
1956نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استاد جان خدا رو روزی هزاران بار شکر می کنم که با شما و مریم جان آشنا شدم و خدا را از دریچه دیگه ای دارم میشناسم خدایی که باهاش دوست و رفیق شدم نه بخاطر بهشت رفتن نه از ترس عذاب چون واقعا دارم با پوست و گوشتم این جمله رو درک می کنم که خدا از رگ گردن به ما نزدیک تر هست ممنونم بابت این همه آگاهی بابت این دانشگاه بزرگ خودشناسی
استاد جان از بچگی ما رو با تقدیر و سرنوشت قنداق کردن که اگر اتفاق بدی برامون میفته خدا خواسته و به صلاح مون هست همیشه میگفتم آخه خدا جون در این اتفاق به ظاهر بد چه خیر و صلاحی هست اون چیه که باید وحی منزل باشه و من در اون هیچ دخالتی نمیتونم داشته باشم اصلا چه کاری من که تقدیرم نوشته شده برای چی تلاش کنم من که قرار نیست به اون چیزی که می خوام برسم من قرار به اون چیزی برسم که خدا برام مقرر کرده و وقتی به این افکار میرسیدم احساس پوچی و یاس میکردم تا رسیدم به سایت شما که قرار زندگی مو خودم هر لحظه با افکار و کانون توجهم رقم بزنم انقدر از این جمله و کامنت های دوستان ذوق زده بودم که نگو ای خدا جونم شکرت من قرار زندگیمو بسازم من قرار در این صحنه زندگیم هم بازیگر باشم هم کارگردان خدایا هزاران بار شکرت.
همیشه با این سیستم زندگی که همیشه از بچگی باید به یه نفر تکیه کنیم و خودم در کنار اون آرم برای رفع نیازهامون فقط حضور داشته باشیم رو دوست نداشتم تا بچه بودیم مادر و خواهر و برادر بزرگتر هوامون داشتن یکم که بزرگ شدیم بابا میخوام برم با دوستام بیرون بهم پول بده شهریه دانشگاه خرج لباس و … هزاران چیز دیگه شاید همین تفکر که این روال دوست نداشتم باعث شد زود دست به جیب بشم و خرجم از خانواده جدا بشه ولی رفتارم یه ایراد بزرگ داشت و اون اینکه دوست داشتم حامی خانواده و فرزندم باشم و این اوایل حس خوبی بهم میداد ولی بعدها احساس قربانی بودن می کردم تا اینکه استاد گفتن آقا شما نمی تونید زندگی هیچ کسی رو عوض کنید شما نمی تونید مدار افراد را عوض کنید اگر خودشون نخوان و این بود که دیگه از این طرز تفکر دست برداشتم.
چرا تمام مملکت ما منتظر این هستن که فلانی اگر بیاد سرکار قول داده مشکل مسکن حل کنه فلانی قول داده قرار به مردم دو برابر الان یارانه بده و این خود علنا نمونه شرک هست که به صورت گسترده وجود داره و امیدوارم متوجه بشیم که آخه یه نفر که خودشم مخلوق خالق بزرگمون با اون همه قدرت هست قرار برای ما چکار کنه و این بازی در ایران هر چند سال یه بار اتفاق میفته و مدام افراد در تلاش برای خراب کردن یکدیگر هستند. خدایا من هر آنچه که در زندگیم میخوام فقط و فقط از خودت میخوام از خدایی که به ادتش برگی از درخت نمی افته.
باید بجای شرک به دنبال توکل باشیم و فقط خدا رو و افکارمون و فرکانس ارسالی مون رو دنبال کنیم که این مسیر رسیدن به خواسته هامون هست و در این مسیر اگر کانون توجه مون درست باشه دست های مهربون خدا به کمک ما می ایند مثل این جمعی که در این سایت جمع شدیم و با عشق و علاقه داریم آگاهی هامون رو برای هم به اشتراک می گداریم استاد و این همه آگاهی مریم جان و این سایت بزرگ همه دست های مهربان خدا در این مسیر خداشناسی و خودشناسی هستند.
برای همه از خدای رحمن و رحیم فهم بیشتر قوانین هستی رو می خوام یا حق.
خدایاشکرت که من رو هدایت کردی به ابن پروژه زیبا و پر از آگاهی
درک من از این فایل این هست که خداوند به ما قدرت خلق خواسته ها و عوامل بیرونی رو در درون ما قرار داده اگر فقط قدرت رو به خودش بدیم و از خودش بخواهیم
تمام اتفاقات زندگی ام رو خودم رقم میزنم چه خوب چه بد و این قانون جهان است به هر چیزی که توجه میکنم بدست میارم اگر قدرت رو درون خودم بدم به خدای خودم نگران اتفاقاتی که بیرون میوفته نیستم نگران از دست دادن نیستم نگران حرف مردم نیستم و….
چون باز دوباره هرچیزی رو میتونم بدست بیارم چون از مردم روزیو خواسته هامو نمیگیرم که بخوام زره ای ارزش قائل بشم برای حرفشون
من فقط از خدای که جهانی به این عظمت رو خلق کرده این همه الگو و نمونه آورده توی کتابش اینهمه مثال هست توی زندگی خودم که هر وقت ازش خواستم و اعتماد کردم چقدر آسون همه چیز اتفاق افتاد و لذت بخش بود
اینهمه مثال هست که به عوامل بیرونی اعتماد کردم و اون چیزی که میخواستم نشده و بدتر
وقتی فقط از خدا بخوام
از نه شنیدن احساس بدی نمیگیرم از کسی انتظاری ندارم و با همه ارتباط خوبی دارم
وبگو: ستایش براى خداست. به زودى آیاتش را به شما نشان خواهد داد و آن را خواهید شناخت. وپروردگارت از آنچه انجام مى دهید غافل نیست.
سلام به استاد عزیزم به استاد شایسته نازنینم ودوستان بهشتی ام
خدا جونم ازت ممنونم بخاطر یه فرصت دیگه ممنونم که امروز هم به من فرصت زندگی کردن واندیشیدن دادی
خداجونم ازت ممنونم بخاطر رزق بی حساب وپربرکتی که هرروز از بی نهایت طریق وارد زندگی ام میکنی
خدا جونم ازت ممنونم بخاطر نعمتهای ریز ودرشتی که از فضل ورحمتت به من بخشیدی، سلامتی ام ،خانواده ام ،درآمدم ،خورشیدی که هرروز به عشق من میتابد، زمین وهر آنچه در آن است، ممنونم بخاطر تمام نعمتهایی که دیده ونعمتهایی که از دیدن وشکرگزاری آنها غافل شدم
خداجونم ازت ممنونم که مرا به این مسیر توحیدی هدایت کردی ودر این مکان الهی حضور دارم
خدا جونم ازت ممنونم بخاطر وجود اساتید توحیدیم ودوستان بهشتی ام وهمه عزیزانم
خداجونم ازت ممنونم بخاطر وجود خودت وحضور هرلحظه ات در زندگی ام و در قلبم
خداجونم ازت ممنونم که همواره مرا هدایت میکنی ومرا به راحتی آسان میکنی برای آسانیها
هرکسی نتیجه افکار وباورهای خودش را در زندگی تجربه میکند
اتفاقاتی چون سیل، زلزله ، آتش سوزی ،اتفاقاتی است که در سرتاسر کره زمین رخ میدهد واین قدرت طبیعت است واینجوری نیست که بلای آسمانی باشد که خداوند بخواهد بوسیله آنها ،مارا مجازات کند
تغییر ،جزء لاینفک طبیعت وسیستم جهان هستی است در اصل این تغییرات سبب رشد وپیشرفت جهان هستی میشود
خداروشکر میکنم از وقتی به این مسیر هدایت شدم کاملاً نگاهم به این اتفاقات عوض شده و فقط به تغییرات خوب وسازنده ای که بعد از رُخ دادن اتفاقات ایجاد میشود فکر میکنم
وجود هر مسئله ومشکلی در جهان سبب شده جهان پیشرفت کند یعنی ما با حل هر مسئله به رشد وپیشرفت جهان کمک میکنیم نتیجه حل مسائل شده یک اختراع، یک اکتشاف، یک نعمت جدید
خیلی از افراد خدا را مانند یک انسان میبینند که ناراحت میشه وعصبانی میشودو…درصورتی که خدا یک سیستم هست ،یک انرژی است وبه افکار وباورهای ما واکنش نشان میدهد واینجوری نیست که با رُخداد یک اتفاق خاص بخواهد مارا مجازات کند یا به ما لطف کند بلکه به فرکانسهای ما پاسخ میدهد که اگر کسی در مدار خوب باشد شرایط برای اون همیشه خوب است وهراتفاقی بیافته به نفع او میباشد
مهمترین اصل در زندگی امان این است که بپذیریم ما خودمان مسئول زندگی مان هستیم وما با افکار وباورهایمان شرایط واتفاقات زندگی مان را خلق میکنیم
اینکه من فکر کنم دیگران (رئیس جمهور ،رئیس، پدر ،مادر ) مسئول زندگی ام هستند باعث میشه هیچ وقت هیچ تلاشی برای تغییر ناجالب زندگی ام نکنم وهمیشه در زندگی مشکل دارم ومنتظرم که دیگران برای من کاری انجام دهند در حقیقت این حس را به من میدهد که مشکلات وشرایط ناجالب زندگی من بخاطر دیگران هست پس آنها هم باید این شرایط را تغییر دهند وعملاً هیچ اختیاری از خودم ندارم درصورتی که اگر من بهانه ها را بزارم کنار وبپذیرم که خودم مسئول صددرصد شرایط واتفاقات زندگی ام هستم میتونم با تغییر افکارم، با تغییر زاویه نگاهم به مسائل ومشکلات ،با کنترل ورودیهای ذهنم ،با کنترل کانون توجه ام ،با سپاسگزاری بخاطر نعمتهایی که دارم ، زندگی ام را تغییر دهم وچقدر این دیدگاه به عدل خداوند بیشتر نزدیک است
نکته : اگر این فکر داشتم که یک عامل بیرونی باید تغییر کند تا زندگی من تغییر کند وشرایطم بهتر شود یعنی من در مسیر اشتباه هستم هر اتفاقی که در زندگی من میافتد بخاطر افکارم هست
اگر یک اتفاق یکسان نتیجه متفاوت برای دوگروه فکری از افراد بوجود می آورد باید به این قضایا فکر کنیم که داستان چیه هست
افکار وباورهای من اتفاقات اطراف من را رقم میزند
اینقدر افکار وباورهای من سریع جواب میدهند که اصلاً حد وحساب ندارد که وقتی من افکار وباورهایم را عوض کنم شرایط زندگی من در همه زمینه ها بطرز جادویی تغییرمیکند
این نگاه، که بعضی افراد دارندو منتظرند یک نفر دیگه که مثلاً وضعیت مالی خوبی دارد به آنها کمک کند ،یا نماینده شهر برای آنها کاری بکند تفکر یک ذهن فقیر هست که میتونه جلوی موفقیتهای ما را در آینده بگیرد
اگر من به خودم به توانایی هایم ،به نیروی درونم تکیه کنم بهترین موفقیتها را برای خودم رقم میزنم وبهترین شرایط را تجربه میکنم ، یعنی اگر این تفکر را بصورت بنیادین تغییر بدهم که من مسئول زندگی خودم هستم منم که دارم اتفاقات وشرایط زندگی ام را رقم میزنم ونه کسی دیگر( که اگر فکر کنم دیگران زندگی مرا رقم میزنند شرک هست )پس منتظر نیستم تا دیگران برای من کاری بکنند سعی میکنم به درون خود بنگرم وایرادها را در افکاروباورهای خودم پیدا کنم که اگر شرایط زندگی ام ناجالب هست باورهایم را تغییر بدهم
فکر کنیم چرا همه چیز در کشور تغییر میکند اما عده ای همیشه دارند پیشرفت میکنند وشاد وموفق هستند ویک عده ای همیشه دارند مینالند واون تعدادی که متفاوت فکر میکنند تعدادشان خیلی کمتر از اون افرادی است که منتظرند تا شرایط بیرونی تغییر کند که زندگی آنها هم تغییر کند
این دیدگاه که منتظر یک شخص ،منتظر منجی هستند تا شرایط زندگی آنها تغییر کند خودش یک ایراد است مسائل ومشکلات زندگی ما را خودمان باید حل کنیم نه کسی دیگر
همه چیز از فکر شروع میشود وقتی من افکارم را کنترل میکنم به مسیرهای درست ایده های درست (بهتر از قبل که تکامل میخواهد وهردفعه بهتر وبهتر میشود ) هدایت میشوم این نیست که مثلاً اگر امروز فکرم را عوض کنم فردا زندگی من تغییر میکند بلکه آرام آرام اتفاق میافتد، قرار نیست یک شبه همه چیز تغییر کند، من بایداجازه بدهم که افکار جدیدم قدرت بگیرد وبه دانسته هام عمل کنم چرا که ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت هست یعنی وقتی من مسئولیت زندگی ام را پذیرفتم دیگه از دیگران توقع ندارم که برای من کاری انجام دهم چرا که قبول کردم تمام اتفاقات زندگی ام در هر زمینه ای خودم با افکارم وباورهایم بوجود آوردم وخودم با تغییر افکارم وباورهایم میتوانم این شرایط واتفاقات را تغییر دهم
اگر من از دیگران توقع دارم که کاری برای من انجام دهند من در مسیر غلط هستم
بپذیرم که تمام اتفاقات زندگی ام چه خوب چه بد را خودم بوجود آوردم نه بخاطر اینکه در این کشور یا این شهر بدنیا آمد یا بخاطر خانواده ام هست که این اتفاقات را تجربه میکنم
اتفاقات ناجالبی که در زندگی ما رُخ میدهد سبب میشه که ما انگیزه بگیریم برای تغییر زندگی مان البته بشرط اینکه بپذیریم این شرایط ناجالب نتیجه افکار وباورهای خود ماست نه بخاطر دیگران وعوامل بیرونی
اولین ویژگی ای که تمام افراد موفق ،افراد ثروتمند در خودشان ایجاد کردند این است که مسئولیت زندگی خودشان را برعهده گرفتند
باور کنیم خداوند همواره مارا هدایت میکند وبجای اینکه از دیگران توقع کنیم درخواستهامون را از خداوند داشته باشیم
کسی که بنده خوبی باشد وبندگی خودش را برای خداوندبکند ،خداوند همه کار برایش میکند
وقتی من خدا را باور کنم بعنوان قدرتمندترین فرمانروای جهان آنوقت از مواهب این باور نیز بهره میبرم ،اگر بندگی خدا را بکنم خدا کل امکانات دنیا را دراختیار من قرارمیدهد
باور کنم خدایی که کل جهان را خلق کرده وهدایت میکند اگر من نوعی بندگی اش را بکنم تمام کارهای مرا انجام میدهد وبه من کمک ومرا هدایت میکند
مشکل اینجاست که ما از همه توقع داریم غیر از خداوند
من تنها خدا را بندگی کنم وتنها از اویاری بجویم (که البته تکامل میخواهد ) اگر این نگاه را درخودم ایجاد کنم خداوند نعمتهایی وارد زندگی ام میکند که اگر کل مردم جهان جمع شوند نمیتوانند اینکار را برایم بکنند
جمله طلایی : اگر دارم مثل بقیه فکر میکنم مثل بقیه هم نتیجه میگیرم ،اگرمیخواهم متفاوت نتیجه بگیرم باید متفاوت فکر کنم تا متفاوت نتیجه بگیرم
اغلب مواقع نقطه مقابل تفکر اکثر جامعه نقطه درست است
همه چیز خداست، همه چیز توحیده، همه چیز توکل هست
هرکاری که میکنیم برای اینکه مردم از ماخوششان بیاد اشتباه هست کسی که به خداوند ایمان داشته باشد برای مردم کاری نمیکند راه درست را میرود وکار درست را میکند
اگرتوحید در قلبمان بیشتر بیشتر شود اصلاً نحوه فکرکردنمان ،نحوه عملکردمان ،همه چی ما تغییر میکند
توحید عملی : یعنی پذیرفتن مسئولیت زندگی خودمان
خدایا شکرت…شکرت…شکرت
عاشقتونم …
در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید
سلام. وقت قشنگ تون بخیر استاد عزیزم و مریم جانم. اهل نوشتن نیستم زیاد ولی خواستم بگم چقدر حالم خوبه استاد… چقدر خوبه که خدا شمارو سر راه من قرارداد. باور توحیدی همون جمله شماست که خدا برنامه ریزی کرده واسه این روزا…. خدایا شکرت. من در مسیر تکامل ساختن باور های توحیدی در وجودم هستم و خدا در تمام این مسیر کنار من هست و دستانم رو گرفته و هدایتم خواهد کرد. من فقط به خودش تکیه میکنم به امید خودش…️
سلام به استاد عزیزم و سرکار خانم شایسته عزیز عد از مدتها میخوام دوباره کامنت بزارم از خدا میخوام که کمکم کنه تا بتونم متعهدانه پروژه خانه تکانی ذهن رو با کیفیت بالا به پایان برسونم چیزی که من از این فایل یاد گرفتم اولینش بحث مسئولیت پذیری بوده من این مدت مدام قیه رو مقصر میدونستم که در راس آنها همسرم بوده با اینکه میدونستم این اشتباه هست اما تو نجواهای ذهنم مدام همسرم هستم و سعی کردم که اولاً باهاش نجنگم نمیدونم این عدم مسئولیت پذیری یا مقصر دونستن دیگران از کجا انقدر درونم ریشه دوونده…
میخوام مدام اینو واسه خودم تکرار کنم که من مسئول صد درصدی اتفاقات زندگیم هستم و این طرز فکر رو در خودم آروم آروم رشد بدم همچنین این باور فوق العادهای که استاد فرمودند توحید عملی یعنی پذیرش مسئولیت زندگی و این نگرش میتونه به هم حس بهتری بده برای ساختن این باور.
مسئله بعدی که تو ذهنم خیلی عمیقه بحث ذهن فقیر هست که باور کمبود در اون خیل عمیقه (هرچند نسبت به گذشته خیلی بهترم )و مدام منو میخواد ببره به سمت خرید از جاهای ارزون مدام میخواد منو ببره برای تخفیف گرفتن یا تخفیف خورده ها و منطقی که برای درست کردن این باور در نظر گرفتن اینه که من یه عمری اینجوری رفتار کردم و فکر کردم و نتیجه خاصی نگرفتم به قول استاد این دو قرون دو هزار تخفیفی ک میگیرم سمه برام و منو نابودمیکنه، اگر ایمان داشته باشم به خداوند و رزق بیحسابش خداوند میلیاردها برابرش را بهم میده و منطق بعدی اینکه اگر من میخوام رشد کنم باید احساس لیاقتم رو بالا ببرم و این کار فقط در عمل صورت میپذیره و با خرید کردن از دست فروشها دارم به خودم میگم که چقدر لیاقتم کمه…
خدایا شکرت بابت این اگاهی ها بابت استاد، خانوم شایسته و این فضای بی نظیر سایت .
ایا واقعا من به این به نام خدایی که میگم اعتقاد دارم؟
ایا واقعا حواسم هست که هیچ قدرتی جز قدرت او نیست؟
نه.. واقعا نه..
اگه در هر لحظه بتونم این کارو کنم، اگه در هر لحظه عاشقانه و بدون ترس زندگی کنم.. بدونم که خدا هست.. زندگی چه شکلی خواهد بود؟!
منم از توی کامنتا متوجه شدم یه فایل دستور العمل در ابتدای گام به گام خانه تکانی هست، گوشش کردم و دوباره اومدم سراغ گام یک. میخوام کیفیت برام مهم باشه نه اینکه زود برسم به تهش. یه کم این روزا برام سخته وقت خالی کنم ولی بااید انجامش بدم.
هر فایل رو که دیدم، اون روز باورها و منطق هایی درمورد مطالب اون فایل برای خودم مینویسم و ایجاد میکنم و سعی میکنم باورهای اون فایل و تصدیق کنم همون روز.
گام یک..
من این دیدگاه بقیه مسئول زندگیمن خیلی داره میاد تو ذهنم.
حقیقتا کنترل ورودیها خیلی خیلی مهمه و خیلی هم سخت. دیدن اعتقادات بقیه تو سوشال مدیا باعث شده خیلی باورام تغییر کنه
باور به امکان پذیریم رو باید زیاد کنم و منطق برای مسئولیت پذیری بیارم
کامنتای سایت یه منبع عالی برای ورودیهاست
باورای توحیدی خیلی مهمه..
الهی شکرت
خودت ما رو هدایت کن
که وابسته به یک اتفاق خاص نباشیم برای داشتن حال خوب
دیگه با بابا مامان دولت جامعه کاری نداره تمرکزش رو ساختن باوراشه و فرعیات و میریزه دور
فردی که مسئولیت حل مسائل زندگی اش را نمی پذیرد، به راحتی توانایی درونی اش برای حل مسائل را بلا استفاده می گذارد؛
وقتی خودمو ناتوان میبینم،انگار از قدرت الهیم هیچ استفاده ای نمیکنم و باور ندارم به این قدرت خلق خواسته هام،تمام قدرت حل مسائل در درون من خلق شده
بیرون زتو نیست هرچه در عالم هست
توقع از دیگران، نمود بزرگی از شرک است؛
وابسته شدن به غیر خدا یعنی شرک
وقتی از دیگران انتظار داری که خوشبختت کنند
و به اونها قدرتی میدی که تنها و تنها مخصوص خداست،یعنی جای خدارو با دیگران تغییر دادی
و دیدیم چه سیلیای محکمی خوردیم
و از خدا میخوام هر موقع شرک ورزیدم سیلیشو بهم بزنه و گوشمو بپیچونه
هر زمان از دیگران توقع داری، یعنی در مسیر شرک حرکت می کنی؛
هرچند توقع کوچکی باشه از دیگران،چون خداوند منبع همه قدرت هاست و نعمت هاست،پس نباید منتظر کسی باشیم،باید منتظر لطف و رحمت خدا
از هر راهی باشیم،نه یک فرد خاص،نه رئیییس فلان…
هر زمان خودت را مسئول خوشبختی خود می دانی، یعنی در مسیر توحید هستی و بر خداوند توکل کرده ای؛
این یعنی فهمیدهای تنها خداوند مسئول هدایت و خوشبختی توست و ابزار آن را در درونت قرار داده. تو مسئول حرکت و استفاده از آن ابزار هستی.
تمام بهانهها و توجیهات فرد برای نتوانستن یا امکانپذیر نبودن، از شرک نشأت گرفته است
بهانه آوردن، یعنی باور نداری که خداوند توانایی لازم را در تو گذاشته. یعنی بیشتر به محدودیتهای بیرونی ایمان داری تا قدرت الهی درونیات.
واضحترین نمود توحید عملی این است که: مسئولیت زندگیات را بپذیری
توحید فقط در کلمات و نماز نیست؛ وقتی مسئولیت صد درصد زندگیات را میپذیری، یعنی تنها به خدا توکل داری و به کسی وابسته نیستی. این توحید عملی است.
وقتی روی بهبود افکار درونیات کار میکنی، دنیای بیرونی خودش درست میشود
جهان بیرون بازتاب افکار توست. اگر افکارت را اصلاح کنی، نگرشت را عوض کنی، فرکانس مثبت ساطع کنی، شرایط بیرونی هم تغییر میکنند.
“توحید”، تنها مسیر برای تجربه خوشبختی است
توحید یعنی باور به اینکه تنها خدا منبع خیر و هدایت است. وقتی بر این باور تکیه میکنی، آرامش، اعتماد، ایمان، و احساس امنیت درونت شکل میگیرد که پایهی خوشبختیست.
مفهوم عملی “ایاک نعبد و ایاک نستعین”
یعنی: فقط تو را عبادت میکنیم و فقط از تو یاری میطلبیم.اگر واقعاً فقط از خدا کمک بخواهی، هیچگاه دچار شرک، وابستگی، توقع و ناامیدی نمیشوی.
تمرکز بر آنچه میتوانم بهبود ببخشم
بهجای تمرکز بر شرایطی که کنترل نداری، انرژیات را بر چیزهایی بگذار که در اختیارت هستند: افکارت، واکنشهایت، احساساتت، انتخابهایت. این تمرکز، تو را رشد میدهد.
خاصیت ایدههای الهامی
ایدههای الهامی، همان الهاماتی هستند که از درونت و از ارتباط با خداوند میآیند. این ایدهها با احساس خوب همراهند، ناگهانی و خالصاند، و تو را بهسمت مسیر درست هدایت میکنند. برای دریافت آنها باید در فرکانس خوب باشی.
وقتی خبری از پیروزی یا شکستِ رزمندگان به دستشان برسد، فوری بین مردم پخشش میکنند؛ درصورتیکه اگر راست و دروغِ چنین اخباری را از پیامبر و مسئولانِ امر جویا شوند، آنان درستی و نادرستی و چگونگیِ اطلاعرسانیاش را تشخیص میدهند. اگر خدا با این سفارشها، در حقّتان لطف و بزرگواری نکند و از شیطنت منافقان پرده برندارد، با تبلیغات منفیشان بیشترتان گول شیطان را میخورید.نسا 83
استاد عزیزم تو بهم فهموندی زندگی واقعی چیه تو گفتی اصول اولیه زندگی توحید
هرجا موندم گفتم خدا دستمو گرفتی به مو رسید ولی پاره نشد
دیروز یه گنجیشک کوچولو رو دیدم که داشت پرواز یاد میگرفت مادرش یا پدرش نمیدونم مدام دورش تاب میخورد تا پرواز یاد بگیره
واسم درس بزرگی داشت که پرواز نیاز به تکامل داره شاید بیفتی زمین ولی اگه پاشدی اگه باز تلاش کردی اگه از تجربه هات استفاده کردی میتونی اوج بگیری
من یاد گرفتم مسولیت زندگیم تماما با خودمه یادگرفتم هدف زندگیم باید رشد شخصیتم باشه یاد گرفتم از استاد باید عزت نفس داشته باشم
پس الان
با وجود قانون سلامتی 15کیلو کم کردم
باوجود دوره عزت نفس کارمو که انرژیمو میگرفت ترک کردم و وارد جایی شدم که حقوقمو خودم تعیین کردم
با وجود قانون استمرار و دیسیپلین اوایل ساعت 6بیدار میشدم ولی الان ساعت 5:30 صبح بیدار میشم مدیتیشن انجام میدم شکرگزاری انجام میدم اهنگ شاد گوش میدم بعدش میرم سرکار
قران میخونم بعدش میام یه فایل گوش میدم هرجا میبینم انرژیم داره کم میشه میگم شمیسا الان اینجا که هستی چی داره که شکر گزاری کنی
خدایا شکرت بابت محل کارم شکرت بابت این لیوانی که دارم شکرت بابت خودکارم هرچیزی که به چشمم بیاد
خب قطعا این فایل رو خیلی هامون قبلا هم دیدیم اما با این نگاه و با این هدف و با این دستورالعمل خیر .
میخوام بگم وقتی کسی نگاهش به دست دیگری هست یعنی نگاهش به دست یک انسان دیگری هست خب این قطعا از موضع ضعف سرچشمه گرفته
و پر واضح هست که این آدم از نظر فرکانسی خیلی ضعیف هست و در حال تجربه کردن احساس خوبی هم نیست.
و چقد ذلیل میشه آدمی که چشم و دل و امیدش رو از 7دای به اون عظمت و اقتدار برداره و چشم و امید داشته باشه به دست دیگری .
این یعنی اون دیگری در نگاه این آدم خیلی بزرگ هست . یعنی اینقدر براش گنده ست که این بیچاره ی مادر مرده روش حسابم باز کرده.
اصلا فهمیدن و درک این موضوع پیچیده و سخت نیست
هر کجا دیدی نیازمند کمک و نگاه خاص و عنایت ویژه ی یک انسان دیگری هستی بدون که در دره ضعف قرار داری و قطعا در مسیر اشتباه.
یعنی تو اومدی کسی رو بزرگ کردی تو ذهنت که خودش قدرت نفس کشیدن خودش رو هم نداره. حالا جالب اینجاست که چرا اون آدم تو ذهن تو بزرگه ؟؟
چون یا پولدار هست. یا مسئولیت و پست خیلی بالایی داره و هزاران ویژگی انسانی دیگه. اصلا یعنی ارزش ها تو ذهن تو چیز دیگری تعریف شده. ارزشها بر مبنای ضعف قرار داره و همینه که تو رو ضعیف میکنه . خار میکنه . ذلیل میکنه.
استاد بزرگوار یجایی از صحبت هاشون اشاره میکنن به منجی .
میخوام بگم ظهور منجی قطعا اتفاق میوفته و منجی حتما میاد. اما اصلا به این معنا نیست که هیچکس هیچ کاری نکنه م بشینه منجی بیاد و وضعیت سفید بشه نه . اتفاقا اتفاقا در منابع دینی ما شرط آمدن منجی اینه که مردم اون رو بخوان و برای آمدنش جهاد اکبر کنن. و جهاد اکبر طبق منابع موثق دینی همون جهاد با نفس هست . یعنی سخت ترین کار.
و حدیث داریم که در آخر الزمان مردم برای نگه داشتن دین شون نیاز به پول دارن و تاکید خیلی زیادی هست به پول درآوردن
و اتفاقا گناه کردن مانع ظهور منجی هست . منجی که بیاد فروانی و بی نیازی جهان رو پر میکنه . پس این یعنی خدا و دین و امام اصلا با فروانی و با ثروت مخالف نیستن . و حتی وقتی منجی بیاد همه ی مردم اینقدر دارا و ثروتمند میشن که دیگه هیچ فقیری پیدا نمیکنن که خمس و زکات شون رو بپردازن.
پس همه ی اینها یعنی جهان رو به فراوانی و پیشرفت هست یعنی ثروتمند بودن نشانه مسلمانی و مومن بودن هست .
ولی همه ی اینها به این معنا نیست که منجی میاد و همه ی این کارها رو انجام میده نه . روایت داریم وقتی منجی میاد سطح عقل مردم بالاتر میره و از نظر فکری رشد میکنن همه ی مردم .
و این یعنی مردم در مدار بالاتری قرار میگیرن
و باز به این معنی نیست که اصلا بدی وجود نداره بله وجود داره .ولی درصد خوبی ها خیییلی بیشتر از بدی ها و منفی هاست.
و اینکه استاد فرمودن که : هر چقدر که بدبخت تر باشیم .فقیر تر باشیم هرچقدر که فساد بیشتر باشه ظهور منجی سریعتر میشه.
باید عرض کنم اینها هم شنیده های استاد هست و واقعا مطالب صحیح و درستی نیست.
اصل قصه اینه که ما روایت داریم ظهور منجی زمانی اتفاق میوفته که ظلم و فساد جهان رو
فرا گرفته . و این مطلب اصلا م
به این معنی نیست که برای آمدن و ظهور منجی ما بریم فساد کنیم یا فقیر و بدبخت باشیم.
از طرفی در منابع موثق دینی داریم که ظهور منجی زمانی اتفاق می افتد که مردم خواهان اون امام عزیز باشند و تا زمانی که مردم خواهان آمدن امام نباشند امام نخواهد آمد. نشون به این نشون که قرآن هم فرموده حال هیچ بنده ای رو تغییر نمیدیم مگر اینکه خودش تغییر کنه.
و وقتی میگن جامعه پر از طلم میشه نه به این معنا که هیچ خوبی وجود نداره و همه چیز و همه کس بد هستن. همین الان هم در جهان و در جامعه اطراف ما اگه سرچ کنید میبینید که چن درصد مث اعضای سایت عباس منش فکر میکنن ؟؟آیا تعداد ماها بیشتره یا تعداد اونهایی که خلاف آموزه های عباس منش فکر میکنن؟؟؟ کاملا مشخصه
و خود استاد هم بارها اشاره دارن که تعداد این افراد کم هست و زیاد نیست و من حرفهای من برای همه ی مردم جامعه نیست و …
حالا ارتباط پر شدن جامعه و جهان از ظلم و فساد با آمدن منجی چیه ؟؟
اینه که زمانی که ظلم و فساد زیاد شد مردم واقعا و با همه ی وجود خواهان منجی میشن و از خدا اون رو طلب میکنن.
و دوس دارم باز اینجا اشاره کنم به مطالب سایت عباسمنش
و اونم اینه که همه ی کسانی که با این سایت و با اسناد آشنا شدن چجوری آشنا شدن ؟؟؟
درست زمانی که گرفتاری هاشون به حد اعلا رسید زمانی که دیگه بریده بودن زمانی که دیگه راه نجاتی نمیدیدند و زمانی که با تمام وجود از خدا راه نجات ک گشایشی طلب کردن خدا اونا رو با این سایت آشنا کرد و زندگی شون عوض شد . فراوانی به زندگی شون اومد .با خدا آشتی کردن . آرامش بیشتری پیدا کردن. زندگی راحت تری رو تجربه کردن.
و قصه آمدن منجی هم فرمولش همینه اما در وسعت و کیفیت بیشتر
و اگر الان رو با گذشته های خیلی دور مقایسه کنیم میبینیم که عقل مردم خیلی بیشتر رشد کرده
در زمان ظهور هم همین اتفاق میوفته اما در وسعت بیشتر
و همه ی این مطالب یعنی ما در مسیر درستی هستیم و آمدن منجی هم درسته و حقیقت داره. اما اصلا و ابدا معنیش این نیست که دس روی دس بذاریم و بگیم اون میاد درست میکنه نه.مث این میمونه ما انتظار داشته باشیم عضویت در سایت زندگی ما رو عوض کنه و یا خرید دوره ها بدون عمل کردن به آگاهی ها در زندگی ما معجزه کنه خب ببخشید صد سال دیگه نمیکنه .
استاد خیلی خوب گفتن وقتی در مسیر درست باشی همون اتفاقات به ظاهر بد هم به نفع تو تموم میشه . بله وقتی در مسیر رشد باشی پر شدن جهان از ظلم و فساد هم به آمدن منجی ختم میشه و باز به نفع تو تموم میشه پس تو به مسیرت فکر کن و تمرکزت روی رشد خودت باشه. بقیه شو خدا درست میکنه . بجای اینکه بگیم یکی بیاد زندگی بقیه رو تغییر بده بهتره بگیم هر کسی زندگی شو خودش تغییر بده تا جهان زیباتری داشته باشیم .این دیدگاه که یکی بیاد بجای بقیه تلاش کنه و جور بقیه رو بکشه
خلاف منطق و عدالت خداوند هست پس بجای پاک کردن صورت مسئله . تلاشمون رو بیشتر کنیم تا تغییرات صورت بپذیره .
حالا تجربه من :
یه روز برا خرید یکی از بخش های دوره آفرینش با تخفیف 40 درصدی پول کم داشتم و زمان تخفیف هم داشت تموم میشد و منم هر کار میکردم نمیتونستم پول بسازم. اینقد ذهنم درگیرش بود که بعد از نماز صبح سر سجاده نشسته بودم و داشتم به این فکر میکردم که چجوری میتونم این پول رو جور کنم دیدم همه راهکارها اینه که از فلانی یا فلانی و … قرض کن که گفتم این خلاف قوانین و آموزه های استاد هست . یهو به خودم اومدم گفتم خدایا من رو به قبله و سر سجاده نشستم و دارم فکر میکنم از کدم یکی از بنده های تو کمک بگیرم ؟؟؟!!!!
گفتم خدایا مگه تو مُردی که من به اونا رو بزنم ؟؟ چرا حواسم نیست چرا از خودت نمیخوام؟؟.
گفتم خدایا خودت به من بده خودت برام درست کن
که خدا شاهده .یهو دیدم یکی درِ اتاقمو زد . داییم بود گفت : صدیق ؟؟
گفتم بله
بیداری دایی ؟؟
بله
اون شماره حسابتو بده !!!!!!
من هنگ کرده بودم خدایا ساعت 5و 6 صب همه خوابن توهم که نماز نمیخونی چرا این ساعت بیداری ؟؟ و اصلا شماره کارت بده 5 صب ؟؟6 صب ؟؟؟
خیلی عجییییب بود خیییییلی
درست زمانی که کار رو به خودش سپرده بودم از جایی که فکرشو نمیکردم رسوند و به من روزی داد
و جالبه من اصلا به این داییم فکر نکرده بودم چون اصلا باهاش راحت نیستم که بخوام ازش قرض بگیرم .
و جالبتر اینکه گفتم باشه گفت نه من همینجا منظر میمونم برام بنویس رو کاغذ بهم بده چون دیگه تو یادت میره بفرستی منم یادم میره ازت بگیرم
و تا ننوشتم از جلو در اتاقم نرفت
بله عزیزان اینه خدایی که داریم
و قدرشو نمیدونیم.و ازش غافلیم.
خدایی با چنین خدایی هنوز باید غصه بخوریم و بترسیم و نگران باشیم؟؟
خدایی که نه میخوابه . نه آنتنش فطع میشه .همیشه در دسترس هست همیشه خط میده رایگان میشه باهاش ارتباط گرفت و نیاز به شارژ و بسته اینترنت نداریم.
و هیچ کس و هیچ چیزی مانع ارتباطمون با این خدا نیست جز خودمون . آیا نباید همه ی حواسمون و تمرکزمون به خودمون جمع باشه و بیرون رو به خودش بسپریم ؟؟
ممنونم از توجه تون لطفا نظرتون رو در مورد حرفام بهم بگین خیلی متشکرم از همه ی شما خوبان
و همچنین از استاد عباسمنش و استاد شایسته ی عزیز .
هرجا هستید در پناه الله یکتا شاد باشید ، سالم باشید ،خوشبخت باشید ، ثروتمند باشید و سعادتمند در دنیا و آخرت . خدانگهدارتون
عزیزم واقعا به قدری از کامنتت لذت بردم که گفتنی نیست و خدا رو شاکرم که در مدار خواندن کامنتت بودم
چقدر بحث منجی عالی گفتی باید یه شور و اشتیاقی برای اومدن منجی باشه همیشه به خودم می گفتم آخه این چه اومدنی که همه باید به بدبختی بیفتن تا منجی بیاد و با کامنتت خیلی مطالب برام روشن شد و اون قضیه قرض از دایی ات بی نظیر بود خدا از جایی که فکرشو نمی کنی برات رزق و روزی میفرسته
بله دوست خوبم برای آمدن منجی باید به مرحله تسلیم برسیم
باید دست از شرک ها برداریم
و با تمام وحود از خدا کمک بخوایم
مثل همه ی اعضا سایت عباس منش که وقتی به در بسته خوردن
و هر راهی رو رفتن و نتیجه نگرفتن
دست به هرکاری زدن و بی فایده دیدن اون کار رو.
با تمام وجود تسلیم شدن و از خدا مدد خواستن
و خدا اونها رو به این سایت هدایت کرد و در واقع یک منجی برای اونها فرستاد
برای آمدن منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) هم باید روزی برسه که مردم به نقطه تسلیم برسن و با همه وجود از خدا کمک بخوان از خدا راه نجات بخوان
اونجایت که خدا منجی رو میرسونه
و اینکه میگن همه باید به بدبختی برسن اشتباهه
ببین درستش اینه که : زمانی که مردم هرکاری میکنن به نتیجه نمیرسه زمانی که مردم از وضع موجود خسته میشن و به اضطرار میرسن اونوقت اگر به درگاه خدا رو کنن خدا منجی رو میرسونه.
و این اصلا به معنی نیست که مردم به عمد باید خودشون رو بدبخت کنن تا منجی بیاد.
آقای عباسمنش نسبت به همه ما علم و تجربه بیشتری داشتن که تونستن اینهمه آدم رو راهنمایی کنن و به نتیجه برسونن
منجی عالم بشیریت علم و آگاهی کامل رو نسبت به همه علوم دارند چراکه نماینده خدا روی زمین هستن.
و اینطور نیست که الان که در غیبت هستن کاری برای ما انجام ندن خیر. ایشون زنده و حی و حاضر هستن.
ومثل خورشید پشت ابر هستن
و شما برای اینکه باور قوی تری نسبت به ایشون پیدا کنی میتونی ازشون کمک بخوای
امروز چه روز پربرکتی خواهد بود که اولش با این نقطه آبی پربرکت شروع شد دوست عزیز سپاسگزارم بابت این جواب ممنون
این بهم گفته شد که منجی در یک مدار خیلی بالایی هست مدار که هر کسی بهش دسترسی ندارم برای همین میگیم غایب داشتم پاسخ تو میخوندم انگار خدا و من کنار هم و با هم داشتیم میخوندیم و در حین خواندن خدا اینو بهم گفته یه صدا درونم خداوندا سپاسگزارم بابت این آگاهی و هدایت سر صبح
بنام خدایی که قدرت مطلق کائنات هست
سلام استاد جان خدا رو روزی هزاران بار شکر می کنم که با شما و مریم جان آشنا شدم و خدا را از دریچه دیگه ای دارم میشناسم خدایی که باهاش دوست و رفیق شدم نه بخاطر بهشت رفتن نه از ترس عذاب چون واقعا دارم با پوست و گوشتم این جمله رو درک می کنم که خدا از رگ گردن به ما نزدیک تر هست ممنونم بابت این همه آگاهی بابت این دانشگاه بزرگ خودشناسی
استاد جان از بچگی ما رو با تقدیر و سرنوشت قنداق کردن که اگر اتفاق بدی برامون میفته خدا خواسته و به صلاح مون هست همیشه میگفتم آخه خدا جون در این اتفاق به ظاهر بد چه خیر و صلاحی هست اون چیه که باید وحی منزل باشه و من در اون هیچ دخالتی نمیتونم داشته باشم اصلا چه کاری من که تقدیرم نوشته شده برای چی تلاش کنم من که قرار نیست به اون چیزی که می خوام برسم من قرار به اون چیزی برسم که خدا برام مقرر کرده و وقتی به این افکار میرسیدم احساس پوچی و یاس میکردم تا رسیدم به سایت شما که قرار زندگی مو خودم هر لحظه با افکار و کانون توجهم رقم بزنم انقدر از این جمله و کامنت های دوستان ذوق زده بودم که نگو ای خدا جونم شکرت من قرار زندگیمو بسازم من قرار در این صحنه زندگیم هم بازیگر باشم هم کارگردان خدایا هزاران بار شکرت.
همیشه با این سیستم زندگی که همیشه از بچگی باید به یه نفر تکیه کنیم و خودم در کنار اون آرم برای رفع نیازهامون فقط حضور داشته باشیم رو دوست نداشتم تا بچه بودیم مادر و خواهر و برادر بزرگتر هوامون داشتن یکم که بزرگ شدیم بابا میخوام برم با دوستام بیرون بهم پول بده شهریه دانشگاه خرج لباس و … هزاران چیز دیگه شاید همین تفکر که این روال دوست نداشتم باعث شد زود دست به جیب بشم و خرجم از خانواده جدا بشه ولی رفتارم یه ایراد بزرگ داشت و اون اینکه دوست داشتم حامی خانواده و فرزندم باشم و این اوایل حس خوبی بهم میداد ولی بعدها احساس قربانی بودن می کردم تا اینکه استاد گفتن آقا شما نمی تونید زندگی هیچ کسی رو عوض کنید شما نمی تونید مدار افراد را عوض کنید اگر خودشون نخوان و این بود که دیگه از این طرز تفکر دست برداشتم.
چرا تمام مملکت ما منتظر این هستن که فلانی اگر بیاد سرکار قول داده مشکل مسکن حل کنه فلانی قول داده قرار به مردم دو برابر الان یارانه بده و این خود علنا نمونه شرک هست که به صورت گسترده وجود داره و امیدوارم متوجه بشیم که آخه یه نفر که خودشم مخلوق خالق بزرگمون با اون همه قدرت هست قرار برای ما چکار کنه و این بازی در ایران هر چند سال یه بار اتفاق میفته و مدام افراد در تلاش برای خراب کردن یکدیگر هستند. خدایا من هر آنچه که در زندگیم میخوام فقط و فقط از خودت میخوام از خدایی که به ادتش برگی از درخت نمی افته.
باید بجای شرک به دنبال توکل باشیم و فقط خدا رو و افکارمون و فرکانس ارسالی مون رو دنبال کنیم که این مسیر رسیدن به خواسته هامون هست و در این مسیر اگر کانون توجه مون درست باشه دست های مهربون خدا به کمک ما می ایند مثل این جمعی که در این سایت جمع شدیم و با عشق و علاقه داریم آگاهی هامون رو برای هم به اشتراک می گداریم استاد و این همه آگاهی مریم جان و این سایت بزرگ همه دست های مهربان خدا در این مسیر خداشناسی و خودشناسی هستند.
برای همه از خدای رحمن و رحیم فهم بیشتر قوانین هستی رو می خوام یا حق.
به نام خداوندی که هر چه دارم از اوست
خدایاشکرت که من رو هدایت کردی به ابن پروژه زیبا و پر از آگاهی
درک من از این فایل این هست که خداوند به ما قدرت خلق خواسته ها و عوامل بیرونی رو در درون ما قرار داده اگر فقط قدرت رو به خودش بدیم و از خودش بخواهیم
تمام اتفاقات زندگی ام رو خودم رقم میزنم چه خوب چه بد و این قانون جهان است به هر چیزی که توجه میکنم بدست میارم اگر قدرت رو درون خودم بدم به خدای خودم نگران اتفاقاتی که بیرون میوفته نیستم نگران از دست دادن نیستم نگران حرف مردم نیستم و….
چون باز دوباره هرچیزی رو میتونم بدست بیارم چون از مردم روزیو خواسته هامو نمیگیرم که بخوام زره ای ارزش قائل بشم برای حرفشون
من فقط از خدای که جهانی به این عظمت رو خلق کرده این همه الگو و نمونه آورده توی کتابش اینهمه مثال هست توی زندگی خودم که هر وقت ازش خواستم و اعتماد کردم چقدر آسون همه چیز اتفاق افتاد و لذت بخش بود
اینهمه مثال هست که به عوامل بیرونی اعتماد کردم و اون چیزی که میخواستم نشده و بدتر
وقتی فقط از خدا بخوام
از نه شنیدن احساس بدی نمیگیرم از کسی انتظاری ندارم و با همه ارتباط خوبی دارم
این رد پای من در قدم اول بود
خدایاشکرت
بنام خداوند بخشنده ومهربان، بنام او که هرچه دارم از اوست
وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ سَیُرِیکُمْ آیَاتِهِ فَتَعْرِفُونَهَا وَمَا رَبُّکَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
وبگو: ستایش براى خداست. به زودى آیاتش را به شما نشان خواهد داد و آن را خواهید شناخت. وپروردگارت از آنچه انجام مى دهید غافل نیست.
سلام به استاد عزیزم به استاد شایسته نازنینم ودوستان بهشتی ام
خدا جونم ازت ممنونم بخاطر یه فرصت دیگه ممنونم که امروز هم به من فرصت زندگی کردن واندیشیدن دادی
خداجونم ازت ممنونم بخاطر رزق بی حساب وپربرکتی که هرروز از بی نهایت طریق وارد زندگی ام میکنی
خدا جونم ازت ممنونم بخاطر نعمتهای ریز ودرشتی که از فضل ورحمتت به من بخشیدی، سلامتی ام ،خانواده ام ،درآمدم ،خورشیدی که هرروز به عشق من میتابد، زمین وهر آنچه در آن است، ممنونم بخاطر تمام نعمتهایی که دیده ونعمتهایی که از دیدن وشکرگزاری آنها غافل شدم
خداجونم ازت ممنونم که مرا به این مسیر توحیدی هدایت کردی ودر این مکان الهی حضور دارم
خدا جونم ازت ممنونم بخاطر وجود اساتید توحیدیم ودوستان بهشتی ام وهمه عزیزانم
خداجونم ازت ممنونم بخاطر وجود خودت وحضور هرلحظه ات در زندگی ام و در قلبم
خداجونم ازت ممنونم که همواره مرا هدایت میکنی ومرا به راحتی آسان میکنی برای آسانیها
هرکسی نتیجه افکار وباورهای خودش را در زندگی تجربه میکند
اتفاقاتی چون سیل، زلزله ، آتش سوزی ،اتفاقاتی است که در سرتاسر کره زمین رخ میدهد واین قدرت طبیعت است واینجوری نیست که بلای آسمانی باشد که خداوند بخواهد بوسیله آنها ،مارا مجازات کند
تغییر ،جزء لاینفک طبیعت وسیستم جهان هستی است در اصل این تغییرات سبب رشد وپیشرفت جهان هستی میشود
خداروشکر میکنم از وقتی به این مسیر هدایت شدم کاملاً نگاهم به این اتفاقات عوض شده و فقط به تغییرات خوب وسازنده ای که بعد از رُخ دادن اتفاقات ایجاد میشود فکر میکنم
وجود هر مسئله ومشکلی در جهان سبب شده جهان پیشرفت کند یعنی ما با حل هر مسئله به رشد وپیشرفت جهان کمک میکنیم نتیجه حل مسائل شده یک اختراع، یک اکتشاف، یک نعمت جدید
خیلی از افراد خدا را مانند یک انسان میبینند که ناراحت میشه وعصبانی میشودو…درصورتی که خدا یک سیستم هست ،یک انرژی است وبه افکار وباورهای ما واکنش نشان میدهد واینجوری نیست که با رُخداد یک اتفاق خاص بخواهد مارا مجازات کند یا به ما لطف کند بلکه به فرکانسهای ما پاسخ میدهد که اگر کسی در مدار خوب باشد شرایط برای اون همیشه خوب است وهراتفاقی بیافته به نفع او میباشد
مهمترین اصل در زندگی امان این است که بپذیریم ما خودمان مسئول زندگی مان هستیم وما با افکار وباورهایمان شرایط واتفاقات زندگی مان را خلق میکنیم
اینکه من فکر کنم دیگران (رئیس جمهور ،رئیس، پدر ،مادر ) مسئول زندگی ام هستند باعث میشه هیچ وقت هیچ تلاشی برای تغییر ناجالب زندگی ام نکنم وهمیشه در زندگی مشکل دارم ومنتظرم که دیگران برای من کاری انجام دهند در حقیقت این حس را به من میدهد که مشکلات وشرایط ناجالب زندگی من بخاطر دیگران هست پس آنها هم باید این شرایط را تغییر دهند وعملاً هیچ اختیاری از خودم ندارم درصورتی که اگر من بهانه ها را بزارم کنار وبپذیرم که خودم مسئول صددرصد شرایط واتفاقات زندگی ام هستم میتونم با تغییر افکارم، با تغییر زاویه نگاهم به مسائل ومشکلات ،با کنترل ورودیهای ذهنم ،با کنترل کانون توجه ام ،با سپاسگزاری بخاطر نعمتهایی که دارم ، زندگی ام را تغییر دهم وچقدر این دیدگاه به عدل خداوند بیشتر نزدیک است
نکته : اگر این فکر داشتم که یک عامل بیرونی باید تغییر کند تا زندگی من تغییر کند وشرایطم بهتر شود یعنی من در مسیر اشتباه هستم هر اتفاقی که در زندگی من میافتد بخاطر افکارم هست
اگر یک اتفاق یکسان نتیجه متفاوت برای دوگروه فکری از افراد بوجود می آورد باید به این قضایا فکر کنیم که داستان چیه هست
افکار وباورهای من اتفاقات اطراف من را رقم میزند
اینقدر افکار وباورهای من سریع جواب میدهند که اصلاً حد وحساب ندارد که وقتی من افکار وباورهایم را عوض کنم شرایط زندگی من در همه زمینه ها بطرز جادویی تغییرمیکند
این نگاه، که بعضی افراد دارندو منتظرند یک نفر دیگه که مثلاً وضعیت مالی خوبی دارد به آنها کمک کند ،یا نماینده شهر برای آنها کاری بکند تفکر یک ذهن فقیر هست که میتونه جلوی موفقیتهای ما را در آینده بگیرد
اگر من به خودم به توانایی هایم ،به نیروی درونم تکیه کنم بهترین موفقیتها را برای خودم رقم میزنم وبهترین شرایط را تجربه میکنم ، یعنی اگر این تفکر را بصورت بنیادین تغییر بدهم که من مسئول زندگی خودم هستم منم که دارم اتفاقات وشرایط زندگی ام را رقم میزنم ونه کسی دیگر( که اگر فکر کنم دیگران زندگی مرا رقم میزنند شرک هست )پس منتظر نیستم تا دیگران برای من کاری بکنند سعی میکنم به درون خود بنگرم وایرادها را در افکاروباورهای خودم پیدا کنم که اگر شرایط زندگی ام ناجالب هست باورهایم را تغییر بدهم
فکر کنیم چرا همه چیز در کشور تغییر میکند اما عده ای همیشه دارند پیشرفت میکنند وشاد وموفق هستند ویک عده ای همیشه دارند مینالند واون تعدادی که متفاوت فکر میکنند تعدادشان خیلی کمتر از اون افرادی است که منتظرند تا شرایط بیرونی تغییر کند که زندگی آنها هم تغییر کند
این دیدگاه که منتظر یک شخص ،منتظر منجی هستند تا شرایط زندگی آنها تغییر کند خودش یک ایراد است مسائل ومشکلات زندگی ما را خودمان باید حل کنیم نه کسی دیگر
همه چیز از فکر شروع میشود وقتی من افکارم را کنترل میکنم به مسیرهای درست ایده های درست (بهتر از قبل که تکامل میخواهد وهردفعه بهتر وبهتر میشود ) هدایت میشوم این نیست که مثلاً اگر امروز فکرم را عوض کنم فردا زندگی من تغییر میکند بلکه آرام آرام اتفاق میافتد، قرار نیست یک شبه همه چیز تغییر کند، من بایداجازه بدهم که افکار جدیدم قدرت بگیرد وبه دانسته هام عمل کنم چرا که ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت هست یعنی وقتی من مسئولیت زندگی ام را پذیرفتم دیگه از دیگران توقع ندارم که برای من کاری انجام دهم چرا که قبول کردم تمام اتفاقات زندگی ام در هر زمینه ای خودم با افکارم وباورهایم بوجود آوردم وخودم با تغییر افکارم وباورهایم میتوانم این شرایط واتفاقات را تغییر دهم
اگر من از دیگران توقع دارم که کاری برای من انجام دهند من در مسیر غلط هستم
بپذیرم که تمام اتفاقات زندگی ام چه خوب چه بد را خودم بوجود آوردم نه بخاطر اینکه در این کشور یا این شهر بدنیا آمد یا بخاطر خانواده ام هست که این اتفاقات را تجربه میکنم
اتفاقات ناجالبی که در زندگی ما رُخ میدهد سبب میشه که ما انگیزه بگیریم برای تغییر زندگی مان البته بشرط اینکه بپذیریم این شرایط ناجالب نتیجه افکار وباورهای خود ماست نه بخاطر دیگران وعوامل بیرونی
اولین ویژگی ای که تمام افراد موفق ،افراد ثروتمند در خودشان ایجاد کردند این است که مسئولیت زندگی خودشان را برعهده گرفتند
باور کنیم خداوند همواره مارا هدایت میکند وبجای اینکه از دیگران توقع کنیم درخواستهامون را از خداوند داشته باشیم
کسی که بنده خوبی باشد وبندگی خودش را برای خداوندبکند ،خداوند همه کار برایش میکند
وقتی من خدا را باور کنم بعنوان قدرتمندترین فرمانروای جهان آنوقت از مواهب این باور نیز بهره میبرم ،اگر بندگی خدا را بکنم خدا کل امکانات دنیا را دراختیار من قرارمیدهد
باور کنم خدایی که کل جهان را خلق کرده وهدایت میکند اگر من نوعی بندگی اش را بکنم تمام کارهای مرا انجام میدهد وبه من کمک ومرا هدایت میکند
مشکل اینجاست که ما از همه توقع داریم غیر از خداوند
من تنها خدا را بندگی کنم وتنها از اویاری بجویم (که البته تکامل میخواهد ) اگر این نگاه را درخودم ایجاد کنم خداوند نعمتهایی وارد زندگی ام میکند که اگر کل مردم جهان جمع شوند نمیتوانند اینکار را برایم بکنند
جمله طلایی : اگر دارم مثل بقیه فکر میکنم مثل بقیه هم نتیجه میگیرم ،اگرمیخواهم متفاوت نتیجه بگیرم باید متفاوت فکر کنم تا متفاوت نتیجه بگیرم
اغلب مواقع نقطه مقابل تفکر اکثر جامعه نقطه درست است
همه چیز خداست، همه چیز توحیده، همه چیز توکل هست
هرکاری که میکنیم برای اینکه مردم از ماخوششان بیاد اشتباه هست کسی که به خداوند ایمان داشته باشد برای مردم کاری نمیکند راه درست را میرود وکار درست را میکند
اگرتوحید در قلبمان بیشتر بیشتر شود اصلاً نحوه فکرکردنمان ،نحوه عملکردمان ،همه چی ما تغییر میکند
توحید عملی : یعنی پذیرفتن مسئولیت زندگی خودمان
خدایا شکرت…شکرت…شکرت
عاشقتونم …
در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید
سلام. وقت قشنگ تون بخیر استاد عزیزم و مریم جانم. اهل نوشتن نیستم زیاد ولی خواستم بگم چقدر حالم خوبه استاد… چقدر خوبه که خدا شمارو سر راه من قرارداد. باور توحیدی همون جمله شماست که خدا برنامه ریزی کرده واسه این روزا…. خدایا شکرت. من در مسیر تکامل ساختن باور های توحیدی در وجودم هستم و خدا در تمام این مسیر کنار من هست و دستانم رو گرفته و هدایتم خواهد کرد. من فقط به خودش تکیه میکنم به امید خودش…️
سلام به استاد عزیزم و سرکار خانم شایسته عزیز عد از مدتها میخوام دوباره کامنت بزارم از خدا میخوام که کمکم کنه تا بتونم متعهدانه پروژه خانه تکانی ذهن رو با کیفیت بالا به پایان برسونم چیزی که من از این فایل یاد گرفتم اولینش بحث مسئولیت پذیری بوده من این مدت مدام قیه رو مقصر میدونستم که در راس آنها همسرم بوده با اینکه میدونستم این اشتباه هست اما تو نجواهای ذهنم مدام همسرم هستم و سعی کردم که اولاً باهاش نجنگم نمیدونم این عدم مسئولیت پذیری یا مقصر دونستن دیگران از کجا انقدر درونم ریشه دوونده…
میخوام مدام اینو واسه خودم تکرار کنم که من مسئول صد درصدی اتفاقات زندگیم هستم و این طرز فکر رو در خودم آروم آروم رشد بدم همچنین این باور فوق العادهای که استاد فرمودند توحید عملی یعنی پذیرش مسئولیت زندگی و این نگرش میتونه به هم حس بهتری بده برای ساختن این باور.
مسئله بعدی که تو ذهنم خیلی عمیقه بحث ذهن فقیر هست که باور کمبود در اون خیل عمیقه (هرچند نسبت به گذشته خیلی بهترم )و مدام منو میخواد ببره به سمت خرید از جاهای ارزون مدام میخواد منو ببره برای تخفیف گرفتن یا تخفیف خورده ها و منطقی که برای درست کردن این باور در نظر گرفتن اینه که من یه عمری اینجوری رفتار کردم و فکر کردم و نتیجه خاصی نگرفتم به قول استاد این دو قرون دو هزار تخفیفی ک میگیرم سمه برام و منو نابودمیکنه، اگر ایمان داشته باشم به خداوند و رزق بیحسابش خداوند میلیاردها برابرش را بهم میده و منطق بعدی اینکه اگر من میخوام رشد کنم باید احساس لیاقتم رو بالا ببرم و این کار فقط در عمل صورت میپذیره و با خرید کردن از دست فروشها دارم به خودم میگم که چقدر لیاقتم کمه…
خدایا شکرت بابت این اگاهی ها بابت استاد، خانوم شایسته و این فضای بی نظیر سایت .
به نام خدا…
ایا واقعا من به این به نام خدایی که میگم اعتقاد دارم؟
ایا واقعا حواسم هست که هیچ قدرتی جز قدرت او نیست؟
نه.. واقعا نه..
اگه در هر لحظه بتونم این کارو کنم، اگه در هر لحظه عاشقانه و بدون ترس زندگی کنم.. بدونم که خدا هست.. زندگی چه شکلی خواهد بود؟!
منم از توی کامنتا متوجه شدم یه فایل دستور العمل در ابتدای گام به گام خانه تکانی هست، گوشش کردم و دوباره اومدم سراغ گام یک. میخوام کیفیت برام مهم باشه نه اینکه زود برسم به تهش. یه کم این روزا برام سخته وقت خالی کنم ولی بااید انجامش بدم.
هر فایل رو که دیدم، اون روز باورها و منطق هایی درمورد مطالب اون فایل برای خودم مینویسم و ایجاد میکنم و سعی میکنم باورهای اون فایل و تصدیق کنم همون روز.
گام یک..
من این دیدگاه بقیه مسئول زندگیمن خیلی داره میاد تو ذهنم.
حقیقتا کنترل ورودیها خیلی خیلی مهمه و خیلی هم سخت. دیدن اعتقادات بقیه تو سوشال مدیا باعث شده خیلی باورام تغییر کنه
باور به امکان پذیریم رو باید زیاد کنم و منطق برای مسئولیت پذیری بیارم
کامنتای سایت یه منبع عالی برای ورودیهاست
باورای توحیدی خیلی مهمه..
الهی شکرت
خودت ما رو هدایت کن
که وابسته به یک اتفاق خاص نباشیم برای داشتن حال خوب
بسم الله الرحمن الرحیم
درودو ارادت به همه همسفرای این دوره بی نظیر
کپشن این فایل خیلی منو به فکر فرو برد برای ساختن باورهای توحیدی زندگیم
و
مثل همیشه هماهنگ شده با پاسخ های جهان به ترمز های من و کار کردن ریشه ای روی باورهام
قدم اول برای خلق شرایط دلخواه: مسئولیت 100% زندگی ات را بپذیر:
اخ که این جملرو باید بزنم رو سر در خونمون
تا وقتی مسئولیت زندگی خودت رو،مقصر رو شرایط اقتصادی،شرایط فعلی که توش به دنیا اومدی،پر مادر جامعه بندازی،هیچ قدم رو به جلویی نخواهی داشت
و روز به روز شرایط برات سخت تر میشه
تا وقتی که مسئولیت خلق شرایط فعلیتو بپذیری
این یک قانون است
تفاوت ذهن فقیر و ذهن مولد؛
ذهن فقیر دائم دنبال مقصر است
اما ذهن مولد دنبال راه حل و رشد و پیشرفت
و یادگیری،مسئولیت پذیریست
ذهن مولد تمرکز بر داشته ها داره
و به جای ترحم و احساس گناه ،برای ساختن تلاش میکنه
توانایی تشخیص اصل از فرع:
کسی که میخواد به موفقیت برسه باید تشخیص بده چه چیز های مهم و اساسی اند(مثل استاد)
بقول قران دنبال متشابهات نیست دنبال اصله دنبال قوانین خداونده
دیگه با بابا مامان دولت جامعه کاری نداره تمرکزش رو ساختن باوراشه و فرعیات و میریزه دور
فردی که مسئولیت حل مسائل زندگی اش را نمی پذیرد، به راحتی توانایی درونی اش برای حل مسائل را بلا استفاده می گذارد؛
وقتی خودمو ناتوان میبینم،انگار از قدرت الهیم هیچ استفاده ای نمیکنم و باور ندارم به این قدرت خلق خواسته هام،تمام قدرت حل مسائل در درون من خلق شده
بیرون زتو نیست هرچه در عالم هست
توقع از دیگران، نمود بزرگی از شرک است؛
وابسته شدن به غیر خدا یعنی شرک
وقتی از دیگران انتظار داری که خوشبختت کنند
و به اونها قدرتی میدی که تنها و تنها مخصوص خداست،یعنی جای خدارو با دیگران تغییر دادی
و دیدیم چه سیلیای محکمی خوردیم
و از خدا میخوام هر موقع شرک ورزیدم سیلیشو بهم بزنه و گوشمو بپیچونه
هر زمان از دیگران توقع داری، یعنی در مسیر شرک حرکت می کنی؛
هرچند توقع کوچکی باشه از دیگران،چون خداوند منبع همه قدرت هاست و نعمت هاست،پس نباید منتظر کسی باشیم،باید منتظر لطف و رحمت خدا
از هر راهی باشیم،نه یک فرد خاص،نه رئیییس فلان…
هر زمان خودت را مسئول خوشبختی خود می دانی، یعنی در مسیر توحید هستی و بر خداوند توکل کرده ای؛
این یعنی فهمیدهای تنها خداوند مسئول هدایت و خوشبختی توست و ابزار آن را در درونت قرار داده. تو مسئول حرکت و استفاده از آن ابزار هستی.
تمام بهانهها و توجیهات فرد برای نتوانستن یا امکانپذیر نبودن، از شرک نشأت گرفته است
بهانه آوردن، یعنی باور نداری که خداوند توانایی لازم را در تو گذاشته. یعنی بیشتر به محدودیتهای بیرونی ایمان داری تا قدرت الهی درونیات.
واضحترین نمود توحید عملی این است که: مسئولیت زندگیات را بپذیری
توحید فقط در کلمات و نماز نیست؛ وقتی مسئولیت صد درصد زندگیات را میپذیری، یعنی تنها به خدا توکل داری و به کسی وابسته نیستی. این توحید عملی است.
وقتی روی بهبود افکار درونیات کار میکنی، دنیای بیرونی خودش درست میشود
جهان بیرون بازتاب افکار توست. اگر افکارت را اصلاح کنی، نگرشت را عوض کنی، فرکانس مثبت ساطع کنی، شرایط بیرونی هم تغییر میکنند.
“توحید”، تنها مسیر برای تجربه خوشبختی است
توحید یعنی باور به اینکه تنها خدا منبع خیر و هدایت است. وقتی بر این باور تکیه میکنی، آرامش، اعتماد، ایمان، و احساس امنیت درونت شکل میگیرد که پایهی خوشبختیست.
مفهوم عملی “ایاک نعبد و ایاک نستعین”
یعنی: فقط تو را عبادت میکنیم و فقط از تو یاری میطلبیم.اگر واقعاً فقط از خدا کمک بخواهی، هیچگاه دچار شرک، وابستگی، توقع و ناامیدی نمیشوی.
تمرکز بر آنچه میتوانم بهبود ببخشم
بهجای تمرکز بر شرایطی که کنترل نداری، انرژیات را بر چیزهایی بگذار که در اختیارت هستند: افکارت، واکنشهایت، احساساتت، انتخابهایت. این تمرکز، تو را رشد میدهد.
خاصیت ایدههای الهامی
ایدههای الهامی، همان الهاماتی هستند که از درونت و از ارتباط با خداوند میآیند. این ایدهها با احساس خوب همراهند، ناگهانی و خالصاند، و تو را بهسمت مسیر درست هدایت میکنند. برای دریافت آنها باید در فرکانس خوب باشی.
احساس خوب=اتفاقات خوب
ایه امروزم:
وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاتَّبَعْتُمُ الشَّیْطانَ إِلاَّ قَلِیلاً
وقتی خبری از پیروزی یا شکستِ رزمندگان به دستشان برسد، فوری بین مردم پخشش میکنند؛ درصورتیکه اگر راست و دروغِ چنین اخباری را از پیامبر و مسئولانِ امر جویا شوند، آنان درستی و نادرستی و چگونگیِ اطلاعرسانیاش را تشخیص میدهند. اگر خدا با این سفارشها، در حقّتان لطف و بزرگواری نکند و از شیطنت منافقان پرده برندارد، با تبلیغات منفیشان بیشترتان گول شیطان را میخورید.نسا 83
سلام به
استاد عزیزم مریم جان و دوستان دانشگاه عباس منشیم
همه چیزی انعکاس یک چیزه اونم خودمونیم
اگر من درگیر ناراحتی از موضوعی هستم این به این
معنیه که فقط من درگیرشم اون درگیر من نیست
اون موضوع رو من دو دستی چسبیدم گاهی وقتا متوجهشم نیسم بخودم میگم ول کن شمیسا
استاد با اموزه هاش بمن یاد داد که حتی تو سخت ترین شرایط تا رهاش نکنی درگیرش میمونی
بقول استاد که میگفتن حالت بده به هردلیلی اصن حق باتو ولی اینو بدون حال بد حال بد میاره
یعنی از صب هزارتا دلیل تو زندگیه هرکدوممون هست که بابتش غرق احساس بد بشیم ولی ما دیگه روش بازیو بلدیم
بخودم میگم شمیسا تو نیومدی که درگیر مادیات و ادما بشی تو اومدی هدف اصلیت پرورش شخصیتته
قبلا خدارو میخواستم زمان مشکلاتم زمان بی پولیام زمان شکست عشقیم زمان نا امیدیام وقتی نمره میخواستم وقتی مریض میشدم
اما الان چی اولویتم ارامشمه اولویتم رابطمونه اگه خدارو دارم پولم میخوام خدارودارم سلامتیم کنارش میخوام
استاد عزیزم تو بهم فهموندی زندگی واقعی چیه تو گفتی اصول اولیه زندگی توحید
هرجا موندم گفتم خدا دستمو گرفتی به مو رسید ولی پاره نشد
دیروز یه گنجیشک کوچولو رو دیدم که داشت پرواز یاد میگرفت مادرش یا پدرش نمیدونم مدام دورش تاب میخورد تا پرواز یاد بگیره
واسم درس بزرگی داشت که پرواز نیاز به تکامل داره شاید بیفتی زمین ولی اگه پاشدی اگه باز تلاش کردی اگه از تجربه هات استفاده کردی میتونی اوج بگیری
من یاد گرفتم مسولیت زندگیم تماما با خودمه یادگرفتم هدف زندگیم باید رشد شخصیتم باشه یاد گرفتم از استاد باید عزت نفس داشته باشم
پس الان
با وجود قانون سلامتی 15کیلو کم کردم
باوجود دوره عزت نفس کارمو که انرژیمو میگرفت ترک کردم و وارد جایی شدم که حقوقمو خودم تعیین کردم
با وجود قانون استمرار و دیسیپلین اوایل ساعت 6بیدار میشدم ولی الان ساعت 5:30 صبح بیدار میشم مدیتیشن انجام میدم شکرگزاری انجام میدم اهنگ شاد گوش میدم بعدش میرم سرکار
قران میخونم بعدش میام یه فایل گوش میدم هرجا میبینم انرژیم داره کم میشه میگم شمیسا الان اینجا که هستی چی داره که شکر گزاری کنی
خدایا شکرت بابت محل کارم شکرت بابت این لیوانی که دارم شکرت بابت خودکارم هرچیزی که به چشمم بیاد
حالمو خوب میکنم فلانی فلان حرفو زد اصن میگم بابا منظورش من نبودم شمیسا رها کن رها کن
فلان اتفاق افتاد بابا حکمتی توشه خدا میدونه چیکار کنه
فلانی فلان حرفو زده بابا خدا نمیزاره کسی برعلیه تو باشه
مشتری همکارم داشت من نداشتم بابا خدا روزیتو میرسونه نگرانش نباش
اینا جملاتیه که تو طول روز با خودم تکرار میکنم و میتونم حال خودمو خوب نگه دارم
یه مدت بود ریزش موی شدید داشتمممم شدیدااااا
فکرم درگیر بود شدیدددد
تا اینکه خدا از طریق خواب برام نشونه فرستاد دوستم اومد به خوابم که فوت شده گفت قرص بیوتین بخر بخور باورتون میشه ریزش موهام الان چقد کم شدهههه
من فایلارو تا 8گوش داده بودم ولی کامنت نذاشته بودم الان که باز اومدم از اول تمالیفمو انجام بدم متوجه شدم خدای من حرفای استاد معنی شده واسم
وقتی تغییر کنید استاد قشنگ میگفتن
دیگران بهتون میگن و کاملا وضوح پیدا میکنه
خوشحالم که میون این همه ادم که حرفامو دیگه نمیفهمن شما دوستان رو دارم که باهاتون تغییراتمو به اشتراک بزارمممم من خیلی خوشحالم
دوستون دارم
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که خواجه خود رسم بنده پروری داند
خب قطعا این فایل رو خیلی هامون قبلا هم دیدیم اما با این نگاه و با این هدف و با این دستورالعمل خیر .
میخوام بگم وقتی کسی نگاهش به دست دیگری هست یعنی نگاهش به دست یک انسان دیگری هست خب این قطعا از موضع ضعف سرچشمه گرفته
و پر واضح هست که این آدم از نظر فرکانسی خیلی ضعیف هست و در حال تجربه کردن احساس خوبی هم نیست.
و چقد ذلیل میشه آدمی که چشم و دل و امیدش رو از 7دای به اون عظمت و اقتدار برداره و چشم و امید داشته باشه به دست دیگری .
این یعنی اون دیگری در نگاه این آدم خیلی بزرگ هست . یعنی اینقدر براش گنده ست که این بیچاره ی مادر مرده روش حسابم باز کرده.
اصلا فهمیدن و درک این موضوع پیچیده و سخت نیست
هر کجا دیدی نیازمند کمک و نگاه خاص و عنایت ویژه ی یک انسان دیگری هستی بدون که در دره ضعف قرار داری و قطعا در مسیر اشتباه.
یعنی تو اومدی کسی رو بزرگ کردی تو ذهنت که خودش قدرت نفس کشیدن خودش رو هم نداره. حالا جالب اینجاست که چرا اون آدم تو ذهن تو بزرگه ؟؟
چون یا پولدار هست. یا مسئولیت و پست خیلی بالایی داره و هزاران ویژگی انسانی دیگه. اصلا یعنی ارزش ها تو ذهن تو چیز دیگری تعریف شده. ارزشها بر مبنای ضعف قرار داره و همینه که تو رو ضعیف میکنه . خار میکنه . ذلیل میکنه.
استاد بزرگوار یجایی از صحبت هاشون اشاره میکنن به منجی .
میخوام بگم ظهور منجی قطعا اتفاق میوفته و منجی حتما میاد. اما اصلا به این معنا نیست که هیچکس هیچ کاری نکنه م بشینه منجی بیاد و وضعیت سفید بشه نه . اتفاقا اتفاقا در منابع دینی ما شرط آمدن منجی اینه که مردم اون رو بخوان و برای آمدنش جهاد اکبر کنن. و جهاد اکبر طبق منابع موثق دینی همون جهاد با نفس هست . یعنی سخت ترین کار.
و حدیث داریم که در آخر الزمان مردم برای نگه داشتن دین شون نیاز به پول دارن و تاکید خیلی زیادی هست به پول درآوردن
و اتفاقا گناه کردن مانع ظهور منجی هست . منجی که بیاد فروانی و بی نیازی جهان رو پر میکنه . پس این یعنی خدا و دین و امام اصلا با فروانی و با ثروت مخالف نیستن . و حتی وقتی منجی بیاد همه ی مردم اینقدر دارا و ثروتمند میشن که دیگه هیچ فقیری پیدا نمیکنن که خمس و زکات شون رو بپردازن.
پس همه ی اینها یعنی جهان رو به فراوانی و پیشرفت هست یعنی ثروتمند بودن نشانه مسلمانی و مومن بودن هست .
ولی همه ی اینها به این معنا نیست که منجی میاد و همه ی این کارها رو انجام میده نه . روایت داریم وقتی منجی میاد سطح عقل مردم بالاتر میره و از نظر فکری رشد میکنن همه ی مردم .
و این یعنی مردم در مدار بالاتری قرار میگیرن
و باز به این معنی نیست که اصلا بدی وجود نداره بله وجود داره .ولی درصد خوبی ها خیییلی بیشتر از بدی ها و منفی هاست.
و اینکه استاد فرمودن که : هر چقدر که بدبخت تر باشیم .فقیر تر باشیم هرچقدر که فساد بیشتر باشه ظهور منجی سریعتر میشه.
باید عرض کنم اینها هم شنیده های استاد هست و واقعا مطالب صحیح و درستی نیست.
اصل قصه اینه که ما روایت داریم ظهور منجی زمانی اتفاق میوفته که ظلم و فساد جهان رو
فرا گرفته . و این مطلب اصلا م
به این معنی نیست که برای آمدن و ظهور منجی ما بریم فساد کنیم یا فقیر و بدبخت باشیم.
از طرفی در منابع موثق دینی داریم که ظهور منجی زمانی اتفاق می افتد که مردم خواهان اون امام عزیز باشند و تا زمانی که مردم خواهان آمدن امام نباشند امام نخواهد آمد. نشون به این نشون که قرآن هم فرموده حال هیچ بنده ای رو تغییر نمیدیم مگر اینکه خودش تغییر کنه.
و وقتی میگن جامعه پر از طلم میشه نه به این معنا که هیچ خوبی وجود نداره و همه چیز و همه کس بد هستن. همین الان هم در جهان و در جامعه اطراف ما اگه سرچ کنید میبینید که چن درصد مث اعضای سایت عباس منش فکر میکنن ؟؟آیا تعداد ماها بیشتره یا تعداد اونهایی که خلاف آموزه های عباس منش فکر میکنن؟؟؟ کاملا مشخصه
و خود استاد هم بارها اشاره دارن که تعداد این افراد کم هست و زیاد نیست و من حرفهای من برای همه ی مردم جامعه نیست و …
حالا ارتباط پر شدن جامعه و جهان از ظلم و فساد با آمدن منجی چیه ؟؟
اینه که زمانی که ظلم و فساد زیاد شد مردم واقعا و با همه ی وجود خواهان منجی میشن و از خدا اون رو طلب میکنن.
و دوس دارم باز اینجا اشاره کنم به مطالب سایت عباسمنش
و اونم اینه که همه ی کسانی که با این سایت و با اسناد آشنا شدن چجوری آشنا شدن ؟؟؟
درست زمانی که گرفتاری هاشون به حد اعلا رسید زمانی که دیگه بریده بودن زمانی که دیگه راه نجاتی نمیدیدند و زمانی که با تمام وجود از خدا راه نجات ک گشایشی طلب کردن خدا اونا رو با این سایت آشنا کرد و زندگی شون عوض شد . فراوانی به زندگی شون اومد .با خدا آشتی کردن . آرامش بیشتری پیدا کردن. زندگی راحت تری رو تجربه کردن.
و قصه آمدن منجی هم فرمولش همینه اما در وسعت و کیفیت بیشتر
و اگر الان رو با گذشته های خیلی دور مقایسه کنیم میبینیم که عقل مردم خیلی بیشتر رشد کرده
در زمان ظهور هم همین اتفاق میوفته اما در وسعت بیشتر
و همه ی این مطالب یعنی ما در مسیر درستی هستیم و آمدن منجی هم درسته و حقیقت داره. اما اصلا و ابدا معنیش این نیست که دس روی دس بذاریم و بگیم اون میاد درست میکنه نه.مث این میمونه ما انتظار داشته باشیم عضویت در سایت زندگی ما رو عوض کنه و یا خرید دوره ها بدون عمل کردن به آگاهی ها در زندگی ما معجزه کنه خب ببخشید صد سال دیگه نمیکنه .
استاد خیلی خوب گفتن وقتی در مسیر درست باشی همون اتفاقات به ظاهر بد هم به نفع تو تموم میشه . بله وقتی در مسیر رشد باشی پر شدن جهان از ظلم و فساد هم به آمدن منجی ختم میشه و باز به نفع تو تموم میشه پس تو به مسیرت فکر کن و تمرکزت روی رشد خودت باشه. بقیه شو خدا درست میکنه . بجای اینکه بگیم یکی بیاد زندگی بقیه رو تغییر بده بهتره بگیم هر کسی زندگی شو خودش تغییر بده تا جهان زیباتری داشته باشیم .این دیدگاه که یکی بیاد بجای بقیه تلاش کنه و جور بقیه رو بکشه
خلاف منطق و عدالت خداوند هست پس بجای پاک کردن صورت مسئله . تلاشمون رو بیشتر کنیم تا تغییرات صورت بپذیره .
حالا تجربه من :
یه روز برا خرید یکی از بخش های دوره آفرینش با تخفیف 40 درصدی پول کم داشتم و زمان تخفیف هم داشت تموم میشد و منم هر کار میکردم نمیتونستم پول بسازم. اینقد ذهنم درگیرش بود که بعد از نماز صبح سر سجاده نشسته بودم و داشتم به این فکر میکردم که چجوری میتونم این پول رو جور کنم دیدم همه راهکارها اینه که از فلانی یا فلانی و … قرض کن که گفتم این خلاف قوانین و آموزه های استاد هست . یهو به خودم اومدم گفتم خدایا من رو به قبله و سر سجاده نشستم و دارم فکر میکنم از کدم یکی از بنده های تو کمک بگیرم ؟؟؟!!!!
گفتم خدایا مگه تو مُردی که من به اونا رو بزنم ؟؟ چرا حواسم نیست چرا از خودت نمیخوام؟؟.
گفتم خدایا خودت به من بده خودت برام درست کن
که خدا شاهده .یهو دیدم یکی درِ اتاقمو زد . داییم بود گفت : صدیق ؟؟
گفتم بله
بیداری دایی ؟؟
بله
اون شماره حسابتو بده !!!!!!
من هنگ کرده بودم خدایا ساعت 5و 6 صب همه خوابن توهم که نماز نمیخونی چرا این ساعت بیداری ؟؟ و اصلا شماره کارت بده 5 صب ؟؟6 صب ؟؟؟
خیلی عجییییب بود خیییییلی
درست زمانی که کار رو به خودش سپرده بودم از جایی که فکرشو نمیکردم رسوند و به من روزی داد
و جالبه من اصلا به این داییم فکر نکرده بودم چون اصلا باهاش راحت نیستم که بخوام ازش قرض بگیرم .
و جالبتر اینکه گفتم باشه گفت نه من همینجا منظر میمونم برام بنویس رو کاغذ بهم بده چون دیگه تو یادت میره بفرستی منم یادم میره ازت بگیرم
و تا ننوشتم از جلو در اتاقم نرفت
بله عزیزان اینه خدایی که داریم
و قدرشو نمیدونیم.و ازش غافلیم.
خدایی با چنین خدایی هنوز باید غصه بخوریم و بترسیم و نگران باشیم؟؟
خدایی که نه میخوابه . نه آنتنش فطع میشه .همیشه در دسترس هست همیشه خط میده رایگان میشه باهاش ارتباط گرفت و نیاز به شارژ و بسته اینترنت نداریم.
و هیچ کس و هیچ چیزی مانع ارتباطمون با این خدا نیست جز خودمون . آیا نباید همه ی حواسمون و تمرکزمون به خودمون جمع باشه و بیرون رو به خودش بسپریم ؟؟
ممنونم از توجه تون لطفا نظرتون رو در مورد حرفام بهم بگین خیلی متشکرم از همه ی شما خوبان
و همچنین از استاد عباسمنش و استاد شایسته ی عزیز .
هرجا هستید در پناه الله یکتا شاد باشید ، سالم باشید ،خوشبخت باشید ، ثروتمند باشید و سعادتمند در دنیا و آخرت . خدانگهدارتون
سلام صدیقه دوست داشتنی
عزیزم واقعا به قدری از کامنتت لذت بردم که گفتنی نیست و خدا رو شاکرم که در مدار خواندن کامنتت بودم
چقدر بحث منجی عالی گفتی باید یه شور و اشتیاقی برای اومدن منجی باشه همیشه به خودم می گفتم آخه این چه اومدنی که همه باید به بدبختی بیفتن تا منجی بیاد و با کامنتت خیلی مطالب برام روشن شد و اون قضیه قرض از دایی ات بی نظیر بود خدا از جایی که فکرشو نمی کنی برات رزق و روزی میفرسته
عزیزم در پناه الله یکتا موفق و پیروز باشی
آمین
سلام عزیزم ممنونم که کامنت منو خوندی و پاسخ دادی
بله دوست خوبم برای آمدن منجی باید به مرحله تسلیم برسیم
باید دست از شرک ها برداریم
و با تمام وحود از خدا کمک بخوایم
مثل همه ی اعضا سایت عباس منش که وقتی به در بسته خوردن
و هر راهی رو رفتن و نتیجه نگرفتن
دست به هرکاری زدن و بی فایده دیدن اون کار رو.
با تمام وجود تسلیم شدن و از خدا مدد خواستن
و خدا اونها رو به این سایت هدایت کرد و در واقع یک منجی برای اونها فرستاد
برای آمدن منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) هم باید روزی برسه که مردم به نقطه تسلیم برسن و با همه وجود از خدا کمک بخوان از خدا راه نجات بخوان
اونجایت که خدا منجی رو میرسونه
و اینکه میگن همه باید به بدبختی برسن اشتباهه
ببین درستش اینه که : زمانی که مردم هرکاری میکنن به نتیجه نمیرسه زمانی که مردم از وضع موجود خسته میشن و به اضطرار میرسن اونوقت اگر به درگاه خدا رو کنن خدا منجی رو میرسونه.
و این اصلا به معنی نیست که مردم به عمد باید خودشون رو بدبخت کنن تا منجی بیاد.
آقای عباسمنش نسبت به همه ما علم و تجربه بیشتری داشتن که تونستن اینهمه آدم رو راهنمایی کنن و به نتیجه برسونن
منجی عالم بشیریت علم و آگاهی کامل رو نسبت به همه علوم دارند چراکه نماینده خدا روی زمین هستن.
و اینطور نیست که الان که در غیبت هستن کاری برای ما انجام ندن خیر. ایشون زنده و حی و حاضر هستن.
ومثل خورشید پشت ابر هستن
و شما برای اینکه باور قوی تری نسبت به ایشون پیدا کنی میتونی ازشون کمک بخوای
مطمئن باش کمکت میکنن
سلام سلام صدیقه جان
امروز چه روز پربرکتی خواهد بود که اولش با این نقطه آبی پربرکت شروع شد دوست عزیز سپاسگزارم بابت این جواب ممنون
این بهم گفته شد که منجی در یک مدار خیلی بالایی هست مدار که هر کسی بهش دسترسی ندارم برای همین میگیم غایب داشتم پاسخ تو میخوندم انگار خدا و من کنار هم و با هم داشتیم میخوندیم و در حین خواندن خدا اینو بهم گفته یه صدا درونم خداوندا سپاسگزارم بابت این آگاهی و هدایت سر صبح
سلام عزیزم
افرین افرین دقیقا همینه
چه نکته نابی بهت گفته شده
دقیقا در مدار بالاتری قرار داره
فرق بین امام و پیامبر اینه که پیامبر به دستور خدا رسالت داره که به سراغ مردم برن و اونها رد به دین دعوت کنن
اما امام رو باید مردم بخوان
و امام زمان رو باید مردم با جون و دل بخوان تا بیاد
اما مردم هنوز ضرورت وجود امام رو درک نکردن که با همه وجود اون رو بخوان
مردم باید مثل همه اعضا این سایت وارد به استخوان شون برسه و بعد نجات رو طلب کنن و خدا منحی رو بروسونه
حالا ببین اگه مردم خودشون رو در گناه و بدبختی گرفتار کنن آیا میتونن امام رو دلشته باشن که در مدار بالاتری هست ؟؟
پس قطعا راه آمدن منجی گرفتار و بدبخت شدن نیست
اتفاقا یکی از توصیه هایی که خیلی هم روش تاکید شده اینه که اگر میخواین به امام نزدیک باشین روی خودتون کار کنید
اعتقادات تون رو درست کنید
و خدا منجی رو
سلام استاد عزیزم و مریم جان
من با گوش دادن دوباره فایل مریم جان هدایت شدم به خانه تکانی ذهن و میخوام تمرکز بزارم روزانه و هر روز یکی دو تا فایل رو گوش بدم
از خدا خواستم هدایتم کنه منم مثل مریم جان درخواست رفتن به مدار بالاتر دارم و میخوام واقعا ذهنم خونه تکونی بشه
امروز پنجشنبه 25 اردیبهشت جلسه اول خانه تکانی رو گوش کردم و مهم ترین نکته به نظر من این بود که از هیچ کس هیچ مدل توقعی نداشته باشم !
تمام آنچه توی زندگیم داره انفاق میافته نتیجه افکار و فرکانس هایی هست که ارسال میکنم
پس اگه اتفاقات ناخوش آیند دارم تجربه میکنم باید فرکانسمو با افکار خوب تغییر بدم
راستی هدایت شدم به کتاب معجزه شکرگزاری و دارم با عشق بیشتری شکرگزاری میکنم
و همزمان دوره آفرینش هم مینویسم و گوش میدم و سعی میکنم عکس کنم
و در تجسم متعهد تر شدم مخصوصا تکنیک شفای تجسم که خیلی برام جذابه!
یه ندای درونی میگه بخش قرآنی 12 قدم رو تمرکز کنم هنوز شروع نکردمش ولی میدونم تغییرات بزرگی رو در من ایجاد میکنه
من هر چی یاد میگیریم و درک میکنم دسته بندی میکنم و به دانشجوهام یاد میدم و الهی شکر که در این مسیر هستم
یه موردی درباره استاد خیلی برام جالبه!
من اگه فایل ویس از استاد بشنوم که خودشون رو نبینم از مدل صحبت لجن و صداشون متوجه میشم که این فایل قدیمی تره!
چون استاد الان تو فرکانسی هستن که مدل و تن صداشون انقدرررر متفاوت و آرام بخش تر شده که متوجه میشم این فایل ها جدید تره
و این بهم میگه هر چه بیشتر به هدایت ها توجه کنم و انجام بدم تغییرات روی خودم مشهود تره!
مخصوصا منی که تدریس میکنم و آرامش صدام و تاثیر گذاری کلامم مهمه ،فقط باید مسیر استاد رو برم
الهی شکر
حالم این روزا با خودمم و خلوتم خیلی خوبه
و مهم نیست هر تشویشی که دورمه
خودمو سپردم به خدا و میخوام بشینم رو شونه هاش و راحت به اهدافم برسم
الهی شکر