اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد باورتون میشه من تا الان 125 تا فایل تعهدی گوش دادم؟
استاد به والله خودم باور نمیکنم
اصلا ی ذره هم امکان نداره
یعنی من ساناز واقعا سر تعهدش مونده؟
امکان نداره
یعنی من این شاخه و اون شاخه نپریدم؟
امکان نداره
وای خدای من
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا این قدرت فوق العاده رو تو بهم دادیاااا
خدایا دمت گرم
خدایا دمت گرم
استاد من هر روز که جلوتر میرم هر روز که ی فایل بیشتر گوش میدم هر روز که حتی ی دونه اگاهی کوچیک از این قانون جهان هستی یاد میگیرم به والله عاشق تر از قبل میشم
عاشق شما
عاشق خدا
عاشق خودم
اصلا عاشق این جهان و قانونش
دقیقا همین تضادها که میگین همون شرایط سخت
وای وای وای منکه روانی اون شرایط سخت هایی هستم که تا الان تو زندگیم پیش اومده
اصلا میگم خدایا مگه من چه کار خوبی کرده بودم که چنین شرایط سختی سر راه من قرار دادی تا اینقدر رشد کنم بزرگ بشم اینقدر تغییر کنم
یادمه تو اون زمان که درگیر اون تضادها بودم شب که میخواستم بخوابم میگفتم خدا امشب اخرین شب زندگی من باشه و من دیگه فردا رو نبینم
و واقعا دیگه تو وجودم توانی برای ادامه دادن نداشتم و شاید حتی فکر خودکشی هم به سرم میزد
بعد از گذشت اون زمان وقتی اون اتفاقا یادم می اومد می نشستم برای اون همه سختی که متحمل شده بودم گریه میکردم و دلم برای خودم میسوخت که اینقدر اسیب دیدم و زجر کشیدم
اما الان
الان عاشقانه از اون اتفاقا حرف میزنم اگه لازم باشه
الان عاشقانه از خدا تشکر میکنم که به حرف من گوش نداد و بهم فرصت زندگی جدید داد
الان عاشقانه با چشمام لذت هامو میبینم که منشا اصلیش دقیقا همون تضادها بودن
الان وقتی میبینم از ته دل چنان میخندم که دل درد میگیرم دقیقا منشاش همون تضادها بودن
الان وقتی میبینم اینقدر رشد کردم بزرگ شدم مقتدرانه رفتار میکنم اینقدر اطرافم پر شدن از ادم حسابی
تمام حساب هام پر از پول شده دقیقا عاشقانه از اون سختی ها یاد میکنم و هر وقتم میاد تو ذهنم با ی عشق قلبی از خدا تشکر میکنم که ممنون از سختی ها وتضادها رو سر راه زندگی من اوردی که نتیجش بشه این ساناز فوق العاده
اصلا هر جا بحث تضاد میشه دلم میخواد با جان و دل بیام بنویسم که من با تک تک سلول های بدنم عاشق تضادم
اصلا تضاد میاد که بگه داری میزنی جاده خاکی
میاد که بگه توحیدت خدشه دار شده
ولی دمش گرم
زنگ خطر فوق العاده ایه.
استاد این داستان اعتراض انصافا خیلی خنده داره
من زخمشو خوردم خیلی قشنگ که اصلا دلم نمیخواد دربارش حرف بزنم..
فقط اینو میدونم معنی کلمه اعتراض اینه که اگه من برم نسبت به ی موضوع خاصی اعتراض کنم یعنی ی تریلی اصلا ی کانتیر بردم و به جهان میگم هرچی موضوعات منفی و درب و داغون و نابود کننده هست بریز تو این کانتینر و تا خرخره پر کن که من برای زندگیم لازم دارم و انصافا برای نجاتش هم باید تک تک اون بار کانتینر رو خالی کنی و بسوزونی و از بین ببری که هیچ اثری ازش نمونده
دقیقا به همین صراحت
و وقتی میخوام نسبت به چیزی معترض باشم میگم ساناز توانایی خالی کردن اون همه اتفاقات منفی از ی کانتینر رو داری؟؟
توانایی شو داری خالی کنی و تک تک بسوزونی به جاش باور های قدرتمند کننده بسازی؟
اگه توانایی شو داری و زمان داری یا علی
شروع کن.
استاد من عاشقتم که هستی و زندگی واقعی رو برای من نوعی معنا میکنی
درود به استاد عباسمنش، خانم شایسته عزیزم و دوستان گلم در پروژهی خانه تکانی ذهن،
خداروشکر به خاطر این همه آرامش، یک محلهی آرام و دنج، با همسایههای عالی، خداروشکر از اینهمه فراوانی و برکت ، خداروشکر از اینهمه پاسخی که خداوند به خواستههامون میده، خداروشکر از این عشقی که در کلامتون هست و اشتیاقی که در زندگیتون دارین،
چقدر زیباست،
چقدر من کشور آمریکا رو دوست دارم،
استاد از سالهای قبلم اگه بخوام بگم اینجوری بود که اصلا فکر مهاجرت هم به ذهنم خطور نمیکرد اصلا تو یه شرایط دیگه بودم با یه افکار دیگه مهاجرت برام حتی یک ارزوی دور و دراز هم به شمار نمیومد درواقع اصلا آرزویی به اسم مهاجرت وجود نداشت برام، دیگه خیلی رویایی میخواستم فکرکنم بهش تو ذهنم این بود که چی میشه مثلا برم یه شهر دیگه مستقل از خانواده زندگی کنم اونم نه یه شهر دور مثلا همون مرکز استان خودمون.
ولی به مرور که بزرگترمیشدم و دغدغههام و افکارم تغییر میکرد کم کم که باورهام یه کوچولو بهترمیشد و میفهمیدم که اره میتونم یه کارایی تو زندگیم بکنم گفتم چرا که نه، منم میتونم دراینده مهاجرت کنم،
ولی درمورد کشور امریکا خیلی مقاومت ذهنی داشتم اون هم بخاطر همون تصویرسازیهای رسانهای و قوانین راجع به اسلحه و مسأله شوتینگ بود که درواقع همه و همه رو از رسانه دیده بودیم فقط،
ولی از وقتی با شما آشنا شدم و تفکرم تا حدودی تغییر کرد و امروز که عاشق شما و عاشق مریمجان و لایف استایلتون و باورهاتون و صحبتهاتون و زندگیتون هستم عاشق اینم که یه روز مهاجرت کنم به امریکا و توی این کشور ازاد و پرانرژی زندگی کنم.
ولی همونجور که از خودتون یادگرفتم همونجور که از قانون یادگرفتم نمیخوام اتفاقی رو به زور و با رنج و ناراحتی رقم بزنم، من این آرزو توی دلم هست و مطمئنم یه روز که آمادگیش رو داشته باشم خداوند من رو به راه درستش هدایت میکنه،
ولی تا به امروز با اینکه قبلا یکی دوبار هم تلاش کوچکی براش کردم ولی احساس من و قلب من بهم میگه که الان وقتش نیست، هنوز اینجا توی ایران کارایی برای انجام دادن داری و درسهایی برای گرفتن داری،
و دیگه اینجور نیستم که دست و پا بزنم،
امروز که جدا از خانواده و مستقل دارم در شهر مرکز استانمون زندگی میکنم از کشورم راضی هستم و خداروبرای زیباییهای کشورم و شهرم و اتاق کوچک30متری که دارم شاکرم، با وجود یک سری مسائلی که گاه و بیگاه هست و پیش میاد و گاهاً به گوش من هم میرسه ولی تمام سعیم رو میکنم که تفکرم رو کنترل کنم و با سپاسگزاری و عمل به الهاماتم قدمهامو بردارم و حالم رو خوب نگهدارم ، چون الان دیگه من عمیقا باوردارم که اگر درون من تغییر نکنه، فرقی نمیکنه کجا باشم بازهم مشکلات و ناراحتیها دنبالم میاد، ولی اگه درون من تغییر کنه هم فرقی نمیکنه کجا باشم بازهم طعم خوشبختی و شادی رو میتونم بچشم.
و به موقعش زمانی که قلبم بهم بگه که الان دیگه آمادهی رفتنی قطعاً به اذن الله این کارو خواهم کرد.
براتون شادی و ثروت و آگاهیهای بینهایتی رو به وسعت قلب زیباتون آرزومندم.
سپاس گزار خداوندم بابت حضور در این فضا و احاطه شدن با این اگاهی ها
ایده اومد که بنویسم و برای خودم مرور کنم ،دلیل اتفاقات خوبی که در این یک هفته اخیر برام رقم خورد و چند روز قبل از اون که داشتم روی خودم کار میکردم و خبری نبود به ظاهر از چیزی ولی به یاری خدا تونستم ذهنمو کنترل کنم و پاداش ها از راه رسید
الهی صد هزار مرتبه شکر
خب اما دلیل نتایجم ؟؟؟
سپاس گزاری اول صب و تمرین ستاره قطبی
سعی در توجه به نکات مثبت که شاید به اندازه 10درصد توجه کردم اما نتایجی که رخ داده خیلی برام راضی کنندس
در تمام موارد نگاه به درون داشتن نه عوامل بیرونی
حرف زدن زیاد با خدا و سپردن تمام کارها دست اون
کار کردن روی این باور که من درونم رو درست میکنم و خداوند صددرصد شرایط بیرون رو با من مَچ میکنه
کار کردن روی این باور و تکرار این باور که خداوند بی نهایت دست داره برای رقم زدن خواسته هام و وارد کردن رزق به زندگی من
تکرار این باور که خداوند بیشتر از من میخواد که من ثروتمند شم
تکرار این باور که خداوند هدایت من رو بر خودش واجب کرده
تکرار این باور که امکان نداره که حال من خوب باشه و در احساس خوب باشم و نتیجه بدی رخ بده این امکان ندارررررررد
تکرار این باور که من فقط روی خودم کار میکنم و خداوند منو هدایت میکنه و این فرکانس های ارسالی خوب و این باورهای خوب دست خداوند رو باز میزاره برای رقم زدن اتفاقات خوب و خواسته هام و خداوند داره صددرصد کارهارو انجام میده و قدم هایی که باید بردارم رو به من الهام میکنه
تکرار این باور که خداوند همواره حاضر و بینا به احوالات هر لحظه ی منه
تکرار این باور که خداوند وظیفشه که کارهای منو انجام بده چون من به غیر از اون به کسی روی نیاز ندارررررررررررم
وسپاس گزاری و سپاس گزاری و سپاسگزاری
و سپاسگزاری و سپاس گزاری و سپاس گزاری
مدام یاداوری این نکته که تنها وظیفه ی تو اروم کردن ذهن و برداشتن مقاومت هاست
تنها وظیفه ی تو اروم کردن ذهن است
تنها وظیفه ی تو اروم کردن ذهن است
تنها وظیفه ی تو اروم کردن ذهن است
و بعد گوش دادن به قلب و پیرو الهامات بودن است
تکرار این باور که هر احساس بد هر گونه فکری که به من احساس بدی میده ، هرررررررررگونه فکری که به من احساس بدی میده ،اقاااااااااا هررررررررررررررررررگونه فکری که به من احساس بدی میده الهییییییی نیست ،از طرف خداوند نیست
انما النجوا من الشیطان
نجوا تنها از ناحیه شیطان است
و وظیفه ی من ایجاد هماهنگی بین ذهن و روحم هست
خداوند در قالب تصاویر
در قالب کلمات و افکار
در قالب نشانه ها داره با من حرف میزنه
و از همه پررنگتر و از همه واضح تر خداوند داره در قالب تجربه بامن حرف میزنه ،
اینکه ذهن سعی میکنه که باز یادم ببره که چه شرایط های بدی که توکل کردم و تقوا داشتم و پاداش ها از راه رسید
از این طرف خداوند داره یاد من میاره که هر موقع اومدم فقط و فقط تمرکز کردم روی درون و به احساس ارامش رسیدم کارهارو انجام داد
خداوند هی تجربیات رو یادم میاره و بهم میگه که چه کارهایی رو بهم قوت و قدرت داد و انجام دادم که خودمم شک داشتم
خداوند یادم میاره که با وجود نجواها وقتی ادامه دادم و توکل کردم و گفتم خداوند بامنه ،کاری نبوده که سرانجام خوبی نداشته باشه
و دقیقا اونی نباشه که من میخوام و حتی بهتر از اون شده ،چون من محدودم و اون نامحدوده ،چون من توی جنگل دید ندارم و اون از هلیکوپتر داره همه چیز رو میبینه و بهترین مسیر رو میخواد برام انتخاب کنه و حالا تنها وظیفه ی من اینه که به خودم زحمت روشن کردن بی سیم و ارتباط با هلی کوپتر و بدم و بقیش اوکیه یعنی میگه برو چپ میگه وایسا میگه راه برو میگه بدو میگه بشین میگه استراحت کن و……. در هیچ یک از الهاماتش حتی ذره ای ترس و احساس دیر شدن و احساس تموم شدن و احساس اینکه دیگه نمیشه نیست ، همیشه همیشه همیشه از هر جایی که بخوام مثل نقشه گوگل مپ از هر جایی که بخوام برگردم به مسیر و مسیر درست رو ادامه بدم از نزدیکترین و میانبرترین مسیر منو پیش میبره و فقط
اعتماد ، رهایی ، حس خوشحالی از صمیم قلب ،حس سرزندگی ،حس امید و شور وشوق ،حس اطمینان قلبی همه و همه نشون دهنده اتصال من و نزدیکی من به خداونده به دریافت الهامات خداوند
الهی شکرت چقدرحالم خوب شد با یاداوری این باورها
الهی سپاس گزارم بابت این ایده الهامی که نزاشتی احساسم زیاد بد بشه و شیطان غافلم کنه
عالی بود یک سری سوالات داشتم که اصلا ربطی به پرادایس نداشت ولی با حالات شما و احساس شما خودم به جوابهایی که می خواستم رسیدم.
هر بار که شما را می بینم ازشما انرژی دریافت می کنم .
بهشت که نام پر مسمایی است چیزهایی که از بهشت تصور دارم را در این ملک می بینم انگار این زمین هم بارزا زمین خدا را نشان میدهد و واقعا یادبهشت می افتم بهشتی که می توانه برای همه باشه
بهشتی که هیچ ج
حصاری ندارد و بهشتی که فقط یک جهت دارد یعنی زیبایی و خوبی
بهشتی که مرا رشد می دهد بهشتی که در آن آرامش دارم و در آن سکنی دارم و حالم همیشه عالی است اگر هم نباشد با نگاه کردن به همه نعمتهای خداوند که در آن میبینم مثل این همه درخت زیبا با رنگ سبز زیبا و با تلالو نور خورشید و رنگ زیبایی که به این سبزی می دهد و آن را درخشانتر و خوشرنگ تر می کند .
آن جا بهشت است بهشت ابدی که دست هیچ انسانی آن را آلوده نکرده است و بکر و شاد و با انرژی است .
صبح به صبح خورشید به تمام این بهشت سلام می کند و انرژی وحیات دوباره را نشان آنها میدهد.
چه لذتی دارد که زیر سایه یکی از درختان بنشینم و یاد خدا و نعمتهای خدا باشم و از این چشم انداز لذت ببرم.
ساخته دست انسانی در آن کم است خودش خودش را تغذیه می کند خودش خودش را رشد می دهد و نگاه و دستان خدا را در جایگاه جایگاه این زمین و نعمت خدا می بینم گویی که خدا این قسمت را خاص آفریده است برای انسانی خاص یعنی استاد عباس منش مهربانم.
همه چیز عالی است همه چیز سر جای خودش است
آبی که گوارا است ماهیهای زیادی که در آن هستند و آدمهایی در آنجا هستند که دوست دارند به هیچ حصاری با آزادی این نعمات را ببینند و خدا را احسنت گویند . احسن الخالقین
این زمین نیز با این همه نعمت برازنده همان انسانهایی است که در آن هستند و از آن برای همه انسانهایی که بخواهند توصیف می کنند و از خدا صحبت میکنند.
یکتایی خدا را در همه جا می بینم .
کدام انسان است که بتواند درختی بیافریند برکه ای را بیافریند که همیشه امواج آن مثل تفکرات مثبت در زمین حاصلخیز مغزم جریان دارد و به مغزم آب و غذای الهی می بخشد .
خدایا سپاسگزار تو هستم میدانم که دنیای تو زیباست وبهشت را در همین دنیا نشانمام میدهی که گوشه ای از آن بهشتی است که می بینم و لذت می برم .
تو بیکرانی تو بی انتهایی
تو جاودانی تو الرحمن الراحمینی
خداوندا همیشه دستم در دست توست دستی که این مناظر زیبا را آفریده است و همیشه تو را در قلبم حس می کنم.
مناظراین بهشتت را می بینم و دوست دارم تا ابد به آن خیره شوم چرا که یکتایی، رحمت و فضل تو را در آن راحت می بینم و در آن است که تو را حس می کنم .
خدا رو شکر واسه داشتن استاد عزیز که اینقدر قشنگ و ساده به ما آموزش میده. بر خلاف دیگر اساتید
خدا رو شکر واسه خونه قشنگ، محله زیبا و لاکچری، آروم و سرسبز
استاد عزیز.
خدا رو شکر واسه این همه موتور ، دوچرخه، ماشین های شیک و جت اسکی که داشتن همه ی این ها به خاطر تضادی بوده که استاد با اون روبرو شده.
وقتی باورهامون درست بشه، باور به فراوانی ، باور به اینکه من خالق زندگی خودم هستم و باور توحیدی داشته باشیم. همهی اون تضادهایی که گریه و ناراحتی داشتن باعث شادیمون میشه.
ما باید یاد بگیریم با هر چیزی که داریم، حالمون خوب باشه. مثل استاد که حالش توی بندر عباس خوب بود، و شکر گذار بود و احساس خوشبختی میکرد.
ما باید حتی برای داشته های دیگران هم شکر گذار باشیم
نباید حسادت کنیم یا بد و بیراه بگیم. مثل استاد که ماشین های گرون قیمت و خونه های شمال شهر تهران رو میدید و سپاس گذاری میکرد و میگفت: اگه اونا تونستن به این موفقیت برسند، پس منم میتونم خدایا شکرت.
به جای اینکه نا امید بشیم و بگیم که چرا دیگران این نعمت ها رو دارند ومن ندارم ، به خودمون بگیم اگه من الان این جایگاه هستم به خاطر باورهای الان منه. اگه باورهام تغییر کنه، منم میتونم این نعمت ها رو داشته باشم .
یکی از مهمترین باورها اینه که ما مسولیت زندگیمون رو دادیم دست دیگران. باورهامون رو اگه درست کنیم ، خود به خود همه چیز درست میشه.
از نشانه های تغییر اینه که ایده به ذهنمون میاد. باید به ایده ها عمل کنیم.
باید به چه ایدهای عمل کنیم؟ ایدهای که بر نمی گرده به عوامل بیرونی. نمیگه وام بگیر، مغازه بزرگ رهن کن، ایدهای که با شرایط کنونی قابل انجامه. یعنی یه ذره از قبل بهتر هست. همین به ذره بهتر شدن ها همه چی به ما میده
خوشبختی احساس خوبه نه ماشین نه خونه یا توی بهترین کشور دنیا بودن. اما فکرت بیمار باشه ، غصه بخوری، گیر بدی، کینه داشته باشی. هیچ وقت خوشبخت نمیشی.
اما اگه باورهات درست باشه و از لحظاتت لذت ببری و تمرکزتو بزاری به روی زیبایی ها ، حالت خوب باشه، ثروت و خوشبختی نتیجه طبیعی باورهای خوبه. ثروت نتیجه حال خوبه، خودش وارد زندگیمون میشه نمیخواد کار خاصی بکنیم.
توحید یعنی مسولیت صد در صد زندگیمون به عهده خودمونه.
خداوندا ، امروز روز بسیار زیبایی بود، وقتی در اینجا کامنت می نویسم ، وقتی به شعر های مولانا گوش میدهم، وقتی به صدای استاد گوش می دهم، وقتی قران میخوانم دنیا جور دیگر می شود، دنیا به من می گوید مهم نیست که الان چه مشکلی داری ، فقط باید به خالق، به خداوند، به پروردگارت ایمان داشته باشی تا مشکلت درست شود، تا همان مشکلت به نعمت تبدیل شود، تا همان مشکلت به بهترین اتفاق سالت تبدیل شود، خدایا شکرت، خدایا شکرت.
من همین الان فایل را باز کردم و متوجه شدم که در اول فایل استاد درباره تضاد هایی حرف میزنند که به ما کمک می کنند تا به هدفان برسیم، وای ، قبل از این که فایل را گوش کنم درباره آن مسئله در پاراگراف قبل متن نوشتم!
خدای من، خدای من ، تو همینجایی، تو در دل منی و هر لحظه داری مرا هدایت می کنی، تنها کاری که باید بکنم این است که روزانه و به طور مستمر در اینجا فعالیت داشته باشم، بقیه اش مهم نیست! مهم نیست از چه کاری دارم پول درمیاورم، مهم نیست در کجا زندگی می کنم، مهم نیست خانواده ام چه کسانی هستند، تنها چیزی که مهم است این است که باید به طور مستمر روی خودم کار کنم تا باور هایم عوض شود، همین!
تنها با عوض کردن باور ها همه چیز تغییر میکند، زندگی در این دنیا خیلی خیلی آسان است، امتحانی که خداوند از ما در این دنیا می خواهد خیلی خیلی آسان است، الان مد شده، همه میگویند دوره زمانه ، دوره بدی است، همه می گویند ما در بدترین نقطه تاریخ قرار داریم، خخخخخخ
ولی من می گویم الان بهترین نقطه تاریخ است و روز به روز هم بهتر خواهد شد، میتوانم ببینم روز هایی را که انسان ها کار های ساده شان را به هوش مصنوعی می گویند تا وقتشان باز شود برای کار هایی با سطح علمی بسیار بالا تر از آنچه الان هست! الان بهترین وقت تاریخ نسبت به سال های قبلش است، خدایا شکرت که در این وقت تاریخ، که در این خانواده ، که در این کشور زیبا، که در این روستای زیبا دارم زندگی می کنم، شاید باورش برای بقیه سخت باشد ولی بزرگترین نعمتی که خداوند به من داده این است که مرا در یک روستا به دنیا آورده، شرایط اینجا باعث شده تا کوچک ترین نگرانی بابت آینده نداشته باشم، خدایا هزاران مرتبه شکرت، بابت این قدرت بی نهایتت که هر از گاهی جزئی از آن را به من میدهی و زندگی ام کن فیکون می شود هزاران بار، هزاران بار از تو شاکرم، خدایا شکرت، خدایا شکرت، خدایا شکرت.
سپاسگزارت هستم که هر آنچه که مسخر توست، مسخر من هم است، من با تو یکی هستم، من بخشی از از تو هستم، شاکرت هستم، خدایا شکرت، خدایا شکرت، خدایا شکرت.
گفنتی که هر کس با تو باشد نه ترسی دارد نه غمی
چند ساعت پیش که یک مسئله ای رخ داد ، نه ترسی داشتم نه غمی
چقدر واقعا لذت بخشه وقتی میشینی و به نتایجت نگاه میکنی و با خودت میگی که من تا دیروز فکر نمیکردم یک دهم اینو داشته باشم اما الان مثلا دو تاشو دارم
الان بهتر از چیزی که فکر میکردم واسم اتفاق افتاده
این نتایج خودشون حاصل ایمان و توکل بوده تازه وقتی تحسینشون میکنی ایمان و توکلمونو بیشترم میکنن و این ایمان جدید باعث نتایج بیشتر میشه و همینطوریه که یهو میبینی یه نفر تو 5 سال از خاک بلند شد به عرش رسید
تکامل بحث زمان نیست
بحث تجربه های سریعتره
هرچقدر بیشتر سعی کنی تمرکزتو توی مسیر درست نگه داری، هرز نمیتابی پس زودتر قدم ها رو طی میکنی و زودتر به نتایجی میرسی که واسه بقیه قفله
درود بر استاد بزرگوارم جناب عباسمنش گرامی و بانو شایستهی عزیز و یکایک شما همفرکانسیهای گلم
استاد بزرگوارم حرفای شما مثل همیشه بسیار به دلم نشست و چه اندازه به من انرژی و انگیزه داد. یک بار دیگه به خودم گفتم که باید دنبال نتایج خلقالساعه نباشم و صبور باشم و بدونم که همه چیز از صبر بهدست میاد. از صبر و توجه تنها به رب العالمین( که میشه همون نماز. چون به گفتهی خود شما، تنها شمای که پیامبر ما نماز میخونده که نماز نیست. نماز یعنی توجه تنها به رب العالمین) است که کمکم همه چیز درست میشه و عجله فقط همه چیز را خراب میکنه و من رو از جادهی درست زندگی بیرون میکنه.
همینطور وقتی در مورد الهامات و ایدهها صحبت کردید، الهاماتی درست هستند که من را کمی بالاتر از آنچه الان هستم ببره، نه اینکه چندین مدار با مداری که الان توش هستم فاصله داشته باشه. اینجوری دیگه من تلاش میکنم ولی تقلا نمیکنم و همینه که مسیر را برای من لذتبخش میکنه نه زجرآور. چون خودم هم میدونم که با همین شکل پیشرفته که نتایج تثبیت میشن و وقتی نتایج تثبیت بشن، رشد صورت میگیرد و رشد برگشتپذیر نیست و ماندگاره. بنابراین برای اجرای تصمیمهایی به این شکل که من را پله پله بالا ببره، هیچ تردیدی به دل راه نمیدم و خدایا پروردگارا به امید تو آغاز میکنم و میدونم که بقیه مراحل توی مسیر به من گفته میشه!
منم دنبال رسیدن به تضادهام هستم. همون چیزایی که تو بچگی و جوونی نداشتم. همون چیزایی که همین الان هم ندارم و با تمام وجود دلم میخواد که داشته باشم و تازه دارم به راههای درست درونیم باورم قویتر میشه و باید هر روز روی خودم کار کنم و به ایدهها عمل کنم و از سرمایهگذاری روی اونا نترسم و بدونم که این ایدهها را که درست هستند را همشون رو خدا به من گفته و من چیزی نیستم جز خود خدا! درست مثل یک قطرهی آب اقیانوس که همهی ویژگیهای همون اقیانوس را داره و بنابراین من هم در مقیاس خودم میتونم دنیای دلخواه خودم را بیافرینم.
خدایا پروردگارا سپاس، این روزا همه چیز داره در جهت ایجاد و تقویت باورهای مثبت و نامحدود برای من پیش میره. تو جلساتی شرکت میکنم که همش همین حرفاست، با آدمایی برخورد میکنم که همش همین حرفا رو میزنن و مثل من بهدنبال رویاها و اهدافشان هستن. خدایا پروردگارا سپاس بیکران که مرا در این مسیر زیبای آگاهی و شناخت و هدایت گذاشتی و خورشیدهای هدایت را بر سر راهم نهادی تا راه گم نکنم.
در عمل کردن به ایده های الهامی از سمت خداوند بایدکمال گرایی رو کنار بزاریم و درهرشرایطی که هستیم به اون ایده ها عمل کنیم.
اما ایده های رو عملی کنیم که با شرایط الان ما در فاصله ی دوری قرار نگرفته باشه.اگر ایدهایی رودرکسب وکار باید انجام بدیم ولی مارو خیلی بدهکارقرض ووام میکنه اون از جایگاه
فعلی ما خیلی دوره.
ایدهارو باید حتی اگر کوچک هستن عملی کنیم همین عمل به ایدهای کوچک و کارکردن رو خودباعث میشه تا در مداربالاتری قراربگیریمو ایدهای بالاتری بهمون الهام بشه و کم کم به شرایط ایده ال برسیم.واما
استادعزیزم شما برای من یک الگوی تمام هستین من مشتاق مثالهایی هستم که از گذشته ی خودتون میزنین باتمام وجودم حرفهاتون رو گوش میکنم و احساس میکنم که شما هم از جنس خودمون هستین و لذت میبرم که بعدش میگین به وسیله باورهاتون به این جایگاه رسیدین ولذت میبرم از دیدن ماشین هاو خونهای زیباتون.
وقتی میبینم گذشته ی شما هم مثل الان ما است میگم خدایا اگه به استادم هرانچه خواسته دادین پس برای من هم امکان پذیره.
استاد تروخدا درخت میوه بکارید . . فنس و بکشید ده تا ردیف ده تایی درخت بکارید میوه های مختلف.
چقد لذت بخشه
من داشتم یکساعت پیش بهش فکر میکردم یهو تو این فایل دیدم یکی پرسیده.
واقعا همه سوالات توی فایلا پخشع و دونه دونه جوابام رو میگیرم.
ولی استاد بکار واقعا
به نام خدای معجزه ها
یادگار 125
سلام استاد عزیزم و مریم قشنگم
و سلام به همه همراهان این مسیر الهی
استاد روحانی من
الهی دورت بگردم که اینقدر عشقی
استاد باورتون میشه من تا الان 125 تا فایل تعهدی گوش دادم؟
استاد به والله خودم باور نمیکنم
اصلا ی ذره هم امکان نداره
یعنی من ساناز واقعا سر تعهدش مونده؟
امکان نداره
یعنی من این شاخه و اون شاخه نپریدم؟
امکان نداره
وای خدای من
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا این قدرت فوق العاده رو تو بهم دادیاااا
خدایا دمت گرم
خدایا دمت گرم
استاد من هر روز که جلوتر میرم هر روز که ی فایل بیشتر گوش میدم هر روز که حتی ی دونه اگاهی کوچیک از این قانون جهان هستی یاد میگیرم به والله عاشق تر از قبل میشم
عاشق شما
عاشق خدا
عاشق خودم
اصلا عاشق این جهان و قانونش
دقیقا همین تضادها که میگین همون شرایط سخت
وای وای وای منکه روانی اون شرایط سخت هایی هستم که تا الان تو زندگیم پیش اومده
اصلا میگم خدایا مگه من چه کار خوبی کرده بودم که چنین شرایط سختی سر راه من قرار دادی تا اینقدر رشد کنم بزرگ بشم اینقدر تغییر کنم
یادمه تو اون زمان که درگیر اون تضادها بودم شب که میخواستم بخوابم میگفتم خدا امشب اخرین شب زندگی من باشه و من دیگه فردا رو نبینم
و واقعا دیگه تو وجودم توانی برای ادامه دادن نداشتم و شاید حتی فکر خودکشی هم به سرم میزد
بعد از گذشت اون زمان وقتی اون اتفاقا یادم می اومد می نشستم برای اون همه سختی که متحمل شده بودم گریه میکردم و دلم برای خودم میسوخت که اینقدر اسیب دیدم و زجر کشیدم
اما الان
الان عاشقانه از اون اتفاقا حرف میزنم اگه لازم باشه
الان عاشقانه از خدا تشکر میکنم که به حرف من گوش نداد و بهم فرصت زندگی جدید داد
الان عاشقانه با چشمام لذت هامو میبینم که منشا اصلیش دقیقا همون تضادها بودن
الان وقتی میبینم از ته دل چنان میخندم که دل درد میگیرم دقیقا منشاش همون تضادها بودن
الان وقتی میبینم اینقدر رشد کردم بزرگ شدم مقتدرانه رفتار میکنم اینقدر اطرافم پر شدن از ادم حسابی
تمام حساب هام پر از پول شده دقیقا عاشقانه از اون سختی ها یاد میکنم و هر وقتم میاد تو ذهنم با ی عشق قلبی از خدا تشکر میکنم که ممنون از سختی ها وتضادها رو سر راه زندگی من اوردی که نتیجش بشه این ساناز فوق العاده
اصلا هر جا بحث تضاد میشه دلم میخواد با جان و دل بیام بنویسم که من با تک تک سلول های بدنم عاشق تضادم
اصلا تضاد میاد که بگه داری میزنی جاده خاکی
میاد که بگه توحیدت خدشه دار شده
ولی دمش گرم
زنگ خطر فوق العاده ایه.
استاد این داستان اعتراض انصافا خیلی خنده داره
من زخمشو خوردم خیلی قشنگ که اصلا دلم نمیخواد دربارش حرف بزنم..
فقط اینو میدونم معنی کلمه اعتراض اینه که اگه من برم نسبت به ی موضوع خاصی اعتراض کنم یعنی ی تریلی اصلا ی کانتیر بردم و به جهان میگم هرچی موضوعات منفی و درب و داغون و نابود کننده هست بریز تو این کانتینر و تا خرخره پر کن که من برای زندگیم لازم دارم و انصافا برای نجاتش هم باید تک تک اون بار کانتینر رو خالی کنی و بسوزونی و از بین ببری که هیچ اثری ازش نمونده
دقیقا به همین صراحت
و وقتی میخوام نسبت به چیزی معترض باشم میگم ساناز توانایی خالی کردن اون همه اتفاقات منفی از ی کانتینر رو داری؟؟
توانایی شو داری خالی کنی و تک تک بسوزونی به جاش باور های قدرتمند کننده بسازی؟
اگه توانایی شو داری و زمان داری یا علی
شروع کن.
استاد من عاشقتم که هستی و زندگی واقعی رو برای من نوعی معنا میکنی
کی بشه بیاین ایران من چهره روحانی شمارو ببینم
شایدم اصلا من اومدم پیش شما
چه کاریه؟
دمت گرم یار وفادار این سایت الهی.
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
به نام الله یکتا،
درود به استاد عباسمنش، خانم شایسته عزیزم و دوستان گلم در پروژهی خانه تکانی ذهن،
خداروشکر به خاطر این همه آرامش، یک محلهی آرام و دنج، با همسایههای عالی، خداروشکر از اینهمه فراوانی و برکت ، خداروشکر از اینهمه پاسخی که خداوند به خواستههامون میده، خداروشکر از این عشقی که در کلامتون هست و اشتیاقی که در زندگیتون دارین،
چقدر زیباست،
چقدر من کشور آمریکا رو دوست دارم،
استاد از سالهای قبلم اگه بخوام بگم اینجوری بود که اصلا فکر مهاجرت هم به ذهنم خطور نمیکرد اصلا تو یه شرایط دیگه بودم با یه افکار دیگه مهاجرت برام حتی یک ارزوی دور و دراز هم به شمار نمیومد درواقع اصلا آرزویی به اسم مهاجرت وجود نداشت برام، دیگه خیلی رویایی میخواستم فکرکنم بهش تو ذهنم این بود که چی میشه مثلا برم یه شهر دیگه مستقل از خانواده زندگی کنم اونم نه یه شهر دور مثلا همون مرکز استان خودمون.
ولی به مرور که بزرگترمیشدم و دغدغههام و افکارم تغییر میکرد کم کم که باورهام یه کوچولو بهترمیشد و میفهمیدم که اره میتونم یه کارایی تو زندگیم بکنم گفتم چرا که نه، منم میتونم دراینده مهاجرت کنم،
ولی درمورد کشور امریکا خیلی مقاومت ذهنی داشتم اون هم بخاطر همون تصویرسازیهای رسانهای و قوانین راجع به اسلحه و مسأله شوتینگ بود که درواقع همه و همه رو از رسانه دیده بودیم فقط،
ولی از وقتی با شما آشنا شدم و تفکرم تا حدودی تغییر کرد و امروز که عاشق شما و عاشق مریمجان و لایف استایلتون و باورهاتون و صحبتهاتون و زندگیتون هستم عاشق اینم که یه روز مهاجرت کنم به امریکا و توی این کشور ازاد و پرانرژی زندگی کنم.
ولی همونجور که از خودتون یادگرفتم همونجور که از قانون یادگرفتم نمیخوام اتفاقی رو به زور و با رنج و ناراحتی رقم بزنم، من این آرزو توی دلم هست و مطمئنم یه روز که آمادگیش رو داشته باشم خداوند من رو به راه درستش هدایت میکنه،
ولی تا به امروز با اینکه قبلا یکی دوبار هم تلاش کوچکی براش کردم ولی احساس من و قلب من بهم میگه که الان وقتش نیست، هنوز اینجا توی ایران کارایی برای انجام دادن داری و درسهایی برای گرفتن داری،
و دیگه اینجور نیستم که دست و پا بزنم،
امروز که جدا از خانواده و مستقل دارم در شهر مرکز استانمون زندگی میکنم از کشورم راضی هستم و خداروبرای زیباییهای کشورم و شهرم و اتاق کوچک30متری که دارم شاکرم، با وجود یک سری مسائلی که گاه و بیگاه هست و پیش میاد و گاهاً به گوش من هم میرسه ولی تمام سعیم رو میکنم که تفکرم رو کنترل کنم و با سپاسگزاری و عمل به الهاماتم قدمهامو بردارم و حالم رو خوب نگهدارم ، چون الان دیگه من عمیقا باوردارم که اگر درون من تغییر نکنه، فرقی نمیکنه کجا باشم بازهم مشکلات و ناراحتیها دنبالم میاد، ولی اگه درون من تغییر کنه هم فرقی نمیکنه کجا باشم بازهم طعم خوشبختی و شادی رو میتونم بچشم.
و به موقعش زمانی که قلبم بهم بگه که الان دیگه آمادهی رفتنی قطعاً به اذن الله این کارو خواهم کرد.
براتون شادی و ثروت و آگاهیهای بینهایتی رو به وسعت قلب زیباتون آرزومندم.
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی عزیزانم
سپاس گزار خداوندم بابت حضور در این فضا و احاطه شدن با این اگاهی ها
ایده اومد که بنویسم و برای خودم مرور کنم ،دلیل اتفاقات خوبی که در این یک هفته اخیر برام رقم خورد و چند روز قبل از اون که داشتم روی خودم کار میکردم و خبری نبود به ظاهر از چیزی ولی به یاری خدا تونستم ذهنمو کنترل کنم و پاداش ها از راه رسید
الهی صد هزار مرتبه شکر
خب اما دلیل نتایجم ؟؟؟
سپاس گزاری اول صب و تمرین ستاره قطبی
سعی در توجه به نکات مثبت که شاید به اندازه 10درصد توجه کردم اما نتایجی که رخ داده خیلی برام راضی کنندس
در تمام موارد نگاه به درون داشتن نه عوامل بیرونی
حرف زدن زیاد با خدا و سپردن تمام کارها دست اون
کار کردن روی این باور که من درونم رو درست میکنم و خداوند صددرصد شرایط بیرون رو با من مَچ میکنه
کار کردن روی این باور و تکرار این باور که خداوند بی نهایت دست داره برای رقم زدن خواسته هام و وارد کردن رزق به زندگی من
تکرار این باور که خداوند بیشتر از من میخواد که من ثروتمند شم
تکرار این باور که خداوند هدایت من رو بر خودش واجب کرده
تکرار این باور که امکان نداره که حال من خوب باشه و در احساس خوب باشم و نتیجه بدی رخ بده این امکان ندارررررررد
تکرار این باور که من فقط روی خودم کار میکنم و خداوند منو هدایت میکنه و این فرکانس های ارسالی خوب و این باورهای خوب دست خداوند رو باز میزاره برای رقم زدن اتفاقات خوب و خواسته هام و خداوند داره صددرصد کارهارو انجام میده و قدم هایی که باید بردارم رو به من الهام میکنه
تکرار این باور که خداوند همواره حاضر و بینا به احوالات هر لحظه ی منه
تکرار این باور که خداوند وظیفشه که کارهای منو انجام بده چون من به غیر از اون به کسی روی نیاز ندارررررررررررم
وسپاس گزاری و سپاس گزاری و سپاسگزاری
و سپاسگزاری و سپاس گزاری و سپاس گزاری
مدام یاداوری این نکته که تنها وظیفه ی تو اروم کردن ذهن و برداشتن مقاومت هاست
تنها وظیفه ی تو اروم کردن ذهن است
تنها وظیفه ی تو اروم کردن ذهن است
تنها وظیفه ی تو اروم کردن ذهن است
و بعد گوش دادن به قلب و پیرو الهامات بودن است
تکرار این باور که هر احساس بد هر گونه فکری که به من احساس بدی میده ، هرررررررررگونه فکری که به من احساس بدی میده ،اقاااااااااا هررررررررررررررررررگونه فکری که به من احساس بدی میده الهییییییی نیست ،از طرف خداوند نیست
انما النجوا من الشیطان
نجوا تنها از ناحیه شیطان است
و وظیفه ی من ایجاد هماهنگی بین ذهن و روحم هست
خداوند در قالب تصاویر
در قالب کلمات و افکار
در قالب نشانه ها داره با من حرف میزنه
و از همه پررنگتر و از همه واضح تر خداوند داره در قالب تجربه بامن حرف میزنه ،
اینکه ذهن سعی میکنه که باز یادم ببره که چه شرایط های بدی که توکل کردم و تقوا داشتم و پاداش ها از راه رسید
از این طرف خداوند داره یاد من میاره که هر موقع اومدم فقط و فقط تمرکز کردم روی درون و به احساس ارامش رسیدم کارهارو انجام داد
خداوند هی تجربیات رو یادم میاره و بهم میگه که چه کارهایی رو بهم قوت و قدرت داد و انجام دادم که خودمم شک داشتم
خداوند یادم میاره که با وجود نجواها وقتی ادامه دادم و توکل کردم و گفتم خداوند بامنه ،کاری نبوده که سرانجام خوبی نداشته باشه
و دقیقا اونی نباشه که من میخوام و حتی بهتر از اون شده ،چون من محدودم و اون نامحدوده ،چون من توی جنگل دید ندارم و اون از هلیکوپتر داره همه چیز رو میبینه و بهترین مسیر رو میخواد برام انتخاب کنه و حالا تنها وظیفه ی من اینه که به خودم زحمت روشن کردن بی سیم و ارتباط با هلی کوپتر و بدم و بقیش اوکیه یعنی میگه برو چپ میگه وایسا میگه راه برو میگه بدو میگه بشین میگه استراحت کن و……. در هیچ یک از الهاماتش حتی ذره ای ترس و احساس دیر شدن و احساس تموم شدن و احساس اینکه دیگه نمیشه نیست ، همیشه همیشه همیشه از هر جایی که بخوام مثل نقشه گوگل مپ از هر جایی که بخوام برگردم به مسیر و مسیر درست رو ادامه بدم از نزدیکترین و میانبرترین مسیر منو پیش میبره و فقط
اعتماد ، رهایی ، حس خوشحالی از صمیم قلب ،حس سرزندگی ،حس امید و شور وشوق ،حس اطمینان قلبی همه و همه نشون دهنده اتصال من و نزدیکی من به خداونده به دریافت الهامات خداوند
الهی شکرت چقدرحالم خوب شد با یاداوری این باورها
الهی سپاس گزارم بابت این ایده الهامی که نزاشتی احساسم زیاد بد بشه و شیطان غافلم کنه
الهی صد هزار مرتبه شکرت
تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .
درپناه الله یکتا .
سلام
عالی بود یک سری سوالات داشتم که اصلا ربطی به پرادایس نداشت ولی با حالات شما و احساس شما خودم به جوابهایی که می خواستم رسیدم.
هر بار که شما را می بینم ازشما انرژی دریافت می کنم .
بهشت که نام پر مسمایی است چیزهایی که از بهشت تصور دارم را در این ملک می بینم انگار این زمین هم بارزا زمین خدا را نشان میدهد و واقعا یادبهشت می افتم بهشتی که می توانه برای همه باشه
بهشتی که هیچ ج
حصاری ندارد و بهشتی که فقط یک جهت دارد یعنی زیبایی و خوبی
بهشتی که مرا رشد می دهد بهشتی که در آن آرامش دارم و در آن سکنی دارم و حالم همیشه عالی است اگر هم نباشد با نگاه کردن به همه نعمتهای خداوند که در آن میبینم مثل این همه درخت زیبا با رنگ سبز زیبا و با تلالو نور خورشید و رنگ زیبایی که به این سبزی می دهد و آن را درخشانتر و خوشرنگ تر می کند .
آن جا بهشت است بهشت ابدی که دست هیچ انسانی آن را آلوده نکرده است و بکر و شاد و با انرژی است .
صبح به صبح خورشید به تمام این بهشت سلام می کند و انرژی وحیات دوباره را نشان آنها میدهد.
چه لذتی دارد که زیر سایه یکی از درختان بنشینم و یاد خدا و نعمتهای خدا باشم و از این چشم انداز لذت ببرم.
ساخته دست انسانی در آن کم است خودش خودش را تغذیه می کند خودش خودش را رشد می دهد و نگاه و دستان خدا را در جایگاه جایگاه این زمین و نعمت خدا می بینم گویی که خدا این قسمت را خاص آفریده است برای انسانی خاص یعنی استاد عباس منش مهربانم.
همه چیز عالی است همه چیز سر جای خودش است
آبی که گوارا است ماهیهای زیادی که در آن هستند و آدمهایی در آنجا هستند که دوست دارند به هیچ حصاری با آزادی این نعمات را ببینند و خدا را احسنت گویند . احسن الخالقین
این زمین نیز با این همه نعمت برازنده همان انسانهایی است که در آن هستند و از آن برای همه انسانهایی که بخواهند توصیف می کنند و از خدا صحبت میکنند.
یکتایی خدا را در همه جا می بینم .
کدام انسان است که بتواند درختی بیافریند برکه ای را بیافریند که همیشه امواج آن مثل تفکرات مثبت در زمین حاصلخیز مغزم جریان دارد و به مغزم آب و غذای الهی می بخشد .
خدایا سپاسگزار تو هستم میدانم که دنیای تو زیباست وبهشت را در همین دنیا نشانمام میدهی که گوشه ای از آن بهشتی است که می بینم و لذت می برم .
تو بیکرانی تو بی انتهایی
تو جاودانی تو الرحمن الراحمینی
خداوندا همیشه دستم در دست توست دستی که این مناظر زیبا را آفریده است و همیشه تو را در قلبم حس می کنم.
مناظراین بهشتت را می بینم و دوست دارم تا ابد به آن خیره شوم چرا که یکتایی، رحمت و فضل تو را در آن راحت می بینم و در آن است که تو را حس می کنم .
در پناه خدای واحد
به نام خداوند زیبایی ها
گام هفتم
سلام به اساتید عزیزم
سلام به دوستان عزیز
خدا رو شکر واسه داشتن استاد عزیز که اینقدر قشنگ و ساده به ما آموزش میده. بر خلاف دیگر اساتید
خدا رو شکر واسه خونه قشنگ، محله زیبا و لاکچری، آروم و سرسبز
استاد عزیز.
خدا رو شکر واسه این همه موتور ، دوچرخه، ماشین های شیک و جت اسکی که داشتن همه ی این ها به خاطر تضادی بوده که استاد با اون روبرو شده.
وقتی باورهامون درست بشه، باور به فراوانی ، باور به اینکه من خالق زندگی خودم هستم و باور توحیدی داشته باشیم. همهی اون تضادهایی که گریه و ناراحتی داشتن باعث شادیمون میشه.
ما باید یاد بگیریم با هر چیزی که داریم، حالمون خوب باشه. مثل استاد که حالش توی بندر عباس خوب بود، و شکر گذار بود و احساس خوشبختی میکرد.
ما باید حتی برای داشته های دیگران هم شکر گذار باشیم
نباید حسادت کنیم یا بد و بیراه بگیم. مثل استاد که ماشین های گرون قیمت و خونه های شمال شهر تهران رو میدید و سپاس گذاری میکرد و میگفت: اگه اونا تونستن به این موفقیت برسند، پس منم میتونم خدایا شکرت.
به جای اینکه نا امید بشیم و بگیم که چرا دیگران این نعمت ها رو دارند ومن ندارم ، به خودمون بگیم اگه من الان این جایگاه هستم به خاطر باورهای الان منه. اگه باورهام تغییر کنه، منم میتونم این نعمت ها رو داشته باشم .
یکی از مهمترین باورها اینه که ما مسولیت زندگیمون رو دادیم دست دیگران. باورهامون رو اگه درست کنیم ، خود به خود همه چیز درست میشه.
از نشانه های تغییر اینه که ایده به ذهنمون میاد. باید به ایده ها عمل کنیم.
باید به چه ایدهای عمل کنیم؟ ایدهای که بر نمی گرده به عوامل بیرونی. نمیگه وام بگیر، مغازه بزرگ رهن کن، ایدهای که با شرایط کنونی قابل انجامه. یعنی یه ذره از قبل بهتر هست. همین به ذره بهتر شدن ها همه چی به ما میده
خوشبختی احساس خوبه نه ماشین نه خونه یا توی بهترین کشور دنیا بودن. اما فکرت بیمار باشه ، غصه بخوری، گیر بدی، کینه داشته باشی. هیچ وقت خوشبخت نمیشی.
اما اگه باورهات درست باشه و از لحظاتت لذت ببری و تمرکزتو بزاری به روی زیبایی ها ، حالت خوب باشه، ثروت و خوشبختی نتیجه طبیعی باورهای خوبه. ثروت نتیجه حال خوبه، خودش وارد زندگیمون میشه نمیخواد کار خاصی بکنیم.
توحید یعنی مسولیت صد در صد زندگیمون به عهده خودمونه.
ممنون استاد و خانم شایسته نازنین
در پناه الله مثل همیشه بدرخشید
به نام خداوند قدرتمند
خداوندا ، امروز روز بسیار زیبایی بود، وقتی در اینجا کامنت می نویسم ، وقتی به شعر های مولانا گوش میدهم، وقتی به صدای استاد گوش می دهم، وقتی قران میخوانم دنیا جور دیگر می شود، دنیا به من می گوید مهم نیست که الان چه مشکلی داری ، فقط باید به خالق، به خداوند، به پروردگارت ایمان داشته باشی تا مشکلت درست شود، تا همان مشکلت به نعمت تبدیل شود، تا همان مشکلت به بهترین اتفاق سالت تبدیل شود، خدایا شکرت، خدایا شکرت.
من همین الان فایل را باز کردم و متوجه شدم که در اول فایل استاد درباره تضاد هایی حرف میزنند که به ما کمک می کنند تا به هدفان برسیم، وای ، قبل از این که فایل را گوش کنم درباره آن مسئله در پاراگراف قبل متن نوشتم!
خدای من، خدای من ، تو همینجایی، تو در دل منی و هر لحظه داری مرا هدایت می کنی، تنها کاری که باید بکنم این است که روزانه و به طور مستمر در اینجا فعالیت داشته باشم، بقیه اش مهم نیست! مهم نیست از چه کاری دارم پول درمیاورم، مهم نیست در کجا زندگی می کنم، مهم نیست خانواده ام چه کسانی هستند، تنها چیزی که مهم است این است که باید به طور مستمر روی خودم کار کنم تا باور هایم عوض شود، همین!
تنها با عوض کردن باور ها همه چیز تغییر میکند، زندگی در این دنیا خیلی خیلی آسان است، امتحانی که خداوند از ما در این دنیا می خواهد خیلی خیلی آسان است، الان مد شده، همه میگویند دوره زمانه ، دوره بدی است، همه می گویند ما در بدترین نقطه تاریخ قرار داریم، خخخخخخ
ولی من می گویم الان بهترین نقطه تاریخ است و روز به روز هم بهتر خواهد شد، میتوانم ببینم روز هایی را که انسان ها کار های ساده شان را به هوش مصنوعی می گویند تا وقتشان باز شود برای کار هایی با سطح علمی بسیار بالا تر از آنچه الان هست! الان بهترین وقت تاریخ نسبت به سال های قبلش است، خدایا شکرت که در این وقت تاریخ، که در این خانواده ، که در این کشور زیبا، که در این روستای زیبا دارم زندگی می کنم، شاید باورش برای بقیه سخت باشد ولی بزرگترین نعمتی که خداوند به من داده این است که مرا در یک روستا به دنیا آورده، شرایط اینجا باعث شده تا کوچک ترین نگرانی بابت آینده نداشته باشم، خدایا هزاران مرتبه شکرت، بابت این قدرت بی نهایتت که هر از گاهی جزئی از آن را به من میدهی و زندگی ام کن فیکون می شود هزاران بار، هزاران بار از تو شاکرم، خدایا شکرت، خدایا شکرت، خدایا شکرت.
سپاسگزارت هستم که هر آنچه که مسخر توست، مسخر من هم است، من با تو یکی هستم، من بخشی از از تو هستم، شاکرت هستم، خدایا شکرت، خدایا شکرت، خدایا شکرت.
گفنتی که هر کس با تو باشد نه ترسی دارد نه غمی
چند ساعت پیش که یک مسئله ای رخ داد ، نه ترسی داشتم نه غمی
و چند دقیقه پیش آن اتفاق تبدیل به یک نعمت شد
شاکرت هستم.
به نام الله یکتا
سلااااام
چقدر واقعا لذت بخشه وقتی میشینی و به نتایجت نگاه میکنی و با خودت میگی که من تا دیروز فکر نمیکردم یک دهم اینو داشته باشم اما الان مثلا دو تاشو دارم
الان بهتر از چیزی که فکر میکردم واسم اتفاق افتاده
این نتایج خودشون حاصل ایمان و توکل بوده تازه وقتی تحسینشون میکنی ایمان و توکلمونو بیشترم میکنن و این ایمان جدید باعث نتایج بیشتر میشه و همینطوریه که یهو میبینی یه نفر تو 5 سال از خاک بلند شد به عرش رسید
تکامل بحث زمان نیست
بحث تجربه های سریعتره
هرچقدر بیشتر سعی کنی تمرکزتو توی مسیر درست نگه داری، هرز نمیتابی پس زودتر قدم ها رو طی میکنی و زودتر به نتایجی میرسی که واسه بقیه قفله
کلیدش ایمانه
اعتماد به رب
توکل
امید
باورهای درست هم جهت با خواسته
اگه فلانی تونسته پس منم میتونم
واسه فلانی شده پی واسه منم میشه
فلانی داره پس منم میتونم داشته باشم
چون خداهامون یکیه
خدایی که به اون ثروت داده همون خدای منم هست
منم که مث فلانی یه آدمم
پس شرایطمون مساویه
صد در صد به منم میده
تمام
آی بنازم به این خدا و قوانینش
خدایاشکرت
عاشقتونم
دستتون در دست الله یکتا
درود بر استاد بزرگوارم جناب عباسمنش گرامی و بانو شایستهی عزیز و یکایک شما همفرکانسیهای گلم
استاد بزرگوارم حرفای شما مثل همیشه بسیار به دلم نشست و چه اندازه به من انرژی و انگیزه داد. یک بار دیگه به خودم گفتم که باید دنبال نتایج خلقالساعه نباشم و صبور باشم و بدونم که همه چیز از صبر بهدست میاد. از صبر و توجه تنها به رب العالمین( که میشه همون نماز. چون به گفتهی خود شما، تنها شمای که پیامبر ما نماز میخونده که نماز نیست. نماز یعنی توجه تنها به رب العالمین) است که کمکم همه چیز درست میشه و عجله فقط همه چیز را خراب میکنه و من رو از جادهی درست زندگی بیرون میکنه.
همینطور وقتی در مورد الهامات و ایدهها صحبت کردید، الهاماتی درست هستند که من را کمی بالاتر از آنچه الان هستم ببره، نه اینکه چندین مدار با مداری که الان توش هستم فاصله داشته باشه. اینجوری دیگه من تلاش میکنم ولی تقلا نمیکنم و همینه که مسیر را برای من لذتبخش میکنه نه زجرآور. چون خودم هم میدونم که با همین شکل پیشرفته که نتایج تثبیت میشن و وقتی نتایج تثبیت بشن، رشد صورت میگیرد و رشد برگشتپذیر نیست و ماندگاره. بنابراین برای اجرای تصمیمهایی به این شکل که من را پله پله بالا ببره، هیچ تردیدی به دل راه نمیدم و خدایا پروردگارا به امید تو آغاز میکنم و میدونم که بقیه مراحل توی مسیر به من گفته میشه!
منم دنبال رسیدن به تضادهام هستم. همون چیزایی که تو بچگی و جوونی نداشتم. همون چیزایی که همین الان هم ندارم و با تمام وجود دلم میخواد که داشته باشم و تازه دارم به راههای درست درونیم باورم قویتر میشه و باید هر روز روی خودم کار کنم و به ایدهها عمل کنم و از سرمایهگذاری روی اونا نترسم و بدونم که این ایدهها را که درست هستند را همشون رو خدا به من گفته و من چیزی نیستم جز خود خدا! درست مثل یک قطرهی آب اقیانوس که همهی ویژگیهای همون اقیانوس را داره و بنابراین من هم در مقیاس خودم میتونم دنیای دلخواه خودم را بیافرینم.
خدایا پروردگارا سپاس، این روزا همه چیز داره در جهت ایجاد و تقویت باورهای مثبت و نامحدود برای من پیش میره. تو جلساتی شرکت میکنم که همش همین حرفاست، با آدمایی برخورد میکنم که همش همین حرفا رو میزنن و مثل من بهدنبال رویاها و اهدافشان هستن. خدایا پروردگارا سپاس بیکران که مرا در این مسیر زیبای آگاهی و شناخت و هدایت گذاشتی و خورشیدهای هدایت را بر سر راهم نهادی تا راه گم نکنم.
ارادتمند شما
سلام براستادعزیزم ومریم جانم وتمام دوستان درسایت بهشتی.
رسیدیم به گام هفتم خانه تکانی ذهن:
در عمل کردن به ایده های الهامی از سمت خداوند بایدکمال گرایی رو کنار بزاریم و درهرشرایطی که هستیم به اون ایده ها عمل کنیم.
اما ایده های رو عملی کنیم که با شرایط الان ما در فاصله ی دوری قرار نگرفته باشه.اگر ایدهایی رودرکسب وکار باید انجام بدیم ولی مارو خیلی بدهکارقرض ووام میکنه اون از جایگاه
فعلی ما خیلی دوره.
ایدهارو باید حتی اگر کوچک هستن عملی کنیم همین عمل به ایدهای کوچک و کارکردن رو خودباعث میشه تا در مداربالاتری قراربگیریمو ایدهای بالاتری بهمون الهام بشه و کم کم به شرایط ایده ال برسیم.واما
استادعزیزم شما برای من یک الگوی تمام هستین من مشتاق مثالهایی هستم که از گذشته ی خودتون میزنین باتمام وجودم حرفهاتون رو گوش میکنم و احساس میکنم که شما هم از جنس خودمون هستین و لذت میبرم که بعدش میگین به وسیله باورهاتون به این جایگاه رسیدین ولذت میبرم از دیدن ماشین هاو خونهای زیباتون.
وقتی میبینم گذشته ی شما هم مثل الان ما است میگم خدایا اگه به استادم هرانچه خواسته دادین پس برای من هم امکان پذیره.
ممنونم ازتون استادهای عزیزم.