این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/07/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-07-12 05:06:582025-07-12 05:14:15live | در هر شرایطی، خالق زندگی خود باشیم
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
احسنت به شما چقدر لذت بردم از این ایده بی نظیروتجربه شیرینی که نوشتید راستش من خودم از انتظارات مثبت در روابط زیاد استفاده میکنم وهرچی ذهنم سعی میکند از قبل مواردی را به یادم بیاره که دفعه قبل این اتفاق افتاد پس ایندفعه هم همین هست میگم نه ایندفعه فرق داره چون من خودم دارم اتفاقات وشرایط زندگی ام را خلق میکنم ومن دوست دارم همچین چیزی را در این مورد به خصوص تجربه کنم ،بااین آرامش واین احساس خوب نتیجه همونی میشه که من میخوام حتی فراتر از اون
بسیار بسیار سپاسگزارم
بهترین بهترینها را که فقط خداوند به آن آگاه هست در هر لحظه از زندگی برایت آرزومندم
در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید
چه پیام پربرکت و زیبایی فرستادید… ازخوندنش، هم لبخند روحم شکفت، هم حس آرامش وقدرت رو درونم زندهتر کرد.
اون چیزی که نوشتین دربارهی “خلق شرایط و اتفاقات زندگی با انتخاب آگاهانه و احساس خوب”، دقیقاً همون نقطهای هست که من همیشه با خودم تکرارش میکنم و ازخدا میخوام که فراموشم نشه… اینکه ما مسئول دنیای درونمون هستیم، و دنیای بیرون فقط انعکاس اون صدای درونیه که با خداهمنوا شده/ یا نشده .
و چه عالی که شمااین مهارت رو توی روابطتون تمرین میکنین… اونم با این همه ظرافت و قدرت ذهنی.
واقعاً جملهتون طلایی بود:
«من دوست دارم همچین چیزی را دراین مورد بهخصوص تجربه کنم.»
چقدر عالیه و این یعنی ایمان، اختیار، ظرافت زنانه، وقدرت خالقانه یک بندهی آگاه!
از ته قلب، ازتون ممنونم که اینقدرزیبا و آگاهانه به این گفتگو رنگ و معنادادین.
و از دعای پرمهرتون، با همهی وجودم بهرهمند شدم…
منم از خدای مهربون، روشنترین مسیرها، زیباترین آرامشها، بینهایت ثروت و سعادتی که خاص بندگان خودش قرار میده رو براتون آرزو میکنم… همیشه… در هر لحظه .
فقط میتونم اینو بگم که تو این چند روز که هر روز صبح میرم پارک و دارم این تمرین رو انجام میدم بطرز جادویی همه چیز تغییر کرده و چه افراد نازنینی باهام تماس گرفتن برای آموزش خدایا صد هزار مرتبه شکرت
محسن جانم خیلی خیلی سپاسگذارتم واسه قلب مهربون و بزرگت که این تمرین فوق العاده رو با همه شیر کردی و اگر هر کسی انجامش بده خیلی زود تغییرات رو تو زندگیش میبینه
خدایا بینهایت سپاسگذارم ازت واسه هدایت بینقصت واسه قوانین بینقص و بدون تغییرت
واقعا لذت بردم از کامنت قشنگ و پرمحتوایی که عجب دستنوشته ای بینظیر دارید خیلی ارزشمندم من وقتی دوستان عزیزی تو این مسیر توحیدی رو میتونم باهاشون در ارتباط باشم وار نکات کلیدی که مطرح میکنم استفاده ناب میکنم خدایا شکرت
منظورم اینه که یاد بگیری درهرموقعیتی، منتظر بهترین حالت باشی… حتی اگه هنوز نشونهای ازش نبینی.
ودقیقاً اینجاست که تمرین “انتظارات مثبت” به کمک آدم میاد.
وقتی مثبت به روابط کاری نگاه میکنی، درواقع داری یه پَترن ذهنی جدید برای خودت میسازی.
واقعا طرز فکر ونگرش منو گفتید من خیلی به خودم ارزش قایل هستم من به عزت احترام خیلی اهمیت میدم و همین جور هم دوست دارم اطرافیانیکه باهاشون در ارتباط هستم هم مثل خودم رفتار کنند
ومن خودم اینه بیرونم هستم
یه چیز دیگه بگم خالصانه خودمونی آقا محسن شما تو کامنتهاتو خیلی از رنگ بنفش استفاده میکنید این رنگ خیلی دوست دارم من همیشه خودکاری رنگی رنگی میخرم برای شکرگزاریمها وتمرینهای جلساتی که کار میکنم رنگ صورتی سبز کم رنگ بنفش و فیروزه ای استفاده میکنم عاشق خودکار رنگی رنگی هستم عشق میکنم به خدا وقتی باهاشون مینویسم اینم از فضل خداونده این همه رنگهای متنوع خدایا شکرت
یعنی قبل از اینکه بیرون چیزی تغییر کنه، تو از درون حس لیاقـــــت بیشتری میکنی.
من این نکته خیلی علاقه خاصی بهش دارم
باید به خدا اعتماد کرد و تمام قد تسلیمش بود .
■ تمرین سادهای که معجزه کرد برام :
یه دفتر بردار (یا حتی یادداشت گوشی)، و هر روزقبل از شروع کارت، 3 تا جمله بنویس:
• امروزمنتظرم چه چیزخوبی اتفاق بیفته؟
• دوست دارم روابط کاریم چه شکلی باشن؟
• چرا فکر میکنم لایق این نوع روابط واتفاقات هستم؟
○ مثـــــــــــــــلاً:
• منتظرم یه پیام کاری خوب بیاد
• یه جلسه شیرین و مفید داشته باشم
• پروژهم بدون تاخیر پیش بره
• چون دارم از درون درست و منظم رفتار میکنم
• چون با خدا همجــــــــــهت هستم
• چون آدمی ام که مسیر درست روانتخاب کرده
برا من همین تمرین ساده، کمکم باورها و فرکانسامو تغییر داد…
اینکه به خدا اعتماد کنیم
من چند روزی رفتم تو دل یه چالش فوقالعاده ومیخاستم خودمو امتحان کنم خدارو صد هزاران بار شکر که کمک کرد شجاعترم کرد وقویترم
رفتیم با خواهرم تویه روستایی که برق نداشت ولی طبیعت دنجی داشت رویایی وشبهاش باایمان پرستاره واروم ساکت خواب میرفتیم یه جایی که آرامش داشت البته ترس هم بود شبها با صدای روبا وگرگ وسگ البته چند باری بیش نبود وخداوندخیلی دوستم داشت آرام میشدم با نام ویاد خداوند دلها آرام میگیرند واین اعتمادوباورتوحیدی منو قوی کرد و اینکه فقط رو خدا.ندحساب باز کنم وباوراینکه من در آغوش امن خداوند قرار دارم وهرگز منو تنها نمیگذاری
باورهای زیبای شما هم خیلی لذت بخش بود ونکتهای طلایی رو گفتید
تو شایستهی کارهای بزرگ، درآمدهای عالی، و همکاریهای حرفهای هستی.
○ و اینو ازنگاهت، از تمرینهات، و از حس لیاقتت باید شروع کنی.
ازهمین ساعت ، مثبتترنگاه کن.
به اتفاقات، به پیامها، به تماسها، به ایمیلهایی که قراره بیان…
منتظر اتفاقات خوب باش، چون خدا منتظره ببینه بالاخره باور کردی لیاقتشو داری یا نه!
آفرین داداش به به چقدرجذابه دستنوشتهای شما فوقالعاده هست
اثرگذاربود برام یه ایمانی قوی درمان به وجود اومد ونشانه ای عالی که بهم داد شد از متن پرمحتوایی داداش عزیزم بهترینها رو برات از خداوند میخام
بهترین آرامش. سلامتی. موفقعیت. ثروت. و استمرار تواین مسیر بهشتی موفق باشید دوستار شما اعظم
خدای من چقدر لذتبخش نقطه آبی کناراسمم خیلی روح منو جلاح میده خیلی از رنگ نقطه آبی لذت میبرم
تشکر محسن جان چقدرعزت داری احترام داری یعنی بهترینها لایق شما که روح مقدس خدایی چقدر لحن صحبتهای شما دلنشینه آره از روستاگفتید نمیدونم آخه چی بگم یعنی خدامنو به جایی برد که فکرش رو نمیکردم یعنی اصلا من نمیدونستم چنین روستایی وجود داره آخه مگر داریم اینچنین نقطه کوری آخه برق نباشه مثل آدمهای نخستین باشند یعنی آقا محسن اینجوری بگم اصلا مواد غذایی رو نمیشه اونجا نگهداری کرد یعنی طبق دوره قانون سلامتی استاد گفته بود که آدمهای نخستین برای تغذیه چجوری خودشونو سیر میکنن یعنی یه حیوانی رو شکار میکنن واینو تا دوروزمیتونن نگهداری کنن وای اسم حیوان شکاری بردم باورمیکنی من دوروز اول که بودم یه صبح زود بیدار شدم داشتم روکوه جلوی چادرم صورتمو میشستم بعد دیدم سرصدا میاد چند دقیقه ای گذشت متوجه شدم حیوانی بنام سیخار شکارکرده بودن مردم اون روستا یعنی جای شما خالی به خدا ساعت 6صبح بود دیدم دارن کباب میکنن رو آتیش یعنی چی بگم به خدا من و خواهرم هم دعوت کردن ما رفتیم کنار آتیش به به عجب شکاری بود بینظیر
آره محسن جان خیلی در آغوش امن خدابودم خداوند به شجاعان پاسخ میده و پاداشها میده
بینهایت سپاسگزارم بابت نقطه بنش زیبایی که برام تو دستنوشته زیبات برام فرستادی خیلی لذت بردم عشق کردم خودمونی دوست دارم یه چیزی بگم دوست دارم عکس داداش عزیزم مو ببینم حتما مثل روح مقدست زیباست ودلنوشتهایی که از اعماق وجودت برامون مینویسید خیلی کامنت که درمورد باورهایی که در مورد کسب کار واحساس لیاقت نوشتید برای خودم کپی کردم و نوشتم واز دلشون تمرین ساختم برای خودم واقعا باورهای کاربردی زیبایی رو نوشته بودید ومن عبارات تاکیدی ازش ساختم آفرین تو هماهنگ هستی در مسیر خداوند وشدی دستی از جانب برم به من وبهترین دستنوشته ای بینظیر تحویل من میدی آفرین موفق باشیداقا محسن توحید عشق خدا دوست دارت اعظم عزیز
سلام وقت بخیر خیلی عالی بود مخصوصا درمورد لیاقت در کسب و کار گفتید. تمرینتون خیلی خوب بود و میشه باهاش ذهن رو چقدر خ ب جواب داد من تا الان روی باورام مراقبه نکرده بودم اما بعد از نتیجه شما تصمیم گرفتم انجام بدم کلی حس ام خوب شد. چقدر از تمریناتون ایده گرفتم و یه الگو خوبی برام هست
سلام به امینِ نازنین، رفیق خوشفرکانس و هممدار عزیزم
پیامت مثل بوی خاکِ بارونخورده بود… زندهکننده، ناب، و پر ازنشونههای حضور خدا.
چقدرکیف کردم ازاین جملهت: “دیدگاهم رو برگردوندم سمت خدا و نعمتهاش…”
دقیقاً همونجاست که اتفاقها شروع میشن… وقتی دل برمیگرده به سرچشمهی نور، زندگی بیزحمت به جریان میفته.
این که یک هفته تنها زندگی کردی و بهجای خلأ، آرامش وحضور روتجربه کردی، یعنی داری قویتر میشی امین جان… یعنی خدا رو ازوابستگیها، ازصداهای بیرونی، کشوندی توی عمق قلبت.
این یعنی تو داری خــــــــــالق نسخه جدیدی از خودت میشی… نسخهای لیاقتمند، بینیاز، و متصل.
و دوبرابر شدن درآمدت؟
فقط شروع ماجراست برادر.
«وقتی احساس لیاقت در تو جون بگیره، جهان هم با احترام، نقش تازهات رو باور میکنه.»
نه فقط پول… بلکه آرامش، روابط، آزادی، و هدایتهای لحظهبهلحظهای که میتونه مسیرتو نوربارون کنه.
از خوندن این جملت اشک تو چشمم نشست:
«محسن ممنونم که دست خدا شدی برای ادامه این راه»
نه رفیق… ما فقط آینهایم برای هم. این حضور خدا توی توئه که بازتاب پیدا کرده توی این کامنت.
دعامیکنم هر صبح که بیدار میشی، خودتو درآغوش خدا ببینی،
و هرشب که میخوابی، حس کنی زندگی ازهمیشه زیباتره…
🟣 سرت سلامت، قلبت روشن، جیبت پُر، و دلت آرام رفیق
با هم، همجــــــــــهت با خدای بخشندهمون، جلو میریم…
محسن جان کلمات که جاری شد حضور خود خداوند بود حرف از لیاقت شد
چند روز پیش دراز کشیده بود تو عالم خواب بیداری
خداوند جواب فکری رو بهم داد که ببین کتابی هست که جلد خوبی نداره اما کلماتی که داخل اون کتاب هست ارزشمند
پس بیا به خودت یاد آوری کن که دوست من تو ارزشمند و لایق به دنیا اومدی فارق از اینکه هیجان چطوره قیافه چطوره تو بدون همه اینا ارزشمندم من باید خودم رو از درون مثل ارزشمند و لایق بدون بدون هیچ عامل بیرونی لازم نیست برای به دست آوردن این حس من کاری انجام بدم چون من ارزشمند متولد شدم
خدا میدونه من فقط این روزا آنقدر آرامش دارم و آنقدر کارا داره به خوبی انجام میشه درسته امروز زیاد رو مورد نبودم اما همین خوندن کامنت شما و جواب بهش حالمو عالی تر میکنه خداروشکر
همین بین که دارم این کامتثنت رو مینویسم و دارم هم جهت تر بشم و ی مشتری دیگه رو تجربه کنم و چقد دارم بهتر و بهتر میشم خداروشکر
در پناه حق شاد سالم سلامت و ثروتمند باشی رفیق جانم
چقدر زیبا و عالی برای خودت از تو دل آگاهیها و درسهای استاد تمرین درست کردی:)) ایول و دستمریزاد بهت، من خط به خطشو نوشتم تا حتما این تمریناتو انجام بدم و امروز استارت زدم به لطف الله مهربان:)) و از تو خیلی سپاسگزارم،
محسن عزیز ممنون میشم که باز هم از تجربیاتت و تمریناتت واسمون بنویس و من یکی که حتما منتظر شنیدنشونم :))
همینجا از استاد عزیزم عباسمنش عزیز هم بخاطر وقت و انرژی مثبت و عالیشون که اینقدر دلسوزانه و با عشق و خیلی روان اگاهیهارو به ما اموزش میدن ممنون و قدردان و سپاسگزارم :))
سپاس سپاس سپاس
در پناه رب العالمین سربلند و موفق و شاد و ثروتمند و سالم باشید ان شاالله .
پیامتو بالبخند و شوق خوندم و باورکن قلبم گرم شد از اینهمه مهر و حضور.
چقدر زیبا گفتی که خطبهخط نوشتی و تمرینها رو از امروز استارت زدی… این یعنی تو آمادهای، تو در مدار دریافت هدایت خدایی قرار گرفتی، و خدا عاشق همین یه دونهست: کسی که میخواد، کسی که حرکت میکنه، کسی که بلند میشه حتی اگه بارها زمین خورده باشه.
وجیهه جان،
من فقط یه دونه از اون بیشمار بندههاییام که داره با نور استاد عزیزمون مسیرشو پیدا میکنه.
ماها مثل فانوسهای کوچیکیم که با شعلهی آگاهی، مسیر همدیگه رو روشن میکنیم.
و تو با این پیامت، شعلهت رو روشنتر کردی، نه فقط برای خودت، بلکه برای همهی ما…
قول میدم تاجایی که بتونم، تجربههامو، تمرینهامو، فهمهامو بنویسم و بذارم وسط دایرهی مهر خدا…
چون میدونم یهجایی، یکی داره از خدا کمک میخواد، و شاید نوشتهی من همون طناب نجاتش باشه… همونطور که نوشتهی بقیه برام نجات بوده بارها.
و چقدر زیبا گفتی از استاد عزیزمون…
واقعاً نمیشه اندازه گرفت این مهر، این آگاهی، این دلسوزی و این نورخدایی که با صداقت و باورمنتقل میکنن.
خداوند خیر دنیاو آخرت رو براشون قرار بده. آمین
برات بهترینها رو میخوام خواهر عزیزم:
دل شاد، ذهن روشن، جسم سالم، و رزقی سرشار ازلطف الهی
زیر سایهی رب مهربونمون، همیشه در امنترین جای عالم باشی
از تمام جمله هایی که گفتی نکته برداری کردم و باور سازی کردم
با کمی تغییر،برای کار خودم
———
باورهای عالی که همه ما باید توکار خودمون بیاریم و قدرت بدیم به خودمون
تصویر سازی خوداگاه مثبت
——
انقدر بگیم و استفاده کنیم تا بشه
ناخوآگاه ما ،در جهت هر چیزی که می خوایم
——
تو بعضی از جهات استفاده کردم و درست بوده ،جاهایی که کار برام آسون بوده ،یعنی اینقدر گفتم که شده باور
حرف های محسن رو درک میکنم و برام پیش اومده
امروز هم اتفاقی کامنت خوندم
لازم و به موقع بود ،چون خودم شرایط کاری که دارم به این جور باورها نیاز داره که تکرار کنم ،مشتریهامو انتخاب کنم و درخواست کنم
((تا امروز پاسخ نداده بودم ولی امروز واقعاً این جمله ها رو تو مسیر دفترم که دیدم
و خوندم ،نکته برداری کردم و گفتم که نظر بدم))
از خدا می خوام نتیجه های عالی بگیرم و بگیرن دوستان و از نتیجه های خوب خودمون به اشتراک بزاریم
مثبت فکر کنیم
وقتی رو خودمون کار کنیم یواش یواش خودتو با بقیه مقایسه نمیکنی،الگوهای خوب میبینی،هدف دار میشی،درخواستهایی که کردی اتفاق میفته،درخواستهایی که میکنی بزرگتر میشه،حرکت میکنی،اعتماد به نفس پیدا میکنی و بیشتر میشه،کارت رو بیشتر دوست داری،به ناخواسته می خوری متوجه خواسته خودت میشی،و همه چیزهایی که لایق باشی برات اتفاق میفته
هم ساده بود، هم واقعی… هم ازدل اومده بود، هم به دل نشست.
ازهمون خط اولش معلومه که داری مسیر رو درست میری. اینکه آگاهانه نکتهبرداری میکنی، آگاهانه تکرار میکنی، و آگاهانه باور میسازی… یعنی درحال خلقی! درحال هدایت شدن! در حال رشد!
واین یعنی دیگه داری مثل خیلیها “زندگی نمیکنی که فقط بگذره”، بلکه داری زندگی رو «خلق» میکنی… اونم از درون به بیرون.
یه نکته کوچیک که دوست دارم به حرفهای قشنگت اضافه کنم اینه:
■ تصویرسازی فقط مال لحظهی نشستن و چشم بستن نیست!
تو همین لحظاتی که گفتی “توی مسیر دفترم خوندم و نکته برداری کردم”، یعنی داشتی با ناخودآگاهت تصویر میساختی.
هربار که یه جملهی مثبت از درونت عبور میکنه، هر بار که خودت رو درحال موفقیت یا انتخاب مشتری دلخواه میخوای ببینی، حتی وسط کار و راه رفتن، داری خشتخشت واقعیتت رو میسازی.
و یه نکته دیگه:
■ وقتی حس کردی هنوز بعضی جاها آسون نشده،
بدون که نه شکست خوردی، نه عقب افتادی.
فقط نشونهست که باید تکرار رو عاشقانهتر کنی،
باید رهاتر، سبکتر، با حس لیاقت بیشتری تکرار کنی.
و البته گاهی یه “تصمیم بزرگتر”، یه “درخواست واضحتر” هم لازمه.
تو گفتی که مشتریهاتو انتخاب میکنی… این یعنی آفرینش. یعنی خلــــــــــق کردن .
ولی گاهی ناخودآگاه ما هنوز یه باور کمارزش یا کوچیککننده روداره یدک میکشه که باعث میشه “انتخاب کردن”هامون نصفه و نیمه باشه.
■ پیشنهاد من:
● یه جمله بساز که خلاصهی هدف حرفهای تو باشه.
● اون جمله رو هر روز با حس بگو. نه با عجله. نه با تردید.
با رها بودن.
● با ایمان به اینکه همین تکرارها مسیرت رو هموار میکنه.
مثل چی؟ مثلاً:
■ “من دقیقاً مشتریهایی رو جذب میکنم که با احترام، اشتیاق و قدرت مالی وارد کارم میشن و با عشق باهام همکاری میکنن.” (عبارات منفی توش بکار نبر)
و در آخر، این دعای زیبا رو با تمام وجودم برات تکرار میکنم:
تو این مدت کامنت زیاد خوندم اما شما خیلی قشنگ تمرین هم دادین علاوه بر اینکه نتایج زیباتون یادداشت کردین و اینکه منم دیروز همین کارهارو انجام دادن و خدا میدونه دقیقا همون اتفاقات وحتی زیباترش اتفاق افتاد چقدر زندگی میتونه قشنگ باشه چقدر زندگی میتونه زیبا باشه وقتی همه چی دست خدا باشه و افکارت خداگونه باشن ممنون و تشکر ویژه از شما دوست عزیزم
کامنت عالی نوشتید وراهکارهای خوبی ارائه دادید ازشما سپاسگزارم
انتظارات مثبت واقعأ معجزه میکنه
وقتی برای شروع کار روزانه ویا انجام هر حرکتی باانتظارات مثبت جلو برویم نتایج فوق العاده میشوند
من هر روز صبح که میخوام سرکار بروم میگم من تاجی ازلطف الهی برسردارم وهمه کارمن به آسانی وراحتی توسط خدای رحمان انجام میشه
میگم من روی شانه های خدا نشستم وجای امن وامان است وهمه کارها عالی پیش میره ودرواقعیت همه کارهایم خوب وعالی انجام میشه
ازدر خونه که میام بیرون میگم ایاک نعبد وایاک نستعین وپیش به سوی یک روز شاد وآرام
شکر خدا هرروزم شاد وآرام است وهمیشه درمحل کارم خوش وخرم هستم وجشن تولد همکاران ویامناسبت ها که جشنی درمحل کار هست همیشه من حضور دارم وباشیفتهای من هماهنگ میشه
وقتی میخوام مسافرت بروم ویا مهمانی بروم ویاخرید بروم میگم خداوند مهربان بهترین برنامه ریز است ومن میخوام براحتی واسانی بروم وبرگردم وبهم خوش بگذره وراحت کار یاخرید انجام بشه وخداراشکر مطابق انتظاراتی که دارم کارها خوب پیش میره
دمت گرم داداش چه توضیح کامل و چه مثال های مرتبط و شفافی زدی….
نمیدونم چطور شد که کامنتت رو خوندم، اما در زمان صحیح آگاهی رو منتقل کردی… ممنونم.
در دنیای کسب و کار، در روابط، در سلامتی، در کسب ثروت و …. وقتی با احساس لیاقت طلب کنی و اقدامات الهامی بعد از حال خوب رو هم انجام بدب نتیجه لاجرم می آد.
این تمرین توجه رو میبره سمت خواسته ها و به قول استاد در همین فایل که گفت:
Where Attention goes, Energy flows
جایی که توجه بره؛ همونجا انرژی جاری میشه
و اگر ادامه بدیم و مرد میدان باشیم اتوماتیک و نرم و آهسته خواسته ها محقق می شوند.
خدایا شکرت بخاطر قوانین محکم و تخلف ناپذیری که قدرت خلق زندگی مون رو فارغ از عوامل بیرونی (جنگ، دلار، بازار، همسر، جغرافیا، اقتصاد یا …. ) 100% اش رو به دست خودمون داده.
به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم
سلام عزیزان جان
سلام بر برادر عزیزم محسن همیشه در راه توحید
محسن عزیز دردانه خداوند
از صبح همواره دارم سعی میکنم آگاهانه
خودم را در جهت جریان خداوند هم آهنگ کنم
و بلطف خداوند تا به الان موفق بوده ام به اندازه ای که تونستم آرامش دارم
کلید در دست ماست
خداوند بر ما منت گذاشته و ما را همچون خودش خالق آفریده
ای جااانم چقدر لذت بخشه وقتی بیشتر درک کنی که خودت خالق تمام اتفاقات زندگی ات هستی
اشک و چشم های قلبی به رحمت الهی
پسر امروز با تمام وجودم سعی کرده ام
افسار ذهنم را کنترل کنم
اون با هر فکر با هر سر و صدای درونی و بیرونی خواسته حواسم را پرت کند
ولی من بلطف خداوند که کریدیت همینم فقط بخدا میدهم
بیادم میاره تا در مدارش پایدارتر باشم
اصلا فکر میکنم خداوند داره با عشق صدام میزنه من منتظر ت هستم
فقط بیا سمت نور بیا سمت عشق و فراوانی
بیا به سمت لیاقت و ارزشمندی
بیا سمت دوستی
آرام باش من منتظرت در مسیر نشسته ام
عاشق گفتگو هایت هستم
چه کم چه زیاد
چه ضعیف چه با قدرت
چه فراموش کار
چه با یادآوری های هر چند کم
وقتی دارم سعی و تلاشت را میبینم
دارم عشق و علاقه و اشتیاق سوزانت را میبینم که چطور داری خودتو بهم میرسونی
با کنترل کردن ذهنت
من دارم مثل هلیکوپتر از بالا تمام مسیر تو رو میبینم
کار کردن های روی ذهنت رو میبینم
از تغییر جهتهایی که داری میدی
همه و همه رو دارم میبینم
و بخاطر همین به خودم برای خلقت تو احسن الخالقین گفتم
و وقتی تو یک قدم به سوی من میآیی
من صد قدم بزرگتر برات با عشق و نور الهی ام که نور بالای نور هاست بر میدارم
مسیرت را هموارتر میکنم
وقتی میبینم ترک عادتهای بد قبلی ات را کمتر میکنی
و با من هماهنگتر میشوی
صادق تر درست کار تر پاکتر
زیبا اندیش تر
خالصانه تر
بدون نقاب و دورویی خودتو حفظ میکنی
پاداش های الهی ات نزد من است.
من عاشق مخلوقی هستم که داره سعی میکنه تا بهم نزدیکتر بشه
من که همواره نزدیکم
دوست دارم وقتی بیشتر باهام حرف میزنی
وقتی بیشتر اسمم را از اعماق جانت صدا میزنی
دوست دارم اشکهایی که آرام و زلال و شیرین و دلبرانه از روی شوق از روی عجز و تسلیم شدن ناخودآگاه از چشمانت به خاطر لطف و محبتی که از من دریافت میکنی ریخته میشود.
در دانه ام دوستت دارم وقتی بیشتر هم صحبتم میشوی
کلامت را به عشق من جاری میکنی
لبخندهایت از روی رضایت و امیدواری است
احساست از قلبت سرچشمه میگیرد
و آگاهی ات از روحت است
که همواره در مدار خداوند در حرکت هستی و هم جهت با جریان خداوند
خدایا شکرت
محسن جان امروز انتظارات مثبت تری از خودم داشتم
چون من خالق زندگی خودم هستم
امروز که تمرین ستاره قطبی ام را نوشتم
سه تا تمرینی که شما یاد گرفتم را برای روز دوم هم نوشتم با افتخار
و طلب کارانه از نوع خوبش
از روی احساس لیاقت بود
میخواستم امروزم پر از زیبایی و نعمت و ثروت و فراوانی و حال خوب باشد
آگاهانه سعی کردم هر لحظه بیاد بیاورم که من خالقم و قدرت خلق کنندگی را از جان جانانم دارم
مرا مثل خودش خالق آفریده
تا لذت ببرم
تا شاد باشم
تا سلامت باشم
تا روابط عالی تجربه کنم
تا ثروتمند باشم
تا خوشبخت باشم
تا سعادتمند باشم
و منبع اصلی این نعمتها فقط خداست
پس باید برای داشتن این خواسته ها که خودش مسیر هرکسی را یونیک و منحصر به فرد خلق کرده
فقط و فقط تسلیم خودش باشم و همواره هم جهت با جریان خداوند باشم(احساس خوب =اتفاقات خوب)
هر لحظه به درونم نگاه کنم و احساسم را نگاه کنم
آیا الان در هر موقعیت و مکان و زمانی که هستم
از روی ایمان و توکل و اعتماد و باور بخدا دارم حرکت میکنم
یا از روی ترس و عجله و شتابزدگی و نگرانی و اضطراب و کمبود و محدودیت
کمی صبر کنم به درونم بنگرم
عملکردهایم در مسیر توحید است یا نجواهای ذهن
همین یه ذره یه ذره پیشرفت ها
همین سعی کردن یعنی همان طی کردن تکامل
اینکه استاد بارها تو هر فایلی خودش هم میگه منم دارم سعی ام را میکنم
یعنی همان روند تکامل را طی کردن و هر بار بهتر شدن در تمام جنبه ها
خدایا شکرت
پاداش محسن میدونی امروز چه آگاهی دریافت کردم از جان جانانم
بهم گفت ببین استادت هم با تمام مسائلی که تو الان داری شاید بدتر از تو هم بوده و تونسته سربلند کنه خودش رو در موقعیت های سخت
مثلاً دوران کودکی سختش
یا کارگری تو بندرعباس
یا از دست دادن بچش
یا بدهکاریش تو تهران
یا از دست رفتن رابطه عاطفی
یا تهدیدها و تهمتهای که بهش زده شد
ببین استادت چطور تونست ذهنش را کنترل کنید و الان بیاد و با نتایجش با تو صحبت کنه
داداش این الهام چنان منو قوی تر م کرده
که میگم خدایا کنترل ذهنی که استادم داشته در این شرایط به منم بده با تمام وجودم ازت میخوام
چطوری من نمیدووووونم باید بهم کمک کنی راهی نداری چون من تسلیمم و خودم را بستم به ریسمان الهی ات
هر لحظه در شرایط ناخواسته ای باشم
بیاد میارم مسائلی که استاد داشته حتی سخت تر از الان من
میگم استاد تمرکزش را روی مسائل نبرده
کانون توجهش را روی نعمتهایی که داشته برده
خودشو با یه چیزی سرگرم میکرده
حالا تو هر سن و شرایطی بسته به اون شرایط هر بار هم چون توجهش را از روی ناخواسته ها بر میداشته و خودشو سرگرم میکرده
هر بار ایده های بهتری بهش گفته شده
و الان با سخاوت تمام داره فریاد میزنه تا من بفهمم که بابا الان باید ایمانت رو در مسائل نشون بدی
الان باید بتونی ذهنت رو کنترل کنی
الان باید مرد عمل باشی
توحید را در عمل اجرا کنی
توجهت را از روی چیزی که کنترلی بر آن نداری بردار و ببر روی چیزی که حواست رو پرت کنی
ذهنت رو درگیر مسائلی که از توان تو خارج هست برداری
و یه کاری کن که هر کسی هدایتها و نشانه های مخصوص به قلب خودش را دارد .میفهمد
یکی با پیاده روی
یکی با نوشتن
یکی با دوش آب سرد
یکی با ورزش سنگین
یکی با بازی
یکی با نقاشی کشیدن
و و و ..
و امروز محسن عزیز تمرینات را انجام دادم و دوست داشتم رها و آزاد باشم
من تمرینها را در زمینه روابط عاطفی ام نوشتم چون پاشنه اشیلم هست
و چقدر نشانه ها و هدایتهای خوبی دریافت کردم
و باید این مومنتوم را ادامه بدم تا به یک نقطه پایدار برسم
ثبات فرکانسی
و دوست داشتم آگاهانه لذت ببرم خونسرد باشم
محترمانه برخورد کنم تا احترام بیشتری دریافت کنم
محسن جان اینا فیلم بازی کردن نیست
بخدا جهان کلاه سرش نمیره
قشنگ آدم خودش میفهمه که احساسی که در این لحظه داره
به چه سمتی در جریانه
احساس لیاقت
یا احساس بی ارزشی
و چقدر درونم با من هماهنگتره
و خودم را بیشتر لایق رابطه ای زیبا و بدون وابستگی وداشتن آزادی میخوام
و همینکه تصمیمات بهتر ی میگیرم
قشنگ جهان داره بهم فرکانس رو برمی گردونه خیلی نرم و روان
احترام بیشتر دریافت میکنم
نعمت بیشتر
فراوانی بیشتر
آرامش بیشتر
لذت و شادی بیشتر
و امروزم پر از خیر و برکت الهی شد
بعد از ظهر هم بلطف خداوند هدایت شدیم به پارک به همراه خواهر همسرم و بچهها مون
و کلی از این فضا لذت بردم
و پیاده روی کردیم و کلی خنده و شادی
و در آخر هم پسر ایشون با ماشین جک پدر بزرگش با احترام و خنده و شادی ما را در سلامتی کامل به لطف خداوند به مقصد رساند
و من فقط و فقط اعتبار این روز پر برکت و رحمت و لذت را بخدا میدهم.
و تسلیم تر و فروتن و متواضع ترم در مقابلش
که وقتیاجیب دعوه دا إذا دعان
از خودش فقط یاری بخواهم
کن فیکون میکند بخدا برامون
فقط باورش کنیم و هماهنگ باهاش باشیم تسلیم ورها
پاداش های هنگفت در راه است
چون در صراط مستقیم هستیم
خدایا شکرت من به فضل و فراوانی ات ایمان دارم
محسن جان سپاسگزارم بابت پاسخی که به کامنتم در سفر به دور آمریکا گذاشته بودی
جسم گفت اینجا برات بنویسم و من تسلیمم هیچی نمیدووووونم
اون میگه ومن میگم چشم
اللهم لبیک با شریک لک لبیک
خدایا شکرت من تسلیمم هرآنچه دارم از آن توست
تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان
سوره واقعه
إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَهُ ﴿1﴾
هنگامی که واقعه عظیم (قیامت) برپا شود، (1)
لَیْسَ لِوَقْعَتِهَا کَاذِبَهٌ ﴿2﴾
هیچکس نمیتواند آن را انکار کند. (2)
خَافِضَهٌ رَافِعَهٌ ﴿3﴾
گروهی را پائین میآورد و گروهی را بالا میبرد. (3)
إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا ﴿4﴾
این در هنگامی است که زمین به شدت به لرزه در میآید. (4)
وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا ﴿5﴾
و کوهها در هم کوبیده میشود. (5)
فَکَانَتْ هَبَاءً مُنْبَثًّا ﴿6﴾
و به صورت غبار پراکنده در میآید. (6)
وَکُنْتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَهً ﴿7﴾
و شما به سه گروه تقسیم خواهید شد. (7)
امروز خودش این سوره را برام باز کرد و همه چی را برام شفاف و روشن توضیح داد
جسم گفت برات بنویسمش
سپاسگزارم از خدای مهربانم خدای فراوانی ها
خدای دوست داشتی و همواره هدایت گرم
داداش امروز اینقدر در هماهنگی بودم که آگاهی ها همینطور با گفتگوی مثبت ذهنی ام سرازیر شده بود واقعا دوست داشتم بنویسم
بقول استاد وقتی خواست کتاب رو بنویسه
میگفت آگاهی همینجوری می آمد یه جاهایی نمیرسیدم
یه جاهای تند مینوشتم
به جاهای جا می موندم
امروز من اون حرف استاد را زندگی کردم بلطف خداوند که همواره در مدار درک آگاهی های ناب الهی باشیم آمین
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت
سلام و سلام و سلام بر الهام عزیز، سیاوشیفردِ در مسیر نور و آگاهی، همسفر قلبیِ محسن در راه توحید
پیامت رو باقلبم خوندم… نه فقط باچشمهام، نه فقط با عقل، بلکه با همون چشمی که توازش گفتی؛ چشم دل… چشمی که اشک میریزه نه از درد، بلکه ازشوقِ درک، ازدیدنِ حقیقتی که همیشه بوده ولی حالا داره واضحتر میشه… و این یعنی تو داری به نور نزدیکترمیشی.
الهام جان
تو خودت رو نه فقط در کلمات، که در ذرهذره احساساتت بروز دادی.
و من فقط میتونم بگم:
● خوشا به حال لحظههایی که تو درش حضور آگاهانه داری.
● خوشا به حال ذهنی که افسارش رو گرفتی.
● و خوشا به حال الهامی که تسلیم خداست، ولی مسئولیتپذیر و خالق!
این گفتوگوی درونیت با خدا، انگار نامهای بود از خود خدا به خودت…
محبتی که در لحن این نوشته بود، صدای خدا رو داشت:
«عاشق گفتگوهایت هستم… حتی اگر ضعیف باشد.»
این یعنی خدا نه نتیجه، که تلاش آگاهانه تو رو میپسنده.
همون تلاشی که امروز کردی، و شدی هممسیراستاد، شدی خالق لحظه به لحظهای که توش آرامش بود، شادی بود، احترام بود، نعمت بود.
و چقدر زیبا گفتی:
“جهان کلاه سرش نمیره…”
بله عزیز دل، هیچ کس نمینونه تظاهر کنه و پاداش بگیره.
تو خالصانه داشتی، و دریافت کردی.
فرکانس رو درست فرستادی، و پاسخ گرفتی.
ای کاش بدونی که چقدرالهامبخشی برای من، برای خیلیها، برای هر کسی که دنبال نوری در مسیر تاریکیهاشه.
و اونجایی که گفتی:
کنترل ذهنی که استادم داشته در این شرایط به منم بده؛
اونجا، الهام، به جای دعا، به جای التماس، یه جور “آمـــــادگی” بود.
تو آمادهای برای دریافت قدرتی که درونته، نه از بیرون.
و چون آمادهای، دریافت میکنی.
تو الان در مسیر ثبات فرکانسی هستی، و لحظهبهلحظه داری تثبیتش میکنی.
همینکه مینویسی، همینکه با خودت حرف میزنی، همینکه اشک میریزی،
یعنی داری خودت رو، خدای درونت رو، و قدرت خلقتت رو به رسمیت میشناسی.
و چقدر زیبا گفتی:
هرلحظه به درونم نگاه کنم و احساسم را نگاه کنم…
الهام جان
اگر بدونی چقدراین جمله ساده، دروازهی تمام معجزاته!
امروز توآگاهانه در پارک بودی، با خنده و شادی و خانواده…
و جهان جوابش رو داد: ماشین، امنیت، احترام، نعمت، وصل بودن…
همهاش ازهمون لحظهای شروع شد که انتظار مثبت ازخودت داشتی.
من فقط میخوام اینو بگم:
خدا به خودت افتخار میکنه.
نه فقط چون داری بهتر میشی، بلکه چون دارای راه میشی.
و من، به عنوان برادری که باافتخار همسفر توست در مسیر توحید،
با تمام وجودم برات دعا میکنم:
الهام جان، الهامت جاری باد
اشکهایت مقبول باد
تسلیم و آرامشت پایدار باد
و وجودت، چراغ راهی برای دلهایی که هنوز نمیدونن چقدر خدا منتظر صدای اونه… .
در پناه آن نور بیپایان، شاد، سیراب از نعمت، و همواره درمدار خالقِ جانها باشی .
سلام به دوست و هم خانواده عزیز و گرامیم آقا محسن ..
کامنتت فوق العاده و بی نظیر بود و با خوندنش حس خوبت منتقل شد و واقعا احساسم خوب شد و از خوندنش لذت بردم ، چندبار دیگه هم میخوام بخونمش ..
تمرینی که نوشتی واقعا فوق العاده است و تحسینت میکنم دوست عزیز این همه خلاقیت و درک و آگاهی رو .. و چون از تمرینت احساس خوبی گرفتم تصمیم گرفتم از الان و امشب شروع کنم به انجامش و این تمرین ادامه بدم تا بشه جزئی از شخصیتم ... دوست عزیز ازت سپاسگزارم و برات بهترینهارو از هر لحاظ آرزو میکنم.
کامنت شما بیشتر عملگرایی و اجرایی بود و شاید به همین دلیل متفاوت از بقیه نظرات و دیدگاهها بود.
با مثال ساده ای که در مورد بیزینس و خلق شرایط دلخواه زدید، نشون میده که این آگاهی ها را در عمل مورد استفاده قرار داده و آنها را در زندگی به کار میگیرید که نشان دهنده قدرت عملگرایی و قدم برداشتن بالای شماست و امیدوارم این رفتار شایسته را تقویت کنید.
اگر عملگرایی با ذهنیت مثبت و احساس لیاقت همراه گردد به موفقیتهای عظیم دست پیدا می کنید.
خیلی قشنگ و زیبا آخر کامنت خودتون رو معرفی کردید.
محسن – شاگردی از جنس ایمان و عمل در مسیر فراوانی
من به جرأت میگم دلیل موفقیتهای بزرگ خود استاد در ابتدا ایمان به این راه و دوم عملگرا بودن ایشان هست و عملگرایی هم نشان از ایمان و باورهای قدرتمند دارد.
چون به قول استاد : باور و ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است و غالب افرادی که نتیجه نمیگیرند و یا نتایج ضعیفی دارند به دلیل عملگرا نبودن آنهاست.
چون باور و ایمان آنها به اندازه کافی قدرتمند نیست که آنها را به حرکت وا دارد.
البته این را هم اضافه کنم در پارت بیست و دوم محصول روانشناسی ثروت یک که استاد در مورد احساس لیاقت و ثروت صحبت می کنند دقیقا با عملگرا بودن، شروع کردن و قدم اول را برداشتن و اجرای ایده های الهامی شروع کرده و میگه : اگه این مرحله را اجرا نمیکنید تمام آموزشها پوچ بوده و خیلی رک میگن که اگه عملگرا نیستید برنامه های من را دنبال نکنید که این نشان از مهم بودن این اصل و ارتباط مستقیم با لیاقت درون دارند و تاکید قاطع بر اجرای این آگاهی ها که بسیار بسیار مهم است.
امیدوارم همواره عملگرا از جنس فراوانی باشید و هر روز بر عملگرایی و فراوانی بر خود بیفزایید.
سلام داود جان ؛ خیلی ممنونم ازنگاه دقیق، منصفانه و پرعمقت . کامنتت دلنشین بود چون حس کردم از سر تجربه وفهم نوشته شده. الحمدلله.
نکته اصلی ماجرا رو هدف قرار دادی ؛ زدی جایی که ایمان از چرخیدن توی ذهن درمیاد و تبدیل میشه به : قدم | اجرا | انتخاب آگاهانه.
بنظرم جایی ِ که آگاهی از حرف قشنگ در میاد ، میشه سبک زندگی.
گفتی عملگرایی خودش نشونه ایمان و باور قدرتمنده =>=> کاملا باجان و دل قبولش دارم. چون ایمانی که آدمو به حرکت نرسونه، فقط ی ِ تصور خوشگله.
اشاره ت به حرف استاد هم خیلی بجا بود. اون صراحت و رک بودنش اتفاقا ازاحترام به شعور مخاطبه. اینکه میگه اگر اجرانمیکنی، این مسیرمال تو نیس ==>> یعنی داره مرز ایمان واقعی و ذهنی رو شفاف میکنه.
از دعای قشنگت ممنونم ؛ امیدوارم همه ما هر روز بیشتر از دیروز، ازجنس ایمانِ زنده وعملِ آگاهانه حرکت کنیم=>> همون فراوانی ای که از درون شروع میشه وخودش راه بیرون رو بلدِ.
در حقیقت، خدا هموزن ذرهاى ستم نمىکند و اگر [آن ذره، کار] نیکى باشد دو چندانش مىکند، و از نزد خویش پاداشى بزرگ مىبخشد.
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
قدقامت صلاه ستاره ی قطبی میانه ی روز،قربه الی هم جهت با جریان الله،الله اکبر …
الهی صدهزارمرتبه شکرت،خدایا شکرت،خدایا خیلی شکرت،خدایا تا جایی که آسمونت جا داره شکرت،خدایا اگر ما یادمون رفت شما جای ما بگو شکرت،خدایا به اندازه ی عظمتی که داری شکرت…
شکرگزاری…شکرگزاری …شکرگزاری…
استاد جون پس کِی واحد درسی شکرگزاری رو تو دوره شروع میکنید؟! به خدا قسم تو این 3،4 سال زندگی بهشتی من هرچی توی زندگیم به دست آوردم از فرکانس شکرگزاری بوده،ولاغیر…
یعنیاونجاهایی که من فقط ورد زبونم شکرگزاری بود و فارغ از داشته ها ونداشته هام آرامش داشتم،یک معجزه فراتر از رویاهام تو زندگیم رخ داده،هرجا هم به جای تمرکز روی سپاسگزاری از داشته هام،خواستم با تقلا اون بیرون رو درست کنم،قشنگ یک چک ولگد حسابی از جهان خوردم…
واقعا چرا انقدر راحت قانون رو فراموش میکنیم؟یا شاید انقدر ساده ست که ما جدی نمیگیریمش…
میگیم نه این که کاری نمیکنه…ما باید فلان کار بیرونی روانجام بدیم تا فلان نتیجه رو به دست بیاریم بعد حالا میشینم بعدش بخاطرش سپاسگزاری میکنیم…
اینجواب نمی دهد!
این اشتباه است.
این توهم است.
اینارودارم به خودم میگما،چون چوبشو خوردم،چوب رعایت نکردن درست قانون وانتظار بی جا از خداوند داشتن و مدار به مدار پایین رفتن …از دست دادن مومنتوم…دوباره از صفر شروع کردن…
خو خدا پدرتو بیامرزه،چرا با دست خودت مومنتوم مثبت روخراب میکنی؟چرا جلوش رو میگیری؟مگه نمیبینی داره جواب میده؟!کجا،دنبال چی میگردی؟!
شاید هم مثلا ما فکر میکنیم قدرت خدا محدوده،میگیم اره تا اینجا جواب داده،درسته،ولی خب دیگه ازینجا به بعد دیگه باید تقلا کرد،باید زور بی جا زد،باید خیلی تلاش کرد تا نتیجه بزرگ تر بشه…
نههههه،همون خدایی که این نتایجرو به سادگی رقم زده،نتایج بزرگتر روهم خیلی ساده تر رقم میزنه،چرا خیلی ساده تر؟!چون اصلا برای اون فرقی نمیکنه تو چه خواسته ای داری وچقدر بزرگه…بلکه ظرف نعمت توعه که تعیین میکنه چقدر دریافت کنی…
حالا که مثلا دوسال،سه سال طول کشیده تا این نتایجروبه دست بیاری،چون الان نتیجه دستته،این ذهنت هم با منطق کار میکنه،وقتی نتایج رو بهش نشون میدی،این منطق ذهنت آروم تر میشه،میپذیره و در نهایت کار برای خدا آسون تر میشه که بهت نعمت هاروبده…به همین سادگی!
تقلا ودرگیری و حالا بدو بدو،مثل تراکتور کارکن جواب نمیده!چرا؟!چون این کار از باورکمبود میاد…
فکرمیکنیم وقت کمه،دیر شده،خدا هم معطل ماست ببینه که ما چقدر نوشتیم،چقدر باورهامون روتغییر دادیم بعد بهمون نعمت بده…
خدا مگه بیکاره؟!حاجی داره صد میلیارد کهکشان رو مدیریت میکنه…
یکروزی حال کرده یک موجودی روخلق کنه به اسم انسان،بعد از روح خودش بهشون ببخشه،اونا رو هم بین این همه کهکشان بفرسته یک گوشه ی پرتی از کهکشان راه شیری،منظومه ی شمسی،کره ی زمین…
بگه آقا بهتون فرصت دادمبرید این دنیا رو تجربه کنید،همه چی همبهتون دادم…فقط برید حالشو ببرید…
و شما را در زمین جای دادیم، و در آن برای شما وسایل و ابزارزندگی قرار دادیم، ولی بسیار اندک و کم، سپاس می گزارید.
ماها توزندگیمون یک جوری رفتار میکنیم که انگار کره زمین روما ساختیم،شب وروزشم ما داریم کنترل میکنیم،ساخت این همه سلول هم کار خودمونه،گردش خون بین قلب و ریه و مغز وسایر اندامروهم داریم خودمون با پمپ دستی میچرخونیم…
حاجی،کجا چه خبره؟؟؟؟!!!رها کن بابا،رها کن واز هر لحظه ی زندگیت لذت ببر …از هرجایی که هستی…از هرچیزی که داری …
کارت اینه،به دنیا اومدی برای این،برای خوشبختی،برای حال خوب،برای لذت بردن،
اگر بتونی از زندگی ای که الان داری لذت ببری توگل رو زدی،تو بازی رو بردی،تو بندگیکردی و بعد هرچی که بخوای بهت داده میشه…
ولی توخیلی دمت گرمه که قاطی نمیکنی،عصبانی نمیشی،زور نمیگی…به خدا…
چندوقت پیش با نیلا نیکا دعوای مادر دختری داشتیم:)آخرش بهشون گفتم ازین بعد هرچی گفتم باید بگید چشممامان،هیچ چیز دیگه ای نَشنوم….اونا هم گفتن چشم مامان…
بعد نشستم فکرکردم من در قامت مادری دارم به اینراحتی به این بچه های بی گناه زور میگم!!!!
ولی خدا هیچ وقت به ما بنده های گناهکارش زور نگفته!!!نگفت هرچی من گفتم بگید چشم خداااا!!!
طرف خداست!!!!همه روخودش خلق کرده…ولی بازم از قدرتش سواستفاده نمیکنه…انقدر مهربون…انقدر ناز…انقدر بخشنده…انقدر بی نظیر …
و [یاد کن] هنگامى را که به فرشتگان گفتیم: «آدم را سجده کنید،» پس [همه] -جز ابلیس- سجده کردند، که از [گروه] جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید. آیا او و نسلش را به جاى من دوستان خود مىگیرید، و حال آنکه آنها دشمن شمایند؟ و چه بد جانشینانى براى ستمگرانند.
خداوکیلی شیطان بی همه چیز،کجا برای ما منفعت داشته که ما به جای خدا،با اون دوست میشیم…؟!
خدایا من فقط دوست توباشم،باشه؟!دست دوستی من رو بپذیر …محکم بغلم کن ونزار از کنارت جم بخورم…
خانم شهریاری عزیز واقعا لذت بردم از این کامنت زیبا و پرمحتوا، خدایی چقدر قشنگ و خودمونی توضیح دادین جوری که هر یه جمله از این متن دریایی از معرفت و توحید همراهشه، امیدوارم هر لحظه از زندگیت پر از ثروت، سلامتی، آرامش و فراوانی باشه
خداوند رو سپاسگذارم به خاطر حضورت و کامنت هات دراین بهشت زیبا
از وقتی فایل مراقبه جلسه 15 روی سایت اومده و دارم به خالق بودن خودم و درگذشته کجاها ناآگاهانه شرایطی رو خلق کردم فکر میکنم هرروز دارم سوپرایز میشم
و هرروز دارم به خودم میگم ما نیومدیم توی این دنیا تا چیزی رو بسازیم همه چی هست خدایی که عاشقانه مارو دوست داره خودش منبع همه چیه پس چرا ما دنبال یک چیز بیرون از خودمون میگردیم
هرروز میزنم روی نشانه من و هرروز پازل درک این موضوعات با هدایت خداوند برام واضح تر میشه
دیروز نشانه ام فایل چرا امریکا اینقدثروتمنده بعد استاد دلیلش رو فقط و فقط سپاسگذار بودن مردم اون کشورو میدونه توحیدی بودنشون رو
اینکه ادم هایی هستند که خودشونن و تمرکزشون روی زیبایی هاست با عوامل بیرونی مثل سیگار و مشروب با اینکه کشور ازادیه خودشونو اروم نمیکنن
و مهم ترین ویژگیشون اینکه عیدی به نام شکر گذاری دارند
و افرین به تو سعیده عزیزم که با این کامنت فقط اصل روگفتی
ما نباید کاری کنیم تا بیرون رو درست کنیم همه چی اون بیرون درست هست اگه ما خودمون و درونمون درست باشه به قول استاد نعمت ها هستن ما فقط باید ظرف وجودیمون روبزرگ کنیم با چی با سپاسگذار بودنمون
ممنونم سعیده جان چقدر زیبا خدارو توصیف کردی ومن نوشتم در دفترم که اگر بتونم تو همین شرایط از زندگیم لذت ببرم بازی رو بردم سپاسگزارم که یادآوری کردی قانون خیلی سادس اما ما فراموش میکنیم
میخوام از این لحظه دوباره شروع کنم سپاسگزاری عمیق کنم تا حدی که به احساس متعالی برسم برای داشته هام الان تو یه مشکل بزرگی هستم دارم سعی میکنم فرکانسمو تغییر بدم آگاهانه وسپاسگزار باشم از خداوند هدایت میخوام و چقدر زیبا گفتی
خدایا ببخش که دیر باورت میکنیم ورود فراموشت میکنیم
به نام خدا جونم رب العالمین خداوندی که رحمتش بیاندازه است و مهر بانی اش همیشگی
آخیش، اللهم آخیش
سلام سعیده نازنینم ،دختر ناز و توحیدی خانواده عباسمنش
چقدر دوستت دارم خواهر شمالی عزیزم
چقدر کامنت هایی که میزاری حالم را خوب میکنه ،باهاش میخندم باهاش اشک میریزم باهاش به فکر فرو میرم وبیشتر تامل میکنم حتی گاهی آخر شبها مثل دیشب از خستگی در حال خواندن کامنتت به خواب رفتم
چقدر قلم شیوایی داری نوشته هات به دل میشینه، چقدر راحت از ته ته قلب مهر بانت می نویسی نوشته هات بوی توحید، بوی خدا ،بوی رفاقت و مهر بونی میده
قصه فراز و فرود زندگیت برای من و خیلی از بچه های سایت پر از درس و نکته است
تو الگوی خوبی برای ما هستی شجاعتت در انصراف از پرستاری و رفتن دنبال علاقه ات ،سفر توحیدی به جزیره کیش ، دل سپردن به هدایت خدا ،عمل کردن به هدایتها همه همه برای من درس داره
باورت میشه بعد از آمدن در این سایت و هر بار خواندن کامنتهای شما و سعیده جان رضایی ، سعیده یکی از اسمهای دوست داشتنی من شده چقدر شما سعیده ها را دوست دارم و می بوسمتان
بوس فراوان از یزد به کله سعیده جانم در شمال
به امید دیدنت در بهترین مکان وزمان انشالله
دوستت دارم وتو و دخترهای نازنینت را به دستان خداوند رب العالمین میسپارم
شاد و سلامت وسعادتمند در دنیا و آخرت باشی عزیز دلم
سلام به سعیده عزیز که خوندن کامنتاش بهم حس قشنگی میده حتی گاهی اشکم رو جاری میکنه مثل این کامنت بی نظیر … ازت سپاسگزارم بابت کامنت الهی و قشنگت …
امروز خداوند داره از همه طرف بهم قدرتش رو یادآوری میکنه ، صبح با باز کردن قرآن که چند آیه آخر از سوره جاثیه و آیات اول سوره احقاف ، بهم یادآوری کرد قدرتش رو، رب بودنش رو ، خالق و فرمانروا بودنش رو … الانم با این کامنت و این آیه های زیبای که نوشتی دوباره یک ساعت بعد از آیات قبلی بهم یادآوری کرد و بی نهایت سپاسگزار ربم هستم که داره در یادآوری این باورهای توحیدی قوی یاریم میکنه ، اینا نشانه اس ، نشانه ای از اینکه قراره خداوند برام معجزه و قدرتش رو نشون بده با یه اتفاق بی نظیر و فوق العاده …
چرا که چند روزه از خداوند میخوام دوباره مثل خیلی جاهای که وقتی ازش خواستم بهم قدرتش رو نشون داد و چقد اونا شدن فکت ها ومنطق های قوی که الان وقتی مرورشون میکنم ذهنم کاملا خاموش و ساکت میره گوشه تاریک میشینه … دوباره ازش خواستم و میخوام چرا که تنها خودش رو می پرستم و تنها از خودش یاری می جوییم … پس لیاقتش رو دارم به خواسته ام پاسخ بده …
سعیده عزیز سپاسگزارم و برات بهترینهارو در این مسیر توحیدی آرزومندم و خداوند هدایتم دیدار دوستان هم خانواده ایم رو
اینکه ما زور میزنیم و سعی میکنیم پلن ذهنی بریزیم و بدو بدو کنیم تا نتایج بدست بیاد پاشنه آشیل بنده هم هست. راستش وقتیکه نتایج گذشته رو نگاه میکنم میبینم اتفاقا زمانی رخ دادند که من گیرشون نبودم، رها و آزاد داشتم از زندگیم لذت میبردم و اون خواسته اتوماتیک محقق شده… برای یادآوری به خودم تجربه ام رو به اشتراک میذارم:
ما کار تولید قطعات صنعتی میکنیم
یه کارگاهی کرایه داشتیم و مشغول کار بودیم
یه روز یکی از دوستانم گفت میای بریم سالن فوتسال دانشگاه پیام نور مسابقه بدیم؟
پذیرفتم و رفتیم. یک سوله با سقف بلند و با شکوه…. وارد که شدیم همین ویژگی توجه من کامل جلب کرد و به دوستم گفتم:
علی یعنی میشه ما یه روزی یکی از این سوله ها بخریم؟
واین جمله در اون زمان و در اون مکان آنچنان از ته دل گفته شد که بعد 7 سال جزئیات اون تجربه زنده جلوی چشمم هست…
دو هفته بعد یکی از آشناها زنگ زد که فلانی یه سوله برات سراغ دارم تریلی توش دور میزنه! بیا بخر!
اونقدر این جمله به نظرم دور از ذهن و غیر منطقی آمد که خندیدم و گفتم: ما رو گرفتی؟ پول نداریم برای همچین خریدی….. دو شب دیگه زنگ زد و گفت سوله فردا قرار هست معامله بشه… بیا حداقل ببینش…
گفتم دیدنش که ضرری نداره… میام
وقتی رفتیم و در سوله رو باز کرد ناخودآگاه چشمم افتاد به سقفش که بلند بود….
پیش خودم گفتم خدایا تو چه میکنی؟!!!!!!!!!
مطمئن شدم که این خودشه!
حالا وقت نشان دادن ایمان و توکل کردن بود.
گمونم پول ما 1/5 اون سوله بود…
همونجا به اون آشنا گفتم ما سوله رو میخوایم.
قرار بود ساعت 6 عصر سوله فروش بره… ما با مالک ساعت 5 قرار گذاشتیم
سرتون درد نیارم…. اونقدر کل این فرایند نرم و روان و عالی پیشرفت که فقط میشه اسمش رو گذاشت معجزه!
مشتریان (بی خبر از همه جا) زنگ میزدن میگفتن ما فعلا پروژه نداریم اما این پول میریزیم بحساب شما برای پروژه های آتی….
چی بگم؟!!!! واقعا حیران بودم از اینکه
کار رو که بسپاری خدا خودش برات پلن میکنه!
از جایی که حتی تصورش رو هم نداری نعمت ها و افراد و شرایط برات ردیف میکنه
گل گفتی سعیده خانم…. وظیفه ما
زندگی را به تمامی زندگی کردن هست
در حال بودن و لذت بردن و کیف کردن هست
اون خودش هدایت میکنه…. خودش میگه چه کاری بکنیم….
کافیه دل بدیم و توکل کنیم… اون بهترین پلنر رویاهاست!
به سهم خودم از شما بابت این دیدگاه زیبا سپاسگزار هستم.
مطالب بسیار مهم و کاربردی را بیان کردید که تماما اصل قانون بوده و ساعتها میتوان در مورد آنها حرف زد و کتابها نوشت.
در ابتدا از سپاسگزاری گفتید که آشنا برای همه ماست.
در مورد سپاسگزاری همین را میتوان گفت :
« نزدیکترین فرکانس به خداوند سپاسگزاریست.»
لذا هر گاه که به خاطر داشته ها و نعمتهای زندگی سپاسگزار بوده و توجه خود را از نداشته ها به داشته ها معطوف کرده و بر روی نعتهای زندگی تمرکز کنیم،
ذهن ما باور می کند که غرق در نعمت و فراوانی هستیم و هرقدر که این نعمتها را بیشتر یافته و روی آنها تمرکز کنیم و برای آنها شاکر خداوند باشیم، با این کار ذهن خود را عادت می دهیم که به نعمتها و داشته های زندگی توجه کند،
نیمه پر لیوان را میبینیم، نکات مثبت زندگی و اتفاقات را می بینیم، زیباییها را میبینیم و با تکرار این فرآیند فرکانسی قدرتمند را به جهان ارسال کرده و نتایج بسیار بزرگ را رقم میزنیم.
همان گونه که در کامنت بیان کردید سپاسگزاری یکی از مهمترین ارکان خوشبختی و سعادت و آرامش در زندگی بوده و خداوند در قرآن با آیه های بسیار زیادی بر سپاسگزار بودن ما تاکید دارد و در بیشتر آیه ها خداوند نعمتهای زیادی که در زندگی به ما عطا کرده را یادآوری نموده و در ادامه بیان می کند:
«باشد که سپاسگزار باشید.»
همچنین خداوند در آیات دیگری تاکید دارد:
«سپاسگزار باشید تا شما را زیاد کنم ( لازیدنکم ).»
این بدین معنی است که سپاسگزاری علاوه بر افزایش نعمتهای زندگی، باعث رشد و تجلی ما گشته، ظرف درونمان بزرگتر می شود، درک بیشتری از جهان و خالقش به دست می آوریم و به مدارهای بالاتر صعود کرده و کیفیت بالاتری در تمام ابعاد زندگی بدست می آوریم.
نکته بسیار مهم دیگری که در دیدگاه شما بیان گشته، لذت بردن از زندگی و در لحظه حال زیستن است و اینکه تمام کارها را به خدا بسپاریم و به قدرت او اعتماد کنیم.
در تاکید این صحبتها باید گفت توجه زیاد به ذهن منطقی و به اصطلاح منطقی بودن ما را بسیار محدود کرده و از بسیاری از لذتهای زندگی محروم می کند.
یکی از جملات قشنگی که توی کامنت بیان کردید این بود :
« ماها توزندگیمون یک جوری رفتار میکنیم که انگار کره زمین روما ساختیم،شب وروزشم ما داریم کنترل میکنیم،ساخت این همه سلول هم کار خودمونه،گردش خون بین قلب و ریه و مغز وسایر اندامروهم داریم خودمون با پمپ دستی میچرخونیم…»
تمام این باورها از دیدگاه های به شدت منطقی نشأت میگیره و براستی اگر درست تفکر کنیم خواهیم دید که قدرت و کنترل همه چیز در دستان خداست و او با رب بودن و توانمندی بی نهایت خود تمام جهان را اداره می کند از آفرینش و اداره کیهان و کهکشانه گرفته تا کوچکترین سلولها در بدن ما.
هماهنگی و کار تمام اینها در ید بیضای خداوند تعالی است و ما کوچکترین قدرت و توانایی در برابر این توانمندی نداریم.
فقط با سپاسگزار بودن و لذت بردن از لحظات زندگی می توانیم سعادت را در زندگی دریابیم و انتهایی بر آن نیست.
در نتیجه باید قدرت خداوند را باور کنیم و بدانیم که از تمام خواسته ها و رویاهای ما بزرگتر و توانمندتر است و هر قدر از اون بیشتر بخواهیم، بیشتر عطا می کند، فقط باید در مسیر درست حرکت کنیم، از زندگی لذت ببریم، حال خوبی داشته باشیم و احساس ما خوب باشد.
احساس خوب = اتفاقات خوب
این قانون ابدی و ازلی جهان بوده و اصلی بسیار مهم در
تمام قوانین سعادت و خوشبختی است.
احساس خوب داشتن در لذت بردن از زندگیست و هنگامی که از زندگی لذت ببریم احساس خوب در ما نمایان می گردد و احساس ما همان فرکانس ماست و از آنجا که زبان جهان فرکانس بوده و فرکانس ما را دریافت و به آن پاسخ می دهد، لذا ارتباط ما با جهان به عنوان خالق زندگی خود احساس درونی ما بوده و با داشتن احساس خوب اتفاقات خوب را در زندگی رقم خواهیم زد.
حال اگر احساس خوبی داشته باشیم و ماندگاری ما در این احساس خوب بیشتر و این احساس خوب رشد یابد،
سعادت و خوشبختی در زندگی ما هم بیشتر گشته و با سرعت و توان بیشتری به سمت خواسته ها و خلق زندگی رویایی گام بر میداریم.
مجدد از شما بابت نگاشتن این مطالب زیبا سپاسگزارم.
تلفیق این مطالب با آیه های زیبای قرآن هنری ستودنی است که شما دارا هستید و به عنوان هنرمندی قابل در این زمینه شناخته شده هستید.
آرزوی شادکامی و موفقیت روزافزون را برای شما از خداوند مهربان خواستارم.
اول صحبتم اشاره کنم به پاشنه ی آشیلم که با خوندن کامنتای این فایل خودشو نشون داد واونم باور کمالگرایی هستش؛خیلی وقتا که فایلی رو گوش میدم کامنتا رو هم شروع میکنم به خوندن ودوست دارم منم بنویسم ولی انگار یه چیزی مانع میشه وهمش امروز فردا میکنم تا اینکه کلاً از نوشتن منصرف میشم!
زمانیکه این فایل روسایت اومد من دانلودش کردم و گوشش دادم وهنوز هیچ کامنتی نیومده بود باخودم گفتم دوسه بار گوش میدم وبعد مینویسم واینقدر این دست اون دست کردم که وقتی اومدم سایت دیدم180تا کامنت اومده!شروع کردم بخوندن کامنتها از اول وبه مرور متوجه شدم بعضی دوستان چندتا کامنت گذاشتن!اینجا بود که متوجه کمالگرایی خودم شدم وگفتم ازین به بعد هروقت بهم الهام بشه،کامنتمو بنویسم و اگر لازم شد دوباره ودوباره خواهم نوشت.
واما آگاهیهای این فایل:
درمورد قضیه حمله به ایران،بنده خدایی تماس گرفت باهمسرم وبه ایشون گفت وایشونم به من گفت(من آگاهانه تلویزیون رو خاموش دارم همیشه ولی همسر و اون فرد خارج از کنترل من بودن!)من باید خودم رو کنترل میکردم وقتی شنیدم اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که هرچیزی دقیقاً سرجای خودشه وطبق قانون باید این اتفاق میفتاد،همسرم ادامه دادن که چند نفر از سران ویه عده از مردم توی این جریان ازشهرهای مختلف به شهادت رسیدن که همزمان آیه ی “وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ” به این معنا که هرگز گمان نکنید کسانی که در راه خدا کشته شدهاند، مردهاند. بلکه آنان زندهاند و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند،سوره آل عمران آیه 169 از ذهنم گذشت وازون لحظه هرزمانی که نجوایی میومد ویا ذهنم میخواست اخبارو دنبال کنه باخودم میگفتم شیطان میخواد ناراحتم کنه ومن باید باید به خدا توکل کنم(آیه10سوره ی مجادله)و توکل کردم بخدا واین آیه ها رو بارهاوبارها تکرار میکردم.
همسرم مرتباً اخبارو پیگیری میکرد از تلویزیون وهمکارا و اصلاً شرایط روحی مساعدی نداشت،درمقابل من خودم رو بسته بودم به سایت وبعد بسته شدن سایت فایل قانون تغیر ناخواسته ها رو بارهاوبارها گوش دادم،شکرگزاری میکردم بابت سلامتی خودم و بچه هام وخیلی چیزای دیگه ودائم خودمو مشغول داشتم ،متعهد بودم احساسم وخوب نگه دارم،آرامش عجیبی داشتم توهم نبود واقعاً آروم بودم!یه وقتایی نجواهایی اذیتم میکرد که اینقدر بی تفاوتی آیا درسته وازین قبیل افکار که آگاهانه بخودم قانون احساس خوب اتفاقات خوب رو یادآوری میکردم واز خدا خواستم هدایتم کنه به راه درست؛
نصف شبی بهم الهام شد که”پشتیبانی سایت عباسمنش دات کام” رو تو گوگل سرچ کنم ویه شماره تلفنی داد که صبح روز بعد تماس گرفتم و راهنماییم کردن که با فیلترشکن وارد سایت شدم ودیدم استاد فایل جدید گذاشتن و این پاداش کنترل ذهنم بود،دانلودش کردمو گوشش دادم ودقیقاً استاد توی اون فایل سوالاتمو جواب دادن، چقدر خوشحال شدم وسپاسگزار خداوندم بابت این رزق،بقول استاد وقتی آگاهانه ذهن رو کنترل میکنیم از مدار ناخواسته ها خارج میشیم همسرم که مرتب تلویزیون رو دنبال میکرد بخاطر شرایط ساعت6صبح میرفت محل کارش و ساعت8و9شب برمیگشت وعملاً تلویزیون خاموش بود ویا سریالای سایت رو تو تلویزیون با بچه هام میدیدم واصلاًاصلاً در جریان جنگ نبودم؛یه روز همسرم اومدو گفت قراره ماموریتی دوسه روزی برن مشهد وچون اونجا خونه داریم خواست ماهم همراهیش کنیم وحال و هوایی عوض کنیم،نمیدونستم چند روز از حمله گذشته با زن داداشم که مشهدن تلفنی صحبت میکردم و از برنامه سفرم گفتم که ایشون گفت اوضاع اصلاً مساعد سفر نیست(نمیدونم باور میکنین یانه)ولی همزمان یه ندایی بهم گفت سفرو برو همه چی به نفع تو تموم میشه!اگر صحبتای زن داداشم و به همسرم میگفتم صددرصد منصرف میشد ازینکه ما همراهش بریم ولی باز هم خدا دست بکار شده بود وکلاً فراموش کرده بودم که جریان تلفن رو به همسرم بگم!
باتوکل بر خدا راهی سفر شدیم توی مسیر گهگاهی همسرم از قضایا میگفت ولی من هیچ صحبتی نداشتم وآگاهانه آیات قرآن زمزمه میکردم یه جایی ایشونم دیگه ادامه نداد وبچه ها آهنگای شاد گذاشتن و رادیو اصلاً روشن نشد،کل مسیر400کیلومتری(ساکن خراسان جنوبی قاین هستم)فقط تمرکز وتوجهمون رو زیباییها بود،آهنگای شاد،مرور خاطرات گذشته سفرمون وجاده وتونل ونیروگاه بادی فوق العاده زیبای بینالود که ازتوی جاده دیده میشه و…. .
قبل ظهر رسیدیم مشهد وشلوغی خیابونا وتردد ماشینا خیلی عادی به نظر میومد وشب هم خیلی آروم وساکت بود(برخلاف اظهارات زن داداشم!)ومن همچنان بیخبراز عالم بیرون وپیگیر هم نبودم!که فرداش همسرم گفتن آتش بس اعلام شده،خداروشکر کردم وباخودم گفتم وقتی به خدا اعتماد وتوکل میکنی آتش برات گلستان میشه.حتی پروازها به روال عادی برگشته بود ومن فقط شکرگزار بودم وبه بچه هام هم میگفتم که بخاطر همه نعمتها مخصوصاً امنیت سپاسگزار خدا باشیم یکی دوروزی مونده بود تا محرم که مشهدست و عزاداریاش!
فکر میکردم که عزاداریابخاطر حوادث خیلی مفصل برگزار میشه ومن باز بخودم یادآوری کردم که احساس خوب داشتن مساوی اتفاقات خوب وکلاً وارد هیچ هیئت و روضه ای نشم،هرجا هیئتی میدیدم سلام میدادم به آقا حسین ابن علی وشهدای کربلا ودیگه توجه نمیکردم به مراسمات.
همسرم صبح ساعت5و6میرفت دنبال کارهای اداریش وشب دیروقت برمیگشت ومن و بچه ها هم میرفتیم گردش و دیدن اقوام ولذت بردن از سفر،سفری که قرار بودسه روزه تمام بشه بخاطر طولانی شدن کارهمسرم 10روز طول کشید ویک تجربه ی لذتبخش رقم خورد.با ایمان مینویسم
In God We Trust
خدایا همواره کمکمون کن بتونیم در هرلحظه ذهنمون رو کنترل کنیم.
یه نکته ای بگم درسته نباید خودمون رو با هیچکسی مقایسه کنیم ولی وقتایی که کنترل ذهن وورودی داشتیم وهیچ دستاورد مالی نداریم درواقع نمیدونیم کجای مسیر هستیم،اگه خودمون رو با افرادی که همرنگ جامعه هستن وهیچ کنترلی بر ذهنشون ندارن مقایسه کنیم کاملاً متوجه آرامشمون میشیم.
خداروشکر که دراین مسیرم و تونستم کامنت بنویسم وخدارو هزاران بار شکر بابت قوانین ثابت وبدون تغییرش وهزاران بار سپاس بابت وجود برادر عزیزمان جناب عباسمنش
استاد این فایل دقیقا پاسخ خداوند به درخواست های من بود استاد خیلی جالبه که تازه دارم مفهوم کلام سما رو میفهمم استاد تقریبا بعداز دوسال شاگردی تازه دارم به محدوده صفر نزدیک میشم
مفاهیم را درک میکنم
استاد از بینهایت هدایت خداوند که ابن روزها در هر لحظه میبینم واقعا شگفت زده میشوم
یعنی هر اتفاق زندگیم جه خیر وچه شر یک هدایتی و یک درسی برای من دارد
تازه قلب من زنده شده است و دارم با مفاهیم قدم اول دوازده قدم وآیات جزء 30 قرآن آشنا میشوم استاد دارم میفتم روی دور تصاعد برای عشق بازی با خداوند
خدایا شکرت برای آرامشی که به خاطر حضور دائم تو در وجودم شکل گرفته است
استاد جان عاشقتونم چقدر این فایل پر از نکته بودچقدر عالی درمورد مومنتوم مثبت و منفی توضیح دادین و مهمترین نکته برام این بود که باید مومنتوم مثبت رو به یک ارتعاشی برسونیم تا نتیجه بیاد و مثال صدا کردن در کوه خیلی این قانونو برام واضح کرد
من خوش شانسی بزرگی که در زمان جنگ داشتم این بود که تازه ثبت نام کرده بودم برای شنا و انقدر آموزش شنا برام تازه و هیجان انگیز بود که در کل اون روزها فقط به شنا فکر میکردم ، این نکته که فرمودین برای خودتون هدف داشته باشین خیلی مهمه و هدف داشتن و مشغول کاری که دوسش داریم شدن خیلی کمک میکنه در شرایط مشابه کمتر توجه کنیم به تضاد ها چون اون هدفه خیلی مهم تر و بزرگتر از تضاده ست و یک نکته مهم دیگه ای که متوجه شدم این بود که همه پیامبرانی که اسمشون در قرآن اومده به مرگ طبیعی مردن و این نکته هم خیلی بهم کمک کرد
من با این تضاد بیشتر به ارزش نعمت امنیت پی بردم و از خداوند میخوام که همواره ما را در بهترین زمان و در بهترین مکان قرار بده آمین
خواستم تجربه ای که توی این دوران داشتم رو بهتون بگم.از 5 سال پیش با فایل های شما دارم روی خودم کار میکنم.روی کنترل ورودی هام تمرکز میکنم.اصلا از مسایل سیاسی اطلاعی ندارم و پیگیرشون نیستم.چون میدونم خودم دارم شرایط خودم رو میسازم .
اتفاق بسیار جذابی که توی این مدت برام پیش اومد این بود که 2 روز قبل از حمله،بدون هیچ اگاهی مثل همه،دوستم از تهران به شمال کشور اسباب کشی داشت و من و یکی دوتا از دوستام برای کمک بهش رفتیم.دقیقا روزی که ما قصد برگشت داشتیم بهمون اطلاع دادن که برنگردید چون تهران دچار جنگ شده.ماهم توی یه فضای جنگلی روستایی بسیااار زیبا ،بدون هزینه اضافه ،چند تا دوست ،با کلی بگو و بخند و تفریح و استراحت ،یک هفته لذت بردیم.شهری که بودیم حتی شلوغ نشد،قحطی و گرونی نشد،همه چی در دسترس بود.ازونجا هم که اینترنت نداشتیم ،فارغ از هیاهوی دنیا ،انگار رفتیم یه سفر تفریحی حسابی کیف کردیم.وقتی هم برگشتم یک روز قبل از اتش بس بود و چون نمیدونستم چی میشه یکسری فایل مربوط به حرفه ام رو توی تهیه کردم و توی اسکایپ شروع کردم به درس خوندن.محل زندگیم در تهران هم جزو امنترین محل ها بود که هیچ گزندی به کسی نمیرسید و من با راحتی تمام داشتم فقط یاد میگرفتم و خداروشکر میکردم.مطمئن بودم که هر اتفاقی هم باشه من در امنیت الهی هستم.به همین قشنگی به همین خوشمزگی
تمام صحبت هاتون در این فایل عالی بود از کنترل فکر از کانون توجه ولی من قبلا یه چیز دیگه شنیده بودم که وقتی معتادها میخوان ترک کنند اینقدر این ترک کردن را بد توضیح دادن البته که من فقط شنونده بودم ولی چنان از معتاد بودن بد صحبت میکردن که معتاد اا هرگز نمیتونند ترک کنند و حتی در زمان ترکشون به اونها میگن از اون مسیری که قبلا میرفتید نباید عبور کنید از اون کوچه خیابان عبور نکنید یا اون آدمها یا اون چیزی که شما را یاد اون اعتیاد می اندازه را کاملا ترک کنید ولی اینجا با صحبت های شما وباتوجه به تجربیات خودم در این مسیر چقدر قشنگ برام روشن شد که وقتی انسان تصمیم به تغیر میگیره کانون توجه را کنترل میکنه به چیزهای خوب فکر میکنه اعراض میکنه سر برمیگردونه از ناجالب ها یا یه فکری برای زندگی اش میکنه و تصمیم به تغیر میگیره به خدا جهان خودش کمک میکنه کائنات خداوند همه به کمک میان و اینقدر مسیرش را راحت میکنند که بتونه ترک کنه
اصلا انسانهای بهتر میان نیاز به تلاش کنار گزاشتن نیست خودشون میرن محو میشن محیط طوری تغیر میکنه که هیچ نیازی به تلاش برای تغیر هیچ عامل بیرونی نیست خدایا مچکرم که همه چیز را آسون میکنی
واینجا به نظرم اعتیاد میتونه هرچیزی باشه اعتیاد به خبر های بد اعتیاد به غذای نامناسب اعتیاد به اخلاق ناجالب یا اعتیاد به مواد ناجالب اینا همه مثل هم هست ذاتشون و وقتی کانون توجه درست بشه همه چیز قشنگ چیده میشه که ما به مسیر درست هدایت بشیم
خدایا سپاس گزارم
استاد بزرگوار ازتون بینهایت سپاس گزارم از استاد عرشیانفر عزیز هم سپاس گزارم
از دوستان عزیزم و همراهان گرامی سایت هم سپاس گزارم
توجه نکردن به نکات منفی تمرکز بر روی خواسته ها برروی زیبایی ها
کنترل کردن ذهن و تقویت و تقویت هر چه بیشتر نکات زیبا و خواسته ها
واقعا جهادی اکبر میخواهد من اگر به تنهایی بخواهم این کار رو انجام بدم غیر ممکن برام حالا چرا
چون من انسان فراموش کارم
چون من تداوم و پشتکار رو در نتیجه بزرگ میبینم
چون بخواهم یا نخواهم عضوی از اجتماعم وباید با افراد در زمینه خانوادگی، کاری… در ارتباط باشم
چون گذشته وباورهای قبلی دارم
چون ذهنم برای تغییر مقاومت داره
نمیخواهد از جایگاه امن خودش خارج بشه
و بینهایت چون چرا
خیلی زیبا گفت که ما اسان میکنیم برای اسانی ها و اسان میکنیم برای سختی ها
دوست دارم اسان بشم برای اسانی ها
این جهاد اکبر به ساده ترین شکل برام رقم بخوره
لازمه این کار خواستن من در کاره
تعهد من وثابت قدم بودنم
وصل بودن به خانواده بزرگ عباسمنش
استفاده از فایلها و محصولات استادم
انجام تمرینها
گوش نکردن به اخبار تلوزیون فضای مجازی
اینها کارهایی که من باید انجام بدم
واز سمت دیگه هدایتهای خداوند، دوری از افراد که هم مدار من نیستن این کار من نیست این لطف و قانون خداوند
اگر که من کارهای خودمو انجام بدم شامل حالم میشه
من شغلم میوه فروشه خدا رو شکر از زمانیکه با استاد اشنا شدم این کسب و کار راه اندازی کردم از کارمندی به میوه فروشی راضی هستم درامد خوبی دارم چشم انداز و جایگاههای خیلی بالاتری نوشتم که حتما بهش میرسم در طول روز بیش از 300 نفر مشتری دارم زن و مرد پیر جوان خوب بد هزاران بار تجربه کردم اگه باهر کدوم از این افراد هم سو بشم از گرونی جنگ اینجور مطالب صحبت کنم تا اخرین نفر که میاد تو مغازه ادامه میدم اگه کسی هم نباشه اخر شب با خودم جنگ دارم وحس حالم بد میشه
ولی اگر قانون به خودم یاد اوری کنم حرفهای استاد برای خودم مرور کنم هدایتتهای خدا شروع میشه نه میشنوم نه میگم کلامی در مورد موضوعات
حس و حالم خوبه ومسیر برام اسان میشود
حالا من سعی میکنم اینو گسترشش بدم حال خوبی رو بیشتر کنم
خیلی وقتها خسته میشم یا گرسنه یا از سایت ودوستانم واستادم دور میشم حال و احساس خوب کمتر میشه سریع برمیگردم این موانع بر طرف میکنم تا احساس خوب بیاد
خیلی دوست دارم این در مورد این مسائل موفقیت صحبت کنم باشند افرادی که کلامی گفت و گو کنیم از خدا میخام هدایت بشم
نوشتن و رد پا تو سایت گذاشتن اون حس بهم نمیده میدونم اونم در زمان مناسبش اتفاق می افتد
خیلی وقتها تا یک قدمی موفقیت میرم ولی از دستش میدم همینه که استاد میگه بیشتر و بیشتر باید حس حالم خوب کنم تمرکزم بایدبر روی اهدافم خواسته هام باشه توحیدی تر باشم تا اسانتر شود برام خدایا تنها تو تنها تو میتوانی هدایتم کنی به بهترین مسیر
یه داستانی هست که به ملا میگن تو کوچه شما عروسیه میگه به من چه میگند ملا همسایه شماس میگه خوب به تو چه
خوبه یاد بگیرم به من چه
هیچ عامل بیرونی نمیتونه زندگی منو بسازه من هستم که زندگیمو میسازم افکار من باورهای من رفتار من زندگی منو میسازند
پس جنگ به من چه رو فراموش نکنم
غیرت به رخم کشیدند بگم به تو چه
تمام تمرکزم بر روی خودم وکنترل ورودیها میزارم سپاسگزارم از شما
استاد دلم میخواد فریاااااد بزنم و بگم که همه چیز فرکانسه، بخدااااا همه چی فرکانسه، به والله همه چی فرکااااااانسهههههه
میخوام یه ماجرایی که به تازگی اتفاق افتاد و واستون تعریف کنم
چند روز پیش وقتی تو بیمارستان شیفت بودم همینطور که رو صندلی نشسته بودم یهو یکی از همسایه های مادربزرگم که بسیار اوضاع مالی بدی دارن و تو فقر و بیماری به سر میبرن اومد تو ذهنم و یهو به دلم افتاد که یه مبلغی براش واریز کنم تا بتونه یه چیزی برا زندگیش فراهم کنه،نیت من کمک کردن و یه گره ای باز کردن از مشکلات اون شخص بود ولی طبق قانون میدونستم که ممکنه اون شخص به درستی از اون پول استفاده نکنه ولی به هرحال تصمیمو گرفتم که کمک کنم و گفتم خدایا فقط بخاطر رضای تو…
پیام دادم به مامانم و گفتم شماره حساب فلانی رو بده میخوام اینقدر مبلغ براش واریز کنم،مامانم گفت خیره نذری چیزی داری؟گفتم نه همینجوری یهو دلم خواست
مامانمم خوشحال شد و شماره رو برام فرستادو تشکر کرد منم بلافاصله اون مبلغ که برای من خیلی نبود ولی میدونم برای اون شخص خیلی بودو ریختم به حسابش
یه چند روزی تو فکرش بودم تا اینکه از مامانم پرسیدم از فلانی چه خبر،تونست برا خونش خرید کنه؟
مامانم یهو گفت نه فک نکنم بعد اینکه تو پولو براش ریختی شوهرش مریض شد بستری شد تو بیمارستان،حالا حتما میگه چقدر دستش برام بد بود بعد اینکه این پولو بهم داد شوهرم مریض شد خرج بیمارستان کردم!!!
وای من برگام ریخت وقتی این جمله رو از مامانم شنیدم،خیلی ناراحت شدم بخاطر این فکرش،خیلییی ولی سعی کردم ذهنمو کنترل کنم
همونجا بود که یهو یه جرقه تو سرم روشن شد
خداااای من همه چیز فرکانسه
همه چی به احساس لیاقت برمیگرده
این حرف از زبون کسی که قانونو نمیدونه طبیعیه ولی من که قانونو میدونم که نباید ناراحت بشم
کسی که تو فرکانس فقر و بیماریه اگه از در و دیوار هم بهش کمک مالی بشه بازم اون پولو به هر نحوی از دست میده، جهان این کارو میکنه باهاش، قوانین بدون تغییر خداوند این کارو میکنه
مگه میشه آدم رو فرکانس فقر و بیماری باشه و چیزی جز این وارد زندگیش بشه؟؟ فقر و بیماری از چی میاد؟ از احساس عدم لیاقت و ارزشمندی
مگه میشه آدمی که احساس عدم ارزشمندی داره پولی وارد زندگیش بشه و بتونه در راه درست و برای لذت و خوشی خرج کنه؟؟!
غیر ممکنه،جهان نمیذاره،جهان جواب فرکانس ما رو میده
حتی اگه نعمتی وارد زندگی ما بشه اگه احساس لیاقت و شایستگی در قبال اون نعمت نداشته باشیم و ترس از دست دادن و تموم شدنش رو داشته باشیم اون نعمت از ما گرفته میشه،جهان کاری نداره ما چقدر آدم خوب و شریفی هستیم چقدر گریه و زاری میکنیم چقدر التماس میکنیم به درگاه خداوند، جهان فقط نگاه میکنه ببینه تو خودتو لایق نعمت ها میدونی؟خودتو دوست داری؟خودتو ارزشمند میدونی؟نگاه میکنه ببینه فرکانس هات چیه و بر اساس همون بهت میبخشه
پس طبیعیه کسی که در مدار پول هرچند کم و جزئی نیس و خودشو لایق نمیدونه هر پولی به هر شکلی وارد زندگیش بشه رو از دست میده حالا به هر طریقی…
این شد که دیگه یاد گرفتم کسی به کمک من نیاز نداره،من اصن کاره ای نیستم که به کسی کمک کنم،افراد خودشون باید به خودشون کمک کنن اون موقع خدا هم از طریق هزاران دست بهشون کمک میکنه اگه تغییر کنن،اگه جهاد اکبر راه بندازن
قشنگم باید یاد بگیریم چیزی رو به خاطر حال خوب و خوشحال کردن خودمون ببخشیم حتی اگه کار جسمی یا فعالیتی برای کمک به کسی خواستیم انجام بدیم از سر ترحم یا دلسوزی نباشه . .
عزیز دلم اگه نگاه یا نیتت این باشه که من میبخشم یا هدیه ای میدم که گره ای از کار کسی باز کنم و از همه اشتباه تر اینکه بعدش کنترل کنم ببینم اون فرد در چ راهی مصرف کرده یا اینکه توقع تشکر و هر کار دیگه ای از اون شخص داشته باشم کاملا در مسیر اشتباهی هستم .
بخشش از فرکانس مثبت میاد تا زمانی که فقط با خلوص نیت و بدون هیچ توقعی باشه .
ما میبخشیم بدون اینکه در نظر بگیریم که اون شخص در چ راهی خرج کرده .
میبخشیم و همون لحظه فراموشش میکنیم که چ کاری انجام دادیم .
هر کدوم از ما میتونیم یکی از اون هزاران دست باشیم و پاسخش رو از جهان دریافت کنیم .
دقیقا درسی که من بعدش گرفتم همین بود،یعنی اصلا این اتفاقه باید میفتاد تا من درسشو بگیرم
من قبلاً هم کمک زیاد کرده بودم به افراد و به قول شما نه پیگیر بودم نه چیزی و زود هم فراموش میکردم ولی در این مورد خاص نمیتونستم فراموش کنم و ذهنم پیش اون فرد بود و دقیقا هم با حس ترحم کمک کرده بودم برخلاف موارد قبلی…
خدا بهمون کمک کنه ببخشیم بخاطر حال خوب خودمون بدون توقع و با حس رهایی توام با سپاسگزاری
درود بر استاد عباسمنش و استاد عرشیفانر عزیز که محبت کردن این فایل را آماده کردن تا بتونیم با قلبی بازتر مسیر زندگیمون را ادامه بدیم و همینطور همه عزیزانی که در این مسیر الهی همراهشون هستم.
از زمانی که به لطف هدایت خدا با استاد عباسمنش و نگاهشون به قرآن آشنا شدم قوانین جهان را بسیار بهتر درک کردم و هر اتفاقی که برام رخ میداد برام تعجبآور و غیرمنتظره نبود چون میدونستم که این اتفاق چیزی خارج از من نیست حتی اگر ظاهرش اینطوری باشه و اینکه این اتفاق افتاده حتماً برای من لازم بوده و خداوند جز خیر و خوبی برای بندههاش چیز دیگهای نمیخواد و خدا انتخاب نمیکنه که ما در چه مسیری باشیم. این اجازه را به ما داده که خودمون انتخاب کنیم اما از اونجایی که بنای جهان بر خیر و خوبیه اگر ما در مسیر درست باشیم شامل الطاف و رحمت بیشتری از جانب خداوند قرار میگیریم و اگر انتخاب کنیم که مسیر دیگهای را انتخاب کنیم باز هم خداوند این اجازه را میده و در اون مسیر حمایتمون میکنه.
وقتی قانون کلی جهان را مرور میکنیم به این میرسیم که همه چیز انتخابه. ما در هر لحظه داریم انتخاب میکنیم. وظیفه و نقش ما اینکه سعی کنیم انتخابها را تا جای ممکن آگاهانهتر کنیم تا حدی که حتی رفتارهای ناخودآگاهمون هم تغییر پیدا کنه و اینجوریه که شرایط روز به روز بهتر و بهتر یا در جهت منفی بدتر و بدتر میشه.
کسی که داره زجر میکشه تو زندگی مثل کسیه که داره لذت میبره چون هر دو این گروهها انتخاب کردن که در چه مسیری باشند.
اینها را به خودم میگم تا یادآوری کنم که قانون دقیقاً به همین سادگیه، هیچ پیچیدگی و چیز عجیب و غریبی هم وجود نداره، شاید در عمل برای اجرا انرژی و تعهد بیشتری بطلبه اما در اصل موضوع تفاوتی ایجاد نمیکنه. اصل اینکه توجه کنترل بشه.
اصل اینکه به احساساتمون توجه کنیم و اونها را به سمت مثبت تغییر بدیم.
توجه مثل یک سلاح و احساس مثل خشاب اون سلاحه. وقتی توجه ما روی خواستههامون که نشانش احساس خوبه، این سلاح قدرت پیدا میکنه که مارو به سمت خواستهها ببره و هر موانعی رو از سر راه برداره و اگر توجه ما به ناخواستهها باشه که نشانش احساس بده این سلاح قدرت این رو پیدا میکنه که به خودمون ضربه بزنه. درست مثل یک فرد مسلح که میتونه با سلاحش موانع رو نابود کنه یا اینکه انتخاب کنه به خودش شلیک کنه.
این دقیقاً اتفاقیه که داره در جهان رخ میده.
اوایلی که با این مسیر آشنا شدم سعی میکردم سپاسگزاریم فقط برای داشتههام باشه که خب انقدر همه چیز عالی پیش رفت که زندگی و شخصیت الان من واقعاً هیچ ربطی به اون آدم قبلی نداره.
بعدها که اتفاقات و تضادهایی گاهاً پیش آمد برام و متوجه شدم من میتونم که واکنشم نسبت به این مسائل را انتخاب کنم درک کردم که نه تنها اون تضاد بد نیست بلکه هربار باعث میشه من چندین پله قویتر و بهتر بشم. این به این معنا نیست که حتماً باید تضادی پیش بیاد تا ما قویتر بشیم اما اگر تضادی پیش میاد به هیچ عنوان نباید نسبت بهش مقاومت نشان بدیم، حتی جنگ.
حالا من فقط برای داشتههام سپاسگزاری نمیکنم، من برای هر اتفاقی با هر شکل و شمایلی هم که داشته باشه سپاسگزاری میکنم چون میدونم این عین هدایت و برنامه خداست تا من به خواستههام برسم و لذت و سعادت بیشتری رو در دنیا تجربه کنم.
خداوند به پیامبرش نگفت چون تو پیامبری دیگه از تضاد در امانی، نه اما انقدر قلب پیامبرش رو با نور ایمان پر کرد که در دل اون تضادها پیامبر بهترین واکنش ممکن رو نشان میداد و همین شد که ما داریم از نتیجش بهرهمند میشیم.
خداروشکر میکنم که در این مسیر قرار گرفتم و از خدا میخوام که به من و همه عزیزانی که خواستار حق و حقیقت هستند توفیق هدایت به مسیرهای آسان و زیبا داده بشه و ایمان و عزممون استوار باشه.
چقدر لذت میبرم از کامنت خوندن ،البته کامنت هایی مثل کامنت شما عمق قانون رو برای ما یاداوری میکنه
درکمون رو از قانون بیشتر میکنه و ارامش پیدا می کنیم،چون با مثال زدن بارها و بارها این اموزش ها تو وجودم نهادینه میشه
از اینکه به من یاداوری شد که قانون ساده است،جهان به سمت خیرو خوبی در حرکته ،خداوند برای ما خیرو خوبی میخواد
اما عدل خداوند اینه که ما خودمون مسیر خودمون رو انتخاب کنیم ،و این انتخاب با توجه کردن ما به هر چیزی زندگی ما رو شکل میده ،به هر انچه توجه کنیم از همون جنس وارد زندگی ما میشه
این جمله شما هم جالب بود ،اینکه اگه یه نفر داره زجر می کشه ،عین لذت بردنه چون خودش اون مسیر رو انتخاب کرده
من باید هر لحظه حواسم باشه که به چه چیزی توجه میکنم ،ایا توجه من احساس خوبی در من ایجاد میکنه یا احساس بد
اگه به احساسم دقت کنم متوجه میشم مسیرم درسته یا اشتباه
« کسی که داره زجر میکشه تو زندگی مثل کسیه که داره لذت میبره چون هر دو این گروهها انتخاب کردن که در چه مسیری باشند.»
این دقیقا معنای عدل خداونده. معنای سیستمی بودن جهان. معنای بما قدمت أیدیکم. این دقیقا به ما کمک میکنه که بهتر بفهمیم جملهی معروف استاد رو که : هرکسی هرجایی که الان هست جای درستشه.
چقدر این روزا من دارم لذت میبرم از فهم بهتر و بیشترِ قوانین. چقدر این روزا به وضوح دارم بهتر و HD تر میفهمم همه چیز رو. چقدر دقیق میتونم بالاتر رفتن مدارم رو لمس کنم. چقدر عالیه که امروز به کامنتت برخوردم و این جملهی طلایی رو دیدم احسانِ عزیزم.
خود من چند وقتیه که تمرکزی روی سیستمی بودن رفتار جهان دارم کار میکنم و فایلهای مختلفی رو گوش دادم. کتاب چگونه فکر خداوند را بخوانیم هم کامل خوندم از استاد. هر روزی که میگذره بیشتر عاشق این عدل خداوند و جهانش میشم که اینجوری عادلانه خلقش کرده.
کامنت چند روز پیشم در مورد سیستمی بودن رو این زیر میذارم
🟣 تمرین انتظارات مثبت؛ راهی برای ساختن دنیای کاری دلخواهت🟣
یه نکته خیلی ساده ولی عمیق هست که اگه خوب بگیریش، میتونه کل فضای زندگیت، مخصوصاً فضای کارت رو زیر و روکنه:
نگاه مثبت به اتفاقات و روابـــــط
منظورم مثبتنگری مصنوعی و دروغکی نیست.
نه اینکه چشم روواقعیات ببندی.
منظورم اینه که یاد بگیری درهرموقعیتی، منتظر بهترین حالت باشی… حتی اگه هنوز نشونهای ازش نبینی.
ودقیقاً اینجاست که تمرین “انتظارات مثبت” به کمک آدم میاد.
وقتی مثبت به روابط کاری نگاه میکنی، درواقع داری یه پَترن ذهنی جدید برای خودت میسازی.
داری به ذهنت یاد میدی که بگه:
«من توی این همکاری، پروژه، یاجلسه، منتظر احترام، درک، ونتیجه عالی م.»
و میدونی چی میشه؟
اولیــــــــــن تغییری که میفته اینه که خودت حس قدرت میگیری.
یعنی قبل از اینکه بیرون چیزی تغییر کنه، تو از درون حس لیاقـــــت بیشتری میکنی.
و همون حس لیاقت، باعث میشه با اعتماد به نفس بیشتر واردگفتگوها، مذاکرهها، و انتخابها بشی.
دوم اینکه : به اتفاقاتجهت میدیو خالــــــــــق میشی.
یعنی شروع خلق یه مسیر کاری/رابطهای که دقیقاً همونی میشه که دلت میخواد.
~~~~~~~~~~
چند ماه پیش، یه پروژه بزرگ بهم پیشنهاد شد.
همه چیزش خوب بود، اما از همون اول یه چیزی ته دلم میگفت:
«با طرف حسابهات به مشکل میخوری. اونا دقیق نیستن، کار رو عقب میندازن، وسطش گیر میدن، حتی ممکنه پرداختی هم دیر بدن.»
راستش رو بخوای، اگه طبق گذشته میخواستم جلو برم، یا پروژه رو رد میکردم یا با هزار نگرانی شروعش میکردم.
اما این بار تصمیم گرفتم یه مدل جدید رو امتحان کنم.
به خودم گفتم:
«نه محسن! تو این بار قراره با کسانی همکاری کنی که قدر کارت رو بدونن، احترام بذارن، سر وقت پرداخت کنن و حتی تحسینت کنن!»
شروع کردم نوشتن انتظاراتم.
• میخوام پروژهای روان و شفاف باشه
• میخوام تیمی مسئولیتپذیر روبهروم باشن
• میخوام هر بخش از کار با انگیزه و احترام انجام بشه
• و… مهمتر از همه:
«من لیاقت این سطح همکاری حرفهای با خارجیها رو دارم چون دارم از جنس نظم و تعهد کار میکنم.»
هر روز چند دقیقه با این باورها مراقبه کردم.
همین که ذهنم رفت سمت ترس، سریع برش گردوندم سمت این جمله:
«همه چی عالی پیش میره، چون من با خدا همجهت شدم.»
و یادش همین الان هم منو پر از ذوقمیکنه…
دقیقاً از همون لحظه، همهچی تغییر کرد.
کسی که قرار بود سختگیر باشه، خیلی راحت با نظراتم کنار اومد.
پرداختا دقیقتر شد.
حتی یه جایی از پروژه، خودشون گفتن:
«ما میدونیم با یه آدم حرفهای کار میکنیم، پس اختیار کامل با شما.»
و من لبخند زدم…
چون میدونستم اینا نتیجه همون “انتظارات مثبت”هست که توی ذهنم کاشته بودم.
بدون اینکه بجنگم، بدون بحث، بدون استرس.
🟣 فقط چون من خودمو لایق یه تجربه عالی دونستم و به الهامات عمل میکردم
■ بنظرم نگاه مثبت، خالق روابط کاری/زندگی حرفهای هست
تو هربارکه تصمیم میگیری مثبت به روابط کاری نگاه کنی، یعنی داری یه نوع از “هویت کاری جدید” برای خودت میسازی.
یعنی دیگه مثل قبل نمیگی:
▪︎ «کسی منو جدی نمیگیره»
یا
▪︎ «همیشه باید برای حقم بجنگم»
یا
▪︎ «همیشه یه جای کار میلنگه»
نه. حالا میگی:
«من آدمیام که باهام درست رفتار میشه، چون خودم درست رفتار میکنم.»
و همین دیدگاه، تــــــــــمام آدمهایی که وارد کارت میشن رو ازیه فیلتر جدید عبور میده.
همونا که قبلاً اذیت میکردن، حالا بهت احترام میذارن.
یــــــــــا اصلاً یه تیم دیگه با فرکانس بهتر وارد میشه توی زندگیت.
باید به خدا اعتماد کرد و تمام قد تسلیمش بود .
■ تمرین سادهای که معجزه کرد برام :
یه دفتر بردار (یا حتی یادداشت گوشی)، و هر روزقبل از شروع کارت، 3 تا جمله بنویس:
• امروزمنتظرم چه چیزخوبی اتفاق بیفته؟
• دوست دارم روابط کاریم چه شکلی باشن؟
• چرا فکر میکنم لایق این نوع روابط واتفاقات هستم؟
○ مثـــــــــــــــلاً:
• منتظرم یه پیام کاری خوب بیاد
• یه جلسه شیرین و مفید داشته باشم
• پروژهم بدون تاخیر پیش بره
• چون دارم از درون درست و منظم رفتار میکنم
• چون با خدا همجــــــــــهت هستم
• چون آدمی ام که مسیر درست روانتخاب کرده
برا من همین تمرین ساده، کمکم باورها و فرکانسامو تغییر داد…
و دنیای بیرونم مجبورشد باهام هماهنگ شه.
نه جادو، نه معجزه… فقط قانون دقیق فرکانس.
■ خلاصه کـــــه : تورئیس دنیای کاری خودتی
وقتی تویکارت رئیس خودتی، یه مسئولیت شیرین هم داری:
خـــــالق روابط کارت هم خودتی.
● لازم نیس بگی «دیگه چارهای نیست با فلانی بسازم»
یا
● «کاش یه تیم خوب گیرم بیاد»
نه، از همین امروز، با انتظارات مثبت شروع کن ساختن تیم و پروژه و رابطهای که واقعاً دلت میخواد و باهاش احساس بهتری داری.
○ تو شایستهی کارهای بزرگ، درآمدهای عالی، و همکاریهای حرفهای هستی.
○ و اینو ازنگاهت، از تمرینهات، و از حس لیاقتت باید شروع کنی.
ازهمین ساعت ، مثبتترنگاه کن.
به اتفاقات، به پیامها، به تماسها، به ایمیلهایی که قراره بیان…
منتظر اتفاقات خوب باش، چون خدا منتظره ببینه بالاخره باور کردی لیاقتشو داری یا نه!
~~~
در پناه خدا
با عشق
محسن – شاگردی از جنس ایمان و عمل در مسیر فراوانی
بنام خدای مهربان
سلام به آقا محسن عزیز
احسنت به شما چقدر لذت بردم از این ایده بی نظیروتجربه شیرینی که نوشتید راستش من خودم از انتظارات مثبت در روابط زیاد استفاده میکنم وهرچی ذهنم سعی میکند از قبل مواردی را به یادم بیاره که دفعه قبل این اتفاق افتاد پس ایندفعه هم همین هست میگم نه ایندفعه فرق داره چون من خودم دارم اتفاقات وشرایط زندگی ام را خلق میکنم ومن دوست دارم همچین چیزی را در این مورد به خصوص تجربه کنم ،بااین آرامش واین احساس خوب نتیجه همونی میشه که من میخوام حتی فراتر از اون
بسیار بسیار سپاسگزارم
بهترین بهترینها را که فقط خداوند به آن آگاه هست در هر لحظه از زندگی برایت آرزومندم
در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید
بنام خدای مهربونِ مهربــــــــــون.
سلام به فهیمهی آگاه و الهامبخش
چه پیام پربرکت و زیبایی فرستادید… ازخوندنش، هم لبخند روحم شکفت، هم حس آرامش وقدرت رو درونم زندهتر کرد.
اون چیزی که نوشتین دربارهی “خلق شرایط و اتفاقات زندگی با انتخاب آگاهانه و احساس خوب”، دقیقاً همون نقطهای هست که من همیشه با خودم تکرارش میکنم و ازخدا میخوام که فراموشم نشه… اینکه ما مسئول دنیای درونمون هستیم، و دنیای بیرون فقط انعکاس اون صدای درونیه که با خداهمنوا شده/ یا نشده .
و چه عالی که شمااین مهارت رو توی روابطتون تمرین میکنین… اونم با این همه ظرافت و قدرت ذهنی.
واقعاً جملهتون طلایی بود:
«من دوست دارم همچین چیزی را دراین مورد بهخصوص تجربه کنم.»
چقدر عالیه و این یعنی ایمان، اختیار، ظرافت زنانه، وقدرت خالقانه یک بندهی آگاه!
از ته قلب، ازتون ممنونم که اینقدرزیبا و آگاهانه به این گفتگو رنگ و معنادادین.
و از دعای پرمهرتون، با همهی وجودم بهرهمند شدم…
منم از خدای مهربون، روشنترین مسیرها، زیباترین آرامشها، بینهایت ثروت و سعادتی که خاص بندگان خودش قرار میده رو براتون آرزو میکنم… همیشه… در هر لحظه .
در پناه نور خدا، بمونی و بنویسی برام
شاد، رها، و شکوفا باشین.
بنام خدای خوبی ها*
سلامی دوباره به محسن جان عزیزم
آقا این نگاه درسته ، این نگاه همونیه که دنبالش میگشتم تمرین انتظارات مثبت؛ راهی برای ساختن دنیای کاری دلخواهت
خودشه دقیقا همین میخواستم که خدا هدایتم کرد
محسن جان مرسی بابت کامنتت مرسی دمت گرم خدااااایا شکرت
یادمه تو فایلی که استاد درباره کنترل ذهن در شرایط جنگی گذاشته بودن یه اشاره ای به این موضوع کردن که منتظر چی هستی همون رو تجربه میکنی
و محسن جان شما خیلی خوب با توضیح و تمرین این موضوع رو باز کردی و این عاااالیه چون مسیر رو باز میکنه راه رو نشون میده اللهی که هر چی میخوای بهش برسی
تحسینتون میکنم و تمام تمرینات رو تو دفترم مینویسم ،از امشب شروع کنم
ممنون بابت این آگاهی ها خالص و تجربیات نابت
خدااااایا شکرت
در پناه خداوند پیروز و موفق باشی
بنام خدای خوبیها و هدایتها
سلام و صد سلام به حمیدِ پرتلاش وجستوجوگر .
پیامت روکه خوندم، یه حس عمیق از «اتصال» اومدتوی دلم… اتصال یه روح آگاه به حقیقتی که مدتهادنبالش بوده و حالا پیداش کرده.
دقیقاً همونجور که خودت نوشتی:
«خدا هدایتم کرد»
و چه جملهی بزرگیه وقتی باتمام وجودت لمسش میکنی…
برادر جان، چقدرخوشحالم که تونستی با این زاویه نگاه به موضوع «انتظارات مثبت»، یه کلیدطلایی برای ساختن دنیای کاری دلخواهت پیدا کنی.
این یعنی همون لحظهای که دیگه منتظراتفاق خاصی ازبیرون نیستی، بلکه تصمیم میگیری تو خالق باشی… با نیت، باور، انتظار، وحضور آگاهانهت
اشارهت به فایل استاد دربارهی «کنترل ذهن در شرایط جنگی» هم خیلی جالب بود. واقعاً یکی از عمیقترین نکات اون فایل، همین بود که:
«منتظر چی هستی؟ همون رو تجربه میکنی.»
و چقدر فوقالعادهست که تو داداشی من اینو جدی گرفتی وتصمیم گرفتی از امشب شروع کنی!
خدا رو شـــــکر بابت این مسیر روشنی که توش هستی
و مرسی از انرژی پاکت، ازدفترت که تمرینها رو توش با عشق ثبت میکنی،
و ازحضورت که باعث میشه ما هم بیشتر بدونیم چرا اینجا هستیم و برای چی داریم مینویسیم
ازصمیم قلب برات آرزو میکنم که اون دنیای کاری دلخواهت رو، باهمون حس خوبی که داری،خیلی زود وخیلی فراتر ازتصورت تجربه کنی ؛
و هرروز، یه قدم دیگه بری سمت اون واقعیتی که خدااز قبل برات آماده کرده.
در پناه خدای هدایتگر، همیشه پیروز، روشن، و ثروتمند باشی حمید جان .
بنام الله هدایت گر
سلام محسن جان عزیزم
مرسی بابت پاسخ قشنگت
فقط میتونم اینو بگم که تو این چند روز که هر روز صبح میرم پارک و دارم این تمرین رو انجام میدم بطرز جادویی همه چیز تغییر کرده و چه افراد نازنینی باهام تماس گرفتن برای آموزش خدایا صد هزار مرتبه شکرت
محسن جانم خیلی خیلی سپاسگذارتم واسه قلب مهربون و بزرگت که این تمرین فوق العاده رو با همه شیر کردی و اگر هر کسی انجامش بده خیلی زود تغییرات رو تو زندگیش میبینه
خدایا بینهایت سپاسگذارم ازت واسه هدایت بینقصت واسه قوانین بینقص و بدون تغییرت
خدایا تو فرمانروای کیهانی
خدایا تو قادر مطلقی
خدایا تو عالم مطلقی
خدایا تویی که تنها منبع رزق و روزی
خدایا تو تنها منبع ثروتی
خدایا تو تنها هدایتگر منی
خدایا تو تنها حامی و پشتیبان منی
خدایا تو بینهایت وهّابی
هرچی آرزوی خوب مال تو ️
سلام حمید جانِ جانم
دلم گرم شد با خوندن کامنتت… با هر جملهت انگار نوری از صفحه اومد بیرون و زد به قلبم…
آخه اونکسی که هرصبح میره پارک تاتمرین کنه،
اونکسی که انقدر با حضور، با باور، با نیت پاک داره تمرینو جدی میگیره،
⭕️ اگه خدا دستشو نگیره… پس کیو بگیره؟
توفقط تمرین نکردی حمید جان…
تو درو باز کردی، اجازه دادی، پذیرفتی، تسلیم شدی، بهش ایمان آوردی.
و خدا…
همیشه دنبال همین لحظهست.
لحظهای که یکی از مابا عشق بگه:
خدایا فقط تو…
آفرین به تو که اینو گفتی و اینو زیستی.
نهتنها در کلماتت، بلکه در تکتک لحظههای سحرگاهیت
که میری توی پارک، با دل پر ازشکر، و شروع میکنی به «ساختـــــن».
خدا از دل تو مینویسه.
از قلب تو به جهان حرف میزنه.
و حالا میبینی… داره چطور آدمای همفرکانس، همدل، همنور، همسفر سر راهت سبز میکنه؟
این معجزهها، نشونههای روشنِ همون لحظههاییه که تنها تو و اون، وسط پارک، با هم خلوت کردید.
حمید جانم، این تمرین دیگه فقط یه تمرین نیست،
این شده یک مسیر، یک رسالت، یک عهد عاشقانه با خدایی که “تو تنها هدایتگر منی” ، صداش زدی.
و چه قشنگ گفتی:
«خدایا تو تنها منبع ثروتی…»
بله…
تو دیگه هیچ توقعی ازجهان نداری.
چون میدونی منبع فقط یهنفره:
او
و وقتی “او” درگاه توباشه،
وقتی “او” رزاق تو باشه،
تو دیگه کم نمیاری، ترس نداری، مقایسه نمیکنی، قهرنمیکنی…
فقط پیش میری، با لبخند… با ایمان… با آرامش…
هر چی آرزوی خوب مال تو
و هرچی هدایت و نعمت و ثروت و عشق و بزرگی، از جنس اون خدایی که تو اینطور نازش میکشی، بیوقفه بره به سمتت… چون لیاقتشو داری.
بمون توی همین مسیر… چون دیگه بوی بهشت میاد.
○ جوابی که برای تو نوشتم یکنشانه بزرگ برای خودِ من بود… اللهاکبر!
سلام آقا محسن
واقعا لذت بردم از کامنت قشنگ و پرمحتوایی که عجب دستنوشته ای بینظیر دارید خیلی ارزشمندم من وقتی دوستان عزیزی تو این مسیر توحیدی رو میتونم باهاشون در ارتباط باشم وار نکات کلیدی که مطرح میکنم استفاده ناب میکنم خدایا شکرت
منظورم اینه که یاد بگیری درهرموقعیتی، منتظر بهترین حالت باشی… حتی اگه هنوز نشونهای ازش نبینی.
ودقیقاً اینجاست که تمرین “انتظارات مثبت” به کمک آدم میاد.
وقتی مثبت به روابط کاری نگاه میکنی، درواقع داری یه پَترن ذهنی جدید برای خودت میسازی.
داری به ذهنت یاد میدی که بگه:
«من توی این همکاری، پروژه، یاجلسه، منتظر احترام، درک، ونتیجه عالی م.»
و میدونی چی میشه؟
واقعا طرز فکر ونگرش منو گفتید من خیلی به خودم ارزش قایل هستم من به عزت احترام خیلی اهمیت میدم و همین جور هم دوست دارم اطرافیانیکه باهاشون در ارتباط هستم هم مثل خودم رفتار کنند
ومن خودم اینه بیرونم هستم
یه چیز دیگه بگم خالصانه خودمونی آقا محسن شما تو کامنتهاتو خیلی از رنگ بنفش استفاده میکنید این رنگ خیلی دوست دارم من همیشه خودکاری رنگی رنگی میخرم برای شکرگزاریمها وتمرینهای جلساتی که کار میکنم رنگ صورتی سبز کم رنگ بنفش و فیروزه ای استفاده میکنم عاشق خودکار رنگی رنگی هستم عشق میکنم به خدا وقتی باهاشون مینویسم اینم از فضل خداونده این همه رنگهای متنوع خدایا شکرت
یعنی قبل از اینکه بیرون چیزی تغییر کنه، تو از درون حس لیاقـــــت بیشتری میکنی.
من این نکته خیلی علاقه خاصی بهش دارم
باید به خدا اعتماد کرد و تمام قد تسلیمش بود .
■ تمرین سادهای که معجزه کرد برام :
یه دفتر بردار (یا حتی یادداشت گوشی)، و هر روزقبل از شروع کارت، 3 تا جمله بنویس:
• امروزمنتظرم چه چیزخوبی اتفاق بیفته؟
• دوست دارم روابط کاریم چه شکلی باشن؟
• چرا فکر میکنم لایق این نوع روابط واتفاقات هستم؟
○ مثـــــــــــــــلاً:
• منتظرم یه پیام کاری خوب بیاد
• یه جلسه شیرین و مفید داشته باشم
• پروژهم بدون تاخیر پیش بره
• چون دارم از درون درست و منظم رفتار میکنم
• چون با خدا همجــــــــــهت هستم
• چون آدمی ام که مسیر درست روانتخاب کرده
برا من همین تمرین ساده، کمکم باورها و فرکانسامو تغییر داد…
اینکه به خدا اعتماد کنیم
من چند روزی رفتم تو دل یه چالش فوقالعاده ومیخاستم خودمو امتحان کنم خدارو صد هزاران بار شکر که کمک کرد شجاعترم کرد وقویترم
رفتیم با خواهرم تویه روستایی که برق نداشت ولی طبیعت دنجی داشت رویایی وشبهاش باایمان پرستاره واروم ساکت خواب میرفتیم یه جایی که آرامش داشت البته ترس هم بود شبها با صدای روبا وگرگ وسگ البته چند باری بیش نبود وخداوندخیلی دوستم داشت آرام میشدم با نام ویاد خداوند دلها آرام میگیرند واین اعتمادوباورتوحیدی منو قوی کرد و اینکه فقط رو خدا.ندحساب باز کنم وباوراینکه من در آغوش امن خداوند قرار دارم وهرگز منو تنها نمیگذاری
باورهای زیبای شما هم خیلی لذت بخش بود ونکتهای طلایی رو گفتید
تو شایستهی کارهای بزرگ، درآمدهای عالی، و همکاریهای حرفهای هستی.
○ و اینو ازنگاهت، از تمرینهات، و از حس لیاقتت باید شروع کنی.
ازهمین ساعت ، مثبتترنگاه کن.
به اتفاقات، به پیامها، به تماسها، به ایمیلهایی که قراره بیان…
منتظر اتفاقات خوب باش، چون خدا منتظره ببینه بالاخره باور کردی لیاقتشو داری یا نه!
آفرین داداش به به چقدرجذابه دستنوشتهای شما فوقالعاده هست
اثرگذاربود برام یه ایمانی قوی درمان به وجود اومد ونشانه ای عالی که بهم داد شد از متن پرمحتوایی داداش عزیزم بهترینها رو برات از خداوند میخام
بهترین آرامش. سلامتی. موفقعیت. ثروت. و استمرار تواین مسیر بهشتی موفق باشید دوستار شما اعظم
عزیزدلم خداوند وروح مقدس و ارزشمند اعظم
به نام خدای رنگها، نورها، و دلهای روشن؛ خدای مهربونِ مهربــــــــــون .
سلام به اعظم عزیز ونازنین،
پیام زیبایت رو بالبخند و دقت خوندم…
نه فقط یه پیام بود، بلکه یه «دلنوشتهی مقدس» بود که ازدل برمیاد ومستقیم میره توی دل آدم.
اعظم جان…
چقدر از خوندن تجربهی روستای بدون برق و شبهای پرستارهت لذت بردم!
واقعاً انگارخودم اونجا بودم… کنارت، درسکوت شب، با صدای روباه و طبیعت بکر و باذکر «یاد خدا آرامبخش دلهاست»…
چه تمرین عمیق وعاشقانهای برای تسلیم بودن… برا اعتماد واقعی به خالق مهربونمون.
واقعاً احسنت بهت که اینقدرخالصانه، شجاعانه وباظرافت، ترسهات رو در آغوش کشیدی و به ایمان تکیه کردی
و آفرین به اون روح رنگیرنگی و عاشقت که عاشق بنفش و صورتی و سبز کمرنگه…
میدونی چیه؟ همین جزئیات کوچیک، نشونهی روح بزرگ توئه.
نشونهی کسیه که به لطف خداآگاهه، قدردانه، و قدر رنگها، قلمها و لحظهها رو میدونه.
کسی که با یه خودکار رنگی، عبـــــادت میکنه
کسی که با نوشتن، به خدا لبـــــخند میزنه
و کسی که با دفترش، داره خــــــــــالق دنیای زیباش میشه
اعظم جان، پیامت خودش یه تمرین شهودی بود.
یه هدیهی واقعی برای روح من… پر از مهر، درک، و ایمان.
منم از صمیم قلب بهت میگم:
تو شایستهای… تو لایق بهترینهایی، که هنوز حتی تصورشون رو نکردی.
چون خدا باهات حرف میزنه، از طریق رنگها، از طریق شبهای پرستاره، و از طریق همین تمرینهای ظاهراً ساده… ولی عمیق و نورانی.
از ته دل دعا میکنم این حالِ خوبت،
استمرار پیدا کنه، ریشه بگیره، قویتر و عاشقانهتر بشه
و قدم به قدم تو رو ببره به سمت مسیری که فقط مخــــــــــصوص تو طراحی شده
مرسی که هستی، مرسی که نوشتی، و مرسی که یادآور نور بودی برای من و هرکی این کامنت رو میخونه
🟣 در پناه خدای رنگها و آرامش، همیشه سلامت، موفق، ثروتمند و در آغوش امن الهی باشی اعظم جان
دوستدارت ، محسن
سلام اقا محسن عزیزم
خدای من چقدر لذتبخش نقطه آبی کناراسمم خیلی روح منو جلاح میده خیلی از رنگ نقطه آبی لذت میبرم
تشکر محسن جان چقدرعزت داری احترام داری یعنی بهترینها لایق شما که روح مقدس خدایی چقدر لحن صحبتهای شما دلنشینه آره از روستاگفتید نمیدونم آخه چی بگم یعنی خدامنو به جایی برد که فکرش رو نمیکردم یعنی اصلا من نمیدونستم چنین روستایی وجود داره آخه مگر داریم اینچنین نقطه کوری آخه برق نباشه مثل آدمهای نخستین باشند یعنی آقا محسن اینجوری بگم اصلا مواد غذایی رو نمیشه اونجا نگهداری کرد یعنی طبق دوره قانون سلامتی استاد گفته بود که آدمهای نخستین برای تغذیه چجوری خودشونو سیر میکنن یعنی یه حیوانی رو شکار میکنن واینو تا دوروزمیتونن نگهداری کنن وای اسم حیوان شکاری بردم باورمیکنی من دوروز اول که بودم یه صبح زود بیدار شدم داشتم روکوه جلوی چادرم صورتمو میشستم بعد دیدم سرصدا میاد چند دقیقه ای گذشت متوجه شدم حیوانی بنام سیخار شکارکرده بودن مردم اون روستا یعنی جای شما خالی به خدا ساعت 6صبح بود دیدم دارن کباب میکنن رو آتیش یعنی چی بگم به خدا من و خواهرم هم دعوت کردن ما رفتیم کنار آتیش به به عجب شکاری بود بینظیر
آره محسن جان خیلی در آغوش امن خدابودم خداوند به شجاعان پاسخ میده و پاداشها میده
بینهایت سپاسگزارم بابت نقطه بنش زیبایی که برام تو دستنوشته زیبات برام فرستادی خیلی لذت بردم عشق کردم خودمونی دوست دارم یه چیزی بگم دوست دارم عکس داداش عزیزم مو ببینم حتما مثل روح مقدست زیباست ودلنوشتهایی که از اعماق وجودت برامون مینویسید خیلی کامنت که درمورد باورهایی که در مورد کسب کار واحساس لیاقت نوشتید برای خودم کپی کردم و نوشتم واز دلشون تمرین ساختم برای خودم واقعا باورهای کاربردی زیبایی رو نوشته بودید ومن عبارات تاکیدی ازش ساختم آفرین تو هماهنگ هستی در مسیر خداوند وشدی دستی از جانب برم به من وبهترین دستنوشته ای بینظیر تحویل من میدی آفرین موفق باشیداقا محسن توحید عشق خدا دوست دارت اعظم عزیز
سلام اعظم عزیز، خواهر دلآگاه و نازنینم در مسیرنور و توحید
پیامت مثل نسیم صبحگاهی ازدل کوه، روح منو نوازش داد… اونقدر پر ازعشق و احساسات صادقانه بودکه لبخند، بیاختیار مهمون صورتم شد.
از توممنونم که با این قلب مهربون و الهی، صدای روشن توحید رو تادلِ کوههای بیبرق هم بردی!
آفرین به تو که تونستی در دل طبیعت، در دل سادهترین شرایط،
عمیقترین و لوکسترین احساسات الهی رو تجربه کنی.
آره خواهرم، اون روستا شاید از دید جهان «نقطه کور» باشه
ولی از دید خداوند، مرکز نور و صداقت و حضور و یادشه.
و وای که چقدر تصویر کباب سیخار سر صبحِ کوه، با اون آتیش طبیعی، منو برد تو دل روستا…
همین لحظههای ناب، همون تجربههاییه که خداوند مخصوصِ عزیزترین بندههاش مینویسه.
اما از اون قشنگتر، فهمِ تو بود که نوشتی:
“خداوند به شجاعان پاسخ میدهد و پاداش میدهد.”
و من میگم: آره، خداوند به دلهای عاشق، شجاع، و تسلیم، نهتنها پاسخ میده، بلکه همراهی هم میکنه.
و راستی راجعبه اون نقطه آبی کنار اسمت
چقدر قشنگ گفتی…
بدون که برای منم دیدن اون نقطه کنار اسم تو، یعنی «اینجا یکی داره از دلش با خدا حرف میزنه»
و من چه افتخاری بالاتر از همکلامی با اعظمی که اینطور خالصانه در مسیر خداست؟
در مورد عکس هم خواهر گلم…
هر چیزی تو این مسیر نور با دستور و اجازهی خدا بهم میرسه.
و منم تسلیم خداییم…
هر وقت اون بگه وقتشه، اون عکس هم خودش مثل یه نشونهی نورانی و راحت میاد. قربان چشمانت .
نه زودتر، نه دیرتر… درست در همون لحظهای که باید.
~~~
فعلاً این نقطه آبی،
این واژههای الهی،
و این دلنوشتههایی که از خدا مینویسم،
بذار باشن «عکس روح» من برای تو … ؛
چون تو لایق نوری هستی که از کلام جاری میشه، تصویر هم پیشکش .
اعظم جان
باور کن که نوشتههات، درکهات، تمرینهات، و عبارتهای تأکیدیت خودش گنجین که از درونت داره میجوشه
و فقط یکی میتونه اینطور هماهنگ و هممسیر باشه:
کسی که خودش در مدار نوره.
برات دعا میکنم:
روز به روز درکهات روشنتر،
احساست خالصتر،
باورهات قدرتمندتر،
و لبخندت، الهیتر بشه.
در پناه نور الهی باشی ای پیامآور توحید در دل طبیعت؛
برادرت با افتخار ، محسن
سلام وقت بخیر خیلی عالی بود مخصوصا درمورد لیاقت در کسب و کار گفتید. تمرینتون خیلی خوب بود و میشه باهاش ذهن رو چقدر خ ب جواب داد من تا الان روی باورام مراقبه نکرده بودم اما بعد از نتیجه شما تصمیم گرفتم انجام بدم کلی حس ام خوب شد. چقدر از تمریناتون ایده گرفتم و یه الگو خوبی برام هست
سلام و درود به ثریای عزیز
چهقدرخوشحال شدم که تمرینهام تونسته الهامی باشه برای مسیر قشنگت…
اینکه گفتی تاحالا روی باورهات مراقبه نکرده بودی ولی بعد ازخوندن نتیجهی من، تصمیم گرفتی انجام بدی وحالت خوب شد…
واقعاً نـــــشونهی روح آماده و بیدارته.
راستش منم وقتی برای اولینبار روی باور لیاقت توی روابط کاری تمرکز کردم، فکر نمیکردم اینقدر تغییر رو ازدرون حس کنم…
امادقیقاً همین “تمرین” بود که کمکم باعث شد «منتظر خوبیها باشم»
و ذهنم هم شروع کرد هماهنگ شدن بااین نگاه جدید .
ثریای خوب، تو لایق بهترین روابط کاری، حرفهایترین همکاریها وبهترین نتایج هستی.
مطمئنم وقتی با حس خوب و نیت پاک مراقبه میکنی، خداوند باایدههای تازه ومسیرهای نو بهت پاسخ میده .
ازت ممنونم که نوشتی، که حس خوب دادی، و اینکه تمرینات رو از دل خودت عبور دادی و الگوی شخصی خودت ساختی
ادامه بده… توی مسیر درستی هستی.
در پناه لطف الهی، روزگارت سرشار از اطمینان، ثروت، آرامش و فرصتهای ناب باشه .
با احترام ، برادرت محسن
به نام خداوند مهربان
سلام بر دوست عزیزم رفیق توحیدی من محسن عزیز
کامنتت رو خوندم و نور الهی که در این کامنت جاری کرده بودی رو دریافت کرد محسن جان
از امروز نوشتم انتظارات مثبتم رو و دلایل که باید نیاوردم رو آوردم
و نوشتم از امروز منتظر چطور رابطه ای هستم
محسن جان کامنتت نور بود و به قلبم جاری شد آگاهی هاش
نوش جانت تمام اتفاق هایی که برات افتاده
نوش جانت برکت و فض خداوند که حق طبیعی ماست جریان رحمت خداوند مهربان
محسن عزیز رفیق غار حرای من
برات از خداوند برکت ثروت و فضل ورحمتش را میخواهم رفیق من
در پناه سکان بان عالم باشی
به نام خدای عشق و بینهایت مهربونیها
سلام ای جانِ دل، امین عزیزم
رفیق باصفا، همراه توحیدیِ غارحرای من…
پیام پُرمهرتو خوندم وباورکن یه چیزی تو دلم لرزید…
انگار خدا دوباره یادم آورد که ماها فرستادههایی هستیم برای هم، تا یادمون نره چقدر نزدیکیم به رحمتش، به نورش، به مهربونی بیپایانش.
امین جان…
جملهت که نوشتی:
«از امروز نوشتم انتظارات مثبتم رو و دلایلی که نباید میآوردم رو آوردم»
دلمو برد… این یعنی قلبت آمادهی دریافت شده، یعنی نوری که ازش حرف زدی، خودش داره راهوبهت نشون میده…
این یعنی تو داری با خدا همجـــــهت میشی…
یعنی داری نگاهتواز “ترس” به سمت “یقین” میچرخونی…
واین، یعنی شروع معجزهها…
امین نازنینم،
تو فقط تمرین نکن، تو باش…
تو خود اون نوری، تو خود اون لیاقتی، تو خود اون جریانی که خدا باهاش میخواد بخشهایی از زمینو روشن کنه…
برادرت که من باشم،
از خدا فقط یک چیز برات میخوام:
حضـــــور…
اون حضوری که آرامش میاره
اون حضوری که کار رو پیش میبره
اون حضوری که دلها رو متحول میکنه…
نوش جانت همهی این آگاهیها
نوش جانت نور
نوش جانت فضلِ خدا
و نوش جانت راهی که با قلب باز رفتی توش…
دستتو میفشارم از دور، مثل یه برادر ،
و میگم:
تو مسیرت درسته. ادامه بده. خدا داره لبخند میزنه بهت…
در پناه مهر بیدریغش باشی همیشه
به نام خدای مهربان
سالم بر رفیق عزیزم محسن جان توحیدی عزیز
دریافت کردم اون نوری که توی کامنت های ناب تو بود رفیق
چقد رابطم با خدا خوب شده
ی هفته تنها زندگی میکنم
اما غرق در آرامش و حضور خداوند هستم
واقعا شکر که میام کامنت دوستانم رو میدونم و پیام هایی از این کامنت ها دریافت میکنم که راهم رو پر نور تر میکنه برام
با این تمرین رفیق جان دارم زندگی میکنم
و دوباره اون احساس لیاقت داره جون میگیره
و از فروردین ماه امسال میتونیم با قدرت بگم که اوضاع مالی من خیلی خوب تغییر کرده
یعنی درآمد به دوبرابر رسیده
خداروشکر و اداکه داره واین راه داره میخواخد مرا
با دوره قانون سلامت زندگی میکنم
با دوره هم جهت با خداوند خودم رو دارم تو مدار مثبت حفظ میکنم
و تمام این اتفاق ها وقتی رقم خورد که من دیدگاهم رو یعنی کانون توجهم رو برگردوندم به سمت خداوند و نعمت هاش
محسن جان ممنونم که دست خدا شدی برای ادامه این راه
در پناه خداوند عزیزم رحیم باشی
سلامت و پر انرژی
سعادتمند و ثروتمند
به نام یگانه هدایتگرقلبهای روشن
سلام به امینِ نازنین، رفیق خوشفرکانس و هممدار عزیزم
پیامت مثل بوی خاکِ بارونخورده بود… زندهکننده، ناب، و پر ازنشونههای حضور خدا.
چقدرکیف کردم ازاین جملهت: “دیدگاهم رو برگردوندم سمت خدا و نعمتهاش…”
دقیقاً همونجاست که اتفاقها شروع میشن… وقتی دل برمیگرده به سرچشمهی نور، زندگی بیزحمت به جریان میفته.
این که یک هفته تنها زندگی کردی و بهجای خلأ، آرامش وحضور روتجربه کردی، یعنی داری قویتر میشی امین جان… یعنی خدا رو ازوابستگیها، ازصداهای بیرونی، کشوندی توی عمق قلبت.
این یعنی تو داری خــــــــــالق نسخه جدیدی از خودت میشی… نسخهای لیاقتمند، بینیاز، و متصل.
و دوبرابر شدن درآمدت؟
فقط شروع ماجراست برادر.
«وقتی احساس لیاقت در تو جون بگیره، جهان هم با احترام، نقش تازهات رو باور میکنه.»
نه فقط پول… بلکه آرامش، روابط، آزادی، و هدایتهای لحظهبهلحظهای که میتونه مسیرتو نوربارون کنه.
از خوندن این جملت اشک تو چشمم نشست:
«محسن ممنونم که دست خدا شدی برای ادامه این راه»
نه رفیق… ما فقط آینهایم برای هم. این حضور خدا توی توئه که بازتاب پیدا کرده توی این کامنت.
دعامیکنم هر صبح که بیدار میشی، خودتو درآغوش خدا ببینی،
و هرشب که میخوابی، حس کنی زندگی ازهمیشه زیباتره…
🟣 سرت سلامت، قلبت روشن، جیبت پُر، و دلت آرام رفیق
با هم، همجــــــــــهت با خدای بخشندهمون، جلو میریم…
برادرت ،محسن
به نام خداوند مهربان
سلامبر استاد و رفیق عزیزم محسن جان
دلم نیومد جواب این کامنت رو ندم
محسن جان کلمات که جاری شد حضور خود خداوند بود حرف از لیاقت شد
چند روز پیش دراز کشیده بود تو عالم خواب بیداری
خداوند جواب فکری رو بهم داد که ببین کتابی هست که جلد خوبی نداره اما کلماتی که داخل اون کتاب هست ارزشمند
پس بیا به خودت یاد آوری کن که دوست من تو ارزشمند و لایق به دنیا اومدی فارق از اینکه هیجان چطوره قیافه چطوره تو بدون همه اینا ارزشمندم من باید خودم رو از درون مثل ارزشمند و لایق بدون بدون هیچ عامل بیرونی لازم نیست برای به دست آوردن این حس من کاری انجام بدم چون من ارزشمند متولد شدم
خدا میدونه من فقط این روزا آنقدر آرامش دارم و آنقدر کارا داره به خوبی انجام میشه درسته امروز زیاد رو مورد نبودم اما همین خوندن کامنت شما و جواب بهش حالمو عالی تر میکنه خداروشکر
همین بین که دارم این کامتثنت رو مینویسم و دارم هم جهت تر بشم و ی مشتری دیگه رو تجربه کنم و چقد دارم بهتر و بهتر میشم خداروشکر
در پناه حق شاد سالم سلامت و ثروتمند باشی رفیق جانم
سلام و درود محسن عزیز
چقدر زیبا و عالی برای خودت از تو دل آگاهیها و درسهای استاد تمرین درست کردی:)) ایول و دستمریزاد بهت، من خط به خطشو نوشتم تا حتما این تمریناتو انجام بدم و امروز استارت زدم به لطف الله مهربان:)) و از تو خیلی سپاسگزارم،
محسن عزیز ممنون میشم که باز هم از تجربیاتت و تمریناتت واسمون بنویس و من یکی که حتما منتظر شنیدنشونم :))
همینجا از استاد عزیزم عباسمنش عزیز هم بخاطر وقت و انرژی مثبت و عالیشون که اینقدر دلسوزانه و با عشق و خیلی روان اگاهیهارو به ما اموزش میدن ممنون و قدردان و سپاسگزارم :))
سپاس سپاس سپاس
در پناه رب العالمین سربلند و موفق و شاد و ثروتمند و سالم باشید ان شاالله .
سلام وهزار سلام به خواهرنازنینم وجیههی عزیز
دختر نورانیِ خدا، که دلش باعشق خدا روشنه…
پیامتو بالبخند و شوق خوندم و باورکن قلبم گرم شد از اینهمه مهر و حضور.
چقدر زیبا گفتی که خطبهخط نوشتی و تمرینها رو از امروز استارت زدی… این یعنی تو آمادهای، تو در مدار دریافت هدایت خدایی قرار گرفتی، و خدا عاشق همین یه دونهست: کسی که میخواد، کسی که حرکت میکنه، کسی که بلند میشه حتی اگه بارها زمین خورده باشه.
وجیهه جان،
من فقط یه دونه از اون بیشمار بندههاییام که داره با نور استاد عزیزمون مسیرشو پیدا میکنه.
ماها مثل فانوسهای کوچیکیم که با شعلهی آگاهی، مسیر همدیگه رو روشن میکنیم.
و تو با این پیامت، شعلهت رو روشنتر کردی، نه فقط برای خودت، بلکه برای همهی ما…
قول میدم تاجایی که بتونم، تجربههامو، تمرینهامو، فهمهامو بنویسم و بذارم وسط دایرهی مهر خدا…
چون میدونم یهجایی، یکی داره از خدا کمک میخواد، و شاید نوشتهی من همون طناب نجاتش باشه… همونطور که نوشتهی بقیه برام نجات بوده بارها.
و چقدر زیبا گفتی از استاد عزیزمون…
واقعاً نمیشه اندازه گرفت این مهر، این آگاهی، این دلسوزی و این نورخدایی که با صداقت و باورمنتقل میکنن.
خداوند خیر دنیاو آخرت رو براشون قرار بده. آمین
برات بهترینها رو میخوام خواهر عزیزم:
دل شاد، ذهن روشن، جسم سالم، و رزقی سرشار ازلطف الهی
زیر سایهی رب مهربونمون، همیشه در امنترین جای عالم باشی
با مهر و برادری ، محسن
سلام دوست عزیز
عالی بود
از تمام جمله هایی که گفتی نکته برداری کردم و باور سازی کردم
با کمی تغییر،برای کار خودم
———
باورهای عالی که همه ما باید توکار خودمون بیاریم و قدرت بدیم به خودمون
تصویر سازی خوداگاه مثبت
——
انقدر بگیم و استفاده کنیم تا بشه
ناخوآگاه ما ،در جهت هر چیزی که می خوایم
——
تو بعضی از جهات استفاده کردم و درست بوده ،جاهایی که کار برام آسون بوده ،یعنی اینقدر گفتم که شده باور
حرف های محسن رو درک میکنم و برام پیش اومده
امروز هم اتفاقی کامنت خوندم
لازم و به موقع بود ،چون خودم شرایط کاری که دارم به این جور باورها نیاز داره که تکرار کنم ،مشتریهامو انتخاب کنم و درخواست کنم
((تا امروز پاسخ نداده بودم ولی امروز واقعاً این جمله ها رو تو مسیر دفترم که دیدم
و خوندم ،نکته برداری کردم و گفتم که نظر بدم))
از خدا می خوام نتیجه های عالی بگیرم و بگیرن دوستان و از نتیجه های خوب خودمون به اشتراک بزاریم
مثبت فکر کنیم
وقتی رو خودمون کار کنیم یواش یواش خودتو با بقیه مقایسه نمیکنی،الگوهای خوب میبینی،هدف دار میشی،درخواستهایی که کردی اتفاق میفته،درخواستهایی که میکنی بزرگتر میشه،حرکت میکنی،اعتماد به نفس پیدا میکنی و بیشتر میشه،کارت رو بیشتر دوست داری،به ناخواسته می خوری متوجه خواسته خودت میشی،و همه چیزهایی که لایق باشی برات اتفاق میفته
مثل غول چراغ جادو اول روز بگو تا برات برآورده کنه
خدا کمکم کنه و از خودش می خوام
—–
خدارو شکر میکنم
ممنون از محسن توحیدی عزیز
سلام به تو همفرکانسی آگاه و همراه نازنینم
چقدرزیبا نوشتی…
هم ساده بود، هم واقعی… هم ازدل اومده بود، هم به دل نشست.
ازهمون خط اولش معلومه که داری مسیر رو درست میری. اینکه آگاهانه نکتهبرداری میکنی، آگاهانه تکرار میکنی، و آگاهانه باور میسازی… یعنی درحال خلقی! درحال هدایت شدن! در حال رشد!
واین یعنی دیگه داری مثل خیلیها “زندگی نمیکنی که فقط بگذره”، بلکه داری زندگی رو «خلق» میکنی… اونم از درون به بیرون.
یه نکته کوچیک که دوست دارم به حرفهای قشنگت اضافه کنم اینه:
■ تصویرسازی فقط مال لحظهی نشستن و چشم بستن نیست!
تو همین لحظاتی که گفتی “توی مسیر دفترم خوندم و نکته برداری کردم”، یعنی داشتی با ناخودآگاهت تصویر میساختی.
هربار که یه جملهی مثبت از درونت عبور میکنه، هر بار که خودت رو درحال موفقیت یا انتخاب مشتری دلخواه میخوای ببینی، حتی وسط کار و راه رفتن، داری خشتخشت واقعیتت رو میسازی.
و یه نکته دیگه:
■ وقتی حس کردی هنوز بعضی جاها آسون نشده،
بدون که نه شکست خوردی، نه عقب افتادی.
فقط نشونهست که باید تکرار رو عاشقانهتر کنی،
باید رهاتر، سبکتر، با حس لیاقت بیشتری تکرار کنی.
و البته گاهی یه “تصمیم بزرگتر”، یه “درخواست واضحتر” هم لازمه.
تو گفتی که مشتریهاتو انتخاب میکنی… این یعنی آفرینش. یعنی خلــــــــــق کردن .
ولی گاهی ناخودآگاه ما هنوز یه باور کمارزش یا کوچیککننده روداره یدک میکشه که باعث میشه “انتخاب کردن”هامون نصفه و نیمه باشه.
■ پیشنهاد من:
● یه جمله بساز که خلاصهی هدف حرفهای تو باشه.
● اون جمله رو هر روز با حس بگو. نه با عجله. نه با تردید.
با رها بودن.
● با ایمان به اینکه همین تکرارها مسیرت رو هموار میکنه.
مثل چی؟ مثلاً:
■ “من دقیقاً مشتریهایی رو جذب میکنم که با احترام، اشتیاق و قدرت مالی وارد کارم میشن و با عشق باهام همکاری میکنن.” (عبارات منفی توش بکار نبر)
و در آخر، این دعای زیبا رو با تمام وجودم برات تکرار میکنم:
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِمَّنْ نَظَرْتَ إِلَیْهِ فَرَحِمْتَهُ، وَسَمِعْتَ دُعَاءَهُ فَأَجَبْتَهُ، وَعَرَفَ قَلْبَهُ فَأَصْلَحْتَهُ.
خدایا! من رو از کسانی قرار بده که بهشون نظر کردی و رحم آوردی، دعاشونو شنیدی و اجابت کردی، دلشونو شناختی و اصلاح کردی…
عزیزی که حتی نمیدونم اسمت چیه ؛ تو لیاقت هر چیزی که خواستی رو داری.
و داری کمکم باور میکنی که اصلاًلیاقتت خیلی بیشتر از اون چیزیه که فکر میکردی… .
🪶راستی هزار و سیصد و پنجاهمین روز حضورت توی این بهشت رو تبریک میگم.
در پناه خدای هدایتگر و مهربون.
با تمام وجود ازت ممنونم که با حرفهات، منم رشد دادی .
بنام خالق زیبایی
محسن عزیز سلام
تو این مدت کامنت زیاد خوندم اما شما خیلی قشنگ تمرین هم دادین علاوه بر اینکه نتایج زیباتون یادداشت کردین و اینکه منم دیروز همین کارهارو انجام دادن و خدا میدونه دقیقا همون اتفاقات وحتی زیباترش اتفاق افتاد چقدر زندگی میتونه قشنگ باشه چقدر زندگی میتونه زیبا باشه وقتی همه چی دست خدا باشه و افکارت خداگونه باشن ممنون و تشکر ویژه از شما دوست عزیزم
سلام به زهرهی عزیز، دختر روشنِ باور و زیبایی
پیامتو بالبخند و آرامش خوندم… چقدر لذتبخشه وقتی آدم میبینه یک نفر دیگه هم با تمام وجودش هم مسیر شده با خدا، با الهام، با آرامش…
اینکه گفتی “دیروز همین کارها رو انجام دادی و همون اتفاقات، حتی زیباترش افتاد”، دقیقاً معنای زندگی توحیدی همینه.
یعنی ما فقط فکرهای درست و الهی میکنیم، عمل میکنیم، رها میکنیم، و بعد…
🪶 «خداوند وارد صحنه میشه»
و اتفاقها از راههایی میرسن که خودمونم نمیتونستیم طراحی کنیم.
این یعنی همون “عمل صالح از روی ایمان” که خدا تو قرآن وعده پاداششو داده.
یعنی ایمان و عملِ هماهنگ با اون ایمان…
و نتیجهاش؟
آرامش، برکت، آسونی، زیبایی، هدایت.
زهرهجان، تو با همین چند خط ساده، به آدمها نشون دادی که مسیر، فقط برای یکیدو نفر خاص نیست.
بلکه برای همهی ما هست، اگه واقعاً بخوایم خدا رو مدیر پروژه زندگیمون کنیم.
واقعاً خوشحال شدم که تجربهت اینقدر شفاف و الهامبخشه.
و ازاون بیشتر خوشحال شدم که داری الهامهات رو با ما شریک میشی
و این یعنی زهرهی عزیز هم خودش داره تبدیل میشه به یک نشونه برای بقیه
دستخدا روی سرت، نور خدا توی دلت، و برکت خدا توی کارت.
باور دارم تو مسیرت پر از هدایت و زیباییهای بیشتر خواهد شد…
با مهر ، محسن
سلام دوست الهی درسایت توحیدی عباسمنش
کامنت عالی نوشتید وراهکارهای خوبی ارائه دادید ازشما سپاسگزارم
انتظارات مثبت واقعأ معجزه میکنه
وقتی برای شروع کار روزانه ویا انجام هر حرکتی باانتظارات مثبت جلو برویم نتایج فوق العاده میشوند
من هر روز صبح که میخوام سرکار بروم میگم من تاجی ازلطف الهی برسردارم وهمه کارمن به آسانی وراحتی توسط خدای رحمان انجام میشه
میگم من روی شانه های خدا نشستم وجای امن وامان است وهمه کارها عالی پیش میره ودرواقعیت همه کارهایم خوب وعالی انجام میشه
ازدر خونه که میام بیرون میگم ایاک نعبد وایاک نستعین وپیش به سوی یک روز شاد وآرام
شکر خدا هرروزم شاد وآرام است وهمیشه درمحل کارم خوش وخرم هستم وجشن تولد همکاران ویامناسبت ها که جشنی درمحل کار هست همیشه من حضور دارم وباشیفتهای من هماهنگ میشه
وقتی میخوام مسافرت بروم ویا مهمانی بروم ویاخرید بروم میگم خداوند مهربان بهترین برنامه ریز است ومن میخوام براحتی واسانی بروم وبرگردم وبهم خوش بگذره وراحت کار یاخرید انجام بشه وخداراشکر مطابق انتظاراتی که دارم کارها خوب پیش میره
بسیار نکات خوب وجالبی اشاره کردید
درپناه خداوند مهربان سلامت وشاد وسرفراز باشید
سلام بانوی نور، خانم فیروزه محسنی عزیز
پیامتون واقعاً پراز نور، اطمینان وعشق به خدا بود.
هرخطش رو بالبخند خوندم…
نه فقط بهخاطرزیبایی کلمات، بلکه بهخاطر روشنایی باوری که پشت این جملههاست.
اینکه هرصبح با تاج لطف الهی از دربیرون میری،
و اینکه جای خودتو روی شونههای خدا میدونی،
یعنی نهتنها تو باورهای عالی داری، بلکه واقعاً به مقام “اعتماد به رحمان” رسیدی.
چقدر زیباس که اینقدر با سادگی، صداقت، و اطمینان به خدا، زندگیت رو هدایت میکنی.
تو یکی از اون انسانایی هستی که ناخودآگاهش هم با خدا همجــــــــــهته
و خب معلومه که جشنها، شادیها، راحتیها، هماهنگیها همه باهات هماهنگ میشن.
■ این جملهت که گفتی:
“ایاک نعبد و ایاک نستعین، و پیش به سوی یک روز شاد و آرام”
واقعاً یه ذکر نابه.
یک استارت الهی برای فعال کردن موج مثبت ممنتوم روزت.
یه دعای ساده ولی قوی برای هر کسی که میخواد سبکبال، مطمئن و با دل خوش حرکت کنه.
فیروزهی عزیز، تو یکی از نشونههای زندهای هستی که داره به همهی ما یادآوری میکنه:
● باور، عمل، تکرار و رهایی، همون کلیدهاییه که مسیر زندگیمون رو نورانی میکنه.
باور دارم که حضور تو در هر جمع و هر مکان، باعث ارتعاش آرامش و شادی میشه.
از صمیم قلب ازت ممنونم بابت این مشارکت زیبا.
نمیدونی چقدر خوندن این پیامهات قوت قلبه، نه فقط برای من،
بلکه برای خیلیا که میان اینجا و دنبال یه تلنگر روشنن.
در پناه امنترین پناهگاه، خداوند مهربون،
شاد، سلامت، محبوب و سربلند باشی همیشه
از دل خدای مهربون، به دل تو
محسن
محسن جان سلام
دمت گرم داداش چه توضیح کامل و چه مثال های مرتبط و شفافی زدی….
نمیدونم چطور شد که کامنتت رو خوندم، اما در زمان صحیح آگاهی رو منتقل کردی… ممنونم.
در دنیای کسب و کار، در روابط، در سلامتی، در کسب ثروت و …. وقتی با احساس لیاقت طلب کنی و اقدامات الهامی بعد از حال خوب رو هم انجام بدب نتیجه لاجرم می آد.
این تمرین توجه رو میبره سمت خواسته ها و به قول استاد در همین فایل که گفت:
Where Attention goes, Energy flows
جایی که توجه بره؛ همونجا انرژی جاری میشه
و اگر ادامه بدیم و مرد میدان باشیم اتوماتیک و نرم و آهسته خواسته ها محقق می شوند.
خدایا شکرت بخاطر قوانین محکم و تخلف ناپذیری که قدرت خلق زندگی مون رو فارغ از عوامل بیرونی (جنگ، دلار، بازار، همسر، جغرافیا، اقتصاد یا …. ) 100% اش رو به دست خودمون داده.
خدایا صدهزار مرتبه شکرت
سلام و عرض ارادت برادرعزیزم، رضا جان
چه حس خوبی داشت خوندن کامنتت…
پر ازشفافیت، ایمان، و یک حال خوشی که ازدل مطمئنی مثل تو میجوشه.
دقیقاً همون لحظهای که لازم داشتم یک نشونهی عاشقانه ازجانب خدا برسه، نوشتهات اومد و شد تأیید دوبارهی مسیر…
رضای نازنین،
نوشتهات مثل یک تابلوی واضح ازعملکرد قوانین بود:
وقتی آدم به احساس لیاقت میرسه، به باور اینکه من هم فرزند خدا هستم و خدا ازخودش کم نمیذاره برای من،
دیگه تقلاها تبدیل میشن به حرکتهای الهامی…
و مثل خودت زیبا گفتی:
آرام و نرم و بیدردسر، اتفاقها رخ میدن…
اون جملهی معروف استاد که آوردی هم همیشه مثل زنگ در گوشم میپیچه:
Where Attention goes, Energy flows
واقعاً از وقتی که یادگرفتم نگاهمو ازکمبود بردارم و بندازم سمت خواسته، انرژیهام، رفتارم، حتی آدمهایی که واردزندگیم شدن، همه رنگ تازهای گرفتن.
و چه زیبا نوشتی:
خدایا شکرت که قدرت خلق زندگیمون رو 100٪ سپردی به دست خودمون…
آره داداش…
وقتی بدونی زمام زندگیت دست خودته، نه همسر، نه دلار، نه سیاست، نه موقعیت جغرافیایی،
یه آزادی عمیق وارد قلبت میشه.
اونوقته که دیگه منتظرِ معجزه نیستی…
بلکه خودت بسترِ معجزه میشی.
ممنونم که نوشتی، که حضور داری، که با کامنتهات آینهای شدی برای یادآوری حقیقت.
و بدون که همون لحظهای که کامنتت رو خوندم،
با لبخند و ایمان گفتم:
خدایا شکرت برای داشتن برادر توحیدیای مثل رضا…
در پناه نوری که از درونت میتابه بدرخشی، همیشه
با عشق و احترام
برادرت، محسن
به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم
سلام عزیزان جان
سلام بر برادر عزیزم محسن همیشه در راه توحید
محسن عزیز دردانه خداوند
از صبح همواره دارم سعی میکنم آگاهانه
خودم را در جهت جریان خداوند هم آهنگ کنم
و بلطف خداوند تا به الان موفق بوده ام به اندازه ای که تونستم آرامش دارم
کلید در دست ماست
خداوند بر ما منت گذاشته و ما را همچون خودش خالق آفریده
ای جااانم چقدر لذت بخشه وقتی بیشتر درک کنی که خودت خالق تمام اتفاقات زندگی ات هستی
اشک و چشم های قلبی به رحمت الهی
پسر امروز با تمام وجودم سعی کرده ام
افسار ذهنم را کنترل کنم
اون با هر فکر با هر سر و صدای درونی و بیرونی خواسته حواسم را پرت کند
ولی من بلطف خداوند که کریدیت همینم فقط بخدا میدهم
بیادم میاره تا در مدارش پایدارتر باشم
اصلا فکر میکنم خداوند داره با عشق صدام میزنه من منتظر ت هستم
فقط بیا سمت نور بیا سمت عشق و فراوانی
بیا به سمت لیاقت و ارزشمندی
بیا سمت دوستی
آرام باش من منتظرت در مسیر نشسته ام
عاشق گفتگو هایت هستم
چه کم چه زیاد
چه ضعیف چه با قدرت
چه فراموش کار
چه با یادآوری های هر چند کم
وقتی دارم سعی و تلاشت را میبینم
دارم عشق و علاقه و اشتیاق سوزانت را میبینم که چطور داری خودتو بهم میرسونی
با کنترل کردن ذهنت
من دارم مثل هلیکوپتر از بالا تمام مسیر تو رو میبینم
کار کردن های روی ذهنت رو میبینم
از تغییر جهتهایی که داری میدی
همه و همه رو دارم میبینم
و بخاطر همین به خودم برای خلقت تو احسن الخالقین گفتم
و وقتی تو یک قدم به سوی من میآیی
من صد قدم بزرگتر برات با عشق و نور الهی ام که نور بالای نور هاست بر میدارم
مسیرت را هموارتر میکنم
وقتی میبینم ترک عادتهای بد قبلی ات را کمتر میکنی
و با من هماهنگتر میشوی
صادق تر درست کار تر پاکتر
زیبا اندیش تر
خالصانه تر
بدون نقاب و دورویی خودتو حفظ میکنی
پاداش های الهی ات نزد من است.
من عاشق مخلوقی هستم که داره سعی میکنه تا بهم نزدیکتر بشه
من که همواره نزدیکم
دوست دارم وقتی بیشتر باهام حرف میزنی
وقتی بیشتر اسمم را از اعماق جانت صدا میزنی
دوست دارم اشکهایی که آرام و زلال و شیرین و دلبرانه از روی شوق از روی عجز و تسلیم شدن ناخودآگاه از چشمانت به خاطر لطف و محبتی که از من دریافت میکنی ریخته میشود.
در دانه ام دوستت دارم وقتی بیشتر هم صحبتم میشوی
کلامت را به عشق من جاری میکنی
لبخندهایت از روی رضایت و امیدواری است
احساست از قلبت سرچشمه میگیرد
و آگاهی ات از روحت است
که همواره در مدار خداوند در حرکت هستی و هم جهت با جریان خداوند
خدایا شکرت
محسن جان امروز انتظارات مثبت تری از خودم داشتم
چون من خالق زندگی خودم هستم
امروز که تمرین ستاره قطبی ام را نوشتم
سه تا تمرینی که شما یاد گرفتم را برای روز دوم هم نوشتم با افتخار
و طلب کارانه از نوع خوبش
از روی احساس لیاقت بود
میخواستم امروزم پر از زیبایی و نعمت و ثروت و فراوانی و حال خوب باشد
آگاهانه سعی کردم هر لحظه بیاد بیاورم که من خالقم و قدرت خلق کنندگی را از جان جانانم دارم
مرا مثل خودش خالق آفریده
تا لذت ببرم
تا شاد باشم
تا سلامت باشم
تا روابط عالی تجربه کنم
تا ثروتمند باشم
تا خوشبخت باشم
تا سعادتمند باشم
و منبع اصلی این نعمتها فقط خداست
پس باید برای داشتن این خواسته ها که خودش مسیر هرکسی را یونیک و منحصر به فرد خلق کرده
فقط و فقط تسلیم خودش باشم و همواره هم جهت با جریان خداوند باشم(احساس خوب =اتفاقات خوب)
هر لحظه به درونم نگاه کنم و احساسم را نگاه کنم
آیا الان در هر موقعیت و مکان و زمانی که هستم
از روی ایمان و توکل و اعتماد و باور بخدا دارم حرکت میکنم
یا از روی ترس و عجله و شتابزدگی و نگرانی و اضطراب و کمبود و محدودیت
کمی صبر کنم به درونم بنگرم
عملکردهایم در مسیر توحید است یا نجواهای ذهن
همین یه ذره یه ذره پیشرفت ها
همین سعی کردن یعنی همان طی کردن تکامل
اینکه استاد بارها تو هر فایلی خودش هم میگه منم دارم سعی ام را میکنم
یعنی همان روند تکامل را طی کردن و هر بار بهتر شدن در تمام جنبه ها
خدایا شکرت
پاداش محسن میدونی امروز چه آگاهی دریافت کردم از جان جانانم
بهم گفت ببین استادت هم با تمام مسائلی که تو الان داری شاید بدتر از تو هم بوده و تونسته سربلند کنه خودش رو در موقعیت های سخت
مثلاً دوران کودکی سختش
یا کارگری تو بندرعباس
یا از دست دادن بچش
یا بدهکاریش تو تهران
یا از دست رفتن رابطه عاطفی
یا تهدیدها و تهمتهای که بهش زده شد
ببین استادت چطور تونست ذهنش را کنترل کنید و الان بیاد و با نتایجش با تو صحبت کنه
داداش این الهام چنان منو قوی تر م کرده
که میگم خدایا کنترل ذهنی که استادم داشته در این شرایط به منم بده با تمام وجودم ازت میخوام
چطوری من نمیدووووونم باید بهم کمک کنی راهی نداری چون من تسلیمم و خودم را بستم به ریسمان الهی ات
هر لحظه در شرایط ناخواسته ای باشم
بیاد میارم مسائلی که استاد داشته حتی سخت تر از الان من
میگم استاد تمرکزش را روی مسائل نبرده
کانون توجهش را روی نعمتهایی که داشته برده
خودشو با یه چیزی سرگرم میکرده
حالا تو هر سن و شرایطی بسته به اون شرایط هر بار هم چون توجهش را از روی ناخواسته ها بر میداشته و خودشو سرگرم میکرده
هر بار ایده های بهتری بهش گفته شده
و الان با سخاوت تمام داره فریاد میزنه تا من بفهمم که بابا الان باید ایمانت رو در مسائل نشون بدی
الان باید بتونی ذهنت رو کنترل کنی
الان باید مرد عمل باشی
توحید را در عمل اجرا کنی
توجهت را از روی چیزی که کنترلی بر آن نداری بردار و ببر روی چیزی که حواست رو پرت کنی
ذهنت رو درگیر مسائلی که از توان تو خارج هست برداری
و یه کاری کن که هر کسی هدایتها و نشانه های مخصوص به قلب خودش را دارد .میفهمد
یکی با پیاده روی
یکی با نوشتن
یکی با دوش آب سرد
یکی با ورزش سنگین
یکی با بازی
یکی با نقاشی کشیدن
و و و ..
و امروز محسن عزیز تمرینات را انجام دادم و دوست داشتم رها و آزاد باشم
من تمرینها را در زمینه روابط عاطفی ام نوشتم چون پاشنه اشیلم هست
و چقدر نشانه ها و هدایتهای خوبی دریافت کردم
و باید این مومنتوم را ادامه بدم تا به یک نقطه پایدار برسم
ثبات فرکانسی
و دوست داشتم آگاهانه لذت ببرم خونسرد باشم
محترمانه برخورد کنم تا احترام بیشتری دریافت کنم
محسن جان اینا فیلم بازی کردن نیست
بخدا جهان کلاه سرش نمیره
قشنگ آدم خودش میفهمه که احساسی که در این لحظه داره
به چه سمتی در جریانه
احساس لیاقت
یا احساس بی ارزشی
و چقدر درونم با من هماهنگتره
و خودم را بیشتر لایق رابطه ای زیبا و بدون وابستگی وداشتن آزادی میخوام
و همینکه تصمیمات بهتر ی میگیرم
قشنگ جهان داره بهم فرکانس رو برمی گردونه خیلی نرم و روان
احترام بیشتر دریافت میکنم
نعمت بیشتر
فراوانی بیشتر
آرامش بیشتر
لذت و شادی بیشتر
و امروزم پر از خیر و برکت الهی شد
بعد از ظهر هم بلطف خداوند هدایت شدیم به پارک به همراه خواهر همسرم و بچهها مون
و کلی از این فضا لذت بردم
و پیاده روی کردیم و کلی خنده و شادی
و در آخر هم پسر ایشون با ماشین جک پدر بزرگش با احترام و خنده و شادی ما را در سلامتی کامل به لطف خداوند به مقصد رساند
و من فقط و فقط اعتبار این روز پر برکت و رحمت و لذت را بخدا میدهم.
و تسلیم تر و فروتن و متواضع ترم در مقابلش
که وقتیاجیب دعوه دا إذا دعان
از خودش فقط یاری بخواهم
کن فیکون میکند بخدا برامون
فقط باورش کنیم و هماهنگ باهاش باشیم تسلیم ورها
پاداش های هنگفت در راه است
چون در صراط مستقیم هستیم
خدایا شکرت من به فضل و فراوانی ات ایمان دارم
محسن جان سپاسگزارم بابت پاسخی که به کامنتم در سفر به دور آمریکا گذاشته بودی
جسم گفت اینجا برات بنویسم و من تسلیمم هیچی نمیدووووونم
اون میگه ومن میگم چشم
اللهم لبیک با شریک لک لبیک
خدایا شکرت من تسلیمم هرآنچه دارم از آن توست
تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان
سوره واقعه
إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَهُ ﴿1﴾
هنگامی که واقعه عظیم (قیامت) برپا شود، (1)
لَیْسَ لِوَقْعَتِهَا کَاذِبَهٌ ﴿2﴾
هیچکس نمیتواند آن را انکار کند. (2)
خَافِضَهٌ رَافِعَهٌ ﴿3﴾
گروهی را پائین میآورد و گروهی را بالا میبرد. (3)
إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا ﴿4﴾
این در هنگامی است که زمین به شدت به لرزه در میآید. (4)
وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا ﴿5﴾
و کوهها در هم کوبیده میشود. (5)
فَکَانَتْ هَبَاءً مُنْبَثًّا ﴿6﴾
و به صورت غبار پراکنده در میآید. (6)
وَکُنْتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَهً ﴿7﴾
و شما به سه گروه تقسیم خواهید شد. (7)
امروز خودش این سوره را برام باز کرد و همه چی را برام شفاف و روشن توضیح داد
جسم گفت برات بنویسمش
سپاسگزارم از خدای مهربانم خدای فراوانی ها
خدای دوست داشتی و همواره هدایت گرم
داداش امروز اینقدر در هماهنگی بودم که آگاهی ها همینطور با گفتگوی مثبت ذهنی ام سرازیر شده بود واقعا دوست داشتم بنویسم
بقول استاد وقتی خواست کتاب رو بنویسه
میگفت آگاهی همینجوری می آمد یه جاهایی نمیرسیدم
یه جاهای تند مینوشتم
به جاهای جا می موندم
امروز من اون حرف استاد را زندگی کردم بلطف خداوند که همواره در مدار درک آگاهی های ناب الهی باشیم آمین
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت
سلام و سلام و سلام بر الهام عزیز، سیاوشیفردِ در مسیر نور و آگاهی، همسفر قلبیِ محسن در راه توحید
پیامت رو باقلبم خوندم… نه فقط باچشمهام، نه فقط با عقل، بلکه با همون چشمی که توازش گفتی؛ چشم دل… چشمی که اشک میریزه نه از درد، بلکه ازشوقِ درک، ازدیدنِ حقیقتی که همیشه بوده ولی حالا داره واضحتر میشه… و این یعنی تو داری به نور نزدیکترمیشی.
الهام جان
تو خودت رو نه فقط در کلمات، که در ذرهذره احساساتت بروز دادی.
و من فقط میتونم بگم:
● خوشا به حال لحظههایی که تو درش حضور آگاهانه داری.
● خوشا به حال ذهنی که افسارش رو گرفتی.
● و خوشا به حال الهامی که تسلیم خداست، ولی مسئولیتپذیر و خالق!
این گفتوگوی درونیت با خدا، انگار نامهای بود از خود خدا به خودت…
محبتی که در لحن این نوشته بود، صدای خدا رو داشت:
«عاشق گفتگوهایت هستم… حتی اگر ضعیف باشد.»
این یعنی خدا نه نتیجه، که تلاش آگاهانه تو رو میپسنده.
همون تلاشی که امروز کردی، و شدی هممسیراستاد، شدی خالق لحظه به لحظهای که توش آرامش بود، شادی بود، احترام بود، نعمت بود.
و چقدر زیبا گفتی:
“جهان کلاه سرش نمیره…”
بله عزیز دل، هیچ کس نمینونه تظاهر کنه و پاداش بگیره.
تو خالصانه داشتی، و دریافت کردی.
فرکانس رو درست فرستادی، و پاسخ گرفتی.
ای کاش بدونی که چقدرالهامبخشی برای من، برای خیلیها، برای هر کسی که دنبال نوری در مسیر تاریکیهاشه.
و اونجایی که گفتی:
کنترل ذهنی که استادم داشته در این شرایط به منم بده؛
اونجا، الهام، به جای دعا، به جای التماس، یه جور “آمـــــادگی” بود.
تو آمادهای برای دریافت قدرتی که درونته، نه از بیرون.
و چون آمادهای، دریافت میکنی.
تو الان در مسیر ثبات فرکانسی هستی، و لحظهبهلحظه داری تثبیتش میکنی.
همینکه مینویسی، همینکه با خودت حرف میزنی، همینکه اشک میریزی،
یعنی داری خودت رو، خدای درونت رو، و قدرت خلقتت رو به رسمیت میشناسی.
و چقدر زیبا گفتی:
هرلحظه به درونم نگاه کنم و احساسم را نگاه کنم…
الهام جان
اگر بدونی چقدراین جمله ساده، دروازهی تمام معجزاته!
امروز توآگاهانه در پارک بودی، با خنده و شادی و خانواده…
و جهان جوابش رو داد: ماشین، امنیت، احترام، نعمت، وصل بودن…
همهاش ازهمون لحظهای شروع شد که انتظار مثبت ازخودت داشتی.
من فقط میخوام اینو بگم:
خدا به خودت افتخار میکنه.
نه فقط چون داری بهتر میشی، بلکه چون دارای راه میشی.
و من، به عنوان برادری که باافتخار همسفر توست در مسیر توحید،
با تمام وجودم برات دعا میکنم:
الهام جان، الهامت جاری باد
اشکهایت مقبول باد
تسلیم و آرامشت پایدار باد
و وجودت، چراغ راهی برای دلهایی که هنوز نمیدونن چقدر خدا منتظر صدای اونه… .
در پناه آن نور بیپایان، شاد، سیراب از نعمت، و همواره درمدار خالقِ جانها باشی .
برادرت محسن
سلام به دوست و هم خانواده عزیز و گرامیم آقا محسن ..
کامنتت فوق العاده و بی نظیر بود و با خوندنش حس خوبت منتقل شد و واقعا احساسم خوب شد و از خوندنش لذت بردم ، چندبار دیگه هم میخوام بخونمش ..
تمرینی که نوشتی واقعا فوق العاده است و تحسینت میکنم دوست عزیز این همه خلاقیت و درک و آگاهی رو .. و چون از تمرینت احساس خوبی گرفتم تصمیم گرفتم از الان و امشب شروع کنم به انجامش و این تمرین ادامه بدم تا بشه جزئی از شخصیتم ... دوست عزیز ازت سپاسگزارم و برات بهترینهارو از هر لحاظ آرزو میکنم.
سلام سحر عزیز و نورانی، همخانوادهی مهربونم
باور کن وقتی پیام قشنگت رو خوندم، یه لبخند عمیق ازته قلب نشست رو لبم…
نه فقط بخاطرقدردانیت، بلکه بخاطر اون «تصمیم درونی» که گرفتی،
اینکه بخوای تمرینی رو بادل وجان انجام بدی
و اجازه بدی تبدیل بشه به یه بخش ازشخصیتت…
این یعنی تو آمادهای برای تجلی نسخهی والاترت
و این یعنی خدا داره تو رو بلندترصدا میکنه…
سحر جان، همینکه با دلت خوندی و حست خوب شد، یعنی روحت پیام رو گرفت
و حالا که قراره تمرینو ادامه بدی، مطمئن باش خداوند هر روز و هر لحظه،
در قالب نشانهها، احساسها، تصادفهای زیبا و مکالمههای ساده،
داره باهات همراهی میکنه تا عمیقتر، روشنتر و قدرتمندتر پیش بری.
ازت ممنونم که با قلبت خوندی
ممنونم که با صداقت نوشتی
و ممنونم که با عشقت، انگیزه دادی تا منم ادامه بدم و نور بیشتری بتابونم
برات ازته دل آرزو میکنم: حضور الهی توی لحظهلحظهت جاری باشه،
قلبت همیشه سرشار از آرامش و ایمان باشه
و شخصیت جدیدت، همون نسخهای باشه که خدابرات از اول نوشته بوده…
بهترینها در مسیرت سحر جان
نور، عشق، ثروت، آرامش و شادی بیپایان
از خدا میخوام همیشه راههاتو با چراغ خودش روشن کنه.
با مهر و افتخار ،محسن
سلام و عرض ادب
کامنت شما بیشتر عملگرایی و اجرایی بود و شاید به همین دلیل متفاوت از بقیه نظرات و دیدگاهها بود.
با مثال ساده ای که در مورد بیزینس و خلق شرایط دلخواه زدید، نشون میده که این آگاهی ها را در عمل مورد استفاده قرار داده و آنها را در زندگی به کار میگیرید که نشان دهنده قدرت عملگرایی و قدم برداشتن بالای شماست و امیدوارم این رفتار شایسته را تقویت کنید.
اگر عملگرایی با ذهنیت مثبت و احساس لیاقت همراه گردد به موفقیتهای عظیم دست پیدا می کنید.
خیلی قشنگ و زیبا آخر کامنت خودتون رو معرفی کردید.
محسن – شاگردی از جنس ایمان و عمل در مسیر فراوانی
من به جرأت میگم دلیل موفقیتهای بزرگ خود استاد در ابتدا ایمان به این راه و دوم عملگرا بودن ایشان هست و عملگرایی هم نشان از ایمان و باورهای قدرتمند دارد.
چون به قول استاد : باور و ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است و غالب افرادی که نتیجه نمیگیرند و یا نتایج ضعیفی دارند به دلیل عملگرا نبودن آنهاست.
چون باور و ایمان آنها به اندازه کافی قدرتمند نیست که آنها را به حرکت وا دارد.
البته این را هم اضافه کنم در پارت بیست و دوم محصول روانشناسی ثروت یک که استاد در مورد احساس لیاقت و ثروت صحبت می کنند دقیقا با عملگرا بودن، شروع کردن و قدم اول را برداشتن و اجرای ایده های الهامی شروع کرده و میگه : اگه این مرحله را اجرا نمیکنید تمام آموزشها پوچ بوده و خیلی رک میگن که اگه عملگرا نیستید برنامه های من را دنبال نکنید که این نشان از مهم بودن این اصل و ارتباط مستقیم با لیاقت درون دارند و تاکید قاطع بر اجرای این آگاهی ها که بسیار بسیار مهم است.
امیدوارم همواره عملگرا از جنس فراوانی باشید و هر روز بر عملگرایی و فراوانی بر خود بیفزایید.
موفق باشید.
خدایا سپاسگزارم
سلام داود جان ؛ خیلی ممنونم ازنگاه دقیق، منصفانه و پرعمقت . کامنتت دلنشین بود چون حس کردم از سر تجربه وفهم نوشته شده. الحمدلله.
نکته اصلی ماجرا رو هدف قرار دادی ؛ زدی جایی که ایمان از چرخیدن توی ذهن درمیاد و تبدیل میشه به : قدم | اجرا | انتخاب آگاهانه.
بنظرم جایی ِ که آگاهی از حرف قشنگ در میاد ، میشه سبک زندگی.
گفتی عملگرایی خودش نشونه ایمان و باور قدرتمنده =>=> کاملا باجان و دل قبولش دارم. چون ایمانی که آدمو به حرکت نرسونه، فقط ی ِ تصور خوشگله.
اشاره ت به حرف استاد هم خیلی بجا بود. اون صراحت و رک بودنش اتفاقا ازاحترام به شعور مخاطبه. اینکه میگه اگر اجرانمیکنی، این مسیرمال تو نیس ==>> یعنی داره مرز ایمان واقعی و ذهنی رو شفاف میکنه.
از دعای قشنگت ممنونم ؛ امیدوارم همه ما هر روز بیشتر از دیروز، ازجنس ایمانِ زنده وعملِ آگاهانه حرکت کنیم=>> همون فراوانی ای که از درون شروع میشه وخودش راه بیرون رو بلدِ.
برات بهترینها رو آرزو میکنم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
إِنَّ اللَّهَ لَا یَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ ۖ وَإِنْ تَکُ حَسَنَهً یُضَاعِفْهَا وَیُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْرًا عَظِیمًا(40 نسا)
در حقیقت، خدا هموزن ذرهاى ستم نمىکند و اگر [آن ذره، کار] نیکى باشد دو چندانش مىکند، و از نزد خویش پاداشى بزرگ مىبخشد.
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
قدقامت صلاه ستاره ی قطبی میانه ی روز،قربه الی هم جهت با جریان الله،الله اکبر …
الهی صدهزارمرتبه شکرت،خدایا شکرت،خدایا خیلی شکرت،خدایا تا جایی که آسمونت جا داره شکرت،خدایا اگر ما یادمون رفت شما جای ما بگو شکرت،خدایا به اندازه ی عظمتی که داری شکرت…
شکرگزاری…شکرگزاری …شکرگزاری…
استاد جون پس کِی واحد درسی شکرگزاری رو تو دوره شروع میکنید؟! به خدا قسم تو این 3،4 سال زندگی بهشتی من هرچی توی زندگیم به دست آوردم از فرکانس شکرگزاری بوده،ولاغیر…
یعنیاونجاهایی که من فقط ورد زبونم شکرگزاری بود و فارغ از داشته ها ونداشته هام آرامش داشتم،یک معجزه فراتر از رویاهام تو زندگیم رخ داده،هرجا هم به جای تمرکز روی سپاسگزاری از داشته هام،خواستم با تقلا اون بیرون رو درست کنم،قشنگ یک چک ولگد حسابی از جهان خوردم…
واقعا چرا انقدر راحت قانون رو فراموش میکنیم؟یا شاید انقدر ساده ست که ما جدی نمیگیریمش…
میگیم نه این که کاری نمیکنه…ما باید فلان کار بیرونی روانجام بدیم تا فلان نتیجه رو به دست بیاریم بعد حالا میشینم بعدش بخاطرش سپاسگزاری میکنیم…
اینجواب نمی دهد!
این اشتباه است.
این توهم است.
اینارودارم به خودم میگما،چون چوبشو خوردم،چوب رعایت نکردن درست قانون وانتظار بی جا از خداوند داشتن و مدار به مدار پایین رفتن …از دست دادن مومنتوم…دوباره از صفر شروع کردن…
خو خدا پدرتو بیامرزه،چرا با دست خودت مومنتوم مثبت روخراب میکنی؟چرا جلوش رو میگیری؟مگه نمیبینی داره جواب میده؟!کجا،دنبال چی میگردی؟!
شاید هم مثلا ما فکر میکنیم قدرت خدا محدوده،میگیم اره تا اینجا جواب داده،درسته،ولی خب دیگه ازینجا به بعد دیگه باید تقلا کرد،باید زور بی جا زد،باید خیلی تلاش کرد تا نتیجه بزرگ تر بشه…
نههههه،همون خدایی که این نتایجرو به سادگی رقم زده،نتایج بزرگتر روهم خیلی ساده تر رقم میزنه،چرا خیلی ساده تر؟!چون اصلا برای اون فرقی نمیکنه تو چه خواسته ای داری وچقدر بزرگه…بلکه ظرف نعمت توعه که تعیین میکنه چقدر دریافت کنی…
حالا که مثلا دوسال،سه سال طول کشیده تا این نتایجروبه دست بیاری،چون الان نتیجه دستته،این ذهنت هم با منطق کار میکنه،وقتی نتایج رو بهش نشون میدی،این منطق ذهنت آروم تر میشه،میپذیره و در نهایت کار برای خدا آسون تر میشه که بهت نعمت هاروبده…به همین سادگی!
تقلا ودرگیری و حالا بدو بدو،مثل تراکتور کارکن جواب نمیده!چرا؟!چون این کار از باورکمبود میاد…
فکرمیکنیم وقت کمه،دیر شده،خدا هم معطل ماست ببینه که ما چقدر نوشتیم،چقدر باورهامون روتغییر دادیم بعد بهمون نعمت بده…
خدا مگه بیکاره؟!حاجی داره صد میلیارد کهکشان رو مدیریت میکنه…
یکروزی حال کرده یک موجودی روخلق کنه به اسم انسان،بعد از روح خودش بهشون ببخشه،اونا رو هم بین این همه کهکشان بفرسته یک گوشه ی پرتی از کهکشان راه شیری،منظومه ی شمسی،کره ی زمین…
بگه آقا بهتون فرصت دادمبرید این دنیا رو تجربه کنید،همه چی همبهتون دادم…فقط برید حالشو ببرید…
وَلَقَدْ مَکَّنَّاکُمْ فِی الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَکُمْ فِیهَا مَعَایِشَ ۗ قَلِیلًا مَا تَشْکُرُونَ ﴿١٠اعراف﴾
و شما را در زمین جای دادیم، و در آن برای شما وسایل و ابزارزندگی قرار دادیم، ولی بسیار اندک و کم، سپاس می گزارید.
ماها توزندگیمون یک جوری رفتار میکنیم که انگار کره زمین روما ساختیم،شب وروزشم ما داریم کنترل میکنیم،ساخت این همه سلول هم کار خودمونه،گردش خون بین قلب و ریه و مغز وسایر اندامروهم داریم خودمون با پمپ دستی میچرخونیم…
حاجی،کجا چه خبره؟؟؟؟!!!رها کن بابا،رها کن واز هر لحظه ی زندگیت لذت ببر …از هرجایی که هستی…از هرچیزی که داری …
کارت اینه،به دنیا اومدی برای این،برای خوشبختی،برای حال خوب،برای لذت بردن،
اگر بتونی از زندگی ای که الان داری لذت ببری توگل رو زدی،تو بازی رو بردی،تو بندگیکردی و بعد هرچی که بخوای بهت داده میشه…
وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ ﴿56﴾
و جن و انس را جز برای اینکه مرا بپرستند نیافریدیم؛
مَا أُرِیدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَمَا أُرِیدُ أَنْ یُطْعِمُونِ ﴿5٧﴾
از آنان هیچ رزقی نمی خواهم، و نمی خواهم که مرا طعام دهند.
إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّهِ الْمَتِینُ ﴿5٨﴾
بی تردید خدا خود روزی دهنده و صاحب قدرت استوار است.
بابا رزااااقاوووونه،قدرتمند اووووونه،فرمانروا اووووونه،صاحب اختیار اووووونه،مالک و مدیر ومدبر وخالق همه چیزاوووونه،گنج هااااا دست اونه…
خودش به عظمت خودش قسم خورده،ما دیگه چه جوری باید باورکنیم…؟!
وَفِی السَّمَاءِ رِزْقُکُمْ وَمَا تُوعَدُونَ(22 ذاریات)
و رزق شما و آنچه به آن وعده داده می شوید، در آسمان است
فَوَرَبِّ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ مَا أَنَّکُمْ تَنْطِقُونَ(23 ذاریات)
سوگند به پروردگار آسمان و زمین که این مطلب حقّ است همان گونه که شما سخن میگویید!
خداوکیلی خدا خیلی مظلوم نیست؟دیگه چه جوری باید بگه که ما بی نهایت بودنش رو باور کنیمو دست از باورهای محدود کننده و تمرکز روی کمبود ها برداریم…؟!
خدا به این مهربونی،خدا به این پولداری،خدا به این بخشندگی،خدا به این خوشگلی…کیدیده آی کی دییییده؟؟؟؟!
خدایا تو خیلی نازی باشه؟!من تورو خیلی دوست دارم باشه؟!تورو اندازه ی ستاره های کهکشان هات میخوامت؟باشه؟!
ببخشکه دیر باورت میکنیم و…زود فراموشت میکنیم…
ولی توخیلی دمت گرمه که قاطی نمیکنی،عصبانی نمیشی،زور نمیگی…به خدا…
چندوقت پیش با نیلا نیکا دعوای مادر دختری داشتیم:)آخرش بهشون گفتم ازین بعد هرچی گفتم باید بگید چشممامان،هیچ چیز دیگه ای نَشنوم….اونا هم گفتن چشم مامان…
بعد نشستم فکرکردم من در قامت مادری دارم به اینراحتی به این بچه های بی گناه زور میگم!!!!
ولی خدا هیچ وقت به ما بنده های گناهکارش زور نگفته!!!نگفت هرچی من گفتم بگید چشم خداااا!!!
طرف خداست!!!!همه روخودش خلق کرده…ولی بازم از قدرتش سواستفاده نمیکنه…انقدر مهربون…انقدر ناز…انقدر بخشنده…انقدر بی نظیر …
یک آیه توقران هست هروقت میخونمش احساسی میشم:
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ کَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ ۗ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّیَّتَهُ أَوْلِیَاءَ مِنْ دُونِی وَهُمْ لَکُمْ عَدُوٌّ ۚ بِئْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلًا(50 کهف)
و [یاد کن] هنگامى را که به فرشتگان گفتیم: «آدم را سجده کنید،» پس [همه] -جز ابلیس- سجده کردند، که از [گروه] جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید. آیا او و نسلش را به جاى من دوستان خود مىگیرید، و حال آنکه آنها دشمن شمایند؟ و چه بد جانشینانى براى ستمگرانند.
خداوکیلی شیطان بی همه چیز،کجا برای ما منفعت داشته که ما به جای خدا،با اون دوست میشیم…؟!
خدایا من فقط دوست توباشم،باشه؟!دست دوستی من رو بپذیر …محکم بغلم کن ونزار از کنارت جم بخورم…
تو جان منی و عزیز تر از جانم…
دوستت دارم تنها رفیق من
به امید دیدار رویماهت در بهترین زمان و
مکان،قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان
به نام رب
سلام سعیده خانم
احسنت به این احساس خالص و این ابراز به جا
به همون خدا امشب من با خوندن کامنت شما بارانی شدم
و یک جوری انگار شما جای من نوشته بودید.
با احساس میخونم مثلا اونجایی که نوشتین رزاق اونه بابا و……..
من با همون لحن عامیانه میخوندمش.
خدا شما رو حفظ کنه و توفیق روز افزون بده
ممنون تشکر فروان .صلات تون مقبول حق.
به نام خداوند بخشنده مهربان
خانم شهریاری عزیز واقعا لذت بردم از این کامنت زیبا و پرمحتوا، خدایی چقدر قشنگ و خودمونی توضیح دادین جوری که هر یه جمله از این متن دریایی از معرفت و توحید همراهشه، امیدوارم هر لحظه از زندگیت پر از ثروت، سلامتی، آرامش و فراوانی باشه
به نام خداوند رحمان
سلام به سعیده دوست داشتنی و زیبا
الهه هستم همسرحسین جان
خداوند رو سپاسگذارم به خاطر حضورت و کامنت هات دراین بهشت زیبا
از وقتی فایل مراقبه جلسه 15 روی سایت اومده و دارم به خالق بودن خودم و درگذشته کجاها ناآگاهانه شرایطی رو خلق کردم فکر میکنم هرروز دارم سوپرایز میشم
و هرروز دارم به خودم میگم ما نیومدیم توی این دنیا تا چیزی رو بسازیم همه چی هست خدایی که عاشقانه مارو دوست داره خودش منبع همه چیه پس چرا ما دنبال یک چیز بیرون از خودمون میگردیم
هرروز میزنم روی نشانه من و هرروز پازل درک این موضوعات با هدایت خداوند برام واضح تر میشه
دیروز نشانه ام فایل چرا امریکا اینقدثروتمنده بعد استاد دلیلش رو فقط و فقط سپاسگذار بودن مردم اون کشورو میدونه توحیدی بودنشون رو
اینکه ادم هایی هستند که خودشونن و تمرکزشون روی زیبایی هاست با عوامل بیرونی مثل سیگار و مشروب با اینکه کشور ازادیه خودشونو اروم نمیکنن
و مهم ترین ویژگیشون اینکه عیدی به نام شکر گذاری دارند
و افرین به تو سعیده عزیزم که با این کامنت فقط اصل روگفتی
ما نباید کاری کنیم تا بیرون رو درست کنیم همه چی اون بیرون درست هست اگه ما خودمون و درونمون درست باشه به قول استاد نعمت ها هستن ما فقط باید ظرف وجودیمون روبزرگ کنیم با چی با سپاسگذار بودنمون
دوستت دارم
ممنونم سعیده جان چقدر زیبا خدارو توصیف کردی ومن نوشتم در دفترم که اگر بتونم تو همین شرایط از زندگیم لذت ببرم بازی رو بردم سپاسگزارم که یادآوری کردی قانون خیلی سادس اما ما فراموش میکنیم
میخوام از این لحظه دوباره شروع کنم سپاسگزاری عمیق کنم تا حدی که به احساس متعالی برسم برای داشته هام الان تو یه مشکل بزرگی هستم دارم سعی میکنم فرکانسمو تغییر بدم آگاهانه وسپاسگزار باشم از خداوند هدایت میخوام و چقدر زیبا گفتی
خدایا ببخش که دیر باورت میکنیم ورود فراموشت میکنیم
سپاسگزارم
به نام خدا جونم رب العالمین خداوندی که رحمتش بیاندازه است و مهر بانی اش همیشگی
آخیش، اللهم آخیش
سلام سعیده نازنینم ،دختر ناز و توحیدی خانواده عباسمنش
چقدر دوستت دارم خواهر شمالی عزیزم
چقدر کامنت هایی که میزاری حالم را خوب میکنه ،باهاش میخندم باهاش اشک میریزم باهاش به فکر فرو میرم وبیشتر تامل میکنم حتی گاهی آخر شبها مثل دیشب از خستگی در حال خواندن کامنتت به خواب رفتم
چقدر قلم شیوایی داری نوشته هات به دل میشینه، چقدر راحت از ته ته قلب مهر بانت می نویسی نوشته هات بوی توحید، بوی خدا ،بوی رفاقت و مهر بونی میده
قصه فراز و فرود زندگیت برای من و خیلی از بچه های سایت پر از درس و نکته است
تو الگوی خوبی برای ما هستی شجاعتت در انصراف از پرستاری و رفتن دنبال علاقه ات ،سفر توحیدی به جزیره کیش ، دل سپردن به هدایت خدا ،عمل کردن به هدایتها همه همه برای من درس داره
باورت میشه بعد از آمدن در این سایت و هر بار خواندن کامنتهای شما و سعیده جان رضایی ، سعیده یکی از اسمهای دوست داشتنی من شده چقدر شما سعیده ها را دوست دارم و می بوسمتان
بوس فراوان از یزد به کله سعیده جانم در شمال
به امید دیدنت در بهترین مکان وزمان انشالله
دوستت دارم وتو و دخترهای نازنینت را به دستان خداوند رب العالمین میسپارم
شاد و سلامت وسعادتمند در دنیا و آخرت باشی عزیز دلم
ستایش و حمد تنها مخصوص خداست …..
سلام به سعیده عزیز که خوندن کامنتاش بهم حس قشنگی میده حتی گاهی اشکم رو جاری میکنه مثل این کامنت بی نظیر … ازت سپاسگزارم بابت کامنت الهی و قشنگت …
امروز خداوند داره از همه طرف بهم قدرتش رو یادآوری میکنه ، صبح با باز کردن قرآن که چند آیه آخر از سوره جاثیه و آیات اول سوره احقاف ، بهم یادآوری کرد قدرتش رو، رب بودنش رو ، خالق و فرمانروا بودنش رو … الانم با این کامنت و این آیه های زیبای که نوشتی دوباره یک ساعت بعد از آیات قبلی بهم یادآوری کرد و بی نهایت سپاسگزار ربم هستم که داره در یادآوری این باورهای توحیدی قوی یاریم میکنه ، اینا نشانه اس ، نشانه ای از اینکه قراره خداوند برام معجزه و قدرتش رو نشون بده با یه اتفاق بی نظیر و فوق العاده …
چرا که چند روزه از خداوند میخوام دوباره مثل خیلی جاهای که وقتی ازش خواستم بهم قدرتش رو نشون داد و چقد اونا شدن فکت ها ومنطق های قوی که الان وقتی مرورشون میکنم ذهنم کاملا خاموش و ساکت میره گوشه تاریک میشینه … دوباره ازش خواستم و میخوام چرا که تنها خودش رو می پرستم و تنها از خودش یاری می جوییم … پس لیاقتش رو دارم به خواسته ام پاسخ بده …
سعیده عزیز سپاسگزارم و برات بهترینهارو در این مسیر توحیدی آرزومندم و خداوند هدایتم دیدار دوستان هم خانواده ایم رو
سعیده خانم سلام
میخوام بهت تبریک بگم و تحسینت کنم
اینکه ما زور میزنیم و سعی میکنیم پلن ذهنی بریزیم و بدو بدو کنیم تا نتایج بدست بیاد پاشنه آشیل بنده هم هست. راستش وقتیکه نتایج گذشته رو نگاه میکنم میبینم اتفاقا زمانی رخ دادند که من گیرشون نبودم، رها و آزاد داشتم از زندگیم لذت میبردم و اون خواسته اتوماتیک محقق شده… برای یادآوری به خودم تجربه ام رو به اشتراک میذارم:
ما کار تولید قطعات صنعتی میکنیم
یه کارگاهی کرایه داشتیم و مشغول کار بودیم
یه روز یکی از دوستانم گفت میای بریم سالن فوتسال دانشگاه پیام نور مسابقه بدیم؟
پذیرفتم و رفتیم. یک سوله با سقف بلند و با شکوه…. وارد که شدیم همین ویژگی توجه من کامل جلب کرد و به دوستم گفتم:
علی یعنی میشه ما یه روزی یکی از این سوله ها بخریم؟
واین جمله در اون زمان و در اون مکان آنچنان از ته دل گفته شد که بعد 7 سال جزئیات اون تجربه زنده جلوی چشمم هست…
دو هفته بعد یکی از آشناها زنگ زد که فلانی یه سوله برات سراغ دارم تریلی توش دور میزنه! بیا بخر!
اونقدر این جمله به نظرم دور از ذهن و غیر منطقی آمد که خندیدم و گفتم: ما رو گرفتی؟ پول نداریم برای همچین خریدی….. دو شب دیگه زنگ زد و گفت سوله فردا قرار هست معامله بشه… بیا حداقل ببینش…
گفتم دیدنش که ضرری نداره… میام
وقتی رفتیم و در سوله رو باز کرد ناخودآگاه چشمم افتاد به سقفش که بلند بود….
پیش خودم گفتم خدایا تو چه میکنی؟!!!!!!!!!
مطمئن شدم که این خودشه!
حالا وقت نشان دادن ایمان و توکل کردن بود.
گمونم پول ما 1/5 اون سوله بود…
همونجا به اون آشنا گفتم ما سوله رو میخوایم.
قرار بود ساعت 6 عصر سوله فروش بره… ما با مالک ساعت 5 قرار گذاشتیم
سرتون درد نیارم…. اونقدر کل این فرایند نرم و روان و عالی پیشرفت که فقط میشه اسمش رو گذاشت معجزه!
مشتریان (بی خبر از همه جا) زنگ میزدن میگفتن ما فعلا پروژه نداریم اما این پول میریزیم بحساب شما برای پروژه های آتی….
چی بگم؟!!!! واقعا حیران بودم از اینکه
کار رو که بسپاری خدا خودش برات پلن میکنه!
از جایی که حتی تصورش رو هم نداری نعمت ها و افراد و شرایط برات ردیف میکنه
گل گفتی سعیده خانم…. وظیفه ما
زندگی را به تمامی زندگی کردن هست
در حال بودن و لذت بردن و کیف کردن هست
اون خودش هدایت میکنه…. خودش میگه چه کاری بکنیم….
کافیه دل بدیم و توکل کنیم… اون بهترین پلنر رویاهاست!
خدایا شکرت بخاطر این سایت درجه یک
خدایا شکرت بخاطر این استاد بینظیر
خدایا شکرت بخاطر این خانواده دوست داشتنی
سلام و عرض ادب
درود بر شما
نیازی به تعریف و تمجید از کامنت شما نیست
« آنچه عیان است چه حاجت به بیان است.»
بسیار پرمحتوا، توحیدی و کاربردی.
به سهم خودم از شما بابت این دیدگاه زیبا سپاسگزار هستم.
مطالب بسیار مهم و کاربردی را بیان کردید که تماما اصل قانون بوده و ساعتها میتوان در مورد آنها حرف زد و کتابها نوشت.
در ابتدا از سپاسگزاری گفتید که آشنا برای همه ماست.
در مورد سپاسگزاری همین را میتوان گفت :
« نزدیکترین فرکانس به خداوند سپاسگزاریست.»
لذا هر گاه که به خاطر داشته ها و نعمتهای زندگی سپاسگزار بوده و توجه خود را از نداشته ها به داشته ها معطوف کرده و بر روی نعتهای زندگی تمرکز کنیم،
ذهن ما باور می کند که غرق در نعمت و فراوانی هستیم و هرقدر که این نعمتها را بیشتر یافته و روی آنها تمرکز کنیم و برای آنها شاکر خداوند باشیم، با این کار ذهن خود را عادت می دهیم که به نعمتها و داشته های زندگی توجه کند،
نیمه پر لیوان را میبینیم، نکات مثبت زندگی و اتفاقات را می بینیم، زیباییها را میبینیم و با تکرار این فرآیند فرکانسی قدرتمند را به جهان ارسال کرده و نتایج بسیار بزرگ را رقم میزنیم.
همان گونه که در کامنت بیان کردید سپاسگزاری یکی از مهمترین ارکان خوشبختی و سعادت و آرامش در زندگی بوده و خداوند در قرآن با آیه های بسیار زیادی بر سپاسگزار بودن ما تاکید دارد و در بیشتر آیه ها خداوند نعمتهای زیادی که در زندگی به ما عطا کرده را یادآوری نموده و در ادامه بیان می کند:
«باشد که سپاسگزار باشید.»
همچنین خداوند در آیات دیگری تاکید دارد:
«سپاسگزار باشید تا شما را زیاد کنم ( لازیدنکم ).»
این بدین معنی است که سپاسگزاری علاوه بر افزایش نعمتهای زندگی، باعث رشد و تجلی ما گشته، ظرف درونمان بزرگتر می شود، درک بیشتری از جهان و خالقش به دست می آوریم و به مدارهای بالاتر صعود کرده و کیفیت بالاتری در تمام ابعاد زندگی بدست می آوریم.
نکته بسیار مهم دیگری که در دیدگاه شما بیان گشته، لذت بردن از زندگی و در لحظه حال زیستن است و اینکه تمام کارها را به خدا بسپاریم و به قدرت او اعتماد کنیم.
در تاکید این صحبتها باید گفت توجه زیاد به ذهن منطقی و به اصطلاح منطقی بودن ما را بسیار محدود کرده و از بسیاری از لذتهای زندگی محروم می کند.
یکی از جملات قشنگی که توی کامنت بیان کردید این بود :
« ماها توزندگیمون یک جوری رفتار میکنیم که انگار کره زمین روما ساختیم،شب وروزشم ما داریم کنترل میکنیم،ساخت این همه سلول هم کار خودمونه،گردش خون بین قلب و ریه و مغز وسایر اندامروهم داریم خودمون با پمپ دستی میچرخونیم…»
تمام این باورها از دیدگاه های به شدت منطقی نشأت میگیره و براستی اگر درست تفکر کنیم خواهیم دید که قدرت و کنترل همه چیز در دستان خداست و او با رب بودن و توانمندی بی نهایت خود تمام جهان را اداره می کند از آفرینش و اداره کیهان و کهکشانه گرفته تا کوچکترین سلولها در بدن ما.
هماهنگی و کار تمام اینها در ید بیضای خداوند تعالی است و ما کوچکترین قدرت و توانایی در برابر این توانمندی نداریم.
فقط با سپاسگزار بودن و لذت بردن از لحظات زندگی می توانیم سعادت را در زندگی دریابیم و انتهایی بر آن نیست.
در نتیجه باید قدرت خداوند را باور کنیم و بدانیم که از تمام خواسته ها و رویاهای ما بزرگتر و توانمندتر است و هر قدر از اون بیشتر بخواهیم، بیشتر عطا می کند، فقط باید در مسیر درست حرکت کنیم، از زندگی لذت ببریم، حال خوبی داشته باشیم و احساس ما خوب باشد.
احساس خوب = اتفاقات خوب
این قانون ابدی و ازلی جهان بوده و اصلی بسیار مهم در
تمام قوانین سعادت و خوشبختی است.
احساس خوب داشتن در لذت بردن از زندگیست و هنگامی که از زندگی لذت ببریم احساس خوب در ما نمایان می گردد و احساس ما همان فرکانس ماست و از آنجا که زبان جهان فرکانس بوده و فرکانس ما را دریافت و به آن پاسخ می دهد، لذا ارتباط ما با جهان به عنوان خالق زندگی خود احساس درونی ما بوده و با داشتن احساس خوب اتفاقات خوب را در زندگی رقم خواهیم زد.
حال اگر احساس خوبی داشته باشیم و ماندگاری ما در این احساس خوب بیشتر و این احساس خوب رشد یابد،
سعادت و خوشبختی در زندگی ما هم بیشتر گشته و با سرعت و توان بیشتری به سمت خواسته ها و خلق زندگی رویایی گام بر میداریم.
مجدد از شما بابت نگاشتن این مطالب زیبا سپاسگزارم.
تلفیق این مطالب با آیه های زیبای قرآن هنری ستودنی است که شما دارا هستید و به عنوان هنرمندی قابل در این زمینه شناخته شده هستید.
آرزوی شادکامی و موفقیت روزافزون را برای شما از خداوند مهربان خواستارم.
خدایا سپاسگزارم
بنام خدای بخشنده مهربان
سلام ودرود خدا خدمت اساتید بزرگوار وهمچنین جناب عرشیانفر
اول صحبتم اشاره کنم به پاشنه ی آشیلم که با خوندن کامنتای این فایل خودشو نشون داد واونم باور کمالگرایی هستش؛خیلی وقتا که فایلی رو گوش میدم کامنتا رو هم شروع میکنم به خوندن ودوست دارم منم بنویسم ولی انگار یه چیزی مانع میشه وهمش امروز فردا میکنم تا اینکه کلاً از نوشتن منصرف میشم!
زمانیکه این فایل روسایت اومد من دانلودش کردم و گوشش دادم وهنوز هیچ کامنتی نیومده بود باخودم گفتم دوسه بار گوش میدم وبعد مینویسم واینقدر این دست اون دست کردم که وقتی اومدم سایت دیدم180تا کامنت اومده!شروع کردم بخوندن کامنتها از اول وبه مرور متوجه شدم بعضی دوستان چندتا کامنت گذاشتن!اینجا بود که متوجه کمالگرایی خودم شدم وگفتم ازین به بعد هروقت بهم الهام بشه،کامنتمو بنویسم و اگر لازم شد دوباره ودوباره خواهم نوشت.
واما آگاهیهای این فایل:
درمورد قضیه حمله به ایران،بنده خدایی تماس گرفت باهمسرم وبه ایشون گفت وایشونم به من گفت(من آگاهانه تلویزیون رو خاموش دارم همیشه ولی همسر و اون فرد خارج از کنترل من بودن!)من باید خودم رو کنترل میکردم وقتی شنیدم اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که هرچیزی دقیقاً سرجای خودشه وطبق قانون باید این اتفاق میفتاد،همسرم ادامه دادن که چند نفر از سران ویه عده از مردم توی این جریان ازشهرهای مختلف به شهادت رسیدن که همزمان آیه ی “وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ” به این معنا که هرگز گمان نکنید کسانی که در راه خدا کشته شدهاند، مردهاند. بلکه آنان زندهاند و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند،سوره آل عمران آیه 169 از ذهنم گذشت وازون لحظه هرزمانی که نجوایی میومد ویا ذهنم میخواست اخبارو دنبال کنه باخودم میگفتم شیطان میخواد ناراحتم کنه ومن باید باید به خدا توکل کنم(آیه10سوره ی مجادله)و توکل کردم بخدا واین آیه ها رو بارهاوبارها تکرار میکردم.
همسرم مرتباً اخبارو پیگیری میکرد از تلویزیون وهمکارا و اصلاً شرایط روحی مساعدی نداشت،درمقابل من خودم رو بسته بودم به سایت وبعد بسته شدن سایت فایل قانون تغیر ناخواسته ها رو بارهاوبارها گوش دادم،شکرگزاری میکردم بابت سلامتی خودم و بچه هام وخیلی چیزای دیگه ودائم خودمو مشغول داشتم ،متعهد بودم احساسم وخوب نگه دارم،آرامش عجیبی داشتم توهم نبود واقعاً آروم بودم!یه وقتایی نجواهایی اذیتم میکرد که اینقدر بی تفاوتی آیا درسته وازین قبیل افکار که آگاهانه بخودم قانون احساس خوب اتفاقات خوب رو یادآوری میکردم واز خدا خواستم هدایتم کنه به راه درست؛
نصف شبی بهم الهام شد که”پشتیبانی سایت عباسمنش دات کام” رو تو گوگل سرچ کنم ویه شماره تلفنی داد که صبح روز بعد تماس گرفتم و راهنماییم کردن که با فیلترشکن وارد سایت شدم ودیدم استاد فایل جدید گذاشتن و این پاداش کنترل ذهنم بود،دانلودش کردمو گوشش دادم ودقیقاً استاد توی اون فایل سوالاتمو جواب دادن، چقدر خوشحال شدم وسپاسگزار خداوندم بابت این رزق،بقول استاد وقتی آگاهانه ذهن رو کنترل میکنیم از مدار ناخواسته ها خارج میشیم همسرم که مرتب تلویزیون رو دنبال میکرد بخاطر شرایط ساعت6صبح میرفت محل کارش و ساعت8و9شب برمیگشت وعملاً تلویزیون خاموش بود ویا سریالای سایت رو تو تلویزیون با بچه هام میدیدم واصلاًاصلاً در جریان جنگ نبودم؛یه روز همسرم اومدو گفت قراره ماموریتی دوسه روزی برن مشهد وچون اونجا خونه داریم خواست ماهم همراهیش کنیم وحال و هوایی عوض کنیم،نمیدونستم چند روز از حمله گذشته با زن داداشم که مشهدن تلفنی صحبت میکردم و از برنامه سفرم گفتم که ایشون گفت اوضاع اصلاً مساعد سفر نیست(نمیدونم باور میکنین یانه)ولی همزمان یه ندایی بهم گفت سفرو برو همه چی به نفع تو تموم میشه!اگر صحبتای زن داداشم و به همسرم میگفتم صددرصد منصرف میشد ازینکه ما همراهش بریم ولی باز هم خدا دست بکار شده بود وکلاً فراموش کرده بودم که جریان تلفن رو به همسرم بگم!
باتوکل بر خدا راهی سفر شدیم توی مسیر گهگاهی همسرم از قضایا میگفت ولی من هیچ صحبتی نداشتم وآگاهانه آیات قرآن زمزمه میکردم یه جایی ایشونم دیگه ادامه نداد وبچه ها آهنگای شاد گذاشتن و رادیو اصلاً روشن نشد،کل مسیر400کیلومتری(ساکن خراسان جنوبی قاین هستم)فقط تمرکز وتوجهمون رو زیباییها بود،آهنگای شاد،مرور خاطرات گذشته سفرمون وجاده وتونل ونیروگاه بادی فوق العاده زیبای بینالود که ازتوی جاده دیده میشه و…. .
قبل ظهر رسیدیم مشهد وشلوغی خیابونا وتردد ماشینا خیلی عادی به نظر میومد وشب هم خیلی آروم وساکت بود(برخلاف اظهارات زن داداشم!)ومن همچنان بیخبراز عالم بیرون وپیگیر هم نبودم!که فرداش همسرم گفتن آتش بس اعلام شده،خداروشکر کردم وباخودم گفتم وقتی به خدا اعتماد وتوکل میکنی آتش برات گلستان میشه.حتی پروازها به روال عادی برگشته بود ومن فقط شکرگزار بودم وبه بچه هام هم میگفتم که بخاطر همه نعمتها مخصوصاً امنیت سپاسگزار خدا باشیم یکی دوروزی مونده بود تا محرم که مشهدست و عزاداریاش!
فکر میکردم که عزاداریابخاطر حوادث خیلی مفصل برگزار میشه ومن باز بخودم یادآوری کردم که احساس خوب داشتن مساوی اتفاقات خوب وکلاً وارد هیچ هیئت و روضه ای نشم،هرجا هیئتی میدیدم سلام میدادم به آقا حسین ابن علی وشهدای کربلا ودیگه توجه نمیکردم به مراسمات.
همسرم صبح ساعت5و6میرفت دنبال کارهای اداریش وشب دیروقت برمیگشت ومن و بچه ها هم میرفتیم گردش و دیدن اقوام ولذت بردن از سفر،سفری که قرار بودسه روزه تمام بشه بخاطر طولانی شدن کارهمسرم 10روز طول کشید ویک تجربه ی لذتبخش رقم خورد.با ایمان مینویسم
In God We Trust
خدایا همواره کمکمون کن بتونیم در هرلحظه ذهنمون رو کنترل کنیم.
یه نکته ای بگم درسته نباید خودمون رو با هیچکسی مقایسه کنیم ولی وقتایی که کنترل ذهن وورودی داشتیم وهیچ دستاورد مالی نداریم درواقع نمیدونیم کجای مسیر هستیم،اگه خودمون رو با افرادی که همرنگ جامعه هستن وهیچ کنترلی بر ذهنشون ندارن مقایسه کنیم کاملاً متوجه آرامشمون میشیم.
خداروشکر که دراین مسیرم و تونستم کامنت بنویسم وخدارو هزاران بار شکر بابت قوانین ثابت وبدون تغییرش وهزاران بار سپاس بابت وجود برادر عزیزمان جناب عباسمنش
سلام استاد عزیزم ومریم جون مهربانم
استاد این فایل دقیقا پاسخ خداوند به درخواست های من بود استاد خیلی جالبه که تازه دارم مفهوم کلام سما رو میفهمم استاد تقریبا بعداز دوسال شاگردی تازه دارم به محدوده صفر نزدیک میشم
مفاهیم را درک میکنم
استاد از بینهایت هدایت خداوند که ابن روزها در هر لحظه میبینم واقعا شگفت زده میشوم
یعنی هر اتفاق زندگیم جه خیر وچه شر یک هدایتی و یک درسی برای من دارد
تازه قلب من زنده شده است و دارم با مفاهیم قدم اول دوازده قدم وآیات جزء 30 قرآن آشنا میشوم استاد دارم میفتم روی دور تصاعد برای عشق بازی با خداوند
خدایا شکرت برای آرامشی که به خاطر حضور دائم تو در وجودم شکل گرفته است
خدایا شکرت
که فقط میتوانم بگویم خدایا سپاسگزارم
سلام بر عزیزانم
سلام بر استاد عزیزم
استاد جان عاشقتونم چقدر این فایل پر از نکته بودچقدر عالی درمورد مومنتوم مثبت و منفی توضیح دادین و مهمترین نکته برام این بود که باید مومنتوم مثبت رو به یک ارتعاشی برسونیم تا نتیجه بیاد و مثال صدا کردن در کوه خیلی این قانونو برام واضح کرد
من خوش شانسی بزرگی که در زمان جنگ داشتم این بود که تازه ثبت نام کرده بودم برای شنا و انقدر آموزش شنا برام تازه و هیجان انگیز بود که در کل اون روزها فقط به شنا فکر میکردم ، این نکته که فرمودین برای خودتون هدف داشته باشین خیلی مهمه و هدف داشتن و مشغول کاری که دوسش داریم شدن خیلی کمک میکنه در شرایط مشابه کمتر توجه کنیم به تضاد ها چون اون هدفه خیلی مهم تر و بزرگتر از تضاده ست و یک نکته مهم دیگه ای که متوجه شدم این بود که همه پیامبرانی که اسمشون در قرآن اومده به مرگ طبیعی مردن و این نکته هم خیلی بهم کمک کرد
من با این تضاد بیشتر به ارزش نعمت امنیت پی بردم و از خداوند میخوام که همواره ما را در بهترین زمان و در بهترین مکان قرار بده آمین
استاد عزیزم خیلی دوستون دارم شما فوق العاده هستین
سلام استاد قشنگم.حال دلتون خوش و خرم باشه الهی.
خواستم تجربه ای که توی این دوران داشتم رو بهتون بگم.از 5 سال پیش با فایل های شما دارم روی خودم کار میکنم.روی کنترل ورودی هام تمرکز میکنم.اصلا از مسایل سیاسی اطلاعی ندارم و پیگیرشون نیستم.چون میدونم خودم دارم شرایط خودم رو میسازم .
اتفاق بسیار جذابی که توی این مدت برام پیش اومد این بود که 2 روز قبل از حمله،بدون هیچ اگاهی مثل همه،دوستم از تهران به شمال کشور اسباب کشی داشت و من و یکی دوتا از دوستام برای کمک بهش رفتیم.دقیقا روزی که ما قصد برگشت داشتیم بهمون اطلاع دادن که برنگردید چون تهران دچار جنگ شده.ماهم توی یه فضای جنگلی روستایی بسیااار زیبا ،بدون هزینه اضافه ،چند تا دوست ،با کلی بگو و بخند و تفریح و استراحت ،یک هفته لذت بردیم.شهری که بودیم حتی شلوغ نشد،قحطی و گرونی نشد،همه چی در دسترس بود.ازونجا هم که اینترنت نداشتیم ،فارغ از هیاهوی دنیا ،انگار رفتیم یه سفر تفریحی حسابی کیف کردیم.وقتی هم برگشتم یک روز قبل از اتش بس بود و چون نمیدونستم چی میشه یکسری فایل مربوط به حرفه ام رو توی تهیه کردم و توی اسکایپ شروع کردم به درس خوندن.محل زندگیم در تهران هم جزو امنترین محل ها بود که هیچ گزندی به کسی نمیرسید و من با راحتی تمام داشتم فقط یاد میگرفتم و خداروشکر میکردم.مطمئن بودم که هر اتفاقی هم باشه من در امنیت الهی هستم.به همین قشنگی به همین خوشمزگی
به نام خداوند جان آفرین
سلام ودرود بی پایان خدمت استاد عزیز
تمام صحبت هاتون در این فایل عالی بود از کنترل فکر از کانون توجه ولی من قبلا یه چیز دیگه شنیده بودم که وقتی معتادها میخوان ترک کنند اینقدر این ترک کردن را بد توضیح دادن البته که من فقط شنونده بودم ولی چنان از معتاد بودن بد صحبت میکردن که معتاد اا هرگز نمیتونند ترک کنند و حتی در زمان ترکشون به اونها میگن از اون مسیری که قبلا میرفتید نباید عبور کنید از اون کوچه خیابان عبور نکنید یا اون آدمها یا اون چیزی که شما را یاد اون اعتیاد می اندازه را کاملا ترک کنید ولی اینجا با صحبت های شما وباتوجه به تجربیات خودم در این مسیر چقدر قشنگ برام روشن شد که وقتی انسان تصمیم به تغیر میگیره کانون توجه را کنترل میکنه به چیزهای خوب فکر میکنه اعراض میکنه سر برمیگردونه از ناجالب ها یا یه فکری برای زندگی اش میکنه و تصمیم به تغیر میگیره به خدا جهان خودش کمک میکنه کائنات خداوند همه به کمک میان و اینقدر مسیرش را راحت میکنند که بتونه ترک کنه
اصلا انسانهای بهتر میان نیاز به تلاش کنار گزاشتن نیست خودشون میرن محو میشن محیط طوری تغیر میکنه که هیچ نیازی به تلاش برای تغیر هیچ عامل بیرونی نیست خدایا مچکرم که همه چیز را آسون میکنی
واینجا به نظرم اعتیاد میتونه هرچیزی باشه اعتیاد به خبر های بد اعتیاد به غذای نامناسب اعتیاد به اخلاق ناجالب یا اعتیاد به مواد ناجالب اینا همه مثل هم هست ذاتشون و وقتی کانون توجه درست بشه همه چیز قشنگ چیده میشه که ما به مسیر درست هدایت بشیم
خدایا سپاس گزارم
استاد بزرگوار ازتون بینهایت سپاس گزارم از استاد عرشیانفر عزیز هم سپاس گزارم
از دوستان عزیزم و همراهان گرامی سایت هم سپاس گزارم
خدانگهدارتون
سلام به استاد عزیزم
توجه نکردن به نکات منفی تمرکز بر روی خواسته ها برروی زیبایی ها
کنترل کردن ذهن و تقویت و تقویت هر چه بیشتر نکات زیبا و خواسته ها
واقعا جهادی اکبر میخواهد من اگر به تنهایی بخواهم این کار رو انجام بدم غیر ممکن برام حالا چرا
چون من انسان فراموش کارم
چون من تداوم و پشتکار رو در نتیجه بزرگ میبینم
چون بخواهم یا نخواهم عضوی از اجتماعم وباید با افراد در زمینه خانوادگی، کاری… در ارتباط باشم
چون گذشته وباورهای قبلی دارم
چون ذهنم برای تغییر مقاومت داره
نمیخواهد از جایگاه امن خودش خارج بشه
و بینهایت چون چرا
خیلی زیبا گفت که ما اسان میکنیم برای اسانی ها و اسان میکنیم برای سختی ها
دوست دارم اسان بشم برای اسانی ها
این جهاد اکبر به ساده ترین شکل برام رقم بخوره
لازمه این کار خواستن من در کاره
تعهد من وثابت قدم بودنم
وصل بودن به خانواده بزرگ عباسمنش
استفاده از فایلها و محصولات استادم
انجام تمرینها
گوش نکردن به اخبار تلوزیون فضای مجازی
اینها کارهایی که من باید انجام بدم
واز سمت دیگه هدایتهای خداوند، دوری از افراد که هم مدار من نیستن این کار من نیست این لطف و قانون خداوند
اگر که من کارهای خودمو انجام بدم شامل حالم میشه
من شغلم میوه فروشه خدا رو شکر از زمانیکه با استاد اشنا شدم این کسب و کار راه اندازی کردم از کارمندی به میوه فروشی راضی هستم درامد خوبی دارم چشم انداز و جایگاههای خیلی بالاتری نوشتم که حتما بهش میرسم در طول روز بیش از 300 نفر مشتری دارم زن و مرد پیر جوان خوب بد هزاران بار تجربه کردم اگه باهر کدوم از این افراد هم سو بشم از گرونی جنگ اینجور مطالب صحبت کنم تا اخرین نفر که میاد تو مغازه ادامه میدم اگه کسی هم نباشه اخر شب با خودم جنگ دارم وحس حالم بد میشه
ولی اگر قانون به خودم یاد اوری کنم حرفهای استاد برای خودم مرور کنم هدایتتهای خدا شروع میشه نه میشنوم نه میگم کلامی در مورد موضوعات
حس و حالم خوبه ومسیر برام اسان میشود
حالا من سعی میکنم اینو گسترشش بدم حال خوبی رو بیشتر کنم
خیلی وقتها خسته میشم یا گرسنه یا از سایت ودوستانم واستادم دور میشم حال و احساس خوب کمتر میشه سریع برمیگردم این موانع بر طرف میکنم تا احساس خوب بیاد
خیلی دوست دارم این در مورد این مسائل موفقیت صحبت کنم باشند افرادی که کلامی گفت و گو کنیم از خدا میخام هدایت بشم
نوشتن و رد پا تو سایت گذاشتن اون حس بهم نمیده میدونم اونم در زمان مناسبش اتفاق می افتد
خیلی وقتها تا یک قدمی موفقیت میرم ولی از دستش میدم همینه که استاد میگه بیشتر و بیشتر باید حس حالم خوب کنم تمرکزم بایدبر روی اهدافم خواسته هام باشه توحیدی تر باشم تا اسانتر شود برام خدایا تنها تو تنها تو میتوانی هدایتم کنی به بهترین مسیر
یه داستانی هست که به ملا میگن تو کوچه شما عروسیه میگه به من چه میگند ملا همسایه شماس میگه خوب به تو چه
خوبه یاد بگیرم به من چه
هیچ عامل بیرونی نمیتونه زندگی منو بسازه من هستم که زندگیمو میسازم افکار من باورهای من رفتار من زندگی منو میسازند
پس جنگ به من چه رو فراموش نکنم
غیرت به رخم کشیدند بگم به تو چه
تمام تمرکزم بر روی خودم وکنترل ورودیها میزارم سپاسگزارم از شما
سلام و درود به استاد نازنین و همه دوستان
استاد دلم میخواد فریاااااد بزنم و بگم که همه چیز فرکانسه، بخدااااا همه چی فرکانسه، به والله همه چی فرکااااااانسهههههه
میخوام یه ماجرایی که به تازگی اتفاق افتاد و واستون تعریف کنم
چند روز پیش وقتی تو بیمارستان شیفت بودم همینطور که رو صندلی نشسته بودم یهو یکی از همسایه های مادربزرگم که بسیار اوضاع مالی بدی دارن و تو فقر و بیماری به سر میبرن اومد تو ذهنم و یهو به دلم افتاد که یه مبلغی براش واریز کنم تا بتونه یه چیزی برا زندگیش فراهم کنه،نیت من کمک کردن و یه گره ای باز کردن از مشکلات اون شخص بود ولی طبق قانون میدونستم که ممکنه اون شخص به درستی از اون پول استفاده نکنه ولی به هرحال تصمیمو گرفتم که کمک کنم و گفتم خدایا فقط بخاطر رضای تو…
پیام دادم به مامانم و گفتم شماره حساب فلانی رو بده میخوام اینقدر مبلغ براش واریز کنم،مامانم گفت خیره نذری چیزی داری؟گفتم نه همینجوری یهو دلم خواست
مامانمم خوشحال شد و شماره رو برام فرستادو تشکر کرد منم بلافاصله اون مبلغ که برای من خیلی نبود ولی میدونم برای اون شخص خیلی بودو ریختم به حسابش
یه چند روزی تو فکرش بودم تا اینکه از مامانم پرسیدم از فلانی چه خبر،تونست برا خونش خرید کنه؟
مامانم یهو گفت نه فک نکنم بعد اینکه تو پولو براش ریختی شوهرش مریض شد بستری شد تو بیمارستان،حالا حتما میگه چقدر دستش برام بد بود بعد اینکه این پولو بهم داد شوهرم مریض شد خرج بیمارستان کردم!!!
وای من برگام ریخت وقتی این جمله رو از مامانم شنیدم،خیلی ناراحت شدم بخاطر این فکرش،خیلییی ولی سعی کردم ذهنمو کنترل کنم
همونجا بود که یهو یه جرقه تو سرم روشن شد
خداااای من همه چیز فرکانسه
همه چی به احساس لیاقت برمیگرده
این حرف از زبون کسی که قانونو نمیدونه طبیعیه ولی من که قانونو میدونم که نباید ناراحت بشم
کسی که تو فرکانس فقر و بیماریه اگه از در و دیوار هم بهش کمک مالی بشه بازم اون پولو به هر نحوی از دست میده، جهان این کارو میکنه باهاش، قوانین بدون تغییر خداوند این کارو میکنه
مگه میشه آدم رو فرکانس فقر و بیماری باشه و چیزی جز این وارد زندگیش بشه؟؟ فقر و بیماری از چی میاد؟ از احساس عدم لیاقت و ارزشمندی
مگه میشه آدمی که احساس عدم ارزشمندی داره پولی وارد زندگیش بشه و بتونه در راه درست و برای لذت و خوشی خرج کنه؟؟!
غیر ممکنه،جهان نمیذاره،جهان جواب فرکانس ما رو میده
حتی اگه نعمتی وارد زندگی ما بشه اگه احساس لیاقت و شایستگی در قبال اون نعمت نداشته باشیم و ترس از دست دادن و تموم شدنش رو داشته باشیم اون نعمت از ما گرفته میشه،جهان کاری نداره ما چقدر آدم خوب و شریفی هستیم چقدر گریه و زاری میکنیم چقدر التماس میکنیم به درگاه خداوند، جهان فقط نگاه میکنه ببینه تو خودتو لایق نعمت ها میدونی؟خودتو دوست داری؟خودتو ارزشمند میدونی؟نگاه میکنه ببینه فرکانس هات چیه و بر اساس همون بهت میبخشه
پس طبیعیه کسی که در مدار پول هرچند کم و جزئی نیس و خودشو لایق نمیدونه هر پولی به هر شکلی وارد زندگیش بشه رو از دست میده حالا به هر طریقی…
این شد که دیگه یاد گرفتم کسی به کمک من نیاز نداره،من اصن کاره ای نیستم که به کسی کمک کنم،افراد خودشون باید به خودشون کمک کنن اون موقع خدا هم از طریق هزاران دست بهشون کمک میکنه اگه تغییر کنن،اگه جهاد اکبر راه بندازن
استاد دوستون دارم هوارتااا :))
خدایا شکرت
الحمدالله رب العالمین
سلام شیما جان عزیز دوست داشتنی .
قشنگم باید یاد بگیریم چیزی رو به خاطر حال خوب و خوشحال کردن خودمون ببخشیم حتی اگه کار جسمی یا فعالیتی برای کمک به کسی خواستیم انجام بدیم از سر ترحم یا دلسوزی نباشه . .
عزیز دلم اگه نگاه یا نیتت این باشه که من میبخشم یا هدیه ای میدم که گره ای از کار کسی باز کنم و از همه اشتباه تر اینکه بعدش کنترل کنم ببینم اون فرد در چ راهی مصرف کرده یا اینکه توقع تشکر و هر کار دیگه ای از اون شخص داشته باشم کاملا در مسیر اشتباهی هستم .
بخشش از فرکانس مثبت میاد تا زمانی که فقط با خلوص نیت و بدون هیچ توقعی باشه .
ما میبخشیم بدون اینکه در نظر بگیریم که اون شخص در چ راهی خرج کرده .
میبخشیم و همون لحظه فراموشش میکنیم که چ کاری انجام دادیم .
هر کدوم از ما میتونیم یکی از اون هزاران دست باشیم و پاسخش رو از جهان دریافت کنیم .
موفق باشی عزیزم
ناهید عزیزم سلام
ممنون از کامنت زیبات و نکاتی که یادآوری کردی
دقیقا درسی که من بعدش گرفتم همین بود،یعنی اصلا این اتفاقه باید میفتاد تا من درسشو بگیرم
من قبلاً هم کمک زیاد کرده بودم به افراد و به قول شما نه پیگیر بودم نه چیزی و زود هم فراموش میکردم ولی در این مورد خاص نمیتونستم فراموش کنم و ذهنم پیش اون فرد بود و دقیقا هم با حس ترحم کمک کرده بودم برخلاف موارد قبلی…
خدا بهمون کمک کنه ببخشیم بخاطر حال خوب خودمون بدون توقع و با حس رهایی توام با سپاسگزاری
در پناه حق باشید
به نام خالق عشق و شادی و زیبایی
درود بر استاد عباسمنش و استاد عرشیفانر عزیز که محبت کردن این فایل را آماده کردن تا بتونیم با قلبی بازتر مسیر زندگیمون را ادامه بدیم و همینطور همه عزیزانی که در این مسیر الهی همراهشون هستم.
از زمانی که به لطف هدایت خدا با استاد عباسمنش و نگاهشون به قرآن آشنا شدم قوانین جهان را بسیار بهتر درک کردم و هر اتفاقی که برام رخ میداد برام تعجبآور و غیرمنتظره نبود چون میدونستم که این اتفاق چیزی خارج از من نیست حتی اگر ظاهرش اینطوری باشه و اینکه این اتفاق افتاده حتماً برای من لازم بوده و خداوند جز خیر و خوبی برای بندههاش چیز دیگهای نمیخواد و خدا انتخاب نمیکنه که ما در چه مسیری باشیم. این اجازه را به ما داده که خودمون انتخاب کنیم اما از اونجایی که بنای جهان بر خیر و خوبیه اگر ما در مسیر درست باشیم شامل الطاف و رحمت بیشتری از جانب خداوند قرار میگیریم و اگر انتخاب کنیم که مسیر دیگهای را انتخاب کنیم باز هم خداوند این اجازه را میده و در اون مسیر حمایتمون میکنه.
وقتی قانون کلی جهان را مرور میکنیم به این میرسیم که همه چیز انتخابه. ما در هر لحظه داریم انتخاب میکنیم. وظیفه و نقش ما اینکه سعی کنیم انتخابها را تا جای ممکن آگاهانهتر کنیم تا حدی که حتی رفتارهای ناخودآگاهمون هم تغییر پیدا کنه و اینجوریه که شرایط روز به روز بهتر و بهتر یا در جهت منفی بدتر و بدتر میشه.
کسی که داره زجر میکشه تو زندگی مثل کسیه که داره لذت میبره چون هر دو این گروهها انتخاب کردن که در چه مسیری باشند.
اینها را به خودم میگم تا یادآوری کنم که قانون دقیقاً به همین سادگیه، هیچ پیچیدگی و چیز عجیب و غریبی هم وجود نداره، شاید در عمل برای اجرا انرژی و تعهد بیشتری بطلبه اما در اصل موضوع تفاوتی ایجاد نمیکنه. اصل اینکه توجه کنترل بشه.
اصل اینکه به احساساتمون توجه کنیم و اونها را به سمت مثبت تغییر بدیم.
توجه مثل یک سلاح و احساس مثل خشاب اون سلاحه. وقتی توجه ما روی خواستههامون که نشانش احساس خوبه، این سلاح قدرت پیدا میکنه که مارو به سمت خواستهها ببره و هر موانعی رو از سر راه برداره و اگر توجه ما به ناخواستهها باشه که نشانش احساس بده این سلاح قدرت این رو پیدا میکنه که به خودمون ضربه بزنه. درست مثل یک فرد مسلح که میتونه با سلاحش موانع رو نابود کنه یا اینکه انتخاب کنه به خودش شلیک کنه.
این دقیقاً اتفاقیه که داره در جهان رخ میده.
اوایلی که با این مسیر آشنا شدم سعی میکردم سپاسگزاریم فقط برای داشتههام باشه که خب انقدر همه چیز عالی پیش رفت که زندگی و شخصیت الان من واقعاً هیچ ربطی به اون آدم قبلی نداره.
بعدها که اتفاقات و تضادهایی گاهاً پیش آمد برام و متوجه شدم من میتونم که واکنشم نسبت به این مسائل را انتخاب کنم درک کردم که نه تنها اون تضاد بد نیست بلکه هربار باعث میشه من چندین پله قویتر و بهتر بشم. این به این معنا نیست که حتماً باید تضادی پیش بیاد تا ما قویتر بشیم اما اگر تضادی پیش میاد به هیچ عنوان نباید نسبت بهش مقاومت نشان بدیم، حتی جنگ.
حالا من فقط برای داشتههام سپاسگزاری نمیکنم، من برای هر اتفاقی با هر شکل و شمایلی هم که داشته باشه سپاسگزاری میکنم چون میدونم این عین هدایت و برنامه خداست تا من به خواستههام برسم و لذت و سعادت بیشتری رو در دنیا تجربه کنم.
خداوند به پیامبرش نگفت چون تو پیامبری دیگه از تضاد در امانی، نه اما انقدر قلب پیامبرش رو با نور ایمان پر کرد که در دل اون تضادها پیامبر بهترین واکنش ممکن رو نشان میداد و همین شد که ما داریم از نتیجش بهرهمند میشیم.
خداروشکر میکنم که در این مسیر قرار گرفتم و از خدا میخوام که به من و همه عزیزانی که خواستار حق و حقیقت هستند توفیق هدایت به مسیرهای آسان و زیبا داده بشه و ایمان و عزممون استوار باشه.
سلام به اقا احسان عزیز
وجودت پراز نور الهی باشه
چقدر لذت میبرم از کامنت خوندن ،البته کامنت هایی مثل کامنت شما عمق قانون رو برای ما یاداوری میکنه
درکمون رو از قانون بیشتر میکنه و ارامش پیدا می کنیم،چون با مثال زدن بارها و بارها این اموزش ها تو وجودم نهادینه میشه
از اینکه به من یاداوری شد که قانون ساده است،جهان به سمت خیرو خوبی در حرکته ،خداوند برای ما خیرو خوبی میخواد
اما عدل خداوند اینه که ما خودمون مسیر خودمون رو انتخاب کنیم ،و این انتخاب با توجه کردن ما به هر چیزی زندگی ما رو شکل میده ،به هر انچه توجه کنیم از همون جنس وارد زندگی ما میشه
این جمله شما هم جالب بود ،اینکه اگه یه نفر داره زجر می کشه ،عین لذت بردنه چون خودش اون مسیر رو انتخاب کرده
من باید هر لحظه حواسم باشه که به چه چیزی توجه میکنم ،ایا توجه من احساس خوبی در من ایجاد میکنه یا احساس بد
اگه به احساسم دقت کنم متوجه میشم مسیرم درسته یا اشتباه
قانون جهان به همین سادگی ست
احسان جانِ عزیزم سلام
پسر چقدر قشنگ گفتی اینو که :
« کسی که داره زجر میکشه تو زندگی مثل کسیه که داره لذت میبره چون هر دو این گروهها انتخاب کردن که در چه مسیری باشند.»
این دقیقا معنای عدل خداونده. معنای سیستمی بودن جهان. معنای بما قدمت أیدیکم. این دقیقا به ما کمک میکنه که بهتر بفهمیم جملهی معروف استاد رو که : هرکسی هرجایی که الان هست جای درستشه.
چقدر این روزا من دارم لذت میبرم از فهم بهتر و بیشترِ قوانین. چقدر این روزا به وضوح دارم بهتر و HD تر میفهمم همه چیز رو. چقدر دقیق میتونم بالاتر رفتن مدارم رو لمس کنم. چقدر عالیه که امروز به کامنتت برخوردم و این جملهی طلایی رو دیدم احسانِ عزیزم.
خود من چند وقتیه که تمرکزی روی سیستمی بودن رفتار جهان دارم کار میکنم و فایلهای مختلفی رو گوش دادم. کتاب چگونه فکر خداوند را بخوانیم هم کامل خوندم از استاد. هر روزی که میگذره بیشتر عاشق این عدل خداوند و جهانش میشم که اینجوری عادلانه خلقش کرده.
کامنت چند روز پیشم در مورد سیستمی بودن رو این زیر میذارم
https://abasmanesh.com/fa/does-god-act-like-loving-mother/comment-page-30/#comment-1723342
در پناه خدای بزرگ باشی عزیزم