این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/12/abasmanesh-9.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-11-01 03:59:212024-11-08 04:53:05live | قانون هدایت به سمت خواسته ها
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدایا، امروز میخواهم با تمام وجودم از تو سپاسگزاری کنم. از تو متشکرم برای زندگی
برای نفس کشیدن
برای این فرصت که هر روز را تجربه کنم و رشد کنم. سپاسگزارم برای قلبی که میتپد
برای چشمهایی که زیباییها را میبینند
و برای ذهنی که میتواند فکر کند، یاد بگیرد و شکرگزاری کند.
از تو ممنونم برای خانوادهام، دوستانم، و همه کسانی که در زندگی من هستند و با حضورشان عشق، آرامش و انگیزه به من هدیه میکنند.
برای تمام نعمتهای کوچک و بزرگ که گاهی به سادگی از کنارشان میگذریم؛ مثل خورشید، هوا، غذا، خانه، سلامتی و لحظات خوشی که شاید فکر کنیم عادی هستند، اما هیچکدامشان بدون بخشش تو امکانپذیر نبود.
سپاسگزارم حتی برای چالشها و سختیها، زیرا آنها من را صبور، قوی و آگاهتر کردهاند
هر تجربهای، چه شیرین و چه تلخ، یادآور حضور تو و راهنمایی تو در مسیر زندگیام بوده است.
خدایا، شکرگزارم که هر روز فرصت دوبارهای برای بهتر شدن، یاد گرفتن، محبت کردن و خدمت کردن به دیگران به من میدهی
سپاسگزارم که در هر لحظه کنارم هستی، حتی وقتی خودم شاید حضور تو را فراموش میکنم.
ای خدای مهربان، از تو میخواهم که قلبم را همیشه پر از شکر و قدردانی نگه داری، و مرا یادآوری کنی که هیچ نعمتی کوچک نیست و هر لحظه زندگی، هدیهای است که تو به من عطا کردهای
باشد که شکرگزاری و سپاس من، نه تنها به زبان، بلکه در رفتار و زندگی من هم ظاهر شود و باعث شود بیشتر به راه درست هدایت شوم.
سلام و درود به استاد نازنین خانم شایسته عزیز و دوستان .
خدایا شکرت .خدایا بابت آگاهی های فوق العاده این فایل بیهایت ازت سپاسگزارم خدایا ازینکه توی فرکانس دریافت این آگاهی ها بودم ازت سپاسگزارم. خدایا بسیار خوشحالم که بهت تکیه کردم و فقط روی تو حساب کردم و الان دارم نتیجه شو میبینم.
خدایا شکرت که یادم هست نباید آدما رو بهشون قدرت بدم .قدرت مطلق تویی بقیه هیچ کاره ان.
خدایا ازین که منو هدایت میکنی و من هدایت های تورو دریافت میکنم واقعا ازت سپاسگزارم.
درک من و نکات فوق العاده بیست هشتمین و اخرین گام این پروژه:
خیلی سخته که توی شرایطی باشی که جامعه به یک جهت خاصی حرکت کنه و تو روی اصولی که داری وایستی و بر خلاف جهت اونا عمل کن. خیلی باید ایمان داشته باشی خیلی باید شجاعت داشته باشی.
چون ما باید ببینیم قانون چی میگه و روی مسیری که فکر میکنیم درسته پافشاری کنیم نه اینکه بقیه هرکاری کردن منم برم بکنم.
باید ذهنمونو کنترل کنیم تا نتیجه دلخواهمونو بگیریم اگر مثل اونا فکر کنیم و عمل کنیم دقیقا مثل همونا هم نتیجه میگیریم.
ما توی دنیایی زندگی میکنیم که دو قطبی هستش یعی ما تو این دنیا بالا و پایین داریم، چپ و راست، کوتاه و بلند، شب و روز… داریم که هرکدوم خودشونو با دیگری تعریف میکنند.
مثلا دست راستم بالا تر از دست چپمه اما دست راستم کوتاه تر از سقفه.
این جهان اینجوری کار میکنه که مثلا اگر از سرما خوشت نمیاد، بهش توجه میکنی بهش فحش میدی و دری وری میگی سرما نمیره بجاش گرما بیاد.
توی جهان دو قطبی به هرچیزی که توجه کنی از همون جنس وارد زندگیت میشه. مثلا اگر از سرما بدت میاد و بهش توجه میکنی سرمای بیشتری وارد زندگیت میشه.
اصلا دلیلی دو قطبی بودنش اینکه انتخاب کنی به این قطب توجه کنی یا اون قطب. این تعریف بنیادی جهانه.
اگر شما آزادی بیشتر میخوای اما توجهت به محدودیته و به خاطر ناراحتی، عصبی، خشمگینی، عصبانی و داری فحش میدی که من آزادی رو میخوام در این زمان توهت کاملا به محدودیت و فقر هاست پس هدایت میشی به محدودیت های بیشتر.
خداوند به همه ما کمک میکنه اما خداوند چیزیو به ما میده که دنبالش هستیم حالا میخواد بد باشه یا خوب باشه، زیبا باشه یا زشت باشه.
در حقیقت خداوند همیشه در حال هدایت کردن ماست و راهو بهمون نشون میده اما اگر انتخاب تو این باشه که سقوط کنی چنان آسونت میکنه برای سختی ها که تا قعر جهنم میری.
دقیقا به همین خاطره که یک سریا آسونشون کرده برای آسونی ها و بعضیا رو آسون کرده برای سختی ها(کتک خورشونو ملس کرده)
در این جهان دو قطبی هرگز و هرگز خیر مطلق نخواهی دید، همه ثروتمند نخواهند شد، همه سلامت نخواهند شد…چون خداوند میگه در این صورت این جهان فاسد خواهد شد.
زیبایی این جهان به اینه که به هرچیزی که توجه کنی از همون جنس وارد زندگیت خواهد شد.
من از کجا بفهمم الان توجهم روی چیه؟؟
احساس شما راهنمای اصلی شماست. اگر حالت بده، ناراحتی، عصبی، خشمگینی و در کل احساست بده داره بهت میگه که به چیز های که نمیخوای توی زندگیت اتفاق بیوفته، توجه میکنی. برای اینکه به شرایط بهتر و مورد علاقه خودت هدایت بشی باید توجهت رو از روی اون اتفاقات ناجالب برداری و بر روی خواسته هات بذاری.
جایی که اذیت میشید، نجنگید و خودتونو اذیت نکنید، جاتونو عوض کنید. اگر با یک چیزی که برات ناجالبه بجنگی، ازون چیز ناجالب بیشتر وارد زندگیت خواهد شد.
مثلا شما کافیه که به رفتار های نامناسب همسرتون توجه کنید و راجع بهشون با دیگران و خودتون صحبت کنید، اون رفتار هاس نامناسب تنها ادامه پیدا میکنند بلکه بدتر و بدتر هم خواهد شد.
از هرچیزی که بحث میکنی، شکایت میکنی، از همون چیز بیشتر وارد زندگیت خواهد شد.
جهان به تک تک افکار شما پاسخ میده فارغ ازینکه چه اتفاقی برای بقیه و جهان می افتد.
به همین دلیله که تو کوچکترین تغییری نمیتونی در زندگی فرزندت هم ایجاد کنی چون فرزندتم نتیجه افکار خودشو میگیره.
تصمیم بگیر که ذهنتو کنترل کنی تا هدایت بشی به جای زیبا، افرادخوب با شرایط فوق العاده.
جهان رو درک کن، جهان به افکارت پاسخ میده پس ذهنتو کنترل کن، هر ثانیه سعی کن به احساس بهتر برسی، همیشه به چیزایی توجه کن که دوست داری توی زندگیت اتفاق بیوفته ، درمورد چیزایی که دوست نداری صحبت نکن( اگر نازیبایی اتفاق افتاد راجع بهش صحبت نکن) بهش انرژی نده ، در این صورت جهان تورو هدایت میکنه به خواسته هات به شرایط جالب…
آگاهانه فکر کنید که به چی دارید فکر میکنید؟! اون فکر مناسبه؟! جالبه؟! خواسته ی تو هست؟
من روی خودم کار میکنم، خداوند منو به یک محله و شهر خوب هدایت کند، به یک شغل با شرایط فوق العاده با همکاران عالی و مناسب هدایت کند.
عشق خداوند اینجاست که هرچقدرم توی مسیر نادرست جلو رفتیه باشی به محض اینکه برمیگردی خیلی زود بهت کمک میکنه و میارتت بالا.اما اگر وارد مسیر نامناسب بشی خیلی اروم اروم عمل میکنه اگر خیلی خیلی هم اشتباه کنی اروم اروم بلا سرت میاره.
وقتی شما در مسیر درست باشید اتفاقات ناجالب خیلی کم و کوچیک و کوتاه ممکنه براتون بیوفته که کارتون باید این باشه که توجهتونو از روی همونم بردارید و روی زیبایی ها بذارید. اینجوری نیست که اگر در مسیر درست باشید و اتفاقات ناجالب بیوفته براتون و هربار بگید ما خودمونو کنترل میکنیم.
وقتی افکارتونو جهت دهی میکنید به سمت خواسته تون هر روز براتون معجزه رخ میده و خیلی زودتر از انچه که فکرشو بکنید اتفاقات خوب و براتون رقم میزنه.
وقتی تصمیمم بگیرسد بیشتر زیبایی هارو ببینید اتفاقات نا زیبا کمتر براون میوفته و اگر هم اتفاق بیوفته درونش یک خواسته ای رو بوجود میاره که خیلی به پیشرفتت کمک میکنه.
آسون بگیر به خودت، خودتو درگیر نکن، بحث نکن، شکایت نکن، غر نزن، بی خیال باش. حالت که خوب باشه آرامش داری و توی این حالت توهم ادمایی رو جذب میکنی که آرامش دارن.
مثلا توی درگیری بین مردم و حکومت، یکسری آدم از حکومت که حالشون بده بر میخورن به یکسری از مردم که اوناهم حالشون خیلی بده خیلی شاکین از حکومت و این دو طرف همدیگه رو تیکه و پاره میکنن. پس از تو حالت خوب باشه به اونا بر نخواهی خورد.
خدایا واقعا بابت نتایجی که دارم میگیرم نشونه هایی که برام میفرستی واقعا ازت سپاسگزارم ازین که چندین ماهه خونه مونو برای فروش گذاشتیم و چقدر پیگیری کردیم اما کلا دو سه نفر اومدن دیدنش توی اسن چند ماه اما همین دیروز سه نفر همزمان اومدن و فردا هم باز دو سه نفر جدید قرار گذاشتن که بیان و ببینن و سک نفرشونم از خونه خوشش اومده و قصدش خریدشه. خدایا واقعا ازینکه شرایط و داری برام فراهم میکنی ، مشتری برای فروش خونه پیدا میکنی با قیمت مناسب خونه مو میفروشی صد درصد هم یک خونه بسیار زیبا و مورد دلخواه منو برای من میخری خدایا ازت سپاسگزارم که داری کارای منو انجام میدی ، ازت سپاسگزارم که امروز کلی اتفاقا زیبا برای من افتاد من بی نهایت ازشون لذت بردم و الان حالم خیلی خوبه و دوست دارم توی همین حال بمونم واقعاااا ازت سپاسگزارم بابت تک تکشون بابت رسز به ریزشون :))))
این محتوا دوباره یادم انداخت که چقدر جهتِ توجهمون توی زندگی مهمه. وقتی به جای جنگیدن با ناخواستهها، آگاهانه روی خواستههام تمرکز میکنم، هم ذهنم آرومتره هم مسیر شفافتر میشه.
و وقتی اون مثال هوای سرد رو زدید یه چیزی تو ذهنم زنگ خورد، اینکه منم هوای گرم و معتدل رو دوستدارم اما به طور ناخودآگاه به جای تمرکز رو چیزی که میخوام دارم به سرما توجه میکنم و غر میزنم از اینکه تو شهری هستم که همش سردوخشکه! وقتی عمیقتر به درونم نگاه میکنم میبینم در رابطه با یسری از خواستههای دیگمم این فکرا رو دارم! که الان خیلی حالم بهتره که با گوش دادن دوباره به این فایل متوجه شدم باید دقیقتر حواسم به خودم و تمرکزم باشه که اگه دارم خواستمو به خدا میگم اون پشت چهخبره، چه حرفا و فکرایی داره رد میشه، همینا شده ترمز که نمیذاره من خواستمو دریافت کنم.
چون همونطور که استاد گفتن، من اگه مقاومتی نداشته باشم، اگه نجنگم، تقلا نکنم، خداوند به خواسته ما پاسخ داده و همیشه هرچیزی که من بخوام تو این جهان هست، من باید با توجهم با باورهام تو مدار دریافت قرار بگیرم.
اگه این آگاهیها و فایلها نبود، فکر میکنم منم تو شرایط جنگ و درگیری، با شرایطم میجنگیدم و همش تو غر زدن و خشم و ناامیدیهام غرق میشدم.
که خداروشکر، خدا با هدایتهاش مارو تو این مسیر قرار داد تا توجهمون فقط رو زندگی خودمون باشه، بیرون هراتفاقی که میفته با کنترل ذهن و توجهمون، اگه به نفع ما باشه ماهم دریافتش میکنیم و اگه به ضررمون باشه خدا مارو طبق قانونش به جای بهتری میبره
مثلا در مورد همین تمیز بودن محیط اطرافمون، من یه چیز خوبی از مریم جون یاد گرفتم، اینکه در کنار توجه به زیباییها و تمیزیها، محیط اطرافمون رو تمیز کنیم همونطور که خونمون رو تمیز میکنیم همون محله یا کوچه ای که توش هستیم رو فارغ از نگاه و قضاوت بقیه با یه دستکش و نایلون میتونیم اینکارو برای خودمون انجام بدیم و میبینیم که جهان هم مارو به جایی میبره که همیشه تمیزه و زیباست و خودش همهکارهارو برامون میکنه، امیدوارم خودم همیشه اینکارو بکنم و توجهمو ببرم به سمت چیزی که به خودم حس خوب میده نه چیزی که بقیه میخوان
اینجوری فقط دارم رو خودم تمرکز میکنم و شرایط خودمو اولویت قرار میدم؛
امیدوارم بتونم بازم با گوش دادن به این فایل و بقیه فایلها، درکم بهتر بشه و بتونم تو مدار بالاتری قرار بگیرم، مداری که همیشه حواسم به خودم و افکارم باشه.
سپاسگزارم از استاد و این فایلهای آگاهیبخش که هر بار لایهی تازهای از خودمون رو بهمون نشون میدن و کمک میکنن دقیقتر حواسمون به توجههامون و باورهامون باشه
راجب این فایل بگم عین این اتفاقات الان هم داره میفته تقریبا یه جور دیگه و دارم به عینه میبینم بحثی که الان داغه سر گرونی و تورم این داستانا میبینم که توجه مردم روی این موضوعات هست و نه تنها بهتر نمیشه بلکه بدتر هم میشه و از اونطرفم دارم میبینم افرادی رو که دارن روز به روز پیشرفت میکنن تو همین وضعیت که میگن که دیگه پول نیست تورمه و… و دارن به خواسته هاشون میرسن و زندگیشون بهتر میشه به قول شما ما انتخاب میکنیم و من انتخاب کردم که نرم اون سمت چون حقیقت با اینکه سنم کمه اما رفتم سمت اون اکثریت مردم دیدم چخبره و فهمیدم جز نابودی من جز شکست من جز حال بدی من هیچی برای من نداشت هیچی فقط حالمو بد کرد و فقط انرژیمو گرفت و باعث شد من حتی خدارو هم گم کردم و به وضعیت افتضاحی دچار شدم اون موقعیت باعث شد الان چشمام باز باشه آگاه باشم و بدونم که هیچ خبری نیست و انتخاب کردم که سفت سخت بمونم تو این مسیر و غرق بشم تو فایل های این سایت و به جای اینکه اون افرادی ببینم و بشنوم حرفاشونو که ناله میکنن غر میزنن توجهم و حواسم رو میزارم روی افرادی که تو همین شرایط هم دارن پیشرفت میکنن موفقیت بدست میارن پول های کلان میسازن انتخاب من اینه حتی اگر خانواده من تو این مسیر نباشن که نیسن و چون من این بکگراند رو دارم و مطمئن شدم به اینکه من دارم با احساسم با توجهم اتفاقات زندگیم رو میسازم و هروقت میبینم شرایطم جالب نیست و یا نتیجهای رو که میخوام نگرفتم نمیام بگم خانوادم باعثش بود یا چمیدونم برم این تکنیک رو این روش رو اجرا کنم تا این نتیجه رو بگیرم ناخودآگاه میگم که ببین چه باوری هست چه فکری هست که تورو آورده به این سمت
قانون کل این بازی احساسات خوب = اتفاقات خوب
احساسات بد = اتفاقات بد
تو با توجهت اتفاقات زندگیت رو رقم میزنی از کجا بفهمیم به چی توجه میکنیم؟ به احساساتمون نگاه کنیم احساس ما نشون دهنده اینه که داریم به خواسته هامون یا ناخواسته هامون توجه میکنیم
اگر شرایط جایی که هستی جالب نیست نجنگ چون بیشتر و بدتر میشه تو زندگیت اگر خوب نیست تو توجهت رو احساست رو خوب نگه دار لاجرم تو هدایت میشی به شرایط خوب
درها برات باز میشه خدا برات باز میکنه وقتی تو مسیر درست هستی جهان هیچوقت نمیشه یکدست باشه هیچکس نمیتونه هیچکس اگر جهان یکدست بشه جهان فاسد میشود زیبایی ها و نا زیبایی ها هست تو انتخاب میکنی که به کدوم سمت هدایت بشی تو باید خودت تغییر کنی جهان تغییر نمیکنه
هر اتفاقی بیفته برای یه عده همیشه خوبه شرایط حتی اگر شرایط به ظاهر بد باشه برای اون عده خوبه تو اوضاعت با توجه به نگاهت توجهت بهتر میشه فارغ از اینکه بقیه چیکار میکنن چ شرایطی دارن این عین توهمه عین شرکه که یه چیزی اون بیرون درست بشه من زندگیم بهتر میشه
مهم نیست خواهرت برادرت مادرت پدرت دوستات و… چه فکری میکنن چه شرایطی دارن شرایط زندگیت تغییر میکنه و تو نمیتونی اونا رو نجات بدی خودتم غرق میشی نابود میشی جهان اینجوری عمل نمیکنه ک اگه خواهرت یا برادرت خوشبختن توعم خوشبخت بشی یا بدبختن توعم بدبخت بشی جهان اینجوری عمل میکنه که هرکس نتیجه افکار خودش رو در زندگی خودش میگیره تو توجهت رو تمرکزت رو بزار روی خودت هویت تو چیزی هست که خودت کسب کردی نه چیزی که بدنیا اومدی و بودی تو خودت رو درست کن وطن جاییه که حالت خوبه بهت خوش میگذره به هرچی وابسته بشی جهنم میشه برات خودتو درگیر زندگی بقیه نکن اگه درگیر بشی توعم مثل اونا میشی اگه میخوای نتایج متفاوت بگیری متفاوت فکر کن و خودتو درگیر نکن هرکس نتیجه خودش رو میگیره وقتی زندگیت خوب میشه که تو خوب شده باشی
جهان سریع پاسخ میده فارغ از اینکه چقدر غلط بودی اشتباه کردی برگردی عوض میشه همه چیز و اگه برگردی دوباره به مسیر غلط آروم آروم بلا سرت میاد و شرایط بد میشه ولی وقتی به مسیر درست میری سریع پاسخ میده
ای کاش عرشیانفر اصلا حرف نمیزد و اجازه میداد فقط استاد حرف بزنه. و اینکه چرا بخودش اجازه میده استاد رو “تو” خطاب کنه!!!!! مثلا میخواد خودش و با استاد یکی کنه و بگه خیلی باهم ندار هستیم و خودش و به استاد بچسبونه ….ینی خودش نمیدونه که فرکانس و نمیتونه گول بزنه و مردم این و میفهمن!!!!!
استاد کجا و تو کجا…..ببخشید منو. اما هر وقت میام که به این قسمت که لایوها رو گوش کنم و این شروع میکنه به حرف زدن و عرض اندام کردن قشنگ میشه فهمید که خودش و با استاد مقایسه میکنه…
این فایلو خیلی وقت پیش گوش دادم یادمه اوایل حضورم در سایت بود
امروز نشانم بود خدایا شکرت چقد تغییر در من ایجاد شده یادم میاد چن روز پیش داشتم با ماشین از خیابون میگذشتم که ی ترافیک سنگین در خیابونای فرعی صورت گرفته بود وکلی از ادما از ماشیناشون پیاده شده بودن وتوجهشون به سمت جلو بود از دور دیدم که ی اتفاقی افتاد ی اتفاق نادلخواه منم سریع ی جا خالی دیدم حالت ی میدون سریع از اون محل دور شدم گفتم باید خیلی حواسم به نگاهم باشه به توجهم، چون من اینارو نمیخوام الان که این فایلو گوش دادم گفتم خدایا صدهزارمرتبه شکرت چقد تغییر چون قبلنا منم مث عموم میپریدم وسط ببینم چه اتفاقی افتاده..ولی یاد گرفتم دور کنم خودمو از نگاه نادلخواه از شنیدن چیزهای نادلخواه ..واین مسیر چقدر برام ارامش اورده چقدر حالم خوبه چقد احساس رضایت دادم
سپاسگزارم از خدای خوبم برای این مسیرلذت بخش وحال خوبم
استاد صبح ها که از خواب بیدار میشم بعد از سپاسگزاری از خدا به خدا میگم خدایا شکرت برا اینکه منو با استادم اشنا کردی خدا میدونه تو چه شرایطی بودم که با سایت اشنا شدم از خدا عاقبت بخیری دنیا واخرتو براتون میخوام برای شما وخانم شایسته وبچه هایی که کامنت میزارن که این کامنتها خیلی کمک کنندس
به نام خدای مهربانم، خالق، فرمانروا، مالک و صاحب اختیار من و تمام هستی و تنها قدرت مطلق و ابدی تمام هستی.
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته عزیز و سلام خدمت همه دوستان عزیز و دوست داشتنی
خدا را سپاسگزارم که اینجا هستم تا این حرف ها را بزنم.
حدود 70 روز پیش من در حالی که در فکر و جستجو بودم که کدام دوره یا آموزه ای را در سایت دنبال کنم، خیلی اتفاقی هدایت شدم به “دوره خانه تکانی ذهن – گام به گام”. امروز آمدم تا در نظرات قدم 28، روندی که تو این 70 روز طی کردم رو با دوستان عزیزم به اشتراک بگذارم. الان که دارم این حرف ها رو میزنم اگر بخواهم خلاصه ای از نتایج بدست آمده رو بگم باید بگم اول اینکه خیلی واضح احساس بهتری رو تجربه میکنم این روزها، نه فقط الان که از اول شروع دوره و اینکه وقتی احساسم بد میشه زودتر میتونم برگردم به احساس خوب. دوم اینکه مقاومت های ذهنیم کم تر شدن در مورد جنبه های مختلف زندگی، در مورد ثروت، در مورد خدا، در مورد روابط، در مورد سلامتی و …. سوم اینکه یه افزایش حقوق خیلی خوب خارج از عرف شرکت و بدون حتی کوچکترین درخواست من به رییسمون داشتم. چهارم اینکه خیلی منظم تر و ثابت قدم تر شدم در زندگیم. پنجم و برای من مهمترین اینکه بالاخره بزرگترین دو راهی که تا امروز تو زندگیم داشتم رو حل کردم، انتخاب کردم و دارم آروم آروم تو مسیرش حرکت میکنم.
برای اینکه هم برای خودم مرور بشه و هم دوستان عزیزم بدونن چطور این دوره رو گذراندم، تمام کارهایی که برای این دوره در این مدت 70 روز انجام دادم را می نویسم:
قدم اول من: تمام فایل های صوتی را دانلود کردم و به مدت 14 روز اونها رو فقط و فقط گوش میدادم، هر فایل رو بالای 5 بار گوش دادم و برای اینکه بتونم بیشتر گوش بدم مرحله به مرحله سرعت پخش را بالاتر میبردم و هفته دوم فایل ها رو با سرعت 2x گوش میدادم که باعث میشد مجبور شم بیشتر تمرکز کنم.
قدم دوم من: بعد از دو هفته، یک دفتر خریدم و شروع کردم به دیدن فایل های تصویری و نکته برداری، هر روز یک قدم به همراه نکته برداری که حدود 50 صفحه دفتر من نوشتم، هر جلسه رو به تفکیک. همچنان روزها هر جا بودم فایل ها رو گوش میدادم. البته در این قدم من هر روز یک بار تمام فایل های “دوره آرامش در پرتو آگاهی” رو گوش میدادم و هر روز یک جلسه از “دوره باورهای ثروت ساز” رو خیلی ساده و بدون نکته برداری میدیدم.
قدم سوم من: بعد از اینکه نکته برداری جلسات دوره تمام شد، دوباره برگشتم قدم اول و هر روز یک قدم را یک یا دوبار گوش میدادم و البته این بار دفترم رو گذاشتم جلوم و تعدادی برگ a4 هم گذاشتم جلوم. توی دفترم من فقط مطالب رو بصورت نکته ای نوشته بودم و این بار اومدم اون نکته ها رو جمع و جور کردم و هر جلسه رو به صورت تعدادی آگاهی نوشتم همراه با توضیح زیاد و اضافه کردن مثال هایی از خودم. این مرحله هم 28 روز طول کشید و من حدود 75 صفحه a4 از روی نکات دفتر آگاهی نوشتم.
قدم چهارم من: موضوعی که خیلی برای من و حتما برای دوستان عزیزم اهمیت داره اینه که چطور اون جلسات، نکات و آگاهی ها رو بصورت عملی وارد زندگی کنم؟ چون تا وارد زندگی نشن نتایج بدست نمیان یا خیلی کم بدست میان. اومدم پیش خودم گفتم خب حامد حالا از دل این آگاهی ها، برنامه هایی برای خودت بچین که بتونی عمل کنی. مثلا یکی از موضوعاتی که تو این دوره زیاد تاکید شده بود “هدف گذاری” بود. متعهد کردم خودم رو که دو راهی پیش روم رو حل کنم و هدف گذاری واضح انجام دهم تا بتونم حرکت کنم و تا هدف گذاری نکردم نتونستم حرکت کنم. مثال دیگه “شکرگزاری” بود که زیاد تاکید شده بود تو این دوره و من متعهد کردم خودم رو این کار رو انجام بدم. هر چند من قبلاً هم شده بود مدتی شکر گزاری میکردم اما مداوم نبود. الان من هر روز صبح قبل از هر کاری یک صفحه a4 شکرگزاری مینویسم و بعد میرسم به کارهام. این حق رو به خودم دادم که شکرگزاری از همه کارهات مهمتره. برای هر موضوع دیگه ای که گفته شده بود هم باز یه برنامه گذاشتم. مثلا به موضوع ” الگو پیدا کردن” هم تاکید شده بود، من مدام سر میزنم به سایت ها تا در مورد انسانهای موفق بخونم و لیستی از شش کتاب زندگی نامه افراد موفق دنیا آماده کردم که تهیه کنم و بخونم و الان دارم کتاب اول رو میخونم.
دوستان عزیزم، این روندی بود که من رفتم که از گوش دادن شروع شد، بعد مقاومت هام از بین رفت و نکته برداری کردم، بازم مقاومت هام بیشتر از بین رفت و آگاهی هایی بدست آوردم. بعد ثابت قدم تر شدم و برنامه ریزی های کوچک انجام دادم و دارم بهشون عمل میکنم. این رو هم بگم برای دوستانی که مثل من ممکنه بارها مسیری رو رها کرده باشن، ادامه دادن این دوره به مدت 28 روز، خودش یه تمرین عملی مهم برای اینه که خودمون رو ثابت قدم کنیم.
یه موضوع دیگه اینکه من تو قسمت کامنت های هیچ کدوم از 28 قدم هیچ فعالیتی نکرده بودم و مدام به این فکر بودم یه جوری فعالیت کنم. این ایده که بیام روند خودم رو بگم خیلی اتفاقی به ذهنم اومد.
خدای مهربانم، از تو سپاسگزارم که مرا آسان کردی تا این حرف ها را با دوستانم به اشتراک بگذارم.
آرزوی سلامتی، شادی، ثروت و آرامش دارم برای همه دوستان عزیزم.
در مورد سوالاتی که پرسیدید سعی میکنم جواب هایی رو بهتون بدم:
عملگرایی به نظرم شاید تو زندگی همه آدم ها اتفاق افتاده باشه، یعنی به این صورت که یک زمانی را بصورت پیوسته و مداوم روی موضوعی یا کاری تمرکز کرده ایم و در آن به نتیجه رسیده ایم. مثلا شاید یکسال بصورت منظم و هر روز درس خواندیم و در کنکور یا یک آزمون دیگه موفق شدیم و تونستیم نتایج خوبی را بگیریم. یا مثلا در قدیم که خانم ها قالی بافی میکردند، یادم میاد مادربزرگ و مادرم خیلی منظم و مستمر روزانه قالی بافی را انجام میدادند تا به نتیجه برسند؛ یا مثلا مدتی را روی یادگیری یک مهارت وقت گذاشتیم و اون رو کسب کردیم؛ یا ممکنه مدتی را بصورت منظم ورزش کرده باشیم و به یک موفقیت یا یک نتیجه دلخواه رسیده باشیم. عملگرایی رو شاید خیلی از ماها توی زندگی خودمون هم داشته باشیم اما فراموش کرده باشیم؛ استاد در آموزه هاشون تاکید میکنن که عملگرا باشید و ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است. ما میتونیم برای قوی تر شدن در عملگرایی، یک فعالیت ساده را در نظر بگیریم که علاقه هم داشته باشیم و به خودمان تعهد بدهیم که آن را روزانه انجام دهیم. این میتونه یک قدم اولیه و موثر باشه و به خودمان یادآوری کنیم در گذشته هم فلان کار را با عملگرایی مداوم و پیوسته انجام دادم و نتایج دلخواه را گرفتم.
درباره موضوع نوشتن، بعضی ها خیلی با شنیدن انس میگیرن و بعضی ها با نوشتن. یعنی برای یادگیری یک موضوع ممکنه نوشتن باعث بشه اون موضوع در ذهن کسی بهتر ثبت بشه اما شخص دیگری با شنیدن این اتفاق براش بیفته. مثلا یادمه دوران دبیرستان من حتی درسی مثل ادبیات رو گاهی می نوشتم موقع خواندن تا حفظ بشم و یاد بگیرم اما بعضی دوستانم فقط با خواندن، مطالب رو یاد می گرفتن و نتایج مشابهی می گرفتیم؛ یک موضوعی هم که هست اینه که انسان موقعی که داره یک آموزشی را میبینه، ممکن موقع شنیدن یا دیدن یکم حواسش پرت بشه اما موقع نوشتن مقدار حواس پرتی کمتر میشه، چنین کمکی هم نوشتن میتونه به ما داشته باشه. حالا اینکه من یا شما و یا بقیه دوستان چه نکاتی رو از آموزه ها برداشت میکنیم متفاوته، ممکنه هر کدام از ما برداشت مختلفی داشته باشیم. اگر با نوشتن تا حدودی راحت هستید، برای نوشتن به خودتون سخت نگیرید و خیلی ساده نکته ای که به نظرتون مهمه رو یادداشت کنید. نه مسابقه دارید با کسی و نه اینکه محدودیت دارید تو اینکه چی بنویسید.
این مقاومتی که میگید در مورد کامنت نوشتن دارید رو منم خیلی دارم و تو این دوره (دوره خانه تکانی ذهن، گام به گام) واقعا فقط روی همین جلسه آخر تونستم کامنت بزارم و دارم سعی میکنم بهتر بشم. به این فکر نکنید که دیگران چه نگاهی به کامنت شما دارن چون این برداشت شخصی شماست و رد پای شماست توی این دوره ها که ممکنه با نظرات سایر دوستان متفاوت باشه. از طرفی دوستان اینجا همگی خیلی نسبت به کامنت ها لطف دارن و خیلی احترام میذارن و اتفاقا خیلی ساده و خیلی صمیمانه صحبت می کنند و شما فکر کنید که دارید با دوستانتان صحبت میکنید، فضای واقعا فوق العاده ای وجود داره به دور از قضاوت، به دور از اینکه کسی بخاد نظر خودش رو تحمیل کنه یا اینکه بخاد کسی رو تخریب کنه.
امیدوارم بهتون کمک کرده باشم. براتون آرزوی شادی، آرامش، ثروت و تندرستی دارم.
« چون تا وارد زندگی نشن نتایج بدست نمیان یا خیلی کم بدست میان. اومدم پیش خودم گفتم خب حالا از دل این آگاهی ها، برنامه هایی برای خودت بچین که بتونی عمل کنی.»
مثلا یکی از موضوعاتی که تو این دوره زیاد تاکید شده بود “هدف گذاری” بود. متعهد کردم هدف گذاری واضح انجام بدم تا بتونم حرکت کنم .
مثال دیگه “شکرگزاری” بود که زیاد تاکید شده بود تو این دوره و من متعهد کردم خودم رو این کار رو انجام بدم .
بنام خداوند زیبای ها خدایا شکرت که زره ای نگاهم به تو تعغیر دادی خدایا از تشکر میکنم که مر داری با قانون درست خودت اگاه میکنی دلیل توجه من بخ نازیبای ها به خاطر اون نگاه نادرستی بود که از خداوند داشتم ولی به لطف خودش وبرکت خودش خداوند دارم به نگاه مناسبی از خداوند میرسم که در یک مسیر زیبا قدم بر می دارم الان دارم خدای که اینقدر بدرگاهش با ترس عبادت می کردم خدای که به خاطر عدم اگاعی از اون اینقدر با نازیبای می جگندیم الان دارم متوجه این قانون زیبای خداوند واین آزادی که توی این قانون هست می شوم خدایا از این برکت واین قانون زیبایت تشکر میکنم من لایق که قانون خداوندم وخدای خودم را بشناسم با تمام وجودم درستی این قانون زیبا را تایید میکنم خدایا مرا با درستی قانون هدایت کن چقدر خداوند قلب بزرگی بهم داده شاید به خاطر عدم اگاهی یک کم دیر راه افتادم ولی خداوند کمک میکند دیگه نیازی ندارم زرو برنم برای اینکه به چیزی توجه نکنم وخداوند توجه را هدایت کند وفقط زیبای ها را بهت نشون داره وچقدر خوشحال می شوم وقتی خیلی مسائل مثل مشیت خداوند هستند ما تو چه جامعه ای زندگی کردیم زور زدیم کسی را تعغیر اقا وقتی نشتم فکر کردم متوجه شدم مگر تعغیر فکر کسی کار یه نفر هست باید قبول کنی هر چیزی در این هست خیر خداست دیگه جگیدن نداره خدایا شکرت چقدر دوست دارم قرآن را مطالعه کنم .با اگاهی اون زندگی کنم وخودم را نجات بدم
هنوز تو ذهنم فکر می کردم ادم های فقط قران رو می خونن ریشه بلند داشته باشن الان که زنجیر دیدم گردن استا گفتم خدایا کسی داره درس های از قران را من میده که خوده خداوند را با من اشنا میکنه خدایا شکرت مرا وارد مسیری کردی زندگیم خودم را بسازم
خدایا، امروز میخواهم با تمام وجودم از تو سپاسگزاری کنم. از تو متشکرم برای زندگی
برای نفس کشیدن
برای این فرصت که هر روز را تجربه کنم و رشد کنم. سپاسگزارم برای قلبی که میتپد
برای چشمهایی که زیباییها را میبینند
و برای ذهنی که میتواند فکر کند، یاد بگیرد و شکرگزاری کند.
از تو ممنونم برای خانوادهام، دوستانم، و همه کسانی که در زندگی من هستند و با حضورشان عشق، آرامش و انگیزه به من هدیه میکنند.
برای تمام نعمتهای کوچک و بزرگ که گاهی به سادگی از کنارشان میگذریم؛ مثل خورشید، هوا، غذا، خانه، سلامتی و لحظات خوشی که شاید فکر کنیم عادی هستند، اما هیچکدامشان بدون بخشش تو امکانپذیر نبود.
سپاسگزارم حتی برای چالشها و سختیها، زیرا آنها من را صبور، قوی و آگاهتر کردهاند
هر تجربهای، چه شیرین و چه تلخ، یادآور حضور تو و راهنمایی تو در مسیر زندگیام بوده است.
خدایا، شکرگزارم که هر روز فرصت دوبارهای برای بهتر شدن، یاد گرفتن، محبت کردن و خدمت کردن به دیگران به من میدهی
سپاسگزارم که در هر لحظه کنارم هستی، حتی وقتی خودم شاید حضور تو را فراموش میکنم.
ای خدای مهربان، از تو میخواهم که قلبم را همیشه پر از شکر و قدردانی نگه داری، و مرا یادآوری کنی که هیچ نعمتی کوچک نیست و هر لحظه زندگی، هدیهای است که تو به من عطا کردهای
باشد که شکرگزاری و سپاس من، نه تنها به زبان، بلکه در رفتار و زندگی من هم ظاهر شود و باعث شود بیشتر به راه درست هدایت شوم.
سلام و درود به استاد نازنین خانم شایسته عزیز و دوستان .
خدایا شکرت .خدایا بابت آگاهی های فوق العاده این فایل بیهایت ازت سپاسگزارم خدایا ازینکه توی فرکانس دریافت این آگاهی ها بودم ازت سپاسگزارم. خدایا بسیار خوشحالم که بهت تکیه کردم و فقط روی تو حساب کردم و الان دارم نتیجه شو میبینم.
خدایا شکرت که یادم هست نباید آدما رو بهشون قدرت بدم .قدرت مطلق تویی بقیه هیچ کاره ان.
خدایا ازین که منو هدایت میکنی و من هدایت های تورو دریافت میکنم واقعا ازت سپاسگزارم.
درک من و نکات فوق العاده بیست هشتمین و اخرین گام این پروژه:
خیلی سخته که توی شرایطی باشی که جامعه به یک جهت خاصی حرکت کنه و تو روی اصولی که داری وایستی و بر خلاف جهت اونا عمل کن. خیلی باید ایمان داشته باشی خیلی باید شجاعت داشته باشی.
چون ما باید ببینیم قانون چی میگه و روی مسیری که فکر میکنیم درسته پافشاری کنیم نه اینکه بقیه هرکاری کردن منم برم بکنم.
باید ذهنمونو کنترل کنیم تا نتیجه دلخواهمونو بگیریم اگر مثل اونا فکر کنیم و عمل کنیم دقیقا مثل همونا هم نتیجه میگیریم.
ما توی دنیایی زندگی میکنیم که دو قطبی هستش یعی ما تو این دنیا بالا و پایین داریم، چپ و راست، کوتاه و بلند، شب و روز… داریم که هرکدوم خودشونو با دیگری تعریف میکنند.
مثلا دست راستم بالا تر از دست چپمه اما دست راستم کوتاه تر از سقفه.
این جهان اینجوری کار میکنه که مثلا اگر از سرما خوشت نمیاد، بهش توجه میکنی بهش فحش میدی و دری وری میگی سرما نمیره بجاش گرما بیاد.
توی جهان دو قطبی به هرچیزی که توجه کنی از همون جنس وارد زندگیت میشه. مثلا اگر از سرما بدت میاد و بهش توجه میکنی سرمای بیشتری وارد زندگیت میشه.
اصلا دلیلی دو قطبی بودنش اینکه انتخاب کنی به این قطب توجه کنی یا اون قطب. این تعریف بنیادی جهانه.
اگر شما آزادی بیشتر میخوای اما توجهت به محدودیته و به خاطر ناراحتی، عصبی، خشمگینی، عصبانی و داری فحش میدی که من آزادی رو میخوام در این زمان توهت کاملا به محدودیت و فقر هاست پس هدایت میشی به محدودیت های بیشتر.
خداوند به همه ما کمک میکنه اما خداوند چیزیو به ما میده که دنبالش هستیم حالا میخواد بد باشه یا خوب باشه، زیبا باشه یا زشت باشه.
در حقیقت خداوند همیشه در حال هدایت کردن ماست و راهو بهمون نشون میده اما اگر انتخاب تو این باشه که سقوط کنی چنان آسونت میکنه برای سختی ها که تا قعر جهنم میری.
دقیقا به همین خاطره که یک سریا آسونشون کرده برای آسونی ها و بعضیا رو آسون کرده برای سختی ها(کتک خورشونو ملس کرده)
در این جهان دو قطبی هرگز و هرگز خیر مطلق نخواهی دید، همه ثروتمند نخواهند شد، همه سلامت نخواهند شد…چون خداوند میگه در این صورت این جهان فاسد خواهد شد.
زیبایی این جهان به اینه که به هرچیزی که توجه کنی از همون جنس وارد زندگیت خواهد شد.
من از کجا بفهمم الان توجهم روی چیه؟؟
احساس شما راهنمای اصلی شماست. اگر حالت بده، ناراحتی، عصبی، خشمگینی و در کل احساست بده داره بهت میگه که به چیز های که نمیخوای توی زندگیت اتفاق بیوفته، توجه میکنی. برای اینکه به شرایط بهتر و مورد علاقه خودت هدایت بشی باید توجهت رو از روی اون اتفاقات ناجالب برداری و بر روی خواسته هات بذاری.
جایی که اذیت میشید، نجنگید و خودتونو اذیت نکنید، جاتونو عوض کنید. اگر با یک چیزی که برات ناجالبه بجنگی، ازون چیز ناجالب بیشتر وارد زندگیت خواهد شد.
مثلا شما کافیه که به رفتار های نامناسب همسرتون توجه کنید و راجع بهشون با دیگران و خودتون صحبت کنید، اون رفتار هاس نامناسب تنها ادامه پیدا میکنند بلکه بدتر و بدتر هم خواهد شد.
از هرچیزی که بحث میکنی، شکایت میکنی، از همون چیز بیشتر وارد زندگیت خواهد شد.
جهان به تک تک افکار شما پاسخ میده فارغ ازینکه چه اتفاقی برای بقیه و جهان می افتد.
به همین دلیله که تو کوچکترین تغییری نمیتونی در زندگی فرزندت هم ایجاد کنی چون فرزندتم نتیجه افکار خودشو میگیره.
تصمیم بگیر که ذهنتو کنترل کنی تا هدایت بشی به جای زیبا، افرادخوب با شرایط فوق العاده.
جهان رو درک کن، جهان به افکارت پاسخ میده پس ذهنتو کنترل کن، هر ثانیه سعی کن به احساس بهتر برسی، همیشه به چیزایی توجه کن که دوست داری توی زندگیت اتفاق بیوفته ، درمورد چیزایی که دوست نداری صحبت نکن( اگر نازیبایی اتفاق افتاد راجع بهش صحبت نکن) بهش انرژی نده ، در این صورت جهان تورو هدایت میکنه به خواسته هات به شرایط جالب…
آگاهانه فکر کنید که به چی دارید فکر میکنید؟! اون فکر مناسبه؟! جالبه؟! خواسته ی تو هست؟
من روی خودم کار میکنم، خداوند منو به یک محله و شهر خوب هدایت کند، به یک شغل با شرایط فوق العاده با همکاران عالی و مناسب هدایت کند.
عشق خداوند اینجاست که هرچقدرم توی مسیر نادرست جلو رفتیه باشی به محض اینکه برمیگردی خیلی زود بهت کمک میکنه و میارتت بالا.اما اگر وارد مسیر نامناسب بشی خیلی اروم اروم عمل میکنه اگر خیلی خیلی هم اشتباه کنی اروم اروم بلا سرت میاره.
وقتی شما در مسیر درست باشید اتفاقات ناجالب خیلی کم و کوچیک و کوتاه ممکنه براتون بیوفته که کارتون باید این باشه که توجهتونو از روی همونم بردارید و روی زیبایی ها بذارید. اینجوری نیست که اگر در مسیر درست باشید و اتفاقات ناجالب بیوفته براتون و هربار بگید ما خودمونو کنترل میکنیم.
وقتی افکارتونو جهت دهی میکنید به سمت خواسته تون هر روز براتون معجزه رخ میده و خیلی زودتر از انچه که فکرشو بکنید اتفاقات خوب و براتون رقم میزنه.
وقتی تصمیمم بگیرسد بیشتر زیبایی هارو ببینید اتفاقات نا زیبا کمتر براون میوفته و اگر هم اتفاق بیوفته درونش یک خواسته ای رو بوجود میاره که خیلی به پیشرفتت کمک میکنه.
آسون بگیر به خودت، خودتو درگیر نکن، بحث نکن، شکایت نکن، غر نزن، بی خیال باش. حالت که خوب باشه آرامش داری و توی این حالت توهم ادمایی رو جذب میکنی که آرامش دارن.
مثلا توی درگیری بین مردم و حکومت، یکسری آدم از حکومت که حالشون بده بر میخورن به یکسری از مردم که اوناهم حالشون خیلی بده خیلی شاکین از حکومت و این دو طرف همدیگه رو تیکه و پاره میکنن. پس از تو حالت خوب باشه به اونا بر نخواهی خورد.
خدایا واقعا بابت نتایجی که دارم میگیرم نشونه هایی که برام میفرستی واقعا ازت سپاسگزارم ازین که چندین ماهه خونه مونو برای فروش گذاشتیم و چقدر پیگیری کردیم اما کلا دو سه نفر اومدن دیدنش توی اسن چند ماه اما همین دیروز سه نفر همزمان اومدن و فردا هم باز دو سه نفر جدید قرار گذاشتن که بیان و ببینن و سک نفرشونم از خونه خوشش اومده و قصدش خریدشه. خدایا واقعا ازینکه شرایط و داری برام فراهم میکنی ، مشتری برای فروش خونه پیدا میکنی با قیمت مناسب خونه مو میفروشی صد درصد هم یک خونه بسیار زیبا و مورد دلخواه منو برای من میخری خدایا ازت سپاسگزارم که داری کارای منو انجام میدی ، ازت سپاسگزارم که امروز کلی اتفاقا زیبا برای من افتاد من بی نهایت ازشون لذت بردم و الان حالم خیلی خوبه و دوست دارم توی همین حال بمونم واقعاااا ازت سپاسگزارم بابت تک تکشون بابت رسز به ریزشون :))))
به نام خدا
سلام به استاد عزیز، خانم شایسته و همه دوستان
روز 144 از روزشمار تحول زندگی من
این محتوا دوباره یادم انداخت که چقدر جهتِ توجهمون توی زندگی مهمه. وقتی به جای جنگیدن با ناخواستهها، آگاهانه روی خواستههام تمرکز میکنم، هم ذهنم آرومتره هم مسیر شفافتر میشه.
و وقتی اون مثال هوای سرد رو زدید یه چیزی تو ذهنم زنگ خورد، اینکه منم هوای گرم و معتدل رو دوستدارم اما به طور ناخودآگاه به جای تمرکز رو چیزی که میخوام دارم به سرما توجه میکنم و غر میزنم از اینکه تو شهری هستم که همش سردوخشکه! وقتی عمیقتر به درونم نگاه میکنم میبینم در رابطه با یسری از خواستههای دیگمم این فکرا رو دارم! که الان خیلی حالم بهتره که با گوش دادن دوباره به این فایل متوجه شدم باید دقیقتر حواسم به خودم و تمرکزم باشه که اگه دارم خواستمو به خدا میگم اون پشت چهخبره، چه حرفا و فکرایی داره رد میشه، همینا شده ترمز که نمیذاره من خواستمو دریافت کنم.
چون همونطور که استاد گفتن، من اگه مقاومتی نداشته باشم، اگه نجنگم، تقلا نکنم، خداوند به خواسته ما پاسخ داده و همیشه هرچیزی که من بخوام تو این جهان هست، من باید با توجهم با باورهام تو مدار دریافت قرار بگیرم.
اگه این آگاهیها و فایلها نبود، فکر میکنم منم تو شرایط جنگ و درگیری، با شرایطم میجنگیدم و همش تو غر زدن و خشم و ناامیدیهام غرق میشدم.
که خداروشکر، خدا با هدایتهاش مارو تو این مسیر قرار داد تا توجهمون فقط رو زندگی خودمون باشه، بیرون هراتفاقی که میفته با کنترل ذهن و توجهمون، اگه به نفع ما باشه ماهم دریافتش میکنیم و اگه به ضررمون باشه خدا مارو طبق قانونش به جای بهتری میبره
مثلا در مورد همین تمیز بودن محیط اطرافمون، من یه چیز خوبی از مریم جون یاد گرفتم، اینکه در کنار توجه به زیباییها و تمیزیها، محیط اطرافمون رو تمیز کنیم همونطور که خونمون رو تمیز میکنیم همون محله یا کوچه ای که توش هستیم رو فارغ از نگاه و قضاوت بقیه با یه دستکش و نایلون میتونیم اینکارو برای خودمون انجام بدیم و میبینیم که جهان هم مارو به جایی میبره که همیشه تمیزه و زیباست و خودش همهکارهارو برامون میکنه، امیدوارم خودم همیشه اینکارو بکنم و توجهمو ببرم به سمت چیزی که به خودم حس خوب میده نه چیزی که بقیه میخوان
اینجوری فقط دارم رو خودم تمرکز میکنم و شرایط خودمو اولویت قرار میدم؛
امیدوارم بتونم بازم با گوش دادن به این فایل و بقیه فایلها، درکم بهتر بشه و بتونم تو مدار بالاتری قرار بگیرم، مداری که همیشه حواسم به خودم و افکارم باشه.
سپاسگزارم از استاد و این فایلهای آگاهیبخش که هر بار لایهی تازهای از خودمون رو بهمون نشون میدن و کمک میکنن دقیقتر حواسمون به توجههامون و باورهامون باشه
سلام و درود به دوستان و استاد عزیزم
راجب این فایل بگم عین این اتفاقات الان هم داره میفته تقریبا یه جور دیگه و دارم به عینه میبینم بحثی که الان داغه سر گرونی و تورم این داستانا میبینم که توجه مردم روی این موضوعات هست و نه تنها بهتر نمیشه بلکه بدتر هم میشه و از اونطرفم دارم میبینم افرادی رو که دارن روز به روز پیشرفت میکنن تو همین وضعیت که میگن که دیگه پول نیست تورمه و… و دارن به خواسته هاشون میرسن و زندگیشون بهتر میشه به قول شما ما انتخاب میکنیم و من انتخاب کردم که نرم اون سمت چون حقیقت با اینکه سنم کمه اما رفتم سمت اون اکثریت مردم دیدم چخبره و فهمیدم جز نابودی من جز شکست من جز حال بدی من هیچی برای من نداشت هیچی فقط حالمو بد کرد و فقط انرژیمو گرفت و باعث شد من حتی خدارو هم گم کردم و به وضعیت افتضاحی دچار شدم اون موقعیت باعث شد الان چشمام باز باشه آگاه باشم و بدونم که هیچ خبری نیست و انتخاب کردم که سفت سخت بمونم تو این مسیر و غرق بشم تو فایل های این سایت و به جای اینکه اون افرادی ببینم و بشنوم حرفاشونو که ناله میکنن غر میزنن توجهم و حواسم رو میزارم روی افرادی که تو همین شرایط هم دارن پیشرفت میکنن موفقیت بدست میارن پول های کلان میسازن انتخاب من اینه حتی اگر خانواده من تو این مسیر نباشن که نیسن و چون من این بکگراند رو دارم و مطمئن شدم به اینکه من دارم با احساسم با توجهم اتفاقات زندگیم رو میسازم و هروقت میبینم شرایطم جالب نیست و یا نتیجهای رو که میخوام نگرفتم نمیام بگم خانوادم باعثش بود یا چمیدونم برم این تکنیک رو این روش رو اجرا کنم تا این نتیجه رو بگیرم ناخودآگاه میگم که ببین چه باوری هست چه فکری هست که تورو آورده به این سمت
قانون کل این بازی احساسات خوب = اتفاقات خوب
احساسات بد = اتفاقات بد
تو با توجهت اتفاقات زندگیت رو رقم میزنی از کجا بفهمیم به چی توجه میکنیم؟ به احساساتمون نگاه کنیم احساس ما نشون دهنده اینه که داریم به خواسته هامون یا ناخواسته هامون توجه میکنیم
اگر شرایط جایی که هستی جالب نیست نجنگ چون بیشتر و بدتر میشه تو زندگیت اگر خوب نیست تو توجهت رو احساست رو خوب نگه دار لاجرم تو هدایت میشی به شرایط خوب
درها برات باز میشه خدا برات باز میکنه وقتی تو مسیر درست هستی جهان هیچوقت نمیشه یکدست باشه هیچکس نمیتونه هیچکس اگر جهان یکدست بشه جهان فاسد میشود زیبایی ها و نا زیبایی ها هست تو انتخاب میکنی که به کدوم سمت هدایت بشی تو باید خودت تغییر کنی جهان تغییر نمیکنه
هر اتفاقی بیفته برای یه عده همیشه خوبه شرایط حتی اگر شرایط به ظاهر بد باشه برای اون عده خوبه تو اوضاعت با توجه به نگاهت توجهت بهتر میشه فارغ از اینکه بقیه چیکار میکنن چ شرایطی دارن این عین توهمه عین شرکه که یه چیزی اون بیرون درست بشه من زندگیم بهتر میشه
مهم نیست خواهرت برادرت مادرت پدرت دوستات و… چه فکری میکنن چه شرایطی دارن شرایط زندگیت تغییر میکنه و تو نمیتونی اونا رو نجات بدی خودتم غرق میشی نابود میشی جهان اینجوری عمل نمیکنه ک اگه خواهرت یا برادرت خوشبختن توعم خوشبخت بشی یا بدبختن توعم بدبخت بشی جهان اینجوری عمل میکنه که هرکس نتیجه افکار خودش رو در زندگی خودش میگیره تو توجهت رو تمرکزت رو بزار روی خودت هویت تو چیزی هست که خودت کسب کردی نه چیزی که بدنیا اومدی و بودی تو خودت رو درست کن وطن جاییه که حالت خوبه بهت خوش میگذره به هرچی وابسته بشی جهنم میشه برات خودتو درگیر زندگی بقیه نکن اگه درگیر بشی توعم مثل اونا میشی اگه میخوای نتایج متفاوت بگیری متفاوت فکر کن و خودتو درگیر نکن هرکس نتیجه خودش رو میگیره وقتی زندگیت خوب میشه که تو خوب شده باشی
جهان سریع پاسخ میده فارغ از اینکه چقدر غلط بودی اشتباه کردی برگردی عوض میشه همه چیز و اگه برگردی دوباره به مسیر غلط آروم آروم بلا سرت میاد و شرایط بد میشه ولی وقتی به مسیر درست میری سریع پاسخ میده
ای کاش عرشیانفر اصلا حرف نمیزد و اجازه میداد فقط استاد حرف بزنه. و اینکه چرا بخودش اجازه میده استاد رو “تو” خطاب کنه!!!!! مثلا میخواد خودش و با استاد یکی کنه و بگه خیلی باهم ندار هستیم و خودش و به استاد بچسبونه ….ینی خودش نمیدونه که فرکانس و نمیتونه گول بزنه و مردم این و میفهمن!!!!!
استاد کجا و تو کجا…..ببخشید منو. اما هر وقت میام که به این قسمت که لایوها رو گوش کنم و این شروع میکنه به حرف زدن و عرض اندام کردن قشنگ میشه فهمید که خودش و با استاد مقایسه میکنه…
استاد عزیزم…..
استاد عزیزم….
استاد عزیزم………
قربون شما برم
قربون شما برم
قربون کلامت
قربون نفست
الهی دورت بگردم
آخ که توبه کردم واقعی و گفتم خدایا کمکم کن سکوت کردم و منتظر الهام و ندایی از هدایت پروردگار بودم
جنس هدایتش رو میشناسیم
یهویی گفت گوشیتو بردار
اومدم رو این فایل
بخدا که باورم نمیشد من با این فایل اینقدر تغییر کنم
خدایا شکرت
این فایل برای من خاص بود
هیچکدوم از فایلهاتون منو اینطور تکون نمیداد
آخ که چقدر حالم خوب شد
چه خوبه که من درباره خواسته هام حرف بزنم
آقا من دیگه باید خودمو ببندم به سایت و کامنتا
منم باید توجهم رو بذارم روی زیبایی ها
این بهترین راه برای توجه به نکات مثبت و راه حل هاست
الهی شکر که شما حالتون خوبه
منم باید حالم خوب باشه
الان آغاز سال 2026 هست و من با قدرت دیگه فهمیدم چی میخوام
استاد تو این فایل شما یه طور خاصی قانون رو بهم گفتید
دم شما گرم
نکته اینکه جهان یکدست بشه فاسد میشه خیلی خوب بود
من متوجه شدم همیشه خوب و بد هست
و چون من خوبی و زیبایی رو میخوام پس فقط زیبایی ها رو ببینم و زیبایی رو بگم و زیبایی رو توجه کنم
الهی شکرت استاد جونم
الهی شکرت خدای مهربونم
من مهاجرت میکنم به جای عالی
الهی صد هزار مرتبه شکر
استاد عزیزم ممنون
حال هممون عالی
به نام ربم
سلام به استاد بی نظیرم وخانم شایسته گلم ودوستان
نشانه امروزم
این فایلو خیلی وقت پیش گوش دادم یادمه اوایل حضورم در سایت بود
امروز نشانم بود خدایا شکرت چقد تغییر در من ایجاد شده یادم میاد چن روز پیش داشتم با ماشین از خیابون میگذشتم که ی ترافیک سنگین در خیابونای فرعی صورت گرفته بود وکلی از ادما از ماشیناشون پیاده شده بودن وتوجهشون به سمت جلو بود از دور دیدم که ی اتفاقی افتاد ی اتفاق نادلخواه منم سریع ی جا خالی دیدم حالت ی میدون سریع از اون محل دور شدم گفتم باید خیلی حواسم به نگاهم باشه به توجهم، چون من اینارو نمیخوام الان که این فایلو گوش دادم گفتم خدایا صدهزارمرتبه شکرت چقد تغییر چون قبلنا منم مث عموم میپریدم وسط ببینم چه اتفاقی افتاده..ولی یاد گرفتم دور کنم خودمو از نگاه نادلخواه از شنیدن چیزهای نادلخواه ..واین مسیر چقدر برام ارامش اورده چقدر حالم خوبه چقد احساس رضایت دادم
سپاسگزارم از خدای خوبم برای این مسیرلذت بخش وحال خوبم
استاد صبح ها که از خواب بیدار میشم بعد از سپاسگزاری از خدا به خدا میگم خدایا شکرت برا اینکه منو با استادم اشنا کردی خدا میدونه تو چه شرایطی بودم که با سایت اشنا شدم از خدا عاقبت بخیری دنیا واخرتو براتون میخوام برای شما وخانم شایسته وبچه هایی که کامنت میزارن که این کامنتها خیلی کمک کنندس
خدایا بی نهایت بار شکرت
به نام خدای مهربانم، خالق، فرمانروا، مالک و صاحب اختیار من و تمام هستی و تنها قدرت مطلق و ابدی تمام هستی.
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته عزیز و سلام خدمت همه دوستان عزیز و دوست داشتنی
در مورد کامنت قبلم دو قدم رو باید اضافه کنم که تو این دوره استفاده کردم:
قدم صفر من: حذف کامل اینستاگرام، تلویزیون و هر گونه رسانه خبری از زندگیم
قدم پنجم من: آگاهی هایی که بدست آوردم و نوشتم رو با صدای خودم ضبط کردم و روزانه گوش میدم.
آرزوی سلامتی، شادی، ثروت و آرامش دارم برای همه دوستان عزیزم.
به نام خدای مهربانم، خالق، فرمانروا، مالک و صاحب اختیار من و تمام هستی و تنها قدرت مطلق و ابدی تمام هستی.
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته عزیز و سلام خدمت همه دوستان عزیز و دوست داشتنی
خدا را سپاسگزارم که اینجا هستم تا این حرف ها را بزنم.
حدود 70 روز پیش من در حالی که در فکر و جستجو بودم که کدام دوره یا آموزه ای را در سایت دنبال کنم، خیلی اتفاقی هدایت شدم به “دوره خانه تکانی ذهن – گام به گام”. امروز آمدم تا در نظرات قدم 28، روندی که تو این 70 روز طی کردم رو با دوستان عزیزم به اشتراک بگذارم. الان که دارم این حرف ها رو میزنم اگر بخواهم خلاصه ای از نتایج بدست آمده رو بگم باید بگم اول اینکه خیلی واضح احساس بهتری رو تجربه میکنم این روزها، نه فقط الان که از اول شروع دوره و اینکه وقتی احساسم بد میشه زودتر میتونم برگردم به احساس خوب. دوم اینکه مقاومت های ذهنیم کم تر شدن در مورد جنبه های مختلف زندگی، در مورد ثروت، در مورد خدا، در مورد روابط، در مورد سلامتی و …. سوم اینکه یه افزایش حقوق خیلی خوب خارج از عرف شرکت و بدون حتی کوچکترین درخواست من به رییسمون داشتم. چهارم اینکه خیلی منظم تر و ثابت قدم تر شدم در زندگیم. پنجم و برای من مهمترین اینکه بالاخره بزرگترین دو راهی که تا امروز تو زندگیم داشتم رو حل کردم، انتخاب کردم و دارم آروم آروم تو مسیرش حرکت میکنم.
برای اینکه هم برای خودم مرور بشه و هم دوستان عزیزم بدونن چطور این دوره رو گذراندم، تمام کارهایی که برای این دوره در این مدت 70 روز انجام دادم را می نویسم:
قدم اول من: تمام فایل های صوتی را دانلود کردم و به مدت 14 روز اونها رو فقط و فقط گوش میدادم، هر فایل رو بالای 5 بار گوش دادم و برای اینکه بتونم بیشتر گوش بدم مرحله به مرحله سرعت پخش را بالاتر میبردم و هفته دوم فایل ها رو با سرعت 2x گوش میدادم که باعث میشد مجبور شم بیشتر تمرکز کنم.
قدم دوم من: بعد از دو هفته، یک دفتر خریدم و شروع کردم به دیدن فایل های تصویری و نکته برداری، هر روز یک قدم به همراه نکته برداری که حدود 50 صفحه دفتر من نوشتم، هر جلسه رو به تفکیک. همچنان روزها هر جا بودم فایل ها رو گوش میدادم. البته در این قدم من هر روز یک بار تمام فایل های “دوره آرامش در پرتو آگاهی” رو گوش میدادم و هر روز یک جلسه از “دوره باورهای ثروت ساز” رو خیلی ساده و بدون نکته برداری میدیدم.
قدم سوم من: بعد از اینکه نکته برداری جلسات دوره تمام شد، دوباره برگشتم قدم اول و هر روز یک قدم را یک یا دوبار گوش میدادم و البته این بار دفترم رو گذاشتم جلوم و تعدادی برگ a4 هم گذاشتم جلوم. توی دفترم من فقط مطالب رو بصورت نکته ای نوشته بودم و این بار اومدم اون نکته ها رو جمع و جور کردم و هر جلسه رو به صورت تعدادی آگاهی نوشتم همراه با توضیح زیاد و اضافه کردن مثال هایی از خودم. این مرحله هم 28 روز طول کشید و من حدود 75 صفحه a4 از روی نکات دفتر آگاهی نوشتم.
قدم چهارم من: موضوعی که خیلی برای من و حتما برای دوستان عزیزم اهمیت داره اینه که چطور اون جلسات، نکات و آگاهی ها رو بصورت عملی وارد زندگی کنم؟ چون تا وارد زندگی نشن نتایج بدست نمیان یا خیلی کم بدست میان. اومدم پیش خودم گفتم خب حامد حالا از دل این آگاهی ها، برنامه هایی برای خودت بچین که بتونی عمل کنی. مثلا یکی از موضوعاتی که تو این دوره زیاد تاکید شده بود “هدف گذاری” بود. متعهد کردم خودم رو که دو راهی پیش روم رو حل کنم و هدف گذاری واضح انجام دهم تا بتونم حرکت کنم و تا هدف گذاری نکردم نتونستم حرکت کنم. مثال دیگه “شکرگزاری” بود که زیاد تاکید شده بود تو این دوره و من متعهد کردم خودم رو این کار رو انجام بدم. هر چند من قبلاً هم شده بود مدتی شکر گزاری میکردم اما مداوم نبود. الان من هر روز صبح قبل از هر کاری یک صفحه a4 شکرگزاری مینویسم و بعد میرسم به کارهام. این حق رو به خودم دادم که شکرگزاری از همه کارهات مهمتره. برای هر موضوع دیگه ای که گفته شده بود هم باز یه برنامه گذاشتم. مثلا به موضوع ” الگو پیدا کردن” هم تاکید شده بود، من مدام سر میزنم به سایت ها تا در مورد انسانهای موفق بخونم و لیستی از شش کتاب زندگی نامه افراد موفق دنیا آماده کردم که تهیه کنم و بخونم و الان دارم کتاب اول رو میخونم.
دوستان عزیزم، این روندی بود که من رفتم که از گوش دادن شروع شد، بعد مقاومت هام از بین رفت و نکته برداری کردم، بازم مقاومت هام بیشتر از بین رفت و آگاهی هایی بدست آوردم. بعد ثابت قدم تر شدم و برنامه ریزی های کوچک انجام دادم و دارم بهشون عمل میکنم. این رو هم بگم برای دوستانی که مثل من ممکنه بارها مسیری رو رها کرده باشن، ادامه دادن این دوره به مدت 28 روز، خودش یه تمرین عملی مهم برای اینه که خودمون رو ثابت قدم کنیم.
یه موضوع دیگه اینکه من تو قسمت کامنت های هیچ کدوم از 28 قدم هیچ فعالیتی نکرده بودم و مدام به این فکر بودم یه جوری فعالیت کنم. این ایده که بیام روند خودم رو بگم خیلی اتفاقی به ذهنم اومد.
خدای مهربانم، از تو سپاسگزارم که مرا آسان کردی تا این حرف ها را با دوستانم به اشتراک بگذارم.
آرزوی سلامتی، شادی، ثروت و آرامش دارم برای همه دوستان عزیزم.
سلام دوست خوب
لطفا به من بگید عملگرایی و تمرین چه تاثیری در زندگیتون داشته
و اینکه من چطور خودم رو مقید به تمرین و نوشتن کنم
و اصلا چی بنویسم
و نوشتن چه تاثیری دارد؟
میبخشید ازتون میخوام به من کمک کنید
من مقاومت دارم درباره نوشتن و همه کامنت میذارن و میگن مینویسن
من اصلا درک نمیکنم
نمیدونم چه خاصیتی دارد
گاهی مطالب رو خودم مینویسم
اما دلیلش رو نمیدونم
لطفا منو راهنمایی کنید
ممنونم
سلام دوست عزیزم،
در مورد سوالاتی که پرسیدید سعی میکنم جواب هایی رو بهتون بدم:
عملگرایی به نظرم شاید تو زندگی همه آدم ها اتفاق افتاده باشه، یعنی به این صورت که یک زمانی را بصورت پیوسته و مداوم روی موضوعی یا کاری تمرکز کرده ایم و در آن به نتیجه رسیده ایم. مثلا شاید یکسال بصورت منظم و هر روز درس خواندیم و در کنکور یا یک آزمون دیگه موفق شدیم و تونستیم نتایج خوبی را بگیریم. یا مثلا در قدیم که خانم ها قالی بافی میکردند، یادم میاد مادربزرگ و مادرم خیلی منظم و مستمر روزانه قالی بافی را انجام میدادند تا به نتیجه برسند؛ یا مثلا مدتی را روی یادگیری یک مهارت وقت گذاشتیم و اون رو کسب کردیم؛ یا ممکنه مدتی را بصورت منظم ورزش کرده باشیم و به یک موفقیت یا یک نتیجه دلخواه رسیده باشیم. عملگرایی رو شاید خیلی از ماها توی زندگی خودمون هم داشته باشیم اما فراموش کرده باشیم؛ استاد در آموزه هاشون تاکید میکنن که عملگرا باشید و ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است. ما میتونیم برای قوی تر شدن در عملگرایی، یک فعالیت ساده را در نظر بگیریم که علاقه هم داشته باشیم و به خودمان تعهد بدهیم که آن را روزانه انجام دهیم. این میتونه یک قدم اولیه و موثر باشه و به خودمان یادآوری کنیم در گذشته هم فلان کار را با عملگرایی مداوم و پیوسته انجام دادم و نتایج دلخواه را گرفتم.
درباره موضوع نوشتن، بعضی ها خیلی با شنیدن انس میگیرن و بعضی ها با نوشتن. یعنی برای یادگیری یک موضوع ممکنه نوشتن باعث بشه اون موضوع در ذهن کسی بهتر ثبت بشه اما شخص دیگری با شنیدن این اتفاق براش بیفته. مثلا یادمه دوران دبیرستان من حتی درسی مثل ادبیات رو گاهی می نوشتم موقع خواندن تا حفظ بشم و یاد بگیرم اما بعضی دوستانم فقط با خواندن، مطالب رو یاد می گرفتن و نتایج مشابهی می گرفتیم؛ یک موضوعی هم که هست اینه که انسان موقعی که داره یک آموزشی را میبینه، ممکن موقع شنیدن یا دیدن یکم حواسش پرت بشه اما موقع نوشتن مقدار حواس پرتی کمتر میشه، چنین کمکی هم نوشتن میتونه به ما داشته باشه. حالا اینکه من یا شما و یا بقیه دوستان چه نکاتی رو از آموزه ها برداشت میکنیم متفاوته، ممکنه هر کدام از ما برداشت مختلفی داشته باشیم. اگر با نوشتن تا حدودی راحت هستید، برای نوشتن به خودتون سخت نگیرید و خیلی ساده نکته ای که به نظرتون مهمه رو یادداشت کنید. نه مسابقه دارید با کسی و نه اینکه محدودیت دارید تو اینکه چی بنویسید.
این مقاومتی که میگید در مورد کامنت نوشتن دارید رو منم خیلی دارم و تو این دوره (دوره خانه تکانی ذهن، گام به گام) واقعا فقط روی همین جلسه آخر تونستم کامنت بزارم و دارم سعی میکنم بهتر بشم. به این فکر نکنید که دیگران چه نگاهی به کامنت شما دارن چون این برداشت شخصی شماست و رد پای شماست توی این دوره ها که ممکنه با نظرات سایر دوستان متفاوت باشه. از طرفی دوستان اینجا همگی خیلی نسبت به کامنت ها لطف دارن و خیلی احترام میذارن و اتفاقا خیلی ساده و خیلی صمیمانه صحبت می کنند و شما فکر کنید که دارید با دوستانتان صحبت میکنید، فضای واقعا فوق العاده ای وجود داره به دور از قضاوت، به دور از اینکه کسی بخاد نظر خودش رو تحمیل کنه یا اینکه بخاد کسی رو تخریب کنه.
امیدوارم بهتون کمک کرده باشم. براتون آرزوی شادی، آرامش، ثروت و تندرستی دارم.
سلام
دوست عزیز ممنون از کامنت پرمحتوایی که نوشتی.
از اینکه مسیرت رو کامل توضیح دادی و اشاره کردی.
« چون تا وارد زندگی نشن نتایج بدست نمیان یا خیلی کم بدست میان. اومدم پیش خودم گفتم خب حالا از دل این آگاهی ها، برنامه هایی برای خودت بچین که بتونی عمل کنی.»
مثلا یکی از موضوعاتی که تو این دوره زیاد تاکید شده بود “هدف گذاری” بود. متعهد کردم هدف گذاری واضح انجام بدم تا بتونم حرکت کنم .
مثال دیگه “شکرگزاری” بود که زیاد تاکید شده بود تو این دوره و من متعهد کردم خودم رو این کار رو انجام بدم .
« ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است »
ممنونم از کامنت
موفق تر باشی.
بنام خداوند زیبای ها خدایا شکرت که زره ای نگاهم به تو تعغیر دادی خدایا از تشکر میکنم که مر داری با قانون درست خودت اگاه میکنی دلیل توجه من بخ نازیبای ها به خاطر اون نگاه نادرستی بود که از خداوند داشتم ولی به لطف خودش وبرکت خودش خداوند دارم به نگاه مناسبی از خداوند میرسم که در یک مسیر زیبا قدم بر می دارم الان دارم خدای که اینقدر بدرگاهش با ترس عبادت می کردم خدای که به خاطر عدم اگاعی از اون اینقدر با نازیبای می جگندیم الان دارم متوجه این قانون زیبای خداوند واین آزادی که توی این قانون هست می شوم خدایا از این برکت واین قانون زیبایت تشکر میکنم من لایق که قانون خداوندم وخدای خودم را بشناسم با تمام وجودم درستی این قانون زیبا را تایید میکنم خدایا مرا با درستی قانون هدایت کن چقدر خداوند قلب بزرگی بهم داده شاید به خاطر عدم اگاهی یک کم دیر راه افتادم ولی خداوند کمک میکند دیگه نیازی ندارم زرو برنم برای اینکه به چیزی توجه نکنم وخداوند توجه را هدایت کند وفقط زیبای ها را بهت نشون داره وچقدر خوشحال می شوم وقتی خیلی مسائل مثل مشیت خداوند هستند ما تو چه جامعه ای زندگی کردیم زور زدیم کسی را تعغیر اقا وقتی نشتم فکر کردم متوجه شدم مگر تعغیر فکر کسی کار یه نفر هست باید قبول کنی هر چیزی در این هست خیر خداست دیگه جگیدن نداره خدایا شکرت چقدر دوست دارم قرآن را مطالعه کنم .با اگاهی اون زندگی کنم وخودم را نجات بدم
هنوز تو ذهنم فکر می کردم ادم های فقط قران رو می خونن ریشه بلند داشته باشن الان که زنجیر دیدم گردن استا گفتم خدایا کسی داره درس های از قران را من میده که خوده خداوند را با من اشنا میکنه خدایا شکرت مرا وارد مسیری کردی زندگیم خودم را بسازم