این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/12/abasmanesh-9.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-11-01 03:59:212024-11-08 04:53:05live | قانون هدایت به سمت خواسته ها
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
رسیدم به گام آخر پروژه خانه نکاتی ذهن چه قدر این پروژه قوی بود و چه قدر مسیر عالی بود من تو قدم 25 تونستم با همین پروژه قدم اول دوره قانون آفرینش رو بگیرم و پر از خیر و برکت بود و خود همین فایل الان میشه ساعت ها راجع بش نوشت و تمام اصل رو روی کاغذ آورد و استاد عزیزم دقیقا همون مثال کبوتر با کبوتر باز با باز هست و خداوند خیلی عالم تر و دقیق تر از همه ما به همه چیز آگاه هست و بعد از اون جنبش 88 بارها تو کشور ما ازاین داستان ها بود و الان سر بنزین باز فنر ملت جمع شده که بریزن بیرون و تعداد ادم های که میان بیرون و حقشونو تو کف خیابون میخوان خیلی زیاد درصورتی که خواسته ما آزادی خواسته ما رفتن تو ی کشوری که به حق و حقوقمون احترام بزارن و بتونیم آزادانه عمل کنیم خب طبق قرآن مگه زمین خدا پهناور نبود برای مهاجرت خب میتونیم مهاجرت کنیم ی جای که بتونیم آزادانه عمل کنیم والا همون تایم که ملت کف خیابون دنبال حق بودن به ی سری دیگه کلی تهمت و توهین میکردن یعنی این مردم جامعه انتظار دارن همه بلند شن تا انقلاب بشه از همون توام اعتقادی به این موارد نداشتم ما به جای این که دنبال این باشیم جامعه رو تغییر بدیم خودمون رو تغییر بدیم همه چیز درست خواهد شد مرسی استاد این فایل شما جای فکر کردن داره و جای نوشتن و دفترها پر کردن
سلام براستادعزیزم وخانم شایسته مهربان من باگوش کردن به این فایل چقدرلذت میبرم وسرصحبت های استپ یامکس میکنم وساعت درموردش فکرمیکنم تمرکزمیکنم وزندگی میکنم واین جمله تاکیدی تغییر زندگی راازتصحیح کانون توجه ات شروع کن استادمن باخواندن فایل شماوگوش فایل شماکاملا حالم خوب میشودواحساس خیلی خوبی دارم که تاحالابهش نرسیده بودم وحال خیلی خوبی تجربه میکنم اونجایی که میگی درموردچیزهایی که دوست نداری صحبت نکن درموردچیزهایی صحبت کن که دوست داری ومن باخودم امروزگفتم خوب امروزدرموردسلامتی وارامش صحبت واقعا امروزحال بی نظیری داشتم واین که استادمن ازشهرستان دوسال که اومدم تهران وتوخوابگاه هستم یه پیرمردتواتاق مون صبح تاشب به حکومت داره فوش میده به ملت فوش میده چراکاری نمی کنندهمه اخبارفضای مجازی گوش میده که شایدفرجی بشه ایشون تعریف میکردکه من این حکومت 8سال زندانی کشیدم ومن چندشب ازش پرسیدم زمان شاه هم زندانی هم بودی گفت اره وچقدراینجابه استاد به جای دلسوزی کنیم چقدرقانون داررعایت میکنه که به هرآنچه توجه به همان هم تبدیل میشی ممنونم اراستادعزیز وبچه این سایت به قول استاداین فقط نخونیداین مطلب بایدبخورید
من خدا را هزار هزار مرتبه شکرگزارم تا این مرحله پیش اومدم و همه قدمها رو هر روز متحدبودم که بردارم و خدا را شکر موفق شدم و این پروژه رو با موفقیت تموم کردم تاثیری که این پروژه رو من داشت خیلی خوب بود خیلی عالی بود خیلی چیزای خوب یاد گرفتم و ذهنم افکار منفی که داشت کوشش میکنم اونا رو پیدا کنم و روشون کار کنم و خیلی اتفاقات خوبی برام افتاد از هر طرف برام نشونههای خیلی خوبی اومد واقعاً سپاسگزارم از مریم جون مهربان که این پروژه رو زحمت کشیدن و برای ما درست کردند و سپاس از استاد عزیزم بابت این همه آگاهی با ارزش واقعاً این فایل دیگه حرف نداره من اصلاً نمیتونم کلامی رو پیدا کنم که راجع به این فایل توضیح بدم خیلی اصلاً همه چیز همه چیز توش بود همه چیز عالی بود فوق العاده عالی این فایل منو یاد چند سال پیش انداخت زلزله شده بود همه مردم انقدر نگران اینقدر نگران انقدر آشفته به هم ریخته همش گریه میکردن همش این حرف که خدایا میمیریم همه اموالمونو از دست میدیم و نمیدونم چیکار و فلان
ولی من من از خودم میخوام بگم اصلاً نگران نبودم گفتم فوقش میمیرم مگه چه اتفاقی میافته چرا من باید خودمو ناراحت کنم چرا خودمو درگیر این کنم خیلی راحت بودم خیلی ریلکس بودم اصلاً حواسم به این نبود میگفتم اشکالی نداره هرچی خواست خدا باشه همون میشه و خدا را شکر هیچ اتفاقی هم نیفتاد اون روزا هم گذشت الان که فکر میکنم واقعاً من خیلی سود کردم ها همه تو اون اوضاع خیلی ناراحت و داغون بودم ولی من اصلاً خیلی لذت بردم خیلی خوشحال بودم الان که فکر میکنم این حرف استاد دقیقن راسته آدم از مسیر لذت ببره همه چیزای خوب سمتش میاد نیازی نداری خودتو بکشی خیلی ساده و راحتو به چیزهایی که دوست نداری میرسی و چیزایی که نمیخوایم برامون اتفاق بیفته صحبت نکنیم این مهم ترین جمله است سپاس از استاد عزیزم مهربانم بینهایت دوستتون دارم و خدا رو شکر میکنم که تو زندگی من هستین خدارا هزار هزار مرتبه شکر که شما رو دارم و در پناه خدا باشید
به نام خدای مهربان خدایی که هرانچه دارم از آن اوست
سلام میکنم به استادعزیزم ،خانم شایسته ودوستان هم مسیر
خدارو شکر طبق تعهدی که به خودم داده بودم هر روزفایال های پروژه خانه تکانی ذهن گام به گام روگوش کردم وا مروز رسیدم به اخرین گام
طی این 28 روز نکات هر فایل رو یاداشت کردم وسعی کردم اونارو توی زندگیم عملی کنم
والان خوشحالم که تونستم ذهنم رو خیلی آروم ترکنم
توکل وآرامشم خیلی بیشتر شده
خیلی بهتر میتوانم افکارمو کنترل کنم و وقتی ذهنم شروع میکنه به نجوا کردن ومیره سمت نکات منفی خیلی زود متوجه میشم وتوجه ام رو روی چیزهایی که دوست دارم می ذارم
وخوب فهمیدم که به هرانچه که توجه کنم از جنس همون وارد زندگیم میشه
به قول استاد ما در جهانی زندگی میکنیم که دسترسی یکسانی داریم به ثروت وفقر ،سلامتی یا بیماری به عشق یا نفرت اما اینکه کدوم رو انتخاب کنیم بستگی داره به کانون توجه ما
خیلی دقت میکنم در مورد چیزهایی که دوست ندارم صحبت نمیکنم حتی اگر کس دیگه ای هم صحبتی میکنه که نا جالبه زود یا بحث رو عوض میکنم یا از کنارش دور میشم
خدارو شکر خانواده ام خیلی باهام همکاری میکنن بیشتر از دوسال هست که تلویزیون نگاه نمیکنم وهیچ اخباری رو گوش نمیدم
خدارو شکر همه چیز در حال تغییر به سمت خوبی هاست
من خودم خالق زندگی خودم هستم
تغییر زندگیم را از تصحیح کانون توجه خودم شرو ع کردم
صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولا الضالین
سلام به استاد عزیز ومریم جان ودوستان گرامی
گام 28
قانون هدایت به سمت خواسته ها
استاد جان من از بچگی از بحث های سیاسی فراری بودم واصلا دوست نداشتم وهیچ وقت هم دخالتی درموردش نداشتم من هم حتی قبل ار آشنایی با این مباحث خیلی سال هست که دیگه رای ندادم
برای من فرقی نداره که کی می خواد رای بیاره با اینکه پدرم خیل تاکید داشتند که حتما باید رای بدیم واز کشورمون مقابل دشمنان حمایت کنیم
هیچ موقع مسائل خودم را به بیرون از خانواده ربط نمیدادم
یکی از پاشنه های آشیل من خود سرزنشی هست واینکه من همیشه خودم را بیشتر از بقیه مقصر مشکلاتم میدونستم واصلا پیشرفتهام را نمیدیدم یا برام مهم بود که باید دیگران من را تشویق کنن ومن را ببینند واین هم یکی دیگه از باورهام هست که در مورد عزت نفسم وباید روش کار کنم
اینکه من باید به سبک شخصی خودم احترام بزارم ونظر دیگران برام مهم نباشه
خدارا شکر من توی خانواده ای بزرگ شدم که پدرم همیشه اهل مطالعه بودن وفکر می کنم همین عامل هم باعث شده که من به مطالعه علاقمند باشم ودوست داشته باشم که درنهایت خودم کتاب بخونم ولذت ببرم وهمینطور توی خونه ای ما هیچ موقع مقصر عوامل بیرونی مثل دولت ویا اطرافیان نبودند وکلا خانوادگی سرمون به کار خودمون هست وچشم وهم چشمی نداشتیم
ولی مقایسه از طرف مادرم زیاد میشیم ومیشدیم به خاطر همین هم من توی این مورد باید خیلی روی خودم کار کنم چون چند وقت جوری شده بود که موقعی که از کسی جلوی من تعریف میشد من خیلی اذیت میشدم و کلی خود خوری می کردم
از وقتی که فایل استاد را شنیدم که در مورد حسادت گفتند سعی می کنم آگاهانه تحسین کنم وبه خودم یاد آوری کنم هر کسی هر جایی هست جا درستش قرار داره
با این که من حس میکنم حسادت نمی کنم ولی چون مقایسه میکنم اذیت میشدم وهمین تمرین که انجام دادم خیلی بهم کمک کرده که در واقع این هم نمونه ای از کنترل ذهن هست
خدا را شکر که به تعهدم پایبند بودم وتونستم برای همه ای فایل های پروژه کامنت بنویسم با اینکه ذهنم میگفت بعضی روزها نتونستی بنویس دیگه فایده نداره ونتیجه ای نمی گیری ولی من انجامش دادم وبه همین خاطر خوشحالم که تونستم به اهمیت کنترل ذهن پی ببرم وکلی از باورهام را پیدا کنم وسعی کنم روشون آگاهانه کار کنم به نظرم همین که دارم تلاش میکنم کنترل ذهن داشته باشم این پروژه را عالی انجام دادم
به نام خداوند توانا و مهربانم که هرچه دارم و هر چه هست از اوست
درودها و سپاس ها بر استاد عزیز و دلبر جانشون
درود به دوستان عزیز
این فایل اخرین گام خانه تکانی ذهن بود و من کلی لذت بردم از این دوره مفید و مختصر، تشکر ویژه از مریم جان
سپاسگزار خداوندم که توفیق شنیدن این فایل رو داشتم.
در خصوص اوضاع عمومی جامعه در جریان بحران ها و تحرک های جمعی سالهای قبل، من همیشه از بیرون به اون رخدادها نگاه کردم و دچار یک دوگانگی احساسی میشدم که هم حالم خوبه و هم بد
و کم کم بعد از تجربه سال 88 به این نتیجه رسیدم که حالم رو به دو بخش خصوصی و عمومی تقسیم کنم و به این صورت از سردرگمی خارج شدم به این شکل که ناراحت بودم برای اوضاع اجتماعی و شرایط حاکم بر جامعه اما درگیرش نمیشدم و ترس و نگرانی به خودم راه نمیدادم و سعی میکردم که دوری کنم از اخبار و وقایع،
درواقع زمانی که از کودکی خبرهای حوادث و جنگ های تکراری به گوشم آشنا بود به جمعبندی رسیدم که همه این مسایل و اوضاع متشنج یک بازی و دستمایه سرگرمی برای کنترل توده و جامعه هست و خدا رو هزاران بار شکر که در دام گش نیوفتادم؛ امشب که فایل استاد جان رو شنیدم چه عجیب به روحم نشست و بار دیگه انگار از استاد تاییده گرفتم برای انتخابم، فکرم و یا کارم و این برام لذتبخشه،
یه مورد دیگه که با توجه به نظر استاد تاییدیه گرفته بودم باور به یکتا پرستی بود و نمیدونم چرا کامنت نکردم زیر اون فایل اما اینجا میگم که من هم همیشه به یکتاپرست بودن باور داشتم فارغ از هر دین و مذهبی خدا برام پر رنگ بوده همیشه.
دیروز وقتی گام آخر پروژه خانه تکانی ذهن را گوش کردم و نکته برداری کردم و رد پایم را ثبت کردم بعدش نشستم و یک بررسی انجام دادم تا ببینم از اول پروژه تا الآن چه تغییراتی برام به وجود آمده
وقتی با دقت به وضعیت درونی و بیرونی خودم نگاه کردم و با وضعیت قبل از ورود به پروژه مقایسه کردم تفاوت ها را بسیار واضح و روشن دیدم.
دیدم که ذهنم آرامتر شده، آرامش قلبم بیشتر شده، احساسم غالبا خوب است و مثبت است، توانم برای تمرکز روی خوبی ها و زیبایی ها خیلی بیشتر شده، اضطراب و نگرانی ای که نسبت به بعضی چیز ها داشتم را دیگه ندارم، در مورد پول، قبلا وقتی پولی به دستم می آمد، اصرار داشت که بره و خرج بشه، هرچه مقاومت می کردم فایده ای نداشت، می خواست بره، اما الآن وضعیت فرق کرده، من دیگه از مقاومت دست برداشتم و دیگه از خرج شدن پولی که دارم نمی ترسم، حالا پول هم دیگه نمی خواد از پیش من بره و اصلا دیگه اصراری برای خرج شدن نداره، تا اینجای کار، رابطه بین من و پول اینطوری شده و اما اینکه کی می خواد به فراوانی بیاد پیش من، دقیقا نمی دونم باید روی خودم کار کنم.
دیگه اینکه ندای قلبم را بیشتر حس می کنم.
و از همه مهمتر، دقت کنی خیلی مهم: من یاد گرفتم که بنشینم و قشنگ با پروردگارم صحبت کنم، قبلا یه سوالی ازش می پرسیدم و پاسخ می داد ولی به صورت طولانی باهاش گفتگو نمی کردم. شاید جرات نمی کردم یا هر دلیل دیگری، ولی حالا می تونم این کار را بکنم. یعنی این که تصمیم می گیرم که وارد صحبت با پرودگارم شوم و وقتی این تصمیم را می گیرم، ذهن هرچی دست و پا میزنه نمی تونه مانع ارتباط من با پرودگارم بشه و چاره ای نداره جز اینکه بره کنار،
و من خیلی آرام و راحت و خیلی واضح و خیلی صمیمانه با خدای خوب و مهربانم وارد صحبت می شم و میگه هر مسئله ای داری بگو من می شنوم. و من هم هر مسئله ای که هست را برایش مطرح می کنم و او هم خیلی مهربانانه و صمیمانه اگر کاری لازم باشه انجام بدهم را میگه انجام بده و اگر لازم نباشه من کاری انجام بدهم، میگه تو فعلا لازم نیست کاری انجام بدهی، نگران نباش بگذارش برای من، من برات درستش می کنم. در مورد خواسته هایم می پرسم با مهربانی تمام برام پاسخ مثبت میده و وعده تحقق شان را به شیوه عالی می دهد و خلاصه این که اون لحظاتی که اتصال و ارتباط مان برقرار میشه من حالی دارم که نمی تونم با زبان و با کلمات بیانش کنم، فقط باید تجربه کنی تا بفهمی چه حالی است. نکته ای که خیلی جالب است این است که: در مورد خواسته هایم که وعده تحقق به شیوه عالی داده است، الآن دیگه خیلی دلم آرام و خاطرم آسوده است که محقق می شوند چون خودش گفت: آنچه را برایت وعده داده ام بنویس، نترس و بی باکانه بنویس تا ببینی که من خلاف وعده نمی کنم، یعنی وقتی محقق می شوند، به نوشته هایت نگاه کنی و ببینی که وعده من حق است و من به وعده خود وفا می کنم.
میگه بنویس که من نوشتن را دوست دارم.
تا اینجای کار، رابطه من با خداوند مهربان این طوری شده است.
نکته دیگری که برام جالب بود این بود که بعد از فایل گام آخر پروژه را گوش کردم و نکته برداری کردم و تموم شد، یه بار دیگه فایل دستورالعمل خانه تکانی ذهن را گوش کردم و این بار هم نکات خیلی تازه تر و جالبتری را شنیدم و هم اینکه تقریبا تمام وعده هایی که خانم شایسته داده بودند که با طی کردن این پروژه، در وجودتان اتفاق می افتد، تمام آنها دقیقا همون چیز هایی که خانم شایسته می گفتند را در وجود خودم می دیدم که بله در آخر پروژه این تغییرات در من به وجود آمده است.
خلاصه از از آثار و نتایج خوبی که در این مدت یک ماه در وجود من، در زندگی من پدید آمده هرچی بگم کم گفتم.
شکر وجودتان استاد بزرگوار و خانم شایسته عزیز
برای تان آرامش و سلامتی، ثروت و شادمانی، طول عمر با عزت و سعادت ابدی خواهانم
بی نهایت سپاسگذار خدای مهربانم هستم که به من توفیق داد تا پروژه خانه تکانی ذهن را تا گام آخرش طی کنم و از خدای مهربان می خواهم که به من کمک کند به این آگاهی هایی که نصیبم کرده به درستی عمل کنم و همیشه در مسیر درست باشم.
چقدر زیباست اونجا که استاد عزیز میگه هر اتفاقی و هر جریانی پیش میاد باید به اصول خودم پابند باشم و واکنش نشان ندهم و برام مهم نباشه که کل مردم چه می کنند و یا چه توقعی از من ممکنه داشته باشند، این نشانه بارز یک شخص موحد، آگاه، با وقار، صاحب عزت نفس و قدرتمند است و این است الگویی عالی برای موفقیت و ترقی و تعالی در تمام جنبه های زندگی.
و چقدر زیباست اونجایی که میگه: اصلا دلیل دو قطبی بودن این جهان این است که تو می تونی انتخاب کنی که به این قطب توجه کنی یا به آن قطب توجه کنی، این به صورت کاملا بنیادین تعریف این جهان است.
و چقدر به زیبایی و به وضوح بیان می کنه که منبع تولید تجربیات زندگی ما، کانون توجه ماست. اینکه روی هر شخص چه پروسه ای باید طی شود تا به این اصل که در وجود خودش هست آگاه شود، فقط خدا می داند.
خدایا سراسر زندگی خود را به دستان قدرتمند خودت می سپارم.
خدایا برای خودم، برای استاد عزیزم و برای همه دوستان عزیز این سایت، آرامش و سلامتی، ثروت و شادمانی، طول عمر با عزت و سعادت ابدی خواهانم
رسیدم به گام آخر پروژه خانه نکاتی ذهن چه قدر این پروژه قوی بود و چه قدر مسیر عالی بود من تو قدم 25 تونستم با همین پروژه قدم اول دوره قانون آفرینش رو بگیرم و پر از خیر و برکت بود و خود همین فایل الان میشه ساعت ها راجع بش نوشت و تمام اصل رو روی کاغذ آورد و استاد عزیزم دقیقا همون مثال کبوتر با کبوتر باز با باز هست و خداوند خیلی عالم تر و دقیق تر از همه ما به همه چیز آگاه هست و بعد از اون جنبش 88 بارها تو کشور ما ازاین داستان ها بود و الان سر بنزین باز فنر ملت جمع شده که بریزن بیرون و تعداد ادم های که میان بیرون و حقشونو تو کف خیابون میخوان خیلی زیاد درصورتی که خواسته ما آزادی خواسته ما رفتن تو ی کشوری که به حق و حقوقمون احترام بزارن و بتونیم آزادانه عمل کنیم خب طبق قرآن مگه زمین خدا پهناور نبود برای مهاجرت خب میتونیم مهاجرت کنیم ی جای که بتونیم آزادانه عمل کنیم والا همون تایم که ملت کف خیابون دنبال حق بودن به ی سری دیگه کلی تهمت و توهین میکردن یعنی این مردم جامعه انتظار دارن همه بلند شن تا انقلاب بشه از همون توام اعتقادی به این موارد نداشتم ما به جای این که دنبال این باشیم جامعه رو تغییر بدیم خودمون رو تغییر بدیم همه چیز درست خواهد شد مرسی استاد این فایل شما جای فکر کردن داره و جای نوشتن و دفترها پر کردن
به نام خدای مهربانم به نام خدای رزاق و وهابم
خدایا صد هزاران مرتبه شکرت میگویم سپاسگزارتم
سلام استاد عزیزم و مریم جانم
قانون چقدر ساده ست امشب چقدر برام قشنگ تر جا افتاد که تو به چیزی که میخوای توجه کن
جهان بهت میده از این ساده تر کحا دیدیم
اگر میخوام زندگیم تغییر کند باید کانون توجه مو تغییر بدم
ما با کانون توجه و فرکانسمون تعیین میکنیم که چه چیزی وارد زندگیمون شود
پس باید آگاهانه ورودیها و فرکانسهامون و کانون توجه مون رو مراقبت کنبم تا نتایج عالی بگیریم
باید به خودمون تعهد بدیم که در هر شرایطی در احساسه خوب بمانیم و از ابن طریق میتوانیم کانون توجه رو مراقبت کنیم و ذهن رو کنترل کنیم
خدایا صد هزاران مرتبه شکرت برای این قوانین ساده و قشنگت که اینا همه از عدالت تو ست
خدایا من قدرت و عظمت و عدالت را شکر میگویم سپاسگزارتم
استاد ممنونتم دوستتون دارم در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند
سلام براستادعزیزم وخانم شایسته مهربان من باگوش کردن به این فایل چقدرلذت میبرم وسرصحبت های استپ یامکس میکنم وساعت درموردش فکرمیکنم تمرکزمیکنم وزندگی میکنم واین جمله تاکیدی تغییر زندگی راازتصحیح کانون توجه ات شروع کن استادمن باخواندن فایل شماوگوش فایل شماکاملا حالم خوب میشودواحساس خیلی خوبی دارم که تاحالابهش نرسیده بودم وحال خیلی خوبی تجربه میکنم اونجایی که میگی درموردچیزهایی که دوست نداری صحبت نکن درموردچیزهایی صحبت کن که دوست داری ومن باخودم امروزگفتم خوب امروزدرموردسلامتی وارامش صحبت واقعا امروزحال بی نظیری داشتم واین که استادمن ازشهرستان دوسال که اومدم تهران وتوخوابگاه هستم یه پیرمردتواتاق مون صبح تاشب به حکومت داره فوش میده به ملت فوش میده چراکاری نمی کنندهمه اخبارفضای مجازی گوش میده که شایدفرجی بشه ایشون تعریف میکردکه من این حکومت 8سال زندانی کشیدم ومن چندشب ازش پرسیدم زمان شاه هم زندانی هم بودی گفت اره وچقدراینجابه استاد به جای دلسوزی کنیم چقدرقانون داررعایت میکنه که به هرآنچه توجه به همان هم تبدیل میشی ممنونم اراستادعزیز وبچه این سایت به قول استاداین فقط نخونیداین مطلب بایدبخورید
به نام خالق یکتا
سلام به استاد عزیزم و دوستان هم هم مسیرم
گام بیست و هشتم
من خدا را هزار هزار مرتبه شکرگزارم تا این مرحله پیش اومدم و همه قدمها رو هر روز متحدبودم که بردارم و خدا را شکر موفق شدم و این پروژه رو با موفقیت تموم کردم تاثیری که این پروژه رو من داشت خیلی خوب بود خیلی عالی بود خیلی چیزای خوب یاد گرفتم و ذهنم افکار منفی که داشت کوشش میکنم اونا رو پیدا کنم و روشون کار کنم و خیلی اتفاقات خوبی برام افتاد از هر طرف برام نشونههای خیلی خوبی اومد واقعاً سپاسگزارم از مریم جون مهربان که این پروژه رو زحمت کشیدن و برای ما درست کردند و سپاس از استاد عزیزم بابت این همه آگاهی با ارزش واقعاً این فایل دیگه حرف نداره من اصلاً نمیتونم کلامی رو پیدا کنم که راجع به این فایل توضیح بدم خیلی اصلاً همه چیز همه چیز توش بود همه چیز عالی بود فوق العاده عالی این فایل منو یاد چند سال پیش انداخت زلزله شده بود همه مردم انقدر نگران اینقدر نگران انقدر آشفته به هم ریخته همش گریه میکردن همش این حرف که خدایا میمیریم همه اموالمونو از دست میدیم و نمیدونم چیکار و فلان
ولی من من از خودم میخوام بگم اصلاً نگران نبودم گفتم فوقش میمیرم مگه چه اتفاقی میافته چرا من باید خودمو ناراحت کنم چرا خودمو درگیر این کنم خیلی راحت بودم خیلی ریلکس بودم اصلاً حواسم به این نبود میگفتم اشکالی نداره هرچی خواست خدا باشه همون میشه و خدا را شکر هیچ اتفاقی هم نیفتاد اون روزا هم گذشت الان که فکر میکنم واقعاً من خیلی سود کردم ها همه تو اون اوضاع خیلی ناراحت و داغون بودم ولی من اصلاً خیلی لذت بردم خیلی خوشحال بودم الان که فکر میکنم این حرف استاد دقیقن راسته آدم از مسیر لذت ببره همه چیزای خوب سمتش میاد نیازی نداری خودتو بکشی خیلی ساده و راحتو به چیزهایی که دوست نداری میرسی و چیزایی که نمیخوایم برامون اتفاق بیفته صحبت نکنیم این مهم ترین جمله است سپاس از استاد عزیزم مهربانم بینهایت دوستتون دارم و خدا رو شکر میکنم که تو زندگی من هستین خدارا هزار هزار مرتبه شکر که شما رو دارم و در پناه خدا باشید
خدایا شکرت که تورا دارم
به نام الله
سلاماستاد عزیزم
با دیدن این فایل یعنی هیچ توضیحی ندارم جز یک کلمه
الله اکبر
استاد زبانم قاصره از حجم درکی که از این فایل دارم و همین طور از همزمانی و همینطور پاسخ نشانه ی امروز من
الله اکبر
استاد عاشقتونم بابت این محکم صحبت کردن تون
نتونستم لحظه ای چشم ازتون بردارم
خدایا سپاسگزارم بابت هدایتت برای دیدن این فایل
استاد سر هر جمله شما باید pouse کرد سر هر جمله
الله اکبر
استاد امشب رسیدم به مکتوب کردن فایل قدم هشتم جلسه ی سوم
یعنی سر درک اون فایل هنوز از الله اکبر گفتن هام تموم نشده بود
که رسیدم به دیدن این فایل
استاد خودم می دونم درونم چه خبره الان
و خیلی خیلی ازتون سپاسگزارم
واقعا که هر چه خداوند بهتون داده لیاقتش روکسب کردید احسنت بهتون
عاشقتونم استاد
چقدر با تاکید و محکم و واضح صحبت کردید
سپاسگزارم ازتون
در پناه الله باشید
به نام خدای مهربان خدایی که هرانچه دارم از آن اوست
سلام میکنم به استادعزیزم ،خانم شایسته ودوستان هم مسیر
خدارو شکر طبق تعهدی که به خودم داده بودم هر روزفایال های پروژه خانه تکانی ذهن گام به گام روگوش کردم وا مروز رسیدم به اخرین گام
طی این 28 روز نکات هر فایل رو یاداشت کردم وسعی کردم اونارو توی زندگیم عملی کنم
والان خوشحالم که تونستم ذهنم رو خیلی آروم ترکنم
توکل وآرامشم خیلی بیشتر شده
خیلی بهتر میتوانم افکارمو کنترل کنم و وقتی ذهنم شروع میکنه به نجوا کردن ومیره سمت نکات منفی خیلی زود متوجه میشم وتوجه ام رو روی چیزهایی که دوست دارم می ذارم
وخوب فهمیدم که به هرانچه که توجه کنم از جنس همون وارد زندگیم میشه
به قول استاد ما در جهانی زندگی میکنیم که دسترسی یکسانی داریم به ثروت وفقر ،سلامتی یا بیماری به عشق یا نفرت اما اینکه کدوم رو انتخاب کنیم بستگی داره به کانون توجه ما
خیلی دقت میکنم در مورد چیزهایی که دوست ندارم صحبت نمیکنم حتی اگر کس دیگه ای هم صحبتی میکنه که نا جالبه زود یا بحث رو عوض میکنم یا از کنارش دور میشم
خدارو شکر خانواده ام خیلی باهام همکاری میکنن بیشتر از دوسال هست که تلویزیون نگاه نمیکنم وهیچ اخباری رو گوش نمیدم
خدارو شکر همه چیز در حال تغییر به سمت خوبی هاست
من خودم خالق زندگی خودم هستم
تغییر زندگیم را از تصحیح کانون توجه خودم شرو ع کردم
درپناه الله یکتاشاد،سلامت وثروتمند باشید
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین
الرحمن الرحیم
مالک یوم الدین
ایاک نعبد وایاک نستعین
اهدنا صراط المستقیم
صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولا الضالین
سلام به استاد عزیز ومریم جان ودوستان گرامی
گام 28
قانون هدایت به سمت خواسته ها
استاد جان من از بچگی از بحث های سیاسی فراری بودم واصلا دوست نداشتم وهیچ وقت هم دخالتی درموردش نداشتم من هم حتی قبل ار آشنایی با این مباحث خیلی سال هست که دیگه رای ندادم
برای من فرقی نداره که کی می خواد رای بیاره با اینکه پدرم خیل تاکید داشتند که حتما باید رای بدیم واز کشورمون مقابل دشمنان حمایت کنیم
هیچ موقع مسائل خودم را به بیرون از خانواده ربط نمیدادم
یکی از پاشنه های آشیل من خود سرزنشی هست واینکه من همیشه خودم را بیشتر از بقیه مقصر مشکلاتم میدونستم واصلا پیشرفتهام را نمیدیدم یا برام مهم بود که باید دیگران من را تشویق کنن ومن را ببینند واین هم یکی دیگه از باورهام هست که در مورد عزت نفسم وباید روش کار کنم
اینکه من باید به سبک شخصی خودم احترام بزارم ونظر دیگران برام مهم نباشه
خدارا شکر من توی خانواده ای بزرگ شدم که پدرم همیشه اهل مطالعه بودن وفکر می کنم همین عامل هم باعث شده که من به مطالعه علاقمند باشم ودوست داشته باشم که درنهایت خودم کتاب بخونم ولذت ببرم وهمینطور توی خونه ای ما هیچ موقع مقصر عوامل بیرونی مثل دولت ویا اطرافیان نبودند وکلا خانوادگی سرمون به کار خودمون هست وچشم وهم چشمی نداشتیم
ولی مقایسه از طرف مادرم زیاد میشیم ومیشدیم به خاطر همین هم من توی این مورد باید خیلی روی خودم کار کنم چون چند وقت جوری شده بود که موقعی که از کسی جلوی من تعریف میشد من خیلی اذیت میشدم و کلی خود خوری می کردم
از وقتی که فایل استاد را شنیدم که در مورد حسادت گفتند سعی می کنم آگاهانه تحسین کنم وبه خودم یاد آوری کنم هر کسی هر جایی هست جا درستش قرار داره
با این که من حس میکنم حسادت نمی کنم ولی چون مقایسه میکنم اذیت میشدم وهمین تمرین که انجام دادم خیلی بهم کمک کرده که در واقع این هم نمونه ای از کنترل ذهن هست
خدا را شکر که به تعهدم پایبند بودم وتونستم برای همه ای فایل های پروژه کامنت بنویسم با اینکه ذهنم میگفت بعضی روزها نتونستی بنویس دیگه فایده نداره ونتیجه ای نمی گیری ولی من انجامش دادم وبه همین خاطر خوشحالم که تونستم به اهمیت کنترل ذهن پی ببرم وکلی از باورهام را پیدا کنم وسعی کنم روشون آگاهانه کار کنم به نظرم همین که دارم تلاش میکنم کنترل ذهن داشته باشم این پروژه را عالی انجام دادم
در پناه خداوند شاد وسلامت وثروتمند باشید
به نام خداوند توانا و مهربانم که هرچه دارم و هر چه هست از اوست
درودها و سپاس ها بر استاد عزیز و دلبر جانشون
درود به دوستان عزیز
این فایل اخرین گام خانه تکانی ذهن بود و من کلی لذت بردم از این دوره مفید و مختصر، تشکر ویژه از مریم جان
سپاسگزار خداوندم که توفیق شنیدن این فایل رو داشتم.
در خصوص اوضاع عمومی جامعه در جریان بحران ها و تحرک های جمعی سالهای قبل، من همیشه از بیرون به اون رخدادها نگاه کردم و دچار یک دوگانگی احساسی میشدم که هم حالم خوبه و هم بد
و کم کم بعد از تجربه سال 88 به این نتیجه رسیدم که حالم رو به دو بخش خصوصی و عمومی تقسیم کنم و به این صورت از سردرگمی خارج شدم به این شکل که ناراحت بودم برای اوضاع اجتماعی و شرایط حاکم بر جامعه اما درگیرش نمیشدم و ترس و نگرانی به خودم راه نمیدادم و سعی میکردم که دوری کنم از اخبار و وقایع،
درواقع زمانی که از کودکی خبرهای حوادث و جنگ های تکراری به گوشم آشنا بود به جمعبندی رسیدم که همه این مسایل و اوضاع متشنج یک بازی و دستمایه سرگرمی برای کنترل توده و جامعه هست و خدا رو هزاران بار شکر که در دام گش نیوفتادم؛ امشب که فایل استاد جان رو شنیدم چه عجیب به روحم نشست و بار دیگه انگار از استاد تاییده گرفتم برای انتخابم، فکرم و یا کارم و این برام لذتبخشه،
یه مورد دیگه که با توجه به نظر استاد تاییدیه گرفته بودم باور به یکتا پرستی بود و نمیدونم چرا کامنت نکردم زیر اون فایل اما اینجا میگم که من هم همیشه به یکتاپرست بودن باور داشتم فارغ از هر دین و مذهبی خدا برام پر رنگ بوده همیشه.
الهییییی شکر فراوان برای حضور در این مسیر
همه ما در آغوش امن پروردگاریم
به نام خدای هدایتگر مهربان
سلام به استاد عزیزم و بانو شایسته و همه دوستان
دیروز وقتی گام آخر پروژه خانه تکانی ذهن را گوش کردم و نکته برداری کردم و رد پایم را ثبت کردم بعدش نشستم و یک بررسی انجام دادم تا ببینم از اول پروژه تا الآن چه تغییراتی برام به وجود آمده
وقتی با دقت به وضعیت درونی و بیرونی خودم نگاه کردم و با وضعیت قبل از ورود به پروژه مقایسه کردم تفاوت ها را بسیار واضح و روشن دیدم.
دیدم که ذهنم آرامتر شده، آرامش قلبم بیشتر شده، احساسم غالبا خوب است و مثبت است، توانم برای تمرکز روی خوبی ها و زیبایی ها خیلی بیشتر شده، اضطراب و نگرانی ای که نسبت به بعضی چیز ها داشتم را دیگه ندارم، در مورد پول، قبلا وقتی پولی به دستم می آمد، اصرار داشت که بره و خرج بشه، هرچه مقاومت می کردم فایده ای نداشت، می خواست بره، اما الآن وضعیت فرق کرده، من دیگه از مقاومت دست برداشتم و دیگه از خرج شدن پولی که دارم نمی ترسم، حالا پول هم دیگه نمی خواد از پیش من بره و اصلا دیگه اصراری برای خرج شدن نداره، تا اینجای کار، رابطه بین من و پول اینطوری شده و اما اینکه کی می خواد به فراوانی بیاد پیش من، دقیقا نمی دونم باید روی خودم کار کنم.
دیگه اینکه ندای قلبم را بیشتر حس می کنم.
و از همه مهمتر، دقت کنی خیلی مهم: من یاد گرفتم که بنشینم و قشنگ با پروردگارم صحبت کنم، قبلا یه سوالی ازش می پرسیدم و پاسخ می داد ولی به صورت طولانی باهاش گفتگو نمی کردم. شاید جرات نمی کردم یا هر دلیل دیگری، ولی حالا می تونم این کار را بکنم. یعنی این که تصمیم می گیرم که وارد صحبت با پرودگارم شوم و وقتی این تصمیم را می گیرم، ذهن هرچی دست و پا میزنه نمی تونه مانع ارتباط من با پرودگارم بشه و چاره ای نداره جز اینکه بره کنار،
و من خیلی آرام و راحت و خیلی واضح و خیلی صمیمانه با خدای خوب و مهربانم وارد صحبت می شم و میگه هر مسئله ای داری بگو من می شنوم. و من هم هر مسئله ای که هست را برایش مطرح می کنم و او هم خیلی مهربانانه و صمیمانه اگر کاری لازم باشه انجام بدهم را میگه انجام بده و اگر لازم نباشه من کاری انجام بدهم، میگه تو فعلا لازم نیست کاری انجام بدهی، نگران نباش بگذارش برای من، من برات درستش می کنم. در مورد خواسته هایم می پرسم با مهربانی تمام برام پاسخ مثبت میده و وعده تحقق شان را به شیوه عالی می دهد و خلاصه این که اون لحظاتی که اتصال و ارتباط مان برقرار میشه من حالی دارم که نمی تونم با زبان و با کلمات بیانش کنم، فقط باید تجربه کنی تا بفهمی چه حالی است. نکته ای که خیلی جالب است این است که: در مورد خواسته هایم که وعده تحقق به شیوه عالی داده است، الآن دیگه خیلی دلم آرام و خاطرم آسوده است که محقق می شوند چون خودش گفت: آنچه را برایت وعده داده ام بنویس، نترس و بی باکانه بنویس تا ببینی که من خلاف وعده نمی کنم، یعنی وقتی محقق می شوند، به نوشته هایت نگاه کنی و ببینی که وعده من حق است و من به وعده خود وفا می کنم.
میگه بنویس که من نوشتن را دوست دارم.
تا اینجای کار، رابطه من با خداوند مهربان این طوری شده است.
نکته دیگری که برام جالب بود این بود که بعد از فایل گام آخر پروژه را گوش کردم و نکته برداری کردم و تموم شد، یه بار دیگه فایل دستورالعمل خانه تکانی ذهن را گوش کردم و این بار هم نکات خیلی تازه تر و جالبتری را شنیدم و هم اینکه تقریبا تمام وعده هایی که خانم شایسته داده بودند که با طی کردن این پروژه، در وجودتان اتفاق می افتد، تمام آنها دقیقا همون چیز هایی که خانم شایسته می گفتند را در وجود خودم می دیدم که بله در آخر پروژه این تغییرات در من به وجود آمده است.
خلاصه از از آثار و نتایج خوبی که در این مدت یک ماه در وجود من، در زندگی من پدید آمده هرچی بگم کم گفتم.
شکر وجودتان استاد بزرگوار و خانم شایسته عزیز
برای تان آرامش و سلامتی، ثروت و شادمانی، طول عمر با عزت و سعادت ابدی خواهانم
به نام خدای هدایتگر مهربان
سلام به استاد عزیزم و بانو شایسته و همه دوستان
گام 28 قانون هدایت به سمت خواسته ها
بی نهایت سپاسگذار خدای مهربانم هستم که به من توفیق داد تا پروژه خانه تکانی ذهن را تا گام آخرش طی کنم و از خدای مهربان می خواهم که به من کمک کند به این آگاهی هایی که نصیبم کرده به درستی عمل کنم و همیشه در مسیر درست باشم.
چقدر زیباست اونجا که استاد عزیز میگه هر اتفاقی و هر جریانی پیش میاد باید به اصول خودم پابند باشم و واکنش نشان ندهم و برام مهم نباشه که کل مردم چه می کنند و یا چه توقعی از من ممکنه داشته باشند، این نشانه بارز یک شخص موحد، آگاه، با وقار، صاحب عزت نفس و قدرتمند است و این است الگویی عالی برای موفقیت و ترقی و تعالی در تمام جنبه های زندگی.
و چقدر زیباست اونجایی که میگه: اصلا دلیل دو قطبی بودن این جهان این است که تو می تونی انتخاب کنی که به این قطب توجه کنی یا به آن قطب توجه کنی، این به صورت کاملا بنیادین تعریف این جهان است.
و چقدر به زیبایی و به وضوح بیان می کنه که منبع تولید تجربیات زندگی ما، کانون توجه ماست. اینکه روی هر شخص چه پروسه ای باید طی شود تا به این اصل که در وجود خودش هست آگاه شود، فقط خدا می داند.
خدایا سراسر زندگی خود را به دستان قدرتمند خودت می سپارم.
خدایا برای خودم، برای استاد عزیزم و برای همه دوستان عزیز این سایت، آرامش و سلامتی، ثروت و شادمانی، طول عمر با عزت و سعادت ابدی خواهانم