این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/10/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-13 02:22:152024-10-13 09:48:46live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز
488نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
صبح با چالشی روبرو شدم که باید احساس لیاقت و توانمندیم رو افزایش میدادم وحسم خوب میکردم داشتم فکر میکردم که ما متناسب با مداری که درش هستیم به راهکاری هدایت میشیم که یک قدم بالاتر باشه و ۱۰۰ درصد توانمندی انجامش رو داریم چون دا ایده نمیده خلاف تکامل. و خدا تو قرآن گفته کسی رو بیشتر از توانش بهش تکلیف نمیده. پس میتونم با همین امکانات وشرایطی که الان دارم.
واگر لازم به داشتن چیزی باشه باز هدایت میشم و من با آدم ها و شرایط وایده هایی روبرو میشم متناسب با مدار خودم. بعد حسم گفت برم جلسه تکامل اصول کسب وکار رو ببینم همین که اومدم تو سایت این فایل رو دانلود کردم ودیدم چقدر قشنگ خدا جوابم رو داد خدایاشکرت.
بهتر تکامل رو درک کردم وتصمیم گرفتم برای هدفم مثل جف بزوس یک مدت زمان مشخص برای هدف کاریم داشته باشم تا اینجوری بهتر ذهنم کنترل میشه وبه خودم سخت نگیرم و بیشتر لذت میبرم و همچنین تکامل رو تو روابط هم بهتر درک کردم خیلی بهتر واقعا معجزه بود . این سوال این روزام بود که چطوری روابطم رو بهتر کنم حتی با خودم حتی با خانواده ام حتی با مردم .
قسمت ۳۲ لایو به عنوان نشانه امروز من اومد و من اونو نگاه کردم فکر کردم که چطور شد من به این فایل هدایت شدم
بعد از دیدن قسمت ۳۲ حسم بهم گفت ادامشم ببین…
اومدم و این فایلم نگاه کردم و وقتی اینکارو انجام دادم متوجه شدم چرا خدا هدایتم کرد به این دو قسمت لایو شما
و دقیقا وقتی داشتم گوش میکردم یهو تو مغزم یه صدایی گفت دییینگگگ
و فهمیدم این همون چیزیه که من بخاطرش هدایت شدم
استاد من مدتی هست که دارم روی باوره:
خداوند هر لحظه من رو به مسیر درست هدایت میکنه
کار میکنم و بشدت ازش نتیجه گرفتم
لایو ۳۲ در مورد هدایت صحبت کردید
اومدم خلاصه نویسی کردم در موردش هر چی تا الان درک کردم
و گفتم من توی راه درستم پس باید خیالم راحت باشه باید آروم باشم و اجازه بدم جریان هدایت من رو ببره
و چقدر به باورم کمک کرد اینکه شما گفتین:
من کاری ندارم بقیه چی میگن من به حرف قلبم گوش میدم!
و انگار خدا بهم گفت کاری نداشته باش به این نشدنا و اتفاقا و چیزایی که ممکنه تورو دور کنه یا ببرتت توی حاشیه بمن گوش کن به قلبت به حسی که بهش داری ایمان میاری…
-اما خب باید آگاه باشیم که هدایت فقط به مسیره درست نیست
حالا چرا؟؟؟؟
چون هدایت وقتی من رو به مسیره درست میبره که:
خودم بخوام به مسیره درست هدایت بشم
دارم روی خودم کار میکنم و احساسم خوبه
و هدایت زمانی من رو به مسیره اشتباه میبره که:
حالم بده و توی حال بد موندم
نمیخوام که توی مسیره درست باشم در واقع نمیخوام بپذیرم از مدارش خارج شدم
پس منی که هم میخوام هدایت بشم،هم دارم روی خودم کار میکنم و احساسم خوبه دیگه باید بپذیرم و تسلیم باشم
و اطمینان داشته باشم که راهم درسته در زمان مناسب و در مکان مناسب قرار میگیرم
هدایتِ خداوند توی هر چیزی جواب میده و هرچیزیو میدونه و دقیقا همونی که بدرده من میخوره
مناسبه منه و درسته!
اینا درک من از هدایت بود که البته مال فایل قبلیه لایوه اما خواستم همشو اینجا بنویسم تا بمونه
و قصدم اینه که در مورد روند تکاملیه باوری که دارم میسازم بنویسم تا داشته باشمش :)
من خیلی ازین باور استفاده کردم و معجزاتش هرروووووز من رو متعجب میکنه
که خدایااااا چقدر میتونی دقیق باشی
بخدا همجا باهام حرف میزنه،تو خواب،تو بیداری،از طریق آدما قشنگ احساسش میکنم
و استاد تازه شاید یکم درک کنم که وقتی میگید کل زندگیتون هدایته ینی چی و چه احساس فوق العاده ایه وقتی که خدا راهنمات باشه
خدایا!چقدر میتونی قوانینی رو وضع کنی که انقدر هوشمنده!!
و اینجا با هدایت شدنم خیلی باورم تقویت شد خیلی از مسیر و باورم خوشحالم
انقد دیدم این هدایتو که مطمئنم توی همچی جواب میده
دنیا منو میبره به سمتی که باورم رو بهم ثابت کنه
و موضوع بعدی که امروز تازه فهمیدم یکی دیگه از پاشنه های آشیل منه
سپاس از زحمات بیکران شما. یادش بخیر اوایل که با سایت شما آشنا شده بودم منم دنبال این بودم که دورهمی تشکیل بدیم.ولی بعدها قانون را یاد گرفتم و فهمیدم چقدر خنده دار هست این مسئله. من هر روز روی خودم کار میکنم.سعی میکنم باورهای درست را تکرار کنم.الان روی فایلهای قرآنی دوازده قدم تمرکز دارم.دوره عالی. همه چیز عالی هست
منم یک روزی هدایت شدم به این سایت و از رب خودم بی نهایت سپاسگزارم. گفتم رب. چقدر این روزا بیشتر معنایش را درک میکنم. چقدر بیشتر میفهمم فرق الله با رب چیه. تو قدم نهم واقعا عالی توضیح دادید و من فهمیدم. سایت شما بزرگترین معجزه زندگی من بود. زندگی در بهشت سفر به دور آمریکا و…..
درمورد اینکه میگن فلانی میگه باور نمیکردم به فلان جا برسم. خب مثلا خود من یه روزی باور نمیکردم بتونم بافتنی یاد بگیرم ولی با تلاشم تونستم یا رانندگی یا هر چیز دیگه ای. آدم اگه باور نداشته باشه که تلاش نمیکنه یاد بگیره خخخخ. مثل این میمونه من تلاش کنم نوازنده بشم اخرش که موفق شدم تو مصاحبه ای اتفاقی بگم باورم نمیشد به اینجا برسم خب اگه باورم نمیشد که تلاش نمیکردم این همه مدت تمرین نمیکردم. من اوایل که نی را یاد میگرفتم اینطور بود که مستقیم از صدای بم نمیتونستم برم اوج ولی یاد گرفتم و در اخر به استادم گفتم فکر نمیکردم بتونم اینا یکسری اصطلاحاتی هست که عامیانه و بطور ناخودآگاه بکار میره ما باید کل زندگی طرفو ببینیم بعد نتیجه گیری کنیم. الان من تو نفس گیری بالابان مشکل دارم,بقولی باورم نمیشه بتونم یاد بگیرم ولی هر روز دارم تمرینش میکنم تا یاد بگیرم خب چرا اینکارو میکنم چون ته تهش مطمئنم که میتونم فقط یکم بیشتر تمرین ذهنی و فیزیکی باید انجام بدم. همین والسلام. خدایا شکرت.
استاد عزیزم من هم با تمام وجودم به هدایت شدن ایمان دارم و بارها تجربه ش کردم
راجب موضوعی فکر میکردم که یهدفعه دفترم روباز کردم و در دفترم از دوره های شما نکته برداری میکنم
دقیقا صفحه ای باز شد که نوشته کبوتر با کبوتر باز با باز
دقیقا نمیدونم از کدوم دوره تون نوشته بودمش اما دقیقا نوشته بودم سحر تو فقط روی خودت و فرکانس هات کار کن تا دقیقا کسانی در زندگیت قرار بگیرند که هم فرکانست هستند
که تمرکزم رو بزارم روی خودم
با این کار آدم های هم فرکانسم وارد زندگیم میشن ، و اونهایی ک بتونن در فرکانسم باقی بمونن در زندگیم هم میمونن
.
بعدشم اومدم توی سایتتون و دقیقا ویدئو یی رو انتخاب کردم که نوشته بود کبوتر با کبوتر باز با باز ……….
سلام منم امروز جمله (کبوتر با کبوتر ، باز با باز ) صبح به ذهنم اومد و الان نیمه شب این جمله رو روی این کلیپ دیدم . با اینکه هیچ قصدی برای خوندن نظرات نداشتم هدایت شدم به اینجا ، چند تا نظر اول رو رد کردم و جمله کبوتر با کبوتر شمارا دیدم. هدایت واقعیت دارد
خدا با کسانى است که تقوى پیشه کردند و کسانى که نیکوکار باشند_
این آیه نشانه امروزم بود که به نظرم برای بنده جای تعقل و تعمق در آن را دارد
همیشه در آیات اینچنینی خداوند اینگونه بیان می کند که خداوند در معیت با نیکوکاران، صابران، شاکران، مومنان و … است، چرا نمی گوید که خداوند همراه بدکاران، کافران، مشرکان و … هست؟ با اینکه می دانیم که همه چیز مخلوق خداست یا بهتر بگویم هر چیزی که می بینیم و نمی بینیم تجلی اوست، چیزی غیر او که نمی تواند وجود داشته باشد!
اگر مستقیم به سراغ جواب برویم باید گفت که موضوع اینجاست که هر چیزی با ضد خود به شناخت در می آید به قول مولانا
پس نهانی ها به ضد پیدا شود
چونکه حق را نیست ضد پنهان بود
چون که ذات احدیت پروردگار یگانه و یکتاست پس نمی شود ضدیتی در آن یافت، در حالی که در صفات او اینچنین نیست، از این رو صفات پروردگار را در تجلیات و مخلوقاتش می شود دید و درک کرد.
اینکه پرورگار خودش را همرا فرد باتقوایی که نیکوکار است معرفی می کند به این دلیل است که شخص چون قدرت اختیار انسانی و قوه تشخیص را دارد می تواند انتخاب کند که به چه مسیری برود، می تواند نیکو عمل کند و یا بد کردار شود
اینکه اجازه بدهد که صفات نیک او بروز کند و یا صفات بد کاملا مختار است و چون قانون هستی بر اساس ضدیت است و قوه تشخیص درونی را هم داراست دیگر تصمیم با اوست که اجازه بدهد که صفات الهی در او رشد کند و ظاهر شود و یا غیر الهی
به قول استاد این قلب انسان است که همیشه در حال گفتن راه و چاه است، حال این به شخص بستگی دارد که به آن عمل کند یا خیر
این آیه می فرماید که خداوند در معیتی وجودی با فرد باتقوایی است که نیکو کردار هست، یعنی این فرد تصمیمش را گرفته که ظهور صفات الهی باشد و نه غیر الهی، به نوعی هم شاخصی را بیان می کند که مسیر خدایی در آن واضح و آشکار است.
به تعبیری دیگر نتیجه تقوا نیز در کردار نیک فرد هویداست لذا این خود خداست که در فرد تجلی یافته، چون فرد اجازه داده که خداوند هدایتش کند فرد از منیت ها و دوگانگی دست کشید و تسلیم حق شد و حق در او جاری شد به شکل صفات نیک و کردار نیک ( مثل باران که تجلی صفات رحمانیت و حی خداست)
به خودم می گویم که ایمان و تقوایی که به عمل درست منتهی نمی شود بازیچه ای بیش نیست
لذا می بایست که در هر قدم تصمیمات عملیاتی گرفت و عمل نمود تا نتیجه حاصل شود، چون رفتارها و اعمال ما نشان از ریشه های فکری شان می دهند و اینهاست که نتایج را به بار می آورند
لذا باید به ایده ها و الهامات قلبی عمل کرد و درست رفتار شد.
این همان مسیر درستی هست که استاد می گوید، اینکه کنترل ذهن داشت و به نیکی ها و دانایی ها و زیبایی ها توجه کرد و به الهامات قلبی عمل نمود.
این جمله خیلی ظریف و اصلی بود که اگر خدا را بشناسی می دانی برای اینکه کاری برای تو انجام دهد هیچ زجر و سختی نمی کشد، اتفاقا کارهایش فقط با اراده اش کن فیکون می شود.
فکرش را بکن !!!!!!!
چقدر راحت می تواند خدا هدایتت کند و خوشبختی و موفقیت و رزق را را وارد زندگی ات کند.
فقط باور کردن این موضوع چه گشایشها که در زندگی ایجاد نمی کند
خدایا شکرت
وقتی این را باور می کنی دیگر فقط عمل خواهی کرد و ایمان و یقین داری که او به راحتی هدایت می کند و جواب ها را به تو می گوید و خواسته هایت را کن فیکون می کند
اتفاقا وجه تمایز ذهن فقیر و ذهن ثروتمند همینجاست که ذهن فقیر توهم می زند و فقط رویاپردازی می کند و منتظر یک کیسه پول از آسمان است، اما ذهن ثروتمند قدم برمی دارد و اجازه می دهد که خداوند در وجودش و اعمالش جاری و متجلی شود، خدا را در قدم هایش تجربه می کند و اجازه می دهد که خداوند هدایتش کند.
بارخدایا بنده را از تاریکی های ذهنم و توهمات مصون بدار و اعمالم را در جهت رضای خودت یکتا گردان الهی آمین
خواستم از هدایت های بسیار جادویی که در این چند روز برای من رخ داد براتون بگم که خودم وقتی بهش فکر میکنم میگم خداوند چقدر توانا هست و چقدر وقتی همه چی رو دست خودش میسپاری مارو هدایت میکنه
چند روز پیش میخواستم یه سه روزی برم مسافرت یه تفریحی کنم و برگردم و کلا فقط برای تفریح میخواستم برم
ولی یک روز قبلی که میخواستم برم یکی مشتری ها اومد و گفت من چند تا جنس میخوام برای مشتری هام داخل مغازت موجود داری من نداشتم و بهش گفتم من فردا میخوام برم اگه میدونی نیاز داری تا برات بیارم اونم گفت اره بیار
خلاصه ما رفتیم مسافرت همینطور که داشتیم میگشتیم گفتم خدایا خودت راهنماییم کن کجا خوبه که من برم بگیرم همون موقع یه ندایی اومد که به دوستت که توی این شهر هست زنگ بزن شاید سراغ داشته باشه من بهش زنگ زدم و اون یه ادرس بهم داد
ما رفتیم اونجا مغازه اول من رفتم داخل میخواستم همونجا بگیرم دوستم بهم گفت نه صبر بده بریم جلوتر خلاصه ما یکم رفتیم جلو یه عمدههههه فروشی پیدا کردیم که نگم براتون
خلاصه ما چیزهایی که میخواستم گرفتیم دیگه میخواستم بریم طرف گفت خب یه چرخی بزنین تا من اینارو اماده کنم
رفیقم یهویی گفت خب بریم پایین پاساژ ما رفتیم اونجا و خیلی اتفاقی دوباره یه مغازه پیدا کردیم تا چقدررر جنس های خوب و با کیفیتی دارن
از همون اول حرکتم همه هدایت ها از طرف خداوند بود و به بهترین شکل ممکن من رو به چیزایی که میخواستم هدایت کرد
مدتی بود تولید محتوای اضافه میکردم به این بهونه که ویدیوهام بیشتر دیده بشن و مشتریهای بیشتری داشته باشم که اتفاق خاصی هم نمیافتاد
یه چند وقتی این کارمو متوقف کردم
چون براساس این صحبت بود که فعال باش تا ملت تو رو یادشون نره
این کارو که متوقف کردم و نشستم و ایده های کارمو زودتر اجرا کردم
من در هرصورت چون عاشق کارمم ایده هامو انجام میدم ولی باورای اشتباهی مثل همون باور بالا باعث میشن من دیرتر این ایده ها رو انجام بدم
چون وقتمو هدر میداد اون باور بالایی
نتیجه چی شد هر کار جدیدی که ساختم فروش رفت
هنوزم دارم این تولید محتوای اضافه رو بهش بیتوجهی میکنم و ایده هایی که قشنگ میفهمم درسته رو انجام میدم که باز هم منجر شد من محل کارمو ارتقاء بدم چون وقت بیشتری داشتم چه از لحاط فکری چه از لحاظ زمانی
چیز دیگه ای که فهمیدم من از یک سال و نیم پیش نمیدونم چرا هی زور زدم تا با پارتنرم بحث ازدواج زودتر صورت بگیره. ، حالا خداروشکر درگیری بت بیرونم نداشتم
ذهن خودم درگیر بود
درگیر انتطارات بیجا از هزاران نفر
چون فکر میکردم من دیگه باید پیش آدمای بهتر باشم و این ناعدالتیه که من هنوز همون محیط قبلی رو دارم ، که فهمیدم با این جلسه که بله تو یه سری تغییرات ایجاد کردی ولی اگر هنوز همونجایی ، یا هنوز درست حسابی اونطوری که میخوای پول نمیسازی باید بیشتر تغییر کنی ،از لحاظ شخصیتی
یکی از این تعییرات که توی تک به تک جلسات خانه تکانی دارم بهش برمیخورم سپاس گزار بودنه
به عناوین مختلف من نمیدونم حس میکنم شما فقط دارین در مورد سپاس گزاری حرف میزنین
برنامه ای که چند روزه شروعش کردم اینه که آخر شب و اول صبح تایم بزارم برای سپاس گزاری بزارم جزو روتینم
این تمرین عملیه ایه که همش داره تکرار میشه برام
منم دارم سعی میکنم واقعا تو طول روز حواسم باشه با این موضوع
یه موصوع دیگم دیروز برام پیش اومده بود که از خدا خواستم هدایت بشم که ببینم راه درست چیه ، یکی از دوستانم اصرار داشت بریم توی خونه هایی که تبدیل به هتل و کافه شدن نقاشی کنیم یا بریم هتلها جاهایی که ادمای ثروتمند تر هستن تا بتونیم سفارش بگیریم و پول بسازیم
من قبلن این ایده رو مشابهش رو انجام داده بودم ولی برای این بود که ترسم بریزه از اینکه خودم رو یک هنرمند معرفی کنم و هر بار به یه سری ایدا های متفاوتی هدایت میشدم ، اون زمان ادف من فروش نبود ، هدفم ریختن اون ترسه بود و عمل به ایده هام
بعد من دیروز گفتم خدایا من میدونم مشتری توی جای خاص نیست ، مشتری خودش باید بیاد ولی انگار که میخواستم مطمین بشما ، هدایت خواستم و فهمیدم بله اون دوست من الان این ایده مناسبشه
ولی برای من چی؟
اصلا من حال میکنم تو خونه پشت میز کارم بشینم و اونچیزی که خودم میخوام رو درست کنم و رو باورامم کار کنم که مشتری ای که درک میکنه ارزش کارمو خودش بیاد
نه اینکه من برم توی جاهای به خصوص که تازه اگر بخرن یا نخرن
اون ایده برای من وقت تلف کنیه ، به دردم نمیخوره
اگر من دنبال مشتری مناسبم
دنبال درامد مناسبم
دنبال مخاطبای مناسبم اونا میان اگر من رو شخصیتم کار کنم و دنبال مقایسه کردن خودم و عر زدن و شکایت کردن از وضعیت الانم نباشم
و یه سری صحبتهای کوچیک دیگه که حس میکنم نباید بنویسمشون ولی برای خودم تو دفترم نوشتم
و البته این موصوعم هست
منم دنبال بچه های عباسمنشی نبودم خودشون به سمتم میومدن و یه سری از دوستایی که نتایج خفن گرفتن تو سایت و نمیگن رو من پیدا میکردم به هر طریقی و یه سریاهاشون صحبتهایی میکردن و به گوشم میرسید و کلی از کجفهمی های من رفع میشد ولی من از یه جایی به بعد مدت کوتاهی وابسطه شدم که این ادما میتونن کج فهمیهام رو بگن که وقتی فهمیدم اینطوری شدم دیگه سعی کردم سراعی از صحبتهای اون دوستان نگیرم
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا شکرت
سلام
سپاسگزارم استاد جان بابت آگاهیی های فو العاده
صبح با چالشی روبرو شدم که باید احساس لیاقت و توانمندیم رو افزایش میدادم وحسم خوب میکردم داشتم فکر میکردم که ما متناسب با مداری که درش هستیم به راهکاری هدایت میشیم که یک قدم بالاتر باشه و ۱۰۰ درصد توانمندی انجامش رو داریم چون دا ایده نمیده خلاف تکامل. و خدا تو قرآن گفته کسی رو بیشتر از توانش بهش تکلیف نمیده. پس میتونم با همین امکانات وشرایطی که الان دارم.
واگر لازم به داشتن چیزی باشه باز هدایت میشم و من با آدم ها و شرایط وایده هایی روبرو میشم متناسب با مدار خودم. بعد حسم گفت برم جلسه تکامل اصول کسب وکار رو ببینم همین که اومدم تو سایت این فایل رو دانلود کردم ودیدم چقدر قشنگ خدا جوابم رو داد خدایاشکرت.
بهتر تکامل رو درک کردم وتصمیم گرفتم برای هدفم مثل جف بزوس یک مدت زمان مشخص برای هدف کاریم داشته باشم تا اینجوری بهتر ذهنم کنترل میشه وبه خودم سخت نگیرم و بیشتر لذت میبرم و همچنین تکامل رو تو روابط هم بهتر درک کردم خیلی بهتر واقعا معجزه بود . این سوال این روزام بود که چطوری روابطم رو بهتر کنم حتی با خودم حتی با خانواده ام حتی با مردم .
سپاسگزارم استاد جون و سپاسگزارم خداجون
سلام استاد عزیزم…
قسمت ۳۲ لایو به عنوان نشانه امروز من اومد و من اونو نگاه کردم فکر کردم که چطور شد من به این فایل هدایت شدم
بعد از دیدن قسمت ۳۲ حسم بهم گفت ادامشم ببین…
اومدم و این فایلم نگاه کردم و وقتی اینکارو انجام دادم متوجه شدم چرا خدا هدایتم کرد به این دو قسمت لایو شما
و دقیقا وقتی داشتم گوش میکردم یهو تو مغزم یه صدایی گفت دییینگگگ
و فهمیدم این همون چیزیه که من بخاطرش هدایت شدم
استاد من مدتی هست که دارم روی باوره:
خداوند هر لحظه من رو به مسیر درست هدایت میکنه
کار میکنم و بشدت ازش نتیجه گرفتم
لایو ۳۲ در مورد هدایت صحبت کردید
اومدم خلاصه نویسی کردم در موردش هر چی تا الان درک کردم
و گفتم من توی راه درستم پس باید خیالم راحت باشه باید آروم باشم و اجازه بدم جریان هدایت من رو ببره
و چقدر به باورم کمک کرد اینکه شما گفتین:
من کاری ندارم بقیه چی میگن من به حرف قلبم گوش میدم!
و انگار خدا بهم گفت کاری نداشته باش به این نشدنا و اتفاقا و چیزایی که ممکنه تورو دور کنه یا ببرتت توی حاشیه بمن گوش کن به قلبت به حسی که بهش داری ایمان میاری…
-اما خب باید آگاه باشیم که هدایت فقط به مسیره درست نیست
حالا چرا؟؟؟؟
چون هدایت وقتی من رو به مسیره درست میبره که:
خودم بخوام به مسیره درست هدایت بشم
دارم روی خودم کار میکنم و احساسم خوبه
و هدایت زمانی من رو به مسیره اشتباه میبره که:
حالم بده و توی حال بد موندم
نمیخوام که توی مسیره درست باشم در واقع نمیخوام بپذیرم از مدارش خارج شدم
پس منی که هم میخوام هدایت بشم،هم دارم روی خودم کار میکنم و احساسم خوبه دیگه باید بپذیرم و تسلیم باشم
و اطمینان داشته باشم که راهم درسته در زمان مناسب و در مکان مناسب قرار میگیرم
هدایتِ خداوند توی هر چیزی جواب میده و هرچیزیو میدونه و دقیقا همونی که بدرده من میخوره
مناسبه منه و درسته!
اینا درک من از هدایت بود که البته مال فایل قبلیه لایوه اما خواستم همشو اینجا بنویسم تا بمونه
و قصدم اینه که در مورد روند تکاملیه باوری که دارم میسازم بنویسم تا داشته باشمش :)
من خیلی ازین باور استفاده کردم و معجزاتش هرروووووز من رو متعجب میکنه
که خدایااااا چقدر میتونی دقیق باشی
بخدا همجا باهام حرف میزنه،تو خواب،تو بیداری،از طریق آدما قشنگ احساسش میکنم
و استاد تازه شاید یکم درک کنم که وقتی میگید کل زندگیتون هدایته ینی چی و چه احساس فوق العاده ایه وقتی که خدا راهنمات باشه
خدایا!چقدر میتونی قوانینی رو وضع کنی که انقدر هوشمنده!!
و اینجا با هدایت شدنم خیلی باورم تقویت شد خیلی از مسیر و باورم خوشحالم
انقد دیدم این هدایتو که مطمئنم توی همچی جواب میده
دنیا منو میبره به سمتی که باورم رو بهم ثابت کنه
و موضوع بعدی که امروز تازه فهمیدم یکی دیگه از پاشنه های آشیل منه
تکامله تکامل!!!
وقتی داشتم حرفای شمارو گوش میکردم ذهنم به شدت مقاومت میکرد میگف:
نه دیگه استاد خیلی زیادی صبوره مگه چقدر وقت داریم توی این دنیا اگر نرسی به ایمان بیشتر
اگر بدون اینکه به خواسته هات برسی بمیری!😐
اگر نتونی کامل راه درستو بری بعد میمیری میری اون دنیا هم بدبخت میشی
اصن همیییین جوورریی باورای محدود کنندم زدن بیرون ازین مغزم!!
بازم میگم که بمونه تا درستشون کنم
میگفت:
نه تو خیلی ساله افکاره درستی نداشتی دیگه بسه دیگه شروع کن یهو همچیو تغییر بده
بدو،زود دیر میشه هاااا
میمیریا!
تا کی میخوای توی این شرایط باشی
بعددددد فمهیدم که ای وای!!
یکی از علتایی که ما مقاومت داریم درمورد قانون تکامل و درک اون اینه که میخواییم از شرایط الانمون فرااار کنیم
یعنی از عدم پذیرشِ بعضی از چیزا میاد
یا ترس از رفتن ازین دنیا و کاری نکردن
یا ترس از دیر شدن
ترس از دست دادن
نمیدونم واقعا اینا از کجای ذهنم اومدن بیرون
ولی نشتیِ به شدت زیادی دارن
و تمرکزو میگیرن
من تو موضوعه تغییر کردن اینجوریم
میگم بدو زودباش
فایلو درک کن
فلانی نتیجه گرفتااااا تو نتونستی
اون الان میره آمریکا تو هنوز ایرانی
واقعا خودم نمیخوام که ازین شرایط فرار کنم ولی خوشحالم ازینکه تونستم این ایرادو پیدا کنم…
و خوشحال ترم ازینکه راهشو بلدم
و سپااااسگزار خداوندم که منو هدایت کرد
منو هدایت کرد که بهم بگه انقد عجله نکن
و اتفاقا وقتی امروز داشتم باهاش حرف میزدم بهم گفت:
صبور باش… اما ادامه بده
خیلی باهام حرف میزنه و نمیدونم چطور ازش سپاسگزاری کنم واقعا نمیدونم
ولی یه عااالمه باور مخرب پیدا کردم
یاده یکی از حرفاتون افتادم استادکه میگفتین:
اگر گفتید که استاد من همه ی حرفاتونو قبول دارم ولی ایییین یکیو اصلا امکان نداره باور کنم یا قبول کنم
این دقییییقا همون چیزیه که باید تغییر کنه تا نتایج بزرگ اتفاق بیفته
تکامل تکامل باید درکش کنم
باید بهش فکر کنم
استاد میدونید توی قرآنم که نگا کنیم میبینیم که خوده خدام هیچیو یهویی تغییر نداده
یا هیچیو یهو خلق نکرده
اونوقت منه انسان که ۲۰ سال یجوری زندگی کردم
اونم با افکاری که نسلهاااااا رسیده به اینجا
انتظار دارم ازین شرایط
به ایده آل ترینم برسم!!!
خوده خداااا یهو کاریو نکرده!!!
بعد چطوره که مغزه من میگه بدو الان وقتشه
دیر شد ؟!
اینارو نوشتم که هم بخودم کمک کنه همه بقیه دوستان
مخصوصا کساییکه مثل خودم پاشنه آشیلشونه
پس کسیکه عجله میکنه و میخواد همچیو یهو بدست بیاره ممکنه چندین باوره مخرب داشته باشه
_ترسِ از دست دادن خواسته ها یا شرایط الان
_ترس از مرگ یا اون دنیا
_فرار از شرایط الان (ینی قسمتی از توجهش روی نداشته ها و ناخواسته هاست)
_حرص و طمع (باور کمبود فرصت ها،ثروت،زمان)
حالا داشتم به این فکر میکردم که چطوری برطرفشون کنم؟🤔
خب! ترس که از نبوده ایمانه ینی هر جا ایمان نیست ترس جاشو میگیره
پس باید آگاهیم رو نسبت به موضوع مرگ و آخرت و گفته های خدا بالا ببرم و مهم تر از همه درررک کنمشون
که اتفاقا هم قرآن هست هم فایله : ما بی انتها هستیم و مولد ثروت باشیم
و تمرین بیشتر روی داشته ها ،خواسته ها و چیزای مثبت
و منطقی کردن فراوانیِ زمان،فرصت ها و ثروت
درک نکردنه قانون تکامل واقعا باعث میشه آدم حرص بزنه که همچیو بدست بیاره و اتفاقا برعکس جواب میگیره
چون یپامون رو گازه
بعد پامونو، هزار تا سنگ و آجرو آهنوووو هر چی که هست و دستمون رسیده گذاشتیم رو ترمز😐
خب نمیره این ماشین نمیره اقا پاتو بردارررر از رو ترمز
استاد عزیزم عاشقتم❤
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام سلام به استاد عزیزمممم
و سلام میکنم به خانوم شایسته مهربونم
استاد انگار دو نفر بودم داشتم این فایل رو میدیدم
یکی قلبم .یکی مغزم
دو نفر ننشسته بودن داشتن این فایلو میدیدن
خدای من شکرت
خدای من شکرت چی بگم از کجاش بگم
چجوری بگم
خدایا خودت هدایتم کن چی بنویسم و از کجای این فایل بنویسم
اول از همه که همه این فایل کلام به کلام استادو خلاصه نویسی کردمممم
دیوانه شدمممم و رفتمممم
چقدر آروم شدممم چقدر قلبم نرم شد
چقدر همه چی برام از یه طرف راحت شد از یه طرف سخت شد
چقدر قانون قشنگ تر برام باز شد و تونستم بفهممش
تونستم بهتر بدونم که چجوری داره عمل میکنه
ازتون بینهایت سپاس گذارم برای این فایل های ارزشمند که رایگان در اختیار ما میزارید معلوم نیست چقدر هزینه باید میکردم تا بتونم یه خطشو بفهممم
کبوتر با کبوتر باز با باز کند هم جنس با هم جنس پرواز واییییی چی گفتین استاد
با هر بار گذشتن فایل بیشتر تو عمق فایل میرفتم و محو حرفاتون میشدم
اونجایی که گفتین دنبال اصل باشین و گفتین نرین دنبال آدم ها نرین دنبال پول نرین دنبال چیزی
شما روی خودتون کار کنید و در مسیر درست قرار بگیرین خودش میاد به سمتتون نیازی نیست شما برین دنبالش
وقتی در مسیر درست باشین و در مسیر درست قرار بگیرین هدایت میشیم به کار های درست
یعنی ما نیازی نیست بریم دنبال چیزی
اون خودش وقتیی ما در مسیر درست باشیم خودش میاد سمتمون
خدای من شکرت برای وجود این آگاهی ها
انگار دارم تازه میشنوم همه اینارو
اما یجوری که میتونم بهتر عمل کنم به حرفاتون
عاشقتونممم استادعزیزم
عاشق همتونم
یا حق
سلام به خانواده صمیمی عباس منش
سپاس پروردگار مهربانی ها که من را در مسیر دریافت این آگاهی های ناب قرار داد.
ممنونم از استاد عباس منش عزیز بابت این فایلهای ارزشمند و مریم بانوی شایسته عزیز که تصویربرداری و ادیت این فایلها را هربار به زیبایی انجام میدند.
من از تمام این فایل ، توجه به اصل و منبع جهان هستی که توحید عملی است و اجرای آن در زندگی را دریافت کردم …
با کنترل ذهن ، تقوی ، توکل ، احساس خوب ، عدم توجه به نجواهای ذهنی ، سپاسگزاری …
اینکه از حاشیه و فرعیات در زندگی ام اعراض کنم و کل انرژی و سرمایه وزمان …را صرف موضوعات اساسی کنم .
فقط خودم میتوانم با کارکردن بر روی باورهایم و تمرین کردن و ادامه دادن روی اصل قانون جهان هستی نتایج را دریافت کنم …
با توجه به قانون جهان هستی به سمت افراد ، ایده ها و شرایط و ثروت و سلامتی و روابط عالی …هدایت میشوم.
و به صورت طبیعی و آسان و بدیهی در مدار دریافت خواسته هایم با تکامل و صعود قرار میگیرم …
الله یکتا هزاران بار شکرت …
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام خدمت استاد عباس منش و همه عزیزان.
لایوهای بروز رسانی شده واقعا عالی هست.
سپاس از زحمات بیکران شما. یادش بخیر اوایل که با سایت شما آشنا شده بودم منم دنبال این بودم که دورهمی تشکیل بدیم.ولی بعدها قانون را یاد گرفتم و فهمیدم چقدر خنده دار هست این مسئله. من هر روز روی خودم کار میکنم.سعی میکنم باورهای درست را تکرار کنم.الان روی فایلهای قرآنی دوازده قدم تمرکز دارم.دوره عالی. همه چیز عالی هست
منم یک روزی هدایت شدم به این سایت و از رب خودم بی نهایت سپاسگزارم. گفتم رب. چقدر این روزا بیشتر معنایش را درک میکنم. چقدر بیشتر میفهمم فرق الله با رب چیه. تو قدم نهم واقعا عالی توضیح دادید و من فهمیدم. سایت شما بزرگترین معجزه زندگی من بود. زندگی در بهشت سفر به دور آمریکا و…..
درمورد اینکه میگن فلانی میگه باور نمیکردم به فلان جا برسم. خب مثلا خود من یه روزی باور نمیکردم بتونم بافتنی یاد بگیرم ولی با تلاشم تونستم یا رانندگی یا هر چیز دیگه ای. آدم اگه باور نداشته باشه که تلاش نمیکنه یاد بگیره خخخخ. مثل این میمونه من تلاش کنم نوازنده بشم اخرش که موفق شدم تو مصاحبه ای اتفاقی بگم باورم نمیشد به اینجا برسم خب اگه باورم نمیشد که تلاش نمیکردم این همه مدت تمرین نمیکردم. من اوایل که نی را یاد میگرفتم اینطور بود که مستقیم از صدای بم نمیتونستم برم اوج ولی یاد گرفتم و در اخر به استادم گفتم فکر نمیکردم بتونم اینا یکسری اصطلاحاتی هست که عامیانه و بطور ناخودآگاه بکار میره ما باید کل زندگی طرفو ببینیم بعد نتیجه گیری کنیم. الان من تو نفس گیری بالابان مشکل دارم,بقولی باورم نمیشه بتونم یاد بگیرم ولی هر روز دارم تمرینش میکنم تا یاد بگیرم خب چرا اینکارو میکنم چون ته تهش مطمئنم که میتونم فقط یکم بیشتر تمرین ذهنی و فیزیکی باید انجام بدم. همین والسلام. خدایا شکرت.
استاد عزیز و دوست داشتنی من
خیلی خیلی دوستتون دارم
این فایل رو برای بار دوم دیدم
استاد عزیزم من هم با تمام وجودم به هدایت شدن ایمان دارم و بارها تجربه ش کردم
راجب موضوعی فکر میکردم که یهدفعه دفترم روباز کردم و در دفترم از دوره های شما نکته برداری میکنم
دقیقا صفحه ای باز شد که نوشته کبوتر با کبوتر باز با باز
دقیقا نمیدونم از کدوم دوره تون نوشته بودمش اما دقیقا نوشته بودم سحر تو فقط روی خودت و فرکانس هات کار کن تا دقیقا کسانی در زندگیت قرار بگیرند که هم فرکانست هستند
که تمرکزم رو بزارم روی خودم
با این کار آدم های هم فرکانسم وارد زندگیم میشن ، و اونهایی ک بتونن در فرکانسم باقی بمونن در زندگیم هم میمونن
.
بعدشم اومدم توی سایتتون و دقیقا ویدئو یی رو انتخاب کردم که نوشته بود کبوتر با کبوتر باز با باز ……….
وای وااااااااااای
باورم نمیشد
دقیقا خدا خواست بهم بگه نشونه هاتو ببین سحر
تو فقط روی خودت کار کن
فقط فرکانست رو ببر بالا
قطعا همه چیز برات در بهترین شکل پیش میره
پول دنبالم میاد
آرامش دنبالم میاد
فرد مناسب و هم فرکانس دنبالم میاد
کائنات با نعماتش دنبالم میاد
I don’t chase
I attract
سلام منم امروز جمله (کبوتر با کبوتر ، باز با باز ) صبح به ذهنم اومد و الان نیمه شب این جمله رو روی این کلیپ دیدم . با اینکه هیچ قصدی برای خوندن نظرات نداشتم هدایت شدم به اینجا ، چند تا نظر اول رو رد کردم و جمله کبوتر با کبوتر شمارا دیدم. هدایت واقعیت دارد
عزیزم چقدر لذت بردم از کامنتت
چقدر این جمله
I don’t chase, i attract. Everything comes to me in the perfect time
رو شنیدیم
اما درک کردنش با شنیدنش یه عالمه فرق داره
درک این جمله با قلب و جون بی نهایت تمرکز و زمان بر قوانین میخواد
بی نهایت باید تلاش کرد تا برسی به درک این جمله
خداوند رو شاکرم که میتونم درک کنم مفهوم این جمله ای که بارها و بارها فقط به زبون آوردمش
ممنون از تو که یاد آوری کردی بهم تکاملی که طی این دو سه سال طی کردم رو
یک بغل محکم از راه دور بهت دوست قشنگم
بسم الله الرحمن الرحیم
الهی به امید هدایت تو
إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلَّذِینَ ٱتَّقَواْ وَّٱلَّذِینَ هُم مُّحۡسِنُونَ نحل 128
خدا با کسانى است که تقوى پیشه کردند و کسانى که نیکوکار باشند_
این آیه نشانه امروزم بود که به نظرم برای بنده جای تعقل و تعمق در آن را دارد
همیشه در آیات اینچنینی خداوند اینگونه بیان می کند که خداوند در معیت با نیکوکاران، صابران، شاکران، مومنان و … است، چرا نمی گوید که خداوند همراه بدکاران، کافران، مشرکان و … هست؟ با اینکه می دانیم که همه چیز مخلوق خداست یا بهتر بگویم هر چیزی که می بینیم و نمی بینیم تجلی اوست، چیزی غیر او که نمی تواند وجود داشته باشد!
اگر مستقیم به سراغ جواب برویم باید گفت که موضوع اینجاست که هر چیزی با ضد خود به شناخت در می آید به قول مولانا
پس نهانی ها به ضد پیدا شود
چونکه حق را نیست ضد پنهان بود
چون که ذات احدیت پروردگار یگانه و یکتاست پس نمی شود ضدیتی در آن یافت، در حالی که در صفات او اینچنین نیست، از این رو صفات پروردگار را در تجلیات و مخلوقاتش می شود دید و درک کرد.
اینکه پرورگار خودش را همرا فرد باتقوایی که نیکوکار است معرفی می کند به این دلیل است که شخص چون قدرت اختیار انسانی و قوه تشخیص را دارد می تواند انتخاب کند که به چه مسیری برود، می تواند نیکو عمل کند و یا بد کردار شود
اینکه اجازه بدهد که صفات نیک او بروز کند و یا صفات بد کاملا مختار است و چون قانون هستی بر اساس ضدیت است و قوه تشخیص درونی را هم داراست دیگر تصمیم با اوست که اجازه بدهد که صفات الهی در او رشد کند و ظاهر شود و یا غیر الهی
به قول استاد این قلب انسان است که همیشه در حال گفتن راه و چاه است، حال این به شخص بستگی دارد که به آن عمل کند یا خیر
این آیه می فرماید که خداوند در معیتی وجودی با فرد باتقوایی است که نیکو کردار هست، یعنی این فرد تصمیمش را گرفته که ظهور صفات الهی باشد و نه غیر الهی، به نوعی هم شاخصی را بیان می کند که مسیر خدایی در آن واضح و آشکار است.
به تعبیری دیگر نتیجه تقوا نیز در کردار نیک فرد هویداست لذا این خود خداست که در فرد تجلی یافته، چون فرد اجازه داده که خداوند هدایتش کند فرد از منیت ها و دوگانگی دست کشید و تسلیم حق شد و حق در او جاری شد به شکل صفات نیک و کردار نیک ( مثل باران که تجلی صفات رحمانیت و حی خداست)
به خودم می گویم که ایمان و تقوایی که به عمل درست منتهی نمی شود بازیچه ای بیش نیست
لذا می بایست که در هر قدم تصمیمات عملیاتی گرفت و عمل نمود تا نتیجه حاصل شود، چون رفتارها و اعمال ما نشان از ریشه های فکری شان می دهند و اینهاست که نتایج را به بار می آورند
لذا باید به ایده ها و الهامات قلبی عمل کرد و درست رفتار شد.
این همان مسیر درستی هست که استاد می گوید، اینکه کنترل ذهن داشت و به نیکی ها و دانایی ها و زیبایی ها توجه کرد و به الهامات قلبی عمل نمود.
این جمله خیلی ظریف و اصلی بود که اگر خدا را بشناسی می دانی برای اینکه کاری برای تو انجام دهد هیچ زجر و سختی نمی کشد، اتفاقا کارهایش فقط با اراده اش کن فیکون می شود.
فکرش را بکن !!!!!!!
چقدر راحت می تواند خدا هدایتت کند و خوشبختی و موفقیت و رزق را را وارد زندگی ات کند.
فقط باور کردن این موضوع چه گشایشها که در زندگی ایجاد نمی کند
خدایا شکرت
وقتی این را باور می کنی دیگر فقط عمل خواهی کرد و ایمان و یقین داری که او به راحتی هدایت می کند و جواب ها را به تو می گوید و خواسته هایت را کن فیکون می کند
اتفاقا وجه تمایز ذهن فقیر و ذهن ثروتمند همینجاست که ذهن فقیر توهم می زند و فقط رویاپردازی می کند و منتظر یک کیسه پول از آسمان است، اما ذهن ثروتمند قدم برمی دارد و اجازه می دهد که خداوند در وجودش و اعمالش جاری و متجلی شود، خدا را در قدم هایش تجربه می کند و اجازه می دهد که خداوند هدایتش کند.
بارخدایا بنده را از تاریکی های ذهنم و توهمات مصون بدار و اعمالم را در جهت رضای خودت یکتا گردان الهی آمین
الهی شکرت که اینگونه زیبا هدایت می کنی
الهی شکرت
الهی شکرت
الهی شکرت
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستانم
خواستم از هدایت های بسیار جادویی که در این چند روز برای من رخ داد براتون بگم که خودم وقتی بهش فکر میکنم میگم خداوند چقدر توانا هست و چقدر وقتی همه چی رو دست خودش میسپاری مارو هدایت میکنه
چند روز پیش میخواستم یه سه روزی برم مسافرت یه تفریحی کنم و برگردم و کلا فقط برای تفریح میخواستم برم
ولی یک روز قبلی که میخواستم برم یکی مشتری ها اومد و گفت من چند تا جنس میخوام برای مشتری هام داخل مغازت موجود داری من نداشتم و بهش گفتم من فردا میخوام برم اگه میدونی نیاز داری تا برات بیارم اونم گفت اره بیار
خلاصه ما رفتیم مسافرت همینطور که داشتیم میگشتیم گفتم خدایا خودت راهنماییم کن کجا خوبه که من برم بگیرم همون موقع یه ندایی اومد که به دوستت که توی این شهر هست زنگ بزن شاید سراغ داشته باشه من بهش زنگ زدم و اون یه ادرس بهم داد
ما رفتیم اونجا مغازه اول من رفتم داخل میخواستم همونجا بگیرم دوستم بهم گفت نه صبر بده بریم جلوتر خلاصه ما یکم رفتیم جلو یه عمدههههه فروشی پیدا کردیم که نگم براتون
خلاصه ما چیزهایی که میخواستم گرفتیم دیگه میخواستم بریم طرف گفت خب یه چرخی بزنین تا من اینارو اماده کنم
رفیقم یهویی گفت خب بریم پایین پاساژ ما رفتیم اونجا و خیلی اتفاقی دوباره یه مغازه پیدا کردیم تا چقدررر جنس های خوب و با کیفیتی دارن
از همون اول حرکتم همه هدایت ها از طرف خداوند بود و به بهترین شکل ممکن من رو به چیزایی که میخواستم هدایت کرد
خدایا شکرت
روزتون بخیر
به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم
ممنونم که چقدر مهربانانه میاین و از هدایتها و ایده هاتون مینویسین
تا ما وقتی میخونیم اول لذت میبریم بعد ذهنمون منطقی میشه اینه هدایت
اگه در مسیر درست باشیم هدایت میشیم
وقتی بهش میسپاربم با ایمان خب میاد دستتو میگیره
خیلی حسه خوب داشت آقا مهدی
منم مغازه لباس فروشی دارم وقتی میرم جنس بیارم از اولش به خودش میسپارم و خیلی قشنگ دستانشو میفرسته
بازم متشکرم دوست عزیزم
در پناه خداوند باشین
سبلام به استاد عزیز و دوستان همفرکانسیم
مباحثی که من فهمیدم باید انجام بدم برطبق قانون
همون کبوتر با کبوتر این کارای پایین بود
مدتی بود تولید محتوای اضافه میکردم به این بهونه که ویدیوهام بیشتر دیده بشن و مشتریهای بیشتری داشته باشم که اتفاق خاصی هم نمیافتاد
یه چند وقتی این کارمو متوقف کردم
چون براساس این صحبت بود که فعال باش تا ملت تو رو یادشون نره
این کارو که متوقف کردم و نشستم و ایده های کارمو زودتر اجرا کردم
من در هرصورت چون عاشق کارمم ایده هامو انجام میدم ولی باورای اشتباهی مثل همون باور بالا باعث میشن من دیرتر این ایده ها رو انجام بدم
چون وقتمو هدر میداد اون باور بالایی
نتیجه چی شد هر کار جدیدی که ساختم فروش رفت
هنوزم دارم این تولید محتوای اضافه رو بهش بیتوجهی میکنم و ایده هایی که قشنگ میفهمم درسته رو انجام میدم که باز هم منجر شد من محل کارمو ارتقاء بدم چون وقت بیشتری داشتم چه از لحاط فکری چه از لحاظ زمانی
چیز دیگه ای که فهمیدم من از یک سال و نیم پیش نمیدونم چرا هی زور زدم تا با پارتنرم بحث ازدواج زودتر صورت بگیره. ، حالا خداروشکر درگیری بت بیرونم نداشتم
ذهن خودم درگیر بود
درگیر انتطارات بیجا از هزاران نفر
چون فکر میکردم من دیگه باید پیش آدمای بهتر باشم و این ناعدالتیه که من هنوز همون محیط قبلی رو دارم ، که فهمیدم با این جلسه که بله تو یه سری تغییرات ایجاد کردی ولی اگر هنوز همونجایی ، یا هنوز درست حسابی اونطوری که میخوای پول نمیسازی باید بیشتر تغییر کنی ،از لحاظ شخصیتی
یکی از این تعییرات که توی تک به تک جلسات خانه تکانی دارم بهش برمیخورم سپاس گزار بودنه
به عناوین مختلف من نمیدونم حس میکنم شما فقط دارین در مورد سپاس گزاری حرف میزنین
برنامه ای که چند روزه شروعش کردم اینه که آخر شب و اول صبح تایم بزارم برای سپاس گزاری بزارم جزو روتینم
این تمرین عملیه ایه که همش داره تکرار میشه برام
منم دارم سعی میکنم واقعا تو طول روز حواسم باشه با این موضوع
یه موصوع دیگم دیروز برام پیش اومده بود که از خدا خواستم هدایت بشم که ببینم راه درست چیه ، یکی از دوستانم اصرار داشت بریم توی خونه هایی که تبدیل به هتل و کافه شدن نقاشی کنیم یا بریم هتلها جاهایی که ادمای ثروتمند تر هستن تا بتونیم سفارش بگیریم و پول بسازیم
من قبلن این ایده رو مشابهش رو انجام داده بودم ولی برای این بود که ترسم بریزه از اینکه خودم رو یک هنرمند معرفی کنم و هر بار به یه سری ایدا های متفاوتی هدایت میشدم ، اون زمان ادف من فروش نبود ، هدفم ریختن اون ترسه بود و عمل به ایده هام
بعد من دیروز گفتم خدایا من میدونم مشتری توی جای خاص نیست ، مشتری خودش باید بیاد ولی انگار که میخواستم مطمین بشما ، هدایت خواستم و فهمیدم بله اون دوست من الان این ایده مناسبشه
ولی برای من چی؟
اصلا من حال میکنم تو خونه پشت میز کارم بشینم و اونچیزی که خودم میخوام رو درست کنم و رو باورامم کار کنم که مشتری ای که درک میکنه ارزش کارمو خودش بیاد
نه اینکه من برم توی جاهای به خصوص که تازه اگر بخرن یا نخرن
اون ایده برای من وقت تلف کنیه ، به دردم نمیخوره
اگر من دنبال مشتری مناسبم
دنبال درامد مناسبم
دنبال مخاطبای مناسبم اونا میان اگر من رو شخصیتم کار کنم و دنبال مقایسه کردن خودم و عر زدن و شکایت کردن از وضعیت الانم نباشم
و یه سری صحبتهای کوچیک دیگه که حس میکنم نباید بنویسمشون ولی برای خودم تو دفترم نوشتم
و البته این موصوعم هست
منم دنبال بچه های عباسمنشی نبودم خودشون به سمتم میومدن و یه سری از دوستایی که نتایج خفن گرفتن تو سایت و نمیگن رو من پیدا میکردم به هر طریقی و یه سریاهاشون صحبتهایی میکردن و به گوشم میرسید و کلی از کجفهمی های من رفع میشد ولی من از یه جایی به بعد مدت کوتاهی وابسطه شدم که این ادما میتونن کج فهمیهام رو بگن که وقتی فهمیدم اینطوری شدم دیگه سعی کردم سراعی از صحبتهای اون دوستان نگیرم
و تامام
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیز
استاد جان کاش بچه ها بدونند این صحبتها رایگان نیست و در اصل قسمتی از محصولاته این مثالهایی که شما تو لایو میزنید ما بابتش هزینه پرداخت کردیم
شما یه اخلاقی که دارید نمیتونید چیزی که تو دلتون هست رو نگید واقعا بخشنده اید تو این مورد
حق با شماست هیچ کس و هیچ جا تکامل رو به این خوبی توضیح ندادند