این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/10/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-13 02:22:152024-10-13 09:48:46live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز
488نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
تو اصل رو رعایت کن،اونوقت به راه های درست هدایت میشی
خود به خود کار درست رو انجام میدی
پس اصل رو بچسب و حواشی رو رها کن!
جذابیت قانون اینه که
وقتی در مسیر درستی ، پول میاد دنبالت، ایده پیاد، راهکار میاد، ادم های خوب میان دنبالت
اونی که توووو میخوای میاد توی زندگیت،بهت گفته میشه،در مسیرت قرار میگیره
خدا که برای اجابت درخوایت های تو زجری نمیکشه،قانون انجامش میده، سیستم کارو انجام میده،این قانون جهانه،فقط تو در مسیر درست باش!
تمرکزت روی هر چی باشه به سمتش هدایت میشی
روی خودت کار کن، تمرکز کن روی زیباییها، روی شکرگزاری،روی فراوانی و در مسیر درست باش اونوقت پیتونی به قلبت اعتماد کنی، خداوند هدایتت میکنه،کار درست بهت گفته میشه
دوستان قدیمی هرکدوم با مواردی که از دید خودشون کاملا منطقیه،از ما فاصله گرفتن ولی ما توی دلمون یه چشمک میزنیم به خدا و میگیم کارت درسته.
خونواده ها پراکنده شدن هرکس یه شهر دیگه رفته همونایی همکه هستن اصلا خییییلی عجیب درگیری هایی دارن که کلا همدیگرو نمیبینیم.
استاد یه احساس عجیبیه ولی نزدیکترین افراد خونوادمو گاهی وقتا یادم میره.
اونا هم منو یادشون رفته.
یعنی همدیگرو دوست داریم ولی نه اونا بامن حال میکنن نه من بااونا و حتی با اینکه ما رها بودیم و به اونا گفتیم هروقت دورهمی داشتید،ما پایه ایم.خبر بدید.
ولی اصلا شرایطشون جور نمیشه.
دوستانی داشتیم که یک شب ما خونه ی اونا بودیم و یک شب اونا خونه ی ما و الان درسال یک بار اونم کوتاه همدیگرو میبینیم.
و ما هستیم و شما
ظهرها بعد از نهار ،یک قسمت از سفر به دور امریکا یا زندگی در بهشت برنامه ی تقریبا ثابتمونه.
و شب ها که حلما میخوابه،نیم ساعت زبان و نیم ساعت قرآن برنامه ی منوالیاس جان.
همه چی رو رواله استاد،دارم اشک میریزم ازین همه خوب بودن همه چی.
همه چی عالیه و من خیلی راضیم.
استاد مبل و کمد و تخت خواب جاکفشی و چایساز و کلی وسایل رو میشد بدون اونها هم زندگی کرد رو بخشیدیم به یک زنوشوهر جوان که قصد داشتند برن خونه خودشون.
گفتیم هرچی که میشه بدون اونها هم زندگی کرد رو رد کنیم بره و بعد خونمون رو خودمون بدون اینکه صابخونه چیزی بگه به قصد انجام یک مهاجرت کوچیک اوردیم یک منطقه ی دیگه از شهرمون.
وقتی شروع به نوشتن کردم تا چند لحظه ذهنم قبول نمیکرد من آدم نامناسبه باشم! میگفت تو اینهمه روی خودت کار کردی و فلان چطور ممکنه تو آدم نامناسبه باشی!؟
این صدای ذهن چیزی نبود جز« حس قربانی بودن»: این صداییه که همیشه میگه تو آدم درستی هستی بقیه نامناسبن که ناراحت میکنن ، ارزشت رو درک نمیکنن، تو رو نمیفهمن، بهت آسیب زدن و…..
وچقدر این حس قربانی بودن برای من عمیقه، توی دوره لیاقت، توی دوره عزت نفس سعی کردم خیلی خوب کار کنم و این حس رو کمتر کنم اما همینکه حواسم نباشه دوباره شروع میکنه به نجواهای دائمی ، مدام حوادث و اتفاقات و رفتار آدمهای گذشته زندگیمو مرور میکنه و همیشه حق رو به خودم میده و میگه بهت ظلم کردن و تو قربانی شدنی!!!!
خلاصه اینکه امروز هم حین نوشتن، گرفتار این صدای ذهنی شدم اما موفق شدم بنویسم و قبول کنم: اگر من هنوزم آدمهای نامناسبی رو در اطرافم میبینم پس به قطع یقین خودمم ضعفهایی دارم که هنوز موفق به برطرف کردنشون نشدم ، و این آدمهای نامناسب، نعمتهایی هستند از طرف خداوند تا بهم بفهمونه حواسم باشه ، حواسم باشه که درست و حسابی روی خودم کار نکردم و توی توهم نباشم .
وقتی خالصانه و صادقانه شروع به نوشتن کردم ،چندین مورد رفتارهای غلطم رو فهمیدم که ازش غافل بودم و از چشمم پنهون بود ، یعنی قبلا شناسایی شده بودن اما یادم رفته بود باید بهبود ایجاد کنم ! تو مرحله شناسایی ولشون کرده بودم !
ا خداروشکر با نوشتن ،خیلی موارد برام واضح میشه ،خیلی چیزها در حین نوشتن بهم الهام میشه و عالیترین حس برام وقتیه که عمیقا تمرکز میکنم و مینویسم .
خداروشکر که در مدار این پروژه عالی قرار گرفتم ،
تشکر ویژه از خانم شایسته عزیز برای آماده سازی این پروژه.
اصلا رفت وامد ادما توی زندگیم رو واقعا بر اساس حکمت خدا میدونم
انقد حس خوبی بهم میده این تنهایی و خلوتی که دارم
یه حسی شبیه به خالص شدن میده
قبلنا با همسرم که صحبت میکردیم میگفتیم حتما یه مشکلی داریم که هیچ دوستی و ارتباطی رو نمیخوایم ادامه بدیم
الان وقتی با هم حرف میزنیم سپاسگذار خدا میشیم که دورمون خلوته
وجفتمون به این نتیجه رسیدیم دوتایی خیلی بیشتر خوش میگذره
خیلی زندگیمون یه دست تره
و واقعا خالص تره
جالبه که حتی قبلا همسرم دوست داشت با جمعیت بریم مثلا سفر یا هرجایی برای تفریح
من همیشه تنهایی رو ترجیح میدادم
بعد شما توی یه فایلی گفتین من و عزیز دلم انقد از دوتایی بودن حسمون خوبه که کافی بودن را تجربه میکنیم و نیازی به بودن کسی برای لذت بردن نداریم
من سریع رفتم به همسرم گفتم
گفتم ببین ما فکر میکردیم شاید مشکلی داریم که همیشه از تنهاییمون لذت می بریم الان استاد گفتن این نشون میده ما برای هم کافی هستیم و انقد ذوق کردم
و هرچی به اطرافم نگاه میکنم می بینم ادمایی که هی دور خودشونرو شلوغ میکنن یه کمبود درونی رو با حضور ادما میخوان پر کنند که نه تنها پر نمیشه بلکه باعث بوجود اومدن چالشای بیشتر میشه
و قشنگه که ادم دست خدا رو باز بذاره بگه هرکی خیره بیاد توی زندگیم هرکسی هم نیست نیاد
من که تو رو دارم
وتو برای بنده کافی هستی
استاد یه مدته ذهنم رفته بود روی اینکه حالا کارگاه های مربوط به درسامو از کدوم شروع کنم دوره کردنشو
کدوم کتابمو باید بخونم و ….
چقد این جمله کمکم کرد وقتی تو در مسیر درستی نیاز نیست بری دنبال یه چیزی خودش میاد سمتت
و واقعا همین صبی نوشتم و از خدا خواستم برای افزایش مهارتهام و تقویتشون کمکم کنه
بگه از کجا شروع کنم
چی بخونم
چی بگم
چی رو دوره کنم و….
و اون که گفتین خیلی وقتا تو داری به اصل عمل میکنی ولی خدا خودش جزئیات داستانو هم برات اوکی میکنه
انقد مثال از این موضوع را تجربه کردم
مثلا توی تربیت فرزند
من همیشه به خدا میگفتم که خدایا من نمیتونم و نمیدونم چطور این بچه با بزرگ کنم عزیزم خودت هدایتم کن
باورتون نمیشه بعد از چند سال که من وارد روان شناسی کودک شدم فهمیدم که چقد از کارایی که کرده بودم درست و باید انجام میشده و این فقط لطف خداست
الان تو کل فامیل بچه من به تربیت درست معروفه
و هی میگن چون مامانش روان شناسه اینطوری شده
من با کسایی که نزدیکم هستن بارها گفتم
گفتم محمدو خود خدا تربیت کرده و گرنه اکر به خود من بود خدا میدونه چه بلایی سر تربیت این بچه میومد
یا یادم میاد ده دوازده سال پیش اوایل ازدواجمون
من وهمسرم توی خونه اجاره ای
سوار موتور
حقوق کم
و خیلی چیزای دیگه اما یه عادتی داشتیم
هر شب میشستیم روی موتور دور شهر میگشتیم اول اینکه همش میگفتیموای
چقد خدا دوسمون داره
چقد همیشه خونه های خوبی بهمون داده
چقد صاحب خونه هامون همیشه خوب بودن و…
بعدم از تو محله های ثروتمند رد میشیدیم خونه های زیبا رو تحسین میکردیم
در خالیکه ده هزارتومن پول توجیبمونم نبود از ساختن خونه رویاییمون حرف میزدیم
اما یه طوری در مورد کارای بزرگی که میخواستیم انجام بدیم حرف میزدیما که فکر میکنی سوار بنز اخرین مدل بودیم و الان داشتیم میرفتیم جلسه که طرح وایده هامونو به مدیرعاملا واینا بگیم
وخدارو شکر میکنم برای اون هدایتای قشنگ
و باورتون نمیشه احساسی رو تجربه میکردیم که برای هرکسی بگم میگه خل بودین اما اینم از لطف خدا بود
من همیشه یه خط قرمزی داشتم توی زندگیم که به لطف باورهای مذهبیمون سعی میکردم همیشه پایبندش باشم
اونم این بود که تو بدترین شرایط هم سعی میکردم ناشکری نکنم
گریه میکردم ناراحت میشدم اماتا ذهنم وزبانم میخواست شروع کنه به ناسپاسی از ترس دهنمو میبستم
وخداوند هدایتم کرد به مسیری که نه تنها ناسپاسی نکنم بلکه با تمام سلول های بدنم سپاسگذار اینهمه لطفش باشم
استاد خیلی این پروژه قشنگه
خیلی همین چند روزه حالمو خوب کرده
خیلی شما و مریم بانو ماهین
اصلا استاد یه ارامشی برپا شده توی خونه و دل من که ستودنیه
وهمش حس حضور بهم دست میده
همون حضور قلبی که میگن باید. داشته باشی
حس میکنم توی خودم هستم
حضور دارم در این عالم
و نمیدونم بالا تر از این حس دیگه چه حسیه
الهی خدا هرروز و هر لحظه هدایتمون بکنه به هر مسیری که خودش میدونه برامون بهتره و ماهم بنده های تسلیم و راضی باشیم
و قلبمون اماده باشه همیشه برای حضور در لحظه و در وجود خودمون
با سلام و احترام به استاد جان مریم جان و دوستان جان سایت️️
خداروشکر میکنم برای کسب اگاهی های عمیق این فایل و از خداوند طلب هدایت میکنم برای درک بیشتر و عمل به اونها خدایا شکرت هزاران بار شکرت
امروز موقع برخوردن با یه تضادی سریع کنترل احساسمو دست گرفتم و از خداوند برای حلش هدایت خواستم و خیلی برام لذت بخش بود که مثل قبل پر از خسرت و افسردگی و احساس قربانی بودن نشدم شکرت خدای قشنگم
یه ترمز مهم و فکر میکنم مهم ترین مهم ترین ترمز من شاید اسم دیگه اش اصلی ترین نقطه ضعفم رو که بنظرم علت سال های سال احساس بد قربانی ، کینه و جذب اتفاقات تکراری بوده رو پیدا کردم و اون رنجش بود هرچند که با یه برخورد نامناسب و به شکل یک تضاد و از طرف ادمی که کینه های زیادی ازش داشتم و به مرور تصمیم گرفتم ببخشمش بهم رسید چند وقتی هست که دارم تلاش میکنم ببخشمش به خاطرات بد کودکیم فکر نکنم به نکات مثبتش توجه کنم وباهاش نجنگم مخصوصا اینکه اون فرد برادرمه ولی اولش احساسم بد شد بعد با خودم گفتم الان وقت کنترل ذهن و احساسه یکم که سعی کردم دیدم رو عوض کنم متوجه شدم که دقیقا مشکل اصلی من رنجیدنه حساس بودنه همینه که سالها ادم های تکراری اتفاقات تکراری حسرت و کینه و غم تکراری رو برای من به ارمغان اورده بوده خداروشکر میکنم که پیداش کردم خدایا هزاربار شکرت خدای مهربونم خدایا خودت هدایتم کن تا این نقطه ضعف رو کمرنگش کنم
خیلی خوشحالم
و چندتا نکته از فایل بنویسم :
وقتی ما در مسیر درست باشیم لاجرم هدایت میشیم به کار درست ادم های درست ایده های درست هرچیزی که لازم باشه رودریافت کنیم میکنیم مثلا اگه لازم باشه یه کتاب خاصی رو بخونیم پس وظیفه ی ما گشتن دنبال ادم مناسب پول ایده نیست وظیفه ی ما کار کردن روی خودمونه تا با فرکانس درست مسیر درست رو طی کنیم
وقتی آدم های نامناسبی در زندگی ما هستند یعنی ما خودمون نامناسب هستیم
برای رسیدن به نتایج پایدار باید توان تشخیص اصل از فرع رو داشته باشیم
خیلی شکر میکنم به خاطر حضورتون در زندگیم خیلی خوشحالم از اینکه تو این سایتم ممنونم خیلی ممنونم ️️
دقیقا پاشنه اشیل من هست استاد من دقیقا مخاطب این فایل بودم چقدر به زور خاستم یکی بیاد تو زندگیم یا فلانی از زندگیم بره بیرون حتی من به زور خاستم هدایت بشم
اما مدتیه که میدونم باید تو مسیر درست باسم آرام باسم توکل کنم خدا خودش هدایت میکنه و چند روزه به لطف خدا و ابن دوره و اموزشهای استاد و هدایت را زندگی حس کردم البته تو مسایل کوچیک گام به گام میدونم که باید تکاملم را طی کنم باید ثابت قدم باشم تا در سایر زمینه ها که الان ذهنم مقاومت داره هم کام به گام خدایا را دریافت کنم
خدای من هزاران بار شکرت آنقدر امروز حالم نسبت به چند روز گذشته خوبه که میخام بپرم تو بغل خداجونم و بغلش کنم استاد عزیزم بی نهایت ازتون سپاسگزارم الهی شکر که تمام فایل های اساتید دیگه را من خیلی وقته حذف کردم و فقط و فقط شما را میسنوم خدایا کمکم کن قدر نعمتی چون استاد عباسمتش و این سایت را بدونم و استفاده کنم برای ساخت زندگی دلخواهم خدایا شکرت بابت استاد عبایمنس خدایا شکرت که هر روز ازش چیزای شگفت انگیز یاد میگیرم که تو هیچ کتابی نیست
خدایا مرا به زیبایی و آسانی به مسیر سلامتی و ارامش درونی و خوشبختی دنیا و آخرت هدایت کن
به امید اینکه فردا شب بیام و با حال و نتایج بهتری کامنت بنویسم خدایا صدهزار مرتبه سکرت بابت همه چی
وقتی در مسیر درست باشیم خود به خود به انجام کارهای درست هدایت می شویم.
وقتی دنبال آدم هم جهت می گردی، دنبال پول می گردی یعنی قانون را درک نکردی قانون کبوتر با کبوتر باز با باز است من وقتی در مسیر درست باشم خود به خود به آدم درست، ایده های پول ساز و … هدایت می شوم خودشان می آیند . خدا آنها را میاورد.
من باید روی خودم کار کنم و به اندازه ای که روی اصل تمرکز کنم اطراف من بهتر و بهتر می شود و کاری به گفته های دیگران نداشته باشم.
همه ی مسائل را از زاویه ای ببینم که به من احساس بهتری بدهد
آرامش دائمی نیست بلکه من باید هر لحظه این آرامش را در خودم ایجاد کنم.
چندین بار تا حالا پیش خودم می گفتم ای کاش در اطرافم کسانی بودند که شاگرد استاد عباس منش باشند تا با هم روی خودمان کار کنیم سپاسگزارم استاد عزیزم برای پاسخ به سوالات ذهنم که حتی به هیچ کس نگفته ام و هیچ جا ننوشته ام الله اکبر از قانون قدرتمندی که خدا در این جهان گذاشته است خدایا شکرت برای جوابگو بودن به من و تمام نعمت هایی که به من داده ای
حتماً برای شماهم پیش اومده که یه مسئله یا موضوعی براتون پیش میاد وهمون روز ازیه طریقی به نوعی دیگر همون موضوع براتون تکرار میشه ویابه سایت استاد که سرمیزنید در مورد همون موضوع دارن صحبت میکنند ویا اینکه دریه کتابی یه جایی باهاش روبه رومیشید (پدیده ی همزمانی)
من هربار که به آموزش های استاد گوش دادم وعمل کردم وروی خودم کارکردم نتیجه هام تغییر میکردن و اتفاقات بهتر برای من رخ میداد و همیشه باآدم های بهتری منو روبه رو میکرد
کار کردن من روی خودم سپاسگزاری بود،قانون کنترل ذهن ،توجه به خوبیها و اتفاقات مثبت ،قانون احساس خوب=اتفاقات خوب وبلعکس ،و….بود
هربارسعی کردم که یادم باشه وسعی کردم به قوانین عمل کنم وخودمو تغییر بدم
والان ازنتیجه هام میبینم که تغییر کردم
خدایا شکرت….
ومنی که درگیر روزمرگی وافکارمنفی وحرفای مردم و خلاصه توو درودیوار بودم واصلا نمیدونستم که به چی علاقه دارم ومسیرو رسالتم چیه ،باکارهایی که روی خودم انجام دادم ،خداوند افرادی روسرراهم قرارداد که وبا یه جایی آشناشدم که فهمیدم این مسیر منه وکارکنانی عالی که هرروزیه نکته ی جدیدی یاد میگیرم ازشون ودرحال مهارت دیدن هستم و
این روند رودوباره ادامه میدم(کارکردن روی خودم)تا مدارم وآگاهیم بره بالاتر ،تاخداوند اتفاقات وافراد بهتر وآگاه تری رو سرراهم قراریده انشاالله…
خدایا شکرت که مسیرم رو باشما استادان خوبان قرارداد
سلام و درود
وقتی در مسیر درست باشی هدایت میشی به راه های درست
تو اصل رو رعایت کن،اونوقت به راه های درست هدایت میشی
خود به خود کار درست رو انجام میدی
پس اصل رو بچسب و حواشی رو رها کن!
جذابیت قانون اینه که
وقتی در مسیر درستی ، پول میاد دنبالت، ایده پیاد، راهکار میاد، ادم های خوب میان دنبالت
اونی که توووو میخوای میاد توی زندگیت،بهت گفته میشه،در مسیرت قرار میگیره
خدا که برای اجابت درخوایت های تو زجری نمیکشه،قانون انجامش میده، سیستم کارو انجام میده،این قانون جهانه،فقط تو در مسیر درست باش!
تمرکزت روی هر چی باشه به سمتش هدایت میشی
روی خودت کار کن، تمرکز کن روی زیباییها، روی شکرگزاری،روی فراوانی و در مسیر درست باش اونوقت پیتونی به قلبت اعتماد کنی، خداوند هدایتت میکنه،کار درست بهت گفته میشه
و اون چیزی کهبه دردت میخوره وارد زندگیت میشه
شگفت انگیزه!!!
خدایا شکرت برای این مسیر آگاهی بخش
استاد جونم عاشقتم
مریم جونم عاشقتم
فاطمه سادات
سلام استاد جونم.
حالم خیلی خوبه.
حال سه تاییمون خیلی خوبه.
من و الیاس جان همسرم و حلمای زیبامون.
استاد جان خیلی خیلی سه تایی باهم خوشیم.
کلا کنده شدیم از دنیای بیرون.
عجیییییب جهان خودش همه چیو هماهنگ کرد.
دوستان قدیمی هرکدوم با مواردی که از دید خودشون کاملا منطقیه،از ما فاصله گرفتن ولی ما توی دلمون یه چشمک میزنیم به خدا و میگیم کارت درسته.
خونواده ها پراکنده شدن هرکس یه شهر دیگه رفته همونایی همکه هستن اصلا خییییلی عجیب درگیری هایی دارن که کلا همدیگرو نمیبینیم.
استاد یه احساس عجیبیه ولی نزدیکترین افراد خونوادمو گاهی وقتا یادم میره.
اونا هم منو یادشون رفته.
یعنی همدیگرو دوست داریم ولی نه اونا بامن حال میکنن نه من بااونا و حتی با اینکه ما رها بودیم و به اونا گفتیم هروقت دورهمی داشتید،ما پایه ایم.خبر بدید.
ولی اصلا شرایطشون جور نمیشه.
دوستانی داشتیم که یک شب ما خونه ی اونا بودیم و یک شب اونا خونه ی ما و الان درسال یک بار اونم کوتاه همدیگرو میبینیم.
و ما هستیم و شما
ظهرها بعد از نهار ،یک قسمت از سفر به دور امریکا یا زندگی در بهشت برنامه ی تقریبا ثابتمونه.
و شب ها که حلما میخوابه،نیم ساعت زبان و نیم ساعت قرآن برنامه ی منوالیاس جان.
همه چی رو رواله استاد،دارم اشک میریزم ازین همه خوب بودن همه چی.
همه چی عالیه و من خیلی راضیم.
استاد مبل و کمد و تخت خواب جاکفشی و چایساز و کلی وسایل رو میشد بدون اونها هم زندگی کرد رو بخشیدیم به یک زنوشوهر جوان که قصد داشتند برن خونه خودشون.
گفتیم هرچی که میشه بدون اونها هم زندگی کرد رو رد کنیم بره و بعد خونمون رو خودمون بدون اینکه صابخونه چیزی بگه به قصد انجام یک مهاجرت کوچیک اوردیم یک منطقه ی دیگه از شهرمون.
گفتیم خودمونو بسنجیم که چقدر آماده ایم واسه مهاجرت های بزرگتر.
استاد،عالی بودیم.سربلندیم.
خوشحالیم و راضی.
اون خونه خوش بودیم،اشک سپاسگزاری میریختیم.
با دو دست مبلمان و کلی وسیله خوشحال بودیم.
استادجان خدا خودش شاهده الانم خوشحالیم.آرامش داریم.رها هستیم.
صبر خیلی مهمه و در کنارش تقوا و بعد مرحله مرحله جهان به ما نشون میده نتایج رو.
سپاسگزارم استاد خوبی ها
به نام رب توانمندم
«گام هجدهم پروژه»
با سلام ،برای همه آرزوی سلامتی و سعادتمندی میکنم.
:
چندین روزه توی این فایل موندم و هربار که میخاستم کامنت بنویسم حسم مانع میشد ،،میخاستم رد شم ازش ولی دلم راضی نمیشد
اما امروز که مجدد سراغ گام هجدهم اومدم ،حس درونم گفت بیا و خودتو تجزیه تحلیل کن .
وقتی استاد گفتن «اگر آدم های نامناسبی اطرافت هستن یعنی خودت آدم نامناسبی هستی»
این جمله یک هشدار بود توی ذهنم!
وقتی شروع به نوشتن کردم تا چند لحظه ذهنم قبول نمیکرد من آدم نامناسبه باشم! میگفت تو اینهمه روی خودت کار کردی و فلان چطور ممکنه تو آدم نامناسبه باشی!؟
این صدای ذهن چیزی نبود جز« حس قربانی بودن»: این صداییه که همیشه میگه تو آدم درستی هستی بقیه نامناسبن که ناراحت میکنن ، ارزشت رو درک نمیکنن، تو رو نمیفهمن، بهت آسیب زدن و…..
وچقدر این حس قربانی بودن برای من عمیقه، توی دوره لیاقت، توی دوره عزت نفس سعی کردم خیلی خوب کار کنم و این حس رو کمتر کنم اما همینکه حواسم نباشه دوباره شروع میکنه به نجواهای دائمی ، مدام حوادث و اتفاقات و رفتار آدمهای گذشته زندگیمو مرور میکنه و همیشه حق رو به خودم میده و میگه بهت ظلم کردن و تو قربانی شدنی!!!!
خلاصه اینکه امروز هم حین نوشتن، گرفتار این صدای ذهنی شدم اما موفق شدم بنویسم و قبول کنم: اگر من هنوزم آدمهای نامناسبی رو در اطرافم میبینم پس به قطع یقین خودمم ضعفهایی دارم که هنوز موفق به برطرف کردنشون نشدم ، و این آدمهای نامناسب، نعمتهایی هستند از طرف خداوند تا بهم بفهمونه حواسم باشه ، حواسم باشه که درست و حسابی روی خودم کار نکردم و توی توهم نباشم .
وقتی خالصانه و صادقانه شروع به نوشتن کردم ،چندین مورد رفتارهای غلطم رو فهمیدم که ازش غافل بودم و از چشمم پنهون بود ، یعنی قبلا شناسایی شده بودن اما یادم رفته بود باید بهبود ایجاد کنم ! تو مرحله شناسایی ولشون کرده بودم !
ا خداروشکر با نوشتن ،خیلی موارد برام واضح میشه ،خیلی چیزها در حین نوشتن بهم الهام میشه و عالیترین حس برام وقتیه که عمیقا تمرکز میکنم و مینویسم .
خداروشکر که در مدار این پروژه عالی قرار گرفتم ،
تشکر ویژه از خانم شایسته عزیز برای آماده سازی این پروژه.
در پناه الله مهربان باشید.
گام هجدهم
الهی به امید تو
سلام استادجانم
سلام مریم بانو
چقدر جدیدا حس میکنم حرفاتونو میفهمم
الهی این فهمیدن به عمل کردن تبدیل بشه
استاد مدتهاست دیگه دنبال کسی نمیگردم
اصلا رفت وامد ادما توی زندگیم رو واقعا بر اساس حکمت خدا میدونم
انقد حس خوبی بهم میده این تنهایی و خلوتی که دارم
یه حسی شبیه به خالص شدن میده
قبلنا با همسرم که صحبت میکردیم میگفتیم حتما یه مشکلی داریم که هیچ دوستی و ارتباطی رو نمیخوایم ادامه بدیم
الان وقتی با هم حرف میزنیم سپاسگذار خدا میشیم که دورمون خلوته
وجفتمون به این نتیجه رسیدیم دوتایی خیلی بیشتر خوش میگذره
خیلی زندگیمون یه دست تره
و واقعا خالص تره
جالبه که حتی قبلا همسرم دوست داشت با جمعیت بریم مثلا سفر یا هرجایی برای تفریح
من همیشه تنهایی رو ترجیح میدادم
بعد شما توی یه فایلی گفتین من و عزیز دلم انقد از دوتایی بودن حسمون خوبه که کافی بودن را تجربه میکنیم و نیازی به بودن کسی برای لذت بردن نداریم
من سریع رفتم به همسرم گفتم
گفتم ببین ما فکر میکردیم شاید مشکلی داریم که همیشه از تنهاییمون لذت می بریم الان استاد گفتن این نشون میده ما برای هم کافی هستیم و انقد ذوق کردم
و هرچی به اطرافم نگاه میکنم می بینم ادمایی که هی دور خودشونرو شلوغ میکنن یه کمبود درونی رو با حضور ادما میخوان پر کنند که نه تنها پر نمیشه بلکه باعث بوجود اومدن چالشای بیشتر میشه
و قشنگه که ادم دست خدا رو باز بذاره بگه هرکی خیره بیاد توی زندگیم هرکسی هم نیست نیاد
من که تو رو دارم
وتو برای بنده کافی هستی
استاد یه مدته ذهنم رفته بود روی اینکه حالا کارگاه های مربوط به درسامو از کدوم شروع کنم دوره کردنشو
کدوم کتابمو باید بخونم و ….
چقد این جمله کمکم کرد وقتی تو در مسیر درستی نیاز نیست بری دنبال یه چیزی خودش میاد سمتت
و واقعا همین صبی نوشتم و از خدا خواستم برای افزایش مهارتهام و تقویتشون کمکم کنه
بگه از کجا شروع کنم
چی بخونم
چی بگم
چی رو دوره کنم و….
و اون که گفتین خیلی وقتا تو داری به اصل عمل میکنی ولی خدا خودش جزئیات داستانو هم برات اوکی میکنه
انقد مثال از این موضوع را تجربه کردم
مثلا توی تربیت فرزند
من همیشه به خدا میگفتم که خدایا من نمیتونم و نمیدونم چطور این بچه با بزرگ کنم عزیزم خودت هدایتم کن
باورتون نمیشه بعد از چند سال که من وارد روان شناسی کودک شدم فهمیدم که چقد از کارایی که کرده بودم درست و باید انجام میشده و این فقط لطف خداست
الان تو کل فامیل بچه من به تربیت درست معروفه
و هی میگن چون مامانش روان شناسه اینطوری شده
من با کسایی که نزدیکم هستن بارها گفتم
گفتم محمدو خود خدا تربیت کرده و گرنه اکر به خود من بود خدا میدونه چه بلایی سر تربیت این بچه میومد
یا یادم میاد ده دوازده سال پیش اوایل ازدواجمون
من وهمسرم توی خونه اجاره ای
سوار موتور
حقوق کم
و خیلی چیزای دیگه اما یه عادتی داشتیم
هر شب میشستیم روی موتور دور شهر میگشتیم اول اینکه همش میگفتیموای
چقد خدا دوسمون داره
چقد همیشه خونه های خوبی بهمون داده
چقد صاحب خونه هامون همیشه خوب بودن و…
بعدم از تو محله های ثروتمند رد میشیدیم خونه های زیبا رو تحسین میکردیم
در خالیکه ده هزارتومن پول توجیبمونم نبود از ساختن خونه رویاییمون حرف میزدیم
استاد بخدا خندم میگیره چطوری اون کارارو میکردیمنمیدونم
واقعا شرایط سخت بود
واقعا الان که فکرش میکنم خیلی چیزا داغون بود
اما یه طوری در مورد کارای بزرگی که میخواستیم انجام بدیم حرف میزدیما که فکر میکنی سوار بنز اخرین مدل بودیم و الان داشتیم میرفتیم جلسه که طرح وایده هامونو به مدیرعاملا واینا بگیم
وخدارو شکر میکنم برای اون هدایتای قشنگ
و باورتون نمیشه احساسی رو تجربه میکردیم که برای هرکسی بگم میگه خل بودین اما اینم از لطف خدا بود
من همیشه یه خط قرمزی داشتم توی زندگیم که به لطف باورهای مذهبیمون سعی میکردم همیشه پایبندش باشم
اونم این بود که تو بدترین شرایط هم سعی میکردم ناشکری نکنم
گریه میکردم ناراحت میشدم اماتا ذهنم وزبانم میخواست شروع کنه به ناسپاسی از ترس دهنمو میبستم
وخداوند هدایتم کرد به مسیری که نه تنها ناسپاسی نکنم بلکه با تمام سلول های بدنم سپاسگذار اینهمه لطفش باشم
استاد خیلی این پروژه قشنگه
خیلی همین چند روزه حالمو خوب کرده
خیلی شما و مریم بانو ماهین
اصلا استاد یه ارامشی برپا شده توی خونه و دل من که ستودنیه
وهمش حس حضور بهم دست میده
همون حضور قلبی که میگن باید. داشته باشی
حس میکنم توی خودم هستم
حضور دارم در این عالم
و نمیدونم بالا تر از این حس دیگه چه حسیه
الهی خدا هرروز و هر لحظه هدایتمون بکنه به هر مسیری که خودش میدونه برامون بهتره و ماهم بنده های تسلیم و راضی باشیم
و قلبمون اماده باشه همیشه برای حضور در لحظه و در وجود خودمون
استاد عاشقتونم
مریم بانو ماچ به صورت قشنگتون
با سلام و احترام به استاد جان مریم جان و دوستان جان سایت️️
خداروشکر میکنم برای کسب اگاهی های عمیق این فایل و از خداوند طلب هدایت میکنم برای درک بیشتر و عمل به اونها خدایا شکرت هزاران بار شکرت
امروز موقع برخوردن با یه تضادی سریع کنترل احساسمو دست گرفتم و از خداوند برای حلش هدایت خواستم و خیلی برام لذت بخش بود که مثل قبل پر از خسرت و افسردگی و احساس قربانی بودن نشدم شکرت خدای قشنگم
یه ترمز مهم و فکر میکنم مهم ترین مهم ترین ترمز من شاید اسم دیگه اش اصلی ترین نقطه ضعفم رو که بنظرم علت سال های سال احساس بد قربانی ، کینه و جذب اتفاقات تکراری بوده رو پیدا کردم و اون رنجش بود هرچند که با یه برخورد نامناسب و به شکل یک تضاد و از طرف ادمی که کینه های زیادی ازش داشتم و به مرور تصمیم گرفتم ببخشمش بهم رسید چند وقتی هست که دارم تلاش میکنم ببخشمش به خاطرات بد کودکیم فکر نکنم به نکات مثبتش توجه کنم وباهاش نجنگم مخصوصا اینکه اون فرد برادرمه ولی اولش احساسم بد شد بعد با خودم گفتم الان وقت کنترل ذهن و احساسه یکم که سعی کردم دیدم رو عوض کنم متوجه شدم که دقیقا مشکل اصلی من رنجیدنه حساس بودنه همینه که سالها ادم های تکراری اتفاقات تکراری حسرت و کینه و غم تکراری رو برای من به ارمغان اورده بوده خداروشکر میکنم که پیداش کردم خدایا هزاربار شکرت خدای مهربونم خدایا خودت هدایتم کن تا این نقطه ضعف رو کمرنگش کنم
خیلی خوشحالم
و چندتا نکته از فایل بنویسم :
وقتی ما در مسیر درست باشیم لاجرم هدایت میشیم به کار درست ادم های درست ایده های درست هرچیزی که لازم باشه رودریافت کنیم میکنیم مثلا اگه لازم باشه یه کتاب خاصی رو بخونیم پس وظیفه ی ما گشتن دنبال ادم مناسب پول ایده نیست وظیفه ی ما کار کردن روی خودمونه تا با فرکانس درست مسیر درست رو طی کنیم
وقتی آدم های نامناسبی در زندگی ما هستند یعنی ما خودمون نامناسب هستیم
برای رسیدن به نتایج پایدار باید توان تشخیص اصل از فرع رو داشته باشیم
خیلی شکر میکنم به خاطر حضورتون در زندگیم خیلی خوشحالم از اینکه تو این سایتم ممنونم خیلی ممنونم ️️
سلام خدمت استاد بی نظیرم و همه دوستان عزیز
تشکر میکنم از خانم شایسته بابت اجرای این دوره
گام هجدهم
کبوتر با کبوتر باز با باز
دقیقا پاشنه اشیل من هست استاد من دقیقا مخاطب این فایل بودم چقدر به زور خاستم یکی بیاد تو زندگیم یا فلانی از زندگیم بره بیرون حتی من به زور خاستم هدایت بشم
اما مدتیه که میدونم باید تو مسیر درست باسم آرام باسم توکل کنم خدا خودش هدایت میکنه و چند روزه به لطف خدا و ابن دوره و اموزشهای استاد و هدایت را زندگی حس کردم البته تو مسایل کوچیک گام به گام میدونم که باید تکاملم را طی کنم باید ثابت قدم باشم تا در سایر زمینه ها که الان ذهنم مقاومت داره هم کام به گام خدایا را دریافت کنم
خدای من هزاران بار شکرت آنقدر امروز حالم نسبت به چند روز گذشته خوبه که میخام بپرم تو بغل خداجونم و بغلش کنم استاد عزیزم بی نهایت ازتون سپاسگزارم الهی شکر که تمام فایل های اساتید دیگه را من خیلی وقته حذف کردم و فقط و فقط شما را میسنوم خدایا کمکم کن قدر نعمتی چون استاد عباسمتش و این سایت را بدونم و استفاده کنم برای ساخت زندگی دلخواهم خدایا شکرت بابت استاد عبایمنس خدایا شکرت که هر روز ازش چیزای شگفت انگیز یاد میگیرم که تو هیچ کتابی نیست
خدایا مرا به زیبایی و آسانی به مسیر سلامتی و ارامش درونی و خوشبختی دنیا و آخرت هدایت کن
به امید اینکه فردا شب بیام و با حال و نتایج بهتری کامنت بنویسم خدایا صدهزار مرتبه سکرت بابت همه چی
در پناه خدا
سلام.
امروز رفتم بانک وپول نقد لازم داشتم.اون مقدار پولی که من میخواستم اصولا بانک نداشت بدهد.
چون پول درشت میخاستم و نبود اصولا.
به خداسپردم و رفتم.
وارد بانک شدم و منتطر بودم دیدم اون کارمند بانک داره یه دسته تراول میده به مشتری.
من به اون مشتری گفتم چقدر پول تراول داری؟ میشه بدین به من و من پول بزنم به کارتتون.اونم قبول کرد و شماره کارت داد تا از عابر براش جابجا کنم.
تا رفتم عابر ذهنم داشت نجوا میکرد که نکنه بزاره بره.نکنه اصلا اون مبلع که تو میخای نباشه و….
خلاصه هی نجوا بود و…
منم گفتم خدایا من بهش اعتماد کردم و میدونم تو ادمهای ناجور سر راهم نمیزاری.
اینا همش پازل توست.
پول انتقال دادم و اون هم پولارو به من داد ومقدارش هم درست بود.
ولی واقعا این لحظات خیلی ایمان میخاد که به پازل و نقشه خدا اعتماد کنی که همون لحطه برم و همون ادم پول بگیره و به من بده.
بانک دیگه هم رفتم داشت و راحت پول به من داد و کارای دیگه بانکیم هم به راحتی انجام شد.
وقتی در مدار ومسیر درست باشیم خدا ادمهای خوب میاره تو زندگیمون.
این رو با وجودم درک کردم…
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام استاد و مریم جان
خیلی عالیه که فایلها و لایوها مجدد یادآوری میشود
مطالب که شاید موقع ظبط آن در مسیر شنیدن نبودیم و اکنون به لطف الله شنیدم
و از خداوند میخوام که به درک آگاهی و اجرای آن مرا یاری کند خدایا شکرت
وقتی باور کنیم انجام میدهیم
وقتی باور میکنیم راهها باز میشه
وقتی باور میکنیم زمان و اعتبار و پول خرج میکنیم
وقتی باور میکنیم خدا برایمان آنچه میخواهم میشود
باور دارم درآمدم هر روز بیشتر میشود و خداوند راهها را باز میکند
باور دارم کارهایم آسان انجام میشه
به خرید های آسان و انجام کارهایم توسط دستان خدا آشنا میشوم و
آدم مناسب و عالی سمت من میآید
خدایا شکرت
وقتی باور کنم خدا کارهای که باید انجام بدهم را به من را به میگوید
وقتی باور کردم مشتری و پول آمد
خدایا شکرت
وقتی باور کردم میتوانم و روی خودم کار کردم
افراد خانواده من خودشان اهل تمرکز و نکات مثبت
و عباس منش ی بودند
خدایا شکرت
خدایا مرا در بدست آوردن و جذب راحت تر خواسته هایم
به زیبایی سادگی و عزتمندانه هدایت کن
و کارها را برایم آسان تر کن
خدایا شکرت
شاد موفق و ثروتمند باشید در پناه خداوند متعال
سلام بر استاد عزیزم مریم جانم و دوستان عزیزم
گام هجدهم :
وقتی در مسیر درست باشیم خود به خود به انجام کارهای درست هدایت می شویم.
وقتی دنبال آدم هم جهت می گردی، دنبال پول می گردی یعنی قانون را درک نکردی قانون کبوتر با کبوتر باز با باز است من وقتی در مسیر درست باشم خود به خود به آدم درست، ایده های پول ساز و … هدایت می شوم خودشان می آیند . خدا آنها را میاورد.
من باید روی خودم کار کنم و به اندازه ای که روی اصل تمرکز کنم اطراف من بهتر و بهتر می شود و کاری به گفته های دیگران نداشته باشم.
همه ی مسائل را از زاویه ای ببینم که به من احساس بهتری بدهد
آرامش دائمی نیست بلکه من باید هر لحظه این آرامش را در خودم ایجاد کنم.
چندین بار تا حالا پیش خودم می گفتم ای کاش در اطرافم کسانی بودند که شاگرد استاد عباس منش باشند تا با هم روی خودمان کار کنیم سپاسگزارم استاد عزیزم برای پاسخ به سوالات ذهنم که حتی به هیچ کس نگفته ام و هیچ جا ننوشته ام الله اکبر از قانون قدرتمندی که خدا در این جهان گذاشته است خدایا شکرت برای جوابگو بودن به من و تمام نعمت هایی که به من داده ای
سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
سلام به استاد عزیزم ومریم خانم شایسته ی گل
وسلام به تمام این خانواده ی صمیمی
ردپای گام هیجدهم
حتماً برای شماهم پیش اومده که یه مسئله یا موضوعی براتون پیش میاد وهمون روز ازیه طریقی به نوعی دیگر همون موضوع براتون تکرار میشه ویابه سایت استاد که سرمیزنید در مورد همون موضوع دارن صحبت میکنند ویا اینکه دریه کتابی یه جایی باهاش روبه رومیشید (پدیده ی همزمانی)
من هربار که به آموزش های استاد گوش دادم وعمل کردم وروی خودم کارکردم نتیجه هام تغییر میکردن و اتفاقات بهتر برای من رخ میداد و همیشه باآدم های بهتری منو روبه رو میکرد
کار کردن من روی خودم سپاسگزاری بود،قانون کنترل ذهن ،توجه به خوبیها و اتفاقات مثبت ،قانون احساس خوب=اتفاقات خوب وبلعکس ،و….بود
هربارسعی کردم که یادم باشه وسعی کردم به قوانین عمل کنم وخودمو تغییر بدم
والان ازنتیجه هام میبینم که تغییر کردم
خدایا شکرت….
ومنی که درگیر روزمرگی وافکارمنفی وحرفای مردم و خلاصه توو درودیوار بودم واصلا نمیدونستم که به چی علاقه دارم ومسیرو رسالتم چیه ،باکارهایی که روی خودم انجام دادم ،خداوند افرادی روسرراهم قرارداد که وبا یه جایی آشناشدم که فهمیدم این مسیر منه وکارکنانی عالی که هرروزیه نکته ی جدیدی یاد میگیرم ازشون ودرحال مهارت دیدن هستم و
این روند رودوباره ادامه میدم(کارکردن روی خودم)تا مدارم وآگاهیم بره بالاتر ،تاخداوند اتفاقات وافراد بهتر وآگاه تری رو سرراهم قراریده انشاالله…
خدایا شکرت که مسیرم رو باشما استادان خوبان قرارداد
خدایارونگهدارهمه ی ماباشد….