live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز - صفحه 28

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز
    237MB
    18 دقیقه
  • فایل صوتی live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز
    17MB
    18 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سلما مصدق گفته:
    مدت عضویت: 3045 روز

    سلام و درود و سپاس به استادان عزیزم و خانواده بزرگ عباسمنش

    پروژه خانه تکانی روز هجدهم:

    تشخیص اصل از فرع

    ما باید به جای اینکه با یک جمله افراد (فرع) در مورد قانون قضاوت کنیم از روی عملکرد اون افراد (اصل) تشخیص بدیم که چه باورهایی دارند. از روی عملکرد افراد موفق میتونیم تشخیص بدیم که چه باورهای قدرتمند کننده ای دارند نه صرفا از روی یک جمله اونها.

    ما باید دنبال اصل باشیم نه حاشیه ها و جزئیات.

    اگر ما در مسیر درست (اصل) باشیم هدایت میشیم به انجام کارهای درست (فرع). نیاز نیست درگیر پیدا کردن اینکه چه کاری (فرع) درست هست باشیم. فقط کافیه روی خودمون کار کنیم. اون کارهای درست به ما الهام میشه.

    نیاز نیست دنبال آدمای درست بگردیم (فرع) اونها خودشون در مدار ما قرار میگیرن. طبق قانون مدارها: کبوتر با کبوتر باز با باز کند همجنس با همجنس پرواز

    نیاز نیست در به در دنبال مشتری بگردیم (فرع). ما باید فقط روی بهبود باورهای خودمون و کیفیت محصول یا خدماتمون تمرکز کنیم یک محصول یا خدمات با ارزش برای ارائه داشته باشیم (اصل). خداوند خودش مشتریها روبه سمت ما هدایت میکنه.

    ما نیازی نیست دنبال دوست بگردیم (فرع) فقط کافیه روی باورهای خوب کار کنیم (اصل) خداوند خودش آدم هم مدار با ما رو به سمت ما هدایت میکنه.

    ما نیازی نیست برای رسیدن به خواسته ای تقلا کنیم و زجر بکشیم. خداوند نیازی نداره که ما زجر بکشیم تا اون خواسته رو به ما بده.

    مثلا نیاز نیست ما درگیر فنگ شویی بشیم (فرع). چون این اصل نیست. بلکه اگر ما حرف دیگران برامون مهم نباشه (اصل)، خود به خود محیط خونه و زندگیمون رو پاکسازی میکنیم و چیزهای اضافه توی خونمون نمی‌ذارم که تایید دیگران رو جلب کنیم.

    یعنی اگر تمرکزمون روی اصل باشه فرع خودش خودبه خود و لاجرم درست انجام میشه.

    مثال: اگر باورهای مناسبی در مورد سلامتی بسازیم و تمرکزمون روی زیبایی ها و سلامتی و سپاسگزاری و احساس خوب باشه (اصل ) هست خود به خود هدایت میشیم با سمت سلامتی.

    مثال: اگر محصول خوب و با کیفیت و تاثیرگداری تولید کنیم مشتری ها خودشون با هدایت خدا میان توی مدار ما و از ما خرید میکنن و وقتی ببینن محصول ما تاثیر گذاره محصولات دیگه ای رو هم از ما می‌خرن. نیاز نیست ما درگیر تبلیغات باشیم (فرع).

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 2298 روز

    سلام استاد عزیزم و مریم جان نازنین

    یه چیزی که می خواستم بنویسم الان که دارم دقبقه 15 رو از فایل گوش می دم،

    اگر ما خودمون رو به خداوند و هدایت بسپاریم ، هدایت می شیم به چیزی که نیاز ماست و آنچه که بهترین برای ما توی اون لحظه ، شاید بدن من ، شرایط جسمی من مثلا به واکسن a نیاز داشته باشه فارغ از اینکه مثلا همه دارن می گن واکسن b خوبه. و من یقین دارم به این مسیله و اصلا کاری به اینکه دیگران چی می گن ندارم. یعنی خودم رو چک می کنم و باورها و کانون توجه خودم رو ، اگر هماهنگ با قانون هستم که نشانه ش آرامش هست ، پس توی مسیر هدایت به صراط مستقیم هستم و بس.

    ممنونم از استادان عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 3124 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته عزیزم

    و دوستان عزیزم در این پروژه

    امروز گام هجدهم من از پروژه خانه تکانی به صورت گام به گام من هست

    بابت کامنتهای خوبی که میذارید ازتون ممنونم

    از هر کامنت چیزهای زیادی یاد میگیرم

    یکی دیگه از فایلهای خوب استاد واقعا چیزای مهمی بود که باید بارها برای خودم مرور کنم تا بهتر بتونم درک کنم و بهشون عمل کنم

    و نمود رو توی زندگیم ببینم

    خداروشکر که اینجام و هر روز کمی بهتر از دیروز سعی میکنم به شیوه و نگاهی که استاد عباسمنش بارها توی فایلهای داره تکرار میکنه عمل کنم

    هر بار سعی میکنم کمی بهتر از دیروز خودم باشم

    گاهی سخت میشه و سخت هست برام ولی من متعهد هستم به این که تغییر کنم و زندگیمو تغییر بدم

    توی این فایل استاد چندین مثال از اصل و نحوه نگاه درست داشتن به موضوعات به شکلی وارد مسیر های فرعی گمراه کننده نشیم زدند و بنظرم هر بار هر کدوممون با گوش دادن به این فایل میتونیم بهتر درک کنیم کجای زندگیمون روی اصل و این حرفها منطبق کجا درگیر فرعیات که ما رو دور میکنه از اساس

    و جالبه با خوندن کامنت های بچهای پروژه هر کدوم متوجه شدم سعی کردند فرعیاتی که درگیر بودن شناسایی کنند و بیان توی مسیر اصل

    چون این مثال‌های استاد فقط فقط برای این هست که ما متوجه مسیراصلی در تک تک موضوعات زندگیمون بشیم

    خداروشکر من از وقتی که پروژه شروع شده هر روز دارم سعی میکنم با یادآوری مثل فایل گوش دادن یا با خودم صحبت کردن اصل پیدا کنم و بیشتر توش بمونم

    هرچند مقاومت شدیدی دارم نسبت به صحبت های استاد و حتی بعضی کامنتها ولی باید ادامه داد بالاخره ذره ذره این باور در وجودم می نشینه

    با ایمان

    مریم درویشی

    1403/7/27

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    مصطفی خدابخشی گفته:
    مدت عضویت: 2317 روز

    بنام خداوند مهربان

    سلام به خانواده صمیمی عباسمنش

    ️ 🟢 قانون جذب یا کبوتر با کبوتر

    ما وقتی که تو مسیر درست قرار میگیریم، هدایت میشویم.

    حالا چطور در مسیر درست قرار بگیریم؟

    با تکرار و تمرین اصل. اینکه دنبال فرعیات نباشیم، فرعیات خود بخود درست یا محو میشن. وقتی در مسیر درست هستیم، خداوند آدم‌های درست، شرایط درست و موقعیت‌های درست رو تو زندگی ما میاره. لازم نیست من دنبالش بدوم که!

    اگر شما با خودت در صلحی و با خودت حال میکنی، با خودت حالت خوبه، این اصله! و بله به همون مقدار هم آدم مناسب وارد زندگی شما میشود. اصل اینه که وقتی شما در مسیر درست هستی، آدم‌ها، شرایط و موقعیت‌های درست وارد زندگی شما میشه. لازم نیست دنبال‌شون بدوی!

    ببینید تفاوت بین اینکه شما به چیزی “نیاز” داری و اینکه “لنگ” چیزی باشی.

    مثلا غذا نیازته ولی حرص نمیزنی، نگرانی نداری، دنبالش نمیدوی، در کل در حالت اضطرار قرار نداری! میدونی بالاخره سیر میشی. و یه جور اطمینان داری که بهش میرسی. اینجورم نیست که با دنیا قطع ارتباط کنی و بگی من به غذا خوردن ”نیازی” ندارم. نه…

    ماها همه احتیاج داریم به دوستای خوب، غذای خوب، پارتنر خوب، مسافرت، پول و ثروت و فراوانی، معنویت، سلامتی، و خوشبختی و سعادت. ولی میگم نباید هی بگیم کو پس… و هیچ تغیرات اساسی هم رو خودمون نداشته باشیم.

    منم به شخصه این فکر میاد که بشه بشینیم با یکی صحبت کنیم راجع به قوانین، ولی هر بار جلوی گروه و فلان رو تونستم بگیرم.. حالا چون من شغلمم تدریس هست بازم وسوسه میشم گروه بزارم، با بقیه اساتید و فلان تبادل فکر کنیم، ولی باز میگم نعععع! این راهش نیست.

    🟢 جهان قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز رو رعایت میکنه و طبق این قانون، آدم‌ها و شرایط مناسب، وارد زندگی شما میشن. وقتی کسی با شما جور نمیشه، حتما به سود شما نیست دیگه… دست خدا که بازه، یکی دیگه!

    (من خودم خیلیی کار دارم رو این)

    طبق این قانون شما هدایت میشی به آدم‌ها، شرایط و موقعیت‌هایی که آلردی درست هستن‌.

    مرز باریکی بین اصل و فرع هست و دلیل اینکه آدم‌ها گمراه میشن پیروی از فرعیاته! چون میخوان قانون رو همرنگ خواسته‌هاشون کنن، نه اینکه خودشون از قانون پیروی کنند. اما خب این خلاف قانونه دیگه! قانون میگه: خواسته‌ات رو مشخص اعلام کن و رها باش! بقیه‌اش با من! دیگه دنبال تکنیک نباش که چطور به خواسته برسم. همین قانون میگه حالا اگر باورهات ایراد داشته باشه، خواسته‌ات طول میکشه! این تنها تکنیک، راه حل، یا هرچی اسمش رو میخوای بزاری بزار… این تنها جواب قانونه که آقا به درون خود برگرد… فنگ‌شویی و دکور و تبلیغات میشن فرعیات.

    وقتی به هدایت گوش میدی، به اصل گوش میدی، هدایت میشی به چیزی که برای تو خوبه! ممکنه برای دیگری راه حل چیز دیگه‌ای باشه، ولی برای تو همون چیزی خوبه که خیلی راحت و ساده انجام میشه، لازم نیست سخت باشه، تقلا باشه و خیلی طبیعی و راحت اجرا میشه. (مثل واکسن زدن استاد یا خودم حالا منی که باورم اینه آقا واکسن بزنم، نگرانیم کمتره یا قوی‌تر میشم، دیگه هدایت میشم به واکسن و کار انجام میشه و بعدها دیگه نگرانی ندارم، ولی کسی که باورش اینه واکسن خودش اصلا عامل بیماریه یا فلان، اون هدایت نمیشه به واکسن زدن، هدایت میشه که چه میدونم هر بار یه بهونه‌ای بیاره که نزنه!)

    🟢 یه اصل دیگه اینه که آقا به قلبت گوش کن! ما به خداوند، به آگاهی کل وصلیم و اون پاسخ‌ها رو داره! وقتی میگه آرام باش و به بقیه گوش نده، به مردم گوش نده، به همون میزانم به خوشبختی نزدیک میشی، چون قلبت روش‌هایی میده که بدرد تو میخوره، ولی آدمی که دهن‌بینی مردم رو میکنه و آگاهی‌های قلبش رو ایگنر میکنه، اون میره دنبال همون درست دست شستن.

    🟢 یه اصل دیگه میگه که باید مدت زمان بیشتری رو در آرامش باشی، به اتفاقات از زاویه‌ای نگاه کنی که بهت احساس بهتری بده. اگر به داستان پندمیک از این زاویه نگاه کنی که “مگه میشه از مرگ گریخت؟”

    * دیگه نگرانی نداری که….

    * دنبال فرعیاتم نمیری ….

    * به قلبت هم گوش میدی…. و

    * هدایت هم میشی به شرایط و موقعیت‌های درست!

    * زنده هم میمونی!

    در پناه الله مهربان، ثروتمند در تمام ابعاد زندگی‌تون باشید، چون ثروت هم خودشه!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      سحر مشگین گفته:
      مدت عضویت: 1297 روز

      سلاام بر استاد عزیزم و همه عزیزان هم فرکانسی

      و همینطور بر آقای خدابخشی عزیز

      چقدر این فایل بهم کمک کرد برای درست کردنِ نگاهم به یه سری از اقداماتم در مسیر کاریم

      امیدوارم که درکِ درستی باشی

      اقای خدابخشی مرسی از شما هم خیلی متنتون و مثال‌هایی که زدین بهم کمک کرد

      سوالی ذهنم رو درگیر کرده بود که بامثال غذا خوردن و نیاز به غذا اما حرص نزدن

      جوابم رو گرفتم

      مثلِ حکایت ماهی خواستن و دریا میشه

      نمیشه تو خشکی باشی و از خدا ماهی بخوای باید به سمت دریا حرکت کنی و بری کنار دریا اونوقت خدا ماهی ها رو به سمتت هدایت میکنه

      ماهم برای پول و ثروت و روابط خوب و هر چیزی که میخوایم نمیشه بگیم خدا خودش همینجوری که هستیم و همون جایی که هستیم میده بهمون

      باید حرکت کنیم به سمت دریا یا سمت مزرعه برای خوراکمون، برای نیازمون

      و در حین اینکه نگاهمون توحیدیه و همرو دستی از دستان ِ خدا میدونیم

      غدا ، پول و روابط و …. به سمت ما حرکت میکنن و هم فرکانس میشیم با خواستمون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        مصطفی خدابخشی گفته:
        مدت عضویت: 2317 روز

        سحر عزیز

        آره واقعا، یه مرز بندی همیشه هست بین درخواست کردن و ایمان داشتن که به خواسته میرسی، اینکه شما هر خواسته‌ای داشته باشی، خوبه و حقته تا زمانی که متجاوز نباشی… و بعد برای اون خواسته حرکت کنی و ایمان داشته باشی که بهش میرسی.

        البته خودم نمیتونم ادعا کنم خوب متوجه شدم، چون تو بعضی موارد خوب نتیجه گرفتم ولی تو برخی موارد نه هنوز که عمدتا برمیگرده به مسائل لیاقت و ارزشمندی.

        بهرحال مچکرم که برام کامنت نوشتی و باعث تکرار این آگاهی‌ها شدی.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    Farnazq گفته:
    مدت عضویت: 3164 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته مهربان و عزیز و دوستان خیلی خوب

    نکات و برداشت هام:

    اینکه به اصل توجه کنیم و اگر شخص موفقی رو دیدیم که یک بار گفته من باور نداشتم که موفق بشم بدونیم این فقط یک جمله ست که در اون لحظه گفته درصورتیکه وقتی اعمال و رفتار و تلاش‌های اون فرد رو دقت کنیم متوجه‌ میشیم رفتارها و کارهاش در جهت موفقیت بودن، اگر باور به موفقیت نداشت که اون قدم ها رو برنمی‌داشت.

    باید همیشه به اصل توجه کنیم و درگیر فرعیات و حواشی نشیم

    اگر ما در مسیر درست باشیم به انجام کارهای درست هم هدایت میشیم، به سمت ایده های مناسب و افراد درست و … هرچه لازمه و برای ما مناسبه خودش وارد زندگیمون میشه

    پس اگر دنبال پیدا کردن افراد مناسبیم باید بدونیم قانون اینه که اگر ما در مسیر درست باشیم و خودمون آدم درستی باشیم، آدم‌های مناسب خودشون به زندگیمون میان و اگر افراد دور و برمون آدم های مناسبی نیستن برای اینه که خودمون آدم مناسبی نیستیم و همون اصل کبوتر با کبوتر باز با باز

    موضوع دیگه ما همواره باید احساس خوب و آرامش رو در خودمون ایجاد کنیم

    خدایا شکرت برای همه نعمت‌ها و برکتها

    مارا به راه راست هدایت کن به راه کسانی که به آنها نعمت دادی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    زهرانجفی گفته:
    مدت عضویت: 1841 روز

    سلام به استادخوبم مریم جانم وهمگی اعضای خانواده بزرگم

    ردپای گام 18

    استادجان طبق توضیحات این فایل منم اوایل ورودم به سایت چون قوانین رو درک نکرده بودم و دور و برم پر از آدمهای منفی بود همش شدیدا دنبال این بودم ی سری دوستان عباس منشی پیدا کنم که در کنارشون رشد کنم و ازشون چیزیادبگیرم.چقدر آرزوم بود همکارهایی داشته باشم که لااقل اگر شمارو نمیشناسن خودشون آدمهای مثبتی باشن.

    هرچقدر بیشتر تقلا میکردم برای پیداکردن این آدمها کمترنتیجه میگرفتم.

    بلاخره بعد ی مدت قوانین برام واضح تر شد ودرکم بالا رفت و به این نتیجه رسیدم که من ازخودم باید شروع کنم و توقعم رو از دیگران که خوب باشن بیارم به صفر برسونم و تلاشی نکنم برای جستجوی افراد مثبت چون من مثبت شم لاجرم دنیا اون افراد رو ناخواسته به سمت من سوق میده.

    هنوزم حقیقتش ی وقتایی بخاطر باورهای اشتباه عمیقم لغزش میکنم ولی سریع مچ خودمو میگیرم و خودمو میبرم تومسیردرست.

    شاید غیرقابل باور باشه برای ی عده ولی همون آدمهایی که اطراف من هستند و به شدت منفی هستند و یکم بداخلاق حین معاشرت با من کاملا رفتارشون تغییر میکنه مثبت میشن و خوش اخلاق.

    زمانی که همون شخص درجایگاه بالا دستی من ی وقتایی خیلی به ندرت بمن غر بزنه بقول سعیده شهریاری عزیز بهش حق میدم و باهاش بحث نمیکنم و چیزی نمیگم وعحیب در صورتی که مدیر منه شدیدا به حرفهام گوش میده وعمل میکنه.ی حرف شنوی عجیبی ازم داره که برای بقیه غیرقابل هضم.

    ومن همه اینها رو مدیون آموزش های دوره عشق ومودت در روابط میدونم.

    درپناه خداباشید.آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    علیرضا گفته:
    مدت عضویت: 2905 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت استاد عزیزم و بانو شایسته عزیز

    گام هیجدهم خانه تکانی ذهن

    قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز

    درسهایی ک بهم داده شد فایلی پر از آگاهی

    خدایا سپاسگزارم خودت هدایتم کن مطالبی ک باید بنویسم و عمل کنم به این آگاهی‌ها

    دنبال حاشیه ها نرم و بچسبم به اصل خودم وقتی در مسیر باشم وقتی روی خودم کار کنم وقتی بیام روی باورهام کار کنم خیلی راحت هدایت میشم به مسیری ک اون شرایط و اتفاقات عالی و آدمهای مناسب و ایده هایی ک بهم داده میشه ک ثروت بیشتری خلق کنم

    وقتی پیگیر مشتری هستم وقتی دنبال اینم ک با کسی باشم ک مثبته و میشینم از قانون صحبت میکنیم و اون انرژی رو بجایی اینکه بزارم روی خودم میزارم روی مطالبی که یاد گرفتم وای عمل نکردم میام به دیگران میگم وقتی دارم اینکار رو میکنم مثلا میام در مورد کنترل ذهن در موردش صحبت میکنم با دیگری وقتی اون طرف از پیشم میره بعد از چند ساعت دیدم ک جهان کاری میکنه به اون ادعایی ک کردم و ی اتفاقی میفته واسه اون ادعایی ک کردی ک باید ذهنت رو کنترل کنی بعد میبینی ک نمیتونی و حست بد وبدتر میشه فقط کافیه اون انرژی روی خودم بزارم و کاری به هیچ کس نداشته باشم وقتی خدا رو دارم بهترین دوست ویارم هست دنبال کی بگردم وقتی با خدای خودم صحبت میکنم از درون حالم خوب میشه و آرامش دارم دنبال چه گروهی باشم ک اینقدر حس خوب میده گروه‌ های دورهمی شرکت کردم و دیدم که همه میخوان نشون بدن ک ما بلدیم و دیدیم وقتی داری صحبت میکنی میپره تو حرفت ک خودش کلام رو دست بگیره بره روی منبر اما نگاه به نتایج میکنی میبینی هیچ چیز نداره

    منم قبلا همینطور بودم همش لب و دهان بودم فقط میخواستم از این قانون صحبت کنم ک من میدونم و میگفتم تو باید این کار رو بکنی تا نتیجه بگیری اما جهان جوری زد تو گوشم ک حواسم باشه به خودم و دخالت نکنم تو کار خداوند هر کسی ی خدایی داره با باورهایی ک ساخته من بیام دخالت کنم تو کار خدا خودم بدجوری میام پایین و هر چقدر من بتونم سکوت کردن رو یاد بگیرم خیلی راحت تر به اصلم نزدیک میشم

    میخوام یاد بگیرم اگه من در مسیر درست باشم و روی خودم دارم کار میکنم دیگه احتیاج به تقلا وزور زدن به اینکه برم دنبال اون فایل یا مشتری رو پیگیری کنم بیام وقتم رو بیشتر بزارم روی مهارتم وقت بزارم روی خودم اون فایل و مشتری با باورهای خوبی ک ساختم خودشون به دنبال من میان و براحتی و مثل آب خوردن فروش میره

    خدایا شکرت بابت این فایل پراز آگاهی ک هدایت شدم ک من اون تمرکز رو بزارم روی خودم همه چی آرام آرام به سمت بالا پیش میرم اما اگر در جهت مخالف اون عمل کنم اون آروم آروم به سمت پایین سر میخورم من انتخاب میکنم کدوم راه رو انتخاب کنم خداوند بمن اختیار داده ک من چی میخوام ثروت میخوام یا فقر رو بدبختی میخوام یا خوشبختی رو من هدایت میشم

    در پناه خداوند هدایتگرم باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    محمدصادق امام بخش زاده گفته:
    مدت عضویت: 1812 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و مریم خانم بی نظیر.

    سپاسگزارم ازتون که این جریان رو ایجاد کردید که کنار هم دیگه هر روز روی خودمون کار کنیم.

    من دستور العمل استفاده از این دوره رو مجدد مرور کردم و دارم ردپاهایی که در دفتر نوشتم از هر روز رو در سایت هم ثبت می‌کنم امیدوارم مفید واقع بشه هم برای خودم و هم برای دوستان عزیزم.

    این فایل در مورد این موضوع صحبت کرد که تمرکزمون رو بگذاریم روی اصل نه فرع.

    من همیشه میگفتم این اصل و فرع که استاد میگه دقیقا یعنی چی؟ چطور میشه عمقی درکش کنم؟ البته هنوز جای کار دارم.

    اصل یعنی اینکه روی خودمون کار کنیم و بگذاریم جهان هدایتمون کنه به مسیر درست.

    اگر من روی خودم کار می‌کنم جهان من رو هدایت میکنه به سمت آگاهی‌ها، ایده‌ها و شرایط و آدم‌ها و اتفاقاتی که برای من مناسب هستند. مثل استاد که گفت من روی خودم کار می‌کنم بعد دیدم برای جریان واکسن هدایت شدم به جایی که گفت فقط واکسن مادرنا داریم و من گفتم پس این حتما برای من خوب بوده که هدایت شدم بهش.

    یعنی وقتی روی خودمون کار می‌کنیم باید ببینیم در هر لحظه داریم به چه چیزی هدایت میشیم، گاهی اوقات فکر می‌کنیم نه من این چیز رو نمیخوام و این نباید وارد زندگی من بشه اما بعد می‌بینی که وقتی میخواهی بروی یک مسیر دیگه جهان مقاومت نشون میده یا نشونه میده اونجا میفهمی که باید تسلیم باشی و حتما این موضوع برای تو خوب بوده.

    در مورد داستان بیماری من یک تجربه دارم. از اونجایی که من روی فایل تسلط ذهن بر جسم کار کرده بودم و همچنین فایل‌های آرامش در پرتو آگاهی رو بارها گوش کرده بودم به این نتیجه رسیده بودم که بدن من قدرت این رو داره که از پس هر مشکلی بر بیاد. در مورد بحث سیستم ایمنی، و همچنین فایل های توحیدی رو سلامتی هم تاثیر دارن و کار کرده بودم. اتفاقی که افتاد وقتی این بیماری اومد من هر جایی که میخواستم میرفتم و اصلا نگران نبودم که این بیماری نکنه بیاد سراغ من و از طرفی رعایت هم میکردم پروتوکل های فروشگاه ها و .. رو. البته یکم مقاومت داشتم مثلا باشگاه که میرفتم میگفتن باید ماسک بزنی من میگفتم ولش کن من باشگاه نمیرم ولی حاضر نیستم ماسک بزنم. گاهی اوقات هم شیطنک میکردم و بدون ماسک کارم رو انجام میدادم وقتی باشگاه خلوت بود و مشکلی بوجود نیومد. در اون زمان همه ترس داشتن از اینکه بیرون برن ولی من بیرون میرفتم. اوایلش خانواده اصرار میکردن که نرو منم برای اینکه اذیت نشن نمیرفتم تا اینکه گفتم خدایا اگه من دوست دارم بیرون برم تو خودت شرایط رو فراهم میکنی و من با این موضوع نمیجنگم و تمرکزم رو میگذارم رو خواسته. و جالبه که فضا برای بیرون رفتن من همیشه فراهم میشد و من با خیال راحت پیاده روی و … ام رو میرفتم. جالبه همه مریض میشدن ولی من مریض نشدم. حتی یادم هست به خاطر یک داستانی که حالا شاید بعدا براتون تعریفش کردم که باعث معافیت سربازی من شده من برای حل این مسئله‌ام هدایت شدم به یک بیمارستانی که از قضا باید اونجا میموندم تا کارهایی که خدا برای این خواسته من هست رو انجام بده (البته اون موقع مقاومت داشتم بابت این اتفاق و میگفتم یعنی چی من باید اینجا باشم هی فکر میکردم یک جای قانون رو درست استفاده نکردم ولی با آگاهی امروزم میفهمم که باید تسلیم خداوند میبودم و خیریت رو میدیدم تا کارها انجام بشه) خلاصه در اون بیمارستان دیدم یک دکتری رد شد و گفت کسی رو اینجا بستری نکنید این ها همه همین بیماری رو دارن. بعد من نگران نشدم و حتی اونجا هم گفتم سیستم ایمنی بدن من قوی هست و رفتم. جالب هست من حتی در اون شرایط هم بیمار نشدم و فقط یک شب به اندازه چند ساعت احساس سرماخوردگی کردم و همون موقع تو ذهنم تکرار میکردم که سیستم ایمنی من بسیار قوی هست و از پس هر مشکلی بر میاد و من به سرعت باد خوب شدم. خیلی باورهام در مورد سلامتی خوب بود و من از اونجا سُرُ مُرُ گُنده بیرون اومدم. من باز هم به دلیل هدایت خداوند و شرایط جوری فراهم شد بدون اینکه من کاری بکنم که واکسن هم نزنم و اگر قرار بود زده بشه میبایست تسلیم میشدم ولی باورم بر این بود که بدن من قوی هست و مشکلی نیست. تا الان هم که خدمتتون دارم این کامنت رو مینویسم اصلا به مشکلی برخورد نکردم. شده به دلیل کار نکردن روی باورهای سلامتی و افکار بیماری زا خودم یا خوردن یک ماده غذایی نامناسب در طول این چند سال یک شب تا صبح احساس بیماری بکنم ولی تو همون شرایط هم سعی کردم ذهنم رو کنترل بکنم و خوب شدم در صورتی که افرادی رو که میبینم مرتب بیمار هستن حالا هر بار یک بیماری ای ولی من هیچیم نمیشه و این رو مدیون باورهای قدرتمند کننده ای هستم که شما گفتید و خداوند من رو به سمتش هدایت کرد. و البته اعتبار این نعمت رو به خدا میدم که این ایمان و تعهد رو در من ایجاد کرد که این مسیر رو حرکت کنم واقعا اگر کمک خدا و آگاهی خدا و قدرت خداوند و لطفش به من نبود هرگز این اتفاق نمی‌افتاد و من این باورها رو ایجاد نمیکردم چون من در گذشته آدمی بودم که به اندازه سر سوزن هم به این چیزها اعتقاد نداشتم و به خاطر علومی که تو دوران تحصیل بهمون در مورد ویروس ها و باکتری ها و … گفته بودن و تاثیرش روی زندگی این باورهای سلامتی رو چرت محض میدونستم و میگفتم غیرعلمیه. ولی به دلیل اینکه به خاطر مشکلات زندگی از خدا درخواست کردم نجاتم بده و احساس عجز کردم خداوند هم سنگ تموم گذاشت و من رو به سمت این آگاهی ها هدایت کرد و به من ایمانی داد که باورشون کنم تکرارشون کنم و ازشون تاثیر بگیرم و باعث شده این اتفاقات توی زندگیم بیفته.

    در این فایل در مورد این موضوع صحبت شد که اگر در به در دنبال این هستی که با افراد مثبت اندیش باشی، اگر در به در دنبال این هستی که پول بیاد تو زندگیت و .. در مسیر نادرست هستی. تو روی خودت کار میکنی در مسیر درست قرار میگیری خود به خود شرایطی ایجاد میشه ایده ها آدم ها و شرایطی بوجود میان که تو رو به این شرایط میرسونن. اگر این اتفاق نمی افته یعنی تو در مسیر درست نیستی. اگر با آدم های دری وری هستی یعنی تو در مسیر درست نیستی.

    این در مورد من از یک جهت صادقه. من نمیدونم خودم چرا اینجوری هستم. من دوست دارم با آدم ها باشم و صحبت کنم اما نمیدونم چرا اصولا اغلب خودم رو تنها می‌کنم و از جمع ها فاصله میگیرم. اگر مهمونی ای باشه که احساس کنم خوبه میرم اگر عروسی ای باشه میرم کلا فضاهای شاد رو ببینم خوبه میرم و اگر میخوام با خانواده باشم و بگیم و بخندیم میرم و با خودم ورودی مثبت هم میبرم که بگذاریم روی تی وی و با هم دیگه ببنیم و بخندیم که تمرکز مثبت باشه ولی اینکه بخوام وقتم رو باهاشون بگذرونم که در مورد مسائل حاشیه ای صحبت بشه، نمیرم، کلا دوست خاص ای هم ندارم و پیاده روی هم که میرم تنها میرم. با این موضوع اغلب راحت هستم اما گاهی اوقات هم این افکار میاد که استاد اینجوری زندگی نمیکنه و میگه من دوست های زیادی دارم چرا من اینطوری نیستم؟ چرا من دوست‌های زیادی ندارم؟ کلا دوست ندارم چه برسه به دوست صمیمی. خیلی اوقات هم جهان شرایط رو ایجاد کرده که دوستی شکل بگیره اما من ازش فاصله گرفتم و نرفتم. داستان چیه؟ کجای من ایراد داره؟ چرا ترس دارم از اینکه با کسی دوست بشم؟ گاهی اوقات احساس می‌کنم که خیلی خوب میشد که دوست‌های خوبی و مثبتی میداشتم، تنهایی زیادی هم خوب نیست، احساس میکنم این موضوع به اعتماد به نفس پایین من برمیگرده و من احساس می‌کنم به اندازه کافی خوب نیستم، ایراد و اشکال دارم. به اندازه کافی نمیتونم ارتباط خوب بگیرم، اینطور نیست که من اعتماد به نفس ارتباط با آدم ها رو نداشته باشم نه تو جامعه میرم و کارم رو انجام میدم اما در بحث دوست شدن تمایل نشون نمیدم. شایدم به خاطر این هست که من فکر میکنم نمیتونم دوست خوبی برای افراد باشم کلا این حوزه رو باید یک فکر اساسی در موردش بکنم. گاهی اوقات در رابطه‌ی دوستی بودن رو وقت تلف کردن میدونم. گاهی اوقات از بیان کردن نظراتم می‌ترسم. گاهی اوقات حس می‌کنم شاید باورهای اشتباهی داشته باشم و آدم پرفکت و خفنی نباشم. این کمال گرایی همیشه در من هست که میخوام پرفکت و بهترین باشم و هیچ ایراد و اشکالی نداشته باشم. شاید به خاطر این هست که در گذشته به خاطر رفتار و اعمال و باورهای اشتباهی که داشتم تحقیر شدم و تصمیم گرفتم که دیگه پرفکت باشم تا با کسی ارتباط برقرار کنم و اگه اشتباهی در من باشه چیز خوبی نیست و نباید اینطور باشه.

    مورد دیگه ای که در این فایل در موردش صحبت شد در مورد مصاحبه هایی هست که با افراد ثروتمند و موفق انجام میشه که مثلا فردی مثل ایلان ماسک میگه که من فکرش رو نمیکردم که موفق بشم ولی در عمل میاد این همه کار میکنه و روی این همه ترس هاش پا میگذاره و این همه سرمایه‌های زندگیش رو میگذاره روی پروژه‌هاش. خب چطور میشه گفت که این فرد باور نداشته که موفق میشه و بعد این همه کار میکنه؟ عملکردش که این رو نشون نمیده که باور نداره. اگر ذهنش رو نمیتونست کنترل کنه که این همه کار نمیکرد. پس یک خودباوری ای این وسط بوده که این همه حرکت کرده. من فکر میکنم به خاطر این ترس‌هایی که همه موقع شروع کار داریم این حرف رو زده. چون خیلی ها مثل خود من وقتی میخوایم یک کارهایی رو انجام بدیم ترس و نگرانی هایی داریم و فکر میکنیم که نمیتونیم موفق بشیم ولی زورمون به ذهنمون میرسه و اون کار رو انجام میدیم و لطف خدا هم هست و اون کارها درست پیش میره و بعد پیش خودمون میگیم فکر نمیکردم که جواب بده.

    در مورد بحث انرژی ها، من واقعا به این موضوع انرژی مثبت محیط اعتقاد دارم که وجود داره و منتقل میشه و همیشه هم به دنبال انجام تمریناتی هستم که این حال خوب رو در خودم ایجاد کنم. خیلی اوقات میشه که به یک سری مکان ها میرم یا با یک سری آدم ها ارتباط برقرار می کنم و .. و یک انرژی مثبت رو از اون شرایط دریافت می‌کنم و به قولی حالمون بهتر میشه. به قول استاد حال خوب مسری هست. و باید ما جوری روی خودمون کار کنیم که این حال خوب و مثبت رو بتونیم در خودمون ایجاد کنیم. گاهی اوقات هم که نمیتونیم ایجاد کنیم باید به دنبال راهکار دیگه‌ای باشیم. استاد در فایل های قبلی هم اشاره کردن که بالا نگه داشتن سطح انرژی به میزانی هست که ما می‌تونیم ذهنمون رو کنترل کنیم. گاهی اوقات ذهنمون رو نمی‌تونیم کنترل کنیم و باید دنبال یک راه دیگه باشیم. به نظرم یکی از بهترین کارها این هست که تفکر کنیم چه کارهایی رو انجام بدیم که حامون خوب بشه؟ رفتن به مکان های خاص هست، پیاده روی هست، گوش دادن برخی موسیقی‌ها هست، رقصیدن هست، استفاده از فایل های تمرکز بر نکات مثبت هست، بودن در جمع های مثبت هست، سپاسگزاری کردن و تمرکز بر داشته ها هست، دعا کردن و خیر خواستن برای دیگران خواستن هست، تفکر وابسته نبودن به افراد و موقعیت‌ها و حساب نکردن روی افراد هست و دست خدا رو باز بگذاریم که از بی نهایت دستش حال خوب رو به ما بده هست. باورهای مثبت داشتن هست مثلا در مورد مثبت کردن انرژی محیط، اگر با این باور محیط زندگیت رو تمیز کنی که من دارم قدر نعمت هام رو میدونم و بهشون اهمیت میدم و تمیزشون میکنم و عشقم رو بهشون منتقل می‌کنم و با تمام وجودم این کار رو انجام میدم و باور داشته باشی که حالا که داری این کار رو انجام میدی این اشیاء و وسایل و خونه شعور دارن و میرن نعمت های بهتر رو بهشون خبر میدن که بیان سراغ تو و میگن ببین این فرد خیلی فوق العاده است و بیایید ماله این بشین چون خیلی میفهمه این کار هم باعث میشه هم انرژی اون محیط مثبت بشه و هم نعمت ها در زندگیم بهتر بشه. مثلا من با عشق به کاکتوس هام رسیدگی می‌کنم گلدون هاشون رو تمیز میکنم زیرشون رو تمیز میکنم بهشون آب میدم و … و همین باعث میشه که جهان به من کاکتوس‌ های باحال تر برسونه. یک بار برادرم بهم میده، یک بار میبینم یکی کاکتوس رو گذاشته سر خیابون و .. من هدایت میشم به سمت این جور اتفاقات.

    ولی حالا حرف استاد در مورد انرژی ها هم این هست که اگر تو در مسیر درست باشی و روی خودت کار کنی به جای اینکه مثلا بری فنگ شویی بخونی خود به خود به سمت ایده ها آدم ها شرایط و حتی کتاب ها و آگاهی ها و اقداماتی هدایت بشی که خروجیش باعث میشه انرژی محیط هم برات مثبت بشه. چون خدا هدایت می‌کنه فقط باید در مسیر درست باشی یعنی هر روز روی خودت کار کنی.

    عاشقتونم. دوستتون دارم. امیدوارم برکت و ثروت و سلامتی و عشق و زیبایی و آسانی ها از در و دیوار وارد زندگیتون بشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    الهه گفته:
    مدت عضویت: 1204 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان عزیزم و همه دوستان.

    گام هجدهم از خانه تکانی ذهن.

    وقتی شما تو مسیر درست قرار دارید، شما هدایت میشید به انجام کارهای درست‌.

    شما وقتی رو خودت کار میکنی، جهان لاجرم آدمهای درست رو تو زندگیت میاره، اصلا تو نمیخواد دنبال کسی بگردی.

    اگر داری دنبال آدمهای مناسب میگردی، این یعنی تو نمیدونی قانون چیه.

    شما وقتی تو مسیر درست قرار داری و حرکت میکنی، آدمهای درست خودشون میان تو زندگیت.

    من این روزها دارم تمام تمرکزم رو میذارم فقط روی خودم. کانون توجهم رو کنترل میکنم.

    سعی میکنم از زاویه ای به تمام موضوعات نگاه کنم که احساسم بهتر بشه.

    دیشب یه موضوعی پیش اومد برام که اگر من الهه سابق بودم، حتما کلی گریه میکردم و احساس قربانی شدن رو تجربه میکردم، اما خدا رو شکر، کاملا هوشیار بودم. سریع ذهنمو کنترل کردم و شروع کردم از زاویه ای به اون موضوع نگاه کردم که احساسم بهتر بشه.

    و خیلی جالبه وقتی از زاویه ای بهش نگاه کردم که احساسم بهتر بشه، تونستم کلی نکات مثبت توی همون موضوع پیدا کنم. و حتی بخاطر نکات مثبتی که در همون موضوع پیدا کردم خوشحال شدم و شکرگذاری کردم.

    این میشه تغییر واقعی، این میشه تغییر باور، این میشه عمل به قانون.

    خیلی خوشحالم که بصورت واقعی و در عمل به قانون عمل کردم .چون اگه من بصورت واقعی باورهام تغییر نکرده بود، دیشب نمیتونستم ذهنمو کنترل کنم.

    نتایج خودمو میبینم و خودمو تحسین میکنم برای عمل به قانون و به خودم افتخار میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    احمد رضا عزیزی گفته:
    مدت عضویت: 2246 روز

    سلام و وقت به خیر به استاد عزیزم

    پروژه گام گام

    گام 18

    چقدر احساس میکنم که از وقتی متمرکز شدم روی این پروژه و دارم هر روز طبق تعهدم گوش میدم و عمل میکنم زندگی ام بهتر شده و چقدر درآمدم بیشتر شده انگار به قول شما چرخ زندگی من داره هر روز روان تر میشه و راحت تر.

    این چند گام چند نکته یاد گرفتم که میخام بگم

    اولا قانون سپاس گذاری دوباره برام تکرار شد که چقدر میتونه فرکانس هام ببره بالا و منو جدا کنه از بدنه جامعه قانونی حدودا از یک ماه پیش دارم بیشتر انجام میدم و نتایجش رو میبینم هر چند کوچیک ولی میفهمم انگار داره روون میشه

    نکته بعدی کنترل ورودی هاست که من فکر کنم توش ضعیف بودم قبلا ولی از شروع پروژه دارم انجام میدم و جالب اینکه آدم هایی که ورودی نا مناسب میدادند یا کم شدن از زندگیم یا حرف هاشون عوض شده و خودم میدونم از وقتی روی خودم کار کردم این تغییر ایجاد شد.

    نکته بعدی اینه که همیشه باید روی خودم کار کنم و همیشه خودم رو بهبود بدم

    به قول خودتون موفقیت حاصل انجام دادن و انجام ندادن یک سری کاره و من همیشه باید خودم رو بهبود بدم قدم های متوالی بردارم و از اون طرف هم همیشه مراقب باور هام باشم روی اون ها هم کار کنم چون مثل علف هرز رشد میکنن و همیشه باید چیده بشن.

    نکته مهم تر اینکه دنبال هدف هام باشم و هر روز یک قدم براش بردارم چون من اگر روزی یک قدم بردارن آخر سال 365 قدم نزدیک تر هستم و تازه من قانون تصاعد رو حساب نکردم که بگم بیشتر میشه

    در کل این هجده روز من انگار تازه دارم خودم رو رشد میدم و نتایج کوچیک رو میبینم اما باید به خودم یاد آور بشم که قانون فراموش نکن و همیشه و مستمر روی خودت و اهدافت و ورودی هات کار کن

    سپاس بابت این پروژه و این سایت زیبا️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: