live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز - صفحه 24

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز
    237MB
    18 دقیقه
  • فایل صوتی live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز
    17MB
    18 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    جلال مسعودی گفته:
    مدت عضویت: 2666 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام و درود

    بسیار خوشحال و شکر گزارم که به این مسیر زیبای زندگی هدایت شده ام و بخاطر درک قوانین از آموزش های استاد عزیزم ، خدا را بهتر شناختم و توانستم تا حدودی اصل قوانین را در پیاده کنم و تا امروز ادامه بدهم.

    استاد هر چه از شما تشکر کنم باز هم کمه

    برای اینکه نگاه منو نسبت به خدا و قوانین زندگی عوض کردید.

    برای این که به آرامی و نرمی ، شاخ و برگ های اضافی شخصیت و باورهای مخرب قبلی منو خیلی ساده و روان هرس کردید.

    بطوری که نسبت به جلال پنج ، شش سال پیش هیچ وجه تشابهی نمی بینم.

    منم مثل بقیه دنبال راههای میانبر ، جدید و به روز بودم . به هر روش جدیدی که حرفش بین دوستان و آشنایان می پیچید و باب میشد ، پناه می‌بردم و میخواستم خیلی زود زندگیم از این رو به اون رو بشه

    بعضی متد ها رو بقدری آب و تابش میدادند که فکر میکردی این روش تنها راهی هست که تا حالا نفهمیده ای و تنها راه نجاتته

    مثل همین فنگ شویی ، مراقبه ، آب درمانی ، یوگا ، انرژی درمانی ، احضار ارواح و….

    اما به لطف خدا ، وقتی دستم به شما و مدار آگاهی هاتون رسید ، مثل انسانی که پس سالها سردرگمی توی کویر ، درمانده و خسته به چشمه ای زلال میرسه بودم .

    خیلی خیلی ازتون تشکر میکنم ، بخدا بغض گلوم گرفته ، اشک تو چشمام حلقه زده

    نمی دونم چگونه از شما قدردانی کنم که ارزش کار و زحمت شما را نشون بدم . چقدر شما خوب تونستید باورها و شخصیت منو تغییر بدید و منو هدایت کنید به مسیر آسون و لذت بخش زندگی

    باز هم از شما تشکر میکنم و سعی میکنم با ادامه این مسیر و عمل به آموزش های شما بیشتر از زندگی لذت ببرم و جهان را جای بهتری برای زندگی خودم ودیگران بکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    معصومه سلمانی پور گفته:
    مدت عضویت: 1309 روز

    بنام الله مهربان

    سلام به استادان جان و دوستای گلم

    گام 18 خانه تکانی ذهن

    * تا وقتی که باور نکنیم که کاری که میخوایم انجام بدیم نتیجه نده ،شروع نمیکنیم

    من اینو تجربه کردم در مورد خودم ، بخاطر اینکه میتونم از پس خودم برمیام یا نه بعد جداییم و بلطف الله مهربانم تونستم و خبر خوبش اینه که اول به خودم ثابت کردم که میتونم و بعد به کسانی که فکر میکردند نمیتونم و جالبه همین دیشب یکی از عزیرانم این حرف رو زد ،که با کسی درموردت صحبت شد و اون فرد گفت که معصومه نمیتونه و اینقدر قوی نیست که خودشو جم و جور کنه و اون عزیز جواب اون فرد رو داده که میتونه خیلی بهتر از من .

    میدونین چه لذتی دادبهم این تحسین و تعریف ،نه فقط چون تعریف کرده ازم ،نه، به این دلیل که هم بهم ایمان داشت هم تونستم اینقدر تغییر کنم و قوی بشم برام خیلی احساس خوبی داشت و نشونه احساس لیاقتیه که روز بروز داره بهتر میشه و میام بالاتر

    و همش لطف خداست که هر جا کمک خواستم ازش بردم بالا و هیچ کسم نتونسته بیارم پایین و هر چقدرم شکرشو بجا بیارم بازم کمه. اینقد اغوشش و دستاش گرم و دوست داشتنیه که اینجا بودنو باهمه چیز عوض میکنم.

    بهترین بهترینها رو برا تک تکمون ارزومندم

    ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    الهام 🌳 گفته:
    مدت عضویت: 2611 روز

    سلام به روی ماه استاد عزیزم و مریم جون و دوستانی که اینجا هستن و این متن رو می خونن..

    واقعا این قانون کبوتر با کبوتر …. برای من یه نفر خیلی خوب جواب داده،

    سال ها پیش بود که تصمیم گرفته بودم که فقط وقتی برم تو رابطه که اون طرف ایرانی نباشه.. بعد هی دنبالش بودم ، همه جا دنبال یه خارجی می گشتم، هر فکری به ذهنم میرسید که

    بتونم یک خارجی پیدا کنم انجام میدادم و ذهنمم از اونور میگفت اخه تو ایران!!!! از کجا میخوای خارجی پیدا کنی… تا دیگه یه روز بیخیال شدم گفتم نمیدونم چطوری، ولی من دیگه تو رابطه نمیرم تااون خارجی پیدا شه.

    واااای اصلا ساده تر از اونچیزی که فکرش رو کنید یه ادمی رو باهاش اشنا شدم که اون سر دنیا بود و خیلی سریع همه کاراش رو انجام داد و کمتر از ٢ ماه از آشنابیمون میگذشت که ویزاشو گرفت و اومد ایران…

    و یه مورد دیگه اینکه مثلا من تو ذهنم بود کلاس زبان برم اما اصلا ایده ای نداشتم کجا برم، و کی خوبه اصلا… اونم واقعا معجزه وار وقتی داشتم استوری های یه پیج تو اینستاگرام رو میدیدم با اینا آشنا شدم و واقعاااا ر اضی ام،

    خیلی موارد هست که من اول یا زور زدم و تلاش کردم ، بعد که رها کردم رسیدم، یا اینکه اصلا مقاومتی نداشتم و خودش وارد زندگیم شده….

    اما الان یه سوال دارم استاد و دوستان، خب من دارم دنبال کار میگردم، اینم باید صبر کنم خودش ی جوری بیاد سمتم؟ یعنی اون کاری که باید انجام بدم بهمنشون داده میشه، یا مثلا من بگردم از بین اون کارا اونی که باید انجام بدم ، بهم نشون داده میشه؟

    این متن رو من دیشب نوشتم تو گوشیم اما اینجا ثبتش نکردم، صبح که بیدار شدم گام نوزدهم رو دیدم یه جورایی این سوال اخر نه کامل اما برام جوابش واضح تر شد…

    ممنونم ازت استاد جان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    شيدا نوید گفته:
    مدت عضویت: 2388 روز

    گام هجدهم: قانون کبوتر با کبوتر باز با باز/ 23 مهر 1403

    1. اگر کسی باور نداشته باشه چیزی رو یاد می گیره روی آن وقت می ذاره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    2. وقتی شما در مسیر درست قرار می گیرید هدایت میشید به کارهای درست بدون اینکه بدونید اون کار چی هست این ها جزییات هست و وقتی در مسیر درست قرار می گیرید خود به خود در مسیر کارهای درست قرار می گیرید. شما هدایت می شوید به ایده مناسب به فکر مناسب

    3. وقتی شما دنبال کسی هستی که هم جهت با تو باشه یعنی شما قانون رو یاد نگرفتی قانون اینه کبوتر با کبوتر باز با باز کند هم جنس با هم جنس پرواز شما وقتی در مسیر درست هستی ایده ها میاد دنبالت تو نمی خواد کتاب ایده باز کنی در مسیری قرار می گیری که اون کتاب هم به صورت جادویی میاد تو زندگیت. شما لازم نیست اصلا دنبال پول هم بری وقتی در مسیر درست هستی پول دنبالت میاد.

    4. وقتی خدا رو بشناسی لازم نیست واسه پیدا کردن کسی کاری کنی. اصل رو در نظر داشته باشی و ادامه بدی اون افراد هم به سمت شما هدایت می شوند.

    5. تو روی خودت کار کن خداوند شما رو هدایت می کنه و نتایج مربوط به کار شما رو براتون میاره تا وقتی داری ذهنت رو کنترل می کنی تا وقتی داری سپاسگزاری می کنی و توجه می کنی به احساس مثبت و مسائل رو از زاویه ای ببینی که بهت احساس بهتری میده هدایت میشی به مسیرهای بهتر و اونچه که برای تو لازم هست وارد زندگیت میشه

    6. آرامش رو باید هر لحظه در زندگی ایجاد کنیم و به مسائل جوری نگاه کنیم که به ما احساس بهتری می دهد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    الناز و هانیه گفته:
    مدت عضویت: 2179 روز

    با نام و یاد خدای مهربان

    خدایی که هر چه دارم از اوست. خدایی که بسیار مهربان، رزاق، وهاب و تواب و غفور است.

    سلام خدمت استاد عباسمنش عزیزم و استاد مریم عزیز

    سلام خدمت همه دوستانم

    ————————————–

    از این فایل زیبا یاد گرفتم:

    1.اگر به چیزی عمیقاً باور داشته باشم برای آن قدم برمی دارم. افراد موفقی مثل ایلان ماسک به این دلیل موفق شدند که به مسیری که در آن حرکت می کردند ایمان و باور داشتند که موفق می شوند.

    ———————-

    2.سوالات خوب و درست بپرسیم و به دنبال مسائل اساسی باشیم؛ چیزهایی که به ما کمک می کنند.

    ———————-

    3.اگر در مسیر درست باشم به کارهای درست هدایت می شوم، حتی گاهی مواقع بدون اینکه کتاب خاصی مطالعه کنم. (شاه بیت این فایل)

    ———————-

    4. اگر باورهایم در هر زمینه ای درست باشد در مسیر دریافت و کار درست قرار می گیرم. (بارها تجربه کردم)

    ———————-

    5. اگر در مسیر درست باشم خود به خود کار درست را انجام می دهم.

    ———————-

    6.اگر در مسیر درست باشم، ایده فکر مناسب را خداوند به من الهام می کند.

    ———————-

    7.اگر در مسیر درست باشم، لازم نیست دنبال کسی بگردم. خداوند آدمهای درست را در مسیر من قرار می دهد.

    ———————-

    8.اگر در مسیر درست باشم و باورهای درستی در مورد پول داشته باشم، پول خودش دنبال من میاد.

    ———————-

    9.فقط بشینم روی خودم کار و تمرکز کنم، جهان آدمهای درست را در زمان درست به سمت من هدایت می کند.

    ———————-

    10. به اندازه ای که روی خودم کار می کنم در مسیر درست قرار می گیرم.

    ———————-

    11. اگر اصل را درک کنم و سراغ حاشیه نروم، در مسیر سینوسی قرار نمی گیرم. مسیر زندگی‌ام در شیب مناسب همواره به سمت جلو حرکت خواهد کرد.

    ———————-

    12.کاری نداشته باشم بقیه در هر موضوعی چه نظری دارند. فقط به قلبم اعتماد کنم و اجازه دهم خداوند مرا هدایت کند.

    ———————-

    13.تا زمانی که حس خوبی دارم، کنترل ذهن دارم، سپاسگزاری می کنم و به مسائل از زاویه مثبت نگاه می کنم جهان مر در مسیر درست و خواسته هایم هدایت می کند.

    ———————-

    14.استاندارهای بالایی برای خودم داشته باشم.

    ———————-

    15.از هر کسی چیزی یاد گرفتم از او تشکر کنم و حتی براش هدیه بخرم.

    ———————-

    16.حتی فایلهای دانلودی استاد هم نتیجه می دهد.

    ———————-

    17. دلیل فروش بالای محصولات استاد نتایجی است که افراد می گیرند. اگر محصولی نتیجه نداشته باشد، افراد آن را نمی خرند.

    ———————-

    18. افراد زیادی فقط از فایلهای دانلودی استفاده کردند و نتیجه گرفتند و برای ادای دین خود محصولات را خریدند.

    ———————-

    19. اگر فایلها و کامنتهای سایت را استفاده کنم خیلی خوب اصل را درک خواهم کرد و از آن استفاده خواهم کرد.

    ———————-

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    لیلا بشارتی گفته:
    مدت عضویت: 2658 روز

    به نام خالق جهان هستی که با فضل بیکرانش از قدرت خلقش به من عطا کرد.

    درک من از اصل تشخیص اصل از فرع که خیلی بهم در خلق زندگی دلخواهم در هر جنبه ای از زندگیم کمک کرده این بوده که اصلا مهم نیست که من چه خواسته ای دارم اصلا مهم نیست که می‌خواهم چه شرایطی داشته باشم فقط وفقط این مهم که آیا دارم توی مسیر هم جهت با خواستم حرکت میکنم یا توی مسیر خلاف جهت خواسته هام ؟

    از زمانی که درک کردم که من با باورها وارزشهای درونیم وهمینطور کانون توجهم از طریق ناخودآگاهم فرکانسی به جهان ارسال میکنم که برای من تنظیم مسیر میکنه دیگه به قول استاد از رفتن توی درودیوار خلاص شدم .

    چون آگاهانه سعی کردم ببینم به چی دارم توجه میکنم ؟آیا این چیزی که دارم بهش توجه میکنم ودر من باور ایجاد میکنه هم جهته وهماهنگه با خواستم یا چیزی رو دارم باور میکنم وبهش توجه میکنم که دقیقا با خواسته هام در تناقض قرار داره.

    اصلا چیزی که دارم بهش توجه میکنم وباور میکنم وازش احساس در من ایجاد میشه وحتی تبدیل به یه باور واعتقاد وارزش درونی میشه با خواسته هام هماهنگی داره یا چرندیاتی هست که بدون فکر فقط شنیدم وبا خواسته هام ناهماهنگه.

    مثلا طبق مثال استاد همه ی ما خواستمون داشتن سلامتیه اونم به شکل طبیعی نه با زور مصرف قرص ودارو وپزشک بعد میاییم یه سری اطلاعات فرع وگاها چرت رو وارد مغزمون میکنیم که کم‌کم توی ناخوداگاهمون تبدیل میشه به باور که مثلا برای سلامتی ، حتما بایدفلان چکاپ رو سالی یکبار انجام بدید.

    برای سلامتی باید فلان قرص ها رو مصرف کنید .

    توی مراکز شلوغ باید حتما ماسک بزنید .

    واین چون توی ناخودآگاه ما جا میگیره دیگه ما نمیتونیم به صورت طبیعی سلامت باشیم .اگه یکسال چکاپ نشیم هزاران نگرانی میاد سراغمون که نکنه من از سلامتیم غافل شدم والان فلان بیماری رو دارم ؟خواسته ی ما سلامتیه ولی اگه یه روز بدون ماسک توی مترو باشم باورم اینه که من بیمار شدم وچون ناخودآگاهم اینو باور کرده که باید از ماسک ودستکش استفاده کنم ومن اینکارو یا باید انجام بدم یعنی عملا خودمو بندازم توی سختی ورنج یا اگه نندازم قطعا به مسیر بیماری هدایت میشم بعد میام میگم دیدی درست می‌گفتند من ماسک نزدم رفتم وبیمارشدم .بله البته که بیمار شدی چون تو خودت این مسیرو انتخاب کردی چون تو به حرفها توجه کردی وباور کردی

    یه مثال دیگه که بین ما ایرانی‌ها خیلی ریشه ای ساخته شده اعتقاد به چشم زخمه که باور داریم به این چرندیات وتازه خیلیهامون هم استناد میدیم به ایات خدا که بله من اگه مثلا ثروتمند باشم مورد چشم زخم افراد قرار میگیرم واینجا خواستمون رسیدن به آزادی مالی وثروته ولی چون در ناخواگاهمون باور وترس از چشم زخم داریم ذهنمون برای محافظت از ما از چشم زخم مارو به ایده هایی هدایت میکنه که اصلا به ثروت نرسیم که بخواهیم چشم بخوریم حتی اگر از جایی ثروتی هم وارد زندگیمون بشه خودمون با دست خودمون اون ثروت رو نابود میکنیم برای اینکه چشم نخوریم واین توی ناخودآگاه اتفاق میافته یعنی بخاطر اون باور چرت وغلط اتفاق میافته وتازه قویتر هم میشه ومیگیم این ثروته برای این نابود شد که چشمم زدند.نه چشمی در کار نیست .داستان اینه که ذهنت خواست یا بهتره بگم ناخواگاهت خواست از باورتو محافظت کنه .خواست از تو در برابر چشم زخم محافظت کنه چون اینو بهش خوروندی برای همین ثروتی توی زندگیت نیست اگرم بیاد نابود میشه .

    یا شنیدیم وباور کردیم ورزش کردن سخته

    حالا خواسته چیه میخواهیم هیکل ورزشی وتناسب زیبایی داشته باشیم .

    چون ناخوداگاهمون یا ذهنمون میخواد مارو از سختی نجات بده ما از مسیر ورزش دور میشیم ویا در اثر توجه زیاد اتفاقاتی رو تجربه میکنیم که باورمون تایید بشه تا دیگه سمت ورزش نریم.

    یا مثلا باورمون اینه که من باید اگه میخوام فرزند صالح وشایسته ای برای پدرومادرم باشم باید داعم بهشون سر بزنم یا کنارشون باشم ،حالا خواسته ی مهاجرت رو هم دارم خوب وقتی توی ناخودآگاهم اینه که من شایستگی رو توی داعم در کنار پدرومادر بودن باور دارم وارزش میدونم ناخودآگاه من برای حفظ این ارزش منو به سمت ایده ها واتفاقاتی سوق میده که خواسته ی مهاجرت محقق نشه .

    واستاد جان شما ومریم عزیزم چقدر این موضوع رو خوب وعالی توی دوره ی کشف قوانین به ما آموزش دادین تحت عنوان گاز وترمز

    که گازها همون خواسته های ما هستند وترمزها همون فرعیات وباورها وارزشها واعتقادات و ورودیهای غالب ما هستند که مانع محقق شدن خواستمون میشن.

    استاد جانم چقدر این اصل توجه نکردن به حرف مردم و دنبال این نباشیم که تایید وتحسین مردم رو بگیریم چقدر باور وتوجه به این اصل مهم که شما در تمام دوره هاتون خصوصا دوره ی احساس لیاقت آموزش دادین یه اصل واقعا کمک کننده هست .

    در تمام جنبه های زندگی اسانم کرد برای آسانی ها.

    از لباس پوشیدن گرفته تا وسایل خونه تا مسافرت تا رابطه ی عاطفیم تا رابطه با فرزندانم وحتی پدرومادرم همه وهمه ی جنبه ها وقسمتهای زندگیم به ایده های راحتتر ولذت بخش‌تر هدایت میشم .

    چون این اصل رو ناخودآگاهم باور کرده که مردمی وجود نداره وارزشمندی تو گره زده نشده به حرف ونظر مردم.

    استاد جان الان به برکت فضای آنلاین ومجازی هرکسی یه تریبون گرفته دستش وهر حرف واطلاعاتی رو داره منتشر میکنه

    اما من شنونده اولا باید پای هر صحبتی نشینم وثانیا اصول رو از فرعیات تشخیص بدم وببینم این آموزش وحرف واطلاعات ایا برای بهبود زندگیم خوبه وبدردم میخوره یانه .با خواسته هام هماهنگی داره یا در تناقضه.

    یه مثال از خودم بگم .

    زمانی که می‌خواستیم کار رستوران رو شروع کنیم از جاهای زیادی شنیدیم که گرفتن مجوز خیلی سخته وپروسه ی طول ودرازی داره .

    اون وقتها من از قوانین فرکانس وباور چیزی نمیدونستم .

    فقط نشستم فکر کردم دیدم این موضوع منو از شروع این کسب وکار میترسونه ونمیزاره اقدام کنم .

    اما بخاطر تضادها یی که بهش برخورده بودم این تنها کاری بود که باید انجام می‌دادم.

    انجامش دادم ورفتم توی دل این ترس

    والان 12 ساله که دارم انجامش میدم وهنوز هم خبری از جواز کسب نیست .

    من نمیگم این درسته یا نادرست

    فقط موضوع اینه که ببینیم این ورودی ذهنی موتور محرکمون هست برای حرکت یا یه عامل بازدارندست یه ترمزه.

    خداروشکر میکنم که توی این گام هم تونستم یه ردپا بزارم .

    فقط به اصل به چیزی که بهمون کمک میکنه بچسبیم ودنبال به قول استاد چرندیات وفرعیات نباشیم اگه واقعا میخواهیم بهشت رو توی زمین تجربه کنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 61 رای:
  7. -
    فاطمه گندمکار گفته:
    مدت عضویت: 2137 روز

    سلام عزیزای دلم.

    این روزا در حال و هواییی از زندگی هستم که شدیدا باید اولویت بندی کنم و اصل و فرع وتشخیص بدم تا بتونم خوب سپری کنم.

    اول از همه به این نتیجه رسیدم که برای یه خواسته یا یه تغییر نباید دست و پا بزنم نباید زور بزنم. باید قدم های کوچیکم و ببینم و تحسین کنم. اگر هم در مسیر خطایی کردم و دوباره به خونه اول برگشتم اشکال نداره نباید خودم و سرزنش کنم نباید از خودم نا امید بشم. خودم ومیبخشم و میگم اشکال نداره تازه اول راهی ازت توقع ندارم سریع تغییر کنی.

    امروز صبح ساعت 5 و نیم از خواب بیدار شدم فقط برای اینکه رو خودم کار کنم.

    تا اومدم شروع کنم ذهنم رفت سراغ ناخواسته ها و سرزنشم کرد که تو با خیلی نتونستی خوب ذهنت و کنترل کنی.

    اما یه حسی بهم گفت عزیزززم آروم باش.همینکه صبح زود بیدار شدی که فقط روی شخصیتت و بهبودت کار کنی یعنی رشد.خودت و تحسین کن.

    و به خودم گفتم درسته که دلت میخواد خیلی سریع به خواستت برسی . اما ناله کردن راه درستش نیست.

    به قول استاد باید در مسیر درست قرار بگیری تا هدایت بشی.

    باید ذهنت و کنترل کنی.

    راجع به خواسته هات حرف بزنی

    از ناخواسته هات اعراض کنی

    سعی کنی تا جایی که میتونی احساس سپاس گزاری داشته باشی( لازم نیست حتما شکرگزاری رو بنویسی تا اثر کنه. همینکه احساسش کنی کافیه)

    خدای عزیزم. به من قدرت و توانایی بده تا بتونم در جمع دوستانم و در کل روز ذهنم و کنترل کنم،راجع به خواسته هام حرف بزنم و از ناخواسته هام اعراض کنم.

    بزن بریم برای شروع یه روز بی نظیر.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  8. -
    مجتبی کاظمی گفته:
    مدت عضویت: 3614 روز

    به نام خداوند هدایتگر مهربان

    خدایا من هرآنچه که دارم از آن توست و از تو به من رسیده است

    استاد در شروع این فایل به مهمترین اصل اشاره می‌فرمایند که من اگر باور نداشته‌باشم که توانایی خلق زندگی دلخواه خودم را دارم و یا باور نداشته‌باشم که خودم خالق صددرصد زندگی هستم و اینکار را با افکار و باورها و فرکانس‌هایم انجام می‌دهم، اصلاً اقدامی برای کنترل ورودی‌ها و کانون توجهم و یا اقدامی برای تغییر باورهایم انجام می‌دهم

    اصلاً من هم خودم را همانند اکثریت جامعه می‌دانم که صبح که از خواب بیدار می‌شوند خودشان را بدست جامعه سپرده و از هرطرف که رفت آنها هم هم‌مسیر همان جریان غالب جامعه می‌شوند و خود را برگی در باد می‌دانند

    ولی اگر من باور کنم که خداوند قدرت خلق زندگی‌ام را به من سپرده و من مجبور به تحمل اوضاع نیستم و می‌توانم آنگونه که بخواهم شرایط زندگی‌ام را خلق کنم، شروع می‌کنم به کنترل ذهنم و تغییر باورهایم و مسلماً با اینکار نتایجم از تمام جامعه متفاوت خواهد شد

    مهم باور کردن این اصل است که من خالق زندگی خودم هستم

    من عاشق این کلمه لاجرم گفتن استاد هستم که اگر من در مسیر درست باشم لاجرم، آن‌کس و آنچه که من نیاز دارم در مسیر من قرار می‌گیرد؛

    حال مسیر درست چیست؟

    مسیر درست یعنی اینکه من باور کنم که خودم خالق صددرصد زندگی‌ام هستم و می‌‌توانم با افکارو باورها و کانون توجهم تمام اتفاقات زندگی‌ام را رقم بزنم

    مسیر درست یعنی اینکه احساس خوب مساوی است با اتفاقات خوب و من اگر بتوانم در هرشرایطی به اتفاقات زندگی‌ام جوری نگاه کنم که به احساس بهتری برسم، هیچ چیزی در این جهان نیست که نتوانم به آن دست پیدا کنم

    مسیر درست یعنی اینکه من به شغلی و کاری که مورد علاقه‌ام است بپردازم و باورهای خوبی در مورد شغل و ثروتم داشته باشم و اجازه بدهم که خداوند مرا هدایت کند و به او ایمان و اعتماد کامل داشته‌باشم و به ایده‌های الهامی عمل کنم

    مسیر درست یعنی اینکه من باید تمرکزم فقط روی خودم و روی کارکردن روی خودم باشد و از سرک کشیدن در زندگی دیگران دست بردارم و نخواهم که دیگران را تغییر بدهم

    و در این صورت اگر من در حرکت کردن در این مسیر درست ادامه داده و استمرار داشته باشم، لاجرم برای من اتفاق می‌افتد

    لاجرم من سالم هستم

    لاجرم من ثروت و نعمت دارم

    لاجرم من مکانی که مطابق با فرکانس‌هایم باشد هدایت می‌شوم و …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    محمد مفاخري گفته:
    مدت عضویت: 1650 روز

    به نام یگانه فرمانروای آسمان‌ها و زمین

    سلام و درود و مهر خدمت استاد عزیزم و دوستان هم فرکانسی عزیز

    امیدوارم حالتون عالی باشه.

    الان ساعت 3,14 دقیقه روز بیست‌وسوم مهر ماه سال چهارصدسه هستش

    دارم با عشق انجام میدم کاری رو که واقعاً عاشقش هستم و پیگیر الهاماتی هستم که خداوند به من وحی کرد،

    خدارو شکر میکنم که اینجا هستم و با احساس خوب دارم کامنت میذارم.

    خدارو شکر میکنم که در مسیر درست هستم و درستی مسیر رو با احساس خوبی که دارم درک میکنم ،

    خدارو شکر که هدایت شدم به سمت این فایل فوق‌العاده زیبا و جاداره تشکر ویژه کنم از خانم شایسته عزیز که زحمت کشیدن و این آگاهی‌هارو دوباره با شیوه بهتری تدوین کردند.خداقوت خانم شایسته عزیز.

    .

    حساب کردن روی هدایت چقدر خوبه و چقدر به آدم احساس خوبی میده ،مخصوصا وقتی به درستی مسیر پی میبری و ایده‌ها میاد و الهامات خدا بهت گفته میشه.لازمه‌ی هدایت شدن ایمان هست و عمل کردن به قدم‌های تکاملی ،وقتی که اولین هدایت‌ها میاد شاید درکش سخت باشه و اگر کمی بی ایمانی توی وجودمون باشه باعث میشه عمل نکنیم به هدایت‌ها،

    دلیل نتایج پایدار فقط و فقط ادامه مستمر و پایدار هست و لا غیر ،اگر به صورت مستمر عمل کنیم و اولین قدم رو برداریم خداوند هم قدم‌های بعدی رو بهمون میگه و بازهم هدایت می‌شیم و این پروسه هیچ وقت تموم شدنی نیست ،چون جهان مادی بر پایه تکامل شکل گرفته و این قانون بدون تغییر خداوند هستش،این رو من با تموم وجودم درک میکنم و صدها مثال دارم از ادامه پایدار و نتایج پایدار ،

    توانایی تشخیص اصل از فرع ،این توانایی در واقع بستگی داره به اینکه چقدر ایمان داریم به گفته‌ها و هدایت خداوند ،گاهی خداوند راه درست رو نشون میده و میگه اصل اینه و اگه میخوای نتیجه بگیری باید در این مسیر باشی و مسیرهای دیگه رو ببندی ،بازهم می‌رسیم به ایمان خودمون که چقدر ایمان داریم.این روزهای من سرشار شده از هدایت های زیبای خداوند و عمل کردن‌های من به هدایت‌های که هر بار شگفت زده میشم از راهکارهای ساده و زیبای که خداوند بهم نشون میده ،یه‌ موضوعی رو خوب درک کردم و از خداوند می‌خوام که این درک رو در وجودم بیشتر کنه،اینکه اگه هدایتی از جانب خداوند دریافت می‌کنیم اون هدایت باید راحت باشه و نیازی نباشه که سختی بکشیم ،اگر ایده‌ای میاد که کاری رو انجام بدی و کار سخت پیش می‌ره باید متوجه باشی که مسیرت اشتباهه و بازنگری کنی به اون الهامات ، نمی‌گم که وقتی فکر و ایده‌هایی به سرمون زد باید خود ب خود انجام بشه و لازم نیست که خودمون کاری انجام بدیم،اتفاقا وقتی ایده و الهامی از طرف خداوند دریافت می‌کنی و به درستی اون هدایت مطمئن میشی باید قدم برداری و شاید مجبور باشی برای عملی کردن اون ایده ساعت‌ها تلاش کنی و پیگیر باشی،و در دل حرکت کردن ایده‌ها و الهامات دیگه هم میاد و کار رو آسون و آسون تر می‌کنه ،اما باید اینو متوجه باشیم که اصل چیه و فرع چیه ،

    کلی مثال دارم که این موضوع رو برای من روشن کرده و گاهی اوقات چقدر به دردسر افتادم از اینکه نتونستم اصل رو از فرع تشخیص بدم و رفتم توی درودیوار. کلی هم مثال دارم از اینکه تونستم خوب تشخیص بدم که اصل چیه و چه کاری خوبه انجام بدم و انجام دادم و نتایج فوق‌العاده بوده ،

    خدارو شکر که در این وقت روحانی هدایت شدم به آگاهی‌های زیبا و تونستم درک کنم ،

    این روزها دارم خیلی جدی روی دوره روانشناسی ثروت یک کار می‌کنم و نتایج فوق‌العاده‌ست .

    بازهم سپاسگزارم از استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان ،

    امیدوارم هرجا هستید در پناه الله یکتا شاد،سالم،ثروتمند و سعادتمند باشید

    امضای خدا پای تک‌تک آرزوهاتون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    نازنین خشنود گفته:
    مدت عضویت: 1692 روز

    به نام خدا

    سلام استاد جان.

    ماتا وقتی که باور نداشته باشیم یکاری جواب نمیده اصلا انجامش نمیدیم. نمیتونیم انجامش بدیم.

    اگه باور داشته باشم که جواب میده تمام توان و انرژی و عشقمو براش میذارم.

    این جمله بمن یه نوید بزرگ داد.

    اینکه اگ الان دارم با شور و اشتیاق و عشق مضاعف برای اهدافم تلاش میکنم. کار میکنم.

    یعنی من باور دارم که موفق میشوم.

    و طبق قانون بدون تغییر خداوند هرچیزی که باور کنی تجربش میکنی.

    چقدررر عالی پس من مصمم تر اینکارو انجام میدم

    مصمم تر کار میکنم

    چون قراره نتیجش رو ببینم.

    و موفقیت از ان منه.

    ازین به بعد برای هر دقیقه ی که از زندگیم میگذره بیشتر سپاسگزارم و بیشتر برای هدفم کار میکنم.

    بااااعششششق

    این یعنی من باورش دارم.

    پس نرسیدنی درکار نیست

    من به عشقم خواهم رسید.

    موضوع بعد هدایته.

    این روزا بیشتر سعی میکنم ازش هدایت بخوام

    این روزا اون منو در بهترین مکان و بهترین زمان قرار میده.

    نیازی نیست دنبال اخبار باشم اون بهم الهام میکنه

    درزمان مناسب.

    من نباید نگران چیزی باشم.

    همونی که بهم الهام کرده

    راه رسیدن بهشم قدم به قدم میگه

    کافیه من احساسم خوب باشه

    کافیه به اون بسپارم.

    اون خدای سلیمانه.

    خدای موسی.

    خدای ابراهیم.

    خدای وهاب سلیمانه.

    پس میذارم اون هدایت کنه

    اون من رو درمدار عشقم قرار بده

    سپاسگزارتونم استاد جانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: