این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/10/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-13 02:22:152024-10-13 09:48:46live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز
488نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
مدتی بود تولید محتوای اضافه میکردم به این بهونه که ویدیوهام بیشتر دیده بشن و مشتریهای بیشتری داشته باشم که اتفاق خاصی هم نمیافتاد
یه چند وقتی این کارمو متوقف کردم
چون براساس این صحبت بود که فعال باش تا ملت تو رو یادشون نره
این کارو که متوقف کردم و نشستم و ایده های کارمو زودتر اجرا کردم
من در هرصورت چون عاشق کارمم ایده هامو انجام میدم ولی باورای اشتباهی مثل همون باور بالا باعث میشن من دیرتر این ایده ها رو انجام بدم
چون وقتمو هدر میداد اون باور بالایی
نتیجه چی شد هر کار جدیدی که ساختم فروش رفت
هنوزم دارم این تولید محتوای اضافه رو بهش بیتوجهی میکنم و ایده هایی که قشنگ میفهمم درسته رو انجام میدم که باز هم منجر شد من محل کارمو ارتقاء بدم چون وقت بیشتری داشتم چه از لحاط فکری چه از لحاظ زمانی
چیز دیگه ای که فهمیدم من از یک سال و نیم پیش نمیدونم چرا هی زور زدم تا با پارتنرم بحث ازدواج زودتر صورت بگیره. ، حالا خداروشکر درگیری بت بیرونم نداشتم
ذهن خودم درگیر بود
درگیر انتطارات بیجا از هزاران نفر
چون فکر میکردم من دیگه باید پیش آدمای بهتر باشم و این ناعدالتیه که من هنوز همون محیط قبلی رو دارم ، که فهمیدم با این جلسه که بله تو یه سری تغییرات ایجاد کردی ولی اگر هنوز همونجایی ، یا هنوز درست حسابی اونطوری که میخوای پول نمیسازی باید بیشتر تغییر کنی ،از لحاظ شخصیتی
یکی از این تعییرات که توی تک به تک جلسات خانه تکانی دارم بهش برمیخورم سپاس گزار بودنه
به عناوین مختلف من نمیدونم حس میکنم شما فقط دارین در مورد سپاس گزاری حرف میزنین
برنامه ای که چند روزه شروعش کردم اینه که آخر شب و اول صبح تایم بزارم برای سپاس گزاری بزارم جزو روتینم
این تمرین عملیه ایه که همش داره تکرار میشه برام
منم دارم سعی میکنم واقعا تو طول روز حواسم باشه با این موضوع
یه موصوع دیگم دیروز برام پیش اومده بود که از خدا خواستم هدایت بشم که ببینم راه درست چیه ، یکی از دوستانم اصرار داشت بریم توی خونه هایی که تبدیل به هتل و کافه شدن نقاشی کنیم یا بریم هتلها جاهایی که ادمای ثروتمند تر هستن تا بتونیم سفارش بگیریم و پول بسازیم
من قبلن این ایده رو مشابهش رو انجام داده بودم ولی برای این بود که ترسم بریزه از اینکه خودم رو یک هنرمند معرفی کنم و هر بار به یه سری ایدا های متفاوتی هدایت میشدم ، اون زمان ادف من فروش نبود ، هدفم ریختن اون ترسه بود و عمل به ایده هام
بعد من دیروز گفتم خدایا من میدونم مشتری توی جای خاص نیست ، مشتری خودش باید بیاد ولی انگار که میخواستم مطمین بشما ، هدایت خواستم و فهمیدم بله اون دوست من الان این ایده مناسبشه
ولی برای من چی؟
اصلا من حال میکنم تو خونه پشت میز کارم بشینم و اونچیزی که خودم میخوام رو درست کنم و رو باورامم کار کنم که مشتری ای که درک میکنه ارزش کارمو خودش بیاد
نه اینکه من برم توی جاهای به خصوص که تازه اگر بخرن یا نخرن
اون ایده برای من وقت تلف کنیه ، به دردم نمیخوره
اگر من دنبال مشتری مناسبم
دنبال درامد مناسبم
دنبال مخاطبای مناسبم اونا میان اگر من رو شخصیتم کار کنم و دنبال مقایسه کردن خودم و عر زدن و شکایت کردن از وضعیت الانم نباشم
و یه سری صحبتهای کوچیک دیگه که حس میکنم نباید بنویسمشون ولی برای خودم تو دفترم نوشتم
و البته این موصوعم هست
منم دنبال بچه های عباسمنشی نبودم خودشون به سمتم میومدن و یه سری از دوستایی که نتایج خفن گرفتن تو سایت و نمیگن رو من پیدا میکردم به هر طریقی و یه سریاهاشون صحبتهایی میکردن و به گوشم میرسید و کلی از کجفهمی های من رفع میشد ولی من از یه جایی به بعد مدت کوتاهی وابسطه شدم که این ادما میتونن کج فهمیهام رو بگن که وقتی فهمیدم اینطوری شدم دیگه سعی کردم سراعی از صحبتهای اون دوستان نگیرم
سلام میکنم به استاد عزیزم و مریم خانم شایسته و تمامی دوستان ارزشمندم
من عاشق همچین بحثهای توحیدی و هدایت هستم. 2 روز پیش توی جمع دوستانم بودم. یکیشون گفت با تهیه کننده کارمون رفیق شیم ما رو توی کارهای دیگه ببره. با اون یکی بازیگر کارمون رفیق بشیم از اطلاعات و سواد سینمایی و تئاتریش بهمون بگه. با اون یکی رفیق بشیم فیلم تئاترهای خفنی که داره رو بهمون بده و . . . بعد من گفتم من اینجوریام که هیچوقت برای رفیق شدن با کسی زور نمیزنم، خودش خودبخود اتفاق میفته. یکیشون قبول نمیکرد و یه سوال جالبی ازم پرسید. گفت الآن مثلا خودت پیام ندادی به استاد (کارگردان کارمون) که توی این کار باشی؟ من هیچ جوابی بهش ندادم چون گفتم نکنه استادمون که توی جمعمون هم بود درک نکنه جوابمو و ناراحت بشه. اما جوابم رو به شما عزیزان میگم. من الآن توی این 3تا کاری که با استادمون که کارگردان کارمون هم هست داشتم، هیچوقت من نرفتم دنبالش که ازش بخوام منو توی کازش راه بده. من همیشه سعی کردم کارم رو به درستی انجام بدم و اخلاق درست و حرفهای داشته باشم و روی باورهام هم که کار میکردم و عین 3تا کار رو خود استادمون بهم گفت که برم توی پروژهاش. اما خیلی از دوستام رو دیدم که مدام درخواست میدادن به استاد و استاد خیلی کلافه میشد. و انصافاً خیلی به خودم افتخار کردم. که من آویزون کسی نبودم. دنبال ترفندی نبودم. خودم بودم و خدام و خدام منو هدایت کرد به جاها و موقعیتها و ایدهها و آدمهای مناسب.
وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَهً لِیَکُونُوا لَهُمْ عِزًّا | و آنان غیر از خدا، معبودانی را برای خود برگزیدند تا مایه عزّتشان باشد!
کَلَّا . . . | چه پندار خامی . . . (سوره مریم آیه 81 و 82)
خدا باید همه چیز رو برامون درست کنه. حالا اگر این وسط نیاز باشه کسی بهمون کمک کنه یا کاری برامون بکنه خدا خودش هدایت میکنه. نیازی به زور زدن ما نیست.
انشاءالله همیشه همهمون به فضل خدا شاد و موفق و خوشبخت باشیم.
گام هجدهم live | live |قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز
یک آیه زیبا هم گویای این قانون کبوتر با کبوتر باز با. باز در قرآن هست سوره نور آیه 26:
زنان پاک برای مردان پاک و زنان ناپاک برای مردان ناپاک….این سیستم جهان است. جهان با فرکانس های غالب ما آدم ها، شرایط و اتفاقات را تنظیم میکند
خدایا هدایتم کن تا با کسی همراه باشم که بهم انگیزه بده تا بهترین ورژن از خودم باشم
سلام و هزاران درود و سلام به روی ماه استاد عزیزم و خانم شایسته ی نازنینم و ساکنین این سایت بهشتی و الهی و ملکوتی!!!!
الهی حال دلتون مثل همیشه عالی و جیب تون پر پول و ثروت و نعمت و در سلامتی و تندرستی احوالتون متعالی باشه
موضوع صحبت استاد عزیز و نازنینم!!!!!
داستان ” داستان تعهد ماست؛ تعهد به اینکه این مسیر رو ادامه بدیم و ورودی هامون رو کنترل کنیم ”
وقتی که متعهد میشیم روی خودمون کار میکنیم نتایج هم کم کم بوجود میان و با ادامه دادن هامون نتایج مون بزرگتر میشن و
به اندازه ای که ما متعهد باشیم به این مسیر الهی و روی خودمون کار کنیم نتایج میتونه بی انتها باشه متعهد به این که فایل های الهی رو گوش دادن و عمل کردن به اگاهی های این فایل ها ؛ متعهد بودن به تغییر دادن باورهامون و شخصیتمون و تصمیماتمون که بعدش نتایج فوق العاده ای بوجود میاد
بقول استادمن حالم خوب باشه، افرادیکه حالشون خوبه در دایره اطراف من قرار خواهند داشت
بجای اینکه فکر کنیم که چیکار کنیم که مردم با بیزینس ما آشنا شوند یا بریم بگردیم با افراد و شرایط و موقعیت ها آشنا بشیم به این فکر باشیم که
چیکار کنم که من در مدار درست ومناسب و شرایط درست قرار بگیرم
اگر من در مدار درست قرار بگیرم و اگر من روی خودم درست کار کنم با آدم مناسب در زمان مناسب وارد مدار من میشود و یا اگر نیاز باشه مطلبی رو بفهمم حتما هدایت می شوم به اون کتاب و یا اون مطلب و یا اون فیلم و یا آن شخص وارد مدار من می شود
استاد گفتن از زمانی که من قانون و اصل رو درک کردم همیشه زندگیم یک شیب بسمت بالای آرام آرامی را داشته هیچوقت سینوسی نبوده و یا یک گره بخورده که یکدفعه برم بالا و یک دفعه پایین بیام چون دنبال حاشیه و فرع نبودم
این جملهی طلایی استاد رو باید صد هزااار بار به خودم بگم که فارق از اینکه اون بیرون چه اتفاقی داره میوفته اگر من روی خودم کار کنم توی هرکجای این کره ی خاکی باشم وصل میشم به جریان نعمت و نعمت ها و پول و ثروت وارد زندگیم میشه تو هر زمینه ای که بخوام،
اگر من در مدار درست قرار بگیرم با آدم مناسب در زمان مناسب وارد مدار من میشود
وقتی شما از نظر فرکانسی خودت رو تغییر میدی و در مدار صحیح قرار میگیری
جهان جای تو رو از نظر فیزیکی هم تغییر میدهد… جهان افراد متناسب با افکارت را بسمتت هدایت میکند
خداوند بیشتر از من دوست دارد که من رشد کنم و پیشرفت کنم
اوست حامی من حمایت کننده من هدایتگر من
اوست که هر لحطه خودش به من راه ها را نشان میدهد منو بسمت راه حل ها هدایت می کند …
تو عاشق کارت باش تو زمان بزار
خدا خودش کارشو بلده
آدم هارو به سمتت هدایت میکنه
تو عالی باش تو مسیرتو با عشق و علاقه انجام بده
خداوند خودش بقیه کارهارو انجام میده
تو درونی خودتو رشد بده
بیرونیشو به عهده خداوند بزار
در مورد آرامش صحبت شد
از وقتی که هر روز توی دفتر ستاره ی قطبی ام بخاطر آرامشم تشکر و قدردانی کردم به اسم خودش قسم می خورم هر روز در مدار آرامش ذهنی بیشتر و بیشتری بودم
اینکه خداوند صبحها هر رو بخاطر اینکه با آرامش بیدارم میکنه
اینکه شبها با آرامش سرم رو بر بالین میگذارم و برای روز موفقیت آمیزم تشکر و سپاسگذاری می کنم در مدار آرامش بیشتر و بیشتری هستم خدایاااا شکرت خدایاا ممنون و سپاسگذارم که
بخاطر روحیه ی عالی ام
بخاطر آرامش ذهنی ام
بخاطر سقف وسیعی که با امنیت الهی بالای سرم دارم هزاران هزار بار هر روز و شب از خداوند تشکر و قدردانی میکنم
خدای مهربانم شکرت به من نعمت و قدرت شکرگزاری نعمتهای بیشمارت را عنایت کردی
من باید همیشه استادم رو الگو قرار بدم و این سوال رو از خودم بپرسم
خدایا چگونه میتوانم از این بهتر و بهتر شوم. و خودم را متعهد به نتیجه کنم و همانند استادانم با نتایجم صحبت کنم ؟
استاد عزیزم من خودم هم درسال گذشته جزو اون افرادی بودم که دنبال استاد منشی ها میگشت و خیلی دوست داشت یه نفر عباسمنشی گیر بیاره و ساعتها در مورد قانون و دستاوردهای اون شخص صحبت کنه و به قول خودم باهاش ،تبادل افکار کنه.
ولی طبق قانونی که فرمودید که اگر در مسیر درست باشید ،نیاز نیست دنبال چنین افرادی بگردید ، اون آدما شما رو پیدا میکنن و میان سمت شما،
من هم عید امسال بود که یه حسی بهم گفت که دیگه زیاد به دنبال تبادل افکار با اون دسته آدما نباش، تمرکز رو بزار روی خودت(اصل) و چکار داری با بقیه و نتایج اونا
انگار یه حس رقابت بین ما بوجود میومد و یه حس عجله ،که من باید تا هفته بعد یه خبر خوب یا یه پیشرفت مالی داشته باشم و به اون شخص بگم.
چون ما هرهفته به شکل تماس یکی دو ساعته و یا دیدار حضوری با هم تبادل میکردیم و همدیگر رو راهنمای میکردیم و قانون رو مرور میکردیم.
ولی با اون الهام قلبی که گفت تمرکزت رو بزار روی خودت ، بجای عجله و استرس که از اون شخص جانمونم و…
الان در 6 ماهه گذشته ،خیلی آرامشم بیشتر شده، بیشتر در سایت و کامنتها فعالم، تمرکز خیلی بیشتر شده روی کارم،
هیچ استرسی ندارم که الان باید موفق شوم و…
چون اون موقع با هر هفته زنگ زدن به هم ، فشار روانی زیادی روی خودمون میزاشتیم که این هفته ازچی بگم ،انگار که توی یک هفته باید معجزه بشه ،تا من بهش بگم که من این نتایج رو گرفتم،.
از جهتی دیگر چون نتایج آرام آرام و به صورت لایت اتفاق میوفته، تا یک هفته نتایجم چشمگیر نبود ،به همین خاطر الکی به خودم استرس میدادم.
قانون میگه:
کبوتر با کبوتر باز با باز
کندهمجنس با همجنس پرواز
الان که بیخیال پیدا کردن انسانهای عباسمنشی شده ام.
به طور طبیعی انسانهای آرام و در صلح به پستم میخوره،
خدا شاهده ،ما یک ماه کار ساختمونی داشتیم
و چه استاد کار های در صلح و با آرامشی به پست ما خورد
مثلا، بنای کاشی کار،که حتی عباسمنشی نبود ،ولی خیلی در مورد الطاف خداوند در زندگی خود صحبت میکرد، یا موزاییک کار یا بنای دیوار چین، و یا شیشه بر ،همه و همه انسانهای شریف، حلال و با صداقتی بودن، جز یک نفرشون، که اون هم به دلیل شرایط قانون جهان، که نمیتونه خوب مطلق باشه ،
همه خوب و عالی بودن و خیلی لذت بردم و میفهمیدم که قانون داره کار میکنه، چون من خیلی دارم روی خودم کار میکنم،خیلی روی ورودی هام، افکارم ،شکر گذاری و احساس خوبم کار میکنم.
اون یه مورد هم که نازیبا بود ، اعراض کردم و تمرکز زیادی روش نزاشتم، هر چند که کنترل ذهن بسیار برام سخت بود.
واقعا قانون مدارها رو خیلی قبول دارم.
تا نگردی آشنا، زینپرده رمزی نشنوی
گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش.
تمام اتفاقات، شرایط ، انسانها ،روابط، ثروت،و…
متناسب با مدار و فرکانس و باورهای غالب شما،
اتفاق میوفتد. این جمله رو باید هزاران بار به خودم بگم، تا درناخوداگاهم، اجرا بشه.
دوستان ،هم مدارم شمارو به تنها پروردگار عالم(رب العالمین) میسپارم️
به نام خدای مهربانم خدایا برای تمام داشته هایم که نعمت توست و نداشته هایم که حکمت توست شکرت سپاسگزارتم
سلام بر معلم و راهنمای مهربانم سلام بر مریم بانوی زیبایم سلام بر دوستان توحیدیم در این بهشت زیبا
استاد بی نهایت متشکرم بابت فایلهای رایگان هر روز که روی سایت قرار میگیره و مشعلی فروزان برای ما دانشجویان است در این بهشت خدایی که با به دست گرفتن این مشعل راه درست هر روز به ما نشان داده میشود سپاس سپاس
به موضوع مهمی استاد اشاره کردن که در بیشتر فایلها صحبت میکنن به اصل بچسبید و از فرعیات اعراض کنید که هر چه هست در اصل است
اصل چیست ؟ توحید و پرستیدن و شناخت قدرت و عظمت خداوند و روی او حساب باز کردن و درخواست کردن از خداوند آگاه و توانا و قدرتمند که او منبع انرژی منبع سلامتی منبع عشق و منبع نعمت و ثروت بی کران است
احساس خوب داشتن در مدت زمان زیاد در روز که باعث اتفاقات خوب میشوند
کنترل ذهن و سپاسگزاری زیاد برای تمام داشته ها
خدارو شکر میکنم که به این حد از آگاهی رسیدم که فقط از او میخواهم و او را میپرستم
سعی میکنم در روز بیشتر احساسمو خوب نگه دارم کنترل ذهن دارم و بیشتر فایل گوش میکنم و تمرین حل میکنم و سپاسگزاری میکنم همین کارها باعث میشود به فرعیات فکر نکنم و ذهنم پر بشه از هدفهای خوب و کوچیک که اینا روهمه از آموزهای استاد و مریم جان یاد گرفتم و خدا رو شکر که من لایق این زیباییها و خوبیها هستم
خدایا امروز هم هدایتم کن که هر خیری از تو به من برسه من فقیرم من نیازمندم
درود خداوند بر شما و یک خداااقوتتتت حساااابییی بهتون عاااااشقتونم و دوستون دارم
سلام به دوستای عزیز هم فرکلنشیم
●گام هجدهم خانه تکانی ذهن●
》》》قانون کبوتر با کبوتر؛ باز با باز《《《
میخوام امروز آگاهی که بهم داده شد از این فایل و بگم و تجربه خودم از حرفای استاد
.
.
.
به معنای واقعی کلمه به این جمله رسیدم که استاد میگن تو روی خودت کار کن
ادمایی که تو مسیرت باشن بهت هدایت میشن نیازی به این نداری بخوای گروه بزنی
یا با افراد عباسمنشی ارتباط بگیری
یا یه سری کامینیوتی هایی شکل بدی که به حساب خودمون داریم با بچه های عباسمنشی روی قانون کار میکنیم…..
تجربه خودمو از بودن توی این جمع ها میگم::::
حدود 2الی 3 سال پیش توی گروهی عضو شدم توسط خواهرم که گویا یه عده از بچه های سایت اونجا بودن و داشتن روی خودشون کار میکردن و آگاهی هاشونو به اشتراک میزاشتن
اولش که متوجه نمیشدم چون ذووووق داشتم دارم با بچه های عباسمنشی حرف میزنم
ذوق داشتم که کلی دوست پیدا کردم
اولش همه چی خوووووب بود
یه مدتی گذشت تو گروه یه سری حرفا میشد
با اینکه بچه داشتن از تجربه هاشون میگفتن اما تفاوت عقیده و باور داشت یه تغییراتی توی گروه ایجاد میکرد….
حدود یک ماهی بود که توی اون گروه بودم و فعال هم بودم گروه تلگرامی
بعدش قلبم دیدم داره یه چی دیگه میگه
میگفت لفت بده
اولش متوجه نمیشدم منطقی نبود برام که چرا باید لفت بدم
به حرفش گوش ندادم
خلاصه ماه دوم هم گذشت انرژی زیادی داشتم توی گروه میزاشتم و همینطور بحث های گروه زیادی داشت به حاشیه میرفت
مثلا: کجا قرار بزاریم همو ببینیم و ….
میتینگ بزاریم بشینیم راجب قوانین حرف بزنیمووو
خلاصه دیگه حسابی شلوغ شده بود
هر کی و هر کی میومد تو گروه به حساب خودشون عباشمنشی بودن و آگاه بر قوانین
کاری ندارم…..
گروه تبدیل شده بود به احوال پرسی تا شیر آگاهی
و پر شده بود از حاشیه به فراوانی
تفاوت عقیده و باورها داشت کولاک میکرد
احساسمهر روز بد و بدتر شده بود
هر کسی نطری میداد اون یکی میومد میگفت من فکر میکنم اشتباهه
دیگه از این مسیر داشت میرفت جلو
روزی رسید که من یه تکست در قالب تشکر و قدردانی نوشتم و از گروه لفت دادم
حتی نزاشتم ریپلای های تکستمو ببینم
نتیجه این گروه برای من آشنا شدن با خیلی از بچه های سایت به عبارتی هم فرکانسی هام بود
و بزرگترین دستاوردی که در برداشت
رابطه توحیدی که الان دارم هست
خلاصه شکرگزار این گروه بودم برای اینکه من به راحتی و با عزت بدون ذره ای تلاش با عزیزدلم عشق زندگیم آشنا شدم و در یک مسیر قرار گرفتیم
و همینطور کلی دوست هم فرکلنسی که گه گاهی هنوزم باهم در ارتباطیمم…
اما چی یاد گرفتم؟؟؟!!!
..
..
….رسیدم به حرف استاد که میگه تمرکز تمرکز تمرکز
تمرکز روی زندگی خودت روی کار خودت روی خوووودت
اینکه تو گروه بودم کار اشتباهی نبود
اما اینکه درگیر حرفا و نظرخواهی ها میشدم و تمرکزم از روی زندگی خودم برداشته شده بود
استاد میفرماید این که یک سریهایی که چرت و پرت میگن طبیعیه و کسانی که گوش میدهند به چرت و پرت غیر طبیعی است چون اگر کسی چرت و پرت بگه و کسی گوش ندهداون هم نمیگوید. ولی اگر بدونه که خیلیها به این چرت و پرتها گوش میدهند میآید و ادامه میدهد.
یک مثال تقریباً توی این گفته که: مدیر دختر بزرگم یک کلیپ را فرستاده بود داخل گروه.
من خلاصه را میگم که میگفت قرار نیست که به همه آرزوها رسید،کودکان باید بدانند که به همه آرزوهایشان نمیرسند و باید ناکام باشند و دنیا جای عادلانه نیست و…
به دخترم گفتم این کلیپ را گوش نکن و باور نکن این کلیپ درسته صحبتهای زیبایی میکنه ولی باور غلط هم درش هست به قول استاد حتی کتابهای موفقیت آمیز هم باورهای نادرست در آن هست باید قانون را بلد باشید تا متوجه شوی که مسیر درست را در پیش گیری.
وقتی مسیر درست را در پیش گیری هدایت میشوی به راههای درست و خود به خود انجام میشود و نیازی نیست که به آن فکر کنی و خداوند ایده و فکر مناسب به ذهنمان میآورد.
وقتی که در مسیر درست قرار گرفتهایم آدمهای درست در زندگیمان قرار میگیرد و نمیخواهد که به دنبالشان برگردیم خودش به دنبالمان میآید اگر ما دنبال آن چیز برویم ایمانمان ضعیف هست یعنی خداوند را نمیشناسیم.
جهان به اندازهای که بهتر میشویم آدمهای درستی را به زندگیمان میآورند اگر که هنوز ما دروبری هستیم آدمهای دروبری بیشتری را وارد زندگیمان میکنیم.
یک مثال از خودم اینکه بعضی مواقع به مکانهایی که مسیرم هست و دارم قدم میگذارم قبل از اینکه من به آن مکان برسم یک دعوایی آنجا شده است و همان زمان که من میرسم تمام شده است یا مثلاً در خیابان تصادفی شده همان زمان که میرسم آنقدر اطراف آن را آدمها پر کردن که پر شده و هیچ دیده نمیشود یا کلاً تصادف بین آن افراد جمع و جور شده است،و کمی از آثارش باقی مانده است همان لحظه یادم به حرفهای استاد میافتد که میگه این فرکانسی هست که فرستادی و جهان پاسخخش را به شما میدهد. بعدش به خودم میگم خدایا شکرت وقتی که خودم را با گذشتهام مقایسه میکنم میبینم در گذشته اصلاً از این خبرا نبوده خود واقعیت دعوا و تصادف را کلاً به چشم میدیدم چقدر خوبه که سعی کنم بیشتر روی خودم کار کنم که حتی این اتفاقات را هم روز به روز کمتر ببینم.
چقدر آدمهای بهتری نسبت به قبل به من جذب میشوند حتی احترام بهتری نسبت به قبل به من میگذارند پس من روی خودم کار میکنم و نتایج بهتری میبینم و من جهان را از زاویه میبینم که خوشبختی را وارد زندگیم کند با کنترل ذهن و توجه به زیباییها آن را برای خودم بسازم.
خداوندا توسزاوار ستایشی و سپاسگزاری فقط برازنده خداوندم است که اوست خالق جهان
تنها تو را می پرستم وتنها از تو یاری میجویم .
خدارا شکر بابت درس روز هفدهم از خانه تکانی ذهن وخودشناسی
آگاهی های ناب این بخش که در ک کردم :
1-ایاگر کسی فکر میکنه کاری درست نیست می آید این همه کار انجام میدهد ؟
فرعیات ما را از مسیر دور میکندواصل وفرع را بفهمیم .
2-دنبال موضوعات اساسی باشیم وچیزی که به ما کمک میکند.
3ـاینکه یه سری چرت وپرت میگویند طبیعیه و اینکه یه سری به این چرت وپرت ها گوش میدهند غیر طبیعی است.
4ـوقتی که شما در مسیر درست قرار میگیرید شما هدایت میشود به کارهای درست بدون اینکه بدانیدواینها خودش درست میشه بدون اینکه بهش فکر کنید .
5ـبه خاطر اینکه حرف مردم برای ما مهم نیست چیزی که استفاده میکنیم در خانه باید کارایی داشته باشد وچیز اضافه ای نیست
فضا باز وهیچ چیز اضافه ای در خانه نباشد
وقتی حرف مردم برای شما مهم نیست ومیخوام جوری زندگی کنم که خودم راضی باشم خونه خیلی انرژی اش مثبت است.
6-وفتی دنبال یه آدمی میگردی که هم جهت باشه باتو یعنی نمیدونی قانون چیه وشما وقتی درستی ٫جهان لاجرم آدم های درست را برات میاره وادم های هم جهت را برات میاره
شما نمیخواد دنبال کسی بگردی
وقتی تو مسیر درستی پول دنبالت میاد
تومسیری قرار میگیری که اگر یه چیزی باشه که توکناب باید دنبالش بگردی ،کتاب دنبال میاد
7-قانون این است که کبوتر با کبوتر باز با باز
کند هم جنس باهم جنس پرواز
8-نیازی نیست دنبال آدم مناسب بگردم
من روی خودم کار میکنم آدم مناسب ،ایده های ثروت آفرین میآید تو ذهنم
9-وقتی شما خدا را بشناسی ،میدانی خدابرای اینکه یه موقعیتی فراهم کنه ویه ایده ای بدهد به تو نیاز نیست زجر بکشی،اتفاق می افتد.
10ـشما بشین روی خودت کارکن ،جهان هم به اندازه ای که روی خودت کارمیکنی آدم های بهتری تو زندگی آن میاره
اگر آدم های دری وری تو زندگی هست یعنی تو هنوز دری وری هستی.
11-به خاطر اینکه نمی آیید روی اصل کار کنید یادتون میره اصل چی هست ولی دوباره میرسد تو فرعیات
12-زندکی من یه شیب خوب به سمت بالا داشته از وقتی که روی اصل کار کردم آرام آرام به سمت بالا رفتم وچون من سراغ حاشیه نرفتم وسراغ اصل رفتم
13-وقتی تمرکز میکنی روی خودت هدایت میشوی به مسیر درست وانچه که برای تو درسته وبه درد تو میخوره .
14-بیایبم ببینیم بقیه چی میگن ،تمرکز کنیم روی بیماری هدایت میشی به بیماری .
15ـ من به قلبم اعتماد میکنم اجازه میدهم خداوندمن را هدایت کنه
من روی خودم کار میکنم وتا وقتی من روی خودم کار میکنم، خداوندهم داره نتایج مربوط به کار کردن روی خودم را برام فراهم میکنه
16-تا وقتی دارم رو ذهنم کار میکنم وتا وقتی دارم سپاسگزاری را هرروز تو همه چیز ببینم
سعی میکنم توجه کنم به نکات مثبت
سعی میکنم مسائل را از زاویه ای ببینم که به من احساس بهتری را میدهد من هدایت میشوم به مسیر های بهتر
آنچه که برای من لازمه برای خوشبختی ام لازم است و آنچه که به من کمک میکنه وارد زندگیم میشود.
17-ارامش دائمی نداریم ،ارامش را باید هر لحظه تو ذهنت ایجاد کنی وهربار با باورهای خوبی که ایجاد کنی بیشتر وبیشتر میشود
ولی بازهم ممکن است اتفاقی بیفتد که به هم بریزیم ولی بازهم از زاویه ای متفاوت نگاه کنیم که احساسمون بهتر شود
اگر بدانیم که این احساس خوب چقدر تاثیر داره این کار را بهتر انجام میدهیم
18-باید راه درست را بروم، یکبار مسیر نادرست نرفتم
درونم استاندارد هاش بالا بود از همون اول
19ـدلیل اینکه تو سایت محصولات خریداری میشه به خاطر نتایج که ایجاد میشه
اگر یه وسیله ای میخریم نتیجه داره میرم استفاده میکنم میروم میخرم اگر نتیجه ایجاد نکنه نمیخرم
چقدر این اصل زیباست و چقدر این فایل مرتبط با فایل قبلیه انگار این لایو ها دارند همدیگرو تکمیل میکنند
مکمل همدیگه هستند و دارند یک زنجیره ی اگاهی رو تشکیل میدن که قراره نتیجه های ناب وعالی ازش بزنه بیرون و با توجه به ارسال فرکانس های کنونی چه نتایج خارق العاده ای در اینده قراره ببینیم
به قول استاد مگه میشه کسی باور نداشته باشه به چیزی و این همه روش سرمایه گذاری کنه
هرچند وقتی قبلش بخوای نگاه کنی میبینی ایلان ماسک چقدر عالی تکاملشو طی کرده و چقدر عالی جلورفته که الان اینجاست شاید اگاهانه نمیدونه قانونو
مثل روابطش که تاالان همش شکست بوده اما تو این زمینه عالی عمل کرده
دوست دارم این اصل رو فریاد بزنم که اقا من رو خودم کار میکنم شرایط موقعیت ایده ها و ادمهای درست خودشون به سمتم میاند من دیروز ذهنم رو کنترل میکردم یهو هدایت شدم به جیمیلم نظر یکی از دوستان که دنبال میکنم تو سایت البته ج داده بودن به نظر یکی از دوستای دیگه و چقدر نظر اون دوستمون
کمکم کرد به کنترل ذهنم وقتی خدا تعهد منو میبینه
دست به کار میشه مثل وقتی که گفتم کمکم کن سیگار رو ترک کنم فضای ترک رو برام فراهم کرد و هدایتم کرد وهزاران مثال دیگه فقط این من هستم یادم میره
وخودم میخوام دست به کار بشم اونم با چی
خنده داره با ذهن وعقلی که من رو ازAتاbمیبره اما اون تا zچه عرض کنم تا بی نهایت میبره اما به شرط این کار کردن رو خودم وکاری به دنیای بیرون نداشتن
چون درگیر این دنیای بیرون وچگونگی بسم وبیفتم دنبالش از راه که هیچ به بیراه میرم
الان توی ایران چند میلیون شهروند افغانی هستش
من با خیلی هاشون که بودم میگفتن که اقا طالب میکشه وفلان و بهمان
الان کامنت یکی از دوستانمون رو خوندم که تو گام قبلیه یه خانوم تو افغانستان با این شرایط به ظاهر کنونی ناجور تور برگزار کرده دور افغانستان من اینو
کجای دلم بذارم این چی میگه خانم مرضیه عزیز که استاد یه فایل در موردشون اماده کرد توی اون بدو بدو های افغانستان درامدش روزی 500دلار بود وبعدشم مهاجرت کرده کانادا این چی میگه اینا چی میگن با اینکه به ظاهر مرد هستند و باید قوی تر باشند
اصلا کسی رو قضاوت نمیکنم خودمو میگم
اینجا به این خیلی پی میبرم که خداوندعادله یعنی چی
اگه به هیکلو قد وقیافه او لستعدادو هوشو و هزار عامل دیگه بود جهان چقدر جایه زشتی بود اما به باور ودرون انسانهاست که با هر نژاد و رنگی و جسه ای
هرجور بخواد با باورهاش زندگیشو خلق میکنه
هرکجا که باشه این عدالته محضه که واقعا تازه دارم
کم کم بهش پی میبرم
که من فقط باید روی خودم کار کنم و نخوام سمت خدارو انجام بدم من سمت خودمو انجام بدم اونم سمت خودشو انجام میده
به قول استاد من کاری به دیگران ندارم من به قلبم گوش میدم به قلبم
سبلام به استاد عزیز و دوستان همفرکانسیم
مباحثی که من فهمیدم باید انجام بدم برطبق قانون
همون کبوتر با کبوتر این کارای پایین بود
مدتی بود تولید محتوای اضافه میکردم به این بهونه که ویدیوهام بیشتر دیده بشن و مشتریهای بیشتری داشته باشم که اتفاق خاصی هم نمیافتاد
یه چند وقتی این کارمو متوقف کردم
چون براساس این صحبت بود که فعال باش تا ملت تو رو یادشون نره
این کارو که متوقف کردم و نشستم و ایده های کارمو زودتر اجرا کردم
من در هرصورت چون عاشق کارمم ایده هامو انجام میدم ولی باورای اشتباهی مثل همون باور بالا باعث میشن من دیرتر این ایده ها رو انجام بدم
چون وقتمو هدر میداد اون باور بالایی
نتیجه چی شد هر کار جدیدی که ساختم فروش رفت
هنوزم دارم این تولید محتوای اضافه رو بهش بیتوجهی میکنم و ایده هایی که قشنگ میفهمم درسته رو انجام میدم که باز هم منجر شد من محل کارمو ارتقاء بدم چون وقت بیشتری داشتم چه از لحاط فکری چه از لحاظ زمانی
چیز دیگه ای که فهمیدم من از یک سال و نیم پیش نمیدونم چرا هی زور زدم تا با پارتنرم بحث ازدواج زودتر صورت بگیره. ، حالا خداروشکر درگیری بت بیرونم نداشتم
ذهن خودم درگیر بود
درگیر انتطارات بیجا از هزاران نفر
چون فکر میکردم من دیگه باید پیش آدمای بهتر باشم و این ناعدالتیه که من هنوز همون محیط قبلی رو دارم ، که فهمیدم با این جلسه که بله تو یه سری تغییرات ایجاد کردی ولی اگر هنوز همونجایی ، یا هنوز درست حسابی اونطوری که میخوای پول نمیسازی باید بیشتر تغییر کنی ،از لحاظ شخصیتی
یکی از این تعییرات که توی تک به تک جلسات خانه تکانی دارم بهش برمیخورم سپاس گزار بودنه
به عناوین مختلف من نمیدونم حس میکنم شما فقط دارین در مورد سپاس گزاری حرف میزنین
برنامه ای که چند روزه شروعش کردم اینه که آخر شب و اول صبح تایم بزارم برای سپاس گزاری بزارم جزو روتینم
این تمرین عملیه ایه که همش داره تکرار میشه برام
منم دارم سعی میکنم واقعا تو طول روز حواسم باشه با این موضوع
یه موصوع دیگم دیروز برام پیش اومده بود که از خدا خواستم هدایت بشم که ببینم راه درست چیه ، یکی از دوستانم اصرار داشت بریم توی خونه هایی که تبدیل به هتل و کافه شدن نقاشی کنیم یا بریم هتلها جاهایی که ادمای ثروتمند تر هستن تا بتونیم سفارش بگیریم و پول بسازیم
من قبلن این ایده رو مشابهش رو انجام داده بودم ولی برای این بود که ترسم بریزه از اینکه خودم رو یک هنرمند معرفی کنم و هر بار به یه سری ایدا های متفاوتی هدایت میشدم ، اون زمان ادف من فروش نبود ، هدفم ریختن اون ترسه بود و عمل به ایده هام
بعد من دیروز گفتم خدایا من میدونم مشتری توی جای خاص نیست ، مشتری خودش باید بیاد ولی انگار که میخواستم مطمین بشما ، هدایت خواستم و فهمیدم بله اون دوست من الان این ایده مناسبشه
ولی برای من چی؟
اصلا من حال میکنم تو خونه پشت میز کارم بشینم و اونچیزی که خودم میخوام رو درست کنم و رو باورامم کار کنم که مشتری ای که درک میکنه ارزش کارمو خودش بیاد
نه اینکه من برم توی جاهای به خصوص که تازه اگر بخرن یا نخرن
اون ایده برای من وقت تلف کنیه ، به دردم نمیخوره
اگر من دنبال مشتری مناسبم
دنبال درامد مناسبم
دنبال مخاطبای مناسبم اونا میان اگر من رو شخصیتم کار کنم و دنبال مقایسه کردن خودم و عر زدن و شکایت کردن از وضعیت الانم نباشم
و یه سری صحبتهای کوچیک دیگه که حس میکنم نباید بنویسمشون ولی برای خودم تو دفترم نوشتم
و البته این موصوعم هست
منم دنبال بچه های عباسمنشی نبودم خودشون به سمتم میومدن و یه سری از دوستایی که نتایج خفن گرفتن تو سایت و نمیگن رو من پیدا میکردم به هر طریقی و یه سریاهاشون صحبتهایی میکردن و به گوشم میرسید و کلی از کجفهمی های من رفع میشد ولی من از یه جایی به بعد مدت کوتاهی وابسطه شدم که این ادما میتونن کج فهمیهام رو بگن که وقتی فهمیدم اینطوری شدم دیگه سعی کردم سراعی از صحبتهای اون دوستان نگیرم
و تامام
سلام میکنم به استاد عزیزم و مریم خانم شایسته و تمامی دوستان ارزشمندم
من عاشق همچین بحثهای توحیدی و هدایت هستم. 2 روز پیش توی جمع دوستانم بودم. یکیشون گفت با تهیه کننده کارمون رفیق شیم ما رو توی کارهای دیگه ببره. با اون یکی بازیگر کارمون رفیق بشیم از اطلاعات و سواد سینمایی و تئاتریش بهمون بگه. با اون یکی رفیق بشیم فیلم تئاترهای خفنی که داره رو بهمون بده و . . . بعد من گفتم من اینجوریام که هیچوقت برای رفیق شدن با کسی زور نمیزنم، خودش خودبخود اتفاق میفته. یکیشون قبول نمیکرد و یه سوال جالبی ازم پرسید. گفت الآن مثلا خودت پیام ندادی به استاد (کارگردان کارمون) که توی این کار باشی؟ من هیچ جوابی بهش ندادم چون گفتم نکنه استادمون که توی جمعمون هم بود درک نکنه جوابمو و ناراحت بشه. اما جوابم رو به شما عزیزان میگم. من الآن توی این 3تا کاری که با استادمون که کارگردان کارمون هم هست داشتم، هیچوقت من نرفتم دنبالش که ازش بخوام منو توی کازش راه بده. من همیشه سعی کردم کارم رو به درستی انجام بدم و اخلاق درست و حرفهای داشته باشم و روی باورهام هم که کار میکردم و عین 3تا کار رو خود استادمون بهم گفت که برم توی پروژهاش. اما خیلی از دوستام رو دیدم که مدام درخواست میدادن به استاد و استاد خیلی کلافه میشد. و انصافاً خیلی به خودم افتخار کردم. که من آویزون کسی نبودم. دنبال ترفندی نبودم. خودم بودم و خدام و خدام منو هدایت کرد به جاها و موقعیتها و ایدهها و آدمهای مناسب.
وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَهً لِیَکُونُوا لَهُمْ عِزًّا | و آنان غیر از خدا، معبودانی را برای خود برگزیدند تا مایه عزّتشان باشد!
کَلَّا . . . | چه پندار خامی . . . (سوره مریم آیه 81 و 82)
خدا باید همه چیز رو برامون درست کنه. حالا اگر این وسط نیاز باشه کسی بهمون کمک کنه یا کاری برامون بکنه خدا خودش هدایت میکنه. نیازی به زور زدن ما نیست.
انشاءالله همیشه همهمون به فضل خدا شاد و موفق و خوشبخت باشیم.
خدایا صدهزاران مرتبه شکرت
سلام و صد سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته نازنینم و خانواده عزیزم،
تمرکز که روی اصل باشه ، خداوند من را هدایت میکنه به اون چیزی که من احتیاجش دارم، اتفاقا خداوند خوب میدونه که من به چی احتیاج دارم
، اون ایده ای که به درد من میخوره،
آن آدمی که برای رسیدن من به اهدافم کمک میکنه میاد در کنار من
اون مکانی را که من باید برم هدایت میشم و میرم
و تمام اتفاقات که برای من خوبه که بیافته، در زمان مناسب برام می آفته
اخه چرا نگران باشم
من کی هستم ، من تقسیم کار کردم با خدا،
هر چی بگه میگم چشم ، من را هدایت میکنه به اون بیل مکانیکی ، به اون لودر،
تازه هر موقع من آماده دریافتش باشم ، هدایت میکنه
اصلا هم نگران نیستم
زندگی خود من، تمام لحظاتش نشان میده و گواه است که خدا هوامو داشته و هیچ وقت تنهام نگذاشته و همش داره بهم میگه چکار کنم
اخه چرا نگران باشم، چرا منتظر باشم
من خواسته ام را گفتم، و بعد دیگه تمرکز میکنم روی کاری که سمت منه را انجام بدم تا قدم بعدی بهم الهام بشه
من خیلی تجربه دارم، از هدایت های خدا
اون آدم مناسب قشنگ در زمان مناسب، مکان مناسب اومدم تو زندگیم ،
بعدش در زمان مناسب ، مکان مناسب هم از زندگیم رفت بیرون
هر آدمی که میاد تو زندگیم، لذتش را میبرم، درسش را میکیرم، رشدش را میکنم،
به خدا همش هدایت میشم که چه موقع چه کار کنم
من از اون آدمهایی هستم که به خوش شانسی معروف هستم و دلیلیش را خودم میدونم
چون هدایت را می شنوم و عمل میکنم،
نمیپرسم چرا؟ این همه مسیر را رفتیم ، وسط کاره، وقتی بهم گفت تمامش کن، بدون معطلی تمامش میکنم
البته شیطان هم کار خودش را میکنه ولی من سعی میکنم کلام الله را بالا ببرم،
و راضی هستم ، راضی
حالم خوبه و پیش میبرم زندگی ام را
من هر روز از ندا میخاهم که خدایا من را به اصل هدایت کن، میگم خداجونم ،
خواسته من آزادی زمانی، آزادی مکانی و آزادی مالیه ، حالا بهم بگو امروز چکار کنم،
و هدایت میشم، و من عمل میکنم،
و البته اطرافیان شوکه میشن از رفتار و اعمال و افکار من،
ولی بقیه ای در زندگی من وجود نداره،
دیگران وجود ندارن،
من خودم هستم و باید خودم زندگیم را بهتر از روز قبل کنم، همین
مسابقه هم با هیچ کسی ندارم ،
اخه مسابقه ای نیست، دیگران همه توی در و دیوار هستن، تو حاشیه هستن، همش دنبال فرع هستن،
ولی منی که دنبال اصل هستم ،
فکرم را ، زمانم را، انرژی ام را ، سرمایه ام را خرج دیگران نمیکنم،
این تصمیم را گرفتم که با نتایجم صحبت کنم،
فقط نتایج
حرف را همه بلدن بزنن
من توانایی تغییر هیچ کسی را ندارم
من توانایی تغییر خودم را دارم، و این بزرگترین و بالاترین نعمتی است که خدا بهم داده،
پس از این نعمت استفاده میکنم و زندگیم را میسازم، اون جوری که خودم دوست دارم
این یه نوع ناسپاسیه که من از این قدرت خالق بودنم استفاده نکنم و برم دنبال حاشیه
با کمال احترام
مریم عباسی
پروژه ی«خانه تکانی ذهن، گام به گام»
گام هجدهم live | live |قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز
یک آیه زیبا هم گویای این قانون کبوتر با کبوتر باز با. باز در قرآن هست سوره نور آیه 26:
زنان پاک برای مردان پاک و زنان ناپاک برای مردان ناپاک….این سیستم جهان است. جهان با فرکانس های غالب ما آدم ها، شرایط و اتفاقات را تنظیم میکند
خدایا هدایتم کن تا با کسی همراه باشم که بهم انگیزه بده تا بهترین ورژن از خودم باشم
سلام و هزاران درود و سلام به روی ماه استاد عزیزم و خانم شایسته ی نازنینم و ساکنین این سایت بهشتی و الهی و ملکوتی!!!!
الهی حال دلتون مثل همیشه عالی و جیب تون پر پول و ثروت و نعمت و در سلامتی و تندرستی احوالتون متعالی باشه
موضوع صحبت استاد عزیز و نازنینم!!!!!
داستان ” داستان تعهد ماست؛ تعهد به اینکه این مسیر رو ادامه بدیم و ورودی هامون رو کنترل کنیم ”
وقتی که متعهد میشیم روی خودمون کار میکنیم نتایج هم کم کم بوجود میان و با ادامه دادن هامون نتایج مون بزرگتر میشن و
به اندازه ای که ما متعهد باشیم به این مسیر الهی و روی خودمون کار کنیم نتایج میتونه بی انتها باشه متعهد به این که فایل های الهی رو گوش دادن و عمل کردن به اگاهی های این فایل ها ؛ متعهد بودن به تغییر دادن باورهامون و شخصیتمون و تصمیماتمون که بعدش نتایج فوق العاده ای بوجود میاد
بقول استادمن حالم خوب باشه، افرادیکه حالشون خوبه در دایره اطراف من قرار خواهند داشت
بجای اینکه فکر کنیم که چیکار کنیم که مردم با بیزینس ما آشنا شوند یا بریم بگردیم با افراد و شرایط و موقعیت ها آشنا بشیم به این فکر باشیم که
چیکار کنم که من در مدار درست ومناسب و شرایط درست قرار بگیرم
اگر من در مدار درست قرار بگیرم و اگر من روی خودم درست کار کنم با آدم مناسب در زمان مناسب وارد مدار من میشود و یا اگر نیاز باشه مطلبی رو بفهمم حتما هدایت می شوم به اون کتاب و یا اون مطلب و یا اون فیلم و یا آن شخص وارد مدار من می شود
استاد گفتن از زمانی که من قانون و اصل رو درک کردم همیشه زندگیم یک شیب بسمت بالای آرام آرامی را داشته هیچوقت سینوسی نبوده و یا یک گره بخورده که یکدفعه برم بالا و یک دفعه پایین بیام چون دنبال حاشیه و فرع نبودم
این جملهی طلایی استاد رو باید صد هزااار بار به خودم بگم که فارق از اینکه اون بیرون چه اتفاقی داره میوفته اگر من روی خودم کار کنم توی هرکجای این کره ی خاکی باشم وصل میشم به جریان نعمت و نعمت ها و پول و ثروت وارد زندگیم میشه تو هر زمینه ای که بخوام،
اگر من در مدار درست قرار بگیرم با آدم مناسب در زمان مناسب وارد مدار من میشود
وقتی شما از نظر فرکانسی خودت رو تغییر میدی و در مدار صحیح قرار میگیری
جهان جای تو رو از نظر فیزیکی هم تغییر میدهد… جهان افراد متناسب با افکارت را بسمتت هدایت میکند
خداوند بیشتر از من دوست دارد که من رشد کنم و پیشرفت کنم
اوست حامی من حمایت کننده من هدایتگر من
اوست که هر لحطه خودش به من راه ها را نشان میدهد منو بسمت راه حل ها هدایت می کند …
تو عاشق کارت باش تو زمان بزار
خدا خودش کارشو بلده
آدم هارو به سمتت هدایت میکنه
تو عالی باش تو مسیرتو با عشق و علاقه انجام بده
خداوند خودش بقیه کارهارو انجام میده
تو درونی خودتو رشد بده
بیرونیشو به عهده خداوند بزار
در مورد آرامش صحبت شد
از وقتی که هر روز توی دفتر ستاره ی قطبی ام بخاطر آرامشم تشکر و قدردانی کردم به اسم خودش قسم می خورم هر روز در مدار آرامش ذهنی بیشتر و بیشتری بودم
اینکه خداوند صبحها هر رو بخاطر اینکه با آرامش بیدارم میکنه
اینکه شبها با آرامش سرم رو بر بالین میگذارم و برای روز موفقیت آمیزم تشکر و سپاسگذاری می کنم در مدار آرامش بیشتر و بیشتری هستم خدایاااا شکرت خدایاا ممنون و سپاسگذارم که
بخاطر روحیه ی عالی ام
بخاطر آرامش ذهنی ام
بخاطر سقف وسیعی که با امنیت الهی بالای سرم دارم هزاران هزار بار هر روز و شب از خداوند تشکر و قدردانی میکنم
خدای مهربانم شکرت به من نعمت و قدرت شکرگزاری نعمتهای بیشمارت را عنایت کردی
من باید همیشه استادم رو الگو قرار بدم و این سوال رو از خودم بپرسم
خدایا چگونه میتوانم از این بهتر و بهتر شوم. و خودم را متعهد به نتیجه کنم و همانند استادانم با نتایجم صحبت کنم ؟
دوستون دارم یک عالمه
خدایا شکرت
لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ
شکر نعمت به جای آرید شما رو میافزایم
صَدَّقَ بِالْحُسْنَىٰ ، فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَىٰ
اگر خوبیها رو به خوبی تصدیق کنید ، ما هم شما رو آسون میکنم برای آسونیها
خدایاااا تنها فقط و فقط ترا می پرستم
و تنها فقط و فقط از تو یاری و هدایت و آگاهی می خواهم
IN GOD WE TRUST
ما به خداوند اعتماد داریم
IN GOD WE TRUST
به نام خداوند زیبایی ها.
سلام بر استاد عزیز که عاشق اصله.
سلام بر خانم شایسته.
سلام بر دوستان هم دوره ایی ،پروژه خانه تکانی ذهن.
سلام به دوستان هم مدارم.
استاد عزیزم من خودم هم درسال گذشته جزو اون افرادی بودم که دنبال استاد منشی ها میگشت و خیلی دوست داشت یه نفر عباسمنشی گیر بیاره و ساعتها در مورد قانون و دستاوردهای اون شخص صحبت کنه و به قول خودم باهاش ،تبادل افکار کنه.
ولی طبق قانونی که فرمودید که اگر در مسیر درست باشید ،نیاز نیست دنبال چنین افرادی بگردید ، اون آدما شما رو پیدا میکنن و میان سمت شما،
من هم عید امسال بود که یه حسی بهم گفت که دیگه زیاد به دنبال تبادل افکار با اون دسته آدما نباش، تمرکز رو بزار روی خودت(اصل) و چکار داری با بقیه و نتایج اونا
انگار یه حس رقابت بین ما بوجود میومد و یه حس عجله ،که من باید تا هفته بعد یه خبر خوب یا یه پیشرفت مالی داشته باشم و به اون شخص بگم.
چون ما هرهفته به شکل تماس یکی دو ساعته و یا دیدار حضوری با هم تبادل میکردیم و همدیگر رو راهنمای میکردیم و قانون رو مرور میکردیم.
ولی با اون الهام قلبی که گفت تمرکزت رو بزار روی خودت ، بجای عجله و استرس که از اون شخص جانمونم و…
الان در 6 ماهه گذشته ،خیلی آرامشم بیشتر شده، بیشتر در سایت و کامنتها فعالم، تمرکز خیلی بیشتر شده روی کارم،
هیچ استرسی ندارم که الان باید موفق شوم و…
چون اون موقع با هر هفته زنگ زدن به هم ، فشار روانی زیادی روی خودمون میزاشتیم که این هفته ازچی بگم ،انگار که توی یک هفته باید معجزه بشه ،تا من بهش بگم که من این نتایج رو گرفتم،.
از جهتی دیگر چون نتایج آرام آرام و به صورت لایت اتفاق میوفته، تا یک هفته نتایجم چشمگیر نبود ،به همین خاطر الکی به خودم استرس میدادم.
قانون میگه:
کبوتر با کبوتر باز با باز
کندهمجنس با همجنس پرواز
الان که بیخیال پیدا کردن انسانهای عباسمنشی شده ام.
به طور طبیعی انسانهای آرام و در صلح به پستم میخوره،
خدا شاهده ،ما یک ماه کار ساختمونی داشتیم
و چه استاد کار های در صلح و با آرامشی به پست ما خورد
مثلا، بنای کاشی کار،که حتی عباسمنشی نبود ،ولی خیلی در مورد الطاف خداوند در زندگی خود صحبت میکرد، یا موزاییک کار یا بنای دیوار چین، و یا شیشه بر ،همه و همه انسانهای شریف، حلال و با صداقتی بودن، جز یک نفرشون، که اون هم به دلیل شرایط قانون جهان، که نمیتونه خوب مطلق باشه ،
همه خوب و عالی بودن و خیلی لذت بردم و میفهمیدم که قانون داره کار میکنه، چون من خیلی دارم روی خودم کار میکنم،خیلی روی ورودی هام، افکارم ،شکر گذاری و احساس خوبم کار میکنم.
اون یه مورد هم که نازیبا بود ، اعراض کردم و تمرکز زیادی روش نزاشتم، هر چند که کنترل ذهن بسیار برام سخت بود.
واقعا قانون مدارها رو خیلی قبول دارم.
تا نگردی آشنا، زینپرده رمزی نشنوی
گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش.
تمام اتفاقات، شرایط ، انسانها ،روابط، ثروت،و…
متناسب با مدار و فرکانس و باورهای غالب شما،
اتفاق میوفتد. این جمله رو باید هزاران بار به خودم بگم، تا درناخوداگاهم، اجرا بشه.
دوستان ،هم مدارم شمارو به تنها پروردگار عالم(رب العالمین) میسپارم️
به نام خدای مهربانم خدایا برای تمام داشته هایم که نعمت توست و نداشته هایم که حکمت توست شکرت سپاسگزارتم
سلام بر معلم و راهنمای مهربانم سلام بر مریم بانوی زیبایم سلام بر دوستان توحیدیم در این بهشت زیبا
استاد بی نهایت متشکرم بابت فایلهای رایگان هر روز که روی سایت قرار میگیره و مشعلی فروزان برای ما دانشجویان است در این بهشت خدایی که با به دست گرفتن این مشعل راه درست هر روز به ما نشان داده میشود سپاس سپاس
به موضوع مهمی استاد اشاره کردن که در بیشتر فایلها صحبت میکنن به اصل بچسبید و از فرعیات اعراض کنید که هر چه هست در اصل است
اصل چیست ؟ توحید و پرستیدن و شناخت قدرت و عظمت خداوند و روی او حساب باز کردن و درخواست کردن از خداوند آگاه و توانا و قدرتمند که او منبع انرژی منبع سلامتی منبع عشق و منبع نعمت و ثروت بی کران است
احساس خوب داشتن در مدت زمان زیاد در روز که باعث اتفاقات خوب میشوند
کنترل ذهن و سپاسگزاری زیاد برای تمام داشته ها
خدارو شکر میکنم که به این حد از آگاهی رسیدم که فقط از او میخواهم و او را میپرستم
سعی میکنم در روز بیشتر احساسمو خوب نگه دارم کنترل ذهن دارم و بیشتر فایل گوش میکنم و تمرین حل میکنم و سپاسگزاری میکنم همین کارها باعث میشود به فرعیات فکر نکنم و ذهنم پر بشه از هدفهای خوب و کوچیک که اینا روهمه از آموزهای استاد و مریم جان یاد گرفتم و خدا رو شکر که من لایق این زیباییها و خوبیها هستم
خدایا امروز هم هدایتم کن که هر خیری از تو به من برسه من فقیرم من نیازمندم
همه رو به خداوند مهربان و هدایتگرم میسپارم
به نام نامی یزدان
چو آنکه برگزید من را از میان این همه خوبان:)
سلام به استادانه جان دلممممم
درود خداوند بر شما و یک خداااقوتتتت حساااابییی بهتون عاااااشقتونم و دوستون دارم
سلام به دوستای عزیز هم فرکلنشیم
●گام هجدهم خانه تکانی ذهن●
》》》قانون کبوتر با کبوتر؛ باز با باز《《《
میخوام امروز آگاهی که بهم داده شد از این فایل و بگم و تجربه خودم از حرفای استاد
.
.
.
به معنای واقعی کلمه به این جمله رسیدم که استاد میگن تو روی خودت کار کن
ادمایی که تو مسیرت باشن بهت هدایت میشن نیازی به این نداری بخوای گروه بزنی
یا با افراد عباسمنشی ارتباط بگیری
یا یه سری کامینیوتی هایی شکل بدی که به حساب خودمون داریم با بچه های عباسمنشی روی قانون کار میکنیم…..
تجربه خودمو از بودن توی این جمع ها میگم::::
حدود 2الی 3 سال پیش توی گروهی عضو شدم توسط خواهرم که گویا یه عده از بچه های سایت اونجا بودن و داشتن روی خودشون کار میکردن و آگاهی هاشونو به اشتراک میزاشتن
اولش که متوجه نمیشدم چون ذووووق داشتم دارم با بچه های عباسمنشی حرف میزنم
ذوق داشتم که کلی دوست پیدا کردم
اولش همه چی خوووووب بود
یه مدتی گذشت تو گروه یه سری حرفا میشد
با اینکه بچه داشتن از تجربه هاشون میگفتن اما تفاوت عقیده و باور داشت یه تغییراتی توی گروه ایجاد میکرد….
حدود یک ماهی بود که توی اون گروه بودم و فعال هم بودم گروه تلگرامی
بعدش قلبم دیدم داره یه چی دیگه میگه
میگفت لفت بده
اولش متوجه نمیشدم منطقی نبود برام که چرا باید لفت بدم
به حرفش گوش ندادم
خلاصه ماه دوم هم گذشت انرژی زیادی داشتم توی گروه میزاشتم و همینطور بحث های گروه زیادی داشت به حاشیه میرفت
مثلا: کجا قرار بزاریم همو ببینیم و ….
میتینگ بزاریم بشینیم راجب قوانین حرف بزنیمووو
خلاصه دیگه حسابی شلوغ شده بود
هر کی و هر کی میومد تو گروه به حساب خودشون عباشمنشی بودن و آگاه بر قوانین
کاری ندارم…..
گروه تبدیل شده بود به احوال پرسی تا شیر آگاهی
و پر شده بود از حاشیه به فراوانی
تفاوت عقیده و باورها داشت کولاک میکرد
احساسمهر روز بد و بدتر شده بود
هر کسی نطری میداد اون یکی میومد میگفت من فکر میکنم اشتباهه
دیگه از این مسیر داشت میرفت جلو
روزی رسید که من یه تکست در قالب تشکر و قدردانی نوشتم و از گروه لفت دادم
حتی نزاشتم ریپلای های تکستمو ببینم
نتیجه این گروه برای من آشنا شدن با خیلی از بچه های سایت به عبارتی هم فرکانسی هام بود
و بزرگترین دستاوردی که در برداشت
رابطه توحیدی که الان دارم هست
خلاصه شکرگزار این گروه بودم برای اینکه من به راحتی و با عزت بدون ذره ای تلاش با عزیزدلم عشق زندگیم آشنا شدم و در یک مسیر قرار گرفتیم
و همینطور کلی دوست هم فرکلنسی که گه گاهی هنوزم باهم در ارتباطیمم…
اما چی یاد گرفتم؟؟؟!!!
..
..
….رسیدم به حرف استاد که میگه تمرکز تمرکز تمرکز
تمرکز روی زندگی خودت روی کار خودت روی خوووودت
اینکه تو گروه بودم کار اشتباهی نبود
اما اینکه درگیر حرفا و نظرخواهی ها میشدم و تمرکزم از روی زندگی خودم برداشته شده بود
و مدام پیگیری این و اون بودم که چیکار میکنند
این اشتباه بود
که گفتم چه کاریه چقدر داره از من انرژی میگیره
هر روز شده بود انرژی خوار برام
و هیج تمرکزی روی زندگیم نداشتم
این شد که لفت دادم…..
وقتی اومدمبیرون دیدم چقدر داشتم درگیر حاشیه میشدم خودمو بیام ثابت کنم
یا به هر دلیلی بیام خودی نشون بدم
بکم من الم و بلم و منمآگاهم
ولی دیدمنه انگشتم روی بقیه بود در صورتی که خودم مقصر بودم
بعدها فهمیدم چقدر کار درستی کردم لفت دادم
اگه اینطور نبود هرگز متوجه این باگ های شخصیتی درونم نمیشدم
که دوس داشت تو زندگی بقیه سرک بکشه
و تلاش کنه سبقت بگیره و بگه منم نتیجه تو دستم دارم ……
برای خودم خوب شد اینکه الان یه سایت هست و یه استاد که میتونم از فایل هاش دز خلوت خودم استفاده کنم و تمرکزمروی خودمباشه
من روی خودم کار میکنم به کسی گاری ندارم
دیگرانی که باید باشن توی زندگیم به سمت من هدایت میشن
برای همین تو فضای مجازیم کسی و فالو ندارم
و هیچکس و دنبال نمیکنم از افراد نزدیکم ببینم چیکار میکنند
چون رسیدم به قانون کبوتر با کبوتر باز با باز
کند هم جنس با همجنس پرواز….
الان قدردان خداوند هستم که تلاش میکنم هر روز به خودم یادآوری کنم مائده امروز و خوب زندگی کن
امروز سعی کن بهتراز دیروزت باشی
همین کافیه
دنبال هفته ها و ماه ها و سالها نباش
چون الانقدمت امروزه
توی قدم الانت زندگی کن
فهمیدم که من نباید دنبال چیزی باشم
من فقط باید روی خودم متمرکز باشم
اگر آگاهی هست اگر فردی هست اگز مسیری هست
برای من باز خواهد شد
از جایی که فکرشو نمیکنم
من نباید دنبال این باشم که مدام افکارمو و عقایدمو به زبون بیارم و به کسی یاد بدم و بگم عمل کنید
اول خودم باید عمل کننده واقعی باشم
مادامی که من عملکردم نتیجه خلق کردم
بی بروبرگرد نیازی نیست برم فریاد بزنم از نتایجم تو گروه های نختلف
نتایج من خودشون حرف میزنند
و کسی لازم باشه سمت من هدایت میشه
منفقط باید هر آن چیزی که یاد میگیرم و توی زندگی خودم و برای خودم پیاده کنم
مثل الان که یه پروژه ای و استارت کردم
نمیرم تو مجازی فریاد بزنم
آیییییی پاشین بیاین منو فالو کنید اطلاعات خفنی دارم براتون
نه نه نه نه……
من به خودم چند ماه زماندادم که بتونم این پروژه رو اول توی زندگی خودم پیدا کنم
اول خودم نتیجه بگیرم بعد نتایجم حرف میزنه
پروردگارا شکر شکر به درگاهت برای این آگاهی گه امروز بدست آوردم
سپاسگزارم ازت بینهایت
و سپاسگزارم از استاد و مریم جان
شکر برای حضور و وجودتون:)))
به نام خداوند یزدان پناه
سلام
فرعیات باعث میشود که مارا از اصل دور کند.
استاد میفرماید این که یک سریهایی که چرت و پرت میگن طبیعیه و کسانی که گوش میدهند به چرت و پرت غیر طبیعی است چون اگر کسی چرت و پرت بگه و کسی گوش ندهداون هم نمیگوید. ولی اگر بدونه که خیلیها به این چرت و پرتها گوش میدهند میآید و ادامه میدهد.
یک مثال تقریباً توی این گفته که: مدیر دختر بزرگم یک کلیپ را فرستاده بود داخل گروه.
من خلاصه را میگم که میگفت قرار نیست که به همه آرزوها رسید،کودکان باید بدانند که به همه آرزوهایشان نمیرسند و باید ناکام باشند و دنیا جای عادلانه نیست و…
به دخترم گفتم این کلیپ را گوش نکن و باور نکن این کلیپ درسته صحبتهای زیبایی میکنه ولی باور غلط هم درش هست به قول استاد حتی کتابهای موفقیت آمیز هم باورهای نادرست در آن هست باید قانون را بلد باشید تا متوجه شوی که مسیر درست را در پیش گیری.
وقتی مسیر درست را در پیش گیری هدایت میشوی به راههای درست و خود به خود انجام میشود و نیازی نیست که به آن فکر کنی و خداوند ایده و فکر مناسب به ذهنمان میآورد.
وقتی که در مسیر درست قرار گرفتهایم آدمهای درست در زندگیمان قرار میگیرد و نمیخواهد که به دنبالشان برگردیم خودش به دنبالمان میآید اگر ما دنبال آن چیز برویم ایمانمان ضعیف هست یعنی خداوند را نمیشناسیم.
جهان به اندازهای که بهتر میشویم آدمهای درستی را به زندگیمان میآورند اگر که هنوز ما دروبری هستیم آدمهای دروبری بیشتری را وارد زندگیمان میکنیم.
یک مثال از خودم اینکه بعضی مواقع به مکانهایی که مسیرم هست و دارم قدم میگذارم قبل از اینکه من به آن مکان برسم یک دعوایی آنجا شده است و همان زمان که من میرسم تمام شده است یا مثلاً در خیابان تصادفی شده همان زمان که میرسم آنقدر اطراف آن را آدمها پر کردن که پر شده و هیچ دیده نمیشود یا کلاً تصادف بین آن افراد جمع و جور شده است،و کمی از آثارش باقی مانده است همان لحظه یادم به حرفهای استاد میافتد که میگه این فرکانسی هست که فرستادی و جهان پاسخخش را به شما میدهد. بعدش به خودم میگم خدایا شکرت وقتی که خودم را با گذشتهام مقایسه میکنم میبینم در گذشته اصلاً از این خبرا نبوده خود واقعیت دعوا و تصادف را کلاً به چشم میدیدم چقدر خوبه که سعی کنم بیشتر روی خودم کار کنم که حتی این اتفاقات را هم روز به روز کمتر ببینم.
چقدر آدمهای بهتری نسبت به قبل به من جذب میشوند حتی احترام بهتری نسبت به قبل به من میگذارند پس من روی خودم کار میکنم و نتایج بهتری میبینم و من جهان را از زاویه میبینم که خوشبختی را وارد زندگیم کند با کنترل ذهن و توجه به زیباییها آن را برای خودم بسازم.
شادباشید.
به نام خداوند بخشاینده مهربان
خداوندا توسزاوار ستایشی و سپاسگزاری فقط برازنده خداوندم است که اوست خالق جهان
تنها تو را می پرستم وتنها از تو یاری میجویم .
خدارا شکر بابت درس روز هفدهم از خانه تکانی ذهن وخودشناسی
آگاهی های ناب این بخش که در ک کردم :
1-ایاگر کسی فکر میکنه کاری درست نیست می آید این همه کار انجام میدهد ؟
فرعیات ما را از مسیر دور میکندواصل وفرع را بفهمیم .
2-دنبال موضوعات اساسی باشیم وچیزی که به ما کمک میکند.
3ـاینکه یه سری چرت وپرت میگویند طبیعیه و اینکه یه سری به این چرت وپرت ها گوش میدهند غیر طبیعی است.
4ـوقتی که شما در مسیر درست قرار میگیرید شما هدایت میشود به کارهای درست بدون اینکه بدانیدواینها خودش درست میشه بدون اینکه بهش فکر کنید .
5ـبه خاطر اینکه حرف مردم برای ما مهم نیست چیزی که استفاده میکنیم در خانه باید کارایی داشته باشد وچیز اضافه ای نیست
فضا باز وهیچ چیز اضافه ای در خانه نباشد
وقتی حرف مردم برای شما مهم نیست ومیخوام جوری زندگی کنم که خودم راضی باشم خونه خیلی انرژی اش مثبت است.
6-وفتی دنبال یه آدمی میگردی که هم جهت باشه باتو یعنی نمیدونی قانون چیه وشما وقتی درستی ٫جهان لاجرم آدم های درست را برات میاره وادم های هم جهت را برات میاره
شما نمیخواد دنبال کسی بگردی
وقتی تو مسیر درستی پول دنبالت میاد
تومسیری قرار میگیری که اگر یه چیزی باشه که توکناب باید دنبالش بگردی ،کتاب دنبال میاد
7-قانون این است که کبوتر با کبوتر باز با باز
کند هم جنس باهم جنس پرواز
8-نیازی نیست دنبال آدم مناسب بگردم
من روی خودم کار میکنم آدم مناسب ،ایده های ثروت آفرین میآید تو ذهنم
9-وقتی شما خدا را بشناسی ،میدانی خدابرای اینکه یه موقعیتی فراهم کنه ویه ایده ای بدهد به تو نیاز نیست زجر بکشی،اتفاق می افتد.
10ـشما بشین روی خودت کارکن ،جهان هم به اندازه ای که روی خودت کارمیکنی آدم های بهتری تو زندگی آن میاره
اگر آدم های دری وری تو زندگی هست یعنی تو هنوز دری وری هستی.
11-به خاطر اینکه نمی آیید روی اصل کار کنید یادتون میره اصل چی هست ولی دوباره میرسد تو فرعیات
12-زندکی من یه شیب خوب به سمت بالا داشته از وقتی که روی اصل کار کردم آرام آرام به سمت بالا رفتم وچون من سراغ حاشیه نرفتم وسراغ اصل رفتم
13-وقتی تمرکز میکنی روی خودت هدایت میشوی به مسیر درست وانچه که برای تو درسته وبه درد تو میخوره .
14-بیایبم ببینیم بقیه چی میگن ،تمرکز کنیم روی بیماری هدایت میشی به بیماری .
15ـ من به قلبم اعتماد میکنم اجازه میدهم خداوندمن را هدایت کنه
من روی خودم کار میکنم وتا وقتی من روی خودم کار میکنم، خداوندهم داره نتایج مربوط به کار کردن روی خودم را برام فراهم میکنه
16-تا وقتی دارم رو ذهنم کار میکنم وتا وقتی دارم سپاسگزاری را هرروز تو همه چیز ببینم
سعی میکنم توجه کنم به نکات مثبت
سعی میکنم مسائل را از زاویه ای ببینم که به من احساس بهتری را میدهد من هدایت میشوم به مسیر های بهتر
آنچه که برای من لازمه برای خوشبختی ام لازم است و آنچه که به من کمک میکنه وارد زندگیم میشود.
17-ارامش دائمی نداریم ،ارامش را باید هر لحظه تو ذهنت ایجاد کنی وهربار با باورهای خوبی که ایجاد کنی بیشتر وبیشتر میشود
ولی بازهم ممکن است اتفاقی بیفتد که به هم بریزیم ولی بازهم از زاویه ای متفاوت نگاه کنیم که احساسمون بهتر شود
اگر بدانیم که این احساس خوب چقدر تاثیر داره این کار را بهتر انجام میدهیم
18-باید راه درست را بروم، یکبار مسیر نادرست نرفتم
درونم استاندارد هاش بالا بود از همون اول
19ـدلیل اینکه تو سایت محصولات خریداری میشه به خاطر نتایج که ایجاد میشه
اگر یه وسیله ای میخریم نتیجه داره میرم استفاده میکنم میروم میخرم اگر نتیجه ایجاد نکنه نمیخرم
به نام خداوند بخشاینده مهربان
سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته نازنین
وهمه ی دوستان عزیزم در این مسیر توحیدی
گام هجدهم
اصلا این گام های اخری منو واقعا داره دگرگون میکنه
چقدر این اصل زیباست و چقدر این فایل مرتبط با فایل قبلیه انگار این لایو ها دارند همدیگرو تکمیل میکنند
مکمل همدیگه هستند و دارند یک زنجیره ی اگاهی رو تشکیل میدن که قراره نتیجه های ناب وعالی ازش بزنه بیرون و با توجه به ارسال فرکانس های کنونی چه نتایج خارق العاده ای در اینده قراره ببینیم
به قول استاد مگه میشه کسی باور نداشته باشه به چیزی و این همه روش سرمایه گذاری کنه
هرچند وقتی قبلش بخوای نگاه کنی میبینی ایلان ماسک چقدر عالی تکاملشو طی کرده و چقدر عالی جلورفته که الان اینجاست شاید اگاهانه نمیدونه قانونو
مثل روابطش که تاالان همش شکست بوده اما تو این زمینه عالی عمل کرده
دوست دارم این اصل رو فریاد بزنم که اقا من رو خودم کار میکنم شرایط موقعیت ایده ها و ادمهای درست خودشون به سمتم میاند من دیروز ذهنم رو کنترل میکردم یهو هدایت شدم به جیمیلم نظر یکی از دوستان که دنبال میکنم تو سایت البته ج داده بودن به نظر یکی از دوستای دیگه و چقدر نظر اون دوستمون
کمکم کرد به کنترل ذهنم وقتی خدا تعهد منو میبینه
دست به کار میشه مثل وقتی که گفتم کمکم کن سیگار رو ترک کنم فضای ترک رو برام فراهم کرد و هدایتم کرد وهزاران مثال دیگه فقط این من هستم یادم میره
وخودم میخوام دست به کار بشم اونم با چی
خنده داره با ذهن وعقلی که من رو ازAتاbمیبره اما اون تا zچه عرض کنم تا بی نهایت میبره اما به شرط این کار کردن رو خودم وکاری به دنیای بیرون نداشتن
چون درگیر این دنیای بیرون وچگونگی بسم وبیفتم دنبالش از راه که هیچ به بیراه میرم
الان توی ایران چند میلیون شهروند افغانی هستش
من با خیلی هاشون که بودم میگفتن که اقا طالب میکشه وفلان و بهمان
الان کامنت یکی از دوستانمون رو خوندم که تو گام قبلیه یه خانوم تو افغانستان با این شرایط به ظاهر کنونی ناجور تور برگزار کرده دور افغانستان من اینو
کجای دلم بذارم این چی میگه خانم مرضیه عزیز که استاد یه فایل در موردشون اماده کرد توی اون بدو بدو های افغانستان درامدش روزی 500دلار بود وبعدشم مهاجرت کرده کانادا این چی میگه اینا چی میگن با اینکه به ظاهر مرد هستند و باید قوی تر باشند
اصلا کسی رو قضاوت نمیکنم خودمو میگم
اینجا به این خیلی پی میبرم که خداوندعادله یعنی چی
اگه به هیکلو قد وقیافه او لستعدادو هوشو و هزار عامل دیگه بود جهان چقدر جایه زشتی بود اما به باور ودرون انسانهاست که با هر نژاد و رنگی و جسه ای
هرجور بخواد با باورهاش زندگیشو خلق میکنه
هرکجا که باشه این عدالته محضه که واقعا تازه دارم
کم کم بهش پی میبرم
که من فقط باید روی خودم کار کنم و نخوام سمت خدارو انجام بدم من سمت خودمو انجام بدم اونم سمت خودشو انجام میده
به قول استاد من کاری به دیگران ندارم من به قلبم گوش میدم به قلبم
در پناه حق