live | دلیل دلسردی در مسیر و حلّ ریشه این مسئله - صفحه 31


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | دلیل دلسردی در مسیر و حلّ ریشه این مسئله
    145MB
    18 دقیقه
  • فایل صوتی live | دلیل دلسردی در مسیر و حلّ ریشه این مسئله
    17MB
    18 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

432 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    جاهده عثمانی گفته:
    مدت عضویت: 170 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم ودوستان گرامی

    گام 21

    عجول بودن واقعن این دیگه کاملن به من ربط داره انگار تو هرکاری ما خانواده ای همینجوری هستیم خیلی عجول هرچیزی میگیم فورن انجام بشه ولی من الان دیگه نمی‌خوام مثلی گذشته باشم می‌خوام تکاملم را طی کنم درهمه بحث ها خیلی زیاد ازاین موضع استفاده میکردم وبحث حرف های منفی ای دختر خانم خوشگل چقدر خوب تونست به نظر های منفی بقیه راهی برای پیشرفت خود پیدا کنه وازشون انگیزه بگیره وزمین نخوره انشالله همه ما بتونیم پلی پیدا کنیم برای رفتن به سمت بالا نه پایین وبحث روابط باید خودمون خوب باشیم تا آدمایی خوب به سمتمون بیان واگر آدمایی اطرافمون منفی آن یعنی خودمون کلن افکارمون منفی هست ازخدا می‌خوام هدایتم کنه و همه افکار منفی ازم دور بشه وبتونم گام های آهسته اما دوام‌دار بردارم خدایا سپاس گذارم که کنارمی وسپاس. ازاستاد عزیزم

    خدایا شکرت که تورادارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    آزاده اکبری گفته:
    مدت عضویت: 1310 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الحمدلله رب العالمین ‌

    الرحمن الرحیم

    مالک یوم الدین

    ایاک نعبد وایاک نستعین

    اهدنا صراط المستقیم

    صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولا الضالین

    سلام به استاد عزیزم ومریم جان ودوستان گرامی

    گام 21

    احساس لیاقت

    بزرگترین ترمز من نداشتن عزت نفس هست یعنی من هر چقدر در مورد ترمزهام فکر میکنم به احساس لیاقت ختم میشه

    یکیش حرف مردم که وقتی بهش فکر میکنم از عزت نفس پائین ناشی میشه وقتی من برای خودم ارزش قائل باشم حرف مردم از زندگی حذف میشه

    واینکه فکر می کنم من باید کامل باشم وکارم بدون نقص باشه این هم ریشه اش عزت نفس هست

    اینکه توی روابط به مشکل بر میخورم هم همینه که می خوام خودم را بهتر از این که هستم وبدون نقص نشون بدم وخودم را همینطور که هستم دوست ندارم

    برای خودم ارزش قائل نیستم همیشه دیگران در الویت بودند واین را میذاشتم به خاطر اینکه من مهربون هستم ولی در واقع رضایتشان برام مهم بوده که بگن آفرین تو خیلی خوب ومهربان هستی

    یا اینکه من هر چقدر هم کار کنم از نظر خودم ارزش نداره وکم کاری کردم در صورتی که من کارهام را عالی انجام میدم

    من اگه کاری برای کسی می خوام انجام بدم باید برای دل خودم انجام بدم نه رضایت دیگران

    من حتی با اینکه همه کاری برای بچه هام میکنم ولی حس نا کافی بودن دارم

    البته روی همه ای این موضوع ها دارم کار میکنم یعنی دارم ترمزهام را پیدا می کنم وتکاملی پیش میرم

    امیدوارم به زودی دوره ای احساس لیاقت را بتونم تهیه کنم وبیشتر بتونم روی احساس لیاقتم کار کنم

    در پناه خداوند شاد وسلامت وثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    حسن کفاش دوست گفته:
    مدت عضویت: 3200 روز

    به نام خداوند جان آفرین

    حکیم سخن بر زبان آفرین

    سلام استاد گرامی، خانم شایسته و دوستان هم فرکانسی

    این فایل نشانه من در تاریخ 1404/8/6 بود

    دقیقا در زمانی که من در این بازه زمانی کمی که نه مقداری بیشتر از کمی از مسیر دلسرد شده بودم و احساس می کردم که این مسیر درست من و نیست و من باید مسیری دیگر را انتخاب می کردم .

    اما این نشانه که آمد اشک در چشمان من جاری شد که خدا چطور می خواهد با من صحبت کند

    از طرفی یکی از دوستان من هم صبح یک تیکه از صحبتهای استاد را که به صورت فایل صوتی بود برایم توی واتساپ فرستاد و اینهمه نشانه برای من کاملا واضح کرد که مسیر من کاملا و صددرصد درست و من فقط باید تکامل خودم را طی کنم.

    من در همه زمینه ها غیر از ثروت واقعا شرایط عالی دارم

    در زمینه روابط یک همسر و همراه و رفیقی دارم که بی نظیره و اگر من خودم می خواستم نمی توانستم چنین انتخابی داشته باشم و از این بابت بسیار بسیار خدا را شاکرم

    در زمینه سلامتی من کلا خوب بودم حتی قبل از آشنایی با استاد و دوره سلامتی ایشان هم من عالی بودم و خیلی کم مریض می شدم ولی الان که دیگه اصلا به یاد ندارم آخرین باری که قرص و دارو استفاده کرده ام کی بوده است . از این بابت هم خدا را شاکرم

    در زمینه ثروت هم به نظر خودم پاشنه آشیل من است خیلی خوب رشد کرده ام و از اون همه بدهی و قرض و وام بانکی رهایی پیدا کرده ام و با افتخار می گویم که در حال حاضر نه یک ریال به کسی بدهی دارم و نه وام تسهیلات بانکی که این برای منی که زیر خروارهای بدهی و وام بانکی بودم یک رشد بسیار خوب است. اما باید به خودم بگویم که این کار ذهن است که همیشه آن همه موفقیت را ندیده می گیرد و می گوید که خوب فلان ماشین عالی را که نداری، فلان ویلای خوب را که نداری و … .

    اینها باعث شده بود که برای خیلی مدت کوتاه شاید در حد یکروز احساس دلسردی در مسیر داشته باشم اما با این نشانه سایت و اون فایل دوستم کلا همه چیز عوض شد و من ایمان آوردم که مسیرم خیلی خیلی درست است و من فقط باید تکامل خودم را طی کنم.

    خدایا شکرت که باز هم مثل همیشه و همیشه در بزنگاه های سخت زندگی همراه و راهنمای من بوده ای.

    سپاسگزارم از شما ای استاد عزیزم که من به هیچ وجه نمی توانم جبران مهربانی های شما را داشته باشم.

    امیدوارم که همیشه و همیشه سالم و تن درست باشید

    در پناه الله مهربان شاد باشید و سربلند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  4. -
    احمد عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 1719 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم و بانو شایسته گرامی

    گام 21 دلیل دلسردی در مسیر و حل ریشه این مسئله

    وقتی در مسیر آگاهی و استفاده از قوانین هستی قرار می گیریم، در ابتدا فکر می کنیم که بله حالا که از این قوانین با خبر شدم میخوام در طی چند روز به هر آنچه که دوست دارم برسم و بعدش دیگه با خیال راحت زندگی کنم. غافل از اینکه این قوانین با جریان زندگی همراه است و مثل ابزار مادی نیست که یک چیزی را با آن بسازی و بعد ابزار را بگذاری کنار و از چیزی که ساخته ای برای همیشه استفاده کنی.

    فرق است بین با خبر شدن از قانون و درک آن،

    فرق است بین درک قانون و به کار بستن آن در زندگی،

    به همین خاطر است که خیلی ها در مسیر دلسرد می شوند و فکر می کنند جواب نداد.

    این مثل کسی است که بخواد رانندگی یاد بگیره و وقتی پشت فرمان بنشینه و حرکت کنه، بین گاز و ترمز و دنده و کلاچ سردرگم بشه و ماشین را بزنه به در و دیوار و بعدش بگه نه با این ماشین نمیشه رانندگی کرد، در حالی که تمرکز، تمرین و تکرار لازم است تا رانندگی در وجودت نصب شود تا درست اجرا شود و این با یکی دو بار پشت فرمان نشستن میسر نمی شود. قانون هم میشه گفت چیزی شبیه این است، باید در وجود مان نصب شود و در افکار، گفتار، رفتار و کردارمان اعمال شود تا نتیجه بدهد و این کار وقتی می شود که حرف های استاد عزیز را نکته به نکته درک و عملی کنیم.

    با تشکر فراوان از استاد زیبایی ها

    برای تان آرامش و سلامتی، ثروت و شادمانی، طول عمر با عزت و سعادت ابدی خواهانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    ایهاب صالحی گفته:
    مدت عضویت: 188 روز

    سلام ودرود بر استاد عزیزم و مریم خانم شایسته

    درود بر تمامی عزیزان جان ودل همسفر ی که مسیر هستیم .

    من امروز ازسر کلاس آموزشی که برای تکامل درمسیر کسب وکارم هست دارم میایم وبه این فایل دارم گوش میدم وسوار اتوبوس توی مسیر خونه هستم وچقدر جالب هست برای من، هر روز که دارم این مسیر روادامه میدم وپیش میرم انگار هرجلسه که می بینم تنظیم شده برای همون لحظه وضعیتی که درآن هستم یا نیاز به راهنمایی بیشتر وبهتر درهمین زمینه مربوطه دارم

    وهمین شخصی که درمسابقه تنلنت شرکت کرده بود خودش یه انگیزه دهنده ومشوقی هست برای بیننده که ازهر روشی برای تقویت خودمون می تونیم بهره ببریم خیلی جالب هست این مسیر ومن هم چقدر تجربه دارم دراین زمینه که قبلا ازش استفاده کرده بودم وبعد ازگذشت مدت‌ها که از مسیرم خارج شده بودم یادم رفته بود وانشاالله که

    دراین مسیر تبدیل میشم به شخصیتی که همش برای اصلاح روتین خودم تلاش می‌کنم که یه خود همیشه موفق درمسیر تکاملم ازخودم بسازم که هر روزم از روز قبلم بهتر مطمئن تر مهربان تر خیر خواه تر وخلاصه هر صفت پسندیده ای که الله مهربان من روبراش خلقت کرده روداشته باشم البته این به زبان خیلی آسان هست اما ازخودش می خوام که من روبرای این مسیر بسازه چراخودش گفته ادعونی استجبلکم بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را ازما خواستن واز پروردگارعالمیان بخشیدن هست.

    تکامل راباید طی کنیم وبه رشد کامل برسیم الهی بهترین وفوق العاده ترین وشگفت انگیز ترین های زندگی ولذت هارو هم برای همه عزیزان جان وهم خودم خواهانم امین یارب رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    دنیا بسحاق گفته:
    مدت عضویت: 871 روز

    ردپای روز 2

    سلام به استاد صحبت های سرشار از آگاهی و عشق

    سلام به هم هدایتی های عزیز

    استاد عزیزم در مورد دل سردی در مسیر من زمانی که مسیر به این زیبایی رو انتخاب کردم

    واقعا خوشحال بودم سرشار از اعتماد بنفس در کارم

    داشتن قدرت و ثابت در کارم اینکه میخواستم پیشرفت کنم واقعا خوشحال بودم

    و باور های نسبتا خوبی در این زمینه داشتم ودارم چون هرچی انسان نسبت به اگاهی هاش جلو ترمیره چیز های جدید تر مسائل جدید تری هستند برای یاد گرفتن

    که باور ها هم نسبت به همون مسائل باید روشون کار بشه و چون خودم در کارم واقعا عاشق بودم همه هم استقبال کردند و این باعث میشد من بیشتر به سمت اون برم و بلاخر به اون دلسردی و تضاد رسیدم بعد از دو سالی هست که کارم رو شروع کردم و چون باید در کنار روی باورهام کار می کردم تا در این میسر این دو کنار هم رشدکنند واقعا کوتاهی کردم والان دارم درک میکنم

    این موضوع رو موضوعی که چند سال پیش خواهرم بارها در موردش با من صحبت کرده بود از اینکه رشته ای رو که انتخاب کرده رو خیلی دوست داره اما دیگران یا حرفهاشون باعث دل سرد شدن اون از مسیرش میشه و منم می گفتم که باید به حرفشون گوش ندی اگه واقعا عاشق مسیرت هستی از مسیر زندگیت لذت ببر

    و در مورد حرف هایی که هست من روزانه افرادی هستند که خواه و ناخواه حرف ها به من رسیده میشه که فلان کس بهت حسودی میکنه یا پشت سرت صحبت کردن استاد خدا شاهده چنان ذوقی میکنم که

    پیش خودم میگم دنیا یعنی تو انقد پیشرفت کردی تو کارت توی مسیرت انقد موفق شدی که کسی پیدا شده به تو حسودی کنه و باعث میشه که قدم بعدی رو محکم تر بردارم تا به اونها ثابت بشه که تمام حرف های اونها پله ای برای موفقیت و ترقیه منه

    و نسبت به چند سال پیش که وارد سایت شدم خیلی موفق شدم خیلی پیشرفت کردم باور هام رو کوبیدم و از نو ساختم و انشالله تلاش خودم رو میکنم که روز به روز بهتر از این باشه

    خداروشکر میکنم که امروز هم تونستم صدای زیبای شما رو گوش بدم و لذت ببرم

    در پناه الله یکتا همیشه شاد و سلامت وثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    ,پروانه و سهیل گفته:
    مدت عضویت: 524 روز

    سلااام استاد عزیزممم

    استااد چند روزیه ب شدت ذهنم در گیر بود ی 9روزه میرم سرکار اما ی چیزی خیلی عجیب بود رفتار ی دختر خانومی ک اولش خوب بود باهام یهو بعد دو روز 360درجه تغییر کرد رفتارهای همکارام

    استاد بی نهات ذهنم در گیر این مسئله بود و هی میگفتم خدایا یعنی چیشدع همش قانون رو مرور میکرد و میگفتم کجای کارم ایراد داره مطمئنم ک این رفتارها بی دلیل نیست تا اینکه دیدم واقعا بهم فشار میاد گفتم خدایا تو هدایتم کن و دیگ بیخیال شدم کلا تا اینکه پری روز اتفاقی این فایل رو گوش دادم و فهمیدم ای دل غافل دقیقنم منم درگیر همین موضوع احساس عدم کمبود لیاقت وااای خدای من عالیه خییلی خوشحالم خییلی اینکه ایراد کارمو فهمیدم

    هنوز نمیدونم چجوری درست میشه ولی تمام تلاشمو میکنم گ ان شاالله موفق بشم مرسی استاد از زحماتتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    مهدی گلشنی گفته:
    مدت عضویت: 483 روز

    درود بر استاد عزیزم و دوستان ام مسیرم

    خدا رو هزاران بار سپاسگزارم که تونستم یک قدم دیگه از پروژه ی خانه تکانی ذهن رو گوش بدم ، بنویسم و کامنتاشو بخونم و بیام و کامنت بزارم واقعا خداروشکر که متعهدانه دارم پیش میرم و دارم به تارگت این ماهم یعنی تموم کردن دوره ی خانه تکانی ذهن و خرید دوره ی روانشناسی ثروت یک نزدیک و نزدیک تر میشم خدارو شکر…..

    و اما درس هایی که از این فایل زیبا گرفتم…

    * ما انسان ها عجول هستیم و میخوائیم یه شبه راه صد ساله رو بریم و بخاطر همین بعد از گذشت چند روز یا چند ماه سرد میشیم و همه چی رو بی خیال میشیم راستش منم سه سالی درگیر این بحث بودم و روی خودم کار میکردم و هی بدهکارتر میشدم و میگفتم قانون جواب نمیدا ولی الان تقریبا دوسال و نیمه که متعهدانه دارم پیش میرم و نمیگم اصلا دلسرد نشدم ولی سریع اتفاقات کوچیک ، کوچیک رو به خودم یاد آوری کردم و دوباره قدم برداشتم و زندگیم 360 درجه با اون موقع فرق کرده و هم یه آدم دیگه شدم و هم دارم درآمد ماهی 300 میلیون رو تجربه میکنم و براحتی سمتم میاد و البته این درآمد واس پارسال بود و امثال دارم تارگت ماهی 700 میلیون رو میزنم و تقریبا هم رسیدم بهش ولی من درآمدم رو سالیانه حساب میکنم و توی یک سال هرچی اومده رو تقسیم بر 12 ماه میکنم و تو این 6 ماهه ی اول سال خدارو شکر به 700 رسیدم و هرروز هم دارم متعهدانه روی دوچیز کار میکنم اول ذهنم و دوم مهارت هام……

    * چیدر این خواننده ی توی کلیپ فرکانسش بالا بود و چقدر روی خودش کار کرده که تونسته با کامنت های منفی و فحش و دری وری برای خودش سکوی پرتاپ درست کنه و باهاشون شعر بسازه و بیاد تو مسابقه ازش استفاده کنه این مصداق دقیق این جملست که میگه با سنگ هایی که سمتتون پرتاپ میشه کوه بسازین و ازش بالا برین و من دوباره به خدا ایمان آوردم که وقتی بخواد به یه نفر عزت و احترام بده ، اگا کل دنیا جمع بشن نمیتونن جلوشو بگیرن و جهان هستی کاره خودشو میکنه و الله اکبر به این همه عظمت

    * و اما اگه آدمایی که میان تو زندگیت یا سره راهت قرار میگیرن انرژی و فرکانسشون پائینه و همش منفی بافی میکنن این مائیم که باید خودمون رو تغئیر بدیم چون ما که نمیتونیم اونا رو تغئیر بدیم تا خودشون نخوان، ولی میتونیم خودمون رو بالا ببریم از لحاظ فرکانسی تا جهان هستی اونا رو از سره راهمون برداره و آدمای مثبت و انرژی بالا رو جایگزینشون کنه و جهان هستی و قانون بی نقص خداوند کارشو بلده و مو لادرزش نمیره و این ماییم که باید رو خودمون کار کنیم تا روز به روز آدمای خوب،مثبت و پرانگیزه سر راهمون قرار بگیره…

    * من قبلا هر کی به پستم میخورد همش ناله میکرد و از سیاست حرف میزد و کلی انرژی منفی بود ولی الان یک سالی میشه که دونه دونه حذف شدن و آدمای بهتری جایگزینش شدن و حتی وقتی میرم خرید یا حتی میرم قهوه بخورم اونایی که اونجان همش از هدف و کار و خوبی ها حرف میزنن و من کامل متوجه میشم که اینا فقط و فقط بخاطر اینه که من ذره ای فرکانسم تغییر کردا و هر چقدر بیشتر کار کنم روی خودم از این جنس آدما بیشتر میان سراغم….

    * و اما سخن آخر اینکه یاد گرفتن قانون مثل یاد گرفتن رانندگیه اولش سخته و هی باید آینه ها رو ، پشت سرتو ، کلاچ رو ، ترمز ،دنده و…… اینا رو چک کنی و حواست باشه ولی وقتی یاد میگیری و میره تو ناخودآگاهت دیگه پشت فرمون پیام هاتو جواب میده یا ساندویج میخوری بدون اینکه حواست باشه ( البته نمیگم این کارا خوبه بابت مثال گفتم ) و قانون هم همینه وقتی یاد گرفتی مدام باید تکرارش کنی و مثل رانندگی وقتی مانعی میاد جلوت سریع ترمز میگیری تو قانون هم وقتی اقکار منفی میاد باید سریع ترمز بگیری و ذهنتو هدایت کنی به سمت دیگه ای میدونم کاره سختیه و مثل رانندگی شدنیه…..

    * امیدوارم روز به روز درکمون از قانون بیشتر شه و فقط دنبال خلاقیت باشیم چون اصل رو یاد بگیریم باقیش تکرار و خلاقیته….

    در پناه الله شاد و ثروتمند باشید یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    اسما عدالتیان گفته:
    مدت عضویت: 379 روز

    خدای مهربونم سلام

    چرا انقدر ذهن من مقاومت میکنه با کامنت نوشتن، حتی شده دو سه خط

    هربار میگم چیز جدیدی در سر ندارم برای نوشتن اما کی این حرف های با ارزش که باید با طلا نوشت تکراری شدند؟! مگر من رسیدم به هدف هام با این نوشته ها؟! مگر من باورهام تغییر کرد با این نوشته ها؟! چند درصد از نوشته هام رو در طول روز در زندگیم اعمال میکنم

    پس چرا تکراری نشون میده ذهن من کامنت نوشتنو

    درصورتی که یک وجهه مثبت و بی نظیری از من بیرون میاد موقع نوشتن کامنت که فکرشم نمیکردم انقدر زیبا میتونم فکر کنم، انقدر عالی و بی نظیر میتونم به جنبه های مختلف زندگیم توجه کنم

    پس هیچوقت تکراری نیست، تا زمانی که من مثل استاد به هدف هام نرسیده ام تکراری نیست، حتی بعدش هم تکراری نخواهد بود

    مگر من از وجود مادر پدرم و خواهر برادرم خسته میشم و مگر من میگم خب دیگه اینا تکراری ان حالا برم سراغ یک مادر پدر و خواهر برادر جدید

    کامنت نوشتن و ژورنال کردن و صحبت کردن با خداوند و کند و کاو درونم مثل غذا خوردنه

    مثل زندگی با مادر پدرمه

    مثل نفس کشیدن هرروز و هر ثانیه امه

    خدایا من ختی گاهی از نوشتن کامنت هم دلسرد میشم

    چه برسه به کارم، ولی هربار که میبینم دلسرد شدم دقیقا همون موقع میام و مینویسم

    میگم حداقل دو خط بنویس ولی هربار که شروع میکنم و تموم میشه، میبینم خدای من

    من بیست خط سی خط نشستم نوشتم

    یعنی من موقع نوشتن تبدیل میشم به یک ماشین قدرتمند تولید کننده زیبابین و ماشین تولید کننده باور های جدید

    گاهی میام کامنت های قبل خودمو میخونم و میگم، من اینو نوشتم؟! اینا درسته با انگشتان من و ذهن من نوشته شده

    اما انگار صحبت های خداونده!

    پس اگر دلسرد شدم هم بشینم منطقی فکر کنم

    یا سعی کنم توجه نکنم

    تو این توجه نکردن به نجواها خیلی موفقم

    نمیخوام بگم عالی و بیست هستم چون هنوز تو زندگیم تغییر زیادی رخ نداده، تو اعمال و رفتارم همچنین

    اما مثل همین چند دقیقه پیش که ذهن من مقاومت کرد که چرا کامنت بنویسی

    توجه نکردم ادامه افکارم چیه، اومدم و نوشتم

    من یک دانش آموزیم که تازه ثبت نام کرده و درسهای پایه رو داره یاد میگیره و داره سعی میکنه خوب درس بخونه تا از امتحانات زندگی سربلند بیاد بیرون

    کامنت هارو هربار میخونم و به گفته استادم عمل کردم، کامنت های جلسه سوم قدم اول در دوازده قدم رو تصمیم گرفتم کامممل بخونم

    تقریبا دو هزارتا کامنته اما هرروز یک دو صفحه میشینم میخونم با دقت و سعی میکنم باور های درست درمورد ثروت رو که دوستان نوشتن رو یاد بگیرم و در تلاشم این سنگ سیمانی باور های مخرب و هرروز با این چکشم پر قدرت تر بکوبم و ترک بندازم

    دیشب هدایت شدم به پروفایل یکی از دوستان در سایت و داستان زندگیش بی نظیر بود و من رو متحول کرد

    این خانوم که چقدر هم چهره زیبایی داشت چقدر موفق شده بود در این راه هدایت

    انگار اون شخص الان ترم های آخره از نظرم و من تازه ثبت نام کردم

    از حقوق سه تومن در یک شرکتی رسیده بود به بیزینس خودش با حقوق های به شدت بالا و سفر های خارجی به افریقا و هند و…

    خدای من من باورم نمیشد وقتی داستان این دختر زیبا رو میخوندم

    موقع خوندن داستانش گریه ام گرفته بود از شدت ذوق، و اینکه منم میتونم

    آیا منم میتونم برسم؟! چقدر کمک میکنه داستان های دوستانم که من در راهم دلسرد نشم

    و بعد داشتم فکر میکردم که اگر اون خانم پنج شش سال پیش با حقوق سه تومن رو همونجا بهش یک بیزینس میدادن میگفتن خب حالا از فردا تو میشی مدیر یک مجموعه بزرگ که مال خودته، باید کارمند هاتو کنترل کنی باید برنامه بچینی برای کارهات، باید بری ایونت ها در کشور های مختلف و…

    اون موقع اون خانم هنگ میکرد، میموند چیکار کنه، استاپ میخورد و کل اون بیزینس رو بر باد میداد

    و بعد به خودم گفتم پس عجله نکن، اگر توهم آروم آروم و با صبر پیش بری میشی مثل این خانم زیبا

    خدایا شکرت که امروز هدایت شدم به گام روز بیستم که دقیقا درمورد صبر، دلسردی، تکامل بود

    جواب های شب قبلم با این فایل داده شد

    خداوکیلی اگر این کامنت نوشته نمیشد من الان یادم نبود دیشب این اتفاق ها افتاد و این فایل جواب سوالها و احساس های دیشب من بود

    ببین چقدر کامنت نوشتن معجزه میکنه اسما

    میبینی؟!

    خداوند رو سپاسگذارم

    خدایا من سعی میکنم هرروز در این کلاس درس زندگی بهترین خودم باشم

    چقدر لذت میبرم که هزاران هزار دوست در این سایت دارم

    لذت میبرم از روند زندگیم

    هرروز صبح به محض بیدار شدن میام اینجا و کامنت میخونم و گام روزم رو گوش میدم

    و بعد از این گام تصمیم دارم برم‌ سراغ پروژه مهاجرت به مدار بالاتر

    اما همش احساس میکنم تا کامنت های هر گام رو گوش ندهم، تا ننویسم، تا دو بار سه بار اون گام روز رو گوش ندهم

    نمیتونم برم سراغ درس بعدی، انگار که رسالتم رو در انجام تمرینم به خوبی انجام ندادم

    سعی خودم رو میکنم

    خدایا من رو بزرگ کن، بهم ثروت بده، بهم آرامش بده، بهم راه زندگیم رو نشون بده، راه کسانی که انها نعمت داده ای، راه عشق

    خدایا کمکم کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    محمدرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1604 روز

    به نام خدای مهربون.

    سلام استاد عزیزم امیدوارم حالتون عالی باشه

    من در این لحظه سپاس گذار خدای خودم هستم که صبح برای پیاده روی وقتی رفتم بیرون ی حسی بهم گفت امروز موقع پیاده روی با خودت وخدا حرف بزن.

    چون اغلب فایل گوش میدم .ولی امروز شروع کردم با خودم صحبت کردن.شروع کردم یاد آوری اینکه من ارزشمند به دنیا اومدم .شروع کردم به گفتن اینکه محمد شک کن شک کن به چیز هایی که از قبل به تو گفتن و قبول کردی

    شک کن که بابا هیچ سرنوشتی از قبل تعیین نشده.

    شک کن که تو نباید قبول کنی محدودیت هات رو .

    و به خودم یاد آوری کردم که اگه الان داری راه میری نفس میکشی یعنی ارزشمندی .محمد تو بی قیدوشرط ارزشمندی تو با همینی که هستی ارزشمندی.

    بابا وایستا بهت بگم.تو با ارزشمندی به دنیا اومدی .احساس لیاقت و ارزشمندی در درون توست تو و ن هیچکس دیگه نمیتونه از بیرون اون رو کسب کنه نمیشه احساس ارزشمندیت رو به ی عامل بیرونی وصل کنی چون مسیر رو اشتباه میری چون سرخوده و حال بد میشی .

    و چقدر یادآوری کردم قدرت خلق کنندگی که خدا بهم داده و کلی حرف دیگه .

    و الان اومدم توی سایت و این فایل گرانبها برام اومد نشانه و چقدر لذت بردم.

    استاد عزیزم پایدار باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: