این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/07/abasmanesh-20.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-16 07:03:092024-11-08 04:56:27live | دلیل دلسردی در مسیر و حلّ ریشه این مسئله
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
در مورد مبحث تکامل هرچی میخونم باز هم کمه یعنی باید مدام تکرار بشه چون انسان فراموش کاره.وخیلی حال میکنم با دوستانی که از قوانین پیروی میکنند و از موفقیت کامنت میزارن.
سال 1400در جای همراه گروهم مشغول به کار شدیم کار ما طراحی چاپ دوخت کیف کوله بود .
جای که رفته بودیم خیلی بزرگ خوب یه سالن هشتصد متری همراه کلی امکانات دیگه البته صاحب اونجا آدم بسیار محترم وایشون هم توی کارش خیلی خوب بود اما بعد از دو ماه حس میکردم یه جای کار درست نیست .
بعداز یه مدت فهمیدم ایشون هم دوچارباور کمبودواون سیستم بدون طی کردن تکامل رشد کرده بود دوباره من به مشکل خوردم .همش فکر میکردم باید با کسی کار کنم یا کسی از من حمایت کنه چون کد کار آفرینی داشتم گفتم وام بگیرم .تا اینکه از خدا کمک خواستم هدایت شدم به یه انسان خوب و اون قبول کرد یه مغازه توی یه زیرزمین توی یه کوچه با مبلغ کم به من اجاره بده
واقعا حس میکردم او از طرف خداست.
از اینجا به بعد تصمیم گرفتم تکامل رعایت کنم .
اولش سخت بود چون اونجا امکانات کمی داشت اما بسیار راضی بودم از اینکه میتونستم مستقل باشم وهر تصمیمی برای کارم چه توی طراحی چه دوخت وچاپ خودم والبته با مشورت بگیرم.
شروع کردیم یاد گیری توی مدلهای مختلف آزمون خطا میکردیم یه موقع های واقعا سخت می شد حقوق بچه عقب میافتاد زمستون هوا خیلی سرد میشد و فقط یه بخاری برقی داشتیم یا تابستان یه کولر آبی کوچک که جواب نمیداد اما مرتبط بهخودم یاد آوری میکردم ببین استاد چطوری تکامل طی کرد و چقدر روی این موضوع اصرار داره.
و البته بعد از دوسال هدایت شدم به یکی دیگه از بندگان خوب خدا و با مبلغ بسیار کم در واقع با شرایط فعلی من رفتیم به یک جای بسیار عالی یه جای هشتاد متری دارای پکیج (خدایا شکرت چون بخاطرش به تضاد خورده بودم ) کولر آبی و اسپیلت
آشپزخانه تمیز و مرتب دستشویی عالی وتمیز که بازهم بخاطر ش بسیار سپاسگزارم چون به تضاد خورده بودم پلاک دوم خیابان همراه فضای سبز پنجره دوجداره دوبر نور . و همراه یه دفتر بزرگ تمیز
خرید یه دستگاه چاپ بسیار مدرن راه اندازی سایت و پیج کیمیا ست وهمه ای اینها به لطف خدای خوبم و راهنمایی های استاد و آبجی شایسته عزیز .ونکته جالبی که بهش پی بردم اینکه هرچی روی خودم بیشتر کار میکنم سرعت رشدم توی کارم بیشتر میشه مثل همون قانون رشد سلولی که اول یه تک سلوله به دوتا بعد چهارتا بعد شانزده یعنی هرچی بالاتر میره سریعتر حرکت میکنه واقعا شگفت اوره.
اگه تو کارت دلسرد شدی یا دیگه اون اشتیاق و هیجان اولیه رو برای ادامه دادن نداری، حواست باشه که دنبال بهونه های الکی نباشی که مشتری کم شده، دست زیاد شده، کارو کاسبی خراب شده ،دیگه دل و دماغ این کارو ندارم…
بدون که دلیل دلسردیت یسری از باورهای اشتباهت، طی نکردن تکامل و عجول بودنت، احساس خودکم بینی و عدم لیاقت هست که باعث شده دلسرد از ادامه دادن باشی و بیفتی رو دور مقایسه با دیگران، یا اهمیت دادن به حرفهای بقیه که چرا کاروبارت خوابیده و مثل قبل فروش نداری، اصلا این کار خوب نیست و باید عوضش کنی ، یا فکر کنی خدا دوست نداره و به تو توجهی نمیکنه یا به دیگران بیشتر اهمیت میده…
باید یادمون باشه که ما در مسیر موفقیتهای بیشتر زندگیمون چه از لحاظ مالی، چه سلامتی و عاطفی ،نیازی نداریم به کسی پاسخگو باشیم یا به حرفای بقیه اهمیت بدیم، ما فقط و فقط باید تمام تمرکز و دقتمون رو بذاریم روی تغییر و بهبود باورهامون و هر لحظه قوانین رو به خودمون یادآوری کنیم که …
احساسات خوب من نتایج خوب رو رقم میزنه، من خالق زندگی خودم هستم و هیچ کس هیچ تاثیری نمیتونه تو زندگی من بذاره اگه من نخوام، افکار و فرکانس های منه که داره نتایج خوب و بد رو رقم میزنه، من با موفقیت بیشتر و نتایج بزرگترم باعث گسترش جهان هستی میشم ،من با طی کردن تکاملم میتونم به نتایج بزرگتر برسم…
یادمون نره که ما لایق بهترین هاییم و خداوند بیشتر از ما مشتاق و خواهان موفقیتهای بزرگتر ماست و او به تمام خواسته های ما پاسخ میده وقتی با افکار وباورهای قوی و طی شدن تکامل و بودن در احساسات خوب، اعلام آمادگی برای دریافت میکنیم…
پروردگارا ما را در این مسیر رشد و آگاهی محفوظ بدار و در پناه لطف و رحمتت ما را شاد و سلامت و توحیدی و سعادتمند بگردان… الهی آمین
حتی خود استاد هم داره میگه ک من تو همه ی جنبه های زندگیم پیشرفت کرده بودم و ب 1000رسیده بودم
ولی از لحاظ مالی ن تنها پیشرفت نکردم حتی بدهکار هم شدم
و چقد سخت بود شرایط وقتی فهمیدم. ک بخاطر باورهای محدود کننده ای ک درمورد ثروت داشتم این اتفاقات و ایجاد کرده بود برام
و درسهایی ک گرفتن
اینکه شریک نگیرن
اینکه مسئولیت 100%کارو ب عهده بگیرن
اینکه تمرکز روی بهبود خودم باشه
و ابنکه تبلیغ نکنن
و..
کل کاری ک من باید انجام بدم اینکه تمرکزم روی خودم باشه
روی بهبود خودم
دیدن نتایج کوچیک ب بزرگ کردنشون تایید کردنشون
بعد نتایج هی بزرگتر میشه
جهان لاجرم پاسخ میده ب فرکانسهای, ما
درمورد روابط، موضوع انتخاب کردن یک آدم مناسب نیست
موضوع فرکانس و همدار بودنه
شخصی ک همدار با من و باورهای من باشه در زمان مناسب وارد زندگی من میشه
جهان قانون کبوتر با کبوتر باز با باز و رعایت میکنه و هرگز اشتباهی رخ نمیده
خیلی جالبه الان ک اینو نوشتم یاد اتفاق چند روز پیش افتادم ک برام افتاد
من تو ی مرکز پوست کار میکردم ک صاحبش بهم پیام داد ک زکیه من برای منشی دیگه برام نمی صرفه بعدا ک شلوغ شد بهت میگم بیایی
اولش خیلی ناراحت شدم بعد چند دقیقه گفتم الخیر و فی ماوقع
حتما خیره
من چیزی نمیدونم خدا بهتر میدونه
و سعی کردم ذهنم و آروم کنم
و براش نوشتم ک هرجور صلاح میدونی عزیزم
الان ک فکرشو میکنم ما تو ی مدار نبودیم
هرروز ایشون داشت درمورد دعوا ها و اتفاقات ناجالب ک توی بیمارستان براش میفتاد حرف میزد
و میگفت من عاشق دعوام و لذت میبرم ازش و من باحیرت نگاش میکردم
واینکه کلی عجله میکرد تو کارش و ب من هم میگفت سریع ی دوره بافت برو ک برای یک ماه دیگه آماده باشی
چون کلی مشتری داریم و این باور و ب من میداد ک وقت کمه باید عجله کنی
و کلی این اواخر تبلیغ میکرد
من متوجه شدم ک ما تو ی مدار نبودیم و جهان مارو از هم جدا کرد
و الان آرامشم بیشتر شده و این اتفاق باعث شد ک تصمیم بگیرم وقت بیشتری
روی خودم بزارم و روی باورهام کار کنم و بیام سمت کاری ک احساس میکنم براش ساخته شدم
از خداوند هدایت میخوام تا کمکم کنه تو مسیر و قدم ب قدم بهم بگه
و ی اتفاق قشنگی ک افتاد این بود ک دیروز داداشم گفت زکیه
شماره کارتت و بده تا سه تومن برات واریز کنم
و خداروشکر ب راحتی وآسونی پول اومد تو حسابم از جایی ک فکرشو نمیکردم
یک روز قبل از اینکه صاحبکارم بهم پیام بده از خدا هدایت خواستم ک چیکار کنم
برای کارم قدم بعدیم چیه
آیا دوره بافت و ببینم یا ماساژ
یاد حرف استاد افتادم ک حداقل پولی ک میتونی هزینه کنی باید شروع کنی با همون امکاناتی ک داری
ن اینکه بری هی دوره جدید شرکت کنی
واینکه هر شغلی پتانسیل ثروت ساختن و داره مهم نیست ک چ شغلی داری
حسم اینارو میگفت
و وقتی ک هدایت خواستم از خداوند این اتفاق افتاد ک انگار از بند رها شدم
الهی صدهزار بارشکرت و متوجه ی باور محدود کننده ام شدم ک من خودم نمیتونم از توانایی هام پول بسازم مگر اینکه برای یکی کار کنم
ک این باور حس ضعف بهم داده بود
و باید این باور و جایگزینش کنم
من هم اکنون تمااام شرایط و امکانات لازم برای رشد و پیشرفت رو دارا هستم
من تمام امکانات و شرایط لازم برای رسبدن ب هدفم و دارا هستم
الهی صدهزار بار شکرت
بی نهایت راه بی نهایت ایده هست ک من میتونم استفاده کنم و ب خواستم برسم
درست مث همین خانم خواننده و چقد زیبا ب الهامش عمل کرد و موفق شد
الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر هدایتم ب این آگاهی ها واینکه یکبار دیگه تونستم کامنت بنویسم الهی شکرت
دوسه روز پیش منو خواهرم میخواستیم بریم تهران ک بلیط نبود بعد داداشم ک رفته بود حضوری یکی ازپرسنل گفته بود ک دوتا از اقوام ما بلیط داشتن ک کنسل کردن شما میتونید بجای اونا برید
ک خداروشکر اوکی شد و ما با قطار مشهد راهی شدیم
چند باری ک رفتیم با قطار تهران بود و تو مقصد همه پیاده شدیم
ولی اینبار حواسمون نبود ک ایستگاه آخر نیست و قطار توقف میکنه باید سریع پیاده بشیم
خلاصه ما خواب بودیم ک پیرمردی ک همراه خانومش تو کوپه مون بود در کوپه رو باز کرد گفت شما قرار بود تهران پیاده شید!!!!!
الان قطار حرکت میکنه خیلی وقته توقف کرده برای همین من مشکوک شدم رفتم پرسیدم گفتن ایستگاه تهرانه
خلاصه ما سریع آماده شدیم ک یکی از مهمان دارها گفت داریم دیزل قطار و تعویض میکنیم هنوز فرصت دارین
ماهم کلی تشکر کردیم از اون فرشته ای ک خداوند مامورش کرده بود تا مارو بیدار کنه وگرنه سراز مشهد در میاوردیم
خدایا صدهزار مرتبه شکرت
حتی وقتی ک خوابیم حواست هست بهمون حتی اگه خودمون یادمون نباشه تو یادت هست ک هوامون و داشته باشی عاشقتممم خدای قشنگم
خدایا شکرت ک تونستم تو جایی ک باخواهرم رفتم تونستم ب دوتا از بنده هات کمک کنم و دست خدا بشم براشون
خدایا شکرت ک هدایتم کردی ب این مسیر و این آگاهی ها سپاسگزارم
الهی صدهزار مرتبه شکرت ک جوری میچینی برام با اینکه مسافرتم و واقعا جسمی خسته میشم متعهد باشم و در کنار اینها چینش گامها رو یجوری چیدی ک با اینک چند قدم عقب بودم برسم ب بقیه بچه ها دگ واضح تر از اینک من هرچقد متعهد باشم تووووووو بیشتر هوامو داری خدایا بی نهایت عاشقتممممم ب خودت قسم ک هرچقد بیشتر شکرگزار داشته هامم و هیچ عجله ای برای هیچی ندارم بیشترررررر نعمت میدی بهم خدایا هزاران بار شکرررررر ک من در مکان و زمان درست خودمم و هرچی بخام ب رااااااحتی،و بصورت طبیعی وارد زندگیم میشه
چند تا بحث اینجا مطرح شد ک مشابهشون رو تو کامنتای قبلیم نوشتم این فایل در مورد شریک گرفتن و اینجور چیزا میخام بنویسم برای خودم من قانون تکامل رو درک کردم تا اونجایی ک آگاهیش بهم رسیده و قدرت درکش بهم داده شده میدونممممم ک عجله همه کارایی ک کردم و متعهد ب انجامشونم رو در کسری از ثانیه از بین میبره و با خاک یکسان میکنه هرموقع حس عجله و رقابت میاد سراغم ب خودم میگمممممم ک من تنها کاری ک باید بکنم اینه ک از مسیرم لذت ببرم و شکرگزار باشم بقیش درسته درسته من کاره ای نیسم هیچ کس ن از من بالاتره ن من از کسی بالاترم اصن وقتی تو این مسیری توجهت ب زندگی کسی نیس ک بخای خودتو مقایسه کنی اگرم ببینی کسی ب موفقیتی رسیده تحسینش میکنی مثل ایران مالی ک امروز هدایت شدیم بهش و چقدددددددددددد من آقای انصاریان هستن مالک ایرانمال قشنگ اگ اشتباه نکنم رو تحسین کردم چقددددد ب رشد جهان کمک کرده چقددددد حس لیاقت و عزت نفس بالایی داره چقد تونسته پوووووول بسازه و هرروز این همه آدم میرن و از،شاهکارش دیدن میکنن واقعا فقط من و همسرم در حال شکرگزاری و تحسین فراوانی های اون مکان زیبا وجهان بودیم
از خدا خاستیم ب ما هم کمک کنه ک قدم هامونو برداریم و تن تن فتح کنیم قله ها (تند تند ب معتی عجله کردن نیس ینی ذوق داریم برای کارایی ک میکنیم عین اونایی ک بازی میکنن میرن مرحله بعد )و بریم بالا و بالاتر چون من لایقشم چون من میتونممممم چون میدونم ک من قدرتمندم با اینک من عاشق نامزدمم ولی باز هم در کارم روی کسی جز خدا حساب باز نمیکنم شریک زندگی چیزی هس ک عامیانه میگن ولی خودمون دوتا میدونیم ک زندگیمون بر پایه رفاقت صمیمی هس ک کنار هم آزاد آزادیم و متعهد توجهمون روی کار خودمونه و لذت بردن از مسیر ک این لذت و دوتایی کنار هم تجربه میکنیم و از هرجایی ک هستیم شروع میکنیم و باور داریم ب کاری انجام میدیم و مهم ترینش بحث تکاملمون،
در مورد شریک کاری هم هیچ وقت بهش فکر نکردم خدارو شکر ب قول استاد هرموقع نیاز،داشتم کارمند خوب و با ایمان ب سمتم هدایت میشه و منم جذبش میکنم و استخدام میکنم اینم یجور کمک ب گسترش جهانه
الهی صدهزار مرتبه شکرت برای همهههههه نعمتهایی ک بی منت ارزانیم میکنی و کمکم میکنی بنده خاصی برات باشم ک فقط،بندگی خودتو میکنه ن هیچ کس و هیچ چیز
استاد قشنگم عاشقتونم
مریم جووووونم عاشقتم
خانواده قشنگم عاشقتونم
خدای احد و واحدم عاشقتممممم
الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین
باز هم بحث شیرین تکامل. این فایل رو باید مثل قرص آنتی بیوتیک مصرف کنیم، هر هشت ساعت یک بار. چرا که انسان عجول فراموشکار میتونه هزاران بار از این سوراخ گزیده بشه.
همین امروز یکی از همکارام برای بار هزارم تصادف کرد با موتورش، از بس که بی احتیاط و تند میره. بعد با خودم گفتم چطوره که این درس نمیگیره. بعد یادم افتاد که بابا ذات انسان فراموشکاره. مگه خودت هزاران بار از استاد نشنیدی که نباید مقایسه کنی خودت رو و باید تکاملت رو طی کنی، اما تا یکی رو میبینی که نقاشیش بهتره خودت رو زیر سوال میبری در حالی که اون فرد چندین سال تجربه داره و تو تازه شروع کردی.
وقتی من الگوها رو با چشمی باز ببینم، یعنی فقط زل نزنم به نتایج و تلاشهای چندین ساله اون فرد رو هم ببینم، فقط زیبایی درخت رو نبینم و به ریشه هاشم فکر کنم، راحت تر میتونم ادامه بدم و دلسرد نشم. باید الگو ببینیم. باید مدام تکرار کنیم.
چقدر این خانم جوان فوق العاده بود. استاد این الگوها رو کسی میبینه که دنبالش باشه. وگرنه شما که اصلا نه تو شبکه های اجتماعی میچرخید، نه تلویزیون دارید، اما برام جالبه که همیشه جالب ترین مصاحبه ها و الگوها رو پیدا میکنید. یعنی درواقع اونا شما رو پیدا میکنن.
در مورد این خانم، واقعا اشکم دراومد. چطور میشه انقدر قوی و محکم بود. با چه باوری، با چه ایمانی باید مسخره بشی و ادامه بدی و از دل نازیبایی زیبایی بسازی. یادم اومد که جنیفر لوپز و لیدی گاگا هم بسیار مسخره میشدن توسط اطرافیانشون، اما الان اونها کجان و اون افرادی که مسخره شون کردن کجان.
راه تشخیص اینکه مسیرمون درسته یا نه، نگاه کردن به آدمهای دور و اطرافمونه. وقتی این جمله رو شنیدم خیلی خیالم آسوده شد. چون یکی از مواردیه که واضح تو زندگیم میبینم. منی که همیشه آدمای بیخودی سر راهم سبز میشدن و با این فکر که مردم خیلی بد شدن سر خودم رو گول میزدم، الان حتی یه مورد آدم بیخود هم یادم نمیاد تو دور و اطرافم، تو خیابون با آدمهای مریض طرف نمیشم، هر سفری که میرم فقط آدم خوب میبینم، ارتباطم با آدمهای ناجالب کمتر و کمتر شد. و این کار من نبود. من توانایی این کار رو ندارم هرگز. گیریم ما ارتباطمون رو با دوستای ناجالبمون قطع کنیم، آدمای کوچه و خیابون رو میخوایم چکار کنیم؟ پس من فقط و فقط باید تمرکزم روی خودم باشه و جهان کارش رو عالی انجام میده. وقتی این فرکانس به یه قدرتی برسه، نه فقط آدمهای اطراف، بلکه همه شرایطمون عوض میشه.
این دوره خانه تکانی نتایجش عالیه. خیلی خوشحالم که امروز اطلاعیه اومد که فایل جدید گذاشته نمیشه چون اصلا دوست ندارم این دوره تموم بشه. استاد ممنونم که این دوره رو به ما هدیه دادید. این دوره میلیونها تومن ارزش داره.
سلام و درود خدا به وجود پربرکت استادای عزیزم و هم فرکانسی های ارزشمند
خدایا واقعا سپاسگزارتم که امروز هم با این جریان آگاهی همراه میشم چقدر من خوش شانسم خیلی باید سپاسگزار باشم.
در مورد قانون تکامل یک جمله الماس گفتید که: ما باید قانون تکامل رو درک کنیم و (((نتایج کوچیک رو توی ذهنمون بزرگ کنیم تمرکزمون رو بذاریم روی همین قطره قطره هایی که داره وارد زندگیمون میشه))).
چقدر این جمله نورانیه خدایا چقدر روحم از شنیدن این کلام آرامش میگیره.
بنابراین اگر حتی یک مشتری داری دلسرد نشو بابت همون یک مشتری سپاسگزار باش و ادامه بده و خودتو بهبود بده و روی باورهات کار کن روی تخصصت کار کن. مشتری ها کم کم بصورت تکاملی و خود به خود طبق قانون به سمتت هدایت میشن و هر بار بیشتر میشن. این یعنی از صفر شروع کردن و از تکامل به تصاعد رسیدن!
اگر عجله میکنی به خاطر کمال گرایی، عدم درک تکامل و بخاطر تایید دیگران و مقایسه کردن خودت با دیگران هست که مسیر اشتباهیه و جواب نمیده.
پس قرار شد تکامل گرا باشیم نه کمال گرا!
برنده امریکن گات تلنت خانمی که از کامنتهای در وری و منفی که بر علیهش نوشته بودن شعری ساخت و خوند و از چیزی که به ضررش بود به نفع خودش استفاده کرد و برنده شد! یعنی به قولی ما میتونیم حتی از آجرهایی که به سمتشان پرت شده، پله بسازیم برای بالا رفتن و پیشرفت کردن به جای اینکه غصه بخورین و خودمون رو سرزنش و تخریب کنیم. چقدر نتیجه این دو نوع نگاه متفاوت هست! تفاوت بین موفقیت و شکست. خوشبختی و بدبختی!
خدایا کمکم کن من اعتقادم اینه که بدترین انتفادگر و دشمن ما درون خودمون هست یعنی افکار و باورهای منفی و گفتگوهای منفی که در مورد خودمون داریم که مدام تلقین منفی به ما میکنه. پس حالا فهمیدم باید از همین دشمن درونی و این شیطان ذهنی هم به نفع خودم استفاده کنم برای پیشرفت و قویتر شدن! چون تضادها هر چی که باشن در واقع بهترین دوست ما هستن و باعث واضح تر شدن خواسته ها میشن! و وقتی خواسته واضح بشه مسیر ما روشن میشه و میتونیم به سمت خواسته حرکت کنیم!
این جلسه استاد درباره دلسردی ودلایل اون گفتن که چرا دلسرد میشیم درمسیر راه واینکه تجربه خودم رومیگم که چطور درس های استاد باعث شد من درموقعه ای که اصلا باورنمیکردم که بتوانم موفق بشم وبه دنبال این بودم که یه سری ازشرایط مهیا بشه تا بتونم یه کار مستقل برای خودم داشته باشم که با اون تجارت خودم روبدون شریک داشته باشم
وقتی که دریکی ازفایلهای استاد که میگفت ازهمون جایی که هستی وباهمون چیزهایی که دوروبرت هست ودردسترس هست شروع کن واین باعث شد من یه احساسی روداشته باشم که اگه بدون شریک وبا دست خالی وباهمون حالتی که درش هستم شروع کنم به کاری که می خوام پس می تونم هرکاری رو انجام بدم بعد دیدم نسبت به شریک وسرمایه اولیه ای که درذهنم بود عوض شد شروع کردم به اینکه چه جوری می تونم باهمین وضعیت وباهمین چیزهایی که دم دست دارم شروع کنم این شد که وقتی درحالت دل سردی درمسیر بودم با این مدل فکری که ازاستاد گرفتم حال واحسام عوض شد انگار تمام درها به روم بازشد وشروع کردم به برسی محیطی که درش بودم وانالیزکردن اون بعد ازحدود یک ساعت به این نتیجه رسیدم که یک سرمایه دویست هزارتومنی دارم ویک مدت زمان ازاد ویک جایی ومکانی که متعلق به خودم بود وتنهای تنها بودم واین خودش یه نعمت بود ازنظر من چون راحت می تونستم فکرکنم تمرین کنم با خودم به راحتی حرف بزنم مطلب بنویسم برنامه ریزی کنم وهرکاری دیگه ای بعد به این نتیجه رسیدم اول باید یه منبع درامد برای خرج زندگی خودم وخانواده ام راه انداری کنم تا کم کم ازاین نظر مستقل بشم وبعد مراحل بعدی داستانم روجلو ببرم وفردای این تصمیم شروع کردم به عملی کردن ایده تجاریم البته تا فرداش هم دقیقا نمی دونستم چه کاری باید انجام بدم فقط می دونستم یه چیزی باید بخرم وبفروشم تا سودی حاصل کنم ولی نمی دونستم چی ؟ ولی فرداش که رفتم بازار بازکمی حیران بودم ولی یه موضوعی ازکسی چیزی یا استاد بود نمی دونم توی ذهنم اومد که همیشه برای هرکالایی خریداری وجود داره که به اون نیاز داره حالا من هرچیزی که بخرم یکی هست که نیازداشته باشه ومن بهش بفروشم بعد فکرکردم توی محیط روستایی که من توش بودم ودراون فصل چه چیزی بیشترنیاز هست فکرم روروی خانواده ها گذاشتم ومادران وبچه ها وفصل تابستان وبازی بچه ها وخراب کردن وپاره شدن لباس وشلواربچه ها یا نیاز بچه ها به شلوارراحتی برای بازی گفتم خودشه شلوارراحتی خوبه ورفتم عمده فروشی پوشاک .خلاصه بعد ازچند روز باسماجتی که به خرج دادم وتوکلی که پیدا کرده بود م باوجود رفتاری که بعضی افراد ازخودشون نسبت به کاروهدفم نشون دادند کمی دلسرد شدم اما ازاونجایی که برای خودم کارمیکردم وخودم تصمیم گرفته بودم وباورم راساخته بودم دوباره خودم روانالیز کردم واپدیت شدم وکارم روشروع کردم به فروش باذهنیتی که برای خودم درباره کالا بازار وخرید وفروش کالا داشتم طوری فروختم که با فروش نصف اجناس تونستم دوباره یک جین ازهمون شلوارراحتی ومقداری هم اسپری خوشبو کننده بدن بخرم ودوباره شروع کنم به فروش اجناسم وواقعا چقدرساده بود ونمی دونستم و همه متاسفانه توی همین موندن چیکارکنم چیکارنکنم پول ندارم ازکجا شروع کنم من با همون پولی که داشتم البته کمی ریسک هم کردم چون پوله رو برای غذای چند روزم بود اگه نمی شد چی میشد اما من باورداشتم که خدا کمک میکنه واصلا کی ازگشنگی مرده که من بمیرم ودرثانی خودم تو اون زمان به دور از خانواده و تنها بودم دیگه ولی انجامش دادم وکم کم ترقی وتکامل شروع شد ورشد کردم اگرباقوانین اشنابشی واونها روبکارببندی حتما موفق میشی چون وقتی دیدگاهت درست باشه احساست درست میشه وفرکانسهای مثبت تورو به سمت مسیردرست جذب وافکار ورفتاردرست هدایت میشی ودرها به روت باز میشه درهایی که همیشه باز بوده اما افکار واحساس منفی ما باعث شده اون درهارونبینیم
باید بدونیم که راهنمایی وهدایت الله همیشه کارساز هست که بوسیله بندگانش برای بشریت بازگو میشه
درود بر استاد گرانقدر و مریم جان و دوستان عزیزم در پروژه خانه تکانی ذهن گام به گام
گام بیست و یکم: دلیل دلسردی در مسیر و حل ریشه این مسئله
+ دلسردی در مسیر: نسبت به نتایج خیلی میخواد سریع نتیجه بگیره و به دلیل اینکه نتایج به وجود نمیاد خیلی زود دلسرد میشه. ما باید قانون تکامل رو درک کنیم و زمانی که این قانونو درک کنیم روی خودمون کار میکنیم، نتایج کوچیک رو توی ذهنمون بزرگ میکنیم، به خاطرش سپاسگزار میشیم، یک دفعه وجود نداره و وقتی آدم قانون رو بدونه کمتر دلسرد میشه.
+ واقعا تحسین کردم اون خانمی که از محدودیت هاش برای خودش فرصت ساخت.
+ فقط فکر کنید که چه نوع نگاهی میتواند نتیجه دهد و چقدر فرصت هست برای اینکه ما یه کاری رو ارائه بدیم، چه راهی هست از اون استفاده کنیم برای رسیدن به هدف.
+ من باید باورهای ثروت آفرین خودم رو تقویت کنم و با قدرت ذهنیم فرکانسهامو قوی کنم و خواستههامو وارد زندگیم کنم، فقط با دیدن و تمرکز و توجه و کار کردن روی باورهای مناسب و قدم برداشتن و حرکت کردن و ادامه دادن.
+ شریک کاری یا زندگیمون رو چه جوری برای بحث ثروت انتخاب کنیم
از خودمون بپرسیم که چرا میخواهیم شریک کاری بگیریم و دلیلهاشو در بیاریم، همه اینها از باورهای اشتباهه، به جاش کسی رو استخدام کنیم تا کارایی که ما میخوایم انجام بدیم رو برامون انجام بده، به جای شریک داشتن. به جای شرک ورزیدن به خداوند ایمان بیاریم و باور کنیم و با توکل به رب بریم کارامونو انجام بدیم.
+ در مورد روابط شریک عاطفی:
بحث انتخاب شریک عاطفی نیست، بحث، بحثِ برخوردِ ، هم فرکانسیه. وقتی که ما توی مسیری قرار میگیریم آدمایی که توی فرکانس ما هستند وارد زندگیمون میشن.
هیچکس کامل نیست هیچکس خوب یا بد مطلق نیست، ما هممون خاکستری هستیم و به خوب و بد متمایلیم.
وقتی من آدم بهتری میشوم جهان آدمای بهتری رو وارد زندگی من میکنه.
+ برای حل مسائل:
فکر کنیم و بیشتر بیایم قوانین رو توی ذهنمون درست کنیم و بعد بیایم به خودمون بیگم خب با توجه به این قوانین من چه باورهایی رو باید درست کنم، چه اعمالی رو باید انجام بدم، چه ذهنیتی باید ایجاد کنم که این مسئله حل بشه یا به نتیجه بهتری برسه.
سپاسگزارم از شما استاد برای این آگاهیهای ناب و فوق العاده
تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
مرا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنان نعمت دادهای.
تو کامنت قبلی نوشتم ک محصول میدم یکی دیگه میفروشه گالری هست
طبق سوالی ک استاد گفتن از خودتون بپرسید
من هم پرسیدم از خودم چرا باید محصول بدم یه گالری دیگه بفروشه
جواب:
حضوری محصول راحت فروش میره
من بچه کوچک دارم امکان حضوری کار کردن ندارم
اون برنده جا افتاده …مشتری های خوبی داره و من مشتری ندارم
باید این سوال از خودم بپرسم چطور محصول که آماده میکنم اون خانم راحت میفروشه کیفیت کار که تغییر نمیکنه..تازه کیفیت کار من از کار اون خانم هم بهتره چطور اون میفروشه و 40درصد کسر میکنه مابقی با من تسویه میکنه
حالا تا تسویه هم کنه یه زمانی میبره
باید با این باور دیدمو تغییر بدم
محصول من با کیفیت است
من روز به روز مهارتم داره بیشتر میشه
محصولی ک آماده میکنم از خیلی ها با کیفیت تر
افراد زیادی هستن آنلاین کار میکنن و فروش های بالایی دارن
من تمام کارهای ک برای پیجم نیازه رو دارم انجام میدم ..نتیجه به زودی زود میاد
آخه من به کارم علاقه دارم
خودمو دارم رشد میدم
هر روز ایده جدید اجرامیکنم
مسیرم درسته و طبق قانون بقیش اتفاق میوفته..
من یه مقدار با همین قانون هم مقاومت داره ذهنم
برای ذهنم چند تا مثال زدم تکرار میکنم
قانون مثل روز و شب
قانون مثل تغییر فصل ها
قانون مثل ریختن برگ تو پاییز
قانون مثل دوباره جوانه زدن تو بهار
قانون مثل باران
قانون مثل برف
قانون مثل جز و مد
قانون مثل باد
قانون مثل گرما
قانون مثل سرما
قانون مثل سرپا ماندن درخت
قانون مثل جاذبه
و…
این همه قانون دوربرم هست که واضح هست و باید باشند.. جطور ممکنه برای درست زندگی کردن و سرجای درست بودن انسان قانونی نباشه؟؟؟
قطعا هست و اینها رو تو قرآن خدا گفته
و استاد با مطالعه فراوان این کتاب بهش رسیده و داره به ما هم میگه باید حرفش رو بشنویم اگر قلبت تصدیق نکرده بود حق داشتی شک کنی ولی وقتی شنیدی قلبت آرام گرفت و گفت همینه درسته ..
زندیگ کردن خیلی راحته..راحتتتتتت
عمل کن نتیجه میاد قربونت برم
در پناه خداوند مهربان شاد باشید و ثروتمند و سعادت مند در دنیا و آخرت
به نام خدایی که بخشنده و مهربونه/ خدایی که تنها فرمانروای جهانیان و صاحب اختیار وهاب منه/خدایی که کیهان و کهکشان ها رو خلق کرد و همه چی رو خودش خلق کرد و همه چی مال خودشه و همه چی رو خودش بدون سرسوزن خطایی داره اداره می کنه و به همه چی محیطه/ خدایا من در این کیهان و کهکشان اندازه سرسوزن هم نیستم و وقتی تو داری با این دقت،همه چی رو بدون خطا اداره می کنی، مدیریت زندگی من برات تیله بازی هم نیست… خدایا تو همه چی رو در شش دوران خلق کردی و همه چی آماده است فقط من باید در مدارش قرار بگیرم … یار شیرین و دلبرم من به جز تو کسی رو ندارم و تو تنها تکیه گاه منی… تو برام کافی هستی پس ایاک نعبد و ایاک نستعین… خدایی که یوسف رو از چاه نجاتش دادی و عزیزش کردی… خدایی که آتش رو برای ابراهیم گلستان کردی، خدایی که موسی رو از دریا نجاتش دادی و در کاخ فرعون در آغوش مادر، بزرگش کردی، خدایی که موسی و قومش رو از دریا نجات دادی، خدایی که موسی رو بعد از قتل پاکش کردی و پیامبرش کردی، خدای مهربونم … منم ببخش و پاکم کن، جز تو یار و یاوری ندارم… بر من برگرد… و قلبم رومنور به نورت کن… اجازه وصل شدن بهم بده و اجازه بده در مدارت قرار بگیرم و الهامات و نشانه هات رو آشکار و واضح دریافت کنم و عمل کنم… ای خدایی که به نوح دستور ساخت کشتی رو دادی/ به محمد امی، آگاهی های ناب قران رو دادی، منم می خوام قوانین هستی رو درک کنم و بهشون عمل کنم و نتایجم گویای این قوانین باشه/
انرژی جنس خودشو گسترش میده… ان الحسنات یذهبن السیئات…
سوره بقره – آیه 257
اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۖ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ ۗ أُولَٰئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿٢5٧﴾ خدا سرپرست و یار کسانى است که ایمان آوردهاند ؛ آنان را از تاریکیها به سوى نورِ بیرون میبرد . و کسانى که کافر شدند ، سرپرستان آنان طغیان گرانند که آنان را از نور به سوى تاریکیها بیرون میبرند ؛ آنان اهل آتشاند و قطعاً در آنجا جاودانهاند.
سلام سلام بر اساتید جان
سلام بر دوستان مدار بهشت
«دلیل دلسردی در مسیر و حلّ ریشه این مسئله»
++چه نوع نگاهی نتیجه می سازد(درک قانون تکامل و بهبودگرایی) مثل دختری که با کامنت های نقد خودش در مسابقه برنده میشه... و چه نوع نگاهی دلیل می سازد برای دلسردی بیشتر(کمال گرایی و عجله و مقایسه و عدم لیاقت و پرداختن به حواشی و فرعیات)
++ریشه دلسردی،⬅️ 1. عجله برای زودتر رسیدن به نتایج بزرگی که با اون چشم بقیه رو کور کنم یا تایید بگیرم یا از قافله عقب نمونم… که ریشه این عجله هم نگاه کمالگرایی و گره زدن احساس ارزشمندی به نتایج
2. مقایسه نتایج خودت با نتایج دیگران … راهکار: درک قانون تکامل که باعث میشه کمتر عجله کنی و کمتر خودت با دیگران مقایسه کنی و بیشتر از مسیر لذت ببری … احیای احساس لیاقت… تمرکز بر اصل …
++“اصل”، فقط درک قانون است. بقیه اش خلاقیت در اجرای بهتر این اصل است… به اندازه ای که قانون را بهتر درک می کنی، مشاور بهتری برای زندگی ات و حل مسائلت می شوی و نیاز شما به مشاورت از دیگران کمتر می شود.
++به جای تقلا برای یافتن شریک کاری⬅️ از همان جایی که هستی و با همان امکاناتی که داری شروع کن؛… توکل خود را بر خداوند بیشتر کن و روی توانایی ات در حل مسائل کار کن؛
++شریک عاطفی⬅️ در واقع هیچکس کامل نیست یعنی خوب مطلق و یا بد مطلق نیست و ما همه مون خاکستری هستیم… وقتی شما آدم بهتری می شوی، جهان شما را با آدمهای بهتر هم-مدار می کند…. اگه درصد زیادی ادم های درب و داغون وارد زندگیت میشه مثلاً تو مترو، داروخونه، فروشگاه، مدرسه یعنی خودت درب و داغونی و بالعکس… انتخاب ادم ها و موقعیت ها، تو برنامه هامون نباید باشه بلکه درست کردن خودمون و درست رفتار کردن خودمون باید تو برنامه هامون باشه
++احساس خود ازشمندی درونی یعنی:
تواناییِ ارزشمند دانستن بیقید و شرط خودت یعنی منهای عوامل بیرونی، در تجربه هر نعمتی…
ذهن و ناخودآگاه من چه معیارها و قید و شرطهایی برای خود ارزشمندی و احساس لیاقتم گذاشته است؟
این معیارها چقدر ترمزهای مخفی در برابر خواسته هام ایجاد کرده و مسیر رسیدن به خواسته هام را برام سخت و دشوار کرده است؟؟
این معیارها به چه شکل در حال آموزش منه تا هر بار بیشتر بر علیه خودم باشم و به خودم ظلم کنم؟
چرا نتوانسته ام از مهارت ها و توانایی هام پول بسازم؟
دلیل این همه تقلا کردن اما به نتیجه نرسیدن هام واقعا چیه؟
چرا ارائه خدمات و محصولاتم برام دشوار است؟
چرا معرفی و تبلیغ خودم برام دشوار است؟
چرا به راحتی، موارد نامناسب را در زندگیم تحمل می کنم؟
چرا مرتباً درگیر روابط نامناسب میشم؟
چرا به راحتی نمی توانم خواسته های قلبیم رو به همسر یا شریک خودم مطرح کنم؟
چرا با وجود اینهمه توانایی، نمی توانم درخواست ارتقا شغل یا حقوق بیشتر را از کارفرما داشته باشم و چطور باید این مسئله را از ریشه حل کنم؟
چرا توانایی درخواست از فرد مورد دلخواهم را برای ارتباط ندارم و چطور باید این مسئله رو حل کنم؟
چرا حتی با خودم صادق نیستم و چطور باید این مسئله را حل کنم؟
چرا مرتبا نیازها و خواسته هام برام اولویت پایین تری دارند و چطور باید این ریشه را حل کنم؟
چطور باید خودم را بی قید و شرط، لایق نعمت هایی که می خوام، بدونم؟
چطور توانایی هام رو ارزشمند بدونم به گونه ای که برای پول ساختن از آنها، حرکت کنم؟
چطور اول خودم را لایق یک رابطه خوب، زندگی در شرایط خوب و مکان خوب بدانم تا جهان نیز بتواند منو لایق بداند و به سمت آن خواسته ها هدایت کند؟
من چه نگاهی به خودم و توانایی هام دارم؟
ریشه رفتارهام اکثرا احساس خود ارزشمندی است یا احساس عدم لیاقت؟
++به اندازه ای که خودم را ارزشمند بدونم، جهان نیز به همان اندازه منو ارزشمند می دونه و نعمت ها را وارد زندگیم می کنه
نتایج این روزهام:
دیروز یکی از اولیاء اومد مرکز و من و همکارام رو برد تولیدی مانتو و پالتو و کت و ازمون درخواست کرد که هر چی دوست داریم برداریم به حساب ایشون… من و یکی از همکارا یه بارونی بسیار زیبا و شکیل و خوشرنگ برداشتیم …
امروز هم یکی از همکارانم 12 تا لاک بسیار زیبا و خوشرنگ آورد و داد به دخترم …
الان دو روز که دارم روی این باور کار می کنم:
«جهان سرشار از انسان های مهربون و نازنین و سخاوتمندی که از هر جهت بهم کمک می کنن »
چند روز که افراد مختلف درخواست اینو دارن که بهشون، مشاوره بدم
خدایا شکرت برای این همه نعمت که جاری کردی در زندگیم
افزونترش رو می خوام چون لایقش هستم و انک انت الوهاب… انک انت الفضل العظیم
سلام دورود.
به استاد وخانم شایسته وهم فرکانسهای عزیز.
در مورد مبحث تکامل هرچی میخونم باز هم کمه یعنی باید مدام تکرار بشه چون انسان فراموش کاره.وخیلی حال میکنم با دوستانی که از قوانین پیروی میکنند و از موفقیت کامنت میزارن.
سال 1400در جای همراه گروهم مشغول به کار شدیم کار ما طراحی چاپ دوخت کیف کوله بود .
جای که رفته بودیم خیلی بزرگ خوب یه سالن هشتصد متری همراه کلی امکانات دیگه البته صاحب اونجا آدم بسیار محترم وایشون هم توی کارش خیلی خوب بود اما بعد از دو ماه حس میکردم یه جای کار درست نیست .
بعداز یه مدت فهمیدم ایشون هم دوچارباور کمبودواون سیستم بدون طی کردن تکامل رشد کرده بود دوباره من به مشکل خوردم .همش فکر میکردم باید با کسی کار کنم یا کسی از من حمایت کنه چون کد کار آفرینی داشتم گفتم وام بگیرم .تا اینکه از خدا کمک خواستم هدایت شدم به یه انسان خوب و اون قبول کرد یه مغازه توی یه زیرزمین توی یه کوچه با مبلغ کم به من اجاره بده
واقعا حس میکردم او از طرف خداست.
از اینجا به بعد تصمیم گرفتم تکامل رعایت کنم .
اولش سخت بود چون اونجا امکانات کمی داشت اما بسیار راضی بودم از اینکه میتونستم مستقل باشم وهر تصمیمی برای کارم چه توی طراحی چه دوخت وچاپ خودم والبته با مشورت بگیرم.
شروع کردیم یاد گیری توی مدلهای مختلف آزمون خطا میکردیم یه موقع های واقعا سخت می شد حقوق بچه عقب میافتاد زمستون هوا خیلی سرد میشد و فقط یه بخاری برقی داشتیم یا تابستان یه کولر آبی کوچک که جواب نمیداد اما مرتبط بهخودم یاد آوری میکردم ببین استاد چطوری تکامل طی کرد و چقدر روی این موضوع اصرار داره.
و البته بعد از دوسال هدایت شدم به یکی دیگه از بندگان خوب خدا و با مبلغ بسیار کم در واقع با شرایط فعلی من رفتیم به یک جای بسیار عالی یه جای هشتاد متری دارای پکیج (خدایا شکرت چون بخاطرش به تضاد خورده بودم ) کولر آبی و اسپیلت
آشپزخانه تمیز و مرتب دستشویی عالی وتمیز که بازهم بخاطر ش بسیار سپاسگزارم چون به تضاد خورده بودم پلاک دوم خیابان همراه فضای سبز پنجره دوجداره دوبر نور . و همراه یه دفتر بزرگ تمیز
خرید یه دستگاه چاپ بسیار مدرن راه اندازی سایت و پیج کیمیا ست وهمه ای اینها به لطف خدای خوبم و راهنمایی های استاد و آبجی شایسته عزیز .ونکته جالبی که بهش پی بردم اینکه هرچی روی خودم بیشتر کار میکنم سرعت رشدم توی کارم بیشتر میشه مثل همون قانون رشد سلولی که اول یه تک سلوله به دوتا بعد چهارتا بعد شانزده یعنی هرچی بالاتر میره سریعتر حرکت میکنه واقعا شگفت اوره.
به قول استاد در پناه حق باشید.
گام بیست و یکم از خانه تکانی ذهن
لایو “دلیل دلسردی و حل ریشه این مسئله”
اگه تو کارت دلسرد شدی یا دیگه اون اشتیاق و هیجان اولیه رو برای ادامه دادن نداری، حواست باشه که دنبال بهونه های الکی نباشی که مشتری کم شده، دست زیاد شده، کارو کاسبی خراب شده ،دیگه دل و دماغ این کارو ندارم…
بدون که دلیل دلسردیت یسری از باورهای اشتباهت، طی نکردن تکامل و عجول بودنت، احساس خودکم بینی و عدم لیاقت هست که باعث شده دلسرد از ادامه دادن باشی و بیفتی رو دور مقایسه با دیگران، یا اهمیت دادن به حرفهای بقیه که چرا کاروبارت خوابیده و مثل قبل فروش نداری، اصلا این کار خوب نیست و باید عوضش کنی ، یا فکر کنی خدا دوست نداره و به تو توجهی نمیکنه یا به دیگران بیشتر اهمیت میده…
باید یادمون باشه که ما در مسیر موفقیتهای بیشتر زندگیمون چه از لحاظ مالی، چه سلامتی و عاطفی ،نیازی نداریم به کسی پاسخگو باشیم یا به حرفای بقیه اهمیت بدیم، ما فقط و فقط باید تمام تمرکز و دقتمون رو بذاریم روی تغییر و بهبود باورهامون و هر لحظه قوانین رو به خودمون یادآوری کنیم که …
احساسات خوب من نتایج خوب رو رقم میزنه، من خالق زندگی خودم هستم و هیچ کس هیچ تاثیری نمیتونه تو زندگی من بذاره اگه من نخوام، افکار و فرکانس های منه که داره نتایج خوب و بد رو رقم میزنه، من با موفقیت بیشتر و نتایج بزرگترم باعث گسترش جهان هستی میشم ،من با طی کردن تکاملم میتونم به نتایج بزرگتر برسم…
یادمون نره که ما لایق بهترین هاییم و خداوند بیشتر از ما مشتاق و خواهان موفقیتهای بزرگتر ماست و او به تمام خواسته های ما پاسخ میده وقتی با افکار وباورهای قوی و طی شدن تکامل و بودن در احساسات خوب، اعلام آمادگی برای دریافت میکنیم…
پروردگارا ما را در این مسیر رشد و آگاهی محفوظ بدار و در پناه لطف و رحمتت ما را شاد و سلامت و توحیدی و سعادتمند بگردان… الهی آمین
با عشق سپیده️
بنام خدای مهربان
سلام ب همگی عزیزانم
انسان عجوله و ب راحتی دلسرد میشه
ما یک شبه نمیتونیم خواسته مون رو خلق کنیم
چون باورهامون یک شبه تغییر نمیکنه
چون باورهامون یک شبه ساخته نشده
تکامل. تکامل. تکامل
حتی خود استاد هم داره میگه ک من تو همه ی جنبه های زندگیم پیشرفت کرده بودم و ب 1000رسیده بودم
ولی از لحاظ مالی ن تنها پیشرفت نکردم حتی بدهکار هم شدم
و چقد سخت بود شرایط وقتی فهمیدم. ک بخاطر باورهای محدود کننده ای ک درمورد ثروت داشتم این اتفاقات و ایجاد کرده بود برام
و درسهایی ک گرفتن
اینکه شریک نگیرن
اینکه مسئولیت 100%کارو ب عهده بگیرن
اینکه تمرکز روی بهبود خودم باشه
و ابنکه تبلیغ نکنن
و..
کل کاری ک من باید انجام بدم اینکه تمرکزم روی خودم باشه
روی بهبود خودم
دیدن نتایج کوچیک ب بزرگ کردنشون تایید کردنشون
بعد نتایج هی بزرگتر میشه
جهان لاجرم پاسخ میده ب فرکانسهای, ما
درمورد روابط، موضوع انتخاب کردن یک آدم مناسب نیست
موضوع فرکانس و همدار بودنه
شخصی ک همدار با من و باورهای من باشه در زمان مناسب وارد زندگی من میشه
جهان قانون کبوتر با کبوتر باز با باز و رعایت میکنه و هرگز اشتباهی رخ نمیده
خیلی جالبه الان ک اینو نوشتم یاد اتفاق چند روز پیش افتادم ک برام افتاد
من تو ی مرکز پوست کار میکردم ک صاحبش بهم پیام داد ک زکیه من برای منشی دیگه برام نمی صرفه بعدا ک شلوغ شد بهت میگم بیایی
اولش خیلی ناراحت شدم بعد چند دقیقه گفتم الخیر و فی ماوقع
حتما خیره
من چیزی نمیدونم خدا بهتر میدونه
و سعی کردم ذهنم و آروم کنم
و براش نوشتم ک هرجور صلاح میدونی عزیزم
الان ک فکرشو میکنم ما تو ی مدار نبودیم
هرروز ایشون داشت درمورد دعوا ها و اتفاقات ناجالب ک توی بیمارستان براش میفتاد حرف میزد
و میگفت من عاشق دعوام و لذت میبرم ازش و من باحیرت نگاش میکردم
واینکه کلی عجله میکرد تو کارش و ب من هم میگفت سریع ی دوره بافت برو ک برای یک ماه دیگه آماده باشی
چون کلی مشتری داریم و این باور و ب من میداد ک وقت کمه باید عجله کنی
و کلی این اواخر تبلیغ میکرد
من متوجه شدم ک ما تو ی مدار نبودیم و جهان مارو از هم جدا کرد
و الان آرامشم بیشتر شده و این اتفاق باعث شد ک تصمیم بگیرم وقت بیشتری
روی خودم بزارم و روی باورهام کار کنم و بیام سمت کاری ک احساس میکنم براش ساخته شدم
از خداوند هدایت میخوام تا کمکم کنه تو مسیر و قدم ب قدم بهم بگه
و ی اتفاق قشنگی ک افتاد این بود ک دیروز داداشم گفت زکیه
شماره کارتت و بده تا سه تومن برات واریز کنم
و خداروشکر ب راحتی وآسونی پول اومد تو حسابم از جایی ک فکرشو نمیکردم
یک روز قبل از اینکه صاحبکارم بهم پیام بده از خدا هدایت خواستم ک چیکار کنم
برای کارم قدم بعدیم چیه
آیا دوره بافت و ببینم یا ماساژ
یاد حرف استاد افتادم ک حداقل پولی ک میتونی هزینه کنی باید شروع کنی با همون امکاناتی ک داری
ن اینکه بری هی دوره جدید شرکت کنی
واینکه هر شغلی پتانسیل ثروت ساختن و داره مهم نیست ک چ شغلی داری
حسم اینارو میگفت
و وقتی ک هدایت خواستم از خداوند این اتفاق افتاد ک انگار از بند رها شدم
الهی صدهزار بارشکرت و متوجه ی باور محدود کننده ام شدم ک من خودم نمیتونم از توانایی هام پول بسازم مگر اینکه برای یکی کار کنم
ک این باور حس ضعف بهم داده بود
و باید این باور و جایگزینش کنم
من هم اکنون تمااام شرایط و امکانات لازم برای رشد و پیشرفت رو دارا هستم
من تمام امکانات و شرایط لازم برای رسبدن ب هدفم و دارا هستم
الهی صدهزار بار شکرت
بی نهایت راه بی نهایت ایده هست ک من میتونم استفاده کنم و ب خواستم برسم
درست مث همین خانم خواننده و چقد زیبا ب الهامش عمل کرد و موفق شد
الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر هدایتم ب این آگاهی ها واینکه یکبار دیگه تونستم کامنت بنویسم الهی شکرت
دوسه روز پیش منو خواهرم میخواستیم بریم تهران ک بلیط نبود بعد داداشم ک رفته بود حضوری یکی ازپرسنل گفته بود ک دوتا از اقوام ما بلیط داشتن ک کنسل کردن شما میتونید بجای اونا برید
ک خداروشکر اوکی شد و ما با قطار مشهد راهی شدیم
چند باری ک رفتیم با قطار تهران بود و تو مقصد همه پیاده شدیم
ولی اینبار حواسمون نبود ک ایستگاه آخر نیست و قطار توقف میکنه باید سریع پیاده بشیم
خلاصه ما خواب بودیم ک پیرمردی ک همراه خانومش تو کوپه مون بود در کوپه رو باز کرد گفت شما قرار بود تهران پیاده شید!!!!!
الان قطار حرکت میکنه خیلی وقته توقف کرده برای همین من مشکوک شدم رفتم پرسیدم گفتن ایستگاه تهرانه
خلاصه ما سریع آماده شدیم ک یکی از مهمان دارها گفت داریم دیزل قطار و تعویض میکنیم هنوز فرصت دارین
ماهم کلی تشکر کردیم از اون فرشته ای ک خداوند مامورش کرده بود تا مارو بیدار کنه وگرنه سراز مشهد در میاوردیم
خدایا صدهزار مرتبه شکرت
حتی وقتی ک خوابیم حواست هست بهمون حتی اگه خودمون یادمون نباشه تو یادت هست ک هوامون و داشته باشی عاشقتممم خدای قشنگم
خدایا شکرت ک تونستم تو جایی ک باخواهرم رفتم تونستم ب دوتا از بنده هات کمک کنم و دست خدا بشم براشون
خدایا شکرت ک هدایتم کردی ب این مسیر و این آگاهی ها سپاسگزارم
به نام خدای مهربون و قشنگم
گام بیست و یکم خونه تکونی ذهن شفاف و روشنم
الهی صدهزار مرتبه شکرت ک جوری میچینی برام با اینکه مسافرتم و واقعا جسمی خسته میشم متعهد باشم و در کنار اینها چینش گامها رو یجوری چیدی ک با اینک چند قدم عقب بودم برسم ب بقیه بچه ها دگ واضح تر از اینک من هرچقد متعهد باشم تووووووو بیشتر هوامو داری خدایا بی نهایت عاشقتممممم ب خودت قسم ک هرچقد بیشتر شکرگزار داشته هامم و هیچ عجله ای برای هیچی ندارم بیشترررررر نعمت میدی بهم خدایا هزاران بار شکرررررر ک من در مکان و زمان درست خودمم و هرچی بخام ب رااااااحتی،و بصورت طبیعی وارد زندگیم میشه
چند تا بحث اینجا مطرح شد ک مشابهشون رو تو کامنتای قبلیم نوشتم این فایل در مورد شریک گرفتن و اینجور چیزا میخام بنویسم برای خودم من قانون تکامل رو درک کردم تا اونجایی ک آگاهیش بهم رسیده و قدرت درکش بهم داده شده میدونممممم ک عجله همه کارایی ک کردم و متعهد ب انجامشونم رو در کسری از ثانیه از بین میبره و با خاک یکسان میکنه هرموقع حس عجله و رقابت میاد سراغم ب خودم میگمممممم ک من تنها کاری ک باید بکنم اینه ک از مسیرم لذت ببرم و شکرگزار باشم بقیش درسته درسته من کاره ای نیسم هیچ کس ن از من بالاتره ن من از کسی بالاترم اصن وقتی تو این مسیری توجهت ب زندگی کسی نیس ک بخای خودتو مقایسه کنی اگرم ببینی کسی ب موفقیتی رسیده تحسینش میکنی مثل ایران مالی ک امروز هدایت شدیم بهش و چقدددددددددددد من آقای انصاریان هستن مالک ایرانمال قشنگ اگ اشتباه نکنم رو تحسین کردم چقددددد ب رشد جهان کمک کرده چقددددد حس لیاقت و عزت نفس بالایی داره چقد تونسته پوووووول بسازه و هرروز این همه آدم میرن و از،شاهکارش دیدن میکنن واقعا فقط من و همسرم در حال شکرگزاری و تحسین فراوانی های اون مکان زیبا وجهان بودیم
از خدا خاستیم ب ما هم کمک کنه ک قدم هامونو برداریم و تن تن فتح کنیم قله ها (تند تند ب معتی عجله کردن نیس ینی ذوق داریم برای کارایی ک میکنیم عین اونایی ک بازی میکنن میرن مرحله بعد )و بریم بالا و بالاتر چون من لایقشم چون من میتونممممم چون میدونم ک من قدرتمندم با اینک من عاشق نامزدمم ولی باز هم در کارم روی کسی جز خدا حساب باز نمیکنم شریک زندگی چیزی هس ک عامیانه میگن ولی خودمون دوتا میدونیم ک زندگیمون بر پایه رفاقت صمیمی هس ک کنار هم آزاد آزادیم و متعهد توجهمون روی کار خودمونه و لذت بردن از مسیر ک این لذت و دوتایی کنار هم تجربه میکنیم و از هرجایی ک هستیم شروع میکنیم و باور داریم ب کاری انجام میدیم و مهم ترینش بحث تکاملمون،
در مورد شریک کاری هم هیچ وقت بهش فکر نکردم خدارو شکر ب قول استاد هرموقع نیاز،داشتم کارمند خوب و با ایمان ب سمتم هدایت میشه و منم جذبش میکنم و استخدام میکنم اینم یجور کمک ب گسترش جهانه
الهی صدهزار مرتبه شکرت برای همهههههه نعمتهایی ک بی منت ارزانیم میکنی و کمکم میکنی بنده خاصی برات باشم ک فقط،بندگی خودتو میکنه ن هیچ کس و هیچ چیز
استاد قشنگم عاشقتونم
مریم جووووونم عاشقتم
خانواده قشنگم عاشقتونم
خدای احد و واحدم عاشقتممممم
الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین
فعلا.
با نام و یاد خدا
خانه تکانی ذهن گام بیست و یکم
باز هم بحث شیرین تکامل. این فایل رو باید مثل قرص آنتی بیوتیک مصرف کنیم، هر هشت ساعت یک بار. چرا که انسان عجول فراموشکار میتونه هزاران بار از این سوراخ گزیده بشه.
همین امروز یکی از همکارام برای بار هزارم تصادف کرد با موتورش، از بس که بی احتیاط و تند میره. بعد با خودم گفتم چطوره که این درس نمیگیره. بعد یادم افتاد که بابا ذات انسان فراموشکاره. مگه خودت هزاران بار از استاد نشنیدی که نباید مقایسه کنی خودت رو و باید تکاملت رو طی کنی، اما تا یکی رو میبینی که نقاشیش بهتره خودت رو زیر سوال میبری در حالی که اون فرد چندین سال تجربه داره و تو تازه شروع کردی.
وقتی من الگوها رو با چشمی باز ببینم، یعنی فقط زل نزنم به نتایج و تلاشهای چندین ساله اون فرد رو هم ببینم، فقط زیبایی درخت رو نبینم و به ریشه هاشم فکر کنم، راحت تر میتونم ادامه بدم و دلسرد نشم. باید الگو ببینیم. باید مدام تکرار کنیم.
چقدر این خانم جوان فوق العاده بود. استاد این الگوها رو کسی میبینه که دنبالش باشه. وگرنه شما که اصلا نه تو شبکه های اجتماعی میچرخید، نه تلویزیون دارید، اما برام جالبه که همیشه جالب ترین مصاحبه ها و الگوها رو پیدا میکنید. یعنی درواقع اونا شما رو پیدا میکنن.
در مورد این خانم، واقعا اشکم دراومد. چطور میشه انقدر قوی و محکم بود. با چه باوری، با چه ایمانی باید مسخره بشی و ادامه بدی و از دل نازیبایی زیبایی بسازی. یادم اومد که جنیفر لوپز و لیدی گاگا هم بسیار مسخره میشدن توسط اطرافیانشون، اما الان اونها کجان و اون افرادی که مسخره شون کردن کجان.
راه تشخیص اینکه مسیرمون درسته یا نه، نگاه کردن به آدمهای دور و اطرافمونه. وقتی این جمله رو شنیدم خیلی خیالم آسوده شد. چون یکی از مواردیه که واضح تو زندگیم میبینم. منی که همیشه آدمای بیخودی سر راهم سبز میشدن و با این فکر که مردم خیلی بد شدن سر خودم رو گول میزدم، الان حتی یه مورد آدم بیخود هم یادم نمیاد تو دور و اطرافم، تو خیابون با آدمهای مریض طرف نمیشم، هر سفری که میرم فقط آدم خوب میبینم، ارتباطم با آدمهای ناجالب کمتر و کمتر شد. و این کار من نبود. من توانایی این کار رو ندارم هرگز. گیریم ما ارتباطمون رو با دوستای ناجالبمون قطع کنیم، آدمای کوچه و خیابون رو میخوایم چکار کنیم؟ پس من فقط و فقط باید تمرکزم روی خودم باشه و جهان کارش رو عالی انجام میده. وقتی این فرکانس به یه قدرتی برسه، نه فقط آدمهای اطراف، بلکه همه شرایطمون عوض میشه.
این دوره خانه تکانی نتایجش عالیه. خیلی خوشحالم که امروز اطلاعیه اومد که فایل جدید گذاشته نمیشه چون اصلا دوست ندارم این دوره تموم بشه. استاد ممنونم که این دوره رو به ما هدیه دادید. این دوره میلیونها تومن ارزش داره.
سلام و درود خدا به وجود پربرکت استادای عزیزم و هم فرکانسی های ارزشمند
خدایا واقعا سپاسگزارتم که امروز هم با این جریان آگاهی همراه میشم چقدر من خوش شانسم خیلی باید سپاسگزار باشم.
در مورد قانون تکامل یک جمله الماس گفتید که: ما باید قانون تکامل رو درک کنیم و (((نتایج کوچیک رو توی ذهنمون بزرگ کنیم تمرکزمون رو بذاریم روی همین قطره قطره هایی که داره وارد زندگیمون میشه))).
چقدر این جمله نورانیه خدایا چقدر روحم از شنیدن این کلام آرامش میگیره.
بنابراین اگر حتی یک مشتری داری دلسرد نشو بابت همون یک مشتری سپاسگزار باش و ادامه بده و خودتو بهبود بده و روی باورهات کار کن روی تخصصت کار کن. مشتری ها کم کم بصورت تکاملی و خود به خود طبق قانون به سمتت هدایت میشن و هر بار بیشتر میشن. این یعنی از صفر شروع کردن و از تکامل به تصاعد رسیدن!
اگر عجله میکنی به خاطر کمال گرایی، عدم درک تکامل و بخاطر تایید دیگران و مقایسه کردن خودت با دیگران هست که مسیر اشتباهیه و جواب نمیده.
پس قرار شد تکامل گرا باشیم نه کمال گرا!
برنده امریکن گات تلنت خانمی که از کامنتهای در وری و منفی که بر علیهش نوشته بودن شعری ساخت و خوند و از چیزی که به ضررش بود به نفع خودش استفاده کرد و برنده شد! یعنی به قولی ما میتونیم حتی از آجرهایی که به سمتشان پرت شده، پله بسازیم برای بالا رفتن و پیشرفت کردن به جای اینکه غصه بخورین و خودمون رو سرزنش و تخریب کنیم. چقدر نتیجه این دو نوع نگاه متفاوت هست! تفاوت بین موفقیت و شکست. خوشبختی و بدبختی!
خدایا کمکم کن من اعتقادم اینه که بدترین انتفادگر و دشمن ما درون خودمون هست یعنی افکار و باورهای منفی و گفتگوهای منفی که در مورد خودمون داریم که مدام تلقین منفی به ما میکنه. پس حالا فهمیدم باید از همین دشمن درونی و این شیطان ذهنی هم به نفع خودم استفاده کنم برای پیشرفت و قویتر شدن! چون تضادها هر چی که باشن در واقع بهترین دوست ما هستن و باعث واضح تر شدن خواسته ها میشن! و وقتی خواسته واضح بشه مسیر ما روشن میشه و میتونیم به سمت خواسته حرکت کنیم!
به نام الله یکتای بی همتا
قدم بیست ویکم از خانه تکانی ذهن
سلام خدمت عزیزان جان ویاران مهربان
این جلسه استاد درباره دلسردی ودلایل اون گفتن که چرا دلسرد میشیم درمسیر راه واینکه تجربه خودم رومیگم که چطور درس های استاد باعث شد من درموقعه ای که اصلا باورنمیکردم که بتوانم موفق بشم وبه دنبال این بودم که یه سری ازشرایط مهیا بشه تا بتونم یه کار مستقل برای خودم داشته باشم که با اون تجارت خودم روبدون شریک داشته باشم
وقتی که دریکی ازفایلهای استاد که میگفت ازهمون جایی که هستی وباهمون چیزهایی که دوروبرت هست ودردسترس هست شروع کن واین باعث شد من یه احساسی روداشته باشم که اگه بدون شریک وبا دست خالی وباهمون حالتی که درش هستم شروع کنم به کاری که می خوام پس می تونم هرکاری رو انجام بدم بعد دیدم نسبت به شریک وسرمایه اولیه ای که درذهنم بود عوض شد شروع کردم به اینکه چه جوری می تونم باهمین وضعیت وباهمین چیزهایی که دم دست دارم شروع کنم این شد که وقتی درحالت دل سردی درمسیر بودم با این مدل فکری که ازاستاد گرفتم حال واحسام عوض شد انگار تمام درها به روم بازشد وشروع کردم به برسی محیطی که درش بودم وانالیزکردن اون بعد ازحدود یک ساعت به این نتیجه رسیدم که یک سرمایه دویست هزارتومنی دارم ویک مدت زمان ازاد ویک جایی ومکانی که متعلق به خودم بود وتنهای تنها بودم واین خودش یه نعمت بود ازنظر من چون راحت می تونستم فکرکنم تمرین کنم با خودم به راحتی حرف بزنم مطلب بنویسم برنامه ریزی کنم وهرکاری دیگه ای بعد به این نتیجه رسیدم اول باید یه منبع درامد برای خرج زندگی خودم وخانواده ام راه انداری کنم تا کم کم ازاین نظر مستقل بشم وبعد مراحل بعدی داستانم روجلو ببرم وفردای این تصمیم شروع کردم به عملی کردن ایده تجاریم البته تا فرداش هم دقیقا نمی دونستم چه کاری باید انجام بدم فقط می دونستم یه چیزی باید بخرم وبفروشم تا سودی حاصل کنم ولی نمی دونستم چی ؟ ولی فرداش که رفتم بازار بازکمی حیران بودم ولی یه موضوعی ازکسی چیزی یا استاد بود نمی دونم توی ذهنم اومد که همیشه برای هرکالایی خریداری وجود داره که به اون نیاز داره حالا من هرچیزی که بخرم یکی هست که نیازداشته باشه ومن بهش بفروشم بعد فکرکردم توی محیط روستایی که من توش بودم ودراون فصل چه چیزی بیشترنیاز هست فکرم روروی خانواده ها گذاشتم ومادران وبچه ها وفصل تابستان وبازی بچه ها وخراب کردن وپاره شدن لباس وشلواربچه ها یا نیاز بچه ها به شلوارراحتی برای بازی گفتم خودشه شلوارراحتی خوبه ورفتم عمده فروشی پوشاک .خلاصه بعد ازچند روز باسماجتی که به خرج دادم وتوکلی که پیدا کرده بود م باوجود رفتاری که بعضی افراد ازخودشون نسبت به کاروهدفم نشون دادند کمی دلسرد شدم اما ازاونجایی که برای خودم کارمیکردم وخودم تصمیم گرفته بودم وباورم راساخته بودم دوباره خودم روانالیز کردم واپدیت شدم وکارم روشروع کردم به فروش باذهنیتی که برای خودم درباره کالا بازار وخرید وفروش کالا داشتم طوری فروختم که با فروش نصف اجناس تونستم دوباره یک جین ازهمون شلوارراحتی ومقداری هم اسپری خوشبو کننده بدن بخرم ودوباره شروع کنم به فروش اجناسم وواقعا چقدرساده بود ونمی دونستم و همه متاسفانه توی همین موندن چیکارکنم چیکارنکنم پول ندارم ازکجا شروع کنم من با همون پولی که داشتم البته کمی ریسک هم کردم چون پوله رو برای غذای چند روزم بود اگه نمی شد چی میشد اما من باورداشتم که خدا کمک میکنه واصلا کی ازگشنگی مرده که من بمیرم ودرثانی خودم تو اون زمان به دور از خانواده و تنها بودم دیگه ولی انجامش دادم وکم کم ترقی وتکامل شروع شد ورشد کردم اگرباقوانین اشنابشی واونها روبکارببندی حتما موفق میشی چون وقتی دیدگاهت درست باشه احساست درست میشه وفرکانسهای مثبت تورو به سمت مسیردرست جذب وافکار ورفتاردرست هدایت میشی ودرها به روت باز میشه درهایی که همیشه باز بوده اما افکار واحساس منفی ما باعث شده اون درهارونبینیم
باید بدونیم که راهنمایی وهدایت الله همیشه کارساز هست که بوسیله بندگانش برای بشریت بازگو میشه
به نام فرمانروای جهان هستی
درود بر استاد گرانقدر و مریم جان و دوستان عزیزم در پروژه خانه تکانی ذهن گام به گام
گام بیست و یکم: دلیل دلسردی در مسیر و حل ریشه این مسئله
+ دلسردی در مسیر: نسبت به نتایج خیلی میخواد سریع نتیجه بگیره و به دلیل اینکه نتایج به وجود نمیاد خیلی زود دلسرد میشه. ما باید قانون تکامل رو درک کنیم و زمانی که این قانونو درک کنیم روی خودمون کار میکنیم، نتایج کوچیک رو توی ذهنمون بزرگ میکنیم، به خاطرش سپاسگزار میشیم، یک دفعه وجود نداره و وقتی آدم قانون رو بدونه کمتر دلسرد میشه.
+ واقعا تحسین کردم اون خانمی که از محدودیت هاش برای خودش فرصت ساخت.
+ فقط فکر کنید که چه نوع نگاهی میتواند نتیجه دهد و چقدر فرصت هست برای اینکه ما یه کاری رو ارائه بدیم، چه راهی هست از اون استفاده کنیم برای رسیدن به هدف.
+ من باید باورهای ثروت آفرین خودم رو تقویت کنم و با قدرت ذهنیم فرکانسهامو قوی کنم و خواستههامو وارد زندگیم کنم، فقط با دیدن و تمرکز و توجه و کار کردن روی باورهای مناسب و قدم برداشتن و حرکت کردن و ادامه دادن.
+ شریک کاری یا زندگیمون رو چه جوری برای بحث ثروت انتخاب کنیم
از خودمون بپرسیم که چرا میخواهیم شریک کاری بگیریم و دلیلهاشو در بیاریم، همه اینها از باورهای اشتباهه، به جاش کسی رو استخدام کنیم تا کارایی که ما میخوایم انجام بدیم رو برامون انجام بده، به جای شریک داشتن. به جای شرک ورزیدن به خداوند ایمان بیاریم و باور کنیم و با توکل به رب بریم کارامونو انجام بدیم.
+ در مورد روابط شریک عاطفی:
بحث انتخاب شریک عاطفی نیست، بحث، بحثِ برخوردِ ، هم فرکانسیه. وقتی که ما توی مسیری قرار میگیریم آدمایی که توی فرکانس ما هستند وارد زندگیمون میشن.
هیچکس کامل نیست هیچکس خوب یا بد مطلق نیست، ما هممون خاکستری هستیم و به خوب و بد متمایلیم.
وقتی من آدم بهتری میشوم جهان آدمای بهتری رو وارد زندگی من میکنه.
+ برای حل مسائل:
فکر کنیم و بیشتر بیایم قوانین رو توی ذهنمون درست کنیم و بعد بیایم به خودمون بیگم خب با توجه به این قوانین من چه باورهایی رو باید درست کنم، چه اعمالی رو باید انجام بدم، چه ذهنیتی باید ایجاد کنم که این مسئله حل بشه یا به نتیجه بهتری برسه.
سپاسگزارم از شما استاد برای این آگاهیهای ناب و فوق العاده
تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
مرا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنان نعمت دادهای.
دوستتون دارم توحیدی وار
سلام وقتتون بخیر
استاد عزیزم سپاسگزارم خانم شایسته مهربانم سپاسگزارم
چه فایل خوبی
من یه ترمز خودم رو پیدا کردم
تو کامنت قبلی نوشتم ک محصول میدم یکی دیگه میفروشه گالری هست
طبق سوالی ک استاد گفتن از خودتون بپرسید
من هم پرسیدم از خودم چرا باید محصول بدم یه گالری دیگه بفروشه
جواب:
حضوری محصول راحت فروش میره
من بچه کوچک دارم امکان حضوری کار کردن ندارم
اون برنده جا افتاده …مشتری های خوبی داره و من مشتری ندارم
باید این سوال از خودم بپرسم چطور محصول که آماده میکنم اون خانم راحت میفروشه کیفیت کار که تغییر نمیکنه..تازه کیفیت کار من از کار اون خانم هم بهتره چطور اون میفروشه و 40درصد کسر میکنه مابقی با من تسویه میکنه
حالا تا تسویه هم کنه یه زمانی میبره
باید با این باور دیدمو تغییر بدم
محصول من با کیفیت است
من روز به روز مهارتم داره بیشتر میشه
محصولی ک آماده میکنم از خیلی ها با کیفیت تر
افراد زیادی هستن آنلاین کار میکنن و فروش های بالایی دارن
من تمام کارهای ک برای پیجم نیازه رو دارم انجام میدم ..نتیجه به زودی زود میاد
آخه من به کارم علاقه دارم
خودمو دارم رشد میدم
هر روز ایده جدید اجرامیکنم
مسیرم درسته و طبق قانون بقیش اتفاق میوفته..
من یه مقدار با همین قانون هم مقاومت داره ذهنم
برای ذهنم چند تا مثال زدم تکرار میکنم
قانون مثل روز و شب
قانون مثل تغییر فصل ها
قانون مثل ریختن برگ تو پاییز
قانون مثل دوباره جوانه زدن تو بهار
قانون مثل باران
قانون مثل برف
قانون مثل جز و مد
قانون مثل باد
قانون مثل گرما
قانون مثل سرما
قانون مثل سرپا ماندن درخت
قانون مثل جاذبه
و…
این همه قانون دوربرم هست که واضح هست و باید باشند.. جطور ممکنه برای درست زندگی کردن و سرجای درست بودن انسان قانونی نباشه؟؟؟
قطعا هست و اینها رو تو قرآن خدا گفته
و استاد با مطالعه فراوان این کتاب بهش رسیده و داره به ما هم میگه باید حرفش رو بشنویم اگر قلبت تصدیق نکرده بود حق داشتی شک کنی ولی وقتی شنیدی قلبت آرام گرفت و گفت همینه درسته ..
زندیگ کردن خیلی راحته..راحتتتتتت
عمل کن نتیجه میاد قربونت برم
در پناه خداوند مهربان شاد باشید و ثروتمند و سعادت مند در دنیا و آخرت
بسم الله الرحمن الرحیم
سی ام مهر پاداش های ویژه
گام بیست و یکم
به نام خدایی که بخشنده و مهربونه/ خدایی که تنها فرمانروای جهانیان و صاحب اختیار وهاب منه/خدایی که کیهان و کهکشان ها رو خلق کرد و همه چی رو خودش خلق کرد و همه چی مال خودشه و همه چی رو خودش بدون سرسوزن خطایی داره اداره می کنه و به همه چی محیطه/ خدایا من در این کیهان و کهکشان اندازه سرسوزن هم نیستم و وقتی تو داری با این دقت،همه چی رو بدون خطا اداره می کنی، مدیریت زندگی من برات تیله بازی هم نیست… خدایا تو همه چی رو در شش دوران خلق کردی و همه چی آماده است فقط من باید در مدارش قرار بگیرم … یار شیرین و دلبرم من به جز تو کسی رو ندارم و تو تنها تکیه گاه منی… تو برام کافی هستی پس ایاک نعبد و ایاک نستعین… خدایی که یوسف رو از چاه نجاتش دادی و عزیزش کردی… خدایی که آتش رو برای ابراهیم گلستان کردی، خدایی که موسی رو از دریا نجاتش دادی و در کاخ فرعون در آغوش مادر، بزرگش کردی، خدایی که موسی و قومش رو از دریا نجات دادی، خدایی که موسی رو بعد از قتل پاکش کردی و پیامبرش کردی، خدای مهربونم … منم ببخش و پاکم کن، جز تو یار و یاوری ندارم… بر من برگرد… و قلبم رومنور به نورت کن… اجازه وصل شدن بهم بده و اجازه بده در مدارت قرار بگیرم و الهامات و نشانه هات رو آشکار و واضح دریافت کنم و عمل کنم… ای خدایی که به نوح دستور ساخت کشتی رو دادی/ به محمد امی، آگاهی های ناب قران رو دادی، منم می خوام قوانین هستی رو درک کنم و بهشون عمل کنم و نتایجم گویای این قوانین باشه/
انرژی جنس خودشو گسترش میده… ان الحسنات یذهبن السیئات…
سوره بقره – آیه 257
اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۖ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ ۗ أُولَٰئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿٢5٧﴾ خدا سرپرست و یار کسانى است که ایمان آوردهاند ؛ آنان را از تاریکیها به سوى نورِ بیرون میبرد . و کسانى که کافر شدند ، سرپرستان آنان طغیان گرانند که آنان را از نور به سوى تاریکیها بیرون میبرند ؛ آنان اهل آتشاند و قطعاً در آنجا جاودانهاند.
سلام سلام بر اساتید جان
سلام بر دوستان مدار بهشت
«دلیل دلسردی در مسیر و حلّ ریشه این مسئله»
++چه نوع نگاهی نتیجه می سازد(درک قانون تکامل و بهبودگرایی) مثل دختری که با کامنت های نقد خودش در مسابقه برنده میشه... و چه نوع نگاهی دلیل می سازد برای دلسردی بیشتر(کمال گرایی و عجله و مقایسه و عدم لیاقت و پرداختن به حواشی و فرعیات)
++ریشه دلسردی،⬅️ 1. عجله برای زودتر رسیدن به نتایج بزرگی که با اون چشم بقیه رو کور کنم یا تایید بگیرم یا از قافله عقب نمونم… که ریشه این عجله هم نگاه کمالگرایی و گره زدن احساس ارزشمندی به نتایج
2. مقایسه نتایج خودت با نتایج دیگران … راهکار: درک قانون تکامل که باعث میشه کمتر عجله کنی و کمتر خودت با دیگران مقایسه کنی و بیشتر از مسیر لذت ببری … احیای احساس لیاقت… تمرکز بر اصل …
++“اصل”، فقط درک قانون است. بقیه اش خلاقیت در اجرای بهتر این اصل است… به اندازه ای که قانون را بهتر درک می کنی، مشاور بهتری برای زندگی ات و حل مسائلت می شوی و نیاز شما به مشاورت از دیگران کمتر می شود.
++به جای تقلا برای یافتن شریک کاری⬅️ از همان جایی که هستی و با همان امکاناتی که داری شروع کن؛… توکل خود را بر خداوند بیشتر کن و روی توانایی ات در حل مسائل کار کن؛
++شریک عاطفی⬅️ در واقع هیچکس کامل نیست یعنی خوب مطلق و یا بد مطلق نیست و ما همه مون خاکستری هستیم… وقتی شما آدم بهتری می شوی، جهان شما را با آدمهای بهتر هم-مدار می کند…. اگه درصد زیادی ادم های درب و داغون وارد زندگیت میشه مثلاً تو مترو، داروخونه، فروشگاه، مدرسه یعنی خودت درب و داغونی و بالعکس… انتخاب ادم ها و موقعیت ها، تو برنامه هامون نباید باشه بلکه درست کردن خودمون و درست رفتار کردن خودمون باید تو برنامه هامون باشه
++احساس خود ازشمندی درونی یعنی:
تواناییِ ارزشمند دانستن بیقید و شرط خودت یعنی منهای عوامل بیرونی، در تجربه هر نعمتی…
ذهن و ناخودآگاه من چه معیارها و قید و شرطهایی برای خود ارزشمندی و احساس لیاقتم گذاشته است؟
این معیارها چقدر ترمزهای مخفی در برابر خواسته هام ایجاد کرده و مسیر رسیدن به خواسته هام را برام سخت و دشوار کرده است؟؟
این معیارها به چه شکل در حال آموزش منه تا هر بار بیشتر بر علیه خودم باشم و به خودم ظلم کنم؟
چرا نتوانسته ام از مهارت ها و توانایی هام پول بسازم؟
دلیل این همه تقلا کردن اما به نتیجه نرسیدن هام واقعا چیه؟
چرا ارائه خدمات و محصولاتم برام دشوار است؟
چرا معرفی و تبلیغ خودم برام دشوار است؟
چرا به راحتی، موارد نامناسب را در زندگیم تحمل می کنم؟
چرا مرتباً درگیر روابط نامناسب میشم؟
چرا به راحتی نمی توانم خواسته های قلبیم رو به همسر یا شریک خودم مطرح کنم؟
چرا با وجود اینهمه توانایی، نمی توانم درخواست ارتقا شغل یا حقوق بیشتر را از کارفرما داشته باشم و چطور باید این مسئله را از ریشه حل کنم؟
چرا توانایی درخواست از فرد مورد دلخواهم را برای ارتباط ندارم و چطور باید این مسئله رو حل کنم؟
چرا حتی با خودم صادق نیستم و چطور باید این مسئله را حل کنم؟
چرا مرتبا نیازها و خواسته هام برام اولویت پایین تری دارند و چطور باید این ریشه را حل کنم؟
چطور باید خودم را بی قید و شرط، لایق نعمت هایی که می خوام، بدونم؟
چطور توانایی هام رو ارزشمند بدونم به گونه ای که برای پول ساختن از آنها، حرکت کنم؟
چطور اول خودم را لایق یک رابطه خوب، زندگی در شرایط خوب و مکان خوب بدانم تا جهان نیز بتواند منو لایق بداند و به سمت آن خواسته ها هدایت کند؟
من چه نگاهی به خودم و توانایی هام دارم؟
ریشه رفتارهام اکثرا احساس خود ارزشمندی است یا احساس عدم لیاقت؟
++به اندازه ای که خودم را ارزشمند بدونم، جهان نیز به همان اندازه منو ارزشمند می دونه و نعمت ها را وارد زندگیم می کنه
نتایج این روزهام:
دیروز یکی از اولیاء اومد مرکز و من و همکارام رو برد تولیدی مانتو و پالتو و کت و ازمون درخواست کرد که هر چی دوست داریم برداریم به حساب ایشون… من و یکی از همکارا یه بارونی بسیار زیبا و شکیل و خوشرنگ برداشتیم …
امروز هم یکی از همکارانم 12 تا لاک بسیار زیبا و خوشرنگ آورد و داد به دخترم …
الان دو روز که دارم روی این باور کار می کنم:
«جهان سرشار از انسان های مهربون و نازنین و سخاوتمندی که از هر جهت بهم کمک می کنن »
چند روز که افراد مختلف درخواست اینو دارن که بهشون، مشاوره بدم
خدایا شکرت برای این همه نعمت که جاری کردی در زندگیم
افزونترش رو می خوام چون لایقش هستم و انک انت الوهاب… انک انت الفضل العظیم