این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/07/abasmanesh-20.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-16 07:03:092024-11-08 04:56:27live | دلیل دلسردی در مسیر و حلّ ریشه این مسئله
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
مهمترین نکته برای من در این فایل بحث رعایت تکامل بود
وقتی که خودمونو با دیگران مقایسه میکنیم دلسرد میشم
این جمله که نتیجه دلسردی عجله برای رسیدن به به خواسته ایه که فاصله فرکانسی زیادی باهاش داریم خیلی به من کمک میکنه چون من خودم هر جایی که عجله کردم زدم همه چیو خراب کردم
احساس لیاقت توانایی ارزشمند دانستن خودمون بی قید و شرط هست وقتی احساس ارزشمندیم رو به نتایج گره نزنم و این باور برای من زمان میبره تا اینطور درمورد خودم احساس ارزمندی کنم
استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم بی نهایت از شما سپاسگذارم برای این فایل عالی
سلام و درود فراوان به استاد عزیز و نازنینم و مریم جون عزیزم و تمامی دوستان گرامی.
دلسرد شدن از مسیر میتونه دلایلهای مختلفی داشته باشه که من به چن نمونه که خودم تجربش کردم اشاره میکنم.
عجله و عدم رشد تکامل ، یکی از دلایلش میتونه باشه . اینکه نمیتونم صبوری کنم.
که این موضوع به باورهای کمبود برمیگرده اینکه باور نمیکنم میتونم بدست بیارم. به خاطر همین تقلا و زور زیادی میزنم و با عجله دلم میخواد خواستمو زود بدست بیارم.
یکی از دلایلهای دیگش میتونه توقع و انتظاراتی باشه که ما از جهان داریم یعنی دلمون میخواد از راهی که ما دلمون میخواد و با روشی که ما دوست داریم خواستمون برآورده بشه. که اینم به عدم ایمان ما برمیگرده یعنی قدرت خداوند رو هنوز باور نکردیم .
شاید به کلام میگیم قدرت خداوند بینهایته و رسیدن به خواستههامون با ایمان و توکل به خداوند بدست میاد ولی در عمل دچار شک و تردید میشیم و در نهایت نمیتونیم عملکرد درستی داشته باشیم.
دلیل دیگش میتونه دیدن اشتباهاتمون بشه یعنی انتظارمون از خودمون اون طور که باید پیش نره و تغییرات مثبتی نداشته باشیم و یا نتایج اون طور که ما میخواهیم اتفاق نیفته.
اینجور وقتا آدما زود دلسرد و ناامید میشن و دیگه حوصله ی ادامه دادن ندارن که بخشی از این موضوع به عدم ایمان ما برمیگرده بخش دیگش به عدم احساس لیاقت!
اینکه نمیتونی خودتو راحت ببخشی. از اشتباهات زود بگذری. اشتباهاتت رو بخشی از روند تدریجی پیشرفت بدونی و دچار عذاب وجدان یا سرزنش کردن خودت و یا احساس گناه میشی . این مسائل خودش باعث دلسرد شدن از ادامه ی راه میشه.
و در آخر بسنده و قانع بودن بعد از گرفتن نتایج.
یعنی یه تغییرایی صورت میگیره . به لحاظ مالی به یه جایی میرسی و در مقایسه با قبل خودت به همین مقدار تغییرات و بدست اووردن ثروت ، قانع میشی و از اونجایی که نداشتن اهداف جدید و نرفتن به چالشهای دیگه باعث تکراری شدن روند زندگیت میشه، نه تنها از مسیر دلسرد میشی بلکه بیماریها و ضعفهای گذشتت هم ، باز برمیگرده.
به نظر من تنها چیزی که مقاومتت رو در برابر این موضوع یعنی (دلسرد نشدن ) زیاد میکنه شناخت بیشتر ما نسبت به خداست .
به میزانی که ایمانمون نسبت به خداوند بیشتر میشه ،صبورتر و آرومتر میشیم .
توقع انتظاراتمون کمتر میشه.
راحتتر خودمونو میبخشیم و اشتباهاتمون رو میپذیریم.
هیچ وقت از حرکت باز نمیایستیم. حتی با وجود داشتن ثروت و روابط خوب و یا هر چیز دیگهای باز با انرژی و انگیزه بالا به روند زندگی ادامه میدیم. چون برای خودمون هدف و خواستههای بالاتری در نظر میگیریم که باعث حرکتمون باشه.
انسان اگه خودشو به چالش نندازه کم کم به افسردگی دچار میشه و آدم افسرده مثل مرده ی متحرک تو این دنیا زندگی میکنه تا زندگیش خاتمه پیدا کنه و ما اینو نمیخوایم .
هیچ وقت تو هیچ مرحله از زندگیمون نباید مغرور بشیم . تا زنده هستیم نیاز به داشتن راهنما و الگوی مناسبی داریم تا نجواها و گفتگوهای ذهنیمون کنترل بشن تا ما از مسیر خارج نشیم.
میتونید امتحان کنید هر وقت و هر زمانی و تو هر شرایط و موقعیتی که هستید حتی اگر بهترین موقعیت و بهترین شرایط رو داشته باشید اگه بودن در این مسیر رو رها کنید و بدون راهنما و الگوی مناسب پیش برید حتماً یه جایی کم میارید که اگه عاقل باشید دوباره برمیگردید و اگر نه که ، بد زمین میخورید.
تا زنده هستیم نیاز به کسب آگاهی داریم.
این یه باوریه که هیچ وقت به من اجازه نمیده فقط با عقل و منطق خودم پیش برم.
البته که پیش میاد خیلی جاها دوباره اشتباهات تکراری و مواردی داشته باشم که حالمو بد کنن ولی گوش کردن فایلهای استاد همیشه انرژی و انگیزه بخش ادامه ی راهم میشه.
این خیلی فایل خوبی بود من واقعا خودم به شخصه خیلی در زمینه احساس لیاقت ضعیف هستم و مهمتر اینکه نمیدونم چرا نمیتونم به سمت فایل های این موضوع برم
اینکه استاد میگن نوع نگاه ما به هر اتفاقی باعث میشه احساس ما شکل بگیره خیلی درسته .. واقعا اتفاقات هیچ انرژی نذدارند ولی اینکه ما چهن گاهی به اونا داریم اونا رو دارای انرژی میکنن. مثلا ممکنه ما از اونا دلسرد بشیم یا برعکس انگیزه بگیریم برای تلاش بیشتر
دلسردی از عجله میاد وقتی میخواهسم قانون تکامل رو طی نکنیم و فوری به چیزی که میخواهیم برسیم میشه مقایسه دایم خودمان با بقیه که مسیر تکامل رو طی کردن و این باعص دلسردی و بی انگیزگی ما میشه
من خودم ادم کمالگرایی هستم واین خیلی بده ولی میدونم کمالگرایی فقط به علعت عدم درک قانون تکلامل اتفاق میفته و زمانی ک هم ا احساس لیاقت نداشته باشیم فقط خودمون رو با نتیحه دلخواه ارزشمند میدونیم و این میشه که کمالگرایی اتفاق میفته در صورتی که ما برای پذیرفتن و دوست داشتنخودمون هیچ دلیلی نیاز نداریم
و باید بدانیم که نگاه کمالگرایی فقط برای جلب توجه دیگران هست
وقتی بدانی برای رسیدن به خواسته هات باید قانون تکامل رو طی کنی دیگه نه عجله میکنی نه استرس داری نه خودت رو با دیکران مقایسه میکنی فقط از مسیر لذت میبری
زمانیکه احساس لیاقت در وجود تو باشه دیگه خودت رو با دیگران مقایسه نمیکنی و کم کم دیگران از زندگی تو حذف میشوند
مهمترین رابطه ما در زندگی رابطه با خداوندی است که از رگ گردن به ما نزدیکتر است
مهمترین توانایی ما باید این باشد که بتوانیم روی خودمان تمرکز کنیم و روی خواسته های خودمان رو.ی توانایی های خودمان و این مهمترین بخش زندکگی ماست
مهمترین چیز در دنیا درک قوانین هستی است هر چقدر بهتر قانون را درک کنی مشاور بهتری میشوی برای خودت
به اندازه ای که ما خودمان درا ارزشمند بدانیم جهان مار ار ارزشمند میداند.
به نام خدایی که طبق قانون بدون تغییرش هرکه را میخواهد عزت میبخشد و لایق تجربه ی نعمتهای خوب جهان میکند
سلامودرود خدا به شما استادان عزیز و توحیدی و لیاقتمند در مسیر تجربه های بهترین نعمتهای خداوند
خدایاشکرت که دارم دراین مسیر پیشرفت توحیدی گام برمیدارم و ذهنم رو از هرگونه نجواهای پلید و شیطانی دور میکنم وخودم رو لایق تجربه های بهترین نعمتهای خداوند میکنم
سپاسگزارم ازشمامریمجان واستادعزیز که باپرسیدن سوالهای اساسی وکلیدی کل مغز مارو کالبد شکافی میکنید تا ببینید کجای درون ما مشکل داره که به خواسته هامون دست پیدانمیکنیم
تموم سوالهایی که صادقانه به خودم جواب دادم،ریشه ی اون برمیگشت به احساس عدم لیاقت که چقدر در تمامی جنبه های زندگیمون ریشه کرده و ریشه کن کردن این احساس عدم لیاقت واقعا نیاز به منطق های خوبی داره تا بتونیم طعم واقعی تجربه ی نعمتهای خدارو بچشیم
من خودم شخصا یک خواسته ای چندین ساله که دارم و بااینکه مسیرم رو درست پیش میرم ولی قشنگ میفهمم که درقدم آخر چون ازدرونم یک سری ترمزها آزارم میده باعث میشه نتیجه ی مورددلخواهم رو نگیرم
امروز بررسی کردم،و به خودم صادقانه جواب دادم دیدم که چقدر من وقتی میبینم کسی به اون خواسته ای که میخوام برسم ولی مثلا خواهرم به اون خواسته نرسیده،ذهنم درگیر میشه،که چرا من به خواستم برسم ولی خواهرم به همین خواسته ای که منم دارم نرسه!
مثلا پیش خودم میگم اگه به این خواستم برسم اونوقت جلوی خواهرم خجالت میکشم،یا همیشه دعامیکنم میگم خدایاقبل ازینکه منو به خواستم برسونی اولش خواهرم به اون خواسته برسه!
بااینکه خواهرم یک فردی هست که واقعا از رسیدن به خواسته های من که خواسته ی خودش هم هست خیلی خوشحال میشه،و همین خوشحالیش منو اذیت میکنه و بیشتر اجازه نمیده که من از رسیدن به خواستم خوشحال باشم و باخودم میگم ای کاش خواهرم هم به اون خواسته برسه!
یعنی فکرمیکنم همون احساس عدم لیاقته که فکر میکنم اگه من به تنهایی یک خواسته ای رو تجربه کنم انگار به همه ی اونایی که به خواستشون نرسیدن ظلم کردم!
همین باور دربوداغونم باعث میشه که هرچقدرهم برای رسیدن به خواستم تلاش میکنم و ازلحاظ مالی بهاش رو هم پرداخت میکنم اما قشنگ میفهمم بااین طرز فکرم انگار آبیه که به سبد ریختم و تموم تلاشم به باد میره و به اون خواسته نمیرسم
الان خیلی سعی کردم که این فکرو از سرم بیرون کنم و باخودم تکرارکنم که من وخواهرم به یک اندازه به خداوند نزدیک هستیم و خداوند طبق عدالتی که درجهانش داره اجرامیکنه هرکسی رو به اندازه ی لیاقتش به خواسته هاش میرسونه
پس من کارندارم که خواهرم چقدر برای رسیدن به خواستش شوروشوق داره و چقدر باورای هماهنگ در جهت رسیدن به خواست داره
وقتی من خودم اینهمه شوروشوق دارم که اون خواسته روتجربه کنم و انقدر دارم بااین آگاهیا خودم رو لایق تجربه ی رسیدن به هرنعمتی میدونم،پس بنابراین به اندازه ی تلاشی که از درون برای بهبود احساس لیاقتم میکنم نتیجه میگیرم
شاید خواهرم نتونه تو این خواسته خودش رو لایق بدونه پس بنابراین دلیل نمیشه که من هم بخاطر لایق ندونستن خودش برای رسیدن به خواست،منم به خواستم نرسم
حالا نه تنها خواهرم،بلکه خیلی افراد فامیل روهم که میبینم خیلی دوست دارند به خواستشون برسند ولی راهش رو بلدنیستند که به چه صورت اول ازهمه از درونشون شروع کنند،من یکم دلم بحالشون میسوزه و میگم ای کاش ازین قانون جهان بهتر خبر داشتند که بیشتر عامل درونی برای رسیدن به خواسته ها مؤثره نه عامل بیرونی…
اون وقت همین احساس دلسوزی کردن خودم باعث میشه که مثل یک کوری باشم که عصاکش کور دیگه ای میخواد بشه
بااینکه میدونم بیشترین عامل نرسیدن من به خواستم همین احساس دلسوزی و عدم لیاقت هست،اما این ذهن چموش گاهی وقتا میخواد یک سری عوامل بیرونی رو هم مقصر بدونه و بگه دلیلش فلان کار بود که انجام ندادی،درصورتیکه الگوهایی رو که حتی اون کار رو خیلی دقیق انجام نداده و به همون خواسته رسیده
و بااین فایل کاملا میفهمم که مشکل از درون خودمه که تابه اکنون رسیدن به خواستم به تأخیر افتاده و حتی شده برعکس اون خواسته رو رسیدم و راضی تر بودم و باخودم گفتم اشکالی نداره فلانیو فلانی هم هنوز به خواستشون نرسیدن
یعنی سریع ذهن منو باآدمایی مقایسه میکنه که به خواستشون نرسیدن و من بیشتر از درون احساس بی لیاقتی بهم دست میده
دربعضی از موارد اینجوری هستم ولی در بعضی از موضوعات دیگه ی زندگیم خداروشکر به نسبت خوبی تونستم احساس خودارزشمندیم رو بهتر کنم
مثلا درحوزه ی روابط بااطرافیان،جوری با طرف مقابلم رفتار میکنم که فکر میکنم اون داره بامن اون رفتاررو میکنه
یعنی مثلا کسی که خونمون میاد اون نفر رو جای خودم میذارم و تو بهترین ظرفها براش چای و میوه و غذامیذارم و با بهترین رفتار ممکن بااون برخورد میکنم
و همین انتظار خودبخود درمن بالارفته که خونه ی هرکسی مهمون هستم به بهترین شکل ممکن میزبانی میکنه و همین اتفاق پیش میاد،یعنی دقیقا آدمایی که قبلا برای پذیرایی ازمن خیلی خوب برخورد نمیکردند،به طرز عجیبی رفتو آمدمون بسیاربسیار کمتر شده،و با همونخانواده ی خودم هم که رفتوآمدمیکنم پدرمادرم به بهترین شکل ممکن ازمن پذیرایی میکنند و برخورد بسیارخوبی بامن دارند
ازوقتی که خودم برای مهمونام بیشتر ارزش قائل شدم و سعی کردم جوری رفتار کنم که انگار اون مهمون خودم هستم،واقعا دیگه کسانی وارد زندگیم میشن که برای خودشون ارزش قائل هستند
اون آدمایی که خیلی براشون مهم نبود تو چه ظرفو ظروفی غذامیخورن یا تو چه ظرفی جلوی مهمون غذا میذارن میتونم بگم رفتوآمدمون با هم از صد به بیست رسیده
و این رفتاررو هم در تنهایی خودمون باخودمون داریم،یعنی تو بهترین ظرفها غذامیخوریم،سعی میکنیم به اندازه ی وسع مالیمون لباسای شیک و مناسبی بپوشیم و همون لباس رو جوری بپوشیم که انگار ثروتمندترین آدم روی زمین هستیم،اون وقت اتفاقا بازخورد خوبی از نوع پوشش لباسمون ازدیگران میگیریم ومورد تحسین واقع میشیم
خیلی وقتا میبینم آدمایی رو که گرونترین لباس رو میپوشن ولی اونقدر بااحساس نارضایتی و عدم لیاقت اون لباس رو میپوشند که بازخورد مناسبی هم از نوع پوششون نمیگیرند
خیلی موضوعات رو به یادخودم اوردم که بااحساس عدم لیاقت چقدر نعمتهارو ازخودم دور کردم
و بااحساس خوردارزشمندی خودم چقدر تونستم بهترین نعمتهارو تجربه کنم
ازوقتی هم که برای نوع برخورد اطرافیان بامن به یک احساس خودارزشمندی رسیدم به خدا قسم اون آدمایی که همیشه وِرد کلامشون غر زدن و شکایت کردن بود و همیشه دم از گله ووگلایه میزدن رابطشون باما از صد به سی رسیده و به ندرت پیش میاد باهمدیگه برخورد کنیم واون هم درحده یم سلامواحوال پرسی و نهایتاً یک غذا سر سفره ی دسته جمعی خوردن باشه
ولی شده اون آدما برخوردنامناسبی بامن هم داشته باشند اما درسال یکبار پیش میاد،و اون هم دیگه فهمیدم با جواب ندادن و اعراض کردن و دنباله دار نکردن موضوع اون آدم خسته میشه و دیگه حوصله ی پیگیری کردن یک موضوعو نداره
خیلی دارم یادمیگیرم که چطور باآدما رفتارکنم و چطور خودمو لایق برخوردهای مناسب از آدما بدونم
خیلی بیشتر دارم در تنهایی خودم بهخودم احترام میذارم و میییبینم که چقدر تأثیرداره همین احترام گذاشتن به خودم،دیگران هم بااحترام بامن برخوردمیکنند و هر حرفی رو بی پروا جلوی من نمیزنند،جوری که انگار من یک رئیس جمهورم و میدونن که هرحرف ناپسندی رو نباید جلوی رئیس جمهور زد!!خخخ
اما همین پاشنه ی آشیلمه که دوست دارم قبل از من،عزیزانم بهخواستشون برسند و بعد من برسم که خیالم راحت باشه اونها قبل ازمن اون نعمت رو تجربه کردن!
ان شالله که بتونم تواین مورد بهتر عمل کنم و باخودم میلیاردها بار تکرار کنم که هرکسی به اندازه ی لیاقتش نعمتهای خداروتجربه میکنه و من وهمه ی عزیزانم به یک اندازه به نعمتهای خداوند دسترسی داریم….
باسلام و درود حضور گرم و صمیمی استاد باعشق و مریم بانوی عزیز
و درود فراوان بر جستجوگران نور در توحیدی ترین سایت دنیا زیر نظر دو عزیز دل
روز 21 در گام 21
ردپای امروز من
خدایا تنها ترا می پرستم و تنها ار تو یاری میخواهم
به فضل و رحمت خودت هدایتم کن،هدایت به راه راست هدایت به راهی که تو میدونی درسته،
به راه آنهاییکه بهترین نعمتها رو دریافت کردن آنهاییکه به رستگاری رسیدن به آرامش به برکت به زیبایی به فراوانی به حال خوب رسیدن به سمت آدمای دوست داشتنی، جنتلمن، باشخصیت و یکتاپرست به سمت آنهاییکه هر لحظه مرا به یاد تو میندازن ووبه تو نزدیکتر میسازند هدایت کن نه به سمت آدمای بیخود و بی شخصیت و مشرک نه یه سمت آنهاییکه بر اثر تکذیب تو دچار بدبختی و مصیبت و گرفتاری شدن و گمراه شدن حیران ووسرگشته شدن به سمت اینا هدایتم نکن از اینجور آدما دورم کن که تو بهترین هدایتگر و مراقبت کننده ای از من دربرابر بدی ها زشتی ها مراقبت کن.
عجول بودن مارو از آنچه که لایقش هستیم وبراش خلق شدیم دور میکند و وادارمون میکند که قانون خدارو دور بزنیم و ضرر پشت ضرر نصیبمون بشه برای همینه که میگن عجله کار شیطان و شیطانم کارش گمراه کردن ماست،
استاد عزیز واقعا اگه این کنترل ذهن نبود و اینقد عالی با تکرار در فایلهایت چه آشکار چه مخفیانه ضمیرناخودآگاه مارو برنامه ریزی نمیکردی با حرفای الهی و قشنگت خیلی خیلیییی برایم رعایت قانون تکامل سخت میشد واقعااااا ما موجود عجولی هستیم برای همینه که اکثر ما انسانها آسان شدیم برای سختی ها و خودمون با دست خودمون لذت و آرامش و زیبایی رو از خود دور کردیم استاد عزیزم من به واسطه کنترل ذهن که به خودم یاداوری میکنم حواست باشه عجله نکن عجله کار شیطانه و شیطانم کارش گمراه کردن ماست نباید اختیارو بدیم دستش استادم ازت ممنونم بسیاااار سپاسگزارم از خدای درونت که خیلی قشنگ داره بوسیله بنده پاکش مارو برای رشد و لذت فراوان و گسترش جهانش آماده میکنه،
چقد زیبااااا شراکت کاری گرفتن و نقض کردین دقیقاااا همینطوره هیچچچ بهانه ای وجود نداره برای شراکت در کار وقتی بشینیم رو باورهامون کار کنیم ما ذهنمون شرطی شده هزاران ساله هست ووتنها کسی که میتونه مارو ازش نجات بده خداست توحیدی شدن هیچ راهی جز تسلیم شدن و توکل کردن نداریم اینجاست که باید هر لحظه بگیم خداجونم من تسلیمم تسلیم تو خداوند قدرتمند و عزیز و رحیمم ،
خدایاااااا تنها ترا می پرستم و تنها از تو یاری میخواهم مرا به راه راست براه مستقیم براهی که اول و وسط و آخرش تویی هدایت کن،
بله هیچ راهی ندارم جز کمک گرفتن از او چون او از همه چی ما باخبره میدونه چه کسی برای ما منفعت داره چه کسی ضرر و چه کاری مرا به منفعت میرسونه و چه کاری به ضرر با چه آدمایی باشم آرامش حال خوب و زیبایی نصیبم میشه و از چه آدمایی باید دوری کنم که مرا به سمت شرک و تاریکی میبرن،
خدایا شکرررررت میکنم برای شریک زندگی عالی که بهم دادی ممنونم ازت بقول استاد هر مشکلی در زندگیم اگه هست مقصرش خود خود خودم هستم وگرنه خدا بهترین دنیا رو بهم داده من باید لیاقتمو حفظ کنم خدا مرا لایق بهترین ها دانسته که برای خلق من به خودش آفرین گفت و در جهان خیر مطلق واردم کرد با بهترین و نامحدودترین نعمتی که قابل شمارش نیست ،بله من لایق بهترین ها هستم من لایق تمام نعمتها هستم من لایق شادی لایق آزادی،لایق آرامش لایق زیبایی در سرتاسر زندگیم هستممممممم من لایق برخورداری از بهترین امکانات رفاهی در زندگیم هستم خدایم مرا لایق مرا خردمند مرا ارزشمند مرا شکوهمند آفرید و از همون خدا میخوام که در مسیر رشد وتکامل حمایتم کنه هدایتم کنه و مرا دریابه که بی او منهدم وونابودم الهی پروردگارا بدرگاهت شکرررررر میکنم که کمکم میکنه ازاین به بعد هیچ عجله ای نداشته باشم به تو اجازه بدم که هدایتم کنی حمایتم کنی مثل یوسف پیامبر مثل مریم مقدس مثل حضرت موسی مثل ابراهیم خلیل الله محمدرسول الله مثل استاد باعشقم بزرگ خدا سالار و دوست داشتنی خدایا بهت اجازه میدم تا منو هم در مدار رشد و پیشرفت این انسانهای پاک قرار بدی .خدایا اجازم دست خودته خداجونم من قدردان این نعمت عضویت در توحیدی ترین سایت دنبا ،هستم و اینو هر روز بیشتر وقتمو در اینجا سپری کردن دارم نشون میدم و چقد خدا مارو دوست داشت ببینیم یک همچین جایی داریم که مثل آب خوردن هم باور سازی میکنیم هم کنترل ذهن هم صدق بالحسنی هم تکامل مونو طی میکنیم هم در مدار فسنیسری للیسری قرار میگیریم که خیلی ها در جهان همچین موقعیت عالی و نعمتی را ازش محرومن و چقد براشون سخت موفق شدن و ما چندین پله جلو هستبم که اگه موفق نشیم اگه اونچه لایقش هستیم و حفظ نکنیم؛
جهنم و درخت زقّوم و آتشش برما حلاله ،بیشتر از همه وهمه وهمه آدمای دیگه بر ما حلاله
گام بیست و یکم: دلیل دلسردی در مسیر و حل ریشه این مسئله/29 مهر 1403
1. انتظار ما اینه که وقتی یک مهارتی رو شروع می کنیم به یادگیری فرداش حرفه ای بشیم یا مثلا یک گیاهی کاشتیم توقع داریم فرداش باغ داشته باشیم کلا انسان عجوله نسبت به نتیاج و چون نتایج نمیاد خیلی زود دلسرد میشه باید ما قانون تکامل رو درک کنیم نتایج کوچیک رو در ذهنمون بزرگ کنیم و براش سپاسگزار باشیم و تمرکز کنیم روی همین قطره قطره هایی که داره به زندگیمون اضافه میشه این نیست که بگیم نه من یکدفعه باید میلیاردر بشم یا قهرمان بشم و……… اگر ما کارمون رو به خاطر عشقی که ما رو به سمتش می کشه کمتر دلسرد میشیم و هر چقدر قوانین رو درک کنیم بهتر می فهمیم که اگر ما نتایج رو نمی گیریم باید روی باورهامون کار کنیم و بعد نتایج میاد. نتایج یکدفعه عوض نمیشه چون باورهایما یکدفعه تغییر نمی کنه. هر چقدر بدونیم تغییر ذهن یکباره نیست خیلی بهتر می تونیم ادامه بدیم و تسلیم نشیم.
2. خداوند ما رو هدایت می کنه و باید درک کنیم کجای ذهن ما درباره مسائل مالی و……. مشکل داره حل کنیم در تمام موارد باید روی خودمون کار کنیم و خودمون رو بهبود ببخشیم و بعد بریم سراغ قدم بعدی وقتی قانون رو به این شکل بدونی خیلی کم دلسرد میشی.
3. فقط فکر کنید چه نوع نگاهی نتیجه می دهد و چقدر فرصت هست تا ما یک کاری رو ارائه بدیم حتی از قعر چاه از جایی که به ما دری وری گفتن یا مسخره امون کردن می تونیم از این ها استفاده کنیم به جای اینکه غصه بخوریم و به خودمون بگیم من چقدر احمقم من چقدر بی استعدادم به جاش ببینیم چه راهی هست که از اون استفاده کنیم برای رسیدن به هدفمون.
4. در بحث کار و مالی بهتر است فکر کنیم چرا شریک می خواهیم؟ به خاطر سرمایه؟ یا به خاطر پارتی داشتن؟ یا اینکه بگی من نمی تونم همه کارها رو کنم اون هم بخشی از کار رو انجام بده؟ همه این ها از باورهای اشتباه هست. اونی که میگه کار رو با هم انجام بدیم: تو کار خودت رو انجام بده و بعد به جاش نفر استخدام کن یک راهی پیدا کن درآمد خوبی به دست بیار به جای اینکه شریک داشته باشی در واقع کارمند داشته باشی. اونی که میگه پارتی: باورت رو قوی کن به جای شرک ورزیدن به خدا ایمان بیار و باور کن و با توکل به الله کارهات رو انجام بده. اونی که میگه منابع مالی: آروم آروم قدم بردار و تکاملت رو رعایت کن از صفر شروع کن از کوچیک شروع کن. بنابراین استاد به شریک اعتقادی ندارند.
5. در بحث روابط بحث انتخاب شریک عاطفی نیست بحث برخورد است هم فرکانسی است وقتی در فرکانسی قرار می گیریم افرادی هم که در اطراف ما قرار می گیرن از همون فرکانس خودمون هستند و اگر آدم درب و داغونی وارد زندگیمون میشه یعنی ما خودمون آدم درب و داغونی هستیم. اگر تو اتوبوس مغازه مترو یا هرکجا به آدم هایی بر می خوری که درصد خیلی زیادیشون آدم های درب و داغون و مشکل سازی هستند یعنی درصد زیادی از وجود تو آدم های درب و داغونی هستند اگر درصد زیادی آدم های درست و حسابی و فوق العاده و خوبی هستند یعنی درصد زیادی از وجود تو آدم خوب و فوق العاده و خوبی هستید. ما آدم های کاملی نیستیم و این بر اساس کلیتی است که وارد زندگی ما می شود اعم از روابط سلامتی و…….. اگر کلیتش به سمت مثبت باشه یعنی تو به سمت مثبت حرکت می کنی و اگر منفی باشه یعنی تو داری به سمت منفی حرکت میکنی. به خاطر همین انتخاب موقعیت ها و افراد در کار استاد نیست. تو برنامه استاد بهتر کردن خودش است و هر چقدر روی خودش کار می کنه خداوند هم آدم بهتری رو وارد زندگیش می کنه. تمرکزتون باید روی خودتون باشه جهان هم تمرکزش روی چیزی هست که خودش باید انجام بده.
6. مشورت: استاد خیلی صحبت می کنند با خانم شایسته و اگر نباشند خودشون تنها با خودشون این کار رو انجام می دهند. انگار یکی همه برنامه های کد نویسی رو بلد هست حالا دیگه بحث خلاقیت هست از اونچه که بلد هست. وقتی می خواهید مسائلی را حل کنید بیایید قوانین رو به خودتون یادآوری کنید و بعد ببینید با توجه به قوانین من چخ چیزی رو می تونم در ذهنم درست کنم و چه اعمالی رو باید انجام بدم و چه ذهنیتی رو باید درست کنم که این مسئله حل بشه یا به نتیجه بهتری برسه.
اگه میخواهی در طول مسیر دلسرد نشی باید درک درستی از قانون تکامل داشته باشی باید بدونی که جهان بر اساس تکامل پیش رفته هیچ چیزی یه شبه بوجود نیومده نباید در همون شروع مسیر انتظار بی جایی از خودت داشته باشی از همون اول بخوای حرفه ای بشی زود نتیجه بگیری
اینها همش از عجله کردن میاد
ولی تو باید بدونی که رسیدن به یک هدف خاص یه پروسه ای میخواد که باید طی بشه یه سری باورهای مناسب میخواد که باید ایجاد بشه یه سری درک درست از قوانین جهان میخواد که باید روش کار بشه
بعد از طی کردن این مراحل باید نتایج کوچیکی که حاصل این کار کردن ها باشه رو توی ذهنت بزرگ کنی بخاطر تک تک شون سپاسگزار خداوند باشی تمرکز بزاری رو همین قدم های کوچیکی که باید برداری نشونه هایی که ثابت میکنه مسیر درسته رو ببینی و تایید شون کنی اون عشقی که به کار داری اون لذتی که میبری از انجام اون کار باعث میشه دلسرد نشی
اگه توی کار به دنبال شریک گرفتن هستی ریشه ی اصلیش بر میگرده به شرک
چون هم خودتو و باور نداری هم خدارو
آدمایه زندگی ما نشون میده که ما تو چه لول از فرکانس هستیم اگه بیشتر آدمایی که باهاشون برخورد میکنیم آدمای درب و داغون و مشکل سازی ان
یعنی تو هنوز آدم درب و داغون هستی فکر میکنی داری رو خودت کار میکنی و عوض شدی اما واقیعت برعکس شو نشون میده
چون جهان آیینه ی توئه تو آدم خوبی باش تو فوق العاده شو از همه لحاظ آدمای خوب و فوق العاده هم وارد زندگیت میشه تو لازم نیست کار خاصی بکنی تو فقط باید روی بهتر شدن خودت کار کنی بقیه کارها رو جهان برات انجام میده
سلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای نعمت داده شده.استادمن زبان انگلیس رودوست دارم،فقط توقعم زیاداست! بدون درس خوندن هم صحبت کنم هم کسی که صحبت میکندخوب درک کنم!وکلاس هم نرم. الان خداچنان برام درست کرده که کل عمرم درزمان بیداری فقط یافایل گوش میکنم.یاکامنت میخونم .وازشروع گام به گام کامنت مینویسم .ازخدامیخوام که لااقل این مصیربرام تکراری نشه ودلسردنشم!ولی دست به هرکاری میزنم عجولم وزوددل سردمیشم وخیلی تکیه به دیگران دارم کلاس زبان5ترم شرگت کردم. کتاب مبتدی روکارمیکردیم آنقدرتلاش داشتم وذوق وشوق که تیچربه خانم دکتررئیس آموزشگاه گفته: بودشماکه یک مسابقه وقرعه کشی برای برندگان توگروه گذاشتین جایزش کتاب هست. به لیلاجون بدون شرکت تو مسابقه کتاب امریکن جلد2 روهدیه بدین !من که خبرنداشتم یکروزکه رفتم کلاس خانم دکتربه من تبریک گفت :بابت برنده شدن من منم کم نیاورم تشکرکردم .رفتم کلاس توی کلاس استادتبریک گفت :تشکرکردم ازهیچی هم خبرنداشتم که جریان کتاب وبرنده شدن من که باگوشی بلدنیستم کارکنم !ازکجاتوی مسابقه گروه این آموزشگاه برنده شدم؟بازجلسه ی بعدی رفتم خانمی که مسئول ثبت نام آموزشگاه بودگفت: لیلاجون تبریک میگم بابت کتاب برنده شدی تشکرکردم ودرادامه سوالی که توذهنم بودخودبه خودجوابش داده شد.خودش گفت:ازبس که تیچرازشماوتلاشهات راضیه به رئیس آموزشگاه گفته :لیلاجون روتشویق کنید.خانم دکترهم برای ترم بعدی براتون کتابهاروهدیه کردن وقتی ثبت نام کردین بیاکتابهاروتحویل بگیر:خدایاشکرت دارم مصیرروبااستادعباسمنش طی میکنم درسته درست میرم این نشانه است! استاددست به هرکاری میزنم عجولم بایدخوب پیش برم اگرمتوجه یک کلمه توکلاس نمیشدم دیگه ذهنم آرامم نمیگذاشت توکه متوجه نشدی چراسوال نکردی پول دادی بایدبپرسی موظفه جواب بده ازحق نگذریم هربارسوال میپرسیدم یاتوی مسیرخونه بااستادمیرفتم سوال داشتم جواب میدادن حتی من گفتم: دوست دارم سوالهام روخودت تنهاببینی توگروه نباشم!من بلدنبودم خودش منوبردتوپیوی شخصی گفت :هرسوالی داری من درخدمتم. وبرای امتحان هم کنارتیچرمینشستم سوالهاروبرام بخونه من جواباشوبلدبودم !ولی نمیتونستم بخونم برام ترجمه میکرد!میگفتم :فهمیدم جواب رومینوشتم وما5نفرقامیلی بودیم منو2تاپسرهام که نابغه کلاس بودن و2تادخترهای خواهرهام با4تاهمکلاسی دیگه خیلی خوب پیش میرفتم. یکم که سخت شدپسردومی انصراف داد.گفت: مشغله کاریم نمیزاره تمرکزکنم استرس دارم .منم که بیشتربه این پسرم وابسته ام برای هرکاری،دیگه نجواهااومددلسردشدم !بازهم ازپسراولی که خیلی زبانش خوبه وتوکلاس نابغه س هم میتونه صحبت کنه هم صحبتهای استادرومتوجه میشه وهمیشه توکلاس استادمیگن محمدآقامثلادرس روبایکی ازبچه ها صحبت کنه،که تکلمش عالیه،منم کمک میگرفتم اون هرزمان وقت داش کمکم میکرد.خیلی دوست داشت من مطلب روزودبگیرم اگه توحالش بودجواب میداداگه بی موقع سوال میکردم کمی بهم میریخت چون خیلی فیلمهای زبان اصلی میبینه دوست داره راحت باشه !کسی مزاحمش نشه.بعضی وقتهامثل بچه ها واقعاازاعماق وجودم گریه میکردم،که من بلدنیستم!من متوجه نمیشم! والی آخر…..ومنهم هرتکلیفی میخواستم انجام بدم بایدصبح میبودخانه بانوربیرون روشن باشه من ببینم واگه یکم دیرمیشداسترس واردم میشدسرحال نبودم!کتاب اول تمام شد.دیدم کتاب 2رابرنده شدم گفتم :حتمابایدادامه بدم این نشانه است. نزدیک اتمام اجاره نامه خانه سررسیده خدایامن ازاین محله برم راهم به کلاس دوربشه چه کارکنم من آدم تنبلی هستم!خداهم به دل صاحب خانه انداخت که برای4مین سال قولنامه تمدیدشود.گفتم :اینم نشانه س برای ادامه کلاس زبان و تااینکه بچهها برای یک سفرکاری به اصفهان رفتند.ولی پسربزرگه انصراف ندادمیگفت:فایلهای استادروبرام باصفحه کتاب عکس بگیربفرست. تمام جزئیات عکس گرفتن وفرستادن عکس روبرام ویس گذاشته بودکه یادم بده ،منم انجام دادم اونم باموفقیت بدون حضوربچه هایک کاری انجام دادم. خوب حالاتنهام بازهم کم نیاوردم کلاس روادامه دادم حالاپسرم نیست برای امتحان کمکم کنه دخترخواهرم سرامتحان تنهام نگذاشت کمکم کردونمره روگرفتم!حالااستادمیگفت:اصلابرای شمابزرگسالان نمره مهم نیست یادگیری مهمه. کتاب دوم شروع شددخترخواهرم تشویق میکردبیاکلاس یادمیگیری وکلاس زبان قانونش اینه که فقط انگلیسی صحبت کنن ولی من میگفتم: خانم یکجوری صحبت کن منم بفهمم! بلاخره دیدم استرسم زیادشدودرسهاسنگین شدیک ترم ازاین کتاب روباکمک پسرودخترخواهرم امتحان رودادم. ولی هروقت واردآموزشگاه میشدم با لبخندوانرژی بالاواردمیشدم. وهمه ی اساتیدوهمکلاسیهاروبه وجه میاوردم. باهای وای گفتنم: همه آشناشده بودن میخندیدن ،عالی بود.ولی ادامه ندادم.چون مثل بچه های پیش دبستانی بایدیکی مدام به من درسرومی آموخت وزودهم فراموشم میشدودیگه لای کتاب روهم دوست نداشتم بازکنم!زمانی هم که بچه بودم کلاس میرفتم میومدم خونه مادرم میگفت :درستوبخون میگفتم: من بلدم اصلاازبچه گی انجام تکرارهرکاری رودوست نداشتم!الان حدود3سال ونیمه باقانون جذب آشناشدم هی دلسردمیشم بازدوباره کمی گریه ودلسردی میگم این راه روبایدادامه بدی اگه کمک خداونشانه هانباشه کارم تمامه. ولی توی خانه داری گاهی خسته میشم ولی بازهم عاشق خانه داری هستم باوجوداینکه خیلیهاحتی استادزبان انگلیسمونم هم ازخانه داری نفرت داشت !ازبچه داشتن نفرت داشت! ولی من باعشق توکلاس باپسرام رفتارمیکردم که همه شاگردهاحالادیگه تعدادزیادشده بودتعجب میکردن!چون ازاعماق وجودم به بچهها وعزیزدلم عشق میورزم وهمیشه باعث تعجب اطرافیانه!خدایادرمصیربرگشت به سوی خودت،راه رابرام راحت وآسان بگردان!استادباورکن همین هست که به خاطرندارم چه جوری وازچه مصیری من به این دنیااومدم ؟!وگرنه حتمابرگشتش برام رنج آوربود!حالا هرچندکه قبل ازآشنایی باقانون جذب 100٪ترس واضطراب داشتم حالایکم آروم شدم!ازخدامیخوام درعمل کردن برای رشدوتکاملم واقعایاریم کندوگرنه من که هیچم!عاشقتونم امیدوارم نوشته هایم برای دیگران درس عبرت باشه. وازچشمای نازتون متشکرم که اتفاقات منوباعشق میخونین، چون که منم باعشق مینویسم!اول هرکامنتی ذهنم میگه چی میخوای بنویسی ولی میگم خداکمکم میکنه الهی شکرت برام نوشتی!موفق باشین شب بخیر.
سلام بر عزیزلنم
گام بیست و یکم
مهمترین نکته برای من در این فایل بحث رعایت تکامل بود
وقتی که خودمونو با دیگران مقایسه میکنیم دلسرد میشم
این جمله که نتیجه دلسردی عجله برای رسیدن به به خواسته ایه که فاصله فرکانسی زیادی باهاش داریم خیلی به من کمک میکنه چون من خودم هر جایی که عجله کردم زدم همه چیو خراب کردم
احساس لیاقت توانایی ارزشمند دانستن خودمون بی قید و شرط هست وقتی احساس ارزشمندیم رو به نتایج گره نزنم و این باور برای من زمان میبره تا اینطور درمورد خودم احساس ارزمندی کنم
استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم بی نهایت از شما سپاسگذارم برای این فایل عالی
سلام و درود فراوان به استاد عزیز و نازنینم و مریم جون عزیزم و تمامی دوستان گرامی.
دلسرد شدن از مسیر میتونه دلایلهای مختلفی داشته باشه که من به چن نمونه که خودم تجربش کردم اشاره میکنم.
عجله و عدم رشد تکامل ، یکی از دلایلش میتونه باشه . اینکه نمیتونم صبوری کنم.
که این موضوع به باورهای کمبود برمیگرده اینکه باور نمیکنم میتونم بدست بیارم. به خاطر همین تقلا و زور زیادی میزنم و با عجله دلم میخواد خواستمو زود بدست بیارم.
یکی از دلایلهای دیگش میتونه توقع و انتظاراتی باشه که ما از جهان داریم یعنی دلمون میخواد از راهی که ما دلمون میخواد و با روشی که ما دوست داریم خواستمون برآورده بشه. که اینم به عدم ایمان ما برمیگرده یعنی قدرت خداوند رو هنوز باور نکردیم .
شاید به کلام میگیم قدرت خداوند بینهایته و رسیدن به خواستههامون با ایمان و توکل به خداوند بدست میاد ولی در عمل دچار شک و تردید میشیم و در نهایت نمیتونیم عملکرد درستی داشته باشیم.
دلیل دیگش میتونه دیدن اشتباهاتمون بشه یعنی انتظارمون از خودمون اون طور که باید پیش نره و تغییرات مثبتی نداشته باشیم و یا نتایج اون طور که ما میخواهیم اتفاق نیفته.
اینجور وقتا آدما زود دلسرد و ناامید میشن و دیگه حوصله ی ادامه دادن ندارن که بخشی از این موضوع به عدم ایمان ما برمیگرده بخش دیگش به عدم احساس لیاقت!
اینکه نمیتونی خودتو راحت ببخشی. از اشتباهات زود بگذری. اشتباهاتت رو بخشی از روند تدریجی پیشرفت بدونی و دچار عذاب وجدان یا سرزنش کردن خودت و یا احساس گناه میشی . این مسائل خودش باعث دلسرد شدن از ادامه ی راه میشه.
و در آخر بسنده و قانع بودن بعد از گرفتن نتایج.
یعنی یه تغییرایی صورت میگیره . به لحاظ مالی به یه جایی میرسی و در مقایسه با قبل خودت به همین مقدار تغییرات و بدست اووردن ثروت ، قانع میشی و از اونجایی که نداشتن اهداف جدید و نرفتن به چالشهای دیگه باعث تکراری شدن روند زندگیت میشه، نه تنها از مسیر دلسرد میشی بلکه بیماریها و ضعفهای گذشتت هم ، باز برمیگرده.
به نظر من تنها چیزی که مقاومتت رو در برابر این موضوع یعنی (دلسرد نشدن ) زیاد میکنه شناخت بیشتر ما نسبت به خداست .
به میزانی که ایمانمون نسبت به خداوند بیشتر میشه ،صبورتر و آرومتر میشیم .
توقع انتظاراتمون کمتر میشه.
راحتتر خودمونو میبخشیم و اشتباهاتمون رو میپذیریم.
هیچ وقت از حرکت باز نمیایستیم. حتی با وجود داشتن ثروت و روابط خوب و یا هر چیز دیگهای باز با انرژی و انگیزه بالا به روند زندگی ادامه میدیم. چون برای خودمون هدف و خواستههای بالاتری در نظر میگیریم که باعث حرکتمون باشه.
انسان اگه خودشو به چالش نندازه کم کم به افسردگی دچار میشه و آدم افسرده مثل مرده ی متحرک تو این دنیا زندگی میکنه تا زندگیش خاتمه پیدا کنه و ما اینو نمیخوایم .
هیچ وقت تو هیچ مرحله از زندگیمون نباید مغرور بشیم . تا زنده هستیم نیاز به داشتن راهنما و الگوی مناسبی داریم تا نجواها و گفتگوهای ذهنیمون کنترل بشن تا ما از مسیر خارج نشیم.
میتونید امتحان کنید هر وقت و هر زمانی و تو هر شرایط و موقعیتی که هستید حتی اگر بهترین موقعیت و بهترین شرایط رو داشته باشید اگه بودن در این مسیر رو رها کنید و بدون راهنما و الگوی مناسب پیش برید حتماً یه جایی کم میارید که اگه عاقل باشید دوباره برمیگردید و اگر نه که ، بد زمین میخورید.
تا زنده هستیم نیاز به کسب آگاهی داریم.
این یه باوریه که هیچ وقت به من اجازه نمیده فقط با عقل و منطق خودم پیش برم.
البته که پیش میاد خیلی جاها دوباره اشتباهات تکراری و مواردی داشته باشم که حالمو بد کنن ولی گوش کردن فایلهای استاد همیشه انرژی و انگیزه بخش ادامه ی راهم میشه.
نجات دهنده و خلاصی از افکارهای
منفی ، فقط شنیدن صدای استاد عزیزم هستش !
استاد جونم دوستت دارم .
مرسی که هستی . الهی باشی همیشه.
بنام خداوند قادر مطلق
سلام دوستای خوبم
این خیلی فایل خوبی بود من واقعا خودم به شخصه خیلی در زمینه احساس لیاقت ضعیف هستم و مهمتر اینکه نمیدونم چرا نمیتونم به سمت فایل های این موضوع برم
اینکه استاد میگن نوع نگاه ما به هر اتفاقی باعث میشه احساس ما شکل بگیره خیلی درسته .. واقعا اتفاقات هیچ انرژی نذدارند ولی اینکه ما چهن گاهی به اونا داریم اونا رو دارای انرژی میکنن. مثلا ممکنه ما از اونا دلسرد بشیم یا برعکس انگیزه بگیریم برای تلاش بیشتر
دلسردی از عجله میاد وقتی میخواهسم قانون تکامل رو طی نکنیم و فوری به چیزی که میخواهیم برسیم میشه مقایسه دایم خودمان با بقیه که مسیر تکامل رو طی کردن و این باعص دلسردی و بی انگیزگی ما میشه
من خودم ادم کمالگرایی هستم واین خیلی بده ولی میدونم کمالگرایی فقط به علعت عدم درک قانون تکلامل اتفاق میفته و زمانی ک هم ا احساس لیاقت نداشته باشیم فقط خودمون رو با نتیحه دلخواه ارزشمند میدونیم و این میشه که کمالگرایی اتفاق میفته در صورتی که ما برای پذیرفتن و دوست داشتنخودمون هیچ دلیلی نیاز نداریم
و باید بدانیم که نگاه کمالگرایی فقط برای جلب توجه دیگران هست
وقتی بدانی برای رسیدن به خواسته هات باید قانون تکامل رو طی کنی دیگه نه عجله میکنی نه استرس داری نه خودت رو با دیکران مقایسه میکنی فقط از مسیر لذت میبری
زمانیکه احساس لیاقت در وجود تو باشه دیگه خودت رو با دیگران مقایسه نمیکنی و کم کم دیگران از زندگی تو حذف میشوند
مهمترین رابطه ما در زندگی رابطه با خداوندی است که از رگ گردن به ما نزدیکتر است
مهمترین توانایی ما باید این باشد که بتوانیم روی خودمان تمرکز کنیم و روی خواسته های خودمان رو.ی توانایی های خودمان و این مهمترین بخش زندکگی ماست
مهمترین چیز در دنیا درک قوانین هستی است هر چقدر بهتر قانون را درک کنی مشاور بهتری میشوی برای خودت
به اندازه ای که ما خودمان درا ارزشمند بدانیم جهان مار ار ارزشمند میداند.
به نام خدایی که طبق قانون بدون تغییرش هرکه را میخواهد عزت میبخشد و لایق تجربه ی نعمتهای خوب جهان میکند
سلامودرود خدا به شما استادان عزیز و توحیدی و لیاقتمند در مسیر تجربه های بهترین نعمتهای خداوند
خدایاشکرت که دارم دراین مسیر پیشرفت توحیدی گام برمیدارم و ذهنم رو از هرگونه نجواهای پلید و شیطانی دور میکنم وخودم رو لایق تجربه های بهترین نعمتهای خداوند میکنم
سپاسگزارم ازشمامریمجان واستادعزیز که باپرسیدن سوالهای اساسی وکلیدی کل مغز مارو کالبد شکافی میکنید تا ببینید کجای درون ما مشکل داره که به خواسته هامون دست پیدانمیکنیم
تموم سوالهایی که صادقانه به خودم جواب دادم،ریشه ی اون برمیگشت به احساس عدم لیاقت که چقدر در تمامی جنبه های زندگیمون ریشه کرده و ریشه کن کردن این احساس عدم لیاقت واقعا نیاز به منطق های خوبی داره تا بتونیم طعم واقعی تجربه ی نعمتهای خدارو بچشیم
من خودم شخصا یک خواسته ای چندین ساله که دارم و بااینکه مسیرم رو درست پیش میرم ولی قشنگ میفهمم که درقدم آخر چون ازدرونم یک سری ترمزها آزارم میده باعث میشه نتیجه ی مورددلخواهم رو نگیرم
امروز بررسی کردم،و به خودم صادقانه جواب دادم دیدم که چقدر من وقتی میبینم کسی به اون خواسته ای که میخوام برسم ولی مثلا خواهرم به اون خواسته نرسیده،ذهنم درگیر میشه،که چرا من به خواستم برسم ولی خواهرم به همین خواسته ای که منم دارم نرسه!
مثلا پیش خودم میگم اگه به این خواستم برسم اونوقت جلوی خواهرم خجالت میکشم،یا همیشه دعامیکنم میگم خدایاقبل ازینکه منو به خواستم برسونی اولش خواهرم به اون خواسته برسه!
بااینکه خواهرم یک فردی هست که واقعا از رسیدن به خواسته های من که خواسته ی خودش هم هست خیلی خوشحال میشه،و همین خوشحالیش منو اذیت میکنه و بیشتر اجازه نمیده که من از رسیدن به خواستم خوشحال باشم و باخودم میگم ای کاش خواهرم هم به اون خواسته برسه!
یعنی فکرمیکنم همون احساس عدم لیاقته که فکر میکنم اگه من به تنهایی یک خواسته ای رو تجربه کنم انگار به همه ی اونایی که به خواستشون نرسیدن ظلم کردم!
همین باور دربوداغونم باعث میشه که هرچقدرهم برای رسیدن به خواستم تلاش میکنم و ازلحاظ مالی بهاش رو هم پرداخت میکنم اما قشنگ میفهمم بااین طرز فکرم انگار آبیه که به سبد ریختم و تموم تلاشم به باد میره و به اون خواسته نمیرسم
الان خیلی سعی کردم که این فکرو از سرم بیرون کنم و باخودم تکرارکنم که من وخواهرم به یک اندازه به خداوند نزدیک هستیم و خداوند طبق عدالتی که درجهانش داره اجرامیکنه هرکسی رو به اندازه ی لیاقتش به خواسته هاش میرسونه
پس من کارندارم که خواهرم چقدر برای رسیدن به خواستش شوروشوق داره و چقدر باورای هماهنگ در جهت رسیدن به خواست داره
وقتی من خودم اینهمه شوروشوق دارم که اون خواسته روتجربه کنم و انقدر دارم بااین آگاهیا خودم رو لایق تجربه ی رسیدن به هرنعمتی میدونم،پس بنابراین به اندازه ی تلاشی که از درون برای بهبود احساس لیاقتم میکنم نتیجه میگیرم
شاید خواهرم نتونه تو این خواسته خودش رو لایق بدونه پس بنابراین دلیل نمیشه که من هم بخاطر لایق ندونستن خودش برای رسیدن به خواست،منم به خواستم نرسم
حالا نه تنها خواهرم،بلکه خیلی افراد فامیل روهم که میبینم خیلی دوست دارند به خواستشون برسند ولی راهش رو بلدنیستند که به چه صورت اول ازهمه از درونشون شروع کنند،من یکم دلم بحالشون میسوزه و میگم ای کاش ازین قانون جهان بهتر خبر داشتند که بیشتر عامل درونی برای رسیدن به خواسته ها مؤثره نه عامل بیرونی…
اون وقت همین احساس دلسوزی کردن خودم باعث میشه که مثل یک کوری باشم که عصاکش کور دیگه ای میخواد بشه
بااینکه میدونم بیشترین عامل نرسیدن من به خواستم همین احساس دلسوزی و عدم لیاقت هست،اما این ذهن چموش گاهی وقتا میخواد یک سری عوامل بیرونی رو هم مقصر بدونه و بگه دلیلش فلان کار بود که انجام ندادی،درصورتیکه الگوهایی رو که حتی اون کار رو خیلی دقیق انجام نداده و به همون خواسته رسیده
و بااین فایل کاملا میفهمم که مشکل از درون خودمه که تابه اکنون رسیدن به خواستم به تأخیر افتاده و حتی شده برعکس اون خواسته رو رسیدم و راضی تر بودم و باخودم گفتم اشکالی نداره فلانیو فلانی هم هنوز به خواستشون نرسیدن
یعنی سریع ذهن منو باآدمایی مقایسه میکنه که به خواستشون نرسیدن و من بیشتر از درون احساس بی لیاقتی بهم دست میده
دربعضی از موارد اینجوری هستم ولی در بعضی از موضوعات دیگه ی زندگیم خداروشکر به نسبت خوبی تونستم احساس خودارزشمندیم رو بهتر کنم
مثلا درحوزه ی روابط بااطرافیان،جوری با طرف مقابلم رفتار میکنم که فکر میکنم اون داره بامن اون رفتاررو میکنه
یعنی مثلا کسی که خونمون میاد اون نفر رو جای خودم میذارم و تو بهترین ظرفها براش چای و میوه و غذامیذارم و با بهترین رفتار ممکن بااون برخورد میکنم
و همین انتظار خودبخود درمن بالارفته که خونه ی هرکسی مهمون هستم به بهترین شکل ممکن میزبانی میکنه و همین اتفاق پیش میاد،یعنی دقیقا آدمایی که قبلا برای پذیرایی ازمن خیلی خوب برخورد نمیکردند،به طرز عجیبی رفتو آمدمون بسیاربسیار کمتر شده،و با همونخانواده ی خودم هم که رفتوآمدمیکنم پدرمادرم به بهترین شکل ممکن ازمن پذیرایی میکنند و برخورد بسیارخوبی بامن دارند
ازوقتی که خودم برای مهمونام بیشتر ارزش قائل شدم و سعی کردم جوری رفتار کنم که انگار اون مهمون خودم هستم،واقعا دیگه کسانی وارد زندگیم میشن که برای خودشون ارزش قائل هستند
اون آدمایی که خیلی براشون مهم نبود تو چه ظرفو ظروفی غذامیخورن یا تو چه ظرفی جلوی مهمون غذا میذارن میتونم بگم رفتوآمدمون با هم از صد به بیست رسیده
و این رفتاررو هم در تنهایی خودمون باخودمون داریم،یعنی تو بهترین ظرفها غذامیخوریم،سعی میکنیم به اندازه ی وسع مالیمون لباسای شیک و مناسبی بپوشیم و همون لباس رو جوری بپوشیم که انگار ثروتمندترین آدم روی زمین هستیم،اون وقت اتفاقا بازخورد خوبی از نوع پوشش لباسمون ازدیگران میگیریم ومورد تحسین واقع میشیم
خیلی وقتا میبینم آدمایی رو که گرونترین لباس رو میپوشن ولی اونقدر بااحساس نارضایتی و عدم لیاقت اون لباس رو میپوشند که بازخورد مناسبی هم از نوع پوششون نمیگیرند
خیلی موضوعات رو به یادخودم اوردم که بااحساس عدم لیاقت چقدر نعمتهارو ازخودم دور کردم
و بااحساس خوردارزشمندی خودم چقدر تونستم بهترین نعمتهارو تجربه کنم
ازوقتی هم که برای نوع برخورد اطرافیان بامن به یک احساس خودارزشمندی رسیدم به خدا قسم اون آدمایی که همیشه وِرد کلامشون غر زدن و شکایت کردن بود و همیشه دم از گله ووگلایه میزدن رابطشون باما از صد به سی رسیده و به ندرت پیش میاد باهمدیگه برخورد کنیم واون هم درحده یم سلامواحوال پرسی و نهایتاً یک غذا سر سفره ی دسته جمعی خوردن باشه
ولی شده اون آدما برخوردنامناسبی بامن هم داشته باشند اما درسال یکبار پیش میاد،و اون هم دیگه فهمیدم با جواب ندادن و اعراض کردن و دنباله دار نکردن موضوع اون آدم خسته میشه و دیگه حوصله ی پیگیری کردن یک موضوعو نداره
خیلی دارم یادمیگیرم که چطور باآدما رفتارکنم و چطور خودمو لایق برخوردهای مناسب از آدما بدونم
خیلی بیشتر دارم در تنهایی خودم بهخودم احترام میذارم و میییبینم که چقدر تأثیرداره همین احترام گذاشتن به خودم،دیگران هم بااحترام بامن برخوردمیکنند و هر حرفی رو بی پروا جلوی من نمیزنند،جوری که انگار من یک رئیس جمهورم و میدونن که هرحرف ناپسندی رو نباید جلوی رئیس جمهور زد!!خخخ
اما همین پاشنه ی آشیلمه که دوست دارم قبل از من،عزیزانم بهخواستشون برسند و بعد من برسم که خیالم راحت باشه اونها قبل ازمن اون نعمت رو تجربه کردن!
ان شالله که بتونم تواین مورد بهتر عمل کنم و باخودم میلیاردها بار تکرار کنم که هرکسی به اندازه ی لیاقتش نعمتهای خداروتجربه میکنه و من وهمه ی عزیزانم به یک اندازه به نعمتهای خداوند دسترسی داریم….
هرکجاهستید شادوپیروز باشید
به نام خداوندی که هر چه دارم ازاوست
باسلام و درود حضور گرم و صمیمی استاد باعشق و مریم بانوی عزیز
و درود فراوان بر جستجوگران نور در توحیدی ترین سایت دنیا زیر نظر دو عزیز دل
روز 21 در گام 21
ردپای امروز من
خدایا تنها ترا می پرستم و تنها ار تو یاری میخواهم
به فضل و رحمت خودت هدایتم کن،هدایت به راه راست هدایت به راهی که تو میدونی درسته،
به راه آنهاییکه بهترین نعمتها رو دریافت کردن آنهاییکه به رستگاری رسیدن به آرامش به برکت به زیبایی به فراوانی به حال خوب رسیدن به سمت آدمای دوست داشتنی، جنتلمن، باشخصیت و یکتاپرست به سمت آنهاییکه هر لحظه مرا به یاد تو میندازن ووبه تو نزدیکتر میسازند هدایت کن نه به سمت آدمای بیخود و بی شخصیت و مشرک نه یه سمت آنهاییکه بر اثر تکذیب تو دچار بدبختی و مصیبت و گرفتاری شدن و گمراه شدن حیران ووسرگشته شدن به سمت اینا هدایتم نکن از اینجور آدما دورم کن که تو بهترین هدایتگر و مراقبت کننده ای از من دربرابر بدی ها زشتی ها مراقبت کن.
عجول بودن مارو از آنچه که لایقش هستیم وبراش خلق شدیم دور میکند و وادارمون میکند که قانون خدارو دور بزنیم و ضرر پشت ضرر نصیبمون بشه برای همینه که میگن عجله کار شیطان و شیطانم کارش گمراه کردن ماست،
استاد عزیز واقعا اگه این کنترل ذهن نبود و اینقد عالی با تکرار در فایلهایت چه آشکار چه مخفیانه ضمیرناخودآگاه مارو برنامه ریزی نمیکردی با حرفای الهی و قشنگت خیلی خیلیییی برایم رعایت قانون تکامل سخت میشد واقعااااا ما موجود عجولی هستیم برای همینه که اکثر ما انسانها آسان شدیم برای سختی ها و خودمون با دست خودمون لذت و آرامش و زیبایی رو از خود دور کردیم استاد عزیزم من به واسطه کنترل ذهن که به خودم یاداوری میکنم حواست باشه عجله نکن عجله کار شیطانه و شیطانم کارش گمراه کردن ماست نباید اختیارو بدیم دستش استادم ازت ممنونم بسیاااار سپاسگزارم از خدای درونت که خیلی قشنگ داره بوسیله بنده پاکش مارو برای رشد و لذت فراوان و گسترش جهانش آماده میکنه،
چقد زیبااااا شراکت کاری گرفتن و نقض کردین دقیقاااا همینطوره هیچچچ بهانه ای وجود نداره برای شراکت در کار وقتی بشینیم رو باورهامون کار کنیم ما ذهنمون شرطی شده هزاران ساله هست ووتنها کسی که میتونه مارو ازش نجات بده خداست توحیدی شدن هیچ راهی جز تسلیم شدن و توکل کردن نداریم اینجاست که باید هر لحظه بگیم خداجونم من تسلیمم تسلیم تو خداوند قدرتمند و عزیز و رحیمم ،
خدایاااااا تنها ترا می پرستم و تنها از تو یاری میخواهم مرا به راه راست براه مستقیم براهی که اول و وسط و آخرش تویی هدایت کن،
بله هیچ راهی ندارم جز کمک گرفتن از او چون او از همه چی ما باخبره میدونه چه کسی برای ما منفعت داره چه کسی ضرر و چه کاری مرا به منفعت میرسونه و چه کاری به ضرر با چه آدمایی باشم آرامش حال خوب و زیبایی نصیبم میشه و از چه آدمایی باید دوری کنم که مرا به سمت شرک و تاریکی میبرن،
خدایا شکرررررت میکنم برای شریک زندگی عالی که بهم دادی ممنونم ازت بقول استاد هر مشکلی در زندگیم اگه هست مقصرش خود خود خودم هستم وگرنه خدا بهترین دنیا رو بهم داده من باید لیاقتمو حفظ کنم خدا مرا لایق بهترین ها دانسته که برای خلق من به خودش آفرین گفت و در جهان خیر مطلق واردم کرد با بهترین و نامحدودترین نعمتی که قابل شمارش نیست ،بله من لایق بهترین ها هستم من لایق تمام نعمتها هستم من لایق شادی لایق آزادی،لایق آرامش لایق زیبایی در سرتاسر زندگیم هستممممممم من لایق برخورداری از بهترین امکانات رفاهی در زندگیم هستم خدایم مرا لایق مرا خردمند مرا ارزشمند مرا شکوهمند آفرید و از همون خدا میخوام که در مسیر رشد وتکامل حمایتم کنه هدایتم کنه و مرا دریابه که بی او منهدم وونابودم الهی پروردگارا بدرگاهت شکرررررر میکنم که کمکم میکنه ازاین به بعد هیچ عجله ای نداشته باشم به تو اجازه بدم که هدایتم کنی حمایتم کنی مثل یوسف پیامبر مثل مریم مقدس مثل حضرت موسی مثل ابراهیم خلیل الله محمدرسول الله مثل استاد باعشقم بزرگ خدا سالار و دوست داشتنی خدایا بهت اجازه میدم تا منو هم در مدار رشد و پیشرفت این انسانهای پاک قرار بدی .خدایا اجازم دست خودته خداجونم من قدردان این نعمت عضویت در توحیدی ترین سایت دنبا ،هستم و اینو هر روز بیشتر وقتمو در اینجا سپری کردن دارم نشون میدم و چقد خدا مارو دوست داشت ببینیم یک همچین جایی داریم که مثل آب خوردن هم باور سازی میکنیم هم کنترل ذهن هم صدق بالحسنی هم تکامل مونو طی میکنیم هم در مدار فسنیسری للیسری قرار میگیریم که خیلی ها در جهان همچین موقعیت عالی و نعمتی را ازش محرومن و چقد براشون سخت موفق شدن و ما چندین پله جلو هستبم که اگه موفق نشیم اگه اونچه لایقش هستیم و حفظ نکنیم؛
جهنم و درخت زقّوم و آتشش برما حلاله ،بیشتر از همه وهمه وهمه آدمای دیگه بر ما حلاله
امضا مجید متواضع مجید قدرتمند
دوستتان دارم
گام بیست و یکم: دلیل دلسردی در مسیر و حل ریشه این مسئله/29 مهر 1403
1. انتظار ما اینه که وقتی یک مهارتی رو شروع می کنیم به یادگیری فرداش حرفه ای بشیم یا مثلا یک گیاهی کاشتیم توقع داریم فرداش باغ داشته باشیم کلا انسان عجوله نسبت به نتیاج و چون نتایج نمیاد خیلی زود دلسرد میشه باید ما قانون تکامل رو درک کنیم نتایج کوچیک رو در ذهنمون بزرگ کنیم و براش سپاسگزار باشیم و تمرکز کنیم روی همین قطره قطره هایی که داره به زندگیمون اضافه میشه این نیست که بگیم نه من یکدفعه باید میلیاردر بشم یا قهرمان بشم و……… اگر ما کارمون رو به خاطر عشقی که ما رو به سمتش می کشه کمتر دلسرد میشیم و هر چقدر قوانین رو درک کنیم بهتر می فهمیم که اگر ما نتایج رو نمی گیریم باید روی باورهامون کار کنیم و بعد نتایج میاد. نتایج یکدفعه عوض نمیشه چون باورهایما یکدفعه تغییر نمی کنه. هر چقدر بدونیم تغییر ذهن یکباره نیست خیلی بهتر می تونیم ادامه بدیم و تسلیم نشیم.
2. خداوند ما رو هدایت می کنه و باید درک کنیم کجای ذهن ما درباره مسائل مالی و……. مشکل داره حل کنیم در تمام موارد باید روی خودمون کار کنیم و خودمون رو بهبود ببخشیم و بعد بریم سراغ قدم بعدی وقتی قانون رو به این شکل بدونی خیلی کم دلسرد میشی.
3. فقط فکر کنید چه نوع نگاهی نتیجه می دهد و چقدر فرصت هست تا ما یک کاری رو ارائه بدیم حتی از قعر چاه از جایی که به ما دری وری گفتن یا مسخره امون کردن می تونیم از این ها استفاده کنیم به جای اینکه غصه بخوریم و به خودمون بگیم من چقدر احمقم من چقدر بی استعدادم به جاش ببینیم چه راهی هست که از اون استفاده کنیم برای رسیدن به هدفمون.
4. در بحث کار و مالی بهتر است فکر کنیم چرا شریک می خواهیم؟ به خاطر سرمایه؟ یا به خاطر پارتی داشتن؟ یا اینکه بگی من نمی تونم همه کارها رو کنم اون هم بخشی از کار رو انجام بده؟ همه این ها از باورهای اشتباه هست. اونی که میگه کار رو با هم انجام بدیم: تو کار خودت رو انجام بده و بعد به جاش نفر استخدام کن یک راهی پیدا کن درآمد خوبی به دست بیار به جای اینکه شریک داشته باشی در واقع کارمند داشته باشی. اونی که میگه پارتی: باورت رو قوی کن به جای شرک ورزیدن به خدا ایمان بیار و باور کن و با توکل به الله کارهات رو انجام بده. اونی که میگه منابع مالی: آروم آروم قدم بردار و تکاملت رو رعایت کن از صفر شروع کن از کوچیک شروع کن. بنابراین استاد به شریک اعتقادی ندارند.
5. در بحث روابط بحث انتخاب شریک عاطفی نیست بحث برخورد است هم فرکانسی است وقتی در فرکانسی قرار می گیریم افرادی هم که در اطراف ما قرار می گیرن از همون فرکانس خودمون هستند و اگر آدم درب و داغونی وارد زندگیمون میشه یعنی ما خودمون آدم درب و داغونی هستیم. اگر تو اتوبوس مغازه مترو یا هرکجا به آدم هایی بر می خوری که درصد خیلی زیادیشون آدم های درب و داغون و مشکل سازی هستند یعنی درصد زیادی از وجود تو آدم های درب و داغونی هستند اگر درصد زیادی آدم های درست و حسابی و فوق العاده و خوبی هستند یعنی درصد زیادی از وجود تو آدم خوب و فوق العاده و خوبی هستید. ما آدم های کاملی نیستیم و این بر اساس کلیتی است که وارد زندگی ما می شود اعم از روابط سلامتی و…….. اگر کلیتش به سمت مثبت باشه یعنی تو به سمت مثبت حرکت می کنی و اگر منفی باشه یعنی تو داری به سمت منفی حرکت میکنی. به خاطر همین انتخاب موقعیت ها و افراد در کار استاد نیست. تو برنامه استاد بهتر کردن خودش است و هر چقدر روی خودش کار می کنه خداوند هم آدم بهتری رو وارد زندگیش می کنه. تمرکزتون باید روی خودتون باشه جهان هم تمرکزش روی چیزی هست که خودش باید انجام بده.
6. مشورت: استاد خیلی صحبت می کنند با خانم شایسته و اگر نباشند خودشون تنها با خودشون این کار رو انجام می دهند. انگار یکی همه برنامه های کد نویسی رو بلد هست حالا دیگه بحث خلاقیت هست از اونچه که بلد هست. وقتی می خواهید مسائلی را حل کنید بیایید قوانین رو به خودتون یادآوری کنید و بعد ببینید با توجه به قوانین من چخ چیزی رو می تونم در ذهنم درست کنم و چه اعمالی رو باید انجام بدم و چه ذهنیتی رو باید درست کنم که این مسئله حل بشه یا به نتیجه بهتری برسه.
به نام خدای هدایتگرم
گام بیست و یکم از خانه تکانی ذهن
اگه میخواهی در طول مسیر دلسرد نشی باید درک درستی از قانون تکامل داشته باشی باید بدونی که جهان بر اساس تکامل پیش رفته هیچ چیزی یه شبه بوجود نیومده نباید در همون شروع مسیر انتظار بی جایی از خودت داشته باشی از همون اول بخوای حرفه ای بشی زود نتیجه بگیری
اینها همش از عجله کردن میاد
ولی تو باید بدونی که رسیدن به یک هدف خاص یه پروسه ای میخواد که باید طی بشه یه سری باورهای مناسب میخواد که باید ایجاد بشه یه سری درک درست از قوانین جهان میخواد که باید روش کار بشه
بعد از طی کردن این مراحل باید نتایج کوچیکی که حاصل این کار کردن ها باشه رو توی ذهنت بزرگ کنی بخاطر تک تک شون سپاسگزار خداوند باشی تمرکز بزاری رو همین قدم های کوچیکی که باید برداری نشونه هایی که ثابت میکنه مسیر درسته رو ببینی و تایید شون کنی اون عشقی که به کار داری اون لذتی که میبری از انجام اون کار باعث میشه دلسرد نشی
اگه توی کار به دنبال شریک گرفتن هستی ریشه ی اصلیش بر میگرده به شرک
چون هم خودتو و باور نداری هم خدارو
آدمایه زندگی ما نشون میده که ما تو چه لول از فرکانس هستیم اگه بیشتر آدمایی که باهاشون برخورد میکنیم آدمای درب و داغون و مشکل سازی ان
یعنی تو هنوز آدم درب و داغون هستی فکر میکنی داری رو خودت کار میکنی و عوض شدی اما واقیعت برعکس شو نشون میده
چون جهان آیینه ی توئه تو آدم خوبی باش تو فوق العاده شو از همه لحاظ آدمای خوب و فوق العاده هم وارد زندگیت میشه تو لازم نیست کار خاصی بکنی تو فقط باید روی بهتر شدن خودت کار کنی بقیه کارها رو جهان برات انجام میده
گام21به نام خدای علم وآگاهی.سلام به خداعشق من.
سلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای نعمت داده شده.استادمن زبان انگلیس رودوست دارم،فقط توقعم زیاداست! بدون درس خوندن هم صحبت کنم هم کسی که صحبت میکندخوب درک کنم!وکلاس هم نرم. الان خداچنان برام درست کرده که کل عمرم درزمان بیداری فقط یافایل گوش میکنم.یاکامنت میخونم .وازشروع گام به گام کامنت مینویسم .ازخدامیخوام که لااقل این مصیربرام تکراری نشه ودلسردنشم!ولی دست به هرکاری میزنم عجولم وزوددل سردمیشم وخیلی تکیه به دیگران دارم کلاس زبان5ترم شرگت کردم. کتاب مبتدی روکارمیکردیم آنقدرتلاش داشتم وذوق وشوق که تیچربه خانم دکتررئیس آموزشگاه گفته: بودشماکه یک مسابقه وقرعه کشی برای برندگان توگروه گذاشتین جایزش کتاب هست. به لیلاجون بدون شرکت تو مسابقه کتاب امریکن جلد2 روهدیه بدین !من که خبرنداشتم یکروزکه رفتم کلاس خانم دکتربه من تبریک گفت :بابت برنده شدن من منم کم نیاورم تشکرکردم .رفتم کلاس توی کلاس استادتبریک گفت :تشکرکردم ازهیچی هم خبرنداشتم که جریان کتاب وبرنده شدن من که باگوشی بلدنیستم کارکنم !ازکجاتوی مسابقه گروه این آموزشگاه برنده شدم؟بازجلسه ی بعدی رفتم خانمی که مسئول ثبت نام آموزشگاه بودگفت: لیلاجون تبریک میگم بابت کتاب برنده شدی تشکرکردم ودرادامه سوالی که توذهنم بودخودبه خودجوابش داده شد.خودش گفت:ازبس که تیچرازشماوتلاشهات راضیه به رئیس آموزشگاه گفته :لیلاجون روتشویق کنید.خانم دکترهم برای ترم بعدی براتون کتابهاروهدیه کردن وقتی ثبت نام کردین بیاکتابهاروتحویل بگیر:خدایاشکرت دارم مصیرروبااستادعباسمنش طی میکنم درسته درست میرم این نشانه است! استاددست به هرکاری میزنم عجولم بایدخوب پیش برم اگرمتوجه یک کلمه توکلاس نمیشدم دیگه ذهنم آرامم نمیگذاشت توکه متوجه نشدی چراسوال نکردی پول دادی بایدبپرسی موظفه جواب بده ازحق نگذریم هربارسوال میپرسیدم یاتوی مسیرخونه بااستادمیرفتم سوال داشتم جواب میدادن حتی من گفتم: دوست دارم سوالهام روخودت تنهاببینی توگروه نباشم!من بلدنبودم خودش منوبردتوپیوی شخصی گفت :هرسوالی داری من درخدمتم. وبرای امتحان هم کنارتیچرمینشستم سوالهاروبرام بخونه من جواباشوبلدبودم !ولی نمیتونستم بخونم برام ترجمه میکرد!میگفتم :فهمیدم جواب رومینوشتم وما5نفرقامیلی بودیم منو2تاپسرهام که نابغه کلاس بودن و2تادخترهای خواهرهام با4تاهمکلاسی دیگه خیلی خوب پیش میرفتم. یکم که سخت شدپسردومی انصراف داد.گفت: مشغله کاریم نمیزاره تمرکزکنم استرس دارم .منم که بیشتربه این پسرم وابسته ام برای هرکاری،دیگه نجواهااومددلسردشدم !بازهم ازپسراولی که خیلی زبانش خوبه وتوکلاس نابغه س هم میتونه صحبت کنه هم صحبتهای استادرومتوجه میشه وهمیشه توکلاس استادمیگن محمدآقامثلادرس روبایکی ازبچه ها صحبت کنه،که تکلمش عالیه،منم کمک میگرفتم اون هرزمان وقت داش کمکم میکرد.خیلی دوست داشت من مطلب روزودبگیرم اگه توحالش بودجواب میداداگه بی موقع سوال میکردم کمی بهم میریخت چون خیلی فیلمهای زبان اصلی میبینه دوست داره راحت باشه !کسی مزاحمش نشه.بعضی وقتهامثل بچه ها واقعاازاعماق وجودم گریه میکردم،که من بلدنیستم!من متوجه نمیشم! والی آخر…..ومنهم هرتکلیفی میخواستم انجام بدم بایدصبح میبودخانه بانوربیرون روشن باشه من ببینم واگه یکم دیرمیشداسترس واردم میشدسرحال نبودم!کتاب اول تمام شد.دیدم کتاب 2رابرنده شدم گفتم :حتمابایدادامه بدم این نشانه است. نزدیک اتمام اجاره نامه خانه سررسیده خدایامن ازاین محله برم راهم به کلاس دوربشه چه کارکنم من آدم تنبلی هستم!خداهم به دل صاحب خانه انداخت که برای4مین سال قولنامه تمدیدشود.گفتم :اینم نشانه س برای ادامه کلاس زبان و تااینکه بچهها برای یک سفرکاری به اصفهان رفتند.ولی پسربزرگه انصراف ندادمیگفت:فایلهای استادروبرام باصفحه کتاب عکس بگیربفرست. تمام جزئیات عکس گرفتن وفرستادن عکس روبرام ویس گذاشته بودکه یادم بده ،منم انجام دادم اونم باموفقیت بدون حضوربچه هایک کاری انجام دادم. خوب حالاتنهام بازهم کم نیاوردم کلاس روادامه دادم حالاپسرم نیست برای امتحان کمکم کنه دخترخواهرم سرامتحان تنهام نگذاشت کمکم کردونمره روگرفتم!حالااستادمیگفت:اصلابرای شمابزرگسالان نمره مهم نیست یادگیری مهمه. کتاب دوم شروع شددخترخواهرم تشویق میکردبیاکلاس یادمیگیری وکلاس زبان قانونش اینه که فقط انگلیسی صحبت کنن ولی من میگفتم: خانم یکجوری صحبت کن منم بفهمم! بلاخره دیدم استرسم زیادشدودرسهاسنگین شدیک ترم ازاین کتاب روباکمک پسرودخترخواهرم امتحان رودادم. ولی هروقت واردآموزشگاه میشدم با لبخندوانرژی بالاواردمیشدم. وهمه ی اساتیدوهمکلاسیهاروبه وجه میاوردم. باهای وای گفتنم: همه آشناشده بودن میخندیدن ،عالی بود.ولی ادامه ندادم.چون مثل بچه های پیش دبستانی بایدیکی مدام به من درسرومی آموخت وزودهم فراموشم میشدودیگه لای کتاب روهم دوست نداشتم بازکنم!زمانی هم که بچه بودم کلاس میرفتم میومدم خونه مادرم میگفت :درستوبخون میگفتم: من بلدم اصلاازبچه گی انجام تکرارهرکاری رودوست نداشتم!الان حدود3سال ونیمه باقانون جذب آشناشدم هی دلسردمیشم بازدوباره کمی گریه ودلسردی میگم این راه روبایدادامه بدی اگه کمک خداونشانه هانباشه کارم تمامه. ولی توی خانه داری گاهی خسته میشم ولی بازهم عاشق خانه داری هستم باوجوداینکه خیلیهاحتی استادزبان انگلیسمونم هم ازخانه داری نفرت داشت !ازبچه داشتن نفرت داشت! ولی من باعشق توکلاس باپسرام رفتارمیکردم که همه شاگردهاحالادیگه تعدادزیادشده بودتعجب میکردن!چون ازاعماق وجودم به بچهها وعزیزدلم عشق میورزم وهمیشه باعث تعجب اطرافیانه!خدایادرمصیربرگشت به سوی خودت،راه رابرام راحت وآسان بگردان!استادباورکن همین هست که به خاطرندارم چه جوری وازچه مصیری من به این دنیااومدم ؟!وگرنه حتمابرگشتش برام رنج آوربود!حالا هرچندکه قبل ازآشنایی باقانون جذب 100٪ترس واضطراب داشتم حالایکم آروم شدم!ازخدامیخوام درعمل کردن برای رشدوتکاملم واقعایاریم کندوگرنه من که هیچم!عاشقتونم امیدوارم نوشته هایم برای دیگران درس عبرت باشه. وازچشمای نازتون متشکرم که اتفاقات منوباعشق میخونین، چون که منم باعشق مینویسم!اول هرکامنتی ذهنم میگه چی میخوای بنویسی ولی میگم خداکمکم میکنه الهی شکرت برام نوشتی!موفق باشین شب بخیر.
به نام خداوند بخشنده و مهربانم .
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته بی نظیر در خلق پروژه های قوانینی شما بی نظیرید
سلام خدمت همه دوستان هم فرکانسی در این غار حرا.
گام بیست و یکم الهی شکرت که امروز هم میتونم باشم و بنویسم با هدایت خودت
در مورد دلسردی که استاد عزیزم بسیار عالی توضیح دادید به دلیل اینکه اوایل کاری دلسردی میاد چون عجله داریم
و دوست داریم زودتر نتیجه های بزرگتر بگیریم همش به خاطر مردم عوامل بیرون از خودمون هست که داره نجواها
رقص بندری میزنن و ما هم مثل اکثریت مردم داریم نگاه میکنیم به رقبایی که فقط داریم میوه های اونارو میبینیم و
از ریشه ها خبری نداریم من خودم چند ماه قبل یکم ضربه خوردم ازین عجله طمع واقعا یه جاهایی ادم میمونه که
منی که فکر میکنم دارم قوانینی زندگی میکنم در واقع داشتم توهم میزدم یهو دیدم وسط ارزهای دیجیتالم و جالبش
اینه که زهنت چقدر زیبا میکنه اشتباهات رو میزاره جای تجربه جدید حالا اینم امتحانی کنیم شاید یک شبه پودار بشم
انگار یه وقتایی از بیرون خودمو نگاه میکردم میدونستم که باوری که غلط هست انتهایی درستی ندارد ولی بازم ادامه
دادم حالا میشد که ارام ارام کار کنم یاد بگیرم ولی این طمع و انسان رابطه بسیار خوبی دارن با هم خدا میدونه که
انتهای راه به کجا میری جالبترش اینه که همش از یه صرافی به صرافی دیگه این ارز به ارز دیگه رسیده بودم به جایی
که دیگه منتظر تاریخ لانچ ارزها میموندم که جزو نفرات ابتدایی باشم که رشد بیشتری داشته باشم همش با استرس بود
واقعا چیز مسخره ای راه انداختن که تورو همش به پی گیری و استرس بندازه چون همش سرمایت یا داره میره بالا
یا داره اب میشه منم که دیگه میتونید فکرش را کنید به کجای مسیر رسیدم خیلی وقتی تو مسیر حرص و طمع و این
جور شرایط پا میدی انگار مثل اینه که دستت را گزاشتی دست شیطان واقعا بعضی اوقات خودمون با دست خودمون
این کا
رو میکنیم برای من درس بزرگی داشت به شرایط پایین پرت شدن درسمو تا حدودی گرفتم با توکل به خدا
کمکش میخام همیشه در مسیر علاقه خودم باشم تا بتونم با تمرکز بیشتر الهاماتش را دریافت کنم و قانون تکامل را
یادم نرود البته تو حرفه خودم تا حدود زیادی این مسیر تکامل را طی کردم باید همیشه حواسم باشه که این
به قول استاد عزیزم مهمترین قانون ابدی و ازلی کیهان هست که اصلا جایی کتابی نمیشنوی فقط با استاد عزیزم
میتونم بشنوم انقدرم که کمیاب این کلمات تکامل در جوامع استفاده نمیشه که اگر مدت کوتاهی ازین سایت الهی
فاصله میگیری بدنه جامعه درگیر میشی دوباره میری قاطی باقالی ها واقعا این استمرار در این مسیر قوانینی که میتونه
مارو همیشه شارژ نگه داره تو قانون خدا کمک کنه بتونم همیشه ازین محبتی که به من و ما داشت فاصله نگیرم تا
معنی خوشبختی را از یاد نبرم ما محکومیم به شادی و خوشبختی باید خودمون را ارزشمند بدونیم برای خودمون ارزش
قایل باشیم ما از دورن ارزشمندیم اینو فراموش نکنیم که عوامل بیرونی باعث خوشبختی بیشتر ما میشن ولی اول
احساس خوشبختی از درون شروع میشه و به بیرون میرسه
جهان وقتی ما رو خودمون تمرکز کنیم همش خودمون را بهتر کنیم به اون اندازه خوب بشیم جهان ادمهای خوبتر را
میاره در روابطهایی که داریم خودش میاره از لحاظ فرکانسی اماده باشیم اون ادم به ما برخورد میکنه در زمان مناسب
همه کارهای ما انجام میشه من و همه ماها در کل زندگیمون این هم زمانیها رخ داده فقط فراموشکاریم و شیطان
کارش اینه که مارو از اتفاقات زیبا دور کنه به ناتوانی ها نشدنها ببره ما باید توحیدی تر عمل کنیم و پوزه شیطان
به خاک بمالیم وقتی ما تو بغل خداییم شیطان تو خاکه باید همیشه خودمون را با باورهای توحیدی به نظر من
بسیار کلیدی است در ارامش روزانه ترس ها را کمتر میکنه قوی تر میشیم و با ایمان بیشتری میتونیم حرکت کنیم
باور توحیدی مهمترین باورهاست که همه چی را برامون میاره خدارو شکر به لطف خدا دست نورانی مثل استاد عزیزم
هست که تریبون یکتا پرستی توحید را فریاد میزنه امیدوارم همیشه بدرخشید با نام الله سعادتمند در دنیا و اخرت باشید
از خانم شایسته بی نظیر تشکر میکنم برای این گامهای توحیدی دم شما گرم
تا روز بعد انشالله
خدا نگهدارتون
«من تمرکزم روی خودمه و جهان هم تمرکزش روی کاری هست که باید برای من انجام بده»
به نام خداوند قادر
استاد جانم سلام
دوست دارم نام این کامنتم را یک نامه ی عاشقانه بگذارم.
در حین شنیدن این فایل، قلبم سرشار از عشق به شما شد.
استاد چشمانم را بستم و شما در آغوش کشیدم.
استاد چشمانم را بستم و در چشمان شما نگاه کردم و ازتان پرسیدم:« آزادگی چه طعمی دارد؟»
عاشق شدم رفت.
عاشق بودم، باید اعتراف کنم به عشقم.
استاد جان چرا نمیتوانم از این بکگراند طبیعی این فایل بگذرم؟
چرا این تصویر خانه ای بر روی یک دریاچه برایم عادی نمیشود؟
چرا بودن این همه درخت در تمام صحنه های پارادیس تکراری نمیشود؟
استاد چرا هر بار به آزادی مالی شما فکر میکنم، به خودم میگویم:« هر چیزی به وقت خواستن تهیه میشود، آن هم نقدِ نقدِ نقد»
استاد جانم، قصه ی آشنایی شما و آقا ابراهیم در سایت هست، شما فقط روی خودتان کار کردید و آقا ابراهیم وارد زندگی شما شد.
استاد جان هزار و چهارصد روز گذشته تا این ها را مثل امروز درک کنم.
ممنونم که ادامه دادید.
ممنونم
ممنونم
نوش جانتان فراوانی در همهی زمینه ها در زندگی شما.
نوش جانتان