live | انتخاب شغل از زاویه "باور به فراوانی و احساس لیاقت" - صفحه 27


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | انتخاب شغل از زاویه "باور به فراوانی و احساس لیاقت"
    179MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی live | انتخاب شغل از زاویه "باور به فراوانی و احساس لیاقت"
    21MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

346 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    افسون کماری گفته:
    مدت عضویت: 548 روز

    میدونی استاد جانم من فکر میکنم نگاه مردم ایران بیشتر اکثریت این طوری که فلانی داره خوب پول در میاره قطعا مشتری هست و بیزینس خوبی منم برم اون سمت قطعا برام خوبه و میاد تو این شغل و بعد از مدتی میبینه ن اون شغل مشتری نداره و باز ازاین شاخه به اون شاخه دقیقا الان تو ایران کافه زدن مد شده یعنی ی خیابون رو میبینی بیست تا کافه کنار هم زدن بعد یارو مگه روزی رسون خداست بله شک ندارم روزی رسون خداست اما ن صرفا به خاطر درآمد بیای ی شغلی بزنی اخرشم شکست و تموم و ی سریا هم این فکرو میکنن چی الان رو بورس بریم اون کارو بزنیم یا این که نکنه فلان شغل رو که دوسش دارم برم انجام بدم بعدش رسیدم بهش ببینم ن اون شغلی نیست که میخوام من ی مدت پیش بین چندتا شغل مونده بودم تو برگه اومدم نقاط ضعف و قوت اونارو نوشتم و دیدم من واقعا به فروش و بازاریابی علاقه دارم به ادیت کردن هرچیزی علاقه دارم و همچنین پول درآوردن با ی گوشی و سیستم بدون این که بخوام با ادم های زیادی ارتباط بگیرم و نتیجش شده الهی شکر این جایگاهی که الان دارم واقعا پول درآوردن راحت خیلی راحت به شرط و شروطه ها اینکه عاشق شغلت باشی و سعی کنی مثل ی بچه پای اون شغل وایسی و بزرگش کنی فارغ ازاین که بقیه چی میگن تو کار درست رو انجام بدی و کار درست خودش سرو صدا میکنه مرسی ازت استاد عزیزم بابت این فایل زیباتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    رستا محمودی گفته:
    مدت عضویت: 353 روز

    الهی به امید تو که مهربان ترین و تواناترینی

    خدا جونم سپاس بابت همه ی خوبیات

    استادعزیز جناب عباسمنش دوست داشتنی سپاس

    خانم شایسته نازنین سپاس

    نوزدهمین جلسه از پروژه خانه تکانی ذهن رو با عشق، شادی و امید آغاز کردم.سوالی که استاد در این جلسه پرسیدن منو به فکر فروبرد و اهرم رنج رو در من فعال کرد که تعلل رو کنار بذارم و مصمم تر از همیشه برای رسیدن به خواسته هام و خلق زندگی دلخواهم تلاش کنم. به لحظه مرگ فکر کنید آیا من از فرصتی که داشتم برای خودم استفاده کردم؟ آ اگر همین الان زندگی زندگیت تموم بشه چه حسی پیدا می‌کنی؟ دوست داشتی چه کارهایی انجام می‌دادی؟ افسوس چه چیزهایی رو می‌خوردی؟ این سوال رو انسان باید هر لحظه و هر روز از خودش بپرسه! واقعا اگر باورهام قوی می‌بودند و اعتقاد به فراوانی می‌داشتم به شیوه زندگی می‌کردم که الان زندگی می‌کنم؟ آیا همین کارهایی را انجام می‌دادم که الان انجام میدم؟ نه قطعاً زندگی خیلی رویایی‌تری رو آرزو دارم که هنوز باهاش خیلی فاصله دارم اما دوست ندارم وقتم تلف بشه و با تعلل پیش برم. هدف زندگی خوشبختی و لذت بردن از زندگیست! شغل من باید عشق من باشه و باورهام رو باید در مورد ثروت درست کنم و به واسطه شغلی که عشقم هست می‌تونم به جهان خدمت کنم و نگاهم به شغلم باید این باشه که چطور بیشترین لذت رو ببرم نه اینکه چطور پول بیشتری در بیارم. من همین الان تصمیم گرفتم بعد از پایان دوره خانه تکانی ذهن دوره روانشناسی ثروت یک رو بخرم و اصلاً برام مهم نیست هزینه‌اش رو چطور می‌خوام پرداخت کنم وقتی من اراده کنم پول دورم جور میشه چون مطمئنم با این دوره خیلی عشق می‌کنم و خیلی لذت می‌برم.

    من دوست دارم شغلی داشته باشم که آزادی زمانی و مکانی داشته باشم شغلم عشقم باشه و ساعت‌ها عاشقانه و بدون خستگی مشغول کارم باشم و این تجربه در کنار دوره روانشناسی ثروت یک برای من به دست میاد.ثروت نتیجه طبیعی احساس خوب و لذت بردن از زندگیه و من قراره با عشق با لذت و با شادی گام به گام از طریق دوره روانشناسی ثروت یک به سمت هدف‌هام هدایت بشم و رسالت زندگی خودم رو پیدا کنم. اینکه من این دوره رو انتخاب کردم ناخودآگاه بود و من مطمعنم همین الان وقتش هست چون من دارم حس می کنم که با آموزش های این دوره خیلی ارتباط خواهم گرفت و خیلی به رشد من کمک خواهد کرد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    جاهده عثمانی گفته:
    مدت عضویت: 171 روز

    به نام خدایی بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیزم ودوستان گرامی

    گام 19

    در زمان مرگ هیچ چیزی دیگه برامون اهمیت نداره نه مشکلی مالی نه مشکلی عاطفی هرچیزی دیگه ای غافل از اینکه چقدر زنده ایم و همیشه ماخودمونو به موضوعات کوچکی چقدر سرزنش وازیت میکنیم تا جای ازش لذت ببریم پس فقط باید هدف مون اینه باشه که خوشحال وحسی خوبی داشته باشیم همه چیز حل میشه اینقدر مهم نیست که ما حسمونو خراب کنیم و دنبال چیزی بریم که عاشقش هستیم اینطوری همیشه درحال لذت بردنیم نیاز ندارد زجر بکشیم اگر آدمایی ثروتمند نگاه کنیم اونا به اندازه کافی پول دارن ولی بخاطر عشق شون به کارشون هرروز اونو بهتر بهتر انجام میدن و باعث میشه بیشتر پیشرفت کنن خدایا ازت سپاس گذارم وسپاس از استاد عزیزم به امید موفقیت های همه عزیزان

    خدایا شکرت که تورا دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    آزاده اکبری گفته:
    مدت عضویت: 1311 روز

    بسم الله الرحمن الرحمن

    الحمدلله رب العالمین

    الرحمن الرحیم

    مالک یوم الدین

    ایاک نعبد وایاک نستعین

    اهدنا صراط المستقیم

    صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولا الضالین

    سلام به استاد عزیزم ومریم جان ودوستان گرامی

    گام 19

    مهمترین سوال زندگی در لحظه مرگ: آیا از این فرصتی که به من برای تجربه خودم داده شده، استفاده کردم یا نه؟!

    تا حالا اینجوری به زندگی نگاه نکردم که این زندگی برای خودم هست ومن باید لذت ببرم

    تمام زندگیمون پر شده از اینکه اگه این کار بکنیم مردم چی میگن یعنی در واقع برای خودم زندگی نکردم برای خوشحالی خودم وبه این فکر نکردم که چی من را خوشحال میکنه تا وقتی مجرد بودم که کاملا تو در ودیوار بودم وززندگیم همینطور به طور روزمره می گذشت وبعد از ازدواجم هم همسرم وبچه هام در الویت زندگیم بودند حتی الان هم بااینکه دارم روی خودم کار میکنم خیلی اوقات الویت زندگیم اونها هستند

    هرچی جلوتر میرم ریشه ای حرف مردم خیلی باور قوی در ذهن من هست وباید خیلی بیشتر روش کار کنم

    واینکه الویت زندگیم را خودم قرار بدم وقتی من برای خودم ارزش قائل بشم برای بچه هام هم الگوی خوبی خواهم شد وآنها هم زندگی شادتر وبهتری خواهند داشت پس من باید روی خودم سرمایه گذاری کنم

    وعلاقه ام را پیدا کنم

    چون اصلا دیگه یادم رفته که چی من را خوشحال میکنه وبهش علاقه دارم

    در پناه خداوند شاد وسلامت وثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    احمد عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 1719 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد فرزانه ام و بانو شایسته عزیز

    گام 19 انتخاب شغل از زاویه باور به فراوانی و احساس لیاقت

    هدف زندگی، لذت بردن، عشق کردن و راضی و خشنود بودن از هر لحظه آن است و کسی دست به هر کاری میزند تا پول به دست بیارد و بعد لذت ببرد، مسیر را اشتباه رفته.

    من باید در کاری مشغول باشم که از لحظه لحظه انجام دادن آن لذت ببرم. برای به دست آوردن پول فراوان، چیزی که لازم دارم باور به فراوانی است، باور به اینکه من می توانم از همین کاری که دوستش دارم پول فراوانی هم به دست بیارم. این نکته را باید مورد توجه قرار داد. زیرا افرادی هم هستن که در کار مورد علاقه خود هستند ولی باورشان در مورد پول درست نیست. پس نکته ای که باید در نظر داشت این است که: در کار مورد علاقه ام باشم و با عشق انجامش بدهم و ضمنا باور به فراوانی داشته باشم و باور داشته باشم که از کارم به هر میزانی که بخواهم پول به دست میارم.

    با تشکر فراوان از استاد عزیزم

    برای تان آرامش و سلامتی، ثروت و شادمانی، طول عمر با عزت و سعادت ابدی خواهانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    پریا رضوی گفته:
    مدت عضویت: 2231 روز

    با سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی

    هر بار که به حرفای استاد گوش میدم کاملا حس میکنم که چقد لیاقت جایگاهشون رو دارن. چقد نگاهشون متفاوته چقد توکلشون زیاده و برای همینه که نتایجشونم متفاوت و بزرگه اتفاقا من الان دوره ای هستم که تازه میخام وارد بازار کار بشم و حرفای استاد مثل چراغ راهنماس برام. اینکه استاد میگن تو همه حوزه ها پول هس واقعا همینه ولی افرادی موفق میشن تو هر حوزه که هم حرفه ای کارشون باشن و هم عاشقش. حرفای استادباعث شد منم به اگاهی برسم و بدونم هدفم برای ایندم چیه و از سردرگمی در بیام و جمله ای که برام الهام بخش بود اینکه ثروت نتیجه طبیعی لذت بردن از مسیر موردعلاقه ات هس

    یعنی اگه ما تو مسیر علاقمون وارد کار بشیم و روز به روز مهارتمون رو زیاد کنیم صد درصد پول و ثروت هم به دنبالش میاد

    موفق و سعادتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    مهدی گلشنی گفته:
    مدت عضویت: 483 روز

    درود بر استاد عزیز و دوستان هم مسیرم

    مهمترین سوالی که در لحظه ی آخر از عمرمون از خودمون میپرسیم اینه که آیا تو این مدت زندگی لذت بردیم یا فقط زجر کشیدیم و بدو بدو کردیم و چون بیشتر از تایم روزمون رو مشغول کارمون هستیم پس باید شغلی رو انتخاب کنیم که عاشق آن هستیم و کار نکنیم و در واقع حال کنیم و چقدر این جمله قشنگه که پول نتیجه ی لذت بردن ما از کارمونه…

    * وقتی دنبال عشقمون میریم رزقان سمتمون میاد و یه درهایی به رومون باز میشه که هیچ وقت به اون درها فکر نکردیم و در ذهن ما نمیگنجید که روزی از اون مسیر پول برامون بیاد و واقعا الان خیلی شغل ها بوجود اومده که ده سال پیش هیچ احدی فکرشو نمیکرد که بشه اینطوری و از این راه ها هم بشه پول درآورد مثل اینستاگرام ،مثل یوتوب و خیلی شغل های دیگه ……

    * الان که دارم این کامنت رو مینویسم روز جمعه ست و تو خونه روز استراحتم بود ولی دلم همش تو دفتر کارمه و دوست دارم زودتر صبح بشه تا بتونم برم دفترم و کارمو شروع کنم . من قبلا یعنی 7 سال پیش داخل شغل کابینت سازی بودم که ناخواسته و بدلیل باورهای غلطم رفته بودم سراغش ولی 7 سال پیش متوجه شدم که من عاشق صحبت کردنم و موقعی که برای ویزیت کردن شغلم میرفتم یا تلفنی با مشتری صحبت میکردم تو سریع ترین زمان کار رو میگرفتم ولی تو اجرا ضعیف بودم پس هدایت شدم به شغل املاک و الان دوسالی میشه که دفتر خودمو رو تو بهترین لوکیشن تهران افتتاح کردم و 20 تا مشاور دارم و خدارو هزار مرتبه شکر میکنم که هدایت شدم به شغلی که عاشقشم و تا فرصتی پیش میاد مشاورا رو جمع میکنم و براشون سخنرانی میکنم و آموزش میدم بهشون چون عاشق حرف زدنم و خدارو شکر مشتریام اکثرا راضی ان و تو کمترین زمان میتونم به لطف خدا متقاعدشون کنم تا ازم خرید کنن و روز به روز هم دارم از طریق این سایت زیبا پله های پیشرفت رو طی میکنم ….

    * و اما مثال استاد که گفت ی زمانی همه میرفتن املاک و سوهان میزدن دقیقا تو یک سال اخیر تو محل ما بیشتر از صدتا کافه باز شد و قهوه میفروختن ولی الان یکی یکی جمع میکنن و یه کافه هست که شعبه دو رو زده و وقتی میخاد قهوه سرو کنه اونقدر با عشقکار میکنه و از بو کردن دونه های قهوه لذت میبره و 90 درصد مشتریای محلمون میرن پیش اون و دوتا شعبه با چندتا کارگر داره و وقتی اینا رو میبینم بیشتر به حرف های استاد ایمان میارم که بقیه میگن الان همه قهوه خور شدن و سود داره و میدوئن میرن یه مغازه میگیرن و سر 6 ماه جمع میکنن و میگن فلانی چون قدیمیه دوتا شعبه زده ، یا فلانی شانس داره یا فلانی جاش خوبه ولی خبر ندارن که فلانی عشق داره به کارش و اگه قهوه ی درجه بسوزه میریزه دور و دوباره میزنه شده ده تا قهوه ریخته دور ولی اونی که به دلش میشینه رو میزاره جلوی مشتری و این یعنی عشق به کار و خداروشکر دخلش ده ها برابر بقیه ست ولی متاسفانه ذهن اونا دنبال حاشیه و فرعیاته و فکر میکنن مشکل از جای دیگست چون نمیرن دنبال عشقشون و واس پول اومدن سراغ کافه…

    * پس این جمله رو باید با طلا نوشت که شما زمانی ثروتمند میشین که کارتون عشقتون باشه و این یعنی مسیر درست و طی کردن پله های طرقی …

    و چقدر ممنون دار خدام که توی شغلی هستم که عاشقشم و گاهی اوقات تا نیمه شب مشغول جمع کردن جلساتم هستم و اگه روزی 20 تا جلسه هم داشته باشم با عشق حرف میزنم و مدیریت میکنم و مینویسم قرارداد هارو و این ها همه از لطف و برکت پروردگارمه خدایا شکرت

    در پناه الله شاد و ثروتمند باشید یاحق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    اسما عدالتیان گفته:
    مدت عضویت: 379 روز

    سوره الأنفال – آیه 9

    به یاد آورید زمانى را که پروردگار خود را به فریاد میطلبیدید پس دعاى شما را اجابت کرد که من شما را با هزار فرشته پیاپی یاری خواهم کرد

    این آیه رو زمانی که تو بدترین شرایط زندگیم بودم و پدرم رو تخت بیمارستان بود پیدا کردم

    درواقع خداوند من رو هدایت کرد به این ایه اش

    و چقدر من رو نجات داد تمام این مدت

    این ایه و همون موقع ها گذاشتم روی صفحه گوشیم و هرروز صبح که بیدار میشم چشمم بهش میخوره تا شب که میخوام بخوابم دوباره میبینمش

    انگار خداوند هرلحظه که اینو میبینم تو قلبم میگه

    از من بخواه

    تا من تمام فرشتگان رو به دنبالت بفرستم

    و این فرشتگان رو من میبینم

    وقتی میترسیدم ساعت پنج صبح تو خیابون تنها باشم این فرشتگان در غالب چند زن دیگر بودند و من با دیدنشون اون ساعت خلوت از روز ترسم رفت

    یا زمانی که من کارت من پول نداشت و باید میرفتم شارژ میکردم و مترو هم رسیده بود، این فرشته در غالب مردی اومد سمت من و اونروز برای من من کارت شو زد و گفت هدیه منه به شما

    یا امروز صبح که من در طبیعت پارک شهرم قدم میزدم این فرشتگان در غالب گربه ها و پرندگان بودند و هرکجا که من میرفتم اینها هم در گوشه ای جمع میشدند و جلوی دید من بودند و زندگی منو چندین برابر زیبا تر کردند

    خدایا چقدر تو بزرگی، چقدر تو مهربونی

    خدایا در ذهن من نمیگنجی! خدایا من عاشقتم

    من تورو بهترین دوستم میدونم

    من تورو از خودم از وجود خودم میبینم

    باهات حرف میزنم و جوابمو میدی

    در تنهاییام کنارمی و من اصلا حس کمبود ندارم

    همیشه اینجایی و همیشه در هرجایی هستی که من رفتم

    و با تمام این صمیمیت ها من هنوز تورو نمیشناسم

    انگار هیچی از تو نمیدونم

    خدایا تو چی هستی

    تو کی هستی

    تو چرا انقدر به من نزدیکی

    خدایا تو چطوری انقدر زیبا با من صحبت میکنی که من امروز این غذا رو بخورم

    امروز از این خیابون رانندگی کنم

    امروز این کارو بکنم

    اینطرف و میگی نگاه کنم و برمیگردم میبینم چی همه اردک جمع شدن دور هم

    خدایا تو چقدر بزرگی

    چقدر مهربونی خداجونم

    من چطور تورو نشناخته بودم، من چقدر از او دور بودم، آخه چطور دلم اومد با خودم همچین کاری کنم

    اگر بقیه درک میکردن قدرت و انرژی ای که تو داری

    هیچوقت ولت نمیکردند

    خدایا شکرت که من رو انقدر دقیق هدایت میکنی

    فایل جدید قدم اولم دقیقا درمورد مباحث مالی بود که دیشب گوش کردم

    و امروز صبح هدایتم کردی به گام روز 19 امم که درمورد مباحث مالی بود

    خدایا تو چقدرر از من مشتاق تری واسه رسیدن من به خواسته هام!! خدایا من باورم نمیشه حتی از خودم هم بیشتر میخوای من به هدفام برسم

    به زندگی که آرزوشو دارم برسم

    خدایا من واقعا سپاسگذارتم که امروز از همون صبح زود هدایتم کردی به سمت ثروتت

    این همه ثروت که در شهر وجود داره رو با عشق میبینم و به حقانیت تو پی میبرم

    چون تو به این جوون هایی که دیدم اون ماشین های مدل بالارو دادی، چون از خودشون بیشتر خواستی که به خواسته هاشون برسند و بهشون ماشین های مدل بالا دادی

    مغازه های لوکس و فوق‌العاده

    حتی یک نونوایی ساده رو دیدم که چقدر لوکس و مدرن ساخته بود و چقدر دیزاین فوق‌العاده ای داشت

    چقدر پیشرفت چقدر ثروت چقدر همه چیز راحت تره چقدر احساس ارزشمندی میکنم در این شهر زیبا

    خدایا حتی اگر بخوام برم نون وا بشم تو میتونی مغازه منو تبدیل کنی به بهترین بیکری و نون وایی شهرم

    خدایا من حتی اگر یک سوپر مارکت بخوام بزنم و عاشقش باشم

    میتونم بشم لوکس ترین فروشگاه با بهترین امکانات و میتونم به بهترین ها برسم با همون سوپر مارکت

    خدایا من سپاسگذار توام که ثروتت بی انتهاست

    این ثروت در ذهن من نمیگنجه

    خدایا کمکم کن باور هام نسبت به ثروت بی انتهایت در این دنیا تغییر کنه

    خدایا کمکم کن در اون لحظه که غرق کارم و درمورد حقوق و دستمزد فکر کردم ناامید نشم

    بلکه کمکم کن یاد بگیرم ناخودآگاه سپاسگذار باشم

    نخودآگاه احساس ارزشمندی کنم

    ناخودآگاه احساس لیاقت کنم و احساس کنم که بهترین هستم در کارم و جا دارم بهتر شم

    خداجونم تمام این باور هارو کمک کن در ذهن ناخودآگاه ام بگنجونم و یاد بگیرم که در برابر ناخواسته ها ارامش و توکلم رو حفظ کنم

    خدایا من تمام تلامشو میکنم

    خدایا من میدونم که میتونم موفق بشم در شغلم

    میدونم که میتونم از درآمد ماهی یک تا دو تومن برسم به به ماهی ده تومن بیست تومن

    چون میدونم که در کارم بی نظیرم

    خدایا من در راه علاقه ام در راه عشقم قدم برمیدارم و همه چیز رو میسپارم دست خودت

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
    • -
      Baharak گفته:
      مدت عضویت: 402 روز

      سلام

      سلام اسما جان

      چقدر زیبا نوشتی و‌ چقدر نگاه زیبایی داشتی .

      وقتی نوشته های قشنگت رو میخوندم . چقدر عالی به جزئیات نگاه کردی و چقدر دل چسب از خدا سپاسگزار بودی.

      باعث شد منم به امروزم بیشتر فکر کنم:

      مثله امروز صب که داشتم از خالقم سپاسگزاری میکردم ، یدفه آواز پرنده ای زیبا رو شنیدم ،

      مرسی الله من ، بابت گوشهام که سالم هستن و میتونن زیبایی هارو بشنون.

      شایدم این صدای تو بود که بهم بگی هواست بهم هست.

      صب بخیر گفتنِ مادرم ، که بهم نشون بده قدردان مادرم باشم که محیط خونه رو برام گرم میکنه و عشق مادرانه میده .

      صب وقتی رفتم سرکار ، خدایا شکرت آسمون آبی بود و ابرهای کوچک به چشم میخورد.

      و خیلی چیزهای دیگه .

      ممنونم از کامنت زیبات که بهم نشون داد با جزئیات ببینم و هدایت الله رو درک کنم و بتونم به این جذابی اتفاقات قشنگ رو ربط بدم به هدایت الله .

      ممنونم

      موفق و پیروز باشی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    زینب تاجیک گفته:
    مدت عضویت: 1258 روز

    استاد عباس منش عزیز امیدوارم هر روزتون پر از هدایت های روز افزون باشه

    این فایل بسیار برای من الهام بخش بود من فهمیدم که گاها میدانیم چه کاری در این جهان میخواهیم انجام دهیم یا چه کسی میخواهیم باشیم فقط از مواجه شدن با آن میترسیم از اینکه آیا واقعا میتوانیم اونقدر که ذهنمان به ما می گوید خوب عمل کنیم ،ایا توانایی و قابلیت های لازم رو برای شروع اون کار یا شغل داریم، و هزار آیا و اما اگر های دیگر .اما در مورد خودم فهمیده ام هیچ راه فراری وجود ندارد مواجه شدن با چیزی که ازش واهمه دارم و فکر میکنم به اندازه ی کافی آمادگی آن را ندارم بهترین کاری است که میتوانم برای خودم انجام دهم حداقل اگر مسیرم به آن شکلی نباشد که تصورش را میکردم میتوانم دوباره امتحان کنم دوباره ازمون خطا کنم حداقل چیزی که بدست میاورم جسارت انجام دادن اون فکر و ایده ای است که زمانی تصور میکردم جواب میدهد اما اگر اینجا با این ترس مواجه نشوم تا آخر عمرم افسوس میخورم که به خودم و خدایی که هر روز مرا هدایت میکند اعتماد نکردم از خداوند سپاس گزارم که هر روز مرا هدایت میکند و از شما بخاطر اینکه اینقدر با مسیری که انتخاب کردید روشنگر مسیر و راه ما هستید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    حمید مطهری گفته:
    مدت عضویت: 231 روز

    داستان آغاز سفر گلفروشی من

    کارم را از دست داده بودم

    صبح زود کنار تلویزیون در حال صبحانه خوردن بودم

    یه برنامه مستند در مورد کار آفرینی

    خانمی که گلخانه تولید گلهای آپارتمانی بزرگ داشت واز علاقش به گلها میگفت

    یه جرقه در ذهنم خورد

    مگه من علاقه به گیاهان ندارم

    چرا همین نشود کارم

    همه چیز با پنج عدد گلدان کوچک در خانه‌ام شروع شد. هیچ تجربه‌ای در فروش یا گلکاری نداشتم، فقط یک عشق عمیق به گل‌ها و یک حس الهامی عجیب که مرا به مسیر فروش و زیبایی هدایت می‌کرد. هر روز با دقت و عشق از این گلدان‌ها مراقبت می‌کردم و به مرور یاد می‌گرفتم چطور آن‌ها را بهتر پرورش دهم.

    اولین قدم من، ساختن یک کانال تلگرام بود. چند نفر از اقوام، اولین اعضای کانال و اولین مشتریان من شدند. شاید آن زمان نمی‌دانستم این گام‌های کوچک، شروع یک سفر بزرگ است، اما حس می‌کردم در مسیر درست قرار دارم.

    با گذشت زمان و تلاش روزانه، کم‌کم با تولیدکنندگان گل آپارتمانی آشنا شدم. این افراد، با مهارت و تجربه‌شان و البته الهامات الهی، مرا راهنمایی کردند و انگیزه بیشتری برای رشد و پیشرفت به من دادند. هر ملاقات، هر تبادل تجربه و هر خرید و فروش کوچک، مرا یک قدم به هدفم نزدیک‌تر می‌کرد.

    پس از مدتی، تصمیم گرفتم قدم بزرگ بعدی را بردارم: داشتن مغازه خودم. راه‌اندازی مغازه، با همه چالش‌ها و سختی‌هایش، تجربه‌ای بی‌نظیر بود. آن لحظه‌ای که اولین مشتری وارد مغازه شد و لبخند رضایت روی صورتش دیدم، فهمیدم که همه تلاش‌هایم ارزشش را داشت.

    و امروز، پس از هفت سال تلاش و پشتکار، همان پنج گلدان کوچک که روزی در خانه‌ام بودند، تبدیل شدند به یک مسیر پر از رنگ، زندگی و عشق به گل‌ها. از درآمد ماهانه یک میلیون تومان در ابتدای مسیر، امروز به درآمد 150,000,000 تومان در ماه رسیده‌ام. این موفقیت نه تنها نتیجه تلاش من، بلکه نشانه هدایت و رحمت الهی و عشق به کار و مشتریان است.

    پروردگارم را شکر، هر چقدر که لایق شکرگزاری هست، برای هر گلدان، هر لبخند مشتری، هر تجربه و هر قدمی که مرا به این نقطه رسانده است.

    این داستان، برای همه کسانی که این متن را می‌خوانند، یادآور است که هیچ شروع کوچکی بی‌ارزش نیست و با ایمان، پشتکار و الهام الهی، می‌توان به اهداف بزرگ دست یافت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای: