live | فرایند تغییر باورها - صفحه 35

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

428 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سمیه گفته:
    مدت عضویت: 163 روز

    به نام خدای ک فرمانروای کل جهانیان هست هرچ داریم ازاوست خدایاشکرت سپاسگزارم

    سلام استادعزیزم وهمه دوستان گل سایت بهشتی مون

    خداروشکراینجا هستم بیشتردرک کنم کارهای افکارم دارم چکارمیکنم

    من همیشه میگفتم بایدهمه چیز واسم مهیا باشه تاکاردارم مستقل شروع کنم

    یه جایی کارمیکنم اما دوستنداشتم واسه مردم کارکنم

    قبلناخودم مغازه مستقل داشتم کارمیکردم ب دلیل خانوادگی مجبورشدم مغازه جمع کنم اما اونجا هم اشتباه کردم ک ادامه اش ندادم خونه نشین شدم کم کم افسردگی اومدسراغم ب خودم جرات ندادم برم یه جایی کرایه کنم منت خانواده نکشم دیگه کارهام توخونه انجام دادم کم وبیش دیگه بی حوصله شدم فاصله گرفتم ازکارم رفتم سراغ رشته دیگه ازش پیشرفت کنم اون هم تانصفه نرفتم رهاش کردم دیدم علاقه ایی بهش ندارم تادوسه سالش بعدش مهاحرت کردیم مشغول کارخودم شدم واسه مردم دیدم دوباره علاقه ام فهمیدم کم کم کارهای ازشون فاصله گرفتم داشتم روزب روزذوق وشوقم بیشترمیشه رزقم خوب بودبعدش ب اجبارمهاجرت کردیم دوباره من فاصله ازعلاقه ام ب کارم بیشترلج کردم کارنکردم بزورمهارجرت کردیم خلاصه بعداز5/6سالش بعدش دوباره یه شهردیگه مهاجرت کردیم من دوباره کارم شروع کردم واسه مردم کارهای جدیدتری یادگرفتم سال بعدش رفتم جای دیگه کارکردن حرفه ای شدم توکارم تومسیرکاریم مشکلم این بود مستقل بایدخودم وسایل بخرم همش توذهنم این بود بایدهمه یدفه مهیابشه من کارم مستقل بشه یه فردی باهام اشناشدگفت مغازه دارم بهت میدمش بعدش روم نشدبگم فعلاپول وسایلم ندارم چون قبلش هرداشتم جای بدهی دادم ازدستش دادم اشتباه کردم ذهنم اون لحظه فقیربودافکارم درموردباورفراوانی نداشتم الان ک اینجااومدم فهمیدم چقدرمن اشتباه کردم فرصتهام الکی ازدست دادم مسیرم نادرست بودبایدتغییرباورهام کارکنم من خیلی درموردخودم اشتباه کردم الان میفهمیدم چقدرفرصت ازدست دادم چون باورش نداشتم زندگی روب خودم سخت گرفتم درصورتی ادم ب اسانی میتونه پول بسازه باورفراوانی تغییرباورهمه چی درست میکنه خدایاشکرت اینجا هستم

    تشکرازاستادعزیزم وهمه دوستان گل

    درپناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    مهربان مهربانی گفته:
    مدت عضویت: 242 روز

    سلام به استاد و دوستان عزیز

    من امروز هم فایل خانه تکانی 22نوبتش بود گوش کنم و جالب این که نشانه بعدی هم همین بود

    خیلی به حرفهای استاد فکر کردم کامنت ها رو خوندم فهمیدم که درسته که من روی باورام کار میکنم ولی از طرفی ترس از کمبود باعث شده خودم برای خودم رل بازی کنم مثلاً کوچکترین چیز این که

    میرم سر یخچال صبح زود صبحانه بخوریم میبینم نون کمه واگه من بخورم وبرم بچه ها بیدار بشن نون نیست و میخان غر بزنن ومن صبحانه نخورده میرم سرکار و میگم فعلا گشنه نیستم واین رو امروز فهمیدم که به خاطر بچه ها احساس لیاقت و گشنگی خودم رو نادید میگرفتم در صورتیکه میتونستن بچه ها خودشون برن تهیه کنند و خیلی در درونم عمیق شدم دوست دارم مثل استاد که میگن من خودم رو خیلی خوب میشناسم بتونم خودم رو بشناسم ایراد دیگه رو تو کامنت دوستمون پیدا کردم نوشته بودند طرف کلی رو خودش کار می‌کنه بعد میره اینستا گردی این منم از امروز متعهد میشوم که دیگه انجام ندم

    ممنونم از استاد وهمه دوستان عزیز با گذاشتن کامنت میتونیم ایراداتمون رو برطرف کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    Baharak گفته:
    مدت عضویت: 401 روز

    سلام دوباره

    ادامه :

    ذهن فقیر واقعاً آدم رو خسته می‌کنه.

    نه به خاطر این‌که پول نیست ، به خاطر این‌که ذهن مدام درگیره.

    برعکسِ ذهن فقیر ، ذهن ثروتمند آرومه.

    ذهن ثروتمند وقتی می‌خواد چیزی بخره ،

    فقط قیمت رو نمی‌بینه،

    ارزش رو می‌بینه.

    می‌پرسه:

    «این به دردم می‌خوره؟

    زندگیم رو بهتر می‌کنه؟

    الان زمانشه یا نه؟»

    ذهن ثروتمند نمی‌ترسه از خرج کردن،

    ولی بی‌حساب هم خرج نمی‌کنه.

    تصمیم می‌گیره ، نه از روی ترس ، از روی آگاهی.

    اون مدام نمی‌گه:

    «نکنه پولم کم بیاد»

    بلکه می‌گه:

    «چطور درست مدیریت کنم؟

    چطور بیشتر بسازم؟»

    فرقش همینه:

    ذهن فقیر درگیر کمبود می‌شه،

    ذهن ثروتمند درگیر راه‌حل.

    و ثروت ، اول از همین‌جا شروع می‌شه؛

    از جایی که ذهن آروم‌تر تصمیم می‌گیره.

    باورهای خوب ذهن :

    « پول قابل مدیریت و قابل ساختنه ، نه چیزی برای ترسیدن.»

    « من می‌تونم هم خرج کنم، هم پس‌انداز کنم، هم رشد بدم.»

    « تصمیم مالی رو از روی آگاهی می‌گیرم، نه از روی ترس.»

    « من قبل از خرج کردن، اولویت رو مشخص می‌کنم.»

    « پول باید به زندگی من خدمت کنه، نه من به پول.»

    « کنترل هزینه یعنی قدرت، نه محدودیت.»

    « من مسئول پولم هستم و پول هم از من حساب می‌بره.»

    « ذهنِ آروم، تصمیم مالی بهتر می‌گیره.»

    « پول قراره زندگی منو سبک‌تر کنه »

    « من یاد می‌گیرم با پول دوست باشم، نه در جنگ»

    « خرج آگاهانه یعنی احترام به خودم »

    « من می‌تونم نه بگم به خریدی که اولویت نیست »

    « هر تصمیم مالیِ من، آینده‌مو می‌سازه.»

    « من لازم نیست همه‌چیز رو الان داشته باشم.»

    « صبر مالی هم یه جور ثروته.»

    سپاسگزارم ، سپاسگزارم ، سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    Baharak گفته:
    مدت عضویت: 401 روز

    سلام از دل

    باور :

    من باور دارم که تغییر زندگی از تغییر باور شروع میشه.

    وقتی باورم تغییر می‌کنه . نگاه من، احساس من و انتخاب‌های من تغییر می‌کنه. و همین تغییرهای کوچکِ آگاهانه ، مسیر زندگی مرا عوض خواهد کرد.

    برای تغییر باور ، بهترین و امن‌ترین راه، دیدن الگوهای واقعی و قابل‌دسترس است؛

    کسانی که نتیجه‌ای را دارند که من می‌خواهم و وجودشان به من ثابت می‌کند که «شدنی است».

    پس باید الگوهایی پیدا کنم :

    در ثروت، الگویی که با آرامش، آگاهی و استمرار ، پول را مدیریت می‌کند.

    در رابطه ، الگویی که احترام، مرز سال مسئولیت‌پذیری دارد.

    در سلامتی، الگویی که با بدنش در صلح است و به آن گوش می‌دهد.

    هر روز، حتی برای چند دقیقه، توجهم را آگاهانه به الگوهام بدم و از خودم بپرسم:

    «اگر امروز مثل او فکر می‌کردم یا رفتار می‌کردم،

    کوچک‌ترین انتخاب درست من چی بود؟»

    من اجازه نمی‌دم شک ، فرمان زندگیم را به دست بگیره.

    با وجود شک، ایمان را انتخاب می‌کنم و با وجود ترس، قدم کوچک برمی‌دارم.

    پس دنبال الگوهایی که حس کمبود، حسادت یا حقارت میدن نمیرم.

    الگوهای من باید به من بگه : « تو هم می‌توانی . »

    در نتیجه :

    تمرکز روزانه، انتخاب‌های کوچک و با استمرار، فرکانس من به‌ تدریج با باور درست هماهنگ می‌شه ، و من ، طبیعی و بدون زور ، به سمت زندگی‌ای حرکت می‌کنم که می‌خوام .

    « من به این مسیر متعهدم.»

    « من به خودم اعتماد دارم. »

    .

    در مورد کامنت ها :

    من باور دارم که کامنت‌ها فقط نظر نیستند؛ گاهی آینه‌اند، گاهی تلنگر، و گاهی چراغی کوچک در مسیر فهم.

    یه روز توی کامنت‌ها، پیام یه آقایی رو خوندم که نوشته بود:

    «من سعی می‌کنم هر روز کامنت‌ها رو بخونم، ولی اول می‌رم سراغ اونایی که امتیاز بالاتری دارن.»

    خوب منم یه مدت رفتم سراغ کامنت های امتیاز بالا این احساس رو داشتم و دوست داشتم اینجا بیان کنم

    خوندن کامنت‌ها می‌تونه ذهن را باز کنه ، چون هر کامنت حاصل تجربه، زاویه‌ دید و لحظه‌ای از آگاهی یک انسان است.

    از اون طرف، فهمیدم که کامنت‌ها هم خیلی وقت‌ها معلم‌های بی‌سر و صدا هستن ، اما من یاد گرفتم که ارزش یک کامنت همیشه با امتیاز، لایک یا جایگاهش تعیین نمیشه.

    درسته که بعضی کامنت‌های با امتیاز بالا می‌ تونن شفاف، قوی و الهام‌بخش باشن، اما این به اون معنا نیست که حقیقت فقط اونجاست.

    بارها دیدم که کامنت‌هایی با امتیاز کم، یا حتی دیده‌نشده،

    حاوی حرف‌هایی عمیق، صادقانه و کمک‌کننده است ؛

    حرف‌هایی که شاید فقط برای کسی نوشته شده‌ که «در همون فرکانس» قرار داره.

    من کامنت‌ها را سعی میکنم با حضور بخونم ،

    و اجازه می‌دم هر کدام، اگر حرفی برای من داره،خودش را به من نشان بده و اون رو حس کنم.

    چون واقعا گاهی عمیق ترین کمک‌ها

    در ساده‌ترین و کم‌صدا‌ترین جمله‌ها پنهان شده‌….

    واقعیت اینه که همه‌ی کامنت‌ها دونه‌ به دونه ارزش دارن.

    هر کسی که وقت می‌ذاره و کامنت می‌نویسه،

    یه تیکه آگاهی، یه تجربه ، یا یه تلنگر کوچیک رو با بقیه شریک می‌شه.

    گاهی اون دونه‌ی آگاهی از یه کامنت پرامتیاز میاد،

    گاهی هم از یه کامنت بی‌سروصدا.

    « مهم اینه که بخونیم.»

    مسیر نادرست :

    گاهی آدم با نیت خوب، در مسیر نادرست قدم می‌زاره.

    راستش وقتی شما از «مسیر نادرست» حرف زدید، دقیقاً یاد خودم افتادم.

    چون مسیر آشنایی من با شما هم یه کم عجیب بود.البته قبلا در کامنتی اشاره کرده بودم .

    من اول صدای شما رو توی تلگرام شنیدم.

    راستش یکی از مهم‌ترین چیزایی که منو سمت سایت و کارای شما کشوند، صداتون بود.

    یه صدای آروم، دلنشین،صدایی که وقتی گوش می‌کنی ، نه گوش‌خراشه ، نه خسته‌کننده، آدم دلش می‌خواد گوش بده.

    پیامی که می‌دید و حرفایی که می‌زنید ، خیلی واضحه.

    من خودم پادکست و دوره زیاد گوش دادم، خیلی وقتا بعدش ذهنم درگیر میشد که :

    « الان دقیقاً چی می‌خواست بگه؟»

    ولی تو صحبت‌های شما این‌طوری نیست.

    جمله‌ها روشنه، نیازی به فکر کردنِ اضافه و تحلیل پیچیده نداره، حرف ، مستقیم می‌شینه تو دل آدم .

    و قشنگ منظور شما رو میگیرم .

    این وضوح، این آرامش، و این صادقانه حرف زدن

    چیزیه که من واقعاً تو شما دوست دارم .

    بقیه ماجرا :

    تو همون کانال گفتن اگه فلان دوره رو می‌خواید، پول رو واریز کنید. منم واریز کردم ، با این‌ که کارت به اسم خودتون نبود.‌ با خودم گفتم شاید ادمینه، پشتیبانیه… خلاصه اعتماد کردم و دوره رو گوش دادم.

    یه مدت بعد، اتفاقی یکی از دوستام گفت:

    «فکر کنم این کانال اصلاً مال استاد عباس منش نیست.»

    همون‌جا یه شک افتاد به دلم. شروع کردم گشتن، سرچ کردن، تا این‌که وارد سایت خودتون شدم و دیدم این‌جا فضا فرق داره، این‌جا خودتون حضور دارید.

    تو سایت، توی کامنت‌ها ، کامنت یکی از دوستان رو خوندم که نوشته بود:

    «من قبلاً دوره‌ها رو از مسیر نادرست می‌رفتم و نتیجه نمی‌گرفتم. وقتی تصمیم گرفتم مسیر درست رو برم،

    کم‌کم اتفاقای خوب افتاد.»

    اون کامنت دقیقاً تلنگر من بود.

    با خودم گفتم شاید منم فقط مسیر رو اشتباه رفتم.

    همون‌جا تصمیم گرفتم دیگه سمت اون کانال نرم و کنسلش کردم.

    اومدم تو سایت شما و شروع کردم فایل‌های رایگان رو گوش دادن. باورم نمی‌شد فایل های رایگان این‌همه آگاهی، این‌همه عشق ، این‌همه فهم داشته باشه.

    درسته که هنوز نتونستم محصولات شما رو بخرم،

    ولی با همین فایل‌های رایگان حس می‌کنم بهتر شدم،

    آروم‌تر شدم، آگاه‌تر شدم.

    به جرأت می‌گم این فایل‌ها هدیه ، هدیه‌هایی ارزشمند هستن .

    که خیلی‌ها حاضر نیستن بزارن برای استفاده و فقط به قول خودتون یه چیز کوچیک می‌ذارن برای تبلیغ.

    « من خدا رو شکر می‌کنم

    که هدایت شدم

    و رسیدم به مسیر درست،

    و الان اینجا با شما و دوستان هستم .»

    طبق صحبت شما :

    تنها راه گذر از ثروت، رسیدن به ثروته.

    تنها راه عبور از هر چیزی ، اینِ که واقعاً بهش برسیم،

    و اینکه ثروت باید به ما خدمت کنه، نه این‌که ما به خدمت ثروت دربیایم.

    اگه قرار باشه آرامش‌مون رو بدیم ، خودمون رو گم کنیم،

    یا اسیر عدد و مقایسه بشیم، اون دیگه مسیر درست نیست.

    مسیر درست اون‌جاست که‌‌ ما جلو می‌ریم، رشد می‌کنیم،

    و ثروت هم‌ میاد ( قانون تکامل )

    کنترل هزینه :

    یکی از حرفایی که خیلی به دلم نشست و واقعاً درکش کردم ، بحث کنترل هزینه بود. من خودم قبلاً اصلاً کنترلی روی خرج‌هام نداشتم ، حتی خیلی وقتا خرج‌هام از درآمدم هم بیشتر بود.

    یه مدت هم توسط کسی با سایتی آشنا شدم و وارد خرید قسطی شدم .

    ولی خداروشکر الان دیگه خرید قسطی نمی‌کنم. به خودم می‌گم‌ اگه واقعاً لازم داری ، براش برنامه‌ریزی کن و نقدی بخر .

    خیلی بیشتر حواسم به خرج‌ هامه. وقتی می‌خوام چیزی بخرم، اول از خودم می‌پرسم:

    «نیازه یا فقط هوسه؟ اولویته یا نه؟»

    و بابت این تغییر کوچیک واقعاً خدا رو شکر می‌کنم.

    چون همین کنترل ساده‌ حس آرامش و اختیار رو بهم داده .

    استاد واقعاً تشکرِ زبانی برای این همه لطف و آگاهی کمه.

    آموزه‌ها و آگاهی‌هایی که شما می‌دید واقعاً یه دنیا ارزش داره.

    از خودتون صمیمانه ممنونم

    و همین‌طور از عزیز دلتون ،

    که این مسیر سبز و قشنگ رو فراهم کردید تا ما وارد این فضا بشیم و کنار شما این‌ همه آگاهی کشف کنیم.

    قدردان‌تون هستم.

    سپاسگزارم ، سپاسگزارم ، سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    زهره ممتاز گفته:
    مدت عضویت: 2378 روز

    به نام خدا

    سلام استاد نازنین مریم جان و دوستان همراه

    استاد عزیز امروز گام 21 از پروژه خانه تکانی را دارم گوش میدم و این فایل برام تلنگری بود که دارم از مسیر منحرف میشم و خودمو جمع کردم و همچنین جوابی به سوالی که توی ذهنم اومده بود

    این دوتا کلمه کلیدی بود، برای چراغ های ذهنم

    ذهن فقیر و باور به کمبود که بار ها هم از حرف های شما شنیدم و تا اینجا قسمتی جدید از افکارم را باهاش ساختم اینبار دوباره یاداوری عمیقی کرد و جواب سؤال‌هایی بود که چند وقت یکبار دوباره به صورت ریز و درشت میاد و توی افکار آدم میپیچه

    احساس میکنم افکارم شبیه دریاچه ای است که سطح آب اون را خزه و گیاهان میپوشونند که در اصل افکار و سوالات در هم ریخته و گاهی منفی هستند و هر بار که من روی خودم کار میکنم همه این ها را از سطح آب تمیز میکنم ولی اونها به رشدشون ادامه میدم و منم قطعا باید به تلاشم ادامه بدم

    استاد این جمله ای که گفتید پاشنه آشیل است فلان فکر است و هیچ وقت خوب نمیشه ‌ و همیشه باید حواسمون بهش باشه

    اول برام جمله ترسناک و سنگینی بود اما از اونجایی که به خودم یاد دادم هر موقع هر کلام و حرف شما برام سنگین و ترسناک است یعنی من در مقابلش مقاومت دارم و این قدر دوباره گوش میدم و بهش فکر میکنم تا درست درکش کنم و اغلب موفق میشم اونهایی هم که نمیتونم رها میکنم و میدونم دوباره به موقع بهش میرسم و درک میکنم شاید الان فاصله فرکانسی زیادی دارم و این آموزشی که قطعا جای بهتر شدن را داره از وقتی به خودم دادم ‌عمل میکنم خیلی حس خوبی دریافت میکنم به جای عجله و سرزنش و خود خوری خودم

    و این بار متوجه شدم که من باید خیلی مراقب این طرز فکرم باشم و مرتب بهش سر بزنم و هرسش کنم به جای اینکه رها کنم و بگم یک بار درستش کردم

    وای استاد اونجایی که گفتید پول مثل یخ آب می‌شد اینم معرکه ای به پا کرد در وجودم چون منم همیشه با خودم میگفتم منم که از فلان موقع کار میکردم و درآمدم که به پول اون موقع اینقدر بود و زباد هم بود پس چرا هیچ وقت کاری نکردم باهاشون ،چرا چیزیش نمیموند الان میفهمم ذهن فقیر ، باور کمبود ، ‌عدم احساس لیاقت منو خفه کرده بود اون زمان و خودم خبر نداشتم و خداراشکر بازم از شما یاد گرفتم که جای افسوس نیست و اونم قسمتی از زندگی بوده و الان همچنان فرصت ها ادامه دارند و من آگاه شدم و ادامه میدم به مسیر آگاهی و خودسازی

    جمله کلیدی :ثروت میزان پول نیست بلکه نوع تفکر است

    استاد جان هر موضوعی که شما در این فایل در موردش صحبت کردین کلی آگاهی و درس داره

    و من امروز متوجه تغییر های که طی این چند سال از در کنار شما بودن و و میزان تلاشی که به کار گرفتم شدم و خوشحالم

    خیلی سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    نونا خواجه حسنی گفته:
    مدت عضویت: 2081 روز

    سلام و درود با استاد نازنین و خانم شایسته عزیز و دوستان هم فرکانسی من.

    خدای من پروردگار من فقط تورو مپرستم ،فقط به تو تکیه میکنم ، فقط روی تو حساب باز میکنم و فقط به تو توکل میکنم خدایا چقدر زیباست این مسیری که که بهم آگاهی دادی تلاش کنم بنده خوبتری باشم و کمتر شرک بورزم. خدایا واقعا ازت سپاسگزارم که منو به راه درست هدایت میکنی منو توی مسیری قرار دادی که واقعا دارم لذت میبرم . خدایا خودت منو به مسیری که پر از نعمت و فراوانیه هدایت کن ،ازت سپاسگزارم.

    خیلی خوشحالم ، خیلی به خودم افتخار میکنم و خیلی از خداوند سپاسگزارم که منو جوری هدایت کرده که، امروز بیست و دومین روزی باشه که من متعهدم و پایبندم به تعهدی که دادم و آروم آروم دارم جلومیرم و این باعث شده مسیر برای من فوق العاده لذت بخش بشه.

    خدایا ازینکه اینقدر احساسم خوبه نتایجم عالیه واقعا از صمیم قلبم ازت سپاسگزارم.

    درک من و نکات بیست و دومین گام ازین پروژه:

    چجوری جذب مالی داشته باشیم؟؟

    استاد با این سوال فایل رو شروع کردن و پاسخ دادن جواب به این سوال یک جمله نیست شما با یک روند تغییر باوری رو پیش رو دارید اگر بخواید به ثروت برسید.

    در اصل ذهن هرکدوم از ما بخاطر شرایطی که تا الان داشتیم پر شده از باور های مخرب و محدودکننده و به همین دلیله که ما به خواسته هایی که داریم نمیرسیم و در ومسیرش قرار نمیگیریم. پس اگر خواسته ای داریم که میخوایم بهش برسیم باید این باور ها و افکار رو تغییر بدیم، تغییر باور ها کار یکی دو روز نیست و باید براش زمان بذاریم و تکاملشو طی کنیم و مدام تمرین کنیم وقت بذاریم روی آموزه های این فایل ها کار کنیم کامن بذاریم کامنت بخونیم الگو هارو پیداکنیمو… در اصل باید با دلایل کاملا منطقی گه به ذهنمون میدیدم و اینقدر تکرارش میکنیم که باور هامونو عوض کنیم و در نهایت نتایجمونو عوض کنیم.

    ما از مسیر نادرست به هیچ چیزی و به هیچ جایی نمیرسیم. شاید در ظاهر به پول برسیم

    ( البته هیچ وقت پولدار شدن یا بودن دلیل بر در مسیر درست قرار داشتن اون طرف نیست) اما اون پول همش استرس و نگرانی میاره و همیشه احتمال از دست دادنش هست در واقع توی اون مسیر هیچ وقت آرامش نیست ، خوشبختی واقعی نیست نمیتونی از نزدیکی به خداوند لذت ببری و…

    مهم نیست چقدر پول داشته باشی با بتونی پول بسازی،

    وقتی که ذهنت فقیر باشه، پر از باور های مخرب و محدودکننده باشه، پولت استفاده نمیشه و میگنده، پولت آب میره و ارزشش کم و کمتر میشه یا خرج مواردی میشه که یهویی برات پیش میاد خرج ناخواسته هات میشه با پولت کیف نمیکنی لذت نمیبری و ازش استفاده درست نمیکنی.

    با ذهن فقیر هرچی که بخری ارزون میشه و هرچی که بفروشی گرون میشه.

    در مورد صحبت هایی که استاد کردن راجع به ساده زیستی و اینا من خالم با فایل های استاد آشناست و همیشه میومد به من میگفت که استاد گفته باید ببخشی ، استاد گفته من خیلی چیزارو نمیخرم و شعاف و فلان.

    بعد خب من همیشه میگفتم من باید داشته باشم تا ببخشم دیگه نه؟! منه کور نمیتونم دست یه کور دیگه رو بگیرم که . یا مثلا من اول باید به ارزوهام برسم به اون نعمت هایی که میخوام برسم و ازشون سیر بشم و بعد برام مهم نباشن، تا نرسم بهشون مگه میتونم بگذرم ازشون؟

    و امروزم استاد دقیقا همین صحبت رو کردن که اول به خواسته هاتون برسید سیر که شدید خودتونو سبک کنید

    سک نکته هم گفتن که ثروت باید درخدمت شما باشه نه شما در خدمت ثروت، حرف مردم و نگاهشون در باره شما اصلا مهم نباشه و استاد قطعا وقتی به اون نقطه برسیم باور دارم که خداوند مارو هدایت میکنه که به بهترین شکل و دلخواه ترین حالت ممکن زندگی کنیم و در کسیر درست پابرجا بمونیم.

    خدایا ازت سپاسگزاریم بابت این بستری که برای کسایی که توی فرکانسش هستن به دست استاد فراهم کردی و هدایتمون کردی به اینجا من واقعا خوشحال و سپاسگزارم.

    یک چیزی هم که دوست دارم بگم من کاری به نتایج بقیه ندارم نمیدونم نتایجشونو یا چقدر روس خودشون کار کردن و اینا یعنی اصلا نمیخوام مقایسه کنم اما برای من نتایج این بوده که با تکرار مداوم قوانین توی ذهنم شاید یه جاهایی یادم بره توی روزمره خودم استفاده کنم ازشون اما به محض اینکه دیگران رو میبینم باهاشون معاشرت میکنم توی حرفاشون به دنبال این قوانین هستم که کجا ها رعایت کردن و کجاها رعایت نکردن و نتایجشون چی بوده .بسیار راضیم ازین پیشرفت ازین قدم های اهسته و وپیوسته و سپاسگزارم.

    لطفا اگر ایده ای دارید راجع به اینکه چجوری قوانین رو تونستین وارد زندگی روزمره تون بکنید با استمرار بیشتر که چه تمرین یا کاریو انجام دادید که فراموشیتون کمتر بشه برای منم بنویسید ممنونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    امیرحسین سالمی گفته:
    مدت عضویت: 1488 روز

    سلام خدمت استاد و دوستان عزیزم

    چند نکته جالب بود که دوست داشتم در موردشون صحبت کنم

    یکی از این ها این بود که من خداروشکر به لطف خدا نزدیک چهار ساله که من هدایت شدم به این سایت فوق العاده و شاید بگم تو این چند سال که عضو سایت بودم تعداد کامنت هام از تعداد انگشتان دست بالاتر نرفته بود ولی امروز فقط امروز سه چهار تا یا فکر کنم بیشتر کامنت روی محصولات و فایل های رایگان گذاشتم و دلیل این پیشرفت هم یکی خریدن لپ تاپ و علاقه ام به تایپ کردن با کیبورد هست و یکی تعهدم به پیشرفت کردن و یکی هم کار کردن دوباره و دقیق تر روی دوره عزت نفس هست برای بالاتر رفتن اعتماد به نفسم ….

    یکی دیگ از نکات جالب این بود که استاد در اول فایل گفتن که فایل هارو کامنت هارو بخورید و وقتی فایل تموم شد و داشتم کامنت های بچه هارو میخوندم دیدم که یکی از بچه ها تمام صحبت های استاد توی فایل رو تایپ کردن و برام جالب بود و بهتر درک کردم این حرف فایل هارو بخورید استاد رو ….

    در مورد صحبت های استاد یه فایلی دارن رایگان به نام تنها راه گذر از ثروت تجربه ثروت هست و خیلی کامل تر به این حرف سیر شدن از پول رو توضیح دادن و نکته خوبی هم هست در کل این که ما تا وقتی که رویاهایی که در ذهن داریم و کار هایی که دوست داریم انجام بدیم و چیز هایی که دوست داریم بخریم رو انجام ندیم و نخریم نمیتونیم به زندگی ساده و بدون شواف که استاد میگن رو درست درک و عملی کنیم …

    در مورد بحثی که استاد گفتن با پول دزدی ادم به جایی نمیرسه یا اگ هم برسه اخرش زمین میخوره یک نمونه و داستان خیلی نزدیک به این حرف رو همین چند وقت پیش در اطرافم اتفاق افتاد ولی چون دوست ندارم بهش توجه کنم ترجیح میدم توضیحش ندم …

    خدایا شکرت بخاطر این اگاهی هایی که هر روز بهتر درک میکنم و بیشتر میبینم

    خدایا شکرت برای امکان پذیر بودن تحقق خواسته هامون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    وحید ولاشجردی گفته:
    مدت عضویت: 1605 روز

    به نام خدا

    سلام‌استاد خدمت استاد عزیز

    در مورد شکل گرفتن نتایج

    هیچ راه میانبری وجود نداره ما باید یک روند تغییر باور رو شروع کنیم و هر بار با بهتر شدن باورها نتایج بهتر میشن

    با یه جمله یه کلمه یا یه وردچیزی عوض نمیشه

    مسیر تغییر باور ها و بهتر کردن اونا باید طی بشه هرچی به سمت باورهای مثبت نزدیک بشیم نتایح هم بزرگتر میشه

    برای رسیدن به موفقیت باید از راه درستش بریم تو هر زمینه ای تو اموزش باید بهاشو بدیم و طرف رضایت داشته باشه

    تو کسب و کار باید بهترین عملکرد خودمون داشته باشیم تا طرف راضی باشه از کیفیت کار یا خدمات

    تو مسیر رشد و پیشرفت باید اولا که عمل کنیم تعهد داشته باشبم و قدم برداریم و با ساختن باورهای پولساز پول هم به سمت ما میاد

    و در ثانی باید قوانین پول و استفاده از اون رو یاد بگیریم به قول شما پول نباید به ما سیخ بزنه هزیته ها باید هزینه های مطقی و لازم باشه صرفانه اینکه مول هست بریم بخریم

    چیزی که من خودم تازگی فهمیدم این باور اشتباه رو دارم در صورتی اصلا نمیدونستم این ایراددرونم هست با پول باید دوست باشیم و بتونیم پیش خودمون نگهداریم

    با ساخت باور فراوانی ن عدم ترس از اینده میتونیم از پولمون لذت ببریم و استفاده کنیم

    وقتی که به یه حدی از ثروت برسیم میتونیم از بعضی چیزا بگذریم مثل شما که از فلان گاشین گذشتی از فلان خونه و …ما باید برسیم به یه سری چیزا تا بگذریم‌ازشون باید پر شیم از اونا باید داشته باشبم تا ببینیم که چندتا ماشین داشتن لذت نداره چندتا خونه و …نباید خواسته هامون در حد حصرت و ارزو بمونه باید برسیم تا بتونیم بگذریم

    به قول معروف درخت هرچی پربارتر افتاده تر وقتی ما به معنی واقعی برسیم و پر شیم دیگه دنبال شواف نیستیم دیگه نمیخوایم چشم بقیه رو دربیاریم که ما داریم

    اگه داریم برای خودمون داریم و برای کسی مهم نیست پس تمرکز و حواسمون به زندگی خودمون باشه تا بقیه و اینکه بخوایم چشمون رو پر کنیم با داشته هامون

    و مهمترین پاشنه اشیل من هم مثل شما باور کمبود ترس از اینده و اینکه نکنه دیگه نیاد هستش که زمان میبره ولی کم کم باید با باور فراوونی بهترش کنم

    ممتون سید عزیز

    خدارو شکر بابت هر بار اگاهیی های خوبی که اینجا به دست میارم 🫡

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1925 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت

    گام 22 :فرایند تغییر باورها،

    سوال میپرسن چه جوری جذب مالی داشته باشیم

    اینا اینجوری نیست که من یه جمله بگم جواب بگیرید

    اینه که یک روند تغییر باور رو باید شروع کنید

    به خاطر همین تو سایتمون میگم برید و شروع کنید به خوردن فایل‌ها

    نه فقط گوش دادنش

    بخورید فایل‌ها رو انجام بدید تعهد بدید بارها و بارها گوش کنید در موردش بنویسید تو قسمت کامنت‌ها فعال باشید کامنت‌های بقیه بچه‌ها رو بخونید،

    باز یه نکته‌ای رو من بگم توی دوره روانشناسی ثروت 1 جلسه دومش من یه تمرینی دادم در مورد اینکه بیایید الگوهای مناسب پیدا کنید در مورد باورهایی که به ما کمک می‌کنه

    مثلاً یه سری باورهای محدود کننده هست ذهن فقیری داره که من چون سنم زیاده نمی‌تونم پول بسازم

    یا چون سنم کمه نمی‌تونم

    یا چون زنم یا چون تو ایرانم یا چون تو محله فقیرم چون بابام آدم فقیری بوده یا چون قیافم زشته یا چون سرمایه اولیه ندارم یا چون پارتی ندارم

    بیایید الگوهایی رو پیدا کنید که ثابت می‌کنه اینا همش بهونه است و افرادی بودن که مثلاً برخلاف این توقعاتی که مردم دارن به نتایج خیلی خوبی از لحاظ مالی رسیدن هزار کامنت توی جلسه دوم روانشناسی ثروت یک بچه‌ها در مورد الگوها نوشتن که من همون موقع که می‌خوندم می‌گفتم یکی فقط بشینه این کامنت‌ها رو بخوره

    یعنی بشینه فقط این‌ها رو بارها و بارها بخونه اصلاً شکل فکر کردن مغزش در مورد اینکه من چون زنم نمی‌تونم یا چون سنم کمه نمی‌شه یا چون سنم زیاده نمی‌شه یا چون سرمایه اولیه ندارم نمی‌شه

    چون تحصیلات ندارم نمیشه

    اصلاً مغزش فکرش عوض میشه

    به خاطر اینکه این همه الگو بچه‌ها آوردن توی جلسه دوم روانشناسی ثروت 1 که این نتایج رو گرفتن بدون هیچ کدوم از اون چیزایی که شما می‌گید باید باشه برای موفقیت،

    یعنی این باورها اینجوری تغییر می‌کنه،

    این کارهایی که من انجام دادم و بچه‌ها هم دارن تو دوره‌ها انجام میدن،

    چند ده هزار پیج به اسم من باز شده هیچکدوم مال من نیست هیچ کدوم هم رضایت ندارم و فقط محصولات توی سایت فروخته میشه

    هر کسی به هر طریقی از هر جای دیگه‌ای به دستش رسیده من راضی نیستم که استفاده کنه می‌تونه بیاد از فایل‌های رایگان استفاده کنه از اون‌ها نتیجه بگیره با وجدان درست با خیال راحت تو مسیر درست بره،

    اتفاقاً یه مجموعه برنامه‌ای هست به نام امریکن گرید یا طمع آمریکایی چند تا از قسمت‌هاش رو دیدم اگر دوست داشتید برید ببینید از اینکه قانون داره واضح خودش رو نشون میده

    آدم‌هایی رو نشون میده که با دروغ و با کلک و با مسیر نامناسب به پول‌های خیلی زیادی رسیدن

    یکی از معروف‌ترین‌هاشونم همین ترفند پونزی بود که توی آمریکا به حد اعلا رسوند، داستان افرادی رو میگه که از مسیر نادرست حرکت کردن با دروغ با دزدی با کلاهبرداری با مسیر نادرست به هر شکل و اینا به پول‌های خیلی زیادی رسیدن توی برهه‌ای از زندگیشون

    مید آف دیگه ترکونده بودن در حد 500 میلیون دلار یا بیلیون دلار پول داشتن

    قایق تفریحی کشتی فلان خونه 500 اتاق خوابه ماشین فراری توی برهه‌ای بود

    و بعد گند قضیه دراومد

    بعد اینا یا زندان رفتن یا توسط اون افرادی که قربانی شده بودن کشته شدن

    خلاصه نتیجه‌شون رو هم گفتن

    این مید آف خیلی داستانش جالبه به خاطر اینکه تو زندان مرد

    یعنی این مسیر نادرست رو رفت اینقدر هم اعتبار و شهرت در حدی که شده بود پروردگار وال استریت یا مزدک

    می‌گفتن کلی کار انجام داده کلی معروف شده بود ولی بعدش اینجوری شد که نه تنها همه داراییش رو در حدی که بازم اگر مستندش رو ببینید شورت‌هاش رو هم فروختن

    یعنی اومدن برای مالباخته‌ها برای اینکه پول مالباخته‌ها رو بدن اومدن گفتن تمام داراییش رو خونه‌ها ماشین ساعت زندگی هرچی که داره بفروشیم که پول کنیم بدیم به مالباخته‌ها

    شورت‌هاش رو هم داشتن می‌فروختن

    در این حد

    چند وقت پیش هم فوت کرد

    بعدش پسرش هم خودکشی کرد

    خیلی داستان عبرت آموزی هست

    مسیر نادرست شاید دو روز پول به شما بده فکر کنی الان چه خبره،

    فکر نکنید پول داشتن نشون میده که شما مسیرت درست بوده

    خیلی از کلاهبردارهای تاریخ خیلی پول‌های خیلی گنده‌تری از این حرف‌ها داشتن

    ولی آخرش با بدبختی رفتن زندان یا اعدام شدن یا تیربارون شدن یا توسط گروه‌های رقیب کشته شدن یا توسط مالباخته‌ها کشته شدن،

    خلاصه مسیر نادرست کسی که می‌خواد آموزش‌هایی رو ببینه و زندگیش عوض بشه اگر بره سراغ دزدی اصلاً همون اول داره بنیان رو کج می‌ذاره،

    توی زندگی خودم دیدم ذهن فقیر چه جوری عمل می‌کنه

    مهم نیست شما چقدر پول دارید یا چقدر پول در میاری یا می‌سازی

    یه چیز دیگه‌ای مهمه

    من درآمدم نسبت به بچه‌های همسنم خوب بود نسبت به کل فک و فامیل درآمدم بالاتر بود ولی این ذهن فقیره باعث می‌شد اون درآمد بالا نمی‌دونم چی می‌شد

    یعنی بعداً به این مسائل فکر کردم یعنی اون گذشته‌ای که داشتم خیلی به من کمک کرد که بهتر بتونم رمزگشایی کنم که چی میشه که آدم از لحاظ مالی پیشرفت می‌کنه

    چی میشه که از لحاظ مالی پیشرفت نمی‌کنه یعنی اون درآمد بالا به خاطر ذهنِ فقیرِ من که همیشه نگران آینده بودم

    یا مثلاً همیشه باور کمبود داشتم اون باور کمبوده داشت کارو انجام می‌داد

    با اینکه من پول می‌ساختم از اون پول استفاده نمی‌شد

    با اینکه من همیشه جیب‌هام پر از پول بود حتی اینم بگم آرزو به دل بودم که یه دونه همبرگر بخورم شاید باورتون نشه من یه دونه همبرگر نخوردم با اینکه اینقدر پول داشتم و فلافل می‌خوردم با دو تا نون اضافه به خاطر اینکه می‌گفتم ارزون‌تر بشه

    یعنی می‌خوام بگم که ذهن فقیر اینجوریه، هنوز هم مشکل دارم توی این قضیه

    اینا پاشنه‌های آشیلیه که به این راحتی برطرف نمی‌شه

    یعنی اون نگاه کمبود باعث می‌شد من از اون پول‌ها استفاده نکنم

    درسته خیلی بهتر شدم ولی وقتی در مورد پاشنه آشیل صحبت می‌کنیم در مورد چیزی صحبت می‌کنم که هیچ وقت حل نمی‌شه می‌تونه بهتر بشه ولی همیشه اون زیر هست و باید حواست بهش باشه

    به خاطر همین من از بچگی پول داشتم و استفاده نمی‌کردم و اون پول‌ها به یه طریقی از بین می‌رفت،

    خیلی از بچه‌ها میگن چه جوریه ما هرچی می‌خریم ارزون میشه هرچی می‌فروشیم گرون میشه

    ما هر وقت می‌خریم سهم می‌خریم طلا می‌خریم دلار می‌خریم موقعی که ما می‌خریم بعدش ارزون می‌شه

    ما گرون خریدیم بعدش ارزون میشه،

    وقتی که می‌فروشیم یهویی قیمتش میشه 4 برابر

    چقدر این جمله براتون آشناست

    این جمله نشون میده که ذهن فقیری دارید، منم همینجوری بودم یعنی موضوع پول نداشتنه نبود

    موضوع اینه که پول استفاده نمی‌شد

    یا اگر استفاده می‌شد تو این مسیرها خرج می‌شد

    یعنی آب می‌رفت و من همون همبرگر هم تو رویاهام مونده بود

    من به خاطر شرایطی که توش بزرگ شده بودم یاد گرفته بودم که پول بسازم

    ولی راه استفاده کردن از اون پول و لذت بردن از پول رو بلد نبودم

    بعدش که با قوانین ثروت آشنا شدم اومدم اصلاً ذهنم را تغییر دادم

    یعنی همون موقع هم که اومدم تهران کار کردیم ما از لحاظ درآمدی درآمدمون خیلی خوب بود

    بازم می‌رسیم به پول آب رفتن

    نه اینکه درآمد نداشته باشیم

    درآمدمون خیلی خوب بود

    ولی به دلیل باورهای نادرست و بحث شراکت هزینه‌ها اینقدر رفته بود بالا بعد من نشستم همه این‌ها رو گذاشتم بغل همدیگه فکر کردم اصلاح کردم باورهام رو فهمیدم کجا ایراد دارم

    مخصوصاً تو بحث باور فراوانی تو بحث ارتباط بین پول و خدا

    همون چیزهایی که توی دوره روانشناسی 1 و 2 و 3 گفتیم

    بعد اومدم تغییر دادم بعد دیگه هم ورودی خیلی رفت بالا با سرعت بالاتری رفت بالا همین که سعی کردم یه ذره بیشتر استفاده کنم

    ولی اینکه از پول‌ها استفاده کنم یا مثلاً خیلی خرج کنم هنوزم آدم خراجی نیستم، یعنی هنوزم اگه یه چیزی ببینم که خودم دارمش نمیرم یه دونه دیگه ازش بخرم

    شاید اگر لباس رو ببینم خوشم بیاد برم بگیرم

    نه اینکه حالا برم خرج‌های الکی بکنم،

    الانم هنوز من هزینه‌هام بالا نیست

    یعنی من از اون آدم‌هایی هستم که آدم پرهزینه‌ای نیستم که بگیم هزینه‌هام بالاست اگر درآمد نداشته باشم چه بلایی سرم میاد نه هزینه‌هام کاملاً منطقیه و حتی خیلی شاید پایین باشه و درآمد رفت بالا

    یعنی من اومدم روی این بحث کار کردم ولی هر چقدر درآمد رفت بالا سعی کردم اون چیزایی که دوست داشتم تهیه کنم

    اون چیزی که نیاز بود تهیه کنم نه اینکه حالا بیام شعاف کنم

    حالا بیام ساعت رولکس دست کنم الماس بزارم توش بگم من رولکس دارم

    یا مثلاً یه ماشین لامبورگینی بخرم که به بقیه بگم من سوار لامبورگینی هستم،

    من دو برابر پول لامبورگینی دادم یه آروی خریدم آروی هم کسی تو خیابون نمی‌بینه افتاده گوشه خونه

    وقتی میریم مسافرت ازش استفاده می‌کنیم دو برابر پول لامبورگینی هست

    برای اینکه استفاده می‌شد گرفتم

    نه برای اینکه شوآف کنم،

    یه مارجین خیلی زیادی بین ورودی درآمدم از وقتی روی باورهام کار می‌کردم بین ورودی ثروت تو زندگی منه و خروجی،

    یعنی اینجوری نیست که هرچی بیاد همون بره یا مثلاً هرچی بیاد دیگه باید یه درصد قابل توجهی از اون خرج بشه و هزینه بشه، نه یه مارجین خیلی خیلی زیاد نسبت به آنچه ورودی وارد زندگی من میشه از لحاظ مالی و آنچه که من خرج می‌کنم و من خیلی راضیم

    چون اون چیزی که می‌خوام رو دارم

    سر خودم رو هم شلوغ نکردم

    یعنی می‌خوام بگم هر چقدر هم بیشتر گذشت دیدم به یه سری چیزها احتیاجی ندارم

    یه سری چیزها رو خریدم فکر کردم نیاز دارم بهش

    یا مثلاً بنز دلیلش این بود که دوست داشتم جزئ آرزوهام بود ولی بعد الان نگاه می‌کنم تازه داره تمرکز منو می‌گیره باید مواظبش هم باشم

    هرچی بیشتر می‌گذره هی ساده‌تر می‌شه انگار زندگی

    هی دارم به سمت سادگی بیشتری میرم

    هر چقدر که بیشتر از لحاظ مالی شرایطم بهتر میشه هی بیشتر از لحاظ زندگی دوست دارم زندگیم ساده‌تر باشه و خوشحالم از این بابت

    یعنی احساس می‌کنم من بنده پول نمی‌شم بیام یه عالمه ماشینو تجهیزات و اینا رو بگیرم بعد من بشم یک حمالی که بیام این‌ها رو روی دوشم بذارم که هر بار اینو درست کنم هر بار اونو سرویس کنم

    هر بار اینو فلان کنم مواظبشون باشم

    یعنی دیدم که من باید کسی باشم که برم مواظب ملک‌ها باشم

    اگر قرار باشه ثروت به من خدمت کنه نه اینکه من به ثروت خدمت کنم

    یعنی با این تفکر دارم هی زندگیم رو ساده‌تر می‌کنم

    البته شاید نیاز بوده که این مسیر رو برم و سیر بشم و بعد بیام سراغ این

    یعنی نمی‌خوام بگم که این مسیر قبلی مسیر اشتباهی بوده

    یعنی اگر سیر نمی‌شدم یا اگر این همه خونه نداشتم توی آمریکا یا توی ایران اگر مثلاً این همه ماشین نداشتم شاید حالا فکر می‌کردم اگر هر روز سوار یه ماشین بشی چه اتفاق جالبی میفته،

    یعنی می‌خوام بگم که اون زندگی گذشته من باعث شد یه سری چیزها رو بخوام تجربه کنم

    اگر اینا نبود این اتفاقه نمی‌افتاد

    یعنی باید همه این‌ها رو در نظر بگیرید نمی‌خوام بگم که ساده زیستی خوبه و بیخیال ثروت بشید یا بیخیال داشتن این نعمت‌ها بشید

    من باید به اون‌ها می‌رسیدم و بعد ازشون سیر می‌شدم

    ولی خب آدم خوبه که سیر بشه

    آدم خوبه که بفهمه که این نباشه که به خاطر اینکه مردم فکر کنن من وضعم خوبه این ماشین رو نگه دارم

    به خاطر اینکه مردم فکر کنن من وضعم خوبه این رستوران‌ها رو برم،

    نه آدم بهتره که اعتماد به نفسش رو ببره بالا اون چیزی که دوست داره تجربه کنه

    بگذره ازش و هی سبک بارتر بشه هی بارش رو کمتر کنه،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    فرشته hp گفته:
    مدت عضویت: 2731 روز

    به نام خداوند روزی دهنده

    مسیر درست در همه موارد کسب و کار ،زندکی

    به خصوص کسب و کارم تمرکز بزارم روی کارم استمرار داشته باشم خودم رو با کسی مقایسه نکنم برم جلو باورهای مالیم درست کنم نتایج میاد.

    چیزی که خیلی نقطه ضعفیه برای من کارم رو قبول ندارم همین نجوا فرکانس فروش منو پایین میاره

    البته که اهرم فقر قوی وجود داره و منم با پول راحت نبودم سریع خرج میکردم برای بجه هام برای خودمم نه الان بهتر شده آنا بازم هست ضروریات زندگی رو خرج نمی‌کنیم دل دل میکنیم یا بی کیفیت از اون ور چندبرابر خرج دوا درمون میشه یا به صورتی خارج میشه ،این که الان ابن دوره رو نخرم بعدن نمیتونم بخرم ،پول میدم دوره میخرم بعد استفاده هم نمیشه،ذهن آشفته ای هست که نه می‌تونه پول بسازه و همونم نیست میکنه.ان شالله با همت خودم و کار کردن روی باورها درست میشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1178 روز

      به نام خداوند مهربانم سلام به دوست عزیزم فرشته جانم

      مرحبا مرحبا چقدر قشنگ ترمزها و باورهای مخرب‌تر پیدا کردی

      الان که کامنتتو خوندم دیدم من هم دارم ولی کم شده بعضی هاش

      خدا خیرت بده دوستت دارم که کامنتت به من انرژی داد

      خدایا ممنونم برای وجود این نازنین ها

      در پناه‌ خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: