این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/07/abasmanesh-4.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-28 02:21:012024-11-08 04:55:01live | چگونه با قانون آفرینش، خواسته هایم را خلق کنم
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خدمت تمامی عزیزان سایت عباسمنش و استاد عزیزم و مریم جان نازنین
گام 25: سه روزه روی این فایل قفلی زدم و فایل بعدی رو گوش نکردم، سه روزه درگیر اگاهی های این فایل بودم و همش داشتم فکر میکردم و فکر میکردم.
وقتی این فایل رو گوش کردم، دنیا یه قسمتی از زندگی من رو جلوی چشم های من قرار داد که توی اون موضوع باورهای متضاد با اگاهی های این فایل رو داشتم.
دنیا اون موضوع رو برای من قرار داد تا بهم بفهمونه که باید باورهات رو راجب این موضوع عوض کنی.
من اصل کبوتر با کبوتر باز با باز رو درک نکرده بودم و ضربه های رو هم تو زندگیم بخاطر عدم درک این قانون خوردم.
دیروز هم باز تکرار شد.
به دوستی که جهان بخاطر تغییر فرکانس من از من دور کرده بود، زنگ زدم و بخاطر فاصله ای که ازش گرفتم، برخورد خیلی تند و بدی با من داشت.
شوکه شدم،چرا اینجوری کرد؟
هی فکر کردم فکر کردم،سعی کردم ذهنم رو کنترل کنم،سعی کردم از یه زاویه دیگه ای بهش نگاه کنم که احساسم بهتر بشه و توی همین مابین خیلی از خدا کمک گرفتم که خدایا کمکم کن بفهمم چی شد؟چرا اینجوری شد؟کمکم کن اگاهیش رو بفهمم.
شب میخواستم این فایل رو بنویسم که کلام استاد یادم اومد. میگفتن من نمیرم سمت ادم ها برای کسب و کارم، جهان طبق فرکانسم آدم هارو برای من می یاره.
این یه اصل زندگیه، اصل کبوتر با کبوتر باز با باز.
یه دفعه به خودم اومد گفتم لیلااا همینههه این همون نقطه ای که تو درکش نکردی. ادم ها و شرایط طبق فرکانس من توی زندگیم قرار میگیرن، اصلا تقلایی در کار نیست،بدو بدویی در کار نیست برای نگه داشتن ادم ها،برای قرار گرفتن توی فرکانس ادم ها و داشتنشون.
دنیا این جوری عمل نمیکنه،دنیا قانون داره،قانونش هم کبوتر با کبوتر باز با بازه.
قرآن گفته ما شمارو آسان میکنیم برای آسانی ها؟
این آسانی چه جوری به دست می یاد؟؟چه جوری میشه که ادم آسان میشه برای آسانی ها؟؟
زمانی تو آسان میشی برای آسانی ها که قانون و اصول دنیا رو درک کنی،در غیر این صورت وقتی خلاف قانون دنیا حرکت کنی، فقط غصه و ناراحتی نصیبت میشه.
وقتی تو آسان میشی برای آسانی ها یعنی همون جاده جنگلی که استاد عزیز میگن سوت میزنی و حرکت میکنی و از زندگی لذت میبری چرااا چون قانون دنیا رو بلدی.
اگه داری زجر میکشی اگه داری ناراحتی رو تجربه میکنی اگه داری غصه میخوری و توی کمبود هستی،فقط و فقط و فقط بخاطر عدم درک قوانین جهانه. اینارو همه رو به خودم گفتم و مثل یه جرقه و آگاهی بود توی ذهنم.
چقدرررر خداروبخاطر این اگاهی بخاطر این بیدار شدن، شکر کردم.
چقدر این یک ماه که روی فایل خانه تکانی ذهن کار کردم معجزه پشت معجزه اتفاق افتاد و چون فرکانس من تغییر کرده، هیچ کدوم از اون دوست و رفیق ها نیستن و واقعا از ثانیه به ثانیه ی زندگیم راضی ام. توی همین یک ماه، منی که صفر مطلق بودم،تازه به چندجایی هم بدهکار بودم، تونستم کلییییی پول بسازم، توی مسیر علاقه ام قدم برداشتم و به لطف خدا خیلیییییییییی خوب شدم، کارهای درسیم و پایان نامه ام به کمک خدا داره تموم میشه و چقدررر نسبت به قبل مسئولیت پذیر شدم.
بهترین معجزه ی این یک ماه همین اصول و قوانینی بود که به کمک خدا با این دوره درک کردم و واقعااا از گمراهی خدا نجاتم داد.
عکس های اسکرین شات گوشیم رو نگاه کردم. قبل از شروع دوره خانه تکانی ذهن یه جمله ای رو توی اینستا خوشم اومده بود، اسکرین گرفتم(بعد از دوره خانه تکانی ذهن حتی یک بار هم اینستام رو چک نکردم)
جمله هم این بود: ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده…
من واقعااا با تمام وجودم از خدا خواستم که یه راهی جلوی پام بزاره،واقعاااا خسته شده بودم، واقعا گمراه شده بودم و ارتباط با دوستام هم توی این گم شدن و گمراه شدنم، خیلی تاثیرداشت.(چون 6ماه قبل، ارتباطم با دوستام خیلیی بیشتر شده بود و خیلی تایم ها رو پیش هم بودم)
الان خیلی خوشحالم که اطرافم خلوت شده و بیشترین ارتباطم با خانواده ی عزیزمه. تک تک اعضای خانواده ی من فرشته ان و خداروشکر میکنم بخاطرشون.
من خوشبخت ترین ادم روی زمینم که تونستم توی فرکانس دریافت این اگاهی ها باشم و دوره خانه تکانی ذهن رو شروع کنم و اینقدررر احساس های خوب رو تجربه کنم
خیلی از ما به خاطر اینکه راهی برای رسیدن به خواسته مون بلد نیستیم و فکر می کنیم بهش نمی رسیم اصلا خواسته را نداریم
من باید خواسته هایم را برای خودم بنویسم و رسیدن بهش را از خدا بخام مسلماً در ادامه قدم ها به من گفته می شود.
همیشه در خواست اگر اگر واضح باشد قدم های رسیدن به خواسته به ما گفته می شود. به شرطی که با تمام تمرکز به دنبال خواسته مان باشیم
استاد برای اینکه تمام کارشان را در وبسایت ارائه دهند . متعهد شدند ، کلی باور جدید ساختند. و بسیاری مهارت جدید یاد گرفتند و در کارشان بسیار تمر کز کردند. یک شبه هم جواب نگرفتند .
هیچ وقت نبوده که یک دانه را بکاریم و فردا تبدیل به یک درخت شود
من باید باورهایم را درست کنم و از مسیر رسیدن به هدفم لذت ببرم و عشق کنم
حرکت کردن شجاعت می خواهد و ادامه دادن ایمان می خواهد.
مقایسه کردن خودم با دیگران باعث نا امیدی می شود.
باور های بنیادین : جهان همواره طبق قانون کبوتر با کبوتر باز با باز عمل می کند .
من باید سهم خودم را انجام دهم و به خدا بسپارم خدا و جهان جوابگو هستند.
من هر چه بخواهم را می توانم به راحتی و آسانی به دست آورم.
پول لذت نمیاره مسیر درست و لذت بخش پول میاره
من با افکار و باورهای خودم آینده ام را خلق می کنم . بنابراین من باید توجه و تمرکزم را روی باور های خودم بگذارم تا فارغ از اینکه ایران چه آینده ای دارد آینده ی دلخواهم برایم خلق شود.
من باید ذهنم را طوری برنامه ریزی کنم که در هر موضوعی بتوانم الگویی پیدا کنم که در راستای خواسته هایم بتواند به من کمک کند تا پیشرفت کنم.
در قرآن آیاتی که پیامبران دعایی گفته اند و خواسته ای از خدا دارند ، کلمات آخر آن آیه باور آن پیامبر به خداوند است و هرکس به اندازه ی باورش به خدا دریافت می کند.
اصلا اباس تو برای رقص خوب نیس ورقص باهاش زشت میشه سخته ولش بابا
حالا رقص چیه برقصی چی بشه نشستن سنگبن تره تو با لیاقتی بشین سرجات وقارو احترامت حفظ شه این سبک بتزیا چیه منم اشتب شده دلم خوشش اومده
اینا زهنه منه زهن منفی نگر وترسو بهونه اور
این کلی الگوش توی عروسی زهرا جاری عقدم عروسیم
کلن هر لباسی که دارم باهاش یه مشکلی دارم نمیدونم چرا انقد درگیر الکی دارم و
تمرین با خودت دوست باش همینجوری که هستی با خودت با لباست راحت باش و بهش عشق بد لذت ببر تحسین کن رنگو مدلشو به جای کک دراوردن همیشه
بهونه اوردن
برای هر قدمی یا باورهای ترمز اشتبو بردار درستشو الگو شو در بیار
مثلا تو مهمونی دختر خواهر شوهرم لباسش تونیک شومیزی بود یه چی عجیب ولی یه رقصی باهاش میرفت وقتی اینو نشونشدادم رام شد وخودش جم کرد ویکم رفتیم رقصیدیم حال کردیم
مثل همین کامنت کلی سختم بود وهزاران بهونه ولی با عشق انجام شد
در راه خوشبختی وبهبود های کوچک براتون ارزو مندم با عشق شب بخیرررر
سلام و درود به بهترین استاد زندگیم که درس زندگی به من میده درس سعادت و خوشبختی در دنیا و آخرت. سپاسگزارم استاد جان چقدر وجود شما برکته برای زندگی ما.
از خانم شایسته گرامی هم بابت آبدیت فایلهای لایو سپاسگزارم.
فایل بیست و پنجم پروژه خانه تکانی ذهن!
خدایا شکرت بابت هدایت من به این مسیر هر چقدر سپاسگزاری کنم کمه.
این فایل قانون دستیابی به اهداف و خواسته ها رو بیان میکنه.
اول باید خواسته ات رو مشخص کنی. برای اینکه بدونی چی میخوای باید قدم اولو برداری. اصلا و ابدا به چگونگی رسیدن به خواسته کاری نداشته باش. بگو خدایا من اینو میخوام منو هدایتم کن.
باید باورهات رو در مورد اون خواسته درست کنی یعنی باور کنی که میشه و امکان پذیره و شدنیه و میتونی به این خواسته برسی و جواب میده!
بعد باید تمرکز لیزری بذاری روی اون خواسته و هدفت. تمرکز 100٪ و با تمام وجود هر روز به سمتش حرکت کنی. باید شجاعت به خرج بدی و شاخ و برگ های اضافه رو بکنی و فقط روی همون خواسته تمرکز کنی و از مسیر لذت ببری.
مثلا اگر هدفت رشد کسب و کارت هست انقدر توی اون حوزه کاریت تمرکز کنی و کیفیتت رو ببری بالا و حرفه ای بشی که مشتری ها خودشون دنبالت بیان و خودشون برات تبلیغات کنن.
مهاجرت یعنی رفتن به دل ناشناخته ها و شهامت و ایمان میخواد. کسی که مهاجرت میکنه از نقطه امنش میاد بیرون و باور داره که خداوند کمکش میکنه و پاداشش رو میده. مهاجرت یک چالش جدیده که پتانسیل های وجود آدم رو بالقوه میکنه و باعث رشدش میشه! اگر جایی که هستی نمیتونی اون جوری که دلت میخواد زندگی کنی نباید بگی نمیذارن خوب زندگی کنم بلکه زمین خدا پهناوره و تو باید مهاجرت کنی!
مهاجرت هم یک خواسته و هدفه پس فرمول رسیدن به این خواسته هم همون تمرکز بر خواسته و ایجاد باورهای مناسب و حرکت کردن و قدم برداشتن در مسیر این خواسته اس.
مثلا من یک قدم عملی که برای این خواسته در شرایط فعلی میتونم بردارم تقویت زبان انگلیسیم هست و خداروشکر میکنم که این قدم رو برداشتم. دومین ایده ای که میتونم الان اجرا کنم این هست که کم کم کسب و کارم رو به سمت آنلاین شیفت کنم.
کسب و کار آنلاین هم یک هدف و خواسته اس که من باید باورهای مناسب براش بسازم که میشود و برام باور پذیر بشه که میتونم به این خواسته برسم. بعد روی این خواسته با تمام وجودم تمرکز کنم.
چقدر فرمول رسیدن به خواسته ها ساده اس و ما دنبال روشهای پیچیده میگردیم. خدایا شکرت که فرمول اصلی رو مرور کردم. من با همین فرمول تا الان به خواسته هام رسیدم ولی بازم یادم میره. و این مرور کردن فرمول و قانون اصلی باید هر روز تکرار بشه!
25مین گام به گام خانه تکانی 1403/8/10به عشق بی همتاسلام به الله.سلام به استادواعضای مهربون سایت.استادمن که غیرازسایت خداروشکرهیچ فضای مجازی ندارم، صبح چشمام وگوشم رو باصدای استادبازمیکنم وشب هم به همین منوال چشمامومیبندم ومدام گوشی یاتوگوشم برام میخونه یاتوسایت من میخونم ومدام درحال نوشتن مشق 24ساعته شدم هم گام به گام هم حالایادگرفتم کلاس روزشمارهم شرکت میکنم !خدایاشکرت سرم به زندگی خودم بند.استاداتفاقا من به شمانمره100از100رومیدم آخ مثل عسل شیرین باب دندون لیلاجان کارروانجام دادین این کریدیدش روبایدبه خدابدیم خواسته ی من همین بوداولی که بااستادعزیزم جناب آقای سیدمحمدعرشیانفرآشناشدم توی دوره دانشجوهاش ازجنوب ،شمال شرق و غرب حتی بااتوبوس میومدن تهران من حالم واقعابدمیشد! چون خدابرای آدم راحت طلب خوب میسازه تازه بایدازاین بهتربرام بسازه!توخونه هوای گرم زیربادکولر،هوای سردکناربخاری زیرپتواستادآماده تدریس شاگردهم آماده یادگیری وعملگرایی به خدابایداول به جون خدادعاکنم خخخخ بعدم برای خودم که همچین خواسته ای داشتم وبرای شماکه فکرتونوبه کارانداختی برای راحتی خودتون وعشق به کارودرآمدتون سایت تون رو راه اندازی کردین ازاین بهترچی میخوای لیلامرگ میخوای بروقلعه ی گُراخک این یک اصطلاح خودمونی روستاییهای ماست. واین یک روستادرمجاورت روستامونه!یک دوست خانواده گی ازبچگی مون داشتیم ازدواجم کردیم مثل پدربودبرامون دکتر تکنسین داروبودوالان هم کائینات بینمون جدایی انداخت چون اوبنده خداخیلی زحمت کشه وخیلی رایگان درخدمت مریضهاس وبااینکارش عشق میکنه!من خیلی استرس داشتم فقط گیربه بچهها میدادم مشکوک بودم وخیلی گریه میکردم یابه گذشته بودم یابه فکرآینده اصلاتوی زمان حال نبودم !بنده خدامیگفت:دخترم کتاب بخون ،اصلادوست نداشتم !میگفتم :دوست دارم شنونده باشم که همینم شدبعدازچندسال واردقانون جذب شدم اولین کتاب صوتی کتاب خانم اسکاولشین بودبرام پسرم دانلودکردوگوینده داستان این کتاب هم صدای دلنشین داره وبعد هم بادورهاوفایلهای دانلودی هردواستادم دارم حال میکنم ودوست دارم یک معلم برای زبانهای خارجی توی خانه داشته باشم وبه خواسته ام خدابایدجواب بده ! الهی شکرت بااین همه راحتی همه چیزمثل آب خوردن به دستم میاد .صف نونوایی میرم نونهای سفارشی نازک برام میزنه دیروزبنده خدامیگه نیم ساعت دیگه نون حاضرمیشه بروکارتوانجام بده بعدبیا آمدم نمازخواندم باعزیزدلم باماشین رفتیم نوناروگرفتیم باعزت تمام 20تامیخواستم 3تااضافه زده بودگفتم به نفع من،یک آقایی پرسیده خانم چرانونای این آقاکیفیتش بهتره جواب داده خمیرش بیشتره!چه کسی غیرازخداپشت صحنه کارمیکنه وگرنه ماکه بچه ی ننه ی شاطروخانم فروشنده نان نیستیم!خدابه همه مون توفیق بندگی برای یاایهاالذین آمنوروداده به محض صدازدن خداتوسط استادتوراه مستقیم آماده ایم.بازم شکرخداروبجامی آورم. براتون آرزوی ثروتمندی دارم.
سلام بر دوستان و اساتید گرامی من داشتم این گام رو کار میکردم یاد یک خاطره ای که برای خودم اتفاق افتاده بود افتادم و اون موقع تازه با استاد آشنا شده بودم و از قوانین هیچی نمیدونستم و فقط یادم میاد که ما چندین سالن گلخانه داشتیم و یکی از سالن ها باید خاک ریزی میشد تا قابل کشت میشد و من با همسرم در میان گزاشتم و همسرم گفت من پول ندارم یادم میاد که این خواستهه خیلی برام بزرگ و دست نیافتنی میومد. ولی از خداوند درخواست کردم و همش داشتم فکر میکردم که چگونه به این خواسته برسم ولی راه حلی به ذهن من نمیرسید و یک آقایی بود از ترک های تبریز این شخص پارسال من شمارش رو گرفته بودم برای یک کاری ساعت دو بعد از ظهر بود من دراز کشیده بودم و اواخر تابستان بود و من یکسر به خواسته ام فکر میکردم چون اگر سالن آماده میشد باید بیست شهریور کاشته میشد و به هر حال من دراز کشیده بودم و داشتم با گوشیم کار میکردم یک دفعه دیدم که یک پیام توی واتس اپ اومد که ««مهندس خیار میکاری»» گفتم که من سرمایه ندارم گفت سرمایه از من تولید از تو بعد تلفن رو برداشتم و با ایشان تماس گرفتم و با ایشان صحبت کردم گفت که شما خاک ریزی کن من هزینه اش رو میپردازم و الان که بهش فکر میکنم میبینم چه کسی غیر از خدا میتونه این کار رو برای من انجام بده یک فردی که اصلاً منو نمیشناخت و ندیده بود و اینجوری خداوند کمک کرد و من گلخانه رو کاشتم ولی موقعی که من کاشت کردم تقریبا سی و پنج روز بود که بقیه کشت کرده بودن و همه میومدن و میگفتن که این جواب نمیده ولی من ته دلم یک صدای ضعیفی میگفت خدا حواسش هست اعتماد کن بعد خیارها حدودا نیم متر شدن و هوا سرد شد و من هنوز محصولی به دست نیاوردم و یک دلیل مهمی که بقیه میگفتن جواب نمیده این بود که برداشت اولیه محصول من مصادف میشد با اوج برداشت بقیه و من خیار نوبرم رو باید با قیمت خیلی کم بفروشم به هر حال هوا سرد شد و من رفتم از مزرعه یکی از کشاورزان موفق شهرمان که خیار هم کاشته بود دیدن کنم و دیدم که چند تا از سالون هاش خیاراشون هم سن خیارهای من هستن و هیتر (بخاری) گزاشته مخزن گازوییل گزاشته و همه چی آماده کرده که اگر یکوقت شب ها خیلی سرد شد هیتر رو روشن کنه بعد من پیش خودم گفتم این که بابا حداقل ده برابر تو هزینه کرده و اینقدر امیدواره و کلی هیتر و مخزن آماده کرده چرا تو اینقدر نا امید هستی من هم حقیقتا خیلی هزینه کرده بودم و هنوز محصولی نداشتم و باز هم باید برای گرمکن و وسایل آماده سازی اون هزینه میکردم و این خیلی سخت بود برام به هر حال وقتی گلخانه اون فرد رو دیدم انگار خداوند با الگو با من حرف زد و من فورا درخواستی رو دادم و به طور معجزه آسا گرمکن و مخزن برام جور شد و همین طور گازوییل و شبها هیتر رو روشن میکردم و یک دفعه سرمایی اومد بی سابقه و تمام خیار های منطقه رو سرما زد فقط آنهایی که هیتر وصل کرده بودن سرما کاری نکرد که اونها هم تعدادشان انگشت شمار بود و اینجوری بود که قیمت خیار موقعی که محصول من به بازار آمد سر به فلک کشیده اون سال نه اینکه من گلخانه رو قابل بهره برداری کردم به لطف الله محصول عالی هم فروختم و تمام هزینه ها در اومد و کلی هم سود کردم و من از این اتفاق فهمیدم که امید همه چیز است و امید همون ایمان و اعتماد به رب العالمین است البته من باوجوداین تجربه خیلی جاها این فراموشم میشه یک حسی به من گفت بیام این خاطره رو به اشتراک بزارم و من میدونم که نتیجه اون امید و ایمان پاداش خداوند بود و همیشه هر وقت مقداری کار سخت میشه به خودم میگم که خداوند پاداش میدهد و اینجوری قلبم آرام میشه و امید در دلم میریزه خدا رو شکر
به نام خدای مهربان که هرلحظه مراهدایت وحمایت میکند.
سلام به استادعزیزم ومریم نازنینم ،ممنون ازتون بابت این حرف های ارزشمندتون که بارزش تراز طلاست ،چون باطلاحال خوب بدست نمیاد اماباحرف های شماکه قانون خداوند ومیگید میشودبه حال خوب و حتی طلاهم رسید .
الان ساعت 2ونیم شبه ،ازهرفرصتی استفاده میکنم که آگاهی مو ببرم بالا ،روخودم کارکنم دوست دارم که همش توسایت باشم وحتی الان که سایت وبه خواب ترجیح میدم .
عاشقتوووووووووووو و وووونم ،استاد عزیزم .مریم نازنییییییییینم ،ودوستای عزیزم که باکامنت هاتون به پیشرفت یکدیگر کمک میکنید .
توی این فایل واقعا از خانم شایسته عزیز سپاسگزاری میکنم که چقدر زیبا لایوها را به ترتیبی که تاثیر گزار واقع بشه قرار داده که در هر فایلی باورها و سوالاتی به وجود بیاد و بعد در لایو بعدی با قدرت بیشتر جواب سوال رو متوجه بشیم و باور قوی تری ساخته بشه واقعا ممنون.
من که بعد از 9سال و 8ماه امروز فهمیدم همین کار الانم که آرایشگری هست عشقم بوده و این بوده که من تا حالا در هر شرایطی ادامه دادم مسیرم و میبینم واقعا کارم هم مثل بچه هام بوده و در هیچ شرایطی کنارش نزاشتم و سعی کردم رشدش بدم و خداروشکر با درخواست تغییر و بهبود این مسیر زیبا رو شروع کردم والان با آدم یک ماه پیش واقعا متفاوتم و خیلی از چیزها برام روشن شده و باورهای درستی برام کاشته شد .
خدارو هزار بار شاکرم که استاد قوانینی رو میگن که من با تمام حس به وجودم میچسبه و تمام سعیم را میکنم که با تکامل در مسیر درست ادامه دهم لذت ببرم و هر روز پاسخ های جهان را به خودم گوش زد کنم .
به نام خالق یکتا
سلام خدمت تمامی عزیزان سایت عباسمنش و استاد عزیزم و مریم جان نازنین
گام 25: سه روزه روی این فایل قفلی زدم و فایل بعدی رو گوش نکردم، سه روزه درگیر اگاهی های این فایل بودم و همش داشتم فکر میکردم و فکر میکردم.
وقتی این فایل رو گوش کردم، دنیا یه قسمتی از زندگی من رو جلوی چشم های من قرار داد که توی اون موضوع باورهای متضاد با اگاهی های این فایل رو داشتم.
دنیا اون موضوع رو برای من قرار داد تا بهم بفهمونه که باید باورهات رو راجب این موضوع عوض کنی.
من اصل کبوتر با کبوتر باز با باز رو درک نکرده بودم و ضربه های رو هم تو زندگیم بخاطر عدم درک این قانون خوردم.
دیروز هم باز تکرار شد.
به دوستی که جهان بخاطر تغییر فرکانس من از من دور کرده بود، زنگ زدم و بخاطر فاصله ای که ازش گرفتم، برخورد خیلی تند و بدی با من داشت.
شوکه شدم،چرا اینجوری کرد؟
هی فکر کردم فکر کردم،سعی کردم ذهنم رو کنترل کنم،سعی کردم از یه زاویه دیگه ای بهش نگاه کنم که احساسم بهتر بشه و توی همین مابین خیلی از خدا کمک گرفتم که خدایا کمکم کن بفهمم چی شد؟چرا اینجوری شد؟کمکم کن اگاهیش رو بفهمم.
شب میخواستم این فایل رو بنویسم که کلام استاد یادم اومد. میگفتن من نمیرم سمت ادم ها برای کسب و کارم، جهان طبق فرکانسم آدم هارو برای من می یاره.
این یه اصل زندگیه، اصل کبوتر با کبوتر باز با باز.
یه دفعه به خودم اومد گفتم لیلااا همینههه این همون نقطه ای که تو درکش نکردی. ادم ها و شرایط طبق فرکانس من توی زندگیم قرار میگیرن، اصلا تقلایی در کار نیست،بدو بدویی در کار نیست برای نگه داشتن ادم ها،برای قرار گرفتن توی فرکانس ادم ها و داشتنشون.
دنیا این جوری عمل نمیکنه،دنیا قانون داره،قانونش هم کبوتر با کبوتر باز با بازه.
قرآن گفته ما شمارو آسان میکنیم برای آسانی ها؟
این آسانی چه جوری به دست می یاد؟؟چه جوری میشه که ادم آسان میشه برای آسانی ها؟؟
زمانی تو آسان میشی برای آسانی ها که قانون و اصول دنیا رو درک کنی،در غیر این صورت وقتی خلاف قانون دنیا حرکت کنی، فقط غصه و ناراحتی نصیبت میشه.
وقتی تو آسان میشی برای آسانی ها یعنی همون جاده جنگلی که استاد عزیز میگن سوت میزنی و حرکت میکنی و از زندگی لذت میبری چرااا چون قانون دنیا رو بلدی.
اگه داری زجر میکشی اگه داری ناراحتی رو تجربه میکنی اگه داری غصه میخوری و توی کمبود هستی،فقط و فقط و فقط بخاطر عدم درک قوانین جهانه. اینارو همه رو به خودم گفتم و مثل یه جرقه و آگاهی بود توی ذهنم.
چقدرررر خداروبخاطر این اگاهی بخاطر این بیدار شدن، شکر کردم.
چقدر این یک ماه که روی فایل خانه تکانی ذهن کار کردم معجزه پشت معجزه اتفاق افتاد و چون فرکانس من تغییر کرده، هیچ کدوم از اون دوست و رفیق ها نیستن و واقعا از ثانیه به ثانیه ی زندگیم راضی ام. توی همین یک ماه، منی که صفر مطلق بودم،تازه به چندجایی هم بدهکار بودم، تونستم کلییییی پول بسازم، توی مسیر علاقه ام قدم برداشتم و به لطف خدا خیلیییییییییی خوب شدم، کارهای درسیم و پایان نامه ام به کمک خدا داره تموم میشه و چقدررر نسبت به قبل مسئولیت پذیر شدم.
بهترین معجزه ی این یک ماه همین اصول و قوانینی بود که به کمک خدا با این دوره درک کردم و واقعااا از گمراهی خدا نجاتم داد.
عکس های اسکرین شات گوشیم رو نگاه کردم. قبل از شروع دوره خانه تکانی ذهن یه جمله ای رو توی اینستا خوشم اومده بود، اسکرین گرفتم(بعد از دوره خانه تکانی ذهن حتی یک بار هم اینستام رو چک نکردم)
جمله هم این بود: ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده…
من واقعااا با تمام وجودم از خدا خواستم که یه راهی جلوی پام بزاره،واقعاااا خسته شده بودم، واقعا گمراه شده بودم و ارتباط با دوستام هم توی این گم شدن و گمراه شدنم، خیلی تاثیرداشت.(چون 6ماه قبل، ارتباطم با دوستام خیلیی بیشتر شده بود و خیلی تایم ها رو پیش هم بودم)
الان خیلی خوشحالم که اطرافم خلوت شده و بیشترین ارتباطم با خانواده ی عزیزمه. تک تک اعضای خانواده ی من فرشته ان و خداروشکر میکنم بخاطرشون.
من خوشبخت ترین ادم روی زمینم که تونستم توی فرکانس دریافت این اگاهی ها باشم و دوره خانه تکانی ذهن رو شروع کنم و اینقدررر احساس های خوب رو تجربه کنم
خداجونم شکرتتت:)
سلام به همه خوبان هم فرکانسم
گام بیست و پنجم :
خیلی از ما به خاطر اینکه راهی برای رسیدن به خواسته مون بلد نیستیم و فکر می کنیم بهش نمی رسیم اصلا خواسته را نداریم
من باید خواسته هایم را برای خودم بنویسم و رسیدن بهش را از خدا بخام مسلماً در ادامه قدم ها به من گفته می شود.
همیشه در خواست اگر اگر واضح باشد قدم های رسیدن به خواسته به ما گفته می شود. به شرطی که با تمام تمرکز به دنبال خواسته مان باشیم
استاد برای اینکه تمام کارشان را در وبسایت ارائه دهند . متعهد شدند ، کلی باور جدید ساختند. و بسیاری مهارت جدید یاد گرفتند و در کارشان بسیار تمر کز کردند. یک شبه هم جواب نگرفتند .
هیچ وقت نبوده که یک دانه را بکاریم و فردا تبدیل به یک درخت شود
من باید باورهایم را درست کنم و از مسیر رسیدن به هدفم لذت ببرم و عشق کنم
حرکت کردن شجاعت می خواهد و ادامه دادن ایمان می خواهد.
مقایسه کردن خودم با دیگران باعث نا امیدی می شود.
باور های بنیادین : جهان همواره طبق قانون کبوتر با کبوتر باز با باز عمل می کند .
من باید سهم خودم را انجام دهم و به خدا بسپارم خدا و جهان جوابگو هستند.
من هر چه بخواهم را می توانم به راحتی و آسانی به دست آورم.
پول لذت نمیاره مسیر درست و لذت بخش پول میاره
من با افکار و باورهای خودم آینده ام را خلق می کنم . بنابراین من باید توجه و تمرکزم را روی باور های خودم بگذارم تا فارغ از اینکه ایران چه آینده ای دارد آینده ی دلخواهم برایم خلق شود.
من باید ذهنم را طوری برنامه ریزی کنم که در هر موضوعی بتوانم الگویی پیدا کنم که در راستای خواسته هایم بتواند به من کمک کند تا پیشرفت کنم.
در قرآن آیاتی که پیامبران دعایی گفته اند و خواسته ای از خدا دارند ، کلمات آخر آن آیه باور آن پیامبر به خداوند است و هرکس به اندازه ی باورش به خدا دریافت می کند.
سپاسگزارم
به نام خداوند بخشاینده مهربان
سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته نازنین
وهمه ی دوستان عزیزم در این مسیر توحیدی
استاد تو این قسمت در مورد نحوه شکل گیری سایت
صحبت کردند
وروند شروع یک کسب وکار به صورت انلاین
اینکه باتوجه به الهامی که همون موقع به استاد میشه که به صورت انلاین کار کنه
چون خواسته استاد رسیدن به ازادی مالی و زمانیه و مکانیه
خب همه ی ما میدونیم که الان چندین ساله که سایت استاد عباس منش داره فعلایت میکنه و از لحاظ کاری خودش بینقصه
اما اینکه سال 93استاد میاد وسایت میزنه واقعا یه ایمان قوی داشته
والبته همون الهامات قلبی که جدی گرفته وعمل کرده
وبا تکامل این مسیر رو طی کرده
چند تا نکته خیلی رومن اثر گذار بود این بود که
تمرکز صاحب کسب وکار باید روی کار باشه و اونو
شکوفا بکنه و ازش پول بسازه
نه اینکه خودش از مسیر کسب وکارش چیزی ندونه
بهترین کود برای یک مزرعه جای پای دهقان است
دومین نکته اینکه تو روی خودت خوبکارکن کیفیت کارتو ببر بالا اونموقع مخاطب تورو پیدا میکنه
مسی بهترین بازیکن دنیاست اما دنبال هیچ باشگاهی نرفته باشگاه ها دنبالش میرند
من وقتی توحوزه مورد علا قه ام بهترین باشم دیگران هم دنبال من میان والبته باورهای درست
داشته باشم چون اگر بهترین توی این جهان هم باشم
وباورم این باشه که کار من که ارزش نداره
هیچ موفقیتی به دست نخواهم اورد
نکته بعدی
اینکه استاد اونموقع که تو شرایط به ظاهر ناجالبی بودند احساسشون خوب بود و امیدوار بودن
چون به قانون ایمان داشتند
ومهم تر از همه باورهای توحیدی استاد درست شده بود و بعد وارد این مسیر شدند
ونکته بعدی در مورد دعای پیامبران
یونس دعا کرد که رب من رو ببخش که نا امید شدم و بخشیده شد
ابراهیم درخواست میکنه چطوری انسان زنده میشه بهش نشون میده
موسی درخواست ایمان بیشتر میکنه بهش داده میشه
سلیمان درخواست ثروت میکنه بهش داده میشه
وسرجمع این باورهارو میشه باوری که از خدا داشت و نتایج باورهم ک مشخصه
درپناه حق
به نام خداوندی که به اندازه باورم بهم بخشید
و به اندازه باورم دریافت کردم
خداوندا شکرت شکرت شکرت برای قوانین بدون تغییرت
چقدر من خوشبختم که در این زمانه و عصر قرار دارم که میتونم این آگاهی هارو دریافت کنم
بشنوم
تعمق کنم
و به درک بیشترش برسم
الهی شکر الهی شکر خدای بخشنده و بخشایشگرم…
●گام 25 خانه تکانی ذهن●
《《چگونه با قانون آفرینش، خواسته هایم را خلق کنم》》
خدای من خدای من چه فایلی بود
عجب آگاهی هایی
این گام به گام چه درهایی و به رویم باز کرد چه آگاهی هایی و تونستم بهتر و بیشتر بهش فکر کنم و دریافت کنم
خدایا شکرت….
فرق تمایز بین شکست و موفقیت
تمرکز اصلی روی کار + ساختن باورهای هم جهت با خواسته
هدایت شدم توی مسیری که هستم
خواسته هامو واضح تر بیام بنویسم و شفافیت بیشتری روی خواسته هام داشته باشم
و الان که دارم میفهمم میبنیم که نیازه باورهای هم جهت با خواسته هامو هم بنویسم
تا جایی که تونستم نوشتم و نتیجه دستم دارم و الان برای اینکه نتایجم بهتر بشه و بزرگتر
باید باورهای قدرتمند کننده تری درونم ایجاد کنم
حالا چطوری؟؟؟
چطوری میتونم بفهمم چه باورهایی و باید ایجاد کنم
قبلش شناسایی باورهای محدود کننده است
که توی عملکردم مشخص میشه
چه باورهای محدود کننده ای دارم که نتونستم جلوتر برم….
آخ که چقدر لذتبخشه خدای من شکرت ….
امروز اتفاقات قشنگی قراره بیوفته میدونم چون از صبح که بیدار شدم همینجوری یه ریز داره آگاهی ها بهم گفته میشه
و منم به خدا گفتم خداوندا قلبمو باز میکنم برای دریافت آگاهی های بیشتر….
میخوام بگم یک هدف تا آخر امسال برای خودم مشخص کردم یه هدفی که خیلی نزدیک بهم هست و به شرایط کنونی الانم میخوره
و عجیب میتونم از این شرایط خلق ثروت گنم
و به قول استاد
به یه عالمه انگیزه
یه عالمه تعهد
و یه عالمه باور مناسب
نیاز دارم که بتونم جهاد اکبری راه بندازم ….
و اینم دارم میفهمم و درکش میکنم دنبال موفقیت یه شبه نباش مائده
ادامه بده ناامید نشو
اگه این چیزی که بهت گفته شده از طرف خداست
پس ایمان بیار و حرکت کن
استاد شکرگزار وجودتون هستم
و شکرگزار وجود مریمی گلی
جقدر دوستون دارم چقدر شما فرشته هستین
و تحسینتون میکنم با تموم وجودم
تحسین برانگیز هستین
امروز قراره دو تا کامنت دیگه هم بنویسم
پس حرفا دارم برای گفتن
عاشقتوووووونم الهی شکر برای وجودتون
دوستون دارم دوستای خوبم :)
به نام خالق و فرمانروای جهان
درس باورسازی
اینکه هدفی داری وچیزیو میخای مثلا
من عروسی بودم دلم میخاس برقصم
حالا زهن اگه برقصی زشت برقصی بقیه مسخره ات کنن چی
اصلا اباس تو برای رقص خوب نیس ورقص باهاش زشت میشه سخته ولش بابا
حالا رقص چیه برقصی چی بشه نشستن سنگبن تره تو با لیاقتی بشین سرجات وقارو احترامت حفظ شه این سبک بتزیا چیه منم اشتب شده دلم خوشش اومده
اینا زهنه منه زهن منفی نگر وترسو بهونه اور
این کلی الگوش توی عروسی زهرا جاری عقدم عروسیم
کلن هر لباسی که دارم باهاش یه مشکلی دارم نمیدونم چرا انقد درگیر الکی دارم و
تمرین با خودت دوست باش همینجوری که هستی با خودت با لباست راحت باش و بهش عشق بد لذت ببر تحسین کن رنگو مدلشو به جای کک دراوردن همیشه
بهونه اوردن
برای هر قدمی یا باورهای ترمز اشتبو بردار درستشو الگو شو در بیار
مثلا تو مهمونی دختر خواهر شوهرم لباسش تونیک شومیزی بود یه چی عجیب ولی یه رقصی باهاش میرفت وقتی اینو نشونشدادم رام شد وخودش جم کرد ویکم رفتیم رقصیدیم حال کردیم
مثل همین کامنت کلی سختم بود وهزاران بهونه ولی با عشق انجام شد
در راه خوشبختی وبهبود های کوچک براتون ارزو مندم با عشق شب بخیرررر
سلام و درود به بهترین استاد زندگیم که درس زندگی به من میده درس سعادت و خوشبختی در دنیا و آخرت. سپاسگزارم استاد جان چقدر وجود شما برکته برای زندگی ما.
از خانم شایسته گرامی هم بابت آبدیت فایلهای لایو سپاسگزارم.
فایل بیست و پنجم پروژه خانه تکانی ذهن!
خدایا شکرت بابت هدایت من به این مسیر هر چقدر سپاسگزاری کنم کمه.
این فایل قانون دستیابی به اهداف و خواسته ها رو بیان میکنه.
اول باید خواسته ات رو مشخص کنی. برای اینکه بدونی چی میخوای باید قدم اولو برداری. اصلا و ابدا به چگونگی رسیدن به خواسته کاری نداشته باش. بگو خدایا من اینو میخوام منو هدایتم کن.
باید باورهات رو در مورد اون خواسته درست کنی یعنی باور کنی که میشه و امکان پذیره و شدنیه و میتونی به این خواسته برسی و جواب میده!
بعد باید تمرکز لیزری بذاری روی اون خواسته و هدفت. تمرکز 100٪ و با تمام وجود هر روز به سمتش حرکت کنی. باید شجاعت به خرج بدی و شاخ و برگ های اضافه رو بکنی و فقط روی همون خواسته تمرکز کنی و از مسیر لذت ببری.
مثلا اگر هدفت رشد کسب و کارت هست انقدر توی اون حوزه کاریت تمرکز کنی و کیفیتت رو ببری بالا و حرفه ای بشی که مشتری ها خودشون دنبالت بیان و خودشون برات تبلیغات کنن.
مهاجرت یعنی رفتن به دل ناشناخته ها و شهامت و ایمان میخواد. کسی که مهاجرت میکنه از نقطه امنش میاد بیرون و باور داره که خداوند کمکش میکنه و پاداشش رو میده. مهاجرت یک چالش جدیده که پتانسیل های وجود آدم رو بالقوه میکنه و باعث رشدش میشه! اگر جایی که هستی نمیتونی اون جوری که دلت میخواد زندگی کنی نباید بگی نمیذارن خوب زندگی کنم بلکه زمین خدا پهناوره و تو باید مهاجرت کنی!
مهاجرت هم یک خواسته و هدفه پس فرمول رسیدن به این خواسته هم همون تمرکز بر خواسته و ایجاد باورهای مناسب و حرکت کردن و قدم برداشتن در مسیر این خواسته اس.
مثلا من یک قدم عملی که برای این خواسته در شرایط فعلی میتونم بردارم تقویت زبان انگلیسیم هست و خداروشکر میکنم که این قدم رو برداشتم. دومین ایده ای که میتونم الان اجرا کنم این هست که کم کم کسب و کارم رو به سمت آنلاین شیفت کنم.
کسب و کار آنلاین هم یک هدف و خواسته اس که من باید باورهای مناسب براش بسازم که میشود و برام باور پذیر بشه که میتونم به این خواسته برسم. بعد روی این خواسته با تمام وجودم تمرکز کنم.
چقدر فرمول رسیدن به خواسته ها ساده اس و ما دنبال روشهای پیچیده میگردیم. خدایا شکرت که فرمول اصلی رو مرور کردم. من با همین فرمول تا الان به خواسته هام رسیدم ولی بازم یادم میره. و این مرور کردن فرمول و قانون اصلی باید هر روز تکرار بشه!
25مین گام به گام خانه تکانی 1403/8/10به عشق بی همتاسلام به الله.سلام به استادواعضای مهربون سایت.استادمن که غیرازسایت خداروشکرهیچ فضای مجازی ندارم، صبح چشمام وگوشم رو باصدای استادبازمیکنم وشب هم به همین منوال چشمامومیبندم ومدام گوشی یاتوگوشم برام میخونه یاتوسایت من میخونم ومدام درحال نوشتن مشق 24ساعته شدم هم گام به گام هم حالایادگرفتم کلاس روزشمارهم شرکت میکنم !خدایاشکرت سرم به زندگی خودم بند.استاداتفاقا من به شمانمره100از100رومیدم آخ مثل عسل شیرین باب دندون لیلاجان کارروانجام دادین این کریدیدش روبایدبه خدابدیم خواسته ی من همین بوداولی که بااستادعزیزم جناب آقای سیدمحمدعرشیانفرآشناشدم توی دوره دانشجوهاش ازجنوب ،شمال شرق و غرب حتی بااتوبوس میومدن تهران من حالم واقعابدمیشد! چون خدابرای آدم راحت طلب خوب میسازه تازه بایدازاین بهتربرام بسازه!توخونه هوای گرم زیربادکولر،هوای سردکناربخاری زیرپتواستادآماده تدریس شاگردهم آماده یادگیری وعملگرایی به خدابایداول به جون خدادعاکنم خخخخ بعدم برای خودم که همچین خواسته ای داشتم وبرای شماکه فکرتونوبه کارانداختی برای راحتی خودتون وعشق به کارودرآمدتون سایت تون رو راه اندازی کردین ازاین بهترچی میخوای لیلامرگ میخوای بروقلعه ی گُراخک این یک اصطلاح خودمونی روستاییهای ماست. واین یک روستادرمجاورت روستامونه!یک دوست خانواده گی ازبچگی مون داشتیم ازدواجم کردیم مثل پدربودبرامون دکتر تکنسین داروبودوالان هم کائینات بینمون جدایی انداخت چون اوبنده خداخیلی زحمت کشه وخیلی رایگان درخدمت مریضهاس وبااینکارش عشق میکنه!من خیلی استرس داشتم فقط گیربه بچهها میدادم مشکوک بودم وخیلی گریه میکردم یابه گذشته بودم یابه فکرآینده اصلاتوی زمان حال نبودم !بنده خدامیگفت:دخترم کتاب بخون ،اصلادوست نداشتم !میگفتم :دوست دارم شنونده باشم که همینم شدبعدازچندسال واردقانون جذب شدم اولین کتاب صوتی کتاب خانم اسکاولشین بودبرام پسرم دانلودکردوگوینده داستان این کتاب هم صدای دلنشین داره وبعد هم بادورهاوفایلهای دانلودی هردواستادم دارم حال میکنم ودوست دارم یک معلم برای زبانهای خارجی توی خانه داشته باشم وبه خواسته ام خدابایدجواب بده ! الهی شکرت بااین همه راحتی همه چیزمثل آب خوردن به دستم میاد .صف نونوایی میرم نونهای سفارشی نازک برام میزنه دیروزبنده خدامیگه نیم ساعت دیگه نون حاضرمیشه بروکارتوانجام بده بعدبیا آمدم نمازخواندم باعزیزدلم باماشین رفتیم نوناروگرفتیم باعزت تمام 20تامیخواستم 3تااضافه زده بودگفتم به نفع من،یک آقایی پرسیده خانم چرانونای این آقاکیفیتش بهتره جواب داده خمیرش بیشتره!چه کسی غیرازخداپشت صحنه کارمیکنه وگرنه ماکه بچه ی ننه ی شاطروخانم فروشنده نان نیستیم!خدابه همه مون توفیق بندگی برای یاایهاالذین آمنوروداده به محض صدازدن خداتوسط استادتوراه مستقیم آماده ایم.بازم شکرخداروبجامی آورم. براتون آرزوی ثروتمندی دارم.
سلام بر دوستان و اساتید گرامی من داشتم این گام رو کار میکردم یاد یک خاطره ای که برای خودم اتفاق افتاده بود افتادم و اون موقع تازه با استاد آشنا شده بودم و از قوانین هیچی نمیدونستم و فقط یادم میاد که ما چندین سالن گلخانه داشتیم و یکی از سالن ها باید خاک ریزی میشد تا قابل کشت میشد و من با همسرم در میان گزاشتم و همسرم گفت من پول ندارم یادم میاد که این خواستهه خیلی برام بزرگ و دست نیافتنی میومد. ولی از خداوند درخواست کردم و همش داشتم فکر میکردم که چگونه به این خواسته برسم ولی راه حلی به ذهن من نمیرسید و یک آقایی بود از ترک های تبریز این شخص پارسال من شمارش رو گرفته بودم برای یک کاری ساعت دو بعد از ظهر بود من دراز کشیده بودم و اواخر تابستان بود و من یکسر به خواسته ام فکر میکردم چون اگر سالن آماده میشد باید بیست شهریور کاشته میشد و به هر حال من دراز کشیده بودم و داشتم با گوشیم کار میکردم یک دفعه دیدم که یک پیام توی واتس اپ اومد که ««مهندس خیار میکاری»» گفتم که من سرمایه ندارم گفت سرمایه از من تولید از تو بعد تلفن رو برداشتم و با ایشان تماس گرفتم و با ایشان صحبت کردم گفت که شما خاک ریزی کن من هزینه اش رو میپردازم و الان که بهش فکر میکنم میبینم چه کسی غیر از خدا میتونه این کار رو برای من انجام بده یک فردی که اصلاً منو نمیشناخت و ندیده بود و اینجوری خداوند کمک کرد و من گلخانه رو کاشتم ولی موقعی که من کاشت کردم تقریبا سی و پنج روز بود که بقیه کشت کرده بودن و همه میومدن و میگفتن که این جواب نمیده ولی من ته دلم یک صدای ضعیفی میگفت خدا حواسش هست اعتماد کن بعد خیارها حدودا نیم متر شدن و هوا سرد شد و من هنوز محصولی به دست نیاوردم و یک دلیل مهمی که بقیه میگفتن جواب نمیده این بود که برداشت اولیه محصول من مصادف میشد با اوج برداشت بقیه و من خیار نوبرم رو باید با قیمت خیلی کم بفروشم به هر حال هوا سرد شد و من رفتم از مزرعه یکی از کشاورزان موفق شهرمان که خیار هم کاشته بود دیدن کنم و دیدم که چند تا از سالون هاش خیاراشون هم سن خیارهای من هستن و هیتر (بخاری) گزاشته مخزن گازوییل گزاشته و همه چی آماده کرده که اگر یکوقت شب ها خیلی سرد شد هیتر رو روشن کنه بعد من پیش خودم گفتم این که بابا حداقل ده برابر تو هزینه کرده و اینقدر امیدواره و کلی هیتر و مخزن آماده کرده چرا تو اینقدر نا امید هستی من هم حقیقتا خیلی هزینه کرده بودم و هنوز محصولی نداشتم و باز هم باید برای گرمکن و وسایل آماده سازی اون هزینه میکردم و این خیلی سخت بود برام به هر حال وقتی گلخانه اون فرد رو دیدم انگار خداوند با الگو با من حرف زد و من فورا درخواستی رو دادم و به طور معجزه آسا گرمکن و مخزن برام جور شد و همین طور گازوییل و شبها هیتر رو روشن میکردم و یک دفعه سرمایی اومد بی سابقه و تمام خیار های منطقه رو سرما زد فقط آنهایی که هیتر وصل کرده بودن سرما کاری نکرد که اونها هم تعدادشان انگشت شمار بود و اینجوری بود که قیمت خیار موقعی که محصول من به بازار آمد سر به فلک کشیده اون سال نه اینکه من گلخانه رو قابل بهره برداری کردم به لطف الله محصول عالی هم فروختم و تمام هزینه ها در اومد و کلی هم سود کردم و من از این اتفاق فهمیدم که امید همه چیز است و امید همون ایمان و اعتماد به رب العالمین است البته من باوجوداین تجربه خیلی جاها این فراموشم میشه یک حسی به من گفت بیام این خاطره رو به اشتراک بزارم و من میدونم که نتیجه اون امید و ایمان پاداش خداوند بود و همیشه هر وقت مقداری کار سخت میشه به خودم میگم که خداوند پاداش میدهد و اینجوری قلبم آرام میشه و امید در دلم میریزه خدا رو شکر
به نام خدای مهربان که هرلحظه مراهدایت وحمایت میکند.
سلام به استادعزیزم ومریم نازنینم ،ممنون ازتون بابت این حرف های ارزشمندتون که بارزش تراز طلاست ،چون باطلاحال خوب بدست نمیاد اماباحرف های شماکه قانون خداوند ومیگید میشودبه حال خوب و حتی طلاهم رسید .
الان ساعت 2ونیم شبه ،ازهرفرصتی استفاده میکنم که آگاهی مو ببرم بالا ،روخودم کارکنم دوست دارم که همش توسایت باشم وحتی الان که سایت وبه خواب ترجیح میدم .
عاشقتوووووووووووو و وووونم ،استاد عزیزم .مریم نازنییییییییینم ،ودوستای عزیزم که باکامنت هاتون به پیشرفت یکدیگر کمک میکنید .
به نام خدای عشق و فراوانی
درود بر استادم و خانم شایسته عشق
توی این فایل واقعا از خانم شایسته عزیز سپاسگزاری میکنم که چقدر زیبا لایوها را به ترتیبی که تاثیر گزار واقع بشه قرار داده که در هر فایلی باورها و سوالاتی به وجود بیاد و بعد در لایو بعدی با قدرت بیشتر جواب سوال رو متوجه بشیم و باور قوی تری ساخته بشه واقعا ممنون.
من که بعد از 9سال و 8ماه امروز فهمیدم همین کار الانم که آرایشگری هست عشقم بوده و این بوده که من تا حالا در هر شرایطی ادامه دادم مسیرم و میبینم واقعا کارم هم مثل بچه هام بوده و در هیچ شرایطی کنارش نزاشتم و سعی کردم رشدش بدم و خداروشکر با درخواست تغییر و بهبود این مسیر زیبا رو شروع کردم والان با آدم یک ماه پیش واقعا متفاوتم و خیلی از چیزها برام روشن شده و باورهای درستی برام کاشته شد .
خدارو هزار بار شاکرم که استاد قوانینی رو میگن که من با تمام حس به وجودم میچسبه و تمام سعیم را میکنم که با تکامل در مسیر درست ادامه دهم لذت ببرم و هر روز پاسخ های جهان را به خودم گوش زد کنم .
الهی هزار بار شکر برای آگاهی های مسیر درستم