live | چگونه با قانون آفرینش، خواسته هایم را خلق کنم - صفحه 26


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | چگونه با قانون آفرینش، خواسته هایم را خلق کنم
    374MB
    49 دقیقه
  • فایل صوتی live | چگونه با قانون آفرینش، خواسته هایم را خلق کنم
    47MB
    49 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

501 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    لیلا بشارتی گفته:
    مدت عضویت: 2664 روز

    به نام رب العالمین

    سلام به استادان عزیزم ودوستان همراهم در خانه تکانی ذهن…

    اولین چیزی که من از شما آموختم، این بود که برای کنترل ذهنم وکنترل زندگیم باید مراقب ورودیهای ذهنم ونشتیهای انرژیم باشم ودراین راستا ،حذف اینستا گرام وسایر فضاهای مجازی وحذف تلویزیون واخبار مهم‌ترین قدمی بود که بسیار به من کمک کرد تا در محیط ایزوله بتونم روی خودم وزندگیم متمرکز باشم .

    تمام تمرکز من روی سایت واموزشهای شما وعمل کردن به قوانین در زندگیم بود.

    اصلا کاری نداشتم به اینکه دیگران چطور زندگی می‌کنند.

    در فضای مجازی چی مد وترند شده.

    چه سبکی زندگی وکار می‌کنند.

    من راه خودم رو پیدا کرده بودم وسعی میکردم توی این مسیر بمونم.

    برای زمان وانرژی خودم ارزش قاعل بودم ودر این مورد خصت به خرج می‌دادم که هرجایی خرج نکنم.

    از شما یاد گرفتم که خواسته هام رو واضح وروشن بخوام وبنویسم وذهنم را با باورهای درست ومنطقی همراه کنم که ازم نپرسه که چطور وچگونه واز چه راهی وبا چه پولی!همیشه این سوالات بوده وپاسخ من یک کلمه بود :هدایت

    بهم گفته میشه همونطور که همیشه بهم گفته شده …

    استاد جان از شما یاد گرفتم که روی باورهام کار کنم واونهارو با خواسته هام هماهنگ وهم جهت کنم.

    از اونجایی که در کامنتهای قبلم به داستان هدایتم به راه اندازی کترینگ اشاره کرده ام میخوام و از نتیجه راضی هستم وهمچنان تلاش می‌کنم که از مسیرم لذت ببرم وهرروز بهتر از دیروزم باشم و میتونم ادعا کنم که در کسب وکارم موفق هستم میخوام در مورد اموزشهای این فایل واستفاده از قوانین در مورد کسب وکار شخصی خودم ،بنویسم.

    زمانی که این خواسته در من شکل گرفته بود که میخوام یک کترینگ موفق داشته باشم با استاندارهای بالا این باورها بودوبیشتر از بیرون به من می‌رسید (در مورد خواسته هاتون با کسی صحبت نکنید )این باورها بودکه مردم این منطقه قدرت خرید بالایی ندارند،همه دنبال غذای ارزان هستند.هیچ کس حاضر نیست هزینه ی پکیج خوب برای غذا بده .غذاهای گرون میمونه روی دستتون.باید کلی هزینه ی تبلیغات کنی تا شناخته بشی.اینجا هیچ کس پول نداره غذای خوب بخوره.اینجا پر شده از غذاهای اقتصادی. مردم همه دنبال غذای اقتصادی وارزان قیمت هستند .تو نمیتونی توی این فضا با این کیفیت واستاندارد وبا این قیمت کار کنی و…..

    حالا خواسته ی من چی بود ؟!

    من میخواستم غذای درجه ی یک بدم دست مردم.

    من میخواستم غذای عالی رو در پکیج عالی بدم دست مردم.

    می خواستم غذا توی بسته بندی کامل وعالی ارائه داده بشه.

    همه چیز کامل باشه برای اینکه مشتری راحت باشه .حتی نخواد از روی صندلی بلند شه برای آوردن یک چیز .پک رو باز کنه وغذا رو میل کنه.

    دلم میخواست غذا توی ظرفی سرو بشه که مشتری اگر خواست بعدا غذاشو بخوره بتونه راحت توی ماکروفر داغ کنه.ظروف بهداشتی وماکروفری استفاده بشه.دلم میخواست از گوشت گوسفندی گرم استفاده کنم .دلم می‌خواست تمام مواد اولیه درجه ممتاز باشه.دلم میخواست برای مشتری ارزش قاعل باشم واگه خودمو جای مشتری بزارم به کترینگ وغذا امتیازعالی بدم.

    دلم میخواست بدون هزینه وتبلیغات رشد کنم وشناخته بشم.

    خوب داشتن مشتریهای خوب وارائه ی غذای با کیفیت وفروش خوب خواسته ی من بود ..

    اون باورها هم از بیرون بود که مثل ترمز عمل می‌کرد. (دوره ی کشف قوانین خیلی کمک کننده بود).

    حالا کارمن این بود که باورهای هم جهت با خواستم رو ایجاد کنم..

    من اومدم گفتم همونطور که من برای سلامتی خودم ارزش قاعل هستم وهمیشه دنبال غذای با کیفیت هستم انسانهای زیادی هستند که مثل من دنبال غذای خوبند.اتفاقا پول غذای خوب رو هم دارند ولی چون تو این منطقه کم پیدا میشه این قشر از مردم با کلی رانندگی وزحمت خودشون رو به تهران ویا جاهای دیگه که دورتره می‌رسونن تا غذای خوب بخورن من میخوام کار رو برای این عده راحتتر کنم..

    واز ناحیه ی فراوانی در زندگی خودم به این قضیه نگاه میکردم .

    میگفتم خوب من هم توی این منطقه زندگی میکنم ولی رفاه مالی دارم وحاضرم برای غذای با کیفیت هزینه ی بیشتری کنم.وچقدر راحتتره برام که این غذا در دسترس تر ونزدیکتر باشه برام.

    برای اینکه این باور در من ریشه ای تر بشه می‌رفتم توی منطقه ی خودم میگشتم وسرچ میکردم وکسب وکارهایی رو پیدا میکردم که خیلی خوب می‌فروشند.

    مثل نمایشگاه‌های ماشین .مثل طلا فروشی‌های که مردم برای خرید طلا صف می‌ایستند.

    مثل هایپر مارکتها که مردم سبد سبد خرید می‌کنند.

    مثل رستوران‌های شلوغی که غذای فسفودی گران قیمت میدن وخیلی هم شلوغن.

    توی خیابون با دقت بیشتری راه می‌رفتم

    مثل شکارچی که دنبال ردپای ثروتمندان منطقه میگرده ..

    هرکی با امکانات عالی مثل خونه وماشین وحتی لباس‌های برند وحتی عمل‌های زیبایی گرون قیمت وخریدهای بالا رو میدیدم با خودم بارها وبارها تکرار میکردم این منطقه پر از ثروتمنده…

    اینجاهم آدم‌های زیادی داره که دنبال غذای با کیفیت وهرچند گران هستند.

    تو بساز لیلا.

    تو بسازلیلا.

    وهدایت اتفاق افتاد ..

    کی؟

    زمانی که من با این خواسته راحت شدم.

    مقاومتی نداشتم.

    داستان هدایتم به کترینگ رو در کامنتهای قبلم نوشتم که چقدر معجزه وار اتفاق افتاد..

    حالا من شروع به کار کرده بودم اما هنوزم این باورها بود که تبلیغات کن .بیلیورد بزن.بلاگر دعوت کن واز این دست باورها که 99درصد آدم‌های اطرافمون بهمون ایده میدن..

    ولی قلب من چیز دیگه ای رو باور داشت .

    من آموزش دیگه ای رو از استادم یاد گرفته بودم.

    صبر همراه با امید .

    توکل واعتماد به تنها قدرت جهان هستی.

    داشتن احساس خوب.

    آرامش.

    نداشتن حرص وطمع.

    مقایسه نکردن.

    نداشتن عجله.

    باور به تکامل.

    ایمان به نتیجه ای که هیچ اثری از اون نیست .ایمان به غیب…

    میگفتم این شناخته شدن اتفاق میافته.

    میگفتم مسیر من وکار من درسته وکار درست راهش رو پیدا میکنه.

    اوایل کار فقط مشتری حضوری بود که وقتی از جلوی کترینگ گذر می‌کردند میومدن داخل وتبریک میگفتن وبرای امتحان یک پرس غذا می‌گرفتند ودر خواست کارت ویزیت می‌کردند.

    کم کم همین مشتریها تماس می‌گرفتند واعلام رضایت می‌کردند ودرخواست کد اشتراک.

    من نزدیک به دوماه به چند نفر پیک موتوری حقوق دادم بدون اینکه فاکتور خاصی برای دری وری داشته باشم.

    ولی با عشق و با قلبی باز وامیدوار بهشون حقوق دادم .

    حتی وقتی می‌گفتند که ما اصلا کاری نکردیم که شما به ما حقوق میدید ومن در جواب با لبخند میگفتم اینا باشه طلب من برای وقتی که فرصت سر خاروندن نداشته باشید .خدا بده برکت .

    با اشک مینویسم…

    الان هرکدوم از این پیک ها چهار پنج تا فاکتور رو باهم می‌برند بازم پیک کم میاریم!!!!

    الهی شکرت.

    بحث معرفی کترینگ به تمام منطقه ی اسلامشهر شد.

    یه روز که توی کترینگ نشسته بودم یه آقایی تشریف اواردن گفتن که نماینده ی اسنپ فود هستند.

    شروع به توضیح روند کار اسنپ فود کردند.

    خوب ما قبلا با این اپلیکیشن کار کرده بودیم .

    ولی به طور کل من فراموش کرده بودم .

    والبته خاطره ی خوبی هم از نحوه ی پرداخت این مجموعه نداشتم.

    اینو زمانی فهمیدم که این آقا شروع به توضیح کرد ومن با مقاومت بود.وقتی علت مقاومتی که داشتم را در خودم جستجو کردم متوجه این خاطره شدم.

    سریع به خودم اومدم.

    گفتم اون خاطره برای اون مدار بود .

    تو الان مدارت تغییر کرده .باورهات تغییر کرده .قطعا این هدایت خداست پس بدون مقاومت گوش کن واجازه بده اتفاق بیافته .قطعا خیری در اونه.

    من انعقاد قراداد رو با مقررات مربوط به خودم وشرایط خودم پذیرفتم .

    چند روز بعد گروه عکاسی اسنپ فود اومدن کترینگ .

    کار انجام شد .

    والان کترینگ من در جستجوی اسنپ فود در این یکسال همیشه گزینه ی اول بوده.واین هم شد داستان معرفی من به کل منطقه که هرکسی از هرجایی میتونه با جزئیات وخیلی راحت با پرداخت آنلاین از کترینگ ما غذاش رو سفارش بده.بدون هیچ هزینه ی عجیب وغریب برای تبلیغات…

    ولی استاد عزیزم به قول شما ،فضای اسنپ فود خوبه اما من آزادی بیشتری رو میخوام.

    و ایده ی راه اندازی سایت برای سفارش غذا رو دارم .

    هنوز قدم اول هستم که در خواستم رو به جهان روشن وواضح اعلام کردم.

    میخوام فضا وبستری برای فروش داشته باشم که مدیریتش تمام وکمال دست خودم باشه.

    حالا منتظر هدایت های خدا هستم وبزودی میام واز نتایج اون هم مینویسم.

    چون با دیدن الگوهای موفق از کسب وکار خودم در مورد انجام کسب وکار در فضای سایت این باور رو در من قوی کرده که میشود.پس انجام شده می‌بینم. وقدم برمیدارم.

    تمرکز

    تمرکز

    تمرکز

    چیزیه که هرچقدر روش کار کنم بازم کمه.

    نتایج فعلی من حاصل این حد از تمرکزمون بوده حالا اگه نتایج بزرگتر میخوام باید تمرکز بیشتری بزارم.

    در این مورد من صدها کامنت گذاشته شده توی اسنپ فود رو خوندم ونشاط ضعف ونقاط قوت کترینگ رو متوجه شدم وبرای بهبود بیشتر استفاده کردم.

    غذاهای آماده شده رو تیست کردم و یا وجود عالی بودن اشپز عزیزم در خواست بهتر شدن مزه ها و طعم غذاها رو دادم.

    کیفیت مواد اولیه با وجود اینکه از جاهای مطمعن خریداری شده رو کنترل وچک کردم.

    برخورد منشی های کترینگ وپیک هارو با مشتریان بررسی کردم .

    وخلاصه سعی کردم همه چیز درست انجام بشه وتلاش میکنم هر روز بهتر از قبل انجام بشه.

    چون تمرکز همون ذره بینی هست که انرژی رو یک جا جمع میکنه ونتیجه حاصل میشه…

    نکته ی مهم:

    اصلا مهم نیست که تمام اعضای کترینگ چقدر کارشون رو عالی انجام میدن ،من باید به عنوان صاحب کسب وکار روی کارم تمرکز داشته باشم .

    چقدر به موقع بود شنیدن این نکته برای من…

    درست زمانی که کترینگهای غذاهای ارزان زیر مبلغ 100 هزارتومان همه جا مثل قارچ رشد می‌کرد ومردم موج موج جلوی این مغازه ها صف می‌ایستادند وخرید می‌کردند کسانی میومدند ومیگفتند شماهم کنار این غذاهاتون غذای اقتصادی وارزون قیمت بفروشید خیلی خوب جواب میده ولی من برای خودم طبق اموزشهای شما بازار کار تعیین کرده بودم که من نمیخوام همه مشتری من باشند.

    من دلم میخواد افرادی از من خرید کنند که هم ثروتمند باشند وآزادی مالی داشته باشند وهم برای سلامتی خودشون وخانوادشون ارزش قاعل باشند.

    من میخوام افرادی از من خرید کنند که دنبال غذای خوب باشند .من دنبال مشتری زیاد وخوب نباشم بلکه مشتریهای زیاد وخوب بدنبال غذای خوب منو پیدا کنند.

    وطبق قانون جهان این اتفاق همواره برای من راحت ولذت بخش می‌افته.

    از جاهایی برای سفارشات مراسم میان پیش ما که فکرش رو هم نمی‌کنیم.

    انقده کیفیت کارمون رو بالا بردیم که مردم بدنبال ما هستند.

    تعریف غذاهامون کیلومترها دورتر رفته.

    و از باغ ها ی خیلی دور برای مراسم جشن وسفارشات چند صد پرسی میگیریم وارسال میکنیم.

    خبر خوب اینه که وقتی تکامل طی شد وتعداد سفارشات بالا رفت اقدام به خرید یک وانت سر پوشیده با گرم کن کردیم که تعداد بالای غذا با شرایط گرم بدست مشتریها راحت برسه . وروزی رو میبینم که تعداد این وانتها بیشتر وبیشتر شده.

    اصلا توی فضای مجازی نبودم ونیستم وخبر ندارم که دیگران چیکار می‌کنند و چطور وچقدر می‌فروشند..امروز خودم رو با دیروز خودم واین ماه رو با ماه قبل خودم مقایسه میکنم ورود رشد خودم رو میبینم واز رشد وبهبود داعمی خودم راضی هستم وهمچنان این مسیر با لیزر فوکوس ادامه داره ..

    استاد جان تک تک جملات شمارو به عنوان یه شاگرد حالا که دارم گوش میکنم خداروشکر خوب انجام دادم خیلی به خودم افتخار میکنم . وحتی شما توی خوابم اومدین و روبه مریم جان فرمودین این شاگرد زرنگه کلاسمونه ومن کلی عشق کردم وحتی توی خوابم از زندگیم چندتا سوال پرسیدین ومن در کمال آرامش جواب دادم وشما سر تحسین وتایید تکون دادین وکلی خوشحال شدین..

    استاد جانم مسیرم درسته وبا همین فرمون میرم جلو..

    منم چه برای انتقادها وچه برای تعریف ها وتشکرهای اسنپ فودم هیچ وقت هیچ جوابی ندادم وسعی کردم فقط در عمل از این کامنتها استفاده کنم.

    البته الان که برنامه دست منشی‌ها ی کترینگه،اونها پاسخ کامنتها رو میدن ولی من مخالفتی هم در این مورد نداشتم .چون میدونم این فرکانس‌های خودمه که صد درصد اتفاقات ونتایج زندگیم رو می‌سازه ونه هیچ کس دیگه.

    البته خداروشکر یکی از منشی های عزیزم از شاگردان شما هستند با باورهای ارزشمند وخوشحالم برای هدایتشون.

    استادم مسیری که من طی کردم همونطور که شما گفتین یه شبه به نتیجه نرسیده

    من عاشقانه روی تعهدم موندم .باورهای درست ساختم .دنبال الگو گشتم.وبا امید وتوکل ادامه دادم و با تمرکز دنبال بهبودهای مستمر وقابل انجام بودم.

    با باورهای درست مسیر برای من لذت بخش وراحت بود.

    وشجاعت میخواد که منی که خیلی راحت میتونم غذای ارزان رو توی بسته بندی ارزان بدم دست مردم وهمه صف بکشن جلوی مغازم رو نرم سراغش وسوسه نشم برای انجامش و توی مسیر خودم بمونم غذای خوب با قیمت بالا وپکیج عالی ارائه بدم و نتیجه بگیرم .

    قیمت یک پرس غذای کترینگ ما4 برابر وشاید هم بیشتر از غذاهای کترینگهای اطرافه ولی خداروشکر که مشتریهای خوب و زیادی هستند که به ما سفارش میدند.

    خدای من شکررررررت برای این باورها که این حد از شجاعت رو در من ایجاد کرده.

    بخدا قسم که از زندگیم دارم لذت میبرم.

    چون عاشق کارم هستم.

    چون با باورهای درست مسیرم رو ادامه میدم.

    چون هدایت‌های خداوند کارهامو آسونتر میکنه.

    چون نتایجم با هدایت های خداوند چندین برابر بزرگتر شده.

    استاد جانم از شما سپاسگزارم برای اینکه این مسیر زیبا رو به من نشون دادین.

    این فایل چکیده ی دوره ی روانشناسی ثروت 3 هست که الان با عشق دارم روی این دوره کار میکنم.

    واین نشون دهنده ی عشق وتعهد وسخاوت شماست که این اگاهیها رو در یک فایل دانلودی در اختیار ما قرار میدین.

    عاشقتونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 243 رای:
    • -
      دانا کریمی گفته:
      مدت عضویت: 839 روز

      سلام عرض میکنم خدمت شما لیلا خانم عزیز

      خدارو شکر میکنم بابت موفقیت ها و پیشرفتهای روز افزون شما

      از ته دلم پیشرفتها و میزان درک بالای شما از قوانین و کلام شیوای شما را در بازگو کردن قوانین و نتایجتون تحسین میکنم و هزاران بار تحسین میکنم

      این کامنت شما برای من به قول استاد یک کیس استادی بسیار قوی و انرژی بخش بود البته که همه ی کامنتهاتون برای من تا الان درسهای بسیار زیادی داشته و کمک خیلی زیادی به من در درک بیشتر آموزشهای استاد کرده

      الان که دارم براتون کامنت مینویسم فکر میکنم دو ساعت میشه که مشغول خوندن کامنت شما هستم ، بارها و بارها کامنتتون رو خوندم ، روی جمله به جمله اش صبر کردم و فکر کردم و طبق کامنت شما ، خواسته های خودم رو برای کسب و کار جدیدم مشخص کردم و باز هم طبق کامنت شما باورهای هم جهت با خواسته هایم را نوشتم و خدارو هزاران بار شکر میکنم که همین کامنت چقدر انرژی و مدار من رو بالاتر برد

      خدارو شکر میکنم که منو به کامنت شما هدایت کرد و ازتون سپاسگذارم بابت اینکه تجارب و نتایج و درکتون از قوانین و عمل کردن به قوانین رو با ما به اشتراک میذارید و با همین کارتون خدا میدونه که چقدر باعث پیشرفت جهان شدید و خواهید شد

      خدایا شکرت بابت هدایت شدنم به این کامنت تاثیر گذار

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      کوثر احسانی تبار گفته:
      مدت عضویت: 2093 روز

      سلام به لیلا جان بشارتی

      تبریک تبریک .

      هرجا هستی امیدوارم فقط مسیر ارامش و صبوری،پر از موفقیت مالی ،سلامتی و احساس خوب برات اتفاق بیفته.

      من امروز سوالئ در عقل کل مطرح کردم و کسی پاسخ اون رو نداد و رهاش کردم،امروز از کامنت شما اون پاسخ رو گرفتم.

      شما فقط کامنت موفقیت بذار عزیز دل

      شما فقط از روند باور سازی و تکامل ت کامنت بذار و ما رو متوجه و درک قوانین کن.سپاس از شما

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      رویا مهاجرسلطانی گفته:
      مدت عضویت: 2474 روز

      درود و وقت بخیر خدمت شما دوست عزیزم لیلا بشارتی عزیز و شاگرد زرنگ استاد عباسمنش

      بخدا هر چقدر تحسینت کنم بازم جای تشویق و تمجید داره . خیلی ذوق میکنم وقتی کامنتی به این زیبایی می خونم و می نویسی وقتی دست به قلم میشی احساس میکنم یک کتاب و یا یک داستان جادویی رو می خونم .. پر از نکته . پر از درس . پر از تجربیات عالی . پر از ایده های پرمحتوا . پر از باورهای درست و مناسب .. پر از باورسازی های عملی .پر از عشق و مهربانی .. پر از لطف خداوند .‌پر از صفا و صمیمیت و صداقت . پر از نشانه ها و هدایت های خداوند و پر از مسیرهای درست و مناسب و صحیح الهی پر از جسارت و شجاعت .. انگار بال های بلند فرشتگان الهی حامی و پشتیبان این افکار تمرکزی شما برای بهبودی بیشتر همراهت هست .

      اینکه در مقابل اسنپ فوت یک مقاومت ذهنی داشتی بخاطر نارضایتی از پرداخت قبلی این اپلیکیشن بوده که در آن مدار قبلی بودی! ولی ایندفعه بجای مقاومت از فرصت پیش آمده استفاده کردی با درخواست و شرایط خودت که توانستی اشتباه و یا بعبارتی از آن اشتباهات گذشته درس شو بگیری وگرفتی و اینبار به چشم یک فرصت بهش نگاه کردی و یک پله بالاتر رفتی و بدون هیچ هزینه ای و یا تبلیغاتی شناخته و موفق تر شدی خدا رو شکر

      لیلا جان خدا قوت .

      خدا قوت برای اینکه حتی کامنتت را با عشق و حوصله و تمرکزی نوشتی . و بقول خودت

      چون تمرکز همون ذره بینی هست که انرژی رو یک جا جمع میکنه ونتیجه حاصل میشه

      این جمله تو سیو کردم که همیشه بنویسمش و بخونم و مدام بخودم یادآوری کنم ممنون و سپاسگذارم دختر خوب و زیبا و زرنگ و خوب و عالی..

      لیلا جان آرزوهای قشنگت رو تحسین کردم اینکه گفتی.

      ایده ی راه اندازی سایت برای سفارش غذا رو دارم .

      هنوز قدم اول هستم که در خواستم رو به جهان روشن وواضح اعلام کردم.

      میخوام فضا وبستری برای فروش داشته باشم که مدیریتش تمام وکمال دست خودم باشه.واقعا برای این ایده و درخواستت خوشحال شدم و امید دارم با همین تمرکز و با همین عزم و اراده ی محکم و با همین فرمان جلوتر و جلوتر بری و خیلی زود مثل موفقیت های گذشته آت میایی برامون با عشق می نویسی و خوش خبری میدی مثل همین خوش خبری که نوشتی و گفتی خبر خوب اینه که وقتی تکامل طی شد وتعداد سفارشات بالا رفت اقدام به خرید یک وانت سر پوشیده با گرم کن کردیم که تعداد بالای غذا با شرایط گرم بدست مشتریها راحت برسه . وروزی رو میبینم که تعداد این وانتها بیشتر وبیشتر شده واقعا همینجوری همش داشتم تحسنت میکردم آفرین خدا رو شکر که هر روز در مسیر رشد و پیشرفت هستی و خدا رو شکر. کامنت صبحگاهی من تو بودی و کلی ایده ازت گرفتم و می‌خوام منم برم پیاده روی و توی شهرم یک سرچی کنم برای خواسته ام !!!

      چقدر خوبه که خداوند یکی از بندگان خوب و شاگردهای عباسمنش را با باورهای خوب در کنار شما قرار داد و همش سر تایید و تحسین تکون میدادم و فقط بهت تبریک میگفتم و تشویقت می کردم اینکه گفتی

      خداروشکر یکی از منشی های عزیزم از شاگردان شما هستند با باورهای ارزشمند وخوشحالم برای هدایتشون.دختر واقعا باید ازت درس یاد بگیرم برای این هدایت ها و برای این اعتماد بنفس فوق العاده عالی آت آفرین آفرین لیلا جان واقعا و الحق شاگرد زرنگه ی استاد عباسمنش هستی بهت تبریک میگم . لیلا جان همچنان مثل همیشه مشتاقانه منتظر کامنت های زیبات هستم امیدوارم یک روزی خیلی نزدیک و زود یکی از مشتری هات خودم باشم و بیام بسمت کترینک اسلامشهر و خیلی هدایتی در مسیر دریافت غذای باکیفیت و خوشمزه آت باشم و هدایت بشم (منم درخواست مو همینجا ارسال کردماااا !!)

      لیلا جان برات بهترینع بهترین ها در تمام جنبه های زندگیت رو آرزومندم

      روز و شبت بخیریت و خوبی خوشی و سلامتی و ایام بکامت شیرین و گوارا همراه با عشق و پول و ثروت و نعمت و برکت های الهی

      موفق و پایدار و سربلند باشی عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      رضا گفته:
      مدت عضویت: 1445 روز

      درود بر شما خانم لیلا

      کامنت بسیاز زیبای شمارو خوندم و با هر جمله و هر باوری که نوشتن همون رو برای کار خودم نوشتم . به ترمزهای ذهنی خودم در چند مورد اگاه شدم.

      شغل من تفاوت زیادی با شغل با شما داره ولی باورهای شمارو تبدیل کردم به باورهای درست در کار خودم.

      احساس عالیی گرفتم هم با ایجاد باورهای خوب هم با خوندن کامنتهای شما که امید رو چندین برابر کرده تو قلب من . کامنت های شما و دیگر دوستان موفق مهر تایید به درستی مسیر من میزنه و با ایمان قوی ادامه میدم و اتفاقاتی که ارزوهای دست نیافتنی طبق ذهنیت خودم بود الان قسمتی از زندگی روزانه من هستش.

      از شما سپاسگزارم انقدر عالی افکار و باورهای خودتون رو مینویسید و انقدر خوب به ذهن خودتون نظارت دارید و درک میکنیم راه موفق شدن شما از چه باورهایی میگذره.

      همیشه شاد

      همیشه موفق

      همیشه سلامت و ثروتمند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      Zahra گفته:
      مدت عضویت: 1278 روز

      سلام خانم بشارتی عزیز

      کامنت شما خیلی روی من تاثیر گذاشت و اون فایلی که استاد در مورد نتایج شما گفتن رو من بارها و بارها گوش کردم و ازاون روز میام پروفایلتون و دیدگاه های شما رو هر روز میخونم

      بی نهایت تحسینتون میکنم واز صمیم قلبم براتون موفقیت های بیشتری خواستارم

      احساس میکنم یه حس جدیدی درمن متولد شده منم میخواهم که خالق زندگی خودم باسم از دوره قانون افرینش شروع کردم والان جلسه دوم هستم موضوع باورها

      هر کاری میکنم نمیتونم باور فراوانی برای خودم ایجاد کنم و ذهن منطقیمو ارام کنم

      دلم میخواد من هم یه کسب و کاری شروع کنم در ذهنم اومد که دوره های شیرینی پزی و شرکت کنم اما همش میگم بازار کار نداره

      خواستم ببینم شما راهکاری برای ایجاد باورهای قدرتمند کننده دارین؟

      بی نهایت سپاسگزارم و به خدای مهربان میسپارمتون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      داود نیکزاد گفته:
      مدت عضویت: 2183 روز

      سلام خانم لیلا بشارتی

      از خواندن کامنتهاتون سیر نمیشم دونه دونه دنبالشونم و پیدا میکنم و کپی میکنم و باور میسازم و لذت میبرم که هر چند وقت یک بار بخونم چون با این کامنت ایمانم قوی میشه توحیدی تر میشم عبادته برام

      چقدر لذت بردم که فقط روی کیفیت خودتون کار کردید و تونستید باورهای هم راستا با خواسته هاتون (که واقعا سخته و تعهد بالای میخواد) برای کسبوکارتون ایجاد کنید و پاش وایسین و صد البته نتیجه هم گرفتین و الگوی ما شدین

      خیلی لذت بردم وقتی پا جای پای استاد گذاشتید و گفتید

      من میخوام افرادی از من خرید کنند که دنبال غذای خوب باشند .من دنبال مشتری زیاد وخوب نباشم بلکه مشتریهای زیاد وخوب بدنبال غذای خوب منو پیدا کنند.

      وطبق قانون جهان این اتفاق همواره برای من راحت ولذت بخش می‌افته

      چقدر باورمو قوی میکنه

      تغییر باور کمبود از سختترین باورهاست میدونید چرا چون در جامعه ای زندگی میکنیم که همه دنبال قسط کار کردنن و قرضی دادن اجناسشون از ترس موندن اجناس و نتونستن پر کردن چکهاشون

      و این باور رو القا میکنه که مردم قدرت خرید ندارن بی بازاریه و کمبود و کمبود من خودم تو میدان میوه میبینم که دوستم هر روز سفارش داره اما هم طرف قرضی ازش میخره و نمیاد جنس با ارزش برای مشتری های ارزشمندش ببره ( در واقع خدمتی ارزشمند ارائه نمیده به جامعه)

      و هم دوستم هرچی جنس پس مونده رو دو برابر قیمت بهش میده و صدای دوتاشونم در نمیاد نه اون میگه این چه جنسیه فرستادی نه این میگه چرا دیر پول میدی

      خیلی ازتون سپاسگزارم که با عشق نتایج ارزشمندتون را با ما به اشتراک میذارین

      چون خود این کامنت تعریف کاملی از ایجاد باور پایبندی بهشون و دیدن نتیجه اون باورها بود و چقدر به من کمک میکنه در ادامه مسیرم

      گفتید الان خیلی به خودتون افتخار میکنید منم عاشق ایمانتون تعهدتون شجاعتتون شدم و افتخار میکنم که هممسیر شمام

      خیلی سپاسگزارتونم امیدوارم از موفقیتهاتون در مراحل بعدی برامون بگید و در آخر یک روز عالی کامنت منو بخونید و خستگی هاتون در بره

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    حامد حسامی گفته:
    مدت عضویت: 3386 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام و درود فراوان بر استاد عباسمنش واستاد شایسته و تشکر فراوان دارم برای این فایل هدیه ای ارزشمند

    واقعاً یکی از بهترین مکان ها برای پیدا کردن سوالات زندگی ما بخش عقل کل سایت استاد عباسمنش است و این بخش گنجینه ای از آگاهی برای سعادت و خوشبختی عبدی است.

    خودمن که بالای یک سال است که اینستاگرام و شبکه های اجتماعی را حذف کردم و به جای وقت گذاشتن در این سایت های بی ارزش وقتم برای ساختن باورهای ثروت آفرین میگذارم…

    وچقدر خوب است که مردم به جای اینکه وقت خودشان را بر زندگی مردم های دیگر بگذارنند که فلانی چه پستی در اینستاگرام گذاشته است و یا بهمانی چه کار کرده است وقت خودرا روی بهتر کردن خود بگذارنند و به جای ایراد گرفتن از دیگران دنبال بهبود دادن خود باشند.

    من هم از وقتی که فهمیدم که اتفاقات زندگی خود را خودم رقم میزنم دیگر دنبال انتخاب واین حرف ها نرفتم و الان چند دفعه است که رأی نداده ام و صفحه ای انتخابات شناسنامه ام سفید است و حتی یک مهر رأی دادن هم ندارد.

    برای همه ای شما عزیزان آرزوی سعادت و خوشبختی بی پایان را دارم

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    سمانه گفته:
    مدت عضویت: 2196 روز

    سلام به استاد گرانقدرم و مریم جان توحیدی ام و همه دوستانم

    گام 25

    الهی شکر هدایت شدم که با احساس خوب و توکل بشینم پای اگاهی های این فایل

    چند روزی بود که یکم احساس شلوغ پلوغی میکردم در مورد گوش دادن و تمرکز کزدن روی دوره ها و فایل ها چون میخواستم روی همش وقت بزارم و این منو محدود میکرد تا اینکه امروز خودمو سپردم به خداوند و گفتم هدایتم کن یه حسی درونم گفت بیام گام 25 رو تمرکزی کار کنم به جای اینکه به همه چیز با هم فکر کنم بقیه کارامو توی ذهنم بستم و نشستم

    انگار استاد داشت با من حرف میزد

    مخاطبش من بودم

    اومد در مورد تمرکز گفت چون من خیلی شاخ و برگ داده بودم چند روزی به همه چیز با هم فکر میکردم و داشتم فلج میشدم که خدا هدایتم کرد

    یکی از درگیری هام بیزینسم بود

    تا اینکه استاد گفت چی میشه که یه بیزینس جواب میده ؟

    1. یه عالمه باور مناسب میخواد که من ندارم

    2.یه عالمه تعهد میخواد که من ….

    یه عالمه انگیزه و عشق میخواد

    یه عالمه تمرکز میخواد که من …

    میخواد که ناامید نشیم و ادامه بدیم

    ایمان میخواد

    خودمونو مقایسه نکنیم

    و لذت ببریم از مسیر تا نتیجه هم خودش بیاد

    من رفته بودم نقطه مقابل همش که دقیقا ربط داشت به ذهنم و نجواهاش

    خلاصه اینکه استپ کردم و بررسی کردم و با خودم فکر کردم و در لحظه چند تا باور و الگو رو بررسی کردم حسم خوب شد و بعد چند تا ایده اومد که دو سه تاییش با شرایط حال حاضرم جور بود که نوشتم انجامش بدم بقیه ایده ها هم توی زمان مناسبش وقتش باشه دوباره جهان بهم یاداوریش میکنه

    خداروشکررررر که اماده دریافت بودم و چسبید بهم

    باید باور کنیم که میشود تا راهش بهمون گفته شود

    سپاسگزارم ازتون اینقدر خوب و ساده و قابل فهم توضیح دادین

    الهیییی شکررر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    ملکه قربانی گفته:
    مدت عضویت: 1125 روز

    به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته نازنین ودوستان بزرگوار

    خدا را سپاس گزارم برای دریافت آگاهی های امروزم

    برای رسیدن به اهدافم باید همیشه تمرکز خودم را روی خواسته ام بگذارم و اون برای خودم واضح کنم‌ و باور های مناسب اون خواسته هام را بسازم و کار به چگونگی اتفاق افتادن اون نباشم وبا ایمان حرکت کنم‌ وقتی قدم اول را بردارم خداوند هزاران قدم برای من بر می‌دارد

    وقتی که من میخوام ثروتمند بشم باید اول ذهن خودم را ثروتمند کنم‌ و رسیدن به ثروت ونعمت را برای خودم طبیعی بدانم و همچنین خودم را لایق دریافت نعمت وثروت بدانم با ساختن این باورها که ثروتمند شدن حق الهی من است معنوی ترین کار جهان ثروتمند شدن خداوند از من بیشتر میخواد که شاد و ثروتمند باشم و هزاران باور های مناسب وبا تکرار کردن این باور و تمرکز روی داشته هام و احساس سپاس گزاری برای داشتن نعمت های زندگیم وبرای این باور هام الگوهای مناسب پیدا کنم‌ و هرروز ذهنم را بمباران کنم‌ با این باور ها

    وقتی باورها نفوذ کردن در وجودم خداوند هم من هدایت می‌کند به سمت خواسته هام

    مهمترین قانون جهان هستی تمرکز و توجه کردن به زیبایی ها و ثروت و فراوانی است وقتی همیشه این کار را انجام بدم خداوند هم طبق قانون جهان من هدایت می‌کند به سمت ثروت ونعمت و فراوانی بیشتر

    همیشه باید خودم را لایق بهترین نعمت ها و ثروت بدانم و همیشه خودم را به هماهنگی برسانم و وقتی که خوب روی خودم کار کنم‌ خداوند هم افراد موفق را به سمت من هدایت می‌کند

    همیشه مواظب افکار و احساسات درونی خودم باشم با گوش کردند به این آگاهی ها خودم را به مدار بالاتر برسونم

    در مدار بالاتر هم به موفقیت های بیشتری هدایت می شوم و با تکرار این مسیر هرروز در حال پیشرفت وگسترش هستم

    خدایا این مسیر را برای من آسان کن

    تنها تو را می پرستم وتنها از تو کمک می خواهم

    ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت داده‌ای نه راه گمراهان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    معصومه سلمانی پور گفته:
    مدت عضویت: 1314 روز

    بنام الله مهربانم

    سلام به استادان جان و دوستان خوبم

    گام 25 خانه تکانی ذهن

    دیروز و امروز احساس سنگینی میکردم رو قلبم و انگار فشار میومد بهم و با پسرم هم چلنچ داشتم و اعصابم داغون میشد و امروز فهمیدم چرا

    از وقتی مهدیار رفت مهد باخودم گفتم برا درساش گیر نمیدم حتی با معلمشم صحبتم کردم که من تو خونه باهاش کار نمیکنم و سخت نمیگیرم هر چی یاد میگیره همنجاست و امروز که داشتم ازش بعضی چیزارو میپرسیدم با ترس جواب میداد با صدای اروم و یا اشتباه منم باز عصبانی تر میشدم و دعوا.

    یلحظه گفتم بهش من میرم تو حیاط دنبالم نیا هوا بخورم، اومدم بیرون ،گفته شد برو بافلانی حرف بزن و بپرس چیکار کنم

    رفتم صحبت کردم و فهمیدم از کجاها اب میخوره حال بدم

    1. خودمو با مامانای دوستاش مقایسه میکردم که سریع با بچه هاشون کار میکردن و احساس بی ارزشی بهم دست میدادی

    3. مهدیارو با دوستاش مقایسه میکردم که زودی فیلم و عکس درساشون میفرستن

    3.از اینکه فلانی بگه چرا چیزی یادنگرفته

    4. سایه های خودمو داشتم رو پسرم پیاده میکردم یادمه برا درس خوندن همیشه با دعوا بود و از ترس و به عینه دیدم تو چشای مهدیارمم که چه حس بدی بوده و هست و به زبون اورد که اصلا دوس ندارم برم مهد یا کاش نمیرفتم

    5. احساس ارزشمندیم رو به یادگیری شعر و درسای مهدیار گره زده بودم

    6. کمالگرایی که چقد مخربه و کار خراب کنه

    که با اینکه تو دوره لیاقتم و دارم کار میکنم روشون بازم هنوز هس درسته کمتر شده ولی هست.

    وای از دست این ذهن چموش که باعث شد هم حال خودم بد بشه و تداعی بشه بچگیم ،هم حال مهدیارم که با فشارام ترس رو داشتم درش جامینداختم که با ترس و دعوا باید یاد بگیره

    و یاد گرفتم

    1. که بزارم مسیرخودش رو بره ،خواست بخونه کمکش کنم و فقط بهش باد اوری کنم

    2‌جایزه ندم بخاطر درس خوندنش و شرطی نکنمش

    3 توقع یباره انجام دادن ازش نداشته باشم مثل خودم اروم اروم و کم کم بزارم لذت ببره از یادگرفتن تا مستمر باشه کاراش نه بخاطر دل من و ترسا

    خدایاشکرت بخاطر این گفتگو ها

    خدایاشکرت که حالم بهتر شد

    خدایاشکرت که با ی پس گردنی کوچیک به مسیر برگشتم

    خدایاشکرت بخاطر همسایه خوب و خداگونه ام

    خدایاشکرت بخاطر پسرباهوشم

    خدایاشکرت بخاطر فهمیدن ریشه ی کارام

    ️خدایاشکرت برای هدایتهات️

    میدونم گفته شد بزارم اینجانوشته هامو شاید زیاد مرتبط نباشه ولی باید میزاشتم.

    از دیروز با خودم مدام دارم تکرار میکنم باید لذت ببرم از هر لحظم، از کاری که میکنم ،از پیاده رویم ،از بازی با پسرم از ،از طراحی کردنم و ..

    میدونم خیلی چیزارو از دست دادم خیلی لحظه های که میشد بهتر بشه ولی اشکال نداره تجربه شد که حواسم بیشتر جم باشه بیشتر رفتارامو دقت کنم کندوکاو کنم .

    این ایه اومد برام

    اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاهٍ فِیها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِی زُجاجَهٍ الزُّجاجَهُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبارَکَهٍ زَیْتُونَهٍ لا شَرْقِیَّهٍ وَ لا غَرْبِیَّهٍ یَکادُ زَیْتُها یُضِی‏ءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى‏ نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلِیمٌ

    خدا نور پدیدآورندۀ آسمان‌ها و زمین است. نور هدایت و معرفت الهی همانند چراغِ روی طاقچه است: روی آن شیشۀ برّاقی است و شیشۀ چراغ چنان می‌درخشد که انگار ستاره‌ای تابان است. سوخت چراغ هم روغن زلال زیتون است، برگرفته از درخت بابرکتی که وسط باغ کاشته‌اند و آفتاب از هر طرف به آن می‌تابد. این روغن به‌قدری صاف است که بدون آتش‌گرفتن هم روشنی می‌دهد. بله، نورِ چنین چراغی صدچندان است. خدا هرکه را شایسته بداند، با این نور به مقصد می‌رساند. خدا برای مردم این نکته‌ها را می‌آورد و او هر چیزی را می‌داند.

    نور – 35

    خدایا خودت هدایتم کن هر لحظه و هر ثانیه.

    استاد سپاس گذارم ازتون بخاطر فایلاتون که هر چی میرم جلوتر میدونم میفهمم هیچی نمیدونم و باید بهتر و بیشتر عمل کنم.

    باید هرجور شده حالمو خوب نگه دارم

    بهترین بهترینها رو برا تک تکمون ارزومندم

    ای که مرا خوانده ای راه نشام بده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    جلال مسعودی گفته:
    مدت عضویت: 2671 روز

    بنام خداوند مهربان

    سلام به همه دوستان و کاربران سایت

    خدایا تو میپرستم و فقط از تو یاری می‌جویم. مرا به راه راست ، راه کسانیکه به آنها نعمت داده ای ، نه راه کسانیکه به آنها غضب کرده ای و نه را گمراهان ، هدایت کن

    گام 25 پروژه خانه تکانی ذهن

    امروز با دیدن و گوش دادن به این فایل ، رفتم به اون زمانی که این لایو گرفته شده بود. یک قیاس ذهنی از خودم در اون موقع و الان گرفتم. اولین موردی که سپاسگزاری اون رو بالفور انجام دادم این بود که درک و پذیرش صحبت های استاد برام خیلی راحت تر و دلنشین تر شده ، مقاومت های ذهنی ام خیلی ناچیزه

    منم گاهی اوقات که از مدار اصل قانون دور میشم ، اولین چیزایی که توی ذهنم قلقلک ام میده ، اینه که برو واتساپ گروه بزن ، اینستاگرام بریز و تبلیغ کن ، تو خیلی توانایی داری، خیلیا به خدمات تو احتیاج دارن و باید بهشون کمک کنی ، هرچه بیشتر کمک شون کنی بیشتر به گسترش جهان کمک کردی و اینم که حرف استاده و باید این مسیر رو بری …..

    خدا را شکر خدا هواسش به من هست ، و بارها منو از لب این پرتگاه ها نجات داده و به مسیر توحیدی برگردانده.

    دیشب یه مشتری غریبه خیلی با شخصیت و مثبتی داشتم و ازم خواست تا لاستیک های ایرانی یزد تایر که برای ماشینش خریده بود رو تعویض کنم . براش انجام دادم و تمام سعی خودمو کردم که بهترین خدمات را براش انجام بدم ( البته این شیوه ی کار من برای همه مشتریامه ) ، در پایان کار صحبت از کیفیت لاستیک ها پیش اومد و منم طبق تجربه خودم نظراتم رو گفتم ، و یکی از عیوب ظاهری لاستیک های ایرانی رو همون جا روی لاستیک خودش نشونش دادم .

    تلفنش رو برداشت و به چند نفر زنگ زد و از لاستیک ماشینش عکس گرفت و برای اونا فرستاد.

    در آخر متوجه شدم که ایشون ، یک سمت اداری توی شرکت لاستیک یزد تایر داره و با چند تا از مهندسین خط تولید شرکت شون صحبت کرد و موضوع رو پیگیری کرد و برام فیلم های خط تولید شرکت رو نشون داد و کلی از من تشکر کرد بخاطر دقت در کارم و کیفیت خدماتم . در آخر هم شماره موبایلم رو ذخیره کرد و گفت باهام هماهنگ میکنه تا یه روز از شرکت شون و آشنایی با خط تولید بازدید داشته باشم.

    استاد حرف شما همیشه توی گوشم زمزمه میکنه ، که من فقط باید روی خودم و باورهای خودم کار کنم ، من باید ایمانم رو روز به روز بیشتر کنم ، من باید تمرکز و توجه ام روی بهبود شخصیتم باشه . روی بهبود کیفیت کار و خدماتم باشه

    استاد تشکر و قدردانی از شما ، درون من بصورت لحظه به لحظه شده ، و هر روز ابعادش وسیع تر میشه ، مخصوصا که بتازگی دوره عشق و مودت هم چاشنی تغییراتم شده ، و چقدر چقدر حالم خوبه ، چقدر احساس خوشبختی دارم

    بابتش خدا را هزاران هزار بار شکر گزارم دوستتون دارم ، پاینده و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    پروانه گفته:
    مدت عضویت: 1366 روز

    بنام خداوند هدایتگر مهربان

    سلام استاد عزیز ومریم بانوی مهربانم

    چندین سال پیش قبل از اینکه با قانون آشنا بشوم چندتا فیلم آموزش هنری دیدم و متوجه شدم به هنر وکارهای هنری علاقه زیادی دارم یعنی از کوچکترین وقت ممکن استفاده می‌کردم تا مثلا گلسازی کنم چون دوتا بچه کوچیک داشتم واصلا وقت آزاد نداشتم خب بدون کلاس رفتن همون آموزش اولیه ای بود که تمام نکات هم گفته نمیشد من کار می‌کردم ولی علاقه ی وحشتناکی داشتم و خیلی جاها چون تکنیک مناسب یا وسیله رو نمی‌شناختم از خلاقیت خودم استفاده می‌کردم وکار بسیار تمیزی در می آمد من از وقت استراحتم برای این کار استفاده می‌کردم بخاطر همین همیشه سرزنش میشدم حتی گاهی بقیه می دیدن میگفتن جالب نیست ولی بخاطر علاقه ای که داشتم ادامه میدادم چند بار هم کاری که انجام می‌دادم میفروختم ولی متاسفانه بخاطر اینکه نه خود من باور درستی داشتم واینکه همسر میگفت این چه کاریه این همه زحمت بکشی اون وقت فقط پول وسیله اش در بیاد و کاملا مخالف بود جواب من همیشه این بود که مهارت من زیاد نیست ولی یه مدت که گذشت خودم هم بجای اینکه روی خودم ومهارت کار کنم وپیشرفت کنم با خودم گفتم کاری انجام بدم که نیاز جامعه باشد و مغازه شال وروسری زدم البته که خیلی چیز ها از فروشندگی یاد گرفتم از روابط با افراد تا خلق پول و رفع هزینه های عادی تا چیزی هایی بدست آوردم که یه روزی خواسته ی من بود چقدر اعتماد بنفسم بالا رفت چقدر احساس لیاقتم بالا رفت اون موقع قانون رو بلد نبودم ولی الان که میدونم دقیق میفهمم کجا به فرع دقت کردم وجواب نگرفتم کجا به اصل دقت کردم وموفق شدم از هدایت شدنم به سایت آشنایی با قانون چیزی هایی که خلق کردم که یه روزی خواسته ام بود وچون تکامل رو طی کردم تعهد داشتم که به اون خواسته برسم وباور سازی میکنم سرعت رسیدن به خواسته ها خیلی زیاد شده واین سرعت با درک بیشتر قانون روز به روز بیشتر می شود اون جایی که درآمد خودم رو که از صفر بود ودرحال رشد بود رو مقایسه کردم با درآمد کسانی که درآمد زیاد داشتن فکر ازاین شاخه به شاخه دیگری پریدن داشتم ولی خب چون تعهد داشتم تمرکز کردم وهر بار بهتر از قبل شدم ولی خب الان که فکر میکنم اگه از اول روی هنر هم تمرکز میذاشتم موفق میشدم الان تصمیم دارم همون مسیری رو برم که بهش علاقه دارم وچون مسیر رو دوست دارم بارورسازی میکنم وخیلی راحت تر از قبل به اهدافم میرسم فقط باید مهارت لازم رو بدست بیاورم چون الان میدونم تمر کز صد در صدی لازمه اصل خارپشتی است و یه خار پشت همیشه برنده است مهم نیست چقدر طول بکشه که البته طولانی شدن مسیر بخاطر ترمز ها است و کسی که قانون رو بلد باشه به قدرت آفرینش وخلاق خودش ایمان دارد ومسئولیت زندگی خودش رو بر عهده می‌گیرد یه باوری دارم که خیلی بنظرم درست است هرکسی مسئول رفتار خودشه چون رفتار هرکس فکر وفرکانس اون فرد هست وهر اتفاقی میفته مسئولش خود فرد هست و تمام دنیا واتفاقاتی که می افتد برای هرکس دلیلش باور هاست هر کسی باور درست داره موفق هست وهر کسی تغییر را بپذیرد تغییر زیبایی آفرین است وجهان بهتری در انتظار کسی هست که باور دارد تغییر خوب هست قشنگی دنیای هر کس به زیبایی باور های اوست وگرنه خدا آنچه ما در فکر خود باور داریم هر لحظه اجابت می‌کند پس اتفاق اجابت شده توسط خودمان خواسته شده

    فکرتون پر از باور های قدرتمند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    زینب مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1272 روز

    به نام خداوندی که تمام وجودم راپر کرده

    سلام به استاد عباسمنش وخانوم شایسته وهمه ی دوستان عزیز

    خدایا کمکم کن از هدایتهای توبنویسم

    چون احساس میکنم وجودم فقط تشنه ی توست

    استادعزیزم تواین چن روز یه اتفاقی برام افتاد که باعث بزرگتر شدن شخصیتم شد

    یه خواستگاری برام اومد یه آقای 42 ساله که از همه نظر شرایطش عالی بود ومن زینب 27 ساله بایه بچه ی 7 ساله میخواستم قبول کنم 4 روز باهم بودیم تلفنی باهم ارتباط داشتیم

    سعی کردم بهش وابسته نشم میدونستم وابستگی منو اذیت میکنه واز خدادورم میکنه

    ولی بازم با بعضی از حرفاش دلم هری میرخت و میرفت سمت اون

    دیشب که برای اولین بار دیدمش حضوری دیدم به درد هم نمیخوریم

    به خداگفتم اگه به صلاحم نیس همینامشب تموم شه وخداروشکر تموم شد

    یکم سخت بود حتی گریه کردم

    ولی استاد جانم همش یاد حرفاتون بود میخواستم بخوام شروکردم شکرگزاری باچشمای پراز اشک

    خوابیدم

    صبح که پاشدم قدرت خداروتوذهنم آوردم یاداوری کردم وشکرگزاری کردم وحالم خوب شدالان خوبه خوبم

    وباوردارم بازم بایدروی خودم کارکنم که اصلا وابسته نشم

    فقط وابسته یخداباشم

    قطعا خدامیخواد بااین اتفاق من درسشو بگیرم وقوی بشمویادم باشه حتی بهترین فردم بیاد برای ازدواج من نباید وابسته بشم وگرنه خودم ضرر میکنم

    اون ادم دستی از دستان خداست اگه نباشه یکی دیگه وخداوند بینهایت راه داره

    وبینهایت ادم خوب ومناسب هستن برای ازدواج بامن

    من باور دارم کالایقم یه زندگی قشنگ وزیبا وباروابط قشنگ روتجربه کنم

    زندگی زیباست

    قدرت خداست

    آدم های خوب ببنهایت زیادن وبه راحتی واردزندگی من میشن

    من اومدم تواین دنیا که فقط شادی وارامش وعشق رو تجربه کنم

    هرروز همه چی بهتر میشه واتفاقات خوب بیشتر میشه

    وهییییچ کس قدرتی درزندگی من نداره من خودم خالق زندگی خودم هستم به راحتی وزیبایی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    یاسمن اسدنژاد گفته:
    مدت عضویت: 2168 روز

    سلام بر عزیزانم

    گام بیست و پنجم

    خدارو شکر میکنم که اینجا هستم

    داشتم به این فکر میکردم که چقدر زندگی رویایی میشد اگر من یک مشاور و راهنمای همیشگی میداشتم که در تمام موارد زندگیم یاری رسان بود و این مشاور خیلی داناست و همه چیو میدونه و خیلی قدرت داره و خیلی منو دوست داره و بیشتر از خوده من دوست داره من به خواسته هام برسم و کلا ایده های آسونی بهم میده و با سختی کشیدن اکی نیست

    چقدر عالی میشد اگر این مشاور همیشگی رو در درونم پیداش میکردم

    استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم بینهایت از شپا سپاسگذارم اسن فایل باعث شد به چیزهای خوبی فکر کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    سمیرا سعادتمند گفته:
    مدت عضویت: 1782 روز

    بنام الله هدایتگر و اجابتگر خواسته هامون به سادگی و آسونی

    الهی به امید تو

    امروزم رو شروع میکنم ، با یاد ‌و ‌‌نام تو

    امروز یک سفر کوچولو واسم پیش اومد ، روزم‌و با یاد و نام خدا و خواستن هدایت و آسون شدن انجام کارهای امروزم شروع کردم

    تصمیم گرفتم بین مسیر سفرم هم قسمت 25 خونه تکونی ذهن و گوش بدم و طبق تعهدی که دادم کامنت ام و هم بنویسم :

    چطور به بعضی اهدافمون زودتر میرسیم ؟

    استاد با عضویت در سایت اجرا کردم

    اول: درخواست‌هام و شفاف و دقیق بیان کنم

    دوم : باورهای هم جهت با خواسته ام و دارم ایجاد میکنم(باورهای هم جهت با خواسته )

    سوم :تمرکز صد در صد بر اهداف ام

    چهارم : کارهای عملی سمت خودم و انجام بدم

    استاد همیشه شجاعت و ایمان و جسارت تون در انجام خط قرمزهای زندگی و ایجاد باورهای قدرتمند در زندگی تون و تحسین میکنم ، واقعا این سایت توحیدی زیباترین مکان مجازی دنیاست ،

    این روزها خیلی خوشحالم ، کوچکترین تایمی که کاری ندارم تو سایت ام ، دارم یا فایل گوش میدم یا کامنتهای دوستای هم مدارم‌ ‌و‌میخونم که چقدر به رشد ام داره کمک میکنه یا دارم کامنت مینویسم، صبح هام‌و شب هام همیشه با خوندن کامنتها شروع و تموم میکنم.

    استاد شما قانون تکامل و در کسب و‌کاری که با لذت و شوق و‌ایجاد ایجاد کردید و دارید این مسیر و با یادآوری های همیشگی تون به ما همیشه میگید ،

    رقیب ما هیچکس جز گذشته خودمون نیست .

    لذت بردن از کارمون نه فقط خلق پول‌و ثروت ، احساس خوبی که اکنون دارید یا اون تایمی که بندرعباس دست خالی بودید هیچ فرقی نداره ،

    شرایط زندگی مون‌و‌خودمون با باورهامون خلق میکنیم نه هیچ عامل بیرونی ، سن و جنسیت‌و‌ مکان‌ زندگی و‌ شرایط کشور و‌ قیمت دلار …

    امروز مسیری رو سفر کردم که سالها پیش دانشگاه میرفتم ، یاد اون‌روزها ، تامل کردم سمیرا این سال‌های اخیر ، چقدر شخصیت و رفتارت عوض شده ، جدا از نتایجی که گرفتم این مدت ، شاید بزرگ‌ترین دلگرمی ام این مسیر رشد بهبود فردی شخصیتی ام‌ هست که دارم طی میکنم ‌ و این امیدواری و توکل و‌ایمانم و باورهای قدرتمند و‌توحیدی هست که بدست آوردم ، حالم خوبه چون باور دارم زندگی لذت بردن از مسیررسیدن به خواسته هاست نه رسیدن به اهدافمون .

    و بزرگ‌ترین دستاوردم این سالها خداروشکر آشنا شدن با استاد و این سایت و دانشگاه توحیدی و قانون جهان هستی هست .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: