live | چگونه با قانون آفرینش، خواسته هایم را خلق کنم - صفحه 16


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | چگونه با قانون آفرینش، خواسته هایم را خلق کنم
    374MB
    49 دقیقه
  • فایل صوتی live | چگونه با قانون آفرینش، خواسته هایم را خلق کنم
    47MB
    49 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

501 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مصطفی فرخی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 1277 روز

    تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم

    از وصف این فایل فقط میتونم بگم wow

    واقعا منطق های قوی درست و ریز بینانه ای من داشتم در مورد یک استارت آپ که میخواستم تاسیس کنم فکر میکردم که یاد حرف استاد افتادم که گفت برای چی میخوای شریک بگیری آیا برای اینه که پول نداری صبر کن تا پولش برات جور بشه و یا توانایی شو نداری سعی کن کارمند بگیری و یا اطلاعاتش و راهشو بلد نیستی اول برو یاد بگیر هیچ بهونه ای قابل قبول نیست والان که استاد نشون دادن که تنها راه رسیدن به خواست تمرکز و خواسته لیزریه من وقتی که میخواستم یه سلاحی رو زمان خدمت یادش بگیرم حدود بیستو چند قطعه داشت برای باز و بستش و من عاشق این سلاح بودم و دوست داشتم که یادش بگیرم ولی به خاطر اینکه خیلی کم وقت برای بازو بستش میزاشتیم و شاید ماهی دو یا یک بار بازو بست میکردیم هیچ جوره با عقل جور نمیشد که یه روز با خودم گفتم من اینو یاد میگیرم هر طور شده تا اینکه رفتیم و از اونجایی که من هیچ گونه باور اشتباهی در مورد یاد گیری سلاح نداشتم و اتفاقا یک کار معنوی میدیدم به دو بار بازو بست این سلاح الباقی با توجه به یک دفترچه بازو بست میکردند اما من بدون دفترچه و طوری شده بود که اینقدر تمرکزم روی سلاح بود که تویه ذهنم و تصوراتم حرکت تمام قطعات رو تجسم میکردم یعنی این رو میگم بدون اغراقه ها فک کن یه سلاح که تقریبا یک تن وزنشه رو تو برای هر شکلیک گلوگه بتونی تجسم کنی و ببینی که چی میشه و از اونجایی که این رو فقط با دوبار بدون اغراق میگم بازو بست یاد گرفتم سلاحی که بعد از اون برهه هر هفته کلاس میزاشتن و من را برای آموزش افسر های تازه ورود میزاشتن

    این از تمرکز و نکات باوری که داشتم ولی یه مدت از این سلاح دور بودم و فکر میکردم که همیشه یادم میمونه ولی دیدم بعد از گذشت کمتر از دو هفته یا سه هفته خیلی برام گنگ بود و بایستی از روی دفترچه کار میکردم تا بازو بست بشه این یه نمونه از تمرکز گذاشتن بود

    اما نمونه بعدیش در مورد آقامون بیل گیتسه نگاه کنید که ماکرو سافت از وقتی که بیل گیتس رفته همیشه سهامش در حال در جا زدنه و بیل گیتس از وقتیکه سر کارش نیست هیچ گونه که نه ولی اصلا نامی ازش نمونده و این نمونه حرف استاد هست که میگه مهم نیست که چقدر شرکتت بزرگه وقتی که تمرکز تو سر کسبو کارت نباشه هیچ وقت این کسب و کارت پیشرفت نمیکنه

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    فاطمه بهرامیان گفته:
    مدت عضویت: 1025 روز

    به نام خدایی که به تنهایی کافیست.

    سلام به استاد ومریم جان.

    کلید:شجاعت در اخذ تصمیمات اساسی.

    فایل:لایو با استاد قسمت 22.

    خدارو شکر برای وجود استاد که این مباحث رو به ما یاد می دن وچشمانمون رو باز کرده باعث تقویت ایمانمون می شن وشکر برای ایجاد این سایت توحیدی.

    استاد من که کلا اینستا وواتساپ وتلگرام همه رو حذف کردم وفقط دارم توی سایت رو خودم کار می کنم وخیلی راضیم اینستا اکثرا نکات منفی و فرکانس منفی بود البته باید متشکر باشم ازش چون اشنایی من با این مباحث وشما از اینستا گرام شروع شد خدارو شکر وخیلی خوشحالم برای این هدایت .

    اما درسی که از شما وداشتن این سایت می شه گرفت اینه که کار باید با عشق باشه باید عاشق کارت باشی نه اینکه از روی چشم وهم چشمی واینکه طرف با این کار داره پول در می یاره من هم برم بلکه باید کار رو عاشقانه دوست داشت ولذت برد از لحظاتی که انجام می دی تا زمان برات مطرح نباشه با لذت کار کنی وتمرکز ،این خیلی مهمه باید روی کاری که داری تمرکز کامل بزاری نه اینکه ده تا کار رو با عدم تمرکز انجام بدی مثل استاد که تمام تمرکزش رو روی کار آنلاین گذاشت وموفق شد.

    برای پول نباید دنبال کار رفت بلکه کاری که عشق توش باشه خودش پول هم می یاره .

    واین ایمان هم می خواد باید توکل کنی وخدا رو بشناسی وایمان داشته باشی که اگه تو طرف خودت رو انجام بدی خدا هم طرف خودش رو انجام می ده به بهترین شکل.

    طرف تو شروع وحرکت برای کار عشق به کار توکل وخدا هم ایده هدایت والهام ونهایت موفقیت وخوشبختی.

    استاد خدارو شکر که شما با ایمانی که داشتید وخواسته اتون که آزادی زمانی ومکانی ومالی بود قدم در این راه گذاشتید و دستی شدید از دستان خدا تا هدایت کنید میلیونها نفر رو و پیامبر زمانه خودتون بشید خدارو شکر برای این نعمت عظیم.

    وسایتتون همین طور که گفتید از نظر کامنتها ومحتوا وکاربران قابل مقایسه نیست با هیچ سایت وپیام رسانی.

    من همیشه تحسین می کنم این احترام ومهربانی بچه ها رو نسبت به همدیگر واقعا مثل یه خانواده هستیم حتی بهتر از خانواده.

    خدارو شکر شکر شکر.

    استاد متشکرم.

    درپناه خدا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    مهدیه الوندی مهر گفته:
    مدت عضویت: 1312 روز

    سلام به استاد و دوستان عزیز

    صبحی که با صدای شما و شنیدن فکرهای شما شروع بشه سعادته.

    استاد این چیزی که می خوام بگم ممکنه خیلی مرتبط به این فایل نباشه اما این فایل نشانه ی امروز من بود و منم به عنوان یه نشانه میبینمش که از دستاورد هام برای اولین بار بگم

    دستاورد های ما همیشه به وضوح خرید فلان مدل ماشین نیست که بشه راحت ازش حرف زد

    دستاورد های ما گاهی در سطح تمام زندگیمونه و عمیق و بزرگ و دست کمی از ماشین و خونه نداره

    من با آشنایی با شما شاید هنوز خونم عوض نشده ( با اینکه وسایلش داره کم کم عوض میشه و قشنگ تر میشه ) اما خونه ی روحم عوض شده

    مغزم اون خونه ای که بیشترین زمان عمرم رو درش زندگی میکنم عوض شده

    بیرون که میرم دیگه نه به جذاب بودن و قابل توجه بودن فکر میکنم نه به اینکه مردم چی میگن فکر میکنم نه حساسم روی اینکه اینجای لباسم کاش اونجوری بود یا کاش منم اونجوری خط چشم کشیده بودم ، فقط و فقط لذت میبرم و تجربه میکنم در اون زمان اونجا بودن رو و قشنگی ها و سرگرمی هایی که برام داره رو و با خودم هم خیلی بیشتر حال میکنم ، خیلی بیشتر پذیرفتم خودم رو حتی ویژگی های شخصیتی ناجالبم رو هم بیشتر دوست دارم

    حس میکنم روحم آزاد تر شده

    راحت تر بلند بلند میخندم

    دیگه ترسی ندارم و حتی این فکر سراغم نمیاد که بعد از شادی غمه

    اینجوریم که حتی غم هم بیاد

    دوباره سر و کله شادی پیداش میشه خیلی زود

    نگرانی های زندگیم خیلی خیلی کم شده

    آرامشم بیشتر شده

    حس میکنم هزاران بار هم که کارتم خالی شه دوباره پر میشه

    و میشه

    بعضی وقتا از عمد میرم یه سری خریدایی انجام میدم که ذهنم اون موقع میگه نه اگه موجودیت و تموم کنی بعدش می خوای چیکار کنی

    و من برای شکوندن این نگرانی میرم و خرید انجام میدم و ذهنم و میذارم رو این موضوع که خدایی که تا الان داده بازم میده

    و به عصر نکشیده دو سه برابر اون هزینه ای که کردم واریز میشه به کارتم

    و هی این دستاورد ها و نتیجه های کوچیکو با خودم مرور میکنم و تکرارش میکنم و آزاد تر شدن ذهنم و حس می‌کنم

    برام هر بار که به الهاماتم اقدام میکنم و هر بار که نتیجه میگیرم باور پذیر تر میشه قوانین

    و استاد

    دستاورد اصلیم اینه که کیفیت زندگیم بالا رفته

    نمی‌دونم چجوری میشه این دستاورد رو توضیح داد

    دیدین سر سال تحویل به این فکر میکنی که زندگیم امسال با سال پیش چقدر تفاوت داره

    خب منکه بهش فکر میکنم

    میبینم زمین تا آسمون فرق می‌کنه

    مالی:

    بعد از چندین سال تو یه سطح مالی استوپ کردن چند ماهی هست که دارم رشد رو میبینم

    رشد ادامه دار

    و این خیالم و خیلی راحت می‌کنه که اگه حتی با همین سرعت وضعیت مالیم رشد کنه تا دو سال دیگه در چه سطحی میتونم قرار بگیرم

    روابط :

    استاد مدتیه که در حد یه بحث خیلی خیلی کوچک هم برام پیش نمیاد

    اصلا مفهومی به نام قهر بی معنیه تویه روابطم

    انقدر آدم های دوروبرم درست اند و باهم جوریم

    انقدر رفتارمون باهم درسته

    که اصلا تناقض و تضاد خاصی و از کنار هم بودن پیدا نمی‌کنیم

    اگر بگم صدها تعریف از زبان ده ها نفر کاملا مختلف شنیدم این مدت اقرار نکردم

    بزرگ و کوچیک و هم سن و سال و بزرگتر و کوچیکتر ازم تعریف میکنند و تحسینم میکنند و من حقیقتا لذت میبرم

    آدم هایی که با من از بچگی بودن و سالها زمان داشتند رفتارشون رو بهتر کنند ، توی همین چند ماه اخیر تصمیم گرفتند بهترین رفتارشون رو باهام داشته باشند و چجوری میتونم بگم این موضوع اتفاقیه و چجوری میشه تاثیر افکارم رو روی این موضوع نبینم

    شخصیتی:

    استاد بزرگ ترین چیزی که شما به من هدیه کردین عزت نفس بود

    من اعتماد به نفس رو همیشه داشتم

    از سن کم تو جمع های ده ها نفره سخنرانی کردم استعداد ها و توانایی های خودمو بروز میدادم و از شنیدن تحسین ها احساس خوبی پیدا میکردم

    اما عزت نفس نداشتم

    حالم با خودم اونجوری که باید خوب نبود

    تعریف هارو از بقیه می‌شنیدم و خودم درکشون نمیکردم و باور نداشتم بهشون

    ببین این باوری که باید و خودم به خودم نداشتم

    الان خیلی بیشتر خودمو باور دارم

    خیلی بیشتر رو حرف خودم حساب میکنم

    و یکی از دلایل بزرگش هم اقدام کردن بود

    به این افکار و باور های زیبا باید اقدام بست

    فقط شنیدن و کاری نکردن در نهایت باعث فراموش شدنشون میشه

    اما یه ذره در جهت این چیزی که میگیم آره باورش دارم قدم برداریم خیلی باثبات تر میشینه تو ذهنمون

    نتیجه ی بعدیم هم اینه که فعال تر شدم

    تازه دارم مفهوم ساعت ها روی اهدافمون کار کردن رو میفهمم

    تازه دارم تمرکز کردن رو و تاثییرش رو درک میکنم

    این چیزی که برای تمرکز گفتید رو منی که درس میخونم شاید خیلی سریع تر و واضح تر تاثیرش رو ببینم

    اون درسی که با تمرکز توی بیست دقیقه میخونی میتونه برابری کنه با چهار ساعت درس خوندن با تمرکز پایین

    به یجایی مغز میرسه که هیچی نمیبینه بجز متن کتاب

    هیچ سوالی نمیپرسه بجز سوال های مربوط به همون متن

    انگار تمام انرژی های اتلافی که به هزاران موضوع همزمان داشت می‌پرداخت جمع میشه و مثل ذره بین میفته رو همون موضوع و من بهش میگم غرق شدن تو اون موضوع

    مثل ماهیی که همه طرفش آب دریاست

    ماهم وقتی تمرکز میکنیم روی موضوعی به هر طرفی و هرچیزی که نگاه کنیم ردپایی و از اون موضوع میبینیم

    چون افکاری که اومد رو تند تند و پشت سر هم نوشتم ممکنه خیلی مرتب نباشه اما اینها چیز هایی بود که مدتی هست می خواستم راجبشون بنویسم:)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    MATIN گفته:
    مدت عضویت: 1874 روز

    سلام به استاد و دوستان عزیزم واقعا واقعا سپاس گزار خداوندم که تونستم انقدر قشنک قوانین رو درک کنم و از این سایت عالی که استاد باعشقش و پشتکار زیادش به این شکل ساختش درست استفاده کنم این دومین کامنتی که من میزارم و دوباره هیجان زده شدم و به لطف خدا دوباره دارم کامنت میزارم و کانون توجهم رو آگاهانه رویه فروانی و ثروت میزارم من بعداز تجربه های فروان در کار های جور وجور هدایت شدم به کار برق ساختمان درجه 1 و 2 و با آگاهی های روانشناسی ثروت 1 شروع کردم به عمل کردن به لطف خدا این کاری که شروع کردم کاملا اختیار صد درصدش دسته خودمه در حال حرکت کردن و تجربه کردن این مسیر قشنگ هدایت شدم به این که شرکت ثبت کنم ولی نه بلد بودم و نه تجربه داشتم ایده اومدکه شروع کن توی گوگل سرچ کن وتحقیق کن شروع کردم تا علمم رو در مورد ثبت شرکت ببرم بالا

    به مدت6 ساعت از ساعت12 شب تا 6 صبح شروع کردم به تحقیق کردن توی گوگل ولی بازم نمیدونستم باید چی کارکنم خوابیدم و ساعت 9 پاشدم تا برم کارای دوربین مشتری رو انجان بدم که داییم زنگ زد بعد سلام بدون هیچ حرفی یهو گفت من یه شرکت فنی مهندسی ثبت کردم الا که داری کارای برقی انجام میدی میخوای این شرکتو بدم بهت با اسم تجاری کاری کنی همینجوری مونده بودم ونمیدونستم چی بگم خدایا من جز خودم وخدا باهیچ کس صحبت نکرده بودم و این اتفاق یهو افتاد و بدون هزینه و انجام کارای اداری من شرکت خودمو ثبت کردم و میتونم با تمرکز با برند تجاری ثبت شدم فعالیت کنم واقعا وقتی حست رو خوب نگه میداری و تمرین هاتو مداوم درست انجام میدی جهان اینجوری پاداش میده این کامنتمم شاید زیاد مربوط به این فیلم نباشه ولی خواستم درباره ی این جذب عالیی که زده بودم بدون پول و کاملا رایگان براتون بنویسم و بگم که هرکی که با این کامنت هماهنگ میشه و اینو میبینه بهش بگم که بچه ها حتی اکه نمیدونید چی کار میخواید بکنید و علاقتونو پیدا نکردید فقط تمرکزتون رو بزارید روی این سایت و این آگاهیی های خالص وناب تا نتایجشو توی زندکیتون ببینید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    سعید پورمهران گفته:
    مدت عضویت: 1063 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام. استاد و خانم شایسته عزیز

    ما با باورها و فرکانسهای خود اتفاقات زندگیمان را رقم میزنیم و خالق صد در صد زندگی خود هستیم و هیچ گونه عامل بیرونی در زندگی ما تعصیر نداره. اگر ما عوامل بیرونی روباورکنیم حتما تاثیر گذار خواهد بود چون غیر قابل تغییر هستند قدرت خلق را از ما گرفته و شرک حساب می شود. پس تمرکز خود را تنها بر روی تغییر باورها و اهداف خود گذاشته و تمام عواملی بیرونی را حذف کنید و هر روز برای رسیدن به اهداف خود قدم برداشته و حرکت کنید تا به اهداف خود دست یابید. به میزانی که قدرت را از عوامل بیرونی گرفته و به خداوند و قدرتی که او برای خلق زندگی دلخواه عطا کرده است می دهیم به همان اندازه موفق خواهیم بود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1854 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم

    وسلام به تک تک دوستانم

    روزپنجاه وهشتم،روزشمار توانایی تشخیص اصل از فرع…

    همین اول فایل تا پلی شد،من جواب سوالمو گرفتم یعنی متوجه شدم که اونچه که فکر میکنم درسته، اینکه همین یکی دو دقیقه اول فایل شما استادقشنگم اومدید از کلمه ((تمرکز)) استفاده کردید وگفتید ما تمرکزمون بیشتر روی سایت هست بیشتر از 10 ساله!!!

    واگه وقتی اضافه بیارم میرم سراغ اینستا و یوتیوب و…

    استاد جانم قبلنا…یعنی قبل آشنایی باشما انقدر این جمله رو تو کتابها خونده بودم واز مردم ورادیو تلوزیون وبزرگان و….شنیده بودم که باید تمرکزت فقط روی هدفت باشه تا بهش برسی..

    درست برسی…آسون برسی..دلچسب برسی..

    ولی خب در حد یه جمله کوتاه بود برام…

    ولی از وقتی با شما هم مسیر شدم بارها وبارها از شما توفایلهای دانلودی، توی 12 قدم شنیدم که گفتید، بچه ها اگه میخوای به هدفتون برسید، اگه میخواین اونطور که میخواین پیش بره همه چی، باااااید تمرکزتون فقط وفقط روی همون موضوع باشه، خصوصا توی کسب وکار…

    من اینو از شما به گوش دل وجان هر دو گرفتم و آویزه گوشم هست، چون الان مدتهاست که این جمله کوتاه برای من فقط یه حرف قشنگ نیست، بلکه واقعییت صد درصدی زندگی من شده و من بر اساس اون دارم زندگیمو پیش میبرم…

    چون متوجه شدم که سالهای سال با پرداختن به حاشیه ها وتمرکز گذاشتن بر اونچه که اصل نیسا، ذهن وفکرم هزار پاره بوده، اصلا برای اینکه تمرکزم روی خودم وروابط با خداوند و اهداف وخواسته هام نبوده، من زندگیم اونقدر داغون بوده…

    آش شعله قلمکاری بود برا خودش…

    بدون برنامه ریزی، بدون هدف، بدون انگیزه، بدون امید…

    میدونی استاد جان، همه اش از کجا آب میخورد؟

    از اونجا که منم مثل خیلی از آدمها زندگی رو جبری مطلق می دیدم، خودم رو محکوم میدونستم به ادامه دادن توز سرنوشتی که از قبل مشخص شده..

    مثلا اینکه الان در کنار کی باشم و توچه شرایطی باشم و اوضاع عاطفی ومالی وخانوادگی واجتماعی و کاری من تو چه شرایط ومدقعییتی باشه رو همرووو کلا جزئی از تقدیر ویرنوشت از پیش تعیین شده خودم میدونستم، خب طبیعی بود که وقتی خودم رو بی اختیار و همه چیز وهمه کس رو دخیل وصاحب اختیار در زندگیم میدونستم وصد البته خدای جبار و عذاب دهنده رو، خب معلوم بود که نه تنها نمی تونستم برای اهدافم قدمی بردارم بلکه کلا اصلا هدفی هم نداشتم، به زعم خودم اصلا هدفی هم نمی تونستم که داشته باشم…

    خب طبیعی بود که بگم همه که قرار نیست معروف ومشهور وپولدار وخوشبخت و سلامت وشاد وسعادتمند باشند…

    اونا که میدیدم که بودند فقط همونا بودند ومن جزء اون دسته از بنده های خدا بودم که مقدر شده بود بدبخت و فلک زده و فقیر و….زندگی کنم و همینطوری هم از دنیا برم!!!!

    من موقعه ای تونستم هدفمند زندگی کنم که اول اومدم خداوند وقوانین جهان،هستی رو از زبان شما وعملکرد شما شناختم وبعدش تونستم کم کم با اون خدای که شما بهم معرفی کردید ارتباط بگیرم، بعد کم کم خودم رو شناختم و این شناخت نسبی از خداوند وقوانینش و خودم در کنار هم، باعث شد من باور کنم که من برای هدفی خلق شدم،واختیار کامل برای خلق زندگیم هم بهم داده شده…

    خب اولش که اینجوری نبود، هی خدا رو امتحان میکردم، مثلا میگفتم بذار امروز اینکارو انجام بدم این مسیر انتخاب کنم ببینم خدا جلوی منو میگیره؟ راهمو می بنده به عنوان اینکه مثلا توی تقدیر وبه صلاح من نبوده یا نه اجازه میده که انجامش بدم؟!!!

    خب قبلنا که بر اساس باورهای اشتباه وغلط تصمیمات اشتباهی هم میگرفتم ونتیجه هاهم بدون شک افتضاح میشد..

    اما از یه جایی گفتم اوکی سیدحسین عباسمنش میگه اختیار دار کامل هستی توی زندگیت، خب بیام امتحان کنم…

    مثلا امروز فقط بخندم وشاد باشم…

    امروز تصمیم بگیرم برم یه جایی و حتما سنگ هم از آسمون بارید برم ، ونگم صبر اومد نرم، تاکسی گیرنیومد نرم ، بارون باید نرم، اینا یعنی خدا نمیخواد وصلاح نیست…

    خلاصه اومدم بهونه هارو از خودم گرفتم وآزادانه یه سری انتخاب به دلخواه خودم داشتم که همشون رو عملی میکردم واتفاقا بازتابهای عالی هم به همراه داشت اونجا بود که کم کم متوجه شدم، آقااااا

    اصلا خداوند به اینکه تو میخوای چیکار کنی کاری نداره جلوتو نمیگیره، اصلا خدا آزادت گذاشته که خودت انتخاب کنی، واتفاقا هم خیر وهم شرت رو هم بهت الهام کرده وتو ذاتا میدونی که خوبی چیه وبدی چیه…

    اصلا درک اینکه تو اومدی تواین جهان که ارزش خلق کنی، خالق باشی، کاری کنی جهان جای بهتری برای زندگی کردن خودت ودیگران باشه، اینکه اگه در مسیر اهدافت قرار بگیری وباهر موفقییت باعث گسترش جهان میشی، اینا همه کنار هم باعث میشه هدفمند زندگی کنی وکلی انگیزه داشته باشی برای رسیدن به آرزوها وخواسته هات که با رسیدن بهشون کلی آدم دیگه هم از نتایج خوبش بهرمند میشند…

    از اون موقعه ها که داشت ایمان واعتمادم شکل میگرفت ،تا همین روزا که انقدر باهاش صمیمی و نزدیکم که کلی باهاش شوخی میکنم وحتی یه وقتی یه شیطونی ریزی میکنم ومیگم خداجون میدونم درکم میکنی خودت منو آفریدی، حال دلمو میفهمی، میدونم که به دل نمیگیری و هنوز همونطور عاشقونه دوستم داری و دستمو باز میذاری برای انتخابهام…..

    اینو باتمام وجودم درک میکنم،که اگه قراره من هدفمند زندگی کنم و در راستای اهدافم قدمهای مثبت بردارم جهان همواره هدایتم میکنه به آسانی وراحتی…در چه صورتی؟ در صورتیکه من واقعا تمرکزم روی مسیرم،باشه، مسیر صراط مستقیم نه چپ ونه راست…

    وقتی کسب وکاریو راه انداختم تمرکزم به کسب وکارم باشه تا بتونم همیشه بهبودش بدم، نه اینکه باز چشمهام،وگوشهام،و دلم هزار تا راه بره …

    برا خودم تواین مدتی که کسب وکار خودم رو راه انداختم زیاد پیش اومده ، هروقت تمرکز صد درصدیم فقط به کارم وبهبودشرایط کاریم بود اوضاع بی وقفه ، بر وفق مرادم پیش میرفت واما هروقت ذهنم وگوشهام وچشمهام ودلم میرفت سراغ حاشیه وهر چیزی غیر از کارم وهدفم وخواسته ام، انگاری داشتم درجا میزدم اصلا انگاری کار پیش نمیرفت وهیچی سرجاش نبود…

    خدارو صدهزار مرتبه شکر، امروز حداقل به لطف الله مهربان وبه لطف آموزه های شما استاد عزیزم، تفاوت بین درجا زدن وپیشرفت کردن رو میدونیم، حداقل سریع متوجه میشیم کجای کارمون میلنگه و سریع مچ خودمون رو میگیریم وقتی اوضاع توقف داره یا خوب پیش نمیره، دنبال دلیلش در خودمون میگردیم نه در دنیای بیرون…

    واقعا این اصل این باور قدرتمندی که شما بهمون دادید اینکه اون بیرون هرکسی سرجای خودشه وهمه چیز تحت مراقبت خداوند هست واگر مشکلی هست از درون ما نشات میگیره، همین خودش نصف بیشتر مشکلات درونی وروحی و روانی و فکری مارو حل کرده….

    چقدر دنبال این بودیم دیگران وجهان وخداوند رو مقصر کنیم برای اینکه دلیلی داشته باشیم برای بدبختیمون…

    وحالا مراقبیم که تمرکزمون روی خودمون باشه چون یقین داریم جز خودمون هیچکس وهیچ چیز مسئول زندگیمون نیست…

    پس باید خود بی نقص وحداقل خود هوشیار وآگاهمون رو که در مسیر تکامل هست، رو رشد بدیم…

    الهی هزاران بار شکر الله مهربان رو به خاطر آموزه های ناب وزندگی ساز شما استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    روف رضایی گفته:
    مدت عضویت: 1192 روز

    درود خداوند برشما جناب استاد عباس منش

    این فایل نشانه امروز من بود

    چقدر خوب هدایتی به این فایل هدایت شدم

    واقعا سپاسگذار خداوند هستم چقدر خوب جواب سوال هایم را برایم فراهم می کند

    آن هم بسیار راحت و ساده و شیوا

    استاد خلی قشنگ در مورد آینده ایران صحبت کردید

    واقع که آینده ما به خود ما و افکار مان بستگی دارد

    این ما هستیم که آینده مان را رقم می زنیم

    دولت و ریس جمهور و وزارت خانه هایشان به آینده ما ربط ندارد

    بلکه این ما هستیم که می توانیم آینده مان را رقم بزنیم

    در جوامع ما اکثریت افراد تمام تمرکز شأن روی این است که اگر فلان فرد مدیریت کشور را بدست گیرد

    آینده ما خوب می شود

    اما مسولیت کشور ما با فلان کشور ها به فلان تعهدات برسد وضعیت نا بهتر می شود

    اگر چنین شود ما صاحب زندگی بهتر می شویم

    اگر چنان شود شرایط ما بهبود پیدا می کنند

    اما همه این نگرش ها غلط و ناجالب است چون ما تمام تمرکز مان را به عوامل خارجی ربط می دهیم و توقع تغیر زندگی و ساختن زندگی بهتر را به دیگران و دولت و دیگران ربط می دهیم که این اصلا نگرش درست نیست و به جای مناسب هم نمی رسد

    من خودم در گذشته ها فکر می کردم اگر فلان فرد در حکومت جایگاه بهتری داشته باشد و با من همکاری کند من می توانم زندگی بهتری را برایم بیسازم

    اکثر موقع بود که ما فقط با افراد سیاسی ارتباط برقرار می ساختیم که او در حکومت جای برای باز کند و یک حقوق ناچیزی دولتی دریافت کنیم و هیچ وقت نتوانستیم فکر کنیم که ما هم یکسری توانایی ها داریم و می توانیم زندگی مان را رقم زنیم

    حتی این مسأله در بین تمام مردم مطرح بود که اگر تو یک شغل دولتی پیدا کردی موفق هستی و زندگی ات را پیش برده می توانی در غیر این صورت نه و تو به هیچ جای نمی رسی

    اما حالا که نگاه می کنیم و می بینم که ما چقدر راه اشتباه را می رفتیم و ما چقدر شرک داشتبم

    ما آن وقت تمام خواسته های مان را از یک فرد سیاسی داشتیم که او نقش های در حکومت داشتند

    ما آنقدر برای این چنین افرادی هم و راست می شدیم و او را خلی بزرگ می دانستم و آرزوی خلی از افراد بود که یک بار با این اشخاص از نزدیک ملاقات کند

    و اگر فردی را می دیدم که با این چنین اشخاص رده بالا در رفت و آمد بودن ما فکر می کردیم که این چقدر خاص شده که با آن فرد رفت و آمد دارد

    و تمام نگرش های ما به ابن چنین مسایل خاتمه پیدا می کرد و ما فراتر از آن فکر نمی کردیم و احساس می کردیم که فقط اینها است و اگر اینها نباید تا حتی امید به زندگی نداشته باشیم

    اما حالا که نگاه می کنم به آن زمان ها و آن انرژی مصرف کردن های مان از خود مان خجالت می کشنم و حیف آن همه زمان و انرژی مان که این چنین بی جا مصرف شد

    و تازه درک می کنم که فقط روی خودم کار کنم و توانایی هایم را بالا ببرم و زندگی من فقط توسط خودم ساخته می شود

    اگر می خواهم رسد و پیشرفت داشته باشم در زندگی ام هم مربوط به خودم ‌ذهنم می شود

    و اگر شکست می خورم و منتظر این و آن هستم هم به خودم مربوط می شود

    که من چگونه فکر می کنم و چی چیز های را در زندگیم بهش قدرت می دهم

    خداوند را خلی سپاسگذارم که مرا به این مسیر خوب و پربرکت هدایت کرد و هر روز دارم لذت بخش تر زندگی می کنم و توکلم به خداوند بستر می شود

    و از استاد عباس منش خلی ممنون هستم که با این آگاهی های ناب شأن افکار و نگرش های من را تغیراتی خلی خوبی داد و حالا شاکر و سپاسگذارم

    خدایا صد هزار بار شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 894 روز

    درود به همه عزیزان

    خیلی خوشحالم که امروز استاد عزیز این موضوع رو مطرح کردن مجدد و بازم باورم قوی تر شد نسبت به مسیر خودم.

    واقعا من الان که یه لحظه به خودم نگاه میکنم میبینم درسته در گذشته قدم های موفقی برنداشتم ولی در مسیرهایی که رفتم، به نتایجی رسیدم که تلخ بود،

    یعنی اینقدر با مخ خوردم زمین و له شدم که به درک هایب رسیدم و کاملا حرفای استاد رو قبول دارم و وقتی به وجود خودم رجوع میکنم در هماهنگی هست

    .

    به خاطر همین وقتی کمی اطلاعاتم از مطالعه کردن بالاتر رفت و با قانون اشناتر شدم بهتر متوجه شدم که چه حال بدی از این همه ورودی میگیرفتم و توی ذهنم ناخوداگاه برنامه نویسی میشده و قبلش به مرزی رسیده بودم که حالم بد بود و سر درگم بود و ناکام بودم و به نتیجه نمیرسیدم و بقیه رو مقصر میدونستم.

    اینو فهمیدم من یک بار زندم پس باید واسه خودم زندگی کنم، من مسئول خوشبخت کردن خودم هستم و هیچ انسانی حتی خانوادم رو نمیتونم تغییر بدم ، و عزت نفس خودم را حتا با کاری که بقیه خوشحال میشن(خصوصا خانواده) نکوبم

    دیگه تو تاکسی، مترو و اتوبوس واسه اینکه دور باشم، هندفری میزدم و اهنگ گوش میدادم. و فهمیدم ادم ها وقتی از تجربیاتشون تو دنیای بیرون صحبت میکنن دارن از ترس هاشون صحبت میکنن و اشغالهای ذهنی شون رو میریزن رو سر من.

    و خیلی مهمه من به کی گوش میدم؟

    واسه همین من دنبال روی از کتابها و اساتید و…. رو گذاشتم کنار و استاد رو انتخاب کردم چرا؟ چون استاد رویای منو داره زندگی میکنه و خودش داره عمل میکنه و من میبینم و با همین کارها چقدر مسیرم عوض شده.

    و تو دنیای بیرون هزاران و میلیون ها نفر میگن آی دولت باید اینجور باشه و کلا تو هر زمینه ای صاحب نظرن و از خودم میپرسم تو که بلدی چرا زندگیت اینجوره؟، تو حتا خودم نمیتونی اداره کنی چه برسی واسه بقیه نسخه میپیچی. خودمم اینطوری بودم.

    کنترل ورودی خیلی مهمه که از استاد یاد گرفتم، من فهمیدم دیگه هیچ چیزیو از ادم های بیرون نپذیرم فقط استاد که خداروشکر پیدا کردم.

    یاد گرفتم به خودم و ورودی هام احترام بگذارم و واسه بقیه کر باشم و بیشتر رو خودم و باورهام کار میکنم و این بزرگترین و سود ده ترین اقدام زندگیمه.

    قبلا و الان اینجوری بوده و هست که از دین استفاده میکنن که یک جور تحریک به وجود بیارن کار دینیه ، نمیدونم یک وظیفه ملی هست شرکت در فلان کار و حرفای پامنبری دینی و گریه انداختن بقیه که یه چیزایی هم قاطیش میکنن و حس عذاب میندازت تو وجودت

    و کلید اینها ، اگاهی های درست از منبع درست هست که هرکس دنبالش باشه و هم فرکانس باشه به منبع درست میرسه

    من در قبال هیچ کس در زندگیم مسئول نیستم، من مسئول زندگی خودم هستم

    فرقی نداره ادم کجای دنیا باشه هر کجا زندگی کنی بازم نون باور و ایمانتو میخوری

    خداروشکر که خداوند حامی من است.

    سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1667 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم

    قبل از آشنایی با شما چه وقتهای گرانبهایی داشتیم و گذاشتیم برای سیاست ،چه زمانهایی رو گذاشتیم برای ثابت کردن حرف خودمون،چه وقتهایی گذاشتیم برای فرعیات

    بعد آشنایی با شما من متوجه اشتباهات شدم و خدا رو شکر از همون اول سعی در کنار گذاشتن همه فرعیات داشتم و خلاصه الان که مینویسم باز هم روز بروز خدا رو شکر در حال یادگیری و استفاده از اصل هستم

    توحید اصل اساسی است که هر چه در آن ژرف تر شویم زندگی ما آسون تر و از همه جنبه ها بهبود پیدا می‌کنیم.

    برای رهایی از فرعیات ،کنترل ذهن نیاز هست که نیاز به تکامل داره ولی اگه دنبال بهبود گرایی باشیم روز بروز بهتر میشیم.

    استاد عزیزم سپاسگزار شما هستم که هدایت شدید و هدایت میکنید و خدا رو میلیاردها بار شکر که منو در مسیر شما قرار داد.

    2 ساله که هم مسیر شما شدم و روزی نبوده که از آگاهی‌های سایت و دوره ها استفاده نکنم ،بوده روزی که نجوای شیطان منو آزار داده ولی به مقدار ایمان و تکاملم تونستم بهش غلبه کنم.

    پریروز نجوا شدید بود خیلی زیاد ،تا حدی هم تونست بر افکار غالب خودم غلبه کنه ولی در نهایت این من بودم که برنده شدم به لطف الهی

    ،داشتم مقایسه با گذشته میکردم دیدم نجوا خیلی ضعیف تر شده و البته من توانایی تشخیص جنس نجوا رو پیدا کردم و از این بابت خدا رو شکر میکنم که در قانون احساس خوب ماندم.

    استاد دوباره و سه باره و هزاران میلیارد بار سپاسگزار تک تک آگاهی هایتان هستم و دستتان را میبوسم که مرا با توحید واقعی آشنا کردید.

    در پناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    آیسان گفته:
    مدت عضویت: 1323 روز

    سلام به استاد

    و دوستان عزیزم امیدوارم حال همگی عالی باشه!

    تو این جلسه نکات بسیار مهمی برام مرور شد و حتی چیز هایی فهمیدم که قبلا فقط شنیده بودم،اما درکی ازش نداشتم.

    نکته اول برای رسیدن به اهداف

    -هم جهت کردن باورها با خواستمون !

    باور ها،همان افکاری که بارها و بارها تکرار شدن و ما بهشون ایمان داریم و خوشبختی یا بدبختی ما در هر زمینه ای همه بدست باورهامون هست…

    -مورد خیلی مهم دیگه تمرکز ماست که این تمرکز زمانی ایجاد میشه که ما به هدفمون علاقه داشته باشیم براش دلیل و احساس لیاقت و باور های درست داشته باشیم. و تمام کار هایی که در طول روز انجام میدیم باید هماهنگ با خواستمون باشه.

    یک جمله ای که خیلی تو این فایل دوست داشتم این بود که(من نباید جایی برم که آدما باشن ،من کیفیتم رو بالا میبرم و آدما میان جایی که من هستم!) چقدر این جمله درسته و داره قانون رو به ما نشون میده ،این پارت منو یاد پیامبران انداخت که اون زمان نه شبکه اجتماعی بوده نه بنر و تبلیغی ولی انقدر افراد زیادی بودن که مؤمن شدن و ایمان آوردن بدون اینکه پیامبر بخواد التماس کنه یا خودشو به بقیه ثابت کنه ! خدایا شکرت…

    اگر ما رو خودمون کار کنیم جهان بقیه کار هارو انجام می‌دهد.

    -شجاعت تمرکز کردن و ایمان و تعهد برای ادامه دادن و عدم مقایسه خودمون با دیگران، همه عوامل مهم برای رسیدن به خواسته هامون

    هستن ، مسیر درست…

    مسیر علاقمون و لذتی که تو مسیر میبریم این، مسیریه که مارو به ثروت میرسونه! خدایا شکرت…

    -وقتی که روی حوزه موردعلاقمون کار‌کنیم قشنگیش به اینه که بیشتر تو لحظه‌ی حال هستیم نه به این معنی که برنامه ای برای آیندش نداشته باشیم ! بلکه از لحظاتی که داریم روش کار میکنم لذت می‌بریم و قانون تکامل رو بیشتر درک میکنیم و دنبال نتایج لحظه‌ای هم نیستیم چون خوشبختی رو داریم همون موقع تو مسیر تجربه میکنیم!

    با سپاس فراوان بهترین هارو براتون آرزومندم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: