live | چگونه با قانون آفرینش، خواسته هایم را خلق کنم - صفحه 10 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | چگونه با قانون آفرینش، خواسته هایم را خلق کنم374MB49 دقیقه
- فایل صوتی live | چگونه با قانون آفرینش، خواسته هایم را خلق کنم47MB49 دقیقه














سلام استاد عزیزم من بااین فایل متوجه شدم برای ساختن باور لیاقت پول بگم پول دنبال من بایدبیادچجوری؟
باکارکردن روی خودم و ساختن باورهای ثروت ساز
اصلاکارجهان اینه وقتی تو روی خودت خوب کار کنی جهان بقیه ی کارهاروبرات انجام میده پس وقتی من باورهای ثروت سازبسازم پول به راحتی دنبالم میاد
خدایاشکرت
من ازپول بزرگترم
من ازپول قویترم
من لیاقت پول زیاد دارم
پول روخداخلق کرده تاخدمتگزاری برای من باشه
سپاسگزارم استادم
به نام خداوند بخشنده مهربان.
الله یرزق من یشا بغیر حساب
سلام به استاد عزیز و دوست داشتنی.
سلام به بنیانگذار پروژه خانه تکانی ذهن(مریم شایسته)
سلام به تمام دوستان هم دوره ایی.امیدوارم که حال دلتون خوب باشه.
درمورد تمرکز بر روی شغل خود،
من یه مثال از دوستان دارم.
یه دوستی داشتم در کنار شغل خودش که اتاق سازی بود،
خواست یه درامد دیگه هم داشته باشه و اومد هرچی پول داشت، رو صرف خرید وسایل یه باشگاه بدنسازی کرد. و خودش نه علم بدنسازی داشت، نه بدنساز حرفه ایی بود و نه مدرک بدنسازی داشت.
تازه یه شاگرد نابلد تر از خودش هم استخدام کرد که باشگاه بدنسازی رو بچرخونه.
من که قانون رو بلد بودم ، میدونستم که این بیزینس رشد نخواهد کرد ،به 3 دلیل
1. عاشق بدنسازی و باشگاه داشتن نبود
2. تمرکزی روی باشگاه نداشت،چون شغل دومش بود
3. باورهای مناسب باشگاه رو نداشت.
4.مثبت اندیش و فعال نبود، در مسیر صبر نداشت.
خلاصه بعد از گذشت 1 سال،
بدون اینکه رشد مالی داشته باشه، با کلی ناراحتی و غر زدن ،باشگاه رو جمع کرد وبرای من یک بار دیگه قانون مرور شد.
البته یادم رفت به بگم، چندین بار در ابتدا به من پیشنهاد شراکت داده بود که من قبول نکردم. خدارو شکر، که فهمیدن قانون ،جلوی خیلی از ضررها رو میگیره.
موضوع بعدی به
مقایسه نکردن با دیگران،
این موضوع خیلی رایج است در ایران
که کاش منم برم فلان شغل، خوشبحال فلانی، فلانی شانس داره و…
در محل زندگی ما، اکثرا رفتن و قهوه خونه زدن، ویا ارایشگاه
که بسیاری از اونا، درامدی ندارن، چون تقلید از دیگران،بدون اگاهی ،عاشق شغل نبودن، عجله، طمع و… باعث ضرر میشه ،چه برسه به سود.
به قول استاد برید روی مغز خودتون سرمایه گذاری کنید.
مثال استاد هم در رابطه با هجوم به شغل دیگران،
سوهانی های پی درپی
بنگاه املاکهای فراوان .
خخخ
من از دوستان خودم، مثالهایی دارم ،که درهمین شرایط ایران، دارن خیلی رشد میکنن و موفق هستند.
اهل رشد که باشی، شرایط معنی ندارد.
الگوی من افرادیه که بهانه نمیارن ،
وگرنه اکثریت جامعه توی قهقرا هستن.
دوستان عزیز ، خدای رزاق نگهدارتون.
به نام خدای آرامش و سعادت
به نام خدای عدل و عدالت
سلام خدمت دستان مهربان خدا استاد سید حسین عباسمنش و بانو مریم شایسته و خانواده گل و صمیمی خداوند را شاکرم که من را با این سایت با این منبع آگاهی آشنا کرده امیدوارم روزی برسه که من هم توانایی این را پیدا کنم که بتوانم از درون خدوم آگاهی داشته باشم و کامت هایی را بزارم که بتونم به این خانواده بزرگ کمکی کرده باشم
سلام استاد عزیزم صبحتون بخیر
واقعا سپاسگزارم ازتون
این فایل خیلی منو بیدار تر کرده
من هنرجوی رشته مکانیک خودرو هستم و خیلی عاشق اینکار هستم والان پشت کنکوری هستم و ۲۷ روزه دیگه ازمون کنکور دارم
وقتی این فایل رو دیدم ،و دفتر ها و جعبه ارزوهامو در سال های گذشته دیدم، متوجه شدم که خواسته رتبه ۱ شدن در رشته مکانیک خودرو از همون سال اولی که انتخاب رشته کردم یعنی سال دهم هنرستان در وجودم بود
وخودم رو از اون موقع اماده کردم و تو بازار هم کار کردم و این یعنی تکامل
یعنی همون تکامل و تمرکز و ایمانبرای حرکت کردن که شما توضیح دادید در این لایو
من اصلا علاقه ایی به درس خوندن نداشتم اما عشق به رشته مکانیک خودرو منو وادار به این کار کرد و من سال دهم هنرستان شاگرد اول کلاس
سال یازدهم شاگرد اول کل هنرستان بین همه رشته ها و پایه ها شدم
درسال دهم و یازدهم هم تو تعمیرگاه ها کار کردم و هم درس خوندم
و خیلی قوی روی باورهامم کار کردم
با این حال شیطان هر لحظه داره نجوا میکنه و من هم دارم سعی میکنم کنترل کنم ذهنم رو، با اینکه الان واقعا اماده هستم برای کنکور و در ۲تا ازمون ازمایشی (مشابه کنکور) شرکت کردم که بار اول رتبه کشوری ام ۹ و بار دوم رتبه کشوری ام ۲ شده و این نتیجه اعمالم در گذشته هست و خیلی امیدوارم که رتبه ام در کنکور واقعی ۱ بشه ،چون من از قبل خودمو اماده کرده بودم
البته من بیشتر به دنبال بالا بردن سطح تجربه و دانشم توی این رشته هستم
و عاشق این کار هستم
استاد واقعا ازتون ممنونم بابت لایو ها
من ۱۸ سالمه و از ۳ سال پیش با شما آشنا شدم
من همیشه سعی میکنم فایل های رایگانتون رو ببینم و نکته برداری میکنم
خیلی هم نتیجه گرفتم و خیلی دوست دارم دوره دوازده قدم رو تهیه کنم و مطمئن هستم این خدایی که اینقدر منو رشد داده از یک تک سلولی تا به اینجا!
همون خدا هدایتم میکنه و درهای ثروت رو به روم باز میکنه و من این دوره رو تهیه میکنم
من خیلی از لایو ها آگاهی میگیرم و خیلی دوست دارم فایل های لایو رو
استاد عزیزم و خانم شایسته
بابت تمام زحماتتون متشکر و سپاسگزارم
استاد جان سلام این دومین باره که مشکلی تو زندگیم پیش میاد و شما یا یک روز قبل یا بعدش راه حلشوتو سایت بمن میگید با رییس پروژه مون و مدیر اجرا مشکل داشتم و هی میگفتم اصلا اینا با من بد شدن بقول شما میخوان کارمو راه نندازن تو همین شرایط بودم که شما قضیه ی بانک رو تعریف کردید و فهمیدم که مشکل از منه نه اونا.بی نهایت سپاس گذارم …..
دفعه ی قبل هم داشتم به شریک برا سرمایه گذاری رو طرحم فکر میکردم که شما گفتید چون قدرت خدارو کم در نظر میگیریم میریم دنبال شریک ….
همه از ترافیک گریزونند ولی من عاشق ترافیکم چون میتونم تو ترافیک به حرفای شما بیشتر گوش بدم
Soon or later ill see u in paradice
با سلام و درود به استاد گرامی و خانواده بزرگ و موفق گروه .
خداوند را شاکرم که سال گذشته با هدایت او با شما استاد عزیز آشنا شدم .
روزهای ابتدایی آین آشنایی وقتی فایلهای رایگانتان را گوش می دادم آنقدر برایم
شگفت انگیز و نو و با طراوت بود
که تپش قلبم از روی شوق آموختنشان بالا می رفت
تا کنون فقط از فایلهای رایگانتان بهره جستم و منتظر هدایت خداوند برای خرید محصولات هستم .
این لایو به من آموخت که باید عزت نفس داشته باشم و تمرین روی عزت نفس بسیار مهم است
جون با وجود عزت نفس است که من آنقدر خوب می شوم که مخاطب کار من به دنبالم خواهد آمد.
یعنی باید آنقدر برای خودم ارزشمند باشم تا افراد ارزشمند را به سوی خودم جذب کنم .
باید به میزان توانایی خودم آگاه باشم .
باید بتوانم خودم را خوب بشناسم تا دیده شوم
خدایا سپاس از اینکه به من اجازه دادی که این مطالب را بیاموزم .
خدایا شکرت که هدایتم کردی تا به آگاههی هایم بیافزایم .
استاد عزیز و مریم بانوی مهربان و ساده و صمیمی و صبور . سپاس از راههای زیبای خداشناسی که به من آموختید و هر روز می آموزید
خدایا شکرت
خدایا سپاس
سلام استاد عزیز
من حدود سه چهار ساله عضو سایت شما هستم و همیشه همه فایل هارو نگاه میکنم و هر روز به سایت سر میزنم ببینم مطلب جدید قرار گرفته یا نه ولی این اولین بار هست که کامنت میزارم و خواستم تشکر بکنم چون تمامی فایل هاتون دقیقه به دقیقش برای من نتیجه به همراه اورده حتی دقایقی که بنظر خالی از مطلب مهم میاد و مثلا در سریال زندگی در بهشت در حال فیلم برداری از چمن ها هستید من همون لحظه هم ذهنم به کیفیت دوربین شما توجه میکنه که چقدر رنگ چمن زیبا نمایش داده میشه و ارزوی جدیدی در من شکل میگیره . این فایل لایو هم برای من واقعا تاثیر گذار بود خداروشکر که همیشه در بهترین زمان ممکن قایل های شمارو میبینم و به کسانی که این کامنت منو میخونن پیشنهاد میکنم بار ها و بارها فایل رو گوش بدن چون هربار باتوجه به فرکانسی که توش هستید مطالب جدیدی از این فایل ها دریافت میکنید و انگار هیچوقت تکراری نمیشن و نیستن حتی اگه تک تک کلمات رو حفظ شدین بازم به این معنا نیس که کافیه . امیدوارم قسمت های بیشتری از سریال زندگی در بهشت و لایو هاتون در سایت قرار بگیره .
سلام میکنم به استاد عزیز و خانم گل مریم شایسته که واقعا شایسته ی اینهمه نعمت و احساس خوبه. من یه توضیحی میخوام بدم در مورد مسیر ۴ ماهه ای که بگم جهاد اکبر دروغ گفتم ولی از یه جایی به بعد انقدر این باورهای محدودم منو آزار میداد که تصمیم گرفتم یه حرکت جهادی راه بندازم و شروع کنم به تغییر باورهام. من رابطه ی آمیخته با وابستگی عاطفی همراه با ترس های مختلف روابطی داشتم در واقع عزت نفسم پایین بود درحدی که من از همه نظر واسه همسرم عالی ام چرا عالی ام؟ من مترجم ام،قوانین دنیا رو میشناسم و تا قبل از این تک و توک عمل میکردم و به نظر خودم از یه عالم برّه که تو جوامع هست و نمیدونن چه قدرت خدادادی دارن جلوترم.ولی دیگه اینهمه تحقیر و توهین و تضاد تو رابطه ای که با احساس خوب شروع شده بود و بعد چند سال افتضاح شده بود دیگه داشت حسابی خوردم میکرد و هم جسمم و هم روحم رو آزار میداد.خیلی از خدا هدایت خواستم چند ماه پیش از ته دلم گفتم خدایا هدایتم کن مسیر درست رو بهم نشون بده.خدا شاهده اون روزها فقط تو سایت میگشتم و فایلهای رایگان نگاه میکردم و هر روز و هر دیقه به یه فایل بینظیر هدایت میشدم. الله اکبر از این هدایت که غوغا میکنه. من اون روزها به فایلهای توحیدی هدایت شدم.الام که میگم دلم داده میلرزه و بغض تو گلومه از این همه لطف خدا که ما از خودمون دریغ میکنیم. خلاصه من صبح که بیدار میشدم دفترم رو ورمیداشتم و شروع میکردم به نوشتن باورهای درست و گفتم من چی دلم میخواد و لیاقت چه رابطه ای رو دارم و مینوشتم و تصورش میکردم ولی تو اون لحظات آگاهانه تصور میکردم که همون رابطه ی پر از احترام ،پر از آزادی و خلاصه همه چی رو دارم و همزمان روی باورهای توحیدی هم کار میکردم و هر الهامی بهم میشد یا هر آگاهی جدید رو تو دفترم مینوشتم و اون دفتر توی آشپز خونه توی پذیرایی تو اتاق خواب. وقتی میرفتم بیرون همه جا باهام بود و هست و میخوندم و حسم عالی تر میشد اینو هم بگم که دیگه از حرف ها ی کسی بخصوص همسرم ناراحت نمیشدم. کم کم این اذیت ها و گیر دادنها کم شد و ترسم هم کمتر و کمتر. روی عزت نفسم هم کار میکردم .همه این اتفاقات توی ۱ ماه و نیم بود که تصمیم به تغییر جدی گرفته بودم. همون فکرایی که اون روزا همش عمدا دوستان دقت کنید اولس عمدا میاوردم تو ذهنم کار خودش رو کرد. کم کم رفتار شوهرم با من بهتر شد بهم میگم آرامش خاصی داری . و بعد چند هفته جور شد که منو پسر ۴ ساله ام واسه ۱ هفته رفتیم شهر خودم کنار خانوادم .اونجا هم همین روند کنترل ورودی رو ادامه دادم و هیچ منفی برام مهم نبود هیچی.خانواده ام میگفتن چرا همش تو اتاقی چیکار میکنی. (داشتم فایلهای استاد جان رو گوش میدادم و مینوشتم🤩) همون روزا که تو شهرم خودم بودم یهو دیدم که پیام هایی که شوهرم واسم میفرسته جنسش داره عوض میشه. منی که قبلا روی یه فرکانسی بودم که اصلا به چشمش نمیومدم و خانم های دیگه رو میدید و قبلا واسم آزار دهنده بود اینمدت دیگه اصلا واسم مهم نبود از دیدگاه توحیدی با خودم و خدا یه عهدی بستم و خودم رو از محبت همه بینیاز کرده بودم(چه حس قشنگیه واقعا این بینیازی از مردم) با هیچی عوض کردنی نیست خدایی. از بحث اصلی دور شدم😊. خلاصه دیدم تو پیام ها و تلفن هایی که بهم میکنه میگه سارا چرا من تو رو تا حالا ندیدم! تو انقدر خوبی انقد همه چی تمومی مهربونی ووو. من اون موقعی که تصمیم گرفتم تغییر بدم زندگیمو اصلا دیگه نیازی به شنیدن این چیزا درونم احساس نمیکردم چون اون عشقه رو از خدا تو وجودم میدیم و از زندگیم داشتم لذت میبردم. انگار یه سپر محکم دورم بود که هیچ منفی روم اثر نمیذاشت اگه هم بود کمی ناراحتی بود در حد ۵ دیقه ولی فوری خوب میشدم.😄 این روند ادامه داشت تا موقعی که همسرم اومد دنبالمون که بریم خونه. قلبم داره از ذوق تند تند میزنه😃 آخه این اولین تغییر بنیادینم بود. اون روزی که همسرم اومد خونه از کنارم تکون نمیخورد فقط نگاهم میکرد و میگفت حلالم کن خیلی اذیتت کردم حواسم به عشقی که بهت داشتم نبود. تو رو ندیدم واقعا یه نعمت بزرگی تو زندگیم .هر چی تو بگی همونه. هر کاری تو بگی همون کار رو میکنیم. تصمیم با خودته ووو. همه ی این اتفاقات واسه من جدید بود. همون چیزایی که تو تصوراتم بود واقعی شد. من از نتیجه فارغ بودم چون واقعا از مسیر تغییر لذت میبردم و حسم عالی بود وگرنه که این اتفاقات نمیافتاد صد در صد.این از اتفاق خوبی که کمتر از ۲ ماه توی روابطه ام افتاد. و الان که دارم این پیام رو مینویسم ۴ ماه گذشته و من بازم روی بهبود کارم و پیشرفتش شروع به تغییر و باور سازی کردم و کمتر از ۱ ماه با پیگیری هدایتهایی که بهم میشد از اون استان که واقعا دلم میخواست مهاجرت کنم این اتفاق واسم افتاد و الان به تهران مهاجرت کردیم و اینم داستانش جالبه آخه من اصلا واسه یه کار دیگه هدایت شدم تهران که همینجا شوهرم کار پیدا کرد و کمتر از ۱ ماه کار جور شد، خونه جور شد همه چی براحتی آب خوردن واقعا .و الان هم میدونم که واسه پیسرفت کارم خدا منو اینجا هدایت کرده و خودش هم بقیشو براحتی آب خوردن جورش میکنه.واقعا دنیا شگفت انگیزه میدنید چرا؟ چون ما روی خودمون کار میکنیم براحتی هدایت میشیم و اتفاقاتی که واسه اکثر مردم پوستشون کنده میشه تا بهش برسن وایه کسی که فقط میگه خدایا من میخوام و هماهنگ بشیم اونو بهمون میده بهمین راحتی. من الان تضاد دارم دوستان فکر نکنید که ندارم. بعضی وقتها عصبی میشم دوباره نهیب میزنم و باورهامو یاد آوری میکنم و ادامه میدم. اینروزا توی اساس کشی کمی ناراحت و استرس داشتم و عصبی میشدم و داشتم به قبل سقوط میکردم چون ماشاالله متخصص و صاحب نظر زیاده تو هر خانواده که نرید و میرید برمیگردید و با فلان حقوق تو تهران دوام نمیارید و گریه های بی دلیل مادر شوهر و اینا داست میرفت رو اعصابم و کنترل ذهنم رو داشت ازم میگرفت و اینروزا داست بهم فشار میاورد و اشکم رو در میاورد ولی خب دوباره پاشدم گفتم نه تا اینجا خدا هدایتم کرده هیچکسی نمیتونه با چرندیاتش و آشغالهای ذهنیش واسه من تصمیم بگیره و منو کنترل کنه .دیشب اومدم گزینه ی مرا به سوی نشانه ام هدایت کن رو با نیت هدایت زدم و این فایل استاد اومد .گفتم سارا تا تو قدرت ندی به دیگران هیییییچ احدی نمیتونه آزارت بده دلت رو بشکنه اشکت رو دربیاره.قوی باش و مثل قبل ادامه بده .و این فایل استاد یه باوری که پاشنه آشیل منه رو یاد آوریم کرد (که حرف های این و اون و چرندیاتشون روی اعصاب من راه میره من ناتوانم .نکنه اون طوری بشه که اونا میگن. )که هیچ کسی نمیتونه تو زندگیت تاثیری بذاره به هیچکسی قدرت نده روی خودت کار کن و داشت زور میگرفت ولی این فایل یادآور عالی بود. خدارو شکر.
ازاستاد و فایلهای رایگانش و همینطور مریم جان با این فایلهای عالیش سپاسگذارم.
و اینروزا هم قطعا تصمیم دارم دوره ی عزت نفس رو تهیه کنم.
سلام استاد مهربان
سلام بر دوستان عزیز خوب خودم
یک فایل زیبای دیگر در مورد باورهای ثروت ساز را در حالی گوش می دهم که با دیدن فایل های قبلی بسیار ایده های عالی گرفتم و بسیار نکاتی جالب یاد گرفتم
رسیدن به خواسته ها و آروزها باید تلاش کنم و برای رسیدن به آن هدف اول باید باورها و خواسته های خودم همسو با هدف کنم
هماهنگ کردن باورها و خواسته ها با یکدیگر
همسو کردن خواسته و هدفم با باورهای خودم
اولین درس من از این فایل
دوم اینکه باید خودم را در جای مخاطب و مشتری خودم بگذارم و ببینم که کدام راه برای مخاطب خودم آزاد تر است
ایجا باور برای اینکه کاری که من می خواهم انجام بدهد جواب می دهد
نه باری به هر جهت
اطمینان کامل از به هدف رسیدن و نتیجه دادن هدف و خواسته ام این رمز پیروزی من است
سوم اینکه باید تمرکزی روی هدف خودم تلاش کنم و تمام تمرکز من روی هدفم باشد و باورهای خودم را در جهت هدفم همسو و هم راستا کنم
نکته چهارم این بود برای من که بتوانم کنترل کامل روی هدف خودم داشته باشم و ببینم از هدف خودم چه می خواهم و به چه خواسته های می خواهم برسم
آنوقت هدف خودم را گسترش می دهم و روی همان هدف باورهای خودم را تقویت می کنم و می سازم
نکته پنجم برای من این بود که از کارم و هدفم لذت ببرم و در مسیر رسیدن به هدف خودم حالم خوب باشد و بهترین لذت ها را ببرم
این یعنی خود خود پیروزی و باعث می شود که یک نتیجه اتفاق بیفتد
در نهایت
هدف مال خودم و برای خودم باشد
بدانم که از هدفم چه می خواهم
تعهد و ایمان داشته باشم نسبت به هدف خودم
به مسیر خودم علاقه داشته باشم
خودم را با دیگران مقایسه نکنم
پول لذت نمی آورد مسیر درست که لذت بخش است و پول می آورد
ادامه دادن و حرکت کردن و نا امید نشدن
خدای من ممنون از این هدایت امروز من
سپاس از خدای فراوانی ها
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوندی که هرآنچه که دارم از آن اوست .
من دارم در مسیر موسیقی حرکت میکنم و گام برمیدارم و از طی کردن این تکامل به حدی لذت میبرم که گاهی وقتا که ازش دورمیشم غصه میخورم میرم تو فکر ، ثابت میشم نا امید میشم ،
بعضی شبا برخلاف میلم که دوست دارم تنبلی کنم یهویی به خودم میام میگم خودمو مجبورمیکنم به انجام دادنش بعد میشینم با تمرکز تمرین و شروع میکنم اولش یکم جمع و جور کردن تمرکزم سخته ولی بعد از نیم ساعت که از تمرینم میگذره به چنان ذوق و شوقی میرسم که حاضر نیستم با دنیا عوضش کنم یهویی میرم دم پنجره از شدت ذوق با خدای خودم صحبت میکنم و با عشق بهش میگم چرا یادم میره که من دارم واسه موسیقی و سازم میمیرم مگه همین هدف نیست؟؟ پس چیه
مگه نباید همینجوری عشق بدم به چیزی که دوست دارم ؟
مگه همین نیست که استاد میگه تمرکز کن روی علاقت بقیش خودش درست میشه؟
من موسیقی و دیر پیداش کردم ولی وقتی پیداش کردم انگار پرواز میکنم روی ابرا ،حس فوق العاده ای بهم میده .
ولی کاش یادم نره ، یادم بمونه که خدا داره میگه ورودی هاتو کنترل کن تا همه چیز عالی پیش بره توموفق میشی فقط با حس عالی تمرین کن وجلو برو عزیزم .
اینارو گفتم در تایید صحبت های استاد جان که آدم شاید صدتا کار انجام بده توی زندگی ولی یه وقتی یه کاری پیدا میشه که حاضری واسش بمیری از بس علاقه توشهست ، این همونه همین مسیر و با تمرکز و لذت ادامه بده و جلو برو وتوکل کن خودش درست میشه و کاری به کسی نداشته باش که چی میگه ، ببین حس خودت توی این مسیر و توی این کار خوبه یا نه ، همین و بس .
قطعا تمرکز و استمرار و ثابت قدم بودن و عشق جواب میده .
واقعا به قول استاد هیچ کاری با زور و اجبار درست نیست ، مسیر سخت مسیر اشتباهه .
درپناه خداوند باشید