live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه - صفحه 46 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه194MB26 دقیقه
- فایل صوتی live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه25MB26 دقیقه














با سلام خدمت خانواده عباس منشی ها توفیق دیگری پیدا کردم و سپاسگزارم که میتوانم بنویسم و در مورد باورهایی که قبلاً داشتم و باورهای درستی که الان از طریق آموزشهای استاد با آنها آشنا شدم و خیلی در زندگیم کمک میکند که احساس خوبی داشته باشم و هم اینکه امید وارانه به زندگی ام ادامه بدهم و نتایج خوبی را هم کسب میکنم ،،من هم زمانی مثل خیلی از افراد جامعه معلول ذهنی و خیلی محدود و بد بیانه به زندگی نگاه میکردم ،،، در مورد ثروت خیلی معلولیت ذهنی داشتم که خیلی سختی و بدبختی و رنج بکشی که پول در بیاری و خانواده ام اینطوری پول در می آوردند و همیشه توی گوشم میگفتند و من هم از پول بدست آوردن بدم نیومد چونکه رنج و سختی را دوست نداشتم و یا در مورد ثروتمندان معلولیت ذهنی ناگواری داشتند و من هم یاد گرفته بودم که ثروتمندان انسانهای بد جنس بی رحم ظالم و ستمگر هستند و به کسی رحم و شفقتی ندارند و این باورها باعث میشد که هم طرف ثروتمندان نرم و هم ثروتمند نشوم و کلا با مقوله ثروت و ثروتمندان مشکل داشتم و نگاه بدبینانه ای به این موضوع داشتم و نمیتونستم تحمل شأن بکنم یا ثروت انسان را گمراه میکند مغرور میکند یا ثروت را محدود میدانستم یا از راه درست نمیشه ثروتمند شد حتما دروغگو باشی تا حرفت را باور کنند و ویژگیهای بدی را به ثروتمندان و ثروت نسبت میدانند و من نگاهم بدبینانه میشد ،،و من هم کور کورانه آنها را قبول کرده بودم و میپذیرفتم و همه اینها مثال معلولیت های ذهنی در مورد مقوله ثروت بود ودر تمام موارد نمونه هایی از همین افکار با من بود و هنوز هم هست ولی الان آگاه هستم به افکارم و قدرت خلق افکارم در اتفاقات زندگیم را میدانم و همیشه به خودم هشدار و آلارم میدم که مسیر احساس خوب اتفاقات خوب را گوشزد میکنم و قدرت انتخاب افکار معلول و افکار سالم را دارم و مهارت توانایی کنترل ورودیهای ذهنم را تقویت میکنم ،،،
به کمک استاد قرآن را جور دیگری یاد گرفتم معنی کلمات و جملات را در راستای درست قوانین یاد گرفتم مثال ،معنای ظلم در قرآن ،صلاه
صبر و صابرین در قرآن و خیلی های دیگر و سپاسگزارم که روز بروز یاد میگیرم که از معلولیت در بیام و فراموش نکنم که در عمل هم از این آگاهیها استفاده کنم و نتیجه بگیرم هنوز ادامه باید بدهم و این مسیر تمام نشدنی است چونکه من بمباران شدم با باورهای اشتباه و متفاوتی در زمینه های مختلف در زندگی ام ،،،،باز از خداوندم شاکرم که در وجودم و نزدیکترین نیرو بمن هست و همواره کمکم میکند و تنها احساس نمیکنم که تازه انگار پیداش کرده باشم هست که قبلاً تو آسمون ها دنبالش می گشتم ولی به کمک استاد تو وجودمان پیداش کردیم و اوست که قادر و توانست به تمام امور و هرچه داریم از اوست مرسی از استاد عزیزم اینها گوشه هایی از معلولیت و نواقص باورهایم بود ولی وقتی درستش کردم و روی خودم کار میکنم نتایج خیلی زود خودش را نشان میدهد به شرطی که فراموش نکنم که گاهی ذهن گمراهم میکنه ولی دوباره برمیگردم البته بدون سرزنش و خودم دوست دارم مرسیییییی از استاد و خانم شایسته عزیز و دوستان هم مدار خودم که همگی در یک هدف ودر یک مسیر حرکت میکنیم تا همواره زندگی خوبی را حاصل باورهای درست است تجربه بکنیم
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
چگونه کار کردن بر روی باورها را رها نکنیم؟
-باید باور کنیم توجه به نکات مثبت سپاسگزاری از داشته ها و نعمت ها و کار کردن بر روی باورها نتایج مثبت برای ما ایجاد می کند
-با استفاده از تجربیات زندگی خود می توانیم قانون را به درستی درک کرده و اتصال بین داشتن احساس خوب و رخ دادن اتفاقات خوب را بیابیم
-باید باور کنیم خالق بی چون و چرای اتفاقات زندگی خود با افکار و باورهایمان هستیم
-به محض تحقق خواسته ها کار کردن بر روی باورها را فراموش می کنیم
-اغلب درگیر تحقق خواسته های خود شده و مسیر آن را فراموش می کنیم
-به محض فراموش کردن مسیر و عدم کار کردن بر روی باورها نتایج ما نامناسب تر از گذشته می شود
-باید همواره به یاد داشته باشیم دلیل نتایج تنها کار کردن بر روی باورها و افکارمان بوده است
-به محض بد شدن احساسمان باورهای خود را بررسی کنیم
-سپاسگزاری ابزاری است که در هر شرایط نتایج را به نفع ما تغییر می دهد
-سپاسگزاری می تواند شرایط ما را بهبود دهد
-سپاسگزاری باید تنها از خداوند باشد و احساس خوب قلبی در ما ایجاد کند
-سپاسگزاری ربطی به مذهب خاص ندارد
-سپاسگزاری با تمرکز بر نعمت ها ،نعمت های بیشتر را وارد زندگی ما می کند
-در هر شرایطی نعمت های بیشماری برای سپاسگزاری داریم
-جهان به احساس ما پاسخ می دهد به همین دلیل سپاسگزاری باید از صمیم قلب و باعث ایجاد احساس خوب واقعی شود
-نوشتن نعمت های بی انتهای خداوند و سپاسگزاری از انها باید اشک از چشمان ما جاری کند
-شیطان می تواند از بهشت با تمرکز بر نکات منفی و نداشته ها برای ما جهنم بسازد
-خداوند می فرمایید: با سپاسگزاری شما را می افزاییم
-اگر قرآن را به درستی مطالعه کنیم متوجه می شویم سپاسگزاری دروازه ی دریافت نعمت هاست
-سپاسگزاری واقعی از خداوند باعث می شود ترس و نگرانی نداشته باشیم
-از خداوند به خاطر استعدادها و توانایی های خود سپاسگزار باشیم
-با نوشتن سپاسگزاری همان لحظه نتایج آن را دریافت می کنیم:
+تک تک سلولهای ما به سپاسگزاری واکنش نشان می دهد
+سلامتی خود را بازمیابیم و بیماری از وجودمان خارج می شود
+افراد واکنشی متفاوت از گذشته به ما نشان می دهند
-به محض برخورد به چالش و تضادها تمرکز خود را بر نعمت ها و داشته هایمان قرار داده و به خاطر داشتن آنها سپاسگزار خداوند باشیم
-با سپاسگزاری از داشته ها و نعمت ها به راحتی می توانیم ذهن خود را در شرایط چالش زا کنترل و مدیریت کنیم
-با سپاسگزاری از نعمت ها می توانیم واکنش مثبت افراد را به نفع خود برانگیخته کنیم
-باور داشته باشیم ظاهر اتفاقات هر چند نامناسب با سپاسگزاری می تواند به نفع ما تغییر کند
-ما توانایی تغییر شرایط نامناسب زندگی خود را درهر لحظه با تغییر زاویه ی دید و سپاسگزاری از نعمت های بی انتهای خداوند داریم
-به محض تمرکز بر نکات مثبت سپاسگزاری از داشته ها و نعمت ها نتایج مثبت آن را مشاهده می کنیم
-افرد بسیار کمی می توانند با سپاسگزاری از خداوند بر نکات مثبت نعمت ها و داشته های خود به جای کمبودها تمرکز کنند
-اگر برای تغییر وضعیت مالی خود عجله داریم بدانیم افراد زیادی از نظر ذهنی معلول هستند و باورهای نامناسب در زمینه ی ثروت دارند
-با وجود معلولیت ذهنی و باوری در اغلب افراد مسابقه و رقابتی برای کسب ثروت نیست
-برای کسب ثروت تنها کافی است باورهای خود را تغییر دهیم
-ورودی های منفی و نامناسب خود را حذف کرده و تمرکز خود را بر تغییر باورها و افکارمان قرار دهیم
-اغلب افراد از نظر ذهنی باورهای فقر آلود داشته به همین دلیل با زجر و سختی به خواسته های خود دست میابند
-با تمرکز بر زیبایی ها سپاسگزاری از نعمت ها و داشته ها شرایط می تواند برای ما متفاوت از دیگران شود
خدایا شکرت
عاشقتونیم
بنام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم ، خانم مریم مهربان و دوستان هم مسیر
چقدر در زندگی ام این تجربه را دارم , هر وقتی از خداوند دور بودم غرق در تاریکی و بدبختی بودم ، شاید در ظاهر چند روز قشنگ بوده اما آن مقایسه ها غیبت ها و مداخله به زندگی دیگران و غر زدن ها و نا دیده گرفتم نعمت ها روح ام را تاریک ساخته بود و بعد از تضاد ها و مشکلات که نتیجه فرستادن این فرکانس های بد به جهانی هستی بود بیچاره ام کرده بود ، و در عالم ناگاهی باز هم از خدا گله و شکایت میکردم که چرا کمک ام نمیکنی ،
خدا را شکر که دوباره خداوند نور اش را در زندگی ام تاباند و امروز در این خانواده توحیدی هستم ، از خواندن کامنت های فوقالعده عزیزانم که بهتر از هزاران کتاب موفقیت است لذت میبرم میاموزم ، و از صدای آرامش بخش استاد گرانقدر لذت میبرم ، به خدا نزدیکتر میشوم ، شکر گذار تر ، آرامتر میشوم و عاشقانه بار ها و بار ها هر فایل را گوش میکنم
هر گاه از خدا دور باشیم ، شیطان با این مهارت اش بسیار خوشی ها را از ما گرفته میتواند ، چون نعمت های ما را در نظر ما ناچیز میکند و کوچکترین نداشته ما را آنقدر مهم میسازد که دیگر زندگی برای ما لذت ندارد ، و دوباره همان چیزی که سال ها برایش دویدیم تا بدست بیاریم ، همین که بدست میاید ، بعد از چند لحظه چنان عادی میسازد انگار اون خواسته ما نبوده است ، بهترین محافظت در مقابل این مهارت شیطان سپاسگذاری است ، هر روز حتی چند دقیقه ولی باید سپاسگذاری را انجام دهیم ، تا فراموش نکنیم و بیننده و حس کننده همه نعمت های ما باشیم و از خود بپرسیم اگر این نعمت نبود الان به چه مشکل در زندگی من بود ،
به قول استاد عزیز سپاسگذاری از مهارت ها ، توانایی ها و ویژه گی های خودمان کنیم ، چون این همه تمرکز بر زیبایی ها و حس کردن همه نعمت ها از عمق دل ، حس خوب میدهد ، و حس خوب یعنی در فرکانس خداوند بودن و اینجاست که نه ترس است و نه غم
چه اشتباه آموخته بودیم ، خود و خدای مهربان را خوب نشناخته بودیم ، من این را میدانستم که با ذکر خداوند دل ها آرام میشود ، اما کلمات عربی را تکرار میکردم که اغلبا حواسم هم نمیبود و باز نتیجه نمیگرفتم و رها میکردم ، ذکر همین سپاسگذاری است ، چون در هر نفس و در هر تپش قلب خدا را حس میکینم ، در همه داشته ها و نعمت ها خدا را میبینیم و زندگی ما پر از یاد خدا میشود
استاد عزیزم شما چقدر خوشبخت هستید ، راه هزاران هزاران انسان را روشن ساختید و به خدا نزدیک ساختید ، آن چه روز قشنگ بود که در این راه قدم گذاشتید اول خود را ساختید و بعد نور شدین برای روشن کردن راه دیگران ، چقدر تحسین میکنم کار شما خانم مریم جان مهربان. همه تیم سایت که چه خالصانه و سخاوتمندانه این همه اگاهی را به ما انتقال میدهید ،
همانطور که استاد عزیز گفتن باید همواره ذهن و افکار و احساس خود را مانیتور کنیم ، اگر در سلامتی ما مشکل باشد ویا حس ما خوب نباشد ، بدانیم که در مسیر نیستم ، دوباره بر گردیم و این انفاق می افتد چون انسان فراموش کار است ، مهم اینست متعهد باشیم در سپاسگذاری و دیدن زیبایی ها ، دنیا ما خیلی زود تغیر میکند مانند تجربه استاد عزیز که از یک واقعه نا جالب فقد با کنترول ذهن از افکار منفی و توجه به زیبایی و سپاسگذاری نتیجه زیبا گرفت ،.
در پناه خدای یکتا شاد ، سلامت و ثروتمند باشید
به نام خدای مهربان
خداوند هستی بخش. خداوند آسمان ها و زمین. مالک زمین و زمان و آسمان و دریاها و کوه ها، مالک کهکشان ها و سیارات و ستارگان و قمرها. خداوند وحی کننده بر جان انسان. خداوند روزی دهنده به بندگان. خدایی که از مادر به بندهاش مهربان تر و از رگ گردن به او نزدیک تره. خدایی که هر لحظه برای بندهش فرصت توبه، ایمان، برگشت و هدایت به مسیر درست رو به وضوح در جلوی چشم او گذاشته اما بنده باید اون رو ببینه و باور کنه. خدایی که در لحظه به بنده خودش الهام میکنه تا از کوچکترین کارهای زندگیش تا بزرگترین ها رو به چه صورت انجام بده تا بهترین نتیجه ممکن رو بگیره. خدایی که شنوای داناست. خدایی که هرگز به بندش ظلم نمیکنه. خدایی که توبه پذیره و از خطاهای ما میگذره. خدایی که منبع جهان هستی و منشا اونه و تمام حرکت در جهان هستی از او نشات میگیره. خدایی که باور داشتن به اون و ایمان داشتن به توحید مسیر زندگی هر بنده ای رو استوار میکنه. خدایی که فارغ از جنسیت، سن، نژاد، تفاوت های بنده هاش، هدایت و نعمت و مهربانیش رو به شکل یکسان بین همه بندگانی که اون رو باور کنن میرسونه. خدایی که ایمان بهش تضمین کننده نعمت، سلامتی، امنیت، موفقیت و آرامش در تمامی جنبه های زندگیه. خدایی که با هر بار یادآوری عظمتش و مهربانیش و لطفی که به من داشته اشک از چشمانم جاری میشه. خدایی که این روزها که بر روی خودم کار میکنم احساس میکنم در آغوش این خدا هستم. حس میکنم در امن ترین مکان دنیام و همه چیز برای من درست میشه. درسته که خیلی جاها هنوز بدلیل باورهای قدیمیم ممکنه فراموش کنم اما اون من رو و تعهد من به خودم رو میبینه و به من کمک میکنه که به یاد بیارم برای چی در این مسیر قدم گذاشتم و برای چی این تعهد رو دادم و میدونه که عمیقا از ته ته وجودم میخوام که موفقیت رو در همه جنبه های زندگیم به من بده همونجوری که به استاد عزیزم داده.
این یکی دو روز به طور مخصوص متوجه اهمیت کنترل ذهن به صورت عملی شدم. یکی از ایراداتی که من داشتم و هنوزم دارم اما خیلی بهتر شده، اما باز هم باید کلی روی خودم کار کنم تا بتونم این ایراد رو هر روز بیشتر از دیروز رفع کنم، اینه که وقتی فایلی حرفی رو میشنوم، که معمولا بر میگرده به درس، نکته یا یه مطلبی که باید یاد گرفته بشه تا توی ذهن بمونه و چیزی نیست که صرفا حفظش کرد، خیلی سطحی نگاه میکردم و از عواملی که بارها و بارها باعث شده بود که من تعهدهای خودم رو بشکنم و کلی از نتایجی که داشتم براشون آروم آروم آماده میشدم تا بدستشون بیارم رو رها کردم و از مسیر خارج شدم. اما این بار به قدری محکم با خودم تعهد بستم و از خدا خواستم که کمکم کنه و اینکه تصمیم محکمی که گرفتم برای اینکه از دانشگاه بیام بیرون و مسیرم رو به سوی مستقل شدن چه از لحاظ مالی و چه از لحاظ ذهنی طی کنم و دیگه کسی نباشم که کنترل زندگی خودش رو در اختیار هیچ کسی بذاره یا بذاره که جریان جامه براش تصمیم بگیرن، این تعهد من رو محکم تر کرد که لحظه ای از این مسیر جا نزنم و عقب نکشم و روزی کار کردن بر روی خودم رو متوقف نکنم.
نکته ای که وجود داشت این بود که من از بچگی خیلی خوب موضوعات رو به ذهنم میسپردم و میتونستم در مثال های ساده و البته پیچیده (به علت تمرین و البته بار بسیار قوی ای که در مورد هوشم داشتم) اونها رو حل کنم و به راحتی ازشون استفاده کنم. اما از برهه بیماری کرونا به بعد به دلیل اینکه دیگه تلاشی در جهت درسی نکردم و اینکه کلی از لحاظ اعتماد به نفس از طرف اطرافیان به همین دلیل افت درسی گرفتم، ذهنم به صورت کامل اعتماد به نفسش رو در زمنیه فهمیدن موضوعات از دست داد. یعنی من واضحا میتونستم ببینم که وقتی موضوعی رو با دقت کامل گوش میدم به راحتی میفهممش اما وقتی که سر حل ساده ترین مثال ها میرسید من دستپاچه میشدم و به راحتی خودم رو گم میکردم و هر آنچه که در ذهنم بود میپرید و بعد از حل مثال یا بیرون اومدن از جلسه امتحان یاد ممیفتاد که پاسخ چی بود یا اینکه موقع درس خوندن به شدت برام عذاب آور شده بود (دقیقا برخلاف چیزی که قبلا بود) چون هرچی که میخوندم بجز درس هایی که خیلی دوسشون داشتم مثل ادبیات و زبان انگلیسی، همشون از ذهنم میپریدن و کلی روش امتحان میکردم کلی نکته برداری میکردم، کلی میخوندم و هایلایت میکردم اما هیچ نتیجه ای نمیگرفتم و از یه جایی به بعد بیخیالش شدم و فقط اونجاهایی که فکر میکردم آسونه رو حفظ میکردم چون با خودم میگفتم که من که نمیتونم اون طولانی ها رو حفظ کنم یا اون مسائل پیچیده رو بفهمم و حل کنم و الان سر گذاشتن این کامنت متوجه شدم که من چقدر عزت نفسم رو از دست داده بودم و چقدر داشته من رو و پیشرفت من رو و محدود میکرده و میزان انرژی ای که من صرف تغییر و تحولم میکردم رو بلاک میکرده. این هدایت خدا بود که امشب، اول این جمله رو از استاد توی اولین قسمت نتایج دوره قانون سلامتی بشنوم که:
مهمترین و اولین عامل پیشرفت عامل اعتماد به نفسه و اینکه من تو این یکی دو روز از خدا خواستم که به من بگه که من اولین قسمتی از باورهام که میخوام برم سراغشون و عوضشون کنم(سلامتی، ثروت، عزت نفس، روابط، …) کجا باشه و به من بگه که از کجا این مسیر ساختن باورهای درست و ساختن اعتماد به نفس رو شروع کنم و خداوند سریعالاجابه که بسیار بسیار سپاسگزارشم این رو به این شیوه زیبا و مهندسی شده به من گفت. خدایا صدها هزار بار شاکرتم.
اما در مورد موضع کانون توجه که گفتم به صورت عملی متوجه اهمیتش شدم، با پیشروی با پروژه خانه تکانی ذهن، تاثیرات واضحی رو در همه جنبه های زندگیم دارم حداقل از لحاظ درونی میبینم. درسته در بعضی جنبه ها هنوز شهود بیرونی پیدا نکردن اما اونها هم دارن آروم آروم تکاملشون رو طی میکنن. بحث میرسه به این دور روز که موقع تمرین فوتبال من شده بود و من ذهنم بسیار ناآروم بود. یه حسی که انگار ذهنم می خواست دائما به سمت خاطرات بد و اتفاقات ناجالب هدایت بشه یا برداشت منفی و ناراحت کننده ای از اتفاقات نادلخواه داشته باشه. دیروز با گوش کردن به فایل های روزهای قبل تونستم این مدیریت رو انجام بدم اما طبیعتا تمرکزم از روی تمرینم و شوت هام پایین تر بود. اما امروز میخواستم که مثل با صد درصد تمرکزم روی شوت هام و حرکاتم تمرین کنم و طبق معمول هیچ موسیقی یا فایل صوتی ای رو پخش نکردم. اما امروز هم باز دوباره موقع بخش تمرین کار با توپ و شوت هام اون افکار منفی اومدن سراغم و من این بار خودم بودم و ذهنم و میدونستم که این باید من باشم که کنترل افکار رو در دست میگیره. سریعا هر جایی که ذهنم تلاش میکرد تا اتفاق ناراحت کننده ای رو به یادم بیاره من بلافاصله به خودم یادآور میشدم که چقدر اون اتفاق نایاب بود و چقدر در موقعیت های مشابه من تجربیات قشنگ تر و بهتری رو تجربه کردم و چقدر خوشحالم. کلی از اتفاقات خوبی که در همون برهه خاطرات بود رو به یاد آوردم و تونستم ذهنم رو تا آخرین لحظه کنترل کنم و البته که کلی از حرکاتم رو با دقت بالا انجام دادم و تمرین خیلی خوبی داشتم. چون میدونستم اگر بخوام ذهنم رو بسپرم به دست افکارم، یا اینکه هر موقع اتفاقی میفته، به جای قائم بودن با ذات خودم و قدرت درونی خودم و ایمانم، بخوام به حرف های کسی دیگه گشو بدم (حتی اگه استاد باشه)، من نتیجه درست و اصولی ای رو نگرفتم و از حرف های استاد صرفا بعنوان یک آمپول و یک مسکن برای رفع موقتی درد و مشکلم درست کردم و این بدترین روش و شیوه ممکن برای خلاص شدن از هر مشکلیه ک هربه جای حل کردن مشکل از ریشه بیایم و خودمون رو عذاب بدیم و به قول معروف بسوزیم و بسازیم.
خدایا شکرت بابت تک تک لحظات زندگیم که خودت رو به نحوی به من نشون میدی و من رو هدایت میکنی.
درود به همگی
اول از همه خیلی خوشحال و سپاسگزارم که امروز این جلسه رو دیدم، چونکه فکر میکنم واقعا بهش احتیاج داشتم و کلی حال دلم خوب کرد.
تمرکز بر روی نکات مثبت و شکرگزاری معجزه میکنند و دو اصل مهم در تغییر باور ها هستند.
و جوری اثر این دو مهمه که گاهی اوقات ممکنه ظاهر قضیه ای که باهاش رو به رو شدیم بد باشه اما با تمرکز بر روی نکات مثبت از همون قضیه میتونیم بهترین نتایج بگیریم.
به نام خدای وهابم
سلام به همه دوستان بخصوص دو استاد عزیزم
استاد امروز یه چیزی شنیدم که باعث شد بترسم، من نه خیابون میرم نه تلویزیون و ماهواره دارم نه کانالهای خبری اما چیزی شنیدم و ترسی رفت تو وجودم، نشانه سایت رو زدم
1) اول اینکه چقدددر از سپاس گزاری گفتید که واقعا آرومم کرد
2) بعد گفتید کسانیکه به خدا ایمان و باور دارند لاخوف علیهم و لا یحزنون
3) بعد هم گفتید هر اتفاق به ظاهر بعد میتونه به نفع شما تموم بشه اگر سپاس گزاری کنید
خدایا شکرت خودت کاری کن من تغییر کنم، امروز دو تا فایل گوش دادم که تو هر دوشون از لئن شکرتم لازیدنکم گفته بودید.
چند روزه تو فایلهاتون از تغییر میشنوم یعنی نگین باز هم باید تغییر کنی، بیشتر و بیشتر، حتی نمیدونم چی رو باید تغییر بدم، یاد آقای عطار روشن افتادم که گفته بودن اول لباس پوشیدنشون رو تغییر دادن، من هم تصمیم گرفتم یه تغییر ساده رو انتخاب کنم
استاااد چرا دیگه ایمیل کامنت بچه ها فعال نیـــست؟! خیـــلی خوب بوووود
با سلام خدمت استاد عزیزم استاد تحول و تغییر،،دستی از دستان خداوند ،،،استاد عزیز از ۲۰ دقیقه ابتدایی فایل واقعا لذت بردم ،،واقعا حاوی انرژی فوقالعاده ای هست ،،و اون ارامش واقعی شما،،،و از هنگامیکه من شما رو ملاقات کردم درهمایش تندخوانی سال ۱۳۹۰ در اهواز شما واقعا الگوی بی همتایی نه فقط برای من بلکه برای کسانی هم که شما را به انها معرفی کردم شدید ،،،از خداوند یکتا برای شما سلامتی ،شادی ، ثروت ارامش خواستارم ،ارادتمند شما پیام
با تمام وجودم سپاس سپاس سپاس از استاد عزیزم
شما واسطه ی خدا برای من بودین و هستین
با چشمانی اشکبار از سپاسگزاری خدایم که شرایط زندگیم را آرام کرده این متن رو نوشتم
واقعا به مرحله ای رسیدم که با تمام وجودم حتا از یک لیوان چایی لذت میبرم
بی نهایت سپاس از کل خانواده ی عباسمنش
به نام خدا.
سلام عزیزانم.
داشتم فایلو مرور میکردم و به شکرگذاری فکر کردم.
من تقریبا 3 ماهی میشه شکرگذاری رو وارد روتینم کردم و تقریبا هر روز انجامش میدم.
داشتم به این فکر میکردم که استاد که اینهمه از اعجاز سپاسگذاری میگن، منی که 3 ماهه دارم شکر گذاری میکنم، چقدر تغییر کرده زندگیم، چقدر این کار برام نتیجه داشته؟
و راستشو بخواید اولش تو ذهنم گفتم تاثیری نداشته! من تغیییر خاصی نکردم، ولی من دقیق شدم، عمیق تر فکر کردم، گفتم من بابت چه موضوعاتی سپاسگذاری کردم؟ آیا تو اون زمینه ها تغییری کردم؟
بعد کم کم یادم اومد.
– من ورودی های مالیم خیلی بیشتر از قبل شده، میزان خلق ثروتم بیشتر شده، یجورایی برکت افتاده تو زندگیم،
– از لحاظ سلامتی، خیلی سالم ترم، انرژیم بیشتر شده، خستگی بعد از کارم از بین رفته و در کل حالم بهتره.
– تو این مدت اوضاع کاریم خیلی خوب شده، جوری که همیشه کار برام فراهم میشده اونم به راحت ترین شکل، و همیشه سر کار بودم.
– حالم، احساسم، آرامشم، خیییلی بیشتر از قبل شده، قبلا خیلی درگیر نجوا ها میشدن، ترس، غم، الان. تقریبا نزدیک به صفر شده.
– احساس عزت نفس و در صلح بودن با خودم که اصن داره غوغا میکنه، خودمو بیشتر از هر زمانی دوست دارم، برای خودم بیشتر از هر وقتی احترام قائلم.
– به شدت منظم ، متعهد، و با استمرار شدم، واقعا خستگی نمیشناسم، کار میرم میام، رو برنامم برای اهدافم کار میکنم، و این درحالیه که این ویژگی شخصیتی یه زمانی ارزوم بوده، دورانی که تنها خواستم این بود که متعهد بشم، بچسبم به کار ،ول نکنم، آخه همیشه کارا رو نصفه کاره ول میکردم، و به نتیجه نمیرسیدم. این تغییرم خیلی منو به فکر فرو برد، من واقعا تو کل دوران گذشتم همش یادمه خودمو سرزنش میکردم که چرا متعهد نیستم و واقعا آرزوم بود شخصیتمو بهبود بدم. و الان باورم نمیشه دارم بابت رسیدن به اون آرزوم شکرگذاری میکنم.
– و یه عالمه نتیجه دیگه
همین مرور دستاوردها و نتایج باعث شد ایمانم خیلی بیشتر بشه به مسیر و باورم قوی تر شد که خواسته های الانم هم یه روز به واقعیت میپیوندند و من یروزی بابت رسیدن به اونا شکرگذاری خواهم کرد.
واقعا که ما خیییلی فراموش کاریم. خیلی. یادمه استاد تو دوره قانون سلامتی میگفتن من باورم نمیشه یروزی وضعیت بدنم اونجوری بوده، ولی وقتی میرم عکس هام رو میبینم یادم میاد و ازین بابت شکرگذار تر میشم. و من این حرفای استاد رو اغراق میدونستم ولی الان میبینم من الان تغییر انقدر برام عادی شده که اصن یادم رفته یه زمانی این تغییرات آرزوم بوده و همین باعث شد بخام هر از گاهی یه چکاپ فرکانسی بگیرم از خودم و ثبتشون کنم، و کامنت هم بذارم که خودش یجور ردپا گذاشتنه.
خدایا خیلی ممنونم ازت
و خدا خیر بده اون دوستم رو که 3 سال پیش منو با استاد عزیزم آشنا کرد.
شاد و ثروتمند باشید.
به نام خدا
روز هفدهم
الهی شکرت
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و همه دوستان همفرکانسی در این مکان مقدس .
در مورد شکر گزاری که هر چه صحبت بشه واقعا نمیشه به معنای واقعی اون حس درونی را ازش تعریف کرد
همیشه شیطان هست تا در گوش ما نجوا کنه و مارو نا امید از رحمت خدا و ما به قول استاد عزیزم باید همیشه
هر لحظه که سخته ولی میشه بهش نزدیک شد تمرین کرد مثل تمام چیزهایی که با تمرین بهبود پیدا میکنه اینم میشه
فقط اول باور کردنش هست که مهمترین بخش ابتدایی و اصلی ترینش هست که باور کنیم که این قانون خداوند وجود
دارد ما داریم خلق میکنیم زندگی خودمونو با افکارمون فرکانسهای ارسالی ما به جهان به شکل شرایط موقعیتها به زندگی
فیزیکی ما ظاهر میشه چون فاصله زمانی برای خلق وجود دارد ما درکش نمیکنیم و بهش توجه نمیکنیم ولی اتش سریع
دستمون را میسوزونه درک میکنیم
امروز داشتم فکر میکردم که ما این همه رو خودمون کار میکنیم مثال استاد با این لول داریم ازشون اموزش میگیریم
بعضی اوقات از دست استاد هم در میره بهش فکر کردم درونم بهم جواب داد با چیزهایی که یاد گرفتم میخام بگم
چی داستان ما در جهان مادی که این چالش کنترل زهن همیشگی هست و ما باید همیشه در لحظه به قول استاد
خودمون را مونیتور کنیم واقعا کرا دشواری است خیلی ها نمیتونن حتی بهش فکر کنن دقیقا استاد میگن بالای 99
درصد ادمها تو این مدار و فاز نیستن درسته نمیشه حتی بهش فکر کنن خدارو شکر که ما تو این مسیر داریم تاتی تاتی
استاد عزیزمون را میبینیم ازش تقلب میکنیم باید به خودمون افتخار کنیم به جرات ما هزار هیچ جلوترین معلولهای
زهنی باور فراوانن هیچ عجله در کار نیست به گرد پاهامون هم نمیرسن همینکه اینجاییم این فاصله را داریم تا برسه
به اینکه داریم خلق کردن نوع سبک زندگی خودمون را به دست بگیریم که برای عموم همون چراغ جادوست که
وقتی میدیدم میگفتم کاش کی وجود داشت حالمو خوب میکرد تصورش در فیلم نگو که این واقعیت جهان خودم بود
ازش قافل بودیم پرده بود و ما پشت سیاهی بودیم و داریم پرده را سوراخ میکنیم و روزنه هایی از نور تابان را میبینیم
و امیدواریم که در سیاهی مطلق نوری هست ماها که تو این مدار اومدیم مطمین هستیم بهش که وجود داره چون نور را
زره ای دیدیم باور کردیم فقط باید بریم سمتش تا بیشتر درک و لمس کنیم با گرمای ان مواجه بشیم خداور شکر که
جزو نجات یافته هاییم
فقط ما در هر لحظه درگیر نجواهای شیطان قسم خورده هستیم که میاد اون نور را میبره و مارا میخاد پشت
تاریکی نگه داره اون به ما احاطه داره و اینم خدا اجازشو داده تا ببینه کی شکر گزارو کی نیست اغلب نیستیم و
خیلی سریع فقط بر ظاهر داستان گول میخوریم مارا در تارکی میبره که دیگه روشنایی نیست فقط ما باید یادمون
نره که در اون روزنه ها نور تابان را دیدیم واقعا شیطان از یادمون میبره و این هست که کل این داستان را لزت بخش
کرده تا مشخص بشه کی میتونه همواره شکر گزار نعمتهای خداوند باشه بعضی اوقات که نه همیشه شیطان حتی با
ادمهای اطراف همسر دوست پدر مادر ادمهای دیگه از زبان انها میخاد تو را مایوس کنه وقتی به ما نمیتونه مستقیم
احاطه کنه از اون طریقها بهمون حمله ور میشه اینو خیلی از طرف نزدیکانم دریافت کردم چون گفته از همه طرف
احاطه میکنه به ما داره از تمام جنبه ها به ما وارد کنه کارش اینه جدالی همیشگی هست تا زنده هستیم پایانی ندارد
باید شاخکامون تیز باشه که حتی به غیر خودمون ادمها شرایط ها را برای ما به وجود میاره که ما را از راه شکر گزار بودن
به در کنه من امروز از این سلسله لایوها تا به امروز این بهم گفته شد در مداری که من هستم اینو درک کردم و برای
دوستان دیگه یه برداشتهای دیگه میتونه از زاویها های دیگه داشته باشه خدارو شکر میکنم که همین نوشته ها
داره نان استاپ میاد من مینویسم فقط بهشون فکر نکردم و اینو میدونم درسته چون استاد عزیزم بهم سرنخ داده
بی نهایت سپاسگزار خداوند هستم برای دستان بی نظیرش که بهمون سرنخ ها را میدن
استاد عزیزم دوست دارم براتون آرزوی بهترینها را دارم خانم شایسته شما بی نظیرید و باعث کامنت گزاشتن من شما
بودید صمیمانه تشکر میکنم امیدوارم بدرخشید همچون ستارگان اسمان
تا ردپای بعدی همه شما را به خدای مهربانم میسپرم
خدا نگهدارتون .