این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/01/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-11 01:44:092024-11-08 05:09:27live | بهبود عملکرد، یک روند دائمی است
592نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من قبلا، یعنی از 8 سالگیم تا 19 سالگیم که با شما اشنا شدم، در طول سال خیلی مریض میشدم
خصوصا پاییز و زمستون من سرماخوردگی های شدید و طولانی مدت میگرفتم و عملا فقط 3 ماه تابستون حالم خوب بود، حتی توی بهار هم سرماخوردگی داشتم
خونوادم منو دکتر میبردن و … و همش میگفتن سیستم ایمنی بدنش ضعیفه و این رفته بود توی وجود من، من 11 سال شنیدم تو سیستم ایمنی بدنت ضعیفه، برای همین لاغری و زود مریض میشی
یه مدت شربت تقویتی و دارو مصرف میکردم اما تاثیری نداشت
فقط یکم سرماخوردگی ها سبک تر میشد ولی همچنان مریض میشدم
و اینم بگم همیشه یک عالمه لباس داشتم
ولی کافی بود یک نفر جلوی من عطسه کنه
تموم بود.
از وقتی با شما آشنا شدم از نظر سلامتی جهش فوق العاده ایی داشتم و اینم بگم من درحال حاضر فقط با فایل های هدیه دارم میام جلو تا تکاملم رو طی کنم و آماده دریافت دوره های شما بشم
من الان توی این دوسال اخیر تنها یکی دوبار سرماخوردم که با یک شربت آبلیمو و عسل رفع میشد
دوستانم سرمامیخوردن و با عطسه های فراوون و بدون ماسک توی دانشگاه کنارم میشستن
اما من هیچ کارم نمیشد
الان دلیلش رو میفهمم ، چون دارم روی خودم کار میکنم و شما گفتین اولین نشونه واضح خارج شدن از مسیر ، مریض شدن جسم هست
هنوز کمبود وزن دارم نسبت به سنم اما دارم سعی میکنم با ورزش و تغذیه درست به وزن ایده آلم برسم که انشالله به زودی میام و این نتیجه رو هم براتون مینویسم
این رد پا رو برای خودم و دوستان گذاشتم تا ببینیم واقعا جسم خیلی سریع واکنش نشون میده
شاید مریضی های دوران بچگی من که 11 سال طول کشید ربطی به فرکانس و … نداشت
چون چیزی نمیدونستم
ولی قطعا اینکه از وقتی با استاد آشنا شدم سلامتی کامل به دست آوردم و هر زمان که از مسیر فاصله میگیرم دوباره سرما میخورم و مریض میشم
ربط مستقیمی داره به نشون دادن واکنش بدن من به اینکه از مسیر درست خارج شدم و وقتشه با جدیت بیشتر برگردم
استاد یه قسمت هست که من خوب کار نکردم روی خودم و اون هم بحث روابط هست.کنترل ذهن توی روابط خیلی برام سخته و پاشنه آشیلم هست.وقتی برای اولین بار یه شخص رو میبینم نمیتونم از همون لحظه اول روی خوبی ها و نکات مثبتش تمرکز کنم و همش توی ذهنم دارم انگار میجنگم و خیلی کشمکش دارم با گفتگوهای ذهنیم.البته خیلی پیشرفت کردم و این رو بخاطر جنس افرادیکه الان توی مدارم هستن میگم.اما بقولی اونجوری که میخوام نیست.ذهنم خیلی مقایسه گر هست توی این مورد.
اما درسهایی که توی 12 قدم دارم یاد میگیرم مخصوصا جلسه اول قدم سوم خیلی توی این مورد بهم کمک کرده.یعنی این جلسه برام حکم یه پرژکتور داره برام که مسیرم رو روشن میکنه.روی این قسمت از وجودم خیلی بیشتر باید کار کنم و دوست ندارم جزو افرادی باشم که دچار توهمه عملگرایی شدن.
یه نکته خیییلی مهم که دوره 12 قدم تا الان برام داشته، استمرار بوده.چیزی که قبلا اصلا نداشتم.این دوره خیلی به وضوح استمرارم رو بهبود داده.اون هم بخاطر این هست که توی این دوره خیلی بهتر و بیشتر تکاملی حرکت کردن رو درک کردم.قبلا حرکت میکردم اما چون نتایج گنده نمیومدن سریع ناامید میشدم و یا اینکه کارهایی میکردم که ضربه میزدم به خودم و کسب و کارم و روابطم و همه چیز.اما الان هرکاری که میخوام انجام بدم اولین چیزی که کنترل میکنم این هست که آیا دارم طبق تکامل قدم برمیدارم یا نه.
این فایل خیلی من رو به فکر فرو برد.میبینم که یسری جاها توهم عملگرایی پیدا کردم.خیلی یسری جاها خوب دارم عمل میکنم.پس یجورایی مسیر رو شناختم برای اینکه چطور عمل کنم و از همین مسیر میتونم جاهایی که توهم دارم رو کنترل کنم تا عالم بی عمل نباشم.
میخام راجب موضوع توهم اجرای قانون و تو درو دیوار بودن بنویسم به امید اصلاح و بهبود عملکردم.
این بارش فکری از جایی در مغزم شروع شد که استاد گفت :
فکر میکردم ملت دارن واسه هدفشون تلاش و حرکت میکنن اما این تلاش ها در مسیر درست نیست و به نتیجه ی مطلوبی ختم نمیشه که من گفتم بشین رو باورات کار کن، تجسم کن و… تا شرایط ت تغییر کنه و بهتر بشه.
این نسخه واسه کسی پیچیده شد که»عامل حرکت کردن رو داشت. نه یه سری از افراد که هیچ حرکتی / هیچ غلطی در راستای اهدافشون نمیکنن و نشستن تا معجزه رخ بده و…
خب
قبل از هر چیزی اعتراف میکنم خودم تو این زمینه تو درو دیوار بودم و حتی هستم اما نوع باگ م متفاوته
ینی چار قدم به سمت هدفم برمیداشتم ( هم ذهنی هم عملی ) بعد توهم میزدم و انتظار داشتم یه معجزه شگرف رخ بده تا تیک هدفم بخوره!
منتظر یه موقعیت ایده ال و کامل بودم و چون تو ذهنم بهترین گزینه رو تجسم کرده بودم+واسش باور ساخته بودم دیگه به کمتر از بهترین قانع نمیشدم.
مثلا تو رابطه، یه ایده الی رو تارگت میذاشتم ، بعد یه سری نشونه ها و نتایج میومد و من میتونستم اون نعمت دریافت/تجربه کنم اما میگفتم اینکه پیش غذا هم بحساب نمیاد چه برسه به اینکه سیرم کنه، خلاصه کلی نعمتو اینجوری اسراف کردم.
این بود نوعی از توهم زدن و تو در و دیوار بودنم که هنوزم تو بعضی هدفام گول ذهنم میخورم و مطابق قانون عمل نمیکنم. تازه درکنار این نشتی،انرژی گاها » خوره ای تحت عنوان کجای باورام / کجای اقداماتم مشکل داره،،، میومد و مومنتوم مثبتی که میتونست منتهی بشه به خلق اون ایده الو هم از بین میبرد…
تکرار میکنم رد شدن ازین مرحله تا الان اصلا واسم راحت نبوده و هر بار به قول استاد ، رفتم تو درودیوار.
با تمام وجودم از خدا میخام هدایت و حمایتم کنه تا بتونم تو این زمینه بهتر عمل کنم، تکامل یادم بمونه، نشونه ها و نتایج کوچیک ببینم، بابتشون سپاسگزار باشم و به اسم احساس لیاقت و بالا نگه داشتن استانداردها،، از دست ذهنم بازی نخورم و ناکامی رو به خودم تحمیل نکنم.
موضوع بعدی
نوعی توهم هست که گاها نمودش بین کامنتا میبینم ، دیالوگ که میگه » به زودی فلوریدا آمریکا میبینمتون استاد.
یا کلی جمله قُـلم بِه سُلوم بِه، که اتفاق افتادنش حداقل تا3 سال اینده، با توجه به عقبه ای که طی شده غیر ممکنه.
خب
بازم اعتراف میکنم به نوعی درگیر این نوع توهم و انتظارات بودم/هستم.
مقوله زمان و پیش بینی اینده ، یکی از عواملی بوده که تونسته چرخ زندگی و حال خوبم به کررات پنچر کنه.
معمولا اینجوری بازی میخورم که » مثلا 1ماه دیگه فلان هدف که از نظر خودم معقول و قابل تحقق هست( مثه فروش ماشین) اتفاق میوفته. اما زمان میگذشت و بیشتر از چیزی که فکرشو میکردم اتفاق افتاد. یا گاها زوتر از چیزی که فکرشو میکردم سورپرایز میشدم ، خلاصه این ناهماهنگی ها بوده و تا الان هیچ وقت نتونستم تو هدف گذاری هام الگوریتم عامل زمان بفهمم.
( البته دلیلش فک کنم» خلوص فرکانسی و کمتر بودن ترمزام تو بعضی موارد هست که گاها زوتر از انتظارم رخ میده)
خلاصه
توهم امیدواری بیش از حددددد و انتظار کشیدن واسه تحقق بعضی خواسته ها پرتکرار ترین چیزی بوده که طی این مدت تجربه ش کردم و متاسفانه تکرار این رخ ندادن ها و تجربه نکردن چیزی که انتظار داشتم، به زودی محقق میشه باعث » ناامیدی و نشتی فرکانسیم میشده و باز با تمام وجودم از خدا هدایت میطلبم که ازین فازا خارجم کنه.
الان چیزی واسه حلش به ذهنم نمیاد تا مکتوب کنم.
تو این کامنت تا حدودی سعی کردم عواملی که موجب وهم و هوا برداشتنم میشدا بررسی کنم.
امیدوارم دفه بعد که این متن مطالعه میکنم متوجه بهبود و ارتقا م شده باشم.
خدارو سپاسگزارم که این فصل را هم به آخر رسید خیلی احساس خوبی دارم و خیلی چیزهای خوبی از این فصل یاد گرفتم درک من ازاین فایل این بود که ما باید رویی مهارت های خودمون کار کنیم همراه با توکل وایمان اون وقته که همه درها باز میشه وبه ترسهامون قلبه کنیم و بهترین سرمایه گذاری رویی خودمون است اون وقت میتونیم هزار برابرشو را بدست بیاریم من دارم رویی این دوره کار میکنم خیلی خوشحالم که این دوره انتخاب کردم وخداوند هدایتم کرد واقعن فوق العاده است سپاس گذارم از استاد عزیزم در پناه خدا شاد وموفق باشین
سلام استادجانم
آگاهی های این فایل فوق العاده بود واقعا سپاسگزارم
من قبلا، یعنی از 8 سالگیم تا 19 سالگیم که با شما اشنا شدم، در طول سال خیلی مریض میشدم
خصوصا پاییز و زمستون من سرماخوردگی های شدید و طولانی مدت میگرفتم و عملا فقط 3 ماه تابستون حالم خوب بود، حتی توی بهار هم سرماخوردگی داشتم
خونوادم منو دکتر میبردن و … و همش میگفتن سیستم ایمنی بدنش ضعیفه و این رفته بود توی وجود من، من 11 سال شنیدم تو سیستم ایمنی بدنت ضعیفه، برای همین لاغری و زود مریض میشی
یه مدت شربت تقویتی و دارو مصرف میکردم اما تاثیری نداشت
فقط یکم سرماخوردگی ها سبک تر میشد ولی همچنان مریض میشدم
و اینم بگم همیشه یک عالمه لباس داشتم
ولی کافی بود یک نفر جلوی من عطسه کنه
تموم بود.
از وقتی با شما آشنا شدم از نظر سلامتی جهش فوق العاده ایی داشتم و اینم بگم من درحال حاضر فقط با فایل های هدیه دارم میام جلو تا تکاملم رو طی کنم و آماده دریافت دوره های شما بشم
من الان توی این دوسال اخیر تنها یکی دوبار سرماخوردم که با یک شربت آبلیمو و عسل رفع میشد
دوستانم سرمامیخوردن و با عطسه های فراوون و بدون ماسک توی دانشگاه کنارم میشستن
اما من هیچ کارم نمیشد
الان دلیلش رو میفهمم ، چون دارم روی خودم کار میکنم و شما گفتین اولین نشونه واضح خارج شدن از مسیر ، مریض شدن جسم هست
هنوز کمبود وزن دارم نسبت به سنم اما دارم سعی میکنم با ورزش و تغذیه درست به وزن ایده آلم برسم که انشالله به زودی میام و این نتیجه رو هم براتون مینویسم
این رد پا رو برای خودم و دوستان گذاشتم تا ببینیم واقعا جسم خیلی سریع واکنش نشون میده
شاید مریضی های دوران بچگی من که 11 سال طول کشید ربطی به فرکانس و … نداشت
چون چیزی نمیدونستم
ولی قطعا اینکه از وقتی با استاد آشنا شدم سلامتی کامل به دست آوردم و هر زمان که از مسیر فاصله میگیرم دوباره سرما میخورم و مریض میشم
ربط مستقیمی داره به نشون دادن واکنش بدن من به اینکه از مسیر درست خارج شدم و وقتشه با جدیت بیشتر برگردم
به نام خداوند وهاب و هدایتگر
سلام به استاد عزیزم و همه دوستان
استاد یه قسمت هست که من خوب کار نکردم روی خودم و اون هم بحث روابط هست.کنترل ذهن توی روابط خیلی برام سخته و پاشنه آشیلم هست.وقتی برای اولین بار یه شخص رو میبینم نمیتونم از همون لحظه اول روی خوبی ها و نکات مثبتش تمرکز کنم و همش توی ذهنم دارم انگار میجنگم و خیلی کشمکش دارم با گفتگوهای ذهنیم.البته خیلی پیشرفت کردم و این رو بخاطر جنس افرادیکه الان توی مدارم هستن میگم.اما بقولی اونجوری که میخوام نیست.ذهنم خیلی مقایسه گر هست توی این مورد.
اما درسهایی که توی 12 قدم دارم یاد میگیرم مخصوصا جلسه اول قدم سوم خیلی توی این مورد بهم کمک کرده.یعنی این جلسه برام حکم یه پرژکتور داره برام که مسیرم رو روشن میکنه.روی این قسمت از وجودم خیلی بیشتر باید کار کنم و دوست ندارم جزو افرادی باشم که دچار توهمه عملگرایی شدن.
یه نکته خیییلی مهم که دوره 12 قدم تا الان برام داشته، استمرار بوده.چیزی که قبلا اصلا نداشتم.این دوره خیلی به وضوح استمرارم رو بهبود داده.اون هم بخاطر این هست که توی این دوره خیلی بهتر و بیشتر تکاملی حرکت کردن رو درک کردم.قبلا حرکت میکردم اما چون نتایج گنده نمیومدن سریع ناامید میشدم و یا اینکه کارهایی میکردم که ضربه میزدم به خودم و کسب و کارم و روابطم و همه چیز.اما الان هرکاری که میخوام انجام بدم اولین چیزی که کنترل میکنم این هست که آیا دارم طبق تکامل قدم برمیدارم یا نه.
این فایل خیلی من رو به فکر فرو برد.میبینم که یسری جاها توهم عملگرایی پیدا کردم.خیلی یسری جاها خوب دارم عمل میکنم.پس یجورایی مسیر رو شناختم برای اینکه چطور عمل کنم و از همین مسیر میتونم جاهایی که توهم دارم رو کنترل کنم تا عالم بی عمل نباشم.
خدایا شکرت
سپاس از استاد عزیزم
شاد و خوشبخت باشید
گام شونزدهم – پروژه خانه تکانی ذهن
سلام و درود.
میخام راجب موضوع توهم اجرای قانون و تو درو دیوار بودن بنویسم به امید اصلاح و بهبود عملکردم.
این بارش فکری از جایی در مغزم شروع شد که استاد گفت :
فکر میکردم ملت دارن واسه هدفشون تلاش و حرکت میکنن اما این تلاش ها در مسیر درست نیست و به نتیجه ی مطلوبی ختم نمیشه که من گفتم بشین رو باورات کار کن، تجسم کن و… تا شرایط ت تغییر کنه و بهتر بشه.
این نسخه واسه کسی پیچیده شد که»عامل حرکت کردن رو داشت. نه یه سری از افراد که هیچ حرکتی / هیچ غلطی در راستای اهدافشون نمیکنن و نشستن تا معجزه رخ بده و…
خب
قبل از هر چیزی اعتراف میکنم خودم تو این زمینه تو درو دیوار بودم و حتی هستم اما نوع باگ م متفاوته
ینی چار قدم به سمت هدفم برمیداشتم ( هم ذهنی هم عملی ) بعد توهم میزدم و انتظار داشتم یه معجزه شگرف رخ بده تا تیک هدفم بخوره!
منتظر یه موقعیت ایده ال و کامل بودم و چون تو ذهنم بهترین گزینه رو تجسم کرده بودم+واسش باور ساخته بودم دیگه به کمتر از بهترین قانع نمیشدم.
مثلا تو رابطه، یه ایده الی رو تارگت میذاشتم ، بعد یه سری نشونه ها و نتایج میومد و من میتونستم اون نعمت دریافت/تجربه کنم اما میگفتم اینکه پیش غذا هم بحساب نمیاد چه برسه به اینکه سیرم کنه، خلاصه کلی نعمتو اینجوری اسراف کردم.
این بود نوعی از توهم زدن و تو در و دیوار بودنم که هنوزم تو بعضی هدفام گول ذهنم میخورم و مطابق قانون عمل نمیکنم. تازه درکنار این نشتی،انرژی گاها » خوره ای تحت عنوان کجای باورام / کجای اقداماتم مشکل داره،،، میومد و مومنتوم مثبتی که میتونست منتهی بشه به خلق اون ایده الو هم از بین میبرد…
تکرار میکنم رد شدن ازین مرحله تا الان اصلا واسم راحت نبوده و هر بار به قول استاد ، رفتم تو درودیوار.
با تمام وجودم از خدا میخام هدایت و حمایتم کنه تا بتونم تو این زمینه بهتر عمل کنم، تکامل یادم بمونه، نشونه ها و نتایج کوچیک ببینم، بابتشون سپاسگزار باشم و به اسم احساس لیاقت و بالا نگه داشتن استانداردها،، از دست ذهنم بازی نخورم و ناکامی رو به خودم تحمیل نکنم.
موضوع بعدی
نوعی توهم هست که گاها نمودش بین کامنتا میبینم ، دیالوگ که میگه » به زودی فلوریدا آمریکا میبینمتون استاد.
یا کلی جمله قُـلم بِه سُلوم بِه، که اتفاق افتادنش حداقل تا3 سال اینده، با توجه به عقبه ای که طی شده غیر ممکنه.
خب
بازم اعتراف میکنم به نوعی درگیر این نوع توهم و انتظارات بودم/هستم.
مقوله زمان و پیش بینی اینده ، یکی از عواملی بوده که تونسته چرخ زندگی و حال خوبم به کررات پنچر کنه.
معمولا اینجوری بازی میخورم که » مثلا 1ماه دیگه فلان هدف که از نظر خودم معقول و قابل تحقق هست( مثه فروش ماشین) اتفاق میوفته. اما زمان میگذشت و بیشتر از چیزی که فکرشو میکردم اتفاق افتاد. یا گاها زوتر از چیزی که فکرشو میکردم سورپرایز میشدم ، خلاصه این ناهماهنگی ها بوده و تا الان هیچ وقت نتونستم تو هدف گذاری هام الگوریتم عامل زمان بفهمم.
( البته دلیلش فک کنم» خلوص فرکانسی و کمتر بودن ترمزام تو بعضی موارد هست که گاها زوتر از انتظارم رخ میده)
خلاصه
توهم امیدواری بیش از حددددد و انتظار کشیدن واسه تحقق بعضی خواسته ها پرتکرار ترین چیزی بوده که طی این مدت تجربه ش کردم و متاسفانه تکرار این رخ ندادن ها و تجربه نکردن چیزی که انتظار داشتم، به زودی محقق میشه باعث » ناامیدی و نشتی فرکانسیم میشده و باز با تمام وجودم از خدا هدایت میطلبم که ازین فازا خارجم کنه.
الان چیزی واسه حلش به ذهنم نمیاد تا مکتوب کنم.
تو این کامنت تا حدودی سعی کردم عواملی که موجب وهم و هوا برداشتنم میشدا بررسی کنم.
امیدوارم دفه بعد که این متن مطالعه میکنم متوجه بهبود و ارتقا م شده باشم.
مرسی
تمام
2118
به نام خدای بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم و دوستان گرامی
خدارو سپاسگزارم که این فصل را هم به آخر رسید خیلی احساس خوبی دارم و خیلی چیزهای خوبی از این فصل یاد گرفتم درک من ازاین فایل این بود که ما باید رویی مهارت های خودمون کار کنیم همراه با توکل وایمان اون وقته که همه درها باز میشه وبه ترسهامون قلبه کنیم و بهترین سرمایه گذاری رویی خودمون است اون وقت میتونیم هزار برابرشو را بدست بیاریم من دارم رویی این دوره کار میکنم خیلی خوشحالم که این دوره انتخاب کردم وخداوند هدایتم کرد واقعن فوق العاده است سپاس گذارم از استاد عزیزم در پناه خدا شاد وموفق باشین
خدایا شکرت که تورادارم
سلام و نور
گام 16 پروژه خانه تکانی ذهن
معنی ایمانی که استمرار درعمل میآورد:
ایمان ینی اعتماد و باور به چیزی بزرگتر،درست یا الهی
ایمان اگه فقط در حد اعتقاد ذهنی باشه ممکنه فقط حس خوب بده ولی تغییر واقعی ایجاد نکنه.
اما ایمان با عمل مداوم باعث تحقق اهداف و رشد واقعی می شه.
این نوع ایمان چند تا ویژگی داره:
– ثبات: حتی اگه شرایط سخت ونامعلومه ادامه میدی.
– اعتماد به مسیر: به جای تمرکز روی مشکلات،روی اقدام و هدایت تمرکز داره.
– پرهیز از انتظار کامل بودن: با توجه به شرایط موجود شروع می کنیم و گام به گام پیش می رویم.
بدون ایمان استمرار سخت میشه
و بدون استمرار در عمل ایمان فقط یه حس ذهنی باقی می مونه.
ایمان و عمل وقتی که با هم باشند نتایج واقعی و رشد اتفاق می افته.
استمرار ینی قدمهای کوچک و مداوم
خلاصه که: ایمان بدون اقدام فایده نداره و قدمهای کوچک و مداوم، ایمان را به استمرار و نتایج واقعی و ملموس تبدیل می کنه.
ممنون استاد واقعا پشت هر جملتون یه دنیا حرفه…..
ممنونم مریم جان
سپاس دوستان همراه