live | بهبود عملکرد، یک روند دائمی است - صفحه 42

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | بهبود عملکرد، یک روند دائمی است
    279MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی live | بهبود عملکرد، یک روند دائمی است
    40MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

592 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حدیث حسین زاده گفته:
    مدت عضویت: 243 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته از شما ممنونم بابت این فایل بی‌نظیر و پر از آگاهی

    روزشمار تحول زندگی روز 90

    استاد من هربار فکر میکنم به این مسیری که شما اومدید به خودم میگم عجب ایمانی ، عجب قدرتی ، چه استمراری داشتن استاد و چقدر خوب عمل کردن استاد به قوانین ، واقعا هر چقدر شما رو تحصین کنم کمه استاد ، من همواره باید روی خودم کار کنم و ورودی های مناسب به ذهنم بدم و باور هام رو تقویت کنم و احساسم رو خوب نگه دارم و تمرکزم رو بزارم روی خودم و هدفم.

    خدایا شکرت که تو این مسیر هستم خدایا شکرت که هدایت شدم به این فایل خدایا کمکم کن که تو این مسیر ثابت قدم باشم و بیام و از نتایجم کامنت بزارم.

    خدایا شکرت برای همه چیز هر نعمتی که دارم و قراره داشته باشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    فریبا حبیبی گفته:
    مدت عضویت: 928 روز

    بنام خدای بخشنده و مهربان

    روز شمار تحول زندگی من /روز 90

    درود به استاد و همه دوستان.

    یکی از مهمترین اهداف زندگیم این است که عزت نفسم را بهبود بدم احساس لیاقت را در خودم بازسازی کنم و بتونم قاطعانه و محترمانه حد و مرزم را به بقیه بگم بتونم از ادم ها درخواست کنم و بتونم محکم و قاطعانه حرف بزنم

    تحسین تان میکنم استاد عزیزم که سبک شخصی دارید و بهش پایبند هستید

    این از عزت نفس و از باور به ارزشمند بودن کارتون میاد که به نزدیکترین دوستان و حتی خانواده تون میگین بها محصول را پرداخت کنند و بعد ازش استفاده کنند

    خیلی ترس دارم از انجام تمرین آگهی بازرگانی و تاحالا انجامش ندادم ذهنم خیلی مقاومت میکنه اما انجام این کار بهای است که باید برای رسیدن به خواسته ام پرداخت کنم.

    قانون ساده و ثابت است و از یک جای به بعد چیز جدیدی برای یادگیری نیست فقط باید تکرار کنیم یادآوری کنیم تمرین کنیم

    ما باید هر روز روی خودمون کار کنیم همانطور که هر روز غذا میخوریم، هر روز آب مینوشیم، میخوابیم مثل همه کار های روزمره زندگی

    کار کردن روی باورهامون باید بشه روتین زندگیمون

    خداراشکر میکنم که این آگاهی ها بهم یادآوری شد

    انشالله یه روزی میام از تجربه ام در مورد انجام تمرین آگهی بازرگانی مینویسم.

    خدایا بهم جسارت عمل کردن به دانسته هایم را بده

    آمین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    مصطفی ابوطالبی گفته:
    مدت عضویت: 804 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    به نام خدایی که از رگ گردن بهم نزدیکتره

    به نام خدایی که قدرت فقط دست اونه

    به نام خدای رزاقم

    سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم

    سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار و عزیزم

    سلام تحیت پروردگار بر اعضای سایت الهی

    با اینکه ذهنم هر روز بهم میگه هنوزم قراره ادامه بدی هنوزم قراره بری سر کار و کامنت بنویسی و رو خودت کار کنی و بهتر بشی من ادامه میدم و همین الان که اومدم بنویسم نجواها این رو بهم گفت

    با اینکه یک ماه و خورده ای هست رفتم سر کار و روی خودم کار کردم و اون افکارات پوچی گذشته رو کمتر دیگه دارم و خیلیاشون محو شدن بعضی از مواقع ذهنم منو مجبور میخواد بکنه که مثل گذشته که بی کار بودم فکر کنم ولی من واقعا نمیتونم من با ادامه دادن و نوشتن کامنت تغیر کردم و خودم هم باورم نمیشد که اینجور تغیر کرده باشم

    چند روزی هست با خودم صحبت میکنم و بشدت لذت میبرم ازین کار و منی که هر موقع با خودم حرف میزدم حالم از خودم به هم میخورده حالا با خودم صحبت میکنم لذت میبرم لذت

    مشکل فقط فقط اینجاست که آقای برزگر میگه تو تو کار یه اخلاق بدی که داری زود ناراحت میشی و نمیشه چیزی یادت بدی یعنی آقای برزگر میاد عیب کار من رو میگیره و من بدم میاد ناراحت میشم حالا خیلی بهتر شدم تو این موضوع ولی تو لحظهایی که سرمون شلوغ میشه و آقای برزگر لحن حرف زدنش فرق می‌کنه من ناراحت میشم اونم بخواطر نجواهای شیطان هست که میاد سراغم

    دیشب سفارش داشتیم داشتم کباب رو منقل میپختم من گفتم خود آقای برزگر ذغال زیر کباب رو هم میزون کرده و دیگه نیازی نیست من دست بهش بزنم و یه خورده ام تجربیات گذشته خودم اومد سراغم و یه خورده ام نجواهای شیطان گفتم مشکلی نداره خلاصه ته سیخ برشته شد بالای سیخ حالت نیم پخت آخر شب صحبت میکردیم من باز هم قبول نمی‌کردم مقاومت میکردم و بهش گفتم من دیدم همه جای اتیش هم میزون بود نمیدونم چرا اینجوری شد گفت مصطفی اینها خیلی مهمه من بهش گفتم آقای برزگر من می‌خوام است بشم پای منقل گفت تو با این اخلاقت که بدت میاد هیچ کاری نمیشه براد کرد

    وقتی کت فکر میکنم میبینم من خودم مغازه کبابی داشتم ولی منقل ذغالی نداشتم و خداییش پای منقل نبودم که حالا بلد باشم سفارشهای بالا رو

    آقای برزگر یک نیرو گرفته برای شبها که بیاد در کنارمون کار کنه و قراره از شنبه بیاد سر کار

    کارهایی که من اونجا میکنم

    مایه کباب میگیرم

    جوجه سیخ میگیرم

    بال و بازو سیخ میگیرم

    جیگر سیخ میگیرم

    گوجه هم همینطور

    ظرفها میشورم و سیخها هم میشورم

    و کارهای اشپزخونه

    پای منقل هم وایمیسم

    کباب هم میکشم

    همه کارهای شیفت شب رو خودم تنهایی انجام میدادم نمی‌دونم کدوم یک از این کار ها رو میخواد به این شاگرد بده

    ولی من می‌خوام پای منقل باشم تا یاد بگیرم چون مایه کباب گرفتن و سیخ گرفتن و اینا که خودم مغازه داشتم توش خوبم من توی منقل یه خورده ضعیفم و می‌خوام قوی بشم

    این فایل نشانه من هست و این کامنت رو می‌خوام نگهش دارم و فکر کنم تا یادم بیاد موضوعاتی که میخواستم بنویسم و الان یادم رفته چون نوشتن کامنت واقعا معجزه می‌کنه و اگر موضوعی ربطی به موضوع دیگه ای نداشت بخواطر همین گفتم

    همش نجوا دارم که میگه آقای برزگر روش نمیشه بهت بگه دیگه نیا خودت بهش بگو من دیگه نمیام اون از تو راضی نبوده از اول بهش بگو من دیگه نمیام

    دیشب بهش گفتم نکنه تابستون که طاها میخواد بیاد منو میخوای بیرون کنی گفت من بیرون که الان چند ماه اومدی تو و اگر میخواستم بیرونت کنم همون روزهای اول بیرونت کرده بودم و این ذهنیت رو نداشته باش که منفی هست و خوب نیست و من چون مثال کار نانوایی رو براش زدم گفت این ذهنیت منفی رو نداشته باش

    خیلی میترسم خیلی خیلی خیلی وگرنه کامنتهایی مینوشتم که ذهنم همینجا آب میریخت هینجا ولی بزار به یاری خدا دستش رو رو میکنم و خودمو برنده میکنم می‌خوام شناسایی کنم باورهامو ولی میترسم از نگاه استاد از قضاوتش خیلی میترسم خیلی میترسم خجالتم میکشم

    هر چی میکشم از ادعا هست ادعا میدونی یعنی چی مصطفی یعنی تو بخواطر یک مغازه کبابیی که داشتی قبول نمیکنی که هیچی بلد نیستی الان سر کار خوب اگر بلد هستی چرا صاحب کار عیبت میگیره اگر موفق بودی چرا ورشکست شدی پس اینهمه ادعا از کجا داره میاد پسر خوب دیشب ‌پای منقل میگی بپز بابا بپز برزگر فقط میخواد بپزه بره اینا که نداره بسوزه کباب بده مشتری بره کی اینا می‌فهمه مشتری میخوره میره اصلا دیگه میاد چه بهتر سرمون خلوت تر میشه کمتر باید کار کنیم عاشق نیستی پسر خوب عاشق نیستی

    این سری که رفتم دکتر بهش گفتم اشتهام زیاد شده و یکی از قرصهام رو برداشت و بجاش یک قرص دیگه داد و از زمانی که اون یکی قرص میخورم اشتهام کمتر نشده یعنی کمتر غذا نمیخورم ولی سر حال تر شدم ولی همش می‌خوام با خودم صحبت کنم و این باعث میشه من خسته بشم از لحاظ ذهنی و سیگار هم دیگه نمیتونم بکشم دارم با زور میکشم چون اون قرص میخوردم و تو حال و هوای دیگه بودم و الان این قرصه دیگه نمیخورم و تو اون حال و هواها نیستم دارم اذیت میشم حالا اینا که قرص هست و حال و هواهاش مصنوعی هست می‌خوام اینو بگم من برای هر تغیری اونقدر مقاومت دارم که هیچ وقت نداشتم اون تغیر به سرانجام برسه همین سر کار رفتن هنوز باورم نمیشه و چند روز یک بار از صاحب کار از خودم میپرسم که میخوای ادامه بدی تا کی چجوری اطرافیان راضی هستن خلاصه باورم نمیشه بخدا موندم من موندم از دست خودم

    یک طرف دوتا گوشام صداهایی که نمیدونم چی هست داره به گوشم میرسه

    یک طرف نجواهای شیطان

    یک طرف هم خودم که بازیم میاد و می‌خوام بیکار بشم و وقتی هم که بی کار بشم باز هم پشیمون میشم تو خونه تنها میشم نمیدونم باید چکار کنم و میمونم بخدا خدایا کمکم کن خودت راه رو بهم نشون بده

    نمیدونم هم چرا آقای برزگر وقتی سرش شلوغ میشه اخلاق و رفتارش بکل تغیر می‌کنه و هر شب حمید میاد مغازمون و بعضی شبا می‌ره رو اعصابم مثل دیشب میگه جوجه ای که برا من سیخ گرفتی یه خورده کج بوده حرفهایی میزنه که با عقل جور در نمیاد و بعدش هم میگه یه چیز بهش میگیم بازم دوسش میداریم و بعدش هم میاد غذا دهنم می‌کنه چه فایده ای داره اینا وقتی رو اعصاب آدم رفتی حمید من اگر آدم قبلا بودم بخدا تا به الان استعفا داده بودم منم خوب در میام یه چیز میگم من خودم آدمی هستم اگر یه چیز بگم بعدش اگر میکنم ببینم که طرف ناراحت نشه و بعد معذرت خواهی میکنم همه چیز میخوان بگن من هیچی نگم و بعد منی که هیچ چیز بدی نگفتم میاد آروم دیشب مثل دخترا بهم میگه دیگه اینا رو بهم نگو و بعد من رفتم بویش کردم و گفتم عزیزم بدت اومد

    ازین کار هم بیام بیرون باز هم دهن بابام باز میشه دهن کل فامیل باز میشه که مصطفی دیدی کاسب نیست خودم هم بی کاری اذیتم می‌کنه

    یه خورده ام آقای برزگر اینها رو نگه میداره تا وقتی که حمید آخر شب بیاد اونوقت میگه حمید مصطفی امشب اینکارها رو کرده من موندم اینکارا برا چی هست که اقای برزگر می‌کنه

    منم هر روز به خودم میگم مصطفی خودت رو کنترل کن خدایی نکرده جوش نیای چیزی ‌پیش آقای برزگر بگی که باعث بشه رابطه ات خراب بشه باهاش شاید اینا روی شوخی و خنده باشه و تو داری جدی میگیری پسر خودت رو کنترل کن جلوی نجواهای شیطان رو بگیر که خدایی نکرده جوش نیای

    قبل از اینکه این قرص بهم بده دکتر میتونستم روزی ده نخ سیگار بکشم و روزهایی هم داشتم که سیگار یازده نخ می‌شده ولی دیگه نمیتونم حتی یک نخ هم بکشم چون واقعا اذیت میشم از کشیدن سیگار و تو اینترنت سرچ کردم نوشته بود برای ترک سیگار هم هست

    فقط اینجا نجواها منو هر روز میترسونن و دلنگرانم یه خورده چون من تو کار نانوایی هم جوش اومدم و سر سید صاحب کارم دادوبیداد کردم و اون حرمت بینمون شکسته شد و واقعا پشیمون هستم هنوز ازین کاری که کردم و بخواطر اون اتفاق میترسم که این کار هم اینجور بشم با این اتفاقاتی که داره میوفته ولی مودم رو کنترل میکنم

    و همش ذهنم بهم میگه دوماه تو نانوایی دوماه رفتی و بعد جوش اومدی دوماه که شد جوش میای و بعد بیرون میای از اون کار و اونا تو رو بیرون میکنن

    بخدا روزی هزار بار اگر خدا رو شکر کنم بابت این سایت که میتونم هر روز کامنت بنویسم و ذهنم رو خلع صلاح کنم کمه

    خدایا به تو پناه میبرم لحظه ای که نجواهای شیطان بهم حمله میکنن و اونجا خودت به کمک من بیا و کمکم کن خدایا من به کمک تو نیاز دارم

    خدایا کمکم کن از بدبختیهام تعریف نکنم این قدرت رو بهم بده

    خدایا کمکم کن

    خدایا راه درست رو بهم نشون بده

    خدایا پروردگارا کمکم کن تغیر کنم من تا تغیر نکنم هیچی درست نمیشه خدایا کمکم کن

    خدایا پروردگارا من سخت به تو محتاجم پس کمکم کن

    خدایا پروردگارا من نیازمند تو هستم کمکم کن

    خدایا پروردگارا ابروم رو حفظ کن

    خدایا وقتی که اون یکی شاگرد اومد خودت دل آقای برزگر رو نرم کن که بزاردش پای ظرف شوی در کنار کارها ظرفها هم بشوره و کارها برای من آسون کن

    خدایا من میترسم اینکه قراره یکی دیگه شاگرد بیاد خدایا من فکر میکنم قراره آقای برزگر بزاردش پای منقل و منو تحویل نگیره و این حس حسادت در درونم داره شکل میگیره خدایا خودت کمکم کن

    خدایا به تو پناه میبرم کمکم کن

    براتون آرزوی موفقیت ثروت سلامتی خوشبختی شادی آرامش حال خوب اتفاقات خوب و سعادت در دنیا و آخرت خواستارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    جاهده عثمانی گفته:
    مدت عضویت: 170 روز

    بنام خدای بخشنده و مهربان

    سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان هم فرکانسی

    گام 16

    چقدر با گوش دادن این فایل نظرم من عوض شد فوق العاده عالی بود من خصوصن این نظر داشتم که تجسم کنم به چیز های که می‌خوام حتمن میرسم باوجودیکه باید تعغیر درون وجود خودم ایجاد کنم که به اهداف ورویاهایی خودم برسم و بهترین سرمایه گذاری رویی خودمون هست وقتی قویتر بشیم بهتر میتونیم به اهدافی که داریم برسیم نیاز نیست صبح تا شب کار کنیم مهم اینه باور های خوبی داشته باشیم و به ترس هامون قلبه کنیم بااون رودر رو بشیم نه اینکه ازشون فرار کنیم خدارو شکر که استاد عزیزم درباره 12قدم توضیع خوبی دادن سپاس استاد عزیز

    خدایا شکرت که تورا دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    آزاده اکبری گفته:
    مدت عضویت: 1310 روز

    بسم‌الله الرحمن الرحیم

    الحمدلله رب العالمین

    الرحمن الرحیم

    مالک یوم الدین

    ایاک نعبد وایاک نستعین

    اهدنا صراط المستقیم

    صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولا الضالین

    سلام به استاد عزیز ومریم جان وهمه ای دوستان گرامی

    گام 16

    من از اون دسته از افرادی بودم که کار را انجام می‌دادم ولی به خاطر اینکه قوانین را نمی دونستم به نتیجه نمی رسیدم

    چون فکر می کردم من نمیتونم کارهام را درست انجام بدم به خاطر فرکانس هام که درست نبودند کارهام سخت پیش می رفت

    توی انجام کار هام به خاطر رعایت نکردن تکامل وخودسرزنشی ومقایسه کردنم بادیگران نا امید میشدم

    وبه خاطر باورهام که توی کامنت قبلی نوشتم که ما ضعیف هستیم ومردم گرگ هستند یه مدت کارم را رها می کردم وبعد دوباره به خودم انگیزه میدادم که من میتونم وهمین روند تکرار میشد

    ولی الان که با استاد آشنا شدم یکی یکی دارم باورهای نادرستم را پیدا میکنم وباورهای درست را جایگزین میکنم

    قبل از شروع پروژه ای خانه تکانی فکر می کردم که مهمترین کار همین هست واینکه سپاسگزار باشم واحساس خوب داشته باشم

    ولی توی این پروژه به اصل کنترل ذهن که به احساس خوب وسپاسگزاری میرسه رسیدم که خیلی‌ مهم هست اگه بتونم همین یه کار را به خوبی انجام بدم نتایج بی نظیر خواهد بود که توی همین چند روز هم پیشرفت خوبی داشته ام وهمین باعث شده که باورم به درستی مسیر بیشتر بشه به امید خدا نتایجم تا آخر پروژه عالی خواهد شد

    در پناه خداوند شاد وسلامت وثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    حسین ح گفته:
    مدت عضویت: 2577 روز

    سلام به شما استاد عزیز و خانم شایسته همه دوستای خوبم تو این سایت فوق العاده

    امروز توی سایت زدم روی دکمه مرا به سوی نشانه ام هدایت کن و این فایل اومد جالبه

    بهبود عملکرد یه روند دائمی است

    دقیقا این فایل با گام سوم پروژه جدید هماهنگ و این مهر تاییدی برای من واس اینکه باید هر روز دنبال بهبود بود. دنبال گذاشتن هدف های جدید دنبال رفتن تو دل ترس ها فکر کردن به اینکه تو اینجا چیکار کردم چه برنامه ای داشتم‌ برای اینکه مثلا تو فلان جنبه زندگیم پیشرفت کنم و واقعا بعضی وقت ها همینجور که تو این فایل گفتید ما توهم این داریم که داریم رو خودمون کار می‌کنیم ولی در واقع این کار با تمرکز نیست صرفا یه دانش که هنوز به مهارت تبدیل نشد یه فن که فقط یکم تمرین کردی ولی هنوز نرفته تو بدنت که بتونی ناخودآگاه انجامش بشی تو هر شرایطی انجامش بدی و رو اون مهارت داشته باشی.

    امیدوارم این دوره جدید و این پروژه بتونه همه ما رو تبدیل کنه به ادم هایی که به معنای واقعی هر روز برنامه داشته باشیم برا پیشرفت هر هفته خودمون مانیتور کنیم هر ماه و هر سال که چقدر تونستیم امروز این هفته این ماه به هدف و خواسته اصلیمون نزدیک تر بشیم چه کار کنیم که سرعت پیشرفتمون بیشتر بشه چه برنامه ای برا بهبود خودمون بزاریم و …

    به امید روزی که تو تمام جنبه های زندگی تبدیل بشیم به آدمی مثل شما استاد که الگوی فوق العاده ای هستی تو تمام جنبه ها.

    ممنون از شما استاد عزیزم و همچنین شما دوست خوبی که تا اینجای کامنت وقت گذاشتین و با من بودین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1178 روز

    به نام خداوند مهربانم خداوند هدایتگرم به مسیر شناخت خداوند و ایمان آوردن به قدرتش

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و دوستان توحیدیم

    وقتی متن فایل رو خوندم با خودم گفتم من جزء دسته اول هستم تلاشم زیاد بود اما باروهای محدود کننده و مقاومت‌های ذهنی زیاد داشتم

    و برای همین چون آگاهی از قوانین نداشتم با تلاش زیادم به سمته ناخواسته ها میرفتم

    و هر کاری میکردم شرایط تغییر نمی‌کرد و خودمم نمیدونستم باید چکار کنم

    وقتی که هدایت شدم به سمته استاد و فایلهاشون اونجا متوجه شدم که ما زندگی نمی‌کردیم

    ما فقط دور خودمون میچرخیدیم

    گاز می‌دادیم اما غافل از اینکه پای دیگر روی ترمز ست

    و تغییر را پذیرفتیم و آرام آرام خدا رو شناختیم

    قوانین رو خودمون رو افکار و باورها رو فرکانس و خواسته رو شناختیم و با ذوق و شوق و با ایمان قدم در این مسیر لذت بخش گذاشتیم

    ‌و هر روز یه قدم برای خوشبختی برداشتم

    و بهبودها انجام شد

    و الان خدا رو شکر عالیم ولی در بعضی جاها نیاز دارم کار کنم و بهبودشون بدم

    خدایا کمکم کن چشمانم توحیدی ببینند

    گوشم توحیدی بشنود

    قلبم توحیدی بزند

    زبانم توحیدی حرف بزند

    دست و پاهایم توحیدی و برای رضای تو کار کنند

    استاد بی نهایت ممنونم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    احمد عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 1719 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم

    گام 16: بهبود عملکرد، یک روند دائمی است

    فعالیت و حرکت، اگر در مسیر درست نباشد، باعث می شود که زحمت زیاد بکشم و نتیجه اندک باشد. برای اینکه در مسیر درست قرار بگیرم، باید افکار و باورهایم را درست کنم، تمرکزم بر نکات مثبت باشد، هدفم را تجسم کنم و از مقاومت های ذهنی خود داری کنم.

    باید حتی به یک ایده کوچک، در هر زمینه ای که باشد عمل کنم فارغ از اینکه جواب بدهد یا نه، چون اگر جواب بدهد خوب و اگر هم جواب ندهد حتما یک چیز دیگری در دل آن به من گفته می شود. من باید قدم را بردارم.

    رفتار ها و شخصیت اگر تغییر نکند، انگیزه، تجسم و دعا نتیجه ندارد.

    تمامی پیامبران، حرکت و عمل کرده اند.

    سرمایه گذاری روی چی خوب است؟ روی خودم، علایق، مهارت ها و توانایی هایم.

    هیچ وقت نباید خودم را با دیگران مقایسه کنم، باید دیروزم را با امروزم مقایسه کنم که چقدر پیشرفت کرده ام.

    نباید با رفتن دنبال چیز های مختلف، وقت و انرژی خود را هدر بدهم. باید به طور مستمر و ثابت در مسیر باشم تا نتایجم پایدار بمانند.

    با تشکر فراوان از استاد عزیزم و بانو شایسته عزیز،

    برای تان آرامش و سلامتی، ثروت و شادمانی، طول عمر با عزت و سعادت ابدی خواهانم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    ایهاب صالحی گفته:
    مدت عضویت: 188 روز

    سلام وعرض ادب برهمه عزیزان جان وخصوصا استاد عزیزم عباسمنش عزیز وخانم شایسته

    من امروز روز شانزدهم از خانه تکانی ذهن هستم واحساس میکنم امروز یه تحول عظیمی درحال وقوع هست برام چراکه از روز اول شروع تا این لحظه شاهد تغییرات در باور وعملکردم بودم واینکه خیلی وقت بود که می خواستم تغییر کنم اما انگار یکی دست وپام بسته بود وحالا می دونم کی بود ذهن خودم واحساس خودم که برآنها هیچ کنترل وتسلطی نداشتم اما وقتی روش کنترل برآنها رویاد گرفتم دیدم که می تونم که برای خودم وخواسته هام باشم وبرنامه بریزم وآینده ام روجوری که خودم دوست دارم، براش نقشه بکشم واجرا کنم الان به مرحله اجرای تقویت مسیر شغلی ام رسیدم وقرارهست توی مسیرم ابدیت بشم وانشاالله که بتونم با دوره 12 قدم شروع کنم وبا خرید قسمت اول دوازده قدم شروع کنم الهی که خدا برای همه بسازه واتفاقات فوق العاده عالی وفوق العاده شگفت انگیز برای همه مون رقم بخوره امین یارب العالمین .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    پریا رضوی گفته:
    مدت عضویت: 2231 روز

    سلام و عرض ادب

    اگاهی که از این جلسه گرفتم اینکه فقط با تجسم نمیشه به هیچی رسید تجسم فقط یه قسمت از مسیره ولی عامل اصلی، اقدام و عمل کردن هس اگه اقدام نکنیم هیچ نتیجه ای هم حاصل نمیشه.

    مورد بعدی اینکه ما تنها کاری که باید بکنیم اینکه این قانون رو که ذهنمون رو کنترل کنیم و توجهمون روی زیباییها باشه و دیگه هیچ قانون دیگه ای لازم نیس یاد بگیریم نمیخاد بریم سراغ استادا و اموزشای مختلف با همین قانون و عمل و اقدام میتونیم به هر چی که میخاییم برسیم.

    و یکی از نشونه های اینکه داریم اشتباه میریم بیماریهای جسمی هس بیماری یعنی بدن الارم میده که داریم مسیر رو اشتباه میریم و باید برگردیم و مورد بعدی اگه از هر چیزی میترسیم باید بریم تو دل ترسامون ترس از هر چی مثل ترس از شروع کار جدید، ترس از صحبت تو جمع و..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: