این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/01/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-11 01:44:092024-11-08 05:09:27live | بهبود عملکرد، یک روند دائمی است
592نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
نکته ای از فایل 16برداشت کردم این بود که تجسم همراه با حرکت مهمه هر چند که من خودم برعکس فقط حرکت کردم و واقعا کار کردم ولی بدون تجسم شایدمثل اول فایل که استاد گفتن برعکس دویدن
سعی کردم رو خودم کار کنم که برام راه درست نشان داده بشه روی مهارتم سالهاست که کار کردم ولی سطل سوراخه و در زمینه مالی درگیرم دوره قدم رو گرفتم ولی نمیدونم چه مقاومتی هست به اسم این که من آماده شنیدن این دوره نیستم به ذهنم اومد و نزاشت این دوره رو اجرا کنم متعهد میشویم بعد از اتمام دوره خانه تکانی ذهن اون رو اجرایی کنم
اتکا به قوانین جهان هستی انسان رو از سردرگمی در میاره و به ارامش میرسونه
اینکه یه سری اصول هست و وجود داره و اگه ما یادش بگیریم و همیشه بهش عمل کنیم همیشه نعمت ها رو دریافت میکنیم و زندگی مون نرم و روان پیش میره خیال ادم رو راحت میکنه
مثل قانون احساس خوب برابر است به اتفاقات خوب
اگه این قانون رو باور کنم و مثل وحی منزل بپذیرمش تمام سعی و تلاشم بر این هست که حال خودمو خوب کنم و خوب نگه دارم ، ازهر چیزی که حال بد رو در من ایجاد میکنه دوری میکنم ،
چیا حال منو بد میکنه؟!
از جر و بحث های الکی دوری میکنم ، از غیبت کردن در مورد دیگران ، از مقایسه کردن شرایط خودم با بقیه ای که از من بالاتر یا پایین ترن ، از انتظار و توقع داشتن از بقیه دوری میکنم و تمام مسئولیت زندگیم رو خودم برعهده میگیرم، از چشم داشتن به التفات دیگران خودداری میکنم و چشم امیدم رو به رب العالمین و قدرتش میدوزم ، از چشم دوختن به نعمت های دیگران پرهیز میکنم و از خدا میخوام روزی بی حساب بهم بده، از اخبار و ورودی های منفی دوری میکنم و خودمو در معرض اگاهی هایی قرار میدم که قلبم رو باز میکنه و دلم رو ارام میکنه ، از غصه خوردن برای تجربه های گذشته که به نظرم اشتباه بوده خودداری میکنم و زاویه دیدم رو تغییر میدم و اونارو جزئی از مسیر رشد و پیشرفتم میبینم، از به یاد اوردن خاطرات ناخوشایند اجتناب میکنم و گذشته رو به عنوان یه کلاس اموزشی میبینم که کلی درس ازش یاد گرفتم و در مسیرم برای ساختن اینده ازش استفاده میکنم ،
برای ایجاد حال خوب سپاسگذاری کردن رو یاد میگیرم و شروع به تمرین میکنم هر روز و هر روز بیشتر کانون توجه ام رو روی نعمت هام میزارم و با به یاد اوردن نعمتها ، هم زمانی ها ، برکت ها ، سلامتی هایی که همیشه خدا بهم داده حالمو خوب میکنم و فرکانس ام رو تقویت میکنم.
اگه این کارارو به صورت مداوم و همیشه و هر روزه تو زندگیم انجام بدم چقدر حالم همیشه خوبه ، چقدر ارام ترم ، چثدر سپاسگذارترم ، چقدر تمرکزم رو زیبایی ها بیشتر میشه و نتیجه ی این ها اتفاقات بهتر و مثبت تر و شرایط دلخواه تر در زندگی من هست ان شاء الله
سپاسگذارم از استاد نازنین بابت انتقال آگاهی های الهی و ناب.
وقتی روزشمار را شروع کردم به خودم تعهد دادم که حتما حتما بابت هر روز باید دیدگاهم را بنویسم. و انگار مغزم کاملا به این تعهد باقی ماند و اصلا نمیتونم بدون نوشتن بگذرم . بارها شده فایل را چندین بار گوش کردم و بعدی را هم گوش کردم اما برگشتم روی اون قسمتی که ننوشته بودم و دوباره و دوباره گوش کردم.
توی بعضی فایل ها قفل میکنم و اینقدر مطالب زیاده که نمیتونم بنویسم اما جالب برای من اون تعهد منه . و اون باعث شده حتما بنویسم . هم توی دفترم برای خودم نکاتی را بنویسم و هم اینجا ردپایی برای خودم.
و امروز یکدفعه به خودم اومدم دیدم چقدر تعهد دادن و پافشاری روی هر کاری نتیجه بخشه .
استاد در این فایل اشاره میکنند به تمرکزی روی یک کار موندن . وقتی داری نتیجه میبینی پس راه درسته و باید روی اون کار مهارت هامون را بالا ببریم.
وقتی مهارت بالا بره ناخوداگاه احساس مفید بودن احساس عزت نفس و لیاقتمون بالا میره و حتما نتیجه میگیریم.
در فایل های دیگه هم مثال ذره بین را زدند و یک جا هم در مورد جوجه تیغی فرمودند که من دیگه این تمرکزی روی یک کار رفت توی ذهنم.
که جوجه تیغی برای دفاع از خودش فقط بلده تیغ بندازه و روباه راه ها و مکرهای زیادی داره اما همیشه جوجه تیغی برنده میشه . چون تمرکزش فقط برای دفاع تیغ انداختن است.
حالا همین موضوع را من بسط میدم به قانون جذب و تجسم و … . چون اگر من تمرکزی به نکات مثبت دقت کنم و فقط اون چیزهایی که دوست دارم را بخواهم و روی اونها متمرکز بشم و تجسم کنم و اینکار بشه یه عادت برای من ، ذهن من عادت میکنه در کنار کارهایی که انجام میدم تمرکز روی نکات مثبت را یادم نره و حتی تجسم اینکه چی میخوام یادم نره . خوب براحتی داره این قانون جواب میده . هم حرکت میکنی هم کارت را تمرکزی انجام میدی و هم قانون بدرستی داره عمل میکنه. به همین راحتی.
من وقتی ایمان به خودم دارم و دارم نتایج را از کارهایم میبینم به قول استاد به من چه ربطی داره رئیس جمهور کی باشه . وقتی مشغولی و تمام ذهنت روی کارت است کم اهمیت ترین چیز اینه که اوضاع مملکت دست کیست و دارن چیکار میکنن.
و تمام آدم های موفق مثل استاد اینگونه عمل کردند که نتیجه گرفتند. مثلا همین ایلان ماسک که استاد مثال زدند. در دوره این بیماری به بیماری دقت نکرد بلکه کار خودش را انجام داد و موفق تر از همیشه هم شد. و این برای خیلی ها پیش اومد.
این لایو مثل همه فایل ها عالی بود . و من درسم را گرفتم . و باید عمل کنم مثل همین تعهد که به روزشمار دادم.
من فایل های سفر به آمریکا را کامل دیدم اما چون تعهد نداده بودم یک کامنت هم ننوشتم و به مغزم گفته بودم یک دور ببینم بعد یک دور دیگه میایم کامنت هم میزارم . چون دوست داشتم سریع روزی چند قسمت را ببینم . واقعا لذت بردم اما ننوشتم .
اما چون روی این قسمت دستور به مغزم بود اصلا نمیگذشتم.
استاد بارها گفتند بلند به خودتون تعهد بدید که چنین کاری را انجام میدهید . من الان دارم میفهمم که چقدر اینکار مهمه.
استاد عزیز ممنونم از این همه درس از این همه علم که آموختید و به ما آموزش میدید.
و خوشحالم از این مسیر سبز و از خدای خودم واقعا سپاسگزارم که مرا در این مسیر متعهد نگه داشت تا بیاموزم و ارامش بگیرم.
تجسم کردن باید هم جهت با فعالیتهای ما باشد تجسم کردن به تنهایی نمی تونه ما را به اون خواسته برسونه بلکه باید در راستای اون خواسته کاری انجام بدم ومهارتهامون را در مسیر اون علایقمون بالا ببریم نه اینکه بشینیم وتجسم کنیم ومنتظر اتفاق بزرگ در زندگیمون باشیم.
ما باید به الهاماتمون عمل کنیم وبر ترسهایمون غلبه کنم وتصمیمات بزرگی برای خواستهامون بگیریم و به اونها عمل کنیم تا به نتایج بزرگ در زندگیمون برسیم
خدا مسیر را به ما میگه واین وظیفه ماست که عمل کنیم تا نتیجه بگیریم واگه عمل نکیم به اون هدف نمی رسیم.چقدر اشتباه برداشت میشه در مورد حرفهایی که از استاد میشنویم واین هم بخاطر مدارهای مختلفی هست که در اون قرار داریم وبعضی افراد فکر میکنند رسیدن به هدفها با انجام دادن چند تا کار در قانون جذبه و دوست دارند بدون هیچ تلاش وعملی در راستای هدفشون به راحتی بهش برسند وچند تا تکنیک را انجام بدن وخواسته برای اونها فراهم باشه. که هرگز بدون عمل وشناخت علایق بهش نمی رسند.
ممنونم از استاد عزیزم که از صحبتهای نابشون به آگاهیهای باارزشی میرسیم و درک درستی از قوانین پیدا میکنیم.
با سلام و احترام به استاد محترم مریم جان و دوستان عزیزم در سایت️
خداروشکر میکنم برای شنیدن فایل و خوندن کامنت ها خدایاشکرت چقدر لذت بردم️
امروز به خودم یاداوری کردم که فکر کردن برای اینده فقط داره منو از طی کردن تکاملم دور میکنه اینکه من هر لحظه احساسمو بهتر کنم روی باورهام کار کنم و سعی کنم الهامات رو بشنوم و عمل کنم باعث میشه اینده م ساخته بشه نه اینکه صرفا به خواسته هایی که ندارم و میخام در اینده داشته باشم فکر کنم خدایا شکرت برای درک و یاداوری این اصل از خداوند بزرگ طلب هدایت بیشتر و درک بیشتر میکنم ️
نکات فایل :
خیلی از ماها مطلب رو جوری برداشت میکنیم و عمل میکنیم که دوست داریم و با پیش فرض های ما هماهنگه و میخایم قانون رو با خودمون هماهنگ کنیم و وقتی نتیجه میگیریم فکر میکنیم قانون مشکل داره
در بحث موفقیت یک فاکتور اصلی وجود داره اونم حرکت کردن و عمل کردن به ایده هاس
افراد دو دسته هستند : کسانی که تلاش میکنند و از کار نمیزنند ولی چون باورهای غلط دارند و در مسیر نادرست هستند نتیجه نمیگیرند که به انها میگیم روی باورهات کار کن و خواسته هاتو تجسم کن
افرادی هم هستند که مهارت هاشونو در جهت علائق افزایش نمیدهند هیچ قدمی در جهت ایده های الهامی برنمیدارند و می گویند داریم تجسم میکنیم و راز و نیاز میکنیم و تمرکز آنها روی اتفاقی است که از بیرون بیفتد که اسم اون رو خدا شانس یا هرچیز دیگ ای گذاشتن
ما باید مهارت هامونو در جهت علائقمون افزایش بدیم بر ارس هامون غلبه کنیم به هدایت ها هرچند کوچک عمل کنیم و هرروز در جهت بهبود عملکردمون قدم برداریم و تصمیم بگیریم و شخصیتمون رو تغییر بدیم تمامی پیامبران به ایده های دریافتی شون عمل میکردند مثل حضرت نوح که کشتی ساخت
مراقبه کنارل ذهن و در لحظه زندگی کردن است و درگیر گذشته و آینده نبودن
بهترین سرمایه گذاری، سرمایه گذاری روی خودمان مهارت هایمان و شخصیت مان است وقتی تکاملی پیشرفت میکنیم صدها برابر بورس و بانک پول میسازیم
مقایسه ی ما باید بین خودمون و دیروزمون باشه نه دیگران
وقتی اصل رو که همون قوانین جهان هستی است پیدا کردیم باید فقط اون رو تکرار و تمرین کنیم و براش وقت بذاریم نه اینکه دائما دنبال روش های جدید و مطالب جدید باشیم که باعث نشت انرژی ما بشه مطالب اصلی همان توحید کنترل ذهن توجه به نکات مثبت و تصمیم گرفتنه
تا وقتی در مسیر درست هستیم کنترل ذهن و ورودی هارو داریم روی باور هامون کار میکنیم نتیجه میگیریم نه اینکه تا ابد این نتایج ادامه داشته باشن این کار کردن مثل غذا خوردنه
مهاجرت درواقع حرکت کردن در دل ناشناخته ها غلبه بر ترس ها و رسیدن به زندگی بهتر است و چون خیلی پتانسیل های درونیمون شکوفا میشه احساس لیاقت و توانمندی بیشتری میکنیم
خوشبختی یه جور نگاه متفاوت به زندگیه
خدایا شکرت خدایاشکرت خدایا شکرت به خاطر همه چی
خیلی ممنونم از استادعزیزدل از مریم جون هزیزم از همه ی دوستان جانم️️
چقدر با گوش دادن این فایل نظرم من عوض شد فوق العاده عالی بود من خصوصن این نظر داشتم که تجسم کنم به چیز های که میخوام حتمن میرسم باوجودیکه باید تعغیر درون وجود خودم ایجاد کنم که به اهداف ورویاهایی خودم برسم و بهترین سرمایه گذاری رویی خودمون هست وقتی قویتر بشیم بهتر میتونیم به اهدافی که داریم برسیم نیاز نیست صبح تا شب کار کنیم مهم اینه باور های خوبی داشته باشیم و به ترس هامون قلبه کنیم بااون رودر رو بشیم نه اینکه ازشون فرار کنیم خدارو شکر که استاد عزیزم درباره 12قدم توضیع خوبی دادن سپاس استاد عزیز
سال هاست در مسیر آموزش های استاد بودم ولی به این شکل که از خونه تکونی شروع کنم ، حرکت نکرده بودم و الان مدتی به این سیستم اصولی میخوام عمل کنم و الان قدم شانزدهم و نکاتی که توجه ام را جلب نمود
عامل حرکت و جهت حرکت
براستی من جز کدام دسته هستم
برنامه روزانه
استاندارد ها ت رو چطور بردی بالا
مهارت ها
تجسم میکنم و جذب میکنم
منم تو در و دیوارم فقط با خدا صحبت میکنم و باورهای معنوی م رو قوی میکنم
و دنبال کشف علایق رفتم
و مهارت در جهت علاقه ام رو دنبالش رفتم ؟
منتظرم از بیرون یه پیشنهاد بهم بشه
و از همه مهتر امروز فهمیدم روحم خواسته قلبی امدرو پیدا کرده و ذهنم پذیرفته اما جسمم همکاری نمیکن و باور های اشتباهی انگار قاطی شده و نمیذاره حرکت کنم و قدم بردارم و توقع دارم و مقاومت دارم نسبت به اینکه باید کارهای من آسون انجام بشه و با همین سطح مهارت و با سادگی خدا کار هام رو پیش میبره
مهارت در جهت علاقه بنظرم برنمیداذم و یه باور دارم که ارتعاش طرف که داره و خداست داره این کار رو انجام میده باور این شخص که اون رو تاثیر گذار کرده نکرده ظواهر کارش و به نظر من ظواهر کار یعنی مهارت ولی انگار باید تعادل رو برقرار کنم
اما نشانه ها داره میگه انکار داذم ایراد رو پیدا میکنم. و چون من به ذره تلاش میکنیم بعد منتظر نتیجه میمونم و بعد متوقف میشم و یا انگار به وقتش باید قدم بردارم
من باید هر روز یکسری تصمیمات جدید در جهت بهبود باورها و عمل های مالیم و سلامتین و صمیمیت باید بگیرم و بهش عمل کنم و از خدا برنامه بخوام چون من با شهود قوی حرکت میکنم و بعد رشد و تغییر وارد زندگیم میشه ولی انگار من هم تابو شدم و فقط میخوایم و میخورم مثل قبل و همون کارهای قبل انجام بدم و توقع نتیجه و تغییر در زندگیم دارم
آره مویی و نوح و ابراهیم وقتی از خدا کمک میخواستند خدا ایده میداد و آنها عمل میکردند و همین طور قدم به قدم هدایت شدند
و بازهم نشونه تو صحبت های استاد که دور هام رو زدم و دوباره اومدم اصل رو تکرار و تمرین کنم
مریضی که الان پشت سر گذاشتم چون چند وقت درگیر آنفلوآنزا شدم بازهم نشانه درست که من الان باید این فایل را بشنوم و این شرایط داره من رو راهنمایی میکن که برم و فایل قوانین رو گوش بدم و از خدا میخوام که بتونم در دوره دوازده قدم هم شرکت کنم و بدن با مریضی میخواد بگه که تو از مسیر خارج شدی در حالیکه من فکر میکردم مریضی در جسمم یعنی بدنم داره خونه تکونی میکن حالت بعد ها میام و این نوع رو باز میکنم که مریضی پاکسازی و آخرین تقلا بدن که در راه نادرست قدم برداشتی یا نه بدن با مریضی تسویه میشه چون من چند وقت بود بشدت داشتم مخالفت میکردم که با همسرم به کربلا نرم و لیرشزفیط جور شد و رفتیم و مریض و کسلی و دور شدن از مریضی و گم کردن راه بماند ولی من در طول مسیر نشانه هابی دریافت نمودم که انگار تون مسیری که باید قدم درش بذارم پیش میاد
چون من درخواست میکنم اجابت میشه ولی نتیجه اونی که من میخوام نمیشه وبا خودم میگم ای کاش یاد بگیرم بهتر درخواست کنم
همون رو تکرار کنم
و قانون معلوم تمرکز و توجه بذارم روی آنچه به من احساس خوب میده
و شخصیت م رو بهبود رو ببخشم
مهاجرت باعث دیده شدن فرصت ها دیده نشده در اون موقعیت
اما ترسم میگم بذار پشتوانه مالیم رو قوی کنم بعد مهاجرت فکر کنم
ولی به قدم از محیط امن خارج بشم
سارا الان کجای امن برای تو دایره رو بشناس و یه قدم بردار. و حتی کانال ها و نترس از قضاوت که چی میگه چرا نتایج خودت کمرنگ ولی در موردش حرف میززن
مهاجرت یعنی استفاده از پتانسیل ها و غلبه بر ترس ها
پس شروع میکنم نشونه کامنت دیدم که در یوتیوپ مهارتم رو افزایش بدم و خسته نشم و به ایده ها عمل کنم چون بقول استاد یا نتیجه میاره با یه چیزی برای یاد گیری میاره
میخام راجب موضوع توهم اجرای قانون و تو درو دیوار بودن بنویسم به امید اصلاح و بهبود عملکردم.
این بارش فکری از جایی در مغزم شروع شد که استاد گفت :
فکر میکردم ملت دارن واسه هدفشون تلاش و حرکت میکنن اما این تلاش ها در مسیر درست نیست و به نتیجه ی مطلوبی ختم نمیشه که من گفتم بشین رو باورات کار کن، تجسم کن و… تا شرایط ت تغییر کنه و بهتر بشه.
این نسخه واسه کسی پیچیده شد که»عامل حرکت کردن رو داشت. نه یه سری از افراد که هیچ حرکتی / هیچ غلطی در راستای اهدافشون نمیکنن و نشستن تا معجزه رخ بده و…
خب
قبل از هر چیزی اعتراف میکنم خودم تو این زمینه تو درو دیوار بودم و حتی هستم اما نوع باگ م متفاوته
ینی چار قدم به سمت هدفم برمیداشتم ( هم ذهنی هم عملی ) بعد توهم میزدم و انتظار داشتم یه معجزه شگرف رخ بده تا تیک هدفم بخوره!
منتظر یه موقعیت ایده ال و کامل بودم و چون تو ذهنم بهترین گزینه رو تجسم کرده بودم+واسش باور ساخته بودم دیگه به کمتر از بهترین قانع نمیشدم.
مثلا تو رابطه، یه ایده الی رو تارگت میذاشتم ، بعد یه سری نشونه ها و نتایج میومد و من میتونستم اون نعمت دریافت/تجربه کنم اما میگفتم اینکه پیش غذا هم بحساب نمیاد چه برسه به اینکه سیرم کنه، خلاصه کلی نعمتو اینجوری اسراف کردم.
این بود نوعی از توهم زدن و تو در و دیوار بودنم که هنوزم تو بعضی هدفام گول ذهنم میخورم و مطابق قانون عمل نمیکنم. تازه درکنار این نشتی،انرژی گاها » خوره ای تحت عنوان کجای باورام / کجای اقداماتم مشکل داره،،، میومد و مومنتوم مثبتی که میتونست منتهی بشه به خلق اون ایده الو هم از بین میبرد…
تکرار میکنم رد شدن ازین مرحله تا الان اصلا واسم راحت نبوده و هر بار به قول استاد ، رفتم تو درودیوار.
با تمام وجودم از خدا میخام هدایت و حمایتم کنه تا بتونم تو این زمینه بهتر عمل کنم، تکامل یادم بمونه، نشونه ها و نتایج کوچیک ببینم، بابتشون سپاسگزار باشم و به اسم احساس لیاقت و بالا نگه داشتن استانداردها،، از دست ذهنم بازی نخورم و ناکامی رو به خودم تحمیل نکنم.
موضوع بعدی
نوعی توهم هست که گاها نمودش بین کامنتا میبینم ، دیالوگ که میگه » به زودی فلوریدا آمریکا میبینمتون استاد.
یا کلی جمله قُـلم بِه سُلوم بِه، که اتفاق افتادنش حداقل تا3 سال اینده، با توجه به عقبه ای که طی شده غیر ممکنه.
خب
بازم اعتراف میکنم به نوعی درگیر این نوع توهم و انتظارات بودم/هستم.
مقوله زمان و پیش بینی اینده ، یکی از عواملی بوده که تونسته چرخ زندگی و حال خوبم به کررات پنچر کنه.
معمولا اینجوری بازی میخورم که » مثلا 1ماه دیگه فلان هدف که از نظر خودم معقول و قابل تحقق هست( مثه فروش ماشین) اتفاق میوفته. اما زمان میگذشت و بیشتر از چیزی که فکرشو میکردم اتفاق افتاد. یا گاها زوتر از چیزی که فکرشو میکردم سورپرایز میشدم ، خلاصه این ناهماهنگی ها بوده و تا الان هیچ وقت نتونستم تو هدف گذاری هام الگوریتم عامل زمان بفهمم.
( البته دلیلش فک کنم» خلوص فرکانسی و کمتر بودن ترمزام تو بعضی موارد هست که گاها زوتر از انتظارم رخ میده)
خلاصه
توهم امیدواری بیش از حددددد و انتظار کشیدن واسه تحقق بعضی خواسته ها پرتکرار ترین چیزی بوده که طی این مدت تجربه ش کردم و متاسفانه تکرار این رخ ندادن ها و تجربه نکردن چیزی که انتظار داشتم، به زودی محقق میشه باعث » ناامیدی و نشتی فرکانسیم میشده و باز با تمام وجودم از خدا هدایت میطلبم که ازین فازا خارجم کنه.
الان چیزی واسه حلش به ذهنم نمیاد تا مکتوب کنم.
تو این کامنت تا حدودی سعی کردم عواملی که موجب وهم و هوا برداشتنم میشدا بررسی کنم.
امیدوارم دفه بعد که این متن مطالعه میکنم متوجه بهبود و ارتقا م شده باشم.
سلام استاد خوبم ممنون از لایو جدید کلی از سوالاتم را پاسخ گرفتم
یک نکته که دوست داشتم نظرتون را در مورد آن بدانم من دوره قانون آفرینش را گوش میدم و هنوز به من کار میده البته ثروت هم که بروز رسانی کردید عالی بود اما میخواستم بدونم آیا به آگاهی های قانون آفرینش عمل کنم مثل کتابهای معرفی شده و کلا تمرینات آن دوره و همچنین نظرات اون موقع شما در مورد روزه نماز جماعت و … که خب احساس میکنم مثل خود من تغییراتی در این نظرات ایجاد شد که البته آشنایی من با شما و دوره های شما باعث شد سراغ قرآن برم بدون تعصب و گفته های قبلی که باور کرده بودم چون کلا شغلم ایجاب کرده بود کنار بزنم و اصلا راهی باز شد که بفهمم مذهب ساخته بشر است و حتی قرآن هم اشکالات علمی دارد که جای مطالعه بیشتر دارد اما من به مقدار در بعضی نظرات امروز شما با گذشته برام ابهام شده گرچه نمیخام در مورد مسائل مذهبی چیزی بشنوم بلکه این تفاوت را گفتم چون هر چه با قوانین جلو میریم قانون بیشتر به ما خودش را نشان میدهد و حواشی خود به خود کنار گذاشته میشود اما بحثم تمارین گفته شده در قانون آفرینش است .
نکته دیگر اینکه احساسم این است که دوره با حضور افراد البته شاید برای من اینجور باشد انرژی بیشتری میدهد
این لایو بسیا بسیار عالی بود . سرشار از نکته هایی که باید اونارو با طلا تو مغزمون حک کنیم . درواقع تمام فایل های استاد اینقدر زیبا و پر نکته اس . استاد جان
امیدوارم درپناه الله یکتا شاد باشی. دوستان عاشقتونم . روی خودتون کار کنید . انشاالله این راه رو همگی باهم بریم.
سلام به دوستان و استاد عزیز
نکته ای از فایل 16برداشت کردم این بود که تجسم همراه با حرکت مهمه هر چند که من خودم برعکس فقط حرکت کردم و واقعا کار کردم ولی بدون تجسم شایدمثل اول فایل که استاد گفتن برعکس دویدن
سعی کردم رو خودم کار کنم که برام راه درست نشان داده بشه روی مهارتم سالهاست که کار کردم ولی سطل سوراخه و در زمینه مالی درگیرم دوره قدم رو گرفتم ولی نمیدونم چه مقاومتی هست به اسم این که من آماده شنیدن این دوره نیستم به ذهنم اومد و نزاشت این دوره رو اجرا کنم متعهد میشویم بعد از اتمام دوره خانه تکانی ذهن اون رو اجرایی کنم
به نام خداوند مهربان
سلام و درود خدمت همه ی عزیزان
اتکا به قوانین جهان هستی انسان رو از سردرگمی در میاره و به ارامش میرسونه
اینکه یه سری اصول هست و وجود داره و اگه ما یادش بگیریم و همیشه بهش عمل کنیم همیشه نعمت ها رو دریافت میکنیم و زندگی مون نرم و روان پیش میره خیال ادم رو راحت میکنه
مثل قانون احساس خوب برابر است به اتفاقات خوب
اگه این قانون رو باور کنم و مثل وحی منزل بپذیرمش تمام سعی و تلاشم بر این هست که حال خودمو خوب کنم و خوب نگه دارم ، ازهر چیزی که حال بد رو در من ایجاد میکنه دوری میکنم ،
چیا حال منو بد میکنه؟!
از جر و بحث های الکی دوری میکنم ، از غیبت کردن در مورد دیگران ، از مقایسه کردن شرایط خودم با بقیه ای که از من بالاتر یا پایین ترن ، از انتظار و توقع داشتن از بقیه دوری میکنم و تمام مسئولیت زندگیم رو خودم برعهده میگیرم، از چشم داشتن به التفات دیگران خودداری میکنم و چشم امیدم رو به رب العالمین و قدرتش میدوزم ، از چشم دوختن به نعمت های دیگران پرهیز میکنم و از خدا میخوام روزی بی حساب بهم بده، از اخبار و ورودی های منفی دوری میکنم و خودمو در معرض اگاهی هایی قرار میدم که قلبم رو باز میکنه و دلم رو ارام میکنه ، از غصه خوردن برای تجربه های گذشته که به نظرم اشتباه بوده خودداری میکنم و زاویه دیدم رو تغییر میدم و اونارو جزئی از مسیر رشد و پیشرفتم میبینم، از به یاد اوردن خاطرات ناخوشایند اجتناب میکنم و گذشته رو به عنوان یه کلاس اموزشی میبینم که کلی درس ازش یاد گرفتم و در مسیرم برای ساختن اینده ازش استفاده میکنم ،
برای ایجاد حال خوب سپاسگذاری کردن رو یاد میگیرم و شروع به تمرین میکنم هر روز و هر روز بیشتر کانون توجه ام رو روی نعمت هام میزارم و با به یاد اوردن نعمتها ، هم زمانی ها ، برکت ها ، سلامتی هایی که همیشه خدا بهم داده حالمو خوب میکنم و فرکانس ام رو تقویت میکنم.
اگه این کارارو به صورت مداوم و همیشه و هر روزه تو زندگیم انجام بدم چقدر حالم همیشه خوبه ، چقدر ارام ترم ، چثدر سپاسگذارترم ، چقدر تمرکزم رو زیبایی ها بیشتر میشه و نتیجه ی این ها اتفاقات بهتر و مثبت تر و شرایط دلخواه تر در زندگی من هست ان شاء الله
سپاسگذارم از استاد نازنین بابت انتقال آگاهی های الهی و ناب.
یا حق
به نام الله
روز 90 ام روزشمار من
سلام بر استاد عزیز
وقتی روزشمار را شروع کردم به خودم تعهد دادم که حتما حتما بابت هر روز باید دیدگاهم را بنویسم. و انگار مغزم کاملا به این تعهد باقی ماند و اصلا نمیتونم بدون نوشتن بگذرم . بارها شده فایل را چندین بار گوش کردم و بعدی را هم گوش کردم اما برگشتم روی اون قسمتی که ننوشته بودم و دوباره و دوباره گوش کردم.
توی بعضی فایل ها قفل میکنم و اینقدر مطالب زیاده که نمیتونم بنویسم اما جالب برای من اون تعهد منه . و اون باعث شده حتما بنویسم . هم توی دفترم برای خودم نکاتی را بنویسم و هم اینجا ردپایی برای خودم.
و امروز یکدفعه به خودم اومدم دیدم چقدر تعهد دادن و پافشاری روی هر کاری نتیجه بخشه .
استاد در این فایل اشاره میکنند به تمرکزی روی یک کار موندن . وقتی داری نتیجه میبینی پس راه درسته و باید روی اون کار مهارت هامون را بالا ببریم.
وقتی مهارت بالا بره ناخوداگاه احساس مفید بودن احساس عزت نفس و لیاقتمون بالا میره و حتما نتیجه میگیریم.
در فایل های دیگه هم مثال ذره بین را زدند و یک جا هم در مورد جوجه تیغی فرمودند که من دیگه این تمرکزی روی یک کار رفت توی ذهنم.
که جوجه تیغی برای دفاع از خودش فقط بلده تیغ بندازه و روباه راه ها و مکرهای زیادی داره اما همیشه جوجه تیغی برنده میشه . چون تمرکزش فقط برای دفاع تیغ انداختن است.
حالا همین موضوع را من بسط میدم به قانون جذب و تجسم و … . چون اگر من تمرکزی به نکات مثبت دقت کنم و فقط اون چیزهایی که دوست دارم را بخواهم و روی اونها متمرکز بشم و تجسم کنم و اینکار بشه یه عادت برای من ، ذهن من عادت میکنه در کنار کارهایی که انجام میدم تمرکز روی نکات مثبت را یادم نره و حتی تجسم اینکه چی میخوام یادم نره . خوب براحتی داره این قانون جواب میده . هم حرکت میکنی هم کارت را تمرکزی انجام میدی و هم قانون بدرستی داره عمل میکنه. به همین راحتی.
من وقتی ایمان به خودم دارم و دارم نتایج را از کارهایم میبینم به قول استاد به من چه ربطی داره رئیس جمهور کی باشه . وقتی مشغولی و تمام ذهنت روی کارت است کم اهمیت ترین چیز اینه که اوضاع مملکت دست کیست و دارن چیکار میکنن.
و تمام آدم های موفق مثل استاد اینگونه عمل کردند که نتیجه گرفتند. مثلا همین ایلان ماسک که استاد مثال زدند. در دوره این بیماری به بیماری دقت نکرد بلکه کار خودش را انجام داد و موفق تر از همیشه هم شد. و این برای خیلی ها پیش اومد.
این لایو مثل همه فایل ها عالی بود . و من درسم را گرفتم . و باید عمل کنم مثل همین تعهد که به روزشمار دادم.
من فایل های سفر به آمریکا را کامل دیدم اما چون تعهد نداده بودم یک کامنت هم ننوشتم و به مغزم گفته بودم یک دور ببینم بعد یک دور دیگه میایم کامنت هم میزارم . چون دوست داشتم سریع روزی چند قسمت را ببینم . واقعا لذت بردم اما ننوشتم .
اما چون روی این قسمت دستور به مغزم بود اصلا نمیگذشتم.
استاد بارها گفتند بلند به خودتون تعهد بدید که چنین کاری را انجام میدهید . من الان دارم میفهمم که چقدر اینکار مهمه.
استاد عزیز ممنونم از این همه درس از این همه علم که آموختید و به ما آموزش میدید.
و خوشحالم از این مسیر سبز و از خدای خودم واقعا سپاسگزارم که مرا در این مسیر متعهد نگه داشت تا بیاموزم و ارامش بگیرم.
خیلی خیلی دوستتون دارم.
در پناه الله همیشه سلامت و سعادتمند باشید.
به نام خدای بزرگومهربان
سلام بر استاد عزیزم وخانم شایسته مهربان
تجسم کردن باید هم جهت با فعالیتهای ما باشد تجسم کردن به تنهایی نمی تونه ما را به اون خواسته برسونه بلکه باید در راستای اون خواسته کاری انجام بدم ومهارتهامون را در مسیر اون علایقمون بالا ببریم نه اینکه بشینیم وتجسم کنیم ومنتظر اتفاق بزرگ در زندگیمون باشیم.
ما باید به الهاماتمون عمل کنیم وبر ترسهایمون غلبه کنم وتصمیمات بزرگی برای خواستهامون بگیریم و به اونها عمل کنیم تا به نتایج بزرگ در زندگیمون برسیم
خدا مسیر را به ما میگه واین وظیفه ماست که عمل کنیم تا نتیجه بگیریم واگه عمل نکیم به اون هدف نمی رسیم.چقدر اشتباه برداشت میشه در مورد حرفهایی که از استاد میشنویم واین هم بخاطر مدارهای مختلفی هست که در اون قرار داریم وبعضی افراد فکر میکنند رسیدن به هدفها با انجام دادن چند تا کار در قانون جذبه و دوست دارند بدون هیچ تلاش وعملی در راستای هدفشون به راحتی بهش برسند وچند تا تکنیک را انجام بدن وخواسته برای اونها فراهم باشه. که هرگز بدون عمل وشناخت علایق بهش نمی رسند.
ممنونم از استاد عزیزم که از صحبتهای نابشون به آگاهیهای باارزشی میرسیم و درک درستی از قوانین پیدا میکنیم.
با سلام و احترام به استاد محترم مریم جان و دوستان عزیزم در سایت️
خداروشکر میکنم برای شنیدن فایل و خوندن کامنت ها خدایاشکرت چقدر لذت بردم️
امروز به خودم یاداوری کردم که فکر کردن برای اینده فقط داره منو از طی کردن تکاملم دور میکنه اینکه من هر لحظه احساسمو بهتر کنم روی باورهام کار کنم و سعی کنم الهامات رو بشنوم و عمل کنم باعث میشه اینده م ساخته بشه نه اینکه صرفا به خواسته هایی که ندارم و میخام در اینده داشته باشم فکر کنم خدایا شکرت برای درک و یاداوری این اصل از خداوند بزرگ طلب هدایت بیشتر و درک بیشتر میکنم ️
نکات فایل :
خیلی از ماها مطلب رو جوری برداشت میکنیم و عمل میکنیم که دوست داریم و با پیش فرض های ما هماهنگه و میخایم قانون رو با خودمون هماهنگ کنیم و وقتی نتیجه میگیریم فکر میکنیم قانون مشکل داره
در بحث موفقیت یک فاکتور اصلی وجود داره اونم حرکت کردن و عمل کردن به ایده هاس
افراد دو دسته هستند : کسانی که تلاش میکنند و از کار نمیزنند ولی چون باورهای غلط دارند و در مسیر نادرست هستند نتیجه نمیگیرند که به انها میگیم روی باورهات کار کن و خواسته هاتو تجسم کن
افرادی هم هستند که مهارت هاشونو در جهت علائق افزایش نمیدهند هیچ قدمی در جهت ایده های الهامی برنمیدارند و می گویند داریم تجسم میکنیم و راز و نیاز میکنیم و تمرکز آنها روی اتفاقی است که از بیرون بیفتد که اسم اون رو خدا شانس یا هرچیز دیگ ای گذاشتن
ما باید مهارت هامونو در جهت علائقمون افزایش بدیم بر ارس هامون غلبه کنیم به هدایت ها هرچند کوچک عمل کنیم و هرروز در جهت بهبود عملکردمون قدم برداریم و تصمیم بگیریم و شخصیتمون رو تغییر بدیم تمامی پیامبران به ایده های دریافتی شون عمل میکردند مثل حضرت نوح که کشتی ساخت
مراقبه کنارل ذهن و در لحظه زندگی کردن است و درگیر گذشته و آینده نبودن
بهترین سرمایه گذاری، سرمایه گذاری روی خودمان مهارت هایمان و شخصیت مان است وقتی تکاملی پیشرفت میکنیم صدها برابر بورس و بانک پول میسازیم
مقایسه ی ما باید بین خودمون و دیروزمون باشه نه دیگران
وقتی اصل رو که همون قوانین جهان هستی است پیدا کردیم باید فقط اون رو تکرار و تمرین کنیم و براش وقت بذاریم نه اینکه دائما دنبال روش های جدید و مطالب جدید باشیم که باعث نشت انرژی ما بشه مطالب اصلی همان توحید کنترل ذهن توجه به نکات مثبت و تصمیم گرفتنه
تا وقتی در مسیر درست هستیم کنترل ذهن و ورودی هارو داریم روی باور هامون کار میکنیم نتیجه میگیریم نه اینکه تا ابد این نتایج ادامه داشته باشن این کار کردن مثل غذا خوردنه
مهاجرت درواقع حرکت کردن در دل ناشناخته ها غلبه بر ترس ها و رسیدن به زندگی بهتر است و چون خیلی پتانسیل های درونیمون شکوفا میشه احساس لیاقت و توانمندی بیشتری میکنیم
خوشبختی یه جور نگاه متفاوت به زندگیه
خدایا شکرت خدایاشکرت خدایا شکرت به خاطر همه چی
خیلی ممنونم از استادعزیزدل از مریم جون هزیزم از همه ی دوستان جانم️️
بنام خدای بخشنده و مهربان
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان هم فرکانسی
گام 16
چقدر با گوش دادن این فایل نظرم من عوض شد فوق العاده عالی بود من خصوصن این نظر داشتم که تجسم کنم به چیز های که میخوام حتمن میرسم باوجودیکه باید تعغیر درون وجود خودم ایجاد کنم که به اهداف ورویاهایی خودم برسم و بهترین سرمایه گذاری رویی خودمون هست وقتی قویتر بشیم بهتر میتونیم به اهدافی که داریم برسیم نیاز نیست صبح تا شب کار کنیم مهم اینه باور های خوبی داشته باشیم و به ترس هامون قلبه کنیم بااون رودر رو بشیم نه اینکه ازشون فرار کنیم خدارو شکر که استاد عزیزم درباره 12قدم توضیع خوبی دادن سپاس استاد عزیز
خدایا شکرت که تورا دارم
درود و نور
سال هاست در مسیر آموزش های استاد بودم ولی به این شکل که از خونه تکونی شروع کنم ، حرکت نکرده بودم و الان مدتی به این سیستم اصولی میخوام عمل کنم و الان قدم شانزدهم و نکاتی که توجه ام را جلب نمود
عامل حرکت و جهت حرکت
براستی من جز کدام دسته هستم
برنامه روزانه
استاندارد ها ت رو چطور بردی بالا
مهارت ها
تجسم میکنم و جذب میکنم
منم تو در و دیوارم فقط با خدا صحبت میکنم و باورهای معنوی م رو قوی میکنم
و دنبال کشف علایق رفتم
و مهارت در جهت علاقه ام رو دنبالش رفتم ؟
منتظرم از بیرون یه پیشنهاد بهم بشه
و از همه مهتر امروز فهمیدم روحم خواسته قلبی امدرو پیدا کرده و ذهنم پذیرفته اما جسمم همکاری نمیکن و باور های اشتباهی انگار قاطی شده و نمیذاره حرکت کنم و قدم بردارم و توقع دارم و مقاومت دارم نسبت به اینکه باید کارهای من آسون انجام بشه و با همین سطح مهارت و با سادگی خدا کار هام رو پیش میبره
مهارت در جهت علاقه بنظرم برنمیداذم و یه باور دارم که ارتعاش طرف که داره و خداست داره این کار رو انجام میده باور این شخص که اون رو تاثیر گذار کرده نکرده ظواهر کارش و به نظر من ظواهر کار یعنی مهارت ولی انگار باید تعادل رو برقرار کنم
اما نشانه ها داره میگه انکار داذم ایراد رو پیدا میکنم. و چون من به ذره تلاش میکنیم بعد منتظر نتیجه میمونم و بعد متوقف میشم و یا انگار به وقتش باید قدم بردارم
من باید هر روز یکسری تصمیمات جدید در جهت بهبود باورها و عمل های مالیم و سلامتین و صمیمیت باید بگیرم و بهش عمل کنم و از خدا برنامه بخوام چون من با شهود قوی حرکت میکنم و بعد رشد و تغییر وارد زندگیم میشه ولی انگار من هم تابو شدم و فقط میخوایم و میخورم مثل قبل و همون کارهای قبل انجام بدم و توقع نتیجه و تغییر در زندگیم دارم
آره مویی و نوح و ابراهیم وقتی از خدا کمک میخواستند خدا ایده میداد و آنها عمل میکردند و همین طور قدم به قدم هدایت شدند
و بازهم نشونه تو صحبت های استاد که دور هام رو زدم و دوباره اومدم اصل رو تکرار و تمرین کنم
مریضی که الان پشت سر گذاشتم چون چند وقت درگیر آنفلوآنزا شدم بازهم نشانه درست که من الان باید این فایل را بشنوم و این شرایط داره من رو راهنمایی میکن که برم و فایل قوانین رو گوش بدم و از خدا میخوام که بتونم در دوره دوازده قدم هم شرکت کنم و بدن با مریضی میخواد بگه که تو از مسیر خارج شدی در حالیکه من فکر میکردم مریضی در جسمم یعنی بدنم داره خونه تکونی میکن حالت بعد ها میام و این نوع رو باز میکنم که مریضی پاکسازی و آخرین تقلا بدن که در راه نادرست قدم برداشتی یا نه بدن با مریضی تسویه میشه چون من چند وقت بود بشدت داشتم مخالفت میکردم که با همسرم به کربلا نرم و لیرشزفیط جور شد و رفتیم و مریض و کسلی و دور شدن از مریضی و گم کردن راه بماند ولی من در طول مسیر نشانه هابی دریافت نمودم که انگار تون مسیری که باید قدم درش بذارم پیش میاد
چون من درخواست میکنم اجابت میشه ولی نتیجه اونی که من میخوام نمیشه وبا خودم میگم ای کاش یاد بگیرم بهتر درخواست کنم
همون رو تکرار کنم
و قانون معلوم تمرکز و توجه بذارم روی آنچه به من احساس خوب میده
و شخصیت م رو بهبود رو ببخشم
مهاجرت باعث دیده شدن فرصت ها دیده نشده در اون موقعیت
اما ترسم میگم بذار پشتوانه مالیم رو قوی کنم بعد مهاجرت فکر کنم
ولی به قدم از محیط امن خارج بشم
سارا الان کجای امن برای تو دایره رو بشناس و یه قدم بردار. و حتی کانال ها و نترس از قضاوت که چی میگه چرا نتایج خودت کمرنگ ولی در موردش حرف میززن
مهاجرت یعنی استفاده از پتانسیل ها و غلبه بر ترس ها
پس شروع میکنم نشونه کامنت دیدم که در یوتیوپ مهارتم رو افزایش بدم و خسته نشم و به ایده ها عمل کنم چون بقول استاد یا نتیجه میاره با یه چیزی برای یاد گیری میاره
گام شونزدهم – پروژه خانه تکانی ذهن
سلام و درود.
میخام راجب موضوع توهم اجرای قانون و تو درو دیوار بودن بنویسم به امید اصلاح و بهبود عملکردم.
این بارش فکری از جایی در مغزم شروع شد که استاد گفت :
فکر میکردم ملت دارن واسه هدفشون تلاش و حرکت میکنن اما این تلاش ها در مسیر درست نیست و به نتیجه ی مطلوبی ختم نمیشه که من گفتم بشین رو باورات کار کن، تجسم کن و… تا شرایط ت تغییر کنه و بهتر بشه.
این نسخه واسه کسی پیچیده شد که»عامل حرکت کردن رو داشت. نه یه سری از افراد که هیچ حرکتی / هیچ غلطی در راستای اهدافشون نمیکنن و نشستن تا معجزه رخ بده و…
خب
قبل از هر چیزی اعتراف میکنم خودم تو این زمینه تو درو دیوار بودم و حتی هستم اما نوع باگ م متفاوته
ینی چار قدم به سمت هدفم برمیداشتم ( هم ذهنی هم عملی ) بعد توهم میزدم و انتظار داشتم یه معجزه شگرف رخ بده تا تیک هدفم بخوره!
منتظر یه موقعیت ایده ال و کامل بودم و چون تو ذهنم بهترین گزینه رو تجسم کرده بودم+واسش باور ساخته بودم دیگه به کمتر از بهترین قانع نمیشدم.
مثلا تو رابطه، یه ایده الی رو تارگت میذاشتم ، بعد یه سری نشونه ها و نتایج میومد و من میتونستم اون نعمت دریافت/تجربه کنم اما میگفتم اینکه پیش غذا هم بحساب نمیاد چه برسه به اینکه سیرم کنه، خلاصه کلی نعمتو اینجوری اسراف کردم.
این بود نوعی از توهم زدن و تو در و دیوار بودنم که هنوزم تو بعضی هدفام گول ذهنم میخورم و مطابق قانون عمل نمیکنم. تازه درکنار این نشتی،انرژی گاها » خوره ای تحت عنوان کجای باورام / کجای اقداماتم مشکل داره،،، میومد و مومنتوم مثبتی که میتونست منتهی بشه به خلق اون ایده الو هم از بین میبرد…
تکرار میکنم رد شدن ازین مرحله تا الان اصلا واسم راحت نبوده و هر بار به قول استاد ، رفتم تو درودیوار.
با تمام وجودم از خدا میخام هدایت و حمایتم کنه تا بتونم تو این زمینه بهتر عمل کنم، تکامل یادم بمونه، نشونه ها و نتایج کوچیک ببینم، بابتشون سپاسگزار باشم و به اسم احساس لیاقت و بالا نگه داشتن استانداردها،، از دست ذهنم بازی نخورم و ناکامی رو به خودم تحمیل نکنم.
موضوع بعدی
نوعی توهم هست که گاها نمودش بین کامنتا میبینم ، دیالوگ که میگه » به زودی فلوریدا آمریکا میبینمتون استاد.
یا کلی جمله قُـلم بِه سُلوم بِه، که اتفاق افتادنش حداقل تا3 سال اینده، با توجه به عقبه ای که طی شده غیر ممکنه.
خب
بازم اعتراف میکنم به نوعی درگیر این نوع توهم و انتظارات بودم/هستم.
مقوله زمان و پیش بینی اینده ، یکی از عواملی بوده که تونسته چرخ زندگی و حال خوبم به کررات پنچر کنه.
معمولا اینجوری بازی میخورم که » مثلا 1ماه دیگه فلان هدف که از نظر خودم معقول و قابل تحقق هست( مثه فروش ماشین) اتفاق میوفته. اما زمان میگذشت و بیشتر از چیزی که فکرشو میکردم اتفاق افتاد. یا گاها زوتر از چیزی که فکرشو میکردم سورپرایز میشدم ، خلاصه این ناهماهنگی ها بوده و تا الان هیچ وقت نتونستم تو هدف گذاری هام الگوریتم عامل زمان بفهمم.
( البته دلیلش فک کنم» خلوص فرکانسی و کمتر بودن ترمزام تو بعضی موارد هست که گاها زوتر از انتظارم رخ میده)
خلاصه
توهم امیدواری بیش از حددددد و انتظار کشیدن واسه تحقق بعضی خواسته ها پرتکرار ترین چیزی بوده که طی این مدت تجربه ش کردم و متاسفانه تکرار این رخ ندادن ها و تجربه نکردن چیزی که انتظار داشتم، به زودی محقق میشه باعث » ناامیدی و نشتی فرکانسیم میشده و باز با تمام وجودم از خدا هدایت میطلبم که ازین فازا خارجم کنه.
الان چیزی واسه حلش به ذهنم نمیاد تا مکتوب کنم.
تو این کامنت تا حدودی سعی کردم عواملی که موجب وهم و هوا برداشتنم میشدا بررسی کنم.
امیدوارم دفه بعد که این متن مطالعه میکنم متوجه بهبود و ارتقا م شده باشم.
مرسی
تمام
2118
سلام استاد خوبم ممنون از لایو جدید کلی از سوالاتم را پاسخ گرفتم
یک نکته که دوست داشتم نظرتون را در مورد آن بدانم من دوره قانون آفرینش را گوش میدم و هنوز به من کار میده البته ثروت هم که بروز رسانی کردید عالی بود اما میخواستم بدونم آیا به آگاهی های قانون آفرینش عمل کنم مثل کتابهای معرفی شده و کلا تمرینات آن دوره و همچنین نظرات اون موقع شما در مورد روزه نماز جماعت و … که خب احساس میکنم مثل خود من تغییراتی در این نظرات ایجاد شد که البته آشنایی من با شما و دوره های شما باعث شد سراغ قرآن برم بدون تعصب و گفته های قبلی که باور کرده بودم چون کلا شغلم ایجاب کرده بود کنار بزنم و اصلا راهی باز شد که بفهمم مذهب ساخته بشر است و حتی قرآن هم اشکالات علمی دارد که جای مطالعه بیشتر دارد اما من به مقدار در بعضی نظرات امروز شما با گذشته برام ابهام شده گرچه نمیخام در مورد مسائل مذهبی چیزی بشنوم بلکه این تفاوت را گفتم چون هر چه با قوانین جلو میریم قانون بیشتر به ما خودش را نشان میدهد و حواشی خود به خود کنار گذاشته میشود اما بحثم تمارین گفته شده در قانون آفرینش است .
نکته دیگر اینکه احساسم این است که دوره با حضور افراد البته شاید برای من اینجور باشد انرژی بیشتری میدهد
با تشکر موفق باشید
سلام به دوستان عزیزم
این لایو بسیا بسیار عالی بود . سرشار از نکته هایی که باید اونارو با طلا تو مغزمون حک کنیم . درواقع تمام فایل های استاد اینقدر زیبا و پر نکته اس . استاد جان
امیدوارم درپناه الله یکتا شاد باشی. دوستان عاشقتونم . روی خودتون کار کنید . انشاالله این راه رو همگی باهم بریم.