اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
ممنون خدای خودم هستم که من را در مسیر رشد و تکامل قرار داده است
از او ممنون هستم که این درک و منطق را به من فهماند که هیچ عجله نداشته باشم
شتابزده عمل نکنم
همیشه به دنبال حال خوب و آرامش باشم
از حرص و طمع دوری کنم و دل به هدایت های او بسپارم
سپاس از خدایی که من را همیشه راهنما و هدایتگر است
ممنون خدای خوب خودم هستم که همیشه در کنار من است و دستهای من را می گیرد
از آموزش های استاد عزیز اولین چیزی که نصیب من شده است داشتن آرامش و حال خوب است
او همیشه در کنار من است و او همیشه از اینکه من حال خوب داشته باشم راضی و خشوحال و خوشنود است
صحبت های استاد در این جلسه خود یک دوره آموزشی است
می توانم به این درک و منطق برسم که همیشه باید روی تکامل و روند پله به پله خودم کار کنم
هیچ عجله نداشته باشم
همیشه باید از آنچه که دارم شروع کنم
با همان چیزهایی که در دست خودم دارم باید بتوانم رو به جلو بروم و در نهایت آرام آرام به روند رو به رشد خودم دست پیدا کنم
این بزرگترین درس امروز برای من بود
این صحبت ها برای من این حکم را داشت که هیچ لزوم ندارد که در شروع استارت کار خودم عالی و فوق العاده باشم بلکه این عالی و فوق العاده می تواند به مرور و در طول روند کسب و کار خودم ادامه دار باشد
آنوقت بی شک من موفق و شاد و پیروز خواهم بود
آنوقت بی شک من دیگر کمتر ضرر می کنم و کمتر دچار مشکلات خواهم شد چرا که همه چیز در مسیر برای من کنار هم چیده شده است و من آنوقت به راحتی و آسانی می توانم جلو بروم
این روند و این قانون تکامل یکی از مهمترین و بهترین درس هایی بود که امروز از صحبت های استاد عزیز من دریافت کردم
توی کامنتهای شبهای قبل خیلی جدی گفتم هر چقدر لازم باشه این فایل گوش میکنم تا درکش کنم اما امشب تصمیم گرفتم که دیگه نه نگاه کنم و خب دیگه کامنتی ام نمیذارم
چون هر شب بعد دیدن فایل کامنتم گذاشتم
الان که اومدم اینا روبگم قبلش یه فایل پیشنهادی دیدم زدم روش زدم دیدم عهه!! در مورد قانون تکامله خیلی جالبه برام
شاید این هدایت بعدی من باشه بعد از این تصمیم ادامه ندادن این فایل
این متوجه شدم هر چقدر من گوش بدم در آخر تا وقتی ذهنتیم نخوان تغییر بدم هیچی درک نمیکنم
متوجه شدم هر چقدر بخوام استمرارم بخرج بدم ولی وقتی کانون توجهم روی مقاومت های تکراری هست و از اونجا که اصل داستان منم نه این فایلا هیچ اتفاق و تأثیر و تغییر مشاهده نخواهم کرد
پس رها میکنم.
رها میکنم و میسپارم به خدا
هیچ وقت نمیخوام با زور و فشار و اجبار حتی قانون تکامل درک کنم
همه چیز به وقتش
اون زیر یه سری باورها هست که باید ذره ذره تغییر داده بشه به همین سادگی نیست
رها میکنم.
میسپارم به خدا
به ذهنم بهونه نمیدم منو بخواد ناامید کنه بی انگیزه کنه بی ذوق و شوق کنه که دیگه رغبتی نداشته باشم
به ذهنم فضا میدم فرصت میدم رهاش نمیکنم ولی رهاش میکنم
و همینجا متوقف میکنم این روند کار کردن روی این فایل.
درابتداسپاسگزارخداوندهستم برای دیدن وشنیدن این فایل ارزشمنداستاد
چقدر نکته داشت حقیقتا درموردقانون تکامل .
در مورد تصمیم گیری درست براساس قوانین خداوند.
هنچنین نداشتن حرص وطمع در کاروبیزینس وباورقلبی به قانون تکامل.
اینکه وقتی این قانون را درک می کنیم وبه خواسته ها دست پیدامی کنیم رشد کرده وبه مسایل
بادید بهتر نگاه می کنیم .درابتدای راه باصبر وعمل به قوانین ومثبت دیدن وازمسیروچالش ها لذت بردن راه هموارترشده ودرنتیجه نتایج سریعتر وراحت تررقم می خورند.
دررسیدن به ثروت که به قول استادمعنوی ترین کاردنیاست ازراه درست ومسیر درست وزمانی که رسدوتکامل ماسپری می شود میتوانیم به مرحله بخشش برسیم وخیلی ساده وآسان از پول وثروت خود ببخشیموبگذریم .
ممنون ازاستاد جان .وجودتان سرشاراز آرامش وشادی وعشق
سلام عرض میکنم خدمت استادی عزیزم بانو شایسته نازنینم و دوستان گلم
خدوندا بی نهایت سپاسگزارتم که نگذاشتی از این پرژه بازم بی راه بیشم
خدایا شکرت که دستم را گرفتی ومنو دوباره هدایت کردی به این پرژه زیبا وبهم گفتی عزیزم از این مسیر برو الان مسیرت اینجاست،
بهم گفتی چرا برای چی اینقدر عجله دار؟میخوایی کجا بیرسی؟
و جواب منم به خدایم این بود: که میخوام بتو بیرسیم،
تو که آرامش قلبم هستی،
تو کی خیر وسعادت دنیا وآخرتم هستی،
تو که همه وهمه چیزم هستی،
خدای خوبم میخوام بتو بیرسم،
ولی مسیرش را خودت برام نشان بیدی،
از کدام مسیر بهتر و با لزت میتونم بیام سمتت؟
خدایم گفت: عزیزم خودت را اذیت نکن، مسیری من مسیری آسانی هاست، مسیر لزت هاست، مسیری آرامش است، مسیری که درآن عجله جای ندارد،
بهم گفت: بیا سمت من دستم دراز است تا دستت را بگیرم بیدی دستت را بدستم، من میکشمت سمت خودم،،،
منم دستم را بدست خدایم دادم،
خدایم گفت: بیا از این مسیری که بخودت تعهد داده بودی که تاآخرش میری ولی انگاری عجله آمد سراخت همه چی را یادت برد، ولی بازم میتونی این راهت را ادامه بیدی،
من گفتم : خدای من الان سه دوره از استاد دارم میخوام اونا را زودتر تمام کنم و به نتیجه که میخوام بیرسم،
خدایم گفت: اصلآ اصلی هدفت چیست؟ تهش به چی میخواهی بیرسی؟
من با خودم فکر کردم گفتم: خو معلومه میخوام بتو بیرسم و تو بمن آرامش میشی، اتفاقات خوب میشی، شیرینی روابط عاطفی ام میشی، بهترین روابط فامیلی ام میشی، بمن نعمت وثروت میشی خلاصه همه چیز که میخوام تو برام میشی،
بعد خدایم با کنج لبش یک تبسم شیرین بهم زد، وگفت: عزیزم من در یک قدمی تو منتظرت هستم تو یک قدمت را که قانون تکامل هست را فراموش کردی، عجله نکن تکاملت را طی کن من هیچ جا رفتنی نیستم بلکه دارم سمت تو میام نزدیکترت میشم، فقط باید پازل هایت را درست بیچینی،
تو با عجله و بدو بدو نه تنها بمن نمیرسی بلکه ازمن دورتر میشوی،
پس بندی نازنین من سمت من آهسته وپیوسته بیا ودرضمن از مسیرت باید لزت بیبری، آنوقت اگر تو یک قدم برداری سمت من، من هزار قدم برمیدارم سمت تومیام.
بعد من کمی با تعجب سمت خدایم نگاه کردم گفتم واقعآ؟
و خدایم با لبخند نرم ونازنینش گفت: بلی واقعآ بعد ادامه داد، و گفت من جای دوری نیستم من همین الانش هم پیشت هستم من از همه کس وهمه چیز بهت نزدیگم، من از رک گردن به تو نزدیگترم، خانه من درقلب توست، تو کجا دنبال من میگردی، بیبن انقدر بهت نزدیکم که دارم با قل خودت همراهت صحبت میکنم، پس تو کجا میخوایی پیدام کنی،
بعد منم با چشمای پراشک شوق و گلوی پر بغض سمتش تبسم کردم و گفتم: سپاسگزارتم رفیق، سپاسگزارتم دوست خوبم، سپاسگزارتم خدای مهربانم که دستم را همیشه گرفتی وهمیشه میگیری ومره به مسیری درست هدایت میکنی،،،
و خلاصه بعد از اتمام مکالمه من وخدایم تصمیم این شد که بیام دوباره هر روز روی این پرژه خانه تکانی ذهنم کار کنم درپهلوی این روی دوره هایم هم کار میکنم چون بقول استاد قدم ها را اول باید کوچکتر برداشت،
باید اول غذای را بذهنم بیدم که هضمش براش راحتتر باشه بعد غذای بیشتر، غذای مقوی تر بعد ادامه ادامه تا حدی که هر غذای مقوی را بذهنم بیدم بدون کدام شربت یا قرص(عوامل بیرونی) هضمش براش عادی بیشه،
و درنهایت این همه پیروی قانون تکامل هست
باید تکاملم را طی کنم من نمیتونم قانون تکامل را دور بیزنم
خدایا شکرت بابت این آرامش که درقلبم ایجاد کردی
خدایاشکرت که منو در مسیری لزت وزیبای هدایت کردی
خدایا شکرت که منو عضویی خانواده عباسمنشی کردی خانواده که کلامشان توحید،چهره شان نور الهی، عشق شان آرامش، مقصد شان سعادت دنیا وآخرت هست،،، خدای خوبم رفیق نازنینم سپاسگزارتم
سلام به شما دوست عزیز امیدوارم که همیشه احساستون عالی باشه .چون این کامنت زیباتون چنان به قلبم نشست چنان منو از احساس بدی که از دیشب داشتم اونم بخاطر عجله داشتن و مقایسه کردن داشتم چنان به احساس ارامش و یقین رسوند که قلبم گفت درسته درسته همینه و شما با این کامنت زیباتون برام شدین زبان خداوند و خداروصدهزار مرتبه شکر به بخاطر این سایت الهی که ما ها راحت میتونیم از زبون خداوندبه همدیگه پیامهای خدا رو برسونیم واقعا از شما سپاسگزارم بخاطر کامنت زیباتون قلب منو و تمامه بچها رو باز کردین با این کلام خداوند
الان بامداد دوشنبه است ولی این پیام برای امروز یعنی یکشنبه مینویسم
امروز نهمین باری بود که این فایل دیدم و سعی کردم گوش بدم
امشب با خودم کلی حرف زدم قبل از اینکه بیام این فایل ببینم و زیر و رو کردم و سعی کردم حال جهنمی و پر از احساس گناهم رو کمی بهتر کنم یادم افتاد که من قبلا چه اتفاقات خوبی تجربه کردم بعد از یه از دست دادنی که خیلی میترسیدم اتفاق بیوفته و افتاد یادم یه اشتباه خیلی بزرگی ام انجام دادم ولی چون بلند شدم و حرکت کردم و آروم آروم سعی کردم روی پاهام بایستم خداوند چه اتفاقات خوبی برام رقم زد که من واقعا فراموششون کرده بودم
و تا امشب این ذهن من خیلی زور داشت و مدام بهم احساس گناه میداد جوری که خودم لایق خواسته هام نعمتهایی که توی زندگی دیگران میدیدم نبینم و امشب فهمیدم چقدر به این نجواها قدرت دادم درحالی که اون تایم چقدر خوب تونسته بودم از پسشون بربیام و اصلا وقتی به نجوای امروزم نگاه میکنم میگم پس من چجوری تونستم اون موقع رشد کنم پیشرفت کنم پس اون موقع چرا به فلان و بهمان خواسته رسیدم؟
خب با یادآوری گذشته و گفتن این حرفها به خودم تونستم کمی بهتر از قبل ذهنم کنترل کنم و احساسم خوب بشه و گفتم حتماا بعد دیدن این فایل بیام و به استاد بگم من تونستم یه قدم کوچیک بردارم برای تغییر کانون توجهم در مورد احساس گناه هایی که دارم نسبت به اشتباهات گذشتم و…
و این دستاورد مهمی است چون نشون میده اگر هر شب این تمرین و صحبت کردنا و کنترل ذهن ها انجام بدن حتما بهتر از قبل میشم و آروم آروم توی کنترل ذهن و تغییر باورهام قوی تر میشم و دقیقا تکامل طی میکنم
به علاوه حتما این فایل در ادامه بهم کمک بیشتری خواهد کرد چون من با ادامه و استمرار پیشرفت بیشتری خواهم داد
استاد توی این فایل یه جمله گفت که باید مدنظرس قرار بدم اینکه وقتی شروع میکنی آرام آرام رشد میکنی اولش شاید کند باشه ولی وقتی ادامه میدی هی یه قدم یه قدم به تصاعد میرسی اتفاقات بزرگتری تجربه میکنی
فقط باید ادامه بدی تا اماده بشی تصاعد شروع میشه.
تمام تلاشم میکنم که در مسیر به خصوص درک تکامل بهتر عمل کنم
یه دعا میکنم:خدای خوبم به من قانون تکامل رو یاد بده به قلب من بگو که چطور میتونم این قانون رو رعایتکنم .
.
شاید پاشنه آشیل خودم همین قانون تکامل باشه که صادقانه بگم رعایت نکردم ولی همین جا میخواهم به خودم این باور رو بدم که میتونم از این قانون تبعید کنم و توی به لطف خدا بیشتر مراحل زندگیم استفاده کنم و رعایت کنم ٫نمیدونم چی باید بگم ولی اینو میدونم که میشه ازش استفاده کرد و من هرجایی که از این قانون استفاده کردم بسیار موفق و سربلند بودم ٫من واقعا نمیدونستم این جلسه راجب چی هست اما از خداوند میخواستم به من یک نشونه بده که من متوجه شوم و خداوند هم توی امروز همین جلسه رو برای من فرستاد تا به من بگه علی جان قانون تکامل رو فراموش نکنی پسرم حواست باشه که ذهن و اعصاب و روحیه خودت رو به دردسر نندازی بابا جان ٫من مییگم چشم خدای خوبم از این پس بیشتر حواسم رو جمع میکنم و مراقبت میکنم از این قانون تکامل درست و حسابی .،
.
.
استاد ساعتتون خیلی قشنگه ٫یادم میاد اوایل کسب و کارم که با هچیی شروع کرده بودم خیلی ارزو داشتم توی فروشگاهم از این مدل ساعت کاسیو جیشاک بند رابر
بیارم و بفروشم ٫چند سالی گذشت و من برای اولین بار این برند رو وارد فروشگاه کردم و خیلی ولش میترسیدم نکنه نفروشم چهارده میلیون پولشه اگه بمونه چی بعد گوشه ایی از ذهنم بهم میگفت تو تا ده میلیون بارها ساعت فروختی پس اینم میفروشی همون چند روز بعد این فکر واقعا انقدر راحت فروختم این ساعت رو که دیگه شده بود خوراکم ٫بعد از اون رفتم سراغ قیمت های بالاتر و هر روز همین جور و همین جور ٫ خواستم بگم استاد ببینمتون یه جیشاک حرفه ایی از مغازه براتون کنار گذاشتم که تقدیمتون کنم
.
.
.
دوستون دارم استاد عزیزم ودوستان عزیزم همگی در سایه خداوند مثل الماس بدرخشیم
سلام ودرود به استاد عزیزم خانم شایسته کاربران عزیز سایت
خدایا شکرت برای این آگاهی وجهانی که همه چیزش بر اساس نظم و تکامله وچقدر شیوا ورسا شما این قانون رو با مثالهای قشنگتون توضیح دادین ومنم یادم افتاد هر جا که قانون رو رعایت کردم چقدر کارها برام روان وراحت پیش رفته اما امان از عجله وثابت کردن خودت به دیگران قشنگ خورد ونابودت میکنه
ویادم افتاد چقدر من خودم رو اذیت میکردم قبلا وجز بیماری درگیری فکری هیچ فایده ایم برام نداشت
اما الان خدارو هزاران بار شکر میکنم از تمام لحظه های زندگیم لذت میبرم وهر کاری رو با عشق وآروم انجام میدم چقد شیرین شده این زندگی برام وچقدر قشنگ همه چی پیش میره
ومن چقدر آروم میبینم دارم رشد میکنم وتجربه میکنم این زندگی رو وقتی تو حالت خوبه این حال خوب مسری به خانوادتم وآدم های که باهاشون سر کارداری سرایت میکنه وبه همین سادگی تو جهان رو قشنگ تر میکنی برای خودت وبقیه باید هر لحظه به خودت بگی آروم باش واین لحظه رو باعشق تجربه کن به قول استاد همیشه این شعر رو میخونن
باید پارو نزد وا داد
باید دل رو به دریا زد
خودش میبردت هرجا دلش خواست
به هرجا برد بدان مقصد همان جاست
واقعا ما اومدیم خودمون رو به خودمون ثابت کنیم نه کس دیگه ای اومدیم عشق وآرامش رو تجربه کنیم نه اینکه مدام سرمون تو کار بقیه باشه ماچیکار داریم بقیه از زندگیشون چی میخوان چقدر این زندگی رو برای من قشنگ تر کردین استاد نازنینم خداحفظتون کنه انشالله خیلی سپاسگزارم ازتون
خدارو شکر دوازده روزه توی این مسیر زیبا در حال حرکتم
توی همین دوزاده روز برای خودم و به اندازه خودم دستاورد داشتم
دوروز گذشته رو کامنت نذاشتم اما واقعا خیلی عالی بودن
اتفاقا دیروز که درمورد قدرشناسی بود صبل از اینکه من بیام سراغ گام یازدهم داشتم برای خودم مرور میکردم و با خودم حرف میزدم و از گذاشتن کانون توجهم روی زیبایی ها برای خودم میگفتم ووقتی اومدم دیدم گام یازدهم هم در این مورد هست واقعا باورهام تقویت شد
استاد من این تکامل را هم در اطرافیانم هم در خودم هزاران بار دیدم
به لطف خدا مدتهاست دیگه اسیر این عجله نمیشم چون اصلا روزی نیست که به خودم یاداوری نکنم که عرچیزی باید در زمان خودش باشه
من روانشنام و یه مدته مراجعم میبینم
چند وقت پیش یه همکاری که چند سال سابقه داره و میشناسنش میخواست به پانسیون کودک بزنه و کار خفنی باشه و اینا
دوست داشت به شریکی داشته باشه
واولش راستشو بخواید بنده واقعا وسوسه شدم که برم و شریکش بشم
توی چندتا فایل قدم چیزایی گفتین که من منصرف شدم
اول اینکه همسرم گفته بود من پول برای سرمایه گذاری دارم تو اگر میخوای برو وانجامش بده موقیعیت خوبیه ولی خودت تصمیم بگیر
و قشنگ این مستقل شدنه و خوب پول ساختنه داشت وسوسم میکرد
بعد اومدم با خودم فکر کردم
یکی اینکه گفتین شریک شدن نشان از اینه که همخودتو قبول نداری فکر میکنی اون طرف فلان موقعیت رو داره باید ازش استفاده کنم
هم باور کمبود داری فکر مستقل شدنو نمیتونی بکنی
هم اینکه شرک داری که به اون شریک بیشتر از خداوند. و حمایتش قدرت میدی
بعد من وقتی توی خودم کنجکاوی کردم دیدم
من مراجع دیدم
مشاور مدرسه بودم
با ادمای زیادی ارتباط داشتم
جلسه وکلاسم گذاشتم اما
هنوز مدیریت انسان ها و یه سری مسائل مالی را بلد نیستم و واقعا برای چی باید عجله کنم
از طرفی چون پول مال همسرم بود حتما استرسی هم پیدا میکردم که حالا انقد لطف داشته باید لطفشو جبران کنم و میافتادم تو دام عجله که زودتر پول بسازم و زودتر جبران کنم
وخلاصه وقتی خوب بررسی کردم ویهویی تصمیم تگرفتم کنسلش کردم
و به خدا گفتم که خدای من هر زمان بهترین زمانشه خودت منو هدایت کن
در همین زمان یکی از افراد نزدیک خانوادمو دیدم که فقط با رعایت نکردن قانون تکامل واینکه میخواست مغازشو شبک تر و با کلاس تر کنه چه بلایی سر خودش وخانوادش اورد
امروز هشتمین روزی هست که این فایل گوش دادم و کامنتش مینویسم البته الان بامداد روز یکشنبه س.
درکی که من از این فایل امروز بدستم آوردم اگر بخوام به طور خلاصه بگم:
یک اینکه استاد عباسمنش چه خوب باور ساختین یعنی چه منطقی از قرآن میتونه برای ما که از بچگی تا هر سن و سالی که داریم این کتاب خیلی مقدس و محترم میدونیم و میدونستیم به شکلی نباید روش وسیله گذاشت نباید پرتش کرد نباید و.. یه عالمه دستور العمل برای احترام به این کتاب حالا بیای قوانین خدا رو از این کتاب برداشت کنی فکر کنی باور کنی مگه میشه این فکت تو رو به جلو هل نده
واقعا نکته جالبی بود برام که دقیقا همین برداشتی که استاد از قرآن داشت میگفت درمورد ردپای قانون تکامل در زندگی پیامبران شبیه به همین رو البته توی جنبه دیگه توی کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم درمورد این ویژگی خدا یا سیستم در موردش صحبت میکنن که خدا قضاوت نمیکنه پارتی بازی نداره و بر اساس فرکانس های اون فرد پاسخ میده حالا اون میخواد حضرت یونس باشه حضرت نوح باشه یا پسر حضرت نوح.
و این نکته از ایشون برام بسیار پر رنگ تر شد که مدتی هست که دارم کتاب چگونه فکر خدارا میخونم و کمی بیشتر متوجه بشم که استاد عباسمنش چه برداشت هایی داره از قرآن و دنبال چه ردپایی بوده
البته با اینکه من این فایل الان فکر کنم توی این 8 روز 9 بار گوش دادن این اولین بار اینجوری برداشت میکنم.
دوم درمورد تکامل در زندگی خودم هست
که متوجه شدم چه طنابی به دور خودم بسته بودم توی حرکت نکردن و راستش بخواید ناراحت و ناامید شدم چون من حس کردم چه فرصت ها رو از دست دادم و چه کارها که نمیتونستم انجام بدم فقط اینکه باید کوچیک کوچیک ادامه میدادم شروع میکردم و این سخته برام پذیرشش ولی قول میدم به خودم هر بار بهتر درکش کنم و به حس خوب برسم و مسیر با آگاهی بیشتر ادامه بدم
استاد عزیزم در شگفتم که انگار از زبان من می نویسی انگار تجربه های مرا می نویسی !خدایا بازهم در برابر لطف بی نهایت تو جز شکر چه می توان گفت
با اینکه قبلا هیچ چیز در مورد مبحث جذب وکنترل ذهن نمی دانستم ولی هدایت خدا همیشه شامل حالم بوده وبه خاطرعلاقه به بحث ثروتمند شدن کتاب زیاد می خواندم ومواردی رادر مورد سرمایه پس انداز درآمد غیر فعال می دونستم وبه شدت در مورد شریک هم مقاومت داشتم شاید وجود مال شراکتی بابا واختلاف با شرکا پس زمینه ای شده بود تا هرگز در زندگی مالی دنبال شریک نگردم نکته درموردخودم رعایت نکردن قانون تکامل بود وقتی کارگاه زدم دلم می خواست از اول چند ده تا چرخ کار داشته باشم با درآمد میلیاردی وفروش جهانی ولی مجود دست خدا تو زندگیم نجاتم داد وقتی می خواستم سایت بزنم که اون موقع وقت وهزینه زیادی از من می گرفت همسرم گفت کمی صبر کن تا کارگاهت روی قلطک بیفته وسلیقه مشتری دستت بیاد بعد برو مرحله بازاریابی اول مقاومت داشتم وچون کمال گرا هم هستم گفتم نه باید از اول قوی شروع کنیم خلاصه این شد که به خودم سخت گرفتم وبرای هندل کردن کار بچه ها که تازه کار بودن خودم راتحت فشار گذاشتم روحیه ام خوب بود تا پاسی از شب کار می کردم صبح اول از همه سر کارم بودم وبالاخره جهان بیدارم کرد بابت درد کمر شدید حدود سه هفته از کار دور شدم وچون مطمئن بودم خودم جذبش کردم یه سری به خودم زدم وحساب خودم رارسیدم اون موقع درک درستی نداشتم ولی الان می دونم که تکامل را طی نکرده رفتم به قدم بعدی وجهان برم گردوند و تا دوباره والبته قدم به قدم جلو برم استاد عزیم ممنونم وخدایا شکرت واسه اینکه همیشه در حال هدایت ما هستی
سلام به استاد عزیز
سلام به دوستان خوب خودم
ممنون خدای خودم هستم که من را در مسیر رشد و تکامل قرار داده است
از او ممنون هستم که این درک و منطق را به من فهماند که هیچ عجله نداشته باشم
شتابزده عمل نکنم
همیشه به دنبال حال خوب و آرامش باشم
از حرص و طمع دوری کنم و دل به هدایت های او بسپارم
سپاس از خدایی که من را همیشه راهنما و هدایتگر است
ممنون خدای خوب خودم هستم که همیشه در کنار من است و دستهای من را می گیرد
از آموزش های استاد عزیز اولین چیزی که نصیب من شده است داشتن آرامش و حال خوب است
او همیشه در کنار من است و او همیشه از اینکه من حال خوب داشته باشم راضی و خشوحال و خوشنود است
صحبت های استاد در این جلسه خود یک دوره آموزشی است
می توانم به این درک و منطق برسم که همیشه باید روی تکامل و روند پله به پله خودم کار کنم
هیچ عجله نداشته باشم
همیشه باید از آنچه که دارم شروع کنم
با همان چیزهایی که در دست خودم دارم باید بتوانم رو به جلو بروم و در نهایت آرام آرام به روند رو به رشد خودم دست پیدا کنم
این بزرگترین درس امروز برای من بود
این صحبت ها برای من این حکم را داشت که هیچ لزوم ندارد که در شروع استارت کار خودم عالی و فوق العاده باشم بلکه این عالی و فوق العاده می تواند به مرور و در طول روند کسب و کار خودم ادامه دار باشد
آنوقت بی شک من موفق و شاد و پیروز خواهم بود
آنوقت بی شک من دیگر کمتر ضرر می کنم و کمتر دچار مشکلات خواهم شد چرا که همه چیز در مسیر برای من کنار هم چیده شده است و من آنوقت به راحتی و آسانی می توانم جلو بروم
این روند و این قانون تکامل یکی از مهمترین و بهترین درس هایی بود که امروز از صحبت های استاد عزیز من دریافت کردم
سپاس از استاد عزیز
سپاس از خدای هدایتگر خودم
سپاس از خدای مهربان خودم
سپاس از خدای فراوانی ها
سلام استاد عباسمنش
امشب هم برای بار دهم این فایل دیدم
توی کامنتهای شبهای قبل خیلی جدی گفتم هر چقدر لازم باشه این فایل گوش میکنم تا درکش کنم اما امشب تصمیم گرفتم که دیگه نه نگاه کنم و خب دیگه کامنتی ام نمیذارم
چون هر شب بعد دیدن فایل کامنتم گذاشتم
الان که اومدم اینا روبگم قبلش یه فایل پیشنهادی دیدم زدم روش زدم دیدم عهه!! در مورد قانون تکامله خیلی جالبه برام
شاید این هدایت بعدی من باشه بعد از این تصمیم ادامه ندادن این فایل
این متوجه شدم هر چقدر من گوش بدم در آخر تا وقتی ذهنتیم نخوان تغییر بدم هیچی درک نمیکنم
متوجه شدم هر چقدر بخوام استمرارم بخرج بدم ولی وقتی کانون توجهم روی مقاومت های تکراری هست و از اونجا که اصل داستان منم نه این فایلا هیچ اتفاق و تأثیر و تغییر مشاهده نخواهم کرد
پس رها میکنم.
رها میکنم و میسپارم به خدا
هیچ وقت نمیخوام با زور و فشار و اجبار حتی قانون تکامل درک کنم
همه چیز به وقتش
اون زیر یه سری باورها هست که باید ذره ذره تغییر داده بشه به همین سادگی نیست
رها میکنم.
میسپارم به خدا
به ذهنم بهونه نمیدم منو بخواد ناامید کنه بی انگیزه کنه بی ذوق و شوق کنه که دیگه رغبتی نداشته باشم
به ذهنم فضا میدم فرصت میدم رهاش نمیکنم ولی رهاش میکنم
و همینجا متوقف میکنم این روند کار کردن روی این فایل.
با ایمان
مریم درویشی
1403/7/30
باسلام ودرودوعشق خدمت استادگرانقدرواستادخانم شایسته گرامی ودرودبرهمراهان عزیز
درابتداسپاسگزارخداوندهستم برای دیدن وشنیدن این فایل ارزشمنداستاد
چقدر نکته داشت حقیقتا درموردقانون تکامل .
در مورد تصمیم گیری درست براساس قوانین خداوند.
هنچنین نداشتن حرص وطمع در کاروبیزینس وباورقلبی به قانون تکامل.
اینکه وقتی این قانون را درک می کنیم وبه خواسته ها دست پیدامی کنیم رشد کرده وبه مسایل
بادید بهتر نگاه می کنیم .درابتدای راه باصبر وعمل به قوانین ومثبت دیدن وازمسیروچالش ها لذت بردن راه هموارترشده ودرنتیجه نتایج سریعتر وراحت تررقم می خورند.
دررسیدن به ثروت که به قول استادمعنوی ترین کاردنیاست ازراه درست ومسیر درست وزمانی که رسدوتکامل ماسپری می شود میتوانیم به مرحله بخشش برسیم وخیلی ساده وآسان از پول وثروت خود ببخشیموبگذریم .
ممنون ازاستاد جان .وجودتان سرشاراز آرامش وشادی وعشق
سلام عرض میکنم خدمت استادی عزیزم بانو شایسته نازنینم و دوستان گلم
خدوندا بی نهایت سپاسگزارتم که نگذاشتی از این پرژه بازم بی راه بیشم
خدایا شکرت که دستم را گرفتی ومنو دوباره هدایت کردی به این پرژه زیبا وبهم گفتی عزیزم از این مسیر برو الان مسیرت اینجاست،
بهم گفتی چرا برای چی اینقدر عجله دار؟میخوایی کجا بیرسی؟
و جواب منم به خدایم این بود: که میخوام بتو بیرسیم،
تو که آرامش قلبم هستی،
تو کی خیر وسعادت دنیا وآخرتم هستی،
تو که همه وهمه چیزم هستی،
خدای خوبم میخوام بتو بیرسم،
ولی مسیرش را خودت برام نشان بیدی،
از کدام مسیر بهتر و با لزت میتونم بیام سمتت؟
خدایم گفت: عزیزم خودت را اذیت نکن، مسیری من مسیری آسانی هاست، مسیر لزت هاست، مسیری آرامش است، مسیری که درآن عجله جای ندارد،
بهم گفت: بیا سمت من دستم دراز است تا دستت را بگیرم بیدی دستت را بدستم، من میکشمت سمت خودم،،،
منم دستم را بدست خدایم دادم،
خدایم گفت: بیا از این مسیری که بخودت تعهد داده بودی که تاآخرش میری ولی انگاری عجله آمد سراخت همه چی را یادت برد، ولی بازم میتونی این راهت را ادامه بیدی،
من گفتم : خدای من الان سه دوره از استاد دارم میخوام اونا را زودتر تمام کنم و به نتیجه که میخوام بیرسم،
خدایم گفت: اصلآ اصلی هدفت چیست؟ تهش به چی میخواهی بیرسی؟
من با خودم فکر کردم گفتم: خو معلومه میخوام بتو بیرسم و تو بمن آرامش میشی، اتفاقات خوب میشی، شیرینی روابط عاطفی ام میشی، بهترین روابط فامیلی ام میشی، بمن نعمت وثروت میشی خلاصه همه چیز که میخوام تو برام میشی،
بعد خدایم با کنج لبش یک تبسم شیرین بهم زد، وگفت: عزیزم من در یک قدمی تو منتظرت هستم تو یک قدمت را که قانون تکامل هست را فراموش کردی، عجله نکن تکاملت را طی کن من هیچ جا رفتنی نیستم بلکه دارم سمت تو میام نزدیکترت میشم، فقط باید پازل هایت را درست بیچینی،
تو با عجله و بدو بدو نه تنها بمن نمیرسی بلکه ازمن دورتر میشوی،
پس بندی نازنین من سمت من آهسته وپیوسته بیا ودرضمن از مسیرت باید لزت بیبری، آنوقت اگر تو یک قدم برداری سمت من، من هزار قدم برمیدارم سمت تومیام.
بعد من کمی با تعجب سمت خدایم نگاه کردم گفتم واقعآ؟
و خدایم با لبخند نرم ونازنینش گفت: بلی واقعآ بعد ادامه داد، و گفت من جای دوری نیستم من همین الانش هم پیشت هستم من از همه کس وهمه چیز بهت نزدیگم، من از رک گردن به تو نزدیگترم، خانه من درقلب توست، تو کجا دنبال من میگردی، بیبن انقدر بهت نزدیکم که دارم با قل خودت همراهت صحبت میکنم، پس تو کجا میخوایی پیدام کنی،
بعد منم با چشمای پراشک شوق و گلوی پر بغض سمتش تبسم کردم و گفتم: سپاسگزارتم رفیق، سپاسگزارتم دوست خوبم، سپاسگزارتم خدای مهربانم که دستم را همیشه گرفتی وهمیشه میگیری ومره به مسیری درست هدایت میکنی،،،
و خلاصه بعد از اتمام مکالمه من وخدایم تصمیم این شد که بیام دوباره هر روز روی این پرژه خانه تکانی ذهنم کار کنم درپهلوی این روی دوره هایم هم کار میکنم چون بقول استاد قدم ها را اول باید کوچکتر برداشت،
باید اول غذای را بذهنم بیدم که هضمش براش راحتتر باشه بعد غذای بیشتر، غذای مقوی تر بعد ادامه ادامه تا حدی که هر غذای مقوی را بذهنم بیدم بدون کدام شربت یا قرص(عوامل بیرونی) هضمش براش عادی بیشه،
و درنهایت این همه پیروی قانون تکامل هست
باید تکاملم را طی کنم من نمیتونم قانون تکامل را دور بیزنم
خدایا شکرت بابت این آرامش که درقلبم ایجاد کردی
خدایاشکرت که منو در مسیری لزت وزیبای هدایت کردی
خدایا شکرت که منو عضویی خانواده عباسمنشی کردی خانواده که کلامشان توحید،چهره شان نور الهی، عشق شان آرامش، مقصد شان سعادت دنیا وآخرت هست،،، خدای خوبم رفیق نازنینم سپاسگزارتم
سلام به شما دوست عزیز امیدوارم که همیشه احساستون عالی باشه .چون این کامنت زیباتون چنان به قلبم نشست چنان منو از احساس بدی که از دیشب داشتم اونم بخاطر عجله داشتن و مقایسه کردن داشتم چنان به احساس ارامش و یقین رسوند که قلبم گفت درسته درسته همینه و شما با این کامنت زیباتون برام شدین زبان خداوند و خداروصدهزار مرتبه شکر به بخاطر این سایت الهی که ما ها راحت میتونیم از زبون خداوندبه همدیگه پیامهای خدا رو برسونیم واقعا از شما سپاسگزارم بخاطر کامنت زیباتون قلب منو و تمامه بچها رو باز کردین با این کلام خداوند
به نام خدای بخشنده مهربان
سلام به استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته عزیز
الان بامداد دوشنبه است ولی این پیام برای امروز یعنی یکشنبه مینویسم
امروز نهمین باری بود که این فایل دیدم و سعی کردم گوش بدم
امشب با خودم کلی حرف زدم قبل از اینکه بیام این فایل ببینم و زیر و رو کردم و سعی کردم حال جهنمی و پر از احساس گناهم رو کمی بهتر کنم یادم افتاد که من قبلا چه اتفاقات خوبی تجربه کردم بعد از یه از دست دادنی که خیلی میترسیدم اتفاق بیوفته و افتاد یادم یه اشتباه خیلی بزرگی ام انجام دادم ولی چون بلند شدم و حرکت کردم و آروم آروم سعی کردم روی پاهام بایستم خداوند چه اتفاقات خوبی برام رقم زد که من واقعا فراموششون کرده بودم
و تا امشب این ذهن من خیلی زور داشت و مدام بهم احساس گناه میداد جوری که خودم لایق خواسته هام نعمتهایی که توی زندگی دیگران میدیدم نبینم و امشب فهمیدم چقدر به این نجواها قدرت دادم درحالی که اون تایم چقدر خوب تونسته بودم از پسشون بربیام و اصلا وقتی به نجوای امروزم نگاه میکنم میگم پس من چجوری تونستم اون موقع رشد کنم پیشرفت کنم پس اون موقع چرا به فلان و بهمان خواسته رسیدم؟
خب با یادآوری گذشته و گفتن این حرفها به خودم تونستم کمی بهتر از قبل ذهنم کنترل کنم و احساسم خوب بشه و گفتم حتماا بعد دیدن این فایل بیام و به استاد بگم من تونستم یه قدم کوچیک بردارم برای تغییر کانون توجهم در مورد احساس گناه هایی که دارم نسبت به اشتباهات گذشتم و…
و این دستاورد مهمی است چون نشون میده اگر هر شب این تمرین و صحبت کردنا و کنترل ذهن ها انجام بدن حتما بهتر از قبل میشم و آروم آروم توی کنترل ذهن و تغییر باورهام قوی تر میشم و دقیقا تکامل طی میکنم
به علاوه حتما این فایل در ادامه بهم کمک بیشتری خواهد کرد چون من با ادامه و استمرار پیشرفت بیشتری خواهم داد
استاد توی این فایل یه جمله گفت که باید مدنظرس قرار بدم اینکه وقتی شروع میکنی آرام آرام رشد میکنی اولش شاید کند باشه ولی وقتی ادامه میدی هی یه قدم یه قدم به تصاعد میرسی اتفاقات بزرگتری تجربه میکنی
فقط باید ادامه بدی تا اماده بشی تصاعد شروع میشه.
تمام تلاشم میکنم که در مسیر به خصوص درک تکامل بهتر عمل کنم
با ایمان
مریم درویشی
1403/7/29
سلام :
امان از درک قانون تکامل
یه دعا میکنم:خدای خوبم به من قانون تکامل رو یاد بده به قلب من بگو که چطور میتونم این قانون رو رعایتکنم .
.
شاید پاشنه آشیل خودم همین قانون تکامل باشه که صادقانه بگم رعایت نکردم ولی همین جا میخواهم به خودم این باور رو بدم که میتونم از این قانون تبعید کنم و توی به لطف خدا بیشتر مراحل زندگیم استفاده کنم و رعایت کنم ٫نمیدونم چی باید بگم ولی اینو میدونم که میشه ازش استفاده کرد و من هرجایی که از این قانون استفاده کردم بسیار موفق و سربلند بودم ٫من واقعا نمیدونستم این جلسه راجب چی هست اما از خداوند میخواستم به من یک نشونه بده که من متوجه شوم و خداوند هم توی امروز همین جلسه رو برای من فرستاد تا به من بگه علی جان قانون تکامل رو فراموش نکنی پسرم حواست باشه که ذهن و اعصاب و روحیه خودت رو به دردسر نندازی بابا جان ٫من مییگم چشم خدای خوبم از این پس بیشتر حواسم رو جمع میکنم و مراقبت میکنم از این قانون تکامل درست و حسابی .،
.
.
استاد ساعتتون خیلی قشنگه ٫یادم میاد اوایل کسب و کارم که با هچیی شروع کرده بودم خیلی ارزو داشتم توی فروشگاهم از این مدل ساعت کاسیو جیشاک بند رابر
بیارم و بفروشم ٫چند سالی گذشت و من برای اولین بار این برند رو وارد فروشگاه کردم و خیلی ولش میترسیدم نکنه نفروشم چهارده میلیون پولشه اگه بمونه چی بعد گوشه ایی از ذهنم بهم میگفت تو تا ده میلیون بارها ساعت فروختی پس اینم میفروشی همون چند روز بعد این فکر واقعا انقدر راحت فروختم این ساعت رو که دیگه شده بود خوراکم ٫بعد از اون رفتم سراغ قیمت های بالاتر و هر روز همین جور و همین جور ٫ خواستم بگم استاد ببینمتون یه جیشاک حرفه ایی از مغازه براتون کنار گذاشتم که تقدیمتون کنم
.
.
.
دوستون دارم استاد عزیزم ودوستان عزیزم همگی در سایه خداوند مثل الماس بدرخشیم
.
.
.
منزل:ساعت 3:24 ظهر
1403/07/29
️
بنام تنها قدرت جهان هستی
سلام ودرود به استاد عزیزم خانم شایسته کاربران عزیز سایت
خدایا شکرت برای این آگاهی وجهانی که همه چیزش بر اساس نظم و تکامله وچقدر شیوا ورسا شما این قانون رو با مثالهای قشنگتون توضیح دادین ومنم یادم افتاد هر جا که قانون رو رعایت کردم چقدر کارها برام روان وراحت پیش رفته اما امان از عجله وثابت کردن خودت به دیگران قشنگ خورد ونابودت میکنه
ویادم افتاد چقدر من خودم رو اذیت میکردم قبلا وجز بیماری درگیری فکری هیچ فایده ایم برام نداشت
اما الان خدارو هزاران بار شکر میکنم از تمام لحظه های زندگیم لذت میبرم وهر کاری رو با عشق وآروم انجام میدم چقد شیرین شده این زندگی برام وچقدر قشنگ همه چی پیش میره
ومن چقدر آروم میبینم دارم رشد میکنم وتجربه میکنم این زندگی رو وقتی تو حالت خوبه این حال خوب مسری به خانوادتم وآدم های که باهاشون سر کارداری سرایت میکنه وبه همین سادگی تو جهان رو قشنگ تر میکنی برای خودت وبقیه باید هر لحظه به خودت بگی آروم باش واین لحظه رو باعشق تجربه کن به قول استاد همیشه این شعر رو میخونن
باید پارو نزد وا داد
باید دل رو به دریا زد
خودش میبردت هرجا دلش خواست
به هرجا برد بدان مقصد همان جاست
واقعا ما اومدیم خودمون رو به خودمون ثابت کنیم نه کس دیگه ای اومدیم عشق وآرامش رو تجربه کنیم نه اینکه مدام سرمون تو کار بقیه باشه ماچیکار داریم بقیه از زندگیشون چی میخوان چقدر این زندگی رو برای من قشنگ تر کردین استاد نازنینم خداحفظتون کنه انشالله خیلی سپاسگزارم ازتون
در پناه خدای مهربانی شاد وسعادتمند باشید
گام دوازدهم
سلام استادعزیز ومریم بانوی شایسته
خدارو شکر دوازده روزه توی این مسیر زیبا در حال حرکتم
توی همین دوزاده روز برای خودم و به اندازه خودم دستاورد داشتم
دوروز گذشته رو کامنت نذاشتم اما واقعا خیلی عالی بودن
اتفاقا دیروز که درمورد قدرشناسی بود صبل از اینکه من بیام سراغ گام یازدهم داشتم برای خودم مرور میکردم و با خودم حرف میزدم و از گذاشتن کانون توجهم روی زیبایی ها برای خودم میگفتم ووقتی اومدم دیدم گام یازدهم هم در این مورد هست واقعا باورهام تقویت شد
استاد من این تکامل را هم در اطرافیانم هم در خودم هزاران بار دیدم
به لطف خدا مدتهاست دیگه اسیر این عجله نمیشم چون اصلا روزی نیست که به خودم یاداوری نکنم که عرچیزی باید در زمان خودش باشه
من روانشنام و یه مدته مراجعم میبینم
چند وقت پیش یه همکاری که چند سال سابقه داره و میشناسنش میخواست به پانسیون کودک بزنه و کار خفنی باشه و اینا
دوست داشت به شریکی داشته باشه
واولش راستشو بخواید بنده واقعا وسوسه شدم که برم و شریکش بشم
توی چندتا فایل قدم چیزایی گفتین که من منصرف شدم
اول اینکه همسرم گفته بود من پول برای سرمایه گذاری دارم تو اگر میخوای برو وانجامش بده موقیعیت خوبیه ولی خودت تصمیم بگیر
و قشنگ این مستقل شدنه و خوب پول ساختنه داشت وسوسم میکرد
بعد اومدم با خودم فکر کردم
یکی اینکه گفتین شریک شدن نشان از اینه که همخودتو قبول نداری فکر میکنی اون طرف فلان موقعیت رو داره باید ازش استفاده کنم
هم باور کمبود داری فکر مستقل شدنو نمیتونی بکنی
هم اینکه شرک داری که به اون شریک بیشتر از خداوند. و حمایتش قدرت میدی
بعد من وقتی توی خودم کنجکاوی کردم دیدم
من مراجع دیدم
مشاور مدرسه بودم
با ادمای زیادی ارتباط داشتم
جلسه وکلاسم گذاشتم اما
هنوز مدیریت انسان ها و یه سری مسائل مالی را بلد نیستم و واقعا برای چی باید عجله کنم
از طرفی چون پول مال همسرم بود حتما استرسی هم پیدا میکردم که حالا انقد لطف داشته باید لطفشو جبران کنم و میافتادم تو دام عجله که زودتر پول بسازم و زودتر جبران کنم
وخلاصه وقتی خوب بررسی کردم ویهویی تصمیم تگرفتم کنسلش کردم
و به خدا گفتم که خدای من هر زمان بهترین زمانشه خودت منو هدایت کن
در همین زمان یکی از افراد نزدیک خانوادمو دیدم که فقط با رعایت نکردن قانون تکامل واینکه میخواست مغازشو شبک تر و با کلاس تر کنه چه بلایی سر خودش وخانوادش اورد
و الان نه تنها مغازه رو از دست داده
بلکه تمام جنسای مغازه رو از دست داده
و بلکه بدهکارم هست
وواقعا هرروز داره اذیت میشه وخسته میشه ولی دیگه فایده نداره
ازخدای خودم ممنونم که همیشه ازمن مراقبت میکنه وبا هدایت های به موقعش راه درستو بهم نشون میده
استاد عزیزم عاشققتوننمم
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته عزیز
امروز هشتمین روزی هست که این فایل گوش دادم و کامنتش مینویسم البته الان بامداد روز یکشنبه س.
درکی که من از این فایل امروز بدستم آوردم اگر بخوام به طور خلاصه بگم:
یک اینکه استاد عباسمنش چه خوب باور ساختین یعنی چه منطقی از قرآن میتونه برای ما که از بچگی تا هر سن و سالی که داریم این کتاب خیلی مقدس و محترم میدونیم و میدونستیم به شکلی نباید روش وسیله گذاشت نباید پرتش کرد نباید و.. یه عالمه دستور العمل برای احترام به این کتاب حالا بیای قوانین خدا رو از این کتاب برداشت کنی فکر کنی باور کنی مگه میشه این فکت تو رو به جلو هل نده
واقعا نکته جالبی بود برام که دقیقا همین برداشتی که استاد از قرآن داشت میگفت درمورد ردپای قانون تکامل در زندگی پیامبران شبیه به همین رو البته توی جنبه دیگه توی کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم درمورد این ویژگی خدا یا سیستم در موردش صحبت میکنن که خدا قضاوت نمیکنه پارتی بازی نداره و بر اساس فرکانس های اون فرد پاسخ میده حالا اون میخواد حضرت یونس باشه حضرت نوح باشه یا پسر حضرت نوح.
و این نکته از ایشون برام بسیار پر رنگ تر شد که مدتی هست که دارم کتاب چگونه فکر خدارا میخونم و کمی بیشتر متوجه بشم که استاد عباسمنش چه برداشت هایی داره از قرآن و دنبال چه ردپایی بوده
البته با اینکه من این فایل الان فکر کنم توی این 8 روز 9 بار گوش دادن این اولین بار اینجوری برداشت میکنم.
دوم درمورد تکامل در زندگی خودم هست
که متوجه شدم چه طنابی به دور خودم بسته بودم توی حرکت نکردن و راستش بخواید ناراحت و ناامید شدم چون من حس کردم چه فرصت ها رو از دست دادم و چه کارها که نمیتونستم انجام بدم فقط اینکه باید کوچیک کوچیک ادامه میدادم شروع میکردم و این سخته برام پذیرشش ولی قول میدم به خودم هر بار بهتر درکش کنم و به حس خوب برسم و مسیر با آگاهی بیشتر ادامه بدم
با ایمان
مریم درویشی
1403/7/28
استاد عزیزم در شگفتم که انگار از زبان من می نویسی انگار تجربه های مرا می نویسی !خدایا بازهم در برابر لطف بی نهایت تو جز شکر چه می توان گفت
با اینکه قبلا هیچ چیز در مورد مبحث جذب وکنترل ذهن نمی دانستم ولی هدایت خدا همیشه شامل حالم بوده وبه خاطرعلاقه به بحث ثروتمند شدن کتاب زیاد می خواندم ومواردی رادر مورد سرمایه پس انداز درآمد غیر فعال می دونستم وبه شدت در مورد شریک هم مقاومت داشتم شاید وجود مال شراکتی بابا واختلاف با شرکا پس زمینه ای شده بود تا هرگز در زندگی مالی دنبال شریک نگردم نکته درموردخودم رعایت نکردن قانون تکامل بود وقتی کارگاه زدم دلم می خواست از اول چند ده تا چرخ کار داشته باشم با درآمد میلیاردی وفروش جهانی ولی مجود دست خدا تو زندگیم نجاتم داد وقتی می خواستم سایت بزنم که اون موقع وقت وهزینه زیادی از من می گرفت همسرم گفت کمی صبر کن تا کارگاهت روی قلطک بیفته وسلیقه مشتری دستت بیاد بعد برو مرحله بازاریابی اول مقاومت داشتم وچون کمال گرا هم هستم گفتم نه باید از اول قوی شروع کنیم خلاصه این شد که به خودم سخت گرفتم وبرای هندل کردن کار بچه ها که تازه کار بودن خودم راتحت فشار گذاشتم روحیه ام خوب بود تا پاسی از شب کار می کردم صبح اول از همه سر کارم بودم وبالاخره جهان بیدارم کرد بابت درد کمر شدید حدود سه هفته از کار دور شدم وچون مطمئن بودم خودم جذبش کردم یه سری به خودم زدم وحساب خودم رارسیدم اون موقع درک درستی نداشتم ولی الان می دونم که تکامل را طی نکرده رفتم به قدم بعدی وجهان برم گردوند و تا دوباره والبته قدم به قدم جلو برم استاد عزیم ممنونم وخدایا شکرت واسه اینکه همیشه در حال هدایت ما هستی