اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و همه دوستانم در این خانه تکانی ذهن
گام دوازدهم
درسهای فایل امروز:
اول اینکه چطوری بفهمم قدم بعدی لقمه بزرگتر از دهان من نیست و برای انجامش تکاملم رو طی کردم؟ هنوز این موضوع برام روشن نیست.
چه جاهایی تکاملم رو طی نکردم و ضربه خوردم؟
در بحث کار و مالی.
یه کامنتی هم برای این موضوع نوشتم قبلاً.کاری رو قبول کردم که ابزار مناسبی براش نداشتم و کار نیمه تمام موند!
اگر توی زندگیت داری زجر میکشی به خاطر حماقتت نه به خاطر اینکه حقته. به خاطر اینکه قانون رو درک نکردی.
تکامل به این معنا نیست که زمان زیادی طول میکشه تا به خواستمون برسیم، تکامل یعنی وقتی آماده میشیم به خواستههامون میرسیم.
اگر قانون تکامل رو درک کنید هم از مسیر لذت میبرید و هم به خواستتون میرسید. اگر که نظر و قضاوت و تایید و تکذیب بقیه رو کنار بذاریم و برای خودمون زندگی کنیم.
این فایل هم از اون فایلهایی که باید بارها گوش بدم تا بهتر درک کنم.
خدایا شکرت که این درسهای فوق العاده رو روزی هر روز من میکنی و اینقدر لایقم که این درس ها رو بشنوم و سعی کنم که بهتر درکشون کنم و البته عمل کنم.
خانم شایسته عزیز خدا قوت
در پناه تنها فرمانروای قدرتمند جهان، خدای حی و حاضر باشیم.
تکامل رو درک کنیم و بفهمیم دیگه حرص و طمع و عجله نمیکنیم ک بخوایم ی شبه به همه چیز برسیم
ی مثال در مورد باشگاه بدنسازی بعضی هاوقتی میرن باشگاه برای اولین بار مربی بهش برنامه میده ک از کجا شروع کنه و چ وزن هایی بزنه طرف اگه قانون رو ندونه نگاه به کسایی میکنه ک اندام خوبی داره و میبینه ی نفر چندین سال از خودش کوچکتره هیکلش خوبه چون با غرور اومده میره تو مقایسه و عجله میکنه ک زود برسه به اون هیکل و یکهفته میاد کلا میره دنبال کارش میگه اصلا من تغییری نکردم و بعضی ها هستن چون برنامه ندارن چندروز میان بعضی وقتها نمیان و اونا هم زود خسته میشن 2 یا 3 ماه بیشتر دوام نمیارن و میرن و بعضی دیگه با برنامه هست و درست وزن میزن و تمرکز دارن و ادامه میدن نتیجه رو میبنن این برمیگرده به اینکه باورهای ما هم همین طور هست باید تکاملی بریم جلو و نخوایم ی شبه باور عوض بشه باید تو سایت باشیم هروز کامنت بخونیم فایل گوش و اون آگاهیها رو تو زندگیمون بیاریم و عمل کنیم
فقط تکامل رو رعایت کنیم راحت تر به خواسته هایی ک داریم میرسیم در مورد خریدن ماشین،خونه،مغازه یا هر چیز دیگه اول باید اینو رو بخودم بگم آیا تکاملت در این مورد طی کردی ؟ اگه ما با کارکردن روی خودمون آماده دریافت باشیم و در مدار بالاتر اون چیزهایی م میخوایم رو دریافت میکنیم
من در کامنت ها خیلی در خصوص ترسم از صحبت در جمع از ارایه دادن توی کلاس صحبت کردم،
من یادمه دوست داشتم وارد حوزه تدریس در دانشگاه بشم ولی اصلا نمیتونستم تصور کنم که جلوی دانشجوها روی سن من بتونم تدریس کنم و صحبت کنم، واقعا من این واقعیت رو به پوست و گوشت و استخوانم لمس کردن که احساس ترس از صحبت در جمع از احساس ترس از مرگ بیشتره و کشنده تره،
توی دوره احساس لیاقت تعریف کردم که چطوری شد که بالاخره من تونستم به ترسم غلبه کنم و در دوران تحصیلاتم یک بار برایا اولین بار ارایه در کلاس رو تجربه کنم با اینکه به شدت میترسیدم درحالی که در کلاس تعدادمون به دلیل تخصصی بودن درس خیلی کم بود مثلا 4 الی 5 نفر بودیم ولی باز من میترسیدم، ولی باهمون ترس و اضطراب و لرزش دست و بدن و صدا، رفتم ارایه دادم و چقدر بعد از ارایه، استادم ازم تعریف کرد و گفت تو لحنت خیلی خوبه نحوه ی بیانت عالیه، تو می تونی بعد از تموم کردن ارشد شروع کنی به تدریس و این حرف ها،
در حالی که من فقط تمرکزم روی این بود که استرسم مشخص نباشه نمیدونستم چطوری دارم ارایه رو میدم
هر چند که اعتقاد دارم اون روز خداوند بود که از زبان استادم با من صحبت کرد و به من انگیزه داد که آرام آرام شروع کنم برای مقابله باترسم
من همون موقع ها که متوجه این ترسم شده بودم، یه حس و یک صدایی به من میگفت مسیر پیشرفت و موفقیت تو از حل این موضوع نشات می گیره دقیقا نمیدونستم چی میگه، چه پیشرفتی؟ چه مسیری؟ ولی برای حل این مشکل انقدر ذوق و شوق داشتم که شروع کردم به جستجو برای مدیریت این مسیله ای که باهاش مواجهه شده بودم (به قول مولانا که میگه، برد این کو کو مرا در کوی تو) در نهایت بعد از گشتن من توسط یکی از استادانم به سایت شما هدایت شدم. شروع کردم به کار کردن هر چند که اون اوایل زیاد جدی نمیگرفتم و رفته رفته دیدم جدی تر شدم
گذشت وگذشت وگذشت و زمانی رسید که من دیگه مصمم شده بودم که باید از یک جایی تدریس رو شروع کنم هر چند که ترس هم داشتم،
مراحل تکاملی که خداوند برای من در نظر گرفته بود به این شکل طی شد و الته که در حال طی شدن هم هست:
من شروع کردم به تدریس خصوصی در یک آموزشگاهی برای 3 نفر
بعد، از یکی از دانشگاه ها قبول شدم که برم تدریس کنم، چون زمان اپیدمی بود کلاس ها به صورت غیرحضوری بود من تدریس رو به صورت غیرحضوری شروع کردم، (خداوند دید که من برای تدریس حضوری شاید الان آماده نیستم هدایتم کرد به تدریس غیرحضوری که با فضا آشنا بشم)
بعد از اپیدمی که با فضای تدریس در دانشگاه آشنا شده بودم، در کلاس های حضوری یکم اون استرسه کم شده بود و خوب باز با تعداد زیاد دانشجوها مشکل داشتم.
اینجا باز خداوند گفت اوکی من برات حلش میکنم، یادمه اوایل تدریس حضوریم تعداد دانشجوها توی کلاس کمتر بودن و من راحت تر میتونستم ارتباط برقرارکنم و کلاس رو مدیریت کنم.
به همین شکل تکاملی پیش رفت تعداد هر ترم و هر سال بیشتر شد و الان جوریه که توی کلاس ها دیگه جا برای دانشجو نیست از بیرون صندلی اضافه میارن و من چقدر راحتم توی کلاس، چقدر تدریسم عالی شده (این رو به کرات از طرف دانشجوها و آموزش شنیدم)
خدا رو شکر میکنم که مسیر تکاملی عالی برام در نظر گرفت طبق شرایط خودم که بتونم توی این مسیر پخته تر بشم
و میدونم که هنوز هم جا داره که بهتر بشم و بهبود پیدا کنم.
میدونم هنوز هم اون ترسا هست اگر روی خودم کار نکنم باز سرباز میکنه ولی توکلم به خداست که خودش من رو در مسیر درست حفظ کنه و پیش بره و هدایتم کنه که همواره روی خودم کار کنم و آگاهانه قدم بردارم
اصلا تا به حال به این مسیر توجه نکرده بود الان که داشتم به حرف های استاد گوش میدادم مثل یه فیلم مسیر تکاملیم جلوی چشمام اومد و یه حسی گفت مکتوب کن که یادت نره که از کجا به کجا رسیدی
انقدر آرام و به صورت طبیعی اتفاق میفته که اگر مقایسه صورت نگیره آدم نمیدونه اینقدر تغییر کرده
شیدای خجالتی و کم رو و گوشه گیر الان شده شیدایی که دوست داره توی جمع ها باشه دوست داره تبادل نظر کنه، از خودش تعریف کنه (نتیجه ی دوره عزت نفس و دوره احساس لیاقت)، شیدایی که خیلی از درون آرام شده خودش رو دوست داره با خودش در صلحه، درونش پر از آرامشه،
خدا رو صد هزار مرتبه شکر که همیشه همراهه همیشه کنارمه.
استاد جان ازتون سپاسگزارم به خاطر این آگاهی هایی که در اختیارمون میزارید.
از مریم جان عزیزم سپاسگزارم که این دوره رو شروع کردند و با گوش دادن به این فایل مسیر تکاملیم برام مرور شد.
استاد وقتی فایل های رایگان رو میبینم دسته کمی از محصولاتتون نیست . من دوره روانشناسی ثروت یک هستم و میبینم فایل هارو ، میتونم بگم این فایل های رایگان خودش محصولی هستن که هرکی بتونه باهاشون کار کنه نتایج خوبی میگیره .
قانون تکامل مهمترین قانون توی دوره های 12 قدم و دوره روانشناسی ثروت یک هست که من استفاده کردم . توی این دوره ها مثال های زیادی توی کامنتها خوندم توی فایل ها شما گفتین و توی خیلی واقعیت ها ما خودمون دیدیم توی زندگی هامون . همه ما انسان ها خیلی دوس داریم یک دفعه به خواسته هامون برسیم و این قانون رو پیروی نمیکنیم برای همون حتی از لحظه زندگی کردنمون هم استفاده نمیکنیم و لذت نمیبریم یک مثال که خیلی ساده هست از سفر رفتن بگم که فقط افراد دوست دارن با سرعت به مقصد برسن و اصلا از طول مسیر لذت نمیبرن .
توی جهان به قول استاد همچیز تکاملی بوده و امکان نداره قانون تکامل در جهان رعایت نشده باشه . وقتی به فکر عجله نباشیم و تکامل رو توی زندگیمون در هرموضوعی رعایت کنیم با احساس خوب اونوقت به قانون تصاعد میرسیم و با رشد بهتری در اون موضوع پیش میریم .
انسان ها هنوز درک نکردن قانون تکاملو برای همین توی هرچیزی عجله رو میخوان تا از دیگری سبقت بگیرن تا به دیگران ثابت کنن خیلی بالاترن و بخاطر همین خیلی به مشکل میخورن و شاکی از هرکسی میشن ، به قول استاد میخوان خودی نشان بدن به بقیه و حرف مردم براشون مهمه و دست به کارهایی میزنن که خلاف قانون تکامله و نتیجش سقوطه . داستانی میگم از 6 یا 7 سال قبل از خودم که من مشتری داشتم و بخاطر صمیمیت زیاد با ایشون رفیق شدیم به ظاهر خیلی انسان خوبی بود و قابل اعتماد و باهم خیلی تفریح میکردیم و از منم سنش بالا بود و بهم میگفت تو مثل برادر کوچک منی ، ایشون توی محله ای بود که من فروشگاه داشتم و افراد محل هم همه بهشون احترام میزاشتن یبار گفت من چون در مجلس کار میکنم بهم زمین هایی معرفی کردن که با مبلغ کم میشه خرید و بعد زمان مدت کوتاهی به قیمت های میلیاردی میرسن . یادمه این حرفو که بهم زد من وسوه و طمع داشتم خیلی زود ثروتمند بشم قشنگ یادمه دوستامو جمع کردم و خودم خریدیم چندین کاغذ ثبتی که به اسم زمین بود با مبلغ خیلی کم و میگفتین دوسال بعد رشد میلیاردی دارن و میفروشیم . یادمه بعد چندسال اصلا کلا چندروزی خبری نشد ازین شخص و بعد چندروز فهمیدیم کلا نیست ، شکایت هایی که کردیم متوجه شدیم کل محله با پیشنهاد این شخص دارایییشونو میدادن به امید اینکه به ثروت برسن و به همین راحتی بخاطر طمع و طی نکردن قانون تکامل دارایی هارو از دست میدادن . وقتی استاد از قانون پونزی گفتین این اتفاق که برای من افتاده بود بیشتر درک میکردم همچین اتفاقی رو چون طمع هیچوقت نمیزاره انسان قانون تکامل رو درک کنه .
وقتی قانون تکامل رو با احساس خوب و در جهت پیشرفت قدم برداریم درسته اولش کند هست ولی بعد با سرعت رشد تصاعدی بالا میریم و طبل تو خالی نمیشیم بلکه درخت با ریشه میشیم .
پس
یادمون باشه اگر قانون تکامل را رعایت کنیم و از زندگی لذت میبریم در عین حال که به خواسته ها میرسیم .
شیوا: سلام به استاد عزیزم به مریم جان شایسته و دوستان خوبم
و سومین کامنت من…
در دوازدهمین گام خانه تکانی ذهن
اول این که مریم جان بسیار ممنونم از شما بابت شروع این دوره ی فوق العاده و ممنونم از شما بابت توقف به موقع که برای من پراز خیر بود
و دوم قانون تکامل
من تا به حال به دلیل عدم درک قانون تکامل ضربه ی بزرگی نخوردم چون حتی قبل از این که قانون رو درک کنم ، ترس ها و اعتماد نداشتن به مسیرهایی که یک شبه پولدارت کنه نذاشته سنگ بزرگ بردارم. همیشه محتاط و محافظه کارانه عمل کردم.کاری به خوب یا بد بودن این ویژگی شخصیتیم ندارم چون قطعا خیلی جاها هم باعث شده اصلا هیچ قدمی برندارم و قطعا نیاز به اصلاح شدن و در جایگاه درست تر قرار گرفتن داره.(با ادامه دادن در این مسیر)
اما اتفاقی که به دلیل عدم درک قانون تکامل بارها و بارها برام افتاده اینه که وقتی شنیدم یکی موفقیتی کسب کرده ،یا پیشرفتی کرده ،خودم رو باهاش مقایسه کردمو احساس بسیار بد و احساس عذاب وجدان و احساس گناه و خود کم بینی و احساس عدم ارزشمندی سراغم اومده که چرا برای من این پیشرفت ها و موفقیت ها اتفاق نیفتاده! پس من کم کاری کردم پس من تنبلی کردم پس من جا موندم پس من عقب افتادم و بعدش حس عجله و بدو بدو در من شکل میگیره و این که به جایی نرسیدم و فرصت هارو از دست دادم و خودم رو ناتوان میبینم.
بدون این که همه ی واقعیت پیشرفت اون فرد رو دیده باشم بدون این که مطمئن باشم که یک شبه پولدار شدن اون آدم واقعا درسته یا نه !اصلا ماندگاره یا نه !نتیجه ش چیه؟! مگه اون ادم فقط همون یک شب زندگی کرده؟پس قبلش چکار کرده ؟چه تجربیاتی داشته ؟چه اقداماتی داشته ؟فقط شنیدم موفقیتی کسب کرده و تمام زندگی خودم رو با یک شب زندگی یک نفر دیگه مقایسه کردم اون هم بر اساس شنیده ها!
میخوام بگم عدم درک قانون تکامل اگر باعث بشه سنگ بررگ برداری ،نتیجه ش زمین خوردن و ضربه خوردنه ،و حتی اگر سنگ بزرگ هم برنداری ، نتیجه ش احساس بده.نتیجه ش مقایسه های نادرسته.
و قانون تکامل یعنی امیدوارانه با ایمان و توکل برخدا، سرت رو توی لاک خودت بکنی و بدون این که به شرایط و جایگاه دیگران کاری داشته باشی هرروز کمی بهتر بشی(درهرزمینه ای) و به ایده های الهامی خداوند عمل کنی(ایده هایی که با شرایط کنونی قابل انجامه)
و چقدر زیبا بود قانون تصاعد…چقدر امیدوارانه ست…چقدر پراز حس خوبه.
* بعداز قانون تکامل می رسیم به قانون تصاعد و بوم بوم بوم صدای اتفاقات خوب رو میشنویم…
تا این گام که اومدم می تونم بگم برآیند احساس من خوب بوده و راضی ام
اینجا دارم میفهمم که مدار من در حد همون شنیدن بوده و چون روشون کار نکردم رشد نکردن و طبیعتاً هم نتیجه دلخواه نگرفتم
کار هر روز من سر زدن به سایت بود و اینکه ببینم چی جدید اومده و من چه چیز جدیدی یاد میگیرم (در اصل می شنوم) که بیشتر بدونم از چهار نفر دور و بریم
مطالب جدیدی تو حوزه های مختلفی که از استاد عزیز میشنیدم و وقتایی که تو یه جمع بودم میگفتم
میگفتم که ثابت کنم یه چیزی میدونم که خیلیا نشنیدن
خب یه عده تعجب میکردن و عده ای اهمیت نمی دادن و رو نظر خودشون قفل بودن و بعضی ها هم تأیید میکردن
اما این چیزی به من اضافه نمی کرد فقط یه حس خوشایند گذرا میداد که از دیگران بیشتر میدونم و من به همین بسنده کرده بودم
معمولاً هم یکبار نهایتاً دو بار هر فایل رو تماشا میکردم همش عجله و عجله
میدونستم که به یک گنج عظیم دست پیدا کردم اما نمیدونستم چجوری بهره ببرم یعنی همین الانشم نمیتونم بگم درست یاد گرفتم
اما تا همین گام دوازده دارم یاد میگیرم که قانون تکامل دور زدنی نیست طی کردنیه ضمنا با کسی هم شوخی نداره
تجربه زندگیم کم نیست خیلی هم از این طمع و عجله کردن آسیب دیدم اما نمیدونم چرا درس نمی گیرم چرا یادم میره تجربیات و اشتباهات قبلی رو؟
از نظر مالی به قدری تو فشارم که واقعاً غیر قابل تحمله و امروز به سختی تونستم خودمو کنترل کنم به حس بد دچار نشم
اینا همش بخاطر این بود که خیلی عجله کردم طمع کردم
الآن فقط میگم خدایا کمکم کن که برسم به همون وضعیت قبلی که داشتم هر چند اون هم خیلی مطلوب نبود اما هر چی که بود بدهکار نبودم
همه اینها رو دارم میگم که به خودم و دوستان عزیز بگم که تکامل رو رعایت کنیم صحبت های استاد رو بارها گوش بدیم تا درست متوجه بشیم نه اونجوری که خودمون دوست داریم بشنویم
بدترین چیزی که الآن اذیتم میکنه اینه که بدقول شدم اونا بخاطر اعتمادی که به من داشتن قرض دادن و من نتونستم سر وقت پرداخت کنم و الآنم که میخان نمیتونم پس بدم
واقعاً الان از ظاهر من کسی نمیتونه بفهمه که چقدر بدهکارم چون خیلی دارم سعی میکنم احساسم رو خوب نگه دارم یا نذارم بد بشه بخاطر قانونی که از استاد یاد گرفتم
و دارم سعی میکنم ای احساس خوب رو حفظ کنم و با این پروژه الهی کم کم جبران کنم
پذیرش و قبول نقصهامون خودش یه گام مثبت برای رشد و رسیدن موفقیتهای بعدی هستش به شرط اینکه همیشه چشم اندازی بهشون داشته باشیم و ازشون به عنوان درس و تجربه یاد کنیم.
نگه داشتن احساس خوب در شرایط بد خیلی سخت و دشوارتر هستش اما قانونیه که باید رعایتش کنیم تا با نتایج بهتری مواجه بشیم.
سعی کنید ذهنتون رو از اتفاقات گذشته و کارهای اشتباهی که انجام دادید پاک کنید و به خاطر اشتباهاتتون خودتون رو سرزنش نکنید از طرفی به آینده فکر نکنید و اجازه ندید ترس و نگرانی بر احساسات شما غلبه کنه.
هر روز صبح که از خواب بیدار میشید فکر کنید فقط برای امروز میخواید طبق قوانین آگاهانه با تمرکز کردن بر زیباییهای اطرافتون و هر نکته و نقاط مثبت اتفاقات روزمرتون احساستو خوب نگه داری.
با توجه به پذیرش عجز و ناتوانی خودمون و ایمانی که به قدرت خداوند داریم میتونیم مسیرو راحتتر ادامه بدیم. یعنی امروز سعی کنم فقط برای امروز با اعتماد و ایمانی که به خدا و قوانینش دارم حال خودمو خوب نگه دارم و نگاه مثبتی به قضایا داشته باشم هر جایی که فکر میکنی کاری از دستت بر نمیاد به خدا بسپار .
ما به اندازه ی توانمون حرکت و تلاش میکنیم اما بقیشو میسپاریم به خدا . سعی نکن ذهنتو درگیر اینکه چ جور و چطور میخواد جور بشه بکنی.
از خداوند کمک بگیر و با صبر و توکل جلو برو.
کانون توجهت رو آگاهان سمت هر چیزی که حالتو خوب میکنه ببر و اجازه نده ذهنت با افکار و باورهای منفی تو رو سمت ترس و نگرانی ببره.
جایی که ترس و نگرانی باشه ایمانی وجود نداره بنابراین نمیتونی منتظر نتیجه ی مطلوبی باشی.
به مشکلات به یکباره نگاه نکن چون آستانه ی صبرتون پایین میاره و تو رو سمت احساس بد میبره.
فکر کن فقط برای همین امروز با این مشکل روبرو هستی و قراره همین امروز با رعایت اصول این مشکلو یدک بکشی.اینجوری برات راحتر هضم میشه و ذهنت برای ورودیهای مناسب تر آماده میشه.
بینهایت سپاسگزارم از اینکه وقت گذاشتید و این پیام رو که واقعاً کمکم کرد رو نوشتید
با خوندنش یاد این آیه قرآن افتادم لاخوف علیهم و لا هم یحزنون
غم مسائل گذشته رو نخورم و ترسی از مسائلی که در آینده ممکنه پیش بیاد نداشته باشم
چون غم و ترس باعث پیش اومدن اتفاقات بد بیشتری میشه
من تلاش خودم رو میکنم هم از نظر فرکانسی و هم از نظر اینکه اگه ایده ای باشه اجرا کنم اما واقعا یک بخشی از مسائل رو نمیتونم حل کنم در توانم نیست اونو میسپرم به به خداوند و بهش فکر نمی کنم.
چقدر طلایی بود این جمله تون : جایی که ترس و نگرانی باشه ایمان نیست . واقعاً هم همینه قلب یا جای ایمانه یا چیزای دیگه
بنام خداوند بخشنده مهربان خدایا اول از هر چیزی،با گوش دادن به فایل متحد شدم که به خاطر داشته هایم از خداوند سپاسگزارم کنم واز خداوند درخواست میکنم کمک کنه با شروع این سپاسگزاری ها نگاهم رو تعغیر بدهم وقانون توجه ام رو برگردونم به سمت زیبای ها به سمت فراوانی به سمت خواسته های درونم بدون اقرار می دانم خداوند از قلبم آگاه هست خواسته های که هر روز در مسیر تکامل قرار میدن وهر روز مرا به خداوند بیشتر نزدیک میکنن ضربه سنگینی که من از عدم قانون تکامل خوردم وخارج شدن اون انرژی خداوند شد این بود که من اصلن متوجه نشدم که دارم چطور این انرژی رو هدایت میکنم به مسیر نادرست یعتی یک دفعه دوست داشتم صاحب مغازه ثروت بشم یعنی اول این قوانین رو اینطور درک کرده بوده ام گه من یک دفعه به همه چی می رسم وبه همین خاطر چون این اتفاق نیافتاد خیلی زود نا امید شدم وهر وارد نخ استه های بیشتری می شدم واین نا امیدی کلن مرا از مسیر خداوند دور کرد یعنی کلن اون هم نتیجه افکار باورهای خراب خودم یعنی کلن توجه ام از مسیر زیبا پر انگیزه پر شکر شوق تبدیل به مسیر سنگلاخی با گاری سنگین از افکار مخرب از فقر وبیماری بدی در حق خودم شد ونتیجه اون شور شوق شادی دیدن نعمت های خداوند وسپاسگزلری تبدیل شد به ناسپاسی چون کنترلی رو ذهنم نداشتم هرکس هر چی میگفت من باور می کردم واصلن نیومدم به تجربه خودم فکر کنم کما این این تضاد خودش خیر برکاتی هم با خودش آورد ولی خداوند کمک کنه متمرکز باشم بر روی خیر برکات این تضاد مثل همین الان که متوجه شدم که خداوند داره افکار من پاسخ میده جهان یعنی در واقع مسیری که من دادم میرم فکرهای و6 دارم میکنم غلط واین خودش کمک خداوند وجهان که داره به من میکنه خدایا با تمام وجودم پذیرفتم که نحوه فکر کردنم بر خلاف توحید یعنی خداوندداره پیام میده این فکرهای که داری میکنی اشتباه هست کلن من تجربه افکار مثبت تجربه توجه به زبیاها تجربه سپاسگزاری کردن به خاطر داشته وتجربه داشتم ولذت دنیا رو. بردم با همان داشته هایم ،با ورود به قوانین متوجه چند اشتباه از خودم شدم که میدورام خداوند با سپاسگزاری از خودش مرا مثل خودش کنه مرا بی نیاز کنه واز خداوند کمک می طلبم عین صداقت درونی من دوچار بیماری شدم بی نقص،عمل کردن واین بیماری باعث شده سنگ بزرگی سد راهم خودم قرار دادم به اسم خداوند گذاشتم که حتی خداوند این روهم قبول نداره و وهمین باور غلط باعث شده دنیای بیرون خودم فراری باشم مانع ارتباطم شده شروع هدایت من با شکرگزاری بوده باز شروع میکنم واز خداوند درخواست میکنم بهدخیر برکات این تضاد رسیدم واون هم شجاعت درون هست شجاعت یکتا پرستی هست که درون رو قرص کنه شجاعت برداشتن موانع برخلاف خواسته هایم خواسته خواست خداوند هست اون نیکی هم نیکی واحسان به خودم هست الان دارم متوجه می شوم که خواسته ای از ما نداره ما هستم که باید خواسته ایم رو از خداوند کنم وخداوند بدون شرط وشروط پاسخ میده واصلن شرط شروطی نداره ویک از عواملی که باعث شکست من شده بسیار عجول هستن وخیلی زود دوست دارم نتیحه بگیرم واینکه پذیرفتم زندگی خودم رو گره زده بودم به نگاه مردم وخیلی دوست داشتم به ثروت وموقعیت برسم وبه دیگران ثابت کنم وکلن این شیوه زندگی کردن کردن وفکر کردن رو ندارم وذهنم اصلن قانون رو برعکس کرفته بود ویعتی ساختار ذهنم طور شده از هر مسئله جعبه منفی شو به خودش میگیره که از خداوند درخواست میکنم کمک کنه صبر وشکزلری بر گردونم اون انرزی خداوند رو به شکل ثروت وسلامتی عشق در درون خودم که به من شرو شوق اشتیاق بده چون ایمان بهش دارم متوجه شدم که ایمان خودم چطور به خاطر افکار بیمار دیگران نا دیده گرفتم وبجای گوش دادن به الهات خداوند حقانیت درونم خودم وخداوند هست گوش دادم ونیروهای شطیان ومغرور شدم که این بر خلاف قانون است ولی کاملا می دونم خداوند بینهانیت دوستم داره شک ندارم وچون از درون من آگاه هست ومداری از خواسته هایم میکنه که به احساحس امید شکر شوق اشتیاق بده ویگباسپاسگزلری قلبی قرار میده
سلام ب استاد عزیز و بانو شایسته و سپاس گذارم بابت زحماتتون
سلام ب دوستان سایت
سلام ب روی ماه خودم
گام دوزادهم
امروز صب ک بیدار شدم ، قبلش اینو بگم ک خیلی خیلی دوست دارم دوره روانشناسی ثروت یک رو بخرم
اما گفتم تا از فایل های دانلودی نتیجه بگیرم انشالله تهیه میکنم ثروت 1 رو
ولی امروز صبح ب دلم افتاد ک دوره عزت نفس رو تهیه کنم
میدونستم بهای پایینتری نسبت دوره روانشناسی ثروت1 و مابقی دوره هاداره ولی اینکه چقد هست رو نمیدونستم
میخاستم بیام اقدام کنم ولی گفتم اول ورزشمو تموم کنم بعدش انجام میدم عجله نکنم چون کلا آدم عجولی هستم توی یکسری چیزا
دوباره پیش خودم میگفتم از کجا میدونی باید تهیش کنی صب کن تو این پول لازمت میشه از خدا خواستم ی نشونه بهم بده ک اقدام کنم یا ن
واردسایت شدم و رفتم قسمت محصولات لیست قیمت های دوره ها رو ک نگاه میکردم دیدم آخرین مهلت امروزه تا ساعت 11 و قراره افزایش بها داشته باشه ب خودم گفتم اینم نشونه ای ک میخاستی بفرما
و ساعت رو ک نگاه کردم 10 و 55 دقیقه بود و من اقدام ب خرید این دوره کردم
خدایا شکرت
و از گام دوزادهم یاد گرفتم اول باید قانون تکامل رو یاد گرفت و طی کرد
دوم خودم رو با کسی مقایسه نکنم درصورتی ک این باگ رو زیاد دارم و مدام خودم رو مقایسه میکنم و حتی سرزنش
و اینکه اگر میدونم مسیرم درسته پس نظر دیگران اصلا مهم نیست
و اینکه اگر هدف زندگیت رو درک کنی بهتر میتونی تصمیم بگیری ، زندگی قرار نیست زجر کشیدن باشه اگر قانون تکامل رو درک کنیم از مسیر رسیدن ب خواسته ها لذت میبریم
از ابتدای شروع این فایل یک نکته کلیدی توی فرمایشات تون توی ذهن من قلاب شد
این جمله
هر کسی تو مدارش باشه ، ،« میشنوه »
هرکسی تو مدار ترش باشه ، « می فهمه »
هرکسی خیلی آماده اش باشه ، « عمل میکنم »
جالبه این موضوع تکامل پاشنه آشیل همه مونه
خیلی روی این سه جمله بالا تعمق کردم
بخدا با آب طلا هم اگر بنویسی بازم کمه
پشت هر کلمهی اون یک دنیا تجربه با درک قانون خوابیده
من توی چند سالی دلم خوش بود به این که با دوره های شما آشنا هستم و مرتب گوش میکنم ، ولی متوجه نبودم که فقط میشنوم .
ترسهام اجازه نمیداد که مثل شما درک کنم ، میخواستم این حرف های شما را با منطق و استدلال خودم مطابقت بدهم. و فکر اینکه تا این حد از زندگی چیزی نفهمیدم آزارم میداد.
بالاخره بعد سالها درجا زدن و جار زدن به دیگران که راه بهتری هم هست ، فهمیدم که باید پارو نزد وا داد باید دل رو به دریا داد…
اینجا جایی بود که چیزی برای از دست دادن نداشتم از همه چیز و همه کس بریده بودم و زیر چکمههای عجله و طمع خورد و خاکشیر شدم.
باورتون نمیشه وقتی این سه جمله بالا از دهان شما خارج شد , یه احساس بزرگی و قدرتی بهم دست داد که دمت گرم جلال جون
در بسیاری از زمینه ها لااقل جزو مرحله اولی ها نیستی ، در بیشتر امور زندگی جزو مرحله دومی ها هم نیستی.
امروز هرچند لاک پشتی اما نسبتاً عملکرد بیشتری دارم و از این بابت شکرگزارم.
بخاطر عدم رعایت قانون تکامل چند خانه از دست دادم و الان مستأجر هستم
چندین شغل عوض کردم ، بخاطر حرص و عجله بارها وام گرفتم ، ورشکستگی را تجربه کردم ، از طرف خانواده خودم رانده شدم.
و ….
نمیخواهم بیشتر توجه و تمرکزم به ناخواسته ها باشه
امروز طعم شیرین خوشبختی و احساس خوب را چشیدم
با اینکه هنوز هدف هایی دارم که باید تیک بخورد اما من امروز با آنها زندگی میکنم و لذت میبرم.
برای تک تک عزیزان و همراهان صمیمی سایت آرزوی سلامتی و سعادت در دنیا و آخرت دارم
امروز با دیدن این فایل و توجه به قدرت خداوند و توجه به آیات قرآن که میگه الذین یومنون بالغیب
که همه از الطاف خداوند به من است به محض رسیدن به مغازه دست چکم رو پاره کردم که در عمل ایمانم رو نشون بدم و به جای تکیه بر چک تکیه ام فقط به خداوند باشه،امیدوارم همون الله که من رو به این ایمان رسوند تا اینکار رو انجام بدم خودش هم قلبم رو آروم کنه و هدایتم کنه به صراط مستقیم و منو از شکرگذاران و تسلیم شدگان درگاهش قرار بده….الهی آمین
بهترین ها رو برای تک تک شما دوستان عزیزم میخوام و امیدوارم که عمل کنیم به الهامات تا تکاملمون طی بشه و پناه میبرم به خداوندی که هر چی هست از خودشه و من هیچم در برابر او….
به نام خدای هدایتگر
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و همه دوستانم در این خانه تکانی ذهن
گام دوازدهم
درسهای فایل امروز:
اول اینکه چطوری بفهمم قدم بعدی لقمه بزرگتر از دهان من نیست و برای انجامش تکاملم رو طی کردم؟ هنوز این موضوع برام روشن نیست.
چه جاهایی تکاملم رو طی نکردم و ضربه خوردم؟
در بحث کار و مالی.
یه کامنتی هم برای این موضوع نوشتم قبلاً.کاری رو قبول کردم که ابزار مناسبی براش نداشتم و کار نیمه تمام موند!
اگر توی زندگیت داری زجر میکشی به خاطر حماقتت نه به خاطر اینکه حقته. به خاطر اینکه قانون رو درک نکردی.
تکامل به این معنا نیست که زمان زیادی طول میکشه تا به خواستمون برسیم، تکامل یعنی وقتی آماده میشیم به خواستههامون میرسیم.
اگر قانون تکامل رو درک کنید هم از مسیر لذت میبرید و هم به خواستتون میرسید. اگر که نظر و قضاوت و تایید و تکذیب بقیه رو کنار بذاریم و برای خودمون زندگی کنیم.
این فایل هم از اون فایلهایی که باید بارها گوش بدم تا بهتر درک کنم.
خدایا شکرت که این درسهای فوق العاده رو روزی هر روز من میکنی و اینقدر لایقم که این درس ها رو بشنوم و سعی کنم که بهتر درکشون کنم و البته عمل کنم.
خانم شایسته عزیز خدا قوت
در پناه تنها فرمانروای قدرتمند جهان، خدای حی و حاضر باشیم.
بنام خدای مهربان و بخشنده
سلام خدمت استاد عزیزم و بانو شایسته
خانه تکانی ذهن گام دوازدهم
تکامل رو درک کنیم و بفهمیم دیگه حرص و طمع و عجله نمیکنیم ک بخوایم ی شبه به همه چیز برسیم
ی مثال در مورد باشگاه بدنسازی بعضی هاوقتی میرن باشگاه برای اولین بار مربی بهش برنامه میده ک از کجا شروع کنه و چ وزن هایی بزنه طرف اگه قانون رو ندونه نگاه به کسایی میکنه ک اندام خوبی داره و میبینه ی نفر چندین سال از خودش کوچکتره هیکلش خوبه چون با غرور اومده میره تو مقایسه و عجله میکنه ک زود برسه به اون هیکل و یکهفته میاد کلا میره دنبال کارش میگه اصلا من تغییری نکردم و بعضی ها هستن چون برنامه ندارن چندروز میان بعضی وقتها نمیان و اونا هم زود خسته میشن 2 یا 3 ماه بیشتر دوام نمیارن و میرن و بعضی دیگه با برنامه هست و درست وزن میزن و تمرکز دارن و ادامه میدن نتیجه رو میبنن این برمیگرده به اینکه باورهای ما هم همین طور هست باید تکاملی بریم جلو و نخوایم ی شبه باور عوض بشه باید تو سایت باشیم هروز کامنت بخونیم فایل گوش و اون آگاهیها رو تو زندگیمون بیاریم و عمل کنیم
فقط تکامل رو رعایت کنیم راحت تر به خواسته هایی ک داریم میرسیم در مورد خریدن ماشین،خونه،مغازه یا هر چیز دیگه اول باید اینو رو بخودم بگم آیا تکاملت در این مورد طی کردی ؟ اگه ما با کارکردن روی خودمون آماده دریافت باشیم و در مدار بالاتر اون چیزهایی م میخوایم رو دریافت میکنیم
شاد باشین
سلام به استاد عزیزم، مریم جان و دوستان هم فرکانسی
من در کامنت ها خیلی در خصوص ترسم از صحبت در جمع از ارایه دادن توی کلاس صحبت کردم،
من یادمه دوست داشتم وارد حوزه تدریس در دانشگاه بشم ولی اصلا نمیتونستم تصور کنم که جلوی دانشجوها روی سن من بتونم تدریس کنم و صحبت کنم، واقعا من این واقعیت رو به پوست و گوشت و استخوانم لمس کردن که احساس ترس از صحبت در جمع از احساس ترس از مرگ بیشتره و کشنده تره،
توی دوره احساس لیاقت تعریف کردم که چطوری شد که بالاخره من تونستم به ترسم غلبه کنم و در دوران تحصیلاتم یک بار برایا اولین بار ارایه در کلاس رو تجربه کنم با اینکه به شدت میترسیدم درحالی که در کلاس تعدادمون به دلیل تخصصی بودن درس خیلی کم بود مثلا 4 الی 5 نفر بودیم ولی باز من میترسیدم، ولی باهمون ترس و اضطراب و لرزش دست و بدن و صدا، رفتم ارایه دادم و چقدر بعد از ارایه، استادم ازم تعریف کرد و گفت تو لحنت خیلی خوبه نحوه ی بیانت عالیه، تو می تونی بعد از تموم کردن ارشد شروع کنی به تدریس و این حرف ها،
در حالی که من فقط تمرکزم روی این بود که استرسم مشخص نباشه نمیدونستم چطوری دارم ارایه رو میدم
هر چند که اعتقاد دارم اون روز خداوند بود که از زبان استادم با من صحبت کرد و به من انگیزه داد که آرام آرام شروع کنم برای مقابله باترسم
من همون موقع ها که متوجه این ترسم شده بودم، یه حس و یک صدایی به من میگفت مسیر پیشرفت و موفقیت تو از حل این موضوع نشات می گیره دقیقا نمیدونستم چی میگه، چه پیشرفتی؟ چه مسیری؟ ولی برای حل این مشکل انقدر ذوق و شوق داشتم که شروع کردم به جستجو برای مدیریت این مسیله ای که باهاش مواجهه شده بودم (به قول مولانا که میگه، برد این کو کو مرا در کوی تو) در نهایت بعد از گشتن من توسط یکی از استادانم به سایت شما هدایت شدم. شروع کردم به کار کردن هر چند که اون اوایل زیاد جدی نمیگرفتم و رفته رفته دیدم جدی تر شدم
گذشت وگذشت وگذشت و زمانی رسید که من دیگه مصمم شده بودم که باید از یک جایی تدریس رو شروع کنم هر چند که ترس هم داشتم،
مراحل تکاملی که خداوند برای من در نظر گرفته بود به این شکل طی شد و الته که در حال طی شدن هم هست:
من شروع کردم به تدریس خصوصی در یک آموزشگاهی برای 3 نفر
بعد، از یکی از دانشگاه ها قبول شدم که برم تدریس کنم، چون زمان اپیدمی بود کلاس ها به صورت غیرحضوری بود من تدریس رو به صورت غیرحضوری شروع کردم، (خداوند دید که من برای تدریس حضوری شاید الان آماده نیستم هدایتم کرد به تدریس غیرحضوری که با فضا آشنا بشم)
بعد از اپیدمی که با فضای تدریس در دانشگاه آشنا شده بودم، در کلاس های حضوری یکم اون استرسه کم شده بود و خوب باز با تعداد زیاد دانشجوها مشکل داشتم.
اینجا باز خداوند گفت اوکی من برات حلش میکنم، یادمه اوایل تدریس حضوریم تعداد دانشجوها توی کلاس کمتر بودن و من راحت تر میتونستم ارتباط برقرارکنم و کلاس رو مدیریت کنم.
به همین شکل تکاملی پیش رفت تعداد هر ترم و هر سال بیشتر شد و الان جوریه که توی کلاس ها دیگه جا برای دانشجو نیست از بیرون صندلی اضافه میارن و من چقدر راحتم توی کلاس، چقدر تدریسم عالی شده (این رو به کرات از طرف دانشجوها و آموزش شنیدم)
خدا رو شکر میکنم که مسیر تکاملی عالی برام در نظر گرفت طبق شرایط خودم که بتونم توی این مسیر پخته تر بشم
و میدونم که هنوز هم جا داره که بهتر بشم و بهبود پیدا کنم.
میدونم هنوز هم اون ترسا هست اگر روی خودم کار نکنم باز سرباز میکنه ولی توکلم به خداست که خودش من رو در مسیر درست حفظ کنه و پیش بره و هدایتم کنه که همواره روی خودم کار کنم و آگاهانه قدم بردارم
اصلا تا به حال به این مسیر توجه نکرده بود الان که داشتم به حرف های استاد گوش میدادم مثل یه فیلم مسیر تکاملیم جلوی چشمام اومد و یه حسی گفت مکتوب کن که یادت نره که از کجا به کجا رسیدی
انقدر آرام و به صورت طبیعی اتفاق میفته که اگر مقایسه صورت نگیره آدم نمیدونه اینقدر تغییر کرده
شیدای خجالتی و کم رو و گوشه گیر الان شده شیدایی که دوست داره توی جمع ها باشه دوست داره تبادل نظر کنه، از خودش تعریف کنه (نتیجه ی دوره عزت نفس و دوره احساس لیاقت)، شیدایی که خیلی از درون آرام شده خودش رو دوست داره با خودش در صلحه، درونش پر از آرامشه،
خدا رو صد هزار مرتبه شکر که همیشه همراهه همیشه کنارمه.
استاد جان ازتون سپاسگزارم به خاطر این آگاهی هایی که در اختیارمون میزارید.
از مریم جان عزیزم سپاسگزارم که این دوره رو شروع کردند و با گوش دادن به این فایل مسیر تکاملیم برام مرور شد.
سلام دوست خوبم شیدای عزیز امیدوارم حال دلت خوب خوب باشه
منم همین مشکل تورو دارم و ترس از صحبت کردن در جمع
این تجربه تو و مسیر تکاملی تو به من این انگیزه رو داد که منم شروع کنم و بر این ترسم به صورت تکاملی غلبه کنم
شیدای عزیز از صمیم قلبم برات خوشحالم که اینقدر پیشرفت چشمگیری داشتی خداروشکر انشالله به این موفقیت هات روز به روز افزوده بشه در پناه خدا باشی عزیزم.
به نام خدا
سلام استاد عزیز و خانم شایسته و همه بچه های سایت
استاد وقتی فایل های رایگان رو میبینم دسته کمی از محصولاتتون نیست . من دوره روانشناسی ثروت یک هستم و میبینم فایل هارو ، میتونم بگم این فایل های رایگان خودش محصولی هستن که هرکی بتونه باهاشون کار کنه نتایج خوبی میگیره .
قانون تکامل مهمترین قانون توی دوره های 12 قدم و دوره روانشناسی ثروت یک هست که من استفاده کردم . توی این دوره ها مثال های زیادی توی کامنتها خوندم توی فایل ها شما گفتین و توی خیلی واقعیت ها ما خودمون دیدیم توی زندگی هامون . همه ما انسان ها خیلی دوس داریم یک دفعه به خواسته هامون برسیم و این قانون رو پیروی نمیکنیم برای همون حتی از لحظه زندگی کردنمون هم استفاده نمیکنیم و لذت نمیبریم یک مثال که خیلی ساده هست از سفر رفتن بگم که فقط افراد دوست دارن با سرعت به مقصد برسن و اصلا از طول مسیر لذت نمیبرن .
توی جهان به قول استاد همچیز تکاملی بوده و امکان نداره قانون تکامل در جهان رعایت نشده باشه . وقتی به فکر عجله نباشیم و تکامل رو توی زندگیمون در هرموضوعی رعایت کنیم با احساس خوب اونوقت به قانون تصاعد میرسیم و با رشد بهتری در اون موضوع پیش میریم .
انسان ها هنوز درک نکردن قانون تکاملو برای همین توی هرچیزی عجله رو میخوان تا از دیگری سبقت بگیرن تا به دیگران ثابت کنن خیلی بالاترن و بخاطر همین خیلی به مشکل میخورن و شاکی از هرکسی میشن ، به قول استاد میخوان خودی نشان بدن به بقیه و حرف مردم براشون مهمه و دست به کارهایی میزنن که خلاف قانون تکامله و نتیجش سقوطه . داستانی میگم از 6 یا 7 سال قبل از خودم که من مشتری داشتم و بخاطر صمیمیت زیاد با ایشون رفیق شدیم به ظاهر خیلی انسان خوبی بود و قابل اعتماد و باهم خیلی تفریح میکردیم و از منم سنش بالا بود و بهم میگفت تو مثل برادر کوچک منی ، ایشون توی محله ای بود که من فروشگاه داشتم و افراد محل هم همه بهشون احترام میزاشتن یبار گفت من چون در مجلس کار میکنم بهم زمین هایی معرفی کردن که با مبلغ کم میشه خرید و بعد زمان مدت کوتاهی به قیمت های میلیاردی میرسن . یادمه این حرفو که بهم زد من وسوه و طمع داشتم خیلی زود ثروتمند بشم قشنگ یادمه دوستامو جمع کردم و خودم خریدیم چندین کاغذ ثبتی که به اسم زمین بود با مبلغ خیلی کم و میگفتین دوسال بعد رشد میلیاردی دارن و میفروشیم . یادمه بعد چندسال اصلا کلا چندروزی خبری نشد ازین شخص و بعد چندروز فهمیدیم کلا نیست ، شکایت هایی که کردیم متوجه شدیم کل محله با پیشنهاد این شخص دارایییشونو میدادن به امید اینکه به ثروت برسن و به همین راحتی بخاطر طمع و طی نکردن قانون تکامل دارایی هارو از دست میدادن . وقتی استاد از قانون پونزی گفتین این اتفاق که برای من افتاده بود بیشتر درک میکردم همچین اتفاقی رو چون طمع هیچوقت نمیزاره انسان قانون تکامل رو درک کنه .
وقتی قانون تکامل رو با احساس خوب و در جهت پیشرفت قدم برداریم درسته اولش کند هست ولی بعد با سرعت رشد تصاعدی بالا میریم و طبل تو خالی نمیشیم بلکه درخت با ریشه میشیم .
پس
یادمون باشه اگر قانون تکامل را رعایت کنیم و از زندگی لذت میبریم در عین حال که به خواسته ها میرسیم .
به نام خداوندبخشنده و مهربان.
خداوند بزرگ فرمانروای جهانیان.
خداوند برنامه ریز، هدایتگر و خیرخواه.
خداوند شگفتی ها.
شیوا: سلام به استاد عزیزم به مریم جان شایسته و دوستان خوبم
و سومین کامنت من…
در دوازدهمین گام خانه تکانی ذهن
اول این که مریم جان بسیار ممنونم از شما بابت شروع این دوره ی فوق العاده و ممنونم از شما بابت توقف به موقع که برای من پراز خیر بود
و دوم قانون تکامل
من تا به حال به دلیل عدم درک قانون تکامل ضربه ی بزرگی نخوردم چون حتی قبل از این که قانون رو درک کنم ، ترس ها و اعتماد نداشتن به مسیرهایی که یک شبه پولدارت کنه نذاشته سنگ بزرگ بردارم. همیشه محتاط و محافظه کارانه عمل کردم.کاری به خوب یا بد بودن این ویژگی شخصیتیم ندارم چون قطعا خیلی جاها هم باعث شده اصلا هیچ قدمی برندارم و قطعا نیاز به اصلاح شدن و در جایگاه درست تر قرار گرفتن داره.(با ادامه دادن در این مسیر)
اما اتفاقی که به دلیل عدم درک قانون تکامل بارها و بارها برام افتاده اینه که وقتی شنیدم یکی موفقیتی کسب کرده ،یا پیشرفتی کرده ،خودم رو باهاش مقایسه کردمو احساس بسیار بد و احساس عذاب وجدان و احساس گناه و خود کم بینی و احساس عدم ارزشمندی سراغم اومده که چرا برای من این پیشرفت ها و موفقیت ها اتفاق نیفتاده! پس من کم کاری کردم پس من تنبلی کردم پس من جا موندم پس من عقب افتادم و بعدش حس عجله و بدو بدو در من شکل میگیره و این که به جایی نرسیدم و فرصت هارو از دست دادم و خودم رو ناتوان میبینم.
بدون این که همه ی واقعیت پیشرفت اون فرد رو دیده باشم بدون این که مطمئن باشم که یک شبه پولدار شدن اون آدم واقعا درسته یا نه !اصلا ماندگاره یا نه !نتیجه ش چیه؟! مگه اون ادم فقط همون یک شب زندگی کرده؟پس قبلش چکار کرده ؟چه تجربیاتی داشته ؟چه اقداماتی داشته ؟فقط شنیدم موفقیتی کسب کرده و تمام زندگی خودم رو با یک شب زندگی یک نفر دیگه مقایسه کردم اون هم بر اساس شنیده ها!
میخوام بگم عدم درک قانون تکامل اگر باعث بشه سنگ بررگ برداری ،نتیجه ش زمین خوردن و ضربه خوردنه ،و حتی اگر سنگ بزرگ هم برنداری ، نتیجه ش احساس بده.نتیجه ش مقایسه های نادرسته.
و قانون تکامل یعنی امیدوارانه با ایمان و توکل برخدا، سرت رو توی لاک خودت بکنی و بدون این که به شرایط و جایگاه دیگران کاری داشته باشی هرروز کمی بهتر بشی(درهرزمینه ای) و به ایده های الهامی خداوند عمل کنی(ایده هایی که با شرایط کنونی قابل انجامه)
و چقدر زیبا بود قانون تصاعد…چقدر امیدوارانه ست…چقدر پراز حس خوبه.
* بعداز قانون تکامل می رسیم به قانون تصاعد و بوم بوم بوم صدای اتفاقات خوب رو میشنویم…
خدایا سپاس گذار و قدردان تو هستم
و ممنونم از استاد عزیز و مریم جان شایسته
سلام دوستان
تا این گام که اومدم می تونم بگم برآیند احساس من خوب بوده و راضی ام
اینجا دارم میفهمم که مدار من در حد همون شنیدن بوده و چون روشون کار نکردم رشد نکردن و طبیعتاً هم نتیجه دلخواه نگرفتم
کار هر روز من سر زدن به سایت بود و اینکه ببینم چی جدید اومده و من چه چیز جدیدی یاد میگیرم (در اصل می شنوم) که بیشتر بدونم از چهار نفر دور و بریم
مطالب جدیدی تو حوزه های مختلفی که از استاد عزیز میشنیدم و وقتایی که تو یه جمع بودم میگفتم
میگفتم که ثابت کنم یه چیزی میدونم که خیلیا نشنیدن
خب یه عده تعجب میکردن و عده ای اهمیت نمی دادن و رو نظر خودشون قفل بودن و بعضی ها هم تأیید میکردن
اما این چیزی به من اضافه نمی کرد فقط یه حس خوشایند گذرا میداد که از دیگران بیشتر میدونم و من به همین بسنده کرده بودم
معمولاً هم یکبار نهایتاً دو بار هر فایل رو تماشا میکردم همش عجله و عجله
میدونستم که به یک گنج عظیم دست پیدا کردم اما نمیدونستم چجوری بهره ببرم یعنی همین الانشم نمیتونم بگم درست یاد گرفتم
اما تا همین گام دوازده دارم یاد میگیرم که قانون تکامل دور زدنی نیست طی کردنیه ضمنا با کسی هم شوخی نداره
تجربه زندگیم کم نیست خیلی هم از این طمع و عجله کردن آسیب دیدم اما نمیدونم چرا درس نمی گیرم چرا یادم میره تجربیات و اشتباهات قبلی رو؟
از نظر مالی به قدری تو فشارم که واقعاً غیر قابل تحمله و امروز به سختی تونستم خودمو کنترل کنم به حس بد دچار نشم
اینا همش بخاطر این بود که خیلی عجله کردم طمع کردم
الآن فقط میگم خدایا کمکم کن که برسم به همون وضعیت قبلی که داشتم هر چند اون هم خیلی مطلوب نبود اما هر چی که بود بدهکار نبودم
همه اینها رو دارم میگم که به خودم و دوستان عزیز بگم که تکامل رو رعایت کنیم صحبت های استاد رو بارها گوش بدیم تا درست متوجه بشیم نه اونجوری که خودمون دوست داریم بشنویم
بدترین چیزی که الآن اذیتم میکنه اینه که بدقول شدم اونا بخاطر اعتمادی که به من داشتن قرض دادن و من نتونستم سر وقت پرداخت کنم و الآنم که میخان نمیتونم پس بدم
واقعاً الان از ظاهر من کسی نمیتونه بفهمه که چقدر بدهکارم چون خیلی دارم سعی میکنم احساسم رو خوب نگه دارم یا نذارم بد بشه بخاطر قانونی که از استاد یاد گرفتم
و دارم سعی میکنم ای احساس خوب رو حفظ کنم و با این پروژه الهی کم کم جبران کنم
سلام به شما دوست فرکانسی عزیز.
پذیرش و قبول نقصهامون خودش یه گام مثبت برای رشد و رسیدن موفقیتهای بعدی هستش به شرط اینکه همیشه چشم اندازی بهشون داشته باشیم و ازشون به عنوان درس و تجربه یاد کنیم.
نگه داشتن احساس خوب در شرایط بد خیلی سخت و دشوارتر هستش اما قانونیه که باید رعایتش کنیم تا با نتایج بهتری مواجه بشیم.
سعی کنید ذهنتون رو از اتفاقات گذشته و کارهای اشتباهی که انجام دادید پاک کنید و به خاطر اشتباهاتتون خودتون رو سرزنش نکنید از طرفی به آینده فکر نکنید و اجازه ندید ترس و نگرانی بر احساسات شما غلبه کنه.
هر روز صبح که از خواب بیدار میشید فکر کنید فقط برای امروز میخواید طبق قوانین آگاهانه با تمرکز کردن بر زیباییهای اطرافتون و هر نکته و نقاط مثبت اتفاقات روزمرتون احساستو خوب نگه داری.
با توجه به پذیرش عجز و ناتوانی خودمون و ایمانی که به قدرت خداوند داریم میتونیم مسیرو راحتتر ادامه بدیم. یعنی امروز سعی کنم فقط برای امروز با اعتماد و ایمانی که به خدا و قوانینش دارم حال خودمو خوب نگه دارم و نگاه مثبتی به قضایا داشته باشم هر جایی که فکر میکنی کاری از دستت بر نمیاد به خدا بسپار .
ما به اندازه ی توانمون حرکت و تلاش میکنیم اما بقیشو میسپاریم به خدا . سعی نکن ذهنتو درگیر اینکه چ جور و چطور میخواد جور بشه بکنی.
از خداوند کمک بگیر و با صبر و توکل جلو برو.
کانون توجهت رو آگاهان سمت هر چیزی که حالتو خوب میکنه ببر و اجازه نده ذهنت با افکار و باورهای منفی تو رو سمت ترس و نگرانی ببره.
جایی که ترس و نگرانی باشه ایمانی وجود نداره بنابراین نمیتونی منتظر نتیجه ی مطلوبی باشی.
به مشکلات به یکباره نگاه نکن چون آستانه ی صبرتون پایین میاره و تو رو سمت احساس بد میبره.
فکر کن فقط برای همین امروز با این مشکل روبرو هستی و قراره همین امروز با رعایت اصول این مشکلو یدک بکشی.اینجوری برات راحتر هضم میشه و ذهنت برای ورودیهای مناسب تر آماده میشه.
موفق و موید باشید.
سلام دوست عزیز
بینهایت سپاسگزارم از اینکه وقت گذاشتید و این پیام رو که واقعاً کمکم کرد رو نوشتید
با خوندنش یاد این آیه قرآن افتادم لاخوف علیهم و لا هم یحزنون
غم مسائل گذشته رو نخورم و ترسی از مسائلی که در آینده ممکنه پیش بیاد نداشته باشم
چون غم و ترس باعث پیش اومدن اتفاقات بد بیشتری میشه
من تلاش خودم رو میکنم هم از نظر فرکانسی و هم از نظر اینکه اگه ایده ای باشه اجرا کنم اما واقعا یک بخشی از مسائل رو نمیتونم حل کنم در توانم نیست اونو میسپرم به به خداوند و بهش فکر نمی کنم.
چقدر طلایی بود این جمله تون : جایی که ترس و نگرانی باشه ایمان نیست . واقعاً هم همینه قلب یا جای ایمانه یا چیزای دیگه
انتخاب با منه.
فقط برای امروز زندگی کنم
سلام آقای امامی امیدوارم حالتون خوب باشه هرچند توی این شرایطی که دارید واقعا سخت،
من توی گام های قبلی کامنت یکی از بچها رو خوندم که نوشته بود من بدهکاری هامو قسط بندی کردم برای خودم و الان تا بخشی دادم و بخشیش مونده و حالم خوبه
خواستم بگم ادامه بدید هرجا که ذهن خواست ناامیدتونه کنه سعی کنید برگردید که پیروزی نزدیک است
سلام خانم درویشی عزیز
واقعاً ازتون ممنونم برای راهکاری که برا مسئله من دادید
بله این کار رو کردم و درحال پرداخت هستم و پیام شما هم یه نشونه بود در بهترین زمان ممکن.
چون امروز یکم داشت نجواهای ذهنم اذیتم میکرد از خداوند درخواست کمک کردم که احساسم بهتر بشه و این پیام شما حالمو بهتر کرد
بازم ممنون
بنام خداوند بخشنده مهربان خدایا اول از هر چیزی،با گوش دادن به فایل متحد شدم که به خاطر داشته هایم از خداوند سپاسگزارم کنم واز خداوند درخواست میکنم کمک کنه با شروع این سپاسگزاری ها نگاهم رو تعغیر بدهم وقانون توجه ام رو برگردونم به سمت زیبای ها به سمت فراوانی به سمت خواسته های درونم بدون اقرار می دانم خداوند از قلبم آگاه هست خواسته های که هر روز در مسیر تکامل قرار میدن وهر روز مرا به خداوند بیشتر نزدیک میکنن ضربه سنگینی که من از عدم قانون تکامل خوردم وخارج شدن اون انرژی خداوند شد این بود که من اصلن متوجه نشدم که دارم چطور این انرژی رو هدایت میکنم به مسیر نادرست یعتی یک دفعه دوست داشتم صاحب مغازه ثروت بشم یعنی اول این قوانین رو اینطور درک کرده بوده ام گه من یک دفعه به همه چی می رسم وبه همین خاطر چون این اتفاق نیافتاد خیلی زود نا امید شدم وهر وارد نخ استه های بیشتری می شدم واین نا امیدی کلن مرا از مسیر خداوند دور کرد یعنی کلن اون هم نتیجه افکار باورهای خراب خودم یعنی کلن توجه ام از مسیر زیبا پر انگیزه پر شکر شوق تبدیل به مسیر سنگلاخی با گاری سنگین از افکار مخرب از فقر وبیماری بدی در حق خودم شد ونتیجه اون شور شوق شادی دیدن نعمت های خداوند وسپاسگزلری تبدیل شد به ناسپاسی چون کنترلی رو ذهنم نداشتم هرکس هر چی میگفت من باور می کردم واصلن نیومدم به تجربه خودم فکر کنم کما این این تضاد خودش خیر برکاتی هم با خودش آورد ولی خداوند کمک کنه متمرکز باشم بر روی خیر برکات این تضاد مثل همین الان که متوجه شدم که خداوند داره افکار من پاسخ میده جهان یعنی در واقع مسیری که من دادم میرم فکرهای و6 دارم میکنم غلط واین خودش کمک خداوند وجهان که داره به من میکنه خدایا با تمام وجودم پذیرفتم که نحوه فکر کردنم بر خلاف توحید یعنی خداوندداره پیام میده این فکرهای که داری میکنی اشتباه هست کلن من تجربه افکار مثبت تجربه توجه به زبیاها تجربه سپاسگزاری کردن به خاطر داشته وتجربه داشتم ولذت دنیا رو. بردم با همان داشته هایم ،با ورود به قوانین متوجه چند اشتباه از خودم شدم که میدورام خداوند با سپاسگزاری از خودش مرا مثل خودش کنه مرا بی نیاز کنه واز خداوند کمک می طلبم عین صداقت درونی من دوچار بیماری شدم بی نقص،عمل کردن واین بیماری باعث شده سنگ بزرگی سد راهم خودم قرار دادم به اسم خداوند گذاشتم که حتی خداوند این روهم قبول نداره و وهمین باور غلط باعث شده دنیای بیرون خودم فراری باشم مانع ارتباطم شده شروع هدایت من با شکرگزاری بوده باز شروع میکنم واز خداوند درخواست میکنم بهدخیر برکات این تضاد رسیدم واون هم شجاعت درون هست شجاعت یکتا پرستی هست که درون رو قرص کنه شجاعت برداشتن موانع برخلاف خواسته هایم خواسته خواست خداوند هست اون نیکی هم نیکی واحسان به خودم هست الان دارم متوجه می شوم که خواسته ای از ما نداره ما هستم که باید خواسته ایم رو از خداوند کنم وخداوند بدون شرط وشروط پاسخ میده واصلن شرط شروطی نداره ویک از عواملی که باعث شکست من شده بسیار عجول هستن وخیلی زود دوست دارم نتیحه بگیرم واینکه پذیرفتم زندگی خودم رو گره زده بودم به نگاه مردم وخیلی دوست داشتم به ثروت وموقعیت برسم وبه دیگران ثابت کنم وکلن این شیوه زندگی کردن کردن وفکر کردن رو ندارم وذهنم اصلن قانون رو برعکس کرفته بود ویعتی ساختار ذهنم طور شده از هر مسئله جعبه منفی شو به خودش میگیره که از خداوند درخواست میکنم کمک کنه صبر وشکزلری بر گردونم اون انرزی خداوند رو به شکل ثروت وسلامتی عشق در درون خودم که به من شرو شوق اشتیاق بده چون ایمان بهش دارم متوجه شدم که ایمان خودم چطور به خاطر افکار بیمار دیگران نا دیده گرفتم وبجای گوش دادن به الهات خداوند حقانیت درونم خودم وخداوند هست گوش دادم ونیروهای شطیان ومغرور شدم که این بر خلاف قانون است ولی کاملا می دونم خداوند بینهانیت دوستم داره شک ندارم وچون از درون من آگاه هست ومداری از خواسته هایم میکنه که به احساحس امید شکر شوق اشتیاق بده ویگباسپاسگزلری قلبی قرار میده
سلام ب استاد عزیز و بانو شایسته و سپاس گذارم بابت زحماتتون
سلام ب دوستان سایت
سلام ب روی ماه خودم
گام دوزادهم
امروز صب ک بیدار شدم ، قبلش اینو بگم ک خیلی خیلی دوست دارم دوره روانشناسی ثروت یک رو بخرم
اما گفتم تا از فایل های دانلودی نتیجه بگیرم انشالله تهیه میکنم ثروت 1 رو
ولی امروز صبح ب دلم افتاد ک دوره عزت نفس رو تهیه کنم
میدونستم بهای پایینتری نسبت دوره روانشناسی ثروت1 و مابقی دوره هاداره ولی اینکه چقد هست رو نمیدونستم
میخاستم بیام اقدام کنم ولی گفتم اول ورزشمو تموم کنم بعدش انجام میدم عجله نکنم چون کلا آدم عجولی هستم توی یکسری چیزا
دوباره پیش خودم میگفتم از کجا میدونی باید تهیش کنی صب کن تو این پول لازمت میشه از خدا خواستم ی نشونه بهم بده ک اقدام کنم یا ن
واردسایت شدم و رفتم قسمت محصولات لیست قیمت های دوره ها رو ک نگاه میکردم دیدم آخرین مهلت امروزه تا ساعت 11 و قراره افزایش بها داشته باشه ب خودم گفتم اینم نشونه ای ک میخاستی بفرما
و ساعت رو ک نگاه کردم 10 و 55 دقیقه بود و من اقدام ب خرید این دوره کردم
خدایا شکرت
و از گام دوزادهم یاد گرفتم اول باید قانون تکامل رو یاد گرفت و طی کرد
دوم خودم رو با کسی مقایسه نکنم درصورتی ک این باگ رو زیاد دارم و مدام خودم رو مقایسه میکنم و حتی سرزنش
و اینکه اگر میدونم مسیرم درسته پس نظر دیگران اصلا مهم نیست
و اینکه اگر هدف زندگیت رو درک کنی بهتر میتونی تصمیم بگیری ، زندگی قرار نیست زجر کشیدن باشه اگر قانون تکامل رو درک کنیم از مسیر رسیدن ب خواسته ها لذت میبریم
سلام .
دوست عزیز شما تا ساعت 11 ، 15 آبان فرصت خرید دارید.
اگه تمایل به کارکرد دوره ها دارید حتمن اقدام کنید چون بعدن با افزایش قیمت ،احساس پشیمونی بهتون دست میده.
ببینید تو چ زمینه ای نیاز به تغییرات بیشتر دارید همون دوره رو خریداری کنید و اگه توان خرید چن دوره رو دارید چن دوره رو تهیه کنید.
امیدوارم در تمام مراحل زندگیتون موفق باشید.
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته
سلام به همه دوستان گرامی
از ابتدای شروع این فایل یک نکته کلیدی توی فرمایشات تون توی ذهن من قلاب شد
این جمله
هر کسی تو مدارش باشه ، ،« میشنوه »
هرکسی تو مدار ترش باشه ، « می فهمه »
هرکسی خیلی آماده اش باشه ، « عمل میکنم »
جالبه این موضوع تکامل پاشنه آشیل همه مونه
خیلی روی این سه جمله بالا تعمق کردم
بخدا با آب طلا هم اگر بنویسی بازم کمه
پشت هر کلمهی اون یک دنیا تجربه با درک قانون خوابیده
من توی چند سالی دلم خوش بود به این که با دوره های شما آشنا هستم و مرتب گوش میکنم ، ولی متوجه نبودم که فقط میشنوم .
ترسهام اجازه نمیداد که مثل شما درک کنم ، میخواستم این حرف های شما را با منطق و استدلال خودم مطابقت بدهم. و فکر اینکه تا این حد از زندگی چیزی نفهمیدم آزارم میداد.
بالاخره بعد سالها درجا زدن و جار زدن به دیگران که راه بهتری هم هست ، فهمیدم که باید پارو نزد وا داد باید دل رو به دریا داد…
اینجا جایی بود که چیزی برای از دست دادن نداشتم از همه چیز و همه کس بریده بودم و زیر چکمههای عجله و طمع خورد و خاکشیر شدم.
باورتون نمیشه وقتی این سه جمله بالا از دهان شما خارج شد , یه احساس بزرگی و قدرتی بهم دست داد که دمت گرم جلال جون
در بسیاری از زمینه ها لااقل جزو مرحله اولی ها نیستی ، در بیشتر امور زندگی جزو مرحله دومی ها هم نیستی.
امروز هرچند لاک پشتی اما نسبتاً عملکرد بیشتری دارم و از این بابت شکرگزارم.
بخاطر عدم رعایت قانون تکامل چند خانه از دست دادم و الان مستأجر هستم
چندین شغل عوض کردم ، بخاطر حرص و عجله بارها وام گرفتم ، ورشکستگی را تجربه کردم ، از طرف خانواده خودم رانده شدم.
و ….
نمیخواهم بیشتر توجه و تمرکزم به ناخواسته ها باشه
امروز طعم شیرین خوشبختی و احساس خوب را چشیدم
با اینکه هنوز هدف هایی دارم که باید تیک بخورد اما من امروز با آنها زندگی میکنم و لذت میبرم.
برای تک تک عزیزان و همراهان صمیمی سایت آرزوی سلامتی و سعادت در دنیا و آخرت دارم
در پناه حق
به نام الله یکتا
امروز با دیدن این فایل و توجه به قدرت خداوند و توجه به آیات قرآن که میگه الذین یومنون بالغیب
که همه از الطاف خداوند به من است به محض رسیدن به مغازه دست چکم رو پاره کردم که در عمل ایمانم رو نشون بدم و به جای تکیه بر چک تکیه ام فقط به خداوند باشه،امیدوارم همون الله که من رو به این ایمان رسوند تا اینکار رو انجام بدم خودش هم قلبم رو آروم کنه و هدایتم کنه به صراط مستقیم و منو از شکرگذاران و تسلیم شدگان درگاهش قرار بده….الهی آمین
بهترین ها رو برای تک تک شما دوستان عزیزم میخوام و امیدوارم که عمل کنیم به الهامات تا تکاملمون طی بشه و پناه میبرم به خداوندی که هر چی هست از خودشه و من هیچم در برابر او….
ما رمیت اذ رمیت لکن الله رمی