اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد عزیزم از اینکه تکامل رو همیشه به ما یادآوری میکنین ازتون ممنونم.
فهم مطلب راحته اما در عمل اعتراف میکنم که ذهن چموش رو سخت میشه رامش کرد.
یکی از مکالمات هر روزه من با ذهنم اینه: اون آدم سالهاست تو این کاره، تو هم باید تکاملت رو طی کنی و برسی به اونجایی که این آدم الان هست.
چون ذهن همیشه میخواد به ما استرس بده و ما رو به هول و ولا بندازه.
و منی که قانون تکامل رو میشناسم باید این ذهن رو قانع کنم.
واقعا ذهن نقش بچه سرتقی رو داره که هی حرفش رو تکرار میکنه، و من مثل والد عاقل و صبور باید مدام براش توضیح بدم که بچه عزیزم قانونی هست به نام قانون تکامل. باید دوره ابتدایی رو بگذرونی، جمع و ضرب و تقسیم رو یاد بگیری، معادلات رو حل کنی تا برسی به انتگرال.
حتی گاهی تو درک مفاهیمی که شما توضیح میدید هم یه جاهایی ذهنم قفل میکنه. اونجاست که میفهمم درک اون مطلب مال چند مدار بالاتره، اما ذهنم گیر میده که نه تو اگه این یکی رو نفهمی پیشرفت نمیکنه و من باز باید براش توضیح بدم که اگه تکامل رو درست طی کنی میری به مدارهای بالاتر و درکت بیشتر میشه، الان وقتش نیست.
یا بازم میاد نتایج دوستانم رو میبینه و مقایسه میکنه و میگه ببین اینا دارن چقدر خوب رو خودشون کار میکنن. بازم باید تکامل رو بهش یادآوری کنم.
من فکر نمیکنم روزی بیاد که ما بتونیم بگیم تکامل رو به درستی فهمیدیم و به درستی داریم اجراش میکنیم. چون شیطان همیشه از این راه به ما حمله میکنه. اما ما میتونیم هر بار دستش رو بخونیم و تو قانون ماهرتر بشیم.
و قانون تصاعد هم بسیار برام جالب بود. وقتی به دور و اطرافم نگاه کردم و افراد موفق رو دیدم، متوجه شدم همشون تا یه جایی پیشرفت محسوسی نداشتن و یهو ترکوندن. اینجا جاییه که همه میگن طرف شانسش گل کرد و دیدی یهو چه پیشرفتی کرد؟
من باید تکاملم رو با احساس خوب طی کنم و ظرفم رو آماده کنم.
سوت زنان از توی جاده جنگلی پیش برم به سمت اون دودی که از دور میبینم و از مسیر لذت ببرم و یهو میبینم رسیدم به اون کلبه جنگلی که دودکشش رو از تو جاده میدیدم و یه نهر که از وسطش رد میشه و مرغ و جوجه های قشنگی که توش زندگی میکنن و هزار تا نعمتی که توی کلبه در انتظارمه.
تکامل ، مفهومی که در ذهن من بیشتر رند شده حرکت تدریجی در حد توان بدون زجر بدون سختی وبدو بدو وقتی مثال مغازه رو زدید یاد مغازه پدرم افتادم که جزو بهترین مغازه های بازار هست
یک زمانی پدرم با نیسان میوه باغ مون رو کنار ترمینال روستایی میفروخت وکم کم یه غرفه کوچیکه اجاره کرد ومیوهایی از بازار آورد بعد مغازه اجاره کرد وپله پله که بعد هامغازه خرید اون موقع پدرم میگفت کم کم مغازه میخریم وعجول نبود البته که تجربه داشت و کارهای زیادی رو امتحان کرده بود ولی من عجول بودم وفکر میکردم باید یکدفعه عمل کنم وسریع نتیجه بگیرم تصورم این بود که مسیر پدرم کند هست وراهش درست نیست در صورتی که راه درست مسیر آرام،آهسته و پیوسته است که از کارمون بازخورد بگیریم وهی مسیر رو اصلاح کنیم وذره ذره رشد کنیم از یک جایی تصاعد شروع میشه
سال 85 یه برهه ای وارد گلد کوئست شدم جوری انگیزه میدادند ومیگفتند تو باید حرکت کنی وبترکونی ویکساله به فلان درآمد میرسی ودوساله اینقدر میشه و..من رفته بودم یکشبه پولدار بشم یکساله خودم رو بازنشسته کنم
فکر میکردم بعد از یکسال من دیگه همه اهداف مالی رو بهش رسیدم خخخخ من مسیر رو اشتباه انتخاب کرده بودم مسیر درست مسیر علایقه مسیر عشق که لذت ببری
جیم ران : اگر به یک احمق انگیزه بدی در نهایت یک احمق با انگیزه داری
من درتمام مواردی که قانون تکامل رو رعایت کردم نتایجم عالی بوده آهسته بوده ولی موفقیت آمیز مثل باشگاه کشتی یا والیبال که چند سال هست بازی میکنم وهدفم یادگیری ولذت بردنه عجله ای هم در کار نیست
خدارو شکر که در مسیر یادگیری هستم این فایل رو که گوش میدادم استپ میزدم ویادداشت برداری میکردم ،حس میکردم که چرا تا الان که گوش میدادم این همه فایل چرا نشنیده بودم با وجودی که بارها این قانون رو گفتید من دوره 12 قدم رو حداقل چندین بار مرور کردم چطور اینها رو نشنیدم چطوره که فایل هاتون تازگی داره وبا هر بار گوش کردن چیزهای جدیدی میفهمیم چطوره که درکم بیشتر شده الله اکبر
خدایا سپاسگزارم از درک امروزم حسم اینه ظرف من بزرگتر شده صحبت های شما تغییر نداشته ،
بارها از شما شنیدم قوانین تکامل واحساس خوب مساوی با اتفاقات خوب رو وهر بار تکرار میشه برام تازگی داره
بعضی مواقع فکر میکنم من هیچی از قوانین نمیدونم ودوباره خودم رو میبندم به فایل دیدن وغرق میشم توی مطالب وکامنت های سایت مثل کسی که عطش داره وهر چی آگاهی دریافت میکنه اون عطش باز هم هست تشنه این آگاهی ها هستم
چند روز پیش یک نعمت بزرگی وارد زندگیم شد یه کیس وکیبرد وموس کامپیوتر ،مانیتورش رو داشتیم با ذوق و شوق زیاد وصلش کردیم چقدر احساس خوبی دارم
به روش معجزه آسایی برامون رسید خدای من اینقدر راحت اینقدر سریع اتفاق افتاد که من وعشقم بهت زده شدیم و امروز فایل ها رو توی مانیتور کامپیوتر میبینیم و این نتایج رو برای خودمون مرور میکنیم چرا قبلا اینجوری نبوداصلا تا الان من کامپیوتر نداشتم واین اولین کامپیوترمون هست خدایا شکرت ،اینها نتایج زیبابینی ،توجه وکنترل ذهنمون هست
هفته پیش هم نعمت دیگه ای بود چرخ گوشتمون ازکار افتاد به عشقم گفتم حتما یه چرخ گوشت خوب میخواد برامون برسه، به سه روز نکشید که یه چرخ گوشت برند ترکیه ای خریدیم اطلاعات از اینترنت در مورد چرخ گوشت خوندم وبرند ها رو نگاه کردم وجنس خوب مد نظرم بود هدایت شدیم به یه فروشگاه که چشمم به چرخ گوشت افتاد برند خوب وتخفیف هم خورده بود و نشانهها براین بود بخریم وبعد از خرید فهمیدیم مبلغ پانصد هزارتومان ارزانتر از جاهای دیگه بودخداروشکر
اونقدر روند زندگی رو به آسانیه که فکر میکنم خدا منتظره من چیزی رو درخواست کنم و برام جور کنه خدایا سپاسگزارم قبلا اینطوری نبود داره دنیا روی خوشش رو بهم نشون میده وباور میکنم که جور دیگه ای هم میشه زندگی کرد وخدا کارها رو انجام بده خدایا شکرت
خدایا من اجازه میدهم که مرا هدایت ام کنی به راه راست پر از نعمت وثروت وخوشبختی
اول اینکه تشکر میکنم بابت کامنت خوبتون خداروشکر که زندگی داره اون روی قشنگ و زیبا و راحتش به شما و همسرتون نشون میده
دوم خیلی خوشحال شدم وقتی خوندم والیبال بازی میکنید من خودم یه بار توی سن کمتر از 15 به تیم شهرستانمون دعوت شدم و خیلی ها بهم میگفتن برای والیبال خوب هستی و حتی یکبار دم عابر بانک بودم یک خانم بعد از تموم شدن کارم بهم گفت خیلی خوبه قدت خواهرم فلان شهر تیم داره بیا اونجا بازی کن
دستای کشیده و قد بلندم چیزی بود که هرکسی میدید میگفت تو خیلی خوبی
حتی بسکتبال هم پیشنهاد داشتم از یکی از مربیهای شهرمون
ولی علاقه همیشگیم فوتسال و فوتبال بود و دوست داشتم فوتسالیست بشم از 14 15 سالگی به خودم میگفتم
از 18 سالگی شروع کردم
و الان 24 سالمه تقریبا میشه گفت 1 سالی میشه برگشتم ولی بخاطر اینکه میخواستم از همون اول سنگ بزرگ بردارم مثل وحید شمسایی توی قدم اول برم لیگ برتر و اولین بازی، بازی کنم و گل بزنم وبه تیم ملی دعوت بشم
حتی اگر بهم میگفتن فلان تیم استانی توی یه استان دیگه میای میگفتم نه، با خودم میگفتم من آمادگی ندارم بعد برمیگشتم خونه میگفتم اگر قرار باشه برم یه استان دیگه همینجا توی استان خودمون دوتا تیم لیگی برتری هست میرم اونجا
همین سنگ بزرگ باعث شد من اصلا نتونم قدم از قدم بردارم
کلی دور سر خودم چرخیدم و اومدم از باشگاه شهرمون دوباره استارت زدم
بارها آرزو ها کردم کاش برمیگشتم به 18 سالگی چقدر خوب اونجا داشتم تکاملم طی میکردم هر روز شجاع تر میشدم
با هم تیمی هام موقعیت گل میخواستیم پاس گل میدادم یا گل میزدم، پا به توپ بازیکن حریف رد میکردم میرفتم جلو
پشت سرم یارم بلند میگفت آفرین
اوایل یادمه عقب گیر میبودم کسی اعتماد نمیکرد پاس عقب بهم بده چون خیلیی میترسیدم
که اشتباه کنم کم کم ترسم ریخت
کلی از بازیهای تفریحی سالن لذت میبردم
خلاصه کلام بگم همش لذت بود لذت و یادگیری و نگران هیچ چیزی اون جلو نبودم
یادم با خودم میگفتم من میتونم با کار کردن روی باورام توی 6 ماه به اندازه ی کسی که 2 یا 3 سال کار کرده رشد کنم الان که بیادش آوردم برام سخت بود ولی باید بپذیرم که گذشته دیگه گذشته و باید این لحظه دریابم
دقیقا باورم این بود و قدم به قدم مسیر میرفتم
توی فاصله بین 18 تا الان 24 سالمه بارها رفتم سالن حتی یه بارم رفتم چمن ولی هربار رها کردم
چمن رها کردم چون وقتی برگشتم خونه تمام بدنم سلول به سلول درد میکرد
دومین بارش سالن بود که اونم رفتم و برگشتم چون فهمیدم مربی بدون تمرین کردن میخواد تیم بفرسته مسابقات و دوم اینکه من حین بازی توی سالن همش احساس میکردم کشاله رانم میخواد پاره شه اصلا یه ترس عجیبی داشتم که منو بیخیال کرد و با گریه از این موضوع برگشتم خونه کلی هم مسخره شدم توسط بقیه که کم آوردی و فلان
همین تیم رفتن مسابقات وکلی مصدوم دادن البته خداروشکر میکنم که باهاشون همراه نشدم
بار سوم وقتی رفتم اینقدر رر خاطرات سالن و اینکه مثل قبل نیستم منو اذیت میکرد که همه چیو هر بار قورت میدادم هر بار دلم میخواست خاطرات گذشته رو یادآوری کنم
هر بار بگم قبلا چقدر خوب بود
یک کلام گذشته از ذهنم پاک نمیشد و من به خاطر این موضوع و همینطور یکسری بی ایمانی هام دیگه نرفتم
تا دوباره میتونم بگم 1 ماه بیشتر دوباره تصمیم گرفتم برسم سالن دقیقا از همین تابستون تا اینکه کم کم به تضادی خورد فوتسال شهرمون از 3 جلسه شد 2 جلسه و بعدش گفتن کلا کنسل
منم خداحافظی کردم و توی این چند هفته اخیر سعی کردم چندقدم بردارم برای هدفم
بعد از گوش دادن یکی از گام های قبلی که استاد گفت باید کار بزرگ و هدف بزرگ قسمت کنی من گفتم امروز چطور میتونم اولین قدم بردارم چند ساعت بعد مربی بهم پیام داد که بیا تمرین دوباره اول خیلی خوشحال شدم دقیقا روز پنج شنبه بود
من از قبلش همش حس اینو داشتم که پنج شنبه نیست بابا شنبه ست واقعا حس شنبه داشتم و شروع کردم کارها و وسایلم مرتب کردم آماده کردم برای پنج شنبه
تا اینکه پنج شنبه رسید و من اسنپ گرفتم رفتم همین که وارد شدم دیدم همه پشت در وایستادن گفتن تمرین کنسل
نمیدونید اون لحظه چه حس داشتم دلم میخواست تلفن را از مربی بگیرم با نایب رئیس کلی حرف بزنم خیلی عصبانی بودم
اینقدر که به همه گفتم من میمونم تا اروم شدم میرم و وسطاش گریه کردم
حالم گرفته شد گفتم خدا تو گفتی بیا مگه بهت نگفتم امروز باید یه امید بزرگ میدادی چرا اینطور شد
سگ نگهبان اومد چند دقیقه توی فاصله چند متری کنارم نشست هی نگا میکرد
نمیدونستم چیکار کنم
اخه خیلی امسال تلاش کرده بودم و بعد از اون صحفه گوشیم را باز کردم دیدم کامنت یکی از دوستان جلوی روم و دقیقا درمورد تضاد هاست و همون نشونه دیدم از اون روز سعی کردم با این نشونه به مسیرم ادامه بدم و هر روز فایلها گوش بدم
امروز احساس میکنم احساس میکنم باید روی احساس لیاقت کار کنم و خودم لایق بهترینها بدونم
دقیقا همین الان که دارم برای شما کامنت میذارم مربیم پیام داد و یه خبر شنیدم که منو داره ترغیب میکنه که باید برای خودم ارزش قائل باشم و کمتر از بهترین قانع نشم
بهترین در هر مرحله و مداری که هستم
بهترین یعنی چیزی که از مدار و شرایط من یک مدار بهتره نه بیشتر نه کمتر
بهترین یعنی رفتن به سمت چیزی که من توی این لحظه آمادگیشو دارم
بهترین یعنی چیزی که حالم باهاش خوبه احساس نمیکنم از سر من زیادیه
من لایق بهترینام
خداروشکر میکنم
آقای حسینی اصلااا فکرش نمیکردم که قراره یه همچین کامنت طولانی برای شما بنویسم اصلا قصدش نداشتم ولی اینجوری پیش رفت، میخواستم اخرش بیام در مورد قانون تکامل نتیجه گیری کنم ولی تا همینجا نگه میدارم
سلام به مریم خانم عزیزم خوشحال شدم نقطه آبی کنار اسمم رو دیدم ،چقدر توانمند هستید در کامنت نوشتن واقعا قابل تحسین هستید بهترین در هر مدار ومرحله ای که هستید یادمه یه مصاحبه از رحمان عموزاد ملی پوش کشتی آزاد دیدم که گفتند من همیشه بهترین خودم رو ارائه میدم وخیلی قابل تامل بود به این معنا که هر روز روی توانمندی های خودم کار میکنم و بهبود دائمی دارم
البته که همه ما فوق العاده هستیم مریم عزیز شما هم فوق العاده هستید شما هم لیاقت بهترین بودن رو دارید شما هم بی نظیرید به قول استاد هر روز ویژگی های مثبت رو به خودتون بگید وخودتون رو تشویق کنید وبرای خودتون دست بزنید
شما فوقالعاده هستید بهترین ها رو براتون آرزو میکنم سپاسگزارم
سلام و درود خدا به شما دوست همفرکانسی ..داشتم با عشق و با ولع زیاد کامنت ها رو میخوندم انگار که یه گنج بزرگ پیداکردم تو این فایل و کامنتهای تک تک دوستان…الله اکبر خدایا شکرت چقد حالم خوبه امروز نشانه های خوب از در و دیوار برام میاد از حس خوب و انرژی بینظیر روحی وجسمیم گرفته تا برخورد خوب همکارام و خوندن این کامنتهای گنجنینه ای…..کامنتتون خیلی برام انگیزه بخش بود و مخصوصا با ذکر مثال از پدر بزرگوارتون که چقدر ایشون قانون رو رعایت کرده بودن و نتیجه گرفتن خدایا شکرت بخاطر دقت اتم واری قوانین ثابتت..
چیزی که تهییجم کرد براتون کامنت بنویسم نوشتن نتایج معجزه وارتون بود و اینکه فرمودین انگار خدا منتظره من درخواست کنم واون اجابت کنه چقدر با این جمله تون ارتباط برقرار کردم وبه دلم نشست چون این تجربه هارو داشتم ولی متاسفانه ذهن اونارو فراموش میکنه…انشالله که این روند براتون پایدار و هر روز هم نتایج بزرگتر و بزرگتر وصدالبته با رعایت ازلی ترین قانون جهان قانون تکامل..ممنونم ازتون از استاد عزیز و خانم شایسته وتک تک دوستان که فرشته های این بهشت هستند هم سپاسگزارم..خدایا شکرت…
سلام به استاد عزیزم خانم شایسته بهترین ودوستان فوق العاده سایت
گام دوازدهم
چقدر با گوش دادن به این فایل دیدگاهم نسبت به قانون تکامل تغییر کرد همیشه هروقت در این مورد فکر میکردم دوست نداشتم که باید صبر کنم تا قدم به قدم نتیجه حاصل شود
اما با توضیحات استاد وباز کردن قانون تکامل خیلی به این قانون علاقهمند شدم والان در هر چیزی قانون تکامل را پیدا میکنم ولذت میبرم مثل رانندگی دوچرخه سواری رشد تکامل خودم از بچگی و…
من هم با رعایت نکردن این قانون ضربه های محکمی خوردم وچیزهایی را از دست دادم وامیدوارم همیشه در هر شرایطی پیروی از این قانون یادم بمونه
من روزی که به پروژه خانه تکانی ذهن هدایت شدم تا گام5 گذاشته شده بود خداراشکر بااین اطلاعیه خانم شایسته من هم رسیدم به گام 12اما از روز اول که میخواستم شروع کنم ذهنم میگفت اگر قسمتت بود از اول هدایت میشدی ومن هم بهش گفتم من دیروز از خدا هدایت خواستم وبه این مسیر دعوت شدم
و آنان که به ایمان سبقت گرفتند از مهاجر و انصار،و آنان که به نیکوکاری پیروی آنان کردند،خدا از آنها خوشنود است،وآنها از خدا خوشنودند،وبرای آنها باغ هایی مهیا ساخته که از زیر (درختان)ش نهر ها جاری است.
تا ابد در آن باشند.
(100توبه)
درود و برکت و ثروت بیکران خداوند نثار استاد عباسمنش و خانم شایسته باشد که با این فایل هدیه ارزشمند،مسیر زندگی من را به سمت بهتر شدن هدایت کردن…
بله کاملاً درست است،انسان در مورد مسائل زندگی اش نباید بیتفاوت باشد و برای حل آنها کوتاهی کند و نه باید قانون تکامل را رعایت نکرده و شتاب زده عمل کند.
ره رو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود.
ره رو آن است که آهسته و پیوسته رود…
یکی از ویژگی های استاد عباسمنش و تمام افراد موفق صبور بودن است،باید در هر شرایطی که هستیم،اگر جنگ و قحطی و…است صبور باشیم و به رحمت خداوند امیدوار باشیم…
کارها آسان شود اما به صبر روزگار….
واگر هم صحبتی میشنویم که باعث گمراهی ما میشود،مثلا شخصی میخواهد ما را عضو شرکت هرمی کنند و یا هر شخصی با هر هدفی ازما انتقاد غیر سازنده میکند ویا باما بد برخورد میکند،یک گوش را درو گوش دیگر را دروازه…
بحث کردن بامردم هم باعث گمراهی ما میشود…باید با صبر و توکل در مسیر درست حرکت کرد…
سلام ودرود بر همه خوبان در این سرزمین توحیدی به فرماندهی استاد باعشق عباسمنش عزیز ومریم عزیز
درس امروز از این دوره بی نظیر
تکامل تکامل تکامل تکامل تکامل تکامل تکامل تکامل تکامل کم کم کم کم کم کم قطره قطره دریا میشود
استاد عزیزم ممنونم از تکرار اصل قانون که در تمام فایل هات چه مخفیانه چه آشکار بیان میشه تا وارد ضمیر ناخودآگاهمون بشه و زندگی تمام اونابی که در مدار دربافتش هستن و تغییر بده خداروشکرررررر که میکنم که در مدار دریافت این آگاهیی ها هستم چرا از کجا فهمیدم؟
ازاونجایی که هروقت به فایل ها و این آگاهی گوش میدم حالم خوب میشه حالم دگرگون میشه واصلااااااا وابدااااا هیچچچچچ مقاومتی برای پذیرفتن این موضوعات هم ندارم و دارم تکاملمو طی میکنم خیلی آرومتر از قبل صبور تر از قبل باوجود عیالوار بودنم حالم بد نمیشه نگران نمیشم از آینده بچهام وخودم نمیترسم میگم خدایی که امروز هست فردا هم هست و هر روز که میگذره با عمل به این آگاهی ها من طبیعتا وقطعااا قویتر میشم ضعیفتر که نمیشم من با رعایت همین تکامل در نرمشهای کششی روزانه ام که چندوقته شروع کردم قبلا جسته گریخته بمدت کم انجام میدادم و الان دوهفته هرروز دارم انجامش میدم ، در حرکت پلانک جلو رور اول بزور 20ثانیه زدم هرروز که میگذشت حس میکردم داره توانم بیشتر میشه که الان بعد گذشت فکر کنم دوهفته رکورد پلانکم شده 3دقیقه منو این حرفتونو کاملااااا درک میکنم تو زندگیم تجربه شو دیدم که چه روزایی بود عجله داشتم میخواستم زود ثروتمندبشم عصبی میشدم ولی الان ها که عواقب بدون طی نکردن روندتکامل و فهمیدم هرروز میگم خدایااااا شکرت که من ثروتمندنشده پولدارم نکردی
خیلی خوشحالم چون تا ذهن ثروتمند نشع از هرلحاظ پولدارشدن فقط خطره خطرررررر این ذهن ثروتمنده که میتونی هم پول زیاد دربیاری هم در جاهای درست ازش براحتی بهره ببری لذت ببری و خداروشکررررر که من هنوز پولدار نشدم چون ذهنم فقیره هنوز الگوی ثروت در ذهنم قرار نگرفت و الهی شکرررر به لطف این دوره دارم خیلی زیبا تکاملمو طی میکنم وچقددددد این مریم عزیز بانوی شایسته تربن آگاهیی این لایو ها رو کنار هم قرار داد بقول خودش بصورت الهامی که کدوم فایل باید اول میبود کدوم دوم و به همین ترتیب واقعاااااا دم مریم جان و خداش گرم از گام اول من یه چیزی رو در درونم حس میکنم که داره بزرگتر میشه صبورتر میشم مهربون تر میشم خدایاااااا بابت این چیدمان دوره بی نطیر گام به گام شکرررررت میکنم.
در فایل قبلی گام یازدهم در سرفصل آیتم آخر نوشتین وگفتین ، جنگیدن برای خواسته،باقوانین خداوند هماهنگ نیست و هماهنگی با قوانین یعنی مسیر کمترین مقاومت.
بسیااااااار زیبا گفتین این یعنی رعایت نکردن قانون تکامل این یعنی غر زدن به تضاد ها این یعنی نعوذبالله خدا هیچی حالیش نیست نمیدونه که من فلان چی و میخوام وبایددد بهم بده این چه مسخره بازی در اورده، دیگه نمیدونیم که من تا روند رشدمو طی نکنم اگه بهم بده نه تنها سود تیست بلکه چنان ضرریه که در آرزوی شرایط قبلیم باید شب وروز زجه بزنم و خداخدا کنم دقیقاااا مثل مثالی که استاد از روز اول بدتسازی رفتنش گفتن و تازه وقتی بدون تکامل به پول یا هرچیزی دیکه برسی اون چیز میشه وسیله عذابت وقتی اینو درک کنیم تازه میفهمیم که خدا چقددددددد مارو دوست داره وچقددددد مهربونه بعد برای همینش باید شکرگزاروقدردانش باشیم.
اصلاااا خداروشکرررر خیلی وقته خودمو با هیج کس قیاس نمیکنم از بس بچه بودیم درس نمیخوندیم مارو با آدمایی قیاس میکردن که درس خوان بودن قاطی میکردم واین باعث شد هرگز اینکارو خودم تکرار نکنم و عزت نفسمو خورد نکنم.
خداروشکرررر که ذهنم نصبت به این قانون و قوانین الهی هیچ گونه مقاومتی نداره و خداروشکر این روزا خیلی داره درکم بهترتر میشه و میفهمم که امباپه یا هر آدم موفقی رو که میبینم درک میکنم که از کجا به کجا رسید وزیبایی این قاتون اینه که وقتی مسیری رو با صبوری گذروندی به جایی میرسع که رشد بصورت تصاعدی یک دفعه با زمان کم و باسرعت زیاد صفر تا صد طی میشه که همه هاج وواجش میمانن وفقط اون فردی که از قانون خدا خبر داره میدونه چه اتفاقی داره میوفته که این بازی جهان بسیاااار زیبا و لذت بخشع بقول انیشنین خوندن فکر خدا بسیااااار لذت بخشه که دنبالش بود .
حالا فهمیدم که چرا نباید عجول باشم چرا دین میگه حرص و طمع اصلاااا خوب نیست وعجله کار شیطانه بخاطر اینکه اگه حرص بزنیم طمع داشته باشیم نمیتونیم صبوری کنیم که بقول شاعر میگه گرصبرکنی ز قوره حلوا سازی یعنی باصبوری کار به ظاهر نشد و میشع به شد تبدیلش کرد که قران هم در تمام حرفاش میگه صبوری کنید و صلات کنید که بااین دو کار میشه به هر خواسته ای رسید که صبوری کردن و توجه به زیبایی های مسیر یعنی رعایت قانون تکامل جهان که با حرص خوردن و طمع کردن نمیشه این روند و طی کرد و نتیجه اش میشه پشیمانی و درد ورنج فراوان .
برای همینه شیطان ازاین ترفند حرص زدن و طمع کردن و عجله کردن مارو به دامش میندازه حالا ماییم که میخوایم قدرت و دست شیطان بدیم یا دست خدا
این را فهمیدم که چیزی با تکامل بدست بیاد هرگززرر خراب شدنی نیست و سرشار از لذت و زیباییه وبا این نشونه میشه فهمید تکامل چقد شیرینه .خداروشکررررد که ذهنم مقاومت نداره خداروشکررررر که دارم تکاملمو طی میکنم که آرومم حالم خوبه الهی شکرت.
خداوندا سپاسگزارم بابت قدم به قدم راهنمایی و هدایتگری.
استاد عزیز چقدر دوست داشتم این فایل رو ، اول از همه اون طبیعت بی نظیری که پشت سرتون قرار داشت. احساس میکنم وزش باد ملایمی که موج های کوچکی روی دریاچه ایجاد کرده رو میتونم حس کنم، خدایا متشکرم بابت این همه زیبایی.
قانون تکامل رو بیشتر از هرجایی در تمریناتم حس میکنم. گاهی که جو گیر میشم و فکر میکنم طوطی وار باید تمرین کنم اما کارها خوب پیش نمیره و بعد ذهنم شروع به سرزنشم میکنه که چرا جدی نمیگیری، چرا بیشتر تلاش نمیکنی؛ اینجاست که وقتی یاد قانون تکامل می افتم قلبم آروم میگیره و به خودم میگم هیچ اشکالی نداره، رشد کردن هم قدم به قدم اتفاق میافته.
من وقتی در مدار اول هستم نه تنها نتایجم شبیه مدار دهم نیست بلکه اندازه تمریناتم، مدل فکری ام و میزان جذب خواسته هام و حتی میزان اگاهی به کنترل ورودی های ذهنی ام شبیه مدار دهمی ها نیست.
بله قانون تکامل در تمام امور هستی جاری و ساریه. نیازی نیست من یک شبه ره صدساله برم اما هرچه جلوتر برم راحتتر میتونم گامهای بزرگتر بردارم، مثل الآنم در مقایسه با چند سال پیشم.
چند سال پیش وقتی با مطالب قانون جذب آشنا شدم اولش برام عجیب ، کم کم جذاب و بعد منو به فکر واداشت تا اینکه هر چند روز درمیون سعی میکردم یه کم روی ورودی ذهنم مسلط باشم و خدا میدونه چقدر همون لحظات کوتاه و بریده بریده بودند.
به لطف خدا، با استمرار و تلاشم الان کاملا متوجه ام هرآنچه از خوب و بد در زندگیم تجربه میکنم نتیجه افکار خودمه و دیگه ذهنم مدتهاست دنبال هیچ مقصری نمیگرده.
دیگه ذهنم به طور کامل پذیرفته که من یک موجود کاملا فرکانسی هستم و زندگیم براساس فرکانس های خودم رقم میخوره. برای همینه که الان وقتی از موضوعی ناراحت میشم سعی میکنم ریشه افکارم رو پیدا کنم و فرمون ذهنم رو بچرخونم سمت چیزی که میخوام .
نمیدونید چقدر ذوق دارم برای روزهای آینده ام چون فقط خدا میدونه چه زیبای های بی نظیری پیش روی منه که قراره بهشون برسم و من از همین حالا دارم کیف میکنم که در زندگیم قراره این همه لذت رو تجربه کنم. خداوندا بینهایت از شما سپاسگزارم و متشکرم که منو به مرحله از آگاهی هدایت کردی.
استاد عزیزم و مریم بانو جانم از شما بابت این فایل بینظیر سپاسگزارم که قوانین عالم هستی رو برامون یادآوری میکنید.
ثروت، برکت، شادی، سلامتی و عشق رو برای همه عزیزان آرزومندم ️.
– رعایت تکامل یعنی، بهبود عملکرد فعلی ات نسبت به قدم قبلی و استمرار در این روند؛
تکامل به این معنای صرف زمان طولانی برای رسیدن به یک خواسته نیست، بلکه این معناست که: وقتی ظرف وجود ما آماده دریافت می شود، به خواسته هامان می رسیم. اینکه چقدر زمان می برد تا ظرف وجود ما آماده شود، بستگی کاملی به کار کردن روی باورهایمان دارد؛
“طمع، حرص و عجله”، بزرگترین اسلحه های شیطان هستند. به اندازه ای که از این خصوصیات دور می شوی، در مسیر هموار تحقق خواسته هایت قرار می گیری
اگر بخواهی قانون تکامل را دور بزنی، حتی اگر به خواسته ات برسی، نه تنها از مقصد لذت نمی بری، بلکه به پوچی می رسی؛
رعایت قانون تکامل یعنی: مقایسه نکردن خود با دیگران. ریشه این ویژگی، ااحساس خود ارزشمندی درونی است؛
سختی های مسیر، نتیجه عدم درک و رعایت قانون است. وگرنه به اندازه ای که با قوانین هماهنگ باشی و بر طبق قانون عمل کنی، به همان اندازه مسیر رشد شما هموار می شود؛
تکامل
من بسیار بسیار ادم عجول و طماعی بودم و متعهد هم متعاقبا نبودم و ارام ارام و با تضادها و شکستها و ضربه هایی که خوردم بهتر و بهتر شدم و هنوزم درم هست.
من قبلا دوست داشتم تا کاری به کسی میگم سریع انجام بده واگر نمیکرد سریع انجام میدادم خودم حتی اگه سختم میبود ،و تو طمع، من از بچگی چه تو جلب محبت ،چه خرید چیزی ،چه پول ساختن و گرفتن طماع بودم البته نه خیلیا بد فکر نکنیدا !!! ولی به مروم کم و کمتر شد و حال درنیم بهتر میشد.
اینکه تکامل مساوی با سختی کشیدن =برداشت منم هم بود و از وقتی وارد این سایت ارزشمند شدم و دستاوردهای شما و دوستان رو خوندم و الگوسازی کردم و منطقی تر شد در ذهنم ارام ارام تغییرات درمن شکل گرفت و الان که به گذشته فکر میکنم گاهی با لذت به خواسته هام رسیدم و براساس تکامل و گاهی هم با درد و زجر و عدم تکاملم بوده.
واینو از شما یدگرفتم که هر چی که سخت بدست میاد اشتباه و باید درستش کرده باید هموارباشه مسیر و لذت ببری از هرلحظه بودن در اون مسیر ،رها باشی و بذاری خدا هدایتت کنه و یک قدم یک قدم بری جلو و متعهد باشی و ادامه بدی و خدا باهرقدمت نعمتهای بهتری رو در مسیرت قرار میده و اینه تکامل به اسانترین و لذت بخش ترین شکل ممکن و این به معنی نیست که بشینی و کاری نکنی تا اسون بشی نه حرکتی که درش علاقه و شورو شوق باشه حرکتی که ادامه دارررررررررررر باشه و لذت بخش و اسان
خداروشکر میکنم و سپاسگذار خداوند هستم که قلب من رو باز کرده و من توانایی دریافت هدایت ها و قوانین او هستم ،
همیشه ته ذهن و قلبم قبول داشتم عجله نباید بکنی و با تکامل پیش بری کم و کم قدم به قدم و با گوش سپردن به خدا حرکت کنی ؛ گاهی خودم به راه خودم شک کردم که شاید اشتباه میکنم و بیشتر از اون مورد شماتت قرار گرفتن من توسط اطرافیانم که خیلی ادم بیخیال و کندی هستم و هیچ چیز توی زندگی من برام با اهمیت نیست ، درحالی که من بشدت به زندگیم اهمیت میدادم و نمیتونستم درک کنم چرا انقدر تلاش دارن زود و با فشار کاری انجام بدم ، الان با شنیدن این فایل برام یاداوری شد که دارم درست انتخواب میکنم و اگاهانه بی توجهم به حرفای بقیه .
گام دوازدهم: رعایت قانون تکامل= هموار شدن مسیر رشد/ 14 مهر 1403
1. قانون تکامل: خود خداوند هم دنیا رو طی تکامل آفرید و با یک بشکن نیافرید. تکامل به معنی طول کشیدن از لحاظ زمانی نیست تکامل یعنی وقتی ما آماده میشیم به خواسته هامون می رسیم ممکنه اولش طول بکشه تا آماده بشیم اما بعدش بوم بوم بوم پشت هم اتفاق میوفته. طمع و حرص بزرگ ترین اسلحه شیطان است و نباید عجول باشیم. دنیای اطرافت رو ببین ی دونه میکاری یک روزه درخت نمیشه یک تخم مرغ 21 روز طول میکشه جوجه بشه. پیامبر 40 سالگی میشه پیامبر. از یک جا به بعد که قانون تکامل رعایت میشه می خوره به تصاعد. اما آدما می خوان یک شبه به نتیجه برسن. یکی از دلایلی که آدم ها می خوان زود برسن به نتیجه اینه که می خوان خودشون رو دیگران ثابت کنن. تو باید خودت رو با خودت مقایسه کنی.
2. وقتی تکامل رو رعایت می کنی اولش کند پیش می ره ولی بعدش وارد تصاعد میشی و تند تند نعمت وارد زندگی نمیشه. وقتی تکامل رو رعایت کنی همه چیز در زندگیت تغییر می کنه از نعمت بیشتری که وارد زندگیت میشه از هزینه هایی که تو زندگیت هست کم میشه. سلامتی که بیشتر میشه و……… حرص و طمع رو کنترل کنید.
3. وقتی هدف زندگی رو درک کنید و تکامل رو رعایت کنید از زندگیتون لذت می برید و به خواسته هاتون می رسید. شما باید قدم به قدم عمل کنید و هر قدم هدفت یک کمی از قدم قبل بزرگتر باشه بهش برس و بعد هر بار قدم های بزرگتر اینطوری هست که رشد می کنی. سنگ بزرگ برداشتن باعث زجر میشه و تازه باید بدویی که برسی به صفر.
4. زجر کشیدن در مسیر یعنی قانون رو رعایت نمی کنی. اگر زجر می کشی از حماقتت هست.
5. احساستون رو باید خوب نگه دارید.
6. با عمل به قانون تمام پیش بینی هات درست خواهد بود.
میخام چند مثال از خودم که رعایت نکردن تکامل باعث شد نتیجه نگیرم رو بنویسم.
– زمانی که تازه وارد مسیر علاقم شده بودم، به خودم گفتم میام تو خونه تمرین میکنم و در کنارش تمرکزی میام روی پیجم کار میکنم و بعد که پیجم بالا رفت شروع به کار کردن و کسب درآمد.
به ظاهر مسیر خوبی میومد، اما نه برای من، من شخصیتم آمادگی نشستن تو خونه رو نداشت، تا اون زمان هر کاری کرده بودم، یا مجبور بودم و یا گزینه دیگه نداشتم که بخام انجام بدم. برای همین توی مسیر خیلی شل و سفت کردم ، مثلا یه هفته جدی کار میکردم، یه هفته به قول استاد کَوچ پوتِیتو میشدم و نهایتا بعد از تقریبا یه سال، هیچ نتیجه پایداری از این تصمیمم نگرفتم.
-وقتی دوره قانون سلامتی رو خریدم، باید خودم برای تهیه و آماده کردن غذا هزینه میکردم و این در حالی بود که من تا قبل اون هزینه غذا خوردنم همیشه پدر متقبل میشد. و درآمدم هم جوری بود که برای اینکه خرید غذای مناسب باید تقریبا کل درآمدم رو خرجش میکردم و هیچی برای سایر مخارجم نمیموند، خلاصه من تقریبا دو ماه دوره رو شروع کردم ولی غذا خوردنم در حد بخور و نمیر بود و واقعا گشنه میشدم و چلی مقاومت میکردم چون پولم نمیرسید غذای بیشتری تهیه کنم. و کلی سختی و بی حالی رو به خودم تحمیل کردم و نتیجه این شد که دوره رو ول کردم.
———————-
بهترین دلیلی که میتونم برای عدم رعایت تکامل بیارم.
همون عجله کردن هست
اینکه وقتی یه خواسته جدیدی برامون ایجاد میشه، یهویی جو گیر میشیم و بدون اینکه یه نگاهی به وضعیت فکری ، شخصیتی، مالی و … مون بکنیم، میخایم هرچه سریعتر به اون هدف برسیم و نتیجش میشه به نتیجه نرسیدن و حتی آسیب خوردن.
با نام و یاد خدا
خانه تکانی ذهن گام دوازدهم
استاد عزیزم از اینکه تکامل رو همیشه به ما یادآوری میکنین ازتون ممنونم.
فهم مطلب راحته اما در عمل اعتراف میکنم که ذهن چموش رو سخت میشه رامش کرد.
یکی از مکالمات هر روزه من با ذهنم اینه: اون آدم سالهاست تو این کاره، تو هم باید تکاملت رو طی کنی و برسی به اونجایی که این آدم الان هست.
چون ذهن همیشه میخواد به ما استرس بده و ما رو به هول و ولا بندازه.
و منی که قانون تکامل رو میشناسم باید این ذهن رو قانع کنم.
واقعا ذهن نقش بچه سرتقی رو داره که هی حرفش رو تکرار میکنه، و من مثل والد عاقل و صبور باید مدام براش توضیح بدم که بچه عزیزم قانونی هست به نام قانون تکامل. باید دوره ابتدایی رو بگذرونی، جمع و ضرب و تقسیم رو یاد بگیری، معادلات رو حل کنی تا برسی به انتگرال.
حتی گاهی تو درک مفاهیمی که شما توضیح میدید هم یه جاهایی ذهنم قفل میکنه. اونجاست که میفهمم درک اون مطلب مال چند مدار بالاتره، اما ذهنم گیر میده که نه تو اگه این یکی رو نفهمی پیشرفت نمیکنه و من باز باید براش توضیح بدم که اگه تکامل رو درست طی کنی میری به مدارهای بالاتر و درکت بیشتر میشه، الان وقتش نیست.
یا بازم میاد نتایج دوستانم رو میبینه و مقایسه میکنه و میگه ببین اینا دارن چقدر خوب رو خودشون کار میکنن. بازم باید تکامل رو بهش یادآوری کنم.
من فکر نمیکنم روزی بیاد که ما بتونیم بگیم تکامل رو به درستی فهمیدیم و به درستی داریم اجراش میکنیم. چون شیطان همیشه از این راه به ما حمله میکنه. اما ما میتونیم هر بار دستش رو بخونیم و تو قانون ماهرتر بشیم.
و قانون تصاعد هم بسیار برام جالب بود. وقتی به دور و اطرافم نگاه کردم و افراد موفق رو دیدم، متوجه شدم همشون تا یه جایی پیشرفت محسوسی نداشتن و یهو ترکوندن. اینجا جاییه که همه میگن طرف شانسش گل کرد و دیدی یهو چه پیشرفتی کرد؟
من باید تکاملم رو با احساس خوب طی کنم و ظرفم رو آماده کنم.
سوت زنان از توی جاده جنگلی پیش برم به سمت اون دودی که از دور میبینم و از مسیر لذت ببرم و یهو میبینم رسیدم به اون کلبه جنگلی که دودکشش رو از تو جاده میدیدم و یه نهر که از وسطش رد میشه و مرغ و جوجه های قشنگی که توش زندگی میکنن و هزار تا نعمتی که توی کلبه در انتظارمه.
بنام خدا
سلام به استادان عزیزم وهمه عزیزان
گام دوازدهم از پروژه خانه تکانی ذهن
تکامل ، مفهومی که در ذهن من بیشتر رند شده حرکت تدریجی در حد توان بدون زجر بدون سختی وبدو بدو وقتی مثال مغازه رو زدید یاد مغازه پدرم افتادم که جزو بهترین مغازه های بازار هست
یک زمانی پدرم با نیسان میوه باغ مون رو کنار ترمینال روستایی میفروخت وکم کم یه غرفه کوچیکه اجاره کرد ومیوهایی از بازار آورد بعد مغازه اجاره کرد وپله پله که بعد هامغازه خرید اون موقع پدرم میگفت کم کم مغازه میخریم وعجول نبود البته که تجربه داشت و کارهای زیادی رو امتحان کرده بود ولی من عجول بودم وفکر میکردم باید یکدفعه عمل کنم وسریع نتیجه بگیرم تصورم این بود که مسیر پدرم کند هست وراهش درست نیست در صورتی که راه درست مسیر آرام،آهسته و پیوسته است که از کارمون بازخورد بگیریم وهی مسیر رو اصلاح کنیم وذره ذره رشد کنیم از یک جایی تصاعد شروع میشه
سال 85 یه برهه ای وارد گلد کوئست شدم جوری انگیزه میدادند ومیگفتند تو باید حرکت کنی وبترکونی ویکساله به فلان درآمد میرسی ودوساله اینقدر میشه و..من رفته بودم یکشبه پولدار بشم یکساله خودم رو بازنشسته کنم
فکر میکردم بعد از یکسال من دیگه همه اهداف مالی رو بهش رسیدم خخخخ من مسیر رو اشتباه انتخاب کرده بودم مسیر درست مسیر علایقه مسیر عشق که لذت ببری
جیم ران : اگر به یک احمق انگیزه بدی در نهایت یک احمق با انگیزه داری
من درتمام مواردی که قانون تکامل رو رعایت کردم نتایجم عالی بوده آهسته بوده ولی موفقیت آمیز مثل باشگاه کشتی یا والیبال که چند سال هست بازی میکنم وهدفم یادگیری ولذت بردنه عجله ای هم در کار نیست
خدارو شکر که در مسیر یادگیری هستم این فایل رو که گوش میدادم استپ میزدم ویادداشت برداری میکردم ،حس میکردم که چرا تا الان که گوش میدادم این همه فایل چرا نشنیده بودم با وجودی که بارها این قانون رو گفتید من دوره 12 قدم رو حداقل چندین بار مرور کردم چطور اینها رو نشنیدم چطوره که فایل هاتون تازگی داره وبا هر بار گوش کردن چیزهای جدیدی میفهمیم چطوره که درکم بیشتر شده الله اکبر
خدایا سپاسگزارم از درک امروزم حسم اینه ظرف من بزرگتر شده صحبت های شما تغییر نداشته ،
بارها از شما شنیدم قوانین تکامل واحساس خوب مساوی با اتفاقات خوب رو وهر بار تکرار میشه برام تازگی داره
بعضی مواقع فکر میکنم من هیچی از قوانین نمیدونم ودوباره خودم رو میبندم به فایل دیدن وغرق میشم توی مطالب وکامنت های سایت مثل کسی که عطش داره وهر چی آگاهی دریافت میکنه اون عطش باز هم هست تشنه این آگاهی ها هستم
چند روز پیش یک نعمت بزرگی وارد زندگیم شد یه کیس وکیبرد وموس کامپیوتر ،مانیتورش رو داشتیم با ذوق و شوق زیاد وصلش کردیم چقدر احساس خوبی دارم
به روش معجزه آسایی برامون رسید خدای من اینقدر راحت اینقدر سریع اتفاق افتاد که من وعشقم بهت زده شدیم و امروز فایل ها رو توی مانیتور کامپیوتر میبینیم و این نتایج رو برای خودمون مرور میکنیم چرا قبلا اینجوری نبوداصلا تا الان من کامپیوتر نداشتم واین اولین کامپیوترمون هست خدایا شکرت ،اینها نتایج زیبابینی ،توجه وکنترل ذهنمون هست
هفته پیش هم نعمت دیگه ای بود چرخ گوشتمون ازکار افتاد به عشقم گفتم حتما یه چرخ گوشت خوب میخواد برامون برسه، به سه روز نکشید که یه چرخ گوشت برند ترکیه ای خریدیم اطلاعات از اینترنت در مورد چرخ گوشت خوندم وبرند ها رو نگاه کردم وجنس خوب مد نظرم بود هدایت شدیم به یه فروشگاه که چشمم به چرخ گوشت افتاد برند خوب وتخفیف هم خورده بود و نشانهها براین بود بخریم وبعد از خرید فهمیدیم مبلغ پانصد هزارتومان ارزانتر از جاهای دیگه بودخداروشکر
اونقدر روند زندگی رو به آسانیه که فکر میکنم خدا منتظره من چیزی رو درخواست کنم و برام جور کنه خدایا سپاسگزارم قبلا اینطوری نبود داره دنیا روی خوشش رو بهم نشون میده وباور میکنم که جور دیگه ای هم میشه زندگی کرد وخدا کارها رو انجام بده خدایا شکرت
خدایا من اجازه میدهم که مرا هدایت ام کنی به راه راست پر از نعمت وثروت وخوشبختی
سپاسگزارم
سلام آقای حسینی
اول اینکه تشکر میکنم بابت کامنت خوبتون خداروشکر که زندگی داره اون روی قشنگ و زیبا و راحتش به شما و همسرتون نشون میده
دوم خیلی خوشحال شدم وقتی خوندم والیبال بازی میکنید من خودم یه بار توی سن کمتر از 15 به تیم شهرستانمون دعوت شدم و خیلی ها بهم میگفتن برای والیبال خوب هستی و حتی یکبار دم عابر بانک بودم یک خانم بعد از تموم شدن کارم بهم گفت خیلی خوبه قدت خواهرم فلان شهر تیم داره بیا اونجا بازی کن
دستای کشیده و قد بلندم چیزی بود که هرکسی میدید میگفت تو خیلی خوبی
حتی بسکتبال هم پیشنهاد داشتم از یکی از مربیهای شهرمون
ولی علاقه همیشگیم فوتسال و فوتبال بود و دوست داشتم فوتسالیست بشم از 14 15 سالگی به خودم میگفتم
از 18 سالگی شروع کردم
و الان 24 سالمه تقریبا میشه گفت 1 سالی میشه برگشتم ولی بخاطر اینکه میخواستم از همون اول سنگ بزرگ بردارم مثل وحید شمسایی توی قدم اول برم لیگ برتر و اولین بازی، بازی کنم و گل بزنم وبه تیم ملی دعوت بشم
حتی اگر بهم میگفتن فلان تیم استانی توی یه استان دیگه میای میگفتم نه، با خودم میگفتم من آمادگی ندارم بعد برمیگشتم خونه میگفتم اگر قرار باشه برم یه استان دیگه همینجا توی استان خودمون دوتا تیم لیگی برتری هست میرم اونجا
همین سنگ بزرگ باعث شد من اصلا نتونم قدم از قدم بردارم
کلی دور سر خودم چرخیدم و اومدم از باشگاه شهرمون دوباره استارت زدم
بارها آرزو ها کردم کاش برمیگشتم به 18 سالگی چقدر خوب اونجا داشتم تکاملم طی میکردم هر روز شجاع تر میشدم
با هم تیمی هام موقعیت گل میخواستیم پاس گل میدادم یا گل میزدم، پا به توپ بازیکن حریف رد میکردم میرفتم جلو
پشت سرم یارم بلند میگفت آفرین
اوایل یادمه عقب گیر میبودم کسی اعتماد نمیکرد پاس عقب بهم بده چون خیلیی میترسیدم
که اشتباه کنم کم کم ترسم ریخت
کلی از بازیهای تفریحی سالن لذت میبردم
خلاصه کلام بگم همش لذت بود لذت و یادگیری و نگران هیچ چیزی اون جلو نبودم
یادم با خودم میگفتم من میتونم با کار کردن روی باورام توی 6 ماه به اندازه ی کسی که 2 یا 3 سال کار کرده رشد کنم الان که بیادش آوردم برام سخت بود ولی باید بپذیرم که گذشته دیگه گذشته و باید این لحظه دریابم
دقیقا باورم این بود و قدم به قدم مسیر میرفتم
توی فاصله بین 18 تا الان 24 سالمه بارها رفتم سالن حتی یه بارم رفتم چمن ولی هربار رها کردم
چمن رها کردم چون وقتی برگشتم خونه تمام بدنم سلول به سلول درد میکرد
دومین بارش سالن بود که اونم رفتم و برگشتم چون فهمیدم مربی بدون تمرین کردن میخواد تیم بفرسته مسابقات و دوم اینکه من حین بازی توی سالن همش احساس میکردم کشاله رانم میخواد پاره شه اصلا یه ترس عجیبی داشتم که منو بیخیال کرد و با گریه از این موضوع برگشتم خونه کلی هم مسخره شدم توسط بقیه که کم آوردی و فلان
همین تیم رفتن مسابقات وکلی مصدوم دادن البته خداروشکر میکنم که باهاشون همراه نشدم
بار سوم وقتی رفتم اینقدر رر خاطرات سالن و اینکه مثل قبل نیستم منو اذیت میکرد که همه چیو هر بار قورت میدادم هر بار دلم میخواست خاطرات گذشته رو یادآوری کنم
هر بار بگم قبلا چقدر خوب بود
یک کلام گذشته از ذهنم پاک نمیشد و من به خاطر این موضوع و همینطور یکسری بی ایمانی هام دیگه نرفتم
تا دوباره میتونم بگم 1 ماه بیشتر دوباره تصمیم گرفتم برسم سالن دقیقا از همین تابستون تا اینکه کم کم به تضادی خورد فوتسال شهرمون از 3 جلسه شد 2 جلسه و بعدش گفتن کلا کنسل
منم خداحافظی کردم و توی این چند هفته اخیر سعی کردم چندقدم بردارم برای هدفم
بعد از گوش دادن یکی از گام های قبلی که استاد گفت باید کار بزرگ و هدف بزرگ قسمت کنی من گفتم امروز چطور میتونم اولین قدم بردارم چند ساعت بعد مربی بهم پیام داد که بیا تمرین دوباره اول خیلی خوشحال شدم دقیقا روز پنج شنبه بود
من از قبلش همش حس اینو داشتم که پنج شنبه نیست بابا شنبه ست واقعا حس شنبه داشتم و شروع کردم کارها و وسایلم مرتب کردم آماده کردم برای پنج شنبه
تا اینکه پنج شنبه رسید و من اسنپ گرفتم رفتم همین که وارد شدم دیدم همه پشت در وایستادن گفتن تمرین کنسل
نمیدونید اون لحظه چه حس داشتم دلم میخواست تلفن را از مربی بگیرم با نایب رئیس کلی حرف بزنم خیلی عصبانی بودم
اینقدر که به همه گفتم من میمونم تا اروم شدم میرم و وسطاش گریه کردم
حالم گرفته شد گفتم خدا تو گفتی بیا مگه بهت نگفتم امروز باید یه امید بزرگ میدادی چرا اینطور شد
سگ نگهبان اومد چند دقیقه توی فاصله چند متری کنارم نشست هی نگا میکرد
نمیدونستم چیکار کنم
اخه خیلی امسال تلاش کرده بودم و بعد از اون صحفه گوشیم را باز کردم دیدم کامنت یکی از دوستان جلوی روم و دقیقا درمورد تضاد هاست و همون نشونه دیدم از اون روز سعی کردم با این نشونه به مسیرم ادامه بدم و هر روز فایلها گوش بدم
امروز احساس میکنم احساس میکنم باید روی احساس لیاقت کار کنم و خودم لایق بهترینها بدونم
دقیقا همین الان که دارم برای شما کامنت میذارم مربیم پیام داد و یه خبر شنیدم که منو داره ترغیب میکنه که باید برای خودم ارزش قائل باشم و کمتر از بهترین قانع نشم
بهترین در هر مرحله و مداری که هستم
بهترین یعنی چیزی که از مدار و شرایط من یک مدار بهتره نه بیشتر نه کمتر
بهترین یعنی رفتن به سمت چیزی که من توی این لحظه آمادگیشو دارم
بهترین یعنی چیزی که حالم باهاش خوبه احساس نمیکنم از سر من زیادیه
من لایق بهترینام
خداروشکر میکنم
آقای حسینی اصلااا فکرش نمیکردم که قراره یه همچین کامنت طولانی برای شما بنویسم اصلا قصدش نداشتم ولی اینجوری پیش رفت، میخواستم اخرش بیام در مورد قانون تکامل نتیجه گیری کنم ولی تا همینجا نگه میدارم
در پناه خدای مهربان
سلام به مریم خانم عزیزم خوشحال شدم نقطه آبی کنار اسمم رو دیدم ،چقدر توانمند هستید در کامنت نوشتن واقعا قابل تحسین هستید بهترین در هر مدار ومرحله ای که هستید یادمه یه مصاحبه از رحمان عموزاد ملی پوش کشتی آزاد دیدم که گفتند من همیشه بهترین خودم رو ارائه میدم وخیلی قابل تامل بود به این معنا که هر روز روی توانمندی های خودم کار میکنم و بهبود دائمی دارم
البته که همه ما فوق العاده هستیم مریم عزیز شما هم فوق العاده هستید شما هم لیاقت بهترین بودن رو دارید شما هم بی نظیرید به قول استاد هر روز ویژگی های مثبت رو به خودتون بگید وخودتون رو تشویق کنید وبرای خودتون دست بزنید
شما فوقالعاده هستید بهترین ها رو براتون آرزو میکنم سپاسگزارم
سلام و درود خدا به شما دوست همفرکانسی ..داشتم با عشق و با ولع زیاد کامنت ها رو میخوندم انگار که یه گنج بزرگ پیداکردم تو این فایل و کامنتهای تک تک دوستان…الله اکبر خدایا شکرت چقد حالم خوبه امروز نشانه های خوب از در و دیوار برام میاد از حس خوب و انرژی بینظیر روحی وجسمیم گرفته تا برخورد خوب همکارام و خوندن این کامنتهای گنجنینه ای…..کامنتتون خیلی برام انگیزه بخش بود و مخصوصا با ذکر مثال از پدر بزرگوارتون که چقدر ایشون قانون رو رعایت کرده بودن و نتیجه گرفتن خدایا شکرت بخاطر دقت اتم واری قوانین ثابتت..
چیزی که تهییجم کرد براتون کامنت بنویسم نوشتن نتایج معجزه وارتون بود و اینکه فرمودین انگار خدا منتظره من درخواست کنم واون اجابت کنه چقدر با این جمله تون ارتباط برقرار کردم وبه دلم نشست چون این تجربه هارو داشتم ولی متاسفانه ذهن اونارو فراموش میکنه…انشالله که این روند براتون پایدار و هر روز هم نتایج بزرگتر و بزرگتر وصدالبته با رعایت ازلی ترین قانون جهان قانون تکامل..ممنونم ازتون از استاد عزیز و خانم شایسته وتک تک دوستان که فرشته های این بهشت هستند هم سپاسگزارم..خدایا شکرت…
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استاد عزیزم خانم شایسته بهترین ودوستان فوق العاده سایت
گام دوازدهم
چقدر با گوش دادن به این فایل دیدگاهم نسبت به قانون تکامل تغییر کرد همیشه هروقت در این مورد فکر میکردم دوست نداشتم که باید صبر کنم تا قدم به قدم نتیجه حاصل شود
اما با توضیحات استاد وباز کردن قانون تکامل خیلی به این قانون علاقهمند شدم والان در هر چیزی قانون تکامل را پیدا میکنم ولذت میبرم مثل رانندگی دوچرخه سواری رشد تکامل خودم از بچگی و…
من هم با رعایت نکردن این قانون ضربه های محکمی خوردم وچیزهایی را از دست دادم وامیدوارم همیشه در هر شرایطی پیروی از این قانون یادم بمونه
من روزی که به پروژه خانه تکانی ذهن هدایت شدم تا گام5 گذاشته شده بود خداراشکر بااین اطلاعیه خانم شایسته من هم رسیدم به گام 12اما از روز اول که میخواستم شروع کنم ذهنم میگفت اگر قسمتت بود از اول هدایت میشدی ومن هم بهش گفتم من دیروز از خدا هدایت خواستم وبه این مسیر دعوت شدم
خدایا شکرت بابت آگاهیهای زندگی ساز این فایلها
و آنان که به ایمان سبقت گرفتند از مهاجر و انصار،و آنان که به نیکوکاری پیروی آنان کردند،خدا از آنها خوشنود است،وآنها از خدا خوشنودند،وبرای آنها باغ هایی مهیا ساخته که از زیر (درختان)ش نهر ها جاری است.
تا ابد در آن باشند.
(100توبه)
درود و برکت و ثروت بیکران خداوند نثار استاد عباسمنش و خانم شایسته باشد که با این فایل هدیه ارزشمند،مسیر زندگی من را به سمت بهتر شدن هدایت کردن…
بله کاملاً درست است،انسان در مورد مسائل زندگی اش نباید بیتفاوت باشد و برای حل آنها کوتاهی کند و نه باید قانون تکامل را رعایت نکرده و شتاب زده عمل کند.
ره رو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود.
ره رو آن است که آهسته و پیوسته رود…
یکی از ویژگی های استاد عباسمنش و تمام افراد موفق صبور بودن است،باید در هر شرایطی که هستیم،اگر جنگ و قحطی و…است صبور باشیم و به رحمت خداوند امیدوار باشیم…
کارها آسان شود اما به صبر روزگار….
واگر هم صحبتی میشنویم که باعث گمراهی ما میشود،مثلا شخصی میخواهد ما را عضو شرکت هرمی کنند و یا هر شخصی با هر هدفی ازما انتقاد غیر سازنده میکند ویا باما بد برخورد میکند،یک گوش را درو گوش دیگر را دروازه…
بحث کردن بامردم هم باعث گمراهی ما میشود…باید با صبر و توکل در مسیر درست حرکت کرد…
خدانگهدار.
به نام خداوند نشان دهنده مسیر خوبیها
ردپای من
در گام دوازدهم از روز دوازدهم
سلام ودرود بر همه خوبان در این سرزمین توحیدی به فرماندهی استاد باعشق عباسمنش عزیز ومریم عزیز
درس امروز از این دوره بی نظیر
تکامل تکامل تکامل تکامل تکامل تکامل تکامل تکامل تکامل کم کم کم کم کم کم قطره قطره دریا میشود
استاد عزیزم ممنونم از تکرار اصل قانون که در تمام فایل هات چه مخفیانه چه آشکار بیان میشه تا وارد ضمیر ناخودآگاهمون بشه و زندگی تمام اونابی که در مدار دربافتش هستن و تغییر بده خداروشکرررررر که میکنم که در مدار دریافت این آگاهیی ها هستم چرا از کجا فهمیدم؟
ازاونجایی که هروقت به فایل ها و این آگاهی گوش میدم حالم خوب میشه حالم دگرگون میشه واصلااااااا وابدااااا هیچچچچچ مقاومتی برای پذیرفتن این موضوعات هم ندارم و دارم تکاملمو طی میکنم خیلی آرومتر از قبل صبور تر از قبل باوجود عیالوار بودنم حالم بد نمیشه نگران نمیشم از آینده بچهام وخودم نمیترسم میگم خدایی که امروز هست فردا هم هست و هر روز که میگذره با عمل به این آگاهی ها من طبیعتا وقطعااا قویتر میشم ضعیفتر که نمیشم من با رعایت همین تکامل در نرمشهای کششی روزانه ام که چندوقته شروع کردم قبلا جسته گریخته بمدت کم انجام میدادم و الان دوهفته هرروز دارم انجامش میدم ، در حرکت پلانک جلو رور اول بزور 20ثانیه زدم هرروز که میگذشت حس میکردم داره توانم بیشتر میشه که الان بعد گذشت فکر کنم دوهفته رکورد پلانکم شده 3دقیقه منو این حرفتونو کاملااااا درک میکنم تو زندگیم تجربه شو دیدم که چه روزایی بود عجله داشتم میخواستم زود ثروتمندبشم عصبی میشدم ولی الان ها که عواقب بدون طی نکردن روندتکامل و فهمیدم هرروز میگم خدایااااا شکرت که من ثروتمندنشده پولدارم نکردی
خیلی خوشحالم چون تا ذهن ثروتمند نشع از هرلحاظ پولدارشدن فقط خطره خطرررررر این ذهن ثروتمنده که میتونی هم پول زیاد دربیاری هم در جاهای درست ازش براحتی بهره ببری لذت ببری و خداروشکررررر که من هنوز پولدار نشدم چون ذهنم فقیره هنوز الگوی ثروت در ذهنم قرار نگرفت و الهی شکرررر به لطف این دوره دارم خیلی زیبا تکاملمو طی میکنم وچقددددد این مریم عزیز بانوی شایسته تربن آگاهیی این لایو ها رو کنار هم قرار داد بقول خودش بصورت الهامی که کدوم فایل باید اول میبود کدوم دوم و به همین ترتیب واقعاااااا دم مریم جان و خداش گرم از گام اول من یه چیزی رو در درونم حس میکنم که داره بزرگتر میشه صبورتر میشم مهربون تر میشم خدایاااااا بابت این چیدمان دوره بی نطیر گام به گام شکرررررت میکنم.
در فایل قبلی گام یازدهم در سرفصل آیتم آخر نوشتین وگفتین ، جنگیدن برای خواسته،باقوانین خداوند هماهنگ نیست و هماهنگی با قوانین یعنی مسیر کمترین مقاومت.
بسیااااااار زیبا گفتین این یعنی رعایت نکردن قانون تکامل این یعنی غر زدن به تضاد ها این یعنی نعوذبالله خدا هیچی حالیش نیست نمیدونه که من فلان چی و میخوام وبایددد بهم بده این چه مسخره بازی در اورده، دیگه نمیدونیم که من تا روند رشدمو طی نکنم اگه بهم بده نه تنها سود تیست بلکه چنان ضرریه که در آرزوی شرایط قبلیم باید شب وروز زجه بزنم و خداخدا کنم دقیقاااا مثل مثالی که استاد از روز اول بدتسازی رفتنش گفتن و تازه وقتی بدون تکامل به پول یا هرچیزی دیکه برسی اون چیز میشه وسیله عذابت وقتی اینو درک کنیم تازه میفهمیم که خدا چقددددددد مارو دوست داره وچقددددد مهربونه بعد برای همینش باید شکرگزاروقدردانش باشیم.
اصلاااا خداروشکرررر خیلی وقته خودمو با هیج کس قیاس نمیکنم از بس بچه بودیم درس نمیخوندیم مارو با آدمایی قیاس میکردن که درس خوان بودن قاطی میکردم واین باعث شد هرگز اینکارو خودم تکرار نکنم و عزت نفسمو خورد نکنم.
خداروشکرررر که ذهنم نصبت به این قانون و قوانین الهی هیچ گونه مقاومتی نداره و خداروشکر این روزا خیلی داره درکم بهترتر میشه و میفهمم که امباپه یا هر آدم موفقی رو که میبینم درک میکنم که از کجا به کجا رسید وزیبایی این قاتون اینه که وقتی مسیری رو با صبوری گذروندی به جایی میرسع که رشد بصورت تصاعدی یک دفعه با زمان کم و باسرعت زیاد صفر تا صد طی میشه که همه هاج وواجش میمانن وفقط اون فردی که از قانون خدا خبر داره میدونه چه اتفاقی داره میوفته که این بازی جهان بسیاااار زیبا و لذت بخشع بقول انیشنین خوندن فکر خدا بسیااااار لذت بخشه که دنبالش بود .
حالا فهمیدم که چرا نباید عجول باشم چرا دین میگه حرص و طمع اصلاااا خوب نیست وعجله کار شیطانه بخاطر اینکه اگه حرص بزنیم طمع داشته باشیم نمیتونیم صبوری کنیم که بقول شاعر میگه گرصبرکنی ز قوره حلوا سازی یعنی باصبوری کار به ظاهر نشد و میشع به شد تبدیلش کرد که قران هم در تمام حرفاش میگه صبوری کنید و صلات کنید که بااین دو کار میشه به هر خواسته ای رسید که صبوری کردن و توجه به زیبایی های مسیر یعنی رعایت قانون تکامل جهان که با حرص خوردن و طمع کردن نمیشه این روند و طی کرد و نتیجه اش میشه پشیمانی و درد ورنج فراوان .
برای همینه شیطان ازاین ترفند حرص زدن و طمع کردن و عجله کردن مارو به دامش میندازه حالا ماییم که میخوایم قدرت و دست شیطان بدیم یا دست خدا
این را فهمیدم که چیزی با تکامل بدست بیاد هرگززرر خراب شدنی نیست و سرشار از لذت و زیباییه وبا این نشونه میشه فهمید تکامل چقد شیرینه .خداروشکررررد که ذهنم مقاومت نداره خداروشکررررر که دارم تکاملمو طی میکنم که آرومم حالم خوبه الهی شکرت.
امضا
مجید مهربون مجید دوست داشتنی مجید بامرام…
به نام خداوند رهنما و مهربان
سلام خدمت استاد عزیزم و همراهان گرامی
خداوندا سپاسگزارم بابت قدم به قدم راهنمایی و هدایتگری.
استاد عزیز چقدر دوست داشتم این فایل رو ، اول از همه اون طبیعت بی نظیری که پشت سرتون قرار داشت. احساس میکنم وزش باد ملایمی که موج های کوچکی روی دریاچه ایجاد کرده رو میتونم حس کنم، خدایا متشکرم بابت این همه زیبایی.
قانون تکامل رو بیشتر از هرجایی در تمریناتم حس میکنم. گاهی که جو گیر میشم و فکر میکنم طوطی وار باید تمرین کنم اما کارها خوب پیش نمیره و بعد ذهنم شروع به سرزنشم میکنه که چرا جدی نمیگیری، چرا بیشتر تلاش نمیکنی؛ اینجاست که وقتی یاد قانون تکامل می افتم قلبم آروم میگیره و به خودم میگم هیچ اشکالی نداره، رشد کردن هم قدم به قدم اتفاق میافته.
من وقتی در مدار اول هستم نه تنها نتایجم شبیه مدار دهم نیست بلکه اندازه تمریناتم، مدل فکری ام و میزان جذب خواسته هام و حتی میزان اگاهی به کنترل ورودی های ذهنی ام شبیه مدار دهمی ها نیست.
بله قانون تکامل در تمام امور هستی جاری و ساریه. نیازی نیست من یک شبه ره صدساله برم اما هرچه جلوتر برم راحتتر میتونم گامهای بزرگتر بردارم، مثل الآنم در مقایسه با چند سال پیشم.
چند سال پیش وقتی با مطالب قانون جذب آشنا شدم اولش برام عجیب ، کم کم جذاب و بعد منو به فکر واداشت تا اینکه هر چند روز درمیون سعی میکردم یه کم روی ورودی ذهنم مسلط باشم و خدا میدونه چقدر همون لحظات کوتاه و بریده بریده بودند.
به لطف خدا، با استمرار و تلاشم الان کاملا متوجه ام هرآنچه از خوب و بد در زندگیم تجربه میکنم نتیجه افکار خودمه و دیگه ذهنم مدتهاست دنبال هیچ مقصری نمیگرده.
دیگه ذهنم به طور کامل پذیرفته که من یک موجود کاملا فرکانسی هستم و زندگیم براساس فرکانس های خودم رقم میخوره. برای همینه که الان وقتی از موضوعی ناراحت میشم سعی میکنم ریشه افکارم رو پیدا کنم و فرمون ذهنم رو بچرخونم سمت چیزی که میخوام .
نمیدونید چقدر ذوق دارم برای روزهای آینده ام چون فقط خدا میدونه چه زیبای های بی نظیری پیش روی منه که قراره بهشون برسم و من از همین حالا دارم کیف میکنم که در زندگیم قراره این همه لذت رو تجربه کنم. خداوندا بینهایت از شما سپاسگزارم و متشکرم که منو به مرحله از آگاهی هدایت کردی.
استاد عزیزم و مریم بانو جانم از شما بابت این فایل بینظیر سپاسگزارم که قوانین عالم هستی رو برامون یادآوری میکنید.
ثروت، برکت، شادی، سلامتی و عشق رو برای همه عزیزان آرزومندم ️.
بنام الله مهربانم
سلام استادای گلم و دوستای در مدار عالیتر
گام 12 خانه تکانی ذهن
– رعایت تکامل یعنی، بهبود عملکرد فعلی ات نسبت به قدم قبلی و استمرار در این روند؛
تکامل به این معنای صرف زمان طولانی برای رسیدن به یک خواسته نیست، بلکه این معناست که: وقتی ظرف وجود ما آماده دریافت می شود، به خواسته هامان می رسیم. اینکه چقدر زمان می برد تا ظرف وجود ما آماده شود، بستگی کاملی به کار کردن روی باورهایمان دارد؛
“طمع، حرص و عجله”، بزرگترین اسلحه های شیطان هستند. به اندازه ای که از این خصوصیات دور می شوی، در مسیر هموار تحقق خواسته هایت قرار می گیری
اگر بخواهی قانون تکامل را دور بزنی، حتی اگر به خواسته ات برسی، نه تنها از مقصد لذت نمی بری، بلکه به پوچی می رسی؛
رعایت قانون تکامل یعنی: مقایسه نکردن خود با دیگران. ریشه این ویژگی، ااحساس خود ارزشمندی درونی است؛
سختی های مسیر، نتیجه عدم درک و رعایت قانون است. وگرنه به اندازه ای که با قوانین هماهنگ باشی و بر طبق قانون عمل کنی، به همان اندازه مسیر رشد شما هموار می شود؛
تکامل
من بسیار بسیار ادم عجول و طماعی بودم و متعهد هم متعاقبا نبودم و ارام ارام و با تضادها و شکستها و ضربه هایی که خوردم بهتر و بهتر شدم و هنوزم درم هست.
من قبلا دوست داشتم تا کاری به کسی میگم سریع انجام بده واگر نمیکرد سریع انجام میدادم خودم حتی اگه سختم میبود ،و تو طمع، من از بچگی چه تو جلب محبت ،چه خرید چیزی ،چه پول ساختن و گرفتن طماع بودم البته نه خیلیا بد فکر نکنیدا !!! ولی به مروم کم و کمتر شد و حال درنیم بهتر میشد.
اینکه تکامل مساوی با سختی کشیدن =برداشت منم هم بود و از وقتی وارد این سایت ارزشمند شدم و دستاوردهای شما و دوستان رو خوندم و الگوسازی کردم و منطقی تر شد در ذهنم ارام ارام تغییرات درمن شکل گرفت و الان که به گذشته فکر میکنم گاهی با لذت به خواسته هام رسیدم و براساس تکامل و گاهی هم با درد و زجر و عدم تکاملم بوده.
واینو از شما یدگرفتم که هر چی که سخت بدست میاد اشتباه و باید درستش کرده باید هموارباشه مسیر و لذت ببری از هرلحظه بودن در اون مسیر ،رها باشی و بذاری خدا هدایتت کنه و یک قدم یک قدم بری جلو و متعهد باشی و ادامه بدی و خدا باهرقدمت نعمتهای بهتری رو در مسیرت قرار میده و اینه تکامل به اسانترین و لذت بخش ترین شکل ممکن و این به معنی نیست که بشینی و کاری نکنی تا اسون بشی نه حرکتی که درش علاقه و شورو شوق باشه حرکتی که ادامه دارررررررررررر باشه و لذت بخش و اسان
بهترین بهترینها رو برامون ارزو مندم.
ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده.
سلام به استاد و خانم شایسته عزیز
خداروشکر میکنم و سپاسگذار خداوند هستم که قلب من رو باز کرده و من توانایی دریافت هدایت ها و قوانین او هستم ،
همیشه ته ذهن و قلبم قبول داشتم عجله نباید بکنی و با تکامل پیش بری کم و کم قدم به قدم و با گوش سپردن به خدا حرکت کنی ؛ گاهی خودم به راه خودم شک کردم که شاید اشتباه میکنم و بیشتر از اون مورد شماتت قرار گرفتن من توسط اطرافیانم که خیلی ادم بیخیال و کندی هستم و هیچ چیز توی زندگی من برام با اهمیت نیست ، درحالی که من بشدت به زندگیم اهمیت میدادم و نمیتونستم درک کنم چرا انقدر تلاش دارن زود و با فشار کاری انجام بدم ، الان با شنیدن این فایل برام یاداوری شد که دارم درست انتخواب میکنم و اگاهانه بی توجهم به حرفای بقیه .
خداروشکر برای تکرار این اگاهی
خداروشکر برای دریافت این اگاهی
خداروشکر برای وجود استاد عزیز
خداروشکر برای وجود این اگاهی های در دسترس .
گام دوازدهم: رعایت قانون تکامل= هموار شدن مسیر رشد/ 14 مهر 1403
1. قانون تکامل: خود خداوند هم دنیا رو طی تکامل آفرید و با یک بشکن نیافرید. تکامل به معنی طول کشیدن از لحاظ زمانی نیست تکامل یعنی وقتی ما آماده میشیم به خواسته هامون می رسیم ممکنه اولش طول بکشه تا آماده بشیم اما بعدش بوم بوم بوم پشت هم اتفاق میوفته. طمع و حرص بزرگ ترین اسلحه شیطان است و نباید عجول باشیم. دنیای اطرافت رو ببین ی دونه میکاری یک روزه درخت نمیشه یک تخم مرغ 21 روز طول میکشه جوجه بشه. پیامبر 40 سالگی میشه پیامبر. از یک جا به بعد که قانون تکامل رعایت میشه می خوره به تصاعد. اما آدما می خوان یک شبه به نتیجه برسن. یکی از دلایلی که آدم ها می خوان زود برسن به نتیجه اینه که می خوان خودشون رو دیگران ثابت کنن. تو باید خودت رو با خودت مقایسه کنی.
2. وقتی تکامل رو رعایت می کنی اولش کند پیش می ره ولی بعدش وارد تصاعد میشی و تند تند نعمت وارد زندگی نمیشه. وقتی تکامل رو رعایت کنی همه چیز در زندگیت تغییر می کنه از نعمت بیشتری که وارد زندگیت میشه از هزینه هایی که تو زندگیت هست کم میشه. سلامتی که بیشتر میشه و……… حرص و طمع رو کنترل کنید.
3. وقتی هدف زندگی رو درک کنید و تکامل رو رعایت کنید از زندگیتون لذت می برید و به خواسته هاتون می رسید. شما باید قدم به قدم عمل کنید و هر قدم هدفت یک کمی از قدم قبل بزرگتر باشه بهش برس و بعد هر بار قدم های بزرگتر اینطوری هست که رشد می کنی. سنگ بزرگ برداشتن باعث زجر میشه و تازه باید بدویی که برسی به صفر.
4. زجر کشیدن در مسیر یعنی قانون رو رعایت نمی کنی. اگر زجر می کشی از حماقتت هست.
5. احساستون رو باید خوب نگه دارید.
6. با عمل به قانون تمام پیش بینی هات درست خواهد بود.
به نام خدا
سلام
میخام چند مثال از خودم که رعایت نکردن تکامل باعث شد نتیجه نگیرم رو بنویسم.
– زمانی که تازه وارد مسیر علاقم شده بودم، به خودم گفتم میام تو خونه تمرین میکنم و در کنارش تمرکزی میام روی پیجم کار میکنم و بعد که پیجم بالا رفت شروع به کار کردن و کسب درآمد.
به ظاهر مسیر خوبی میومد، اما نه برای من، من شخصیتم آمادگی نشستن تو خونه رو نداشت، تا اون زمان هر کاری کرده بودم، یا مجبور بودم و یا گزینه دیگه نداشتم که بخام انجام بدم. برای همین توی مسیر خیلی شل و سفت کردم ، مثلا یه هفته جدی کار میکردم، یه هفته به قول استاد کَوچ پوتِیتو میشدم و نهایتا بعد از تقریبا یه سال، هیچ نتیجه پایداری از این تصمیمم نگرفتم.
-وقتی دوره قانون سلامتی رو خریدم، باید خودم برای تهیه و آماده کردن غذا هزینه میکردم و این در حالی بود که من تا قبل اون هزینه غذا خوردنم همیشه پدر متقبل میشد. و درآمدم هم جوری بود که برای اینکه خرید غذای مناسب باید تقریبا کل درآمدم رو خرجش میکردم و هیچی برای سایر مخارجم نمیموند، خلاصه من تقریبا دو ماه دوره رو شروع کردم ولی غذا خوردنم در حد بخور و نمیر بود و واقعا گشنه میشدم و چلی مقاومت میکردم چون پولم نمیرسید غذای بیشتری تهیه کنم. و کلی سختی و بی حالی رو به خودم تحمیل کردم و نتیجه این شد که دوره رو ول کردم.
———————-
بهترین دلیلی که میتونم برای عدم رعایت تکامل بیارم.
همون عجله کردن هست
اینکه وقتی یه خواسته جدیدی برامون ایجاد میشه، یهویی جو گیر میشیم و بدون اینکه یه نگاهی به وضعیت فکری ، شخصیتی، مالی و … مون بکنیم، میخایم هرچه سریعتر به اون هدف برسیم و نتیجش میشه به نتیجه نرسیدن و حتی آسیب خوردن.
سپاسگذارم از استاد عریزم◉‿◉