live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق - صفحه 53

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق
    207MB
    44 دقیقه
  • فایل صوتی live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق
    43MB
    44 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

801 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Baharak گفته:
    مدت عضویت: 401 روز

    سلام از دل

    در مورد تجسم که صحبت می‌کردید، یکی از چیزهایی که واقعاً برام خیلی پررنگ بود، عوض کردن ماشینم بود ، همون ماشینی که دوست داشتم. چون واقعاً با تجسم بهش رسیدم.

    خیلی چیزای دیگه هم بوده، ولی این یکی برام پررنگ‌تره.

    یه چیزی که خیلی برام جالب بود این بود که شما گفتید مثلاً تایم کاری داره تموم می‌شه، داری می‌ری سمت خونه و تو ذهنت می‌گی: «برم خونه این حرفو باید بزنم ، بعد اون کارو انجام بدم اینطوری میشه و ….. »‌ و گفتید اینم خودش تجسمه.

    راستش من هیچ‌وقت از این دیدگاه بهش نگاه نکرده بودم.

    فکر می‌کردم تجسم یعنی بشینی ، چشماتو ببندی، به یه چیز خاص فکر کنی.

    ولی وقتی اینو گفتید، یهو فهمیدم این همون دیالوگ همیشگی خودمه.

    همون حرفایی که هر روز با خودم می‌زنم.

    فقط اسمش رو نمی‌دونستم تجسمه.

    این دقیقاً همون دیالوگ درونی پیش‌فرض ماست.

    ما 90٪ روزمون رو با تجسم می‌گذرونیم، فقط اسمش رو نمی‌ذاریم تجسم .

    راستش من هیچ‌وقت از این زاویه بهش نگاه نکرده بودم.

    این نگاه واقعاً برام تازه بود.

    چقدر قشنگ و کاربردی توصیفش کردید.

    این یه تکنیکه ، یه جور سبک فکر کردن و زندگی کردن.

    چیز دیگه‌ای که خیلی برام جالب بود این بود که گفتید سه روز کامل روی فکر و باورتون کار کردید و نخوابیده بودید.

    اینم تلنگر امروزم :

    منم دارم روی این دوره‌ها کار می‌کنم، ولی تمرکز 100 ام رو نذاشتم .

    باید صد درصد پاش وایستی.

    باید هدف‌مند باشی.

    باید تمرکزتو، تلاشتو، توجهتو بذاری روش.

    بعضی وقتا تنبلی بهم غلبه می‌کنه، این طبیعیه.

    ولی اگه واقعاً بخوام تغییر کنم، نمی‌شه نصفه‌ نیمه جلو برم. و یا نشتی داشته باشم .

    باید روی همون قضیه فوکوس کنم، حتی وقتی خسته‌ام.

    الان کجای کاری؟

    فکر می‌کنی با یه ساعت کار کردن یا یه تمرکز کوتاه، می‌شه به چیزی که می‌خوای برسی؟

    «من برای دویدن ساخته نشدم،

    برای عمیق زندگی کردن ساخته شدم.

    من عجله نمی‌کنم،

    ولی هر روز یه قدم به زندگیِ آرومِ خودم نزدیک‌تر می‌شم.

    من لایق آرامشم،

    و آرامش با انتخاب‌های کوچیک شروع می‌شه.»

    مثل همیشه ممنونم از آموزه‌های عالیتون.

    هر روز کمکم می‌کنه بهتر تغییر کنم و یه تلنگره که تو این مسیر درست، آگاهانه و رو به جلو حرکت کنم.

    واقعاً قدردانم

    سپاسگزارم ، سپاسگزارم ، سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    نونا خواجه حسنی گفته:
    مدت عضویت: 2081 روز

    سلام و درود به همه ی دوستان

    پروردگار و مالک جهانیان، تنها تورو میپرستم و تنها از تو یاری میجویم ، تنها به تو تکیه میکنم و تنهای از تو هرچیزیو که بخوام رو میخوام، تنها روی تو حساب میکنم و تنها از تو کمک میخوام، تنها از تو توقع میکنم و از همه بی توقع ترینم.

    خدایا اولین درخواستم همیشه از تو این بوده که هدایتم کنی به راه درست مسیری که درش نعمت و فراوانی و خوشبختی و برکت هستش. چون من لایق دریافت الهامات تو هستم.

    خدایا ازینکه امروزم با من حرف زدی و از طریق این فایل هدایتم کردی ازت سپاسگزارم .و ازینکه الان بازم اینجا هستم که بنویسم و مرور کنم و بازم با تو رازو نیاز کنم ازت سپاسگزارم.

    نونای عزیزم بهت افتخار میکنم که 26مین روزیه که اینجایی و داری تلاش میکنی تمرین میکنی ناامید نشدی و داری ادامه میدی و قدم به قدم پیش میری .

    درک من و نکات بیست و شیشمین گام این پروژه:

    قدرت تجسم کردن:

    آدما خیلیاشون از انرژی ذهنی شون غافلن، ازینکه افکارشون زندگیشونو رقم میزنه غافلن دچار روزمرگی که میشن فکر میکنن با این شرایط فعلیشون تا اخر عمرشون باید زندگی کنن .

    اما

    اونایی که باور دارند به خداوند، اونایی که باوردارند که افکارشون زندگی شونو خلق میکنه، اونایی که ایمان دارن به نعمت های خداوند ، اونایی که باوردارند که میتونن شرایط و عوض کنن و زندگی شون با یک تغیر بنیادین متحول بشه فارغ از اینکه الان کی هستند و چه شرایطی دارن، از « قدرت تجسم » استفاده میکنند.

    تجسم یک حرکت خاصی نیستش که بری تو اتاق در و ببندی چشاتو ببندی مثل ایکی یوسان تمرکز کنی.

    تجسم یعنی فکر کردن

    مثلا وقتی که در حال انجام یک کاری هستی و ذهنت کلا جای دیگه اس و داری به چیز دیگه ای فکر میکنی.

    تجسم کردن=جهت دهی افکار به سک موضوعی در آینده.

    تجسم هم وجه مثبت داره هم منفی که همه ماها 95٪ تجسماتمون منفیه راجع به نا خواسته هامونه به همین دلیل زندگی مون پر از اتفاقات ناجالب و ناخواسته اس.

    اینجا کارمون تمرینمون و هدفمون از تجسم کردن چیه اینکه:

    شما آگاهانه ذهنتو کنترل کنی و تمرکزتو از روی موقعیت فعلیت که حاصل افکار گذشتته برداری و روی تجسم کردن خواسته هات بذاری( با این کار آگاهانه ذهنمونو کنترل میکنیم،توجه مونو میبریم روی خواسته هامون در صورتی که ذهن ما ناخود آگاه یاد گرفته توجهمونو ببره روی نکات منفی این شکلی ذهنمونو از روی تنظیمات خودکار برش میداریم میذاریمش روی تنظیمات دستی اینقدر تمرین میکنیم باور هامونو درست میکنیم خداوند خودش آنتنمونو میچرخونه روی خواسته هامون و نکات مثبت و نعمت ها و زیبایی ها و برمیگردیم به حالت خودکار توی تنظیمات اولیه)

    قدم اول برای تغییر توی هر زمینه ای و توی زندگیت اینه که این چیزس که الان هستی و اسن شرایطی که الان دارس رو خودت بوجود آوردی . هیچ ارتباطی با عوامل بیرونی نداره دنبال مقصر نباش

    چون درسته شاید از عوامل بیرونی تاثیر گرفتی اما میتونستی نگیری پس دنبال بهانه نباش و مسئولیت زندگی تو به عهده بگیر.

    با یکم افکار منفی یا مثبت نه اتفاقی بدی میوفته و نه اتفاق خوبی اما تکرار این افکر مثبت و منفی باعث خلق اتفاقات خوب و بد میشن که بهشون میگیم باور.

    شرایط الان ما مثل یک نوزادیه که از روی نادونی و عدم کنترل روی اعضای بدنش چنگ میزنه به صورت خودشو گریه میکنه، ماهم تا الان همین بودیم از روی نا آگاهی که نمیدونستیم کنترل ذهن چیه توجه به خواسته و تجسم چیه یا مگه افکار ما اتفاقات و خلق میکنه، شرایط الانمون اینه.

    اما الان که میدونیم ، اگاهانه ذهنمون و ورودی های ذهنمونو کنترل میکنیم،باور های درست ایجاد میکنیم و به انچه که میخواهیم توجه میکنیم.

    ثروتمند شدن، معنوی ترین کاریه که میتونیم انجام بدیم.

    شاید باورمون نشه که تنها راه رسیدن به خدا ثروتمند شدنه. ثروتمند که میشید خداوند رو به وضوح توی نعمت هایی که دارید میبینید ثروتمند که بشید میتونید شغل ایجاد کنید برای دیگران میتونید خیریه داشته باشید و کمک کنید و…

    شرایط الانتون پایدار نیست فکر نکنید همینه که هست،به راحتی میتونید زندگی تو متحول کنید و شرایطتونو تغییر بدید.

    وقتی تجسم میکنی آگاهانه اجازه نمیدی که افکار منفی توی ذهنت جولون بدن که هیچ در عوض روی خواسته هاتم تمرکز میکنی.

    مثلا وقتی یک خب ناخوشایند و ناجالبی میاد، افراد معمولی شروع میکنن راجع بهش تجسم کردن و اینقدر اینکارو ادامه میدن که یک فیلم سینمایی یک ساعته با کیفیت 4k ازش میسازن. اما نمیدونه که همین کارش و افکارش باعث میشن اون خبره واقعی بشه توی زنپگیش و حتمااا اتفاق بیوفته وگرنه میتونه خودش با افکارش شرایطو عوض کنه.

    اونا با این کارشون به جای اینکه با این قدرتی که خداوند بهشون داده تا خلق کنند، زندگیشونو نابود میکنن.

    راه حل چیه توی اینجور مواقع:

    مثلا وقتی خبر احتمالی بدی میشنویم یا با توجه به شرایط فعلی مون اگر تجسمات منفی سراغمون اومدن، یک خودمون و ذهنمونو کنترل کنیم اصلا کار ساده و راحتی نیست چون ما یک عمر به این اتفاقات و خبر های بد واکنش نشون دادیم. اما میدونیم که میتونیم زاویه دیدمونو تغیر بدیم و روند تجسممون با خوش باوری و رسیدن به احساس خوب ادامه پیدا کنه ما شاید از لحاظ فیزیکی توی اسنکار محدود باشیم اما از احاظ ذهنی در مورد تجسم کاملا نامحدودیم.

    یاد بگیریم که در هر شرایطی باید تمرین کنیم که نسبت به اخبار بد و شرایط ناخواسته، واکنش گرا نسبت بهشون نباشیم.

    دقیقا من دو سه روزیه که دارم فکر میکنم من چرا نتایج آنچنانی نمیگیرم با این همه تمرین با 26 روز شروع کردن و همش انگار به خودم میگفتم که نونا داری کم میذاری و نسبت به این مسئله حساس شده بودم و احساس خوبی نداشتم که جوابمو خداوند از طریق حرفای استاد بهم داد و گفت:

    توی این مسیر کمالگرا نباش توی این دنیای مادی 0 رو 100 وجود ندارن نه تو نه هیچ کس دیگه ای نمیتونه توی این دنیا 100 باشه این دوره کاملا تکاملی هستش و باید تکاملش رو طی کنید، ناامید نشید و با انگیزه قدم بردارید.

    خدایا همینجا ازینکه اینقد واضح و روشن به سوالم جواب دادی واقعا ازت سپاسگزارم و خوشحالم که فهمیدم با تمرین توی هر زمینه ای میتونم بهتر و بهتر بشم و تکاملشو باید طی کنم.

    روابط عاشقانه تونو تجسم کنید .درمورد تمام خواسته هاتون فکر کنید اینکه دوست دارید با چه آدمی با چه ویژگی های شخصیتی و ظاهری ارتباط داشته باشید بدون در نظر گرفتن شرایط فعلیتون اینکارو انجام بدید.

    چیزی که وارد زندگی تون میشه از رویاهاتونم بالاتر خواهد بود.

    شرایطی که الان هستش حتی اون مسائل و درد و رنج ها، اگر تو قانونو بلد باشی و ازون مسائل و درد و رنج ها انگیزه بگیری، افکارت رو جهت دهی کنی به سمت خواسته هات، همه اون مسائل و درد و رنج ها تبدیل میشن براته به نعمت و خاطره های خوب.

    وقتی شما روی خودتون کار میکنید و آدمای اطرفتون تغییر میکنند و خیلی از ادمای نامناسب از زندگی شما میرن بیرون شاید شما تنها بشید و احساس تنهایی کنی و این تنهایی خبر خیلی خوبیه چون فرصت بسیار خوبیه که بیشتر روی خودت کارکنی، وقت بذاری و تمرین کنی.

    خوشحال باشید که این اتفاق افتاده چون داره قانون جواب میده و لذت ببرید ازین تنهایی و بیشتر روی خودتون کار کنید.

    بیشتر با خودتون در باره خواسته هاتون صحبت کنید چون خیلی به شما در مورد توجه به خواسته کمک میکنه.

    منم میخوام راجع به این تجربم بگم:

    دقیقا سال پیش بهمن 1403 بود که من به یک تضاد شدیدی برخورد کردم که خیلی حالمو بد کرد اون اتفاق باعث شده بود خیلی احساس تنهایی کنم و اسن احساس که انگار برای نزدیکترین افراد زندگیمم انگاری مهم نیستم و این حس دو سه روز 24 ساعت داشت مغزمو میخورد و نمیتونستم کنترلش کنم و خلاصه ایقدر گریه کردم و سبک شدم و از خداهم گله کردم وهمم کمک خواستم ازش.

    5بهمن ماه بود که هدایت شدم به کاری که بی نهایت توش استعداد دارم و چقدرم دوستش داشتم یعنی برنامه نویسی و باورتون نمیشه روز اول که هنوز چیزی بلد نبودم روی هر پروژه ای سه ساعت تمام وقت میذاشتم اما از ذوقی که داشتم اصلا متوجه نمیشدم و سرمو که از لبتاب میووردم بیرون میدیدم شب شده. اونجا بود که دیگه برام مهم نبود من برای دیگران مهمم یا نه و اصلا فکر و ذهنم شده بود برنامه نویسی با اینکه سرکار میرفتم پسذمم یک سالش بود توی تایم خاب پسرم اصلا استراحت نمیکردم میرفتم پشت لبتاب و منی که تا قبل اون هر عصر بیرون بودم خونه مامانم. اینا و خالم اینا بودم تا اخر شب یکهویی از زندگیم رفتن بیرون بهشونم نمیگفتم دارم چیکار میکنم و چقدر ازین تنهایی خوشحال بودم که میتونم کار مورد علاقه مو انجام بدم و با خودم میگفتم چجوری قبلا وقتمو با اون ادما تلف میکردم هر روز و هر روز گاه وقتایی ازین تنهایی خیلی کم اما ناراحت میشدم اما الا دلیلشو میدونم الانم از وقتی روی خودم شروع کردم به کار کردن واقعا دلم میخواد فقط خونه باشه خواهر میگفت داری افسردگی میگیری اما نمیدومست که چقدر اینکارو دوست دارم و الان که میفهمم قانون داره جواب میده اصلا ناراحت نمیشم خوشحال ترم هستم که توی اون جمعی که همیشه در مورد بلا و مشکلات و گرفتاریا صحبت میشه واقعا من دیگه حضور ندارم و ازشون خبردار نمیشم .

    من این تنها شدنه رو صد درصد تجربه کردم و کاملا وقتی استاد گفتن یاد خودم افتادم و الان ازین نتیجه خیلی خوشحالم خدایا شکرت که پاسخ این سوالی که همیشه گوشه ذهنم بود رو هم شفاف دادی واقعا ازت سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  3. -
    امیررضا زارعی گفته:
    مدت عضویت: 151 روز

    به نام خدا

    چقدر از این فایل لذت بردم چقدر افکار من قدرتمند است پس باید آگاهانه تمرکز کنم بر آنچه می خواهم و دوست دارم به آن برسم تمرکز کنم به اهدافم واقعا که چقدر این فکر ما قدرتمند است پس من از این قدرت فکر استفاده کنم برای تمرکز روی خواسته ها و اهدافم و تمرکز روی بهتر شدن ما هر روز داریم تصویر سازی می کنیم اما متاسفانه بعضی ها تصویر شرایطی در ذهنشان می سازند که اصلا دوست ندارند اما از قدرت فکر و ذهن خودشان آگاه نیستند اما من که قدرت تجسم می دانم آگاهانه توجه می کنم به اهدافم و آرزوهام و شرایطی که دوست دارم با تجسم خواسته هام با حرف زدن درباره خواسته هام و آرزوهام چون خدا به من قدرتی داده که زندگی دلخواهم خلق کنم اما من اشتباه می کنم قدرت را به عوامل بیرونی می دهم به رئیس یا وزیر دوست یا عامل بیرونی در صورتی که ما خدایی بی نهایت داریم که روح خدا در ما دمیده شده در صورتی که ما ارزش خودمان را بدانیم می دانیم که می توانیم خواسته های خودمان خلق کنیم باید آگاهانه روی خودم کار کنم کنترل کنم فکرم و اینکه تجسم کنم خواسته هام افکار و باورهای منفی تغییر دهم ورودی هام کنترل کنم غیبت تهمت و مسخره کردن افراد که واقعا هیچ ارزشی ندارد و فقط وقت با ارزش ما را تلف می کند اینها ورودی های منفی هستند برای اینکه آگاهانه افکار انتخاب کنیم و فکرمان کنترل کنیم نیاز به تمرین دارد و باید تکرار و تمرین کنیم کمال‌گرا نباشیم برای کوچکترین موفقیت شکرگذار باشیم برای نعمت های خدا شکرگذار باشیم کوچکترین نتایج مثبت هم نتایج بزرگ ایجاد می کند اینکه من بگویم می خواهم من کامل باشم این نمی شود من باید تکامل که یک قانون است طی کنم مثل بدنسازی که من بروم بدنسازی و بگویم همان اول کار می خواهم سنگین ترین وزنه را بزنم باید تکامل طی کنم پس با تمرین می شود فکرکنترل کرد من خودم از وقتی شکرگذاری می کنم و آگاهانه تمرکز می کنم روی نعمت های خدا می فهمم خدا چقدر دوستم دارم که اینقدر به من نعمت داده آگاهانه شکر گذاری می کنم چون توجه می کنم به نعمت های خدا که بدانم خدا چقدر دوستم دارد عشق خدا به خودم درک می کنم آگاهانه شکر گذاری میکنم که توجه کنم به نعمت های خداوند به جای توجه به درد و رنج و مشکلاتم و بدانم شرایط اینطور نمی ماند و تغییر می کند سختی ها و رنج ها تمام می شود و شرایط می تواند بسیار زیبا شود اما در همین مشکلات هم زیبایی وجود دارد چون اگر آگاهانه تمرکز کنم روی اینکه این سختی ها باعث می شود من حرکت کنم به خواستم برسم و اینکه در سختی ها ناامید نشوم تسلیم نشوم و به جای اینکه تمر کز کنم روی سختی و رنج تمرکز کنم روی راه حل عبور از سختی بن بست برای خدا وجود ندارد آن خدا کنار من است مواظب من است درون قلبم است از رگ گردن به من نزدیک تر است ایمانم به خدا قوی کنم خیلی ها ما را مسخره می کنند از اینکه خواسته هایی داریم که از دید آنها دست نیافتنی است اما وقتی به خدا باور داشته باشی وقتی بدانی که روح خدا درون ما است خدا هر روز کنار ما است بدانیم افکار چقدر قدرتمند است به خواسته هام می رسم با توکل به خدا باید خدا را بشناسیم خودمان بشناسیم و جایگاه خودمان بشناسیم و آگاهانه شکرگذار خدا باشم آگاهانه مثبت فکر کنیم آگاهانه باورهای ترس و نگرانی تغییر دهم و حتی در سختی ها و مشکلات هم زیبایی ها را ببینم این کار می شود اما باید روی خودم کار کنم و تکامل طی کنم و نا امید نشوم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    آوا گفته:
    مدت عضویت: 1495 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیز، خانم شایسته و همه دوستان

    روز 141 از روزشمار تحول زندگی من

    این قسمت در مورد تجسم خلاق، رویاپردازی خیلی لذت بخشه حالا اینکه این باور رو هم داشته باشی که با این فکر و این احساس می‌تونی تو دنیای واقعی هم تجربش کنی خیلی جذاب و خیلی انگیزه بخشه

    با توجه به توضیحات استاد، خیلی از چیزهایی که الان تو زندگیم هست رو بدون اینکه حتی خودم بفهمم قبلا بهشون فکر کردم و چون نسبت بهشون مقاومتی نداشتم ( که البته با درک قوانین متوجه این موضوع شدم) خیلی راحت وارد زندگیم شدن؛

    مثلا خونه و محله‌ای که الان هستم، سلامتی جسمیم و فرم بدنم، ورزشکار بودنم این خیلی واضحه چون از همون دوران تینیجریم خیلی به دخترای ورزشکار توجه می‌کردم، تو مدرسه همیشه زنگای ورزش فکر کنم من تنها کسی بودم که همه حرکات رو انجام میدادم و اگه معلم نبود خیلی ناراحت میشدم و یادمه که وقتی ویدیویی هم نگاه می‌کردم خودمو جای اون شخص میدیدم، و الان که یادم اومد متوجه شدم! پس باید تو این زمینه مثل همون موقع‌ها با شور و شوق بهش فکر کنم و نا امید نشم ادامش بدم؛ چون وقتی بزرگتر شدم به‌خاطر یکسری باورها و توجه به حرفای بقیه مسیرمو خیلی تغییر دادم و از این شاخه به اون شاخه رفتم که حالا باز خداروشکر هدایت شدم و فهمیدم که علاقم چیه.

    حتی خیلی از اتفاقات روزانه‌ای که برام میفته می‌بینم که تو کدهام نوشتم و چون تمام توجهم و تصویرهام با حس خوب، همون موقع نوشتن شکل گرفتن، با وجود اینکه مدتشم زیاد نبوده اما به راحتی محقق شدن و به من نشون میدن که وقتشه خواسته‌هاتو بزرگتر کنی و بزرگ فکر کنی، چون برای خدا که کاری نداره کوچیک یا بزرگ باشه، برای ذهن من باید قابل پذیرش و محقق شدن باشه

    و من می‌خوام که این اتفاق بیفته.

    پس با قدرت و آگاهانه باید وقت بذارم، غرق بشم تو رویاهام، حسش کنم و سپاسگزار باشم که انقدر خوب و لذت بخش دارم دریافت می‌کنم.

    قدم دوم واقعا برای اینکه قدرت تجسم رو باور کنید، عالیه.

    و من خودم باید برم بارها گوش بدم تا برای این موهبت الهی وقت و انرژی بذارم و با ایمان قدم بردارم.

    سپاسگزارم که باز هم منو آگاه کردید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    farnam گفته:
    مدت عضویت: 656 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد گرامی و همه ی عزیزان

    سپاسگذارتونم که اینقدر باورهای قدرتمند کننده رو با بیان شیوا و خالص به ما انتقال میدین ، انشالله همیشه تنتون سالم و دلتون شاد باشه

    خداوند مهربان جهانی را خلق کرده و قوانینی وضع کرده و قدرتی به ما داده که اختیار کامل زندگی دست خودمان هست و خالق تمام و کمال زندگی خودمان هستیم.

    خداوند در خلقت ما به هر کدام از اعضای بدنمان وظیفه ای داده تا مارا در مسیر رشد و پیشرفت و آگاهی یاری کنند ، ذهن هم یکی از اجزاء ماست و وظیفه خودش را دارد ، وظیفه ذهن خلق تمام شرایط و اتفاقاتی است که در زندگی ما شکل گرفته و در حال حاضر داریم در اون شرایط زندگی میکنیم، تمام اتفاقات گذشته ی ما، ادم های اطرافمون، شغلمون ، میزان سلامتیمون ، شرایط مالی که داریم، اخلاقیاتمون ، میزان شادی یا غمی که در زندگی تجربه میکنیم، میزان رفاهی که داریم ، نوع روابطمون و…. هر چیزی که باهاش مواجه شدیم و در مواجهه هستیم و مواجه خواهیم شد ساختنش بر عهده ی ذهن ماست!

    پس ذهن قدرت بسیار بالایی در زندگی ما دارد ،

    قبل اینکه به این دنیا بیاییم ما میدانستیم چنین قدرتی داریم و تصمیم گرفتیم به دنیای مادی بیاییم تا هر چیزی دوست داریم رو با قدرت ذهنمون بسازیم و تجربه اش کنیم و از زندگی دنیوی لذت ببریم و رشد کنیم ، اما در زمان تولد و با بزرگتر شدن و گرفتن ورودی های محدود کننده از دنیای اطراف این اطلاعات رو فراموش کردیم و با افکار دیگری جایگزینشون کردیم.

    ما از ورودی های نامناسبی که به شکل افکار وارد ذهنمون کردیم یادگرفتیم که در زندگی ما قدرت دست همه هست جز ما! قدرت دست ارباب ها ، پولدارها ، اب و هوا ، پدر و مادر ، فرزند ، همسر ، نفت ، دلار ، رییس جمهور و حتی خدا، خدایی که یکی را خوشبخت و یکی را بدبخت میکند ، خدایی که عدالتی ندارد و یکی را پولدار افریده و یکی را در فقر میمیراند،خدایی که سرنوشت مرا روز ازل مقدر کرده و هر چه پیش می اید خواسته ی اوست نه خواسته ی من و … خلاصه قدرت دست هر موجودی و هر شیء میتواند باشه الا ما!

    این ورودی ها و این افکار اینقدر از طرق مختلف و با مثالهای گوناگون در زندگی ما تکرار شده تا بالاخره باورهای محکمی رو ساخته و در ناخودآگاه ذهن ما جا خوش کرده ، باورهایی مملو از ترس ، نگرانی ، تردید ، فقر، بیماری ، محدودیت، نشدن ، نتوانستن ، امکان پذیر نبودن و….

    از انجا که ما از خداییم و تکه ای از اوییم و همیشه به او وصلیم و خالق قدرتمند ماست ، این آگاهی های از یاد رفته ی تولد و دوران بچگی همیشه در مسیر زندگی به گونه های مختلف به ما یاداوری میشود ، درون ما راهنمای دقیقی وجود دارد که همیشه در حال هدایت ماست، ما از وقتی به یاد میاوریم میدانیم چه چیزهایی خوب و چه چیزهایی بد هستن ، ما میدانستیم و میدانیم که صداقت ، روراستی، مهربانی ، بخشندگی ، سپاسگذاری ، عشق ، مهر ورزیدن ، بخشش احساسات خوب و در مقابل دروغ ، تهمت ، دورنگی ، تنفر ، کدورت ، نامهربانی ، ناراستی احساسات بد در ما ایجاد میکردند و میکنند

    ما با وصل بودن به کل کائنات ، به هوش جمعی ، به خداوند لایتناهی مسیر درست و مسیر نادرست را از هم تمیز میدهیم و هر لحظه میدانستیم و میدانیم که چه چیز برای ما خوب و چه چیز برای ما بد است ، حتی اگر به دلیل تمرین نکردن رو شناخت خود، خوب را تشخیص ندهیم بد را خیلی خوب تشخیص میدهیم !

    طبق همین اگاهی های فراموش شده، ما توسط ذهن و باورهایش خالق شرایط زندگی خودمان هستیم ، این را در کودکی میدانستیم ، همان وقت که میپرسیدند میخواهی چه کاره شوی چه ماشینی میخواهی و چه خانه ای ؟ و با ذوق و اشتیاق و بدون فکر کردن به چگونگی و مسیر دست یابی هرانچه در دل داشتیم را به زبان میاوردیم و مطمئن بودیم به ان میرسیم ، یک هواپیمای بزرگ ، کشتی ، اسب ، لامبورگینی و امثالهم چیزهایی است که از زبان کودکان به راحتی جاری میشود و باور دارند این وسیله ها مال آنهاست و اکثر بزرگسالان میخندند چون باور نمیکنند! و همین باور نکردن و نشدن را به کودکان نیز انتقال میدهند و این چرخه ادامه پیدا میکند

    اما انسان های معدودی هم در این جهان مادی هستند که تمام خواسته های کودکی و نوجوانی و جوانی و بزرگسالی را بدست می اورند و رویاهایشان را به واقعیت تبدیل و انرا زندگی میکنند. کسانی که قدرت ماورایی ذهن را در ک کرده و انرا به بند کشیده و برای ساختن زندگیشان به کار میبندند.

    چرا تعداد معدود؟ جواب بسیار ساده است چون بقیه باور نمیکنند که همچین قدرتی دارند و باور نمیکنند که خودشان با افکار و باورهایشان خالق شرایطی هستن که همین الان در آن قرار دارند و میتوانند با بدست گرفتن این قدرت عظیم ذهن و تربیت کردنش و به راه خواسته ها کشیدنش انچه میخواهند را خلق کنند نه انچه نمیخواهند را.

    در سیستم انسان، ذهن یک دستگاه دقیق برای تولید و ارسال فرکانس است و این کار را با افکار و باور انجام میدهد، احساسات و عواطف ما بخش مهم دیگر این سیستم است که رابطه مستقیم با ذهن دارد

    هر فکری که توسط ذهن تولید میشود در ما عواطف و احساساتی را ایجاد میکند و هر چه میزان احساس ایجاد شده قویتر باشد فرکانس ان افکار قویتر است و قدرت تاثیر گذاری ان بر زندگی ما بیشتر است

    قدم اول برای شروع به کار سیستم ذهن دادن ورودی است ، ما با دادن ورودی به ذهن افکار را تولید میکنیم و باورها ، افکاری هستن که آنقدر تکرار شده اند که ما نتیجه ی این تکرار را در مثال های واقعی دیده ایم. و خروجی سیستم ذهن به شکل شرایط و اتفاقاتی که این افکار انها را بوجود اورده اند در زندگی ما پدیدار میشود.

    سیستم ذهن: ورودی افکار ایجاد احساسات فرکانس پاسخ به شکل اتفاقات و شرایط

    حال که کارکرد سیستم ذهن را دانستیم قدم اول برای خلق شرایط دلخواه زندگی تغییر ورودی هاست، وقتی شنیدن صحبت هایی در مورد کمبود منابع طبیعی ،نبود عدالت در جهان ،محدودیت، جنگ و درگیری، نابرابری ، فقر و فساد در جهان ، خشکسالی در یکسو و سیل و ویرانی در سوی دیگر و….. محدود میکنیم و به جای ان آگاهانه گوش را در معرض شنیدن ورودی هایی مانند فراوانی میلیون ها ساله در دنیا ، گستردگی همیشگی دنیا هر سال نسبت به سال پیش ، افزایش نعمت ها و دسترسی آسان به همه چیز نسبت به قبل ، بهتر شدن اوضاع کل انسان های زمین نسبت به گذشته ، از راحت تر شدن رفت و امد تا دسترسی به اب و برق و غذا و ….. به مرور زمان و طبق قانون تکامل باورهای محدود کننده ای که از زمان بچگی تا کنون در ذهن شکل گرفته کم رنگ و کم رنگ تر میشود و باورهای قدرتمند کننده جای انها را میگیرد و این پروسه زمان بر است چون باورها یک شبه بوجود نیامده که یک شبه از بین رود .

    در واقع ان عده ی معدودی که خواسته های خود را زندگی میکنند یک کار متفاوت از بقیه انجام داده اند آنها کنترل ذهنشان را بدست گرفته و از قدرت ان برای ساختن شرایط استفاده میکنن بر عکس اکثریت انسان ها که کنترل ذهن را به دست ورودی های امده از هر ناکجابادی داده اند و مانند برگی در باد با ان ورودی ها این طرف و ان طرف میروند و سرگردان عمر کوتاه خود را میگذرانند و در نهایت هم برای تسلی این وضع اسف بار خود تمام شرایط و اتفاقات را به خدا و سرنوشت و سردمداران و پدرومادر و آلودگی هوا و سرما یا گرمای منطقه زندگی و فرزندان و همسایه هاو…و…و… حواله میدهند تا شاید کمی از بار غمشان بکاهد و در این هیاهوی ذهن آشفته و افسار گسیسته آرام شوند و از مخدر و الکل و روابط ناپایدار و پرخوری و امثالهم به عنوان تسکین لحظه ای استفاده میکنند تا رنج هایشان را برای ساعتی هم شده التیام بخشند. و به ایه ای استناد میکنند که خدا گفته انسان را در رنج آفریدیم!!!

    تنها راه نجات از دنیایی که خودمان با ورودی هایی که داده ایم و افکاری که ایجاد کرده ایم و باورهایی که در ادامه این افکار شکل گفته و به صورت فرکانس به کائنات ارسال شده و پاسخ این فرکانس ها به صورت شرایط و اتفاقات زندگی توسط ما دریافت شده و اول به صورت آگاهانه حذف ورودی های محدودکننده ای که مانند غذا به ذهن میدهیم و دوما تمرکز آگاهانه روی ورودی های مثبتی که باورهای قدرتمند کننده در ذهن ما ایجاد میکند و ادامه دادن و ادامه دادن و ادامه دادن این مسیر تا این باورها جزئی از شخصیت ما شود و روی رفتار و اخلاق و احساسات ما تاثیر بگذارد، ان وقت است که ما به صورت ناخودآگاه دیگر جذب ورودی های منفی نمیشویم و از اخبار و صحبت ها و دیدن صحنه های جرم و جنایتی که قبلا دنبالشان بودیم حس بد میگیریم و دیگر انها را دنبال نمیکنیم و به جای ان ناخودآگاه زیبایی ها را دنبال میکنیم ، به دنبال شادی، ثروت ، سلامتی ، روابط عالی هستیم و طبق قانون و طبق کارکرد سیستم ذهن هر چه بکاریم انرا درو میکنیم، هرچه باشیم از جنس همان را دریافت میکنیم ، به هرچه باور داشته باشیم بیشتر و بیشتر از ان را در اتفاقات زندگی تجربه میکنیم.

    و در نهایت خالق جهان هستی ، قادر مطلق ، از روح خود در ما دمیده و قدرت خود را به ما بخشیده و صفت خالق بودن خود را به ما داده و قدرت خلق زندگی ما را به خودمان داده و باور کردن این حقیقت قدم اول برای کنترل ذهن و در ادامه کنترل زندگیمان است و این مهمترین باوریست که فراموش کرده بودیم ولی خدای وهابی که همیشه با ماست این باور را به یادمان اورده و شرایطی را مهیا کرده که در این مکان مقدس گرد هم بیاییم و با تمرکز بر روی آگاهی های سایت ورودی های خود را کنترل کنیم و هزاران باور قدرتمند کننده ای که از استاد عباسمنش بی نظیر خالصانه به ما منتقل میشود را دریافت کنیم و با بدست گرفتن کنترل ذهن زندگی و اینده خود را بدست بگیریم و به بهترین شکل ممکن بسازیم.

    ان شاء الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    محمد مهوری گفته:
    مدت عضویت: 2001 روز

    به نام خداوند مهربان.

    سلام استاد عزیز و مهربانم

    خیلی خیلی خیلی خوشحالم که نشانه امروزم این فایل معجزه آساست.

    و به قولی خداوند در هر لحظه هدایتهایش را به سمت ما هدایت میکند.

    و من سپاسگزار استادی هستم که نور ایمان رو به قلبم روانه کرد تا من بتوانم خداوند را بهتر ببینم و به این طریق ، من هدایت‌های إلهی رو بهتر دریافت کنم.

    سپاسگزار و سپاسگزار و سپاسگزارم

    استاد اتفاقاً با هدایتی که دارم میشم دارم روی دوره دوازده قدم کار میکنم.

    دیشب قدم اول و جلسه پنجم که جلسه قرآنی بود رو داشتم کار میکردم و نکته برداری میکردم

    و الله اکبر

    این فایل فوق‌العاده ست

    بی نظیره

    و باز هم

    سپاسگزار و سپاسگزار و سپاسگزارم

    بریم سراغ تجسم و فعال کردن این قدرت درونی.

    خدایااااااااا من تو رو دارم

    که به من اجازه دادی با افکار و تجسم کردن میتونم بسازم هرآنچه را که در هر ابعادی که بخواهم.

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    استاد جان

    من حدود صد روز هست که با روزی دهها ساعت کار کردن تمرکزی ،و در طول روز هم با تمرکز روی نکات مثبت و فکر کردن و آرامش داشتن و احساس فوق‌العاده ی سپاسگزاری و به قول شما که میگید اینها همش تجسم خلاق هست؛

    به خیلی چیزا رسیدم

    من دارم موسیقی کار میکنم

    خداوند با تجسم کردن و تمرکز کردنم، چندین تا کتاب برای کار کردن روی موزیک به دستم داد

    دوتا ساز خوشکل و زیبا به دستم داد

    هر روز تمیزشون میکنم

    هرروز بوسشون میکنم

    هرروز سپاسگزاریشو به جا میارم

    هرروز روی کتابها و نوازندگیم کار میکنم

    و استاد جانم،

    نمیدونی داره چه اتفاقاتی توی زندگیم میفته

    الآن که دارم این کامنت رو مینویسم نمیدونید چه احساس قشنگی رو دارم تجربه میکنم

    قلبم داره تند تند میزنه

    انگشتام داره تند تند می‌نویسه

    قلبم داره پر میکشه

    خدایااااااااا سپاسگزارم

    استاد عزیزم عشق من،

    این فایل شما رو وقتی در نشانه امروزم بود دیگه فهمیدم همه چیز باهم چفته.

    همه چیز در بهترین زمان و بهترین مکان به دستم میرسه.

    بعد اینجوری هستش که من دارم مینویسم و دارم به صحبت‌های شما استاد عزیز گوش میدم

    و دوست دارم پرواز کنم

    دوست دارم فریاد بزنم بگم خدایااااااااا شکرت

    و اتفاقا بارون هم داره میزنه اصفهان

    و دیگه چی بگم فضای روحی من عرفانیه

    اوایل این صد روز که تمام تمرکزم رو گذاشتم روی کار کردن روی باورهام ، تصمیم گرفتم که به گفته های شما عمل کنم و برم سراغ علاقه هام.

    موسیقی سالهاست توی زندگی من هست

    ولی هیچ وقت با این دید به این علاقم نگاه نکرده بودم.

    به غیر از این بار

    و استاد جان

    اگه کل اون سالها رو بذارم روی یه کفه ترازو و این دو سه ماه رو بذارم روی این کفه ترازو ، این کفه ترازو بارها و بارها سنگین تره.

    حالا چرا و چجوری این اتفاق افتاد؟؟

    من اولین روزی که شروع کردم

    فهمیدم که این بار با بارهای قبلی که من نیت میکردم روی باورهام کار کنم فرق داشت

    خب تو سایت که بودم

    و هرازگاهی میومدم

    محصولاتم داشتم

    و میدونستم اینجا بهشته منه

    ولی تعهد نبود..

    ولی این بار فرق داشت

    یه جنس احساس دیگه ای رو احساس میکردم

    و شروع کردم

    از کامنت ها

    و از فایل‌های رایگان

    و بعد از چند روز فقط خوندن و نوشتن ، تازه دفترهام رو که داشت خاک میخورد از کشو آوردمشون بیرون

    و کاملاً تکاملی و آروم آروم

    شروع کردم به کار کردن

    و نوشتن

    و تمرکز کردن

    و فکر کردن

    و سپاسگزاری کردن

    و کار کردن روی محصولات

    و دفترهامو تر و تمیز کردم

    و باز هم آروم آروم

    روی تک تک فایل‌های محصولات و فایل‌های هدیه کار کردن

    و هنوز هم ادامه دارد

    و الانی که دارم کامنت مینویسم و امشب

    اتفاقی که افتاد دیدم باااااااباااااا

    اون چیزایی که از مثلاً موسیقی کار کردن ،تجسم و تصور کردم رو الان شرایطش رو دارم

    و دیدم امشبی که تونستم یه آهنگی رو که خودم برا خودم ساختمش رو بنویسم

    نُت بنویسم

    و سازی که سالها بدون اصول مینواختم

    امشب از روی کتاب با اصول و قاعده دقیق و درست و جهانیش بنوازم

    اومدم تو اتاق و به داداشم که توی همین مداره و داره روی سایت کار میکنه گفتم::

    نمیییییدونی داره چه اتفاقی درونم میفته

    باور کن به آرزوی چند ساله ام رسیدم

    که آرزو داشتم روی اصول

    بدون عجله

    با تمرین درست

    با آرامش درونی

    و

    و

    و

    و

    دارم روی سازهام و نوازندگیم کار میکنم

    و اینقدررررررررر انرژی داشتم که اومدم و این کامنت از کنار ایییییین همه انرژی ،،

    زد بیرون

    و این اتفاقها فقط توی صد روز افتاد

    برای خودم دقیقاً طبق صحبت‌های شما استاد عزیز،

    امشب شبی بود که من دیدم

    آروم آروم آروم آروم آروم قدمهام رو برداشتم

    و امشب سیل نعمتها اومد

    سِیلی از احساس خوب

    سِیلی از انرژی مثبت

    و سیلی از قلب پر از احساس خدایی اومد

    و فهمیدم و به خودم گفتم

    که

    ببین محمد،

    کار کردن و حرکت کردن با خداوند اینجوریه

    اون یهووووو کللللللی اتفاق رو با هم برات رقم میزنه

    و من امشب رو فقط به سپاسگزاری میگذرونم

    وقتی حرفهای شما رو در مورد تجسم خلاق شنیدم

    و متن اول فایل رو خوندم

    دقیقاً صحبت‌های شما رو توی جلسه سه دوره فوق‌العاده آفرینش و جلسه دوم دوره فوق‌العاده دوازده قدم رو تا حدودی یادم اومد

    و این فایل هم که دیگه احسن الله

    تمااااام

    فهمیدم توی صد روز با تجسم کردن و در مدار بودن و سپاسگزاری به امشب رسیدم ،

    توی موسیقی رو میگم

    با تجسم و تمرکز روی خودم و کار کردن و عمل کردن به الهامات، امشبم رقم خورد

    و فقط تونستم سپاسگزار شما و سپاسگزار پروردگار خودم باشم

    و باز هم سپاسگزار و سپاسگزار و سپاسگزارم

    و سپاسگزارم استاد عزیزم

    سپاسگزارم

    که این‌قدر دقیق و تمیز قوانین رو بهش عمل میکنی و‌ توضیح میدی.

    دمت گرم ، عالی هستی

    و یه اتفاق دیگه هم بنویسم که:

    بعدازظهر از سر کار اومدم

    یه استراحت کردم طبق روال هر روز

    و بعد بیدار شدم برم یه دوش بگیرم

    مادرم بهم گفت آب نیست امروز

    و واکنش من این بود ؛؛

    خندیدم توی دلم

    و گفتم چه جالب ، آب نیست

    و گفتم خدایا شکرت که آب نیست

    این تضاد به من میگه من چیو میخوام .

    و در فضای سپاسگزاری لذت بردم

    و رفتم سازمو برداشتم و رفتم توی زیرزمین و این اتفاقی که اون بالا نوشتم اتفاق افتاد.

    و حالا هم که سرشااااااار از انرژی هستم

    این لطف الهی است

    این رحمان و رحیم بودن پروردگار منه

    این حاصل فقط صد روز تعهد داشتن منه

    لحظه‌ای از قوانین خودمو جدا نکردم

    و باز هم لطف خداوند هست که شامل حال من شده

    من هم فقط سپاسگزاری میکنم

    و مینویسم::

    ایام نعبدو و ایاک نستعین

    اهدنا الصراط المستقیم

    صراط الذین انعمت علیهم

    غیر المغضوب علیهم

    والضالین

    تنها تو و فقط تو, تا ابد….

    و استاد جان ، سپاسگزار و متشکرم از شما به خاطر این لایو فوق‌العاده تون.

    سپاسگزارم از دوستانی که برا خودشون وقت گذاشتند و این کامنت رو‌ خوندند/

    و این تصاویر عالی که با ما به اشتراک میگذارید و باعث می‌شود ما بتونیم تجسم کنیم و روزی کنار شما در فلوریدای آمریکا یک زندگی خارق‌العاده رو بسازیم و این باور منه.

    باز هم سپاسگزار و سپاسگزار و سپاسگزارم

    در پناه الله یکتا و مهربان

    شاد و سربلند و پیروز و ثروتمند و خوشبخت در دنیا و آخرت باشید…

    به الله مهربان میسپارمتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    وحید ولاشجردی گفته:
    مدت عضویت: 1605 روز

    به نام خدای بخشنده

    سلام استاد

    خداروشکر که یه قدم دیگه اومدم یه درجه درکم بهتر شد و قفل های تازه ای برام باز شد با این قدم و فایل

    اولا مدت هاس که اونقدر درگیر روزمره شدن که تجسم کردن یادم رفته و حتی گاهی که میخوام تجسم کنم ذهنم مقاومت بالایی نشون میده

    بعد اینکه فکر میکردم تجسم باید به قول شما یه محیط اروم و فلان و بهمان باشه نمیدونستم که هر لحظه دارم با فکرم تجسم‌میکنم

    اونقدر روزمرگی و مسائل هر روز درگیرم کرده که الان فهمیدم و ناخوداگاه دارم چیزهایی کا نمیخوام تجسم‌میکنم با فلان تماس یه داستان بلند میسازم با فلان مساله داستان وحشتناک بعدی

    تو شرایطی که دارم انگشت اشاره سمت بقیه بود که اگه این اتفاق نمیوفتاد وضعیت من این تبود اگه اونطوری نمیشد وضعیت من این نبود و…

    اما خودم با افکارم باعث شرایط فعلی شدم باید اگاهانه بتونم روی این مسائل که فکر میکردم همیشگی ان تمرکز نکنم و کم کم سعی کنم روی شرایط قشنگی که میخوام تمرکز کنم هیچ کسی باعث این شرایط نیست جز خودم پس خودمم میتونم خیلی سریع و راحت شرایط رو عوض کنم

    جهان و خداوند پاسخ میدن به افکار و خواسته های من

    من باید افکارم و تجسم و انرژیمو بذارم روی خواسته هام تا شرایط بهتر بشه

    هر روز ناخوداگاه منتظر زنگ فلان ادم طلبکار و چک این پاس بشه نشه و …بودم با این شرایط هر بار فک میکردم که نمیشه و من باید خیلی زود برگردم شهرستان برم یه جایی کار کنم برای کسی

    تهران نمیتونم بمونم

    یا مثلا اجاره خونه اگه نرسه این میشه اون نیشع مغازه اگه اوکی نشه مشتری اگه نیاد سایت اگه رشد نکنه پیج

    اگه فلانی حساب نده

    اگه فروشم اوکی نشه مجبورم ماشینی که خیلی براش زحمت کشیدم و خریدم و دوسش دارن بفروشم من ال شدم و من بل شدم

    غافل از اینکه با هر بار فکر این چیزا دارم اونا رو خلق میکنم تو زندکیم

    یه فایلی که واقعا باید الان به گوشم میرسید تا بتوتم اولین دوربرگردون دور بزنم و برگردم به مسیر درست

    چیزی که یه زنگ خطر رو برام به صدا دراورد در مورد جهت دهی اگاهانه و توجه بیشتر به افکارم

    ممنونم استاد عزیز بابت این همه حرفا و اکاهیی ها

    خدایا شکرت️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    وحید ولاشجردی گفته:
    مدت عضویت: 1605 روز

    به نام خدای بخشنده

    سلام استاد

    خداروشکر که یه قدم دیگه اومدم یه درجه درکم بهتر شد و قفل های تازه ای برام باز شد با این قدم و فایل

    اولا مدت هاس که اونقدر درگیر روزمره شدن که تجسم کردن یادم رفته و حتی گاهی که میخوام تجسم کنم ذهنم مقاومت بالایی نشون میده

    بعد اینکه فکر میکردم تجسم باید به قول شما یه محیط اروم و فلان و بهمان باشه نمیدونستم که هر لحظه دارم با فکرم تجسم‌میکنم

    اونقدر روزمرگی و مسائل هر روز درگیرم کرده که الان فهمیدم و ناخوداگاه دارم چیزهایی کا نمیخوام تجسم‌میکنم با فلان تماس یه داستان بلند میسازم با فلان مساله داستان وحشتناک بعدی

    تو شرایطی که دارم انگشت اشاره سمت بقیه بود که اگه این اتفاق نمیوفتاد وضعیت من این تبود اگه اونطوری نمیشد وضعیت من این نبود و…

    اما خودم با افکارم باعث شرایط فعلی شدم باید اگاهانه بتونم روی این مسائل که فکر میکردم همیشگی ان تمرکز نکنم و کم کم سعی کنم روی شرایط قشنگی که میخوام تمرکز کنم هیچ کسی باعث این شرایط نیست جز خودم پس خودمم میتونم خیلی سریع و راحت شرایط رو عوض کنم

    جهان و خداوند پاسخ میدن به افکار و خواسته های من

    من باید افکارم و تجسم و انرژیمو بذارم روی خواسته هام تا شرایط بهتر بشه

    هر روز ناخوداگاه منتظر زنگ فلان ادم طلبکار و چک این پاس بشه نشه و …بودم با این شرایط هر بار فک میکردم که نمیشه و من باید خیلی زود برگردم شهرستان برم یه جایی کار کنم برای کسی

    تهران نمیتونم بمونم

    یا مثلا اجاره خونه اگه نرسه این میشه اون نیشع مغازه اگه اوکی نشه مشتری اگه نیاد سایت اگه رشد نکنه پیج

    اگه فلانی حساب نده

    اگه فروشم اوکی نشه مجبورم ماشینی که خیلی براش زحمت کشیدم و خریدم و دوسش دارن بفروشم من ال شدم و من بل شدم

    غافل از اینکه با هر بار فکر این چیزا دارم اونا رو خلق میکنم تو زندکیم

    یه فایلی که واقعا باید الان به گوشم میرسید تا بتوتم اولین دوربرگردون دور بزنم و برگردم به مسیر درست

    چیزی که یه زنگ خطر رو برام به صدا دراورد در مورد جهت دهی اگاهانه و توجه بیشتر به افکارم

    ممنونم استاد عزیز بابت این همه حرفا و اکاهیی های ناب

    خدایا شکرت 🫡

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    Ali.akhoondy گفته:
    مدت عضویت: 116 روز

    سپاس خدایی که از رگ گردن بهم نزدیکه

    سلام به دوستان گلم و استاد عزیزم

    من صبح تا حالا دارم این فایلو نگاه میکنم و به قدرتی که خدا درون تمام انسانها قرار داده .من شبها یه فایل ارامبخش میزارم تو گوشم و هرچی رو که میخوام تجسم میکنم و اشکم سرازیر میشه و احساس خوبی پیدا میکنم.من نمیدونستم که روزها به طور ناخداگاه دارم بر خلاف خواستهایم دارم تجسم میکنم و زندگی رو برای خودم سخت میکنم.واقعا سپاسگذارم که اگاهم کردی استاد.من چند روزه دارم رابطه خدا و ثروت رو در ذهنم درست میکنم و مدام میگم تنها راه رسیدن به خدا ثروتمند شدنه. و چند شب پیش من یک ده هزارتومنی پیدا کردم و نشونهاش روز به روز داره بیشتر میشه و قانون داره جواب میده.هفت سال پیش من رفتم توی یه خونه خیلی خوشم اومد و هرشب خونه رو با جزئیات تجسم میکردم و بلاخره جور شد و اون خونه رو گرفتم خدارو هزاران بار شکر.الان میفهمم قدرت تجسم و یک فکر یه انسان خیلی قویه و این دقیقا اون قدرتیه که مارو از سایر حیوانات جدا میکنه.

    خدایا سپاسگذارم بابت قوانبن ثابتی که هرکسی که بخواد میتونه ازش استفاده کنه و این عدل خدای منه.خیلی ها این قوانین رو نمیدونن و وظیفه منه با موفق شدنم الگوی بشم برای عزیزانم تا انها هم باور کنن که میشود.

    در پناه خداوند رزاق و وهاب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1925 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت

    گام 26: استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلاق

    ما می‌تونیم با تجسم اتفاقات زندگیمون رو رقم بزنیم

    چقدر آدم‌ها غافل هستند از انرژی ذهنیشون چقدر غافل هستن از اینکه افکارشون چقدر قدرت داره چقدر آدم‌ها درگیر روزمره میشن چقدر آدم‌ها دنیای فعلیشون یعنی شرایط فعلیشون رو موقعیت فعلیشون رو چقدر ابدی می‌دونن چقدر دائمی می‌دونن

    یا مثلاً چون شرایطشون الان اینجوریه اصلاً دیگه نمی‌تونن به چیز دیگه‌ای فکر کنن

    فکر می‌کنن که دیگه همین هست باید بسوزیم و بسازیم باهاش،

    در واقع اونایی که باور دارندچ به خداوند اونایی که باور دارن به اینکه افکارشونه که داره زندگیشون رو خلق می‌کنه اونایی که ایمان دارن به نعمت‌های خداوند به تغییر در زندگی اونایی که ایمان دارن به این قضیه که فارغ از اینکه تو الان شرایطت چی هست تو کدوم کشور تو کدوم خانواده با چه شرایطی زندگی می‌کنی فارغ از اینکه چه گذشته‌ای داشتی اصلاً چه اشتباهاتی کردی توی زندگیت می‌تونه شرایط عوض بشه می‌تونه شرایط متحول بشه

    نه اینکه عوض بشه یه ذره بهتر بشه،

    نه می‌تونه تغییر بنیادین داشته باشه،

    اونا هستن که میان از قدرت تجسم استفاده می‌کنن

    همه ما تجسم می‌کنیم صبح تا شب همه شما بدون استثنا دارید تجسم می‌کنید،

    تجسم چیزی نیست غیر از اینکه دارید به یک موضوعی فکر می‌کنید

    بعضی‌ها فکر می‌کنن تجسم مثلاً اینه که من برم توی اتاق یک شمعی روشن کنم یک تمرین‌های تجسمی

    نه بابا تو تو دفتر کارت نشستی توی محل کارت هستی توی پشت ماشین هستی داری کارت رو می‌کنی اما ذهنت جای دیگه است داری به چیز دیگه‌ای فکر می‌کنی

    داری یه شرایط دیگه‌ای رو می‌بینی

    داری به یک موقعیت دیگه‌ای فکر می‌کنی همه شما در طول روز بارها و بارها دارید این کارو انجام می‌دید کاری که من میام توی دوره‌های آموزشیم انجام میدم هدایت کردن اون انرژی فکریه

    هدایت کردن به مسیر درست

    چون ما همیشه داریم این کارو می‌کنیم ولی 90 درصد مواقع به چیزهایی که نمی‌خوایم فکر می‌کنیم چیزایی که نمی‌خواهیم تجسم می‌کنیم

    مثلاً تو ذهنمون اینه که الان من میرم خونه مثلاً داری از محل کارت میای الان میرم خونه دوباره باید برم همون داستان‌ها رو با همسرم داشته باشم دوباره ناراحتی دوباره اون مسائل دوباره اون همه کار دارم لباس‌ها را باید بشورم غذا درست کنم الان چک دارم یارو میاد چک رو نمی‌تونم پاس کنم دم در خونه داد و بیداد می‌کنه آبروم میره اینایی که من گفتم تجسم کردنه،

    یعنی تجسم کردن چیزی غیر از جهت دهی افکار به یک موضوعی در آینده نیست که مثلاً بگیم تجسم فقط وجه مثبت داره

    نه ما 95درصد مواقع به چیزهایی که نمی‌خواهیم فکر می‌کنیم

    در واقع داریم اون چیزهایی که نمی‌خواهیم رو می‌سازیم توی ذهنمون و به همین دلیل هم اون چیزهایی که نمی‌خواهیم هر روز تو زندگیمون اتفاق میفته

    کاری که توی دوره‌ها می‌کنیم اینه که میام این ذهنیت رو ایجاد می‌کنم که مراقب ورودی‌هاتون باشید مراقب افکاری که توی ذهنتون میاد باشید

    با یک روند تکاملی

    چون اولش کار راحتی نیست کنترل افکار، ولی آروم آروم بهتر می‌شه سعی کنیم آگاهانه از شرایط فعلی از موقعیت فعلی بیایم بیرون موقعیت فعلی شما چیزی نیست جز افکار گذشته شما

    یعنی چیزی که الان داری توش زندگی می‌کنی خودت خلق کردی

    این اولین قدمه

    یعنی اگه کسی نمی‌تونه این حرف منو بپذیره اصلاً نه برنامه‌های منو پیگیری کنه نه فایل‌ها رو ادامه بده

    قدم اول برای تغییر زندگی اینه که چیزی که الان توی زندگیت هست خودت به وجود آوردی ربطی به بابات نداره ربطی به ننت نداره ربطی به دوستات نداره ربطی به کشوری که زندگی می‌کنی نداره حالا شاید اونا روت تاثیر گذاشته باشن و تو تاثیر پذیرفته باشی و خلق کرده باشی اما در نهایت تو تاثیر پذیرفتی تو باور کردی تو تکرار کردی اون حرف‌ها رو

    تو اونا رو تو ذهن خودت هی مرور کردی و این شرایط فعلی تو شرایطیه که خودت خلق کردی

    این اولین قدمه

    این اولین درکیه که ما باید داشته باشیم نسبت به اتفاقاتی که داره تو زندگیمون میفته

    من از اون موقعی که اینو پذیرفتم تغییرات تو زندگی من افتاد

    اگر اینو بپذیرید کاری که باید انجام بشه اینه که اتفاقات الان رو خودم به وجود آوردم حالا آگاهانه نبوده

    خیلی موقع‌ها ناآگاهانه بوده قانون رو نمی‌دونستی مثل نوزادی که ناآگاهانه پنجه می‌کشه تو صورت خودش اون نمی‌دونه داره صورت خودش رو زخمی می‌کنه چون آگاهانه نیست یعنی کنترل کاملی بر اعضای بدنش نداره دستش میاد می‌زنه صورتش رو زخمی می‌کنه بعد گریه می‌کنه ما دقیقاً داریم همین کارو توی دنیای خودمون می‌کنیم

    ما الان کنترل داریم بر روی دستمون اما کنترل کاملی روی افکارمون نداریم وقتی که بچه پنجه می‌کشه روی صورتش همون لحظه اثرش مشخص میشه افکار یه فاصله زمانی می‌خواد اثرش مشخص بشه این نیست که شما همین الان به یک موضوع بد فکر کنی همون لحظه اتفاق بیفته یه فاصله زمانی هست بین زمانی که شما فرکانس می‌فرستی و فرکانس تقویت میشه

    یعنی با یه بار فکر کردن هم اتفاقی نمیفته نه مثبت نه منفی

    اینجوری نیست که اگه من یه بار یه ذره فکر منفی داشتم یه ذره نگران یه چیزی بودم یه ذره ترسیدم همون موقع بلا سرم بیاد نه با یک ذره فکر منفی با یه چند بار فکر منفی یا مثبت نه اتفاق منفی میفته نه اتفاق مثبت میفته

    منفی و مثبت منظورم اتفاق ناخواسته و اتفاق خواسته است،

    با تکرار اون افکار در جهت منفی یا مثبته که اتفاقات رخ میده که ما بهش می‌گیم باور

    که وقتی یک فکری بارها و بارها تکرار میشه باور ایجاد میشه

    وقتی باوری ایجاد می‌کنه اتفاقات رو رقم می‌زنه حالا چه خواسته باشه چه ناخواسته باشه،

    بگی من شرایطی که الان دارم رو مثل بچه‌ای بودم که قانون را بلد نبودم کنترل روی افکارم نداشتم اصلاً نمی‌دونستم افکارم تاثیرگذارن خیلی راحت ورودی‌های نامناسب به ذهنم می‌دادم حرف‌های آدم‌های نامناسب رو می‌شنیدم اخبار و موضوعات نامناسب رو می‌شنیدم و بهشون توجه می‌کردم بهشون فکر می‌کردم تجسمشون می‌کردم می‌ساختم تو ذهنم خب الان هم زندگیم اینه،

    حالا تو روابط تو سلامتی تو ثروت حالا که این قضیه رو فهمیدم میام آگاهانه افکارم رو مدیریت می‌کنم مانیتور می‌کنم آگاهانه به اون چیزی که می‌خوام توجه می‌کنم

    توی تموم دوره‌ها تلاش من این بوده که این کنترل ناآگاهانه که روی افکارتون هست اینه که اصلاً نمی‌دونید چه افکاری توی ذهنتون میاد و چه نتیجه‌ای داره

    بیاید اینو چیکار کنید

    بیاید اینو آگاهانه کنید

    بیایید اینو خودتون بسازیدش

    بیاید به چیزهایی که می‌خواهید توجه کنید بیاید این باورها را درست کنید من توی روانشناسی گفتم ثروتمند شدن معنوی‌ترین کاریه که می‌تونی انجام بدی

    یعنی هر کاری که فکر می‌کنی یا کار معنویه خدایی هست هرچی باشه از ثروتمند شدن اثرش کمتره و توضیح دادم که وقتی شما ثروتمند می‌شی وقتی که زندگی خوبی داری وقتی که خرید می‌کنی برای خونه ات چقدر خدمت می‌کنی به آدم‌های دیگه به کارخونه‌های دیگه به اقتصاد و چقدر می‌تونی خیریه داشته باشی چقدر آدم‌هایی از تو الگو می‌گیرن و موفق میشن

    وقتی طرف برای اولین بار اینو می‌شنوه تا قبل از این هرچی شنیده این بوده که هرچی تو ورودی‌های ذهنش بوده این بوده که آدم‌های پولدار آدم‌های بدجنسین آدم‌هایی‌ان که خون فقیرها رو توی شیشه کردن پولدار شدن آدم‌هایی‌ان که از راه نادرست به ثروت رسیدن هر کسی ثروتمند شده از یه پارتی از یه سو استفاده‌ای از یه راه نامناسبی به پول رسیده

    حالا یه دفعه میاد این همه ورودی نامناسب داشته میاد یهویی یه جمله رو می‌شنوه یا یه دیدگاهی رو باهاش آشنا می‌شه یه تفکری رو باهاش آشنا می‌شه که میگه ثروتمند شدن معنوی‌ترین کار دنیاست تنها راه رسیدن به خدا ثروتمند شدنه

    تنها راهش

    این شعار نیست

    این زندگی منه

    این باور منه

    خواستم بگم که کلیت داستان کلیت اتفاقات شما به واسطه افکار و باورهاییه که تو زندگیتون دارید

    این چیزی که الان تو زندگی شما هست یه چیز پایدار نیست یه چیز دائمی نیست وقتی که فهمیدم که این چیزی که الان توی زندگی من هست و خودم یا آگاهانه یا ناآگاهانه ایجادش کردم گفتم پس یعنی می‌تونم تغییرش بدم پس با افکارم می‌تونم تغییرش بدم پس تغییرش میدم کار می‌کنم تمرین می‌کنم سرمایه‌گذاری می‌کنم روش،

    اون موقع که داشتم کار می‌کردم توی بندرعباس توی اون خونه بسیار وحشتناک اون موقع من توی اون شرایط اومدم شروع کردم به این نحوه تفکر اینقدر این شرایط سختی که شما بعضی‌هاتون درگیرش هستید می‌تونه بهتون کمک کنه که بعداً به عنوان نعمت ازش صحبت می‌کنید

    همه اون اتفاقات باعث شد که من یه سری خواسته‌ها برام به وجود بیاد

    اون تضادها یه سری انگیزه‌ها رو در من ایجاد کرد که به موفقیت برسم

    درسته که خیلی تلخ بود و سخت بود برام ولی الان که نگاه می‌کنم می‌بینم که خیلی از اون چیزایی که من بهش رسیدم به خاطر همون تضادها بود به خاطر همون مسائلی بود که بهش برخورد کردم افکار ما داره اتفاقات رو خلق می‌کنه در مورد اینکه می‌شینی و به یه چیزی آگاهانه فکر می‌کنی نمیذاری افکار منفی خودش تو ذهنت بیاد

    یه خبری شنیدی مثلاً اون کسی که توی رابطه عاطفی باهاش هستی یا اون رئیست یا کارمندت یه اس‌ام‌اس نامناسب فرستاده گفته من دیگه نیستم یا گفته خداحافظ شما یکی که ازش پول می‌خوایی گفته من طلبت رو نمیدم یا هرچی

    یه خبری شنیدی از اون چیزی که نمی‌خوای افراد معمولی افرادی که قانون رو نمی‌دونن شروع می‌کنن به تجسم کردن یعنی داستان ساختن و ادامه دادن اون صحبت‌ها یعنی توی رابطه عاطفی شنیده که کسی که توی رابطه عاطفی باهاش هست مثلاً یه حرف نامناسبی زده من نمی‌خوام با تو باشم یا هر چیز دیگه‌ای آره الان اینجوری میشه میرم منو تحقیر می‌کنه دوباره باید گریه کنم دوباره اونو چیکار کنم یک فیلم سینمایی با کیفیت درست می‌کنه از چیزی که نمی‌خواد

    فقط به خاطر اینکه یک پیامک دیده فقط به خاطر اینکه یک خبر شنیده و نمی‌دونه که اون خبر اون با افکار تو یعنی افکار تو می‌تونه اون خبره رو واقعی کنه برای تو وگرنه اون می‌تونه کاملاً عوض بشه

    شرایط در هر لحظه در حال تغییر هستن و تو داری این کارو انجام میدی و تو می‌تونی همه چیز رو تغییر بدی

    افراد به همین راحتی اجازه میدن که افکار بیاد تو ذهنشون

    به همین راحتی اجازه میدن که با شنیدن یه خبر با دیدن یه داستان منفی با سیل هرچی که هست به راحتی اجازه میدن که از این قدرتی که خداوند بهشون داده برای اینکه خلق کنن زندگیشون رو از این قدرت استفاده کنن برای اینکه زندگیشون رو نابود کنن

    کل صحبت همینه

    کل صحبت اینه که بیاید آگاهانه افکارتون رو کنترل کنید

    توی دوره 12 قدم که یک سال هست به خاطر اینه که بیایم هی این روند رو با بچه‌ها کار کنیم دلیلش اینه که بیایم همون تمرین‌هایی که من انجام دادم همون کارهایی که انجام دادم برای اینکه وقتی یه اس‌ام‌اسی میاد که اون خبره رو داره بتونی فکرت رو کنترل کنی چون کار راحتی نیست چون یه عمری ما به اون شکل عادت کردیم یه عمری ما واکنش نشون دادیم

    یعنی ما هر چیزی رو دیدیم واکنش نشون دادیم نسبت به همون

    نیومدیم خلق کنیم نیومدیم بگیم توی همین مثال کامنت رابطه عاطفی که نه حالا اتفاقاً من میام اونجوری که دوست دارم شرایط خودم رو تجسم می‌کنم رابطم رو تجسم می‌کنم اصلاً اینو ندیده می‌گیرم میرم خونه خیلی هم خوبه اتفاقاً میگه ببخشید اشتباه شد خیلی هم دوست دارم خیلی هم لذت می‌بریم بعدشم با هم میریم پیاده روی می‌کنیم میریم یه خریدی می‌کنیم

    نمیان این کارو بکنن چون نمی‌دونن که واقعاً ذهنه که داره این اتفاقات رو رقم می‌زنه, قدرت دست توئه دست دیگران نیست

    تو داری زندگی خودت رو خلق می‌کنی

    نمیان این کارو بکنن منم خیلی موقع‌ها میشه که کنترل از ذهنم خارج میشه یه موقع‌هایی میشه یه اتفاقی میفته که ظاهرش قشنگ نیست و سخته برام که افکارم رو به سمت مثبت جهت بدم می‌خوام بگم که کمالگرا نباشید نسبت به این قضیه هر کوچکترین تغییر مثبت نتایج بزرگی ایجاد می‌کنه کوچک‌ترین حرکت در سمت خواسته‌هات در مسیر درست نتایج بزرگی ایجاد می‌کنه

    این نیست که بگیم نه من باید پرفکت باشم بی اشتباه باشه افکارم کاملاً

    هیچکس در دنیای مادی به این قدرت نرسیده یعنی اصلاً دنیای مادی جایگاه صفر و یک نیست

    یعنی سیاه و سفید نداریم

    چیزی بین همه این‌هاست من بارها تو دوره‌هام گفتم به همین دلیل این سخت‌گیری نباید باشه که من اگر الان نتونستم افکارم رو کنترل کنم پس کارم را درست انجام ندادم نه یه دوره تکاملیه

    مثل کسی که میره ورزش می‌کنه میره باشگاه معلومه روز اول نمی‌تونه وزنه سنگین بزنه ولی نباید ناامید بشه بگه من نمی‌تونم بزنم پس هیچ وقت نمی‌تونم بزنم

    نه با تمرین کردن می‌تونیم بهتر و بهتر بشیم من خودم وقتی که میام داستان تجسم افرادی که به خواسته‌هاشون رسیدن رو گوش می‌کنم دارم ورودی‌های خوب به ذهنم میدم به جای اینکه بشینم داستان بلا و مصیبت‌ها رو گوش کنم میام داستان خلق اتفاقات رو با قدرت ذهنی گوش می‌کنم خوب هر چقدر که اینا رو بیشتر گوش کنم بیشتر باور می‌کنم که می‌شود منم می‌تونم این کارو انجام بدم

    بیشتر از این قدرت استفاده می‌کنم بیشتر جدی می‌گیرم

    خوبه که خدا جهانی رو خلق کرده شرایطی رو برای ما رقم زده قوانینی رو گذاشته که به این راحتی می‌تونیم زندگی خودمون رو اونجوری که دوست داریم خلق کنیم،

    حتی اگر توی شرایط خوبی نیستیم حتی اگر ناآگاهانه زندگیمون رو به دست خودمون بازم تاکید می‌کنم ناآگاهانه زندگیمون رو به دست خودمون خراب کردیم یه جایی وایسیم و شروع کنیم به تغییر افکارمون و بعدش همه چیز توی زندگیمون عوض میشه

    یعنی من هر آنچه که تو زندگیم دارم رو با همین نوع نگاه ایجاد کردم

    یعنی من اون موقع که نون نداشتم هیچی نداشتم می‌شستم به یه اتوبوس آروی فکر می‌کردم بعد می‌گفتم سوار این اتوبوسه می‌شم بعد توش حموم داره دستشویی داره آشپزخونه داره اتاق خواب داره هر کجا که خواستیم میریم هر جایی که دوست داشتیم میریم اونجا یه هفته تو طبیعت هستیم همش داشتم این صحنه رو هی می‌دیدم توی ذهن خودم عکس‌هاش رو پیدا می‌کردم تو اینترنت اصلاً هم کاری نداشتم پولش چقدره می‌گفتم اگر من داره ذهنم خلق می‌کنه خب من این کارو می‌کنم این روند رو ادامه میدم می‌خوام بگم که همه چیز می‌تونه تغییر کنه فارغ از اینکه شرایطت چه جوریه

    به شرطی که همونقدر جدیتی رو که من توی کنترل افکارم توی کنترل ورودی‌هام توی ساختن باورهای درست داشتم رو داشته باشید

    شرایطی که الان هست حتی اون چیزایی که درد و رنجه اگر از قانون درست استفاده کنی اگر ازشون انگیزه بگیری اگر افکارت رو جهت دهی کنی به سمت خواسته‌هات همه اونها میشه نعمت

    همه اون مسائلی که خیلی درگیرش بودی میشه نعمت برات

    رویاها به حقیقت می‌پیوندن

    من خیلی این قضیه رو باور کردم خیلی‌ها منو مسخره می‌کردن خیلی‌ها بهم می‌خندیدن خیلیا برام دلسوزی می‌کردن اونایی که نزدیکتر بودن می‌گفتن این بنده خدا توهم داره می‌زنه ولی من شک نداشتم می‌گفتم اوضاع خوب میشه اوضاع تغییر می‌کنه و می‌دیدم نشونه‌هاش رو هر بار که اوضاع داره تغییر می‌کنه و شرایط داره عالی میشه و شرایط تغییر کرد به خاطر همه نعمت‌هایی که خدا بهمون داده ناامید نشید کاری به بقیه نداشته باشید خیلی‌ها این حرف‌ها رو درک نمی‌کنن

    خیلی‌ها اصلاً باور نمی‌کنن اون چیزایی که من بهش رسیدم و بهش اعتقاد دارم اصلاً بقیه نمی‌تونن بهش فکر کنن چه برسه که اصلاً توی زندگیشون بهش عمل کنن

    به همین دلیل میگم اصلاً نگران نباشید که بقیه این حرف‌ها رو نمی‌فهمن قبولشون ندارن

    میگن اینا چرت و پرته اصلاً نگران این مسائل نباشید خیلی‌ها هستن بعضی چیزا رو باور ندارن باهاشون در مورد این مسائل صحبت نکنید یه اتفاقی که میفته وقتی که شما کار می‌کنید روی خودتون آدم‌های اطرافتون تغییر می‌کنه یعنی یه عالمه آدم از زندگیتون میره بیرون و احتمالاً خیلی سرتون خلوت میشه از آدم‌های با افکار نامناسب شاید تنها باشید یه مدتی

    برای منم این اتفاق افتاد

    برای خیلی‌ها این اتفاق خواهد افتاد

    این دلیلش اینه که خبر خوبیه این تنهایی خیلی‌ها میگن استاد ما از اون موقع که داریم روی خودمون کار می‌کنیم خیلی حالمون خوبه ولی از همه دور شدیم از فک و فامیل و دوست و آشنا ببینیم چرا اینجوری شد این قانونشه

    کبوتر با کبوتر باز با باز

    اونایی که توی زندگی توی فرکانس شما نیستن از زندگیتون میرن بیرون و این تنهایی فرصت خوبیه برای اینکه روی خودتون بهتر و بهتر کار کنید

    من تعجب می‌کنم خیلی‌ها توی سایت میگن ما ارتباط با همدیگه برقرار کنیم با بچه‌های هم فرکانس ارتباط برقرار کنیم دنبال یه راهی می‌گردن که ارتباط برقرار کنن با یه آدم‌های دیگه من هیچ وقت اینجوری نبودم اگر این قانونی که دارید روش کار می‌کنید درسته خودش داره این کارو انجام میده تو مثلاً دنبال چی هستی وقتی تو فرکانست عوض میشه خودش آدم مناسب چه بخوای چه نخوای تو فرکانست قرار می‌گیره باهاش برخورد می‌کنی اصلاً کاری نیست که بخواد به شکل دیگه‌ای انجام بشه،

    بنابراین اصلاً دنبال این صحبت‌ها نباشید این صحبت‌ها رو کسی می‌زنه که قانون رو درک نکرده من هیچ وقت اینجوری فکر نکردم اگر الان تنهایی چیزی که برای منم اتفاق افتاد و ارتباطتون خیلی کم شده خوشحال باشید قانون داره کار می‌کنه نشونه اینه که قانون داره کار می‌کنه

    از وقتی که تغییرات ایجاد شد آدم‌ها خودشون از زندگیم رفتن بیرون اصلاً من به کسی نگفتم که خونه من نیا

    دیگه هیچکس نیومد اصلاً همه چیز تغییر کرد این نشون دهنده اینه که جهان داره همه کارها رو می‌کنه نمی‌خواد شما نگران باشید خیلی از این حرف‌هایی که ما می‌زنیم بقیه درک نمی‌کنن به همین دلیل من میگم که همیشه وقتی فایل می‌ذارم یا دوره‌ای که می‌ذارم دوره‌های من برای همه نیستن برای اونایی که حاضرن بهاش رو بپردازن هم بهای ذهنیش رو هم بهای زمانیش رو هم بهای مالیش رو بپردازن بیان از سایت خرید کنن و با هم کار کنیم

    به همین دلیل میگم که یکی از چیزهایی که اتفاق میفته وقتی روی خودتون خوب کار می‌کنید اینه که یه عالمه آدم که قبلاً خیلی باهاشون بودید حتی از اعضای خانوادتون اینا راحت از زندگیتون میرن بیرون راحت و این خبر خیلی خوبیه

    این نشون میده که جهان داره کار می‌کنه این نشون میده که فرکانس‌ها داره کار می‌کنه داره اتفاقات رو رقم می‌زنه و لذت ببرید از اون تنهایی که دارید

    اون شرایطی رو برای شما فراهم می‌کنه که بتونید متمرکزتر بدون مزاحم بدون صداهای مزاحم روی افکار خوب کار کنید

    روی باورهای خوب کار کنید و از زندگیتون لذت ببرید و خوش باشید بتونید تجسم کنید اون چیزایی که دوست دارید با خودتون صحبت کنید خیلی زیاد با خودتون صحبت کنید در مورد خواسته‌هاتون

    در مورد اون چیزایی که می‌خواید توی زندگیتون اتفاق بیفته

    خیلی قدرتمنده

    یعنی تجسم کردن که حالا با صحبت کردن می‌تونید تجسم رو تقویت کنید

    کاری که من انجام میدم خیلی کمک می‌کنه به شما که از فضای فعلی‌تون از شرایط فعلی‌تون بیاید بیرون و تمرکز کنید روی شرایط خواسته‌تون

    به جای اینکه تمرکز کنید روی این شرایطی که الان هست قرض بدهکاری روابط عاطفی نادرست بیماری هرچی که هست به جای اینکه به اونا تمرکز کنی و به اونا توجه کنی و روی اونا تجسم کنی و اون‌ها رو ادامه بدی قطع کن و بیا به چیزهایی که می‌خوای فکر کن

    مثل بچه‌ها دیدید بچه‌ها چقدر به خواسته‌هاشون می‌رسن به خاطر اینکه به چیزهایی که می‌خوان فکر می‌کنن به همین سادگی قانون همیشه داره جواب میده و چقدر از این نتایج من توی بچه‌های دوره‌هام دیدم و اونم به خاطر تعهد خودشونه

    به خاطر تعهد خودشونه

    قانون جهان یکسانه

    هیچ وقت تغییر نمی‌کنه

    اونایی که دارن روی خودشون کار می‌کنند نتیجه‌اش رو می‌بینن

    خیلی خوشحالم به جای اینکه قدرت بدیم به بقیه عوامل بیرونی مسئولین فلانی بهمانی اون نذاشت اون نتونستم شرایط زندگی ایران تحریم

    بیاییم از قانون جهان استفاده کنیم و زندگیمون رو خودمون خلق کنیم هرجوری که دوست داریم فارغ از اینکه شرایط بیرونی چه جوری هست شرایط بیرونی رو خودمون ساختیم و می‌تونیم هم تغییرش بدیم،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: