live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق - صفحه 50

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق
    207MB
    44 دقیقه
  • فایل صوتی live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق
    43MB
    44 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

801 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    امیر رجب پور گفته:
    مدت عضویت: 1238 روز

    بنام خالق زیبایی ها

    درودبه استادعزیزم وبانوی همیشه مهربان

    درود به خانواده بزرگ عباس منشی های همفرکانسم

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    که امروزهم روزم رابادیدن زیبایی هاوفراوانیهایت آغازکردم ولذت بردم ازدیدن خورشید زیبا ولبخندش ولدشت بردم ازحضورت درزندگی ام

    هرطوری که بنویسم امابازهم زبانم قاصر ازنوشتن زیبایی های این جزیره زیبای کیش است

    اول میخوام از احساس اکنونم براتون بنویسم تا لذت ببرید شماهم وباهم مشترک بشویم دراین حس این خلقت لایتناهی پروردگارم

    حدودآ چندساعت پیش بهم گفت که برو بیرون وازدیدن زیبایی های جزیره لذت ببرومنم گفتم چشم ورفتم دورزدن باموتورم کنارساحل وهنذفریهاموزدم گوشم واین فایل بینظیر تجسم خلاق ،استادعزیزم راهمچنان گوش میکردم وتااینکه هدایت شدم به کنار یکی ازاسکله ها ورفتم ویک جای دنجی راپیداکردم وروی سنگهای زیبای مرجانهای کنارساحل نشستم دقیقآ لب آب که موج ها چنان نرم ولطیف کف پاهایم را نوازش میدهندوبابرخوردشون به سنگ مرجانها آهنگ خدارو مینوازند،بطوریکه چنان آرامشی دروجودم پدیدآورده که الان ساعتهاست کنشستم ودارم باخالقم عشقبازی میکنم وسپاسگذاری میکنم تمام اینهمه زیبایی هایش را

    آسمان پرازستاره ودریای آرام بیکران وآرامشش بهشت واقعی را بمن هدیه داده

    وتمام این موقعیت هم اکنونم رادر سالهای پیش نه چندان دور بطور آگاهانه ازطریق آموزشهای استادم تجسم میکردم واکنون بایم محقق گردید

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    من خالق زندگی خودم هستم

    هرکسی درهرجایی که هست درست همانجایی است که باید باشد

    تمام چیزهایی که هم اکنون درزندگیمان داریم از تجسم خودمان وتوجه خودمان بوجود آمده

    ازآدمهایی که هم اکنون درزندگیمان هستند

    از موقعیت شغلیمان که هم اکنون داریم حالا چه دوستش دارم ویانداریم

    از وضعیت مالی مان

    از آرامش یا اینکه اگر مظطرب هستیم

    همه وهمه دستاورد تجسم وتوجه خودمون بوجود آمده

    پس اگر از وضعیتی که هم اکنون داری ناراضی هستی بدون که هیچ عامل بیرونیی مقصر نیست

    وفقط وفقط خودمونیم که داریم اتفاقات زندگیمون رو با توجه وتجسممون رقم میزنیم

    ومن طبق آموزشهایی گه ازاستاد عزیزم دریافتم بطور آگاهانه در روز به چیزهایی که میخواهم توجه میکنم ودر فرصتهایی که وقتم آزاده تجسم میکنم که درهمان موقعیت قراردارم ویااینه همان چیزرادارم وجالبه که بدن هم دقاقآ همان ری اکشنی رو ازخودش نشون میده که انگاری واقعیه

    واین موقع است که من میفهمم که چقدر قدرت ذهنم بالا است ومن میتوانم به هرآنچه که میخواهم دستبیابم وفقط باکمی صبر ورهابودنه که میتوتنی به تمام خواسته هات برسی

    الان این موقعیتی که من درآن قرارگرفتم رو خودم خواسته بودم وبعد مدتی درش قرار گرفتم وواقعآ دارم لذت میبرم وبازهم برایم این باور قدرتمند رومیسازه که وقتی به این راحتی به این خواسته ات رسیدی پس بدون که به بزرگترین خواسته های زندگی ات هم به آسانی خواهی رسید وفقط باید احساسم رو خوب بکنم وباورش بکنم ومهم اینکه اون احساس لیاقت رابخودم بدهم که من لایق بهترینهای جهان هستی هستم

    من بهترین مخلوق پروردگارمم

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    میدونید دوستان عزیزم،،زمانیکه تسلیم پروردگارت باشی ورهاباشی وبسپری بخودش

    یعنی توکل کردی

    یعنی من نمیدونم توخودت انجامش بده

    ودرونت خالی باشه از هرگونه نگرانی

    وترسهای درونت رابریزی بیرون

    درست همونجاست که شروع میشه یکی پس ازدیگری هدایای پروردگارت بهت داده میشه

    درست همونجاست که دستان مهربانش برات فرستاده میشه

    درست همونجاست که راه ها برات باز میشه

    وآنقدر اتفاقات زیبا برات رخ میده که فقط اشکهای شوقت سرازیر میشه وبهتت میزنه ازاونهمه مهربونیس که نسبت بهت داره میکنه

    دوست عزیزم توفقط به رویاهات وخواسته هات توجه بکن وبه چگونگیش فکر نکن

    اگر بخودت لیاقت داده باشی بدون که بهترینها ازآن تواست

    همچنان که الان استادعزیزم لیاقت بهترینهای جهان هستی بهش داده شده وحتی بیشترین افرادی که دراین مسیرالهی قراردارند

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است

    شرک دردل مومن همچون راه رفتن مورچه سیابرسنگ سیاهی دردل تاریکی شب پنهان است

    پس خیلی مراقب شرکهای درونی مان باشیم که مارو ازمرحله اجراشدن دور نکنه وبه پروردگارمون ایمانمون رو قویتر ازهمیشه بکنیم وفقط لذت ببریم ازلحظه کنونی زندگیمان درمسیررسیدن به خواسته هامون

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    درپناه الله مهربان شادوپیروز وموفق باشید

    استادومریم بانو دوستتون دارم وسپاسگذارتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    مهدی دماوندی گفته:
    مدت عضویت: 208 روز

    به نام خالق هستی

    سلام به استاد عزیزم و خانواده صمیمی عباس منش

    امروز از صبح که بیدار شدم اصلا رو ذهنم تمرکز نداشتم و همش ذهنم آشوبی از افکار منفی و افتضاح بود خلاصه تا غروب کارهام رو انجام میدادم و سعی میکردم تمرکز بیشتری برای مشتریام بگذارم الان ساعت 2بعداز نصفه شب و دوست داشتم از این آرامش شب بهره کافی ببرم اومدم تو سایت و در قسمت برو به نشانه امروز من رسیدم به فایل استفاده آگاهانه از تجسم خلاق که استاد از خونش در بندر عباس نشون داد و دقایق آخر در مورد تنهایی بودن اما آرامش داشتن صحبت کرد و واقعا پی بردم که دارم تو مسیر درستی حرکت میکنم ،استاد هزاران بار شکر گزاری کردم بابت کلامهایی که از دهان و ذهن و قلب شما جاری میشه وآرامشی به من داده که بتونم خیلی عالی به تمرکز ذهن بر نکات مثبت برسم و سپاسگزارم از شما واز خالق هستی و زیبایی و نعمت و فراوانی که چقدر بی نهایت من رو آرام کرده و در این سکوت شب در یک کلام دارم لذت میبرم خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکر،،،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    نرگس🫧حسینی گفته:
    مدت عضویت: 619 روز

    به نام خداوند هدایتگر

    سلام به همه دوستان عزیزم

    تجسم این نیست که حتما سکوت باشه کسی دورمون خلوت باشه

    و حتما با روش های خاص انجام بشه

    نه تجسم یعنی فکری که شما رو از زمان حال دور میکنه

    مثلا در حال رانندگی پشت چراغ قرمز ایستادیم داریم فکر میکنیم که اگه به جلسه دیر برسم چی اگه رسیدم بقیه نیومدن بودم چی اگه اومده بودن ولی پروژه آماده نبود و خیلی خیلی افکاری که باعث میشه ما بریم تو فکر

    اگه تجسم احساس منفی به ما بده فرکانس های منفی ایجاد میشه و قطعا اتفاقات ناجالب رو تجربه میکنیم (احساس منفی یعنی حال بد استرس نگرانی ناراحتی و…)

    اگه تجسم به ما احساس مثبت و خوبی بده فرکانس های قوی و مثبتی ارسال شده از طرف ما

    اگه میخواید نتایج مثبت رقم بزنید باید بر احساس مثبت استمرار داشته باشید باید افکارتون رو کنترل کنید و از ورودی های ما مناسب جلوگیری کنید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2000 روز

    بنام تنها فرمانروای مقتدر هستی

    سلام ب استاد عزیزم و خانواده ی توحیدی قشنگم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت ک هرلحظه داری هدایتم میکنی قدم ب قدم

    سوره مبارکه آل عمران آیه 193

    رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِی لِلإِیمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّکُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَکَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ

    پروردگارا! همانا ما دعوت منادى ایمان را شنیدیم که (مى گفت:) به پروردگارتان ایمان بیاورید، پس ایمان آوردیم. پروردگارا! پس گناهان ما را بیامرز و زشتى هاى ما را بپوشان و ما را با نیکان بمیران.

    این فایل رو من هدایت شدم بهش دیروز

    واین آیه رو هم الان هدایت شدم و دیدم

    خدایا ازت خیلی ممنونم ک اینقدر قشنگ داری مسیرو نشونم میدی

    مدتی بود کمتر تجسم مبکردم و دریم بوردی ک ساخته بودم از خواسته هام رو کمتر میدیدم

    چرا

    چون فکر میکردم تا همه باورهای من تغییر نکنه من نمیتونم ب خواسته ام یا خواسته هام برسم

    مقاومت داشتم

    فکر مبکردم ک فعلا برای من نتیجه نمیده

    یا آماده نیستم برای خواسته ام

    ولی یکی دو روزه ک دارم فیلم رویاهام و میبینم و احساس خوبی دارم ن خیلی خوب ها

    فقط حس خوبی بهم میده باید اینقدر واقعی تر تجسم کنم ک احساسم عالی بشه موقع دیدنش

    این فایل چقد احساس منو بهتر کرد

    و ایمانم و قوی تر ب اینکه بازم میتونم از این قدرت خدا دادی ،ک خدا بهم هدبه داده استفاده کنم برای خلق خواسته

    و ب چیز دیگه ک متوجه شدم باید هرروز ب خودم یادآوری کنم ک در مسیر درستم ک قانون داره کار میکنه

    فرکانس من داره اتفاقات و رقم میزنه

    نشانه ها رو تایید کنم و هربار ب خودم بگم

    ببین زکیه قانون داره کار میکنه

    خداوند داره ب فرکانست پاسخ میده

    وقتی استاد گفت ک خیلی از ما از تجسم درجهت منفی استفاده می‌کنیم در هرلحظه ی روزمون، یهو انگار ی پرده از جلو چشام کنار رفت

    و دیدم ک چقد داره درست میگه

    چرا

    چون من دیدم ک دو روزه ناخودآگاه ذهنم داره تجسم منفی میکنه

    توی این مدتی ک مادراینا خونه نبودن

    خودم داشتم تمام کارها رو انجام میدادم

    و البته با عشق و حس خوب گاهی هم حس خنثی داشتم حین انجامش

    ولی الان دوروزه ذهنم همه اش داره میگه تو ب هیچی دست نزن

    بزار بقیه کارها رو انجام بدن الان باز باید بیشتر کارها رو

    تو انجام بدی ها

    و نتیجه این فرکانس و تجسمش و هم گرفتم دبدم اونا هم دارن از زیر کار درمیرن خخخخخ

    و دیدم حس من داره بد میشه ،و هی تمرکزم میره رو رفتار اونها

    ک امشب ب خودم اومدم و ب خودم گفتم زکی تو داری با افکارت زندگیت و خلق میکنی

    فک کن الان تو خونه ی خودتی ،چقد دوست داری خونه مرتب باشه ،همه چی برق بزنه

    باعشق کارها رو انجام میدی

    غذا درست میکنی

    و منتظر عزیزدلت میمونی

    لذت میبری از تمیز کردن اپن،گاز،سینک ظرفشویی

    برق زدن استکان ها

    اصن ب این اتفاق ب عنوان ی تمرین تجسم آگاهانه فک کن،فک کن تو خونه ی خودتی

    و لذت ببرم از هر لحظه ات

    لذت ببر از انجام هر کار کوچیکی ک انجام میدی

    ک باعث شد دیشب کل ظرفها رو خودم باعشق بشورم

    آشپز خونه رو جارو بزنم،اپن و دستمال بکشم

    و اتمام کار چی شد

    ی انرژی مثبت عالی کل فضای آشپزخونه قشنگم و در برگرفته بود

    گفتم خدایا شکرت بابت آشپز خونه بزرگی ک دارم چقد جادار و دلبازه :))

    و جدیدا خیلی عالی میتونم از پس ذهنم بربیام خداروشکر و این هی میتونه هربار بهتر و آسونتر بشه

    مثلا دیروز غروب آجیم و مادر شروع کردن ب صحبت در مورد مراسم نامزدی داداشم

    خواهرم حتی میگفت ک عروس خانم چی بپوشه تو عقدخخخخ

    من دست بردم گوشی و ایرپادم و برداشتم و فرار کردم تو حیاط

    الهی صدهزار مرتبه شکرت ک دیگه برام مهم نیست بقیه چیکار میکنن با زندگی خودشون

    چون من قدرتی ندارم برای تغییر بقیه

    همون طور ک بقیه هم قدرتی ندارن تو زندگی من

    و چقد اعصابم ارومه،چقد حالم خوبه ،جقد دغدغه فکری کمتری دارم

    من باید خیییلی خسیس و بخیل باشم برای خرج انرژی ذهنم

    ک الکی الکی هدر ندمش

    دستی دستی خودم و بازی چه افکار لحظه ای دیگران نکنم

    ب من چه بقیه میخوان چیکار کنن

    ب من چه عروس میخواد چی بپوشه

    ب من چه بقیه چی فکر میکنن

    ب من چه مراسم باید چجوری برگزار بشه ک بشینم پلن بریزم براش

    آقا اصلن ب تو چه

    تو چیکاره ای

    من چیکاره ام

    تو زندگی شخصی دیگران

    ما تو زندگی شخصی دیگران هیچ نقشی نداریم

    ولی تو زندگی خودمون نقش اول فیلم هستیم

    قهرمان زندگی خودمون هستیم

    مهم تربن شخص زندگی خودمون هستیم

    من اگه خیلی زرنگ باشم بیام بعضی پلن های زیبای زندگی خودم و ک دوست دارم

    اتفاق بیفته در آینده تجسم کنم

    باهاش زندگی کنم

    حسش کنم

    ک عینیت پیدا کنه

    خدایا شکرت بابت آرامشی ک دارم

    مرسی ک هدایتم کردی ب این آگاهی ها

    مرسی ک منو خالق زندگی خودم قرار دادی

    ی جمله از حرفهای استاد تو دوره آفرینش تو ذهنم حک شده و الان یادم اومد

    (ببخشید استاد من سالها پیش این دوره رو از روش نادرست ب دستم رسیده بود

    وقتی فهمیدم ک راضی نیستید پاک کردم همه ش رو)

    هرچی و ک بهت گفتن یک قانونه ،بدون یک باوره،اگه تو نپذیریش در مورد تو صدق نمیکنه

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت

    همین الان ی چیزایی یادم اومد در مورد گذشته ی خودم

    میخوام ب عنوان ردپا بنویسم

    من قبلا کسی بودم ک بقیه برام تصمیم میگرفتن ،حتی لباس برام انتخاب میکردن

    ک چی بپوشم

    چطور حرف بزنم

    چ کاری انجام بدم

    من هیچ اختیاری نداشتم از خودم

    همیشه فک میکردم ک بقیه از من بهتر میدونن

    بقیه ازمن عاقل ترن

    دانا ترن

    بزرگترن

    حتما ی چیزی میدونن ک بهم میگن

    من ک چیزی نمیدونم

    من ک چیزی بلد نیستم

    من حتی برای حرف زدن هم دنبال تأیید بقیه بودم اگه تایید میشد نظرم

    خیلی کیف میکردم

    و رو ابرا بودم

    ب خودم میگفتم پس منم چیزی حالیمه خخخخخخ

    و احساس غرور مبکردم

    چند وقت پیش مادر بهم گفت تو وقتی بخوایی کاری انجام بدی هیچ کس نمیتونه جلوتو بگیره

    ب حرف هیچ کس گوش نمیدی

    واین حرف ی نشونه اس برای من ک دارم خوب پیش میرم مسیرم درسته

    چون من بتهای تو ذهنم و شکستم

    حالا ی مثال میزنم ک ایمان خودم قوی تربشه

    چند وقت پیش ی کیسی بهم معرفی شد ک ماشین سنگین داشت ،کارش تو جاده بود

    معرفش خیلی ازش تعریف میکرد

    و ب خانواده پسر هم تعریف منو کرده بود ک گزینه ی خیلی خوبی هستم

    خانواده ی خوبی دارم

    و این حرفارو درمورد ایشون هم ب من زدن

    تمایل داشتن حتما حضوری هم و ببینیم

    من چون خونه روستامون بودم

    باید میرفتم دزفول

    ک اصلا تمایل نداشتم برم ،حس مبکردم انرژی و زمانم هدر میره من باید روی خودم کار کنم

    همون اول ک بهم گفتن ،گفتم ن!

    3تا از خواهر هام بامادرم ک میشدن چهار نفر تماس گرفتن ک منو راضی کنن ک حداقل برم ببینمش ی دوری بزنم از خونه روستامون بیام بیرون

    گفتم ن،این شخص مناسب من نیست

    بخاطر کارش ،چون یکی از خواهر هام ک در جریان نبود شوهرش راننده ماشین سنگینه

    و کل مسئولیت زندگی و بچه ها روی دوش خواهرمه،از نوزادی تا الان

    گاهی وقتا شوهرش هفته ای یکبار میاد خونه

    بیشتر هم میشه

    حتی الانم مدرسه، غذا،خرید،سرویس مدرسه و … همه اش خواهرمه

    من دارم اینارو میبینم ک چقد اذیت شد و میشه ،و خواسته ام برام واضح شد

    ک دوسدارم همسرم شب خونه باشه

    حالا اگه یک هفته در طول سال پیش بیاد ک خونه نباشه بره مسافرت هم اشکال نداره

    من اوکی ام ، ولی اگه بیشتر عمرش و تو جاده باشه و من بند خونه باشم و بچه ها اصلا هرگز

    میدونید وقتی این دلیل و ب یکی ازخواهرام ک تماس گرفته بود ک منو راضی کنه گفتم ،چی گفت

    گفت:همیییییین

    این ک اشکال نداره

    تو دلم خندیدم گفتم چون زندگی تو نیست

    زندگی منه ،من باید تصمیم بگیرم

    و دیدم ک بقیه فقط میخوان ازدواج صورت بگیره کاری ب بقیه اش ندارن

    چون منو وقتی ارزشمند. میدونن ک ازدواج کرده باشم

    اصن هدف اصلی زندگی و ازدواج میبینن

    چون اصل و فراموش کردن ،اصل برای من اینه ک زندگی زیبا و آروم و پر هیجانی و تجربه کنم

    ن اینکه ب هرقیمتی بخوام ازدواج کنم

    تنها کاری ک باید انجام بدم اینه ک فقط خودم و شبیه شخصی کنم ک میخوام بیاد تو زندگیم

    کسی ک میخواد شریک شادی و لحظه های قشنگم باشه، کسی ک مرد زندگی باشه درمقابل چالش‌ها

    ایمان ابراهیمی داشته باشه

    قلبش آروم باشه

    کسی ک حرفهاش و رفتارش منو یاد خدا بندازه

    کسی ک اصل براش لذت بردن و تفریح باشه

    کسی ک مث خودم ساده پسند باشه

    کسی ک اهل سفر باشه

    لذت ببره از آتیش درست کردن

    و خیره شدن ب شعله های گرم و زیبای آتیش

    کسی ک کنارش خودم باشم زکیه واقعی

    شخصی ک متواضع باشه

    تمرکزش رو زیبایی ها باشه

    باخودش در صلح باشه

    خودش بتونه حال خودشو خوب کنه

    کسی ک از بودن باهاش لذت ببرم

    وایشون هم از بودن با من لذت ببره

    و اگه دور هم باشیم باز حالمون خوب باشه

    کسی ک باهم رشد کنیم

    باهم یادبگیربم

    و هرروز پیشرفت کنیم

    بعد از اینکه آجیم بهم گفت همین

    گفتم حالا اگه میخوایی بهشون بگو عکسش و بفرستن اگه همه چی اوکی بود

    تلفنی حرف بزنیم

    اینم ی نشونه گذاشتم، اگه قبول کرد از انعطاف پذیری هست ک داره

    چون چندبار پیگیر بودن و زنگ میزدن ک همو ببینیم

    ک فرداش آجیم بهم گفت ،خواهر یا مادرش گفته نه،ما میخواییم ک حضوری همو ببینید

    ب خودم گفتم ببین زکی، احساست چقد درست راهنماییت کرد.

    ببین خدا چطور داره هدایتت میکنه

    من متوجه شدم ک پسری ک حتی خودش نمیتونه این تصمیم و بگیره

    ب درد من نمیخوره

    گفتم خیلی هم خوب ،خداروشکر

    الهی صدهزار مرتبه شکرت ک هرلحظه داری هدایتم میکنی

    عاشقتممم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    افسانه گفته:
    مدت عضویت: 215 روز

    به نام خدای مهربان خدای دانا و شنوا بینای بی همتا

    درود خدمت استاد عزیزم و اعضا سایت عباسمنش و همراهان همفرکانسم

    از خداوند بسیار سپاسگزارم که مسیر آشنایی با استاد مهربان را برایم هموار کرد

    دوست دارم خلاصه ای از مسیر رشد خودم را که با لطف خدای بیکران و محبت استاد نازنینم هست را به اشتراک بزارم

    بنده پس از ورشکستگی همسرم زندگی سراشیبی و سختی را داشتیم نه تنها از لحاظ مالی صفر شدیم بلکه از نظر روحی و جسمی هم بیمار شدم

    6 سال قبل به طور کاملا اتفاقی با استاد آشنا شدیم و با شنیدن اولین فایل روزنه امیدی در ما جرقه زد در اون فایل شما گفتید خداوند بیشتر از خود ما دوستدار ثروتمندشدن ماست چون با ثروتمند شدن ما جهان کامتلتر می‌شود

    و اینکه یادآوری کردید که ما خودمون مقصر تمام اتفاقات زندگی هستیم

    از اون روز متوجه شدم خالق زندگی خودم هستم

    مدت کوتاهی گذشت و ارثیه کمی از مادرم به من رسید با آن پول مغازه 10 متری اجاره کردیم و سوپرمارکتی کوچک راه اندازی کردیم حتی پول تهیه یخچال هم براش نداشتیم

    من با اینکه سرمایه اندکی داشتم و مغازه نسبتا کم رونق ولی در دل همیشه شاد بودم و گویا در یک فروشگاه بزرگ هستم

    دفتری تهیه کردم و هر روز خواسته هایم را به همراه شکرگزاری مکتوب می کردم

    بنده با تجسم خلاق توانستم دخترانم را در بهترین رشته دانشگاه آزاد ثبت کنم و خودم وهمسرم همراه دخترانم زندگی بسیار شاد و سالمی داریم

    الان که این نظر رو ثبت میکنم مغازه سوپر مارکت من تبدیل شده به یک بنکداری مواد غذایی که هر روز که می گذره بزرگتر و پر مشتری تر هست

    و همان سوپر مارکت هایی که روزی مغازه من در کنار آنها ضعیف بود الان مشتری بنکداری ما هستند

    طبق قانون خداوندی و نکته ای که استاد اشاره کردن جهان هر روز در حال رشد و تکامل هست

    در انتها باز هم به تکرار سپاسگزار خدای مهربانم هستم و بی نهایت از جناب استاد عباسمنش ممنونم و همواره از خداوند برای ایشان و خانواده عزیزش طلب خیر دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      محمد جواد اسدی گفته:
      مدت عضویت: 1134 روز

      به نام الله یکتا

      چقدر کیف کردم بابت این همه رشد و پیشرفت خدا رو صد هزار مرتبه شکر

      این جمله شاهکار بود که فرمودین: همان سوپر مارکت هایی که روزی مغازه من در کنار آنها ضعیف بود الان مشتری بنکداری ما هستند

      چقدر آدم امیدوار میشه به قدرتی که در وجودش گذاشته شده و به اون عظمتی که الله یکتا در وجودش نهاده تا واقعا خدایی کنه…

      خدا رو صد هزار بار شکر بابت این همه موفقیت شما دوست عزیز و خدا رو صد هزار مرتبه شکر که این کامنت رو من دیدم و خوندم و لذت بردم و ایمانم تقویت شد به الله یکتا

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1466 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نکته برداری از این فایل پر از آگاهی

    live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق

    ● دوره 12 قدم بسیار بسیار دوره فوق العاده ایه

    ● من تو این دوره درمورد تجسم صحبت کردم

    ● مثال‌های قشنگی که بچه ها زدند رو میخوندم که می‌گفتند تجسم کردم و به فلان خواستم رسیدم خیلی به من احساس خوبی میده

    ● چقدر آدما از انرژی ذهنیشون غافلند

    ● چقدر آدما موقعیت فعلیشون رو دائمی میدونند

    ● اونایی که ایمان دارند فارغ از عوامل بیرونی و فارغ از گذشتشون و فارغ از شرایط فعلیشون میتونه زندگیشون به صورت بنیادین متحول بشه

    ● تجسم یعنی به چیزی فکر میکنی همه شما دارین در طول روز تجسم میکنید ‌

    ● کاری که من تو دوره هام انجام میدم هدایت کردن اون انرژی فکریه

    ● ما تجسم میکنیم یعنی فکر میکنیم ولی اغلب به ناخواسته هامون فکر میکنیم

    ● تجسم چیزی غیر از جهت دهی افکار به یک موضوعی در آینده نیست

    ● تجسم فقط جنبه مثبت نداره اغلب اوقات ما چیزی که نمی‌خواهیم رو میسازیم تو ذهنمون و تجسم میکنیم

    ● کاری که میکنم تو دوره هام اینه که مراقب افکار و ورودی هاتون باشید با روند تکاملی تمریناتی میدم که آگاهانه به خواسته هاتون توجه کنید

    ● قدم اول اینه که بپذیری موقعیتِ الآنت رو خودت خلقش کردی حالا یا آگاهانه یا ناآگاهانه

    ● با یک ذره فکر منفی یا مثبت ، اون اتفاق خلق نمیشه ، با تکرار اون افکار که ما بهش میگیم باور ،اون اتفاق در جهت مثبت یا منفی رخ میده

    ● بعد اینکه پذیرفتی بیا بگو من حالا آگاهانه بیام ورودی هامو کنترل کنم و آگاهانه به آن چیزی که میخوام توجه کنم

    ● تمام تمرکز من تو دوره هام ایجاد آگاهانه ی باورهاست

    ● ساخت باور ِثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست

    ● ساختِ باورِ تنها راه رسیدن به خداوند ثروتمند شدنه

    ● من سرمایه گذاری کردم روی باورهام

    ● گفتم پس میتونم تغییرش بدم زندگیم رو ؟ پس اومدم سرمایه گذاری کردم روی افکارم

    ● اون شرایط سختی که توش هستید بعدا به عنوان نعمت ازش یاد میکنید

    ● اون تضاد ها انگیزه ایجاد میکنه

    ● یه خبر بدی شنیدی؟ آدمی که قانون رو نمیدونه میشینه تجسم میکنه که این اتفاق بد میفته و…

    ● این قدرت تجسم و خالق بودن که خداوند در وجودت قرار داده بیا خلق کن زندگیتو (کسی که بدبخته اون خالق زندگیشه چون خودش خلق کرده بدبختیشو کسی که خوشبخته اون خالق زندگیشه چون خودش خلق کرده زندگیشو)

    ● به اندازه ای که افکار مثبت میسازی تو زندگیت اتفاقات مثبت میفته

    ● این نیست که بگیم باید پرفکت باشیم ، کوچیکترین افکار مثبت نتایج بزرگی ایجاد میکنه

    ● این سختگیری هم نباشه که وای من الان افکارمو کنترل نتونستم بکنم پس کارمو نتونستم درست انجام بدم ، نه ، یه روند تکاملیه مثل کسی که رفته باشگاه روز اول نمیتونه که وزنه های سنگینی رو برداره ، با تمرین کردن میتونیم بهتر و بهتر و بهتر بشیم

    ● توی قدم اول 8 هزار تا کامنت و تجربه بچه ها نوشتند

    ● من هر چقدر این کامنت ها رو میخونم ورودی مثبتی به ذهنم میدم و بیشتر باور میکنم که می‌شود و منم میتونم انجام بدم

    ● چقدر خوبه که خداوند قدرتی رو تو وجودمون گذاشته که میتونیم خلق کنیم هر آنچه که می‌خواهیم رو

    ● اونموقع که هیچی نداشتم گفتم اگه میتونم خلق کنم تجسم میکردم آروی دارم رابطه عاشقانه دارم و الان بالاترین کیفیت ممکن رو دارم

    ● همه خواسته ها میتونه اتفاق بیفته به شرط اینکه همون جدیتی که من در ساختن باورها و ورودی ها داشتم رو داشته باشید

    ● این پرادایسی که دارم همونیه که تو رویاهام داشتم

    ● خیلیا منو مسخره می‌کردند ولی من میدونستم اتفاق میفته نشونه هارو میدیدم ادامه دادم

    ● وقتی شما شروع میکنید به کار کردن روی خودتون یه سری از آدما حذف میشن از زندگیتون

    ● وقتی فرکانست عوض میشه با آدمای مناسب برخورد میکنی

    ● اگه تنها شدید بدونید که قانون داره کار میکنه

    ● با خودتون صحبت کنید در مورد خواسته هاتون

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1178 روز

    به نام خدای مهربان و بخشنده ام که صدای منو هر لحظه میشنوه و کنارمن ست خدایا دستمو بگیر امروز هم که به تو نیاز دارم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

    امروز صبح که داخل سایت اومدم یه خبر خوشی رو دیدم که مریم جان باز داره کارهای بزرگی انجام میده که ما همه رو سورپرایز کنه

    بروزرسانی فایلهای گفتگوی استاد با دوستان رو چه بشود مثل همه فایلهای دیگه عالی

    من لحظه شماری میکنم مریم جانم دمت گرم مرحبا تحسینت میکنم که اینقدر فعال هستی

    حتما و صد در صد همونطور که دارین این فایلها رو بروز رسانی میکنین من مطمئنم چقدر آگاهی خودتون کسب میکنین و ظرف وجودتون بزرگتر میشه ماشالله

    تجسم خلاق رو تا الان فکر میکردم باید بشینی و تجسم کنی اما الان خدا رو شکر در مدار درک این آگاهی قرار گرفتم که تجسم خلاق یعنی : استفاده آگاهانه از قدرت افکار برای ارسال فرکانس خواسته به جهان

    یعنی باید افکار وکانون توجه مون طوری کنترل و جهت دهی کنیم که اون فاصله فرکانسی بین ما و خواسته رو کم کند

    از آنجایی که جهان به توجه و فرکانس و باور ما پاسخ میدهد باید هواسمون باشد که من الان به چه جیزی فکر میکنم و توجه دارم

    آیا این فکر منو به خواسته ام نزدیک میکند یا دور

    به من احساسه خوبی می‌دهد یا احساسه بد

    و هر روز یه قدم برای خواسته ام بردارم حتی

    کوچیک

    خدایا کمکم کن تا هر روز بهتر و بهتر شوم و قدم برای رسیدن به خواسته ام بردارم

    در پناه خداوند مهربان باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    آرزو میرکاظمی گفته:
    مدت عضویت: 776 روز

    به نام آرام جانم

    سلام از گام ارزشمنده 26

    جدای از فایل جا داره از این متن نوشته زیبا و واقعا بسیار کاربردی و عالی و تو دل بروی خانم شایسته نهایت تشکر و قدردانی رو بکنم دستمریزاد

    خانم شایسته جانم بانوی نمونه سایت عباسمنش دات کام دعا میکنم در تمامی لحظات ذهن و روحتون در نهایت هماهنگی باهم باشن و این بهترین دعاییه که می تونم در حقتون داشته باشم خیلی (دوستتون دارم و با ورود به این پروژه یه احساس خالص سرشار از عشق براتون پیدا کردم)

    احساس میکنم با خوندن مقاله خانوم شایسته و صحبت های استاد امروز یه لول بالاتر مفهوم خالق بودن خودم اینکه من مسول زندگی خودم هستم رو فهمیدم.. اینکه خالق بودن یعنی اینکه من میتونم با جهت دهی آگاهانه تاکید میکنم آگاهانه افکارم رو به سمت آنچه که میخواهم ،فرکانس اون رو به جهان ارسال کنم و جهان نیز طبق قوانین بدون تغییر خداوند اساس آن فرکانس را در تجربه زندگی من بازتاب بده

    میخوام برا خودم خوردش کنم

    من در هر لحظه در هر اتفاقی تحت هر شرایطی اگه میخوام اوضاع زندگیم طبق خواسته هام پیش بره باید آگاهانه نگاهم رو توجهم رو هر طور شده ببرم سمت نکات مثبت و به داشته هام فکر کنم و سپاسگزاری کنم

    چند روزی بود یه جورایی همش به صورت جزعی با اینکه قلبم همش میگفت ارزو دست بردار اما من در پی تخریب دو نفر بودم و ذهنم هم منطقیش میکرد و بعد چند روز دیروز در کسری از ثانیه به خاطر حرکت یه فرد دیگه من خیلی ناراحت شدم یعنی مثل گلوله میتونم بگم یه فرکانس بد فرستادم و انگار ضربه آخر رو زدم و به خدا قسم بعد نیم ساعت یه بلایی از لحاظ جسمانی سرم‌ اومد که تا به حال تجربه ش نکرده بودم در همون حال بد انگار ناخودآگاه به خودم گفتم که خودت خلقش کردی میتونستی به اون حرکت از یه زاویه دیگه ای نگاه کنی و نکردی و میتونستی از خوبی‌های اون افراد بگی و نگفتی و الان حقته بخور و اصلا مطمئن بودم که خودم خلقش کردم و خودم مسولشم و اوضاعم بد بدتر میشد اما با خودم میگفتم باشه الخیر فی ماوقع حتما برام خیریتی داره و واقعا یه لحظه احساس عجز کردم و گفتم خدایا توبه میکنم تسلیمتم و عجیبه تو همون حال شروع کردم به سپاسگزاری کردن از داشته هام و آروم آروم به کمک خداوند بهتر شدم و خوابم گرفت و امروز صبح دیدم نای بیدار شدن ندارم اما به خودم گفتم تو می‌تونی، تو می‌تونی چطور وقتی فردی مریض میشه بهش نصیحت میکنی که حرکت کنه و چطور خودت عمل نمیکنی؟!

    همش تو نوت گوشیم نوشتم من میتونم

    تمرین ستاره قطبی نوشتم شکرگزاری نوشتم و پاشدم گفتم هر طور شده باید حرکت کنم و خدا رو صد هزار مرتبه شکر الان خیلی بهترم و خداوند بهم پاداش داد فداش بشم من.. خودم خلقش کردم شاید اگه قبلا بود همه چی رو مقصر میدونستم الا خودم ولی الان نههههه منم مسول 100 درصد زندگیم اگه قبل بود 3.4 روز همش غر و گله و شکایت می‌کردم اما الان میگم دختر تو اهل جا زدن نیستی این نقطه همون نقطه ایه که باید خودتو ثابت کنی حرکت کن و خدا رو شکر حرکت کردم و نوشتن خیلی روم اثر کرد و خداوند اسونم کرد برا اسونیا

    تو همون حال بدم همش به نکات مثبت به خواسته هام بالاخص هدف اصلیم فکر کردم طبق آنچه که خودم میخوام و خدا شاهده طوری وجهه مثبت همسرم برانگیخته شد که میتونم بگم روزی آرزوش رو داشتم و به خوابم هم نمیدیدم

    و یاد گرفتم زندگیم به هرسمتی بره مثبت یا منفی من کردم مسول منم من

    هر چند من هر خیری که بع سمتم میاد رو از جانب خداوند میدونم و فقط با حضور اونه که ارومم و من خالق بی چون و چرای زندگیمم

    ●●●

    استاد جان اونجایی که گفتین توی بانک به شما گفتند تو کل آمریکا این امکان پذیر نیست که شما قسطی نخری و …

    حس کردم این صحبت شیرین برا من بود

    همسر من میتونم با جرأت بگم بهترین فرد طایفه شونه و از لحاظ مهربانی ،اخلاق رفتار، تعهد و بی منت کاری انجام دادن و… عالی‌ترینه اما تا به حال اونطور که باید این وجهه های مثبتش رو من نتونستم برانگیخته کنم و جالبه چندین روزه که در بین خانواده هاشون من داشتم دونبال الگو میگشتم که ببینم اصلا هست فردی که در طایفه اینها که با همسرشون خوب باشه بعد جالبه پیدا هم کردم اما ذهنم میگفت نه فلانی فرق داره یعنی نجواهای خودش رو داشت و به من می‌گفت چون توخانواده ی اینا ارتباط خوبی بین زن و شوهر نیست پس برای تو هم نمیشه و وقتی که من اینجا دیدم که شما با وجود حرف اون آقا در بانک؛ شما صاحب همه چی شدی اونم نقد اونم تو کشور آمریکا به خودم گفتم آرزو این یه الگوعه برای تو ،میشه به خدا میشه چون همسر تو حسن های خیلی زیادی داره اما تو در تمام این مدت زندگی تمرکزت رو نکات منفیش بوده تو وابسته ش بودی قبول کن میخواستی محدودش کنی و اونقد نکات منفیشو بولد کردی که نکات مثبتش رو هیچ وقت ندیدی

    منم مثل استاد دلم میخواد تو این ایل و تبار اگه کسی نتونسته من اولین نفر باشم، اولین فردی باشم که عشق و احترام رو زنده میکنه

    وموقعیت الان من چیزی نیست جز افکار گذشته من پس همه چی حل میشه به بهترین نحوووووو با بهترین افکار

    و من با این الگو برداری مطمئنم یه روز با افتخار میام اعلام میکنم که شد آنچه دلم میخواست

    اصلا تمرکز بر زیبایی ها همه چیه

    تمرکز بر نکات مثبت همه چیه

    سپاسگزاری همه چیه و خدا رو شکر تحت هرشرایطی سپاسگزاری برام پاسخگو بوده

    و تمرین میکنم و استمرار خواهم داشت در این مسیر و ایمان دارم که پاسخ میگیرم

    ●●●

    در رابطه با تنهایی که گفتین منم خیلی گاها حسش میکنم میدونید یه اتفاقی که رخ داده، میبینم آدما دوست دارن با من باشن حس میکنم ؛اما میدونید واقعا حس میکنم با خیلیا حرفی برای گفتن ندارم نه از غرور یا خودخواهی ولی انگار حرفامون نمیخونه چون بیرون هرکس یکی دیگه رو مقصر و مسول میدونه اما من اینجا یه چیز دیگه یاد گرفتم اینجا اگه به یه فردی بگی تو خودت باعث فلان اتفاقی بهش برمیخوره بدم برمیخوره و تقریبا انگار هیچ حرف مشترکی با هیچ کس ندارم و دلم میخواد اگر باکسی حرف میزنم بسیار کوتاه باشه و به حاشیه نرم و من این تنهایی شیرین رو گاهی در یک جمع بزرگ هم احساس میکنم و واقعا انگار هر حرفی که میخوام بزنم با خودم اکثرا میگم هدفت از این حرکت چیه ؟با چه احساسی داری فلان کار رو انجام میدی؟

    فقط دو سه نفر هستن که من نمیدونم به خاطر چه باور محدودکننده ای وقتی اونا رو میبنم عوض میشم از نکات منفی میگم و از خداوند میخوام خودش کمکم کنه این مشکل رو هم حلش کنم

    و عجیبه هیچ وقت هم دونبال جمع عباسمنشی نبودم و این تنهایی شیرین رو به خیلی از جمعها ترجیح میدم

    ●●●

    من اون اوایل اونقدر حرفهای شما برام جالب میومد که تو یه جمع کوچیکی که داشتیم همش با ذوق می‌گفتم استاد عباسمنش اینو میگه اونو میگه

    ولی استاد بعد از گذشت زمان من الان اصلا دوست ندارم یه کلمه بگم از شما میدونید میگم اگه قرار باشه یکی هدایت بشه میشه نیازی نیست من داد بکشم که برید سراغ فلانی چون استاد خیلیا درک نمی‌کنند حرفهای شما رو و من یاد گرفتم که از تغییر زندگی دیگران عاجزم

    شما رو میسپارم به دستان قدرتمند رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    مونا گفته:
    مدت عضویت: 295 روز

    سلام به استاد و دوستان عزیزم

    امروز جلسه 25 از پروژه جانه تکانی ذهن هست

    یاد گرفتم که آگاهانه روی خواسته ام تمرکز کنم و تجسم کنم

    یاد گرفتم که به خدا ایمان داشته باشم که خواسته هام به حقیقت تبدیل می شوند

    یاد گرفتم که من تجسم کنم و بقیه اش رو به دست قدرت خداوند بسپارم و خدا خودش به بهترین شکل ممکن و آسان ترین راه خواسته من رو به حقیقت تبدیل می‌کنه و هدایت می‌کنه

    یاد گرفتم که موفق تجسم نترسم و ایمان کامل و باور به، به حقیقت تبدیل شدنش رو داشته باشم

    راه و روش تجسم خلاق رو یاد گرفتم

    ایمان دارم که با تجسم خلاق به هر آنچه که می خواهم می رسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    علی صادقی گفته:
    مدت عضویت: 237 روز

    درود به خدای فراوانی و زیبایی ها من به جرئت میتونم بگم که ایمان کامل و باور دارم که تمام رویاها همراه با فکر کردن در موردش که چه چیزی دوست داری داشته باشی اتفاق میوفته الان بعد از گوش دادن کلیپ های شما از 2ماه پیش و الان با گوش کردن به کلیپ شما در مورد تجسم آگاهانه تو پروژه خانه تکانی ذهن دارم میبینم که چقدر قشنگ عمل میکنه تو دوران دبیرستان همیشه صحبت می‌کردم با خدا و تجسم میکردم که میشه یه همسر به من بدی یه دختر خوشگل و ناز داشته باشم و یه خونه که برای خودم باشه که نگفته بودم که این خونه مکانش کجا باشه چند متر باشه فقط به خدا گفتم اینارو میخام و بهشون فکر میکردم و تجسمش میکردم تا اینکه در زمان مناسب خدا همه اینهارو به من داده و شغلی که تو پخش باشم تعطیلات تعطیل باشه عید نوروز تعطیل باشم دقیقا همشونو خدا به من داده و هر وقت بعضی از کلیپ های شما رو که دوباره به نظرم هدایت میشم که یه کلیپی رو دوباره ببینم چون برای اون لحطه نیاز داشتم که گوش بدم هنوز اول راهه دارم میبینم که قدم به قدم دارم پیشرفت میکنم فرکانسمو دارم تغییر میدم تو مدار جدیدی قرار گرفتم و خیلی باید مراقب باشم که همیشه به اصل بچسبم و سپاس گذار باشم که رب العالمین خدای مهربانی‌ ها به من کمک کرد و راهنماییم کرد که داری اشتباه میری به صورت خیلی هدایت شده فایل شما رو گوش کردم و بیشتر مشتاق شدم و بازم خدا راهنماییم کرد و بیشتر وقت گزاشتم و کلیپ گوش کردم الانم تمام فکر خودمو دارم روش کار میکنم که همیشه این همه معجزاتی که خدا سورپرایزم کرده ببینم و بعد پیشرفتی که با راهنمایی خدا خدایی که ربالعالمینه به تمام آرزوهام و چیزهایی که تجسم میکنم به من خواهد داد و باور دارم که مثل بقیه خواسته ها و آرزوها که محقق شده دریافت کردم ما بقی خواسته ها و آرزوهامو تو زمان مناسب که خدا بیشتر آگاهه به من خواهد داد چون خودش وعده داده که اگه آرزویی به دلت انداختم پس میرسونمت چطور و چگونش با من باورش باتو و من ای خدای وفور و فراوانی ایمان دارم و باور دارم که تمام آرزوهامو دریافت می‌کنم تو واقعیت و باور دارم که چیزی از بخشش و سخاوتمندی تو کم نخواهد کرد چون تو مهربان ترینی چون تمام قدرت ازآن تو هستش تمام ثروتها برای تو هستش تمام آسمانها و زمین و تمام کهکشان ها برای تو هستش و تو ثروتمند و سخاوتمندی و من هم بنده تو هستم و تو پروردگار منی و منم ازت میخام و باور دارم که وعده تو حقه و منم خوش شانس و خوش روزیم من یه گنج نابی پیدا کردم که خیلی ساله که دنبالش بودم و امسال یعنی هزار و چهار صدو چهار تو بهار طبیعت و تو ماه رمضان پیداش کردم و اون گنج ناب من تویی ای خدای مهربان و بخشنده و عظیم و زیبا و صاحب جلال و شکوه و رحمت و مغفرت و بزرگی و کرامت و سخاوتمندی و ….و دیگه اگه تمام دریاها مرکب بشه بازم کم میاد در نوشتن خوبی های تو ای خدای من سپاسگزارم که خدایی همچون تو دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: