live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق - صفحه 11

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق
    207MB
    44 دقیقه
  • فایل صوتی live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق
    43MB
    44 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

801 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    الهه امیری گفته:
    مدت عضویت: 1579 روز

    به نام امپراطوری زیبای جهان🩵

    که با قوانین بدون تغییرش به ما اجازه داد تا بتوانیم زندگیمان را آن طور که میخواهیم فارغ از شرایط درحال حاضرمان بسازیم ..

    سلام براستاد توحیدیم استاد عباسمنش عزیز ومریم جون🩵🩵

    وتمام دوستان در این خانواده بزرگ توحیدی…

    تنها چیزی که برای رسیدن به اهدافمان نیاز داریم

    کنترل ذهن و ورودیهایمان است…

    همان ورودیهایی که تبدیل به افکارمانمان میشوند وبا تکرارشان تبدیل به باورهیمان وباورها شرایط واتفاقات زندگی پیش رو را برایمان رقم میزنند…

    پس پروردگارم مرا آفرید واختیار را به عهده من گذاشت تا من انتخاب کنم چه چیزی میخوام….

    پرودگارم، ای امپراطور وفرمانروای من ،هدایت از آن توست وپذیرش از من…

    چه عدالتی فراتر از این که من انتخاب کنم وتو مرا هدایت کنی..

    که اینکار احتیاج به جهاد اکبر دارد به قول استاد

    من الان قدم ده را تمام کردم وبه زودی با عشق وارد

    قدم یازده میشم

    وبا اگاهی های الانم وقتی برمیگردم به جلسات گذشته درهای جدید از آگاهیهای تازه به اندازه‌ای که رشد کرده ام دریافت میکنم…

    ممنون استاد که با این فایل تکمیلی یاد آوردی جدیدی بود برای تجسم …

    من خیلی از تجسم کردن نتیجه میگیرم

    چند مورد میگم تا باور خودم ودوستانم تقویت بشه

    ما توی تقسیم ارث برادرهایم توافق نداشتن ومادرم به شدت تحت تاثیر حرفهای اونها بود وخواهرم میگفت محاله مامان سهم ما رو زودتر از پسرها بده

    ولی از اونجایی که من قانون رو یاد گرفته بودم فقط تجسم کردم که تو محضر هستیم وسند ملکهام تو دستمونه قسم میخورم به دوهفته شاید کمی بیشتر وکمتر مامانم زنگ زد وگفت همین فردا بیاین محضر

    خواهرم باور نمیکرد ولی من میدونستم کار خودش بوده همون قدرت فوق‌العاده‌ای که این قوانین رو گذاشته..

    این تنها یک مورد بود ..

    بازم هزارن بار شکر که در مسیر اگاهی در کنار استاد عزیزم این مسیر لذت بخش رو حرکت میکنیم با لذت با لذت…🩵🩵🩵🩵🩵

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 68 رای:
    • -
      شاهدخت گفته:
      مدت عضویت: 1790 روز

      به نام پروردگار عالمیان، خدایی که از کودکی در وجودم بوده و هست.

      سلام به استاد عزیزم و مریم بانو

      و سلام به الهه جون.

      خدارو شکر می‌کنم امروز صبح وارد سایت شدم و این فایل استاد را دیدم. خیلی درس گرفتم.

      الهه جون ممنونم از شما که در خصوص ارثیه خانوادگی تون نوشتید.

      خیلی ممنون از اینکه رفتی سر اصل مطلب و خیلی قشنگ و راحت یه مثال زدی و اصل موضوع را گفتی.

      ما هم زمینی در شهر اهواز داریم که شهرداری گرفته بودش ولی به لطف خدا رای به نفع ما صادر شد. الان منتظریم که سندش به اسم ما زده بشه که بتونیم بفروشیم.

      وقتی متن شما را خوندم خیلی ذوق کردم، چون منم هر روز از خدا میخوام پول زمین را به حساب ما واریز کنه و این پرونده چندین ساله بسته بشه و ما به حق مون برسیم.

      ولی نمی‌دونم چه باورهایی براش بسازم.

      خواهرها و برادرام (بجز یکی از خواهرام که اونم از شاگردهای استاد عباس منش است) میگن: شهرداری خیلی قدرت داره !!

      مگه الکیه شهرداری بذاره سند زمین به اسم ما زده بشه!!

      من به خدا میگم قدرتش که از تو بیشتر نیست. همانطور که رای دادگاه را به نفع ما صادر کردی براحتی سندش را به اسم ما میزنی.

      اونا میگن: کی این همه پول داره که بیاد این زمین را بخره !! (زمین مون 1500 مترمربع است)

      من به خدا میگم آدم های پولدار خیلی زیادن، تو اونا را به سمت ما هدایت می‌کنی .

      خلاصه علاوه بر اونا، ذهن خودم هم داره اذیتم میکنه، و این باعث شده که این پرونده چندین سال طول بکشد.

      لطفاً بگو چطور میتونم باورهای درست بسازم.

      باز هم ممنونم بخاطر این کامنتی که گذاشتید

      در پناه خدا شاد و تندرست باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        الهه امیری گفته:
        مدت عضویت: 1579 روز

        سلام به دوست عزیزم در خانوده بزرگ توحیدی استاد

        از نگاه زیبایت ممنونم شاهدخت عزیز

        من تجربه قشنگی در این زمینه پیدا کردم

        چون تو دوره دوازه قدم هستین میتونید درک جامع وکاملتری داشته باشین…

        فقط وفقط اون لحظه پایانی رو تصور کنید یعنی تصور کنید که در بانک هستین وچک شما به نامتون صادر شده

        یا هر پایانی که به شما احساس خوبی میده ودر واقعیت میشه نمود پیدا کنه..

        فقط یه نکته ظریف داره اینکه با تمام جزییات تصویر سازی کنید که درآید وارد اون فضا میشین حتی چه لباسی پوشیدین چه کسایی کنارتون هستن

        وچه موقع از روز هست

        من حتی خوشحالی مادر م رو هم میدیدم تو تصوراتم

        با تما جزییات مثل فیلم کوتاه برای خودتون درست کنید

        نکته دومش احساس خوب هست

        با ارامش وحس شادی این تصویرها رو بسازین

        اصلا یه فیلم کوتاه چند دقیقه ای با کارگردانی خودتون بسازین وهر روز نگاهش کنین

        نکته سومش رها باشید نگذارید نجواهاتون حس شما رو بد کنند

        هر زمان حالتون خیلی خوبه با احساس خوب این کار رو انجام بدین ورهاش کنید چسبیدن بهش ونگران بودن اینکه میشه نمیشه رو اجازه ندین بهش احساستون رو خراب کنه

        مطمئن باشین میشه قانونش همینه

        امیدوارم در پناه پرودگار مهربان که امپراطوری وقدرتش برعالم گسترده است هممون در این مسیر الهی کنار هم وکنار استاد عزیزمون رشد کنیم🪷🪷

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    حمید رجایی گفته:
    مدت عضویت: 2998 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم و تمام بروبچ سایت توحیدی عباس منش.com وای استاد عاشقتونم چقدر تکاملتون توی حرفتون توی صحبتاتون توی فرکانستون رو به راحتی میشه درک کرد واقعاً هر چقدر که صحبت می‌کنی اصل همون اصله فرکانس همون فرکانسه قوانین همون قوانین است ولی درصد پختگی شما بسیار بسیار بیشتر و بیشتر و حرفه ای تر شده.

    چقدر عاشق این حرفتون شدم من تاثیر و پذیرفتم نه اینکه به من تاثیر دادند و باید تو در اولین نقطه بپذیریم که خودم و تنها خودم هستم که خالق شرایط زندگی خودم هستم به صورت صد در صد .

    افکار یکم مثبت و یا یکم منفی کاری را انجام نمیده و اون فکری که بارها و بارها تکرار میشه و منجر میشه به باور اونه که داره شرایط زندگی منو خلق می‌کنه من همون گونه که یاد گرفتم چه جوری دستمو کنترل کنم چه جوری پامو کنترل کنم چه جوری انگشتامو کنترل کنم چه جوری حرف بزنم زبونمو کنترل کنم و اعضای بدن را کنترل کنم ،

    باید یاد بگیرم و تمرین کنم که افکارم هم نیز کنترل کنم و شاید اولش یکم سخت باشه ولی مثل الان که دیگه من برای تکون دادن دستم فکر نمی‌کنم و سختی نمی‌کشم به همون راحتیم می‌تونم برسم که افکارم رو کنترل کنم البته که خوب کنترل ذهن یکم پچیده‌تره ولی هر چقدر که زمان بر هم باشه خیلی ارزششو داره و با تمرین و تمرین میشه اونو انجامش بدین استاد از نتایج دوره ثروت گفتید که واقعاً یک محشره به تمام معناست موضوع اینه که تا زمانی که من روش کار می‌کردم نتایج بهتر و بهتر می‌شد

    ولی وقتی که ازش فاصله می‌گیری دوباره نتایج برمی‌گرده و واقعاً روزی نیست که من این فکرو توی ذهنم نگذرونم و یا به زبون نیارم که ثروتمند شدن معنوی‌ترین کار دنیاست انسانهای ثروتمند انسان‌های شریف و بزرگی هستند و از راه درست به ثروت رسیده‌اند . و انسان به خیر و نیکی نمیرسد مگر با ثروت با سیر شدن و گذر کردن .

    تنها و یکی از نکات خوبی که اشاره کردید درسته سرمایه‌گذاری روی افکارمونه روی ورودی‌هامونه درسته ما یک ورودی دریافت می‌کنیم حالا چه خوب چه بد اگه من آگاهانه کانون توجهم رو و افکارم رو بذارم روی چیزهای خوب مطمئناً از اون چیزها بیشتر و بیشتر در زندگی من جریان پیدا پیدا می‌کنه وتوی 12 قدم یاد می‌گیریم که چه جوری کنترل ذهن کنیم و با تمرین و تکرار این افکار خوب رو پرورشش بدیم الان برای بار دوم من 12 قدم هستم و دقیقاً توی جلساتی هستم که شما دارید در موردش صحبت می‌کنید اون روز که شما این لایو رو اجرا کردید کامنت‌های کل دوره قدم 1 نزدیک 8 هزار تا بود و الان من توی قدم یک و جلسه 3 نزدیک 8 هزار و سیصد کامنت می‌بینم که اتفاقاً دیشب براش یه کامنت فوق‌العاده گذاشتم و در مورد اهمیت کسب و کارم نوشتم.

    به درستی نباید به دنبال انسان هم مدار بگردیم و این کار جهان است که برایمان انجام بدهد ، ما با انسان‌های مناسب و هم فرکانس خودمان هم مدار کند /

    خدا را شکر استاد 1 جریان داغ و تازه بگم از خلق آگاهانه خواسته‌هایم به کمک تجسم کردن زمانی که من به تهران مهاجرت کردم یاد صحبت‌های شما افتادم که می‌گفتید توی محله‌های ثروتمند قدم می‌زدید و ثروت‌ها رو خونه‌ها رو ماشین‌های لوکسو تایید و تحسین می‌کردید من هم نیز همین کار را شما رو الگو گرفتم و بسیار انجام دادم الان باورم نمی‌شه خودم توی محله‌ای هستم که به راحتی ثروت‌ها و نعمت‌ها رو بیشتر و بیشتر می‌بینم و تحسین می‌کنم و از محله‌ای بریانک تهران به محله مرزداران تهران مهاجرت کردم و مرتب بینم و تحسین می‌کنم و زیبایی‌ها رو و قشنگی‌ها و انسان‌های ثروتمند رو مرتباً دارم می‌بینم تحسین می‌کنم و خدا را سپاسگزار هستم و واقعاً این قدرت تجسم رو نمی‌شه بی‌خیال شد استاد

    استاد چقدر محلتون تمیز و زیباست چقدر خونه‌های لوکس و قشنگ ویلایی زیاد هست چقدر آسمون قشنگ و آبیه چقدر هوای تمیزی اونجا جریان داره قدر این نخل‌ها قشنگ و زیبا هستند هر چقدر هم تلاش کنم اصلاًبه جز زیبایی چیزی نیمبینم

    به راستی با اینکه محله بسیار زیبایی بود واقعا ازش سیر شدین و گذر کردین احست به شما و خلق این همه ثروت و نعمت و خلق آزادی مالی و مکانی و زمانی .

    به خدا دیروز توی ستاره قطبی نوشتم یک فایل جدید از استاد ببینم خیلی دلم براش تنگ شده و گفتن و نوشتن من همانا و اجرای قانون بدون تغییر الهی هم همانا انا اقول له کن فیکون .

    الحمد لله رب العالمین الرحمن رحیم مالک الیوم الدین ایاک نعبدو و ایا ک نستعین اهدنا صراط المستقیم .

    در پناه رب ثروتمند تر باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 111 رای:
  3. -
    معصومه گيتي زاد گفته:
    مدت عضویت: 2079 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز

    خدا رو شکر می کنم که من و هدایت کرد تا این فایل و بتونم ببینم و این روزها که دنبال نشانه می گشتم این فایل به منزله نشانه و چراغ راهم بود. استاد عزیز من از خیلی سالهای پیش شما رو می شناختم و سایت و فایل ها رو دنبال می کردم اما راستش و بخواین اون روزها من اصلا نمی فهمیدم حرفها رو ، گفته ها رو ، دوره ها رو

    می دونستم راهتون درسته اما درکی نداشتم و فقط گوش می دادم اما از عمل خبری نبود. فقط گوش می دادم.

    اما این روزها که در شرایط کاری خوبی قرار ندارم و دائم میخوام از خداوند که راه درست و توانایی تصمیم درست گرفتن را به من بده و کمکم کنه به سایت شما و فیل های رایگان شما هدایت شدم.

    و متوجه شدم واقعا زمان تغییر کردن من الان بود چون تنقدر چرخیدم و دور زدم در فایل ها و پادکست های مختلف و دوره ها و پکیج های مختلف که انگار باید معجره ای میشد برای من و من هر بار سر خورده تر از قبل دنبال چیز جدید می گشتم و الان متوجه شدم معجزه خوده من هستم و باورهای من . ممنونم از شما و آموزه های بسیار بسیار درست و مفیدتون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
  4. -
    بهروز علایی گفته:
    مدت عضویت: 1998 روز

    بنام خدایی که در وجودیکا یک ما هست

    امروز خدا را شکر نشانه ها یکی پس از دیگری برایم میاد، واقعا وقتی که به این مدار رسیدم، دارم با اعماق وجودم بیانات استادم را بهتر درک میکنم،

    اینکه استاد دائما در حال خوب و احساس خوب هست، این یعنی درک جهان هستی، این یعنی ورود به اقیانوس بیکران عشق، من چند روزی هست داشتم تمرکز و تجسم میکردم و از اعماق دلم از خداوند هدایت میخواستم، خدا را شکر دوره عزت نفس برایم شروع این حالت را رقم زد، و همچنین تمامی فایلهای استاد عزیزم، و کامنتها دوستان، یک هارمونی در من ایجاد کرده که فقط دلم باز شده که میخواهد خالصانه و به تنهایی کار کند،

    استاد میفرماید از تنهایی لذت ببرید، من اتفاقا چند ساعت پیش فکر میکردم که چرا روابط ام محدود شده، منی که هرروز مهمونی، دورهمی، شب نشینی و سفرهای دسته جمعی داشتم، چرا الان دارم از. تنهایی لذت می برم، و میگفتم نکنه اخلاقم بد شده اکثرا از من دوری کنن(خنده) بعدا امروز که استاد عزیز فرمودن که از تنها بودن ناراحت نشوید، واقعا دیدم راه درست را میرم، یعنی اینطوری عرض کنم، دوستان قدیمی برایم خسته کننده شده اند، چرا که من هرچقدر به این موضوع فکر میکنم آقا من چه صحبتی با اونها داشته باشم، نه من صحبتهای اونها را تحمل میکنم و نه اونها، یعنی وقتی برادرم بهم زنگ میزنه، نیم ساعت برام حرف میزنه، بعد میگه اینها خیلی مهممه در زندگی، بعد من فکر میکنم میبینم این حرفها از پیش پا افتاده ترین حرفهاست، اخه حرفهاشون چیه مگه؟!!!!! بفرص میگه اقتصاد طوری شده اگه امسال خونه نخریدی دیگه تمام شد، وضعیت خیلی نامناسبه

    بعد منی که صفر درصد با این حرفها سنخیت ندارم، ته دلم میخندم، و بعدا می بینم که، من بیگانه شدم، این بدین جهت نیست که من مغرور بشم و حرفهای اینها را نپذیرم، بلکه این بدین معنی هست که من خیلی وقت هست از اینگونه حرفها جدا شده و فاصله انداختم، شاید 5 سال پیش اینها حرف میزدند، من هم مشارکت میکردم ولی الان خدا را شکر مدار و فرکانسم کاملا تغییر یافته، و یک شخصیت دیگری ساختم،

    خدا را شکر، دارم به آهستگی پرواز کردن راه استادم را میاموزم، ان شاالله بعد از اینکه نتایجم پر رنگ تر شد، میام با خوشحالی بیشتر تقدیم استاد عزیزم و شما دوستان خواهم کرد

    خدا را هزاران مرتبه شکر که در این موقعیت و شرایط زندگی قرار گرفتم و به خودم آفرین میگم که از بدنه بیمار جامعه جدا شده ام و در این راه مقدس ودر میان دوستان ناب که همان راه رستگاریست قرار گرفته ام

    در پناه خداوند همواره پرنشاط تر باشید،

    استاد عزیزم با این حس حالی که در این فایل داشتین، من مجذوب عشق شما شدم و خیلی لذت بردم از احساس خوب شما، و اینکه این فایل را در اختیار ما میگذارین که میلیارها تومان ارزش دارد کمال قدردانی را دارم

    چقدر حرفها و تکنیکهایی در این فایل ارائه فرمودین، که کلی درس زندگی برایم داشت،

    همگی در پناه خداوند تندرست و پرنشاط باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 39 رای:
  5. -
    پارمیدا ۰ گفته:
    مدت عضویت: 625 روز

    《ب نام خدایی که هر چه دارم از آن اوست 》

    خدارو سپاسگزارم بابت اینکه من و به این فایل زیبا هدایت کرد

    سلام به هر دو استاد قشنگم

    سلام به دوستان و خانواده دوست داشتنیم

    هر چقدر از زیبایی و آگاهی های این فایل بگم کم گفتم

    از این فایل فهمیدم که چقدر چقدر هدایت های خدا زیباست که بعد 5 سال شمارو به این فایل هدایت کرد تا ماهم بتونیم از این فایل درس بگیریم

    چقدر راجب قدرت تجسم زیبا توضیح دادید خدا میگه تو بخواه من بهت میدم ما با تجسم کردن داریم درخواست میکنیم داریم به جهان میگیم که چی میخایم

    چقدر وقتی از مسیر تکامل تون تعریف میکنید لذت می برم چقدر خوبه که پیشرفت های شما رو می‌بینیم باعث میشه انگیزه بگیرم و عمل کنم که بخام پیشرفت کنم

    همیشه تو فایل هاتون توحید و حس میکنم احساس خوب و انرژی مثبت کامل حس میشه

    این روز ها که به خودم تعهد محکمی دادم هر دفعه که دارم منحرف میشم به تعهدم فکر میکنم به مسیری که خودم و خدای خودم توش هستیم فکر میکنم

    به این مسیر زیبا و دلنشینی که خدا برام درست کرده که پله ها رو خودش یکی یکی گزاشت جلوی پام و من فقط تماشا چی بودم پله هایی که در بهتر زمان در بهترین وقت توی مسیرم قرار داد

    این مسیر زیبایی که تجسم میکنم که پر از طبیعت پر از سرسبزی پر از صدا های زیبا این نسیم خنک و فقط خودمم و خدای خودم. به نتایجی که خدا بهم وعده داده

    نتایجی که تو تصوراتم قرار داده و بهم میگه که بهش میرسی روند تکاملت و طی کن استمرار داشته باش و صبر کن همه چی خود به خود اتفاق میوفته در بهترین زمان تو ادامه بده .

    خودش من و به فایل های شما به همون هایی که نیاز دارم بشنوم هدایت میکنه

    و جواب سوال هام و میده

    واقعا خدا رو سپاسگزارم که من تو این مسیر قرار داد

    الان که به گذشته فکر میکنم به همین چند ماه پیش به پیشرفت ها و قدم هایی که برداشتم، شاید اون موقع متوجه نبودم که دارم چه قدم هایی برمیدارم چه نتایجی برام داره ولی الان که گذشته وقتی به عقب نگاه میکنم دلیل همه ی این ها رو متوجه میشم

    از خدا میخام که کمک کنه الهامات رو بیشتر دریافت کنم که باورشون کنم و شک نکنم

    واقعا خدا رو سپاسگزارم که من رو به این فایل هدایت کرد

    از استاد عزیزم که وقت میزاره این فایل ها رو آماده میکنن و کامنت ها رو میخونن سپاسگزارم

    از دوستان و خانواده دوست داشتنیم که وقت میزارن کامنت میزارن و کامنت میخونن

    در پناه الله مهربانم در تمام جنبه های زندگی موفق باشید

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای:
  6. -
    سید حسن گفته:
    مدت عضویت: 1338 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    خدایا تو هدایت کن تا باوری جدید بسازم بنویسم

    استاد سلام

    مریم شایسته عزیز سلام

    دوستان سایت سلام

    خدارا شکر که یک فرصت جدید بهم داد تا بتونم بنویسم و باورم را نصبت به این آگاهی ها ابراز کنم

    تجسم یک قانون قوی است که من از دوره دوازده قدم آموزش دیدم

    و اونجا فهمیدم که همه اتفاقات زندگی ام را خودم با افکارم با باورهایم دارم خلق میکنم

    قانون فرکانس ها را استاد بهم آموزش داد

    من در هر لحظه دارم فرکانس ارسال میکنم به جهان هستی

    یعنی فکر هایی که هر لحظه دارم به آن فکر میکنم فرکانس هایی هست که من به جهان هستی ارسال میکنم

    حالا من در چه فرکانسی هستم

    فرکانس من

    مدار مسیر زندگی ام هست مداری که در هر ثانیه دارم خلق میکنم شرایط و اتفاقات زندگی ام را

    خداوند قوانین یکسان را وصف کرده و ما داریم از اون استفاده میکنیم

    وقتی توجه داریم به نازیبایی ها هم جنس از آن نازیبایی را به زندگی ام وارد میکنم

    یعنی فکر کردن در مورد همون افکار منفی یعنی دارم تجسم میکنم و وارد زندگی ام میکنم

    مثلا من از قبل فرکانس را به جهان هستی فرستادم و اتفاقی برام میفته میگیم امروز روز من نیست

    ابن یک باور اشتباهی هست که از قدیم به ما خورانده اند

    و نمی‌دانیم خودمان مسئول اون اتفاق بودیم

    و به همه چیز گیر میدهیم و همه و همه را مقصر میدانیم

    اول از همه خودم مسئول زندگی خودم هستم

    من فقط مسئولیت زندگی خودم را دارم نه هیچ کس دیگری

    استاد به من فقط آموزش میدهد من میتونم انتخاب کنم که مسیر آموزش های استاد را پیش بروم یا نه مثل قبل عمل کنم و هنوز مسیر خوردن به درو دیوار را انتخاب کنم بخورم به درو دیوار خودم را عذاب بدم یا نه به آموزه های استاد گوش کنم

    پس استاد هم برای من مسئولیت ندارد

    استاد مسئول خودش هست بهم آموزش میدهد و دیگر کار نداره میخام از اون آموزه ها استفاده کنم یا استفاده نکنم

    من الان دوسال هست که دوره دوازده قدم را دارم کار میکنم

    هنوز قدم دهم هستم اینقدر این آموزه ها را تکرار کردم و میکنم تا بیشتر درک کنم تکاملم را

    من به صورت تکاملی به خواسته های بزرگی رسیدم

    من به درآمدی بالای 200میلیون رسیدم

    چون قانون تکامل را درک کردم و پذیرفتم که آقا من دارم خلق میکنم برای همین عجله نکردم و ندارم که فقط دوره را تموم کنم شاید دوستان. زیادی این دوره را با من شروع کردن و زودتر تموم کردن ولی من به همین ده قدم تونستم رشد کنم و بروم قدم بعدی

    ذهنم را پذیرای هدایت های الله دونستم و در کنارش دوره های دیگه هم کار کردم و فهمیدم آقا من مسئول زندگی خودم هستم

    من بارها رو بارها در هر روز دادم تجسم میکنم و خلق میکنم زندگی ام را

    امروز تجسم پول فراوان را از تمام وجود داشتم تا الان که ساعت 5بعد از ظهر است مبلغ 94میلیون به حسابم واریز شده

    همه از تجسم خوبی بوده که صبح من فرکانس آن را به جهان هستی فرستادم و در مدار فراوانی پول قرار گرفتم

    این یعنی قانون یکسان خداوند

    من به این ایمان داشتم که خداوند برام کارهام رو انجام میدهد و خلق کردم امروز اتفاقات و شرایط زندگی ام را

    و بهترین آگاهی ها را از این فایل گرفتم و نکته مهم این فایل به نظر من توجه کردن به اتفاقات روز مره من است این که من به چه دارم توجه میکنم

    استاد شما برام بهترین بودین و هستیم

    از صبح که این فایل رو روی سایت دیدم شاید این سری چهارم است که تمرکزی فایل رو گوش کردم و برای خودم باور ساختم

    خونه سیمانی را که دیدم صبح پوز کردم و فکر کردم و فکر کردم ساعت ها فکر کردم که ببین استاد از کجا به کجا رسیده پس قانون داره جواب میده

    اگر من ذره ای به زیبایی ها توجه کنم خدا چندین برابرش رو به من میدهد

    خدا خودش فرموده تو یک قدم به سمت ما بردار

    ما چند قدم بر میداریم

    این ما یعنی چی ؟

    یعنی قوانین خدا

    خدا نگفته من چند قدم بر میدارم

    میگه ما

    ما قدم بر میداریم یعنی یک قدم به سمت خدا و باور به فراوانی و مثبت های جهان بردارم نعمتهای خدا چند قدم بر میدارند به سمت من قوانین خدا چند قدم بر میدارند به سمت من

    وقتی استاد گفت شما یکم هم مثبت باشی به بهترین ها هم میرسی

    گفتم الله و اکبر

    ابن یعنی قانون خداوند که به سمت من قدم بر می‌دارد

    ومن را به بهترین میرساند

    دوستان استاد من

    اینقدر در آرامش و آسایش هستم که نمیتونم توصیف کنم

    نمیتونم توضیح بدم ولی میتونم همین رو بگم

    هیچ نگرانی ندارم

    همه اتفاقات و شرایط خیر الله یکتا میدانم

    میدانم رشد من در جهان هستی هست

    بخدا که فقط الهامات خدا را دریافت میکنم و بهش عمل میکنم

    خدا بهم الهام میکند و من فقط قدم اول رو بر میدارم الباقی رو نمی‌دونم خودش در طی مسیر بهم میگه از چه مسیری بروم

    من نمی‌دونم چند لحظه دیگه چه اتفاقی می‌افتد ولی میدانم هر چه پیش میاد فقط خوبی به سمت من است

    من الان در خونه زیبایی که برای من لاکچری هست دارم زندگی میکنم نمی‌دونم از دید دیگران این خونه لاکچری هست یا نه ولی از دید من لاکچری هست

    چون من لایق بهترین هایم

    و خداوند بهترین را در اختیارم گذاشته پس لاکچری هست و برام مهم نیست دید دیگران چی هست

    فقط آرامشی که من دارم مهم است برای خودم

    امیدوارم خوب در این کامنت درسی را که از استاد یاد گرفته ام را به خوبی درس پس داده باشم

    نمی‌دونم ولی من باور دارم که بهترین اتفاقات در افکار من نهادینه شده فقط باید این باور را قوی کنم بعد بهترین ها برام نمایان می‌شود

    سپاس از این فایل آموزنده استاد خدایا شکر بهم زمان بخشیدی تا آموزش ببینم

    و درس پس بدهم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 94 رای:
  7. -
    مروارید💗 گفته:
    مدت عضویت: 1133 روز

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستانم در سایت عباسمنش

    دیروز یوتیوب یه ویدیو دیدم که ی فردی از خیابون های تمپا فیلم می‌گرفت تا اینکه رسید به یه خیابون دیگه و گفت این محله خیلی معروفه و کلا خونه های اینجا همه بزرگ و گرونه…

    من همینجوری خونه هارو نگاه میکردم و ذوق میکردم تا اینکه یادم اومد چقد این خونه ها شبیه اون خونه استاد توی تمپاست که گفتن هشت تا خواب داره…فهمیدم یه نشونه اس که بیام سایت اما راستش کاهلی کردم و یادم رفت تا اینکه امروز به یه تضادی برخوردم درواقع چندین ساله که این مسئله رو داشتم ولی مدام پشت گوش مینداختم و میگفتم حل شده تا اینکه امروز خیلی سوسکی خودشو نشون داد و گفت سلام مروارید من هنوز اینجام :))

    خلاصه که غافلگیرم کرد خیلی هول شدم چون فکر میکردم دیگه برام حل شده و اوکیم

    دنبال راه حل توی اینترنت گشتم تا یهو دیدم توی عقل کل یکی اینو پرسیده بود و یجورایی دقیقا مث من بود

    درواقع مسئله من ترس از جنس مذکر بود چون توی خانواده هم پدری و هم مادری تقریبا من تنها دختر بودم و دخترای دیگه یا خیلی بزرگ و یا خیلی کوچیک بودن و از طرفی اون زمان برخلاف الان پدر و مادرم خیلی مذهبی بودن سفت و سخت و مدام ازم میخواستن که از هرچی پسره دورم کنن یجورایی تا اول دبیرستان من هیچوقت هیچ جایی رو خودم به تنهایی نرفتم…حتی سرکوچه هههه

    تا اینکه خودشون ازم خواستن یاد بگیرم تنهایی جاهای مختلف برم و فکر میکردم که دیگه اون مشکل ارتباط یا حرف زدن با جنس مذکر ندارم و امروز با یه تلنگر فهمیدم هنوز درونم مونده

    راه حل این موضوع توی عقل کل گفته بودن عزت نفسه

    یه حسی بهم گفت بیا صفحه اصلی سایت و مواجه شدم با این فایل

    درحالی این کامنت رو مینویسم که فقط هفت دقیقه اولش رو گوش دادم

    و حالم رو نمیتونم توصیف کنم:))))

    درواقع یه چیزی رو راجع به خودم به یقین رسیدم اونم اینه که

    مهم نیست دقیقا چرا ، چطور، به چه دلیل حالم بد شده یا فرکانس پایین اومده یا دچار مسئله ای شدم تنها و تنها و تنها دلیلش دور شدن از خداست دور شدن از خدایی که در درونم باید وجودش رو حس میکردم و نکردم و همین باعث می‌شد سردرگم بشم یا احساس کنم یه چیزی کمه

    دلیل اینکه با هفت دقیقه از گوش دادن به فایل احساس میکنم هیچ مسئله ای دیگه ندارم اینه که با فرکانس این صدا یکی شدم و فرکانسم رفت بالا تا جایی که بتونم خدا رو دوباره توی قلبم پیداش کنم و احساس کنم که دقیقا کنارمه و پشتمه

    همین

    خیلی دوستون دارم و خدا رو بابت هدایتش ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 37 رای:
  8. -
    hanife sepehri گفته:
    مدت عضویت: 1713 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام و صد سلام به استاد جان

    سلام به خانم شایسته عزیزم

    سلام به تمامی دوستان عزیزم

    استاد عزیزم اگر کامنت من رو توی نشانه امروز من خونده باشید نوشته بودم که باید دوره دوازده قدم رو بخرم

    از اون موقع تا الان شاید هفت هشت ماه گذشته خودم هم تاریخش یادم نیست اما خودم رو مجاب کردم که باید بخرمش

    چون دوره روانشناسی ثروت 1و دوره راهنمای عملی و دوره عزت نفس رو هدیه از برادرم دریافت کردم

    خیلی اون رو گوش دادم

    اما این که خودم بها پرداخت کردم داشتم دیشب گوش میدادم خیلی خوشحال بودم خیلی اشک شوق داشتم

    استاد عزیزم این دوره ی بی نظیر خیلی عالیه با اینکه فقط فایل های رایگان رو گوش دادم و حالا جلسه اول رو یک بار گوش دادم میبینم چقدر تفاوت هست توی هر محصول

    عاشق دونستن تمرین ستاره قطبی بودم که چیه قضیه اش

    حالا از خدا میخواهم که هدایتم کنه تا آخر با تمام تمرکزم با تمام وجودم آن جلسه های بی نظیر را گوش دهم امروز صبح اومدم به شما بگم که بلاخره تونستم بخرم دیدم در مورد دوازده قدم فایل گذاشتید اما نتونستم کامنتم رو بنویسم تا الان

    استاد این هم زمانی های عالی را به گوش جان می‌پذیرم تا همه کار ها خودش راست و ریس شود

    اون همه عجله داشتم که چطور میتونم این دوره رو بخرم من که هیچ در آمدی ندارم هنوز ؟…..

    اما هم زمانی من الان رخ داد که هم فرکانس باشم با دریافت این قانون عالی که در این دوره ها قراره بشنوم .

    من باید اگاهانه از شرایط فعلی بیرون بیام هر چیزی که تو زندگیم هست خودم رقمش زدم

    شرایط فعلی من حاصل افکار و باور های منه

    من تو فاصله زمانی اتفاقات رو برای خودم رقم میزنم. با تکرار اون باور ها و افکار زندگی ام ساخته شد اعم از خوبی ها و بدی ها

    من باید آگاهانه آنچه را که میخواهم با باور های درست بسازمشون

    ثروتمند شدن بهترین کار هست برای خوشحال شدن خدا و خوشحال شدن خودم و اطرافیانم

    من با همین بار اول گوش دادن جلسه اول یک اتفاق قشنگ که تو ذهنم بود رو رقم زدم شگفت زده بودم که چقدر میتونم زندگی عالی داشته باشم

    اما اینقدر خودم رو رنج داده بودم

    و واکنش نشون میدادم به اتفاقات ناجالب و از جنس همون برام رقم میخوره

    قدرت دست من بود اما من داده بودم دست دیگران

    من تمام زندگی ام را با افکار و باور های درست دوباره از نو می‌سازم

    ای سرنوشتم!!!دوباره از سر میگیرم زیبا ترمی‌سازمت من روم نمیشد کامنت بزارم چون تو استین چیزی نداشتم که بگم تعریف کنم چه تاثیری شگرف گرفتم

    اما حالا با پرداخت بها عالی تر از قبل ادامه میدم

    من قول میدم به خودم ،،،من تعهد میدم به خودم که تا قدم دوازدهم رو تهیه کنم وباور های نامناسب بیشتری را از بین ببرم و تبدیل کنم به باور های قدرتمند کننده

    من باید زندگی ام را از سر بگیرم تا موفق تر شوم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
  9. -
    پویا گفته:
    مدت عضویت: 2136 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام استاد عزیزم

    کل فایل‌ها و دوره‌های شما نشون دهنده ایمان به یک مسیر است

    تنها یک دوربین و یک استاد و صحبت هایی که در عین سادگی نکات قوی را در خودشون جا دادن

    سادگی صحبت ها و ملموس بودن مثال هاتون واقعا زیباست

    باید بپذیریم که تمام شرایط و اتفاقات رو خودمون داریم رقم میزنیم که البته خود این موضوع تکامل میخواد این نیست که به یکباره بگیم خب من پذیرفتم،ذهن ما دوست داره دنبال مقصر بگرده و هر چیزی و هر کسی رو به جز خودمون مقصر داستان‌هامون قرار بده و تنها ما هستیم که میتونیم کنترل ذهنمون رو در دست بگیریم

    لذت ببریم از هر آنچه الان داریم و دنبال وجه مثبت اطرفمون بگردیم “شکار چی نکات مثبت باشیم” استاد بهترین الگو برای همه جنبه هاست الان از خواندن کامنت دانشجوهاش لذت میبره اونموقع یک کامپیوتر داشت و ازش بیشترین استفاده رو به نفع خودش میکرد و لذت میبرد من از گوشی موبایلی که در دست دارم از همان درامدی که داریم لذت ببریم از کوچکترین نعمت های زندگیمون نهایت لذت رو ببریم

    باور کنیم تنها و تنها عامل موفقیت در هر زمینه‌ای خودمون و باور های خودمون هست.

    همیشه توی فایل ها از خودتون مثال های فراوانی زدید منطق های قوی برای باور ها اوردید که ذهن نتونه دام پهن کنه و مسیر مارو تغیر بده از تضاد های خودتون مثال زدید برای ما اون موتور داغونی که ازش لذت میبردید تا این ویدیو کوتاه که به ما بگید میشود به ما بگید شرایط الانمون اصلا و اصلا مهم نیست ما میتونیم شرایط رو تغییر بدیم به طوری که به گذشتمون هیچ ربطی نداشته باشه

    تنها با کنترل ذهن و مسیردهی اگاهانه افکار

    خود من انصافا خیلی پیشرفت کردم توی این مورد قبلا هر کی صدام میزد ذهنم سریع میگفت میخواد ازت بازجویی کنه و سریع یه موضوع هم خودش برای اون شرایط انتخاب میکرد و منو الکی الکی نگران میکرد و میترسوند در صورتی که هیچ موضوعی هم پیش نیومده بود ولی ارتباطاتم اغلب اینجوری بود که میخواستن از من بازجویی کنن و منو سرزنش کنن

    وقتی من ذهنمو کنترل کردم و مسیر دادم به افکارم کلی از اتفاقات ناخواسته ناپدید شدن ارتباطاتم خیللی بهتر شد و کلی زیبایی به زندگیم اضافه شد.

    یه جمله‌ از شما رو من خیلی دوست دارم اینکه میگید”من که هنوز خیلی راه دارم”

    واقعا جمله قشنگی و واقعا هم همیشه به طور مداوم دارین رو خودتون کار میکنین از تمام نکات روزمره به نفع خودتون برداشت میکنین خب همین میشه روی خودتون کار کردن همین خوندن کامنت ها و دریافت اگاهی‌ از کامنت ها از دید دانشجو هاتون.

    کسی مثل من، خودم برای خودم بستر فراهم میکنم

    میرم جایی میشینم و با خودم صحبت میکنم از رویاهایم و از اتفاقاتی که دوست دارم بیوفته و خداروشکر دستاورد هام رو تا به اینجا خیلی دوست دارم

    واقعا نتایج مارو شگفت زده میکنه من برای خدمتم یه جایی رو تصور میکردم که وقت کافی داشته باشم برای کار کردن روی خودم و خواب کافی داشته باشم

    ولی اتفاقی که افتاد منو شگفت زده کرد من به معنای واقعی کلمه در ازادی کامل خدمت کردم.

    شما از همون موقع که حتی هیچ دستاوردی نداشتین رویاهاتون رو باور داشتین و تجسمش میکردید از ماشین هاتون از خونه هاتون و الان اینجا هست با تمام ان رویاها و حتی بیشتر و فوق العاده تر همون موقع چقدر خوب درک کردید که هر کس تنها نتیجه فرکانس خودش رو میبینه وقتی این موضوع رو درک کنیم دیگه واقعا نگران اظهار نظرها نیستیم واقعا گوشمون کر میشه از حرف های دیگران تا جایی که حتی نیاز نبینیم توضیح بدیم راجب این موضوعات به دیگران.

    جهان همیشه حامی ما است ما یعنی کسانی که ایمان دارند به خداوند ایمان دارند به خودشون و مارو حمایت میکنه با فراهم کردن وقت اضافه با محدود کردن ادم های دورمون که بتونیم راحت روی خودمون کار کنیم. همین الان من مونده بودم کامنت بزارم یا برم باشگاه که خداروشکر زنگ زدن و گفتن باشگاه بسته‌است واقعا خداوند دقیق و متحرانه اتفاقات رو رقم میزنه.

    چقدر از زیبایی های اطرافتون لذت میبرید از همسایه‌هاتون اگاهی میگیرید خدا یه همسایه به شما داده که موتور سواره حرفه‌ای و شما هم که عاشق موتور واقعا قشنگ نیست انقدر نظم خداوند؟؟

    ‌واقعا محله زیبا و تمیزی دارید در بسیاری از فایل ها گفتین که فلوریدا پر از دریاچه‌های کوچیک و بزرگ ،زیباست از دریاچه ها لذت میبرید از صدای پرنده ها و خلاصه هیچ لذتی رو از دست نمیدید

    خدایا شکرت به خاطر این قوانین زیبا و بدون تغییر.

    پویا هستم خالق زیبای زندگی خودم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
  10. -
    مجید مهرزاد گفته:
    مدت عضویت: 590 روز

    باسلام خدمت استاد عزیز و همه عزیزان وای خدا ، من امروز 2 بار گوش دادم و نگاه کردم این فایل رو با دقت خیلی خیلی برام جذاب بود همین ی دونه فایل کافی هست واسه استارت زدن برای تغییر باور ها خدایا شکرت چقد استاد با مثال‌های خیلی ساده داره راه رو به ما به رایگان نشون میده درود به استاد که بدون داشتن هیچ الگویی فقط و فقط با تجسم و تغییر باورهاش به هر آنچه که میخواسته رسیده و الان چراغ راه هزاران نفر شده خداوند به مال و جان و زمانتون برکت بده استاد جان. ی خاطره از تجسم دارم میخوام واستون تعریف کنم در ضمن بگم که خانومم خرید کرده از سایت و داریم روی عزت نفسمون کار می‌کنیم دوستان سال 1400 قول دادم به همسرم و دخترم که ببرمشون دبی واسه تفریح خانومم استرس داشت چون دوران همون بیماری هم بود اونجا کشور غریبی بود و کلا امارات هم سفت و سخت میگرفت و رفتو برگشت باید تست میدادیم ،، همسرم می‌گفت شاید بهمون خوش نگذره شاید مریض بشیم و قرنطینه و این داستان‌ها بگذریم هیچ تجربه ای هم نداشتیم از سفر خارجی همونجا به خانومم گفتم اصلا نگران نباش قرار نیست هیچ اتفاق بدی واسمون بیوفته خداوند هوامون رو داره و ی نفری رو میفرسته دنبال مون به خدا ی آرامش عجیب و غریبی داشتم از گفتن این جمله انگار از ته ته قلبم می‌آمد خلاصه تور رو ثبت کردیم و ی هتلی بود توی خیابان شیخ زائد خیلی دوست داشتم که اونجا رو رزرو کنیم ولی ی ده دقیقه پول رو دیر زدم و اونجا پر شد اولش ناراحت شدم ی ی ساعتی پکر شدم ولی دوباره سریعا پول رو واریز کردم و به خودم گفتم خدا بهترین جا رو واسم رزرو میکنه و دیگه کلا خودم رو سپردم به خداوند روز موعود فرا رسید و ما رفتیم تهران و بعد رفتیم دبی تا این که پرواز نشست و داخل سالن فرودگاه منتظر ترانسفر هتل شدیم وقتی اومد سوار ون شدیم و رفتیم هتل ،تور لیدر پاسپورتهای ما رو گرفت و داد به پذیرش و به طور عجیبی غیبش زد فقط گفت بنشینید صداتون میزنن و اتاق رو بهتون تحویل میدن ی دو ساعت گذشت و دیدم خبری نشد زبان هم هیچی نمیفهمیدم چند بار رفتم دست و پا شکسته به مسول پذیرش گفتم که اتاق رو تحویل بده فقط میگفت داره چک میشه منم اصلا نمیدونستم چی داره چک میشه ما هم چون بچه کوچیک داشتیم و خسته بودیم حقیقتا دیگه ناامید شدم یادمه آخرین باری که رفتم پیش مسول پذیرش و جواب ن شنیدم ی دفعه در هتل باز شد ی جوانی لباس عربی تنش بود به محض این که با من چشم تو چشم شد به من گفت مجید تو اینجا چیکار میکنی الله اکبر داشتم چی میدیم ی همسایه داشتیم تو شهر خودمون زاهدان به خدا حتی من اسمش رو هم یادم نبود اون اسم منو صدا زد و یادش بود ی 7 یا 8 سالی هیچ اطلاعی ازش نداشتیم هیچ هیچ هیچ بعد از خوش و بش بهم گفت مشکل چیه منم گفتم این هتل رو از ایران رزرو کردیم و الان اتاق رو بهمون تحویل نمیدن ،گفت اشکال نداره و چون زبان انگلیسیش خوب بود رفت پیش مسول و کارت ورود به اتاق رو گرفت و کل هتل رو بهمون نشون داد که کجا بریم واسه شنا، کجا بریم واسه صبحونه، کجا بریم واسه ناهار و شام، کجا سالن ورزش ،کجا سالن بازی کودکان هست و از اسناسور کلی اطلاعات داد که از ی طبقه به بعد کد باید بزنید که بره بالا کلا همه جزئیات رو گفت و بعدش گفت برید استراحت کنید من عصر میام میبرمتون شهر رو نشون میدم و لیدر رو هم بیخیال بشید خودم همه جا میبرمتون خداوند هر جا هست حفطش کنه لحظه ای که رفت من و خانومم مات و مبهوت بهم خیره شدیم گفتم دیدی بهت گفتم خدا یکی رو میفرسته دنبالمون دیدی به هر چیزی فکر کنی همون وارد زندگیمون میشه دخترم گفت قربون بابام برم که هر جا میریم یکی اونو میشناسه ………………..عصر که دوستم اومد بهش گفتم تو اینجا چیکار میکنی بهم گفت ما سال اولی که مهاجرت کردیم یک سال توی این هتل بودیم و هتل نوساز و تمیزی هست یکی از اقوام میخواد بیاد دبی امدم این هتل رو واسش رزرو کنم ببینید دوستان من نمیدونم توی دبی چند تا هتل وجود داره چند تا پرواز در طول روز میره و میاد .فقط توی دلم گفتم من از خدا خواستم ی نفر رو واسم بفرسته و اون نا ممکنها رو ممکن میکنه گفتم خدایا تو چقدر هوای منو داری داشت همه چی رو می‌چید اول هتل کنسل شد بعد لیدر غیبش زد بعد پذیرش اتاق رو تحویل نداد که من به دوستم برسم به خدا معجزه بود معجزه عصر هم آمد دنبالمون با ی ماشین خیلی خیلی خوب و کلا در اختیارمون بود بعد باباش امد هتل و ما رو به خونه خودش دعوت کرد ،خیلی خیلی انسانهای شریف و دوست داشتی بودن از اون روزها 3 سال میگذره با این که فقط و فقط از فایهای رایگان استاد استفاده کردیم ی زندگی راحت ی رابطه خوب با همسرم و دخترم دارم از لحاظ مالی از درآمد ماهی 100 میلیون رسیدم به ماهی 500 میلیون به تازگی دروه عزت نفس رو خریداری کردیم و داریم از مسیر لذت می‌بریم این فقط ی تجربه از تجسم بود بعدا ی خاطره از ساده بوقوع پیوستن آرزوها واستون تعریف میکنم که اونم خیلی جالب هست هر جای این کره زیبا هستید شاد و پیروز باشید عاشقتم استاد با اون صدای مخملی دوست داریم هر چقدر تشکر کنم کمه ممنون که هستید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 37 رای:
    • -
      مصطفی ابوطالبی گفته:
      مدت عضویت: 805 روز

      سلام مجید عزیز

      راستش اونجایی که گفتی خدا یه نفر رو همراهمون می‌کنه اون ایمانت به خداوند اشک منو آورد

      چقدر لذت بردم از کامنتت آخه بوی خدا میده این متن

      آره درسته مجید جان منم تو زندگیم خدا رو دارم میبینم که چطور از طریق دستاش داره بهم خدمت می‌کنه

      خداوند همچیز میشود همه کس را به شرط ایمان به شرط پاکی دل

      مجید جان روحم تازه شد از خواندن کامنتت

      امیدوارم هر کجا هستی موفق سلامت و پایدار باشی عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مریم پهلوان گفته:
      مدت عضویت: 2297 روز

      سلام آقای مهرزاد.چقدر لذت بردم از کامنت زیباتون.چقدر خدا رو حس کردم اونجا که گفتی همسایه مون رو دیدم که اسم منو صدا کرد.چقدر خدا در لحظه به لحظه زندگی مون جاریه ولی ما درکش نمی‌کنیم.منم موردهای زیادی دارم از انسانهایی که لازمشون داشتم خدا به یه طریقی سر راهم قرارداده.من دوسال پیش با مسول بیمه کارداشتم فقط میخواستم ازش یه سوال بپرسم ولی تعلل کردم ونرفتم چند روز بعد داشتم میرفتم بهداشت صبح بود تا رسیدم سرکوچه مون دیدم اون خانم بیمه ماشینشو پارک کرده داشت شیشه هاشو تمیز میکرد که خیلی خوشحال شدم وسوالمو پرسیدم.یا اینکه اول شهریور میخواست بریم تهران دخترم میگفت خدا کنه یه بازیگر ببینیم که وقتی رفتیم تهران ویک روز که رفتیم پارک لاله همون ابتدای مشغول فیلمبرداری بودن که دخترم متوجه خانم کمند امیرسلیمانی شد که باهاش عکس گرفتیم وچقدرخوشحال شدیم که چقدر همزمانی ها رو خدا فراهم کرده تا این خواسته دخترم اتفاق بیفته.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: