اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
این فایل نشانه امروز من بود که قبلا هم چندبار گوُش دادم ولی نمیتونستم در مورد یکی از همکارام در محیط کارم استفاده کنم ولی در مورد تقریبا تمام کسانی که میشناختم وقتی اجرا میکردم جوابهای عالی میگرفتم بطوری بارها مورد تحسین و مهر و محبت دیگران قرار گرفته بودم ولی در مورد همکارم چون ذهنیت خوبی نداشتم اصلا نمیتونستم نکته مثبتی ببینم که تحسین کنم ولی بعد از این فایل تصمیم گرفتم آگاهانه تمرکز کنم روی خوبیهای اون و الان بعد از چندین ماه معجزات رو عینا دیدم و اصلا قابل مقایسه نیست با چند ماه پیش ارتباطی که با هم داریم …از همه لحاظ تغییر کرده
امروز خودم متوجه شدم که مثل قبلا نیستم و تمرکز من به زیبایهای افراد تغییر جهت داده و خداوند چه زیبا با این فایل بی نظیر باز هم منو بیاد آورد که حواسمو جمع کنم
سپاسگزارم از استاد عزیز و همه دوستانی که کامنت نوستن و ما رو آگاهتر کردن
الهی صدها هزاران مرتبه شکرت سپاس رب که توسط تضاد سنگینی با استاد اشنا شدم و بعد فهمیدن جایگاه الهی و کلی نعمت ها و …الهی صدها هزاران مرتبه شکرت بچه ها نمیدونم دقت کردید یا نه !! وقتی پرزیدتت ترامپ اون اقایی که روبروش بود نشناخت ، بعدش که فهمید روبروش نشسته ( که قطعا میتونه سوتی بزرگی باشه ) اصصصلا و ابدااااا خودش و نباخت!!! هول نشد !! دستپاچه نشد !!و حتی عذرخواهی ام نکرد ( با اینکه سر یه میزی نشستی که این همه سران بزرگ کره زمین نشستند با یه عالمه دوربین و خبرنگاررر) و اما درس عحیبی که برای شخص بنده داشت : به خدا قسم اگه من بودم صد میلیون بار عذرخواهی میکردم انقدر هم خودم و سرزنش میکردم پدر خودم و درمیاوردم ،از دید بین الملل ، خب رییس جمهور امریکا باشی چهار نفر سران بزرگ و خودت دعوت کنی و نشناسی خیلیه در صورتی که برای اقای ترامپ یه امر طبیعی بود که خب حالا پیش میاد ،، و من یادمه برادرم تازه عقد کرده بود و ما خانواده عروس و دعوت کردیم منزل ، خونمون تقریبا شلوغ شد ، و موقع حال احوال و خوش امد گویی من اصلا خواهر عروس و ندیدم حتی اینطرف اونطرم نگاه کردم اما ندیدم بعد از حدودا دو سه دقیقه خواهر عروس جلوم ظاهر شد و حال احوال کردیم و یه حرف خیلی زشتی به من زد ( مفهومش این بود ندیدی مگه ؟ ) من خیلی ناراحت شدم و چون عزت نفس له شده ایی داشتم چیزی نگفتم تازه خودمم سرزنش کردم خیلی بدجور ، و حتی بعدش که به خانوادم گفتم اصلا چیزی نگفتن و پشت منو نگرفتن ،،،
اما الان میبینم خب یه لحظه شلوغ شده منم کلی تو کارِ خونه کمک کرده بودم از صبح ، خسته بودم حالا ندیدم کاملا طبیعیه چی شده مگه ، تازه توی سران اروپا این اتفاق میفته و تازه کلا طرفم نمیشناسه و روبروش هم نشسته ولی هیچ اشکالی نداره اصلا هم بد نیست ، اصلا هم هول نمیشه و صد میلیون بارم عذرخواهی نمیکنه ،،، واای اگه من توی همین خانواده روی خودم کار کنم چی میشه همین الانم احساس کم بودن و کافی نبودن دارم به خاطر همین نمیتونم حرفم و بزنم و صد میلیون بار عذرخواهی میکنم صد میلیون بار تشکر میکنم یا اگه توهینی میکردن سکوت میکردم ، اما الان میخوام دیگه روی خودم کار کنم با کمک رب البته الهی صدها هزاران مرتبه شکرتتشکر از استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزممنون خدا جون هدایت کردی تشکر
وقتی کامنت فاطمه جان و سعیده جان رو خوندم کلی لذت بردم.
البته من قبلا هم اونا رو خونده بودم ولی امروز اول صبح خوندمش، ساعت 7 و نیم صبح که واقعا روزمو ساخت این 2 تا کامنت زیبا.
و متوجه هدایت خداوند شدم که فقط وفقط باید روی ویژگی های مثبت اطرافیانم تمرکز کنم.
من وقتی از مهربونی و مهمون نوازی همسایمون تعریف میکنم، واقعا سنگ تموم میزاره.
بهترین ورژن خودشون رو واسم رو میکنن.
چون ما ساکت و آروم هستیم و بی سر و صدا میایم و میریم، هر وقت واسه اونا مهمون میاد، اگه بچه داشته باشند و سر و صدا کنند، یه جوری سرگرمش میکنند که ما اذیت نشیم، یا بیشتر مواقع میبرن بیرون، پارک، خرید و….
یعنی استاد هر کاری میکنند که رضایت ما رو جلب کنند. به خدا حتی زنگ میزنند و عذر خواهی میکنند که مهموناشون سر و صدا کردند. با وجود اینکه صاحب خونه هستند و از هفت دولت آزاد ولی خیلی هوای ما رو دارند.
میدونند که ما تو این شهر غریب هستیم و جز خدا کسی رو نداریم، وقتی واسشون مهمون میاد، بخاطر اینکه ما تنهایی رو حس نکنیم، اگه شرایط خانواده مهمان به ما بخوره مثلا دختر بزرگ داشته باشه که با دخترم هم صحبت بشه یه برنامهای واسه تفریح میچینه که ما هم تنها نباشیم و ما خانمها واسه خودمون میریم تفریح و پاساژ گردی.
وقتی اونا از من و آشپزیم و شیرینی و کیک هام تعریف میکنند، منم صد خودم رو میزارم
مثلا میدونم از طعم اسنک های من خوششون میاد، امشب دعوتشون کردم بریم پارک و قراره که براشون اسنک درست کنم.
یا حتی دخترشون از یک نوع شکلات خوشش میاد من همیشه وقتی شکلات میخرم از اون نوع واسش میگیرم
یا از غذای محلی شهر ما خوشش میاد هر وقت درست میکنم یادش میکنم، بعضی وقتها هم واسش میبرم.
وقتی میریم مسافرت بهترین سوغاتی واسشون میگیریم و با عشق تقدیم میکنم، اونا هم تابستون رفتند مسافرت واسمون جبران کردند.
ما دو خانواده داریم فقط از هم تعریف میکنیم و جز خوبی از همدیگه ندیدیم، و من همهی اینها رو از لطف خداوند مهربان میدونم.
در پناه الله شاد سالم ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
خیلییی هدایتی به این صفحه امدم، اصلا قصد نداشتم کامنت بخونم اما ادامه دادم. با خواندن کامنت دوستان یاد تحربه های خودم افتادم:
خاطره م مربوط میشه به عمه های همسرم. من وقتی وارد این خانواده شدم، جز زیبایی چیزی نمیدیدم، چهارخواهر که مثل پروانه دور هم میچرخیدند، مثل کوه پشت هم بودند مثل مادر از هم مراقبت میکردند انقدر زیبا بود رفتار های این چهار خواهر که من نا خوداگاه همیشه با نگاه کردن به عشق و احترام و صمیمیتشون اشک توی چشمهام جمع میشد. مادر و خواهر همسرم اما همیشه با دلخوری و منفی درمورد اون ها صحبت میکردند ولی انقدر نکات مثبت عمه ها زیاد بود که من یک گوشم در بود و دیگری دروازه. از بین این همه خصلت خوب و زیبا من شاید کمتر از انگشتان یک دست در حضورشون به صورت کلامی تحسینشون کردم. نتیجه اینکه هربار من رو میبینند، بارانی از هدایا به سمت من سرازیر میشه. دختر من چهارسالشه اما در تمام این مدت هربار به دیدنمون میان یا ما به دیدنشون میریم یه تدیع ای برای دخترم خریده اند و سورپرایزش میکنند. همیشه با من مهربانند. همیشه حامی من هستند. انقدر که با من خوبند و محبت دارند خانواده همسرم تعجب می کنند. هفته ی پیش یکی از عمه ها با اینکه بنده ی خدا خیلی بیماره و کدام درحال دکتر و جراحی و … هست در اوج محبت با من تماس گرفت و شمن احوالپرسی کلی توصیه های مادرانه کرد و گفت نگار جان فکر نکنی اینجا کسی رو نداری ها تو با دخترم هیچ فرقی نداری، هروقت دلت گرفت به من بگو ،بیا پیشم، اگه از همسرت گله داشتی به من بگو، حسابشو می رسیم.خخ
و من ناخوداگاه با تحسین قلبی عمه های همسرم که دیگه الان عمه های خودم حساب میشن،این روی زیبای اونهارو براتگیخته کردم.خدایا شکرت برای این خانواده ی بینظیری که علاوه بر. خانواده ی گل خودم ، بهم دادی تا بعد از سالها داشتن عطش ارتباطات صمیمی و خوب فامیلی(چیزی که در خانواده ی خودم با عمه ها و خاله ها و… کمبودش به شدت احساس میشد)طعم شیرین همبستگی در خانواده رو بچشم. این کاررو اکاهانه با گذاشتن تمرکز روی نکات مثبت و تحسین بر انگیز خواهر همسرم هم انجام دادم و نتیجه اینکه با من بسیار خوبند و رفتارشون فقط با من طور دیگه ای هست.
از استاد عزیز بابت این فایل عالی سپاسگزارم چون باعث میشن چشم ما به حقایق باز بشه و علت اتفاقات رو درک بکنیم و متوجه بشیم که دلیل یک سری نتایج به خاطر یک سری باورها و عملکردهاست که رخ می دهند.
کشور آمریکا اگر سرآمد رشد و پیشرفت و ترقیه به خاطر یک سری باورها و دیدگاه هایی هست مردم و مسئولین اون کشور دارند.
واقعا من غبطه می خورم به مردم آمریکا که چنین رئیس جمهوری دارند، کسی که به دقت اصول و قوانین رو درک کرده و زندگیش رو بر اون اساس درست کرده.
ترامپ فردی هست که پشتش به خدا گرمه و از هیچ کسی نمیترسه و با اعتماد بنفس بالا خواسته هاشو خلق میکنه و هر کاری رو که اراده بکنه پیش میبره و انجام میده.
رییس جمهوری که قانون شکرگزاری رو خوب بلده
و آیه “و صدق بالحسنی” را در عمل اجرا میکنه و نتایج باورهاشو هم داره به خوبی می گیره.
یکی از الگوهای من ترامپ هست و همیشه تحسینش میکنم.
خدا رو شاکرم برای این آگاهی ناب و سپاس از استاد عزیزم.
فایل بسیار جالب و پر از نکات مهم برای زندگی بهتر بود .
من 5سال که امپراطور لیزر مو زائد هستم ، چون که مراجعه کننده هام در بعضی از مناطق بدنشون درد زیادی رو تحمل میکنند من هم به یه راهکار رسیدم اونم اینه که در مورد یکی از ویژگی های خوب ظاهریشون یا باطنشون بگم و در موردش صحبت کنم دیگه این شخص اینقدر دوست داره در موردش صحبت کنه معمولا که دردی که داشت از یادش
میره تازه باعث شده رابطه دوستانه و صمیمی بین من و مراجعه کنندگانم صورت بگیره که هر جا برم با روی خوش با من برخورد میکنند و من از ارتباط با آنها بسیار خرسند میشوم .
جالبه هیچ وقت به این نکات در زندگی ام توجه نکردم ولی من ناخودآگاه از زمانی که کارم شروع کردم به این ویژگی رسیدم و این نشون میده که در راه درست دارم هدایت میشم .
استاد بسیار جالب که هم برای تقویت زبانتون و به دنبال ویژگی های مثبت آقای ترامپ ایشون دنبال میکنید و همچین فایلی مملو از نکات مهم برای زندگی تهیه کردید این یعنی یک تیر و سه نشان سپاس از شما
میخواهم یاد بگیرم، تمرین کنم که شکارچی نکات مثبت باشم در هر لحظه و در هر جا و برای هر کسی و هر چیزی
وقتی گلی زیبا میبینم زیباییش را تحسین کنم، خواه در دلم، خواه اشکارا و زبانی
وقتی کسی را میبینم لباسی زیبا، کفشی زیبا، ارایشی
زیبا کرده، تحسینش کنم. اول در دلم و بعد اشکارا و زبانی به خودش و به دیگران
این کار احساس خودمو، حال خودمو خوب مینکنه در وهله اول و بعد، اعتماد به نفسم بالا میره و حسی خوبی به طرف مقابلم میده و رابطه ی صمیملنه و محترمانه بینمون محکمتر میشه
خدایا کمکم کن تحسین زیباییهای دیگران را اشکارا بگویم
خدایا کمکم کن، در زمان درست و مکان درست، تحسینم رو اشکارا بگویم
خدایا گره زبانم را بگشا تا راحت و صمیمی و تاثیرگذار صحبت کنم و تحسینم رو ابراز کنم
خدایا کمکم کن تا در مسیر مستقیم سرشار از نعمتها و فراوانیها ثابت قدم بمانم
خدایا شکرت برای اسمان ابی زیبا و ابرهای سفید شگفت انگیزت
خدایا شکرت برای دیدن چهره های زیبای عزیزانم
خدایا شکرت برای زیباییهای ظاهری و باطنی خودم
ای امن ترین تکیه گاهم، ای محکم ترین و مطمئن ترین پناهگاهم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
این فایل رو من امروز گوش دادم.. خیلی قشنگ بود و چقدر جالب که از یک جلسه شما این همه نکته در میارید. و چقدر قشنگ بووود
استاد من سوال داشتم و میخوام بدونم کجا ایراد دارم
استاد من کلا دختری بودم و هستم که همیشه خوبیها و مثبتها رو میبینم و بدی هااا رو خیلی نمیبینم.. و تعریفاتم قبلن ناخوداگاه بود اما الان میدونم ویژگی انسان خدایگونه باید این مدل باشه…
اما استاد چرا وقتی هیجده سالم بود ازدواج کردم با یه اقایی که خیلی توی خانواده مورد ارزشمندی نبود .. و همیشه من رو قبول داشت ..اما من خیلی خوبی ازش میدیدم و ازش تعریف میکردم و کنار من رشد کرد و بعد از ۴ سال بهم خیانت کرد .. و از اون ور بوم افتاد..
و من یک پدر مستبد دارم همه اعضای خانواده رفتارهای منفیش رو میگن..
اما من همیشه میگم پدر این رو داره و اینکارها رو هم میکنه
و از خود پدرم تشکر میکنم که خودش تعجب میکنه که اینو من دیدم.. اما بعدا که میخواد عقاید اشتباهش رو به من تحمیل کن
همان تعریفات من رو میگه و میگه من برات اینکارهااا رو میکنم تو حرف من رو گوش نمیدی…
و من یه نامزد داشتم اروپا زندگی میکرد واقعا ازش تشکر میکردم که به حرفام گوش داده و یه چیزایی ازش میدیدم و بهش میگفتم که این خیلی خوبه که داری واقعا نعمت برااام .. خودش تعجب میکرد اما بعد از چند ماه یه چیزایی به من میگفت که شاخ در می اوردم.. مثلا میگفت تو دیگه چهل سالت شده بچه دار هم نمیشی ..
دیگه تو ایران کسی نمیاد خانم چهل ساله بگیره
اصلا یه چیزایی.. کلا با هدایت خدا جواب رد دادم… چون متوجه شدم انقدر از من توانایی دیده بود نمیتونست بیان کنه … استاد من خیلی توانایی و خصوصیت مثبت دارم یکیش رو نمیگفتاما من چون ذاتا دوست دارم به ادما احترام بزارم و اصلا دوست ندارم بهشون احساس کوچک بودن بدم حتی وقتی خودشون نقصاشون رو میگن من عادی نشان میدم و میگم ولی این هنر رو داری به جاااش.. اما بعدش میبینم همونهااا علیه من میشن..
یا از مدیرعاملم تشکر میکردم بابت اینکه خصوصیات خوب داشت که من راحت میتونستم کار کنم
وقتی زمانی که رفتم بابت حقوق
همان حرفهای من رو درباره خودش رو گفت
و گفت اگر از اینجا بری این اتفاقها برات می افته همینجا بمان با همین حقوق
خیلی از این چیزهاااا بوده و هیچ وقت توی کارهای گروهی موفق نشدم
حتی بین خانمهااا اولش میرم محیط خانمانه کار میکنم همه من رو بالا میدونن بعد که ازشون تعریف میکنم در حقم کارهایی میکنن و از همون تعریف علیه من بلند میشن و حتی بهم میگن برو از این ارایشگاه یا این محیط
یا زن برادرم وقتی اومد تو خانوادمون همیشه کنار من بود در هر محیطی چون من تنها کسی بودم که بهش احساس ارزشمندی میدادم و اگر کسی چیزی میگفت
میگفتم اما به جاااش اینارو داره..
حالا همون ادم باعث شد من برادرم رو ٢ سال نبینم و تفرقه ایجاد کرد
استاد خیلی کارهااا بوده خیلی ادمهااا رو وصل کردم و گروهها رو تشکیل دادم اما همونهااا کاری کردن من برم از اون گروه و از اون جمع🫢و الان همه خانواده بهم میگن تو ادمهااا رو پر رو میکنی..
تو باعث میشه ادمهااا جایگاهشون رو ندونن و سوار ماها هم بشن
و همیشه میگن نباید ادمهااا رو بالا ببری بزار تو همون جایگاهشون باشن چقدر ضربه خوردی اما ادم نمیشی
اما من بازم نمیتونم
تا میام تعریف کنم دوباره بهم میگن پر روش نکن🫢
میخوام بدونم علتش چیه؟؟؟
نا گفته نماند که بعضی ادمهاا هم برااام خوب بودن اما محدود بووودن
تمام چیزایی که براتون مینویسم بدون هیچ گونه قضاوتی و براساس تجربیات شخصیم و نگرش خودم هست و امیدوارم پیام یا پاسخی که نیازتون هست رو در بر داشته باشه
تمام کارهایی که شما بیان کردید که در قبال دیگران انجام میدید و نقاط مثبت و خوبشون رو میبینید و حتی بهشون میگید بسیار بسیار عالی و یکی از بزرگترین موهبتهایی هست که شما دارید و هیچ شکی توی درست بودن اصل و نفس این کار ، یعنی تحسین کردن خوبیها و زیباییها و… نیست.
قطعا نسبت به شما و ضعف و قوت شخصیتی شما اطلاعی ندارم و بازهم این رو یادآور میشم که قصد هیچ قضاوتی ندارم ، ولی احساسم بهم میگه شما نیاز دارید این چیزها رو بدونید که:
شاید قبل از هر کسی و هر چیزی اول باید به خودتون بپردازید، خود خود خودتون ، و بعد برید سراغ دیگران
یعنی قبل از اینکه برید سراغ نقاط مثبت دیگران ، این کار رو باید برای خودتون انجام بدید ، انقدر باید نقاط مثبت و ارزشمندی خودتون رو پیدا کنید و به خودتون بگید و غرقش بشید تا وجودتون رو سیراب کنه ، بعدش میبینید که تمام دنیا هم این عشقی که به خودتون دارید رو به هزاران طرق مختلف بهتون برمیگردونه
مطمئن باشید ایراد اصلی توی عزت نفس شماست(نه البته اعتماد به نفس) ، امکان نداره که توی وجودتون عاشق خودتون باشید و بیرون تجربش نکنید.
من ایمان دارم که اگر اولویت زندگیتون رو خودتون قرار بدید به خودتون عشق بدید و تمام این کارهایی که برای دیگران میکنید رو اول برای خودتون انجام بدید ، اونوقت میبینید که جهان چطور شرایط و اتفاقاتی رو براتون رقم میزنه که همه بخوان همون رفتاری که خودتون با خودتون دارید رو بهتون برگردونن
مطمئن باشید چیزایی که توی دنیای بیرون از آدمها میبینید ، درست مثل آیینه داره انعکاس رفتاری که خودتون با خودتون توی دنیای درونیتون دارید رو نشون میده
بیاید خودتون رو محور عشق و توجه و تعریف خودتون قرار بدید ، خودتون رو نوازش کنید ، به خودتون عشق بدید ، نقاط مثبت شخصیتی خودتون رو برای خودتون یادآوری کنید ، توی آیینه با خودتون گفتگوهای محبت آمیز داشته باشید و…
اونوقت امکان نداره از جهان بی توجهی و بی حرمتی ببینید ، شما فقط دارید بازتاب نگاهی که به خود درونیتون دارید رو توی دنیای بیرون تجربه میکنید.
بیاید نصف اون عشق و محبت و تعریف و تمجیدی که برای دیگران میکنید رو در حق خودتون و برای خودتون انجام بدید ، اونوقت متوجه میشید که علت تمام این تجربیات تلخ زندگیتون چی بوده.
درهرصورت من نمیدونم چیزایی که گفتم اصلا به کارتون میاد یا تاثیری براتون داره یا نه ، ولی فقط اینو میدونم که کاری که من کردم فقط جواب درخواست شما به جهان یا خدا بوده ، چون خودمم نمیدونم چرا اصلا چشمم به کامنت شما خورد و چرا پاسخ دادم ، یا حتی اصلا توی این صفحه چیکار میکنم، منی که ماههاست اصلا توی سایت نیومده بودم.
آرزوی قلبی شادی و آرامش درونی براتون دارم ، راه رسیدن به خدا هم از درون خودتون و با عشق ورزیدن به خودت شروع میشه
بنام الله یکتا که هرآنچه دارم از اوست
این فایل نشانه امروز من بود که قبلا هم چندبار گوُش دادم ولی نمیتونستم در مورد یکی از همکارام در محیط کارم استفاده کنم ولی در مورد تقریبا تمام کسانی که میشناختم وقتی اجرا میکردم جوابهای عالی میگرفتم بطوری بارها مورد تحسین و مهر و محبت دیگران قرار گرفته بودم ولی در مورد همکارم چون ذهنیت خوبی نداشتم اصلا نمیتونستم نکته مثبتی ببینم که تحسین کنم ولی بعد از این فایل تصمیم گرفتم آگاهانه تمرکز کنم روی خوبیهای اون و الان بعد از چندین ماه معجزات رو عینا دیدم و اصلا قابل مقایسه نیست با چند ماه پیش ارتباطی که با هم داریم …از همه لحاظ تغییر کرده
امروز خودم متوجه شدم که مثل قبلا نیستم و تمرکز من به زیبایهای افراد تغییر جهت داده و خداوند چه زیبا با این فایل بی نظیر باز هم منو بیاد آورد که حواسمو جمع کنم
سپاسگزارم از استاد عزیز و همه دوستانی که کامنت نوستن و ما رو آگاهتر کردن
الهی صدها هزاران مرتبه شکرت سپاس رب که توسط تضاد سنگینی با استاد اشنا شدم و بعد فهمیدن جایگاه الهی و کلی نعمت ها و …الهی صدها هزاران مرتبه شکرت بچه ها نمیدونم دقت کردید یا نه !! وقتی پرزیدتت ترامپ اون اقایی که روبروش بود نشناخت ، بعدش که فهمید روبروش نشسته ( که قطعا میتونه سوتی بزرگی باشه ) اصصصلا و ابدااااا خودش و نباخت!!! هول نشد !! دستپاچه نشد !!و حتی عذرخواهی ام نکرد ( با اینکه سر یه میزی نشستی که این همه سران بزرگ کره زمین نشستند با یه عالمه دوربین و خبرنگاررر) و اما درس عحیبی که برای شخص بنده داشت : به خدا قسم اگه من بودم صد میلیون بار عذرخواهی میکردم انقدر هم خودم و سرزنش میکردم پدر خودم و درمیاوردم ،از دید بین الملل ، خب رییس جمهور امریکا باشی چهار نفر سران بزرگ و خودت دعوت کنی و نشناسی خیلیه در صورتی که برای اقای ترامپ یه امر طبیعی بود که خب حالا پیش میاد ،، و من یادمه برادرم تازه عقد کرده بود و ما خانواده عروس و دعوت کردیم منزل ، خونمون تقریبا شلوغ شد ، و موقع حال احوال و خوش امد گویی من اصلا خواهر عروس و ندیدم حتی اینطرف اونطرم نگاه کردم اما ندیدم بعد از حدودا دو سه دقیقه خواهر عروس جلوم ظاهر شد و حال احوال کردیم و یه حرف خیلی زشتی به من زد ( مفهومش این بود ندیدی مگه ؟ ) من خیلی ناراحت شدم و چون عزت نفس له شده ایی داشتم چیزی نگفتم تازه خودمم سرزنش کردم خیلی بدجور ، و حتی بعدش که به خانوادم گفتم اصلا چیزی نگفتن و پشت منو نگرفتن ،،،
اما الان میبینم خب یه لحظه شلوغ شده منم کلی تو کارِ خونه کمک کرده بودم از صبح ، خسته بودم حالا ندیدم کاملا طبیعیه چی شده مگه ، تازه توی سران اروپا این اتفاق میفته و تازه کلا طرفم نمیشناسه و روبروش هم نشسته ولی هیچ اشکالی نداره اصلا هم بد نیست ، اصلا هم هول نمیشه و صد میلیون بارم عذرخواهی نمیکنه ،،، واای اگه من توی همین خانواده روی خودم کار کنم چی میشه همین الانم احساس کم بودن و کافی نبودن دارم به خاطر همین نمیتونم حرفم و بزنم و صد میلیون بار عذرخواهی میکنم صد میلیون بار تشکر میکنم یا اگه توهینی میکردن سکوت میکردم ، اما الان میخوام دیگه روی خودم کار کنم با کمک رب البته الهی صدها هزاران مرتبه شکرتتشکر از استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزممنون خدا جون هدایت کردی تشکر
به نام خداوند مهربان
سلام و درود به استاد و خانم شایسته و دوستان گرامی
این فایل هدایت من بود
وقتی کامنت فاطمه جان و سعیده جان رو خوندم کلی لذت بردم.
البته من قبلا هم اونا رو خونده بودم ولی امروز اول صبح خوندمش، ساعت 7 و نیم صبح که واقعا روزمو ساخت این 2 تا کامنت زیبا.
و متوجه هدایت خداوند شدم که فقط وفقط باید روی ویژگی های مثبت اطرافیانم تمرکز کنم.
من وقتی از مهربونی و مهمون نوازی همسایمون تعریف میکنم، واقعا سنگ تموم میزاره.
بهترین ورژن خودشون رو واسم رو میکنن.
چون ما ساکت و آروم هستیم و بی سر و صدا میایم و میریم، هر وقت واسه اونا مهمون میاد، اگه بچه داشته باشند و سر و صدا کنند، یه جوری سرگرمش میکنند که ما اذیت نشیم، یا بیشتر مواقع میبرن بیرون، پارک، خرید و….
یعنی استاد هر کاری میکنند که رضایت ما رو جلب کنند. به خدا حتی زنگ میزنند و عذر خواهی میکنند که مهموناشون سر و صدا کردند. با وجود اینکه صاحب خونه هستند و از هفت دولت آزاد ولی خیلی هوای ما رو دارند.
میدونند که ما تو این شهر غریب هستیم و جز خدا کسی رو نداریم، وقتی واسشون مهمون میاد، بخاطر اینکه ما تنهایی رو حس نکنیم، اگه شرایط خانواده مهمان به ما بخوره مثلا دختر بزرگ داشته باشه که با دخترم هم صحبت بشه یه برنامهای واسه تفریح میچینه که ما هم تنها نباشیم و ما خانمها واسه خودمون میریم تفریح و پاساژ گردی.
وقتی اونا از من و آشپزیم و شیرینی و کیک هام تعریف میکنند، منم صد خودم رو میزارم
مثلا میدونم از طعم اسنک های من خوششون میاد، امشب دعوتشون کردم بریم پارک و قراره که براشون اسنک درست کنم.
یا حتی دخترشون از یک نوع شکلات خوشش میاد من همیشه وقتی شکلات میخرم از اون نوع واسش میگیرم
یا از غذای محلی شهر ما خوشش میاد هر وقت درست میکنم یادش میکنم، بعضی وقتها هم واسش میبرم.
وقتی میریم مسافرت بهترین سوغاتی واسشون میگیریم و با عشق تقدیم میکنم، اونا هم تابستون رفتند مسافرت واسمون جبران کردند.
ما دو خانواده داریم فقط از هم تعریف میکنیم و جز خوبی از همدیگه ندیدیم، و من همهی اینها رو از لطف خداوند مهربان میدونم.
در پناه الله شاد سالم ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
سلام استاد عزیزم
ممنون از شما بخاطر این فایل زیبا
من وقتی این فایل رو گوش کردم خیلی انرژی گرفتم
و به این نتیجه رسیدم که ما میتونیم نکات مثبت افراد رو بنویسم که هم تو ذهنمون بمونه و هم اینکه همیشه این نکات رو داشته باشیم
میشه به عنوان یک تمرین برای تربیت ذهن هم ازش استفاده کرد وقتی مجبور باشی بنویسی میگردی ببینی اون شخص چه ویژگی های مثبتی داره
سلام به استاد عزیزم و همه ی دوستانم
خیلییی هدایتی به این صفحه امدم، اصلا قصد نداشتم کامنت بخونم اما ادامه دادم. با خواندن کامنت دوستان یاد تحربه های خودم افتادم:
خاطره م مربوط میشه به عمه های همسرم. من وقتی وارد این خانواده شدم، جز زیبایی چیزی نمیدیدم، چهارخواهر که مثل پروانه دور هم میچرخیدند، مثل کوه پشت هم بودند مثل مادر از هم مراقبت میکردند انقدر زیبا بود رفتار های این چهار خواهر که من نا خوداگاه همیشه با نگاه کردن به عشق و احترام و صمیمیتشون اشک توی چشمهام جمع میشد. مادر و خواهر همسرم اما همیشه با دلخوری و منفی درمورد اون ها صحبت میکردند ولی انقدر نکات مثبت عمه ها زیاد بود که من یک گوشم در بود و دیگری دروازه. از بین این همه خصلت خوب و زیبا من شاید کمتر از انگشتان یک دست در حضورشون به صورت کلامی تحسینشون کردم. نتیجه اینکه هربار من رو میبینند، بارانی از هدایا به سمت من سرازیر میشه. دختر من چهارسالشه اما در تمام این مدت هربار به دیدنمون میان یا ما به دیدنشون میریم یه تدیع ای برای دخترم خریده اند و سورپرایزش میکنند. همیشه با من مهربانند. همیشه حامی من هستند. انقدر که با من خوبند و محبت دارند خانواده همسرم تعجب می کنند. هفته ی پیش یکی از عمه ها با اینکه بنده ی خدا خیلی بیماره و کدام درحال دکتر و جراحی و … هست در اوج محبت با من تماس گرفت و شمن احوالپرسی کلی توصیه های مادرانه کرد و گفت نگار جان فکر نکنی اینجا کسی رو نداری ها تو با دخترم هیچ فرقی نداری، هروقت دلت گرفت به من بگو ،بیا پیشم، اگه از همسرت گله داشتی به من بگو، حسابشو می رسیم.خخ
و من ناخوداگاه با تحسین قلبی عمه های همسرم که دیگه الان عمه های خودم حساب میشن،این روی زیبای اونهارو براتگیخته کردم.خدایا شکرت برای این خانواده ی بینظیری که علاوه بر. خانواده ی گل خودم ، بهم دادی تا بعد از سالها داشتن عطش ارتباطات صمیمی و خوب فامیلی(چیزی که در خانواده ی خودم با عمه ها و خاله ها و… کمبودش به شدت احساس میشد)طعم شیرین همبستگی در خانواده رو بچشم. این کاررو اکاهانه با گذاشتن تمرکز روی نکات مثبت و تحسین بر انگیز خواهر همسرم هم انجام دادم و نتیجه اینکه با من بسیار خوبند و رفتارشون فقط با من طور دیگه ای هست.
سلام نگار جان.
کامنت قشنگت رو خوندم و لذت بردم.
مصداقِ بارزِ توجه به نکات مثبت بود.
وقتی از عمه های نازنینِ همسرت نوشتی، منم یاد پدربزرگِ مرحوم همسرم افتادم که خیلی با هم رفیق بودیم تا در قیدِ حیات بودن.
من بهش میگفتم بابا بزرگ و خیلی دوستش داشتم.
من خودم هیچکدوم از پدر بزرگ هامو ندیدم و رابطه ام با پدر بزرگ همسرم برام خیلی دلچسب بود.
خیلی باهاش راحت بودم.
روحش شاد باشه.
شوخ طبع بود، انرژیِ قشنگی هم داشت.
جنسِ محبتش بهم متفاوت بود از بقیه، حتی نسبت به نوه های خودش.
عشق و دوست داشتنمون کاملا قبلی و از صفای وجود بود، برای همین خیلی خاطره های خوشی دارم از ایشون.
خدا حافظِ خودت و خانواده ی محترمت باشه نگار جان.
خیلی خوشحالم که کامنت هاتو میخونم تو فایل های دانلودیِ سایت.
خوشحالم که با هم تو این مسیر قدم بر میداریم و جلو میریم.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام و درود به همه عزیزان
از استاد عزیز بابت این فایل عالی سپاسگزارم چون باعث میشن چشم ما به حقایق باز بشه و علت اتفاقات رو درک بکنیم و متوجه بشیم که دلیل یک سری نتایج به خاطر یک سری باورها و عملکردهاست که رخ می دهند.
کشور آمریکا اگر سرآمد رشد و پیشرفت و ترقیه به خاطر یک سری باورها و دیدگاه هایی هست مردم و مسئولین اون کشور دارند.
واقعا من غبطه می خورم به مردم آمریکا که چنین رئیس جمهوری دارند، کسی که به دقت اصول و قوانین رو درک کرده و زندگیش رو بر اون اساس درست کرده.
ترامپ فردی هست که پشتش به خدا گرمه و از هیچ کسی نمیترسه و با اعتماد بنفس بالا خواسته هاشو خلق میکنه و هر کاری رو که اراده بکنه پیش میبره و انجام میده.
رییس جمهوری که قانون شکرگزاری رو خوب بلده
و آیه “و صدق بالحسنی” را در عمل اجرا میکنه و نتایج باورهاشو هم داره به خوبی می گیره.
یکی از الگوهای من ترامپ هست و همیشه تحسینش میکنم.
خدا رو شاکرم برای این آگاهی ناب و سپاس از استاد عزیزم.
موفق و خوشبخت باشید.
به نام جان جان کسی هر لحظه کنارمون هست.
سلام و درود بر تمام دوستان و استاد عزیزم
فایل بسیار جالب و پر از نکات مهم برای زندگی بهتر بود .
من 5سال که امپراطور لیزر مو زائد هستم ، چون که مراجعه کننده هام در بعضی از مناطق بدنشون درد زیادی رو تحمل میکنند من هم به یه راهکار رسیدم اونم اینه که در مورد یکی از ویژگی های خوب ظاهریشون یا باطنشون بگم و در موردش صحبت کنم دیگه این شخص اینقدر دوست داره در موردش صحبت کنه معمولا که دردی که داشت از یادش
میره تازه باعث شده رابطه دوستانه و صمیمی بین من و مراجعه کنندگانم صورت بگیره که هر جا برم با روی خوش با من برخورد میکنند و من از ارتباط با آنها بسیار خرسند میشوم .
جالبه هیچ وقت به این نکات در زندگی ام توجه نکردم ولی من ناخودآگاه از زمانی که کارم شروع کردم به این ویژگی رسیدم و این نشون میده که در راه درست دارم هدایت میشم .
استاد بسیار جالب که هم برای تقویت زبانتون و به دنبال ویژگی های مثبت آقای ترامپ ایشون دنبال میکنید و همچین فایلی مملو از نکات مهم برای زندگی تهیه کردید این یعنی یک تیر و سه نشان سپاس از شما
در پناه حق سرافراز باشید
ترمز:چرا باید کسی بیاد به تو کارشو بده وقتی بقیه دارن ارزون تر میگیرن ازش
سلام به همه
امیدوارم خوب باشید
حال دلتون خوب تر از همیشه باشه
و احساس انبساط توی قلبتون باشه
احساس باز شدن قلبتون رو هر لحظه داشته باشید
بازم میخام یکی دیگه از ترمزهام رو شل کنم امشب
یکی از باورهایی که توی ذهن من میاد اینکه خب من قیمت به نسبت بالایی برای کارام در نظر میگیرم
در کنارش هم خداییش همراهی میکنم با مشتری براش ادیت میزنم و سعی میکنم خدمات وی آی پی بهش بدم
برای استدلال برای این باور میرم سراغ جمله ی استیو جابز که میگه
شیوه ی ارائه ی هرچیز اهمیت اون رو میرسونه
خب زمانی که یه نفر حاضر میشه که با یه فردی از یه کشور دیگه مثل هند کار کنه به جای من
باید پی خیلی چیزها رو به شکمش بماله
یعنی ممکن فایلش لو بره
از روش هزار تا بزنن
بعد طبق گفته ی استیو جابز اونی که قیمت رو آورده پایین به چشم بد بهش نگاه میکنند
حتی شاید به چشم دزد
و یه سری ها هستن مثل خود من اصن نمیتونن به این جور افراد اصن اعتماد کنند
پس منی که قیمت بالا در نظر میگیرم
این خودش میشه یه مزیت برای من
که قابل اعتماد تر هستم
حالا این گرون تر بودن آپشن داره دیگه
که مثلا من ساپورتت میکنم
هروقت چن سال دیگه هم که بیای که فایلهات آماده اس و تو میتونی فایل ها رو از من تحویل بگیری
به غیر از اون امنیت داره فایلها طراحی شده توسط من
و کلی چیز دیگه که یه جورایی اثر هاله ای از قیمت بالاتر هست
استدلال دوم
من تونستم با همین قیمت بالا میلیاردی پول بسازم
این خیلی ارزشمنده
این نشون میده که قیمت بالا هم طرفدار خودش رو داره
این نشون میده که اگه این همه شده باز هم میشه
این تجربیاتی که خوده من داشتم و میتونم بازم ادامه بدم
استدلال بعدی
من قرار نیست همه رو جذب کنم
من میرم توی مدار مشتری هایی که ثروتمندترن
اونا اصن دنبال کاهش قیمت نیستن
اونا دنبال کیفیت بهترن
دنبال خدمات خاص تر هستن
که من همه رو دارم
اونها دنبال دقت هستن
که من تک به تکش رو دارم
استدلال بعدی
من طراحی هام مثل اثر انگشتمه
تکه
خاصه
فقط مال منه
خدا یه مدت زمان محدود داده به یه سری آدم
که افکار و ایده های من تبدیل به جواهر بشن
بعدشم که مردم با من میمیره
دیگه اون ایده هایی که حاصل ذهنه من حاصله خلاقیته منه با من میمیره
پس یادم باشه که من تکم و هرچه قدر قیمت بالا در نظر بگیرم بازم می ارزه
استدلال بعدی
من زمانی که توی یه بازار دیگه هم کار میکردم بازم قیمت هام بالا بود به نسبت بقیه
ولی میگن کارو باید خدا درست کنه
من تونستم بودم به باور به ظاهر خرافاتی رو توی دل مشتریم بندازم
که این طراح دستش سبکه برای فروش
یعنی میگفتن و میگن هنوزم که هرچی این بزنه خوب میفروشه
این باور باعث شده که من با اینکه سالهاس از اون بازار اومدم بیرون تقریبا
بازم این مشتری هنوزم مشتری من هست و سر بزنگاه به داد من میرسه
خیلی جالب این حرکت خدا
که یه باوری که من اگه خودم رو میکشتمم نمیتونستم توی دل اونا بندازم
ولی خدا این کارو کرده و شده و منم با همین باور با قیمت بالا کلی خدماتم رو فروختم تا الان
پس اینم استدلال بعدی
که اصن وارد شدن به بازی قیمت کار مزخرفیه
استدلال بعدی
شما توی هر زمینه ای که دست بذاری یه سری برند هستن که دارن میفروشن
مثلا توی زمینه ی شامپو
مثلا پرژگ هست نمیدونم اوه هست کلیر هست و کلی برند دیگه
برای منی که آقا هستم
و موهام خیلی پر پشته و هیچ مشکلی به لطف خدا نداره
اصن مهم نیس که شامپو تخم مرغی بزنم یا برم مثلا فلان شامپو خارجی گرون رو بخرم
یعنی هر دوتاش سر منو میشوره و برای من تاثیرش یکیه
پس چرا نمیرم از اون شامپو تخم مرغی ها بخرم؟
چون همیشه ارزون ترین پر فروش ترین نیست
مثلا توی خیابون های نزدیک ما یه سری ساندویچی هست که در واقع فلافلی هستن و ساندویچهای مختلف رو هم کنارش میفروشن
یکمی جلوترش مرکز اغذیه فروشهاس که چنتا برند خوب مثل پیتزا پیتزا هم توشون هست
حالا سوالم اینه
چرا اون فلافلی ها اندازه ی اون گرونتر ها سرشون شلوغ نیس؟
اصن همه فک میکنم همینجوری هستن که همه یه گاردی در مقابل ارزون تر ها نا خودآگاه داریم
مثلا شامپو تخم مرغی
فک نمیکنم کسی باشه حس خوب ازش بگیره یا حاضر باشه خرید کنه
یا مثلا خوده من اصن یه حال بدی میشم وقتی که میخام لباس بخرم برم جاهایی که منطقه های پایین شهره
با اینکه میدونم همون لباسی که من از جای دیگه میخرم رو اونا هم دارن شاید خوشگلترش رو داشته باشن
ولی کلا من بدم میاد برم با خانواده اونجا
اصن باهاشون هم کلام بشن
اونا هم بنده ی خدا هستن
ولی با من هم مدار نیستن
پس تهش قیمت عامل نیست
توی هر رنج قیمتی یه سری آدم هستن که حاضر با جون و دل از ما خرید کنند
قیمت عامل انتخاب اکثریت نیست
دوستون دارم
میخواهم یاد بگیرم، تمرین کنم که شکارچی نکات مثبت باشم در هر لحظه و در هر جا و برای هر کسی و هر چیزی
وقتی گلی زیبا میبینم زیباییش را تحسین کنم، خواه در دلم، خواه اشکارا و زبانی
وقتی کسی را میبینم لباسی زیبا، کفشی زیبا، ارایشی
زیبا کرده، تحسینش کنم. اول در دلم و بعد اشکارا و زبانی به خودش و به دیگران
این کار احساس خودمو، حال خودمو خوب مینکنه در وهله اول و بعد، اعتماد به نفسم بالا میره و حسی خوبی به طرف مقابلم میده و رابطه ی صمیملنه و محترمانه بینمون محکمتر میشه
خدایا کمکم کن تحسین زیباییهای دیگران را اشکارا بگویم
خدایا کمکم کن، در زمان درست و مکان درست، تحسینم رو اشکارا بگویم
خدایا گره زبانم را بگشا تا راحت و صمیمی و تاثیرگذار صحبت کنم و تحسینم رو ابراز کنم
خدایا کمکم کن تا در مسیر مستقیم سرشار از نعمتها و فراوانیها ثابت قدم بمانم
خدایا شکرت برای اسمان ابی زیبا و ابرهای سفید شگفت انگیزت
خدایا شکرت برای دیدن چهره های زیبای عزیزانم
خدایا شکرت برای زیباییهای ظاهری و باطنی خودم
ای امن ترین تکیه گاهم، ای محکم ترین و مطمئن ترین پناهگاهم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
استاد عزیز سلام
من مهری هستم️
این فایل رو من امروز گوش دادم.. خیلی قشنگ بود و چقدر جالب که از یک جلسه شما این همه نکته در میارید. و چقدر قشنگ بووود
استاد من سوال داشتم و میخوام بدونم کجا ایراد دارم
استاد من کلا دختری بودم و هستم که همیشه خوبیها و مثبتها رو میبینم و بدی هااا رو خیلی نمیبینم.. و تعریفاتم قبلن ناخوداگاه بود اما الان میدونم ویژگی انسان خدایگونه باید این مدل باشه…
اما استاد چرا وقتی هیجده سالم بود ازدواج کردم با یه اقایی که خیلی توی خانواده مورد ارزشمندی نبود .. و همیشه من رو قبول داشت ..اما من خیلی خوبی ازش میدیدم و ازش تعریف میکردم و کنار من رشد کرد و بعد از ۴ سال بهم خیانت کرد .. و از اون ور بوم افتاد..
و من یک پدر مستبد دارم همه اعضای خانواده رفتارهای منفیش رو میگن..
اما من همیشه میگم پدر این رو داره و اینکارها رو هم میکنه
و از خود پدرم تشکر میکنم که خودش تعجب میکنه که اینو من دیدم.. اما بعدا که میخواد عقاید اشتباهش رو به من تحمیل کن
همان تعریفات من رو میگه و میگه من برات اینکارهااا رو میکنم تو حرف من رو گوش نمیدی…
و من یه نامزد داشتم اروپا زندگی میکرد واقعا ازش تشکر میکردم که به حرفام گوش داده و یه چیزایی ازش میدیدم و بهش میگفتم که این خیلی خوبه که داری واقعا نعمت برااام .. خودش تعجب میکرد اما بعد از چند ماه یه چیزایی به من میگفت که شاخ در می اوردم.. مثلا میگفت تو دیگه چهل سالت شده بچه دار هم نمیشی ..
دیگه تو ایران کسی نمیاد خانم چهل ساله بگیره
اصلا یه چیزایی.. کلا با هدایت خدا جواب رد دادم… چون متوجه شدم انقدر از من توانایی دیده بود نمیتونست بیان کنه … استاد من خیلی توانایی و خصوصیت مثبت دارم یکیش رو نمیگفتاما من چون ذاتا دوست دارم به ادما احترام بزارم و اصلا دوست ندارم بهشون احساس کوچک بودن بدم حتی وقتی خودشون نقصاشون رو میگن من عادی نشان میدم و میگم ولی این هنر رو داری به جاااش.. اما بعدش میبینم همونهااا علیه من میشن..
یا از مدیرعاملم تشکر میکردم بابت اینکه خصوصیات خوب داشت که من راحت میتونستم کار کنم
وقتی زمانی که رفتم بابت حقوق
همان حرفهای من رو درباره خودش رو گفت
و گفت اگر از اینجا بری این اتفاقها برات می افته همینجا بمان با همین حقوق
خیلی از این چیزهاااا بوده و هیچ وقت توی کارهای گروهی موفق نشدم
حتی بین خانمهااا اولش میرم محیط خانمانه کار میکنم همه من رو بالا میدونن بعد که ازشون تعریف میکنم در حقم کارهایی میکنن و از همون تعریف علیه من بلند میشن و حتی بهم میگن برو از این ارایشگاه یا این محیط
یا زن برادرم وقتی اومد تو خانوادمون همیشه کنار من بود در هر محیطی چون من تنها کسی بودم که بهش احساس ارزشمندی میدادم و اگر کسی چیزی میگفت
میگفتم اما به جاااش اینارو داره..
حالا همون ادم باعث شد من برادرم رو ٢ سال نبینم و تفرقه ایجاد کرد
استاد خیلی کارهااا بوده خیلی ادمهااا رو وصل کردم و گروهها رو تشکیل دادم اما همونهااا کاری کردن من برم از اون گروه و از اون جمع🫢و الان همه خانواده بهم میگن تو ادمهااا رو پر رو میکنی..
تو باعث میشه ادمهااا جایگاهشون رو ندونن و سوار ماها هم بشن
و همیشه میگن نباید ادمهااا رو بالا ببری بزار تو همون جایگاهشون باشن چقدر ضربه خوردی اما ادم نمیشی
اما من بازم نمیتونم
تا میام تعریف کنم دوباره بهم میگن پر روش نکن🫢
میخوام بدونم علتش چیه؟؟؟
نا گفته نماند که بعضی ادمهاا هم برااام خوب بودن اما محدود بووودن
مچکرم و دوستتون دارم از اینکه وقت میزارید
سلام و احترام خانم رحمتی
امیدوارم حالتون خوب باشه
تمام چیزایی که براتون مینویسم بدون هیچ گونه قضاوتی و براساس تجربیات شخصیم و نگرش خودم هست و امیدوارم پیام یا پاسخی که نیازتون هست رو در بر داشته باشه
تمام کارهایی که شما بیان کردید که در قبال دیگران انجام میدید و نقاط مثبت و خوبشون رو میبینید و حتی بهشون میگید بسیار بسیار عالی و یکی از بزرگترین موهبتهایی هست که شما دارید و هیچ شکی توی درست بودن اصل و نفس این کار ، یعنی تحسین کردن خوبیها و زیباییها و… نیست.
قطعا نسبت به شما و ضعف و قوت شخصیتی شما اطلاعی ندارم و بازهم این رو یادآور میشم که قصد هیچ قضاوتی ندارم ، ولی احساسم بهم میگه شما نیاز دارید این چیزها رو بدونید که:
شاید قبل از هر کسی و هر چیزی اول باید به خودتون بپردازید، خود خود خودتون ، و بعد برید سراغ دیگران
یعنی قبل از اینکه برید سراغ نقاط مثبت دیگران ، این کار رو باید برای خودتون انجام بدید ، انقدر باید نقاط مثبت و ارزشمندی خودتون رو پیدا کنید و به خودتون بگید و غرقش بشید تا وجودتون رو سیراب کنه ، بعدش میبینید که تمام دنیا هم این عشقی که به خودتون دارید رو به هزاران طرق مختلف بهتون برمیگردونه
مطمئن باشید ایراد اصلی توی عزت نفس شماست(نه البته اعتماد به نفس) ، امکان نداره که توی وجودتون عاشق خودتون باشید و بیرون تجربش نکنید.
من ایمان دارم که اگر اولویت زندگیتون رو خودتون قرار بدید به خودتون عشق بدید و تمام این کارهایی که برای دیگران میکنید رو اول برای خودتون انجام بدید ، اونوقت میبینید که جهان چطور شرایط و اتفاقاتی رو براتون رقم میزنه که همه بخوان همون رفتاری که خودتون با خودتون دارید رو بهتون برگردونن
مطمئن باشید چیزایی که توی دنیای بیرون از آدمها میبینید ، درست مثل آیینه داره انعکاس رفتاری که خودتون با خودتون توی دنیای درونیتون دارید رو نشون میده
بیاید خودتون رو محور عشق و توجه و تعریف خودتون قرار بدید ، خودتون رو نوازش کنید ، به خودتون عشق بدید ، نقاط مثبت شخصیتی خودتون رو برای خودتون یادآوری کنید ، توی آیینه با خودتون گفتگوهای محبت آمیز داشته باشید و…
اونوقت امکان نداره از جهان بی توجهی و بی حرمتی ببینید ، شما فقط دارید بازتاب نگاهی که به خود درونیتون دارید رو توی دنیای بیرون تجربه میکنید.
بیاید نصف اون عشق و محبت و تعریف و تمجیدی که برای دیگران میکنید رو در حق خودتون و برای خودتون انجام بدید ، اونوقت متوجه میشید که علت تمام این تجربیات تلخ زندگیتون چی بوده.
درهرصورت من نمیدونم چیزایی که گفتم اصلا به کارتون میاد یا تاثیری براتون داره یا نه ، ولی فقط اینو میدونم که کاری که من کردم فقط جواب درخواست شما به جهان یا خدا بوده ، چون خودمم نمیدونم چرا اصلا چشمم به کامنت شما خورد و چرا پاسخ دادم ، یا حتی اصلا توی این صفحه چیکار میکنم، منی که ماههاست اصلا توی سایت نیومده بودم.
آرزوی قلبی شادی و آرامش درونی براتون دارم ، راه رسیدن به خدا هم از درون خودتون و با عشق ورزیدن به خودت شروع میشه
در پناه الله