درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 1
استاد عباس منش در این فایل، از دل موضوعی که بهظاهر طنزآمیز است، از زوایای مختلف این اصل اساسی را به ما یادآوری میکند که:
- ورودیهای ذهن چگونه باورها، پیشفرضها و انتظارات ما را از وقوع اتفاقات آینده شکل میدهند.
- این انتظارات و ذهنیتها در هر لحظه:
- از یک سو، تجربههای همفرکانس با خود را وارد زندگیمان میکنند.
- از سوی دیگر، به یک اتفاق خنثی – که هیچ معنایی نداشته است – در زندگی ما معنا میبخشند.
به این صورت که:
اگر این ذهنیت و انتظار مثبت باشد، احساسات مثبت و شرایط دلخواه را از دل آن اتفاق خنثی برای ما خلق میکنند؛
و اگر منفی باشد، از دل هیچ ، شرایط نادلخواه را برای ما میسازند.
این فایل را با دقت گوش دهید و تجربیات خود را در این زمینه با ما به اشتراک بگذارید.
منتظر نظرات تاثیرگذارتان هستیم.
درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 2
درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 3
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 1112MB34 دقیقه
- فایل صوتی درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 133MB34 دقیقه














سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و همه خانواده بزرگ ایشون
من خیلی حرف دارم اما فعلا و برای اولین کامنت، می خوام از این دیدگاه به این نکته ای که در رابطه با فایل توت فرنگی 19 دلاری هست اشاره کنم
من تو خانواده ای بزرگ شدم که یکی از اعضا، شدیدا سلطه جو هست و خب مسلما استعدادها و یا خوبی هایی در حق دیگران داشته اما این عوامل دست آویزی شدن که باور کنید اگر ماستی که همه خوردن و گفتند شیرینه، اگر ایشون بخورن و بگن ترشه، همه اعضا(به غیر من )میگن درست میگی و یا حتی اگر تایید نکنند از گفتن اینکه ماست به دهنشون شیرین اومده خجالت می کشند که متهم به حماقت و…شوند
حالا طبق اینکه ما به هر موضوعی تمرکز کنیم مثل همونو جذب می کنیم ،من با کسی ازدواج کردم که یک یا دو نفر از اعضای خانواده اش روی ذهنش چنان تاثیری میزارن که اگر حرفی بزنه یا همون مثال ماست شیرین مزه کنه، بعد طبق صحبت اونا کاملا و 180 درجه نظرش رو بر عکس می کنه.و موضوع اینجاست که
هم خانواده خودم و هم شخص همسرم به صورت مسخ شده و باور نکردنی نظرات و ذهن و باورشون توسط شخص سلطه گر خانواده کنترل و گاهی کاملا برعکس میشه
مثال ماست یک ضرب المثله، والا من چه اذیت هایی شدم در رابطه با این اشخاص.واقعا فکر مب کنم گاهی فقط با چند تا ربات برنامه ریزی شونده سرو کار دارم که نه میشه روی حرفشون حساب کرد و نه مرام و معرفت
البته از خدا خواستم منو از این حال به راهی هدایت کنه که مسائل اینچنینی اذیتم نکنه اما در جایی که محفل خانوادگی یا تصمیمات مهم خانواده هست آزار دهنده میشه
خدا یا تو می دونی که من فقط رو تو حساب می کنم و بس
به نام خدا
تجربه من از وقتی که با قانون خلق آنچه که باور کنیم برامون اتفاق میوفته باعث شده که توی بدترین شرایط از نظر بقیه که قانون رو نمی دونن برای من بهترین شرایط به وجود میآمد وقتی که اطرافیانم توی دوران دبیرستان میگفتن وای شیمی خیلی سخته یا ریاضی خیلی سخته واقعا من نمیخواستم این حرف رو باور کنم و پیش خودم میگفتم نه برای اونا سخته نه برای تو و این تفکر باعث میشد من با تمرکز بالا درس رو گوش کنم و خوب یاد بگیرم و همینطور تا آخر سال نمرات خوب و بالایی بدست میآورد و این نشون میداد که قانون درست عمل میکنه من خودم رو متعهد کردم که هرجوری هست باید من ذهنم رو گول بزنم و فکر کنم شرایط بدی که بقیه میگم هست رو از دید و زاویه دیگه ای نگاه کنم که واقعا به من حس آرامش بده و خدارو شکر من توی تمام مشکلات و مسائلی که توی ایران به وجود آمده میاد و خواهد آمد که اسمش عوامل بیرونی هست برای من صدق نمیکنه و مشکلی به وجود نمیاد واقعا چیزی که توی ذهنتون میسازید و اونو تکرار میکنید در زندگیتون به صورتی که حسش کنید خلق میکنید واقعا بخاطر این قدرتی که میتونم ذهنم رو کنترل کنم و احساس آرامش رو توی هر شرایطی دارم سپاسگزارم
بخاطرش از شما استاد عزیزم سپاسگزارم و بخاطر تمریناتی که میدید برای کنترل ذهن سپاسگزارم
به نام الله
خلاصه نکات دریافتی من از این فایل
ذهنیت ماست که داره تجربیاتمونو ایجاد میکنه اگر در مورد چیزی ذهنیت مثبت داشته باشیم شزایط و اتفاقات هم به سمت مثبت پیش میره و اگر ذهنیتمون منفی باشه به سمت منفی پیش میره یعنی واقعیت افکارمون باورمون در بیرون برامون نمود پیدا میکنه و البته که جهان مثل ایینه هست هر انچیزی که بهش میفرستیم بهمون برمیگردونه و به فرکانسهای ما پاسخ میدهد بدون استثنا
افکار شادی ارامش اعتماد به نفس اینا افکاریه که بهمون حس خوبی میده یعنی جهان افراد ادما شرایط رو چوری برامون مهیا و چینش میکنه که متناسب باشه با همین افکار شادی ارامش اعتماد به نفس مون
خدایا از امروز میخوام فقط از خودت بپرسم چیکار کنم تو بگو تو میدونی از کوچیکترین تصمیماتم حتی برای کارهای ساده و پیش پا افتاده امیدوارم که ثابت قدم باشم تو این مسیر
درود استاد جان
عاااااالی بود این فایل، واقعا که تمام تجربیات ما از باورهامون ساخته شده…
من خودم اینجوری بودم که مثلا اگر تعریف از یه آرایشگاه خیلی خوب میشنیدم که خیلی هم گرون قیمت بود، وقتی میرفتم مثلا موهامو لایت میکردم، و کلی هم پول میدادم ، فکر میکردم دیگه بینظیره و موادشون درجه یکه و کارشون بی نقص و دیگه تمام… در صورتیکه اونا فقط اسم در کرده بودن، و همون مواد رو آرایشگاه های معمولی هم استفاده میکردند با قیمت پایین تر ولی من دوس داشتم برم پول بیشتری بدم چون به باور داشتم کار اون آرایشگاه حرف نداره..
و گاها پیش اومده بود که مدت کوتاهی موهام اون رنگ و لعاب اولیه رو داشت و خیلی زود اون شفافیت رنگ مو از بین میرفت…
من خودم تجربه ای که در این مورد داشتم این بود که بچه هام وقتی کوچکتر بودن و گاهی میگفتن مثلا سرم درد میکنه، من دوست نداشتم بهشون قرص مسکن بدم و چون میدونستم متوجه نمیشن، یه ویتامین کوچک بهشون میدادم و میگفتم این مسکنه و الان خوب میشی،، و دقیقا این اتفاق می افتاد و اثر میکرد….
دقیقا درسته که اطلاعاتی که به ذهن میدیم، باورهامون رو میسازن و در نهایت تجربیات بوجود میان.
سپاسگزارم از این فایل بینظیر، عالی بود
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
استاد من الان متوجه شدم که باور محدود کنندم چی هست .
مثلا : هر ساله تعداد کمی را به عنوان معلم رسمی در آزمون استخدامی می گیرن و تعداد شرکت کننده ها خیلی خیلی زیاد هست .
من الان چه باور درستی می تونم به جاش بگم ؟