این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-78.gif8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2019-03-09 09:54:492024-07-24 10:45:34«تمرکز لیزری» بر بهبود اصلی ترین پاشنه آشیل
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
که انقدر بی صدا میاد و میره و فقط صدای ساز و دهل عمو نوروزه که بهمون سالی یه بار رد شدنش رو خبر میده .
چقدر صبوریم ما که عزیزترین و بهترین چیزمون رو میبرن اونوقت ما خوشحالی میکنیم و به هم تبریک میگیم .
ولی یه چیزی جور در نمیاد ، حالا ما حواسمون نیست مگه میشه خدا بزاره با ارزشترین و غیر قابل برگشت ترین چیز زندگی ما رو انقدر راحت ببرن و آب از آب تکون نخوره .
خیلی که فکر میکنم همچین مجانی هم نمیبرن عمرمون رو و خدا با عدالتی که داره به هر کس با در ازای عمری که ازش کم میشه بهترین چیزی که دوست داره میده .
یکی عاشق پوله و خدا پول رو پولش میزاره ، یکی دنبال علمه یه مدرکی ، یه سال ارتقاء تحصیلی بهش میده ،
یکی عاشقه و دنبال رسیدن و خدا میرسونه به عشقش و …..
پس عدالت خدا نقصی نداره ، خودموت تعیین میکنیم که در ازای یه سالی که ازمون میگیرن چی میخام .
دنبال هر چی باشیم به اندازه یه سال زحمت از همون بهمون میدن ،
خودمون جنس خواسته هامون رو مشخص میکنیم و بس .
وای به اون روز که تکلیف خودمون رو ندونیم و به هر چی یه ناخونک بزنیم و آخر سال ببینیم به هیچی نرسیدیم و یه سالمون به فنا رفت .
خدای قلب من ، میدونم سال دیگه مثل سالهای پیش نمیشه و خودت واسم برنامه چیدی ، از دو ماه پیش که استاد رو سر راهم گذاشتی فهمیدم که اینهمه سال عمو نوروز سر و صدا میکرده و من غافل بودم .
سال بعدم رو دیگه نمیزارم مفت ببرن و هیچی جاش نگیرم ، با کمک خودت و استاد مهربون و بچه های هم خونواده تا لبخند خدا رو تو زندگیم نبینم نمیزارم یه سالم رو ببرن .
چقدر خوشحالم که خداوند منو به این فایل زیبا هدایت کرد. من از پریروز که تصمیم گرفتم روی دوره عزت نفس کار کنم درهایی از نعمت رو برام باز کرده که از شدت خوشحالی اشکمو در میاره .
شروع کردم به گوش دادن جلسه اول ، جلسه اول که تموم شد معجزه زیبای خداوند برام رقم خورد . من به قصد خرید کفش رفته بودم بیرون ولی خیلی خیلی ناخواسته وارد کیف فروشی شدم و یه کیف چشممو گرفت همینطور که داشتم با صاحب مغازه که خانم خیلی محترمی بودن صحبت میکردم بهم درخواست کار داد.(من شاغلم ولی یه ماه دیگ قراردادمون تموم میشه و من گفتم دیگ نمیخام اینجا باشم و قراره خداوند هدایتم کنه به یه جای خفن من نمیدونم چ جوری اوس کریم خودش بهتر میدونه. واین خواسته هم با توجه به اطرافم در وجودم شکل گرفته بود که من دنباال کار نباشم جایی که من قراره براشون کار کنم خودشون ازم درخواست داشته باشن با شرایطی که من میخام که خدا خودش میدونه نیازی نیست من بگم براش
به قول استاد در دوره هم جهت وقتی ما به یه تضادی برمیخوریم و خواسته در وجودمون شکل میگیره خدا خودش میبینه نیازی نیس ما ده بار بگیم خدایا اینجوریه ها شرایطم نه خودش میدونه)
درستع قطعی نشد ولی تجربه کردم و خدا قراره یه کار بهتر از اون برام جور کنه این اولین معجزه بود برام تا دیشب که رفتیم خونه در خونه رو که باز کردم دیدم خواهرم به راحتی به خواستش رسیده و ایفونی که میخاست دستش بود و خوشحالیشو از برق چشاش میتونستی ببینی خیلی خوشحالم شدم اونجا بودکه خدا بهم گفت ببین چه جوری خواسته ها رو برآورده میکنم تو فقط بخواه من بهت میدم .
دیشب یه درس دیگ هم گرفتم این بود که حسادتم نسبت به موفقیت افراد خیلی خیلی کمتر شده و من چقد خوشحالم که تونستم این باورهای سیمانی رو کوچیک و کوچیک تر کنم.
سومین معجزه خداوند امروزه که اومدم سرکار و جوری سوپرایز شدم که اشکام سرازیر شدن خیلی حس قشنگی بود میتونم بگم تا حالا این حسو نداشته بودم
دَر محل کارو که باز کردم اومدم که بشینم دیدم وای خدای من خدا برام عیدی روز دخترمو گذاشته روی میز خیلی خوشحال شدم خیلی ، خدا برام از دست صاحب کارم یه مبلغ پول نقد بهم داده که با نگاه کردن بهش انرژی میگیره ادم بی نظیره قوق العادس
که همونجا هم از خدا سپاسگذاری کردم هم از دست خدا .
این معجزه های بزرگی بود که فقط با گوش دادن جلسه اول عزت نفس برام رخ داد که هنوز معجزه های کوچیک مثل درست شدن ساعتم ، شام بیرون رفتن با خانواده ، روابطم با اطرافیانم ، کادو گرفتن بقیه برام،خوراکیای خوشمزه که هرروز از دست یه نفر خدا برام میفرسته ،وووو.
و اخرین معجزه هم هدایت شدن به این فایل بود نجواهای ذهن میومد که دوره احساس لیاقت رو باید بخری نه دوره ثروت رو گوش کن نه دوره سلامتی برات خوبه ولی من میخاستم نتایج پایدار داشته باشم و به قول استاد برای همین دوره ای رو
انتخاب کردم که زودتر نتایج برام رقم بخوره و به قول استاد به خودم بگم عه شد این جواب داد اگ این نتیجه داده که من بیام زندگی خودمو بسازم.
خیلی خوشحالم که به این فایل هدایت شدم و خدا کمکم کرد بتونم این کامنت رو بنویسم میخاستم روی دوره اول عزت نفس بنویسم که چون دوره رو خواهرم خریده و من گرفتم ازش نتونستم ولی خدا همیشه بهترینا رو میخاد برام.
منم معجزات زیادی برام رقم خورد با کار کردن روی دوره عزت نفس
جزو دوره های بی نظیره عاشقشم
بااین دوره ب 3 تا از آرزوهای بزرگم رسیدم
یکیش متولد. شدن پسر قشنگم
دومیش من چادری بودم وسالها پدرم وهمسرم بهم زور میگفتن باید چادر سرت کنی و من یدفه ب شوهرم گفتم از چادر خوشم نمیات بعداز 10 سال همسرم بجای چادر برام مانتو با روسری ست خرید و پوشیدم ک اطرافیانم تعجب کردن
سومیش راه اندازی کسب وکارم بود ک من جرات نداشتم
معرفی خودم ب دیگران
و چهارمین معجزه همسرم بهم پول داد ک دوره ثروت یک رو برای خودم بخرم گف دوست دارم تو ب این دوره برسی چون منتظرش بودی
و اتفاقات کوچکتر خیلی خیلی زیادی دیدم ک داستان میشه اگه بخام بنویسم
حتی شکل روابطم عوض شده
شخصی ک دوسش نداشتم از من مدتهاست دورشده
گواهینامه ام یکسال ونیم بود منقضی شده بودم رفتم تمدیدش کردم دوروزه مثل آب خوردن 5 دقیقه توی اداره بودم و همه جا با خوشرویی با من برخورد میکنن
تمام نشانه ها داره میگه دوره عزت نفس رو با ثروت یک ترکیبی کار کن امسال و زندگیتو متحول کن و هرروز شاهد معجزات باش
فاطمه جان چقدر خوشحال شدم نقطه آبی پر برکتت رو داخل سایت دیدم چقد با کامنتت انرژی بیشتری گرفتم برای کار کردن روی دوره عزت نفس از خدا سپاسگذارم که دست نازنینشو برام فرستاد و این شب زیبا رو برام رقم زد
مرسی فاطمه جان عزیزم بابت انرژی که بهم دادی این قلب سفید از طرف من به شما دوست عزیزم فاطمه بانوی عزیز که با جملاتت قلبمو سرشار از شادی و عشق و انگیزه و شورو شوق کردی
اعتراف میکنم بزرگترین پاشنه اشیل من توجه کردن به نکات منفی است
در روابطم با فرزندانم مخصوصا با استاد کارم و با مشتریهام بیشترازهمه این 3 گزینه هستن
در رابطه با کسب وکارم همش منفی هاشو میبینم
در رابطه با همه چیز و همه کس
خدایا امروز اینقد گریه کردم
رفتم تو اتاق و در را بستم و صفحه ها پر کردم اینقد با خدا حرف زدم اینقد گریه کردم خذایا من سخت ب خودم ظلم کردم
هیچکس نمیتونه نه خدا نه عزیزانم نه دشمنانم
نمیتوانند ب من کمک کنند
من باید ب خودم کمک کنم
من میخاهم تغییر کنم
بسه دیگه مخصوصا تو کسب وکارم چقد میخام ترحم بخرم تا کی میخام قربانی باشم
تا کی میخام خودمو ب بقیه ثابت کنم
همش بقیه تاییدم کنن
من دیگر هیچکس را راضی نخواهم کرد
من دفترم را گذاشتم نشستم نکات مثبت کارم همه را نوشتم بابت همه چیزش تشکر کردم
من میخام به هدفم برسم نمیخام آدم قربانی آدم سختی کشیده باشم میخام ب همه بگم راحت ب درآمد بالا ب موفقیت درکسب وکارم رسیدم من راحت این ماشین و این خانه رو خریدم
من نمیخام بقیه دلشون ب حالم بسوزه
نمیخام قربانی فرزندانم باشم
دلیل اینه ک ترحم جلب میکردم اینهمه سال رو تازه فهمیدم
بخاطر این بود ک خانوادم داعم تو گوشم خوندن فلان عمت سختی کشیده بدبخته خیلی آدم درستیه
فلان دختر فامیلمون یتیم هست حقش خورده شده چ دختر خوبیه
خانواده زن داییم نان خوردن ندارن چقد ساده و بی شیله پیله هستن
و من خاستم ک قربانی باشم
قربانی فرزندان
قربانی مشتری ها
قربانی همسر
قربانی همه چیز
تا بقیه بگن آخی چ دختر خوبیه چقد زحمت میکشه تو کارش مشتری اذیتش میکنه
چقد بچه هاش اذیتش میکنن
بیچاره چقد همسرش قدرشو ندونسته و حتی یک مسافرت نتونسته ببرتش
در رابطه با همسرم خیلی وحشتناک بود چندسال پیش الان با دوره عزت نفس،خیلیییی بهترشدم و درخواست همه چی میکنم و خجالت رو خیلی مواقع کنار گذاشتم ولی بیشترین جایی ک احساسات من بهم میریزه
من قبل از اینکه سال 98 رو نامگذاری کنم میخوام سالی که روبه پایانه رو برا خودم سال تحول نامگذاری کنم و با تمام وجودم بگم این سال بهترین سال زندگی من بود تا الان قطعا
نه بخاطر نتایج زیبایی که از شروع آشناییم با شما در زندگیم بوجود اومد بلکه بخاطر یک جمله فقط همین جمله : من خالق زندگی خودم هستم
خیلی چیزها امسال یادگرفتم که می ارزه به همه چیزهایی که تو تمام این سالها حتی دلسوز ترین افراد زندگیم بهم گفتن . در مورد همین قانون جذب چقدر مهمه این قضیه که بدونیم مهم نیست تو چند سالگی فهمیدیم که خالق زندگی خودمونیم . بجای اینکه حسرت گذشته رو بخوریم که چرا قبلا اینجوری فکر میکردم و اون نتایج رو میگرفتم باید به خودمون بگیم از این به بعد مهمه . از همین لحظه تا ابد میخوای چجوری زندگی کنی؟ چه آدمی وارد زندگیت شه؟ چه واکنشی از اطرافیانت ببینی؟ چه توانایی هایی رو میخوای در خودت بوجود بیاری؟ چقدر ثروت مد نظرته؟ کجا زندگی کنی؟ به چه کاری علاقه مندی؟ احساست در مورد خودت و رابطت با خدای خودت چجوری باشه؟
باید مدام از خودمون سوال کنیم. نگذاریم ذهن حتی لحظه ای بیکار بمونه تا بخواد دونه دونه بمون شواهد نشون بده و حالمون بد کنه . باید بجای تجزیه و تحلیل های ذهن مدام تمرکزمون بر روحمون باشه . روحی که نامحدوده و میگه هرچی تو میخواهی میشه . خیالت راحت.
ما هنوز قدرت روح رو به قدر قدرت خدا نمیدونیم .هنوز باورهای محدود کننده ای داریم که دم از شرایط بیرونی و تصمیمات خدا میزنه. مهم نیست . تو این مدت خیلی پیشرفت داشتیم. همه مون و قطعا دیگه با انگیزه ی کامل هر روز بیشتر بسمت نامحدود ها پیش میریم .
همواره همه ی ما باید بدونیم هر حال بدی ثمره ی تاثیرگذاری ذهن بر ماست و ما میتونیم بلافاصله بسمت دیدگاه روح گرایش پیدا کنیم و حال خودمون و خوب کنیم. چون روح به ما تضمین صد در صد داده و ما دیگه فقط به روح اعتماد میکنیم.
نامحدود فکر کنید دوستان .
هرچی که بدست آوردید همیشه اول سپاسگذاری کنید و بعد بگید ازین بهتر میخوام .
تک تک ماها شایسته ی بهترین روابط و بهترین زندگی و بیشترین ثروت و سلامتی و …. هستیم .
پس هرگز قانع نشید
همیشه بدنبال بهترین ها باشید .
باورهایی که امروز میسازید از باورهای دیروز قویتر باشه .
خدارو از ته دلم شکر میکنم . که اینچنین مارو همچون خودش خلق کرده
وظیفه ی ما تا ابد بندگی خدا و خدایی زندگیمونه
سال خوبی برای شما و فرزندتون و عشق عزیزتون و همه ی بچه های این سایت پر انرژی آرزو میکنم ^_^
من یه باوری برای خودم ساختم که به نظرم خیلی زیباست و به خودم خیلی آرامش داده. دوست داشتم اون را شما هم به اشتراک بگذارم.
اون باور اینه: «من قراره همیشه در بهترین زمان و در بهترین مکان باشم.»
اگر همزمان با کار کردن روی باورهامون و حرکت به سمت خواستههامون اینطور فکر کنیم دیگه نگران دیرتر محقق شدن خواستمون نیستیم چون میگیم که حتماً این تاخیر قراره باعث بشه که من در بهترین زمان و مکان قرار بگیرم. حتی اگه به خواستهای متفاوت با خواسته اولیه خودمون برسیم میدونیم که نتیجش برای ما بهترین خواهد بود.
در واقع اینجوری دیگه نه تنها از هیچ اتفاق به ظاهر ناخوشایندی ناراحت نمیشیم که بابتش سپاسگزار هم خواهیم بود. مثلاً حتی اگه یه نفر کارمون رو تو یه اداره دیرتر راه بندازه، تو صف معطل بشیم، تو ترافیک بمونیم یا کافی نبودن اعتبار بلیط شارژی باعث بشه به مترو نرسیم و … همه اینها رو به چشم این میبینیم که تمام کائنات دست به دست هم دادن تا ما در بهترین زمان و مکان قرار بگیریم…
البته این به این معنی نیست که راه غیرهموار بهتر از مسیر هموار تو زندگیه. منظورم اینه که اینجوری حتی چیزهایی که تو ذهنمون چالش محسوب میشن برامون شیرین میشن. این طرز نگاه ما به شرایط هست که تفاوتها رو ایجاد میکنه.
سلام مجدد به استاد عزیز و دل پاک و مهربانم و خانم شایسته ی مهربان و همه ی دوستان،
هدایت خدای مهربان من همیشه شامل حالم هست و امروز پس از مدت ها که من سراغ فایل های رایگان نیومده بودم و دنبال یک فایل به خصوص از استاد بودم تو فایل های دانلودی هدایت شدم به این فایل ،
یادمه این فایل رو دیده بودم و خیلی تاثیر عمیقی رو گذاشته بود،
بعد وقتی کامنت منتخب این صفحه رو خوندم خیلی برام آشنا اومد یه حسی بهم گفت این دیدگاه توعه،
رفتم رو دیدگاه های من در این صفحه دیدم آره استاد عزیزم بخشی از درک من رو از این فایل به عنوان متن انتخابی این قسمت گذاشته بودن،
یادمه اون روزی که دقیقا فروردین سال گذشته بود،من این فایل رو دیدم حس خالق بودن رو تو وجود استاد درک کردم و فهمیدم که استاد عمیقأ به این باوره که خودش خالق زندگیشه،
و چقدر خوشحالم که تو این لحظه درکم نسبت به این موضوع خیلی بیشتر شده،
میخوام دوباره بنوسیم برای این فایل با درک الآنم و نتایجی که توی همین یکسال اخیر گرفتم که تمام مسائلی که داشتم توی سال گذشته حل شدن و خیلی بیشتر از چیزهایی که میخواستم رسیدم،
به امید الله:
به هر چی که بیشتر تو زندگیت توجه کنی از اصل و اساس اون چیز بیشترو بیشتر وارد زندگیت میکنی
باااااااور کنیم که خودمون به صورت صد در صد خالق زندگیمون هستیم
استاد اون موقع ها خیلی تلاش میکرده زحمت میکشیده آدم خلاقی هم بوده و تلاشش رو میکرده برای بهبود کسب و کار برای بهبود روند زندگی اما چرا هیچ وقت نتونسه بود عید ها وضعیت مالی خوبی داشته باشه و دست پر بره خونه عموشون؟! چرا؟!
چون توی یک مداری بوده که این نتیجه رو رقم میزده و مدار هر فرد بستگی به باور های داره و اصلا اون موقع استاد از این موضوع خبر نداشته نه تنها استاد بلکه هممون اینطوری بودیم،
همه ی ایده ها با توجه به مداری که توش بودن در جهت تلاش فیزیکی بیشتر یا خلاقانه تر بوده اما وقتی باورهای در مورد پول اشتباه باشه!صبح تا شبم بدو،وقتی پس ذهنت اینه که مردم پول ندارن،پول منو از خدا دور میکنه ،اگر پولدار بشم آدم مغروری میشم،پول ساختن خیلی کار سخت و پیچیده و طاقت فرساییه،اپنایی که پولدارن حتما با کار نادرست به این پولا رسیدن،پول در جهان محدوده و و و باورهایی که دوره روانشناسی ثروت 1 استاد گفتن،خب دقیقا مثل آب در هاونگ کوبیدنه برای هممون،
حالا چرا اینارو اصلا نوشتم،چون ما موجودات فرکانسی هستیم،هر کدوم از ما داریم با افکارمون شرایط یک لحظه بعد یک روز بعد یک سال بعد خودمونو رقم میزنیم،
الان خیلی با باور قوی تری میتونم اینو بنویسم که خودمونیم که داریم با افکار خودمون با فرکانس خودمون با احساس خودمون اتفاقات رو خلق میکنیم،
خب استاد اومدن جلووووو تا بالاخره به این نتیجه رسیدن که نتایج مالیشونو باورها دارن رقم میزنن و تا وقتی باورها تغییر نکنن مهم نیست که چقدر داری زحمت میکشی چقدر داری کار میکنی
آره وقتی خودمم وقتی به تغییر شرایط مالی خودم در 5 سال پیش فکر کردم دیدم اون پیشرفت مالی و خلق چندتا چیز خیلی خوب تو زندگیم به خاطر افکارم بود به خاطر تغییر کوچکی بود ما در باورهای مالیم یا خوندن کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید استارتش خورد و بعد آروم آروم شرایط تغییر کرد مدارم تغییر کرد شنیده هام تغییر کرد و اینقدر ادامه دادم با خوندن کتاب و گوش دادن پادکست ها که آروم آروم جنس درخواست های من تغییر کرد و خیلی کنجکاو شدم که خداوند رو بهتر بشناسم و خداوند منو هدایت کرد به استاد عزیزم تا خودشو به من بشناسونه،
و من فکر میکردم اون موفقیت ها اون ماشین اون ارتباطاتی که وارد زندگیم شده به خاطر تلاش خودم بوده ،زهی خیال باطل به خاطر الله بوده به خاطر افکارم بوده به خاطر تجسم بوده به خاطر توحید بوده به خاطر تغییر در نگاه و باورهام بوده،
این اتفاق هم برای استاد افتاده وقتی نگاه استاد به پول عوض شد وقتی نگاه استاد به خداوند عوض شد و قوانین رو درک کردن و شروع کردن به کار کردن روی خودشون شرایطی اتفاق افتاد که همه ی اون سالها جبران شد و همه چیز تغییر کرد،
چطوری؟ با کار کردن روی باورهای ثروت آفرین،با توجه کردن به نعمت ها و فراوانی ها ،با توجه کردن به الگوهای موفق،با تجسم زندگی مورد دلخواه آینده،با قدرت دادن فقط و فقط به این خداوند توی ذهنت برای رسیدن به خواسته ها که نتیجش احساس خوبه،احساس رهایی،احساس ایمانه احساس توکله،
حالا الان استاد کجاست بعد از ادامه دادن کار کردن روی باور ها؟! آمریکا،که دلش هم برا همون عموویی که سالها نمیتونست یه کیلو گوشت بخره ببره خونشون تنگ شده،عمو تو ایران تو روستا،استاد تو فلوریدای آمریکا،چطوری؟! با کار کردن روی افکار و باور ها و کنترل ذهن،
استاد خیلی دوست داره در مورد این موضوع که چطور اون همه سال با تلاش زیاد و استفاده از ایده ها و راهکار ها و هر کاری که ما فکرشو میتونیم بکنیم و نمیتونیم بکنیم رو استاد با خلاقیت انجام میداده و استاد فکر میکرده (نه فقط استاد بلکه هممون) با تلاش بیشتر با خلاقیت بیشتر میتونه تحولی در وضعیت مالیش ایجاد کنه و سال بعد با دست پر بره خونه عموشون،
اما همه ی این کارها جواب نداد تا استاد اومدن به صورت بنیادین باورهارو نگاه کردن،
یعنی استاد به یک خودشناسی رسیده که در مورد پول در مورد آدم های ثروتمند یه سری باورهای ایراد دار دارن
در مورد پول در مورد معنویت نگاه استاد و خیلی از ماها جوری بوده که نمیتونه معنویت رو پول و ثروت یک جا جمع کنه،معنویت رو با فقر و تنگدستی یک جا میدونه،
باید بپذیریم که همه ی ما بدون شک این تو ذهنمون هست چون توی یک جامعه بزرگ شدیم فیلم و سریال های یک اوریون رو دیدیم و حرفهای مردم همین جامعه رو شنیدیم 99/9 درصدآدمها همین ذهنیت رو به خاطر گذشتگانشون دارن،
و یه عالمه باور غلط که تو دوره روانشناسی استاد توضیح دادن،
اینا باعث شدن که استاد با کار بسیار بسیار کمتر به همه ی این چیزایی که الانتو زندگیمون دارن برسن،
باعث شده که کنه علی هم آروم آروم با تلاش فیزیکی کمتر نتایج بزرگترین از قبل بگیرم ،کاره که همون کاره فعالیت که همون فعالیته ،چطوریه که الان ورودی مالی بیشتر شده راحت تر شده لذت بخش تر شده؟
،
بچه ها تموم این چیزایی که من دارم مینویسم استاد داره میگه از دروازه ی باور کردن این موضوع که تمام اتفاقات زندگی ما توسط افکارمون داره رقم میخوره میگذره ها،
من دارم با این درک گوش میکنم و مینویسم ،
،
و بعد استاد با درک بیشتر همین قانونو با برخورد به پاشنه آشیل های ذهنی اومدن به صورت تخصصی هر سال روی یک حوضه کار کردن ،
مثلا دوره ی عزت نفس برای تغییر شخصیت در رفتار و خداشناسی و به صلح رسیدن با خود بوده که استاد رو اون باورها رو اون ذهنیتها رو اون تمرینهاکار کرده و شده این چیزی که ما الان داریم میبینم که هر کجا که میره افراد عاشقش میشن بهش کمک میکنن استاد میتونه به راحتی اون وجه مثبت آدم ها و برانگیخته کنه ،
و خود من هم به خاطر مقاومت های کمترین در اینموضوع الان همچین نتیجه ای مثل استاد تو دسته که البته انتهایی نداره و هرروز دارم تو بحث روابط بهتر و بهتر میشم ،
و این نتیجه توی این حوضه خیلی باور منو تقویت کرده که پس میشود از همین قانون تو بحث ثروت و موارد دیگه استفاده کردو از نتیجش لذت برد،
برای استاد هم همین اتفاق افتاده ،استاد اومده از این قانون اول تو بحث روابط استفاده کرده،
چطوری؟ با تغییر دیدگاهش نسبت به خودش به آدم ها،با تمرکز کردن روی نکات مثبت آدم ها و تایید و تحسین کردنشون،
در یک کلام تغییر باور ها و تغییر کانون توجهشون در این حوضه ،
ای نتایج رو گرفتن،
و بعد وقتی به شرایط سخت مالی و بدهکاری خوردن دیگه واقعا میخواستن که از لحاظ مالی پیشرفت کنن،و خب استاد اون موقع قانون رومیدونسته که باورهای بنیادین هستن که دارن اتفاقات پایدار رو رقم میزنن کانون توجه ما هست که داره اتفاقا رو رقم میزنه،
و با استفاده از همین قانون،هدایت شده به باورهای مالی به ترمز های ذهنی برای کسب ثروت
و وقتی کانون توجهات تغییر میکنه افکارت تغییر میکنه باورهای تغییر میکنه لاااااجرم ثروت وارد زندگیت میشه و نمیتونه جور دیگه ای باشه ،
هداااایت میشی به اعمال با آدم ها به شرایطی که اون چیزایی که داری بیشتر بهش توجه میکنی وارد زندگیت بشه،و این طبیعت و قانون جهان هستیم و نمیتونه جور دیگه ای باشه،
،
استاد به هر آنچه که تو دفتر اهدافش نوشته بودهتو دریم بردش گذاشته بوده به خاطر توجه کردن بهشون و تجسم کردنش و دیدن خودتو اون شرایط رویای ،به بیشتر از آنچه که میخواسته رسیده،
و توی روانشناسی ثروت 3 استاد اومده در مورد کسبوکار در مورد بیزینس گفته که چطور با تغییر چه باور های از اون جای که با اون همه کارمند داشته کاراشو پیش میبورده رسیده به جایی که فقط با دوتا کارمند که تازه اونها تو ایرانن تو خونه خودشون و فرسنگ ها از استاد دورن دارن این کسبو کار به این عظمت رو پیش میبرن،
یعنی بعد از اینکه شما میپذیری که خودت خالق زندگیت هستی خودتی که داری با افکارت با ورودی هات با باورهات داری اتفاقات رو برای خودت رقم میزنی میتونی با استفاده از هر دوره ای تو موضوع مورد دلخواهت بیای و نتایج رو به نفع خودت تغییر بدی،
برای من به شخصه بااستفاده از دوره ی 12 قدم و تمرین ستاره قطبی آروم آروم به این باور رسیدم که خودمم که دارم اتفاقا رو رقم میزنم که البته هر روز دارم روش کار میکنم و اگر رهاش کنم خیلی زود فراموش میشه خیلی که میگم خیلییییی خیلی زود فراموش میشه و ما خیلی زود درگیر حواشی میشیم درگیر فرع میشیم درگیر چطورها میشیم،درگیر فعالیت های سختو طاقت فرسای فیزیکی میشیم،
من امروز تو یک موقعیتی بودم خیلی احساسم داشت بدمیشد فهمیدم که باورهام اینجا ایراد داره ولی الان نمیتونم که یه هو درستش کنم،حداقل کاری که از دستم بر میومد زدم از اونجا بیرون و سعی کردم ذهنمو از روی اون موضوع بردارم تا به احساس بهتری برسم و رفتم پیش دوستان تا اون موضوع یادم رفت،
اما فهمیدم که توی اون موضوع توی اون مکان که احساسم بد شده باورها و ذهنیت اشتباهی دارم،
و باید بیام باورهای مناسبش رو ایجاد کنم که وقتی دوباره رفتم توی اون فضا و مکان احساسم بد نشه و به صبر و استقامت من کمک کنه تا نتیجه هم بیاد چون مربوط به کارمه،
در مورد سلامتی هم که استاد گفتن من یک مسئله و یک آسیب خیلی جدی تو جسمم داشتم که همین سال گذشته بعد از پرداخت بدهیم و ذهنم درگیرش بود با تغییر باور هام رفتم سراغ حل این مسئله که سالها با خودم یدک میکشیدمش که به لطف خدا خیلی بهتر شدم ولی هنوز کار داره،و من قانع نیستم به اینکه خب یه ذره خوب شده،نه،خدای من در خداییه که وقتی اراده کنه و بگه موجود شو موجود میشه،اگر کاری درست انجام نمیشه به خاطر ذهن کنه و نه اون،و انشاالله سال آینده بنویسم در مورد اینکه کااااملا حل شده انشاالله ،ولی تو بقیه جنبه ها ای سلامتی خدارو شکر بهترم که البته دوست دارم از دوره ی قانون سلامتی هم استفاده کنمتاانرژی جسمانی بالا و سلامتی بیشتری رو تجربه کنم که تو هدف هام هست،
تو بحث روابط عاطفی هنوز عزیز دلی تو زندگیم نیست که بخوام نتیجشو بگم اما باور دارم که تو مدار متفاوتی از قبل هستم و باور دارم رابطه ای که قراره وارد زندگیم بشه با توجه به درخواست هام و کانون توجهم خیلییییی متفاوت تر از قبل خواهد بود و دوست دارم خیلی نزدیک باشه به رابطه ی عاشقانه مثل استاد انشاالله ،
،
آقا همه ی ما به یک اندازه دسترسی داریم به خداوند ما فقط راه هاروبلد نیستیم
ما خیلی هامون مثل فردی هستیم که تو بیابون گم شده و سر گردون و
حیرونه و نه راهنمایی داره نه قطب نمایی داره نه هادیه راهی داره و همینطور داره دور خودش میچرخه
وگرنه اگر راهو بلد باشیم خیلی زود اون سختی ها و اون اتفاقات تو مسیر تبدیل میشن به خاطرات قشنگمون
،
تمووووووووم تلاش استاد تو همه ی فایل ها اینه که به بقیه بگه آقا ما به عنوان خالقلت زندگی خودمون داریم در هر لحظه با افکارمون زندگی خودمون رو خلق میکنیم ،که خیلییی هامون هنوز اینو باور نکردیم و. فقط به عنوان یه حرف قشنگ و حال خوب کن بهش گوش میدیم،
قبلنم تو کامنت قبلی گفتم الآنم میگم من از جنس صحبت و کلام و فرکانس استاد تو این فایل فهمیدم که استاد خیلییییییییی این یه موردو که خیلی هامون هنوز باور نکردیم استاد باور کرده ،همین یه جمله رو اگر درک کنیم خیلی از مسائل حل میشه خیلی جدی تر رو خودمون کار میکنیم خیلی جدی تر حواسمون به کانون توجهمون هست به ورودی های ذهنمون،به حرف هایی که میشنویم به آدمهایی که باهاشون در ارتباط هستیم ،خیلی جدی تر رو خودمون کار میکنیم،اگر میخوام زندگی خوبی رو تجربه کنیم،اجبار نیست،
آقا من دارم با افکارم با باورهای با ذهنیتم اتفاقات بیرونی خودمو رقم میزنم هیچ عامل دیگه ای هیچ عامل دیگه ای مطلقا دخیل نیست تو خلق و تجربه اتفاقات زندگیمون(توحید)
و اگر من یاد بگیرم چطور فکر کنم،نحوه ی فکر کردن مو نحوه ی نگاه کردن به دنیای اطرافمو،اجر بتونم تغییر بدم،نتایج من بدوووووون شک تغییر میکنن
فقط کافیه من بتونم باورهای مناسبی ایجاد کنم و ادامه بدم و متعهد باشم
( این جهان کوه است و فعل ما ندا)
این جهان داره واکنش نشون میده،این جهان مثل یک آینست که هرچی که تو باشی بهت نشون میده
و چیزی غیر از تو نشون نمیده،دنیای اطراف تو رابطت با همسرت با دوستات تو مسائل مالی سلامتی معنوی هرچی که هست اون بازتاب درون توعه،
هممون اینو تجربه کردیم که از هموووون روز و لحظه ای که میایم شکل فکر کردنمون رو در مورد موارد مختلف تغییر میدیم از همون لحظه نتایج شروع میکنن به تغییر کردن نشونه هاشو میبینیم
آخخخخخ تمرین ستاره قطبی فوق العادست باعث شد من آروم آروم بااااور کنم که خودم خالق زندگیم هستم خودمم که دارم اتفاقا رو رقم میزنم خداااای من تو چه جهانی زندگی میکنم این چه آزادی آیه این چه قوانینیه این آخر عدل الهیه،
اما کنترل ذهن کاریه که وااااقعا تمرین میخواد و سخته که تو شروع کار بتونی تو موارد مختلف. ذهنت کنترل کنی،سخته که وقتی بدهکاری بتونی ذهنتو کنترل کنی و به وقتی فکر کنی که بدهید پرداخت شده،سخته که بتونی وقتی پول خرج میکنی احساس خوبی داشته باشی،سخته که وقتی پول حسابت داره کم میشه چوری ذهنیتتو کنترل کنی و جهتش بدی به سمت فراوانی که احساست بهتر بشه آره اینا سخته به شخصه برای من ،سخته که بتونی ذهنتو کنترل کنی که همه ی آدم ها خوبن همه جا آمنه همه چی خوبه آره سخته اما با تمرین شدنیه با اومدن نشونه ها و نتیجه گرفتن های کوچولو کوچولو آروم آروم کار راحت تر میشه و افسار این دهنو میگیری به دست،
افراد خیلی راحت به اتفاقات اطرافشون واکنش نشون میدن و همینی واکنش نشون دادنه باعث میشه که بیشترو بیشتر تو زندگشون اتفاق بیفته در صورتی که این اتفاقات به خاطر افکار خودته که داره رخ میده و کسی که از قانون آگاهی داره نباید واکنش نشون بده و باید استپ کنه و یه نگاه به درون خودش بندازه و ببینه چه باوری چه افکاری داره که داره این اتفاق رو این نتیجه رو رقم میزنه؟ و بیاداونو درستش کنه تا آروم آروم نتیجه تغییر کنه،
چیزی که به صورت کااااااملا واضح برای خودم تو روابط رقم خورده که خیلییییی نگاه بهتری به آدمها دارم و این باعث شده که هر کجا که میرم افراد عاشقم میشن دوستم دارن با هرکسی در حد یک سلام و علیک هم که رابطه شکل میگیره اون حس دوستی و عشق بینمون جریان پیدا میکنه،
جنس مشتری ها تغییر کرده،افراد بهتر دست به نقد تر ثروتمند تر،
چرا؟ چون نگاه هم تغییر کرده جنس درخواست های من تغییر کرده کانون توجهم تغییر کرده و به هیچ عنوان الا بختکی نیست به هیچ عنوان شانسی نیست و رابطه ی مستقیمی داره با کار کردن روی افکار و باورهام،رابطه ی مستقیمی داره با کنترل ورودی هام با کانون توجهم،
استاد خیلی نمونه ی خوبیه تو زمینه متحول شدن نه فقط تو زمینه ی مالی بلکه تو همه ی زمینه ها
،
الان تو این لحظه پاشنه آشیلم بحث مالیه،
و یک سری نقاط ضعف شخصیتی ،هر هر چی دارم میرم جلوتر بیشتر دارم خودمو میشناسم و سعی میکنم کوچولو کوچولو بهترشون کنم،
اما واقعا دوست دارم رو باورهای مالیم کار کنم ،دیگه هستم از ترس از بی پولی کمبود ترس از نداشتن درآمد،ترس از نتونستن پرداخت هزینه ها،
تر از از دست دادن پول،
به لطف الله خیلییییییییی بهتر شدم توی این سه ساله ،اما میفهمم که هنوز ترس دارم هنوز مقاومت دارم ،و این یعنی اینکه خیلییییی باید روش کار کنم،
تو بحث سلامت جسمی پاشنه آشیل دارم ،
تو بحث روابط پاشنه آشیلم فعلا شده بابام،(بنده خدا :)
اما امسال تخصصی میخوام رو ثروت کار کنم،
چون وقتی حل بشه خیلییی از موارد دیگه خود به خود حل میشن،واقعا که باید ثروتمندی رو یه امر جدایی ناپذیر از خداوند بدونم چون همهههه چی واقعا بر میگرده به همین ثروت و عزت نفس،
که خیلیییی حل کننده ی مسائله
و خدارو شکر که در حال کار کردن روی دوره ی ثروت 1 هستم مدت 9 ماه،نتایج ملموس بوده ولی هنوز بزرگ نشده و باید ادامه بدم نباید تا امید بشم نباید کم بیارم،
بیایم تعهد بدیم به خودمون یه سری باورها و بنویسیم و هر روز روشن کار کنیم و تایید کنیم نشانه های خداوند رو و سپاسگذار باشیم و ببینیم که خالق زندگیمون هستیم و ببینیم که تغییر افکار تو زندگیمون داره نتیجه ایجاد میکنه اینو درکش کنیم،و اجازه بدیم این اتفاقات باعث ایجاد باور بشه باعث ایجاد ایمان بشه تو وجودمون،
استاد اینو باور کرده که تمااااام اتفاقات زندگیشو داره خودش را میزنه چون کار کرده رو خودش تمرین کرده باور کرده،برای همینه که تو زندگیش از کسی نمیترسه به کسی باج نمیده،نجران نیست کسی چمشش بزنه،چرا؟ چون دیگه قانون برای استاد دیگه از ثابت گذشته است،استاد با افکارش با باورهای چیزایی رو تو زندگیش رقم زده که بقیه نمیتونن توی رویاهاشون بهش فکر کنن،مثل خلق همین سایت با این کیفیت و بهره وری،ایجادش کردن خلقش کردن توی زندگیشون،
،
نسبت به سری قبل خیلی اماده تر بودم برای شنیدن این حرف ها،و با بند بند وجودم درک کردم و نوشتم
نیاز داشتم که بنویسم،به یاد آوردم دوباره و انگار دوباره چرخ هام افتادن رو ریل و این کار باید کار همیشگیم باشه،
،
استاددد تمومممم این فایل یه طرف،اون قسمت آخر که میگید عاشق اون لحظه ای ام که سر به سجده میگذارید و اشک میریزد و میگید خدااای من چرا من تا به حال تورو باور نکرده بودم ،
واااای خدای من قدرت درک این جمله و تجربشو بهم بده هر روز بیشترو بیشتر
خدارو صد هزار مرتبه شکر که خدای مهربان منو هدایت کرد به سمت خودش خدارو شکر،
من مثل همیشه به بهترینها هدایت شدم و امشب به این کامنت فوق العاده و پر از آگاهی
بخشهایی از کامنت شما رو برای خودم مینویسم تا برای هممون یاد آوری بشه :)
ما به عنوان خالق زندگی خودمون داریم در هر لحظه با افکارمون زندگی خودمون رو خلق میکنیم
من دارم با افکارم با باورهام با ذهنیتم اتفاقات بیرونی خودمو رقم میزنم،هیچ عامل دیگه ای هیچ عامل دیگه ای مطلقا دخیل نیست تو خلق و تجربه اتفاقات زندگیمون(توحید)
و اگر من یاد بگیرم چطور فکر کنم،نحوه ی فکر کردنمو نحوه ی نگاه کردن به دنیای اطرافمو،اگر بتونم تغییر بدم،نتایج من بدوووووون شک تغییر میکنن
فقط کافیه من بتونم باورهای مناسبی ایجاد کنم و ادامه بدم و متعهد باشم
این جهان کوه است و فعل ما ندا
این جهان داره واکنش نشون میده،این جهان مثل یک آینست که هرچی که تو باشی بهت نشون میده
هممون اینو تجربه کردیم که از هموووون روز و لحظه ای که میایم شکل فکر کردنمون رو در مورد موارد مختلف تغییر میدیم از همون لحظه نتایج شروع میکنن به تغییر کردن نشونه هاشو میبینیم
افراد خیلی راحت به اتفاقات اطرافشون واکنش نشون میدن و همینی واکنش نشون دادنه باعث میشه که بیشترو بیشتر تو زندگشون اتفاق بیفته در صورتی که این اتفاقات به خاطر افکار خودته که داره رخ میده و کسی که از قانون آگاهی داره نباید واکنش نشون بده و باید استپ کنه و یه نگاه به درون خودش بندازه و ببینه چه باوری چه افکاری داره که داره این اتفاق رو این نتیجه رو رقم میزنه؟و بیاداونو درستش کنه تا آروم آروم نتیجه تغییر کنه
خدایا شکرت برای آگاهی
تحسینتون میکنم برای آگاهیتون
برای درکتون از قوانین
تحسینتون میکنم برای تمام نتایجتون
برای باور کردن اینکه من خالق زندگیم هستم
شکر وجودتون دوست خوبم ،ازتون سپاسگزارم :)
ممنونم که با نوشتن باعث میشید آگاهی جریان پیدا کنه
با تمام وجود براتون طلب آرامش و ثروت میکنم.به عنوان خواهر کوچکترتون یکی از قوانین خداوند و آموزه های استاد رو یادآوری میکنم و این هست که خداوند میفرمایند غم و ناراحتی خودت رو حتی برای من هم بیان نکن.فقط سعی کنید احساستون رو خوب کنید
برادر خوبم مطمئن باش همه این روزهای سخت تمام میشود چون خداوند گفته بعد از هر سختی آسانی می باشد، فقط کافی باورش کنیم، ایمان بیاریم و عمل کنیم و اون وقت نتایج فوق العاده را خواهیم دید
همینطور که فرمودید من امروز خدا را باور کردم که به آینده امیدوارم و در تلاشم که سال جدید مشکلاتم را کاملا رفع کنم
ومتاسفانه من بدون اینکه از کسی کمک بگیرم ولی بسیار زیاد روی دیگران حساب باز میکردم و همین امر باعث شده که در طول این چند سال به عقب برگردم و پیشرفت چشمگیری در کارم نباشد
همین دیروز بود که فایلتون رو دیدم و کامنت گذاشتم و هدف اصلی امسالم رو برای خودم تعیین و نامگذاری کردم٫ به خودم گفتم برای رفتن به امریکا و مخارج کلیش، واسه پیدا کردن استادهایی که بهم فول فاند بدن ، دانشگاههایی که به من پذیرش دلخواهم رو بدن باید فقط و فقط به خدا توکل کنم و روی باور فراوانیم کار کنم٫ یعنی از به ظاهر کوچیکترین مواردی که اونا هم دست من نیست تا بزرگترین و سخترین رو بسپرم به خدا و ازش بخوام خودش کارام رو به راحتی انجام بده ٫ اینو مینویسم چون شما گفتین نتایج مثبتمون رو بنویسیم، چون اگه کسی خوند ایمانش محکم تر بشه، چون و از همه مهمتر واسه خودم می نویسم تا از خودم رد پایی بذارم که بعدها از خوندش ذوق کنم، که یادم نره به قول استاد وقتی متعهد میشی از همون روز با حتی کوچترین موارد نشونه هاش رو میبینی٫
امروز برای کاری که داشتم باید با مترو میرفتم٫ از خونه که هنوز راه نیفتادم به خدا گفتم خدایا یه کاری کن مترو واسه من از اول تا آخر مسیر برگشت به خونه جا برای نشستن داشته باشه٫ جالب بود که حتی مسیرهایی که مجبور به عوض کردن خط میشدم هم برای من جا واسه نشستن داشت٫ موقعی که نزدیک خونه شدم هم یادم افتاد از ذوق این قضیه فراموش کردم شامپوی مخصوص موهام رو بگیرم٫ و تو فکر این بودم که نزدیک ترین داروخونه به ما فقط ظاهرا داروخونست و هیچ وقت چیزی که ما میخوایم رو نداشته٫ تو دلم گفتم چرا واقعا دارم از قبل واسه داروخونه این فرکانس رو میفرستم که چیزی رو که من میخوام نداره؟؟ بعد دوباره تو دلم به خدا گفتم خدا جون مرسی الان شامپوی منو داره خودت درستش کن و یه چشمک برای خدا فرستادم که حله رفیق برو دارمت٫ رفتن به داروخونه با من داشتن این شامپو با تو٫ هیچی دیگه طبق معمول این رفیق ما تو شگفت زده کردن استادانه رفتار کرد و در کمال ناباوری داروخونه ی نزدیک خونمون اون شامپو رو داشت٫ خییییییلی عجیب بود ولی عجیب تر اینه که چقدر خداوند دوست داره ما باور کنیم که اون از پس تمام کارای ما بر میاد٫
مثال شامپو و مترو شاید به شخصه واسه من جالب و عجیب باشه ولی میدونم توی زندگی تمام ماها از این اتفاقای عجیب زیاد میفته٫ بله اگه ایمان به خدارو قاطیه احساس خوب کنیم به همه چیز میرسیم٫
ایشالا امسال با دوستم پذیرشمون رو بگیرم و ویزامون بیاد و بیام توی این سایت بی همتا با کامنتم فریااااااد بزنم که استاد ممنونم یکی دیگه از بزرگترین خواسته هامم براورده شد و میرم واسه هدف بعدی٫ ایشالا همه فقط از ذوق رسیدن به خواسته هاتون بنویسید٫ دوستون دارم و خوشحالم اینجا هستم تو این مدار و خانواده و الگویی به این خوبی دارم٫
چه آرومه صدای پای عمر
نکنه دزد زندگی ماست که به پاهاش نمک بسته ،
که انقدر بی صدا میاد و میره و فقط صدای ساز و دهل عمو نوروزه که بهمون سالی یه بار رد شدنش رو خبر میده .
چقدر صبوریم ما که عزیزترین و بهترین چیزمون رو میبرن اونوقت ما خوشحالی میکنیم و به هم تبریک میگیم .
ولی یه چیزی جور در نمیاد ، حالا ما حواسمون نیست مگه میشه خدا بزاره با ارزشترین و غیر قابل برگشت ترین چیز زندگی ما رو انقدر راحت ببرن و آب از آب تکون نخوره .
خیلی که فکر میکنم همچین مجانی هم نمیبرن عمرمون رو و خدا با عدالتی که داره به هر کس با در ازای عمری که ازش کم میشه بهترین چیزی که دوست داره میده .
یکی عاشق پوله و خدا پول رو پولش میزاره ، یکی دنبال علمه یه مدرکی ، یه سال ارتقاء تحصیلی بهش میده ،
یکی عاشقه و دنبال رسیدن و خدا میرسونه به عشقش و …..
پس عدالت خدا نقصی نداره ، خودموت تعیین میکنیم که در ازای یه سالی که ازمون میگیرن چی میخام .
دنبال هر چی باشیم به اندازه یه سال زحمت از همون بهمون میدن ،
خودمون جنس خواسته هامون رو مشخص میکنیم و بس .
وای به اون روز که تکلیف خودمون رو ندونیم و به هر چی یه ناخونک بزنیم و آخر سال ببینیم به هیچی نرسیدیم و یه سالمون به فنا رفت .
خدای قلب من ، میدونم سال دیگه مثل سالهای پیش نمیشه و خودت واسم برنامه چیدی ، از دو ماه پیش که استاد رو سر راهم گذاشتی فهمیدم که اینهمه سال عمو نوروز سر و صدا میکرده و من غافل بودم .
سال بعدم رو دیگه نمیزارم مفت ببرن و هیچی جاش نگیرم ، با کمک خودت و استاد مهربون و بچه های هم خونواده تا لبخند خدا رو تو زندگیم نبینم نمیزارم یه سالم رو ببرن .
مرسی استاد عباس منش که هستی
مرسی دوستان دوست داشتنی
و مرسی خدااااااااا
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته عزیز
و سلام به تمامی دوستان نازنین
چقدر خوشحالم که خداوند منو به این فایل زیبا هدایت کرد. من از پریروز که تصمیم گرفتم روی دوره عزت نفس کار کنم درهایی از نعمت رو برام باز کرده که از شدت خوشحالی اشکمو در میاره .
شروع کردم به گوش دادن جلسه اول ، جلسه اول که تموم شد معجزه زیبای خداوند برام رقم خورد . من به قصد خرید کفش رفته بودم بیرون ولی خیلی خیلی ناخواسته وارد کیف فروشی شدم و یه کیف چشممو گرفت همینطور که داشتم با صاحب مغازه که خانم خیلی محترمی بودن صحبت میکردم بهم درخواست کار داد.(من شاغلم ولی یه ماه دیگ قراردادمون تموم میشه و من گفتم دیگ نمیخام اینجا باشم و قراره خداوند هدایتم کنه به یه جای خفن من نمیدونم چ جوری اوس کریم خودش بهتر میدونه. واین خواسته هم با توجه به اطرافم در وجودم شکل گرفته بود که من دنباال کار نباشم جایی که من قراره براشون کار کنم خودشون ازم درخواست داشته باشن با شرایطی که من میخام که خدا خودش میدونه نیازی نیست من بگم براش
به قول استاد در دوره هم جهت وقتی ما به یه تضادی برمیخوریم و خواسته در وجودمون شکل میگیره خدا خودش میبینه نیازی نیس ما ده بار بگیم خدایا اینجوریه ها شرایطم نه خودش میدونه)
درستع قطعی نشد ولی تجربه کردم و خدا قراره یه کار بهتر از اون برام جور کنه این اولین معجزه بود برام تا دیشب که رفتیم خونه در خونه رو که باز کردم دیدم خواهرم به راحتی به خواستش رسیده و ایفونی که میخاست دستش بود و خوشحالیشو از برق چشاش میتونستی ببینی خیلی خوشحالم شدم اونجا بودکه خدا بهم گفت ببین چه جوری خواسته ها رو برآورده میکنم تو فقط بخواه من بهت میدم .
دیشب یه درس دیگ هم گرفتم این بود که حسادتم نسبت به موفقیت افراد خیلی خیلی کمتر شده و من چقد خوشحالم که تونستم این باورهای سیمانی رو کوچیک و کوچیک تر کنم.
سومین معجزه خداوند امروزه که اومدم سرکار و جوری سوپرایز شدم که اشکام سرازیر شدن خیلی حس قشنگی بود میتونم بگم تا حالا این حسو نداشته بودم
دَر محل کارو که باز کردم اومدم که بشینم دیدم وای خدای من خدا برام عیدی روز دخترمو گذاشته روی میز خیلی خوشحال شدم خیلی ، خدا برام از دست صاحب کارم یه مبلغ پول نقد بهم داده که با نگاه کردن بهش انرژی میگیره ادم بی نظیره قوق العادس
که همونجا هم از خدا سپاسگذاری کردم هم از دست خدا .
این معجزه های بزرگی بود که فقط با گوش دادن جلسه اول عزت نفس برام رخ داد که هنوز معجزه های کوچیک مثل درست شدن ساعتم ، شام بیرون رفتن با خانواده ، روابطم با اطرافیانم ، کادو گرفتن بقیه برام،خوراکیای خوشمزه که هرروز از دست یه نفر خدا برام میفرسته ،وووو.
و اخرین معجزه هم هدایت شدن به این فایل بود نجواهای ذهن میومد که دوره احساس لیاقت رو باید بخری نه دوره ثروت رو گوش کن نه دوره سلامتی برات خوبه ولی من میخاستم نتایج پایدار داشته باشم و به قول استاد برای همین دوره ای رو
انتخاب کردم که زودتر نتایج برام رقم بخوره و به قول استاد به خودم بگم عه شد این جواب داد اگ این نتیجه داده که من بیام زندگی خودمو بسازم.
خیلی خوشحالم که به این فایل هدایت شدم و خدا کمکم کرد بتونم این کامنت رو بنویسم میخاستم روی دوره اول عزت نفس بنویسم که چون دوره رو خواهرم خریده و من گرفتم ازش نتونستم ولی خدا همیشه بهترینا رو میخاد برام.
سلام زهرا جان
لذت بردم از خوندن تک تک جملات کامنتت
انگار داشتی برام میگفتی ومن فقط حرفهات رو میشنیدم
اره منم حرفاتو تایید میکنم
منم معجزات زیادی برام رقم خورد با کار کردن روی دوره عزت نفس
جزو دوره های بی نظیره عاشقشم
بااین دوره ب 3 تا از آرزوهای بزرگم رسیدم
یکیش متولد. شدن پسر قشنگم
دومیش من چادری بودم وسالها پدرم وهمسرم بهم زور میگفتن باید چادر سرت کنی و من یدفه ب شوهرم گفتم از چادر خوشم نمیات بعداز 10 سال همسرم بجای چادر برام مانتو با روسری ست خرید و پوشیدم ک اطرافیانم تعجب کردن
سومیش راه اندازی کسب وکارم بود ک من جرات نداشتم
معرفی خودم ب دیگران
و چهارمین معجزه همسرم بهم پول داد ک دوره ثروت یک رو برای خودم بخرم گف دوست دارم تو ب این دوره برسی چون منتظرش بودی
و اتفاقات کوچکتر خیلی خیلی زیادی دیدم ک داستان میشه اگه بخام بنویسم
حتی شکل روابطم عوض شده
شخصی ک دوسش نداشتم از من مدتهاست دورشده
گواهینامه ام یکسال ونیم بود منقضی شده بودم رفتم تمدیدش کردم دوروزه مثل آب خوردن 5 دقیقه توی اداره بودم و همه جا با خوشرویی با من برخورد میکنن
تمام نشانه ها داره میگه دوره عزت نفس رو با ثروت یک ترکیبی کار کن امسال و زندگیتو متحول کن و هرروز شاهد معجزات باش
برات آرزوی موفقیت وثروت. و شادی دارم عزیزم
سلام به فاطمه عزیزم دوست ناب این سایت زیبا
فاطمه جان چقدر خوشحال شدم نقطه آبی پر برکتت رو داخل سایت دیدم چقد با کامنتت انرژی بیشتری گرفتم برای کار کردن روی دوره عزت نفس از خدا سپاسگذارم که دست نازنینشو برام فرستاد و این شب زیبا رو برام رقم زد
مرسی فاطمه جان عزیزم بابت انرژی که بهم دادی این قلب سفید از طرف من به شما دوست عزیزم فاطمه بانوی عزیز که با جملاتت قلبمو سرشار از شادی و عشق و انگیزه و شورو شوق کردی
بسم الله الرحمن الرحیم
روز ششم از تعهد 40 روزه ام
اعتراف میکنم بزرگترین پاشنه اشیل من توجه کردن به نکات منفی است
در روابطم با فرزندانم مخصوصا با استاد کارم و با مشتریهام بیشترازهمه این 3 گزینه هستن
در رابطه با کسب وکارم همش منفی هاشو میبینم
در رابطه با همه چیز و همه کس
خدایا امروز اینقد گریه کردم
رفتم تو اتاق و در را بستم و صفحه ها پر کردم اینقد با خدا حرف زدم اینقد گریه کردم خذایا من سخت ب خودم ظلم کردم
هیچکس نمیتونه نه خدا نه عزیزانم نه دشمنانم
نمیتوانند ب من کمک کنند
من باید ب خودم کمک کنم
من میخاهم تغییر کنم
بسه دیگه مخصوصا تو کسب وکارم چقد میخام ترحم بخرم تا کی میخام قربانی باشم
تا کی میخام خودمو ب بقیه ثابت کنم
همش بقیه تاییدم کنن
من دیگر هیچکس را راضی نخواهم کرد
من دفترم را گذاشتم نشستم نکات مثبت کارم همه را نوشتم بابت همه چیزش تشکر کردم
من میخام به هدفم برسم نمیخام آدم قربانی آدم سختی کشیده باشم میخام ب همه بگم راحت ب درآمد بالا ب موفقیت درکسب وکارم رسیدم من راحت این ماشین و این خانه رو خریدم
من نمیخام بقیه دلشون ب حالم بسوزه
نمیخام قربانی فرزندانم باشم
دلیل اینه ک ترحم جلب میکردم اینهمه سال رو تازه فهمیدم
بخاطر این بود ک خانوادم داعم تو گوشم خوندن فلان عمت سختی کشیده بدبخته خیلی آدم درستیه
فلان دختر فامیلمون یتیم هست حقش خورده شده چ دختر خوبیه
خانواده زن داییم نان خوردن ندارن چقد ساده و بی شیله پیله هستن
و من خاستم ک قربانی باشم
قربانی فرزندان
قربانی مشتری ها
قربانی همسر
قربانی همه چیز
تا بقیه بگن آخی چ دختر خوبیه چقد زحمت میکشه تو کارش مشتری اذیتش میکنه
چقد بچه هاش اذیتش میکنن
بیچاره چقد همسرش قدرشو ندونسته و حتی یک مسافرت نتونسته ببرتش
در رابطه با همسرم خیلی وحشتناک بود چندسال پیش الان با دوره عزت نفس،خیلیییی بهترشدم و درخواست همه چی میکنم و خجالت رو خیلی مواقع کنار گذاشتم ولی بیشترین جایی ک احساسات من بهم میریزه
با فرزندانم
با مشتری
خدایا من ب هر خیری از سمتت بهم برسه فقیرم …
من
سلااااااام استااااد توووولدددتتتت مبااااارکککک??
باز هم با یک فایل عالی دیگه متحول شدم
خدایاشکرت
سال جدید رو پیشاپیش به همه هم فرکانسی هام تبریک میگم
انشالاه یک سال پر از باور های قوی پر از ثروت و شادی و خوشبختی همگی داشته باشید
استاد عزیزم برای شما سالی پر از برکت رو آرزو میکنم
من هم تعهدم از الان شروع کردم و دارم سال جدید رو برنامه ریزی میکنم
مطمئنم سال1398یک سال تاریخی خواهد بود و همه سال تحول شون میشه
سال 1398یک سال پراز برکت رو خواهیم داشت
خیلی حالم خوبه
خیییلی
همش به لطف خدای مهربان ?
خدایاشکرت که تو این مسیر قرار گرفتم
خدایاشکرت که بااقای عباسمنش آشنا شدم
خدایاشکرت بابت همه چیز
سلام استاد عزیز
من قبل از اینکه سال 98 رو نامگذاری کنم میخوام سالی که روبه پایانه رو برا خودم سال تحول نامگذاری کنم و با تمام وجودم بگم این سال بهترین سال زندگی من بود تا الان قطعا
نه بخاطر نتایج زیبایی که از شروع آشناییم با شما در زندگیم بوجود اومد بلکه بخاطر یک جمله فقط همین جمله : من خالق زندگی خودم هستم
خیلی چیزها امسال یادگرفتم که می ارزه به همه چیزهایی که تو تمام این سالها حتی دلسوز ترین افراد زندگیم بهم گفتن . در مورد همین قانون جذب چقدر مهمه این قضیه که بدونیم مهم نیست تو چند سالگی فهمیدیم که خالق زندگی خودمونیم . بجای اینکه حسرت گذشته رو بخوریم که چرا قبلا اینجوری فکر میکردم و اون نتایج رو میگرفتم باید به خودمون بگیم از این به بعد مهمه . از همین لحظه تا ابد میخوای چجوری زندگی کنی؟ چه آدمی وارد زندگیت شه؟ چه واکنشی از اطرافیانت ببینی؟ چه توانایی هایی رو میخوای در خودت بوجود بیاری؟ چقدر ثروت مد نظرته؟ کجا زندگی کنی؟ به چه کاری علاقه مندی؟ احساست در مورد خودت و رابطت با خدای خودت چجوری باشه؟
باید مدام از خودمون سوال کنیم. نگذاریم ذهن حتی لحظه ای بیکار بمونه تا بخواد دونه دونه بمون شواهد نشون بده و حالمون بد کنه . باید بجای تجزیه و تحلیل های ذهن مدام تمرکزمون بر روحمون باشه . روحی که نامحدوده و میگه هرچی تو میخواهی میشه . خیالت راحت.
ما هنوز قدرت روح رو به قدر قدرت خدا نمیدونیم .هنوز باورهای محدود کننده ای داریم که دم از شرایط بیرونی و تصمیمات خدا میزنه. مهم نیست . تو این مدت خیلی پیشرفت داشتیم. همه مون و قطعا دیگه با انگیزه ی کامل هر روز بیشتر بسمت نامحدود ها پیش میریم .
همواره همه ی ما باید بدونیم هر حال بدی ثمره ی تاثیرگذاری ذهن بر ماست و ما میتونیم بلافاصله بسمت دیدگاه روح گرایش پیدا کنیم و حال خودمون و خوب کنیم. چون روح به ما تضمین صد در صد داده و ما دیگه فقط به روح اعتماد میکنیم.
نامحدود فکر کنید دوستان .
هرچی که بدست آوردید همیشه اول سپاسگذاری کنید و بعد بگید ازین بهتر میخوام .
تک تک ماها شایسته ی بهترین روابط و بهترین زندگی و بیشترین ثروت و سلامتی و …. هستیم .
پس هرگز قانع نشید
همیشه بدنبال بهترین ها باشید .
باورهایی که امروز میسازید از باورهای دیروز قویتر باشه .
خدارو از ته دلم شکر میکنم . که اینچنین مارو همچون خودش خلق کرده
وظیفه ی ما تا ابد بندگی خدا و خدایی زندگیمونه
سال خوبی برای شما و فرزندتون و عشق عزیزتون و همه ی بچه های این سایت پر انرژی آرزو میکنم ^_^
سلام به همه عزیزان.
من یه باوری برای خودم ساختم که به نظرم خیلی زیباست و به خودم خیلی آرامش داده. دوست داشتم اون را شما هم به اشتراک بگذارم.
اون باور اینه: «من قراره همیشه در بهترین زمان و در بهترین مکان باشم.»
اگر همزمان با کار کردن روی باورهامون و حرکت به سمت خواستههامون اینطور فکر کنیم دیگه نگران دیرتر محقق شدن خواستمون نیستیم چون میگیم که حتماً این تاخیر قراره باعث بشه که من در بهترین زمان و مکان قرار بگیرم. حتی اگه به خواستهای متفاوت با خواسته اولیه خودمون برسیم میدونیم که نتیجش برای ما بهترین خواهد بود.
در واقع اینجوری دیگه نه تنها از هیچ اتفاق به ظاهر ناخوشایندی ناراحت نمیشیم که بابتش سپاسگزار هم خواهیم بود. مثلاً حتی اگه یه نفر کارمون رو تو یه اداره دیرتر راه بندازه، تو صف معطل بشیم، تو ترافیک بمونیم یا کافی نبودن اعتبار بلیط شارژی باعث بشه به مترو نرسیم و … همه اینها رو به چشم این میبینیم که تمام کائنات دست به دست هم دادن تا ما در بهترین زمان و مکان قرار بگیریم…
البته این به این معنی نیست که راه غیرهموار بهتر از مسیر هموار تو زندگیه. منظورم اینه که اینجوری حتی چیزهایی که تو ذهنمون چالش محسوب میشن برامون شیرین میشن. این طرز نگاه ما به شرایط هست که تفاوتها رو ایجاد میکنه.
به نام الله که بسیار بخشنده و بارحمت است،
به کمک الله مهربان مینویسم،
سلام مجدد به استاد عزیز و دل پاک و مهربانم و خانم شایسته ی مهربان و همه ی دوستان،
هدایت خدای مهربان من همیشه شامل حالم هست و امروز پس از مدت ها که من سراغ فایل های رایگان نیومده بودم و دنبال یک فایل به خصوص از استاد بودم تو فایل های دانلودی هدایت شدم به این فایل ،
یادمه این فایل رو دیده بودم و خیلی تاثیر عمیقی رو گذاشته بود،
بعد وقتی کامنت منتخب این صفحه رو خوندم خیلی برام آشنا اومد یه حسی بهم گفت این دیدگاه توعه،
رفتم رو دیدگاه های من در این صفحه دیدم آره استاد عزیزم بخشی از درک من رو از این فایل به عنوان متن انتخابی این قسمت گذاشته بودن،
یادمه اون روزی که دقیقا فروردین سال گذشته بود،من این فایل رو دیدم حس خالق بودن رو تو وجود استاد درک کردم و فهمیدم که استاد عمیقأ به این باوره که خودش خالق زندگیشه،
و چقدر خوشحالم که تو این لحظه درکم نسبت به این موضوع خیلی بیشتر شده،
میخوام دوباره بنوسیم برای این فایل با درک الآنم و نتایجی که توی همین یکسال اخیر گرفتم که تمام مسائلی که داشتم توی سال گذشته حل شدن و خیلی بیشتر از چیزهایی که میخواستم رسیدم،
به امید الله:
به هر چی که بیشتر تو زندگیت توجه کنی از اصل و اساس اون چیز بیشترو بیشتر وارد زندگیت میکنی
باااااااور کنیم که خودمون به صورت صد در صد خالق زندگیمون هستیم
استاد اون موقع ها خیلی تلاش میکرده زحمت میکشیده آدم خلاقی هم بوده و تلاشش رو میکرده برای بهبود کسب و کار برای بهبود روند زندگی اما چرا هیچ وقت نتونسه بود عید ها وضعیت مالی خوبی داشته باشه و دست پر بره خونه عموشون؟! چرا؟!
چون توی یک مداری بوده که این نتیجه رو رقم میزده و مدار هر فرد بستگی به باور های داره و اصلا اون موقع استاد از این موضوع خبر نداشته نه تنها استاد بلکه هممون اینطوری بودیم،
همه ی ایده ها با توجه به مداری که توش بودن در جهت تلاش فیزیکی بیشتر یا خلاقانه تر بوده اما وقتی باورهای در مورد پول اشتباه باشه!صبح تا شبم بدو،وقتی پس ذهنت اینه که مردم پول ندارن،پول منو از خدا دور میکنه ،اگر پولدار بشم آدم مغروری میشم،پول ساختن خیلی کار سخت و پیچیده و طاقت فرساییه،اپنایی که پولدارن حتما با کار نادرست به این پولا رسیدن،پول در جهان محدوده و و و باورهایی که دوره روانشناسی ثروت 1 استاد گفتن،خب دقیقا مثل آب در هاونگ کوبیدنه برای هممون،
حالا چرا اینارو اصلا نوشتم،چون ما موجودات فرکانسی هستیم،هر کدوم از ما داریم با افکارمون شرایط یک لحظه بعد یک روز بعد یک سال بعد خودمونو رقم میزنیم،
الان خیلی با باور قوی تری میتونم اینو بنویسم که خودمونیم که داریم با افکار خودمون با فرکانس خودمون با احساس خودمون اتفاقات رو خلق میکنیم،
خب استاد اومدن جلووووو تا بالاخره به این نتیجه رسیدن که نتایج مالیشونو باورها دارن رقم میزنن و تا وقتی باورها تغییر نکنن مهم نیست که چقدر داری زحمت میکشی چقدر داری کار میکنی
آره وقتی خودمم وقتی به تغییر شرایط مالی خودم در 5 سال پیش فکر کردم دیدم اون پیشرفت مالی و خلق چندتا چیز خیلی خوب تو زندگیم به خاطر افکارم بود به خاطر تغییر کوچکی بود ما در باورهای مالیم یا خوندن کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید استارتش خورد و بعد آروم آروم شرایط تغییر کرد مدارم تغییر کرد شنیده هام تغییر کرد و اینقدر ادامه دادم با خوندن کتاب و گوش دادن پادکست ها که آروم آروم جنس درخواست های من تغییر کرد و خیلی کنجکاو شدم که خداوند رو بهتر بشناسم و خداوند منو هدایت کرد به استاد عزیزم تا خودشو به من بشناسونه،
و من فکر میکردم اون موفقیت ها اون ماشین اون ارتباطاتی که وارد زندگیم شده به خاطر تلاش خودم بوده ،زهی خیال باطل به خاطر الله بوده به خاطر افکارم بوده به خاطر تجسم بوده به خاطر توحید بوده به خاطر تغییر در نگاه و باورهام بوده،
این اتفاق هم برای استاد افتاده وقتی نگاه استاد به پول عوض شد وقتی نگاه استاد به خداوند عوض شد و قوانین رو درک کردن و شروع کردن به کار کردن روی خودشون شرایطی اتفاق افتاد که همه ی اون سالها جبران شد و همه چیز تغییر کرد،
چطوری؟ با کار کردن روی باورهای ثروت آفرین،با توجه کردن به نعمت ها و فراوانی ها ،با توجه کردن به الگوهای موفق،با تجسم زندگی مورد دلخواه آینده،با قدرت دادن فقط و فقط به این خداوند توی ذهنت برای رسیدن به خواسته ها که نتیجش احساس خوبه،احساس رهایی،احساس ایمانه احساس توکله،
حالا الان استاد کجاست بعد از ادامه دادن کار کردن روی باور ها؟! آمریکا،که دلش هم برا همون عموویی که سالها نمیتونست یه کیلو گوشت بخره ببره خونشون تنگ شده،عمو تو ایران تو روستا،استاد تو فلوریدای آمریکا،چطوری؟! با کار کردن روی افکار و باور ها و کنترل ذهن،
استاد خیلی دوست داره در مورد این موضوع که چطور اون همه سال با تلاش زیاد و استفاده از ایده ها و راهکار ها و هر کاری که ما فکرشو میتونیم بکنیم و نمیتونیم بکنیم رو استاد با خلاقیت انجام میداده و استاد فکر میکرده (نه فقط استاد بلکه هممون) با تلاش بیشتر با خلاقیت بیشتر میتونه تحولی در وضعیت مالیش ایجاد کنه و سال بعد با دست پر بره خونه عموشون،
اما همه ی این کارها جواب نداد تا استاد اومدن به صورت بنیادین باورهارو نگاه کردن،
یعنی استاد به یک خودشناسی رسیده که در مورد پول در مورد آدم های ثروتمند یه سری باورهای ایراد دار دارن
در مورد پول در مورد معنویت نگاه استاد و خیلی از ماها جوری بوده که نمیتونه معنویت رو پول و ثروت یک جا جمع کنه،معنویت رو با فقر و تنگدستی یک جا میدونه،
باید بپذیریم که همه ی ما بدون شک این تو ذهنمون هست چون توی یک جامعه بزرگ شدیم فیلم و سریال های یک اوریون رو دیدیم و حرفهای مردم همین جامعه رو شنیدیم 99/9 درصدآدمها همین ذهنیت رو به خاطر گذشتگانشون دارن،
و یه عالمه باور غلط که تو دوره روانشناسی استاد توضیح دادن،
اینا باعث شدن که استاد با کار بسیار بسیار کمتر به همه ی این چیزایی که الانتو زندگیمون دارن برسن،
باعث شده که کنه علی هم آروم آروم با تلاش فیزیکی کمتر نتایج بزرگترین از قبل بگیرم ،کاره که همون کاره فعالیت که همون فعالیته ،چطوریه که الان ورودی مالی بیشتر شده راحت تر شده لذت بخش تر شده؟
،
بچه ها تموم این چیزایی که من دارم مینویسم استاد داره میگه از دروازه ی باور کردن این موضوع که تمام اتفاقات زندگی ما توسط افکارمون داره رقم میخوره میگذره ها،
من دارم با این درک گوش میکنم و مینویسم ،
،
و بعد استاد با درک بیشتر همین قانونو با برخورد به پاشنه آشیل های ذهنی اومدن به صورت تخصصی هر سال روی یک حوضه کار کردن ،
مثلا دوره ی عزت نفس برای تغییر شخصیت در رفتار و خداشناسی و به صلح رسیدن با خود بوده که استاد رو اون باورها رو اون ذهنیتها رو اون تمرینهاکار کرده و شده این چیزی که ما الان داریم میبینم که هر کجا که میره افراد عاشقش میشن بهش کمک میکنن استاد میتونه به راحتی اون وجه مثبت آدم ها و برانگیخته کنه ،
و خود من هم به خاطر مقاومت های کمترین در اینموضوع الان همچین نتیجه ای مثل استاد تو دسته که البته انتهایی نداره و هرروز دارم تو بحث روابط بهتر و بهتر میشم ،
و این نتیجه توی این حوضه خیلی باور منو تقویت کرده که پس میشود از همین قانون تو بحث ثروت و موارد دیگه استفاده کردو از نتیجش لذت برد،
برای استاد هم همین اتفاق افتاده ،استاد اومده از این قانون اول تو بحث روابط استفاده کرده،
چطوری؟ با تغییر دیدگاهش نسبت به خودش به آدم ها،با تمرکز کردن روی نکات مثبت آدم ها و تایید و تحسین کردنشون،
در یک کلام تغییر باور ها و تغییر کانون توجهشون در این حوضه ،
ای نتایج رو گرفتن،
و بعد وقتی به شرایط سخت مالی و بدهکاری خوردن دیگه واقعا میخواستن که از لحاظ مالی پیشرفت کنن،و خب استاد اون موقع قانون رومیدونسته که باورهای بنیادین هستن که دارن اتفاقات پایدار رو رقم میزنن کانون توجه ما هست که داره اتفاقا رو رقم میزنه،
و با استفاده از همین قانون،هدایت شده به باورهای مالی به ترمز های ذهنی برای کسب ثروت
و وقتی کانون توجهات تغییر میکنه افکارت تغییر میکنه باورهای تغییر میکنه لاااااجرم ثروت وارد زندگیت میشه و نمیتونه جور دیگه ای باشه ،
هداااایت میشی به اعمال با آدم ها به شرایطی که اون چیزایی که داری بیشتر بهش توجه میکنی وارد زندگیت بشه،و این طبیعت و قانون جهان هستیم و نمیتونه جور دیگه ای باشه،
،
استاد به هر آنچه که تو دفتر اهدافش نوشته بودهتو دریم بردش گذاشته بوده به خاطر توجه کردن بهشون و تجسم کردنش و دیدن خودتو اون شرایط رویای ،به بیشتر از آنچه که میخواسته رسیده،
و توی روانشناسی ثروت 3 استاد اومده در مورد کسبوکار در مورد بیزینس گفته که چطور با تغییر چه باور های از اون جای که با اون همه کارمند داشته کاراشو پیش میبورده رسیده به جایی که فقط با دوتا کارمند که تازه اونها تو ایرانن تو خونه خودشون و فرسنگ ها از استاد دورن دارن این کسبو کار به این عظمت رو پیش میبرن،
یعنی بعد از اینکه شما میپذیری که خودت خالق زندگیت هستی خودتی که داری با افکارت با ورودی هات با باورهات داری اتفاقات رو برای خودت رقم میزنی میتونی با استفاده از هر دوره ای تو موضوع مورد دلخواهت بیای و نتایج رو به نفع خودت تغییر بدی،
برای من به شخصه بااستفاده از دوره ی 12 قدم و تمرین ستاره قطبی آروم آروم به این باور رسیدم که خودمم که دارم اتفاقا رو رقم میزنم که البته هر روز دارم روش کار میکنم و اگر رهاش کنم خیلی زود فراموش میشه خیلی که میگم خیلییییی خیلی زود فراموش میشه و ما خیلی زود درگیر حواشی میشیم درگیر فرع میشیم درگیر چطورها میشیم،درگیر فعالیت های سختو طاقت فرسای فیزیکی میشیم،
من امروز تو یک موقعیتی بودم خیلی احساسم داشت بدمیشد فهمیدم که باورهام اینجا ایراد داره ولی الان نمیتونم که یه هو درستش کنم،حداقل کاری که از دستم بر میومد زدم از اونجا بیرون و سعی کردم ذهنمو از روی اون موضوع بردارم تا به احساس بهتری برسم و رفتم پیش دوستان تا اون موضوع یادم رفت،
اما فهمیدم که توی اون موضوع توی اون مکان که احساسم بد شده باورها و ذهنیت اشتباهی دارم،
و باید بیام باورهای مناسبش رو ایجاد کنم که وقتی دوباره رفتم توی اون فضا و مکان احساسم بد نشه و به صبر و استقامت من کمک کنه تا نتیجه هم بیاد چون مربوط به کارمه،
در مورد سلامتی هم که استاد گفتن من یک مسئله و یک آسیب خیلی جدی تو جسمم داشتم که همین سال گذشته بعد از پرداخت بدهیم و ذهنم درگیرش بود با تغییر باور هام رفتم سراغ حل این مسئله که سالها با خودم یدک میکشیدمش که به لطف خدا خیلی بهتر شدم ولی هنوز کار داره،و من قانع نیستم به اینکه خب یه ذره خوب شده،نه،خدای من در خداییه که وقتی اراده کنه و بگه موجود شو موجود میشه،اگر کاری درست انجام نمیشه به خاطر ذهن کنه و نه اون،و انشاالله سال آینده بنویسم در مورد اینکه کااااملا حل شده انشاالله ،ولی تو بقیه جنبه ها ای سلامتی خدارو شکر بهترم که البته دوست دارم از دوره ی قانون سلامتی هم استفاده کنمتاانرژی جسمانی بالا و سلامتی بیشتری رو تجربه کنم که تو هدف هام هست،
تو بحث روابط عاطفی هنوز عزیز دلی تو زندگیم نیست که بخوام نتیجشو بگم اما باور دارم که تو مدار متفاوتی از قبل هستم و باور دارم رابطه ای که قراره وارد زندگیم بشه با توجه به درخواست هام و کانون توجهم خیلییییی متفاوت تر از قبل خواهد بود و دوست دارم خیلی نزدیک باشه به رابطه ی عاشقانه مثل استاد انشاالله ،
،
آقا همه ی ما به یک اندازه دسترسی داریم به خداوند ما فقط راه هاروبلد نیستیم
ما خیلی هامون مثل فردی هستیم که تو بیابون گم شده و سر گردون و
حیرونه و نه راهنمایی داره نه قطب نمایی داره نه هادیه راهی داره و همینطور داره دور خودش میچرخه
وگرنه اگر راهو بلد باشیم خیلی زود اون سختی ها و اون اتفاقات تو مسیر تبدیل میشن به خاطرات قشنگمون
،
تمووووووووم تلاش استاد تو همه ی فایل ها اینه که به بقیه بگه آقا ما به عنوان خالقلت زندگی خودمون داریم در هر لحظه با افکارمون زندگی خودمون رو خلق میکنیم ،که خیلییی هامون هنوز اینو باور نکردیم و. فقط به عنوان یه حرف قشنگ و حال خوب کن بهش گوش میدیم،
قبلنم تو کامنت قبلی گفتم الآنم میگم من از جنس صحبت و کلام و فرکانس استاد تو این فایل فهمیدم که استاد خیلییییییییی این یه موردو که خیلی هامون هنوز باور نکردیم استاد باور کرده ،همین یه جمله رو اگر درک کنیم خیلی از مسائل حل میشه خیلی جدی تر رو خودمون کار میکنیم خیلی جدی تر حواسمون به کانون توجهمون هست به ورودی های ذهنمون،به حرف هایی که میشنویم به آدمهایی که باهاشون در ارتباط هستیم ،خیلی جدی تر رو خودمون کار میکنیم،اگر میخوام زندگی خوبی رو تجربه کنیم،اجبار نیست،
آقا من دارم با افکارم با باورهای با ذهنیتم اتفاقات بیرونی خودمو رقم میزنم هیچ عامل دیگه ای هیچ عامل دیگه ای مطلقا دخیل نیست تو خلق و تجربه اتفاقات زندگیمون(توحید)
و اگر من یاد بگیرم چطور فکر کنم،نحوه ی فکر کردن مو نحوه ی نگاه کردن به دنیای اطرافمو،اجر بتونم تغییر بدم،نتایج من بدوووووون شک تغییر میکنن
فقط کافیه من بتونم باورهای مناسبی ایجاد کنم و ادامه بدم و متعهد باشم
( این جهان کوه است و فعل ما ندا)
این جهان داره واکنش نشون میده،این جهان مثل یک آینست که هرچی که تو باشی بهت نشون میده
و چیزی غیر از تو نشون نمیده،دنیای اطراف تو رابطت با همسرت با دوستات تو مسائل مالی سلامتی معنوی هرچی که هست اون بازتاب درون توعه،
هممون اینو تجربه کردیم که از هموووون روز و لحظه ای که میایم شکل فکر کردنمون رو در مورد موارد مختلف تغییر میدیم از همون لحظه نتایج شروع میکنن به تغییر کردن نشونه هاشو میبینیم
آخخخخخ تمرین ستاره قطبی فوق العادست باعث شد من آروم آروم بااااور کنم که خودم خالق زندگیم هستم خودمم که دارم اتفاقا رو رقم میزنم خداااای من تو چه جهانی زندگی میکنم این چه آزادی آیه این چه قوانینیه این آخر عدل الهیه،
اما کنترل ذهن کاریه که وااااقعا تمرین میخواد و سخته که تو شروع کار بتونی تو موارد مختلف. ذهنت کنترل کنی،سخته که وقتی بدهکاری بتونی ذهنتو کنترل کنی و به وقتی فکر کنی که بدهید پرداخت شده،سخته که بتونی وقتی پول خرج میکنی احساس خوبی داشته باشی،سخته که وقتی پول حسابت داره کم میشه چوری ذهنیتتو کنترل کنی و جهتش بدی به سمت فراوانی که احساست بهتر بشه آره اینا سخته به شخصه برای من ،سخته که بتونی ذهنتو کنترل کنی که همه ی آدم ها خوبن همه جا آمنه همه چی خوبه آره سخته اما با تمرین شدنیه با اومدن نشونه ها و نتیجه گرفتن های کوچولو کوچولو آروم آروم کار راحت تر میشه و افسار این دهنو میگیری به دست،
افراد خیلی راحت به اتفاقات اطرافشون واکنش نشون میدن و همینی واکنش نشون دادنه باعث میشه که بیشترو بیشتر تو زندگشون اتفاق بیفته در صورتی که این اتفاقات به خاطر افکار خودته که داره رخ میده و کسی که از قانون آگاهی داره نباید واکنش نشون بده و باید استپ کنه و یه نگاه به درون خودش بندازه و ببینه چه باوری چه افکاری داره که داره این اتفاق رو این نتیجه رو رقم میزنه؟ و بیاداونو درستش کنه تا آروم آروم نتیجه تغییر کنه،
چیزی که به صورت کااااااملا واضح برای خودم تو روابط رقم خورده که خیلییییی نگاه بهتری به آدمها دارم و این باعث شده که هر کجا که میرم افراد عاشقم میشن دوستم دارن با هرکسی در حد یک سلام و علیک هم که رابطه شکل میگیره اون حس دوستی و عشق بینمون جریان پیدا میکنه،
جنس مشتری ها تغییر کرده،افراد بهتر دست به نقد تر ثروتمند تر،
چرا؟ چون نگاه هم تغییر کرده جنس درخواست های من تغییر کرده کانون توجهم تغییر کرده و به هیچ عنوان الا بختکی نیست به هیچ عنوان شانسی نیست و رابطه ی مستقیمی داره با کار کردن روی افکار و باورهام،رابطه ی مستقیمی داره با کنترل ورودی هام با کانون توجهم،
استاد خیلی نمونه ی خوبیه تو زمینه متحول شدن نه فقط تو زمینه ی مالی بلکه تو همه ی زمینه ها
،
الان تو این لحظه پاشنه آشیلم بحث مالیه،
و یک سری نقاط ضعف شخصیتی ،هر هر چی دارم میرم جلوتر بیشتر دارم خودمو میشناسم و سعی میکنم کوچولو کوچولو بهترشون کنم،
اما واقعا دوست دارم رو باورهای مالیم کار کنم ،دیگه هستم از ترس از بی پولی کمبود ترس از نداشتن درآمد،ترس از نتونستن پرداخت هزینه ها،
تر از از دست دادن پول،
به لطف الله خیلییییییییی بهتر شدم توی این سه ساله ،اما میفهمم که هنوز ترس دارم هنوز مقاومت دارم ،و این یعنی اینکه خیلییییی باید روش کار کنم،
تو بحث سلامت جسمی پاشنه آشیل دارم ،
تو بحث روابط پاشنه آشیلم فعلا شده بابام،(بنده خدا :)
اما امسال تخصصی میخوام رو ثروت کار کنم،
چون وقتی حل بشه خیلییی از موارد دیگه خود به خود حل میشن،واقعا که باید ثروتمندی رو یه امر جدایی ناپذیر از خداوند بدونم چون همهههه چی واقعا بر میگرده به همین ثروت و عزت نفس،
که خیلیییی حل کننده ی مسائله
و خدارو شکر که در حال کار کردن روی دوره ی ثروت 1 هستم مدت 9 ماه،نتایج ملموس بوده ولی هنوز بزرگ نشده و باید ادامه بدم نباید تا امید بشم نباید کم بیارم،
بیایم تعهد بدیم به خودمون یه سری باورها و بنویسیم و هر روز روشن کار کنیم و تایید کنیم نشانه های خداوند رو و سپاسگذار باشیم و ببینیم که خالق زندگیمون هستیم و ببینیم که تغییر افکار تو زندگیمون داره نتیجه ایجاد میکنه اینو درکش کنیم،و اجازه بدیم این اتفاقات باعث ایجاد باور بشه باعث ایجاد ایمان بشه تو وجودمون،
استاد اینو باور کرده که تمااااام اتفاقات زندگیشو داره خودش را میزنه چون کار کرده رو خودش تمرین کرده باور کرده،برای همینه که تو زندگیش از کسی نمیترسه به کسی باج نمیده،نجران نیست کسی چمشش بزنه،چرا؟ چون دیگه قانون برای استاد دیگه از ثابت گذشته است،استاد با افکارش با باورهای چیزایی رو تو زندگیش رقم زده که بقیه نمیتونن توی رویاهاشون بهش فکر کنن،مثل خلق همین سایت با این کیفیت و بهره وری،ایجادش کردن خلقش کردن توی زندگیشون،
،
نسبت به سری قبل خیلی اماده تر بودم برای شنیدن این حرف ها،و با بند بند وجودم درک کردم و نوشتم
نیاز داشتم که بنویسم،به یاد آوردم دوباره و انگار دوباره چرخ هام افتادن رو ریل و این کار باید کار همیشگیم باشه،
،
استاددد تمومممم این فایل یه طرف،اون قسمت آخر که میگید عاشق اون لحظه ای ام که سر به سجده میگذارید و اشک میریزد و میگید خدااای من چرا من تا به حال تورو باور نکرده بودم ،
واااای خدای من قدرت درک این جمله و تجربشو بهم بده هر روز بیشترو بیشتر
خدارو صد هزار مرتبه شکر که خدای مهربان منو هدایت کرد به سمت خودش خدارو شکر،
انشاالله بتونم عمل کنم،
استاد جان خیلییییی ممنونم ،
سلام دوست خوبم
امیدوارم عالی باشید
من مثل همیشه به بهترینها هدایت شدم و امشب به این کامنت فوق العاده و پر از آگاهی
بخشهایی از کامنت شما رو برای خودم مینویسم تا برای هممون یاد آوری بشه :)
ما به عنوان خالق زندگی خودمون داریم در هر لحظه با افکارمون زندگی خودمون رو خلق میکنیم
من دارم با افکارم با باورهام با ذهنیتم اتفاقات بیرونی خودمو رقم میزنم،هیچ عامل دیگه ای هیچ عامل دیگه ای مطلقا دخیل نیست تو خلق و تجربه اتفاقات زندگیمون(توحید)
و اگر من یاد بگیرم چطور فکر کنم،نحوه ی فکر کردنمو نحوه ی نگاه کردن به دنیای اطرافمو،اگر بتونم تغییر بدم،نتایج من بدوووووون شک تغییر میکنن
فقط کافیه من بتونم باورهای مناسبی ایجاد کنم و ادامه بدم و متعهد باشم
این جهان کوه است و فعل ما ندا
این جهان داره واکنش نشون میده،این جهان مثل یک آینست که هرچی که تو باشی بهت نشون میده
هممون اینو تجربه کردیم که از هموووون روز و لحظه ای که میایم شکل فکر کردنمون رو در مورد موارد مختلف تغییر میدیم از همون لحظه نتایج شروع میکنن به تغییر کردن نشونه هاشو میبینیم
افراد خیلی راحت به اتفاقات اطرافشون واکنش نشون میدن و همینی واکنش نشون دادنه باعث میشه که بیشترو بیشتر تو زندگشون اتفاق بیفته در صورتی که این اتفاقات به خاطر افکار خودته که داره رخ میده و کسی که از قانون آگاهی داره نباید واکنش نشون بده و باید استپ کنه و یه نگاه به درون خودش بندازه و ببینه چه باوری چه افکاری داره که داره این اتفاق رو این نتیجه رو رقم میزنه؟و بیاداونو درستش کنه تا آروم آروم نتیجه تغییر کنه
خدایا شکرت برای آگاهی
تحسینتون میکنم برای آگاهیتون
برای درکتون از قوانین
تحسینتون میکنم برای تمام نتایجتون
برای باور کردن اینکه من خالق زندگیم هستم
شکر وجودتون دوست خوبم ،ازتون سپاسگزارم :)
ممنونم که با نوشتن باعث میشید آگاهی جریان پیدا کنه
امیدوارم بهترینها رو تجربه کنید دوستم
شکر خدای خوبم برای این سایت الهی
برای وجود استاد عزیزم
برای قوانین بی نقصت
شکر برای آرامش
برای خانواده
دوستان خوب و الهی
شکر برای تغییر
شکر برای حال خوب
خدای من شکر شکر
شکر ک تو الله مایی …
پروردگارم …
تو آگاهی به قلبم که من
تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم …
به نام خداوند بخشنده متعال
با وجود اینکه من الان در دوره ی هم جهت با جریان خداوند هستم و اینو میدونم که باید در مومنتوم مثبت بمونم و کنترل ذهن داشته باشم ..
ولی همش یه چیزی گوشه ی ذهنم هست که میگه ناهید تو باید یه حرکتی کنی و همینطوری در خانه نشینی و روی خودت کار کنی..
درسته که با سپاس گزاری کلی احساس خوب میگیرم ولی همش دهنم درگیره اینه که باید از یه جای شروع کنی ..
الان که این فایل رو دیدم واقعا باید برای امسال خودم یه برنامه ریزی داشته باشم و به دنبال انگیزه و هدف بگردم ..
وگرنه با این حسی که دارم همش به مومنتوم منفی سر میخورم و این یعنی دارم از مسیر دور میشم..
خدایا کمکم کن تا از این حس سردرگمی در بیام و بتونم در مومنتوم مثبت پایدار بمونم .
???????
تولد تولد
تولدت مبارک
مبارک مبارک
تولدت مبارک
بیا شمعها رو فوت کن
یه بوسم بهم بده
تا صد سال زنده باشی
???
درووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووود
بر تو ای سلطان قلبها
???
درود بر تو ای راهنمای راه هستی
ای زیباترین نشانه ای که از طرف خدا بعد از سالها پیگیری و جست و جو در راه رسیدن به حقیقت
نه با چشم سر
بلکه با قلبم احساست کردم و با ذره ذره وجودم و سلول به سلول تنم احساست کردم و پذیرفتمت به عنوان یک نشانه از سمت خدای مهربان
و چه خوش آمدی به زندگیم و به اعماق وجودم رخنه کردی
با زبان شیرینت و نگاه پر از مهرت و اون لبخندهای دلنشینت با لپهای تپلی نازت
و انصافا با وجود پر از انسانیت و بزرگی ای
که پس از سالها تلاش و پشتکار و همت همچون کوه ایستاده و سربلندی
و به حقایق عالم هستی با قدرت پی بردی و ان را با شرافت به ما انتقال میدهی
افتخار میکنم که در زمانی زندگی میکنم
که اسطوره ای همچون تو
راهنمای عالم هستی من است
و از تو می آموزم و تو الگویی برای رسیدن به خالقم و برای رسیدم به همه اهداف زندگیم هستی
که سالیان سال در پی یک راه میگشتم و چه تلاشهایی که در این مسیر کردم
تا اینکه با لطف خدا با وجود پاک و بزرگ تو آشنا شدم
و چه زیباست که تولد تو ای نازنین در اصل تولد من و همه اعضای این خانواده ست
که با نفس حق و گرم تو و لطف خدای مهربان ما در این دنیای بزرگ و پر مسیرهای انحرافی
در مسیر درست پا گذاشتیم
و تو همانی که من سالیان سال از خدای مهربان درخواستش میکردم که پا در جای پایش بنهم و به اهداف و خواسته هایم برسم
عاشقتم حسین عزیز که با هم
هم اسمیم و چه افتخاریست برای من
دوستت دارم استاد عزیز
ازت تشکر میکنم بابت مقاومتها
تلاشها و کنکاشهایی که در این سالهای عمر عزیز و با عزتت داشتی
تا اینکه به ما هم کمک کنی با تجربیاتی که در این مسیر بدست اوردی با راهنمایی های درست
ما را هم آگاه کنی از دنیایی که در اون پا گذاشته ایم تا اینکه آگاهانه زندگی کنیم و از آن لذت ببریم
درود بر شرافتت ای بزرگ مرد که تو اسطوره
بزرگی
استقامت
شرافت
و سربلندی و شکوه و عظمت خدایی
دوستت دارم از صمیم قلب
?????????
با آرزوی موفقیت برای استاد عزیز
و همه دوستان همفرکانسی
و خانم فرهادی و خانم شایسته محترم
تولد استاد را به ایشان و خانواده محترمشان تبریک عرض میکنم
ضمنا استاد عزیز یه شعر در وصف وجود نازنینت دارم میسرایم که هنوز تکمیلش نکردم
خیلی دوست داشتم برای تولدت هدیه بدم
ولی به قول خودت هنوز مقداریش بهم الهام نشده فقط دوست داشتم همینجا بیانش کنم که امیدوارم خوشحالتون کنه و به زودی تقدیمتون میکنم با عشق
????
برای آخرین مطلب دوست داشتم بگم که من بدلیل سختیهای مالی که در طول سالیان گذشته عمرم کشیدم
سال ۹۸ را برای خودم
?? ( سال ثروتمند باش و با شرف زندگی کن ) ??
مینامم و هر لحظه و هر روز این ورد زبانم خواهد بود
و همه اهدافم را با شهامت و شجاعت و قدرت دنبال میکنم
تا دیگه مجبور نباشم بخاطر بدهکاری از دیگران خودم را قایم کنم
و جواب تلفنشونو ندم و یا اینکه هر بار با معذرت خواهی ازشون فرصت بگیرم
اون هم از کسانیکه خدای من شاهده که اصلا از هیچ لحاظی به قد و قواره من نمیخورند
ولی فقط بدلیل نداشتن پول و ناچارشدن و قرض گرفتن امروز باید با همه غروری که دارم
و با دنیایی از استعداد و تواناییهایی که دارم فقط و فقط بخاطر افکار نادرستی که از نسلهای گذشته به من هدیه داده شده سرم را خم کنم
و هر روزم شده معذرت خواهی و حق دادن به دیگران به ناحق
بی پولی
عزت نفسم را ازم گرفت
شجاعتم را گرفت
روابطم با همسر و اطرافیان را تحت و شعاع قرار داده
چرا که وقتی بدهکارم حوصله خودم را هم ندارم
بی پولی هر چقدر هم که قوی باشد ولی از من که خدا را در کنار شما باور کردم قویتر نیست
و من با شجاعت امسال شکستش میدم و لحظه به لحظه از احوالم براتون مینویسم
تا باور کنید که الکی فامیل منو شجاعی نگذاشتند
و امسال بر همه افکار نادرستم غلبه میکنم و پیروز میشم در کنار راهنماییهای استاد عزیز و هم فکریهای شما عزیزان دل
و بر ۳۴ سال افکار نادرست گذشته ام پیروز خواهم شد
???
خداجون خیلی دوست دارم
استاد عزیزم بازهم تولد رویاییت مبارک
عاشقتونم خانواده عزیز عباس منش
دوستتووووووووووووون دارم
با تمام وجود براتون طلب آرامش و ثروت میکنم.به عنوان خواهر کوچکترتون یکی از قوانین خداوند و آموزه های استاد رو یادآوری میکنم و این هست که خداوند میفرمایند غم و ناراحتی خودت رو حتی برای من هم بیان نکن.فقط سعی کنید احساستون رو خوب کنید
خدا کنارتونه?
سلام
مرسی از لطفتون
حتما همینطوره و من هم اصلا علاقه ای به بازگو کردن ناراحتیهام ندارم خداییش
و فقط این یکبار بود برای اینکه استارتم را بزنم و دیگه فراموشش میکنم
ممنون از لطفتون
پایدار باشید
بنام پروردگار یکتا
برادر خوبم مطمئن باش همه این روزهای سخت تمام میشود چون خداوند گفته بعد از هر سختی آسانی می باشد، فقط کافی باورش کنیم، ایمان بیاریم و عمل کنیم و اون وقت نتایج فوق العاده را خواهیم دید
برایتان از خداوند عزت و ثروت را خواستارم
درود بر شما
خانم رازگردانی
همینطور که فرمودید من امروز خدا را باور کردم که به آینده امیدوارم و در تلاشم که سال جدید مشکلاتم را کاملا رفع کنم
ومتاسفانه من بدون اینکه از کسی کمک بگیرم ولی بسیار زیاد روی دیگران حساب باز میکردم و همین امر باعث شده که در طول این چند سال به عقب برگردم و پیشرفت چشمگیری در کارم نباشد
بسیار ممنونم ازت
شاد و سربلند باشید
سلام استاد
همین دیروز بود که فایلتون رو دیدم و کامنت گذاشتم و هدف اصلی امسالم رو برای خودم تعیین و نامگذاری کردم٫ به خودم گفتم برای رفتن به امریکا و مخارج کلیش، واسه پیدا کردن استادهایی که بهم فول فاند بدن ، دانشگاههایی که به من پذیرش دلخواهم رو بدن باید فقط و فقط به خدا توکل کنم و روی باور فراوانیم کار کنم٫ یعنی از به ظاهر کوچیکترین مواردی که اونا هم دست من نیست تا بزرگترین و سخترین رو بسپرم به خدا و ازش بخوام خودش کارام رو به راحتی انجام بده ٫ اینو مینویسم چون شما گفتین نتایج مثبتمون رو بنویسیم، چون اگه کسی خوند ایمانش محکم تر بشه، چون و از همه مهمتر واسه خودم می نویسم تا از خودم رد پایی بذارم که بعدها از خوندش ذوق کنم، که یادم نره به قول استاد وقتی متعهد میشی از همون روز با حتی کوچترین موارد نشونه هاش رو میبینی٫
امروز برای کاری که داشتم باید با مترو میرفتم٫ از خونه که هنوز راه نیفتادم به خدا گفتم خدایا یه کاری کن مترو واسه من از اول تا آخر مسیر برگشت به خونه جا برای نشستن داشته باشه٫ جالب بود که حتی مسیرهایی که مجبور به عوض کردن خط میشدم هم برای من جا واسه نشستن داشت٫ موقعی که نزدیک خونه شدم هم یادم افتاد از ذوق این قضیه فراموش کردم شامپوی مخصوص موهام رو بگیرم٫ و تو فکر این بودم که نزدیک ترین داروخونه به ما فقط ظاهرا داروخونست و هیچ وقت چیزی که ما میخوایم رو نداشته٫ تو دلم گفتم چرا واقعا دارم از قبل واسه داروخونه این فرکانس رو میفرستم که چیزی رو که من میخوام نداره؟؟ بعد دوباره تو دلم به خدا گفتم خدا جون مرسی الان شامپوی منو داره خودت درستش کن و یه چشمک برای خدا فرستادم که حله رفیق برو دارمت٫ رفتن به داروخونه با من داشتن این شامپو با تو٫ هیچی دیگه طبق معمول این رفیق ما تو شگفت زده کردن استادانه رفتار کرد و در کمال ناباوری داروخونه ی نزدیک خونمون اون شامپو رو داشت٫ خییییییلی عجیب بود ولی عجیب تر اینه که چقدر خداوند دوست داره ما باور کنیم که اون از پس تمام کارای ما بر میاد٫
مثال شامپو و مترو شاید به شخصه واسه من جالب و عجیب باشه ولی میدونم توی زندگی تمام ماها از این اتفاقای عجیب زیاد میفته٫ بله اگه ایمان به خدارو قاطیه احساس خوب کنیم به همه چیز میرسیم٫
ایشالا امسال با دوستم پذیرشمون رو بگیرم و ویزامون بیاد و بیام توی این سایت بی همتا با کامنتم فریااااااد بزنم که استاد ممنونم یکی دیگه از بزرگترین خواسته هامم براورده شد و میرم واسه هدف بعدی٫ ایشالا همه فقط از ذوق رسیدن به خواسته هاتون بنویسید٫ دوستون دارم و خوشحالم اینجا هستم تو این مدار و خانواده و الگویی به این خوبی دارم٫
استاد خدا شمارو واسه ی ما حفظ کنه (آمین)?