این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-78.gif8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2019-03-09 09:54:492024-07-24 10:45:34«تمرکز لیزری» بر بهبود اصلی ترین پاشنه آشیل
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
در بحث باورها به این نتیجه رسیدم که تمام اتفاقات مالی من رو باورهای من داره ایجاد میکنه و تا وقتی باورها تغییر نکنه مهم نیست من چقدر دارم زحمت میکشم چقدر دارم کار میکنم یعنی واقعا من شب و روزم رو به هم دوخته بودم
یعنی با تمام وجود من فعالیت میکردم کار میکردم تا بتونم یه شرایط مالی مناسبی رو برای خودم فراهم کنم
اما این اتفاق نمیفتاد وقتی که باورهای من عوض شد وقتی که نگاه من به پول عوض شد نگاه من به خداوند عوض شد نگاه من به جهان هستی عوض شد و قوانین رو درک کردم و شروع کردم به کار کردن به خودم شرایطی اتفاق افتاد که همه اون سالها واقعاً جبران شد و همه چیز تغییر کرد و دیگه بعدش هی اوضاع بهتر و بهتر شد تا الان که امریکا هستم و یه جای فوق العاده
شرایط همه جوره توی زندگی من تغییر کرده الان توی یه جای خیلی عالی شرایط خیلی خوب امکانات خیلی خوب توی کشور خیلی خوب ایالت خیلی خوب دارم زندگی میکنم.
و دوست دارم که هی در مورد این موضوع صحبت کنم که چطور اون همه سال تلاش و تلاش و تلاش استفاده از ایدهها راهکارها یعنی هر کاری که اونایی که با من بودن میدونن من آدم خلاقیم کلاً یعنی اصلاً آدمی نیستم که یه آدمی باشم که یه مسیری رو بره همینجوری هی نتیجه نگیره ولی بازم بره
نه من کلی ایده میدادم کلی مسیرها رو عوض میکردم کلی خلاقیت به خرج میدادم خیلی کار میکردیم بعد یه جوری هم بود که اصلاً دیگه زمستون و تابستون و شب و روز کار میکردیم خیلی فعالیت میکردیم یه خونه تیمی داشتیم با کلی آدم داشتیم فعالیت میکردیم کار میکردیم تا بتونیم به اهدافمون برسیم یعنی اینقدر فشار بود بچهها هم کوچیک بودن امکانات نداشتیم
اصلاً خیلی اوضاع سخت بود ولی مثلاً من فکر میکردم که با فعالیت بیشتر با تلاش سنگینتر با خلاقیت بیشتر با ایدههای جدیدتر مثلاً میشه تحولی رو ایجاد کرد.
ولی همه اینا جواب نداد تا وقتی من اومدم به صورت بنیادین باورهام رو نگاه کردم یعنی به یه خودشناسی رسیدم دیدم توی ذهن من در مورد یه سری مسائل در مورد آدمهای ثروتمند اصلاً یه سری باورهای ایراددار دارم در مورد پول در مورد نگاه من به معنویت
اصلاً خیلی نگاهیه که معنویت رو با پول نمیتونه یکجا جمع کنه معنویت رو با فقر و با تنگدستی یکجا میدونه و یه عالمه باور غلط که بعداً توی دوره روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3 در موردش توضیح دادم اینا باعث شد که من با کار بسیار بسیار کمتر از اون موقع به هرچی که میخوام برسم یعنی اینقدر همه چی تغییر کرد هر بار هم هی قوانین رو بهتر درک میکنم هر بار هی میفهمم که کجاها پاشنه آشیلم بوده کجاها باید کار کنم روش کجاها باید باورهام رو تقویت کنم
همه ما به یک اندازه دسترسی داریم به نعمتهای خداوند ما فقط راهها رو بلد نیستیم ما خیلیهامون مثل افرادی میمونیم که توی بیابون گم شده نه قطب نمایی داره نه هادی راهی داره نه بلده راهی داره و همین جور داره دور خودش میچرخه و اگر راه رو بلد باشیم خیلی زود اون سختیها و اون مخاطرات و اون مشکلات توی مسیر میشه جزء خاطرات قشنگ زندگی ما
میشه جز اون لحظاتی که آدم وقتی بهش فکر میکنه لذت میبره میگه ببین از کجا به کجا رسیدم.
خیلی از افراد فکر نمیکنن که تمام اتفاقات رو ما داریم رقم میزنیم با ذهنمون
یعنی این یه تیکهای هست که من همیشه در موردش صحبت میکنم و مهمترین موضوعِ
تعداد کمی به صورت واقعی همونجور که من باور کردم باور میکنن
یعنی اینکه من دارم با افکارم با باورهام با ذهنیتم دارم اتفاقاتم رو رقم میزنم هیچ عامل بیرونی دیگهای نیست
مطلقاً عامل دیگهای اصلاً وجود نداره و اگر من یاد بگیرم که چطور فکر کنم نحوه فکر کردنم نحوه نگاه کردن به دنیای اطرافم رو اگر بتونم تغییر بدم نتایج من بدون شک تغییر میکنن
نتایج من بدون شک عالی خواهند شد فقط کافیه من بتونم باورهای مناسب ایجاد کنم و متعهد باشم و ادامه بدم
این جهان کوه است و فعل ما ندا
این جهان داره واکنش نشون میده
این جهان مثل یک آینه است که هرچی که تو باشی بهت نشون میده
هیچی غیر از تو رو نشون نمیده
دنیای اطراف تو رابطه ات با همسرت با دوستات توی مسائل کاری مسائل مالی سلامتی جسمانی معنوی هرچی که الان اطرافت هست اون بازتاب درون توئه
وگرنه من یک برههای از زندگیم اینقدر این فکر من بیمار بود اینقدر توی حاشیه بودم اینقدر توجهم روی نکات منفی بود اینقدر من احساس منفی رو در خودم هی ایجاد میکردم و اینقدر جدل با خودم و با دیگران بودم که گفتم روزی تا 10 تا دعوا نمیکردم روزم شب نمیشد کلاً با همه دعوا داشتم و از درون تهی بودم اینقدر زندگی سخت باعث شده بود که افکار بیماریزا داشته باشم و فکر میکردم که همینه دیگه هیچ کاریش نمیشه کرد من توی یه همچین شرایطی بزرگ شدم توی یه همچین موقعیتی بزرگ شدم و حالا باید این روند رو ادامه بدم همون آدم که این همه مسئله داشت این همه مشکل داشت الان به جای اون آدم به جایی برسه که باور کنه که افکارش دارن رقم میزنن اتفاقات رو
چیزی بیرون از خودش نیست
بعد بشینه بگه خب اگر اینجوریه بیام شکل فکر کردنم رو عوض کنم و از همون روزی که من اومدم شکل فکر کردنم رو عوض کردم از همون روز نه از یه سال بعدش از همون روز من دیدم تغییر اتفاقات رو در زندگیم دیدم تغییر واکنش جهان رو توی زندگیم.
توی تمرین ستاره قطبی بچهها گفتن که استاد ما از همین امروز که اومدیم این تمرین رو انجام دادیم و اومدیم تمرکزمون رو آگاهانه روی افکار متفاوتی گذاشتیم از همین امروز این نتیجه این نتیجه این اتفاق برامون افتاده کامنتهاشون رو که نگاه میکنی میبینی همشون نوشتن من با اشک دارم این کامنت رو مینویسم که من چقدر خالق زندگی خودم بودم نمیدونستم این همه عمر داشتم توی سختی زندگی میکردم در صورتی که تمام اتفاقات رو افکار من داره رقم میزنه
اما کنترل ذهن کاریه که تمرین میخواد آدم خیلی راحت واکنش نشون میده به اتفاقات اطرافش
ولی من نشستم تمرین کردم
من اونجاهایی که خیلی راحت عصبانی میشدم با مردم درگیر میشدم نشستم خودم رو کنترل کردم اومدم نگاهم رو از روی نازیباییها برداشتم گذاشتم روی زیباییها
اومدم سپاسگزار خداوند شدم
اومدم با خودم خلوت کردم خیلی کار کردم روی خودم
میرفتم توی جنگل توی کوه چادر میزدم 10 روز تنهای تنها فقط میشستم فکر میکردم به اعمالم به رفتارم به افکارم به اون چیزی که توی ذهن من داره میچرخه به نجواهای شیطانی که چطور میشه اونها رو تغییر داد و بعد به راههایی رسیدم به باورهایی رسیدم به مسیری رسیدم که زندگی منو از اونجا از اون شرایط به اینجا رسونده.
و الان یه آدم متحول شدهای هستم توی کل زمینهها
آرامشی که دارم مثبت اندیشی که دارم منی که همیشه منفی بودم منی که همیشه به بدترین وجه اتفاقات فکر میکردم به خاطر همین با همه درگیر بودم به خاطر همین تا یکی چپ نگاه میکرد میگفتم حتماً این یه قصد بدی داره من بزار از همین الان شروع کنم مشت اول رو هرکی بزنه برنده است
به خاطر همین اینجوری زندگی میکردم به خاطر همین توی کل مسیر زندگیم اینقدر من اصطکاک داشتم با همه چی با همه آدمها با روزگار با خدا با زندگی بعد همون آدم میاد میشینه فکر میکنه میاد میشینه تجزیه تحلیل میکنه افکارش رو میاد باورهای درست رو جایگزین میکنه و نتایج رو میبینه و بعد نتایج بهش امید میده که مسیر درسته و بیشتر کار میکنه و بیشتر کار میکنه و نتایج بزرگ و بزرگتر میشه توی تمام جنبهها.
هر سال برای من هر سالی که گذشت از وقتی که من باورهام رو درست کردم و کار کردن روی خودم رو شروع کردم هر سال به اندازه کل سالهای قبل زندگی من پیشرفت کردم
سال بعد دوباره به اندازه کل سالهای قبل زندگیم پیشرفت کردم توی تمام زمینهها
و همین جور ادامه داره به خاطر اینکه دارم کار میکنم روی خودم به خاطر اینکه اصلاً این قانون بدون تغییر خداوند رو باور کردم که تمام اتفاقات زندگی من توسط افکارم رقم میخوره من دارم رقم میزنم به خاطر همینه که از کسی نمیترسم به کسی باج نمیدم نگران نیستم کسی چشمم بزنه فلان کنه
همه جا میگم هر کسی فکر میکنه میتونه کسی رو چشم بزنه بیاد زندگی منو چشم بزنه چرا اینا رو میگم
چون قانون دیگه برای من از ثابت گذشته است
دیگه من هر بار با باورهام با افکارم اصلاً چیزهایی رو رقم زدم توی زندگیم که بقیه نمیتونن توی رویاهاشون بهش فکر کنن من توی زندگیم ایجادش کردم خلقش کردم توی زندگیم.
سلام به استاد عباسمنش و استاد شایسته عزیز وتمام دوستان عزیزم در این مسیر زیبا
اول ازهمه از شما بابت این فضای الهی و معنوی که فراهم کردید تا ما گمشدگان مسیر زندگی راه خود را به سمت خود شناسی و خداشناسی پیدا کنیم سپاسگزارم.
امروز پنجم اسفند ماه سال 1402من نزدیک به پنج سال است که با شما آشنا شدم ولی تا بحال با توجه نه نتایجی که به دست آوردم از خودم ردپای نذاشتم و کامنتی ننوشتم که این را ظلمی به خودمیدانم و دلیلش رو این میدونم که توی سختی ها مسیرم رو گم میکردم و به در و دیوار میخوردم تا دوباره برمیگشتم به این راه پر از نعمت.با اینکه چندین بار خواستم بنویسم ولی ایدهآل گرایی نمیگذاشت یعنی اینقدر چک نویس میکردم تا همه چیز عالی باشه که یه مشکلی پیش میومد که نمیشد اون مطلب رو واردسایت کنم ولی امشب از خدا خواستم هدایت ام کنه و بیام این مطلب رو بنویسم و این رو هم باید از همسر مهربونم سپاسگذار باشم که شرایطی فراهم کرد تا من بتونم خلوت کنم و روی باورهام کار کنم و خیلی راحت تر این کامنت رو بنویسم.
من تا امروز هر چی که واقعا قلبا از خدا خواستم و خودم رو هم لایقش دونستم دریافت کردم ولی چون ما باورهای محدودی داریم پس خواسته هامون هم محدوده و من هم به همین دلیل هیچوقت ذهنم اجازه نمیداد چیزهای بزرگ بخوام و با دلیل منطق من رو منصرف میکرد و میگفت که مثلا الان تو با این شرایط که نمیتونی به فلان درامد یا فلان خونه تو فلان محله با اون امکانات و یا به فلان ماشین و یا به فلان خواسته ات که در ذهنم منطقی نبود برسی و همش برای خودم محدودیت قائل میشدم.ولی از خدا میخوام به من هم مثل سلیمان نبی اونقدر عطا کند تا با تمام وجود وهابیت اش رو درک کنم چون من به هر خیری که از سمت خدا برسه فقیر فقیرم.آمین
دوست دارم اسم سال جدیدم رو سال رشد مالی و انرژی مضاعف بزارم.و تمام تمرکز وتلاشم رو برای این اهداف بذارم و نتیجه اش رو هم توی زندگی درک کنم.خدای مهربان ازت میخوام کمک و هدایت ام کنی به سمت راحت ترین مسیرها، تنها تو را می پرستم وتنها از تو یاری میخواهم و به قول خودت هدایت ام کنی به راه راست به سمت کسانی که به آنها نعمت داده ای ونه کسانی که به آنها غضب کرده ای و نه گمراهان.
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
که گر مراد نیابی به قدر وسع بکوشی
که من ایمان دارم در این کوشش حتما به مراد میرسم چون خدا بیشتر از من دوست داره که من موفق وثروتمند باشم.
استاد پیشاپیش تولدتون رو هم بهتون تبریک میگم و واسه شما وخانم شایسته بهترینها رو از خدا آرزو میکنم.
خیلی جالبه که امروز 28 اسفند 1402 که دو روز دیگه سال تحویل میشه، من به این فایل برخوردم… و خیلییی اتفاقی هم به این فایل هدایت شدم چون من اصلاً تو سایت دنبال چیز دیگهای بودم…
خب من امسال رو برای خودم سال ثروت نامگذاری میکنم چون احساس میکنم این موضوع روی تمام جنبههای زندگی من اثر گذاشته و تغییرش میتونه تحول عظیمی در زندگی من باشه…
سالی که گذشت به لطف خدا و آگاهیهای جدید و استاد عباسمنش عزیز، بهترین سال زندگی من بود، از چه لحاظ؟ الان میگم خدمتتون: اعتماد بهنفسم بهتر شد و قشنگ اینو احساس میکنم، رابطهم با خداوند عزیزم بهتر شد و به اندازهی درکم کارکرد جهان و قانون رو درک کردم، رابطهی خوبی با قرآن پیدا کردم (لازم به ذکره که من قبلاً از شنیدن صدای قرآن هم اعصابم خورد میشد) اما الان با عشق به صدای مترجم گویا گوش میکنم و وقتی نکتهی جدیدی رو درک میکنم خیلی خوشحال و ذوقزده میشم، من رابطهی بهتری با خودم پیدا کردم و دیگه از سرزنش کردن خودم دست برداشتم و سعی کردم خودم رو دوست داشته باشم، رابطهی من با اعضای خانوادهم بهخصوص با پدرم خیلی بهتر شد، تو دل چند تا از ترسهای کوچیک و بزرگم رفتم که مهمترینشون واسم رانندگی بود که با اینکه 6_5 سال پیش گواهینامه گرفته بودم اما تا حالا پشت فرمون ماشین خودمون ننشسته بودم و کم کم رفتم تو دلش و هربار به خدا توکل کردم و الان رانندگیم خیلی خوبه و حتی مامانم همش میگه من رانندگی تو رو خیلی قبول دارم و حتی من با برادر کوچیکم هم که تازه گواهینامه گرفته بود کار کردم تا بتونه رانندگی کنه، من امسال ورزش و سبک غذایی سالم رو از نو شروع کردم چون به مدت یک سال رها شده بود، من امسال احساس وابستگیم به آدما کمی کمتر شد هرچند هنوز یه عالمه جای کار داره ولی واسه من قابل تحسینه و به خودم آفرین میگم، من امسال انسان صبورتری بودم و کمتر با دیگران وارد بحث شدم، من امسال مدت زمان بیشتری رو نسبت به گذشته در احساس آرامش سپری کردم، من به اندازهی ظرف وجودم قدرت مطلق بودن خداوند رو به چشم دیدم و هرروز و هرروز سپاسگزارشم بابت اینکه فقط خودشه که قدرت مطلق جهانه (وای خدایا هزاران بار شکرت)، ارتباط برقرار کردن با آدما واسه من راحتتر شد، تا جایی که تونستم سعی کردم قدرت رو از آدمها بگیرم و کمتر ازشون بترسم و اونجوری که خودم دلم میخواد لباس بپوشم و آزادی بیشتری داشته باشم، غیر از اینا مطمئنم چند تا مورد دیگه هم بودن که الان حضور ذهن ندارم… خلاصهش اینه که با خودم و خدا و جهان اطرافم آشتی کردم :)
و امسال رو من «سال ثروت» نامگذاری میکنم و تمرکزم رو میخوام روی این موضوع بزارم…
اولش نمیخواستم این کامنتو بزارم ولی گفتم بنویسم که هم به خودم یادآوری بشه دستاوردهام و هم اینکه سال دیگه این موقعها که موضوع ثروت رو حل کردم، بیام اینجا و سال بعدی رو هم نامگذاری کنم، شایدم این بشه رسم هر سالم، هوم؟ جالب میشهها…
خب بینهایت از خودم سپاسگزارم که هرموقع از مسیر خارج شدم، باز برگشتم و به راهم ادامه دادم…
از شما استاد عباسمنش عزیز و مریم جانِ دوستداشتنی هم بسیار بسیار ممنونم بابت این آگاهیها، این فضای دوست داشتنی و بابت وجود خودِ نازنینتون…
و مهمتر از همه، از خدای عزیزم بینهایت بینهایت بینهایت سپاسگزارم که منو به این مسیر هدایت کرد و مُهری که به قلبم بود رو خودش برداشت و لحظه به لحظه با من بود تا برسم به اینجا، احتمالا خدا الان داره میگه: حالا کجاشو دیدی، این تازه اولش بود، دستتو بده به من که قراره قدم به قدم بریم جلو و کِیف دنیا رو ببریم…
آخ خدا جون شکرت و قربون اون بخشندگی و مهربونی و قدرتت برم… دوستت دارم خدای عزیزم:)
تولدت مبارک عزیز دلم از خدا براتون آرزو میکنم که همیشه در کنار خانواده عزیزت شاد و سلامت،پیروز و پر روزی باشی ???
سید جان خیلی دوست دارم ، عشقی عشق خدا رو شکر می کنم که فرشته نازنینی چون تو را بر سر راه من قرار داد
من امروز واقعا خیلی درکم رفته بالا از قوانین چقدر من راحت می تونستم زندگیم رو خلق کنم ولی خودم رو زجر می دادم ، به خودم ظلم میکردم ، کفر می ورزیدم ، و از نعمتها استفاده نمی کردم ، همیشه یه نگرانی همراهم بود و منو از اهادفم دور می کرد، ولی امروز همراه با تولد شما عید من هم شروع میشه امروز می خواهم برای خودم جشن بگیرم، می خواهم کنترل تمام زندگی ام را بگیرم توی دستم، می خواهم زندگیم رو خودم ایجاد کنم ، می خواهم بندگی کنم فقط تا خدا هم برام خدایی کنه ، می خواهم هم فرکانس با خواسته ها و آرزوهایم بشم و امروز من لایقترین فرد برای انجام این کار هستم .
من حمید محمدی این را از صمیم ? قبول دارم که خالق شرایط زندگی خودمم و تمام شرایط را خودم با افکارم و باورهایم ایجاد می کنم و متعهد می شوم از امروز شروع کنم به ایجاد شرایط و موقعیت های جدید و از پاشنه آشیلم که باور های مالی ام هست شروع می کنم و امسال را اسمش رو میگذارم بهترین سالی که من پول و ثروت و درآمد مالی بالا را با تمام وجودم درک کردم و به لطف و فضل الهی سال بعد همین جا تولد مالی ام را همراه با شما و دوستان عزیزم جشن میگیریم
خدایا شکرت که همه ما را حمایت و هدایت کردی و به هدفمان رساندی .
دوستان عزیز و استاد مهربانم پیشاپیش عیدتون مبارک
سال پر از برکت ، شادی ، سلامتی ، خوشبختی ،ثروت و نعمت بی انتها را از خدای وهاب براتون آرزومندم ????????
چقدر من راحت می تونستم زندگیم رو خلق کنم ولی خودم رو زجر می دادم ، به خودم ظلم میکردم ، کفر می ورزیدم ، و از نعمتها استفاده نمی کردم ، همیشه یه نگرانی همراهم بود و منو از اهادفم دور می کرد…
این قسمت پیامتون رو دوست داشتم. شبیه خودم بود. مرسی
سلام استاد .تولدت مبارک باشه .سال جدید برا من زمانی جدیده که تغییراتی جدید در درونم اتفاق بیوفتد .ودقیقا از زمانی که عضو خانواده ی صمیمیه ی شما شدمه حس میکنم تازه متولد شدمه وکلا دنیام جوره دیگه ای شده از اتفاقات جدیدی که برام میوفته هرچند کوچک
خنده و شادی بر لبانم مینشیند انگار از هر تعلقی رها شدمه انگار تمام مشکلاتم حل شده چون باور توحیدیم بهتر شده .ایمانم قویتر شده .بخاطر این همه تغییر از خدا سپاسگزارم وبرای شمااز خدا ارزوی توفیق بیشتر دارم راستی رقص نور پایین سایت خیلی خلاقانه هست خیلی عالی
مثل همیشه این فایل پر از آگاهی، اطلاعات مفید و امید و انگیزه بود.
سلام استاد عزیزم
خیلی خیلی ممنون و سپاسگذارم
من این فایل رو با ۹ماه تاخیر امروز دیدم شاید به قول شما آماده نبودم که سروقت و در روز تولدتون به این آگاهی ها برسم.
پاشنه آشیل من شک و تردید در مورد باور میشود.پس از دیدن فایلهای زیاد و کارکردن با آگهی های آن، خیلی مسایلی (تضادها)که رو باهاشون برخورد میکنم یا خواسته هایی رو تولید میشه اولش با خودم میگم من باورهای سازنده و قدرتمند کننده ش رو در ذهنم ایجاد میکنم تا به اون برسم یه چیزی ته دلم میپرسه یعنی میشه؟؟؟
الان تعهد دادم به خودم که ریشه این شک و تردید رو شناسایی کنم و برای خودم حلش کنم.
ان شاءالله عمرتون با عزت، سلامتی و شادی همراه باشه.
ممنونم از مریم جان که همیشه همراه استاد هست و پشت دوربین تلاش میکنه فایلها با کیفیت عالی ضبط بشه.
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز وخانم شایسته جان
تمرکز لیزری بر بهبود اصلیترین پاشنه آشیل
بخشی از صحبتهای استاد به صورت نوشتاری.
در بحث باورها به این نتیجه رسیدم که تمام اتفاقات مالی من رو باورهای من داره ایجاد میکنه و تا وقتی باورها تغییر نکنه مهم نیست من چقدر دارم زحمت میکشم چقدر دارم کار میکنم یعنی واقعا من شب و روزم رو به هم دوخته بودم
یعنی با تمام وجود من فعالیت میکردم کار میکردم تا بتونم یه شرایط مالی مناسبی رو برای خودم فراهم کنم
اما این اتفاق نمیفتاد وقتی که باورهای من عوض شد وقتی که نگاه من به پول عوض شد نگاه من به خداوند عوض شد نگاه من به جهان هستی عوض شد و قوانین رو درک کردم و شروع کردم به کار کردن به خودم شرایطی اتفاق افتاد که همه اون سالها واقعاً جبران شد و همه چیز تغییر کرد و دیگه بعدش هی اوضاع بهتر و بهتر شد تا الان که امریکا هستم و یه جای فوق العاده
شرایط همه جوره توی زندگی من تغییر کرده الان توی یه جای خیلی عالی شرایط خیلی خوب امکانات خیلی خوب توی کشور خیلی خوب ایالت خیلی خوب دارم زندگی میکنم.
و دوست دارم که هی در مورد این موضوع صحبت کنم که چطور اون همه سال تلاش و تلاش و تلاش استفاده از ایدهها راهکارها یعنی هر کاری که اونایی که با من بودن میدونن من آدم خلاقیم کلاً یعنی اصلاً آدمی نیستم که یه آدمی باشم که یه مسیری رو بره همینجوری هی نتیجه نگیره ولی بازم بره
نه من کلی ایده میدادم کلی مسیرها رو عوض میکردم کلی خلاقیت به خرج میدادم خیلی کار میکردیم بعد یه جوری هم بود که اصلاً دیگه زمستون و تابستون و شب و روز کار میکردیم خیلی فعالیت میکردیم یه خونه تیمی داشتیم با کلی آدم داشتیم فعالیت میکردیم کار میکردیم تا بتونیم به اهدافمون برسیم یعنی اینقدر فشار بود بچهها هم کوچیک بودن امکانات نداشتیم
اصلاً خیلی اوضاع سخت بود ولی مثلاً من فکر میکردم که با فعالیت بیشتر با تلاش سنگینتر با خلاقیت بیشتر با ایدههای جدیدتر مثلاً میشه تحولی رو ایجاد کرد.
ولی همه اینا جواب نداد تا وقتی من اومدم به صورت بنیادین باورهام رو نگاه کردم یعنی به یه خودشناسی رسیدم دیدم توی ذهن من در مورد یه سری مسائل در مورد آدمهای ثروتمند اصلاً یه سری باورهای ایراددار دارم در مورد پول در مورد نگاه من به معنویت
اصلاً خیلی نگاهیه که معنویت رو با پول نمیتونه یکجا جمع کنه معنویت رو با فقر و با تنگدستی یکجا میدونه و یه عالمه باور غلط که بعداً توی دوره روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3 در موردش توضیح دادم اینا باعث شد که من با کار بسیار بسیار کمتر از اون موقع به هرچی که میخوام برسم یعنی اینقدر همه چی تغییر کرد هر بار هم هی قوانین رو بهتر درک میکنم هر بار هی میفهمم که کجاها پاشنه آشیلم بوده کجاها باید کار کنم روش کجاها باید باورهام رو تقویت کنم
همه ما به یک اندازه دسترسی داریم به نعمتهای خداوند ما فقط راهها رو بلد نیستیم ما خیلیهامون مثل افرادی میمونیم که توی بیابون گم شده نه قطب نمایی داره نه هادی راهی داره نه بلده راهی داره و همین جور داره دور خودش میچرخه و اگر راه رو بلد باشیم خیلی زود اون سختیها و اون مخاطرات و اون مشکلات توی مسیر میشه جزء خاطرات قشنگ زندگی ما
میشه جز اون لحظاتی که آدم وقتی بهش فکر میکنه لذت میبره میگه ببین از کجا به کجا رسیدم.
خیلی از افراد فکر نمیکنن که تمام اتفاقات رو ما داریم رقم میزنیم با ذهنمون
یعنی این یه تیکهای هست که من همیشه در موردش صحبت میکنم و مهمترین موضوعِ
تعداد کمی به صورت واقعی همونجور که من باور کردم باور میکنن
یعنی اینکه من دارم با افکارم با باورهام با ذهنیتم دارم اتفاقاتم رو رقم میزنم هیچ عامل بیرونی دیگهای نیست
مطلقاً عامل دیگهای اصلاً وجود نداره و اگر من یاد بگیرم که چطور فکر کنم نحوه فکر کردنم نحوه نگاه کردن به دنیای اطرافم رو اگر بتونم تغییر بدم نتایج من بدون شک تغییر میکنن
نتایج من بدون شک عالی خواهند شد فقط کافیه من بتونم باورهای مناسب ایجاد کنم و متعهد باشم و ادامه بدم
این جهان کوه است و فعل ما ندا
این جهان داره واکنش نشون میده
این جهان مثل یک آینه است که هرچی که تو باشی بهت نشون میده
هیچی غیر از تو رو نشون نمیده
دنیای اطراف تو رابطه ات با همسرت با دوستات توی مسائل کاری مسائل مالی سلامتی جسمانی معنوی هرچی که الان اطرافت هست اون بازتاب درون توئه
وگرنه من یک برههای از زندگیم اینقدر این فکر من بیمار بود اینقدر توی حاشیه بودم اینقدر توجهم روی نکات منفی بود اینقدر من احساس منفی رو در خودم هی ایجاد میکردم و اینقدر جدل با خودم و با دیگران بودم که گفتم روزی تا 10 تا دعوا نمیکردم روزم شب نمیشد کلاً با همه دعوا داشتم و از درون تهی بودم اینقدر زندگی سخت باعث شده بود که افکار بیماریزا داشته باشم و فکر میکردم که همینه دیگه هیچ کاریش نمیشه کرد من توی یه همچین شرایطی بزرگ شدم توی یه همچین موقعیتی بزرگ شدم و حالا باید این روند رو ادامه بدم همون آدم که این همه مسئله داشت این همه مشکل داشت الان به جای اون آدم به جایی برسه که باور کنه که افکارش دارن رقم میزنن اتفاقات رو
چیزی بیرون از خودش نیست
بعد بشینه بگه خب اگر اینجوریه بیام شکل فکر کردنم رو عوض کنم و از همون روزی که من اومدم شکل فکر کردنم رو عوض کردم از همون روز نه از یه سال بعدش از همون روز من دیدم تغییر اتفاقات رو در زندگیم دیدم تغییر واکنش جهان رو توی زندگیم.
توی تمرین ستاره قطبی بچهها گفتن که استاد ما از همین امروز که اومدیم این تمرین رو انجام دادیم و اومدیم تمرکزمون رو آگاهانه روی افکار متفاوتی گذاشتیم از همین امروز این نتیجه این نتیجه این اتفاق برامون افتاده کامنتهاشون رو که نگاه میکنی میبینی همشون نوشتن من با اشک دارم این کامنت رو مینویسم که من چقدر خالق زندگی خودم بودم نمیدونستم این همه عمر داشتم توی سختی زندگی میکردم در صورتی که تمام اتفاقات رو افکار من داره رقم میزنه
اما کنترل ذهن کاریه که تمرین میخواد آدم خیلی راحت واکنش نشون میده به اتفاقات اطرافش
ولی من نشستم تمرین کردم
من اونجاهایی که خیلی راحت عصبانی میشدم با مردم درگیر میشدم نشستم خودم رو کنترل کردم اومدم نگاهم رو از روی نازیباییها برداشتم گذاشتم روی زیباییها
اومدم سپاسگزار خداوند شدم
اومدم با خودم خلوت کردم خیلی کار کردم روی خودم
میرفتم توی جنگل توی کوه چادر میزدم 10 روز تنهای تنها فقط میشستم فکر میکردم به اعمالم به رفتارم به افکارم به اون چیزی که توی ذهن من داره میچرخه به نجواهای شیطانی که چطور میشه اونها رو تغییر داد و بعد به راههایی رسیدم به باورهایی رسیدم به مسیری رسیدم که زندگی منو از اونجا از اون شرایط به اینجا رسونده.
و الان یه آدم متحول شدهای هستم توی کل زمینهها
آرامشی که دارم مثبت اندیشی که دارم منی که همیشه منفی بودم منی که همیشه به بدترین وجه اتفاقات فکر میکردم به خاطر همین با همه درگیر بودم به خاطر همین تا یکی چپ نگاه میکرد میگفتم حتماً این یه قصد بدی داره من بزار از همین الان شروع کنم مشت اول رو هرکی بزنه برنده است
به خاطر همین اینجوری زندگی میکردم به خاطر همین توی کل مسیر زندگیم اینقدر من اصطکاک داشتم با همه چی با همه آدمها با روزگار با خدا با زندگی بعد همون آدم میاد میشینه فکر میکنه میاد میشینه تجزیه تحلیل میکنه افکارش رو میاد باورهای درست رو جایگزین میکنه و نتایج رو میبینه و بعد نتایج بهش امید میده که مسیر درسته و بیشتر کار میکنه و بیشتر کار میکنه و نتایج بزرگ و بزرگتر میشه توی تمام جنبهها.
هر سال برای من هر سالی که گذشت از وقتی که من باورهام رو درست کردم و کار کردن روی خودم رو شروع کردم هر سال به اندازه کل سالهای قبل زندگی من پیشرفت کردم
سال بعد دوباره به اندازه کل سالهای قبل زندگیم پیشرفت کردم توی تمام زمینهها
و همین جور ادامه داره به خاطر اینکه دارم کار میکنم روی خودم به خاطر اینکه اصلاً این قانون بدون تغییر خداوند رو باور کردم که تمام اتفاقات زندگی من توسط افکارم رقم میخوره من دارم رقم میزنم به خاطر همینه که از کسی نمیترسم به کسی باج نمیدم نگران نیستم کسی چشمم بزنه فلان کنه
همه جا میگم هر کسی فکر میکنه میتونه کسی رو چشم بزنه بیاد زندگی منو چشم بزنه چرا اینا رو میگم
چون قانون دیگه برای من از ثابت گذشته است
دیگه من هر بار با باورهام با افکارم اصلاً چیزهایی رو رقم زدم توی زندگیم که بقیه نمیتونن توی رویاهاشون بهش فکر کنن من توی زندگیم ایجادش کردم خلقش کردم توی زندگیم.
سلام به استاد عباسمنش و استاد شایسته عزیز وتمام دوستان عزیزم در این مسیر زیبا
اول ازهمه از شما بابت این فضای الهی و معنوی که فراهم کردید تا ما گمشدگان مسیر زندگی راه خود را به سمت خود شناسی و خداشناسی پیدا کنیم سپاسگزارم.
امروز پنجم اسفند ماه سال 1402من نزدیک به پنج سال است که با شما آشنا شدم ولی تا بحال با توجه نه نتایجی که به دست آوردم از خودم ردپای نذاشتم و کامنتی ننوشتم که این را ظلمی به خودمیدانم و دلیلش رو این میدونم که توی سختی ها مسیرم رو گم میکردم و به در و دیوار میخوردم تا دوباره برمیگشتم به این راه پر از نعمت.با اینکه چندین بار خواستم بنویسم ولی ایدهآل گرایی نمیگذاشت یعنی اینقدر چک نویس میکردم تا همه چیز عالی باشه که یه مشکلی پیش میومد که نمیشد اون مطلب رو واردسایت کنم ولی امشب از خدا خواستم هدایت ام کنه و بیام این مطلب رو بنویسم و این رو هم باید از همسر مهربونم سپاسگذار باشم که شرایطی فراهم کرد تا من بتونم خلوت کنم و روی باورهام کار کنم و خیلی راحت تر این کامنت رو بنویسم.
من تا امروز هر چی که واقعا قلبا از خدا خواستم و خودم رو هم لایقش دونستم دریافت کردم ولی چون ما باورهای محدودی داریم پس خواسته هامون هم محدوده و من هم به همین دلیل هیچوقت ذهنم اجازه نمیداد چیزهای بزرگ بخوام و با دلیل منطق من رو منصرف میکرد و میگفت که مثلا الان تو با این شرایط که نمیتونی به فلان درامد یا فلان خونه تو فلان محله با اون امکانات و یا به فلان ماشین و یا به فلان خواسته ات که در ذهنم منطقی نبود برسی و همش برای خودم محدودیت قائل میشدم.ولی از خدا میخوام به من هم مثل سلیمان نبی اونقدر عطا کند تا با تمام وجود وهابیت اش رو درک کنم چون من به هر خیری که از سمت خدا برسه فقیر فقیرم.آمین
دوست دارم اسم سال جدیدم رو سال رشد مالی و انرژی مضاعف بزارم.و تمام تمرکز وتلاشم رو برای این اهداف بذارم و نتیجه اش رو هم توی زندگی درک کنم.خدای مهربان ازت میخوام کمک و هدایت ام کنی به سمت راحت ترین مسیرها، تنها تو را می پرستم وتنها از تو یاری میخواهم و به قول خودت هدایت ام کنی به راه راست به سمت کسانی که به آنها نعمت داده ای ونه کسانی که به آنها غضب کرده ای و نه گمراهان.
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
که گر مراد نیابی به قدر وسع بکوشی
که من ایمان دارم در این کوشش حتما به مراد میرسم چون خدا بیشتر از من دوست داره که من موفق وثروتمند باشم.
استاد پیشاپیش تولدتون رو هم بهتون تبریک میگم و واسه شما وخانم شایسته بهترینها رو از خدا آرزو میکنم.
«به نام خدای بخشنده و مهربون»
سلام به استاد عزیز و همهی دوستان همفرکانسی
خیلی جالبه که امروز 28 اسفند 1402 که دو روز دیگه سال تحویل میشه، من به این فایل برخوردم… و خیلییی اتفاقی هم به این فایل هدایت شدم چون من اصلاً تو سایت دنبال چیز دیگهای بودم…
خب من امسال رو برای خودم سال ثروت نامگذاری میکنم چون احساس میکنم این موضوع روی تمام جنبههای زندگی من اثر گذاشته و تغییرش میتونه تحول عظیمی در زندگی من باشه…
سالی که گذشت به لطف خدا و آگاهیهای جدید و استاد عباسمنش عزیز، بهترین سال زندگی من بود، از چه لحاظ؟ الان میگم خدمتتون: اعتماد بهنفسم بهتر شد و قشنگ اینو احساس میکنم، رابطهم با خداوند عزیزم بهتر شد و به اندازهی درکم کارکرد جهان و قانون رو درک کردم، رابطهی خوبی با قرآن پیدا کردم (لازم به ذکره که من قبلاً از شنیدن صدای قرآن هم اعصابم خورد میشد) اما الان با عشق به صدای مترجم گویا گوش میکنم و وقتی نکتهی جدیدی رو درک میکنم خیلی خوشحال و ذوقزده میشم، من رابطهی بهتری با خودم پیدا کردم و دیگه از سرزنش کردن خودم دست برداشتم و سعی کردم خودم رو دوست داشته باشم، رابطهی من با اعضای خانوادهم بهخصوص با پدرم خیلی بهتر شد، تو دل چند تا از ترسهای کوچیک و بزرگم رفتم که مهمترینشون واسم رانندگی بود که با اینکه 6_5 سال پیش گواهینامه گرفته بودم اما تا حالا پشت فرمون ماشین خودمون ننشسته بودم و کم کم رفتم تو دلش و هربار به خدا توکل کردم و الان رانندگیم خیلی خوبه و حتی مامانم همش میگه من رانندگی تو رو خیلی قبول دارم و حتی من با برادر کوچیکم هم که تازه گواهینامه گرفته بود کار کردم تا بتونه رانندگی کنه، من امسال ورزش و سبک غذایی سالم رو از نو شروع کردم چون به مدت یک سال رها شده بود، من امسال احساس وابستگیم به آدما کمی کمتر شد هرچند هنوز یه عالمه جای کار داره ولی واسه من قابل تحسینه و به خودم آفرین میگم، من امسال انسان صبورتری بودم و کمتر با دیگران وارد بحث شدم، من امسال مدت زمان بیشتری رو نسبت به گذشته در احساس آرامش سپری کردم، من به اندازهی ظرف وجودم قدرت مطلق بودن خداوند رو به چشم دیدم و هرروز و هرروز سپاسگزارشم بابت اینکه فقط خودشه که قدرت مطلق جهانه (وای خدایا هزاران بار شکرت)، ارتباط برقرار کردن با آدما واسه من راحتتر شد، تا جایی که تونستم سعی کردم قدرت رو از آدمها بگیرم و کمتر ازشون بترسم و اونجوری که خودم دلم میخواد لباس بپوشم و آزادی بیشتری داشته باشم، غیر از اینا مطمئنم چند تا مورد دیگه هم بودن که الان حضور ذهن ندارم… خلاصهش اینه که با خودم و خدا و جهان اطرافم آشتی کردم :)
و امسال رو من «سال ثروت» نامگذاری میکنم و تمرکزم رو میخوام روی این موضوع بزارم…
اولش نمیخواستم این کامنتو بزارم ولی گفتم بنویسم که هم به خودم یادآوری بشه دستاوردهام و هم اینکه سال دیگه این موقعها که موضوع ثروت رو حل کردم، بیام اینجا و سال بعدی رو هم نامگذاری کنم، شایدم این بشه رسم هر سالم، هوم؟ جالب میشهها…
خب بینهایت از خودم سپاسگزارم که هرموقع از مسیر خارج شدم، باز برگشتم و به راهم ادامه دادم…
از شما استاد عباسمنش عزیز و مریم جانِ دوستداشتنی هم بسیار بسیار ممنونم بابت این آگاهیها، این فضای دوست داشتنی و بابت وجود خودِ نازنینتون…
و مهمتر از همه، از خدای عزیزم بینهایت بینهایت بینهایت سپاسگزارم که منو به این مسیر هدایت کرد و مُهری که به قلبم بود رو خودش برداشت و لحظه به لحظه با من بود تا برسم به اینجا، احتمالا خدا الان داره میگه: حالا کجاشو دیدی، این تازه اولش بود، دستتو بده به من که قراره قدم به قدم بریم جلو و کِیف دنیا رو ببریم…
آخ خدا جون شکرت و قربون اون بخشندگی و مهربونی و قدرتت برم… دوستت دارم خدای عزیزم:)
در پناه الله یکتا
به تاریخ: 28 اسفند 1402 / ساعت: 10:55 صبح
تولدت مبارک سید. الهی به آرزوهای دلت برسی و یه عیدی فوق العاده از خدای خودت بگیری. همون خدایی که میشناسی.
روابط هم برام خیلی مهم و انتخاب ثروت یا رابطه مثل انتخاب بین پدر و مادر هست برام. هر دو نیازم هستند و نمیخوام غافل بشم از یکی.
پس امسال رو سال ثروت رابطه ساز میزارم?
سال ثروت رابطه ساز
سلام بر استاد عزیز و خانواده گرامی
چقدر خوبید شما ، چقدر عشقی شما ، چقدر فوقالعاده زیبا هستید
تولدت مبارک عزیز دلم از خدا براتون آرزو میکنم که همیشه در کنار خانواده عزیزت شاد و سلامت،پیروز و پر روزی باشی ???
سید جان خیلی دوست دارم ، عشقی عشق خدا رو شکر می کنم که فرشته نازنینی چون تو را بر سر راه من قرار داد
من امروز واقعا خیلی درکم رفته بالا از قوانین چقدر من راحت می تونستم زندگیم رو خلق کنم ولی خودم رو زجر می دادم ، به خودم ظلم میکردم ، کفر می ورزیدم ، و از نعمتها استفاده نمی کردم ، همیشه یه نگرانی همراهم بود و منو از اهادفم دور می کرد، ولی امروز همراه با تولد شما عید من هم شروع میشه امروز می خواهم برای خودم جشن بگیرم، می خواهم کنترل تمام زندگی ام را بگیرم توی دستم، می خواهم زندگیم رو خودم ایجاد کنم ، می خواهم بندگی کنم فقط تا خدا هم برام خدایی کنه ، می خواهم هم فرکانس با خواسته ها و آرزوهایم بشم و امروز من لایقترین فرد برای انجام این کار هستم .
من حمید محمدی این را از صمیم ? قبول دارم که خالق شرایط زندگی خودمم و تمام شرایط را خودم با افکارم و باورهایم ایجاد می کنم و متعهد می شوم از امروز شروع کنم به ایجاد شرایط و موقعیت های جدید و از پاشنه آشیلم که باور های مالی ام هست شروع می کنم و امسال را اسمش رو میگذارم بهترین سالی که من پول و ثروت و درآمد مالی بالا را با تمام وجودم درک کردم و به لطف و فضل الهی سال بعد همین جا تولد مالی ام را همراه با شما و دوستان عزیزم جشن میگیریم
خدایا شکرت که همه ما را حمایت و هدایت کردی و به هدفمان رساندی .
دوستان عزیز و استاد مهربانم پیشاپیش عیدتون مبارک
سال پر از برکت ، شادی ، سلامتی ، خوشبختی ،ثروت و نعمت بی انتها را از خدای وهاب براتون آرزومندم ????????
چقدر من راحت می تونستم زندگیم رو خلق کنم ولی خودم رو زجر می دادم ، به خودم ظلم میکردم ، کفر می ورزیدم ، و از نعمتها استفاده نمی کردم ، همیشه یه نگرانی همراهم بود و منو از اهادفم دور می کرد…
این قسمت پیامتون رو دوست داشتم. شبیه خودم بود. مرسی
سلام به عزیزان پشت صحنه این سایت واقعاااااااااا شما بی نظیرین
یه تشکر هم میکنم از کسانی که این ایده های خوب رو میدن که سایت هر روز پیشرفت داره میکنه و عالی تر میشه
این قسمت ویراش جدید که برای کامنت ها در نظر گرفته اید واقعااااااااا عالیه
خداقوت میگم به این عزیزان دل که عاشقانه دارن کار میکنند
ما همه به داشتن شما عزیزان افتخار میکنیم و سپاسگذاریم
هر جا هستین شاد سلامت و ثروتمند باشین درپناه حق
سلام استاد .تولدت مبارک باشه .سال جدید برا من زمانی جدیده که تغییراتی جدید در درونم اتفاق بیوفتد .ودقیقا از زمانی که عضو خانواده ی صمیمیه ی شما شدمه حس میکنم تازه متولد شدمه وکلا دنیام جوره دیگه ای شده از اتفاقات جدیدی که برام میوفته هرچند کوچک
خنده و شادی بر لبانم مینشیند انگار از هر تعلقی رها شدمه انگار تمام مشکلاتم حل شده چون باور توحیدیم بهتر شده .ایمانم قویتر شده .بخاطر این همه تغییر از خدا سپاسگزارم وبرای شمااز خدا ارزوی توفیق بیشتر دارم راستی رقص نور پایین سایت خیلی خلاقانه هست خیلی عالی
عباس منیش خیلی دوست تان دارم , زندگی من را عالی ساختی از همین الان ,
اگر الان عمل و تمرین نکنیم 20 سال بعد خواهیم گفت کاش این کار را می کردم ای کاش ای کاش
همان حسرتی که خداوند در قران مثال می زند از انسانهای مغبون و زیان دیده
بزرگترین زیان نابود کردن زمان است
مثل همیشه این فایل پر از آگاهی، اطلاعات مفید و امید و انگیزه بود.
سلام استاد عزیزم
خیلی خیلی ممنون و سپاسگذارم
من این فایل رو با ۹ماه تاخیر امروز دیدم شاید به قول شما آماده نبودم که سروقت و در روز تولدتون به این آگاهی ها برسم.
پاشنه آشیل من شک و تردید در مورد باور میشود.پس از دیدن فایلهای زیاد و کارکردن با آگهی های آن، خیلی مسایلی (تضادها)که رو باهاشون برخورد میکنم یا خواسته هایی رو تولید میشه اولش با خودم میگم من باورهای سازنده و قدرتمند کننده ش رو در ذهنم ایجاد میکنم تا به اون برسم یه چیزی ته دلم میپرسه یعنی میشه؟؟؟
الان تعهد دادم به خودم که ریشه این شک و تردید رو شناسایی کنم و برای خودم حلش کنم.
ان شاءالله عمرتون با عزت، سلامتی و شادی همراه باشه.
ممنونم از مریم جان که همیشه همراه استاد هست و پشت دوربین تلاش میکنه فایلها با کیفیت عالی ضبط بشه.