اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
رفتم توی حیاط خونه ایی که هستم چون خیاط بسیار باصفا و خوبی دارم خدا را صد هزار مرتبه شکر و پشت سر هم نوشتم از خصوصیات زندگی کردن در خونه ی خودم و تجسم کردم با حال خوب با احساس خوب و
ترمز ::: من ذهنم گفت خدایا من وقتی در خونه ی خودم باشم و در خونه ی خودم زندگی کنم دیگه هیچی ازت نمی خواهم….. !!!!!!!!! چرا نمی خواهم ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!
در صورتیکه این باور اشتباه است
من دارم به خدا میگم : من وقتی به این خواسته رسیدم هیچی ازت نمی خواهم و کاری دیگه ندارم . خواسته ای ندارم دیگه ؟؟؟؟؟
خدارو شکرگذارم که باز هم هدایتش شامل حالم شد و من رو از سردرگمی و گیجی خارج کرد
چند وقت بود که باز هم اون انگیزه لازم اون شور و شوق درونی برای ادامه دادن کم شده بود و باز مثل دفعه های قبلی این سیکل معیوب دوباره رخ داده بود که گنگ و سردرگم دور خودم میچرخیدم و نمیدونستم باید چیکار کنم دوباره تعهدم کمرنگ شده بود و از این بابت احساسم بد میشد و این احساس بد به خاطر احساس گناه ناشی از اهمال کاری خودم بود وگرنه اینبار خیلی بیشتر به درستی مسیر اطمینان داشتم
یک سرزنش درونی که تو هیچ کاری رو نمیتونی کامل انجام بدی قبلا نتونستی پروژه خانه تکانی رو کاملش کنی الان هم اون انگیزه اولیه زیاد برای پروژه مهاجرت به مدار بالاتر رو از دست دادی و نصفه نیمه انجامش میدی، دوره های نصفه نیمه، کتاب های نصفه نیمه، تمرین های نصفه نیمه…
خلاصه که این سرزنش ها، نجواها و احساس گناه درونی داشت منو از پا درمیاورد
توی همین بلاتکلیفی، استاد دوره هم جهت با جریان خداوند رو معرفی کردند و زمانی که اون ویدیو رو دیدم کاملا متوجه شدم که این دوره دقیقا برای مشکل منه، حتی وقتی استاد نظرات دوستان درمورد جلسه اول دوره رو منتشر کردن، با خوندن نظرات دیدم که نه بابا فقط من نیستم که درگیر این مشکل بودم و تنها نیستم، یه کوچولو از اون احساس گناه کمتر شد چون فهمیدم این قضیه شل و سفت کردن، یه روز متعهد بودن یه روز دور خودم گشتن فقط مشکل من نیست
اما قضیه از این قراره که من نه پول خرید دوره رو دارم نه از لحاظ درونی آمادگی برای دوره جدید رو دارم
بارها این کلمه (مومنتوم) رو شنیده بودم: از زبان خانم شایسته در دستورالعمل پروژه مهاجرت به مدار بالاتر، از زبان استاد در معرفی دوره و در کامنت های بچه های دوره
یه سرچی کردم اما چیز خاصی دستگیرم نشد و باز من موندم و دست به دامان خدا که خدایا کمکم کن خدایا اگر قراره با این دوره این مشکل من ریشه ای حل بشه خودت برام بخر، خدایا این مومنتوم چی هست خودت هدایتم کن
و هدایت اتفاق افتاد…
دیروز که از خواب بیدار شدم قلبم گفت برم کامنت نظرات دانشجویان برای جلسه اول رو بخونم، تو کامنت سومی که خوندم در پاسخ یکی از دوستان بود که دوستمون رو راهنماییشون کرده بودن و گفتن که در قسمت عقل کل یکی از بچه ها مقاله ای رو گذاشته درمورد مفهوم مومنتوم در رسیدن به خواسته ها…
خدای من این دوستم یکی از دستان خدا بود که من رو از چه کنم چه کنم خارج کنه و اصل ایراد کارم رو متوجه بشم
مقاله برای چهار سال پیش بود اما چه خوب درمورد قانون اینرسی و مومنتوم توضیح دادن و من با این مقاله صحبت های استاد، نظرات دوستان و صحبت های خانم شایسته در شروع پروژه مهاجرت رو درمورد مومنتوم بهتر متوجه شدم و برام واضح تر شد
درپایان مقاله دوستمون که خدا خیرش بده، اشاره کردن به این فایل که برای درک بهتر مومنتوم خیلی برام کمک کننده بود
خدایا شکرت که این جریان زیبای هدایت رو برام چیدی تا در حد مدار خودم متوجه قضیه مومنتوم بشم و ازش استفاده کنم تا در مدارهای بالاتر هدایت بشم به دوره هم جهت با جریان خداوند که خیلی جامع تر استاد به این قضیه پرداختن
من ایراد کارم رو فهمیدم که چرا داستان بودن در مسیر و ادامه دادنم حالت یویویی داره و همش به سمت جلو و عقب درحرکتم، شروع میکنم چند روز با تعهد و نشانه ها میاد دوباره انگار فراموش میکنم و اون تعهد کمرنگ میشه و از بین میره و بالطبع نشانه ها هم خاموش میشه حتی حس میکنم قلبم هم به روی آگاهی ها و الهامات بسته میشه و این برای من خیلی سخت تره که هیچ اگاهی و الهام جدیدی از سمت پروردگارم دریافت نکنم…
خلاصه که به لطف خدا اینبار با آگاه بودن به داستان مومنتوم و وارد کردن اون نیروی اولیه زیاد
به ماشین ساکن زندگیم، شروع کردم…
حتما در مسیر حرکتم باز هم ردپا میذارم از تعهدم از نشانه ها، آگاهی ها و از نتایجم مینویسم ان شاالله…
خدایا من مثل همیشه محتاج هدایت، حمایت، حفاظت و اجابت تو هستم
هوامو داشته باش مثل همیشه که من بدون تو هیچی نیستم…
خداوندراسپاس میگم که درجمع شما خوبان قراردارم ویکسال زیباروپرازافکارمثبت وثروت آفرین رودر کنارتان پشت سرگذاشتم.سالی که گذشت برای من خیلی خوب بودواگرچه ازلحاظ مالی به همه خواسته هام نرسیدم ولی به قول استاد یکباردیگه بایدباقدرت وایمان بیشتراستارت بزنم ومطمئنم سال آینده سال بسیارپرپولی برای من والبته شما دوستان عزیز وثروتمندم خواهدبود.درپناه خداشاد٬آرام وسعادتمندباشید.
ازاستادوهمه دوستانیکه که امسال به سوالات من پاسخ دادندوراهنماییم کردندبی نهایت سپاسگزارم.
این پیشنهاد جناب عباس منش خیلی خوب است . من برای تغییر باورهام به تمرین بیشتر نیاز دارم و اینکه آنها را ادامه بدهم . با این که وقت کافی می گذارم روی خواسته ها و در خواست هایم اما گاهی حس می کنم شرایط و ناخواسته ها در زندگیم دیده می شوند . و من خیلی دوست داشتم زودتر آنها را پش سر بگذارم و اگر احساس خوبی تجربه نکردم یا کار نادرستی کردم ناامید نمی شوم دوباره ادامه می دهم آن قدر خواسته هایم را از خدا درخواست می کنم که بهشان برسم .اگر اشتباهی کردم فردایش از خدا می خواهم مرا ببخشد و می دانم مرا می بخشد و دوباره به مسیر راهنمایی و هدایتش برم می گرداند.
امروز فایل بررسی دعای کمیل جناب عباس منش را دوباره گوش می دادم چقدر شرح حالش مشابه حالات روحیات الان من بود انگار تمام حرف های مرا می خواست به خدا بگه و چقدر خوشحال و امیدوار شدم از این که حتی اگر من ضعیف باشم در این را خدا مرا هدایت و راهنمایی خواهد کرد. چراکه بهش ایمان دارم و ازش درخواست کردم که کمکم کنه .
من حدود دوهفته ای بود که به خاطر رنگ کاری به کامپیوتر دسترسی نداشتم و فایل ها را نمی توانستم گوش کنم . بعد متوجه شدم برای موفق شدن بایستی به طور مرتب تمریناتمان را انجام دهیم . مخصوصا من که تازه در شروع کار هستم .
در این مدت فایل های یکی از اساتید را هم از یوتیوب با موبایلم گوش می دادم بعد از مدتی فهمیدم این فایل ها با روحیات من خیلی سازگار نیست و من نیاز دارم به استاد که عملا موفقیت های بزرگی در زندگیش کسب کرده باشد و حرف و منطق و استدلالش به دل و ذهنم بنشیند و قابل قبول باشد . حتی با وجودی که ایشان هم فایل های رایگان هم محصولات نسبتا مناسبی داشت تشخیص دادم نمی توانم ارتباطی با گفته هایش برقرار کنم و خوشحالم که این راه را امتحان کردم . چرا که گاهی لازم است انسان در مورد موضوعاتی خودش تحقیق کند و خدا را سپاسگذارم که این راه آسان را برای ثروتمند شدن به من معرفی کرد .
هیچگاه یادم نمیره روزی رو که با استاد عباس منش و گروه فوق العادشون آشنا شدم و خداوند چقدر منو دوست داشت که منو به این سمت هدایت کرد زمان زیادی از آشنایییمون نمیگذره اما چقدر حالم و افکارم و امیدم بزندگی تغییر کرده و چقدر این تغییر و تحول در من ریشه عمیقی دوانده که واقعا نمیتونم براتون وصفش کنم. استاد چقدر صحبتهای شما در هر فایلی دلنشین و زیباست و چقدر با گوش دادن هر بار و هر بار بهشون جریانی از انرژی و انگیزه در وجودم جاری میشه خدای خودم رو سپاسگزارم که تا این حد به من توجه کرده و من رو بمسیر زیباییها و نعمات در این دنیا برگردونده در آستانه تغییر حال و هوای طبیعت امیدوارم تغییرات بزرگی در انتظار هممون در تمامی ابعاد باشه و امیدوارم با راهنماییهای استاد عباس منش عزیز هرچه بیشتر و بیشتر از مواهب و نعمتهای این مسیر زیبا و دوست داشتنی لذت و بهره ببریم و به تمام خواسته ها و آرزوها و اهدافمون برسیم
برای همه شما عزیزانم خوشبختی سعادت ثروت موفقیت آرامش و شادی رو در آستانه سال جدید از ایزد یکتا خواستارم
دیروز بعدازظهر به همراه همسرم رفته بودیم قم. تو مسیر رفت یهویی فرمون ماشین شروع به لرزیدن شدیدی کرد که حتی نزدیک بود تصادف کنم، ابتدای امر خیلی ترسیدم و بعدش تا قم با سرعت هشتاد نودتا ادامه مسیر رو طی کردم و البته دیگه به ظاهر مشکلی پیش نیومد.
تو مسیر برگشت هم بعد از حدود چهل پنجاه کیلومتر که از فم دور شدیم باز مجددا فرمون ماشین شروع به لرزش شدیدی کرد که اینبار دیگه به لحاظ تاریکی هوا یه کمی دلهره هم داشتم. اما به هرحال به لطف خداوند به سلامت به منزل رسیدیم. امروز صبح ماشین رو بردم تعمیرگاه که مشکلش رو رفع کند. البته این رو هم بگم که قبل از عید ماشین رو برای سرویس و تنظیم های مرتبط برده بودم.
مطلبی که میخوام با شما در میون بگذارم اینه که تو اون لحظات سخت دائم به صحبتهای استاد عباسمنش که میگه توی سختیها و مشکلات، احساس خودت رو خوب نگهدار و در این شرایط تنها به این فکرکنید که یه تجربه جدید دارید یاد میگیرید و اینکه چه درسهایی از این شرایط بایست یاد بگیرید، در حالیکه قبلا وقتی تو چنین شرایطی قرار میگرفتم به شدت ناراحت و عصبانی میشدم و از عالم و آدم شاکی میشدم اما اینبار کاملا آرام بودم و تمرین آرامش داشتن و احساس خوب داشتن رو تمرین میکردم.
به امید سالی مملو از آرامش خاطر، سلامتی، شادمانی و ثروت روز افزون برای همه شما.
خداراشکر گذارم که در هر لحظه در حال هدایت شدن هستم از جانب خداوند.
اینکه خواسته ام این بود چطور این بهتر عمل کنم تا نتیجه بهتر دریافت کنم .تنها الهامی که از این فایل دریافت کردم این بود که استمرار روی دورههایی که دارم
هدایت هایی که از جلسات فایل های رایگان دریافت میکنم
من رو به مسیر هایی هدایت میکند که فقط در آن باور هایی ایجاد میشود که در مدار درست در فرکانس نعمات قرار میگیرم و نتیجه ها بزرگتر و بزرگتر میشود فقط نیاز به تکامل دارد و این زندگی سراسر از لذت ادامه دارد . خدایا شکرت
سلام عزیزان دوست داشتنی ، هدایت یافتگان به راوی داستان راز زندگی و قوانین بی نظیرش
وای ی ی ی ی ی ی ی ی خدایا شکرت نمیدونم چی بگم
ازکجا شروع کنم ، این همزمانیها که نشان از یه سیستم هوشمند با یه گرداننده هوشمندتر داره
توی مهر ماه در زمان مسافرتم رفته بودم برای بچه های فامیل یه سری وسایل و لوازم التحریر بخرم یه دفتر یادداشت کوچولو دیدم که طرحش جغد بود و از اونجا که من بواسطه اینکه خیلی بهش علاقه دارم و مظهر آگاهی میدونستمش و تازه یه کتاب با عنوان ” سارا قانون جذب یاد میگیرد ” خونده بودم که قهرمان اصلیش یه جغد بنام سلیمان بود بلافاصله خریدمش و به کناری گذاشتمش تا در وقت مناسبش مطالبم رو توش بنویسم
یه جورایی چی نمیدونستم ولی مطمئن بودم وقتش که بشه بهم گفته میشه
۳ روز پیش بواسطه حال و احوال این روزا و ویروس و … احساس کردم برای بیشتر بردن کانون توجهم از این مساله به سمت خوب باید کاری بکنم ؛ ناگفته نمونه من دو هفته قبل آنفلوانزا گرفته بودم و رو به بهبودی بودم وقتی رفتم اداره رئیسم با یه برخورد نامناسب ازم خواست برم خونه .
اولش یه ذره جا خوردم ولی تو مسیر برگشت به خونه مرتب چیزهای خوب این شرایط ناخواسته رو با خودم تکرار میکردم که خدایا شکرت چه بارون قشنگی
چه مسیر زیبایی
چه خیابانهای خلوتی و از اینجور چیزا
توی خونه یه دفعه با اینکه صبح تو دفتر شکرگذاریم رو نوشته بودم اما کسی بهم گفت برم سمت جغد قشنگم و برنامه ای که برای سال آینده دلم میخواد رو توش بنویسم و کل اسفند و عید رو بذارم برای شفاف سازی و بسط و جزئیات این فیلمنامه زندگیم
یه آن بخودم اومدم و انگار نزدیک سه ساعت بود که مشغول بودم ولی عملا انگار تو این دنیا نبودم و حسابی از ترسیم دنیای خود خواسته م تو ابرها سیر میکردم
معمولا این ساعت چون همیشه سرکار هستم توی اینترنت نمیرم ولی مثل بچه های ابتدایی که مدرسه شون تعطیل میشه و خوشحالن منم دقیقا با همون ذوق و شوق به سمت سایت و نشونه م هدایت شدم و از دیدن و شنیدنش حسابی حظ کردم
بخاطر اینکه من پیش از دیدنش تو اون مدار قرار گرفته بودم و با نوشتن زمان و مکان رو فراموش کردم انگاری خودم رو می دیدم که دارم تو اون فضا سیر میکنم و بعد اینکه واقعیت جواب یکی از سوالاتی که یه مدت بود داشتم رو گرفتم ، چرا که بواسطه تغییر شرایط تاهلم دلم نمی خواست تو جمع فامیل باشم و نگاههای اونو رو تحمل کنم
و بعد دلم نمی خواست پدر و مادرم بخاطر من از این فضا محروم بشن که خدا رو شکر با نفس گرم مریم جان و استاد که دوره عزت نفس رو ویرایش کردن دیگه مساله اون 😩🙁😟😒😯😑🤐😐 نگاه ها رو برای خودم حل کردم و مطمئن شدم که میشه وقتم رو اون جوری که دلم میخواد و به شیوه ای که بهم حس و حال بهتری میده ، بگذرونم و وقتی خودم ، خودم رو همینی که هستم دوست دارم و پذیرام دیگه بقیه ای نمی مونه که من بخوام برای تایید گرفتن ازشون ذهنم رو در گیر کنم
کلی خدا رو بابت هدایت به این نشونه که در زمان مناسب بهم جوابم رو داد و یه جورایی چراغ سبزی برام هست که ندا داری راه رو درست میری و تو مسیری ، شکر میکنم
هر روز بیش از پیش به وجود خدا در خودم آگاه و آگاه تر میشم و باهاش و بواسطه ش احساس توانمندی و قدرت بیشتری برای خلق خواسته هام میکنم عین یه ماشین فول آپشن که در اثر روندنش هر روز بیشتر به قابلیت هاش پی میبرم و مسلط تر میشم و از رانندگی باهاش کلی هم لذت میبرم
ممنون از همه عزیزان در این مکان بی نظیر
در این بهشت خدا بر روی زمین
دوستتون دارم 💖💖💖💖
بهترینها رو براتون آرزو مندم و امید که هر روز بیشتر به خدای درونمون نزدیک بشیم ؛ آمین 🤗🖐👋
سلام به استاد عزیزم ، خسته نباشی وخداقوت ، بازم هزاران بار سپاسگزارم به خاطر این فایل زیبا وپرازآگاهی.
وقتی که این فایل رو تماشامیکنم ، روز 11فروردین ماه سال 1402به پایان رسیده ومن الان در مسافرت هستم.
استاد من خیلللللی با این جمله ی شما که گفتین ، طبیعت انرژی بی نظیری داره، کاملا موافقم، چون خودم از28اسفندتا دهم فروردین ماه پیش پدرشوهرم در روستای زیبای لرستان بودم .
چه قدر من دراین 12 روز لذت بردم ، با این حال که کسی نبود ، من بودم وهمسرم وپدرهمسرم، میرفتم داخل حیاط زیر درخت زردآلو که شکوفه زده بود ، می نشستم وبا خدای خودم حرف میزدم ودر دفتر شکرگزاری درباره ی نعمتهای سال گذشته سپاسگزاری میکردم.
من الان اومدم خونه ی پدر ومادر خودم دراصفهان، ولی باور میکنید دلم در روستا خیلللللی بیشتر خوش بود ، به هرکسی میگم ، باورنمی کنن که من خونه ی پدرهمسرم حالم بهتره ، چون واقعا طبیعت ی چیزدیگه است وتنهایی واقعا لذت زیادی داره.
هرکسی من رو توی روستا میدید ، میگفتن مگه میشه تنهایی هم لذت برد، اصلا حال من رونمیفهمیدن ، من داشتم باخدای خودم عشق بازی میکردم وچقدررررررررر بهم لذت داد برعکس آدمهایی که وقتی اسم روستا میاد بدشون میاد.
من درسال جدید قدم اول از12قدم استاد رو میخرم و روی خودم کارمیکنم وباوردارم که سال جدید بهترین سال زندگی من میشه ، آخه من خیلللللللی به الله علاقه ی خاصی دارم ودوست دارم ارتباطم قوی وقویتر بشه.
بازم تشکر میکنم ازاستاد بزرگوارم وخدارو هزاربارشکر میکنم که باشما آشنا شدم تا بتونم قانون جهان هستی رو یادبگیرم وبتونم زندگی خودم روخلقش کنم
کامنت دوستان را خواندم .
فایل را گوش کردم
خیلی حالم خوب شد
رفتم توی حیاط خونه ایی که هستم چون خیاط بسیار باصفا و خوبی دارم خدا را صد هزار مرتبه شکر و پشت سر هم نوشتم از خصوصیات زندگی کردن در خونه ی خودم و تجسم کردم با حال خوب با احساس خوب و
ترمز ::: من ذهنم گفت خدایا من وقتی در خونه ی خودم باشم و در خونه ی خودم زندگی کنم دیگه هیچی ازت نمی خواهم….. !!!!!!!!! چرا نمی خواهم ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!
در صورتیکه این باور اشتباه است
من دارم به خدا میگم : من وقتی به این خواسته رسیدم هیچی ازت نمی خواهم و کاری دیگه ندارم . خواسته ای ندارم دیگه ؟؟؟؟؟
در صورتیکه این ترمز است
و خداوند بهم گفت
باید همیشه از خداوند درخواست کنم
حتی وقتی به خواسته و خواسته هام رسیدم
الهی شکر
الهی شکر
الهی شکر
به نام خدای مهربان و هدایتگر
خدارو شکرگذارم که باز هم هدایتش شامل حالم شد و من رو از سردرگمی و گیجی خارج کرد
چند وقت بود که باز هم اون انگیزه لازم اون شور و شوق درونی برای ادامه دادن کم شده بود و باز مثل دفعه های قبلی این سیکل معیوب دوباره رخ داده بود که گنگ و سردرگم دور خودم میچرخیدم و نمیدونستم باید چیکار کنم دوباره تعهدم کمرنگ شده بود و از این بابت احساسم بد میشد و این احساس بد به خاطر احساس گناه ناشی از اهمال کاری خودم بود وگرنه اینبار خیلی بیشتر به درستی مسیر اطمینان داشتم
یک سرزنش درونی که تو هیچ کاری رو نمیتونی کامل انجام بدی قبلا نتونستی پروژه خانه تکانی رو کاملش کنی الان هم اون انگیزه اولیه زیاد برای پروژه مهاجرت به مدار بالاتر رو از دست دادی و نصفه نیمه انجامش میدی، دوره های نصفه نیمه، کتاب های نصفه نیمه، تمرین های نصفه نیمه…
خلاصه که این سرزنش ها، نجواها و احساس گناه درونی داشت منو از پا درمیاورد
توی همین بلاتکلیفی، استاد دوره هم جهت با جریان خداوند رو معرفی کردند و زمانی که اون ویدیو رو دیدم کاملا متوجه شدم که این دوره دقیقا برای مشکل منه، حتی وقتی استاد نظرات دوستان درمورد جلسه اول دوره رو منتشر کردن، با خوندن نظرات دیدم که نه بابا فقط من نیستم که درگیر این مشکل بودم و تنها نیستم، یه کوچولو از اون احساس گناه کمتر شد چون فهمیدم این قضیه شل و سفت کردن، یه روز متعهد بودن یه روز دور خودم گشتن فقط مشکل من نیست
اما قضیه از این قراره که من نه پول خرید دوره رو دارم نه از لحاظ درونی آمادگی برای دوره جدید رو دارم
بارها این کلمه (مومنتوم) رو شنیده بودم: از زبان خانم شایسته در دستورالعمل پروژه مهاجرت به مدار بالاتر، از زبان استاد در معرفی دوره و در کامنت های بچه های دوره
یه سرچی کردم اما چیز خاصی دستگیرم نشد و باز من موندم و دست به دامان خدا که خدایا کمکم کن خدایا اگر قراره با این دوره این مشکل من ریشه ای حل بشه خودت برام بخر، خدایا این مومنتوم چی هست خودت هدایتم کن
و هدایت اتفاق افتاد…
دیروز که از خواب بیدار شدم قلبم گفت برم کامنت نظرات دانشجویان برای جلسه اول رو بخونم، تو کامنت سومی که خوندم در پاسخ یکی از دوستان بود که دوستمون رو راهنماییشون کرده بودن و گفتن که در قسمت عقل کل یکی از بچه ها مقاله ای رو گذاشته درمورد مفهوم مومنتوم در رسیدن به خواسته ها…
خدای من این دوستم یکی از دستان خدا بود که من رو از چه کنم چه کنم خارج کنه و اصل ایراد کارم رو متوجه بشم
مقاله برای چهار سال پیش بود اما چه خوب درمورد قانون اینرسی و مومنتوم توضیح دادن و من با این مقاله صحبت های استاد، نظرات دوستان و صحبت های خانم شایسته در شروع پروژه مهاجرت رو درمورد مومنتوم بهتر متوجه شدم و برام واضح تر شد
درپایان مقاله دوستمون که خدا خیرش بده، اشاره کردن به این فایل که برای درک بهتر مومنتوم خیلی برام کمک کننده بود
خدایا شکرت که این جریان زیبای هدایت رو برام چیدی تا در حد مدار خودم متوجه قضیه مومنتوم بشم و ازش استفاده کنم تا در مدارهای بالاتر هدایت بشم به دوره هم جهت با جریان خداوند که خیلی جامع تر استاد به این قضیه پرداختن
من ایراد کارم رو فهمیدم که چرا داستان بودن در مسیر و ادامه دادنم حالت یویویی داره و همش به سمت جلو و عقب درحرکتم، شروع میکنم چند روز با تعهد و نشانه ها میاد دوباره انگار فراموش میکنم و اون تعهد کمرنگ میشه و از بین میره و بالطبع نشانه ها هم خاموش میشه حتی حس میکنم قلبم هم به روی آگاهی ها و الهامات بسته میشه و این برای من خیلی سخت تره که هیچ اگاهی و الهام جدیدی از سمت پروردگارم دریافت نکنم…
خلاصه که به لطف خدا اینبار با آگاه بودن به داستان مومنتوم و وارد کردن اون نیروی اولیه زیاد
به ماشین ساکن زندگیم، شروع کردم…
حتما در مسیر حرکتم باز هم ردپا میذارم از تعهدم از نشانه ها، آگاهی ها و از نتایجم مینویسم ان شاالله…
خدایا من مثل همیشه محتاج هدایت، حمایت، حفاظت و اجابت تو هستم
هوامو داشته باش مثل همیشه که من بدون تو هیچی نیستم…
درودبراستادوهمه دوستان عزیزم.
پیشاپیش سال جدیدروبه همتون تبریک میگم وسالی سرشارازسلامتی عزت وثروت برایتان آرزومندم.
خداوندراسپاس میگم که درجمع شما خوبان قراردارم ویکسال زیباروپرازافکارمثبت وثروت آفرین رودر کنارتان پشت سرگذاشتم.سالی که گذشت برای من خیلی خوب بودواگرچه ازلحاظ مالی به همه خواسته هام نرسیدم ولی به قول استاد یکباردیگه بایدباقدرت وایمان بیشتراستارت بزنم ومطمئنم سال آینده سال بسیارپرپولی برای من والبته شما دوستان عزیز وثروتمندم خواهدبود.درپناه خداشاد٬آرام وسعادتمندباشید.
ازاستادوهمه دوستانیکه که امسال به سوالات من پاسخ دادندوراهنماییم کردندبی نهایت سپاسگزارم.
این پیشنهاد جناب عباس منش خیلی خوب است . من برای تغییر باورهام به تمرین بیشتر نیاز دارم و اینکه آنها را ادامه بدهم . با این که وقت کافی می گذارم روی خواسته ها و در خواست هایم اما گاهی حس می کنم شرایط و ناخواسته ها در زندگیم دیده می شوند . و من خیلی دوست داشتم زودتر آنها را پش سر بگذارم و اگر احساس خوبی تجربه نکردم یا کار نادرستی کردم ناامید نمی شوم دوباره ادامه می دهم آن قدر خواسته هایم را از خدا درخواست می کنم که بهشان برسم .اگر اشتباهی کردم فردایش از خدا می خواهم مرا ببخشد و می دانم مرا می بخشد و دوباره به مسیر راهنمایی و هدایتش برم می گرداند.
امروز فایل بررسی دعای کمیل جناب عباس منش را دوباره گوش می دادم چقدر شرح حالش مشابه حالات روحیات الان من بود انگار تمام حرف های مرا می خواست به خدا بگه و چقدر خوشحال و امیدوار شدم از این که حتی اگر من ضعیف باشم در این را خدا مرا هدایت و راهنمایی خواهد کرد. چراکه بهش ایمان دارم و ازش درخواست کردم که کمکم کنه .
من حدود دوهفته ای بود که به خاطر رنگ کاری به کامپیوتر دسترسی نداشتم و فایل ها را نمی توانستم گوش کنم . بعد متوجه شدم برای موفق شدن بایستی به طور مرتب تمریناتمان را انجام دهیم . مخصوصا من که تازه در شروع کار هستم .
در این مدت فایل های یکی از اساتید را هم از یوتیوب با موبایلم گوش می دادم بعد از مدتی فهمیدم این فایل ها با روحیات من خیلی سازگار نیست و من نیاز دارم به استاد که عملا موفقیت های بزرگی در زندگیش کسب کرده باشد و حرف و منطق و استدلالش به دل و ذهنم بنشیند و قابل قبول باشد . حتی با وجودی که ایشان هم فایل های رایگان هم محصولات نسبتا مناسبی داشت تشخیص دادم نمی توانم ارتباطی با گفته هایش برقرار کنم و خوشحالم که این راه را امتحان کردم . چرا که گاهی لازم است انسان در مورد موضوعاتی خودش تحقیق کند و خدا را سپاسگذارم که این راه آسان را برای ثروتمند شدن به من معرفی کرد .
به نام آفریننده خلاق
بنام آنکه یادش آرام کننده دلهاست
استاد عزیزم دوستان مهربانم سلام
هیچگاه یادم نمیره روزی رو که با استاد عباس منش و گروه فوق العادشون آشنا شدم و خداوند چقدر منو دوست داشت که منو به این سمت هدایت کرد زمان زیادی از آشنایییمون نمیگذره اما چقدر حالم و افکارم و امیدم بزندگی تغییر کرده و چقدر این تغییر و تحول در من ریشه عمیقی دوانده که واقعا نمیتونم براتون وصفش کنم. استاد چقدر صحبتهای شما در هر فایلی دلنشین و زیباست و چقدر با گوش دادن هر بار و هر بار بهشون جریانی از انرژی و انگیزه در وجودم جاری میشه خدای خودم رو سپاسگزارم که تا این حد به من توجه کرده و من رو بمسیر زیباییها و نعمات در این دنیا برگردونده در آستانه تغییر حال و هوای طبیعت امیدوارم تغییرات بزرگی در انتظار هممون در تمامی ابعاد باشه و امیدوارم با راهنماییهای استاد عباس منش عزیز هرچه بیشتر و بیشتر از مواهب و نعمتهای این مسیر زیبا و دوست داشتنی لذت و بهره ببریم و به تمام خواسته ها و آرزوها و اهدافمون برسیم
برای همه شما عزیزانم خوشبختی سعادت ثروت موفقیت آرامش و شادی رو در آستانه سال جدید از ایزد یکتا خواستارم
ســــــــــلام بہ استاد عزیزم و همه اعضای گروه با نگرش وهدفمند عباسمنش
دوستان عزیز
همیشه یک کار هست
که باید انجامش دهی
لیسانس بگیری
فوق لیسانس بگیری
دکتری بگیری
همیشه چیزی هست
که باید به آن برسی ازدواج کنی
فرزند بیاوری
و فرزندانت بزرگ شوند و دانشگاه بروند
همیشه چیزی هست که باید بخری
ماشین خوب و بهتر
خانه خوب و زیباتر
فقط یک بار برای یک لحظه بایست
و از خود بپرس خودت کجا بوده ای
این سالها
چقدر برای خودت بوده ای
و آیا میدانی که وقتی در آرزوی چیزی هستی
لحظات حال از دستت پریده اند
و تو برای خودت رندگی نکرده ای
تو برای آرزوهایت زندگی ات را خرج کرده ای
هیچوقت شده برای خودت باشی
بروی به محله قدیمیت سر بزنی
و ببینی همکلاسی هایت کجایند و چه کرده اند
شده است قلم به دست بگیری و بنویسی؟
و یا نقاشی کنی
بدون آنکه فکر کنی چه عوایدی خواهد داشت این کار
شده است تو ی کاغذ پار ه های قدیمی خانه
بگردی و نامه ای عاشقانه بیابی
بنشینی و آن را بخوانی؟
شاید بفهمی معنی عشق، روزگاری چه بوده
شده است توی انباری خانه پدری بگردی
و زیر میز را نگاه کنی
ببینی آنوقتها که مدرسه میر فته ای
یادگاری نوشته ای
تو نوشته ای و رفته ای
تو کجایی حالا !؟
جا مانده ای؟!
شده است قرآن پدر را باز کنی
و یکی یکی پی نوشت های پدر را ببینی
که تاریخ تولد ها را نوشته
و تو را نور چشم خطاب کرده؟
زندگی همین است
تو نور چشم کسی بوده ای
که حالا حوصله اش را نداری
و فرزندت را عاشقانه دوست داری که
حوصله ات را ندارد
تو یک جا توی زندگی خودت را جا گذاشته ای
و رفته ای…..آنهم چه رفتنی
نمیشود دلت برای خودت تنگ شود؟
میترسم نشود و دیر شود
بگرد دنبال کسی که تو را با نام کوچکت صدا کند
تو را با نام کوچکت صدا کند
زنگ بزند و بگوید
هیچ کاری ندارد
فقط دوست داشته صدایت را بشنود
بگرد دنبال دوستی که
شریکت نیست
بگرد دنبال خودت
خودت را پیدا کن و بازوانت را دور خودت
حلقه کن و خود را در آغوش بگیر
???
با ارزش باش . .
با ارزش زندگی کن . .
برای خودت خط هایی داشته باش!
روی بعضی چیزها
زیر بعضی چیزها
و دور بعضی چیزها
خط قرمز هایی
خط سبزهایی
و خطوطی,زرد . .
دور بعضی آدمها را خط بکش
, قررررررمز . . .
آنها که همیشه سهمی از حس خوبت را به تاراج میبرند.
حسودها را ..
خودبین ها را ..
و مهمتر از همه آنها که همیشه بتو دروغ گفتند!
زیر بعضی ها را خط زرد بکش.
آدمهایی که تکلیفت را با آنها نمیدانی !
مثل فصلها رنگ عوض میکنند و اعتباری نیست نه به تحسین و نه به تکذیبشان. . .
روی بعضی چیزها و آدمها را با عطر برگهای نارنج خطی بکش ,
سبز سبز تا یادت بمانند و یادگار همیشگی ذهنت باشند.
آدمهایی که شاید همه ی فرقشان و خاص بودنشان در نگاه و کلامشان باشد.
آدمهایی که ساده ی ساده فقط دوستشان داری !
این آدمها را باید قاب گرفت و از مژه ها آویخت تا جلوی چشم باشند.تا وجب به وجب نگاهت را شکرگزار بودنشان کنی.تا بمانند. . .
این متن تقدیم به تمام آدم های سبز ,
آنها که بی توجه به پاییز، بهارانه های بی دریغ بودنشان , بهانه های دلپذیر ورق خوردن فصل های زندگی است.
زندگیتان پر از آدمهایی با خط سبز . . .
سلام. سال نو همه مبارک باشد.
یه تجربه جدید:
دیروز بعدازظهر به همراه همسرم رفته بودیم قم. تو مسیر رفت یهویی فرمون ماشین شروع به لرزیدن شدیدی کرد که حتی نزدیک بود تصادف کنم، ابتدای امر خیلی ترسیدم و بعدش تا قم با سرعت هشتاد نودتا ادامه مسیر رو طی کردم و البته دیگه به ظاهر مشکلی پیش نیومد.
تو مسیر برگشت هم بعد از حدود چهل پنجاه کیلومتر که از فم دور شدیم باز مجددا فرمون ماشین شروع به لرزش شدیدی کرد که اینبار دیگه به لحاظ تاریکی هوا یه کمی دلهره هم داشتم. اما به هرحال به لطف خداوند به سلامت به منزل رسیدیم. امروز صبح ماشین رو بردم تعمیرگاه که مشکلش رو رفع کند. البته این رو هم بگم که قبل از عید ماشین رو برای سرویس و تنظیم های مرتبط برده بودم.
مطلبی که میخوام با شما در میون بگذارم اینه که تو اون لحظات سخت دائم به صحبتهای استاد عباسمنش که میگه توی سختیها و مشکلات، احساس خودت رو خوب نگهدار و در این شرایط تنها به این فکرکنید که یه تجربه جدید دارید یاد میگیرید و اینکه چه درسهایی از این شرایط بایست یاد بگیرید، در حالیکه قبلا وقتی تو چنین شرایطی قرار میگرفتم به شدت ناراحت و عصبانی میشدم و از عالم و آدم شاکی میشدم اما اینبار کاملا آرام بودم و تمرین آرامش داشتن و احساس خوب داشتن رو تمرین میکردم.
به امید سالی مملو از آرامش خاطر، سلامتی، شادمانی و ثروت روز افزون برای همه شما.
به نام خدا
سلام خدمت همگی
خداراشکر گذارم که در هر لحظه در حال هدایت شدن هستم از جانب خداوند.
اینکه خواسته ام این بود چطور این بهتر عمل کنم تا نتیجه بهتر دریافت کنم .تنها الهامی که از این فایل دریافت کردم این بود که استمرار روی دورههایی که دارم
هدایت هایی که از جلسات فایل های رایگان دریافت میکنم
من رو به مسیر هایی هدایت میکند که فقط در آن باور هایی ایجاد میشود که در مدار درست در فرکانس نعمات قرار میگیرم و نتیجه ها بزرگتر و بزرگتر میشود فقط نیاز به تکامل دارد و این زندگی سراسر از لذت ادامه دارد . خدایا شکرت
استاد ممنونم
سلام استاد جان
سلام عزیزان دوست داشتنی ، هدایت یافتگان به راوی داستان راز زندگی و قوانین بی نظیرش
وای ی ی ی ی ی ی ی ی خدایا شکرت نمیدونم چی بگم
ازکجا شروع کنم ، این همزمانیها که نشان از یه سیستم هوشمند با یه گرداننده هوشمندتر داره
توی مهر ماه در زمان مسافرتم رفته بودم برای بچه های فامیل یه سری وسایل و لوازم التحریر بخرم یه دفتر یادداشت کوچولو دیدم که طرحش جغد بود و از اونجا که من بواسطه اینکه خیلی بهش علاقه دارم و مظهر آگاهی میدونستمش و تازه یه کتاب با عنوان ” سارا قانون جذب یاد میگیرد ” خونده بودم که قهرمان اصلیش یه جغد بنام سلیمان بود بلافاصله خریدمش و به کناری گذاشتمش تا در وقت مناسبش مطالبم رو توش بنویسم
یه جورایی چی نمیدونستم ولی مطمئن بودم وقتش که بشه بهم گفته میشه
۳ روز پیش بواسطه حال و احوال این روزا و ویروس و … احساس کردم برای بیشتر بردن کانون توجهم از این مساله به سمت خوب باید کاری بکنم ؛ ناگفته نمونه من دو هفته قبل آنفلوانزا گرفته بودم و رو به بهبودی بودم وقتی رفتم اداره رئیسم با یه برخورد نامناسب ازم خواست برم خونه .
اولش یه ذره جا خوردم ولی تو مسیر برگشت به خونه مرتب چیزهای خوب این شرایط ناخواسته رو با خودم تکرار میکردم که خدایا شکرت چه بارون قشنگی
چه مسیر زیبایی
چه خیابانهای خلوتی و از اینجور چیزا
توی خونه یه دفعه با اینکه صبح تو دفتر شکرگذاریم رو نوشته بودم اما کسی بهم گفت برم سمت جغد قشنگم و برنامه ای که برای سال آینده دلم میخواد رو توش بنویسم و کل اسفند و عید رو بذارم برای شفاف سازی و بسط و جزئیات این فیلمنامه زندگیم
یه آن بخودم اومدم و انگار نزدیک سه ساعت بود که مشغول بودم ولی عملا انگار تو این دنیا نبودم و حسابی از ترسیم دنیای خود خواسته م تو ابرها سیر میکردم
معمولا این ساعت چون همیشه سرکار هستم توی اینترنت نمیرم ولی مثل بچه های ابتدایی که مدرسه شون تعطیل میشه و خوشحالن منم دقیقا با همون ذوق و شوق به سمت سایت و نشونه م هدایت شدم و از دیدن و شنیدنش حسابی حظ کردم
بخاطر اینکه من پیش از دیدنش تو اون مدار قرار گرفته بودم و با نوشتن زمان و مکان رو فراموش کردم انگاری خودم رو می دیدم که دارم تو اون فضا سیر میکنم و بعد اینکه واقعیت جواب یکی از سوالاتی که یه مدت بود داشتم رو گرفتم ، چرا که بواسطه تغییر شرایط تاهلم دلم نمی خواست تو جمع فامیل باشم و نگاههای اونو رو تحمل کنم
و بعد دلم نمی خواست پدر و مادرم بخاطر من از این فضا محروم بشن که خدا رو شکر با نفس گرم مریم جان و استاد که دوره عزت نفس رو ویرایش کردن دیگه مساله اون 😩🙁😟😒😯😑🤐😐 نگاه ها رو برای خودم حل کردم و مطمئن شدم که میشه وقتم رو اون جوری که دلم میخواد و به شیوه ای که بهم حس و حال بهتری میده ، بگذرونم و وقتی خودم ، خودم رو همینی که هستم دوست دارم و پذیرام دیگه بقیه ای نمی مونه که من بخوام برای تایید گرفتن ازشون ذهنم رو در گیر کنم
کلی خدا رو بابت هدایت به این نشونه که در زمان مناسب بهم جوابم رو داد و یه جورایی چراغ سبزی برام هست که ندا داری راه رو درست میری و تو مسیری ، شکر میکنم
هر روز بیش از پیش به وجود خدا در خودم آگاه و آگاه تر میشم و باهاش و بواسطه ش احساس توانمندی و قدرت بیشتری برای خلق خواسته هام میکنم عین یه ماشین فول آپشن که در اثر روندنش هر روز بیشتر به قابلیت هاش پی میبرم و مسلط تر میشم و از رانندگی باهاش کلی هم لذت میبرم
ممنون از همه عزیزان در این مکان بی نظیر
در این بهشت خدا بر روی زمین
دوستتون دارم 💖💖💖💖
بهترینها رو براتون آرزو مندم و امید که هر روز بیشتر به خدای درونمون نزدیک بشیم ؛ آمین 🤗🖐👋
سلام به استاد عزیزم ، خسته نباشی وخداقوت ، بازم هزاران بار سپاسگزارم به خاطر این فایل زیبا وپرازآگاهی.
وقتی که این فایل رو تماشامیکنم ، روز 11فروردین ماه سال 1402به پایان رسیده ومن الان در مسافرت هستم.
استاد من خیلللللی با این جمله ی شما که گفتین ، طبیعت انرژی بی نظیری داره، کاملا موافقم، چون خودم از28اسفندتا دهم فروردین ماه پیش پدرشوهرم در روستای زیبای لرستان بودم .
چه قدر من دراین 12 روز لذت بردم ، با این حال که کسی نبود ، من بودم وهمسرم وپدرهمسرم، میرفتم داخل حیاط زیر درخت زردآلو که شکوفه زده بود ، می نشستم وبا خدای خودم حرف میزدم ودر دفتر شکرگزاری درباره ی نعمتهای سال گذشته سپاسگزاری میکردم.
من الان اومدم خونه ی پدر ومادر خودم دراصفهان، ولی باور میکنید دلم در روستا خیلللللی بیشتر خوش بود ، به هرکسی میگم ، باورنمی کنن که من خونه ی پدرهمسرم حالم بهتره ، چون واقعا طبیعت ی چیزدیگه است وتنهایی واقعا لذت زیادی داره.
هرکسی من رو توی روستا میدید ، میگفتن مگه میشه تنهایی هم لذت برد، اصلا حال من رونمیفهمیدن ، من داشتم باخدای خودم عشق بازی میکردم وچقدررررررررر بهم لذت داد برعکس آدمهایی که وقتی اسم روستا میاد بدشون میاد.
من درسال جدید قدم اول از12قدم استاد رو میخرم و روی خودم کارمیکنم وباوردارم که سال جدید بهترین سال زندگی من میشه ، آخه من خیلللللللی به الله علاقه ی خاصی دارم ودوست دارم ارتباطم قوی وقویتر بشه.
بازم تشکر میکنم ازاستاد بزرگوارم وخدارو هزاربارشکر میکنم که باشما آشنا شدم تا بتونم قانون جهان هستی رو یادبگیرم وبتونم زندگی خودم روخلقش کنم