اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چقد قشنگ است صحبتهای استاد چقدرررر لذت بخش ارام بخش است هرلحظه دوس داری فایلاهی استاد رو گوش کنی وروی خودت وباورهایت عمقی کار کنی من تازه محصول ثروت یک رو تهیه کردم و سعی کردمبا تمام وجود نکته ب نکته گوش دهم ومردعمل باشم من 24 ساعتی تمام وقتم صرف فایل های استاد میشودحتی پاسی ازشب ک نزدیک صب شدن است هم بیدار میشم فایل گوش میدم با اینکه صب میرم سرکار تاظهر بازدوباره برگردم خونه ناهار بچه ها و کارای خونهو دوباره عصرسرکارتا دیر وقت ولی خیلی قشنگ وارام بخش است حتی نخابیدن وگوش دادن ب بزرگترین استادعزیزم تجربه های جدید کشف میکنم خدایا شکرت خدایا صدهزارمرتبه شکرت خداجونم عاشقتم مهربان تراز مادر
این فایل چقدر پرانرژی بود با اینکه الان در زمستان است اما حس کلام استاد و حال و هوای عید و انرژی طبیعت را از آن می توانستم بفهمم با اینکه فایل را به صورت صوتی گوش کردم.
حرف قشنگی که استاد زد الگو گرفتن از طبیعت بود. اینکه طبیعت هرسال هیچ کاری به سال گذشته خود ندارد. آیا سال قبل خوب بار داشت یا نه وقتی بهار می رسد درختان تصمیم می گیرند که شکوفا باشند. دوست دارند جوانه بزنند برگ تازه بدهند و هیچ کاری به سال گذشته خود ندارند. هیچ کاری به زمستان و پاییز که در خواب بودند و برگهای خود را از دست دادند ندارند.
استاد تعبیر قشنگی کرد که شما هم هیچ کاری به گذشته خودتان نداشته باشید بنشینید و باورهای درست بسازید تا در سال جدید اتفاقات خوبی براتون رقم بخوره.
چقدر این حرف درسته گذشته تمام شده است و تنها باید به اکنون اندیشید. چقدر رها کردن گذشته به انسان احساس سبکی می دهد. احساس رهایی می دهد. عذاب وجدان نمی دهد. حسرت نمی دهد. غم نمی دهد. می شود مثل بهار تازه شد. جوانه زد و از ابتدا شروع کرد. خدایا شکرت
احساس خوبی دارد. الان چند روزی است که خیلی بیشتر دارم فایل گوش می دم . خدایا شکرت دسته فایلهای ایمانی که عمل می اورد را دارم گوش می دم و خیلی حسم خوبه و انرژیم بالاست. قبلا فایل گوش می کردم تقریبا هر روز من یک فایل را گوش می کردم . اما یک مدتی شده بود که من روزی یک فایل را گوش می کردم مثلا یک فایل دوره هم جهت با جریان خداوند اگر طولانی بود مثلا یک و ساعت و نیم را در طول روز تکه تکه تمامش می کردم.
از نظر خودم این بود که فایل گوش می کنم سپاسگزاری می کنم. درست بود اینها هم اثرات خودش را داشت. اما دیدم تمرکزم کم شده روی فایلها . گاهی به اخبار گوش می دهم. گاهی با بقیه هم نوا می شوم که اگر پشت سر کسی حرف می زنند گوش کنم. یا خبرهای خیلی خوبی هم نشنیدم. گفتم فاطمه تمرکزت اومده پایین بیشتر از فرصت ها استفاده کن بیشتر فایل گوش کن نگذار ذهن برای خودش حاشیه درست کنه
الان چند روزی است بلافاصله اگر مشغول کاری می شوم با هدفون گوش می کنم .اگر بیکار می شوم فایلها را عادی گوش می کنم. چقدر فرق کرده است. چقدر ذهنم کمتر نجوا می کند. چقدر بهتر شده است.
این دسته از فایلها هم انرژی را بیشتر کرده هی می گویم باید بلند شم کاری بکنم. اما نباید به خودم استرس بدهم کاری که باید بکنم هم به من گفته می شود هر کاری باشد به هر شکلی فعلا همان تمرین رانندگی را گفتم ادامه بدهم.
خدایا شکرت خیلی خیلی حالم بهتر است و احساس سرزندگی دارم.
این فایل نشانه ی من بود حین صحبت های استاد یاد نوروز 1404 افتادم که دقیقا یکم فروردین من با پارتنرم کات کردم و تنها شدم
و تایم تعطیلات باه غار تنهایی خودم رفتم و بریدم از هر آنچه که من رو از خواسته هام دور میکنه .
شرایطم طوری مهیا شد که شغلم توی همون فروردین عوض شد
من مشاور املاک بودم و اون اواخر آرزو داشتم شغلی داشته باشم که کارمند طوری باشه یه حقوق ثابت ، یه سمت مهم، لباس رسمی پوشیدن و و و
من پایان سال قبل آرزو داشتم از رابطه ی سمی بیام بیرون چون داشتم وابسته میشدم
من آرزو داشتم از فامیلم دوری کنم چون حاشیه ساز بودن برای من
من حتی شب ها که ماشینم رو پارک میکردم تو پارکینگ خونه اذیت میشدم از درو باز و بست کردن از دقت زیادی که برای پارک تو یه فضای مشخص شده لازمبود
من ارزو داشتم برم باشگاه
و بله تو همون کار ملک یکی از مالک ها به من پیشنهاد داد که بشم نماینده ی یه کارخونه و تمام اختیارات رو به من دادند برای مدیریت یه کارخونه که از تازه تأسیس بود بنا براین من در ماه همش دو روز میرفتم کارخونه و کارهای اداری شو انجام میدادم و یه مبلغ خوبی رو سر ماه میگرفتم
در عین حال که کارمند بودم آزادی زمانی و مکانی هم داشتم .اما مثل استاد که از کارش توی بندر عباس خسته شده بود من هم خسته شدم و هدایت شدم به یه کار خفن تر .
در مورد پارک ماشین : ما چون خونمون طبقه ی اول هست پارکینگ سندی نداشتیم و من تو پارکینگ یکی از همسایه ها ماشین رو میزاشتم و ماهیانه یه مبلغ زیادی رو بابتش پرداخت میکردم برای من و درامدم اون مبلغ زیاد بود
خب یه هو نمیدونم چیشد که صاحب پارکینگ با من چپ افتاد و گفت نمیخوام دیگه ماشینتو بزاری تو پارکینگ من و حالا من به راحتی پایین پنجره ی اتاقم ماشینمو پارک میکنم دیگه هزینه ی گزافی هم پرداخت نمیکنم دیگه نیازیم نیست صبحا که عجله دارم وقتم قرف باز و بسته شدن درب پارکینگ بشه
دیگه موقع پارک هم نیازی نیست خودمو احتاط به خرج بدم که به ماشین همسایه برخورد نکنه ماشینم.
در مورد رابطه همون روز اول عید برای دوست پسرم مشکل دادگاهی پیش اومد و با یه خداحافظی مؤدبانه و البته عاشقانه از من جدا شد و دیگه من هیچ خبری ازش ندارم حتی چند بازی هم تلاش کردم ازش یه آماری بگیرم اما جهان اجازه نداد.
در مورد باشگاه درامدم به حدی رسیده که به راحتی ماهیانه دو سبک ورزشی رو ثبت نام میکنم و مرتب باشگاهم رو ادامه دادم شکر خدا
در مورد فامیل :به خاطر تغییر شغلم خطمم عوض کردم و بله دیگه از فامیل کنده شدم
و چندتا اتفاق بزرگ دیگه برام رخ داده که بعدن پر موردش مینویسم
ولی من خدارو شاکرم و از استاد ممنونم
با رخ دادن این اتفاقات قشنگ متوجه شدم قدرتی عظیم تو خلق زندگیم دارم
من دونه دونه و با طی کردن تکامل خواسته هام رو خلق میکنم
سلام خدمت استاد عباس منش عزیزم و مریم خانم شایسته پر از انرژی و دوستان همفرکانسی انشالله که همیشه سالم و پایدار باشید
چقدر این فایل برای من به جا و به موقع بود و جالب تر از آن در قسمت نشانه های امروز بود خدارا هزاران مرتبه شکرت که هر وقت دنبال نشانه بودم خود خدا از طریق دستانش من رو هدایت کرد و باعث انگیزه و انرژی من شد خدایا هزاران مرتبه شکرت
دو روزی بود به خاطر یه مورد داشتم خود خوری میکردم و احساسم خوب نبود الان اومدم داخل سایت گفتم بزنم قسمت نشانه ها و این فایل زیبا و تاثیر گزار آمد که تغییر کن و شخصیتت رو تغییر بده
خیلی خیلی خیلی از خدا تشکر میکنم و بابتش شکر گزاری میکنم که همه هوای من رو در حالتی داره و مواظب من هست
منم به خودم تعهد میدم که واقعا مثل چند وقت پیش که رگباری روی خودم کار میکردم بازم کار کنم تا راه خودم رو دوباره پیدا کنم و در همه مراحل زندگی عالی ترین خودم باشم و همیشه احساس خوبم رو مستمر نگه دارم
سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت الهی
بعد از چند روز که حالم خوب بود و نجوا داشتم که مگه میشه اوضاع انقدر خوب پیش بره که حال آدم خوب باشه و صاحب کار باهات خوب برخورد کنه
خلاصه دیشب که رفته بودم سر کار آقای برزگر باز هم بهونه میگرفت و من حالم دوباره برگشت
نمیگم امروز حالم خوب نیست ولی مثل قبل نیستم
تو کامنت قبلا هم نوشته بودم که اصلا خوشم نمیاد کارفرما بهم بگه چیکار بکن من از کارگری خوشم نمیاد و اگرم خوشم بیاد میخوام کارفرمایی داشته باشم که آنقدر بهانهای مختلف نیاره
دیشب آخر کار داماد خواهر اقای برزگر اومده بود و من به شدت پکر بودم ازینکه خود آقای برزگر و پسرش بهم دستور داده بودند و حمید بهم گفت مصطفی چرا داری غش میری خلاصه آقای برزگر به حمید گفت اگه دنده کباب دوس داری برای شام بزارم بخوریم و قبول کرد من اونقدر نجوا داشتم که وقتی دنده کباب درست شد و بهم گفتن بیا بخور من گفتم نمیخوام و از تو اشپزخونه رفتم بیرون و حمید اومد بهم گفت مصطفی این اخلاق ها اصلا دوست ندارما بیا دوتا لقمه بخور و من رفتم جلو و خوردم و شام که تموم شد آقای برزگر و حمید شروع کردن به نصیحت کردن من
من مشکلی که دارم اینه که اگر یه کسی نصیحتم کنه یادم میره
حمید میگفت مصطفی تو باید اینجا اونقدر پیشرفت کنی که دایی همون آقای برزگر مغازه رو بده به دستت و حقیقت رو ببره بالا
و میگفت مصطفی تو فکر منفی میکنی و یه خورده بدبین هستی
حمید داشت یه خورده حرفهای استاد عباس منش رو بهم میزد
وقتی که فکر میکنم میبینم که آره من فکر منفی زیاد میکنم در طول روز همش فکرم منفی هست همش میگم من نمیتونم از من گذشته من که دیگه نمیتونم تو کبابی استاد بشم من دیگه نمیتونم کار کنم
آقای برزگر میگفت من مصطفی رو جون بچم دوس دارم میخوام کار یادش بدم نمیدونم چرا بدش میاد من یه چیزی میگم
و من مقاومت میکردم و حرفهای پرت میزدم نمیدونم چرا من اینجور شدم و تغیر دادن من کار اسونی نیست من میخوام تغیر کنم ولی مثل اینکه این تغیر خیلی برام سخت داره میگذره
آقای برزگر میگفت مصطفی میدونی چی میخواد حمید اون میخواد همین ظرفش رو بشوره و سیخ کباب بگردونه و هیچ پیشرفتی نکنه
دارم فکر میکنم میبینم آدم چه خوبه در کاری که بهش علاقه داره وارد بشه و اون شور و شوقها باعث میشه که خواسته باشی تو اون کار پیشرفت هم بکنی
من پریشب سر کار داشتم کار میکردم و حمید بهم گفت مصطفی یه خورده برای من بخون و من با اینکه نفس نفس افتاده بودم شروع کردم به خوندن مداحی و جوری خوندم که همه منو تحسین کردند
آقای برزگر بهم میگفت این صدا صدای کشوری هست که
و بهم میگفت اردکانیها قدر تو رو ندارن حیف این صدا که داره تباه میشه
حمید میگفت من از خواندن تو کیف کردم
خلاصه همش تعریفم میکردن تحسینم میکردن خیلی هم عالی خوندم
من هنوز یاد ندارم جایی خوانندگی کرده باشم و بهم بد و بیراه گفته باشند یاد ندارم همه منو تحسین کردند
من توی حوزه خوانندگی میخوام باشم و هیچ کار و کاسبیی نداشته باشم اما چون مجلس زیاد ندارم و درامدم اونقدرا نیست مجبورم برم جای دیگه کار کنم اگر پام سفت بود تو خوانندگی به هیچ عنوان حاضر نبودم حتی یک شب برم کبابی کار کنم
نمیدونم هم چکار کنم میخوام کبابی استعفا بدم ولی باز به خودم میگم آقای برزگر آدم خوبی هست و درست نیست که من بهش بگم دیگه نمیام
ولی توقعش آقای برزگر از من خیلی زیاد هست نمیدونم چکار کنم
دوست دارم همین الان پیام بهش بدم و بهش بگم من تصمیم خودم رو گرفتم و دیگه نمیخوام بیام سر کار.
ولی این نجواها دارم که مردم چی میگن
پدرت زن بابات خواهرها خوانواده چی میگن
اگه پشیمون شدی چی
و ازین جور چیزا زیاد دارم
باز هم فکرهام رو میکنم تصمیم جدی رو میگیرم که اگر استعفا دادم پشیمون نشم
یکی از نجواهایی که دارم اینه که کسی منو تحویل نمیگیره این رو به خودم میگم که کبابی کلاسش بالاتره از مداحی کردن و کسی منو تحویل نمیگیره خوب تحویل نگیردنت مصطفی تو در کنارش آرامش داری غم این رو نداری که باز شب شد باید برم سر کار حالا اگر کارم رو درست انجام ندادم استاد کار بهم چیزی میگه دیگه اون استرس ها رو نداری دیگه اون جوش جوش ها رو نداری راحتی عشق میکنی حال میکنی با مداحی کردنت خدا که نمرده خدا زنده هست بن تو روزی میده خدا برات مجلس جور میکنه این حرفها رو به خودم میزنم ولی نمیدونم چرا دل به دریا نمیزنم که برم سر کار مورد علاقه ام یه خورده ام بخواطر این هست که من سر هر کاری که بیرون اومدم بعدش آروم که شدم فکرش که کردم پشیمون شدم یه خورده ام تنها هستم تو خونه میرم تو فکر و باعث میشه که گذشته یادم بیاد و غمگینم کنه
واقعا نمیدونم باید چکار کنم
خدایا برای تو کاری ندارن راه درست رو بهم نشون بده
خدایا کمکم کن
خدایا منو هدایت کن به مسیرهای درست
خدایا امیدم به تو هست کمکم کن
خدایا پروردگارا غیر تو کسی رو ندارم کمکم کن
خدایا پروردگارا کمکم کن منو هدایت کن تو بهم بگو چیکار کنم
دیشب حمید بهم میگفت حالا اینجا هیچی تو زندگیت میخوای چیکار کنی میگم که حرفاشون یادم رفته وگرنه همش به عنوان رد پا میزاشتم تو کامنتم
با آرزوی بهترینها برای چشمهای زیبایی که کامنت منو خوند
به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت اینکه برای ناهار کوکو سبزی خوشمزه و برای شام چلو کباب با ته دیگ سیب زمینی و لواش و سالاد شیرازی خوشمزه خوردم و لذت بردم و از مادرم سپاسگزاری کردم
خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز
خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین میگذارم
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم
خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم
خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه
خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی
خدایا شکرت بابت گوشی و ماشین قشنگم
خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم
خدایا شکرت بابت فراوانی آب باران خداااااااای من توی چند دقیقه چقدر آب باران نازل کردی قدرتتو شکر بعدش همزمان با بارون تگرگ هم نازل کردی توی چند لحظه همه جا پر از آب شد این باران منو یاد فراوانی و قدرتت انداخت شکرت پروردگارم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز کل روز و شب رو بارون نازل کردی که نمود فراوانیه
خدایا شکرت بابت اینکه بالای صد بسته از پودر زعفرون های قدیمی رو پاک کردم پودر زعفرونای جدید رو که پاک میکنم زمان کم میبره زحمت کم میخواد ولی این پودر زعفران های قدیمی هم زمان زیادی برد و هم زحمت زیاد مثل باورامون وقتی تغییرش نمیدیم و روش کار نمیکنیم خیلی تلاش لازمه برای تغییرش
خدایا شکرت بابت غذاهای خوشمزه ای که امروز خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت اینکه مامانمو رسوندم خونه خواهرم و برگشتنی نگه داشتم تو میدان توحید و بابت فراوانی باران و قطره های آب روی شیشه ماشینم و بابت ماشین قشنگم پراید و رانندگیم و سرسبزی و زمین فوتبال و درختان زیبا و هوای ابری و بارونی و خیسی زمین سپاسگزاری کردم
خدایااااااا شکرت بابت اینکه طبق درخواست ستاره قطبیم دوره فوق العاده 12 قدم رو خریدم 1650 تومن خدایاااااا شکرت 10 مهر تولدمه این بهترین هدیه ای بود که 10 روز مونده به تولدم به خودم هدیه دادم من تعهد میدم که به تک تک حرفهای استاد عمل کنم تو این دوره خدایاااااا شکرررررررت
من هرروز مرور میکردم این خواستم رو و میگفتم میخرم که خریدم خدارو شکر
انقدر مطمئنم از خریدم انقدر ایمان دارم به حرفای استاد انقدر ذوق دارم منی که به این سن اومدم این ذوق رو تجربه نکرده بودم قبل خرید خیلی ذوق کردم و خوشحال بودم و با باور 100 درصد خریدم قدم اول رو خدایا شکرت
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
پیشنهادی سرنوشت ساز برای تعطیلات عید
● ما میتونیم زندگیمون رو از نو بسازیم فارغ از اینکه تو چه شرایطی هستیم مثل فصل بهار که فارغ اینکه زمستون چطور بوده از نو شروع میکنه به جوانه زدن و سرسبزی
● خدا شاهده با تغییر باوراتون فقط در عرض یکسال تمام ناکامی های گذشته رو جبران می کنید
● وقتی باوراتو درست کنی نه تنها تمام اون شکست هات جبران میشه بلکه موفقیت های بیشتری رو کسب میکنی
● اصلا به اشتباهاتت فکر نکن جهان شرایط جدیدی رو برات نشون میده اگه باوراتو تغییر بدی
● وقت بذار و روی باورات کار کن با جزئیات خواسته هاتو بنویس و اقدامات عملی رو هم در کنارش بنویس
● با تمام وجودت بشین روی خودت کار کن بدون اینکه غصه گذشتت و اشتباهت رو بخوری
● با تغییر باورهاتون آدمهای مناسب و ایده ها و موقعیت ها وارد زندگیتون میشن و آدمهای نامناسب خود به خود دور میشن از زندگیت
● قطعه قطعه کن اهدافت رو
● برو تو طبیعت که انرژی طبیعت خیلی مثبته
● ارزششو داره که از یه سری چیزا بزنی و رو باورات کار کنی بشین بنویس و در مورد فایلها فکر کن و بنویس
● تغییر باورها رو اولش باید خیلی انرژی بذاری بعدش میفتی تو دور مثل ورزش کردن
● رو باورات کار کن و تصمیمات جدید تو زندگیت بگیر
_برای ساختن باور گوش دادن مکرر به فایل ها و خوندن کامنت های بچه هاست اینکار رو انقدر باید تکرار کنم که باور ساخته شود و تبدیل به عمل و نتیجه شود
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین و دوستان عزیز
بهار ، یک فرصت برای اینکه ما زندگیمون رو هر جوری که هست از نو، با فونداسیون خیلی خوب ، با پایه های خیلی خوب ، عالی بسازیم و یک سال فوق العاده رو شروع کنیم.
اصلا مهم نیست که زندگی شما در سال گذشته یا سالهای گذشته به چه شکل یا چقدر بد پیش رفته ، با تغییر باورهاتون فقط در عرض یکسال می تونید تمام ناکامی های گذشته و مشکلات گذشته رو جبران کنید.
وقتی باورهات درست بشه و باورهایی رو بسازی که موفقیت آفرین و ثروت آفرین باشه ، نه تنها تمام آن چند سالی که به مشکلات و بدبختی گذشته جبران میشه بلکه فقط در یکسال بارها و بارها جلوتر میفتی و موفقیت های بیشتری کسب میکنی.
وقتی شما تغییر می کنید ، جهان نتایج جدید به شما نشون میده ، اتفافات جدید براتون میاره ، شرایط عالی براتون ایجاد میکنه. اصلا مهم نیست که گذشته تون چی بوده پس نگران نباشید. هی نگید من چه اشتباهی کردم . اصلا به اینها فکر نکنید چون اینها احساس شما رو بد میکنه. احساس شما بد میشه یعنی دارید به چیزهایی توجه می کنید که مسیر خواسته هات نیست. و بدون همه چیز رو از نو می تونی درست کنی. همه چیز رو می تونی تغییر بدی. اصلا مهم نیست سال گذشته یا سالهای گذشته چه اتفاقات بدی برات افتاده یا چه اشتباهاتی کردی. اصلا در موردشون صحبت نکن . اصلا این حرفها رو نزن.
فرض می کردم تمام اتفاقاتی که در گذشته برای من افتاده بمن کمک میکنه تا خواسته هام رو بشناسم. و خداوند یک فرصت جدید ، یک سال جدید، بمن داده تا خواسته هام رو بسازم و آن تضادها و آن مشکلات و هر چیزی که در گذشته بوده بمن کمک کرده که دقیقا بدونم که چی رو می خوام از خداوند.
تغییر باورها مثل یک ماشینی که اول باید خیلی بهش انرژی بدی . شما نیاز داری یک زمان خیلی زیادی رو در شروع کار ، با یک انرژی ، با یک انگیزه، با یک تعهد خیلی زیاد، بذاری روی باورهاتون و بعد آرام آرام آدم های مناسب تو زندگیتون میاد که کمک می کنند که باورهای خوبتون رو ادامه بدید، کتاب های مناسب ، ایده ها و شرایط مناسب میاد یعنی جهان بهت کمک میکنه. اولش مقاومت داره ولی بعدش بهت کمک میکنه.
این فضایی که دارید رو بذارید برای هدفگذاری کردن، برای کارکردن روی باورهاتون ، نوشتن در مورد خواسته هاتون، صحبت کردن در مورد خواسته هاتون با خداوند و خودتون، در مورد قطعه قطعه کردم اهدافتون و ساختن باورهایی که خوشبختی دنیا و آخرت رو میاره.
تمام تمرکزتون رو بذارید برای رسیدن به خواسته ها و اهدافتون ، با انرژی ، با تعهد و با عشق کار کنید. نتایج رو بدست بیارید ، انگیزه بیشتر میگیرید و اعتماد به نفستون میره بالاتر و بعد میری اهداف بعدی.
سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت عباس منش
خدایا ممنونم که کمکم کردی و الان به مدت دو روز هست که منی که روزی بیست نخ سیگار میکشیدم الان در این دو روز روزی ده نخ کشیدم
خدایا تو که میدونی من دیگه از کشیدن سیگار خسته شدم و واقعا نمیدونم و درک نمیکنم برا چی دارم میکشم و دیگه مثل گذشته لذت نمیبرم از کشیدن سیگار فقط وسوسهای شیطان هست که منو میکشونه سمت این کار ناپسند
خدایا تو که خوب میدونی من هدفم کنار گذاشتن سیگار هست فقط یک شجاعت میخوام یک تعهد پایبند میخوام اینو بهم بده این قدرت رو بهم بده که با شجاعت تمام بزارمش کنار
یک دوستی دارم به نام حسین که بعد از ظهرها میرم پارک شهر اونجا یه خورده باهاش میشینم این عمو حسین ما 77و خورده ای سال داره یعنی باورتون نمیشه این آدم چقدر شاده تو این پارک شهر ادمای بازنشسته میان میشینن و این عمو حسین ما شاد ترین و با انرژی ترین آدم اون پارک حساب میشه
همه به اسم حسین جیگول میشناسنش
ازش پرسیدم حسین جیگول تو سیگار چطوری ترک کردی گفت من 35سال سیگار میکشیدم روزی دوتا پاکت و نصفی هر موقع میرفتم خونه دخترام بهم میگفتن بابا حسین بوی سیگار میدی و منم تصمیم گرفتم بزارمش کنار میگفت من هر موقع حوس سیگار میکردم یه ادامس یا شوکولات میخوردم و الان به مدت 17سال هست که دیگه سیگار نمیکشم
امروز بهش گفتم حسین جیگول من هم تصمیم گرفتم سیگار رو ترک کنم و الان روزی فعلا ده نخ سیگار میکشم بهم گفت خوبه و تحسینم کرد
خدایا اگر برا این آدم شده که بتونه با اینکه روزی دوتا پاکت و نصفی سیگار میکشیده ترک کنه پس برا من چرا نشه چرا من نتونم
خدایا این شجاعت این جسارت رو بهم بده من میدونم تو اگر کمکم کنی به راحتی مثل آب خوردن روزهای نکشیدن سیگار میگذره و من میبینم که چندین ماه هست که سیگار نکشیدم
خدایا خدایا خدایا به عذت و جلالت قسمت کمکم کن این اهرم رنج و لذت رو اونقدر قوی کنم توی ذهنم که دیگه نتونم روزی یک نخ سیگار بکشم چه برسه به ده نخ
استاد من چندین ماه وقتی که سیگار میکشیدم از معایبش میگفتم به خودم که گاهی و با خودم صحبت میکردم و الان منی که بخدا اصلا نمیتونستم ساعتی یک نخ سیگار نکشم دارم دو ساعتی یک نخ سیگار میکشم
خدایا من دارم به خودم آسیب میزنم من دارم به هنجره ام به این صدا به این زیبایی آسیب میزنم خدایا تو که خوب میدونی من میخوام سیگار رو ترک کنم پس کمکم کن
میدونی خدا حرفم چیه من حرفم اینه سیگار نکشم چیکار کنم بهم بگو من چیکار کنم سیگار نکشم خوب کمکم کن تا منطقی کنم برا خودم که بدون سیگار نکشیدم هم میشه زندگی کرد میشه احساس رو اگه بد شد خوب کرد میشه ذهن و کنترل کرد میشه اعصاب اگر خورد شد ارومش کرد مصطفی اونایی که سیگار میکشم استادی همچون عباس منش رو ندارنا اونا تو درودیوار هستنا تو نباش مثل اونا
من واقعا یه خورده ادمای سیگاری رو درک میکنم اونا میگن تو دنیای امروز با این گرونیو اینا میشه سیگار نکشید ولی مصطفی میشه سیگار نکشید میشه با یاد و نام خدا روز رو آغاز کرد و اگر هم مشکلی پیش اومد حلش کرد و سیگار نکشید
خدایا من میتونم و میخوام سیگار رو بزارم کنار آخه شیطان بهم میگه سیگار بکش که اگر پدرت از دنیا بره میخوای با داغ پدرت چطوری کنار بیای اگه سیگار رو بزاری کنار اونوقت که بابا از دنیا رفت باید سیگار بکشی و ایرونی جلو خوانوادت میره تویی که سیگار رو ترک کرده بودی و این نحواها
خدایا بهم میگه تو که آخریش سیگار میکشی پس از الان نذار کنار بکش که آینده وسوسه میشی دوباره میکشی
خدایا پناه میبرم به تو ای فرمانورای هستی از شر نجواهای پوچ شیطان
خدایا من هدفم اینه سیگار دیگه نکشم میخوام به این درک برسم به این قدرت برسم من سیگار رو میزارم کنار یا مرگ یا زندگی
خدایا بهت قول میدم اگه کمکم کنی سیگار رو بزارم کنار و باورهام رو درست کنم که دلم آروم بشه ترک کردم هر اتفاقی بیوفته دیگه سمت دود نمیرم اینم بگما تو باید کمکم کنی که نرم سمت دود
خدایا اصلا این سیگار لعنتی چیه اصلا مثل گذشته نیس برام دوسش دارم بهمن کوچیک متنفر نیستم ازش مثل گذشته ولی دیگه نمیخوام این دوستی ادامه دار باشه چون میخوام تغیر کنم میخوام دنیا رو جور دیگه ای تجربه کنم میخوام تو خوانواده بشم آقا مصطفی میخوام مثل سعید دامادمون که ده سال هست مواد رو گذاشت کنار و شد آقا سعید منم بشم آقا مصطفی اصلا من میخوام تغیر کنم آقا دیگه نمیخواااااااااااااااام سیگاری باشم من اونقدرا حالم خراب نیس مثل گذشته که پناه ببرم به سیگار کشیدن میفهمی مصطفی من حالم خوبه من تغیر کردم دیگه نیازی ندارم به کشیدن دود اینو بفهم
ان شائلله این قدم کنار گذاشتن دوستی با بهمن کوچیک بردارم بریم سراغ قدم بعدی که فعلا خیلی برای ذهنم غیر قابل باوره خیلیی خیلی که اونم قدم با درست کردن باور سلامتی ان شائلله قرصهای اعصاب هم بزارم کنار
خدایا خدایا ذهنم میگه این رو نگو که میخوام قرص اعصاب بزارم کنار ولی من با جسارت و ایمان به تو نوشتم
این مورد رو هم اضافه کنم که من تو کامنت قبلیم از خداوند خواستم که یک مجلس برام جور بشه و دیشب رفتم خوندم و پول هم بهم دادند
خدایا ممنونم که کمکم کردی سپاسگذارم
حالم هم مثل روزی که بیست نخ سیگار میکشیدم نیس خیلی بهترم چون کمتر سیگار کشیدم
دوستون دارم براتون بهترینها رو میخوام
راستی من طبق تعهدی که داده بودم اول سال که خانواده ام منفی هستن و میخوام بزارمشون کنار و مثل قبل باهاشون در ارتباط نیستم جز برای مهمونیا و عروسیا رو تعهدم موندم
فقط چند روز پیش بعد از شش هفت ماه یک سری اونم آنقدر درخواست کردن و اینا رفتم خونشون و الان دیگه نمیرم خونهاشون جز برای مهمونیا و عروسیا که اونم سالی ماهی یک بار هست
سلام به خوبی و روشنی هوا، به این حس بهاری و خنکی شگفت انگیز
چقد آخه فایل هاتون جادوییه استاد. با اینکه من دارم هر روز به ترتیب دانلود میکنم میرم اما به شکل خییییلییی شگفت انگیز و غیر قابل باوری هر کدوم دوای درد همونروزمه!
یه روز ذهنم درگیر یه چیز بی ارزش شده، فایل میگه قلبتو پاک کن، این دنیای کوتاه ارزش غصه خوردنو نداره، با غصه خوردن فرکانس منفی نفرست که برا بعدنم زمینه غصه خوردن درست کنی.
یه روز کمالگرایی میاد سراغم به خودم تو کارهام سخت میگیرم، میگه آسان گیر کارها که دنیا از طبع سخت گیرد به مردمان سختکوش
یه روز هم مثل دیروز به یه حدی از “قروقاطی و از هم پاشیده شدن برنامه های روزانه” میرسم که این فایل میادو بهم میگه یه برنامه جدید برای خودت بنویس،برنامه قبلی هارو ولش کن، اینجوری بری درجا میزنی ها، شاخه های اضافه تمرکزتو بچین تا نور به شاخه اصلیا برسه.
خدایاشکرت.
خدایاشکرت قبل اینکه چکشتو برداری انقد نرمو آروم بهم خبر میدی.
فایلتون باعث شد دبشب ساعت 11 از بین خواب و بیداری بلند شم و بیام یه برنامه برای خودم بنویسم، لازم نیست خیلیم دور و دراز باشه(چون معمولا برنامه های من ماهانست هر روز یه کار در حد ساعتی برنامه ریزی هام دقیقه)، الان فقط یه هفته اول، فقط همون پنج روز اوله مهمه، نشونش هم این بود که عرض جدولمو اشتباهی به جای هفت تا خونه، به پنج تا خونه تقسیم کردم. خدا هم داشت بهم میگفت سخت نگیر!
همین الان تو این رد پایی که دارم از خودم به جا میزارم با خودم عهد میبندم که:
• کل تمرکزمو بزارم رو کاری که اون ساعت باید انجام بدم
• به خودم قول میدم که بینشون به خودم استراحت بدم و انتظار کمالگرانانه از خودم نداشته باشم.
• قول میدم هر وقت ذهنم خسته شد بهش بگم : تو که خیلی پر انرژی ای، من با هر یه کلمه تاکیدی که میگم انرژی تو رو افزایش میدم! ذهن من خیلی پر انرژی و فعاله! مغز من خیلی سریع و با کیفیت کار میکنه! سرعت تحلیل متنم با سرعت خوانشم برابره، همینی که دارم میخونم مغز قدرتمند من داره تحلیلش میکنه!
وای خدایاشکرت از اون چرخه معیوب بیرون اومدم
خدایا کمکم کن بتونم فراتر از چیزی که برای خودم در نظر گرفته بودم نتیجه بگیرم
کمکم کن بتونم در همه زمینه هایی که دارم انرژی میزارم بعد از مدتی که خودت صلاح میدونی موفق بشم
خدایا کمکم کن که بتونم در طول روز در حین انجام کارهام رو باور هام کار کنم
خدایا ذهنمو قویتر از چیزی که هست کن تا بتونم بهتر تجسم کنم
خدایا جسممو زیباتر از چیزی که هست بکن تا با هربار دیدنش از ته دلم حالم خوب شه، حتی بیشتر از الان.
خدایا هربار که ازت کمک میخام کمکم کن، پیشم باش و حرف خودتو پررنگ تر از حرفای ذهنم کن.
دوست دارم تحولی عظیم در زندگیم ایجاد کنم خیلی وقته عضو سایت هستم اما دارم لنگ لنگان جلو میرم چون نتایج خیلی خاصی نمیگیرم
باید یه برنامه ریزی کنم و تمام تلاشم را بگذارم چون واقعا از این زندگی که دارم خسته هستم
امیدوارم همینطور که طبیعت نو میشه ما هم نو بشیم
مهم نیست چه طور گذشته مهم اینه که الان چطور فکر می کنی چطور رفتار می کنی و چه طور اقدام می کنی الان آینده تو را می سازد
با تغییر من نتایج و اتفاقات جدید به وجود می آید
جملات تاکیدی را نوشتم برنامه ریزی کردم با صدای خودم ضبط کردم و مرتب دارم گوش میدم از امروز چند برنامه جدید هم نوشتم و می خوام اضافه کنم تا کم کم تغییرات ایجاد بشه
ای خدای مهربان ای تنها دوست و رفیق خودم و زندگیم را به تو می سپارم خودت بیا و همه چیز را درست کن
من جز تو رفیق و پشت و پناهی ندارم به تو می سپارم
همه اتفاقات به نفع من است
جهان به نفع من در گردش است
خدا روزی رسان بی حساب است
من ارزشمند م
من قدرتمند م
من انسان با لیاقتی هستم
تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم
ای عشق الهی مرا دریاب
ای انرژی الهی مرا دریاب
باورهای درست راه درست را به ما نشان می دهد
ای نور الهی مرا دریاب
برای خودم و همه عزیزان پیشرفت در مدارها و فرکانس را از خداوند مهربان خواستارم
بنام خداوند یکتا
سلام وقت بخیر به بزرگترین استادم وهمیاران
چقد قشنگ است صحبتهای استاد چقدرررر لذت بخش ارام بخش است هرلحظه دوس داری فایلاهی استاد رو گوش کنی وروی خودت وباورهایت عمقی کار کنی من تازه محصول ثروت یک رو تهیه کردم و سعی کردمبا تمام وجود نکته ب نکته گوش دهم ومردعمل باشم من 24 ساعتی تمام وقتم صرف فایل های استاد میشودحتی پاسی ازشب ک نزدیک صب شدن است هم بیدار میشم فایل گوش میدم با اینکه صب میرم سرکار تاظهر بازدوباره برگردم خونه ناهار بچه ها و کارای خونهو دوباره عصرسرکارتا دیر وقت ولی خیلی قشنگ وارام بخش است حتی نخابیدن وگوش دادن ب بزرگترین استادعزیزم تجربه های جدید کشف میکنم خدایا شکرت خدایا صدهزارمرتبه شکرت خداجونم عاشقتم مهربان تراز مادر
ب امید شادی وسربلندی
استادعزیزم سپاس گزارم بابت بودنت
استادعزیزم سپاس گزارم بابت داشتنت
استادعزیزم سپاس گزارم بابت انرژیت
روز سی و ششم
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام
این فایل چقدر پرانرژی بود با اینکه الان در زمستان است اما حس کلام استاد و حال و هوای عید و انرژی طبیعت را از آن می توانستم بفهمم با اینکه فایل را به صورت صوتی گوش کردم.
حرف قشنگی که استاد زد الگو گرفتن از طبیعت بود. اینکه طبیعت هرسال هیچ کاری به سال گذشته خود ندارد. آیا سال قبل خوب بار داشت یا نه وقتی بهار می رسد درختان تصمیم می گیرند که شکوفا باشند. دوست دارند جوانه بزنند برگ تازه بدهند و هیچ کاری به سال گذشته خود ندارند. هیچ کاری به زمستان و پاییز که در خواب بودند و برگهای خود را از دست دادند ندارند.
استاد تعبیر قشنگی کرد که شما هم هیچ کاری به گذشته خودتان نداشته باشید بنشینید و باورهای درست بسازید تا در سال جدید اتفاقات خوبی براتون رقم بخوره.
چقدر این حرف درسته گذشته تمام شده است و تنها باید به اکنون اندیشید. چقدر رها کردن گذشته به انسان احساس سبکی می دهد. احساس رهایی می دهد. عذاب وجدان نمی دهد. حسرت نمی دهد. غم نمی دهد. می شود مثل بهار تازه شد. جوانه زد و از ابتدا شروع کرد. خدایا شکرت
احساس خوبی دارد. الان چند روزی است که خیلی بیشتر دارم فایل گوش می دم . خدایا شکرت دسته فایلهای ایمانی که عمل می اورد را دارم گوش می دم و خیلی حسم خوبه و انرژیم بالاست. قبلا فایل گوش می کردم تقریبا هر روز من یک فایل را گوش می کردم . اما یک مدتی شده بود که من روزی یک فایل را گوش می کردم مثلا یک فایل دوره هم جهت با جریان خداوند اگر طولانی بود مثلا یک و ساعت و نیم را در طول روز تکه تکه تمامش می کردم.
از نظر خودم این بود که فایل گوش می کنم سپاسگزاری می کنم. درست بود اینها هم اثرات خودش را داشت. اما دیدم تمرکزم کم شده روی فایلها . گاهی به اخبار گوش می دهم. گاهی با بقیه هم نوا می شوم که اگر پشت سر کسی حرف می زنند گوش کنم. یا خبرهای خیلی خوبی هم نشنیدم. گفتم فاطمه تمرکزت اومده پایین بیشتر از فرصت ها استفاده کن بیشتر فایل گوش کن نگذار ذهن برای خودش حاشیه درست کنه
الان چند روزی است بلافاصله اگر مشغول کاری می شوم با هدفون گوش می کنم .اگر بیکار می شوم فایلها را عادی گوش می کنم. چقدر فرق کرده است. چقدر ذهنم کمتر نجوا می کند. چقدر بهتر شده است.
این دسته از فایلها هم انرژی را بیشتر کرده هی می گویم باید بلند شم کاری بکنم. اما نباید به خودم استرس بدهم کاری که باید بکنم هم به من گفته می شود هر کاری باشد به هر شکلی فعلا همان تمرین رانندگی را گفتم ادامه بدهم.
خدایا شکرت خیلی خیلی حالم بهتر است و احساس سرزندگی دارم.
سلام سلام سلام
این فایل نشانه ی من بود حین صحبت های استاد یاد نوروز 1404 افتادم که دقیقا یکم فروردین من با پارتنرم کات کردم و تنها شدم
و تایم تعطیلات باه غار تنهایی خودم رفتم و بریدم از هر آنچه که من رو از خواسته هام دور میکنه .
شرایطم طوری مهیا شد که شغلم توی همون فروردین عوض شد
من مشاور املاک بودم و اون اواخر آرزو داشتم شغلی داشته باشم که کارمند طوری باشه یه حقوق ثابت ، یه سمت مهم، لباس رسمی پوشیدن و و و
من پایان سال قبل آرزو داشتم از رابطه ی سمی بیام بیرون چون داشتم وابسته میشدم
من آرزو داشتم از فامیلم دوری کنم چون حاشیه ساز بودن برای من
من حتی شب ها که ماشینم رو پارک میکردم تو پارکینگ خونه اذیت میشدم از درو باز و بست کردن از دقت زیادی که برای پارک تو یه فضای مشخص شده لازمبود
من ارزو داشتم برم باشگاه
و بله تو همون کار ملک یکی از مالک ها به من پیشنهاد داد که بشم نماینده ی یه کارخونه و تمام اختیارات رو به من دادند برای مدیریت یه کارخونه که از تازه تأسیس بود بنا براین من در ماه همش دو روز میرفتم کارخونه و کارهای اداری شو انجام میدادم و یه مبلغ خوبی رو سر ماه میگرفتم
در عین حال که کارمند بودم آزادی زمانی و مکانی هم داشتم .اما مثل استاد که از کارش توی بندر عباس خسته شده بود من هم خسته شدم و هدایت شدم به یه کار خفن تر .
در مورد پارک ماشین : ما چون خونمون طبقه ی اول هست پارکینگ سندی نداشتیم و من تو پارکینگ یکی از همسایه ها ماشین رو میزاشتم و ماهیانه یه مبلغ زیادی رو بابتش پرداخت میکردم برای من و درامدم اون مبلغ زیاد بود
خب یه هو نمیدونم چیشد که صاحب پارکینگ با من چپ افتاد و گفت نمیخوام دیگه ماشینتو بزاری تو پارکینگ من و حالا من به راحتی پایین پنجره ی اتاقم ماشینمو پارک میکنم دیگه هزینه ی گزافی هم پرداخت نمیکنم دیگه نیازیم نیست صبحا که عجله دارم وقتم قرف باز و بسته شدن درب پارکینگ بشه
دیگه موقع پارک هم نیازی نیست خودمو احتاط به خرج بدم که به ماشین همسایه برخورد نکنه ماشینم.
در مورد رابطه همون روز اول عید برای دوست پسرم مشکل دادگاهی پیش اومد و با یه خداحافظی مؤدبانه و البته عاشقانه از من جدا شد و دیگه من هیچ خبری ازش ندارم حتی چند بازی هم تلاش کردم ازش یه آماری بگیرم اما جهان اجازه نداد.
در مورد باشگاه درامدم به حدی رسیده که به راحتی ماهیانه دو سبک ورزشی رو ثبت نام میکنم و مرتب باشگاهم رو ادامه دادم شکر خدا
در مورد فامیل :به خاطر تغییر شغلم خطمم عوض کردم و بله دیگه از فامیل کنده شدم
و چندتا اتفاق بزرگ دیگه برام رخ داده که بعدن پر موردش مینویسم
ولی من خدارو شاکرم و از استاد ممنونم
با رخ دادن این اتفاقات قشنگ متوجه شدم قدرتی عظیم تو خلق زندگیم دارم
من دونه دونه و با طی کردن تکامل خواسته هام رو خلق میکنم
خدایا شکرت
سلام خدمت استاد عباس منش عزیزم و مریم خانم شایسته پر از انرژی و دوستان همفرکانسی انشالله که همیشه سالم و پایدار باشید
چقدر این فایل برای من به جا و به موقع بود و جالب تر از آن در قسمت نشانه های امروز بود خدارا هزاران مرتبه شکرت که هر وقت دنبال نشانه بودم خود خدا از طریق دستانش من رو هدایت کرد و باعث انگیزه و انرژی من شد خدایا هزاران مرتبه شکرت
دو روزی بود به خاطر یه مورد داشتم خود خوری میکردم و احساسم خوب نبود الان اومدم داخل سایت گفتم بزنم قسمت نشانه ها و این فایل زیبا و تاثیر گزار آمد که تغییر کن و شخصیتت رو تغییر بده
خیلی خیلی خیلی از خدا تشکر میکنم و بابتش شکر گزاری میکنم که همه هوای من رو در حالتی داره و مواظب من هست
منم به خودم تعهد میدم که واقعا مثل چند وقت پیش که رگباری روی خودم کار میکردم بازم کار کنم تا راه خودم رو دوباره پیدا کنم و در همه مراحل زندگی عالی ترین خودم باشم و همیشه احساس خوبم رو مستمر نگه دارم
خدایا هزاران مرتبه شکرت
به نام خداوند بخشنده و مهربان
به نام خدایی که از رگ گردن بهم نزدیکتره
به نام خدایی که قدرت فقط دست اونه
به نام خدای رزاقم
سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت الهی
بعد از چند روز که حالم خوب بود و نجوا داشتم که مگه میشه اوضاع انقدر خوب پیش بره که حال آدم خوب باشه و صاحب کار باهات خوب برخورد کنه
خلاصه دیشب که رفته بودم سر کار آقای برزگر باز هم بهونه میگرفت و من حالم دوباره برگشت
نمیگم امروز حالم خوب نیست ولی مثل قبل نیستم
تو کامنت قبلا هم نوشته بودم که اصلا خوشم نمیاد کارفرما بهم بگه چیکار بکن من از کارگری خوشم نمیاد و اگرم خوشم بیاد میخوام کارفرمایی داشته باشم که آنقدر بهانهای مختلف نیاره
دیشب آخر کار داماد خواهر اقای برزگر اومده بود و من به شدت پکر بودم ازینکه خود آقای برزگر و پسرش بهم دستور داده بودند و حمید بهم گفت مصطفی چرا داری غش میری خلاصه آقای برزگر به حمید گفت اگه دنده کباب دوس داری برای شام بزارم بخوریم و قبول کرد من اونقدر نجوا داشتم که وقتی دنده کباب درست شد و بهم گفتن بیا بخور من گفتم نمیخوام و از تو اشپزخونه رفتم بیرون و حمید اومد بهم گفت مصطفی این اخلاق ها اصلا دوست ندارما بیا دوتا لقمه بخور و من رفتم جلو و خوردم و شام که تموم شد آقای برزگر و حمید شروع کردن به نصیحت کردن من
من مشکلی که دارم اینه که اگر یه کسی نصیحتم کنه یادم میره
آقای برزگر میگفت مصطفی نمیشه چیزی بهش یاد داد اون بدش میاد ناراحت میشه
و مصطفی میگه من میرم توی فکر و خیال و ناراحت میشه
حمید میگفت مصطفی تو باید اینجا اونقدر پیشرفت کنی که دایی همون آقای برزگر مغازه رو بده به دستت و حقیقت رو ببره بالا
و میگفت مصطفی تو فکر منفی میکنی و یه خورده بدبین هستی
حمید داشت یه خورده حرفهای استاد عباس منش رو بهم میزد
وقتی که فکر میکنم میبینم که آره من فکر منفی زیاد میکنم در طول روز همش فکرم منفی هست همش میگم من نمیتونم از من گذشته من که دیگه نمیتونم تو کبابی استاد بشم من دیگه نمیتونم کار کنم
آقای برزگر میگفت من مصطفی رو جون بچم دوس دارم میخوام کار یادش بدم نمیدونم چرا بدش میاد من یه چیزی میگم
و من مقاومت میکردم و حرفهای پرت میزدم نمیدونم چرا من اینجور شدم و تغیر دادن من کار اسونی نیست من میخوام تغیر کنم ولی مثل اینکه این تغیر خیلی برام سخت داره میگذره
آقای برزگر میگفت مصطفی میدونی چی میخواد حمید اون میخواد همین ظرفش رو بشوره و سیخ کباب بگردونه و هیچ پیشرفتی نکنه
دارم فکر میکنم میبینم آدم چه خوبه در کاری که بهش علاقه داره وارد بشه و اون شور و شوقها باعث میشه که خواسته باشی تو اون کار پیشرفت هم بکنی
من پریشب سر کار داشتم کار میکردم و حمید بهم گفت مصطفی یه خورده برای من بخون و من با اینکه نفس نفس افتاده بودم شروع کردم به خوندن مداحی و جوری خوندم که همه منو تحسین کردند
آقای برزگر بهم میگفت این صدا صدای کشوری هست که
و بهم میگفت اردکانیها قدر تو رو ندارن حیف این صدا که داره تباه میشه
حمید میگفت من از خواندن تو کیف کردم
خلاصه همش تعریفم میکردن تحسینم میکردن خیلی هم عالی خوندم
من هنوز یاد ندارم جایی خوانندگی کرده باشم و بهم بد و بیراه گفته باشند یاد ندارم همه منو تحسین کردند
من توی حوزه خوانندگی میخوام باشم و هیچ کار و کاسبیی نداشته باشم اما چون مجلس زیاد ندارم و درامدم اونقدرا نیست مجبورم برم جای دیگه کار کنم اگر پام سفت بود تو خوانندگی به هیچ عنوان حاضر نبودم حتی یک شب برم کبابی کار کنم
نمیدونم هم چکار کنم میخوام کبابی استعفا بدم ولی باز به خودم میگم آقای برزگر آدم خوبی هست و درست نیست که من بهش بگم دیگه نمیام
ولی توقعش آقای برزگر از من خیلی زیاد هست نمیدونم چکار کنم
دوست دارم همین الان پیام بهش بدم و بهش بگم من تصمیم خودم رو گرفتم و دیگه نمیخوام بیام سر کار.
ولی این نجواها دارم که مردم چی میگن
پدرت زن بابات خواهرها خوانواده چی میگن
اگه پشیمون شدی چی
و ازین جور چیزا زیاد دارم
باز هم فکرهام رو میکنم تصمیم جدی رو میگیرم که اگر استعفا دادم پشیمون نشم
یکی از نجواهایی که دارم اینه که کسی منو تحویل نمیگیره این رو به خودم میگم که کبابی کلاسش بالاتره از مداحی کردن و کسی منو تحویل نمیگیره خوب تحویل نگیردنت مصطفی تو در کنارش آرامش داری غم این رو نداری که باز شب شد باید برم سر کار حالا اگر کارم رو درست انجام ندادم استاد کار بهم چیزی میگه دیگه اون استرس ها رو نداری دیگه اون جوش جوش ها رو نداری راحتی عشق میکنی حال میکنی با مداحی کردنت خدا که نمرده خدا زنده هست بن تو روزی میده خدا برات مجلس جور میکنه این حرفها رو به خودم میزنم ولی نمیدونم چرا دل به دریا نمیزنم که برم سر کار مورد علاقه ام یه خورده ام بخواطر این هست که من سر هر کاری که بیرون اومدم بعدش آروم که شدم فکرش که کردم پشیمون شدم یه خورده ام تنها هستم تو خونه میرم تو فکر و باعث میشه که گذشته یادم بیاد و غمگینم کنه
واقعا نمیدونم باید چکار کنم
خدایا برای تو کاری ندارن راه درست رو بهم نشون بده
خدایا کمکم کن
خدایا منو هدایت کن به مسیرهای درست
خدایا امیدم به تو هست کمکم کن
خدایا پروردگارا غیر تو کسی رو ندارم کمکم کن
خدایا پروردگارا کمکم کن منو هدایت کن تو بهم بگو چیکار کنم
دیشب حمید بهم میگفت حالا اینجا هیچی تو زندگیت میخوای چیکار کنی میگم که حرفاشون یادم رفته وگرنه همش به عنوان رد پا میزاشتم تو کامنتم
با آرزوی بهترینها برای چشمهای زیبایی که کامنت منو خوند
به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت اینکه برای ناهار کوکو سبزی خوشمزه و برای شام چلو کباب با ته دیگ سیب زمینی و لواش و سالاد شیرازی خوشمزه خوردم و لذت بردم و از مادرم سپاسگزاری کردم
خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز
خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین میگذارم
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم
خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم
خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه
خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی
خدایا شکرت بابت گوشی و ماشین قشنگم
خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم
خدایا شکرت بابت فراوانی آب باران خداااااااای من توی چند دقیقه چقدر آب باران نازل کردی قدرتتو شکر بعدش همزمان با بارون تگرگ هم نازل کردی توی چند لحظه همه جا پر از آب شد این باران منو یاد فراوانی و قدرتت انداخت شکرت پروردگارم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز کل روز و شب رو بارون نازل کردی که نمود فراوانیه
خدایا شکرت بابت اینکه بالای صد بسته از پودر زعفرون های قدیمی رو پاک کردم پودر زعفرونای جدید رو که پاک میکنم زمان کم میبره زحمت کم میخواد ولی این پودر زعفران های قدیمی هم زمان زیادی برد و هم زحمت زیاد مثل باورامون وقتی تغییرش نمیدیم و روش کار نمیکنیم خیلی تلاش لازمه برای تغییرش
خدایا شکرت بابت غذاهای خوشمزه ای که امروز خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت اینکه مامانمو رسوندم خونه خواهرم و برگشتنی نگه داشتم تو میدان توحید و بابت فراوانی باران و قطره های آب روی شیشه ماشینم و بابت ماشین قشنگم پراید و رانندگیم و سرسبزی و زمین فوتبال و درختان زیبا و هوای ابری و بارونی و خیسی زمین سپاسگزاری کردم
خدایااااااا شکرت بابت اینکه طبق درخواست ستاره قطبیم دوره فوق العاده 12 قدم رو خریدم 1650 تومن خدایاااااا شکرت 10 مهر تولدمه این بهترین هدیه ای بود که 10 روز مونده به تولدم به خودم هدیه دادم من تعهد میدم که به تک تک حرفهای استاد عمل کنم تو این دوره خدایاااااا شکرررررررت
من هرروز مرور میکردم این خواستم رو و میگفتم میخرم که خریدم خدارو شکر
انقدر مطمئنم از خریدم انقدر ایمان دارم به حرفای استاد انقدر ذوق دارم منی که به این سن اومدم این ذوق رو تجربه نکرده بودم قبل خرید خیلی ذوق کردم و خوشحال بودم و با باور 100 درصد خریدم قدم اول رو خدایا شکرت
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
پیشنهادی سرنوشت ساز برای تعطیلات عید
● ما میتونیم زندگیمون رو از نو بسازیم فارغ از اینکه تو چه شرایطی هستیم مثل فصل بهار که فارغ اینکه زمستون چطور بوده از نو شروع میکنه به جوانه زدن و سرسبزی
● خدا شاهده با تغییر باوراتون فقط در عرض یکسال تمام ناکامی های گذشته رو جبران می کنید
● وقتی باوراتو درست کنی نه تنها تمام اون شکست هات جبران میشه بلکه موفقیت های بیشتری رو کسب میکنی
● اصلا به اشتباهاتت فکر نکن جهان شرایط جدیدی رو برات نشون میده اگه باوراتو تغییر بدی
● وقت بذار و روی باورات کار کن با جزئیات خواسته هاتو بنویس و اقدامات عملی رو هم در کنارش بنویس
● با تمام وجودت بشین روی خودت کار کن بدون اینکه غصه گذشتت و اشتباهت رو بخوری
● با تغییر باورهاتون آدمهای مناسب و ایده ها و موقعیت ها وارد زندگیتون میشن و آدمهای نامناسب خود به خود دور میشن از زندگیت
● قطعه قطعه کن اهدافت رو
● برو تو طبیعت که انرژی طبیعت خیلی مثبته
● ارزششو داره که از یه سری چیزا بزنی و رو باورات کار کنی بشین بنویس و در مورد فایلها فکر کن و بنویس
● تغییر باورها رو اولش باید خیلی انرژی بذاری بعدش میفتی تو دور مثل ورزش کردن
● رو باورات کار کن و تصمیمات جدید تو زندگیت بگیر
_برای ساختن باور گوش دادن مکرر به فایل ها و خوندن کامنت های بچه هاست اینکار رو انقدر باید تکرار کنم که باور ساخته شود و تبدیل به عمل و نتیجه شود
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
به نام خداوند مهربان و هدایتگر
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین و دوستان عزیز
بهار ، یک فرصت برای اینکه ما زندگیمون رو هر جوری که هست از نو، با فونداسیون خیلی خوب ، با پایه های خیلی خوب ، عالی بسازیم و یک سال فوق العاده رو شروع کنیم.
اصلا مهم نیست که زندگی شما در سال گذشته یا سالهای گذشته به چه شکل یا چقدر بد پیش رفته ، با تغییر باورهاتون فقط در عرض یکسال می تونید تمام ناکامی های گذشته و مشکلات گذشته رو جبران کنید.
وقتی باورهات درست بشه و باورهایی رو بسازی که موفقیت آفرین و ثروت آفرین باشه ، نه تنها تمام آن چند سالی که به مشکلات و بدبختی گذشته جبران میشه بلکه فقط در یکسال بارها و بارها جلوتر میفتی و موفقیت های بیشتری کسب میکنی.
وقتی شما تغییر می کنید ، جهان نتایج جدید به شما نشون میده ، اتفافات جدید براتون میاره ، شرایط عالی براتون ایجاد میکنه. اصلا مهم نیست که گذشته تون چی بوده پس نگران نباشید. هی نگید من چه اشتباهی کردم . اصلا به اینها فکر نکنید چون اینها احساس شما رو بد میکنه. احساس شما بد میشه یعنی دارید به چیزهایی توجه می کنید که مسیر خواسته هات نیست. و بدون همه چیز رو از نو می تونی درست کنی. همه چیز رو می تونی تغییر بدی. اصلا مهم نیست سال گذشته یا سالهای گذشته چه اتفاقات بدی برات افتاده یا چه اشتباهاتی کردی. اصلا در موردشون صحبت نکن . اصلا این حرفها رو نزن.
فرض می کردم تمام اتفاقاتی که در گذشته برای من افتاده بمن کمک میکنه تا خواسته هام رو بشناسم. و خداوند یک فرصت جدید ، یک سال جدید، بمن داده تا خواسته هام رو بسازم و آن تضادها و آن مشکلات و هر چیزی که در گذشته بوده بمن کمک کرده که دقیقا بدونم که چی رو می خوام از خداوند.
تغییر باورها مثل یک ماشینی که اول باید خیلی بهش انرژی بدی . شما نیاز داری یک زمان خیلی زیادی رو در شروع کار ، با یک انرژی ، با یک انگیزه، با یک تعهد خیلی زیاد، بذاری روی باورهاتون و بعد آرام آرام آدم های مناسب تو زندگیتون میاد که کمک می کنند که باورهای خوبتون رو ادامه بدید، کتاب های مناسب ، ایده ها و شرایط مناسب میاد یعنی جهان بهت کمک میکنه. اولش مقاومت داره ولی بعدش بهت کمک میکنه.
این فضایی که دارید رو بذارید برای هدفگذاری کردن، برای کارکردن روی باورهاتون ، نوشتن در مورد خواسته هاتون، صحبت کردن در مورد خواسته هاتون با خداوند و خودتون، در مورد قطعه قطعه کردم اهدافتون و ساختن باورهایی که خوشبختی دنیا و آخرت رو میاره.
تمام تمرکزتون رو بذارید برای رسیدن به خواسته ها و اهدافتون ، با انرژی ، با تعهد و با عشق کار کنید. نتایج رو بدست بیارید ، انگیزه بیشتر میگیرید و اعتماد به نفستون میره بالاتر و بعد میری اهداف بعدی.
سپاس از استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین
در پناه حق
به نام خداوند بخشنده و مهربان
به نام خدایی که قدرت فقط دست اونه
سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت عباس منش
خدایا ممنونم که کمکم کردی و الان به مدت دو روز هست که منی که روزی بیست نخ سیگار میکشیدم الان در این دو روز روزی ده نخ کشیدم
خدایا تو که میدونی من دیگه از کشیدن سیگار خسته شدم و واقعا نمیدونم و درک نمیکنم برا چی دارم میکشم و دیگه مثل گذشته لذت نمیبرم از کشیدن سیگار فقط وسوسهای شیطان هست که منو میکشونه سمت این کار ناپسند
خدایا تو که خوب میدونی من هدفم کنار گذاشتن سیگار هست فقط یک شجاعت میخوام یک تعهد پایبند میخوام اینو بهم بده این قدرت رو بهم بده که با شجاعت تمام بزارمش کنار
یک دوستی دارم به نام حسین که بعد از ظهرها میرم پارک شهر اونجا یه خورده باهاش میشینم این عمو حسین ما 77و خورده ای سال داره یعنی باورتون نمیشه این آدم چقدر شاده تو این پارک شهر ادمای بازنشسته میان میشینن و این عمو حسین ما شاد ترین و با انرژی ترین آدم اون پارک حساب میشه
همه به اسم حسین جیگول میشناسنش
ازش پرسیدم حسین جیگول تو سیگار چطوری ترک کردی گفت من 35سال سیگار میکشیدم روزی دوتا پاکت و نصفی هر موقع میرفتم خونه دخترام بهم میگفتن بابا حسین بوی سیگار میدی و منم تصمیم گرفتم بزارمش کنار میگفت من هر موقع حوس سیگار میکردم یه ادامس یا شوکولات میخوردم و الان به مدت 17سال هست که دیگه سیگار نمیکشم
امروز بهش گفتم حسین جیگول من هم تصمیم گرفتم سیگار رو ترک کنم و الان روزی فعلا ده نخ سیگار میکشم بهم گفت خوبه و تحسینم کرد
خدایا اگر برا این آدم شده که بتونه با اینکه روزی دوتا پاکت و نصفی سیگار میکشیده ترک کنه پس برا من چرا نشه چرا من نتونم
خدایا این شجاعت این جسارت رو بهم بده من میدونم تو اگر کمکم کنی به راحتی مثل آب خوردن روزهای نکشیدن سیگار میگذره و من میبینم که چندین ماه هست که سیگار نکشیدم
خدایا خدایا خدایا به عذت و جلالت قسمت کمکم کن این اهرم رنج و لذت رو اونقدر قوی کنم توی ذهنم که دیگه نتونم روزی یک نخ سیگار بکشم چه برسه به ده نخ
استاد من چندین ماه وقتی که سیگار میکشیدم از معایبش میگفتم به خودم که گاهی و با خودم صحبت میکردم و الان منی که بخدا اصلا نمیتونستم ساعتی یک نخ سیگار نکشم دارم دو ساعتی یک نخ سیگار میکشم
خدایا من دارم به خودم آسیب میزنم من دارم به هنجره ام به این صدا به این زیبایی آسیب میزنم خدایا تو که خوب میدونی من میخوام سیگار رو ترک کنم پس کمکم کن
میدونی خدا حرفم چیه من حرفم اینه سیگار نکشم چیکار کنم بهم بگو من چیکار کنم سیگار نکشم خوب کمکم کن تا منطقی کنم برا خودم که بدون سیگار نکشیدم هم میشه زندگی کرد میشه احساس رو اگه بد شد خوب کرد میشه ذهن و کنترل کرد میشه اعصاب اگر خورد شد ارومش کرد مصطفی اونایی که سیگار میکشم استادی همچون عباس منش رو ندارنا اونا تو درودیوار هستنا تو نباش مثل اونا
من واقعا یه خورده ادمای سیگاری رو درک میکنم اونا میگن تو دنیای امروز با این گرونیو اینا میشه سیگار نکشید ولی مصطفی میشه سیگار نکشید میشه با یاد و نام خدا روز رو آغاز کرد و اگر هم مشکلی پیش اومد حلش کرد و سیگار نکشید
خدایا من میتونم و میخوام سیگار رو بزارم کنار آخه شیطان بهم میگه سیگار بکش که اگر پدرت از دنیا بره میخوای با داغ پدرت چطوری کنار بیای اگه سیگار رو بزاری کنار اونوقت که بابا از دنیا رفت باید سیگار بکشی و ایرونی جلو خوانوادت میره تویی که سیگار رو ترک کرده بودی و این نحواها
خدایا بهم میگه تو که آخریش سیگار میکشی پس از الان نذار کنار بکش که آینده وسوسه میشی دوباره میکشی
خدایا پناه میبرم به تو ای فرمانورای هستی از شر نجواهای پوچ شیطان
خدایا من هدفم اینه سیگار دیگه نکشم میخوام به این درک برسم به این قدرت برسم من سیگار رو میزارم کنار یا مرگ یا زندگی
خدایا بهت قول میدم اگه کمکم کنی سیگار رو بزارم کنار و باورهام رو درست کنم که دلم آروم بشه ترک کردم هر اتفاقی بیوفته دیگه سمت دود نمیرم اینم بگما تو باید کمکم کنی که نرم سمت دود
خدایا اصلا این سیگار لعنتی چیه اصلا مثل گذشته نیس برام دوسش دارم بهمن کوچیک متنفر نیستم ازش مثل گذشته ولی دیگه نمیخوام این دوستی ادامه دار باشه چون میخوام تغیر کنم میخوام دنیا رو جور دیگه ای تجربه کنم میخوام تو خوانواده بشم آقا مصطفی میخوام مثل سعید دامادمون که ده سال هست مواد رو گذاشت کنار و شد آقا سعید منم بشم آقا مصطفی اصلا من میخوام تغیر کنم آقا دیگه نمیخواااااااااااااااام سیگاری باشم من اونقدرا حالم خراب نیس مثل گذشته که پناه ببرم به سیگار کشیدن میفهمی مصطفی من حالم خوبه من تغیر کردم دیگه نیازی ندارم به کشیدن دود اینو بفهم
ان شائلله این قدم کنار گذاشتن دوستی با بهمن کوچیک بردارم بریم سراغ قدم بعدی که فعلا خیلی برای ذهنم غیر قابل باوره خیلیی خیلی که اونم قدم با درست کردن باور سلامتی ان شائلله قرصهای اعصاب هم بزارم کنار
خدایا خدایا ذهنم میگه این رو نگو که میخوام قرص اعصاب بزارم کنار ولی من با جسارت و ایمان به تو نوشتم
این مورد رو هم اضافه کنم که من تو کامنت قبلیم از خداوند خواستم که یک مجلس برام جور بشه و دیشب رفتم خوندم و پول هم بهم دادند
خدایا ممنونم که کمکم کردی سپاسگذارم
حالم هم مثل روزی که بیست نخ سیگار میکشیدم نیس خیلی بهترم چون کمتر سیگار کشیدم
دوستون دارم براتون بهترینها رو میخوام
راستی من طبق تعهدی که داده بودم اول سال که خانواده ام منفی هستن و میخوام بزارمشون کنار و مثل قبل باهاشون در ارتباط نیستم جز برای مهمونیا و عروسیا رو تعهدم موندم
فقط چند روز پیش بعد از شش هفت ماه یک سری اونم آنقدر درخواست کردن و اینا رفتم خونشون و الان دیگه نمیرم خونهاشون جز برای مهمونیا و عروسیا که اونم سالی ماهی یک بار هست
تو کامنتای قبلاً نوشتم
سلام استاد، سلام همگی دوستان
سلام به خوبی و روشنی هوا، به این حس بهاری و خنکی شگفت انگیز
چقد آخه فایل هاتون جادوییه استاد. با اینکه من دارم هر روز به ترتیب دانلود میکنم میرم اما به شکل خییییلییی شگفت انگیز و غیر قابل باوری هر کدوم دوای درد همونروزمه!
یه روز ذهنم درگیر یه چیز بی ارزش شده، فایل میگه قلبتو پاک کن، این دنیای کوتاه ارزش غصه خوردنو نداره، با غصه خوردن فرکانس منفی نفرست که برا بعدنم زمینه غصه خوردن درست کنی.
یه روز کمالگرایی میاد سراغم به خودم تو کارهام سخت میگیرم، میگه آسان گیر کارها که دنیا از طبع سخت گیرد به مردمان سختکوش
یه روز هم مثل دیروز به یه حدی از “قروقاطی و از هم پاشیده شدن برنامه های روزانه” میرسم که این فایل میادو بهم میگه یه برنامه جدید برای خودت بنویس،برنامه قبلی هارو ولش کن، اینجوری بری درجا میزنی ها، شاخه های اضافه تمرکزتو بچین تا نور به شاخه اصلیا برسه.
خدایاشکرت.
خدایاشکرت قبل اینکه چکشتو برداری انقد نرمو آروم بهم خبر میدی.
فایلتون باعث شد دبشب ساعت 11 از بین خواب و بیداری بلند شم و بیام یه برنامه برای خودم بنویسم، لازم نیست خیلیم دور و دراز باشه(چون معمولا برنامه های من ماهانست هر روز یه کار در حد ساعتی برنامه ریزی هام دقیقه)، الان فقط یه هفته اول، فقط همون پنج روز اوله مهمه، نشونش هم این بود که عرض جدولمو اشتباهی به جای هفت تا خونه، به پنج تا خونه تقسیم کردم. خدا هم داشت بهم میگفت سخت نگیر!
همین الان تو این رد پایی که دارم از خودم به جا میزارم با خودم عهد میبندم که:
• کل تمرکزمو بزارم رو کاری که اون ساعت باید انجام بدم
• به خودم قول میدم که بینشون به خودم استراحت بدم و انتظار کمالگرانانه از خودم نداشته باشم.
• قول میدم هر وقت ذهنم خسته شد بهش بگم : تو که خیلی پر انرژی ای، من با هر یه کلمه تاکیدی که میگم انرژی تو رو افزایش میدم! ذهن من خیلی پر انرژی و فعاله! مغز من خیلی سریع و با کیفیت کار میکنه! سرعت تحلیل متنم با سرعت خوانشم برابره، همینی که دارم میخونم مغز قدرتمند من داره تحلیلش میکنه!
وای خدایاشکرت از اون چرخه معیوب بیرون اومدم
خدایا کمکم کن بتونم فراتر از چیزی که برای خودم در نظر گرفته بودم نتیجه بگیرم
کمکم کن بتونم در همه زمینه هایی که دارم انرژی میزارم بعد از مدتی که خودت صلاح میدونی موفق بشم
خدایا کمکم کن که بتونم در طول روز در حین انجام کارهام رو باور هام کار کنم
خدایا ذهنمو قویتر از چیزی که هست کن تا بتونم بهتر تجسم کنم
خدایا جسممو زیباتر از چیزی که هست بکن تا با هربار دیدنش از ته دلم حالم خوب شه، حتی بیشتر از الان.
خدایا هربار که ازت کمک میخام کمکم کن، پیشم باش و حرف خودتو پررنگ تر از حرفای ذهنم کن.
خدایا عاششششششقتم به اندازه کلللل دنیا.
سلام خدمت همه عزیزان و استاد عزیز
خداراشکر بابت فصل بهار سال نو روز و روزگار نو
دوست دارم تحولی عظیم در زندگیم ایجاد کنم خیلی وقته عضو سایت هستم اما دارم لنگ لنگان جلو میرم چون نتایج خیلی خاصی نمیگیرم
باید یه برنامه ریزی کنم و تمام تلاشم را بگذارم چون واقعا از این زندگی که دارم خسته هستم
امیدوارم همینطور که طبیعت نو میشه ما هم نو بشیم
مهم نیست چه طور گذشته مهم اینه که الان چطور فکر می کنی چطور رفتار می کنی و چه طور اقدام می کنی الان آینده تو را می سازد
با تغییر من نتایج و اتفاقات جدید به وجود می آید
جملات تاکیدی را نوشتم برنامه ریزی کردم با صدای خودم ضبط کردم و مرتب دارم گوش میدم از امروز چند برنامه جدید هم نوشتم و می خوام اضافه کنم تا کم کم تغییرات ایجاد بشه
ای خدای مهربان ای تنها دوست و رفیق خودم و زندگیم را به تو می سپارم خودت بیا و همه چیز را درست کن
من جز تو رفیق و پشت و پناهی ندارم به تو می سپارم
همه اتفاقات به نفع من است
جهان به نفع من در گردش است
خدا روزی رسان بی حساب است
من ارزشمند م
من قدرتمند م
من انسان با لیاقتی هستم
تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم
ای عشق الهی مرا دریاب
ای انرژی الهی مرا دریاب
باورهای درست راه درست را به ما نشان می دهد
ای نور الهی مرا دریاب
برای خودم و همه عزیزان پیشرفت در مدارها و فرکانس را از خداوند مهربان خواستارم
الهی آن ده که آن به