این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/09/abasmanesh-4.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2022-09-20 07:03:092022-12-12 06:40:37قضاوت دیگران در حالی که در شرایط آنها نبوده ایم
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چند روز پیش نشسته بودم روی مبل و از خداوند خواستم که هدایتم کنه به موضوعی که روی خودم کار کنم و بیشترین کمک رو به من بکنه که این فایل برام اومد
تا این فایل رو دیدم انگار یه زنگی توی مغزم خورد
و وقتی که کامل بهش گوش کردم و یکی دیگه از فایل ها به نام خودمان رو هم قضاوت نکنیم چه برسه به دیگران
انگار این آگاهی روی من باز شد و فهمیدم که من توی روز چقدر دارم آدم هارو قضاوت میکنم
یعنی اینطوری هست که من در مورد فلان رفتار یا فلان حرف یک نفر فکر میکنم و میام اون رو باقانون میسنجم و مثلا میگم چقدر فلانی بی اعتماد به نفسه ، چقدر فلانی میخواد خود نمایی کنه ، چقدر فلانی رابطه ی بدی رو داره تجربه میکنه بخاطر فلان باور و این کار من شده توی روز که به نکات نا خواسته در اطرافیانم نوجه گنم و برام عجیب بود که چرا هنوز یه پارتنری پیدا نکردم که آدم مثبتی باشه و مثلا مثل خانم شایسته اونقدر توجهش بر زیبایی ها باشه
در صورتی خودم اینطور نیستم
یعنی این چند وقته کم کم انگار بیشتر پذیرفتم که اقا اکر من یک رابطه عالی ندارم مشکل از منه وگرنه مثل تمام نعمت هایی که در زندگیم هست وجود یک رابطه عالیی هم عادیه مگر اینکه باور های نا درست من مانع جذبش بشه
فهمیدم که اگه فلان فردی که اومد توی زندگیم فلان ویژگی نا خواسته رو داشت چون من اونو دعوت کردم به زندگیم
اگه من دوست نداشتم پارتنرم اهل مشروب باشه و با هرکسی اشنا میشم اهل مشروبه پس من توجهم روی نا خواسته هست
اگر پارتنر من آدم ضعیفی هست چون من دوست دارم ادمای ضعیف رو وارد زندگیم کنم
یعنی قبل تر و گاهی اوقات الان اینطور میشه که فکر میکنم فلان خواسته هنوز موقعش نشده و خداوند خیر و صلاح منو میخواد و در زمان درست بهم میده
این چرت ترین جمله ای هست که میشه گفت
خداوندهیچ صلاحی برای تو نمیخواد
اگه دنبال مواد مخدر باشی هدایتت میکنه و اگر دنبال یک رابطه عالی و ثروت باشی هم هدایتت میکنه
اون برای تو تعیین صلاحیت نمیکنه و بگذار کنار این چرا و پرت هایی بقیه در مورد خداوند میگن رو
اگه به خواسته ای هنوز نرسیدی یعنی ترمز داری .
خلاصه که درک کردم که مهدی اگه هنوز ادمای خیلی درجه یک وارد زندگیت نشده ، نه به این دلیل که وجود نداره ، نه ، بخاطر اینکه تو چوب قضاوت به دست گرفتی و ذهنت رو تربیت کردی برای دیدن ضعف های افراد
واقعا جا داره به خودم بگم که تو کی باشی که بخوایی بقیه رو قضاوت کنی
تو کجای زندگی بقیه بودی
تو در چه جایگاهی هستی که بخوایی بقیه رو قضاوت کنی
حتی خداوند هم با اینکه علم کامل بر انسان ها و رفتارشون داره انسان رو جایز الخطا میبینه و قضاوتش نمیکنه حداقل در این دنیا اون وقت منی که هیچ علم کاملی حتی بر زندگی خودم ندارم میام میگم فلانی داره اشتباه میکنه
سلام به استاد عزیزم مریم جان و تمام دوستانم در این بهشت زیبا
از زمانی که فهمیدم از تغییر دیگران ناتوانم
سعی کردم قضاوت و سرزنش که از شاخه های این درخت هستند رو کنار بزارم
بارهاشده بخاطر عملکردهای تکراری همسرم بابت موضوعی بعنی الگوهای تکرار شونده ای که داره تحربشون میکنه
یه آن تو ذهنم گفتم تو چرا درس نمیگیری؟ بازم همون کار بازم همون نتیجه؟!
ولی خداروشکر تا اومدم به زبون بیارم انگار یکی دهانم رو بست که هیچی نگو :
تو جای اون نیستی شاید تو هم تو شرایط اون بودی همون کارو میکردی
تو که با این قوانین آشنا شدی خیلی جاها باز سوتی میدی و یادت میره در لحظه کار درست چیه
با حرف زدن داری بش توجه میکنی و جهانم از همین دست مسائل برات میاره
ادعا نکن که ادعا ی تو باعث میشه جهان خودتو به چالش بکشه
وهیچی دیگه سریع اعراض میکنم و میرم سر یه کاری تا توجه ذهنم رو بگیرم
جالبه یه سری موارد رو از بس تکرار کردم با خودم
انگار یه دگمه دربارشون تو مغزم ایجاد شده
مثلا دگمه قضاوت ممنوع
سرزنش ممنوع
تو از تغییر دیگران ناتوانی
بحث ممنوع
نصیحت ممنوع
اعراض کن به جاش به زیباییها توجه کن
کنترل ذهن با زبان
شکرگزاری کن
و هربار بسته به شرایطی که برام پیش میاد به یاری ولطف خداوند یکی از اینا توی گوشم دنگ میزنه و مثل وقتی که کمربند نبستی ماشین هی بوق میزنه اینام هی دنگ دنگ دنگ میکنن تا بهشون توجه کنم
استاد ارامشی که الان دارم تو زندگیم تجربه میکنم ماه عسل آگاهیهایی است که شما قدم به قدم به ما آموختید و منم سعی کردم در حد خودم بهشون عمل کنم
از خداوند بزرگ میخوام ما رو تو این مسیر مستدام کنه و کمکمون کنه روزبه روز عملگراتر باشیم
به جای صحبت کردن و موعظه و نقد وبررسی بقیه
خودمون و رفتارهامونو بهبود بدیم یه بهبود دائمی و مستمر تا آخر عمر انشالله.
چقدر این دیدگاه که دیگران رو قضاوت نکن به من کمک کرده که با خودم بیشتر در صلح باشم و آرامش بیشتری و تجربه کنم.
از نظر منطقی هم کاملا این دیدگاه صحیح است.
آخه وقتی که من جای طرف نبودم وخبر ندارم که چه چیزی باعث فلان تصمیم گیری یا فلان صحبت شده چطور میتونم به خودم این اجازه رو بدم که بخام قضاوتش کنم!!
خود خداوند به بندگانش حق انتخاب و اختیار داده که هر کس هر کار دوست داره انجام بده نتایجشم با خودشه .
حالا منی که خدا نیستم میخام با قضاوت کردنم بگم چرو این کارو کردی یا این حرف وزدی وبشینم جای خدا..
وقتی من قضاوت نکنم به غیر از آرامش و آسایشی که برا خودم میخرم ،طبق قانون از طرف دیگران هم قضاوت نمیشم که بخواد باعث ناراحتی من بشه ..
خیلی خیلی این دیدگاه رو قبول دارم وبا عمل کردن به این موضوع خیلی حالم بهتر شده وسرم بند زندگی خودمه واصلا کاری به دیگران واتفاقات پیرامونم ندارم وچقدر لذت بخشه …
-زمانی که کاری انجام شده و پایان یافته در مورد نتایج آن دیگران و حتی خودمان را قضاوت نکنیم
-قضاوت دیگران باعث می شود در مدار افراد نامناسب قرار گرفته و افراد منفی بیشتری را جذب کنیم
-با قضاوت کردن تمرکز ما بر اشتباهات طرف مقابل قرار دارد به همین دلیل از جنس همان اشتباه را بارها و بارها تجربه می کنیم
-قضاوت افراد باعث می شود پشت سر آنها غیبت کرده تهمت زده و از در صلح بودن با خودمان خارج می شویم
-اگر در جایگاه طرف مقابل قرار داشتیم ممکن بود همان اقدام یا حتی بدتر از آن را انجام دهیم
-حتی رفتار منفورترین افراد تاریح را هم قضاوت نکنیم
-به جای تمرکز بر دیگران و قضاوت اعمال و رفتار آنها تمرکز خود را بر روی تغییر باورها و افکار خود قرار دهیم
• کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟
-همه ی نکاتی که استاد و خانم شایسته ی عزیز بیان کرده اند به ما بسیار کمک کرده است چون ما عادت داشتیم رفتار دیگران را قضاوت کرده پشت سر آنها غیبت کنیم بدون اینکه خود را جای انها قرار داده و شرایط و باورهای نامناسب آنها را درک کنیم
تمرکز بر دیگران نشتی انرژی بسیار زیادی داشته که خدا را شکر با حذف افراد ورودی ها و کلیه ی شبکه های اجتماعی از اقدامات و تصمیمات دیگران مطلع نیستیم که بخواهیم آنها را قضاوت کنیم و با عدم قضاوت و غیبت کردن پشت سر افراد به سمت افراد بهتری هدایت شده که برای ما احترام بسیار بیشتری قائل هستند
با عدم قضاوت افراد زمان و انرژی بسیار بیشتری برای کار کردن بر روی باورها و افکار خود داریم و دیگران نیز که در گذشته ما را قضاوت کرده و مرتبا از ما انتقاد می کردند به راحتی از زندگی ما حذف شده اند
• چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟
-حذف افراد نامناسب عدم قضاوت شدن توسط افراد داشتن زمان بیشتر برای کار کردن بر روی باورها و افکار کمتر شدن حسادت و رقابت چشم و هم چشمی در صلح قرار گرفتن با افراد و توانایی بیشتر بر تمرکز بر نکات مثبتشان پذیرفتن بیشتر اشتباهات خود و دیگران داشتن احساس بهتر نسبت به دیگران کم شدن گفتگوهای منفی ذهنی در مورد دیگران
• برنامهی شخصیِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل» چیست؟
-از زمان آشنا شدن با استاد سعی کرده ایم با حذف کامل ورودی ها جلوی قضاوت دیگران و مهم بودن حرف مردم را بگیریم و هر بار افراد منفی بیشتری به راحتی از زندگیمان حذف شده اند اکنون حتی نام بسیاری از آنها را به یاد نمی آوریم
مهم ترین اقدامی که می توانیم برای عدم قضاوت دیگران انجام دهیم حذف ورودی ها و دخالت نکردن در زندگی دیگران داشتن هدف و سبک شخصی و تمرکز تنها بر خودمان بوده است
بنام خدایی که هیچ کس رو قضاوت نمیکنه و زندگی کردن هر کسی رو در اختیار خودش گذاشته
در این چند سالی که در این مسیر قرار گرفتم همیشه سعی کردم که قضاوت و غیبت رو کنار بگذارم .ولی در جمع های خانوادگی همیشه این بحث ها هست و من سعی خودم رو میکنم که یا حواسم رو جای دیگه ای پرت کنم یا سعی میکنم که کلامی حرف نزنم.
و زمانهایی که بیشتر روی خودم کار میکنم دقت کردم که موقعی که این صحبتها پیش می اید یا من اون لحظه کاری برایم پیش میاید که اون جمع رو ترک میکنم یا یه اتفاقی می افتد که باید اصلا حواسم جای دیگری باشد و چقدر از این بابت خوشحالم ….
وقتی یه چیزایی از قانون رو درک میکنی و یه مدتی تمرکز رو از روی خودت برمیداری ،چنان سیلی محکمی دنیا بهت میزنه که بارها و بارها دور خودت می چرخی و میوفتی زمین
تازه به خودت میای تا ببینی کجای کاری...
این فایل نشانه امروز من بود
بعد قضاوت کردن از فردی و کلی ماجرا
بعد کلی بدو بدو کردن،خسته شدن ،بی رمق بودن و انگشت اشاره رو گرفتن سمت اون آدم ،تصمیم گرفتم همه چی رو به مدت ده روز تعطیل کنم و برم به غار حرای خودم و ببینم تو زندگی کجای کارم آخه
ببینم چرا اینقدر در حال دویدن و لاک پشتی رشد کردنم اخه
نمیگم تغییرات اتفاق نیوفتاده ,خیلی تغییرات بزرگی تو زندگیم اتفاق افتاده ولی دلچسب نیست
آرامشی که میخوام ،ندارم
همه اش در حال مقایسه ام
همه اش غم کارای نکرده گذشته
نگرانی آینده
تا رسیدم به نقطه تنهایی . رسیدم به خودم
دیدم مدتهاست تمرکز رو برداشتم از خودم
روزی یا یه روز درمیون یه فایلی گوش میدم ولی تمرینی نیست
به خودم گفتم ،بسه گند زدن
با خودم که خلوت کردم دیدم منم ،همه چی از من شروع شده
دیشب قلم و کاغذ رو دست گرفتم و شروع کردم به نوشتن
ریشه یابی کردم ، به کامنت دوستان تو عقل کل هدایت شدم ،اشک می ریختم و میخوندم
فشار عجیبی روی گوشهام بود و مدتهاست دارم رنج می کشم از مسائل گوش هام
بخدا معجزه شد
معجزه شد
مگه میشه یهو چنان فشار عظیمی بیاد به گوش تو چند لحظه و بعد رها شی
خدای من چه خبره؟!
سرم رو به راست و چپ خم میکردم و میدیم ،خدای سنگینی قبل رو ندارم
نگرانی بابت کارهام و انرژی هایی که گذاشتم ولی نتیجه خاصی عایدم نشده ،میاد سراغم ولی میگم استاد میگن نباید تو فرکانس ترس و اضطراب باشی چون فایده نداره ،همون میاد تو زندگیت
پس بسه
بشین و معجزات بیشتری رو وارد زندگیت کن
رو خودت متمرکز شو چون همه چی تویی
اون بنده خدایی که قضاوتش کردی ،مشکل اون نیست
مشکل تویی و این دنیای آشفته درونی
از دیشب شروع کردم . اولین معجزه گوشم بود
میخوام درونم رو شخم بزنم و پیدا کنم ترمزها رو
میخوام درک کنم قوانین جهان رو
میخوام عمل کنم به اموزش ها
میخوام رشد کنم
میخوام سلامتی ،ثروت ،ارامش ،معنویت و رابطه ای زیبا با همسرم رو خلق کنم
میخوام زندگیم رو متحول کنم
با اموزش های استاد تا حدودی درک کردم قوانین رو ،میخوام عمل کنم و با نتیجه های کوچک با اعتماد بنفس بالاتر ،با رفتن به مدارهای بالاتر برم جلو
درود خدمت استاد جان و بانوی عزیز و هم فرکانسی های محترم
من همیشه همیشه حتی این همه مدتی که دارم روی فایل ها کار میکنم قضاوت میکنم. هم خودمو هم دیگرانو. یعنی نمیدونم چرا ذهنم اینطوریه و نتونستم تربیتش کنم. خیلی این فایل به موقع بود. منو برد توی 15 سال پیش ، وقتی که خانواده مون در بحران بود و من بخاطر تصمیمی که خواهرم گرفته بود خیلی خیلی حرص میخوردم.الان می فهمم چرا اون موقع متوقف شدم ، چرا حرکت رو به جلو نداشتم. چون ذهنم مدام اونو قضاوت میکرد. و این باعث شد من از صلح بودن با خودم بیام بیرون.( خانم شایسته عالی گفتن). حتی مادرم رو همیشه قضاوت کردم که چرا فلان موقع فلان کار را انجام ندادی ، چرا متوجه نشدی چی غلطه چی درسته، دقیقا مثال بارز همین حرفی که استاد گفتن.و همش همش دنبال مقصر بودم . وای چقدر این حرف درسته ( با این کار باعث میشیم ذهنمون این جوری بار بیاد که دنبال نقص ها باشه و اصلا نتونه روی زیبایی ها ، روی نکات مثبت تمرکز کنه.) حالا می فهمم چقدر این طرز رفتارم باعث دوری قلبی من از خواهرم شد و دوست داشتنش را کنار گذاشتم.حتی همین یک ماه پیش هم اتفاقی افتاد که باز ذهنم میخواست دخالت کنه. من صبر کردم همه ی قضاوت هاشو کرد، حسابی حالمو بد کرد. بعد گفتم ببین به تو مربوط نیست اون میخواد چطوری زندگی کنه. به خودش مربوطه.تو جای اون نیستی.
افسارش رو کشیدم نذاشتم رفتاری ازم سر بزنه که اون پرده ی احترام از بین بره. ولی در صلحم نبودم.
الان می فهمم نقش تمرکز روی خودمون چقدر مهمه. و این کنترل ذهن چقدر میتونه دستاورد بیاره برام اگر آگاه باشم.
استاد و خانم شایسته یک دنیا سپاسگزارم. چون یک نشتی مهم فرکانسی را کشف کردم که خیلی میتونه کمکم کنه که بهتر زندگی کنم.امروز تولدمه و آگاهی این فایل ارزشمندترین و زیباترین هدیه ی عمرم خواهد بود.دوستتان دارم. به امید دیدارتان در فلوریدا.
قضاوت کردن آدمها باعث میشه ما تمرکزمون روی خودمون و رفتارهامون برداشته بشه و فقط دنبال این هستیم که ببینم دیگران دارن چی کار می کنند
و به جای اینکه سعی کنیم خودمون درست زندگی کنیم به دنبال این هستیم که بقیه چطوری باید زندگی کنن ما حتی نباید آینده نیامده دیگران رو هم قضاوت کنیم شاید اون شخصی رو که ما داریم قضاوت می کنیم در آینده یک انسان موفق بشه که همه به بودنش افتخار کنن من قبل از اینکه با استاد عزیزم آشنا بشم با توجه به مواردی که شنیده بودم در مورد آمریکا و مردمش واقعا قضاوت نادرستی داشتم فقط بر اساس آن چه که شنیده بودم قضاوت می کردم در صورتی که من تو اون محیط قرار نگرفته بودم وقتی ما داریم کسی رو قضاوت می کنیم همزمان داریم غیبت هم می کنیم در واقع حتی داریم دیدگاه های خودمون رو هم تحمیل می کنیم و داریم احساس خودمون هم بد می کنیم بهتر کار تو این مواقع همینطور که استاد فرمودند سکوت هست و تمام تلاش رو بکنیم تمرکزمون روی اعمال و رفتار و گفتار خودمون باشه و سعی کنیم خودمون درست زندگی کنیم
خداوند یارو نگهدار تون باشه استاد عزیزم و خانوم شایسته گل
پس آن گاه که رسولانشان با معجزات و ادلّۀ روشن به سوى آنها آمدند آن مردم (نادان) به دانش و عقاید باطل خود شاد و مغرور شدند و وعدۀ عذابى که مسخره مىکردند همه را فرا گرفت.
و (به یاد آرید) وقتى که موسى به قوم خود فرمود که به امر خدا گاوى را ذبح کنید، گفتند: ما را به تمسخر گرفتهاى؟ موسى گفت: پناه مىبرم به خدا از آنکه (سخن به تمسخر گویم و) از مردم نادان باشم.
آیا ندانستند که خداوند، راز آنان و سخنان آهسته (و درِگوشى) آنان را مىداند و اینکه خداوند، به همهى غیبها داناست؟!
یا ایها الذین آمنوا لایسخر قوم من قوم عسی أن یکونوا خیرا منهم و لانساء من نساء عسی أن یکن خیرا منهنَّ و لا تلمزوا أنفسکم و لاتنابزوا بالألقاب بِئس الاسم الفسوق بعد الایمان و مَن لم یتُب فاولئک هم الظالمون
ای کسانیکه ایمان آورده اید هیچ قومی حق ندارد قوم دیگر را مسخره کند چه بسا که آنان از ایشان بهتر باشند و هیچ زنی حق ندارد زنان دیگر را مسخره کند؛ چون ممکن است آنان از اینها بهتر باشند و هرگز در میان خودتان عیبجویی نکنید و یکدیگر را با لقب های بد نخوانید. این بد است که بعد از ایمان یکدیگر را به فسق یاد کنید و هر کس توبه نکند از ظالمان خواهند بود.
قرآن بهترین منبع و مرجع برای رجوع هست،و هر آنچه که در قرآن گفته شده اصلی ترین و اساسی ترین قوانین زندگی است.
در قضاوت کردن دیگران،چندین گناه دیگر هم نهفته ست.
و یک قضاوت به ناحق ما،ممکن است به آبروی دیگران خدشه وارد کند و شرایط را بر او سخت کند.
همیشه در قضاوت دیگران ،باید به خود بگوییم که آنچه را که برای خود نمیپسندیم برای دیگران هم نپسندیم.
درگیر قضاوت زندگی دیگران شدن،ما را از زندگی کردن دور میکند ،و هر چقدر که غرق در این کار بشویم به همون اندازه هم از اصل انسانیت خود ،دور میشویم.
سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز
این فایل رو از طریق نشانه امروز دیدم
چند روز پیش نشسته بودم روی مبل و از خداوند خواستم که هدایتم کنه به موضوعی که روی خودم کار کنم و بیشترین کمک رو به من بکنه که این فایل برام اومد
تا این فایل رو دیدم انگار یه زنگی توی مغزم خورد
و وقتی که کامل بهش گوش کردم و یکی دیگه از فایل ها به نام خودمان رو هم قضاوت نکنیم چه برسه به دیگران
انگار این آگاهی روی من باز شد و فهمیدم که من توی روز چقدر دارم آدم هارو قضاوت میکنم
یعنی اینطوری هست که من در مورد فلان رفتار یا فلان حرف یک نفر فکر میکنم و میام اون رو باقانون میسنجم و مثلا میگم چقدر فلانی بی اعتماد به نفسه ، چقدر فلانی میخواد خود نمایی کنه ، چقدر فلانی رابطه ی بدی رو داره تجربه میکنه بخاطر فلان باور و این کار من شده توی روز که به نکات نا خواسته در اطرافیانم نوجه گنم و برام عجیب بود که چرا هنوز یه پارتنری پیدا نکردم که آدم مثبتی باشه و مثلا مثل خانم شایسته اونقدر توجهش بر زیبایی ها باشه
در صورتی خودم اینطور نیستم
یعنی این چند وقته کم کم انگار بیشتر پذیرفتم که اقا اکر من یک رابطه عالی ندارم مشکل از منه وگرنه مثل تمام نعمت هایی که در زندگیم هست وجود یک رابطه عالیی هم عادیه مگر اینکه باور های نا درست من مانع جذبش بشه
فهمیدم که اگه فلان فردی که اومد توی زندگیم فلان ویژگی نا خواسته رو داشت چون من اونو دعوت کردم به زندگیم
اگه من دوست نداشتم پارتنرم اهل مشروب باشه و با هرکسی اشنا میشم اهل مشروبه پس من توجهم روی نا خواسته هست
اگر پارتنر من آدم ضعیفی هست چون من دوست دارم ادمای ضعیف رو وارد زندگیم کنم
یعنی قبل تر و گاهی اوقات الان اینطور میشه که فکر میکنم فلان خواسته هنوز موقعش نشده و خداوند خیر و صلاح منو میخواد و در زمان درست بهم میده
این چرت ترین جمله ای هست که میشه گفت
خداوندهیچ صلاحی برای تو نمیخواد
اگه دنبال مواد مخدر باشی هدایتت میکنه و اگر دنبال یک رابطه عالی و ثروت باشی هم هدایتت میکنه
اون برای تو تعیین صلاحیت نمیکنه و بگذار کنار این چرا و پرت هایی بقیه در مورد خداوند میگن رو
اگه به خواسته ای هنوز نرسیدی یعنی ترمز داری .
خلاصه که درک کردم که مهدی اگه هنوز ادمای خیلی درجه یک وارد زندگیت نشده ، نه به این دلیل که وجود نداره ، نه ، بخاطر اینکه تو چوب قضاوت به دست گرفتی و ذهنت رو تربیت کردی برای دیدن ضعف های افراد
واقعا جا داره به خودم بگم که تو کی باشی که بخوایی بقیه رو قضاوت کنی
تو کجای زندگی بقیه بودی
تو در چه جایگاهی هستی که بخوایی بقیه رو قضاوت کنی
حتی خداوند هم با اینکه علم کامل بر انسان ها و رفتارشون داره انسان رو جایز الخطا میبینه و قضاوتش نمیکنه حداقل در این دنیا اون وقت منی که هیچ علم کاملی حتی بر زندگی خودم ندارم میام میگم فلانی داره اشتباه میکنه
اخه تو کجای زندگی فلانی بودی
تو به چه حقی داری قضاوت بی جا میکنی
واقعا جا داره خیلی روی تصحیح این رفتار وقت بگذارم
سپاسگزار خداوند بابت هدایت من به این فایل
عاشقتونم
در پناه الله یکتا موفق باشید
بنام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم مریم جان و تمام دوستانم در این بهشت زیبا
از زمانی که فهمیدم از تغییر دیگران ناتوانم
سعی کردم قضاوت و سرزنش که از شاخه های این درخت هستند رو کنار بزارم
بارهاشده بخاطر عملکردهای تکراری همسرم بابت موضوعی بعنی الگوهای تکرار شونده ای که داره تحربشون میکنه
یه آن تو ذهنم گفتم تو چرا درس نمیگیری؟ بازم همون کار بازم همون نتیجه؟!
ولی خداروشکر تا اومدم به زبون بیارم انگار یکی دهانم رو بست که هیچی نگو :
تو جای اون نیستی شاید تو هم تو شرایط اون بودی همون کارو میکردی
تو که با این قوانین آشنا شدی خیلی جاها باز سوتی میدی و یادت میره در لحظه کار درست چیه
با حرف زدن داری بش توجه میکنی و جهانم از همین دست مسائل برات میاره
ادعا نکن که ادعا ی تو باعث میشه جهان خودتو به چالش بکشه
وهیچی دیگه سریع اعراض میکنم و میرم سر یه کاری تا توجه ذهنم رو بگیرم
جالبه یه سری موارد رو از بس تکرار کردم با خودم
انگار یه دگمه دربارشون تو مغزم ایجاد شده
مثلا دگمه قضاوت ممنوع
سرزنش ممنوع
تو از تغییر دیگران ناتوانی
بحث ممنوع
نصیحت ممنوع
اعراض کن به جاش به زیباییها توجه کن
کنترل ذهن با زبان
شکرگزاری کن
و هربار بسته به شرایطی که برام پیش میاد به یاری ولطف خداوند یکی از اینا توی گوشم دنگ میزنه و مثل وقتی که کمربند نبستی ماشین هی بوق میزنه اینام هی دنگ دنگ دنگ میکنن تا بهشون توجه کنم
استاد ارامشی که الان دارم تو زندگیم تجربه میکنم ماه عسل آگاهیهایی است که شما قدم به قدم به ما آموختید و منم سعی کردم در حد خودم بهشون عمل کنم
از خداوند بزرگ میخوام ما رو تو این مسیر مستدام کنه و کمکمون کنه روزبه روز عملگراتر باشیم
به جای صحبت کردن و موعظه و نقد وبررسی بقیه
خودمون و رفتارهامونو بهبود بدیم یه بهبود دائمی و مستمر تا آخر عمر انشالله.
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکزت
سلام
چقدر این دیدگاه که دیگران رو قضاوت نکن به من کمک کرده که با خودم بیشتر در صلح باشم و آرامش بیشتری و تجربه کنم.
از نظر منطقی هم کاملا این دیدگاه صحیح است.
آخه وقتی که من جای طرف نبودم وخبر ندارم که چه چیزی باعث فلان تصمیم گیری یا فلان صحبت شده چطور میتونم به خودم این اجازه رو بدم که بخام قضاوتش کنم!!
خود خداوند به بندگانش حق انتخاب و اختیار داده که هر کس هر کار دوست داره انجام بده نتایجشم با خودشه .
حالا منی که خدا نیستم میخام با قضاوت کردنم بگم چرو این کارو کردی یا این حرف وزدی وبشینم جای خدا..
وقتی من قضاوت نکنم به غیر از آرامش و آسایشی که برا خودم میخرم ،طبق قانون از طرف دیگران هم قضاوت نمیشم که بخواد باعث ناراحتی من بشه ..
خیلی خیلی این دیدگاه رو قبول دارم وبا عمل کردن به این موضوع خیلی حالم بهتر شده وسرم بند زندگی خودمه واصلا کاری به دیگران واتفاقات پیرامونم ندارم وچقدر لذت بخشه …
دوستون دارم وبه خداوند یکتا میسپارمتون.
به امید دیدار شما استاد عزیز..
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
• موارد اساسی و نکات کلیدیِ این فایل چیست؟
-زمانی که کاری انجام شده و پایان یافته در مورد نتایج آن دیگران و حتی خودمان را قضاوت نکنیم
-قضاوت دیگران باعث می شود در مدار افراد نامناسب قرار گرفته و افراد منفی بیشتری را جذب کنیم
-با قضاوت کردن تمرکز ما بر اشتباهات طرف مقابل قرار دارد به همین دلیل از جنس همان اشتباه را بارها و بارها تجربه می کنیم
-قضاوت افراد باعث می شود پشت سر آنها غیبت کرده تهمت زده و از در صلح بودن با خودمان خارج می شویم
-اگر در جایگاه طرف مقابل قرار داشتیم ممکن بود همان اقدام یا حتی بدتر از آن را انجام دهیم
-حتی رفتار منفورترین افراد تاریح را هم قضاوت نکنیم
-به جای تمرکز بر دیگران و قضاوت اعمال و رفتار آنها تمرکز خود را بر روی تغییر باورها و افکار خود قرار دهیم
• کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟
-همه ی نکاتی که استاد و خانم شایسته ی عزیز بیان کرده اند به ما بسیار کمک کرده است چون ما عادت داشتیم رفتار دیگران را قضاوت کرده پشت سر آنها غیبت کنیم بدون اینکه خود را جای انها قرار داده و شرایط و باورهای نامناسب آنها را درک کنیم
تمرکز بر دیگران نشتی انرژی بسیار زیادی داشته که خدا را شکر با حذف افراد ورودی ها و کلیه ی شبکه های اجتماعی از اقدامات و تصمیمات دیگران مطلع نیستیم که بخواهیم آنها را قضاوت کنیم و با عدم قضاوت و غیبت کردن پشت سر افراد به سمت افراد بهتری هدایت شده که برای ما احترام بسیار بیشتری قائل هستند
با عدم قضاوت افراد زمان و انرژی بسیار بیشتری برای کار کردن بر روی باورها و افکار خود داریم و دیگران نیز که در گذشته ما را قضاوت کرده و مرتبا از ما انتقاد می کردند به راحتی از زندگی ما حذف شده اند
• چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟
-حذف افراد نامناسب عدم قضاوت شدن توسط افراد داشتن زمان بیشتر برای کار کردن بر روی باورها و افکار کمتر شدن حسادت و رقابت چشم و هم چشمی در صلح قرار گرفتن با افراد و توانایی بیشتر بر تمرکز بر نکات مثبتشان پذیرفتن بیشتر اشتباهات خود و دیگران داشتن احساس بهتر نسبت به دیگران کم شدن گفتگوهای منفی ذهنی در مورد دیگران
• برنامهی شخصیِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل» چیست؟
-از زمان آشنا شدن با استاد سعی کرده ایم با حذف کامل ورودی ها جلوی قضاوت دیگران و مهم بودن حرف مردم را بگیریم و هر بار افراد منفی بیشتری به راحتی از زندگیمان حذف شده اند اکنون حتی نام بسیاری از آنها را به یاد نمی آوریم
مهم ترین اقدامی که می توانیم برای عدم قضاوت دیگران انجام دهیم حذف ورودی ها و دخالت نکردن در زندگی دیگران داشتن هدف و سبک شخصی و تمرکز تنها بر خودمان بوده است
خدایا شکرت
عاشقتونیم
بنام خدایی که هیچ کس رو قضاوت نمیکنه و زندگی کردن هر کسی رو در اختیار خودش گذاشته
در این چند سالی که در این مسیر قرار گرفتم همیشه سعی کردم که قضاوت و غیبت رو کنار بگذارم .ولی در جمع های خانوادگی همیشه این بحث ها هست و من سعی خودم رو میکنم که یا حواسم رو جای دیگه ای پرت کنم یا سعی میکنم که کلامی حرف نزنم.
و زمانهایی که بیشتر روی خودم کار میکنم دقت کردم که موقعی که این صحبتها پیش می اید یا من اون لحظه کاری برایم پیش میاید که اون جمع رو ترک میکنم یا یه اتفاقی می افتد که باید اصلا حواسم جای دیگری باشد و چقدر از این بابت خوشحالم ….
خدایا شکرت
به نامالله یکتا
سلام استاد عزیزم وخانمشایسته نازنینم
فکر میکردم که
گاهی ما برای فهم توحید کافیست یک حقیقت را عمیق بفهمیم:
تمرکز هرجا برود، زندگی همان را زیاد میکند.
وقتی ذهن خود را از قضاوت دیگران رها میکنی، تو در واقع درب یک نعمت را برای خود باز میکنی:
نعمت توجه به خود، به مسیر خود، به رشد خود.
انتقادِ دیگران، جمع کردنِ نقطهضعفهای مردم، اندازهگیریِ خطاهای بقیه…
اینها فقط یک چیز را خراب میکند: صلح درون.
انسانی که قضاوت نمیکند، خودش را از جنگ نجات داده است.
زندگی در مسیر خدا یعنی مراقبت از کانون توجه.
خداوند جهان را طوری خلق کرده که “هرچه نگاه کنیم، همان را زیادتر میبینیم و زیادتر جذب میکنیم.”
پس اگر زیبایی را انتخاب کنیم، زیبایی رشد میکند.
اگر خوبیها را ببینیم، در ما زیاد میشود.
و وقتی خوبی را ببینیم، خودمان هم خوبتر میشویم.
هنر زندگی این است:
پیش از آنکه زبان به قضاوت باز کنیم، یک لحظه مکث کنیم و بپرسیم:
«چه نقطه مثبتتری میتوانم ببینم؟»
این تمرین ساده، اگر تکرار شود، تبدیل میشود به اتفاقی بزرگ:
خلق یک شخصیت زیباتر.
و اینچنین است که ایمان، توحید، و آرامش، در زندگی واقعی جریان پیدا میکند… نه فقط در کلمات.
استاد جان از این همه مهربانیتان سپاس از به اشتراک گذاری مناظر بکر فوق العاده همممنونم از شما استاد عزیزوبانوشایسته ی زیبا
در پناه الله یکتا
آرام، آگاه، و رو به اگاهی های ناب باشیم.
سلام استاد جااااان و مریم بانوی نازنین
وقتی یه چیزایی از قانون رو درک میکنی و یه مدتی تمرکز رو از روی خودت برمیداری ،چنان سیلی محکمی دنیا بهت میزنه که بارها و بارها دور خودت می چرخی و میوفتی زمین
تازه به خودت میای تا ببینی کجای کاری...
این فایل نشانه امروز من بود
بعد قضاوت کردن از فردی و کلی ماجرا
بعد کلی بدو بدو کردن،خسته شدن ،بی رمق بودن و انگشت اشاره رو گرفتن سمت اون آدم ،تصمیم گرفتم همه چی رو به مدت ده روز تعطیل کنم و برم به غار حرای خودم و ببینم تو زندگی کجای کارم آخه
ببینم چرا اینقدر در حال دویدن و لاک پشتی رشد کردنم اخه
نمیگم تغییرات اتفاق نیوفتاده ,خیلی تغییرات بزرگی تو زندگیم اتفاق افتاده ولی دلچسب نیست
آرامشی که میخوام ،ندارم
همه اش در حال مقایسه ام
همه اش غم کارای نکرده گذشته
نگرانی آینده
تا رسیدم به نقطه تنهایی . رسیدم به خودم
دیدم مدتهاست تمرکز رو برداشتم از خودم
روزی یا یه روز درمیون یه فایلی گوش میدم ولی تمرینی نیست
به خودم گفتم ،بسه گند زدن
با خودم که خلوت کردم دیدم منم ،همه چی از من شروع شده
دیشب قلم و کاغذ رو دست گرفتم و شروع کردم به نوشتن
ریشه یابی کردم ، به کامنت دوستان تو عقل کل هدایت شدم ،اشک می ریختم و میخوندم
فشار عجیبی روی گوشهام بود و مدتهاست دارم رنج می کشم از مسائل گوش هام
بخدا معجزه شد
معجزه شد
مگه میشه یهو چنان فشار عظیمی بیاد به گوش تو چند لحظه و بعد رها شی
خدای من چه خبره؟!
سرم رو به راست و چپ خم میکردم و میدیم ،خدای سنگینی قبل رو ندارم
نگرانی بابت کارهام و انرژی هایی که گذاشتم ولی نتیجه خاصی عایدم نشده ،میاد سراغم ولی میگم استاد میگن نباید تو فرکانس ترس و اضطراب باشی چون فایده نداره ،همون میاد تو زندگیت
پس بسه
بشین و معجزات بیشتری رو وارد زندگیت کن
رو خودت متمرکز شو چون همه چی تویی
اون بنده خدایی که قضاوتش کردی ،مشکل اون نیست
مشکل تویی و این دنیای آشفته درونی
از دیشب شروع کردم . اولین معجزه گوشم بود
میخوام درونم رو شخم بزنم و پیدا کنم ترمزها رو
میخوام درک کنم قوانین جهان رو
میخوام عمل کنم به اموزش ها
میخوام رشد کنم
میخوام سلامتی ،ثروت ،ارامش ،معنویت و رابطه ای زیبا با همسرم رو خلق کنم
میخوام زندگیم رو متحول کنم
با اموزش های استاد تا حدودی درک کردم قوانین رو ،میخوام عمل کنم و با نتیجه های کوچک با اعتماد بنفس بالاتر ،با رفتن به مدارهای بالاتر برم جلو
خدایا هدایتم کن
مرسی استاد جوووووونم
سپاسگزارم
درود خدمت استاد جان و بانوی عزیز و هم فرکانسی های محترم
من همیشه همیشه حتی این همه مدتی که دارم روی فایل ها کار میکنم قضاوت میکنم. هم خودمو هم دیگرانو. یعنی نمیدونم چرا ذهنم اینطوریه و نتونستم تربیتش کنم. خیلی این فایل به موقع بود. منو برد توی 15 سال پیش ، وقتی که خانواده مون در بحران بود و من بخاطر تصمیمی که خواهرم گرفته بود خیلی خیلی حرص میخوردم.الان می فهمم چرا اون موقع متوقف شدم ، چرا حرکت رو به جلو نداشتم. چون ذهنم مدام اونو قضاوت میکرد. و این باعث شد من از صلح بودن با خودم بیام بیرون.( خانم شایسته عالی گفتن). حتی مادرم رو همیشه قضاوت کردم که چرا فلان موقع فلان کار را انجام ندادی ، چرا متوجه نشدی چی غلطه چی درسته، دقیقا مثال بارز همین حرفی که استاد گفتن.و همش همش دنبال مقصر بودم . وای چقدر این حرف درسته ( با این کار باعث میشیم ذهنمون این جوری بار بیاد که دنبال نقص ها باشه و اصلا نتونه روی زیبایی ها ، روی نکات مثبت تمرکز کنه.) حالا می فهمم چقدر این طرز رفتارم باعث دوری قلبی من از خواهرم شد و دوست داشتنش را کنار گذاشتم.حتی همین یک ماه پیش هم اتفاقی افتاد که باز ذهنم میخواست دخالت کنه. من صبر کردم همه ی قضاوت هاشو کرد، حسابی حالمو بد کرد. بعد گفتم ببین به تو مربوط نیست اون میخواد چطوری زندگی کنه. به خودش مربوطه.تو جای اون نیستی.
افسارش رو کشیدم نذاشتم رفتاری ازم سر بزنه که اون پرده ی احترام از بین بره. ولی در صلحم نبودم.
الان می فهمم نقش تمرکز روی خودمون چقدر مهمه. و این کنترل ذهن چقدر میتونه دستاورد بیاره برام اگر آگاه باشم.
استاد و خانم شایسته یک دنیا سپاسگزارم. چون یک نشتی مهم فرکانسی را کشف کردم که خیلی میتونه کمکم کنه که بهتر زندگی کنم.امروز تولدمه و آگاهی این فایل ارزشمندترین و زیباترین هدیه ی عمرم خواهد بود.دوستتان دارم. به امید دیدارتان در فلوریدا.
سلام استاد عزیزم و خانوم شایسته مهربونم
قضاوت کردن آدمها باعث میشه ما تمرکزمون روی خودمون و رفتارهامون برداشته بشه و فقط دنبال این هستیم که ببینم دیگران دارن چی کار می کنند
و به جای اینکه سعی کنیم خودمون درست زندگی کنیم به دنبال این هستیم که بقیه چطوری باید زندگی کنن ما حتی نباید آینده نیامده دیگران رو هم قضاوت کنیم شاید اون شخصی رو که ما داریم قضاوت می کنیم در آینده یک انسان موفق بشه که همه به بودنش افتخار کنن من قبل از اینکه با استاد عزیزم آشنا بشم با توجه به مواردی که شنیده بودم در مورد آمریکا و مردمش واقعا قضاوت نادرستی داشتم فقط بر اساس آن چه که شنیده بودم قضاوت می کردم در صورتی که من تو اون محیط قرار نگرفته بودم وقتی ما داریم کسی رو قضاوت می کنیم همزمان داریم غیبت هم می کنیم در واقع حتی داریم دیدگاه های خودمون رو هم تحمیل می کنیم و داریم احساس خودمون هم بد می کنیم بهتر کار تو این مواقع همینطور که استاد فرمودند سکوت هست و تمام تلاش رو بکنیم تمرکزمون روی اعمال و رفتار و گفتار خودمون باشه و سعی کنیم خودمون درست زندگی کنیم
خداوند یارو نگهدار تون باشه استاد عزیزم و خانوم شایسته گل
بنام خالق زیبایی ها.
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
یَـٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوٓاْ إِن جَآءَکُمۡ فَاسِقُۢ بِنَبَإٖ فَتَبَیَّنُوٓاْ أَن تُصِیبُواْ قَوۡمَۢا بِجَهَٰلَهٖ فَتُصۡبِحُواْ عَلَىٰ مَا فَعَلۡتُمۡ نَٰدِمِینَ
اى مؤمنان، هر گاه فاسقى خبرى براى شما آورد تحقیق کنید، مبادا از روى نادانى به قومى رنجى رسانید و سخت از کار خود پشیمان گردید.
فَلَمَّا جَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَیِّنَٰتِ فَرِحُواْ بِمَا عِندَهُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِ وَحَاقَ بِهِم مَّا کَانُواْ بِهِۦ یَسۡتَهۡزِءُونَ
پس آن گاه که رسولانشان با معجزات و ادلّۀ روشن به سوى آنها آمدند آن مردم (نادان) به دانش و عقاید باطل خود شاد و مغرور شدند و وعدۀ عذابى که مسخره مىکردند همه را فرا گرفت.
وَإِذۡ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوۡمِهِۦٓ إِنَّ ٱللَّهَ یَأۡمُرُکُمۡ أَن تَذۡبَحُواْ بَقَرَهٗۖ قَالُوٓاْ أَتَتَّخِذُنَا هُزُوٗاۖ قَالَ أَعُوذُ بِٱللَّهِ أَنۡ أَکُونَ مِنَ ٱلۡجَٰهِلِی
و (به یاد آرید) وقتى که موسى به قوم خود فرمود که به امر خدا گاوى را ذبح کنید، گفتند: ما را به تمسخر گرفتهاى؟ موسى گفت: پناه مىبرم به خدا از آنکه (سخن به تمسخر گویم و) از مردم نادان باشم.
أَلَمۡ یَعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ یَعۡلَمُ سِرَّهُمۡ وَنَجۡوَىٰهُمۡ وَأَنَّ ٱللَّهَ عَلَّـٰمُ ٱلۡغُیُوبِ
آیا ندانستند که خداوند، راز آنان و سخنان آهسته (و درِگوشى) آنان را مىداند و اینکه خداوند، به همهى غیبها داناست؟!
یا ایها الذین آمنوا لایسخر قوم من قوم عسی أن یکونوا خیرا منهم و لانساء من نساء عسی أن یکن خیرا منهنَّ و لا تلمزوا أنفسکم و لاتنابزوا بالألقاب بِئس الاسم الفسوق بعد الایمان و مَن لم یتُب فاولئک هم الظالمون
ای کسانیکه ایمان آورده اید هیچ قومی حق ندارد قوم دیگر را مسخره کند چه بسا که آنان از ایشان بهتر باشند و هیچ زنی حق ندارد زنان دیگر را مسخره کند؛ چون ممکن است آنان از اینها بهتر باشند و هرگز در میان خودتان عیبجویی نکنید و یکدیگر را با لقب های بد نخوانید. این بد است که بعد از ایمان یکدیگر را به فسق یاد کنید و هر کس توبه نکند از ظالمان خواهند بود.
قرآن بهترین منبع و مرجع برای رجوع هست،و هر آنچه که در قرآن گفته شده اصلی ترین و اساسی ترین قوانین زندگی است.
در قضاوت کردن دیگران،چندین گناه دیگر هم نهفته ست.
و یک قضاوت به ناحق ما،ممکن است به آبروی دیگران خدشه وارد کند و شرایط را بر او سخت کند.
همیشه در قضاوت دیگران ،باید به خود بگوییم که آنچه را که برای خود نمیپسندیم برای دیگران هم نپسندیم.
درگیر قضاوت زندگی دیگران شدن،ما را از زندگی کردن دور میکند ،و هر چقدر که غرق در این کار بشویم به همون اندازه هم از اصل انسانیت خود ،دور میشویم.