این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/09/abasmanesh-4.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2022-09-20 07:03:092022-12-12 06:40:37قضاوت دیگران در حالی که در شرایط آنها نبوده ایم
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خداوند بخشنده و مهربانم سلام به اساتید عزیزو ارزشمندم و دوستان خوب و مهربانم
اول تشکر میکنم از شما دو عزیزو مهربان و خوش تیپ که این فایل رو روی سایت گذاشتین سپاسگزارتون هستم
من همیشه به خودم میگم و راه حلی ساده رو برای خودم گذاشتم اینکه برای جلوگیری از قضاوت و تهمت و دروغ و مقایسه و هر چیزه دیگری که منو از رشد و پیشرفتم عقب بندازه کلا صحبت نکنم از کسی حتی تو خونه یه برگه نوشتیم و روبروی در به دیوار چسبوندیم از کسی صحبت و غیبت نکنیم
وقتی صحبت نمیکنی هیچی هم به وسط نمیاد
و ذهنتو افسارشو در دستت داری
همیشه میخوام صحبت کنم الان که در مومنتوم مثبت هستم خیلی با احتیاط و دقت و کنترل و آگاهانه به خودم میگم این چیزی که میگم الان جاشه درسته و از خدا هدایت میخوام
خدایا به من بگو چکارکنم و چی بگم
به احساسم نگاه میکنم و این بهترین راه حل برای قضاوت دیگران و حتی خودت هستی
و من از خودم خیلی راضی هستم و این آگاهیها رو از خوندن کامنتهای دوستان در دوره مومنتوم مثبت بدست آوردم و خیلی نتیجه گرفتم عالی عالی
سلام به استاد عزیزم و سلام به خانوم شایسته ی مهربان چقدر خانوم شایسته ی عزیز با خودشون در صلح اند چقدر مدل موها و رنگ موی جدیدشون بهشون میاد چقدر لباس خوشرنگی پوشیده بودند و چقدر زیبا شده بودند چقدر ارامش داشتند و با خودشون در صلح هستند چقدر من این در صلح بودن خانوم شایسته ی عزیز رو دوست دارم و تحسینشون میکنم استاد عزیزم چه اندام زیبا و رویایی چقدر تیشرت زیبا ی سفید و خوش رنگی با اون ایموجی خشگل لبخند عجب بگراند زیبایی عجب بهشت زیبایی چقدر دریاچه زیبایی چقدر رنگ سبز درختان و طراوتش زیباست چه ابرهای قشنگ و سپیدی چه آسمان زیبای آبی خوش رنگی چه آرامشی در شما وجود دارد عجب ارامشی در پردایس وجود دارد چقدر شما با محیط اطرافتون یکی شدید و طبیعی رفتار میکنید و با خودتون و جهان اطرافتون در صلح هستید
استاد از شما و خانوم شایسته ی عزیز دوباره تشکر میکنم برای این فایل زیبا و پر از قانون تشکر میکنم از شما که این فایل هارو با عشق برامون فیلمیرداری میکنید و ادیت میکنید واقعا از شما سپاسگزارم برای این فایل های با ارزش و زمانی که میگذارید و اینقدر برای ما ارزش قاعل هستید واقعا بی نهایت از شما سپاسگزارم و خداوند را برای داشتن شما دو فرشته ی نازنین شکر میکنم من امروز چقدر از این فایل قانون رو یاد گرفتم و چقدر دوباره برام قوانین تکرار شد که راه رسیدن به خواسته ها چه هست و از چه مسیری باید حرکت کنم تا بتونم هر چه سریعتر و راحت تر و با لذت به خواسته هام برسم و این فایل دوباره به من یاد آوری کرد که انرژی ام را در کجا قرار بدهم و در مورد انرژی ام و کانون توجه ام خصاصت بخرج بدم و ان را بر روی خودم و خواسته هایم قرار بدم و این فایل زیبا چقدر اموزنده بود و کلی موارد جدید یاد گرفتم و موارد قبلی که در دوره های شما اموزش دیده بودم برایم دوباره تکرار شد من حتی طبق اموزش های شما این رو یاد گرفتم که من حتی رفتار گذشته ی خودم رو هم قضاوت نکنم چه برسد به دیگران من خودم بارها به یک مرحله ای رسیدم که چون تو اون لحظه قوانین رو کامل نمیدونستم و یا میدونستم و تمرین نکرده بودم تو یکسری شرایط نتونستم ذهنم رو کنترل کنم و تصمیمی رو گرفته ام که اشتباه بوده باشه البته این در مورد گذشته ی منه و این موارد از موقعی که روی خودم کار کردم بسیار کمتر شده اما با این حال ممکنه تو اون شرایط در یکسری از لحظات تصمیمی بگیریم که درست نباشه ولی چیزی که من از اموزش های استاد یاد گرفتم اینه که اشکال نداره ما خودمون رو میبخشیم خودمون رو دوست داریم و این طبیعیه انسان اشتباه میکنه ولی بعد تمرین میکنیم که بهتر و بهتر بشیم و خودمون رو میبخیشم و خودمون رو سرزنش نمیکنیم و خودمون رو دوست داریم و عاشق خودمون هستیم در یک کلام با خودمون در صلح هستیم و اینبار میایم روی خودمون و نقاط ضعفمون کار میکنیم وبهترشون میکنیم تا شرایطمون بهتر و بهتر بشه تا در موارد بیشتر بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم من از اموزش های استاد این رو یاد گرفتم که ما حتی نباید خودمون رو قضاوت کنیم چه برسد به دیگران ما در این لحظه تمرین میکنیم و طبق چیزی که میدانیم عمل میکنیم و ممکن است اشتباه کنیم و نتوانیم ذهنمون رو کنترل کنیم پس بجای سرزنش و قضاوت خود که سم هستند خودمون رو میبخشیم و در مورد دیگران هم همینطور دیگران توانایی تاثیر در زندگی مارا ندارند و ما بجای قضاوت کردن دیگران و بجای اینکه ذهنمان را درگیر نا خواسته ها بکنیم و کانون توجه خودمان را بر روی نا خواسته ها قرار بدیم به نکات مثبت هر شخص توجه کنیم و به پشتکارش و نه نتیجه ی کارش اگر او مسیر اشتباه رفته ما درس بگیریم که در مسیر درست حرکت کنیم و مواردی که به ما کمک میکند را از ان ها یاد بگیریم زیرا به هرچه توجه کنیم در زندگی مان بوجود می آید و با تمرکز بر ناخواسته ها آرام آرام از مسیر درست خارج میشویم پس به نکات مثبت هرشخص و هر اتفاقی توجه کنیم من از این فایل این برداشت رو داشتم و خیلی ممنونم خیلی دوست داشتم توضیحات تکمیلی بدم به امید خدا در کامنت های اینده
خدایا شکرت برای ارامشم برای وحود استاد عباسمنش و خانوم شایسته
خدایا شکرت برای این وبسایت الهی
در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید 🥰🌸✅⭐
استاد من اولین فایلی ک در مورد قضاوت از شما شنیدم،خیلی تاثیر گذاشت روم
و هروقت ک ذهنم میخواد کسی رو قضاوت کنه،یاد اون حرفاتون میوفتم ک شما گفتین در مورد حادثه هواپیما، اون موقع من از ۹۹ درصد مردم یچیز رو شنیدم و از شما یک حرف بسیار بسیار ارزشمند شنیدم ک چقدر باعث آرامشم شد
شما اونجا گفتین من حتی اجازه قضاوت اون سپاهی رو ب خودم نمیدم و توضیح دادین ک من توی شرایط روانی و فشار روانی اون شغل و کار نبودم پس من هیچ حقی ندارم برای قضاوت اینکه بگم چرا اینکارو کردی،شاید اگر منم تو شرایط اون آقا بودم همون کارو میکردم.و با قصاوت شما فقط خوشبختی و آرامش رو از خودتون میگیرین.
و اونجا بود ک یک ارامش عجیبی ب من دست داد با این طرز فکر،ک گفتم خداااای من، من تو این مدت از هیچ انسانی این طرز تفکر رو نشنیدم چقدر خوبین شما واقعا سپاسگزارم
و با یاد گرفتن این طرز فکر من خیلی تونستم کنترل ذهن کنم و آرامش رو تو وجودم بیارم(در مورد شنیدن ناخودآگاه اخبار ایران)
و اصلا این طرز تفکر دیگه بهترین اش بود ک ما یاد دادین
ک مثلا بعضی ها فک میکنن تو این زمینه من دیگه حق اظهار نظر دارم،بالاخره اینو دیگه حق با ماست.
من یاد گرفتم و تلاش میکنم حتی حتی برای رفتارهای بسیار کوچک تر آدما قضاوت نکنم شون،مثلا در مورد طرز لباس پوشیدن،آرایش کردن و… بگم جهان بی نهایت متنوع عه با بی نهایت سلیقه،ب همین خاطره ک هی داره روز ب روز پیشرفت میکنه
البته واقعا جای کار دارم و باید هر لحظه ب خودم یادآوری کنم ک من جای دیگران نیستم من تو شرایط اون طرف نبودم ک بخوام قضاوتش کنم،و زیپ دهنمو ببندم، و ب خودم یادآوری کنم تو خودت رو مدیریت کن نیازی نیست بخوای در مورد همه چیز روشن فکر بازی در بیاری
(و یک لیست از قضاوت هایی ک هنوزم دارم رو نوشتم،جالبه اولش فک میکردم چیز زیادی نمیشه،ولی خب بود یه ۱۰ موردی)
سپاسگزارم از خداوند مهربانم که من رو به دیدن این فایل هدایت کرد و سپاسگزارم از شما به خاطر اشتراک این آگاهی.
این ذهن من که اگر یک لحظه ولش کنی در حال پیدا کردن نکات منفیه، ولی خیلی جالبه در این موارد یه آلارمی ذهنم میده و میگه حواست باشه دارم میرم سمت نکات منفی.
قبلا در دورهمی یا جمع خانوادگی که قضاوت و غیبت نقل مجلس بود، به حرفاشون گوش میدادم اما دیگه وارد این بحث ها نمیشم یا اصلا موقعیتش پیش نمیاد.
با این دیدگاه نگاه کنیم که اگر جای اون طرف بودیم شاید ما همون کار رو انجام میدادیم و اگر توجه روی خودمون باشه دیگه کسی رو قضاوت نمیکنیم.
کلا وقتی روی باورهات و کنترل ذهنت کار میکنی دیگه این صحبت ها پیش نمیاد یا تو مجلسی که هستی حرف کسی در میان نیست.
چقدر زیبا صحبت می کنید استاد عزیزم وممنون از مریم نازنین برای ثبت این سخنان ارزشمند انشاالله در هدایت پروردگار بتونیم به این صحبتهای ارزشمند عمل کنیم ویه نکته دیگه اینکه یه نقل از امام صادق هست که اگرکسی رو قضاوت کنیم دنیا می چرخه و ما رو در اون شرایط شخصی قرار میده که قضاوتش کردیم
استاد پدر مرحوم ،همسرم شاعر بودن و خیلی انسان موحد ی بود در پاسخ به این اشعار یه شعر گفته که براتون به یادگار میذارم که اتفاقا به دور از هر قضاوتی نظر خودش رو در این شعر زیبا سروده ؛
خدارو سپاسگزارم بخاطر هدایت های به موقع و سپاسگزارم از خانم شایسته مهربان و استاد عزیزم
من دیروز دعوت بودن خونه مادرم و کلی مهمون اونجا بود و کلی حال خوب و داشتم ولی آخر مهمونی که مهمونا رفتن . مادرم و پدرم در حضور ما با هم سر مسئله ای باهم به مشکل خوردن در حضور من و همسرم شروع کردن به بحث و آخرشم بحث بالا گرفت و پدر زد بیرون .
خیلی تلاش کردم که توجه نکنم و انقدر سریع اتفاق افتاد که نشد اون جمع رو ترک کنم .
من خیلی روی خودم کار کردم و باورهایی رو ساختم که تو اینجور شرایط قرار نگیرم.و اگدم قرار بگیرم اصلا تعصبی نمیشم و برام اصلا مهم نیست کی چکار میکنه یا چکار نمیکنه (خداروشکر )
ولی دیدم مادرم ناراحته و خواستم دلداری بدم و با کلمات مثبت آرومش کنم . خودم اومدم دیدم در حال قضاوت کردن رفتارمامان و بابا هستم داشتم یادش میدادم که باید این کارو میکردی ، این رفتارو از خودت نشون میدادی ،اینجا اشتباه کردی این حرف و زدی . از دیدگاه خودم داشتم راهنمایی میکردم .
و یک لحظه به خودم اومدم گفتم چکار داری میکنی میثم جمع کن خودتو داری چکار میکنی زدی تو جاده خاکی .
و سریع اومدم سراغ نشونه امروزم و با این فایل با ارزش و وقتی موضوع فایل رو دیدم گفتم خدااااا یا شکرت این خودشه .( استاد سپاسگزارم )
استاد دقیقا زدی تو خال مهر تایید زدی به رفتار اشتباهم و انقدر احساسم عالی شد انقدر انگیزه خوب گرفتم گفتم ما با همین رفتار ها همین جاده خاکی ها میتونیم تضاد رو تشخیص بدیم و باور های مخرب رو شناسایی کنیم و فقط باید در این لحظات کمال گرا نباشیم و قبول کنیم تا بتونیم تکاملمون رو طی کنیم .
تصمیم گرفتم که هیچ کس رو قضاوت نکنم
چون واقعا به این موضوع فکر نکرده بودم که من خودم اگر تو شرایط طرف مقابل بودم چه عکس العملی نشون می دادم ؟
و متوجه شدم رااه درست رو پیدا کنم بجای قضاوت کردن دیگران و بجای تحمین کردن افکار خودم و باورهای خودم به شخص مقابل . تمرکز خودم رو بزارم روی اهداف و توانمدی خودم .
خدایا میلیارد ها بار شکرت بابت هدایت عالی من به این فایل ارزشمند .و خانم شایسته ممنونم بابت درخواست به جا از استاد برای ظبط این فایل با ارزش .
شما خیلی آگاهانه به یه موضوعی اشاره کردید که بنظرم رفتاریه که ما بچه ها خیلی زیاد انجامش میدیدم.
با کامنت شما متوجه شدم که بعععله. تا دلت بخواد مامان و بابامو قضاوت کردممم مخصوصا مامانموو.
بنظرم تقریبا هر بار که جلوی من بحث کردن من قضاوت کردم. بعدش با سرزنش به مامانم میگم چرا این حرف و زدی چرا فلان کار و کردی که این طوری بشه؟ یا مثلا میگم چرا خودتو بالا نمیکشی و توقع دارم مثل من که به قانون اگاهم عمل کنه و سریعا کنترل ذهن داشته باشه.
واقعا من در جایگاه مادر نیستم چرا قضاوتش میکنم؟ شاید بیشترین کسی که قضاوت میکنم مادرمه!
یا مثلا پدرم یه کاری تو مسئله روابط انجام داده که خیلی قضاوت میشه و افراد میگن چرا این کار و کردی.؟
مگه من جای بابام بودم که دارم الان سرزنشش میکنم و تصمیمش و مورد قضاوت قرار میدم.
ممنونم دوست عزیزم. متوجه باگ قوی ذهنیم. توی این مورد شدم.
وقتی باور دارم خداوند در هر لحظه هدایتم میکنه و هرچی برام پیش میاد خیره دیگه هر اتفاقی هم بیفته خیالم راحت میشه که واقعا خیر و باید به دنبال خیریت اون باشم و البته اتفاقاتی که ناخواسته به وجود میاد مثل همین اتفاق امروز که ذهنم را مشغول کرد والان که دارم کامنت مینویسم احساس میکنم از ذهنم داره کنده میشه و حس خوب و احساس رضایت در ذهنم داره جاشو میگیره چون خداوند هدایتم کرده که کامنتمو بنویسم و این فایل بسیار فوق العاده نشانه ی من در ادامه ی این ماجرا بود که چقدر فوق العاده خداوند به این فایل هدایتم کرد .
داستان از اون جایی شروع میشه که من با پسر خالم تا حدود 40 روز پیش در شیراز مدت چند روزی را باهم گذراندیم و اون باورهای خاص خودشو داشت و مدام میگفت که متوجه شدم و درس گرفتم و خلاصه هر بار میگفت دیگه فهمیدم و یه جورایی فکر میکرد قانون تکامل درجا میتونه برای تغییر شخصیتش تغییر بده و بنده خدا از قوانین خداوند هم چیزی نمیدونست و منم هرزگاهی از این قوانین بخش میگفتم و سعی در اصلاح و تغییرش داشتم و البته رو خودم هم تقریبا کار میکردم .
چند روز قبل از تحویل سال من خیلی رو خودم کار میکردم و صبح بیدار میشدم و پیاده روی میکردم و کلی روی باورهام کار میکردم و فایل های استاد گوش میکردم تا اینکه یه الهامی واسم اومد که باید مهاجرت کنی به کیش و بلافاصله این کار کردم و دقیقا یک روز قبل از سال نو من کیش بودم و پسرخالم در شیراز موندگار شد خلاصه که بعد از سال تحویل با هم مکالمه ای داشتیم و بعدش دیگه ازش خبری نداشتم حتی خانوادشم ازش خبر نداشتن تا خود امروز که به من زنگ زد تا اینجای داستان داشته باشیم که اتفاقاتی که حدودا در این 40 روز واسه من افتاد تعریف کنم و بعدش ادامه ی داستان بگم .
زمانی که از شیراز راه افتادم با یه کرایه قایق جزیره رسیدم و هیچ جایی هم واسه خواب نداشتم و اولین بارم بود که به این جزیره ی زیبا و ثروتمند میام و چون رو خدا حساب کرده بودم و میدونستم که شرایط خوبی به وجود میاد و البته قبلاً تکاملم طی کرده بودم و یه بار دیگه مثل همین ماجرا را از تهران به شیراز با دوتا ساک و بدون جای خواب و کار طی کرده بودم و شرایط خوبی را بعدش خدای مهربان واسم رقم زد ویا این باور و اعتماد به خدا مجددا مهاجرت کردم که البته بهم الهام هم شده بود و این بار چون از قبل هم نتیجه داشتم عمل کردم و الان که این کامنت مینویسم در یکی از بهترین ویلاهای جزیره ی کیش در گرانترین منطقه هستم و یه بهترین امکانات را در اختیار دارم و هر چی که بخوام میخرم و شغل من اینه که غذا درست کنم برم استخر و کلی شنا کنم تو دریا برم دوچرخه سواری بهترین تغذیه را بخرم و هرچی که میخوام بخرم رو فایلهای استاد کارکنم و این همه نتیجه از ایمان و توکل به خدا اومده که قبلاً هم چند باری توضیح دادم و اما ادامه ی داستان با پسرخالم …
وقتی امروز بهم زنگ زد بهش گفتم آخه کجا بودی که گوشیت خاموش بوده و ازت خبری نبود و اونم گفت یه جای خوبی بودم و کلی از دیدگاههای جدیدش گفت و طوری صحبت میکرد که تغییر کرده و با خدا و نماز و قرآن آشنا شده و منم درمان از نتایجم گفتم و سریع گفتم که من با نتایجم صحبت میکنم و کلی از این نتایج و چیزهای که به دست آوردم به رخش کشیدم و همش میگفتم که آره من به دست آوردم و چنین کردم و تو هم هروقت نتیجه گرفتی بیا صحبت کن و خلاصه کلی از این صحبتها را زدم تو سر این بنده خدا و بازهم شروع کردم به اینکه باید اینطوری زندگی کنی و باورهاتو اینطوری درست کنی و به نصیحت کردنش و اونم در آخر مقاومت داشت و یه جوابی بهم داد که باعث شد حالم گرفته بشه و چقدر به خودم اومدم و گفتم وای مجید خیلی خیلی خیلی باید رو خودت کار کنی اما این باور دارم که هرچی واسم پیش بیاد خیر
تازه متوجه میشم که خیلی وقتها فقط فکر میکنم که دارم تغییر میکنم و تا در عمل مشخص نشه متوجه اون تغییر نمیشم و از این داستان درس بسیار بزرگی گرفتم که نخوام دیگران تغییر بدم و کاری به کسی نداشته باشم و البته این پاشنه ی آشیل من و خدارا شکر میکنم که متوجه این موضوع شدم و سعی میکنم رو خودم کارکنم و تعهد دادم که کاری به کسی نداشته باشم و نخوام دیگران تغییر بدم .
نکته ی مهم بعدی که از مکالمه ی با پسرخالم یادگرفتم اینه که من نمیدونم این مدتی که نبوده چیکار کرده و چه اتفاقی واسش افتاده و چه باورهایی درونش به وجود اومده بنابراین اصلا حق ندارم که قضاوت کنم و این که بخوام تمرکزم را بذارم رو این موضوع فقط انرژیم میگیره و از مسیر رسیدن به خواسته هام دور میشم و خدا را شکر میکنم که لااقل یه مقداری رو خودم کار کردم که در این اتفاقی که واسم افتاد خیریت ببینم و باعث بشه که کامنت بنویسم و سه خرده ذهنم را کنکاش کنم و احساسم خیلی بهتر بشه و همین باعث میشه که یادم بمونه که اصلا کاری به کسی نداشته باشم و نتایجم رو سر کسی نکویم و نخوام که به کسی نشون بدم که ببین به چی رسیدم و یا چی دارم و این زمان و انرژی برای تغییرات بهتر شخصیتم و نتایج بزرگتر مالی و جنبه های دیگر بذارم و هر بار از خداوند میخوام که بهم بگه که چطور بهتر بتونم رشد کنم و چقدر این مرا به سوی نشانه ام هدایت کن عالی و فوق العادست که هر زمانی ازش استفاده میکنم به شدت رشد میکنم و احساس میکنم که مدارم بالاتر میره .
واقعا کامنت نوشتن یک نعمت و در شروع ذهن کمی نجوا میکنه و مقاومت داره اما زمانی که شروع میکنی خدا بهت الهام میکنه و ذهن هم کم کم همکاری میکنه .
1.موارد اساسی و نکات کلیدی این فایل چیست ؟؟؟
_در شرایطی که آدمها یه کاری را انجام دادن قضاوتشون نکنم چون من جای اونها نبودم که بدونم چی شده و اصلا چرا باید زمان وانرژیم به این صورت هدر بدم .
_کاری به اینکه چه فردی چه تصمیمی گرفته یا چه مسیری را رفته نداشته باشم رو خواسته هام کار کنم و در جهت رسالتم قدم بردارم .
_معمولا وقتی نتیجه ها میاد قضاوت ها بیشتر شکل میگیره چون دیگه واسمون راحت میشه که بگیم باید اینطوری میشد یا فلانی باید این کار بکنه مثلاً یه بازیکن هنگام تک به تک با دروازه بان توپ خراب میکنه بعد کلی افراد که حتی پاشون به توپ هم نخورده میگن باید گل میزد یا چرا پاس نداد
_من جای دیگران نیستم ،باورهای دیگران ندارم اطلاعات دیگران ندارم بنابراین حق قضاوت هم ندارم کلا قضاوت تمرکز گذاشتن روی نکات منفی و اصلاح کردن دیگران است که نتیجش فقط حس بد و ثمره ی خوبی نداره پس آقا بیخیال قضاوت .
2.کدام یک از این موارد بیشتر به شما کمک کرده !؟؟
_اینکه من اطلاعات دیگران ندارم ،باورهای دیگران ندارم ،اطلاعات دیگران ندارم و مثال حضرت مسیح که میخوان شخصی را سنگسار کنن و ایشون میفرمایید هرکسی که خطایی نکرده اولین سنگ بزنه و خوب هیچ کسی نیست که خطا نکرده باشه بنابراین همه ی ماها خطا کردیم و این دیدگاه خیلی کمک میکنه که دیگران قضاوت نکنم و اصلا کاری به کسی نداشته باشم .
3.برنامه شخصی شما برای اجرای آن مورد اساسی در عمل چیست ؟؟؟
هرچقدر تمرکزم را روی تغییر دیگران و یا قضاوت کردن دیگران بذارم خطای بیشتری میکنم و از مسیر دورتر میشم و هرچقدر تمرکزم را روی خودم بذارم خیلی سریعتر یه خواسته ها و رساله اصلیم میرسم و امکان خطا کردنم خیلی خیلی کمتر میشه بنابراین خیلی واضح که باید انرژیم رو خودم بذارم و از خداوند میخوام که در این مسیر بهم کمک کنه .
خدایا شکر که این کامنت نوشتم و هرچی که واسم پیش میاد خیر و خداوند هر لحظه هدایتم میکنه
در اول اینکه استاد لایک کردن این کامنت چقد عشق ب من میده از سمت شما
چقد چقد خوشحال وقتی صب زود اولین وقت سرکارهستم ومیرم سایت پس از دو سه روز فایل زیبا با پس زمینه زیبا میبینم
اصلن دیدن این عکس نما چقد حالم ادمو خوب میکنه خدایا شکرت برای هدایت من ب این فایل زیبا
و خیلی خیلی از خانوم شایسته سپاسگزارم برای این دوربین فوق العادش ک ب هدایت خداوند گوش میکنه و سر موقع دوربین را روشن میشه تا این الهامات فوق العاده را ما بشنویم
و ❤️عاشقانه استاد دوست دارم
هر روز و هر ساعت تو شکرگزاری من هستید
صب شب قبل خاب همیشه شکر گزار شما هستم برای این اگهی فوق العاده که ب ما یاد میدهید
چقد زیباتر شدید چقد اندام فوق العاده شده من برای هر روز همیشه بی نهایت سپاسگزارم استاد از شما برای این دوره سلامتی که وافعن اندام منو هم رویایی کرده استاد کاری کردید با ما هر روز چندین دقیقه جلو اینه وایمیسم و از دیدن خودم لذت میبرم و شکر گزاری میکنم
بینهایت ممنونم از شما
و اما قضاوت
سه سال پیش که من با شما آشنا شدم
یادمه از اونموقع تو فایل هاتون میگفتین..
و من ب خودم تعهد دادم.که هیچوقت کسی قضاوت نکنم
چون واقعن با قضاوت کردن حال خودمم هم بد میشد و ب قول شما دستمو میکردم تو آتیش
خدارو هزار برابر شکر اصلن کسای دیگه برای من مهم نیستن که بخام قضاوتشون کنم
اصلن این مسائل من همون اوایل دور ریختم که پیشرفتم خوب شد
و مطمئنن اون ادم بیلیون دلاری هم هیچوقت وقت نذاشته برای قضاوت کسی وقت روی خودش گزاشته تا اونقد پیشرفت کنه
استاد جان حرف شمارو با عشق میپذیرم
زیپ دهنمو مثل همیشه میبندم و تعهد میدهم ب شما هیچ کاری ب هیچ کسی نداشته باشم
الهی شکرت که از صبح تا همین لحظه همه چیز زیبا بوده چون من تصمیم گرفتم بیشتر به زیباییها توجه کنم 😍
الهی شکرت که صبح زود از خواب بیدار شدم و تمام زیبایی های صبح رو در یک ساعت پیاده روی دیدم و پر انرژیتر شدم .
الهی شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم استادم یک فایل عالی رو در سایت قرار دادن و من تونستم استفاده کنم
الهی شکرت که میشه فراوانی رو در پرادایس دید و لذت برد .
الهی شکرت به خاطر فراوانی رنگ در درختان و آب درخشان و آسمان زیبا .
الهی شکرت که در فایل امروز روابط زیبای استادعزیزم و مریم جانم رو دیدم . چقدر تحسین برانگیزه این رابطه ی عاطفی . چقدر به هم میاین . چقدر هرروز زیباتر و جوان تر میشید خدایا شکرت .
استاد عزیزم و مریم بانو چقدر خوش هیکل تر و خوشتیپ تر هستید .سپاسگزارم به خاطر آگاهیهای نابی که بهمون دادین .
چقدر عالیه که با هم کامنت میخونید و با هم درباره زیباییها صحبت میکنید . خیلی تحسینتون میکنم . این رابطتون قابل ستایشه.
چقدر عالیه که مریم جان با این همه آگاهی و این همه اطلاعات باز هم میگن من دارم یاد میگیرم ….
اگر من بودم میگفتم من اینو فهمیدم یا اینو یاد گرفتم .
اما وقتی میگی دارم یاد میگیرم یعنی همواره در حال یاد گرفتن هستی و ظرفت خالیه . و اینطوری میشه که آدم رشد میکنه . خیلی تحسینتون کردم و این اولین درس ارزشمند امروزم بود و حتما سعی میکنم همواره ازش استفاده کنم و ظرفم خالی باشه برای دریافت . سپاسگزارم .
در مورد موضوع خیلی خوبی صحبت کردین استاد عزیزم و مریم جان زیبا و خوشتیپ. سپاسگزارم . من قبلا فکر میکردم حالا یبار صحبت کنی و آگاهیهارو یبار بکی بسه دیگه … ولی الان دارم متوجه میشم که شاید کلمات خیلی مهم نباشن اما آگاهیهایی که از طریق اون کلمات داده میشه هیچ وقت تکراری نیست و البته همیشه آموزنده ست.
استاد به چه نکات خوبی اشاره کردین . من دارم متوجه میشم که وقتی که ما کسیو ناخوداگاه در پستوی ذهنموی قضاوت میکنیم اولین واکنشی که نشون میدیم اینه که نظر میدیم . اولین مرحله ش اینه که در ذهنمون میگیم …. و بعد بلندتر به زبان میاریم .
استاد من ازتون یاد گرفتم و همچنان دارم یاد میگیرم که کسیکه نظر میده یا کسی که قضادت میکنه مرکز توجه و تمرکزش بیرون از خودشه . وگرنه اگر آدم به درون خودش برگرده انقد موارد هستن برای بهبود بخشیدن که اصلا وقت نمیشه که آدم بخواد به دیگران توجه کنه و اونارو اصلاح کنه .
دومین موردی که با بررسی متوجهش شدم اینه که ما آدما دیگران(غیر آشنا) رو قضاوت میکنیم و پشت سرشون صحبت میکنیم و دقیقا همون طور که مریم جان گفتن اینطوری فقط به نازیباییها توجه میکنیم و روی روابطمون تاثیر منفی میذاره، ما افراد نزدیک خودمونو بیشتر قضاوت میکنیم . بعد توجیح میکنیم که نه من چون فلانیو خیلی دوست دارم نمیخوام این کار اشتباه رو انجام بده ولی یکی تیست بگه به توچه آقااا ؟
با یه بررسی به این میرسیم که اصلا مشخص نیست نتیجه یک کار چی باشه . اگر یه سر مربی تصمیم گرفته یه نفرو از بازی خارج کنه و یکی دیگه رو بیاره تو زمین ، برای اون ممکنه اینطوری جواب بده . ممکنه اگر کسی دیگه بخواد این کارو انجام بده برا اون نتیجه متفاوتی داشته باشه . به این دلیل که آدمها با باورها و تجربه های متفاوتی که دارن نتایج متفاوتی میگیرن. استاد من نمیدونم بهترین راه برای قضاوت نکردن آدما چی میتونه باشه اما کاری که من انجام میدم و هربار هم لازمه که بهتر عمل کنم اینه که
بلافاصله خودم رو جای اون شخصی میذارم که اون کارو انجام داده و از دید اون فرد به قضیه نگاه میکنم. بعد میبینم اگر منم تو اون شرایط و با اون احساسات و با اون باورا بودم شاید اون کارو انجام میدادم. از دیدگاه من قضاوت دو وجه داره یکی قضاوت خودمون که در نهایت باعث سرزنش کردن خود میشه و باعث میشخ که ما از خودمون دوربشیم و صلح درونمون به هم بخوره و یکی قضاوت دیگران که نهایتا باعث نظر دادن میشه…
به نظرم ما آدما نمیتونیم خودمونو بذاریم جای بقیه تا متوجه بشیم اونا چه رفتارهاییو در ما قضاوت میکنن. یعن همش فکرمیکنیم که من اون کارو خوب انجام دادم . یعنی از دید خودمون نگاه میکنیم معمولا و خودمون رو درک میکنیم اما چون ممکنه دیگران تجربه های متفاوتی از ما داشته باشن اونارو درک نمیکنیم . چند روز پیش یک همسایه جدید اومده بود برامون و داشتن اثاث کشی میکردن و خیلی سر و صدا اینجاد شده بود دم ظهر . سر و صداشون طوری بود که جاداشت اعتراض کنیم
من داشتم فکر میکردم که خب ما هم وقتی اومدیم تو این ساختمون خیلی سر و صدا داشتیم . شااااید از دید خودمون خیلی کم سر و صدا بودیم یا سعی میکردیم که باشیم اما به هرحال اثاث کشی سر وصدا داره دیگه و اینطوری سعی کردم خودمو آروم کنم .البتخ که ناآرومم نبودم اما قبل اینکه ذهنم شروع به تجوا کردن کنه خودمو گذاشتم جای همسایه های جدید . من قبلا اصلا اینطوری نبودم و خیلی کمتر درک میکردم اما الان از شما یاد گرفتم که حتی خودمو هم قضاوت نکنم .
به نظرم وقتی تمام توجه و حواسمون به بهبود شخصیت و باورامون باشه با خودمون به صلح میرسیم . اون وقت هم قضاوت نمیکنیم هم نظر نمیدیم هم غر نمیزنیم چون به نظرم اینا با هم همراستا هستن . استاد من برای قضاوت نکردن یا نظر ندادن یه شیوه ای برای تمرین دارم و اون اینه که تا میخوام نظر بدم یا قضاوت کنم به خودم میگم این داستان به تو ارتباطی داره ؟ آیا میتونی تضمین بدی که اگر جای اون آدم با اون شرایط و احساسات بودی کار بهترین انجام میدادی که نتیجه مطلوبی داشته باشه ؟ اگر نمیتونی تضمین بدی اصلا صحبتی هم درباره ش نکن . چون به تو ارتباطی نداره . تجربه ها با من متفاوتن … استاد این باعث شده که خیلی ذهنم آرومتر باشه . تا وقت کسی ازم نپرسه نظر نمیدم تا میخوام کسیو قضاوت کنم خودمو جاش میذارم و درکش میکنم . احساس میکنم با خودم بیشتر به صلح رسیدم و توی ذهنم کلاف سردرگمی نیست .البته که همیشه وقتی آدم آگاهانه به خودش توجه کنه مواردیو پیدا میکنه که بخواد روی خودش کار کنه و همچنان جا داره که تمرین کنه تا بهتر بشه و منم صد در صد ازون آدما هستم .
استاد عزیزم و مریم زیبا به خاطر آگاهیهای ناب امروز سپاسگزارم .
به نام خداوند بخشنده و مهربانم سلام به اساتید عزیزو ارزشمندم و دوستان خوب و مهربانم
اول تشکر میکنم از شما دو عزیزو مهربان و خوش تیپ که این فایل رو روی سایت گذاشتین سپاسگزارتون هستم
من همیشه به خودم میگم و راه حلی ساده رو برای خودم گذاشتم اینکه برای جلوگیری از قضاوت و تهمت و دروغ و مقایسه و هر چیزه دیگری که منو از رشد و پیشرفتم عقب بندازه کلا صحبت نکنم از کسی حتی تو خونه یه برگه نوشتیم و روبروی در به دیوار چسبوندیم از کسی صحبت و غیبت نکنیم
وقتی صحبت نمیکنی هیچی هم به وسط نمیاد
و ذهنتو افسارشو در دستت داری
همیشه میخوام صحبت کنم الان که در مومنتوم مثبت هستم خیلی با احتیاط و دقت و کنترل و آگاهانه به خودم میگم این چیزی که میگم الان جاشه درسته و از خدا هدایت میخوام
خدایا به من بگو چکارکنم و چی بگم
به احساسم نگاه میکنم و این بهترین راه حل برای قضاوت دیگران و حتی خودت هستی
و من از خودم خیلی راضی هستم و این آگاهیها رو از خوندن کامنتهای دوستان در دوره مومنتوم مثبت بدست آوردم و خیلی نتیجه گرفتم عالی عالی
دورتون بگردم دوستتون دارم عزیزانم
استاد و مریم جان بی نهایت دوستتون دارم
سلام به استاد عزیزم و سلام به خانوم شایسته ی مهربان چقدر خانوم شایسته ی عزیز با خودشون در صلح اند چقدر مدل موها و رنگ موی جدیدشون بهشون میاد چقدر لباس خوشرنگی پوشیده بودند و چقدر زیبا شده بودند چقدر ارامش داشتند و با خودشون در صلح هستند چقدر من این در صلح بودن خانوم شایسته ی عزیز رو دوست دارم و تحسینشون میکنم استاد عزیزم چه اندام زیبا و رویایی چقدر تیشرت زیبا ی سفید و خوش رنگی با اون ایموجی خشگل لبخند عجب بگراند زیبایی عجب بهشت زیبایی چقدر دریاچه زیبایی چقدر رنگ سبز درختان و طراوتش زیباست چه ابرهای قشنگ و سپیدی چه آسمان زیبای آبی خوش رنگی چه آرامشی در شما وجود دارد عجب ارامشی در پردایس وجود دارد چقدر شما با محیط اطرافتون یکی شدید و طبیعی رفتار میکنید و با خودتون و جهان اطرافتون در صلح هستید
استاد از شما و خانوم شایسته ی عزیز دوباره تشکر میکنم برای این فایل زیبا و پر از قانون تشکر میکنم از شما که این فایل هارو با عشق برامون فیلمیرداری میکنید و ادیت میکنید واقعا از شما سپاسگزارم برای این فایل های با ارزش و زمانی که میگذارید و اینقدر برای ما ارزش قاعل هستید واقعا بی نهایت از شما سپاسگزارم و خداوند را برای داشتن شما دو فرشته ی نازنین شکر میکنم من امروز چقدر از این فایل قانون رو یاد گرفتم و چقدر دوباره برام قوانین تکرار شد که راه رسیدن به خواسته ها چه هست و از چه مسیری باید حرکت کنم تا بتونم هر چه سریعتر و راحت تر و با لذت به خواسته هام برسم و این فایل دوباره به من یاد آوری کرد که انرژی ام را در کجا قرار بدهم و در مورد انرژی ام و کانون توجه ام خصاصت بخرج بدم و ان را بر روی خودم و خواسته هایم قرار بدم و این فایل زیبا چقدر اموزنده بود و کلی موارد جدید یاد گرفتم و موارد قبلی که در دوره های شما اموزش دیده بودم برایم دوباره تکرار شد من حتی طبق اموزش های شما این رو یاد گرفتم که من حتی رفتار گذشته ی خودم رو هم قضاوت نکنم چه برسد به دیگران من خودم بارها به یک مرحله ای رسیدم که چون تو اون لحظه قوانین رو کامل نمیدونستم و یا میدونستم و تمرین نکرده بودم تو یکسری شرایط نتونستم ذهنم رو کنترل کنم و تصمیمی رو گرفته ام که اشتباه بوده باشه البته این در مورد گذشته ی منه و این موارد از موقعی که روی خودم کار کردم بسیار کمتر شده اما با این حال ممکنه تو اون شرایط در یکسری از لحظات تصمیمی بگیریم که درست نباشه ولی چیزی که من از اموزش های استاد یاد گرفتم اینه که اشکال نداره ما خودمون رو میبخشیم خودمون رو دوست داریم و این طبیعیه انسان اشتباه میکنه ولی بعد تمرین میکنیم که بهتر و بهتر بشیم و خودمون رو میبخیشم و خودمون رو سرزنش نمیکنیم و خودمون رو دوست داریم و عاشق خودمون هستیم در یک کلام با خودمون در صلح هستیم و اینبار میایم روی خودمون و نقاط ضعفمون کار میکنیم وبهترشون میکنیم تا شرایطمون بهتر و بهتر بشه تا در موارد بیشتر بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم من از اموزش های استاد این رو یاد گرفتم که ما حتی نباید خودمون رو قضاوت کنیم چه برسد به دیگران ما در این لحظه تمرین میکنیم و طبق چیزی که میدانیم عمل میکنیم و ممکن است اشتباه کنیم و نتوانیم ذهنمون رو کنترل کنیم پس بجای سرزنش و قضاوت خود که سم هستند خودمون رو میبخشیم و در مورد دیگران هم همینطور دیگران توانایی تاثیر در زندگی مارا ندارند و ما بجای قضاوت کردن دیگران و بجای اینکه ذهنمان را درگیر نا خواسته ها بکنیم و کانون توجه خودمان را بر روی نا خواسته ها قرار بدیم به نکات مثبت هر شخص توجه کنیم و به پشتکارش و نه نتیجه ی کارش اگر او مسیر اشتباه رفته ما درس بگیریم که در مسیر درست حرکت کنیم و مواردی که به ما کمک میکند را از ان ها یاد بگیریم زیرا به هرچه توجه کنیم در زندگی مان بوجود می آید و با تمرکز بر ناخواسته ها آرام آرام از مسیر درست خارج میشویم پس به نکات مثبت هرشخص و هر اتفاقی توجه کنیم من از این فایل این برداشت رو داشتم و خیلی ممنونم خیلی دوست داشتم توضیحات تکمیلی بدم به امید خدا در کامنت های اینده
خدایا شکرت برای ارامشم برای وحود استاد عباسمنش و خانوم شایسته
خدایا شکرت برای این وبسایت الهی
در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید 🥰🌸✅⭐
ابن وبسایت یک روح الهی دارد و همیشه سرزنده است
قضاوت
استاد من اولین فایلی ک در مورد قضاوت از شما شنیدم،خیلی تاثیر گذاشت روم
و هروقت ک ذهنم میخواد کسی رو قضاوت کنه،یاد اون حرفاتون میوفتم ک شما گفتین در مورد حادثه هواپیما، اون موقع من از ۹۹ درصد مردم یچیز رو شنیدم و از شما یک حرف بسیار بسیار ارزشمند شنیدم ک چقدر باعث آرامشم شد
شما اونجا گفتین من حتی اجازه قضاوت اون سپاهی رو ب خودم نمیدم و توضیح دادین ک من توی شرایط روانی و فشار روانی اون شغل و کار نبودم پس من هیچ حقی ندارم برای قضاوت اینکه بگم چرا اینکارو کردی،شاید اگر منم تو شرایط اون آقا بودم همون کارو میکردم.و با قصاوت شما فقط خوشبختی و آرامش رو از خودتون میگیرین.
و اونجا بود ک یک ارامش عجیبی ب من دست داد با این طرز فکر،ک گفتم خداااای من، من تو این مدت از هیچ انسانی این طرز تفکر رو نشنیدم چقدر خوبین شما واقعا سپاسگزارم
و با یاد گرفتن این طرز فکر من خیلی تونستم کنترل ذهن کنم و آرامش رو تو وجودم بیارم(در مورد شنیدن ناخودآگاه اخبار ایران)
و اصلا این طرز تفکر دیگه بهترین اش بود ک ما یاد دادین
ک مثلا بعضی ها فک میکنن تو این زمینه من دیگه حق اظهار نظر دارم،بالاخره اینو دیگه حق با ماست.
من یاد گرفتم و تلاش میکنم حتی حتی برای رفتارهای بسیار کوچک تر آدما قضاوت نکنم شون،مثلا در مورد طرز لباس پوشیدن،آرایش کردن و… بگم جهان بی نهایت متنوع عه با بی نهایت سلیقه،ب همین خاطره ک هی داره روز ب روز پیشرفت میکنه
البته واقعا جای کار دارم و باید هر لحظه ب خودم یادآوری کنم ک من جای دیگران نیستم من تو شرایط اون طرف نبودم ک بخوام قضاوتش کنم،و زیپ دهنمو ببندم، و ب خودم یادآوری کنم تو خودت رو مدیریت کن نیازی نیست بخوای در مورد همه چیز روشن فکر بازی در بیاری
(و یک لیست از قضاوت هایی ک هنوزم دارم رو نوشتم،جالبه اولش فک میکردم چیز زیادی نمیشه،ولی خب بود یه ۱۰ موردی)
متشکرم 😘🌱🙏
به نام خداوند مهربانم
سپاسگزارم از خداوند مهربانم که من رو به دیدن این فایل هدایت کرد و سپاسگزارم از شما به خاطر اشتراک این آگاهی.
این ذهن من که اگر یک لحظه ولش کنی در حال پیدا کردن نکات منفیه، ولی خیلی جالبه در این موارد یه آلارمی ذهنم میده و میگه حواست باشه دارم میرم سمت نکات منفی.
قبلا در دورهمی یا جمع خانوادگی که قضاوت و غیبت نقل مجلس بود، به حرفاشون گوش میدادم اما دیگه وارد این بحث ها نمیشم یا اصلا موقعیتش پیش نمیاد.
با این دیدگاه نگاه کنیم که اگر جای اون طرف بودیم شاید ما همون کار رو انجام میدادیم و اگر توجه روی خودمون باشه دیگه کسی رو قضاوت نمیکنیم.
کلا وقتی روی باورهات و کنترل ذهنت کار میکنی دیگه این صحبت ها پیش نمیاد یا تو مجلسی که هستی حرف کسی در میان نیست.
سلام به استاد جان عزیزم،
هر پرهیزکاری گذشته ای داشته و هر گناهکاری آینده ای…
این جمله برای من یک ملکه ی ذهنی قوی شده که هر آنکس رو که در لحظه بخوام قضاوت کنم سریع این جمله توی ذهنم مرور میشه و چقدر حقیقت محض هست،
مگر ما از آینده و گذشته ی اون شخص خبرداریم یا داشتیم که در چه مرحله ای بوده و هست و خواهد بود چقدر قضاوت کردن یک کار خطرناک هست…
حتی خداوند هم قضاوت نمیکنه مسولیت صفر تا صد رو بر عهده ی خودت گذاشته و فقط هدایت میکند چقدر من عاشق این خدای دانا و مهربان و قدرتمندم…
بنظرم قضاوت کردن هم مثل تحسین کردن میتونه عمل کنه،
هرآنچه رو تحسین میکنیم قلاب میندازیم و اونو وارد زندگیمون میکنیم مثل قلاب ماهیگیری،
از همون جنس رو لاجرم به زندگیمون دعوت میکنیم،
و دقیقا قضاوت کردن هم همینه،
هرآنچه قضاوت میکنیم توهین غیبت بدگویی میکنیم به شدت در حال دعوت کردن به زندگیمون هستیم و از همون جنس قضاوت کردن رو لاجرم تجربه خواهیم کرد…
بنظرم خطرناک ترین کار ممکن قضاوت کردنه چون بک گراندش هزاران باور بیماری زا وجود داره و یه ذهن ناآرام و پریشان قطعا چنین میکنه…
واقعا هر لحظه باید متصل و تسلیم بود در برابر رب در امان و محافظ بود در برابر چنین کارهای بیماری زا….
سلام خدا به تمام بندگان موحد
چقدر زیبا صحبت می کنید استاد عزیزم وممنون از مریم نازنین برای ثبت این سخنان ارزشمند انشاالله در هدایت پروردگار بتونیم به این صحبتهای ارزشمند عمل کنیم ویه نکته دیگه اینکه یه نقل از امام صادق هست که اگرکسی رو قضاوت کنیم دنیا می چرخه و ما رو در اون شرایط شخصی قرار میده که قضاوتش کردیم
استاد پدر مرحوم ،همسرم شاعر بودن و خیلی انسان موحد ی بود در پاسخ به این اشعار یه شعر گفته که براتون به یادگار میذارم که اتفاقا به دور از هر قضاوتی نظر خودش رو در این شعر زیبا سروده ؛
ارنی نگفته دیدم بخدا رخ قشنگت
زتو کی شنیده گوشم کلمات لن ترانی
خدارو سپاسگزارم بخاطر هدایت های به موقع و سپاسگزارم از خانم شایسته مهربان و استاد عزیزم
من دیروز دعوت بودن خونه مادرم و کلی مهمون اونجا بود و کلی حال خوب و داشتم ولی آخر مهمونی که مهمونا رفتن . مادرم و پدرم در حضور ما با هم سر مسئله ای باهم به مشکل خوردن در حضور من و همسرم شروع کردن به بحث و آخرشم بحث بالا گرفت و پدر زد بیرون .
خیلی تلاش کردم که توجه نکنم و انقدر سریع اتفاق افتاد که نشد اون جمع رو ترک کنم .
من خیلی روی خودم کار کردم و باورهایی رو ساختم که تو اینجور شرایط قرار نگیرم.و اگدم قرار بگیرم اصلا تعصبی نمیشم و برام اصلا مهم نیست کی چکار میکنه یا چکار نمیکنه (خداروشکر )
ولی دیدم مادرم ناراحته و خواستم دلداری بدم و با کلمات مثبت آرومش کنم . خودم اومدم دیدم در حال قضاوت کردن رفتارمامان و بابا هستم داشتم یادش میدادم که باید این کارو میکردی ، این رفتارو از خودت نشون میدادی ،اینجا اشتباه کردی این حرف و زدی . از دیدگاه خودم داشتم راهنمایی میکردم .
و یک لحظه به خودم اومدم گفتم چکار داری میکنی میثم جمع کن خودتو داری چکار میکنی زدی تو جاده خاکی .
و سریع اومدم سراغ نشونه امروزم و با این فایل با ارزش و وقتی موضوع فایل رو دیدم گفتم خدااااا یا شکرت این خودشه .( استاد سپاسگزارم )
استاد دقیقا زدی تو خال مهر تایید زدی به رفتار اشتباهم و انقدر احساسم عالی شد انقدر انگیزه خوب گرفتم گفتم ما با همین رفتار ها همین جاده خاکی ها میتونیم تضاد رو تشخیص بدیم و باور های مخرب رو شناسایی کنیم و فقط باید در این لحظات کمال گرا نباشیم و قبول کنیم تا بتونیم تکاملمون رو طی کنیم .
تصمیم گرفتم که هیچ کس رو قضاوت نکنم
چون واقعا به این موضوع فکر نکرده بودم که من خودم اگر تو شرایط طرف مقابل بودم چه عکس العملی نشون می دادم ؟
و متوجه شدم رااه درست رو پیدا کنم بجای قضاوت کردن دیگران و بجای تحمین کردن افکار خودم و باورهای خودم به شخص مقابل . تمرکز خودم رو بزارم روی اهداف و توانمدی خودم .
خدایا میلیارد ها بار شکرت بابت هدایت عالی من به این فایل ارزشمند .و خانم شایسته ممنونم بابت درخواست به جا از استاد برای ظبط این فایل با ارزش .
سلام دوست عزیزم.
شما خیلی آگاهانه به یه موضوعی اشاره کردید که بنظرم رفتاریه که ما بچه ها خیلی زیاد انجامش میدیدم.
با کامنت شما متوجه شدم که بعععله. تا دلت بخواد مامان و بابامو قضاوت کردممم مخصوصا مامانموو.
بنظرم تقریبا هر بار که جلوی من بحث کردن من قضاوت کردم. بعدش با سرزنش به مامانم میگم چرا این حرف و زدی چرا فلان کار و کردی که این طوری بشه؟ یا مثلا میگم چرا خودتو بالا نمیکشی و توقع دارم مثل من که به قانون اگاهم عمل کنه و سریعا کنترل ذهن داشته باشه.
واقعا من در جایگاه مادر نیستم چرا قضاوتش میکنم؟ شاید بیشترین کسی که قضاوت میکنم مادرمه!
یا مثلا پدرم یه کاری تو مسئله روابط انجام داده که خیلی قضاوت میشه و افراد میگن چرا این کار و کردی.؟
مگه من جای بابام بودم که دارم الان سرزنشش میکنم و تصمیمش و مورد قضاوت قرار میدم.
ممنونم دوست عزیزم. متوجه باگ قوی ذهنیم. توی این مورد شدم.
شاد باشید
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی شایسته
سلام به دوستان بهشتی در این سایت بهشتی
وقتی باور دارم خداوند در هر لحظه هدایتم میکنه و هرچی برام پیش میاد خیره دیگه هر اتفاقی هم بیفته خیالم راحت میشه که واقعا خیر و باید به دنبال خیریت اون باشم و البته اتفاقاتی که ناخواسته به وجود میاد مثل همین اتفاق امروز که ذهنم را مشغول کرد والان که دارم کامنت مینویسم احساس میکنم از ذهنم داره کنده میشه و حس خوب و احساس رضایت در ذهنم داره جاشو میگیره چون خداوند هدایتم کرده که کامنتمو بنویسم و این فایل بسیار فوق العاده نشانه ی من در ادامه ی این ماجرا بود که چقدر فوق العاده خداوند به این فایل هدایتم کرد .
داستان از اون جایی شروع میشه که من با پسر خالم تا حدود 40 روز پیش در شیراز مدت چند روزی را باهم گذراندیم و اون باورهای خاص خودشو داشت و مدام میگفت که متوجه شدم و درس گرفتم و خلاصه هر بار میگفت دیگه فهمیدم و یه جورایی فکر میکرد قانون تکامل درجا میتونه برای تغییر شخصیتش تغییر بده و بنده خدا از قوانین خداوند هم چیزی نمیدونست و منم هرزگاهی از این قوانین بخش میگفتم و سعی در اصلاح و تغییرش داشتم و البته رو خودم هم تقریبا کار میکردم .
چند روز قبل از تحویل سال من خیلی رو خودم کار میکردم و صبح بیدار میشدم و پیاده روی میکردم و کلی روی باورهام کار میکردم و فایل های استاد گوش میکردم تا اینکه یه الهامی واسم اومد که باید مهاجرت کنی به کیش و بلافاصله این کار کردم و دقیقا یک روز قبل از سال نو من کیش بودم و پسرخالم در شیراز موندگار شد خلاصه که بعد از سال تحویل با هم مکالمه ای داشتیم و بعدش دیگه ازش خبری نداشتم حتی خانوادشم ازش خبر نداشتن تا خود امروز که به من زنگ زد تا اینجای داستان داشته باشیم که اتفاقاتی که حدودا در این 40 روز واسه من افتاد تعریف کنم و بعدش ادامه ی داستان بگم .
زمانی که از شیراز راه افتادم با یه کرایه قایق جزیره رسیدم و هیچ جایی هم واسه خواب نداشتم و اولین بارم بود که به این جزیره ی زیبا و ثروتمند میام و چون رو خدا حساب کرده بودم و میدونستم که شرایط خوبی به وجود میاد و البته قبلاً تکاملم طی کرده بودم و یه بار دیگه مثل همین ماجرا را از تهران به شیراز با دوتا ساک و بدون جای خواب و کار طی کرده بودم و شرایط خوبی را بعدش خدای مهربان واسم رقم زد ویا این باور و اعتماد به خدا مجددا مهاجرت کردم که البته بهم الهام هم شده بود و این بار چون از قبل هم نتیجه داشتم عمل کردم و الان که این کامنت مینویسم در یکی از بهترین ویلاهای جزیره ی کیش در گرانترین منطقه هستم و یه بهترین امکانات را در اختیار دارم و هر چی که بخوام میخرم و شغل من اینه که غذا درست کنم برم استخر و کلی شنا کنم تو دریا برم دوچرخه سواری بهترین تغذیه را بخرم و هرچی که میخوام بخرم رو فایلهای استاد کارکنم و این همه نتیجه از ایمان و توکل به خدا اومده که قبلاً هم چند باری توضیح دادم و اما ادامه ی داستان با پسرخالم …
وقتی امروز بهم زنگ زد بهش گفتم آخه کجا بودی که گوشیت خاموش بوده و ازت خبری نبود و اونم گفت یه جای خوبی بودم و کلی از دیدگاههای جدیدش گفت و طوری صحبت میکرد که تغییر کرده و با خدا و نماز و قرآن آشنا شده و منم درمان از نتایجم گفتم و سریع گفتم که من با نتایجم صحبت میکنم و کلی از این نتایج و چیزهای که به دست آوردم به رخش کشیدم و همش میگفتم که آره من به دست آوردم و چنین کردم و تو هم هروقت نتیجه گرفتی بیا صحبت کن و خلاصه کلی از این صحبتها را زدم تو سر این بنده خدا و بازهم شروع کردم به اینکه باید اینطوری زندگی کنی و باورهاتو اینطوری درست کنی و به نصیحت کردنش و اونم در آخر مقاومت داشت و یه جوابی بهم داد که باعث شد حالم گرفته بشه و چقدر به خودم اومدم و گفتم وای مجید خیلی خیلی خیلی باید رو خودت کار کنی اما این باور دارم که هرچی واسم پیش بیاد خیر
تازه متوجه میشم که خیلی وقتها فقط فکر میکنم که دارم تغییر میکنم و تا در عمل مشخص نشه متوجه اون تغییر نمیشم و از این داستان درس بسیار بزرگی گرفتم که نخوام دیگران تغییر بدم و کاری به کسی نداشته باشم و البته این پاشنه ی آشیل من و خدارا شکر میکنم که متوجه این موضوع شدم و سعی میکنم رو خودم کارکنم و تعهد دادم که کاری به کسی نداشته باشم و نخوام دیگران تغییر بدم .
نکته ی مهم بعدی که از مکالمه ی با پسرخالم یادگرفتم اینه که من نمیدونم این مدتی که نبوده چیکار کرده و چه اتفاقی واسش افتاده و چه باورهایی درونش به وجود اومده بنابراین اصلا حق ندارم که قضاوت کنم و این که بخوام تمرکزم را بذارم رو این موضوع فقط انرژیم میگیره و از مسیر رسیدن به خواسته هام دور میشم و خدا را شکر میکنم که لااقل یه مقداری رو خودم کار کردم که در این اتفاقی که واسم افتاد خیریت ببینم و باعث بشه که کامنت بنویسم و سه خرده ذهنم را کنکاش کنم و احساسم خیلی بهتر بشه و همین باعث میشه که یادم بمونه که اصلا کاری به کسی نداشته باشم و نتایجم رو سر کسی نکویم و نخوام که به کسی نشون بدم که ببین به چی رسیدم و یا چی دارم و این زمان و انرژی برای تغییرات بهتر شخصیتم و نتایج بزرگتر مالی و جنبه های دیگر بذارم و هر بار از خداوند میخوام که بهم بگه که چطور بهتر بتونم رشد کنم و چقدر این مرا به سوی نشانه ام هدایت کن عالی و فوق العادست که هر زمانی ازش استفاده میکنم به شدت رشد میکنم و احساس میکنم که مدارم بالاتر میره .
واقعا کامنت نوشتن یک نعمت و در شروع ذهن کمی نجوا میکنه و مقاومت داره اما زمانی که شروع میکنی خدا بهت الهام میکنه و ذهن هم کم کم همکاری میکنه .
1.موارد اساسی و نکات کلیدی این فایل چیست ؟؟؟
_در شرایطی که آدمها یه کاری را انجام دادن قضاوتشون نکنم چون من جای اونها نبودم که بدونم چی شده و اصلا چرا باید زمان وانرژیم به این صورت هدر بدم .
_کاری به اینکه چه فردی چه تصمیمی گرفته یا چه مسیری را رفته نداشته باشم رو خواسته هام کار کنم و در جهت رسالتم قدم بردارم .
_معمولا وقتی نتیجه ها میاد قضاوت ها بیشتر شکل میگیره چون دیگه واسمون راحت میشه که بگیم باید اینطوری میشد یا فلانی باید این کار بکنه مثلاً یه بازیکن هنگام تک به تک با دروازه بان توپ خراب میکنه بعد کلی افراد که حتی پاشون به توپ هم نخورده میگن باید گل میزد یا چرا پاس نداد
_من جای دیگران نیستم ،باورهای دیگران ندارم اطلاعات دیگران ندارم بنابراین حق قضاوت هم ندارم کلا قضاوت تمرکز گذاشتن روی نکات منفی و اصلاح کردن دیگران است که نتیجش فقط حس بد و ثمره ی خوبی نداره پس آقا بیخیال قضاوت .
2.کدام یک از این موارد بیشتر به شما کمک کرده !؟؟
_اینکه من اطلاعات دیگران ندارم ،باورهای دیگران ندارم ،اطلاعات دیگران ندارم و مثال حضرت مسیح که میخوان شخصی را سنگسار کنن و ایشون میفرمایید هرکسی که خطایی نکرده اولین سنگ بزنه و خوب هیچ کسی نیست که خطا نکرده باشه بنابراین همه ی ماها خطا کردیم و این دیدگاه خیلی کمک میکنه که دیگران قضاوت نکنم و اصلا کاری به کسی نداشته باشم .
3.برنامه شخصی شما برای اجرای آن مورد اساسی در عمل چیست ؟؟؟
هرچقدر تمرکزم را روی تغییر دیگران و یا قضاوت کردن دیگران بذارم خطای بیشتری میکنم و از مسیر دورتر میشم و هرچقدر تمرکزم را روی خودم بذارم خیلی سریعتر یه خواسته ها و رساله اصلیم میرسم و امکان خطا کردنم خیلی خیلی کمتر میشه بنابراین خیلی واضح که باید انرژیم رو خودم بذارم و از خداوند میخوام که در این مسیر بهم کمک کنه .
خدایا شکر که این کامنت نوشتم و هرچی که واسم پیش میاد خیر و خداوند هر لحظه هدایتم میکنه
عاشق همتونم
🙋♂سلامی پر از عشق ب زیبات ترین افریده خداوندگار
در اول اینکه استاد لایک کردن این کامنت چقد عشق ب من میده از سمت شما
چقد چقد خوشحال وقتی صب زود اولین وقت سرکارهستم ومیرم سایت پس از دو سه روز فایل زیبا با پس زمینه زیبا میبینم
اصلن دیدن این عکس نما چقد حالم ادمو خوب میکنه خدایا شکرت برای هدایت من ب این فایل زیبا
و خیلی خیلی از خانوم شایسته سپاسگزارم برای این دوربین فوق العادش ک ب هدایت خداوند گوش میکنه و سر موقع دوربین را روشن میشه تا این الهامات فوق العاده را ما بشنویم
و ❤️عاشقانه استاد دوست دارم
هر روز و هر ساعت تو شکرگزاری من هستید
صب شب قبل خاب همیشه شکر گزار شما هستم برای این اگهی فوق العاده که ب ما یاد میدهید
چقد زیباتر شدید چقد اندام فوق العاده شده من برای هر روز همیشه بی نهایت سپاسگزارم استاد از شما برای این دوره سلامتی که وافعن اندام منو هم رویایی کرده استاد کاری کردید با ما هر روز چندین دقیقه جلو اینه وایمیسم و از دیدن خودم لذت میبرم و شکر گزاری میکنم
بینهایت ممنونم از شما
و اما قضاوت
سه سال پیش که من با شما آشنا شدم
یادمه از اونموقع تو فایل هاتون میگفتین..
و من ب خودم تعهد دادم.که هیچوقت کسی قضاوت نکنم
چون واقعن با قضاوت کردن حال خودمم هم بد میشد و ب قول شما دستمو میکردم تو آتیش
خدارو هزار برابر شکر اصلن کسای دیگه برای من مهم نیستن که بخام قضاوتشون کنم
اصلن این مسائل من همون اوایل دور ریختم که پیشرفتم خوب شد
و مطمئنن اون ادم بیلیون دلاری هم هیچوقت وقت نذاشته برای قضاوت کسی وقت روی خودش گزاشته تا اونقد پیشرفت کنه
استاد جان حرف شمارو با عشق میپذیرم
زیپ دهنمو مثل همیشه میبندم و تعهد میدهم ب شما هیچ کاری ب هیچ کسی نداشته باشم
اینقد خودمو دوست دارم اینقد
خدای خودمو دوست دارم
وقت میزارم روی خودم کار کنم
وقت میزارم با خدای خودم صبحت کنم
تا ب قول خانوم شایسته از صلح بودن با خودم دور نشم
خیلی خیلی ممنون برای این تصویر زیبا از بهشت
چقددلتنگ زندگی در بهشت هستیم
استاد عاششششششششششششقتم❤️❤️❤️
بنام خدای بخشنده ی مهربان
الهی شکرت که از صبح تا همین لحظه همه چیز زیبا بوده چون من تصمیم گرفتم بیشتر به زیباییها توجه کنم 😍
الهی شکرت که صبح زود از خواب بیدار شدم و تمام زیبایی های صبح رو در یک ساعت پیاده روی دیدم و پر انرژیتر شدم .
الهی شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم استادم یک فایل عالی رو در سایت قرار دادن و من تونستم استفاده کنم
الهی شکرت که میشه فراوانی رو در پرادایس دید و لذت برد .
الهی شکرت به خاطر فراوانی رنگ در درختان و آب درخشان و آسمان زیبا .
الهی شکرت که در فایل امروز روابط زیبای استادعزیزم و مریم جانم رو دیدم . چقدر تحسین برانگیزه این رابطه ی عاطفی . چقدر به هم میاین . چقدر هرروز زیباتر و جوان تر میشید خدایا شکرت .
استاد عزیزم و مریم بانو چقدر خوش هیکل تر و خوشتیپ تر هستید .سپاسگزارم به خاطر آگاهیهای نابی که بهمون دادین .
چقدر عالیه که با هم کامنت میخونید و با هم درباره زیباییها صحبت میکنید . خیلی تحسینتون میکنم . این رابطتون قابل ستایشه.
چقدر عالیه که مریم جان با این همه آگاهی و این همه اطلاعات باز هم میگن من دارم یاد میگیرم ….
اگر من بودم میگفتم من اینو فهمیدم یا اینو یاد گرفتم .
اما وقتی میگی دارم یاد میگیرم یعنی همواره در حال یاد گرفتن هستی و ظرفت خالیه . و اینطوری میشه که آدم رشد میکنه . خیلی تحسینتون کردم و این اولین درس ارزشمند امروزم بود و حتما سعی میکنم همواره ازش استفاده کنم و ظرفم خالی باشه برای دریافت . سپاسگزارم .
در مورد موضوع خیلی خوبی صحبت کردین استاد عزیزم و مریم جان زیبا و خوشتیپ. سپاسگزارم . من قبلا فکر میکردم حالا یبار صحبت کنی و آگاهیهارو یبار بکی بسه دیگه … ولی الان دارم متوجه میشم که شاید کلمات خیلی مهم نباشن اما آگاهیهایی که از طریق اون کلمات داده میشه هیچ وقت تکراری نیست و البته همیشه آموزنده ست.
استاد به چه نکات خوبی اشاره کردین . من دارم متوجه میشم که وقتی که ما کسیو ناخوداگاه در پستوی ذهنموی قضاوت میکنیم اولین واکنشی که نشون میدیم اینه که نظر میدیم . اولین مرحله ش اینه که در ذهنمون میگیم …. و بعد بلندتر به زبان میاریم .
استاد من ازتون یاد گرفتم و همچنان دارم یاد میگیرم که کسیکه نظر میده یا کسی که قضادت میکنه مرکز توجه و تمرکزش بیرون از خودشه . وگرنه اگر آدم به درون خودش برگرده انقد موارد هستن برای بهبود بخشیدن که اصلا وقت نمیشه که آدم بخواد به دیگران توجه کنه و اونارو اصلاح کنه .
دومین موردی که با بررسی متوجهش شدم اینه که ما آدما دیگران(غیر آشنا) رو قضاوت میکنیم و پشت سرشون صحبت میکنیم و دقیقا همون طور که مریم جان گفتن اینطوری فقط به نازیباییها توجه میکنیم و روی روابطمون تاثیر منفی میذاره، ما افراد نزدیک خودمونو بیشتر قضاوت میکنیم . بعد توجیح میکنیم که نه من چون فلانیو خیلی دوست دارم نمیخوام این کار اشتباه رو انجام بده ولی یکی تیست بگه به توچه آقااا ؟
با یه بررسی به این میرسیم که اصلا مشخص نیست نتیجه یک کار چی باشه . اگر یه سر مربی تصمیم گرفته یه نفرو از بازی خارج کنه و یکی دیگه رو بیاره تو زمین ، برای اون ممکنه اینطوری جواب بده . ممکنه اگر کسی دیگه بخواد این کارو انجام بده برا اون نتیجه متفاوتی داشته باشه . به این دلیل که آدمها با باورها و تجربه های متفاوتی که دارن نتایج متفاوتی میگیرن. استاد من نمیدونم بهترین راه برای قضاوت نکردن آدما چی میتونه باشه اما کاری که من انجام میدم و هربار هم لازمه که بهتر عمل کنم اینه که
بلافاصله خودم رو جای اون شخصی میذارم که اون کارو انجام داده و از دید اون فرد به قضیه نگاه میکنم. بعد میبینم اگر منم تو اون شرایط و با اون احساسات و با اون باورا بودم شاید اون کارو انجام میدادم. از دیدگاه من قضاوت دو وجه داره یکی قضاوت خودمون که در نهایت باعث سرزنش کردن خود میشه و باعث میشخ که ما از خودمون دوربشیم و صلح درونمون به هم بخوره و یکی قضاوت دیگران که نهایتا باعث نظر دادن میشه…
به نظرم ما آدما نمیتونیم خودمونو بذاریم جای بقیه تا متوجه بشیم اونا چه رفتارهاییو در ما قضاوت میکنن. یعن همش فکرمیکنیم که من اون کارو خوب انجام دادم . یعنی از دید خودمون نگاه میکنیم معمولا و خودمون رو درک میکنیم اما چون ممکنه دیگران تجربه های متفاوتی از ما داشته باشن اونارو درک نمیکنیم . چند روز پیش یک همسایه جدید اومده بود برامون و داشتن اثاث کشی میکردن و خیلی سر و صدا اینجاد شده بود دم ظهر . سر و صداشون طوری بود که جاداشت اعتراض کنیم
من داشتم فکر میکردم که خب ما هم وقتی اومدیم تو این ساختمون خیلی سر و صدا داشتیم . شااااید از دید خودمون خیلی کم سر و صدا بودیم یا سعی میکردیم که باشیم اما به هرحال اثاث کشی سر وصدا داره دیگه و اینطوری سعی کردم خودمو آروم کنم .البتخ که ناآرومم نبودم اما قبل اینکه ذهنم شروع به تجوا کردن کنه خودمو گذاشتم جای همسایه های جدید . من قبلا اصلا اینطوری نبودم و خیلی کمتر درک میکردم اما الان از شما یاد گرفتم که حتی خودمو هم قضاوت نکنم .
به نظرم وقتی تمام توجه و حواسمون به بهبود شخصیت و باورامون باشه با خودمون به صلح میرسیم . اون وقت هم قضاوت نمیکنیم هم نظر نمیدیم هم غر نمیزنیم چون به نظرم اینا با هم همراستا هستن . استاد من برای قضاوت نکردن یا نظر ندادن یه شیوه ای برای تمرین دارم و اون اینه که تا میخوام نظر بدم یا قضاوت کنم به خودم میگم این داستان به تو ارتباطی داره ؟ آیا میتونی تضمین بدی که اگر جای اون آدم با اون شرایط و احساسات بودی کار بهترین انجام میدادی که نتیجه مطلوبی داشته باشه ؟ اگر نمیتونی تضمین بدی اصلا صحبتی هم درباره ش نکن . چون به تو ارتباطی نداره . تجربه ها با من متفاوتن … استاد این باعث شده که خیلی ذهنم آرومتر باشه . تا وقت کسی ازم نپرسه نظر نمیدم تا میخوام کسیو قضاوت کنم خودمو جاش میذارم و درکش میکنم . احساس میکنم با خودم بیشتر به صلح رسیدم و توی ذهنم کلاف سردرگمی نیست .البته که همیشه وقتی آدم آگاهانه به خودش توجه کنه مواردیو پیدا میکنه که بخواد روی خودش کار کنه و همچنان جا داره که تمرین کنه تا بهتر بشه و منم صد در صد ازون آدما هستم .
استاد عزیزم و مریم زیبا به خاطر آگاهیهای ناب امروز سپاسگزارم .