قضاوت دیگران در حالی که در شرایط آنها نبوده ایم


دیدگاه زیبا و تأثیرگذار سِودا عزیز به عنوان متن انتخابی این قسمت:

قضاوت کردن دیگران رو از چند جنبه بررسی کردید موضوع مهمی که رعایت کردنش شخصیت رو تغییر میده و تغییر شخصیت درست نتیجه درست رو میاره

نکته اساسی و مهم : قضاوت کردن دیگران در شرایطی که تو در اون ‌موقعیت در اون زمان در اون گذشته و اطلاعات و باورهای اون شخص نبودی اساسا کار اشتباهی هست استاد جان شما در فایل حتی خودت رو هم قضاوت نکن عالی توضیح دادید که حتی منفورترین افراد تاریخ مثل صدام هم با توجه به گذشته سخت و دردناکی که داشته طبیعی میتونسته باشه که این واکنش و عملکردها رو داشته باشه پس هیچ وقت نمیشه دیگران رو قضاوت کرد وقتی خودت تو اون شرایط نبودی

نکته اساسی و مهم دیگه: اینکه در مقابل نتیجه نادرستی که از دیگران میبینم به جای اینکه بگم باید اینکار رو میکرد تا نتیجه خوب میشد یه حرف اساسی به خودم بگم که من جای اون فرد و در اون شرایط نبودم شاید اگر من جای اون فرد بودم همین کار رو میکردم و کاملا هم منطقی میدونستم این کمک میکنه زیاده گویی نکنم

نکته اساسی و مهم دیگه : من همیشه به جایگاه خودم به شرایط خودم نگاه کنم ببینم خودم در چه حوزه ای موفقیت بزرگی کسب کردم چه مسیر درست و نتیجه درستی رو دارم صلاحیت احزار نظر دارم یا نه ؟ تازه بازم تو همون شرایط هم بهتره قضاوت نکنم چون صددرصد اطلاعات دقیقی از اون شخص ندارم میتونم فقط از تجربیات خودم در مسیر موفقیتم بگم تا راه گشا باشه

نکته مهم و اساسی دیگه : وقتی نتیجه خوبه هیچ حرفی برای گفتن نداریم وقتی نتیجه بده کلی انتقاد و پیشنهاد و قضاوت دیگران رو داریم کلا دنبال یادگیری و به دست آوردن تجربه از نتایج دیگران نیستیم که در مسیر زندگیمون درسی بشه برای پیشرفت راحتتر خودمون بهتر فقط یاد بگیرم و عمل کنم

نکته اساسی و مهم دیگه : وقتی میافتیم تو پرسه قضاوت کردن دیگران اولا :تمرکز از رو خودمون و اهدافم برداشته میشه دوما:ذهن به صورت ناخودآگاه تربیت میشه بره دنبال نکات منفی افراد و نتایج نادرست بگرده کانون توجه روی نکات منفیه پس خودم هم دچار این اشتباهات و اتفاقات منفی میشم سوما: از صلح بودن با جهان اطرافم خارج میشم آرامش زندگیم از بین می ره

نکته اساسی و مهم بعدی:قضاوت کردن دیگران در حالی که خودم مبرا از اشتباه و گناه نبودم کار انسانی و درستی نیست اگر در خلوت خودم با خودم صادق باشم انقدر راحت دیگران رو قضاوت نمیکنم

تجربه من :در مسائل خانوادگی که اطرافیان من داشتند قبلا نظر میدادم الان مدتهاست از فرکانسشون با قضاوت نکردن با صحبت نکردن در موردشون با تمرکز کردن رو اهدافم کاملا از مدارشون خارج شدم ارامشم بیشتر شده با خودم در صلح هستم و روابطم بهتر شده چون غیبت و تهمت و قضاوت کردن و دروغ گفتن و دروغ شنیدن خود به خود حذف شده

تصمیم من :بهتر و بهتر شدن در این زمینه تا یه تغییر شخصیت بنیادین و اساسی در من ایجاد بشه تا در مدار بالاتر در شرایط بهتر و افراد بهتری قرار بگیرم و نتایج من هم بهتر بشه

مریم جانم و استاد جان این مباحث مهم رو با عشق و با نیت رشد بیشتر ما و قرار گرفتن در مسیر درست و آسون تهیه میکنید با تمام وجودم فقط میگم عااااااشقتونم


منتظر خواندن نوشته تأثیرگذارتان هستیم
نوشته شما می تواند شامل چنین نکاتی باشد:

  • موارد اساسی و نکات کلیدیِ این فایل چیست؟
  • کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟
  • چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟
  • برنامه‌ی شخصی‌ِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل»‌ چیست؟

منابع بیشتر:

خودمان را هم قضاوت نکنیم، چه برسد به دیگران

live با استاد عباس‌منش | قسمت 7

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    223MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی قضاوت دیگران در حالی که در شرایط آنها نبوده ایم
    31MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

258 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ویدا گفته:
    مدت عضویت: 107 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان شایسته

    خدای قشنگم تو‌چقدر خوب ما رو هدایت میکنی وقتی تو‌مسیر هستیم .

    خدای قشنگم‌شکرت که تو میدانی و میتوانی و ما به هدایت تو‌سخت محتاجیم.

    من دیروز که وارد فایل شدم این عنوان رو دیدم که خودمان را هم حتی قضاوت نکنیم چه برسد به دیگران . استاد من مغازه دار هستم و بعد از گوش دادن به این فایل رفتم مغازه و غروب رفتم تو مغازه دوستم دیدم با حالت عصبانیت که دستاش میلرزید داشت دوربین چک می‌کرد که یه نفر کلی لباس برداشته و با هم دیدیم و و شناختیم . و من بهش راهکار دادم آرومش کردم و زنگ زد و خلاصه اون ماجرا ختم به خیر شد.

    دیگه برگشتیم خونه و در موردش حرف نزدیم الان که از خواب بیدار شدم و یهو به فکرش افتادم اومدم قضاوت کنم و تو ذهنم براش نسخه بپیچم یهو تو ذهنم جرقه زد که ویدا مگه قرار نشد خودت رو هم قضاوت نکنی چه برسد به دیگران ؟! ویدا شاید خودت به جای اون بودی هم همینکار میکردی یا حتی شرایط بدتری داشتی پس قضاوت نکن. هیس ساکت!! و خدایا بی نهایت سپاسگذارم ببین وقتی استاد داره میگه حتی صدام و هیتلر. در جایی که بودن شاید بهترین کار در اون شرایط انجام دادن پس این بنده خدا که دیگه هیچی ..‌

    من میگم خدا این فایل فرستاد به عنوان نشانه برای من تا بتونم تشخیص بدم ذهن قضاوت گر خودمو بشناسم و باهاش دوست بشم که ساکت بشه .. ببین خدایی که میدونه در طول روز قرار من با چه اتفاقی مواجه بشم که فایل رو زودتر برام بفرسته که من به خودشناسی بیشتر برسم. خدایا تو خیلی هوای منو داری و همیشه داشتی ممنونم که حواست خیلی به منه خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت که بهم میگی ویدا از کسی ایراد نگیر حواست به خودت باشه و تو‌مسیر خودت قدم بزار به بقیه کاری نداشته باش ببین خدا دوست داره تو به مسیر خوبی ها قدم بزاری خدایاشکرت ممنونم استاد عزیزم ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    محمدرضا بهبودی گفته:
    مدت عضویت: 2575 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و مریم جان شایسته و تک تک بچه های ارزشمند این خانواده ی صمیمی

    خداروشکر میکنم ک این فرصت رو دارم ک روی خودم کار کنم و در مسیر باشم و ادامه بدم

    استاد من تازه دارم درک میکنم ک منظور شما از مسیر درست چیه ؟ تازه دارم درک میکنم ک وقتی شما میگید ؛ من می‌دونم از چ مسیری اومدم و چ مسیری منو ب خواسته هام می‌رسونه چیه ؟

    این مسیر درست داره برای منم واضح تر و روشن تر میشه

    داره برام جا میوفته ک ؛ چ کارایی ، چ افکاری ، چ روندی و چ کانون توجهی منو ب خواسته هام می‌رسونه و زندگی منو از مسیر ساده راحت لذت بخش و ب طور طبیعی ب خواسته هام می‌رسونه هر چی ک باشه

    دوس داشتم درباره ی این موضوع صحبت کنم

    و حالا این فایل فوق‌العاده و ارزشمند ک چقدر رعایت کردنش زندگی رو برامون آسون ساده و لذت بخش می‌کنه

    « قضاوت کردن »

    این فایل نشانه امروز منه و خداروشکر میکنم بابت این هدایت دقیق به موقع و بجا با توجه به شرایط حال حاضرم و نقطه ضعف و باورهایی که درمورد این موضوع دارم

    من بارها به این نتیجه ی مهم و اساسی رسیدم که ؛ هر وقت من با خودم در صلحم و حالم از درون – تاکید میکنم از درون خوبه – اون وقت رابطه ام با همه ی آدمها مثل خونواده دوست همکار و حتی غریبه ها هم خوبه

    حالا چرا ؟

    چون ک احساس خوب واقعی ، ی احساس کاملاً درونیه

    چون ی احساسیه ک به عوامل بیرونی هیچ ارتباطی نداره و چون به عوامل بیرونی ارتباطی نداره پس پایدار و درسته

    پس اولویت مهم و اصلی توی روابط ، در صلح بودن با خودمون هست و مهم ترین رابطه ی زندگی مون رابطه ی خوب خودمون با خودمون

    حالا من توجه کردم ب رفتارهای خودم ک ؛ وقتی من ناراحتم و حال و حوصله ندارم ک اونم برمیگرده ب گره زدن احساس خوبم ب عوامل بیرونی مثل رابطه ام با پارتنرم مثلاً ، اون موقع توجه ام بیشتر ب تا خواسته هاس ، مثلاً ب حرفایی ک همکاران میزنن گوش میدم و شروع میکنم توی ذهنم بهشون گیر دادن ک ؛ بابا اینان هیچی نفهمیدن از زندگی ، همش دارن پشت سر این و اون غیبت میکنن و از بدی های همکار رئیس یا دوست و اعضای خونوادشون میگن … بعد یهو ب خودم میام میبینم ک دارم حرفای اونارو پردازش میکنم توی ذهنم و واسه خودم نتیجه گیری های مختلف میکنم ک ؛ فلانی عجب آدم فلانیه و … از این جور نتیجه گیری ها

    حالا اگه بخوام ریشه ی این روند رو بررسی کنم و ببینم از کجا شروع شده ، برمیگرده ب اینکه من با خودم در صلح نیستم و رابطه ام با خودم خوب نبوده

    بعدش ب خودم میام و میگم ک ؛ الان وقت اینه ک این گفتگوهای ذهنیم رو جهت دهی کنم ب سمت افکار خوبی ک در جهت خواسته هام و قوی تر کردن باورهامه

    و آگاهانه هندزفری میذارم توی گوشم و شروع میکنم ب گوش کردن ی فایلی از فایلهای بی نظیر استاد و آروم آروم برمی‌گردم ب مسیر

    لازم می‌دونم ک اینجا هم از دوست عزیزمون ک مریم جان کامنتشون رو خوندن تشکر کنم و هم از سودا یک عزیز بابت نکات مهم و ارزشمندشون

    واقعاً وقتی شروع میکنیم ب قضاوت کردن دیگران ، هم تمرکزمون از خودمون و هدف مون برداشته میشه ، هم توجه مون میره سمت نکات و ویژگی های نادلخواه دیگران ک تبدیل میشه ب عادت ذهن ما برای گشتن و پیدا کردن نکات منفی و نادلخواه در هر فردی و هر موضوعی و هم آرامشم رو با دست خودم ب هم میزنم و از صلح با خودم خارج میشم

    و واقعاً هیچ راه دیگه ای نیست جز اینکه ؛ خودم رو ببندم ب این آگاهی ها و از طرفی هم کانون توجه ام رو کنترل کنم و اجازه ی ورود هر ورودی رو ب ذهنم ندم

    بیام با خودم مثل طلا رفتار کنم

    درک کنم ک من چقدر ارزشمندم ، بدون فکر و هدایت خداوند وارد هر رابطه ای نشم ، برای خودم اصول درست انتخاب کنم توی روابطم و ازشون عدول نکنم ، بیشتر روی خودم سرمایه گذاری کنم و از تجربیاتم در مسیرم استفاده کنم ، اگه گاهی شرایط طوری پیش می‌ره ک دلخواهم نیست اولاً بدونم ک این شرایط موقتیه و گذراست و می‌تونه تغییر کنه اگه من تغییر کنم و درسش رو بگیرم و فکر کنم ک ؛ چطور میتونم عملکرد بهتری داشته باشم

    درمورد اینکه « حتی خودمون رو هم قضاوت نکنیم » دوست دارم اینو بگم ک ؛ من خودم و خواسته هامو خیلی قضاوت میکردم ، البته خیلی کمتر شده اما گاهی اوقات بازهم انجام میدم

    اما نکته ی مهمش اینه ک ؛ خداوند از طریق من داره خواسته هاشو تجربه می‌کنه

    پس هی خودم و خواسته هامو قضاوت نکنم

    ب خودم نگم ک ؛ من بخاطر فلان خواسته ی خاص درمورد مثلاً تجربه ی ی رابطه ی خاص ، آدم خوبی نیستم ک همچین خواسته ای دارم و این خواسته از نظر خدا خوب نیست

    همین ک بدونم خداوند از طریق من داره خواسته هاشو تجربه می‌کنه و به همین دلیل خواسته هام مقدس هست ، خیلی بهم کمک می‌کنه ک بیشتر با خودم و رفتارهام و خواسته هام و علایقم درصلح باشم و در نتیجه بتونم با جهانم درصلح و دوستی باشم

    الهی شکرت ک منو هدایت کردی ب این فایل و این آگاهی های زندگی ساز

    واقعاً درک کردن و عمل کردن ب این آگاهی ها ، مارو کاملاً می‌تونه جدا کنه از بدنه ی جامعه و جز افراد خاص و تاثیر گذار قرار بده

    برای همگی آرزوی سلامتی شادی عشق و ثروت و سعادت در دنیا و آخرت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    Baharak گفته:
    مدت عضویت: 401 روز

    سلام از دل

    « نشونه‌ی امروز من .»

    دیروز درباره‌ی یک شخص فکر می‌کردم.

    البته باهاش در ارتباط نیستم و از دوستان قدیممه ، ولی از دیگران در موردش میشنوم ( متاسفانه ).

    چیزهایی اومد توی ذهنم و داشتم پیش خودم قضاوتش میکردم‌.

    و صبح بیدار شدم، دیدم همون آدم توی خوابم بوده.

    فقط دوست داشتم برم سراغ نشونه‌ی روزم و این فایل زیبا شد « نشونه ی روز من .»

    کمی سخته ، من یه زمان طولانی رو این‌ طوری زندگی کردم؛ به خودم اجازه دادم در مورد دیگران قضاوت کنم، نظر بدم، بگم این کارت اشتباه بود، اون کارت درست بود.

    الان که دارم روی خودم کار می‌کنم‌ ، خداروشکر سعی میکنم‌ کنترل کنم ، یعنی اگه یه جا ذهنم بخواد قضاوت کنه ، سعی میکنم رد شم ازش ؛ ولی بازم یه جایی از دستم در میره .

    البته دوست دارم به اون جایی برسم که همون لحظه‌ای که قضاوت داره جمع می‌شه توی ذهنم،

    بهش بگم: «سکوت کن‌ .»

    « به قول استاد زیپ دهنم رو ببندم و بگم به تو ربطی نداره. تو جای اون نیستی.»

    اونجایی که خانم «شایسته عزیز» خیلی قشنگ توضیح دادن :

    وقتی ما عادت می‌کنیم راحت درباره‌ی آدما قضاوت کنیم، غیبت کنیم و پشت سرشون حرف بزنیم، دیگه با خودمون تو صلح نیستیم. یعنی من با این کار دارم توجه می‌کنم به نکات منفی یا به یه رفتاری توی اون شخص، و دارم بیشتر از همون جنس رو به سمت خودم جذب می‌کنم.

    و اینطوری هی بیشتر و بیشتر از همون جنس رو می‌بینم، و حتی اون رو به خودم جذب می‌کنم. یعنی وقتی یه چیزی رو توی یه فرد دوست ندارم و هی درباره‌ش قضاوت می‌کنم یا غیبت می‌کنم، باید بدونم که از همون جنس، حتماً بیشتر وارد زندگی خودم می‌شه. اینکه منم‌ اگه جای اون بودم حتما مثله اون رفتار میکردم.

    برای همین باید تمام تمرکزم روی خودم باشه.

    فقط و فقط روی خودم.

    اصلاً به دیگران کاری نداشته باشم.

    این‌که دیگران چطور زندگی می‌کنن، چطور رفتار می‌کنن، دیگه برام مهم نباشه.

    من دلم می‌خواد این قضیه‌ی قضاوت کردن، غیبت کردن و این ‌که به خودم اجازه بدم درباره‌ی یه نفر نظر بدم، توی من به صفر برسه. جوری که اصلاً برام آشنا نباشه، انگار هیچ‌وقت توی من نبوده .

    این مثال رو‌ یجا دیدم :

    فرض کن ذهنت مثل یه رادیوی قدیمیه که سال‌ها روی یه موج خاص تنظیم بوده؛

    موجِ «قضاوت، مقایسه، نظر دادن».

    حالا تو داری یاد می‌گیری:

    نه اینکه رادیو رو بشکنی

    نه اینکه باهاش دعوا کنی

    فقط دستت رو آروم ببری روی دکمه‌ی موج و عوضش کنی.

    اون لحظه‌ای که صدا میاد و می‌گه:

    «این اشتباه کرد… اون درست نبود… تو بهتر می‌دونی…»

    تو بهش نمی‌گی خفه شو با عصبانیت

    فقط می‌گی:

    «شنیدمت، ولی الان لازم نیست گوش بدم.»

    استاد از شما و خانم شایسته عزیز هزاران بار ممنونم بابت این همه آگاهی .

    سپاسگزارم ، سپاسگزارم ، سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    محمد عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 842 روز

    سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم، دوستان محترم، خداوند منو به این فایل هدایت کرد، من متوجه شدم یکی از بزرگ تریم ترمز های ذهنی من قضاوت کردن دائمی دیگران در ذهنم و بدبینی هستش البته من در سعی میکنم زیپ دهنم را بکشم اما متوجه شدم به نقد خانم شایسته، ذهن من جوری تربیت شده که دائم حتی ظاهر، رفتار و صحبت های دیگران را قضاوت میکند و من را از صلح با خودم و خدای درونم خارج میکند،انرژی فکری من بجای تمرکز روی تغییر و بهبود خودم،متمرکز روی افراد میشه و درنتیجه مقاومت های ذهنی من بیشتر میشه و دیگه انرژی برای تغییر و بهبود خودم ندارم و از مسیر درست خارج میشم، آگاهی هایی که از این فایل دریافت کردم این که هرزمان ذهنم ناخودآگاه خواست دیگران را قضاوت کند به خودم بگم که من جای بقیه نیستم و شاید من هم همین کار رو میکردم و کاملا منطقی میدونستم من از گذشته دیگران و باورهایی که دارن خبری ندارم، کاری به تصمیماتی که دیگران میگیرن و انجام میدن نداشته باشم و زیپ دهنم بکشم و سعی کنم تمرکزم رو روی تغییر و بهبود خودم و اهداف زندگیم بزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    سمانه امینی گفته:
    مدت عضویت: 1227 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بقیه از همسر وفرزند و پدر ومادر و پدرو مادرِ همسر گرفته تا آدم غربیه ای که داره تو خیابون رانندگی میکنه و فروشنده و عابر پیاده و …

    من نباید قضاوت کنم نباید برچسب بزنم

    من نباید نظر بدهم

    تغییر بدهم پیشنهاد بدهم

    قضاوت نکردن = راحت زندگی کردن است

    قضاوت نکردن= تمرکز روی خودم داشتن و پیدا کردن مسیرهای درست و ماندن در مسیر درست است

    با قضاوت نکردن تمرکز از روی دیگران بر میدارم و تمرکز روی خودمان قرار میگیرد؛

    شیوه تربیتی فلانی

    شیوه برخورد فلانی با همسرش

    چرا فلانی این حرف وزد

    چرا فلانی فلان کار رو انجام نمیده

    چرا ها….

    ببین درآمدشو

    چرا این حرف و زد یا چرا اون حرف رو نزد

    وقتی کفش کس دیگه ای رو ندارم چرا بخوام بگم چه طور راه برو یا نرو

    وقتی افراد دیدگاه های خاص خودشون رو دارند

    وقتی هر کدوممون یکسری شرایط واسه زندگی کردن داشته ایم (و بازهم نباید برچسب خوب و بد بزنیم)چرا بخوام نظر بدم

    چرا بخوام بگم کی چیکار کنه یا انجام نده

    چرا بخوام فلان کس رو مقصر کنم یا قربانی بدونم

    من اصلا توانایی تغییر نگرش و تصمیم در دیگران رو ندارم

    به من ربطی نداره شیوه برخورد آدم ها با یک دیگر

    به من ربطی نداره نظر فلان فرد رو

    به من ربطی نده #فلانی چیکار کنه یا نکنه#

    به من ربطی نداره نظر دهی درباره شیوه های تغذیه ای فلانی به من ربطی نداره نظر بخوان بدهم که دیگران چه کارهایی انجام بدهند یا ندهند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    ماریا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2114 روز

    به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها

    مهربان پروردگارم سپاسگزارم که اینجوری مسیر بهبود رو برام هموار می‌کنی

    از استاد عباس منش عزیزم سپاسگزارم که این درس ها رو بهم آموزش میدن

    از مریم جون عزیزهم سپاسگزارم که یاد ما بودند و این آگاهی هارو با ما به اشتراک گذاشتند

    از دوست عزیزم سِودا عزیز هم سپاسگزارم که سه نکته مهم از این فایل روتو کامنتشون بهم یادآوری کرد واقعا ریز بینانه و تأثیر گذار بود

    سه نکته اساسی و مهم :

    وقتی میافتیم تو پرسه قضاوت کردن دیگران

    اولا :تمرکز از رو خودمون و اهدافمون برداشته میشه

    دوما:ذهن به صورت ناخودآگاه تربیت میشه بره دنبال نکات منفی افراد و نتایج نادرست بگرده وکانون توجه روی نکات منفی باشه و لاجرم همین جنس از اتفاقاتو جذب میکنیم

    سوما: از صلح بودن با جهان اطرافمون خارج میشیم و به این ترتیب آرامش زندگیمون از بین می ره

    تاحالا ازاین زاویه به موضوع « قضاوت » نگاه نکرده بودم ، چقدر برام منطقی شد که نباید کسی رو قضاوت کنم

    استاد همیشه تأکید میکنن که باید به اتفاقات جوری نگاه کنم که احساس بهتری بهم بده ، و این نکات سودا عزیز باعث شد تا زاویه دیدم نسبت به قضاوت تغییر کنه .

    کلا من دختری نیستم که قضاوت یا غیبت کنم ، علاقمندبودم این انرژی رو، روکار کردن رو خودم بزارم ، این شعر زیبا که عیب کسان منگر و احساس خویش /دیده فرو بر به گریبان خویش ، رو خیلی دوست داشتم

    یااینکه : هرکس بد ما به خلق گوید ما سینه ی خو نمی خراشیم / ما خوبی او به خلق گوییم تا هر دو دروغ گفته باشیم.

    ویا :هرکس عیب دگران پیش تو آورد و شمرد ، بی گمان عیب تو نزد دگران خواهد گفت …

    باعث میشد تا غیبت نکنم ، به غیبت گوش نکنم و کسی رو در این مورد همراهی نکنم

    اما این موضوع که اگر من غیبت و یا قضاوت کنم علاوه بر اینکه تمرکزم از رو خودم برداشته میشه ،تمرکزم از رو بهبودم برداشته میشه و انرژیم برای تخریب دیگران هدر می‌ره ، باعث میشه که توجهم به نکات منفی بره و از همون جنس اتفاقات وارد زندگیم بشه و این اصلا خواسته ی من نیست .

    پس بقول استاد زیپ دهنمو میکشم و سکوت میکنم .

    این آگاهی ها خیلی برام منطقی بود و خیلی به دلم نشست.

    سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین تا خوب زندگی کنیم و کمک کنیم جهان جای بهتری برای زیستن باشه

    دوستتون دارم ویک دنیا عشق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    سحر حسینی گفته:
    مدت عضویت: 341 روز

    سلام و درود بر همگی عزیزان

    استاد عباسمنش و مریم شایسته بانو و تمامی اعضای پشت صحنه

    استاد من اردیبهشت سال 1404 هدایت واضح گرفتم از خداوند که اگر کسی را قضاوت کنی هرگز به مدار سلامتی وارد نمیشوی . و واقعا استاد تا دو سه ما رو خودم کار میکردم که قضاوت نکنم انگاری یک عادت شده بود برام . و چقدر دردهای عجیب و غریب میگرفتم .

    الانم همینطور خیلی باید مراقب باشم که کسی رو حتی خودم رو هم قضاوت نکنم و البته بعد این چند ماه هنوزم یهو اینکارو میکنم اما سریع بخودم میگم دردها برمیگردنا بسه دیگران به من ربطی ندارن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: