این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/07/abasmanesh-4.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-07-27 04:48:342025-07-27 07:39:47تجربه من از کودکی دردناک تا آزادی درونی
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من داخل بچگی خیلی خیلی به تضاد و مشکلات زیادی برخورد کردم یعنی یه چیزی میگی یه چیزی میشنوی خلاصه که این قضیه اینقدر سر من سخت بود و اینقدر چالش داشتم که نگو
خلاصه که این تضاد با من بود بعد دیدم که انگار قبول کردم که مردم اینگونه با من رفتار کنند و باعث شده بود که من بیام و روی خودم کار و نقطه عطفم داخل تولد هجده سالگیم شروع شد وباعث شد که من بتونم که از خانواده مادریم که این همه مسئله با من میساختند جدا بشم و خانواده پدری ام هم ازشون جدا بشم و دیگه دیر به دیر همو ببینیم و دستان خدا رو دیدم و الان که دارم میبینم و توجه میکنم میبینم که خدا چه ها کرد درسته به صورت دردناکی جدا شدم ولی باعث شد که من عزت آبروم رو به دست بیارم ولی یه مشکلی بود از اون جایی که شخصیت من شخصیتی بود که ضعیف بود باعث شده بود که کاری کنم که مردم من را به آدم حساب نکنند و من دیدیم که به خاطر شخصیت خودمه و باور هامه که باعث میشه مردم این طور با من رفتار کنند و الان هم کامل از این جریان با خبرم وباعث شده که هنوز ریشه هاشو ببینم ولی از دل غافل از بس که من از این موضوع صحبت کردم اینقدر میگم سخت بود که نگو
مثل اینکه یه کوه رویه شونه هات باشه و باعث میشد که میخواستم در برم ولی مثل تیر زیر سقف که فشار سقف نمیزاره که این ستون و تیر در بیاد و من از بس توجه کردم به این قضیه باعث شد که من همیشه دنبال این باشم که ترحم دیگران را بخام ولی از اون جایی که من خودم هم مثل فرمایشات استاد بدم میاد که ترحم دیگران را داشته باشم ولی این حس قربانی بودن رو خیلی دوست داشتم که مردم فک کنند من چقدر بهم ظلم شده ولی بهم ترحم نکنند ولی خب با این حال با توسل به این آموزش ها تونستم که بیام و روی خودم کار کنم و بتونم که خیلی آزاد باشم و چقدر شخصیتم بهتر شده ولی متاسفانه داخل مسائل مالی این طور نیستم و خیلی وابستگی هایی دارم و اینو بگم که دارم روی خودم کار میکنم
ولی الان دارم میبینم که چقدر بهتر شدم و با اینکه این عدم لیاقت باهام بوده ولی دارم بهتر میشم و این دیگه هدف اصلی داخل زندگیم نیست با اینکه یه زمانی مهمترین هدف زندگیم بود و الان به اون رسیدم و چقدر هم براش خوشحالم درسته که الان برام عادی شده ولی وقتی یادش می افتم مثل الان و اقعا یه حس فوق العاده آرامش دارم که میگه ببین بنده من تو به هرچی که دلت میخواد میرسونم و خداوند برادریشو ثابت کرده
درس هایی که از این فایل گرفتم خیلی خوب بود یکیش این بود که من میتونم با توجه نکردن به قضایا و توجه کردن به مسائلی که میخوام هرچیز که دلم میخواد رو به دست بیارم و چقدر به خودم ظلم کردم و چطور تونستم که با تغییر نگرشم بتونم که حس خودم رو خوب کنم البته این تغییر نگرش به صورت منطقی بوده و به جای عوامل بیرونی مثل دخانیات و ….. خودم رو به نا کجا آباد ببرم و از چیزی که هست بد تر کنم
سلام خدمت اساتید بزرگوارم و عزیزم عاشقتونم تا ابد و بی نهایت طلایی
استاد نمیدونم دیگه واقعا چه جوری باید تحسینتون کنم که اینقدرررر خفنید با این فایلهای بهشتی که برامون میزارین عاشقتونم من
راستش من همیشه از بچگی تو خونواده ی میلیاردر و مرفه و تحصیلکرده زندگی کردم و خوب با پدربزرگ مادربزرگ و دایی هام و بعدا زن دایی هام هم اضافه شدن ولی خوب دوران بچگیم با اونها بزرگشدم که خدارو بنده نبودن خوب چون هم ثروتمند هم تحصیلکرده پزشک متخصص اینا بودن وخوب پدربزرگ مامانم که خان عه لاهیجان بود از اینایی بود که کله گیلان و لاهیجان براش بود و حتی شاه هم برای دستبوسیش اومد داستانایی که نمیخوام واردش بشم ولی خوب ملاک فوق العاده ای بود که تو لاهیجان کارخونه چایی خانوادگی ساختن و داریم هنوز هم و خوب این ثروته پدربزرگ مامانم و این ذهنه ثروتمنده پدربزرگ مامانم رو همیشه تحسین میکردم و میکنم هنوزم
و خوب دایی اینام حق میدم بهش با این شرایط فقط خودشون رو قبول داشته باشن هنوز هم همیننا هیچ فرقی نکردن بخصوص پزشک و متخصص هم که شدن این غرور کاذبشون بیشتر شد و من هم تو همچین خونواده ای با این ادمها بزرگ شدم و کله خونواده همه پزشک و تحصیلکرده و ثروتمندهستن و خودم همینطور مهندسی صنایع غذایی خوندم ومامانم و بابام چون مامان رییس سازمان بود سرکار میرفت تو دوران بچگیم و بابام هم دکتر بود همیشه بیمارستان و مطب میرفت از بچگی یا دانشگاه تدریس میکرد و هنوز هم میره و من با خونواده ی مادریم بزرگ شدم از بدوتولد ولی در ناز نعمت و رفاه ولی خوب باورام مثله باورای اگاهی های شما و مریم جون نبود الان که شده الحمدالله باوراشون بخصوص تو روابط واقعا فرق داشت و خوب این باورای مسموم بخصوص تو روابط واقعا اذیتم میکرد که در من خلا عاطفی بوجود اورد وابستگی عاطفی تو بچگیم بوجود اورد خوب من بچه ی بزرگه خونواده م و خوب این باورا خیلی اذیتم کرد حتی تا همین چندوقت پیش تو روابط واقعا اذیتم کرد اما تونستم از انرژی اون تضادا تو زندگیم تو روابطم استفاده کنم چون این تضادها در من در روابط عاطفی چون چنان قدرتی در این تضادها نهفته هست چنان انرژی ای درش هست که اگه بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم تو اون مواقع مارو وارد مدار بالاتر میکنه و کرد استاد واقعا منو وارد مدار بالاتر کرده و الان در حاله حاضر من سیده ارمغان رضوی طوسی چنان بخودم میبالم افتخار میکنم اول بخودم و بعد به عنوان شاگرد شما که منو سالم تر ثروتمند تر قدرتمند تر با ایمان تر متوکل تر از همه مهم تر در صلح وهماهنگی با خودم و منبع (خداوند) که این همه ی این موارد رو برام اورده و از همه مهم تر بازهم قائم به ذات بودنم و رهاتر هستم و چنان ارامش دارم حالم خوبه هر روز هر ثانیه در حاله حاضر که با کنترل ذهنم و اعراضم از ناخواسته های زندگیم چه در گذشته چه وقتی پیش میاد و بقوله استاد گذشته از یک ثانیه قبل جز گذشته حساب میشه تا 1000ساله پیش هم جز گذشته هست و اینقد با خودم و خدا حالم واقعا عالیه و واقعا از تنهاییم الانم که بخاطر شرایط ایران اومدم بعد استانبول در شمال لاهیجان فوق العاده زیبا و بهشت گیلان اصالتمون در خونه ی فوق العاده لوکس و لاکچری در عیان نشین ترین خیابونه لاهیجان از تنهایی خودم واقعا لذت میبرم و حالم عالیه و این فایل رو که گذاشتین بعد تموم کردن مرور دوره قانون آفرینش معجزه وار دوره هم جهت رو بعد گوش دادن شب تا صبح 24ری ذوم و تکرار رو فایلاتون و همینطور جلسه ی بهشتی هم جهت 16گفتم بریم ارمغان جون جلسه ی اول هم جهت رو بارها و بارها گوشش کنیم بزار هم ترمزت پیدا بشه هم این مومنتومه مثبت رو نگه دارم و هم حالت عالی باشه وبازهم از تنهایی خودم بیشتر و بیشتر لذت ببرم و در خصوص رابطه عاطفیم
خوب استاد حدود 4ساله پیش موقعه پیاده رویم طبقه دوره ی بهشتیم دوره ی قانون سلامتی معجزه وار با یه پسری که اون سگش رو میورد پیاده روی تو محلمون یوسف اباد تهران اشنا شدم که این رابطه شکل نگرفت فقط کراش بودیم درحد سیگنال اینا حس واقعی فقط واقعی اما فقط حس بود ولی هیچ وقت نشد که بشه و خوب از اونجایی که من فلسفه ی زندگیم قوانین خداوند هست یعنی همین اگاهی های شما و دوره های بهشتی تون هست اعراض کامل از ناخواسته ها تو رابطه م با اون پسر ما هیچ وقت رابطه مون شکل نگرفت اما کراش بودیم روهم و هنوز هم هستیم و واقعا این کراش بودن تبدیل شده به عشق واقعی و البته وابستگی که این رو من در خودم اوکی کردم الحمدالله چون این قانونه جهانه اگه من عوض نشم ادمه بعدی که بیاد بدتر از این شرایطمیشه برام پس یا من باید عوض بشم و اون ادم مطابقه من عوض میشه وارد مدار من میشه مثله الان یا نه حذف میشه و ادمه بهتر و عالی تر وارد زندگیم میشه چون من عوض شدم و این قانونه بی تغییر خداوند هست اما خوب تو این رابطه فقطبخاطر غرورش نشد این رابطه بشه که خیلی مسائله منفی این وسط پیش اومد که من اصلا و به هیچ وجه روشون تمرکز نمیزارم و فقط به خوبی هاش توجه میکنم و تمرکز گذاشتم چون قانون جهان رو میدونم توجه فکر تمرکز که همه ی اینها یکی هستن یکجا بره از اون جنس بیشتر وارد زندگی مون میشه و توجه به زیبایی ها هدایت شدن به زیبایی های بیشتر و عالی تر هست واین قانون بی تغییر خداوند هست که هیچ تبدیلی و تغییری خداوند برای پیغمبرش هم نمیکنه ونکرده و حتما این روامتحان کنین که وقتی راجع به ناخواسته ت نازیبایی میگی هدایت میشی به سمت ناخواسته و نازیبایی بیشتر و وقتی تمرکزت زومت روی زیبایی ها هست هدایت میشی ناخوداگاه به زیبایی های ثروت نعمت بیشتر امتحان کنین فقط یکبار من از دانشجوهای استاد عباسمنش عزیزم واقعا تضمین میکنم!
با اینکه رابطه ای شکل نگرفت اما من هر روز صبح بلافاصله بعد بیدارشدنم از خواب هنوزهم انجام تمرین ستاره قطبی و شکرگزاری داشته هام و نعمت هام میام خوبی های این شخص رو مینویسم حتی اگه باهاش نباشم و فقط لذت میبرم اون وفاداریش عشقشق به من چشم پاکیش نجیب بودنش خونواده دوست خونواده دار بودنش عزت نفس و ذهن ثروتسازش پسر محترم و اصیلی بودنش اصلا خوش تیپ بودنش چشم قشنگ بودنش چشماش قهوه ایه استاد قهوه ای خوشرنگ و قد بلند تازه ترک هم هستن و من عاشقه پسرای ترکم
خوش هیکل هم هست با سگش مثله بچه رفتار میکنه و این مسئولیت پذیر بودنش رو نشون میده سرش تو کار و زندگی خودشه جذابه و ایناا رو فقط میدیدم درش و همینطور کلی عاشق و وفادار به من همیشه تا این لحظه خداروشکر واقعا
و من تازه الگوش بودم استااااااد مثله شما که من از شما کار انلاینم رو سایت لنزهای چشمیم رو دارم از دوره هاتون واقعا اما تحت نظارت بابام ولی مستقلم و عاشقه کارمم خداروشکر خیلیییییییی هم موفق هستم بخصوص با دوره ی روانشناسی ثروت 3 واقعا معجزات عالی داره تو کارم رخ میده برام خدارو میلیاردها بار شکر و بله مثله من کارش رو کرده الان حدود چندماهی هست و خوب ذهنفقط الگو میخواد و من مطمئنم الگوش شما و من هستیم استاد چون اون اعتقادی نداشت ولی خوب از باورای ادمها خبر نداریم یعنی وارد مدار من شده خیلی خوشحالم من تغییر کردم که اون تغییر کرده استاد خیلیییی تغییر کرده اوووو تازه کارش تو کار یک فروشگاه آنلاینه که در زمینه فروش کارتهای هدیه (گیفت کارتها) و محصولات دیجیتال فعالیت میکنه بیشتر تو کار بازی ایکس باکس ایناس ولی من الگوش شدم سایت خیلی عالی ای زده از ما استاد الگوبرداری کرده خیلی خوشحالم واقعا چون ازادی زمانی مالی مکانی داره و این باعثه گسترش جهانه و چقد باعثه گسترش جهان شدیم خدارومیلیاردهابارشکر یعنی مثله اون اوایله شما که کلوپ بازی های کامپیوتری داشتین و خوب پسر موفقیه خداروشکر اما خوب یه سری مسائله منفی بود که من تمرکز نمیزارم روش که نشد این رابطه شکل بگیره تا الان و الانم من کلا دارم از تنهاییم لذت میبرم ولی خوب دست جهان رو باز گذاشتم تا یا این ادم خیلی عوض شده خیلیییی و وارد مدار من شده الحمدالله
ولی یه سری مسایل مثله این گذشته ی منفی ای که حال تو بچگی یا بعدا داره و همین گل و سیگار و مشروب که گفتین رو که اونم بخاطر ضربه های عاطفی گذشته ش هست و اگاه نیست از این جهت و همینطور چایدهودتراما که گفتین دقیقا که ایشالله اونم حل میکنه ولی در هر صورت من تمرکز 100٪رو خودم و زندگیه خودم و سایت شما و سایت خودم گذاشتم تا یا این ادم هم مدار من میشه وارد مدار من میشه باز یا ادمه دیگه ای هم مدار من وارد زندگیم میشه در هر صورت من با تنهاییم واقعا خوشحال رها توحیدی قائم به ذات فوق العاده هستم خدارومیلیاردها بارشکرو به هیچ وجه احساس قربانی بودن و مورد ظلم واقع شدن بخصوص با جلسه ی نهم دوره ی فوق العاده ی عزت نفس و دوره احساس لیاقت ندارم چون من هستم که دارم زندگیمو خلق میکنم مننننن مسئولیت 100٪زندگیه خودمو میپذیرم و پذیرفتم و فقط روی باورهام با دوره هاتون استاد بزرگوارم و مریم جون شایسته ی عزیزم کار میکنم
استاد جان مدت هاست از آموزش هاتون استفاده میکنم و تازگی ها متوجه شدم که داره مدارم بالا میره و تاثیر این مدت طولانی رو میبینم و اهمیت این صحبت که کم نیار کوتاه نیا عجله نکن به تکامل اعتماد کن
یکی از چیز هایی که به شدت توی فایل های شما مشهوده تغییر خوده شماست
همین الان داشتم یکی از فایل های قانون آفرینش رو گوش میدادم و وقتی تموم شد بلافاصله اومدم توی سایت و این فایل رو گوش دادم
حتی از تن صداتون میشه فهمید چقدر تغییر کردین و همیشه درحال کار کردن روی خودتون هستین
خیلی به من انگیزه میده وقتی میبینم شمایی که انقدر توی سمینار قانون آفرینش عااااالی صحبت میکردین فکر نکردین که خب من کامل شدم عالی شدم بسه دیگه لازم نیست رو خودم کار کنم، همچنان روی خودتون کار کردین و بییییی نهایت تغییر کردین
خدایا شکرت که باز هم کلی آگاهی دادی بهم تا بتونم آرامش بیشتری داشته باشم
استاد جانم این فایل یه آرامش خیلی عمیقی توی وجودم فوران کرد با چیزهایی که شنیدم
استاد من از موقعی که حرفهای شما رو شنیدم و وقتی در مورد کودکی تون گفتین از همون اوایل آشنایی با شما انگار خیلی بیشتر میتونستم حرفاتون رو بفهمم و درک کنم و برام باور پذیر بشه که این آدم تونسته و منم میتونم یه زندگی شاد و پر از عشق و انرژی و حال خوب و تن سالم داشته باشم چون زندگی کودکی من مشابه زندگی شما بوده
کلی کتک خوردن و تحقیر و سرزنش و همه این داستانهایی که گفتین رو منم توی زندگیم تجربه کردم
اون کابوسی که میگین رو دقیقا همون کابوس رو منم میدیدم که از یه بلندی پرت میشم پایین و یهویی توی دلم خالی میشد و با ترس از خواب میپریدم
شخصیت پدر من هم مشابه شخصیت پدر شماست، وقتی از پدرتون و زندگی کودکی میگید من تا تهش رو متوجه میشم
اما من از موقعی که اومدم توی این مسیر دیگه از گذشته خودم ناراحت نیستم اتفاقا خیلی هم خوشحالم و بخاطر پدرم سپاسگزارم که توی زندگیم بوده و به من کمک کرده که من خواستهام رو بشناسم
منم بچه بودم خودم رو مشغول بازی میکردم و بیخیال دنیای اطرافم میشدم
میدونید الان احساس میکنم که از همون موقع بهترین رفیقم خدا رو میدونستم خیلی باهاش صحبت میکردم هر کاری که میخواستم انجام بدم راهنمایی میخواستم ازش، من توی بچگی دوستای زیادی نداشتم و بیشتر وقتم رو با خدای خودم میگذروندم حالم با تنهایی خودم خوب بود، ناراحت نمیشدم که چرا بقیه نیستن، همون مسیرهای مشابه مثل شما بوده که من رو الان اینجا قرار داده
چند سال پیش بعد چند سال آشنایی با شما تصمیم گرفتم تمام آدمایی که فکر میکردم در حقم بدی کردن رو با عمق وجودم ببخشم و نشستم اسم تمام اون افراد رو نوشتم و هر روز صبح که از خواب بیدار میشدم ساعت 4یا 5صبح میشستم و با خدا حرف میزدم و تمام اون افراد رو اسم میبردم و میبخشیدم و براشون آرزوی خوشبختی میکردم این تمرین یه حس سبکی خیلی خوبی بهم میداد تا دیگه یه روز احساس کردم دیگه هیچ کینه ای از اون آدما ندارم و سبک بال شدم و آرامش رو با عمق وجودم حس کردم، دقیقا نمیدونم چند روز این کار رو انجام دادم تا کامل اون نفرته پاک شد از وجودم اما خیلی خوب بود و بعد اون دیگه بعد اون با خودم عهد بستم که از هیچکسی کینه ای به دل نگیرم و نفرت نداشته باشم، اما ما انسان هستیم و شیطان هم دشمن قسم خورده ماست نجواهاش رو همواره میکنه ولی هیچ تسلطی بر روی ما نداره اگر ما بهش قدرت ندیم اونم هیچ کاری نمیتونه بکنه، وقتی کسی یه کاری انجام میده که نجواهاش میاد و میگه این به تو آسیب زده یا رفتار نامناسبی باهات داشته من نمیذارم این ممنتوم منفی قدرت بگیره و در نطفه خفش میکنم، میگم نه، این آدم با این رفتارش باعث شد که من خواستهام رو واضح تر بخوام، این آدم مامور شده که به من کمک کنه که بهم بفهمونه من چی میخوام از این جهان ، تمام آدمها دارن به نفع من کار میکنن
من مهمم که چه نگاهی داشته باشم
الان خیلی وقتی چندین ساله که دیگه از هیچ کسی کینه ای ندارم و از هیچ کس نفرت ندارم اینا همش از لطف خداونده که از قدرت بخشندگیش به منم بخشیده
وقتی خداوند در توبه رو همواره بر روی ما باز گذاشته و گفتن اگر صد بار توبه کردی باز آی
چرا من مثل خالق خودم نباشم؟
وقتی آدما رو میبخشیم خداگونه میشیم
وقتی آدما رو میبخشیم سبک بال میشیم
وقتی میبخشیم ذهن و جسم سالمتری داریم
وقتی میبخشیم حال دلمون عالیه و حس پرواز داریم
وقتی میبخشیم به خداوند نزدیکتر میشیم
حالا یه چیز جالبی که اومد، همین الان بهم گفته شد اینکه این بخشش اینقدر مهمه که خداوند یه سوره نازل کرده براش سوره غافر که من توی دوره عزت نفسی که دارم اومدم مفصل توضیح دادم که خداوند توی این سوره همواره میگه که ببخش فقط در این دنیا معنا داره و تا زنده هستیم میشه بخشیده بشیم و ببخشیم، بعد مرگ ببخشی در کار نیست ببخشش فقط در این دنیا جواب گو هست
اگر ما اشتباهی میکنیم و تا زنده هستیم متوجه اشتباه مون بشیم و توبه کنیم برگردیم به مسیر درست صددرصد بخشیده میشیم چون خداوند غفوره، به شرط اینکه ما با عمق وجودمون بخشش بخوایم نه زبونی، با عمق وجودمون ببخشیم نه زبونی
خدایا شکرت چیزهایی که باید گفته میشد رو خداوند بهم گفت و منم نوشتم خدایا شکرت
استاد توی این فایل یه جایی رسید توی صحبتها که یه آرامش عمیقی وجودم رو فرا گرفت و خیلی بهم حال داد
اونجایی که گفتین من توی سن 6سالگی با ماشین تصادف کردم و پام شکست چشمام گرد شد و خدا بهم گفت داری جای پای این آدم قدم میذاری و منم توی دقیقا 6سالگی با ماشین تصادف کردم و پای راستم شکسته بود استاد اون حرف از تصادف یه ایمانی رو توی دلم کاشت که منم بزودی میتونم مثل شما همجوره آزادی داشته باشم زمانی، مکانی، مالی همه جوره
با اون حرف من قلبم آروم گرفت و گفت توی سن 30 و خورده ای سالگی منم میرم آمریکا و توی جایگاهی که استاد الان هست منم قرار میگیرم
استاد الان زندگی من اون دوران بندرعباس شماست حالم عالیه نتایج مالی آروم آروم داره وارد زندگیمون میشه اینا همش از لطف خداست
استاد چیزی که توی دوره هم جهت با جریان خداوند گفتین در مورد انتظار من هر روز اینو برای خودم تکرار میکنم و میگم باید انتظارهای خوب برای خودم بسازم وقتی انتظار خوب میسازم افکارم میره سمت مثبتها و آرامش بهم میده
من منتظر هر چیزی باشم اتفاق میوفته چون چیزیه که از قبل خودم میفرستم و بر این اساس منم که خالق شرایط زندگی خودم هستم
چه انتظاری برای خودمون میسازیم؟
به همون هدایت میشویم
خداوند خودش گفته که همه رو هدایت میکنه چیزایی که میخواید رو مسیرش رو برامون باز میکنه مهم نیست چی میخوایم اون همواره هدایت میکنه
و نام مالک و صاحب اختیارت را یاد کن و با تمام دل، از هر چه غیر اوست جدا شو و خود را کاملاً به سوی او بازگردان. اوست فرمانروای مشرق و مغرب
معبودی جز او نیست،پس او را وکیل خود بگیر و تمام کارهایت را فقط به او بسپار. (مزمل،آیه 8و9)
سلام بر سید جان،خانم شایسته و همه دوستان عزیزم در این سایت الهی و سراسر عشق.
لطفا این کامنت الهی و سراسر فرمایشات خداوند را با موزیک بی کلام آرمان موسی پور به نام خیال بخوانید،این موزیک بهترین موزیک من هستش و اغلب فرمایشات خداوند را با این موزیک مینویسم….:)
شاید حدود 1 سال از آخرین کامنتم در سایت گذشته،صحبت های فی البداهه و نتایجم رو نهایتا میتونستم در کانالم بنویسم اما الان به لطف الله مقدر شد و زمانش فرا رسید که فعالیت رو مجدد شروع کنم.
خداروشکر هزاران هزار اتفاق خفن و تجربه های ناب و افسانه ای کسب کردم که انشاءالله هرچقدر که بشود را خواهم نوشت
در بحث مالی،در بحث روابط و رابطه عاشقانه،در بحث سلامتی،در بحث خودشناسی و خداشناسی،در بحث بیزینس و مدیریت و رهبری و …
ببین عشق من،ببین عشق خدا
وقتی یه نفر رو از ته دل، از عمق وجودمون دوست داریم…
وقتی همهٔ عشق و همهٔ قلبمون برای اون میتپه،اونوقته که عزیزترین و باارزشترین چیزمون رو بیهیچ تردیدی بهش میبخشیم
نه از سر وظیفه،نه از سر نیاز بلکه فقط از روی عشق…
حالا ببین خدایی که فرمانروای تمام هستی ست،عزیزترین و مقدس ترین و با ارزش ترین چیزشو،مهمترین داراییشو یعنی تکه ای از خودشو در ما بخشیده
از خووودش بر ما دمیده
تکه ای از وجودتووو ببخشی به یکییی
میتونی؟ ببینننن چقدر عاشقهههه
مراقب این روح باش
مراقب باش که نرنجونیش
تو تکه ای از خداییا،تو خود خداییا
حواسمون باشه بندگی غیر خدا رو نکنیم،حواسمون باشه غیر خدا رو نپرستیم
دست و پامون و صدامون جلوی غیر خدا نلرزه
هر لحظه محکم و قوی و استوار چون خدا رفتار کنیم و سرمون در برابر خدا پایین باشه چون هرچقدر در برابر خدا فروتن و افتاده باشیم در برابر غیر خدا مارو بالا میبره
خوشا به سعادتمون که تورو داریم الله و با یاد تو و توکل بر تو میتونیم هر چالشی رو در نهایت آسانی و سرعت حل کنیم
شکر که نهایت عدالت هر لحظه در جهان جاری است چون تنها قدرت جهان تویی و جز تو بزرگ و مهم و قدرتی نیست.
استاد از همون روز اول که بیزنسمون رو شروع کردیم انقدر شکرگزار بودم بابت خدمتی که با کارم دارم به مردم جهانم میکنم و انقدر با انجام پروژه ها میگفتم که خدایااااا شکرت داریم به کشورمون خدمت میکنیم که از بزرگترین پروژه های کشور اومدن پیشم به لطف الله.
برای دیگران اصلا باورکردنی نبود
یکی از این پروژه ها که میتونم در موردش صحبت کنم با بانک ملی و دولت برای تمامی جایگاه سوخت های کشور قرارداد میلیاردی بستیم و الان اگر خیلی از بچه های سایت که در ایران هستند در پمپ بنزین ها مشاهده کرده باشند که سایه بون ها و پایه های دستگاه کارتخوانِ تمامی جایگاه سوخت های کشور تعویض شده که این کار زحمت بنده و تیمم هستش.
قلب های خدا میدونید این قرارداد چگونه بسته شد؟
من همیشه یکی از کارمندانم رو که خیلی پسر گلی هستش صدا میکنم و باهاش یکسری قرارداد های خیالی رو میبندم، اون میشه مشتری و منم که کارفرما هستم
از اول مثلا از قرارداد های 50 میلیونی و … شروع کرده بودم و همگی مو به مو بعد از چند روز به واقعیت می پیوست
تا یک روز که باهاش دو تا قرارداد خیالی اجرا کردم(من این کار رو طوری غرق انجامش میشم که گویا واقعا اون قرارداد همین لحظه اتفاق افتاده و اینجوری نیست که لحظه ای از نقش خودمون بیرون بیایم و بخندیم و .. )
اون روز یک قرارداد خیالیه میلیاردی و یک قرارداد خیالیه چند صد میلیونی نوشتیم با این دوست عزیز.
دقیقا فرداش اون قرارداد میلیونیه انجام شد:)
خود به خود دیدم صبح فرداش 3 نفر اومدن کارگاه
از شرکت چاه و فاضلاب تهران بودن
اومدن و صحبت کردیم و کار رو تصمیم گرفتیم شروع کنیم، کار چند صد میلیونی شروع شد
سر این کار فشار نسبتا زیادی رومون اومد و حدود 2 هفته درگیرش بودیم
میدونی چرا؟ که برای اون قرارداد میلیاردی تکاملمون رو سریع تر طی کنیم…
خدا شاهده دقیقااا چند روز بعد از اون قرارداد چند صد میلیونی،قرارداد چند میلیاردی که با کارگرمون بستم، بسته شد
با بانک ملی(شرکت سداد)
خدا شاهده به بزرگیش قسم وقتی اون فردی رو که برای قرارداد اومده بود رو دیدم گفتم خدایا خودشه،دمت گرم(برق زد اون شخص)
گفت: سلام، یه پروژه دارم چک میکنید؟
4 روز بعد دیدم خدای من دقیقا همونی که نوشته بودم و قراردادی که فیلمشو بازی کردیم اتفاق افتاد
حدود یک هفته بعد از اینکه پروژه رو شروع کردیم، همون کارمندم خودش اومد گفت
وااای علی آقا دمت گرممم دقیقا همون کاری که در دفتر انجام میدادی اتفاق افتادههه، من پایه ام همیشه انجامش بدیم اون تمرین و قرارداد نویسی رو:)
به خدا حتی تعدادش دقیقا همون تعدادی هست که با کارگرم نوشته بودم خداااااای من
کن فیکون
میخواهی و می شود
حتی رفتم به برادرم دفتری که داخلش قرارداد خیالی رو نوشته بودم نشون دادم، گفتم ببینننن دقیقا همین قراردادی که بستیم رو من 40 روز پیش نوشته بودم…:)
و در پی این قرارداد 5؛6 نیرو اضافه کردیم که 3 تا از این نیرو ها دائمی هستند.
مثلاً استاد، من حدود 7؛8 ماه پیش نوشتم که تا عید ماشین هیوندا ولستر رو میخوام بخرم، شیطان گفتش که نه بابا نمیشه،به جاش بنویس عیدِ سال دیگه یعنی حدود 15 ماه دیگه میخرم اما من گوش نکردم و کلام خدا رو بالا آوردم
به والله قسم 45 روز مونده بود به عید هزینه اون ماشین جور شد :):)
اما من نخریدمش، فضای خریدنش برام فراهم شد اما اطلاعاتی که به دست آوردم و چیز هایی که دیدم،خواسته من تغییر کرد
ولی من به دست آوردمش
الان هم یکی از پروژه هایی که دستمون هستش این هست که تمامی ربات های دانشگاه شریف رو داریم میزنیم، اونم منی که حتی مدرک دیپلم ندارم(اینو هیچکس نمیدونه) و الان تمامی نخبه های ایران مخصوصا تمامی دانشگاه شریف کاراشون رو پیش ما میارن
رتبه های برتر تحصیلی کشور…
استاد به خدا خیلیییی جالبه هرچی میگم دقیقا همونی که میخوام خیلی سریع و آسون مستجاب میشه
چون همه چییی رو ما داریممم
تمام این جهان و هرآنچه در این جهان هست تو را می جویند اما پیدات نمیکنند چون با او نیستی….
چون در این لحظه نیستی
با او باش تا شاهت کند…
داری به غیر خدا سجده میکنی،داری غیر خدارو میپرستی
همه رو می پرستی جز اونی که باید بپرستی
از همه حساب می بری جز اونی که باید ازش حساب ببری
رو همه حساب میکنی جز اونی که باید روش حساب کنی
میدونستی شیطان بسیار بسیار عاشق و دیوانه ی خداست؟؟
شیطان عاشق خداست، خیلی عاشقه
اتفاقا اون زمان که خداوند گفت به آدم سجده کنید همه فرشته ها امتحان رو مردود شدند جز شیطان
به درک خودش و از نگاه خودش به غیر خدا سجده نکرد،فقط به خدا سجده کرد
گفت خدایا من فقط به تو سجده میکنم نه به غیر تو
ولی ما به همه سجده میکنیم جز اونی که بااااید بهش سجده کنیم، همه رو میپرستیم الا خدا رو،به همه قدرت میدیم و همه رو خدا میبینیم جز اونی که تنها قدرت و یگانه خدای ماست…
حالا ما عاشقیم یا شیطان؟
ما توحیدی هستیم یا شیطان؟
شیطان نمیزاره هر ناخالصی بره سمت خدا
میگه باید خالص ترین و پاک ترین بشی تا بزارم خدا رو لمس کنی،نمیزارم هر ناخالصی بره سمت اووو
انقدررر سر به سرت میزاره که خالصه خالص بشی و همه مراحل رو بگذرونی
ببین حتی چون شدیدا عاشق الله بود و از اون امتحان سربلند بیرون اومد خدا جهان رو بهش داد و بهش یه نقش بزرگی داد و گفت برو هرکاری میخوای بکن، خیلییا رو هم میتونی منحرف کنی جز آن هایی که بندگان مخلصم هستند یعنی کسانی که هر لحظه با من هستند و لحظه ای فراموشم نمی کنند
«(شیطان) گفت: به عزتت سوگند که همه آنها را گمراه خواهم کرد، مگر بندگان مخلص تو را از میان آنان.
عاشق خدا شو و تسلیم درگاه او باش تا ببینی چگونه زمین و زمان رو به تسخیر تو در میاره
اون میخواد همه کارهارو خودش انجام بده برات، میخواد فقط و فقط روی خودش حساب کنی و همه قدرت رو از خودت و دیگران بگیری و بدی به خودش….
بچه ها ما توانایی اینو داریم که هرآنچه بخواهیم رو در لحظه خلق کنیم، باید بگی شوووو سپس بشود…
تو را آفرید و از خودش در تو دمید و تمام آگاهی ها رو به تو داد
گفت حالا میلیون ها مسیر بهت نشون میدم، از کدوم مسیر دوست داری بری؟
خوودمون انتخاب کردیم که از چه مسیری بریم
تمام چالش های مسیر رو هم میدونستیم چیا هستن
همه چی رو خودمون انتخاب کردیم
پدر و مادر،عشقمون رو،شهر و کشورمون رو،چالش هامون رو..
حالا گفت برو تو زمین ببینم چیکار میکنیا
مطمئنم سربلند بیرون میای
همینجور که وارد میشی همینجور هم خارج شو
نبینم اسیر چالش های در مسیرت بشیا
رفتی تو زمین هر لحظه به خودت یادآوری کن آگاهی هایی که قبل از ورودت به زمین بهت آموختم را
رفتی تو زمین منو فراموش نکنی، تنها رفیق تو منم
همه خوشبختی ها فقط در دوستی و یاد منه قلب من
چالش ها میان که تورو قوی تر کنن،که تورو زیباتر کنن،که تورو بیشتر به من نزدیک کنن،که تورو بیشتر به یاد من بندازن،که تورو به اصلت نزدیک تر کنن،که تورو بیشتر به روزی که خلقت کردم نزدیک کنن
یادت نره تو خود منیا
من تورو عبث و بیهوده خلق نکردم
نری مشغول هواهای خودت شی
هرچی میخوای پیش منه، گول شیطان رو نخوریا
اونم هر لحظه تو زمین در کنارته
اون به تو وعده های دروغین میده و هر لحظه نجوا میکنه اما منم هر لحظه با تو هستم و بهت وعده های راستین میدم و صدات میکنم
تویی که تصمیم میگیری به کدام یک از صداها گوش کنی،تو را آزاد آفریدم
از اون زندان سریع بیا بیرون،از اون قطار که تهش بدبختی و مرگ و میر و نابودی هست بپر بیرون
هرچی میخوای خودم میدم بهت،هیچکس جز من نمیتونه بهت بده
همه قدرت ها و ثروت ها و شادی ها و سلامتی ها و خوشبختی ها در نزد منه
اسیر سراب ها نشی قلب من
بنده ی من، باید هر لحظه بند به من باشی
حواست باشه نگران نشی
حواست باشه ترس در دلت راه ندی
یادت نره منو داریا
هر لحظه کنارتم
یادت نره هر چیزی در مسیرت قرار میگیره خودت انتخاب کردی، پس نگران چی میخوای باشی؟
حلش میکنی، خیلی آسون
فقط آرام باش
سپاسگزار من باش
فقط توجهت به من باشه همین
هر لحظه یادم کن
هر لحظه منو به خودت یادآوری کن،من کنارتم
از رگ گردن بهت نزدیکترم
حالا برو…
استاد در بحث رابطه، حدود 13 ماه پیش کسی وارد زندگیم شد که زندگیم رو از هر جهت قشنگتر و جذاب تر کرد
دختر خدا وارد زندگیم شد
البته ایشان از اول هم بودند،همان کسی که قبل از ورودم به جهان هستی برای تجربه رابطه عاشقانه انتخابش کردم
دختر خدا….درست در بهترین حال و احوالاتم،درست در بهترین وضع و اوضاعم،درست در بهترین سطح روحی و جسمیم
به راستی که اندازه ی 50 سال از این رابطه در این 13 ماه بزرگ تر شدم
کنار هم قد کشیدیم،بزرگ و بزرگتر شدیم
خودمونو بیشتر شناختیم،خدارو بیشتر شناختیم
بچه ها درست در بهترین حال و احوالاتتون کسی میاد تو زندگیتون که زندگیتون رو صد لول بهتر و بهتر میکنه،کسی میاد تو زندگیتون که عشق رو بهتون یاد میده و تجربه اش میکنید به لطف الله
اون شخص از قبل بوده و اینجوری نیست که اتفاقی و یکهویی وارد زندگیت شده باشه، اون همونیه که قبل از ورودت به جهان هستی انتخابش کرده بودی
فقط باید قبلش یاد بگیری که زندگی یعنی چی
باید یاد به یاد بیاری که کی هستی
باید یاد به یاد بیاری برای چی اومدی
باید یاد بگیری عشق ورزی با خدا چطوریه
باید عاشق خدا بشی قبلش
عاشق خدا که شدی همه عاشقت میشن و در اوجه عاشقی با پروردگار، اون شخص وارد میشه
اون تجلی حضور خود خداونده که میخواد زندگیت رو باز بهتر و قشنگ تر و رویایی تر از قبل کنه، میخواد بهت بفهمونه عشق چه طعمیه
میخواد بهت بفهمونه نزدیکی با خدا چه نتیجه ای داره،رفاقت با خدا چه نتیجه ای داره
آره اول باید عاشق خدا بشی
عاشق خدا که شدی از هرآنچه در بیرون هست بی نیاز میشی و هر چقدر عشقت نسبت به پروردگارت بیشتر شه و رابطه ات با الله بهتر شه، به همون میزان کیفیت رابطه تون هم بالاتر میره
چون میفهمی که کسی جز اون نیست، همه چیز اونه،عشق خداست،قلب جایگاه خداست نه چیز های بیرونی.
پس عاشق همه میشی
همه رو اون میبینی
میبخشی و میگذری،میری و لذت میبری از لحظه به لحظه ی زندگیت
همیشه سرت جلوی رفیقت که پادشاه جهانیان هست و همه ی قدرت و ثروت و آگاهی از اونه پایینه پس خدا جلوی تمام جهانیان به همون میزان سرت رو بالا نگه میداره
عاشقش که بشی تمام جهان رو عاشقت میکنه
جلوی رفیقت که زانو بزنی همه ی جهان رو جلوت به زانو در میاره،همه جهان مطیع تو میشن
وقتی رفاقتت باهاش خیلی عمق میگیره میرسی به حالت کن فیکون، میگی باش و می شود
خیلی بزرگه،خیلی خداست،جوری خدایی میکنه که حتی نمیتونی خوبیاشو و عشقشو حتی یک هزارمشو درک کنی
خیلی عاشقه،خیلی رفیقه،خیلی همدم و همراهه
فقط کافیه باهاش باشی
کار عجیب غریبی نمیکنیا،میگه فقط با من باش
میگه مرا یاد کن مرا یاد کن مرا یاد کننن
میگه جانه من یادم کن تا ببینی چه میکنم برات
میگه دستتو برام دراز کن تا ببینی کجاها میبرمت
مگه نمیخوای ثروتمند شی؟
مگه نمیخوای همه عاشقت بشن؟
مگه نمیخوای مشهور شی؟
مگه نمیخوای مثل سلیمان و یوسف و موسی پادشاهانه زندگی کنی؟؟
مگه نمیخوای بیشترین لذت ممکن رو ببری؟
خب یادش کن، عزیزم یادش کن
هرچقدر بیشتر یادش کنی خوشبخت تری
هرچقدر بتونی بیشتر یادش کنی زندگیت شاهانه تر ادامه پیدا میکنه
به خاطر همینه که بزرگان بزرگترین آرزو و مهمترین خواسته شون که تا آخرین لحظه عمرشون از خدا و خودشون طلب داشتند این بوده که یاد خدا در دلشون لحظه ای فراموش نشه وگرنه با سرعت میرن به سرپایینی و به سمت بدبختی و غم و ترس و …
اللّهُمَّ لا تَکِلْنی إِلى نَفْسی طَرْفَهَ عَیْنٍ أَبَداً
خدایا مرا هرگز به اندازه چشم بر هم زدنی به خودم وامگذار.
به خداقسم همه خوشبختی ها و شادی ها و هرآنچه که از زندگی میخوای در دوستی با اوست،در نزدیکی با اوست،به یاد او بودنه
هرچقدر بیشتر به یادش باشی شجاع تری
هرچقدر بیشتر به یادش باشی قدرتمندتری
هرچقدر بیشتر به یادش باشی جذاب تری
هرچقدر بیشتر به یادش باشی تسلیم تری
هرچقدر بیشتر به یادش باشی فروتن تری
هرچقدر بیشتر به یادش باشی کار های بزرگتری میتونی انجام بدی
هرچقدر بیشتر به یادش باشی موفق تر و سربلندتری
هرچقدر بیشتر به یادش باشی عاشق تریییی
عین دیوانه ها میشی، انگار میخوای دیوانه شی از این همه لذت
از این همه اشک شوق
از این همه شجاعت و جذابیت و محبوبیت و موفقیت
میگی خدایا تو چی هستی که فقط با به یاد تو بودن این همههه بهم امتیاز بخشیدیییی
چون داری بیشتر حسش میکنیی
چون داری هر لحظه به خدا بودنت زنده تر میشی
میفهمی که چقدررر لیاقتمندی
دیگه غصه این و اونو نمیخوری
دیگه غصه این چالش و اون چالش رو نمیخوری چون میدونی همشش لذته و خیلی آسون و سریع حل میشه با این خدایی که داری
چون همه چالش ها اومدن که تورو قوی تر کنن، که به خدا نزدیکتر شی
هرجا میری عین یه شیر حاضر میشی و رفتار میکنی
خودت دیوانه ی خودت میشی
نهایت عزت نفس رو تجربه میکنی
نهایت عشق رو تجربه میکنی
آخ اگر به یادش باشی…
شخصی که قسممیخورم اگر میخواستم تا 50 سال بشینم و هر لحظه در این مدت ویژگی هاشو بنویسم نمیتونستم یک دهمه چیزی که الان هست رو بنویسم
با خدا حتی ره 50 ساله رو در یک شب میتونیم طی کنیم
واقعا خیلی زشته وقتی میبینم در سایت ها و گروه ها و کانال های موفقیتی و انگیزشی چه از اساتید و چه از شاگردانشون این جمله رو میگن که «من اون شخص رو جذب کردم» یا «در جذبم چه مشکلی بود که ناقص جذب کردم؟» یا «در جذبم چه اشکالی که چنین پیش رفت؟» یا «جذبم عجیب بود» و ….
تمام این جهان برای توست و تو صاحب این جهانی
فقط کافیه بگی «باش» سپس باید حاضر شه
تو خیلی فراتر از این حرفایی پسر جان
خیلی بزرگ تر از این حرفایی دختر جان
خودت رو حقیر فرض نکن
سلطان بچه را میر و وزیری همه عار است
تو همه چیز رو داری و با احساست تعیین میکنی که اون شخص یا چیز رو در چه زمانی دریافت کنی..
فقط باید به اصل خودت برگردی و به خدایی بودن خودت زنده شی
قبل از ورودت به جهان هستی همه چی رو خودت انتخاب کردی،همه آدم ها
همه چالش ها و به ظاهر سختی ها،عشق زندگیت رو و حتی پدر و مادرت رو خوووووودت برای ورود به جهان هستی انتخاب کردی
خدا میلیارد ها میلیارد مسیر بهت نشون داد
هر کدام از این مسیر ها، چالش ها و افراد و چیز های مربوط به خودش رو داشت
چرا؟
چون خدا میخواد از بی نهایت راه، بودنه خودش رو در جهان هستی تجربه کنه
ببینه دنیا از مسیر علی و تجربه های علی و نگاه علی چطوریه و چه شکلیه
ما داریم به خدا حال میدیم،بهش کلی حال میدیم که از طریق ما داره دنیا رو تجربه میکنه
به اندازه هر جسمی که بر روی زمین اومده دنیا رو تجربه کرده
این دنیا فقط خداست و خدا…
دیروز داشتم به این فکر میکردم که همه انسان هایی که دور و اطرافم و در جهان هستند خود منممم
اگر پدر و مادرم رو پدر و مادر اون شخص انتخاب میکردم، اگر چالش های زندگیم رو چالش های زندگی اون شخص انتخاب میکردم،اگر منم تجربه ها و سرگذشت و افکار اون شخص رو داشتم خب دقیقا همینی که الان هست میبودم
چون چیزی جدا از من نیست، خود منم
اگر منم قبل از ورودم به جهان هستی انتخاب هایی که استاد عزیزم یا دونالد ترامپ عزیز یا مایکل جکسون عزیز یا …. داشتند رو داشتم و تجربه ها و سرگذشت و عملکرد بی نظیر اونا رو داشتم خب دقییییقا میشدم همونا، ذره ای غیر از چیزی که الان هستند نبودم
پس من علی ملکی نیستم ، من میلیارد ها میلیارد اسم دارم
من میتونم بودنم رو با مشاهده ی زندگی دیگران ببینم، ببینم که مثلا بودنم از طریق کالبد زهرا و محمد و نرگس و حسین و مریم و … چه شکلیه
ما جدا از هم نیستیم
فقط یه چیز هستیم، «خدا»
ما هرآنچه در مسیرمون انتخاب کردیم همش عشق بوده و لذت
این جهان همش شادیه،همش خیره،همش خداست و خدا…
اگر چالش هایی مشاهده میکنی همه این ها را خودت انتخاب کردی، اگر برایت درد و رنج و سختی دارند به این خاطر هستش که در خداشناسی و خودشناسی و کار کردن روی خودت و میزان عملکردت در مسیر هدفت کم کاری کردی که چنین چیز هایی احساس میکنی و همگی اومدن که تورو پرتاب کنن به سمت جلو.
وگرنه این جهان با همه آدم ها و چالش هایی که انتخاب کردی جز لذت و شادی و عشق چیزی ندارند، همش لذته
فشار گاهی اوقات لازمه زندگیه،میاد که مارو بلند کنه،مارو پرتاب کنه به سمت اهدافمون
مثل هواپیما،هواپیما برخلاف جهت باد بلند میشه، نه در جهتش. اغلب فشار ها و چالش ها همون باد های مخالفی هستن که تورو به اوج میرسونن
اگر با تغییر ارتعاشاتت و کنترل کانون توجه ات و در مسیر الهی و درست قدم برداشتنت دیدی یک شخص اومد در زندگیت که خیلی فراتر از خواسته های تو یا مطابق با خواسته های تو هست، این به این معنا نیست که تو با ارتعاشات خوبت و کنترل کانون توجه ات و دیدگاهت اون شخص رو یکدفعه به وجود آوردی و یکی شانسی از خواسته هایت به سمتت اومد.نه
اتفاقا همیشه میگم چو او بود خواسته هات چنین شد، نه اینکه چو خواسته هات این بود او آمد
اون شخص طبق خواسته های تو نیست،خواسته های تو طبق اون شخص هست و چون ما عقلمون محدود هستش و در برابر خدا هیچیم اون شخص به طبع خیلی فراتر از خواسته های ماست.
به همین علت از زبان استاد و بنده میشنوید که عشقمون خیلی فراتر از خواسته های ماست,به والله این دروغ نیست یا حرف الکی نیست چون عشقمون خیلی ویژگی های ظاهری و مخصوصااااا درونی داره که صد ها برابر بیشتر از چیزی هستش که میتونستیم بخوایم یا توجه کنیم.
شما فقط اجازه دادید با اون شخصی که قبل از ورودتون به جهان هستی انتخابش کرده بودید زودتر دیدار کنید…
وگرنه ما ممکنه در برابر چالش هایی که قبل از ورودمون به جهان هستی انتخاب کرده بودیم مغلوب بشیم، این چالش ها یا اوجمون میشن یا سقوطمون.
همه ی این زندگی همش درس و لذت و عشق و زیباییه.
حتی اون شخصی که به عنوان عشق زندگیمون انتخابش کرده بودیم ممکنه به واسطه عدم کنترل ذهن و کم کاری در خودشناسی و خدا شناسی بسیار دیر با هم دیدار کنیم اما حتما دیدار میکنیم
ممکنه ما تا قبل از دیدار کلی رابطه ها و ازدواج های به ظاهر ناموفق داشته باشیما،اصلا مهم نیست چون اونها بخشی از تکامل ما بوده.
عشق در سطح خودشناسی و خداشناسیه بالایی از انسان رخ میده. اینطور نیست که شانسی یا اتفاقی اون رابطه اصلی رو داشته باشیم.
اگر میخوای همه ی چالش ها برات سراسر عشق و لذت بشن، اگر میخوای همه انسان هایی که در زندگیت قرار میگیرن خیلی زود در مسیر زندگیت قرار بگیرن و کمتر درد و رنج و سختی به دوش بکشی و دیدارتون به تعویق نیوفته….باید عاشق خدا شی
باید خودت رو بشناسی
باید خدا رو بشناسی
باید عشق بازی با خدا رو تجربه کرده باشی
باید هر لحظه روی خودت کار کنی
باید مراقب احساس خوبمون باشیم
تمام دارایی ما میزان احساس خوبمونه
تو فقط آرام باش
تو فقط در این لحظه باش
مراقب باش چی میگی
چی میشنوی
چی میبینی
به قول استاد هرجور تو باشی انسان های دور و اطرافت هم همونجور هستن و اگر در مدار و فرکانس مناسب باشی، انسان ها و چیز های نامناسب و حتی خبر های نامناسب به هیچ عنوان دسترسی به تو ندارند و لحظه ای نخواهی دیدشون و شنیدشون
با میزان کار کردن های روی خودتون و عشق بازی با خداوند و میزان نزدیکی تون به اصل خودتون و خدای خودتون میتونید به تجربه ی چیز ها و آدم هایی که قبل از ورودت به جهان هستی انتخابشون کرده بودی سرعت ببخشی یا بالعکس.
چرا خدا گفته«آیا ندیدید که خداوند آنچه را در آسمانها و زمین است، مسخر شما کرده است؟»
چراااا؟
به خدا ما 50 سال هم بشینیم و تلاش کنیم و فکر کنیم که یه خواسته ای رو چطوری به دست بیاریم؟… به اندازهٔ چیزی که خداوند در «لحظه» برامون رقم میزنه نمیتونیم رقم بزنیم
تسلیم که باشی خداوند به جای تو در تمامی نبرد هایت می جنگد و رویایی ترین زندگی رو تقدیمت میکنه
وقتی این رو درکش میکنی خودت رو هر لحظه عین یه نوزاد تو بغل پروردگارت رها میکنی،خیالت کاملا راحته،آرام ترینی،شاد ترینی
میدونی هرجا بری و هرکاری کنی بهترین اتفاقات ممکن رخ میده
ما باید یاد بگیریم بی تدبیری رو
باید یاد بگیریم تسلیم شدن رو
تدبیر کننده اونه نه ماااا
تو همه چیز رو داری
همه ی این جهان با آدماش برای تو هستن
فقط اعتماد کن، اعتماد کن به انتخاب هایی که قبل از ورودت به جهان هستی داشتی
تو بهترین چیز ها و آدم هارو انتخاب کردی
هر آنچه انتخاب کردی سراسر لذت بوده و اون ها فقط قراره زمانی در مدار تو قرار بگیرند که در بهترین احساساتت و وضعیت روحیت باشی
با خدات هر لحظه عشق بازی کن و همه توجهت فقط به او باشه
میدونی، من روی هوش علی حساب نکردما
روی نیرویی حساب کردم که جز اون باهوشی نیستش
روی نیرویی حساب کردم که جز اون مستعد و با استعدادی نیست
روی نیرویی حساب کردم که جز اون معلم و استادی نیست
روی نیرویی حساب کردم که جز اون عالم و دانایی نیست
رو نیرویی که کافیه فقط تسلیمشششش باشی و هر لحظه حواست باشه که «تو نباشی» بلکه «اون باشه»
عاشق در میزنه، میگه منم. معشوق میگه برو. آخر کار میفهمه باید بگه «تویی» تا در باز بشه.
به خدا قسم که ما خیلی متدبر هستیم
خودمون و دیگران رو بت کردیم و خدا رو کنار گذاشتیم
هر اتفاقی در لحظه میوفته میگیم ما حلش میکنیم ولی نههههه
تو هیچیو نمیتونی حل کنی
اوووووووونه که وظیفشه همه چی رو حل کنه نه توووو
تو فقط تسلیم باش
تو فقط تدبیر نکن، همین.
هر اتفاقی در لحظه میوفته بگو خدایا تنها تویی تدبیر کننده و من هیچی نیستم، یه جمله یا شعر تکان دهنده از قرآن یا بزرگان انتخاب کن و هزاران بار بلکه میلیون ها بار تکرار کن
مخصوصا در مواقعی که ممکنه به تدبیر کردن سوق پیدا کنی خیلی بیشتر تکرار کن
تا بره تو پوست و استخوان و تک تک سلولات که پسر جااان یا دختر جاااان،تدبیرکننده تو نیستی…تدبیر کننده خدای توعه
ما حتی نمیتونیم شلوارمونو بالا بکشیم
به خدا آروم آروم با تسلیم شدن که میای جلو میفهمی اصلا مشکلی نداشتییییی و همش توهم بوده
همه مشکل ها در درون تو بوده
همه چیز خود منم
همه چیز رو تسلیم بودن یا تدبیر کردن من رقم میزنه
این بندگان خدا هیچند
اگر آدمی به ظاهر نامناسب و به ظاهر بد میبینی، اگر اتفاقی به ظاهر ناجالب برات میوفته، اگر کسی یا چیزی اذیتت میکنه اونا اومدن که تورو بیشتر به سمت پروردگارت نزدیک کنن
اومدن که تورو تسلیم تر کنن در برابر او تا خوشبخت تر شی
اومدن تورو بزرگتر و قوی تر و تماشایی کنن
چرا اینجوری گفتن؟ چرا این کار رو کردن؟ چرا اینجوری شد؟ چرا اونجوری نشد؟ ….
بابا توجهت رو به طور کامل و 100 درصد از آدما بردار و بزاررررر روی خودت.
هیچکس هیچ کاری نمیکنه، هیچکس هیچ منظوری نداره، هیچکس بد تورو نمیخواد، هیچکس با تو کاری نداره
تو فقط با خودت کار داری
آدم ها دستانی از دستان خداوند هستند تا زندگی برات قشنگ تر و خوشمزه تر شه و هر اتفاق یا آدم به ظاهر بدی از درون تو برخاسته تا تورو به خودت نشون بدن، اونا آیینه اند
اونا اومدن تا تورو به اصلت نزدیکتر کنن
اومدن تا ضعف های تورو برطرف کنن
وگرنه هیچ مشکل و بدی در این جهان نیست
سیستم این جهان فقط نیکی و زیباییه.
اگر با او باشی جهان رو مسخر تو میکنه و همه و همه تابع دستورات تو هستند
آشغال جاش تو آشغالیه
اگر پشت سرت غیبت میکنن یه آشغاله، دنبال آشغال نرو
بگو طبیعیه
تو مگه آشغالیه اونی؟
بگذر
ردش کن
اگر کسی هارت و پورت میکنه ردش کن
نگو برم ببینم چرا فلانی فلان حرف رو زده و فلانش کنم…
تو اگر یه اسب وحشی رو افسار بزنی به جاش بهت لگد میزنه، ذهن با تدابیر تو آرام نمیشه بلکه وحشی تر میشه
فقط با تسلیم بودن در اتفاقه این لحظه میتونی ذهن رو آروم و تحت تسلط خودت در بیاریش
وقتی ذهن به تسخیر تو در اومد اونوقت خوشبخت ترین و رها ترین و شجاع ترینی..
ذهن هرکاری در هر جهت کنی مدام میخواد حالتو خراب کنه، وقتی حالتو خراب کرد ماموریتش تموم میشه…
تسلیم باش و تدبیر نکن
در این لحظه باش و مدام گفت و گو درونی های مثبت داشته باش
همه چیز این کنترل ذهنه، همه چیز این در لحظه بودن هست…
اگر یه مشتری بهت زنگ میزنه اما به فروش ختم نمیشه بگو خدایاااا شکرت که زنگ زد
بگو کلییییی مشتری هست
اما ذهن مدام در هر حالت میخواد بگه خاک تو سرت که چنین اشتباهی کردی،تو چه دست و پا چلفتی هستی ..
اینا کارایی ذهنه
مدام میخواد حالتو بد کنه
ما روحیم، ذهن نیستم
اگر مسلط بشیم بهش ضد گلوله میشیم و هیچ چیز نمیتونه ما رو تکون بده و خم به ابرومون بیاره
تمام قدرت ها و زیبایی ها و عظمت های جهان هستی در درون من نهفته شده
من فراتر از هر چیزی هستم که بشه به زبان آورد و بهش فکر کرد
و حتی از اون طرف میخواد بگه زیادی،مقتدری،کسی هستی برا خودت و …
باید به این لحظه آگاه بشی
باید به این لحظه واقف بشی
تو نه زیادی نه کمی
نه ضعیفی نه قوی
نه بلندی نه کوتاه
تو خدایی
فراتر از هر کلمه و تعریفی هستی
فراتر از هر خواسته ای هستی
مراقب باش این ذهن که جایگاه شیطانه و سال ها رهاش کردیم، ممکنه از هر طرف بخواد ما رو زمین بزنه
یه وقت فکر نکنی کسی شدیا
تو باید به بی کسی برسی ، وقتی به این برسی که کسی نیستی اونوقت همه کس میشی
مثل یوسف که خواستند چاه نشینش کنند اما عزیز مصر شد
مثل موسی که فرعون با اون لشگر عظیم و قدرتمندش خواست به قتل برسونتش اما خودش بزرگش کرد
اکثر مردم اینجوری هستن که مسئولیت قبول نمیکنن و گره هایی که خودشون ایجاد کردن رو باز نمیکنن و گمان میکنن یه نفر از بیرون میتونه بیاد به اینا کمک کنه
اگر مسئولیت قبول کنیم و گره هایی که خودت زدی باز کنی، هم خدا میاد به کمکت و هم مردم…
اول روی خودت کار کن و خلا های درونیت رو برطرف کن و سعی کن مثل زمان تولدت با خدا یکی بشی،کینه و حسادت و تنفر و خشم و .. رو از خودت دور کن و مدااام لحظه به لحظه روی خودت کار کن و سعی کن لحظه به لحظه ی زندگیت با یاد خدا پیش بره…
دیگه اونوقت هرچی بخوای در آن واحد به دست میاری، فقط کافیه اشاره کنید…
مدام باهاش حرف بزن،مدام دلبری کنید واسه همدیگه
هرجا خساست داری (محبت، پول، توجه، فضا)، بدون اونجا خشک سالی در راهه.
در راه خدا قدم برداشتن کار هرکسی نیست
خیلیامون مغلوب بازی این دنیا میشیم
خیلیامون شرمنده خودمون و خدا میشیم
خیلیامون مغلوب دسیسه ها و وسوسه های شیطان میشیم
خیلیامون اسیر هواهای خودمون میشیم
چون قدم برداشتن و ماندن در این راه و ادامه دادن در این راه کار هرکسی نیست
با کناریمون نمیتونیم کنار بیایم،مدام در خشم و کینه و حسدیم
مدام در قضاوت و غیبتیم
پر از توقعیم ز دیگران
مدام چشممون تو زندگیه این و اونه
مدام در مقایسه کردنیم
مدام در بیهوده گویی و بیهوده بینی هستیم
در هیاهوی این جهان و افکار و باور های بسیار نامناسبی که در اذهان مردم جهان حکم شده غرق شدیم
مدام در بت کردن و پرستیدنه این و اونیم
از خدا کیلومتر ها فکرمون دوره
خدا در زندگی ما جایی نداره
خدا از زندگی ما سال هاست که رفته،انداختیمش بیرون
خدایی که دیوانه وار عاشق و دیوانه ی ماست
جز اون عشقی نیست
جز اون عاشقی نیست
جز اون معشوقی نیست
جز اون خیرخواهی نیست
جز اون رفیقی نیست
همه و همه خودشن
در این ذهن غرق شدیم،در افکار غرق شدیم
مدام میخوایم دیگران رو تغییر بدیم،میگیم باید تغییر کنی تا زندگی من قشنگ شه و من کیف کنم
آخه دختر جون پسر جون تو خودت چقدر تغییر کردییییی مگه؟چقدر با خدات رفیق شدی؟عشق خدا رو تجربه کردی؟چقدر عاشقی؟از عشقش به جنون رسیدی؟
وای که چه خداهایی درست کردیم برای خودمون
چه خداهایی رو به جای رب العالمین داریم میپرستیم
یه روز دو روز سه روز در مسیر خدا قدم بر میداریم و دوباره بدتر از همیشه ضدش حرکت میکنیم
به خاطر همین خداوند فرمود ای شیطان،خیلیییی ها در این راه مغلوبت و ضد من می شوند و عدهٔ خیلی خیلی خیلی کمی در راه من ثابت قدم می مونند
بچه ها فکر نکنید ما از ثابت قدم ها هستیما
پیش خودت بشین فکر کن
ببین چقدر از روزت رو دیوانه وار برای خدا سپری میکنی
فکر نکنی سخته ها، نگی من انسانم و نمیتونم
به والله تو مسیرش که بیوفتی دیوانه و سرگشته اش میشی،24 ساعت هم میگی کمه برای عاشقی با تو الله
ببین در شبانه روز چقدر باهاش حرف میزنی؟
ببین آیا همیشه شادی یا هر اتفاق کوچک و بزرگی بیوفته در غم و اندوه و افکارت غرق میشی؟
داوود با انواع مشکلات و چالش ها رو به رو شد،ارتش های دیگه حمله می کردن
پادشاه ساوول بهش حسادت می کرد،در صحرا تعقیبش می کرد
مردم در موردش دروغ می گفتن و سعی می کردن اعتبارش رو خراب کنن
حتی یه جا پسرش بهش خیانت کرد و خواست پادشاهی رو ازش بگیره
پس داود دلایل خوبی داشت تا ناامید و منفی زندگی کنه
ولی در میان اون همه ناملایمات،یعنی زمانی که میتونست گلایه کنه
نوشت «این روز، روزی هست که خدا اون رو ساخته و من در اون شادی می کنم و خوشحال خواهم بود»
نگفت یک ماه دیگه شادی می کنم،گفت امروز!
میبینی؟
تفاوت ما با این عزیزان چقدره؟
میدونی چقدر عاشق شدن که چنین شدن؟
هررررر لحظه زندگیشون خدا بود
باید درس گرفت که دیوانه و سرگشته ی راهش شدند،که جز او نمی دیدند
که جز او نمی شنیدند
که جز او نمی گفتند
بیشترین شادی من زمانی هست که در لحظه بتونم توحیدی عمل کنم و به وسیله عملکردم و توحیدم بتونم اثرگذار باشم روی مردم جهان،روی قلب های خداوند
بیشتر از اینکه این قرارداد هارو بستیم و بسیارررر نتایج خلق شده و داره میشه…از این خوشحالم که شد،جواب داد،چقدر سریع و آسون
همه چیز خودمونیم،بیرون از ما نیست
به خدا نمیدونید چقدر چالش هایی رو دارم میگذرونم،چالش هایی که قسم میخورم حتی هر انسان 55 ساله ای نمیتونه بگذرونتشون(این را حتی خیلی از دوستان و مشتریان گفتنده اند) اما بنده به لطف خدا و با یاد خدا خیلی سریع و آسون میگذرونمشون
با هرکسی نشین،با هرکسی دست نده
تو شاهی،تو سلطانی
سلطان بچه را میر و وزیری همه عار است.
امروز یکی از همسایه ها میگفت علی تو چطوری این نقشه رو انقدر خوب و دقیق کشیدی و همه چیش میزونه؟ آخه داشتی آواز میخوندی و میخندیدی…
جواب ندادم اما تو دلم گفتم رازش همون آواز خوندن و احساس خوبمه دیگه سلطان.
شاد باش،حالت باید عالی ترین باشه
شکرگزاری مهمترین عمل ممکنه،عادت شکرگزار بودن رو باید در خودمون نهادینه کنیم
از خدا…از زندگی،از آدما…
(هرکه ندارد،آن هم که دارد گرفته خواهد شد)
تمام دارایی ما میزان احساس خوبمونه
هر زیبایی و اتفاق خوبی که میبینی تحسین کن
باید هر لحظه حواسمون باشه نزاریم حسادت در ما بیدار شه،از موفقیت دیگران به وجد بیایم
یه درخت با درختای کنارش رقابت نمیکنه!
فقط رشد میکنه…
از رشد کردن هم نوعانت حساااابی لذت ببر و براشون حساااابی کف بزن چون خیلی زود قراره خودت حتی بیشتر از اونا رشد کنی و همه برات دست بزنن و تشویقت کنن
توحید و تسلیم + تمرکز و عمل به ایده ها + استمرار + احساس خوب
اولش نیاز به کمی هل دادن داره و بعدش به قول استاد و قانونِ فیزیک وقتی در مومنتوم مثبت قرار بگیریم خود به خود کارهامون انجام میشه و بوم بوم بوم اتفاقات فوق العاده رخ میده طوریکه نمیتونیم جلوشو بگیریم:)
میدونی چه کشورهایی منتظرت هستن تا تو بری و حسابی تجربه شون کنی و لذت ببری؟
میدونی با عمل نکردنت،دیدار و دوستی با چه انسان های بی نظیر و فوق العاده دوست داشتنی رو داری به تعویق میندازی؟
انسان هایی که الان حتی خبر از وجود داشتنشون نداری اما وقتی عمل کنی و پله هارو آرام آرام بری بالا، میان و میشن یکی از عزیزترین آدم های زندگیت.
مثلا یه خونه میخری و همسایه ات میشه یکی از مهمترین آدم های زندگیت یا یه کاری رو شروع میکنی و میری جلو میترکونی و موفق میشی و با انسان هایی در این مسیر آشنا میشی که بی نهایت دوستشون داری و خیلی مهم و اثرگذارِ مثبت هستند در زندگیت.
میدونی چه ماشین ها و خونه هایی که الان منتظرن تا تو بخریشون….؟
خدایی که منتظره تا تو دستی از دستانش بشی تا به ده ها و صد ها و هزاران خانواده قسمتی از پولت رو ببخشی...
خدایی که منتظره تا صد ها و هزاران نفر روزی برسونی…
خدایی که میخواد از کالبد تو خیلی از لذت ها و موفقیت ها و شادی ها و اتفاقاتِ قشنگِ دنیا رو تجربه کنه
از فضای مجازی و حواشیِ وحشتناکِ داخلش خیلی خیلی فاصله بگیریم
و از انرژی مون در مسیر اهداف مون استفاده کنیم
حتی 5 دقیقه وقت آوردیم فایلی گوش کنیم که به ما آرامش و شادی میده و آگاهی های بیشتری به ما یادآوری میکنه
هر روز صبح و شب برو جلو آیینه و حسابی قربون صدقه خودت برو،در این جهان نگاه های خودت به خودت و رفتار های خودت هست که مدلِ رفتار و نگاهِ دیگران نسبت به تورو تعیین میکنه
مدام توجهت روی ویژگی های مثبت و زیبایی های خودت باشه، اونوقت ببین جهان چطوری بازتابش رو بهت نشون میده
با من حتی داخل کارگاهِ خودم هم عکس میگیرن چه برسه به فضای عمومی و جرئت نمیکنم حتی بیرون برم:)
وقتی احساست عالی باشه اونوقت در همه زمینه ها پیشرفت میکنی و از همه جا برات میاد…
با شکرگزاری،با توجه بر نکات مثبت خودت و دیگران،با توجه بر زیبایی ها،با عمل در مسیر علاقه مون،با مدام ورودی های مثبت و عالی داشتن،با لحظه به لحظه سعی بر توحیدی زیستن میتونیم بهترین احساسات ممکن رو تجربه کنیم
به والله به وضوح دیدم که اصلا مشتری های نامناسب،کوچکترین دسترسی به ما ندارن
میبینی همه دارن غر میزنن؟
من که نه دیدم نه شنیدم اما میدونم همه مردم دارن غر میزنن
طبیعیش همینه،چون بیش از 95 درصدِ مخصوصا مردم ایران تو در و دیوار هستن
ناسپاس و ناآرام
همیشه تعداد بسیار کمتری هستن که مسیر مثبت رو دنبال میکنن،که ثروتمند هستن،که محبوب هستن،که سالم هستن،که اخبار نمیبینن و ورودی های مثبت دارن
به الله ای که میپرستم قسم حتی مشتریان جدیدی که میان برام بیش از 95 درصد حرف از الله و اتفاقات خوب و خوبی ها میزنن
ببین این دنیا بی حساب کتاب نیستا
به شرطی میتونی از کمک و نگهداری و قدرت الله استفاده کنی که تو هم همراهیش کنی،که روبروش نَایستی و موازیش قرار بگیری
که تسلیمش باشی
تسلیم یعنی اتفاق این لحظه رو هر چیزی که هستش میپذیرم،منم منم نمیکنم،نمیترسم،نگران و مضطرب نیستم،خشمگین نمیشم،آرامم،شادم
مهم نیست این بیرون چه شکلیه،مهم اینه که به یادش باشی و عاشقش باشی تا ببینی چطور میزاردت روی دوش خودش و ازت مراقبت میکنه و به قله ها میرسوندت
داود رو به یاد بیار
زینب رو به یاد بیار
علی رو به یاد بیار
حسین رو به یاد بیار
هر اتفاقی که در جهان میوفته بخشی از تکامل این جهانه و همه چی در آن 6 روزی که عالم رو خلق کردیم نوشته شده
و آرام آرام توسط بشر داره پدید میاد!
ممکنه جهان و بشریت تا میلیارد ها سال دیگه ادامه داشته باشه، تمام زندگی و هرآنچه میتونه باشه در اون 6 روز خلق کردیم و مکتوب کردیم.
و ما الان در این نقطه از تاریخ ایستادیم
مهم نیست اون بیرون چطوریه،مهم اینه هرچی که هست به نفع منه
اون شرایط جنگ ایران قطعا اتفاقی بود برای بسیار موفق شدن ما،به شرطی که آرام باشیم و مدام روی خودمون کار کنیم
مطمئن باش خداوند هدایتت میکنه،هرجا لازم باشه
مثلا ساعت حدود 6 غروب داشتم میرفتم مرکز تهران برای گرفتن انواع گوشت از قصابی،قبل از اینکه درب ماشین رو باز کنم دقیقا 400 متر رو به روی من رو زدن و دود سیاهی بلند شد
چند ثانیه از حرکت کردنم گذشت دیدم دوباره زدن
1 دقیقه از حرکت کردنم گذشته بود که همون شخصی که میخواستم ازش گوشت بگیرم گفت حدود 40 دقیقه باید معطل شی و بهتره صبح بیای ببری(یعنی باز خداوند و جهان گفت نرو!)
و چند دقیقه بعدش دیدم تقریبا اونجا هایی که میخواستم برم رو بمباران کردن و همون لحظه از دور دیدم که صدا و سیما رو زدن(چون من اون لحظه در منطقه ای از تهران بودم که تهران کامل جلوی چشمام بود)
اون لحظه تصمیم گرفتم برم نزدیک ترین فروشگاه که لوازم های خونه رو خرید کنم،اتفاقا آخرین مشتری اون هایپر من بودم:)
چون اون زمان اون شرایط پیش اومد میخواستن سریع تعطیل کنن،من راحت با خیالی آسوده همه خرید های خونه رو انجام دادم و دیدم دیگه کسی رو داخل راه نمیدن و درب رو بستن و مردم پشت در…
ببین اینی که تعریف کردم درس های خیلی بزرگی داره ها
میبینی در زمان درست و در مکان درست بودن رو؟
میبینی الله چطور مراقبت میکنه و هدایت میکنه؟
مولانا رو به یاد بیار،مولانا در شدیدترین شرایط جنگی بود و مغول ها به شدت به ایران و خاورمیانه داشتن حمله میکردن و تقریبا کل ایران و بخش های زیادی از خاورمیانه رو گرفتن
اما
یه شعر برام بیار که مولانا اشاره ای به جنگ و ورود مغول ها کرده باشه یا گله ای کرده باشه از اون زمان
به شدت مراقب کانون توجه اش بود،به شدت مراقب ورودی هاش بود
چون ز شیران خویش را کردی جدا
همچو گوسفند، شدی تو مبتلا
مهم نیست چی میشه،میدونم هرچی میشه به نفع منه
به والله قسم با اینکه سراسر کنار کارگاه منو در منطقه بزرگراه فتح تهران موشک باران کردن و کارهامون عقب افتاده بود و … اما از قشنگ ترین روز های زندگیم در اون 12 روز بود
بیشترین خنده های زندگیم رو داشتم
بدان که یک برگ بدون اذن الله زمین نمی افته،بدان که تر و خشک با هم نمیسوزه،بدان که هیچ اتفاقی اتفاقی اتفاق نمی افته
تقریبا دو سه روز بعد از شروع مجدد کارهامون یه قرارداد 650 میلیونی بستیم،همه چیز داره خیلی عالی پیش میره
انسان های بسیار خوب
مشتری های بسیار بااخلاق و خوش حساب و پرسود
عشق و شادی و آرامش و ثروت روز افزون
نه تنها مشتری های بسیار خوش حساب و پرسود میان و باهات کار میکنن بلکه از لحاظ شخصیتی و ذهنیتی و آگاهیشون بسیار به تو نزدیک و شبیه هستن.
هر اتفاقی که میوفته به نفع منه،خداوند مراقب منه،من تو بغل خدام،تنها قدرت جهان الله هست،همه چیز تحت کنترل الله هستش
شاید خیلیا بگن بازار خرابه و …،اینها همیشه براشون بازار خرابه
ولی ما به لطف الله همیشهههههه سرمون شلوغه و حتی بعضی مشتری هارو که عجله دارن هم رد میکنیم(به جاش مشتری های خیلی بهتر میان)
ترس و نگرانی چه معنی داره؟ اصلا وجود نداره،یه توهمه،یه تجسم وحشتناک از آینده
اون بیرون هرچی که بشه از شرایط مریم مادر موسی که به ظاهر بدتر نمیشه زندگیت،فرعون میخواست بیاد خنجر بزاره رو گردن فرزندش و بکشتش اما همون فرعون فرزندش رو بزرگ کرد و دست خداوند شد تا بهترین زندگی روبراشون فراهم کنه.
هرچقدر بیشتر روی خودت کار کنی و بری جلو… اونوقت خداوند میتونه متناسب با عملکرد و تسلیم و ایمان تو بهت اعتماد کنه
بهت اعتماد کنه برای کار های بزرگ و بزرگتر
اون رابطه ای که یاد خدا و رفتار ها و افکار های سراسر آگاهانه و الهی در اون نبود،ذره ای عشق در اون نیست
به میزانی که رفتار ها و افکار ها توحیدی تر و آگاهانه تر میشن عشق بیشتر و بیشتر میشه…
هرچی که از عشق تعریف کردن بریزید بیرون
اگر دنبال آرامش و عاشقی و خوشبختی هستید برید دنبال خدا
عشق و عاشقی فقط با اوست
من شاید از بچگی باور های ثروت بسیار خوبی داشتم نسبتا،مثلا یادمه 5 سال پیش وقتی 18 ساله بودم تونستم رکورد فروش آسانسور در ایران رو بزنم
یادمه از موفق ترین و بزرگترین فروشنده های ایران که دو سه برابر من سن داشتند ادعا و افتخار میکردن که میتونن ماهانه 4 دستگاه آسانسور بفروشند اما بنده تونستم در یک ماه 15 کابین آسانسور بفروشم و درآمدم حتی اون زمان از آقای 60 ساله همون شرکت که قدیمی ترین و بهترین نیروی اون شرکت بود حدود 8 برابر بیشتر بود
اما اما اون آرامشه رو نداشتم و اونها یجور سراب بودن
چون ورودی هام درب و داغون بود
در لحظه نبودم،مدام در گذشته یا آینده بودم
هدف اصلی آرامشه و آرامش از در لحظه بودن میاد و در لحظه بودن از تسلیم میاد و تسلیم یعنی با خدا بودن و با خدا بودن یعنی تمام دنیا با توعه
اونوقت تمام دنیا تورو می جویند
طبیعیه که بسیار ثروتمند و سالم و شاد و جذاب باشیم
هرچقدر بیشتر به یادش باشی, بیشتر به یادته
هرچقدر عاشقش بشی به همون میزان عاشقت میشه
(باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم
از جان و دل یارم شوی،تا عاشق زارت شوم)
هرچقدر عاشقش بشی به همون میزان عاشق مردم میشی،عاشق هر خلوتی و شلوغی،عاشق هر گریه و خنده ای،عاشق هر کوچک و بزرگی،عاشق هر پایین و بالایی
همش میخندی،همش اشک شوق میریزی،برای آدما،برای زیبایی ها،برای دریا ها و خشکی ها،برای انتقاد ها و تحسین ها،برای قضاوت ها و بی قضاوتی ها…
وقتی مثل حسین بن علی،حتی تو گودال قتلگاه دشمنتو با عشق نگاه میکنی و براش اشک میریزی…
اون وقته که به قدرت خداگونهت زنده شدی.
دشمن خیال کرد گریه های امام حسین برای مرگ عزیزان و از بین رفتن حکومتش هست، به او گفتن هاااااا؟ دنبال حکومت اومدی؟
امام حسین یه نگاهی کردند و گفتند ولی من دارم برای تو گریه میکنم…
وقتی مثل مسیح،میخشده به صلیب
با تمام درد اما رو به آسمون میگه:
«پدر، اینان را بیامرز… چون نمیدانند چه میکنند.»
زینب در کربلا، همه عزیزانش جلوی چشمش شهید شدن… از برادر، فرزند، فرزندان حسین، تا خود حسین…
سلام علی آقا بسیار لذت بردم از نوشتن از نوع نگاهت به خدا اگه تو گروه نمیشناختم فکر میکردم 40سال به بالایی ماشاالله به طرز نگاهت به موفقیتهایی که کسب کردی بیشتر بیا تو گروه مدار عشق واقعا همیشه لذت بردم از نوشته هات از ارتباطات با خدا از عشقبازیت با خدا دمت گرم
تمام کلمه هایت در عمق جانم نشست و نمیدونم چندین صفحه بود ولی اون قدر دلی و قلبی بود که دوست نداشتم تمام شود!
تمام زمانی که کامنت تان را میخوامدم سراسر تحسین شما بود و لبخندی که بابا می شود،هر چه که بخواهی میشود،به شرط ایمان و پاکی دل!
به شرط با خدا بودن و تکیه به خودش!
به شرط طهارت روح!
چقدر لذت بخشه در این سن بسیار پایین،چنین موفقیت هایی رو در تمام جهات کسب کرده اید و بزرگترینش عاشق خدا بودنتون هست…
این عشق در هر لحظه،کن فیکون ها میکنه و معجزات رو پشت سرهم برات میاره!
چقدر تحسینتون کردم که بارانی از کلمات زیبا رو در این متن چند صفحه ای نگاشتید و اصلا تکراری نبودند چون از اعماق وجودتان برخواسته بود لاجرم بر قلب من و افراد بسیار زیادی که لایق خوندنش باشند می نشیند!
عشق بازی هایتان با معبودتان پایدار و استوار و حجم موفقیت هایتان در هر زمینه ای روز افزون باشه!
گوارای وجودتان که همگی نتیجه توحید و توحید و توحیده…
چه کامنتی چه حرفایی چه نتایجی چه حال خوبی تحسینت میکنم با تمام وجودم و خداروصدهزار مرتبه شکر میکنم برای این نتایج عالی که گرفتی
کامنت رو خوندم و لذت بردم و اشک ریختم ….
من کامنتهات دنبال میکنم بخاطر همین اسمت تو ایمیل ها اومد سریع اومدم بخونم ببینم علی آقای ما چه دستاوردی داره چون قبلا هم که کامنتهات که میخوندم همینطور لذت میبردم و تحسینت میکردم..
آفرین آفرین به این همه عشق خدا که همه چیز ..
چه راهکار خوبی دادی که بشینیم قرارداد های خیالی بنویسیم که خب پشتش همین عشق خدا بوده و توکل بهش که حتما میشه چه طعم شیرینی داره وقتی اون کاری که با ایمان داری انجام میدی میشه…
هرچی ازت تعریف کنم و حرف بزنم کمه …
ان شاالله همیشه سلامت و شاد و موفق باشی همونطور که هستی …
امروز من واقعا سورپرایز شدم . بنازم به این عشق بازیت با معشوقت. واقعا این ارتباط با چنین ارتعاش و فرکانس قوی امروز برایم یک پیامی بود . علی جان شما با زبان خدا با من حرف زدی چه زیبا هم سخن گفتی تمام کمبودهایم و غفلت هایم را برایم یاد آوری کردی .بله هر نتیجه ایی برایمان بوجود میاید که بر ضرر من هست باعث اش خودم هستم و باید مثل شما ارتباط ام را خدایم قویتر کنم و کن فیکن شود. او آماده هست و این منم که باید از خواب غفلت بیدار شوم و در آغوشش جایی بگیرم . هر اندازه او را باور دارم به همان اندازه برایم نزدیکه چقدررررر زیبا بود کامنتتون واقعا یک عطر رایحه ایی بود که منو دیوانه خدا کرد و باید بقول شما هر لحظه به یادش باشم
به شما آفرین میگم و برای خودم یاد آوری میکنم که همواره و هر لحظه باید تسلیم خداوند باشم و از او هدایت بخواهم. تحسینتون میکنم و یک کتاب خداشناسی کاملی را قلم فرسایی کردید.
یک درخواستی دارم اگر قبول بفرمایید من در حال تدوین یک کتاب هستم و میخواهم عین متن شما را در بخشی از کتاب بیاورم با اسم خودتان اگر اجازه داشته باشم برایم بفرمایید
درود بر شما و همه دوستان عزیزم،امیدوارم حال دلتون عالی باشه
خدا رو شکر که فرمایشات فرمانروای جهانیان براتون مفید و اثرگذار واقع شده. خداوند میفرماید و بر جان هر کسی که آمادهٔ دریافت آگاهیها و صحبت های الهی باشه، مینشینه.
هر کسی در این جهان اگر صحبتی اثرگذار و الهی داشته، بدون شک از پروردگارش بوده.
ما انسانها هیچ چیز از خودمون نداریم،جز لطفهایی که خداوند به ما داشته و داره.
همونطور که گفتیم ما به خودی خود حتی نمیتونیم شلوارمونو بالا بکشیم.
هرچقدر به او نزدیکتر بشیم، کارهای بزرگتری ازمون برمیاد و میتونیم اثرات بیشتری بر دنیا داشته باشیم.
خواهش میکنم عشق من و خدا، اختیار دارید.
با خیال راحت منتشرش کنید.
این همه آوازها از شه بود،گرچه از حلقوم عبدالله بود
و اگر او (محمد) چیزی از جانب خودش به ما نسبت میداد، ما بیدرنگ دست راستش را میگرفتیم، سپس رگ قلبش را قطع میکردیم، و هیچکس از شما نمیتوانست جلوی ما را بگیرد.
خیلی ممنون که دوباره برگشتین و برامون چنین کامنت پر بار و پر محتوایی نوشتین .. خدا میدونه چند ساعت طول کشیده این کامنت رو نوشتین . راستش فقط و فقط خواندن کامنت شما برای من دو ساعت طول کشید!!!
تازه میخوام بشینم نت برداری کنم .. تازه میخوام خودمو تربیت کنم .. تازه میخوام خودمو ویکاوری منو و ببینم گره های من کجاست !؟؟ تازه باید برم دنبال خودم بگردم ؟ انگار یک جایی گم شدم باید ببینم با همه ی آنهایی که قبلنا . یعنی قبل از اومدنم به جهان هستی قراردادی داشتم و میشناختمشون رو احضار کنم . چون من آماده ام که توی مدار شوند برم در واقع آنها هم منتظر من هستند اون خواسته های من همین الان موجود هستند ولی انگار من هنوز بقدر کافی رشد نکردم که هنوز ندیدمشون !!
نمیدونم چند بار دیگه باید کامنت شما رو بخونم تا به درک و آگاهی بیشتری هدایت بشم !!
در هر صورت سخن به درازا میکشه بجای اینکه الان خودمو بخوام پیدا کنم باید تسلیم باشم باید سکوت کنم باید کمی بخودم فرصت بدم ..
ب
آقای ملکی عزیز یادمه سال پیش یک کامنت پاسخگویی بسیار پر محتوایی برام نوشته بودید که خیلی تاثیر گذار بود سبب خیر شدید که برم میان دو سه هزارتا کامنتی که ثبت کردم پیداتون کنم !! و یا شاید باید برم توی کامنت های شما شاید خودمو پیدا کنم!!
ولی میدونم بلاخره جوینده یابنده هست!!!
آقای ملکی عزیز بهتون خیلی خیلی تبریک میگم واقعا جای تحسین دارید واقعا شما از آن دسته افرادی هستید که خیلی زود هم خودتون رو پیدا کردید و هم خدای رحمان و رحیم رو …
خیلی خوشحال شدم که اسم تون رو دوباره توی لیست ایمیل هام دیدم خدا رو شکر
برادر عزیزم چقدر کامنتت برام درس داشت من باخوندن کامنتت فقط اشک ریختم …چقدر کلماتت که از خدا نمشتی قدرت داشتنت انقدر قوی بودند که مثل مشتی بر سر من کوبیده شدند دروغ چرا باید اعتراف کنم اگه چیزی ندارم چون خداروندارم و..من هنوز خدارو ندارم من خدارو پیدا نکردم من دارم باعقل معیبوبم جلو میرم و ناراحتم از شرایط مالیم ناراحتم از سلامتیم ناراحتم از زندگیم … اب در کوزه و من گرد جهان میگردم
فهمیدم ضعفم توحیده فهمیدم که باید خدامو پیدا کنم خدایی که درونمه خدایی که منم ….ولی چطوری؟
خداااا من میخوام با من بلند صحبت کنی من میخوام بشنوم صداتو من میخوام بیدار بشم از خواب غفلت من میخوام مثل علی رو دوش تو سوار شم من میخوام مثل علی عاشق و دل باخته تو باشم من میخوام مثل علی عمل کنم من میخوام راهی که علی رفت رو برم من میخوام مثل علی عزیزت بشم من میخوام چشام فقط تورو ببینه خدا … من از مشرک بودن بیذارم من از بدون تو زندگی کردن بیذارم من از بدون تو نفس کشیدن بیزارم …خدا میدونم صدامو میشنوی ازت کمک میخوام دلم شکسته خیلی شکسته ازت میخوام فرصت دوباره بهم بدی بهم بگی چیکار کنم چیکار نکنم من سراپا گوشم من به تو فقرم خدا من از ته دلم میخوام بیام تو اغوشت…خدا من توبه میکنم به درگاهت فقط بگو چیکار کنم چیکارکنم که تو ازم راضی باشی چیکارکنم بشم بنده خالصت چیکار باید کنم خدااااااا
به زیبایی هرچه تمام تر ازعشق به خداوند وتوحید وهدایت نوشتید ومن باخواندن سطور زیادی ازدل نوشته شما اشکم درآمد وازشور واشتیاق ارتباط باخدا لبریز شدم و برایم جالب بود شما درسن 23 سالگی به این سطح ازموفقیت کاری ومالی رسیدید واینطور عالی درکامنتتان ازنگاه الهی وعشق خدایی صحبت کردید وهرچه ازدل برآید بر دل نشیند
امیدوارم هرکجا که هستی حالت عالی باشه..برای اولین بار کامنت شمارو خوندم وبدون شک برام پیامی داشت از فرمانروای کائنات…خداروشکر میکنم که برخوردم به کامنت شما وچقدر زیبا نوشتی.فوق العاده بود..بعضی از قسمتهای کامنت را بارها خوندم بعضیش را نوشتم وگذاشتم جلوی چشمام..
خیلی زیبا نوشتی علی جان..بازم ممنونم وهمیشه بنویس برامون…
سلام به شما دوست عزیز بااهنگ بی کلامی که گفتین رو کامنتتون خوندم و اشک میریختم واشک میریختم و عجیببب حالت روحانی بهم دست داد و اینقدرررر غرق نوشته هاتون شدم که خدا میداند وبس و جواب مسئله ام رو از کامنت شما گرفتم و خدا از طریق شما باهام حرف زد و من کیف کردم از این همه اگاهی و توحیدی بودنتون
وبهتون تبریک میگم به خاطر نتایج بزرگی که کسب کردین بی شک لایقش هستین
سلام به شما دوست الهی در این سایت ارزشمند ، من امروز حال عجیبی داشتم دلم گرفته بود از خدا یک نشونه خواستم که دلم امیدوار تر شه در مسیر بمونم ، یکدفعه قبل از اینکه فایل استاد عزیز گوش کنم یه حسی گفت صفحه کامت ها رو بخونم دو سه تا کامنت خوندم میخواستم رد شم اما حسی گفت ادامه بدم به پیام شما که رسیدم میخواسنم رد شم گفتم چقد زیاده حوصلم نمیاد بخونم باز حسی گفت بخونم رد نشم وقتی دیدم این همه امتیاز ، و الان دو ساعته با اون آهنگ بی کلام اشک ریختم خوندم ، چقد خدا جواب میده من گفتم به خدا حق دارم نشونه بده بهم ببینم در راه خواسته م هستم بابت چالش هایی که تجربه میکنم مدام به خدا میگم هدایت م کن از مسیر دور نشم به قدری نجواها زیاد شده من دور شم اما باز ادامه میدم نمیزارم مومنتوم منفی در من ایجاد شه حالمو خوب نگه دارم شیطان خیلی میخواد از مسیر دورم کنه مقاومت ها زیاده شرایطی دارم میگذرونم اما میدونم درست میشه و امروز خدا هدایتم کرد به کامت شما و فهمیدم حواسش بهم هست و میخواد بهم بگه صبر کن درست میشه ، و از پیام شما فهمیدم ضعف من اینه در هیاهوی دنیا باید فقط توجهم به خدا باشه و بیشتر یاد خدا باشم و تسلیم تر تا در لحظه باشم و به خواسته م نزدیک تر
واقعا از خدا سپاسگزارم بابت دست هاش و بابت پیام شما که بر روح و روانم تاثیر گذاشت .
تحسین میکنم شما رو که در این سن کم هم خدا رو شناختید و توحیدی عمل میکنید و هم زندگی سراسر ثروت و رابطه قشنگ تجربه میکنید
رابطه خوب و سالم و عاشقانه و قشنگ بزرگترین نعمت خداست ایشالله که سر راه منم قرار بگیره چون تجربه نکردم این نعمت خدا
سپاسگزارم ازتون ایشالله که همیشه براتون بهترین ها باشه .
با اهنگ بی کلامی ک گفتین سه روزه ک من گوش میدم و کامنتتون رو میخونم به حدی دگرگون شدم ک همش اشک میریزم یک فضای معنوی بو اون اهنگ و کلمه به کلمه کامنتت ک همه از زبان خداوند بود برای من
من این چند روز از دو نفر از نزدیکانم نازاحت بودم و کامنت شما دقیقاً برای من بود
ک تمرکزمو صد تر صد از این ادما بردارم و بذارم روی خودم ازتون سپاسگزارم
و تحسینتون میکنم با این همه موفقیت
امیدوارم هر جایی هستین شاد و ثروتمند و سلامت باشید
سلام علی اقاامیدوارم این حس خوب باخداوندورابطه باهمسرتااخرعمرباشماباشد
چندروزبودیک سوال ازخداوندداشتم تابفهم درمسیرم قدم بعدی من چیه کاملا اتفاقی وقتی داشتم از اول تمام کامنتهای این فایل استادرامی خواندم به کامنت زیباشمارسیدم وگویی خودخداوندبودکه بامن حرف می زدبخشهایی ازکامنت شماراذخیره کردم که در بخشی ازکتابی که دراینده نزدیک خواهم نوشت استفاده کنم
باتشکرازشماوبرای شما خانواده محترم بهترین هارادرمسیررشدوپیشرفت خودشناسی وخداشناسی ارزو مندم دومسیری که اگر درست طی شوددرتمام زمینه هاانسان راازفرش به عرش می رساند
قربون خداااا برم که انقدر عاشقانه و انقدر صادقانه با شیواترین کلام از زبان شما با ما حرف زد
توفیق این واسطه بودن برای گفتن این حرفاااا برای اینهمه دلگرمی برای این همه وضوح رو به شما عزیزدلش داد
ممنونم ازت علی آقا که رابطه ات رو با خدا انقدر عمیق و خالصانه کردی و به اینهمه موفقیت و حس خوشبختی و آگاهی رسیدی و الان با نهایت سخاوت این تجربه رو به اشتراک گذاشتی مطمنم و ایمان دارم که انرژی قشنگ این ماموریت الهی که خدا گفت و شما نوشتی از هزااااران راه و به بهترین شکل به زندگیت سرازیر میشه
رفاقتت با خدا اشک چشمامو جاری کرد موزیکی که خدا گفت گوش کردم و بارها و بارهااا جمله هاتو خوندم اونقدرررر فرکانسش بالا بود اونقدر صمیمانه و عاشقانه بود که روحمو نوازش کرد انگار سرمو گذاشتم رو شونه ی خدا و دستشو دور کمرم حلقه کرده و اشکامو با دستش پاک میکنه و نوازشم میکنم برام میگه که چطور باید باهاش هر لحظه عاشقی کنم باهاش رفیق باشم به من یادآوری میکنه که تو با من بودن رو انتخاب کن که به بی نیازی از غیر برسی تو عمل کن به آگاهی هایی که تو چالش های زندگی فراموششون میکنی و فکر میکنی این مشکلات و غم و غصه ها ابدی هستن،،، نه چیزی که ابدیه واقعیه عشق من به توعه و اگر به این عشق وصل باشی دنیااا برات بهشته هر لحظه از زندگی برات جشنه که صفر تا صدشوووو خدا برات میچینه که تو فقط از ته دل بخندی و با عشق بگی خدایا شکررررت
علی آقا زدم روی عکست و باز شد و از دیدن چهره ی زیبا و موهای قشنگت لذت بردم خیلیییی خیلی چهره زیبا و به دل نشینی دارید ولی از دیدن صفحه ی معرفیت شکه شدم چرااا پروفایلتون خالیه؟ چرا از نحوه ی آشناییت با این راه و مسیر چیزی ننوشتی؟
امیدوارم به زودی زبان خدا بشی برای نوشتن این قصه ی شیرررین و الهی تا بشی امید تو دل هزاااران نفر که وقتی هدایت میشن به پرفایلت اونجا کلی امید و انگیزه به روح و جانشون تزریق بشه که ببینن میشه که قانون جواب میده که این دنیاااا فقط خیره و خیـــــــر و شادی و عشق
چقدرررر با این جمله ات لذت بردم و غرقش شدم که
«() خدایی که میخواد از کالبد تو خیلی از لذت ها و موفقیت ها و شادی ها و اتفاقات قشنگو تجربه کنه ()»
دلم میخواد روزی که از این دنیا میرم و به خودش برمیگردم دستم پر باشه و با لذت بگم من تونستم امانت دار خوبی برای روح پاکت باشم و لذت هارو باهم و در آغوش هم جشن گرفتیم شاد بودیم و از تجربه ی زندگی دست پر برگشتم با احترام به روحی که تو وجودم به امانت گذاشتی با دوست داشتن خودم با عشق ورزی به خودم با تجربه ی قشنگترین لذت های دنیااا و زیباترین احساس های دنیااا
تنها وظیفه ی من تو این دنیا همینه و خدا با پیام شما این وظیفه رو به من یادآوری کرد
ممنونم ازت علی ملکی مرسی برای تک تک موفقیت هات و دلبری ها و عاشقانه هات با خداااا مسیرت پرنور و پر از زیباییی و عشق
کامنتتون اینقدر الهی و بقول خودتون از جانب خداست که روزهاست درگیر خوندن و فکر کردن به کامنت شما هستم
.
من نزدیک 6 سال میشه که عضو سایت هستم و خیلی اهل کامنت خوندن و کامنت گذاشتن نیستم مخصوصا کامنت های طولانی
و اینکه اولین بار هست سیمای زیبای شما رو در سایت دیدم و باهاتون اشنا شدم .
انگار خدا کشوندم گذاشتم روی کامنت شما همون چند خط اول و که خوندم یه حسی درونم گفت این فقط یک کامنت نیست
این نوشته ها پر از کلید و پیام های عمیق از طرف خود شخص خداست
یکی از افرادی که روزیش کامنت شما بود من هستم
روزهاست یسره دارم به معنای حرفاتون فکر میکنم
بینهایت تحسینتون میکنم برادر عزیزم بابت نتایج مادی که گرفتید ولی چیزی که درون وجودم رو تکان اساسی داد درک عمیق شما از توحید و ارتباط گرفتن واقعی با منبع خودمون خداست
اینقدر ارتباطتون واقعی هست تک تک کلمه هایی که نوشتید انرژی عجیبی داره
هر بار با اهنگی که یادداشت کرده بودید گوش میدم اشک ها جاری می شود روح ادم لطیف میشه
انگار کلیداصلی جهان کلید اصلی تمام جنبه های این دنیا رد پیدا کردید همچین حسی از خوندن کامنت بهم دست میده
خیلی سپاسگزارم ازتون که حرف های خدا رو برامون نوشتید
برداشتهایی که مورد نیازم بود ؛ گذشته سختم و عدم حمایت شدنم عدم امکاناتم یک موهبت بزرگ بوده نه یک گرفتن یک نعمت و نقص …. چون همین ها باعث شد من یک شخصیت قوی داشته باشم . همزمان با گوش دادن به این فایل به این متن هدایت شدم و دیدم چقدر روم تاثیر داشت …. .
شما تنها زمانی به قدرت نیاز دارید که ،
قصد انجام کار مضری را داشته باشید !
در غیر این صورت ؛
عشق برای انجام هر کاری کافیست !
چارلی چاپلین
تمام سختی ها از من دختر قوى نساخت صرفا چون قدرت پوسته ظاهری هست …. از من یک عاشق واقعی ساخت عاشق دنیا آدم ها وخدا و زندگی و ….و با همین نیروی عظیم عشقیم زندگیم متفاوته از افرادی که این نیرو رو ندارن …..
بسم الله الرحمن الرحیم
الهی به امید تو
سلام و عرض ادب به استاد عزیز و مریم جان
بقول مریم جان همش سود بودو سود بودو سود
تمام تضاد ها و چالش ها و گذشته تاریکی که داشتم فقط به اصل منو رسوند.
باید دست تمام این افراد سختی ها فقر ها رو ببوسم و همگی رو ببخشم.
وقتی دنیا ارزشی ندارد و وابستگی ما به نعمت های زودگذر دنیا در هر مقطع و شرایطی فقط حال بد را برایمان به ارمغان بیاورد پس چرا کینه و غصه بورزم
بقول مولانا غم ها در نعمت هاست و نعمت ها در غم هاست
در دل غم های ما سراسر برکت و رسیدن و شناخت خداوند است
من راضی هستم چون خودم ساختم و آینده نیز میسازم و خلق میکنم
تنها تو را میپرسیتم و تنها از تو یاری میجوییم
خب اول سلام
من داخل بچگی خیلی خیلی به تضاد و مشکلات زیادی برخورد کردم یعنی یه چیزی میگی یه چیزی میشنوی خلاصه که این قضیه اینقدر سر من سخت بود و اینقدر چالش داشتم که نگو
خلاصه که این تضاد با من بود بعد دیدم که انگار قبول کردم که مردم اینگونه با من رفتار کنند و باعث شده بود که من بیام و روی خودم کار و نقطه عطفم داخل تولد هجده سالگیم شروع شد وباعث شد که من بتونم که از خانواده مادریم که این همه مسئله با من میساختند جدا بشم و خانواده پدری ام هم ازشون جدا بشم و دیگه دیر به دیر همو ببینیم و دستان خدا رو دیدم و الان که دارم میبینم و توجه میکنم میبینم که خدا چه ها کرد درسته به صورت دردناکی جدا شدم ولی باعث شد که من عزت آبروم رو به دست بیارم ولی یه مشکلی بود از اون جایی که شخصیت من شخصیتی بود که ضعیف بود باعث شده بود که کاری کنم که مردم من را به آدم حساب نکنند و من دیدیم که به خاطر شخصیت خودمه و باور هامه که باعث میشه مردم این طور با من رفتار کنند و الان هم کامل از این جریان با خبرم وباعث شده که هنوز ریشه هاشو ببینم ولی از دل غافل از بس که من از این موضوع صحبت کردم اینقدر میگم سخت بود که نگو
مثل اینکه یه کوه رویه شونه هات باشه و باعث میشد که میخواستم در برم ولی مثل تیر زیر سقف که فشار سقف نمیزاره که این ستون و تیر در بیاد و من از بس توجه کردم به این قضیه باعث شد که من همیشه دنبال این باشم که ترحم دیگران را بخام ولی از اون جایی که من خودم هم مثل فرمایشات استاد بدم میاد که ترحم دیگران را داشته باشم ولی این حس قربانی بودن رو خیلی دوست داشتم که مردم فک کنند من چقدر بهم ظلم شده ولی بهم ترحم نکنند ولی خب با این حال با توسل به این آموزش ها تونستم که بیام و روی خودم کار کنم و بتونم که خیلی آزاد باشم و چقدر شخصیتم بهتر شده ولی متاسفانه داخل مسائل مالی این طور نیستم و خیلی وابستگی هایی دارم و اینو بگم که دارم روی خودم کار میکنم
ولی الان دارم میبینم که چقدر بهتر شدم و با اینکه این عدم لیاقت باهام بوده ولی دارم بهتر میشم و این دیگه هدف اصلی داخل زندگیم نیست با اینکه یه زمانی مهمترین هدف زندگیم بود و الان به اون رسیدم و چقدر هم براش خوشحالم درسته که الان برام عادی شده ولی وقتی یادش می افتم مثل الان و اقعا یه حس فوق العاده آرامش دارم که میگه ببین بنده من تو به هرچی که دلت میخواد میرسونم و خداوند برادریشو ثابت کرده
درس هایی که از این فایل گرفتم خیلی خوب بود یکیش این بود که من میتونم با توجه نکردن به قضایا و توجه کردن به مسائلی که میخوام هرچیز که دلم میخواد رو به دست بیارم و چقدر به خودم ظلم کردم و چطور تونستم که با تغییر نگرشم بتونم که حس خودم رو خوب کنم البته این تغییر نگرش به صورت منطقی بوده و به جای عوامل بیرونی مثل دخانیات و ….. خودم رو به نا کجا آباد ببرم و از چیزی که هست بد تر کنم
در پناه حق
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت اساتید بزرگوارم و عزیزم عاشقتونم تا ابد و بی نهایت طلایی
استاد نمیدونم دیگه واقعا چه جوری باید تحسینتون کنم که اینقدرررر خفنید با این فایلهای بهشتی که برامون میزارین عاشقتونم من
راستش من همیشه از بچگی تو خونواده ی میلیاردر و مرفه و تحصیلکرده زندگی کردم و خوب با پدربزرگ مادربزرگ و دایی هام و بعدا زن دایی هام هم اضافه شدن ولی خوب دوران بچگیم با اونها بزرگشدم که خدارو بنده نبودن خوب چون هم ثروتمند هم تحصیلکرده پزشک متخصص اینا بودن وخوب پدربزرگ مامانم که خان عه لاهیجان بود از اینایی بود که کله گیلان و لاهیجان براش بود و حتی شاه هم برای دستبوسیش اومد داستانایی که نمیخوام واردش بشم ولی خوب ملاک فوق العاده ای بود که تو لاهیجان کارخونه چایی خانوادگی ساختن و داریم هنوز هم و خوب این ثروته پدربزرگ مامانم و این ذهنه ثروتمنده پدربزرگ مامانم رو همیشه تحسین میکردم و میکنم هنوزم
و خوب دایی اینام حق میدم بهش با این شرایط فقط خودشون رو قبول داشته باشن هنوز هم همیننا هیچ فرقی نکردن بخصوص پزشک و متخصص هم که شدن این غرور کاذبشون بیشتر شد و من هم تو همچین خونواده ای با این ادمها بزرگ شدم و کله خونواده همه پزشک و تحصیلکرده و ثروتمندهستن و خودم همینطور مهندسی صنایع غذایی خوندم ومامانم و بابام چون مامان رییس سازمان بود سرکار میرفت تو دوران بچگیم و بابام هم دکتر بود همیشه بیمارستان و مطب میرفت از بچگی یا دانشگاه تدریس میکرد و هنوز هم میره و من با خونواده ی مادریم بزرگ شدم از بدوتولد ولی در ناز نعمت و رفاه ولی خوب باورام مثله باورای اگاهی های شما و مریم جون نبود الان که شده الحمدالله باوراشون بخصوص تو روابط واقعا فرق داشت و خوب این باورای مسموم بخصوص تو روابط واقعا اذیتم میکرد که در من خلا عاطفی بوجود اورد وابستگی عاطفی تو بچگیم بوجود اورد خوب من بچه ی بزرگه خونواده م و خوب این باورا خیلی اذیتم کرد حتی تا همین چندوقت پیش تو روابط واقعا اذیتم کرد اما تونستم از انرژی اون تضادا تو زندگیم تو روابطم استفاده کنم چون این تضادها در من در روابط عاطفی چون چنان قدرتی در این تضادها نهفته هست چنان انرژی ای درش هست که اگه بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم تو اون مواقع مارو وارد مدار بالاتر میکنه و کرد استاد واقعا منو وارد مدار بالاتر کرده و الان در حاله حاضر من سیده ارمغان رضوی طوسی چنان بخودم میبالم افتخار میکنم اول بخودم و بعد به عنوان شاگرد شما که منو سالم تر ثروتمند تر قدرتمند تر با ایمان تر متوکل تر از همه مهم تر در صلح وهماهنگی با خودم و منبع (خداوند) که این همه ی این موارد رو برام اورده و از همه مهم تر بازهم قائم به ذات بودنم و رهاتر هستم و چنان ارامش دارم حالم خوبه هر روز هر ثانیه در حاله حاضر که با کنترل ذهنم و اعراضم از ناخواسته های زندگیم چه در گذشته چه وقتی پیش میاد و بقوله استاد گذشته از یک ثانیه قبل جز گذشته حساب میشه تا 1000ساله پیش هم جز گذشته هست و اینقد با خودم و خدا حالم واقعا عالیه و واقعا از تنهاییم الانم که بخاطر شرایط ایران اومدم بعد استانبول در شمال لاهیجان فوق العاده زیبا و بهشت گیلان اصالتمون در خونه ی فوق العاده لوکس و لاکچری در عیان نشین ترین خیابونه لاهیجان از تنهایی خودم واقعا لذت میبرم و حالم عالیه و این فایل رو که گذاشتین بعد تموم کردن مرور دوره قانون آفرینش معجزه وار دوره هم جهت رو بعد گوش دادن شب تا صبح 24ری ذوم و تکرار رو فایلاتون و همینطور جلسه ی بهشتی هم جهت 16گفتم بریم ارمغان جون جلسه ی اول هم جهت رو بارها و بارها گوشش کنیم بزار هم ترمزت پیدا بشه هم این مومنتومه مثبت رو نگه دارم و هم حالت عالی باشه وبازهم از تنهایی خودم بیشتر و بیشتر لذت ببرم و در خصوص رابطه عاطفیم
خوب استاد حدود 4ساله پیش موقعه پیاده رویم طبقه دوره ی بهشتیم دوره ی قانون سلامتی معجزه وار با یه پسری که اون سگش رو میورد پیاده روی تو محلمون یوسف اباد تهران اشنا شدم که این رابطه شکل نگرفت فقط کراش بودیم درحد سیگنال اینا حس واقعی فقط واقعی اما فقط حس بود ولی هیچ وقت نشد که بشه و خوب از اونجایی که من فلسفه ی زندگیم قوانین خداوند هست یعنی همین اگاهی های شما و دوره های بهشتی تون هست اعراض کامل از ناخواسته ها تو رابطه م با اون پسر ما هیچ وقت رابطه مون شکل نگرفت اما کراش بودیم روهم و هنوز هم هستیم و واقعا این کراش بودن تبدیل شده به عشق واقعی و البته وابستگی که این رو من در خودم اوکی کردم الحمدالله چون این قانونه جهانه اگه من عوض نشم ادمه بعدی که بیاد بدتر از این شرایطمیشه برام پس یا من باید عوض بشم و اون ادم مطابقه من عوض میشه وارد مدار من میشه مثله الان یا نه حذف میشه و ادمه بهتر و عالی تر وارد زندگیم میشه چون من عوض شدم و این قانونه بی تغییر خداوند هست اما خوب تو این رابطه فقطبخاطر غرورش نشد این رابطه بشه که خیلی مسائله منفی این وسط پیش اومد که من اصلا و به هیچ وجه روشون تمرکز نمیزارم و فقط به خوبی هاش توجه میکنم و تمرکز گذاشتم چون قانون جهان رو میدونم توجه فکر تمرکز که همه ی اینها یکی هستن یکجا بره از اون جنس بیشتر وارد زندگی مون میشه و توجه به زیبایی ها هدایت شدن به زیبایی های بیشتر و عالی تر هست واین قانون بی تغییر خداوند هست که هیچ تبدیلی و تغییری خداوند برای پیغمبرش هم نمیکنه ونکرده و حتما این روامتحان کنین که وقتی راجع به ناخواسته ت نازیبایی میگی هدایت میشی به سمت ناخواسته و نازیبایی بیشتر و وقتی تمرکزت زومت روی زیبایی ها هست هدایت میشی ناخوداگاه به زیبایی های ثروت نعمت بیشتر امتحان کنین فقط یکبار من از دانشجوهای استاد عباسمنش عزیزم واقعا تضمین میکنم!
با اینکه رابطه ای شکل نگرفت اما من هر روز صبح بلافاصله بعد بیدارشدنم از خواب هنوزهم انجام تمرین ستاره قطبی و شکرگزاری داشته هام و نعمت هام میام خوبی های این شخص رو مینویسم حتی اگه باهاش نباشم و فقط لذت میبرم اون وفاداریش عشقشق به من چشم پاکیش نجیب بودنش خونواده دوست خونواده دار بودنش عزت نفس و ذهن ثروتسازش پسر محترم و اصیلی بودنش اصلا خوش تیپ بودنش چشم قشنگ بودنش چشماش قهوه ایه استاد قهوه ای خوشرنگ و قد بلند تازه ترک هم هستن و من عاشقه پسرای ترکم
خوش هیکل هم هست با سگش مثله بچه رفتار میکنه و این مسئولیت پذیر بودنش رو نشون میده سرش تو کار و زندگی خودشه جذابه و ایناا رو فقط میدیدم درش و همینطور کلی عاشق و وفادار به من همیشه تا این لحظه خداروشکر واقعا
و من تازه الگوش بودم استااااااد مثله شما که من از شما کار انلاینم رو سایت لنزهای چشمیم رو دارم از دوره هاتون واقعا اما تحت نظارت بابام ولی مستقلم و عاشقه کارمم خداروشکر خیلیییییییی هم موفق هستم بخصوص با دوره ی روانشناسی ثروت 3 واقعا معجزات عالی داره تو کارم رخ میده برام خدارو میلیاردها بار شکر و بله مثله من کارش رو کرده الان حدود چندماهی هست و خوب ذهنفقط الگو میخواد و من مطمئنم الگوش شما و من هستیم استاد چون اون اعتقادی نداشت ولی خوب از باورای ادمها خبر نداریم یعنی وارد مدار من شده خیلی خوشحالم من تغییر کردم که اون تغییر کرده استاد خیلیییی تغییر کرده اوووو تازه کارش تو کار یک فروشگاه آنلاینه که در زمینه فروش کارتهای هدیه (گیفت کارتها) و محصولات دیجیتال فعالیت میکنه بیشتر تو کار بازی ایکس باکس ایناس ولی من الگوش شدم سایت خیلی عالی ای زده از ما استاد الگوبرداری کرده خیلی خوشحالم واقعا چون ازادی زمانی مالی مکانی داره و این باعثه گسترش جهانه و چقد باعثه گسترش جهان شدیم خدارومیلیاردهابارشکر یعنی مثله اون اوایله شما که کلوپ بازی های کامپیوتری داشتین و خوب پسر موفقیه خداروشکر اما خوب یه سری مسائله منفی بود که من تمرکز نمیزارم روش که نشد این رابطه شکل بگیره تا الان و الانم من کلا دارم از تنهاییم لذت میبرم ولی خوب دست جهان رو باز گذاشتم تا یا این ادم خیلی عوض شده خیلیییی و وارد مدار من شده الحمدالله
ولی یه سری مسایل مثله این گذشته ی منفی ای که حال تو بچگی یا بعدا داره و همین گل و سیگار و مشروب که گفتین رو که اونم بخاطر ضربه های عاطفی گذشته ش هست و اگاه نیست از این جهت و همینطور چایدهودتراما که گفتین دقیقا که ایشالله اونم حل میکنه ولی در هر صورت من تمرکز 100٪رو خودم و زندگیه خودم و سایت شما و سایت خودم گذاشتم تا یا این ادم هم مدار من میشه وارد مدار من میشه باز یا ادمه دیگه ای هم مدار من وارد زندگیم میشه در هر صورت من با تنهاییم واقعا خوشحال رها توحیدی قائم به ذات فوق العاده هستم خدارومیلیاردها بارشکرو به هیچ وجه احساس قربانی بودن و مورد ظلم واقع شدن بخصوص با جلسه ی نهم دوره ی فوق العاده ی عزت نفس و دوره احساس لیاقت ندارم چون من هستم که دارم زندگیمو خلق میکنم مننننن مسئولیت 100٪زندگیه خودمو میپذیرم و پذیرفتم و فقط روی باورهام با دوره هاتون استاد بزرگوارم و مریم جون شایسته ی عزیزم کار میکنم
عاشقتونم
بازهم گوش میدم میام مینویسم با عشق
فعلا در پناه الله یکتا باشین
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
به هر چه توجه کنی از جنس همون در زندگیت بیشتر میشه.
مومنتوم:همون برف کوچیک ،پایین میرسه گوله بزرگ میشه
هیچ کس در محیط ایزوله بزرگ نشده
مشکل رو تو ذهنت مرور نکن،تمرکز به اتفاق قدیمی نکن
ببخش طرف مقابلت رو چون او هم با ناآگاهی این کار رو کرده
خودت رو مشغول کن.تمرکز رو ازش بردار
نقش قربانی بازی نکن
ایاک نعبد و ایاک نستعین
توحید و شرک
اتفاقات رو خودمون خلق میکنیم
همه چیز از باورهای ما شروع میشود
قانون چیه؟
خلق زندگیت توسط خودت با باورهات
پیدا کردن خداوند>>>>>ایمان به الله>>>هدایت الله
الیس الله بکاف عبده
همواره هدایت میشیم
یکی چیزی میخواستم بگم و اونم اینه که به هر چی حساس بشی بیشتر توجه میکنی و وقتی توجه کردی اون اتفاق بیشتر برات تکرار میشه.
اینو با تجربه گذشته ها گفتم
الان میدونم قانون اینه
پس توجه کن به کوچکترین چیزهایی که دلخواهته
سپاسگزارم
سلام استاد جانم
سلام تاثیرگذارترین فرد زندگیم
استاد جان مدت هاست از آموزش هاتون استفاده میکنم و تازگی ها متوجه شدم که داره مدارم بالا میره و تاثیر این مدت طولانی رو میبینم و اهمیت این صحبت که کم نیار کوتاه نیا عجله نکن به تکامل اعتماد کن
یکی از چیز هایی که به شدت توی فایل های شما مشهوده تغییر خوده شماست
همین الان داشتم یکی از فایل های قانون آفرینش رو گوش میدادم و وقتی تموم شد بلافاصله اومدم توی سایت و این فایل رو گوش دادم
حتی از تن صداتون میشه فهمید چقدر تغییر کردین و همیشه درحال کار کردن روی خودتون هستین
خیلی به من انگیزه میده وقتی میبینم شمایی که انقدر توی سمینار قانون آفرینش عااااالی صحبت میکردین فکر نکردین که خب من کامل شدم عالی شدم بسه دیگه لازم نیست رو خودم کار کنم، همچنان روی خودتون کار کردین و بییییی نهایت تغییر کردین
خیلی ازتون انگیزه میگیرم
به نام خدایی که هر آنچه دارم از آن اوست
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان
سلام خدمت دوستان ارزشمندم
خدایا شکرت که باز هم کلی آگاهی دادی بهم تا بتونم آرامش بیشتری داشته باشم
استاد جانم این فایل یه آرامش خیلی عمیقی توی وجودم فوران کرد با چیزهایی که شنیدم
استاد من از موقعی که حرفهای شما رو شنیدم و وقتی در مورد کودکی تون گفتین از همون اوایل آشنایی با شما انگار خیلی بیشتر میتونستم حرفاتون رو بفهمم و درک کنم و برام باور پذیر بشه که این آدم تونسته و منم میتونم یه زندگی شاد و پر از عشق و انرژی و حال خوب و تن سالم داشته باشم چون زندگی کودکی من مشابه زندگی شما بوده
کلی کتک خوردن و تحقیر و سرزنش و همه این داستانهایی که گفتین رو منم توی زندگیم تجربه کردم
اون کابوسی که میگین رو دقیقا همون کابوس رو منم میدیدم که از یه بلندی پرت میشم پایین و یهویی توی دلم خالی میشد و با ترس از خواب میپریدم
شخصیت پدر من هم مشابه شخصیت پدر شماست، وقتی از پدرتون و زندگی کودکی میگید من تا تهش رو متوجه میشم
اما من از موقعی که اومدم توی این مسیر دیگه از گذشته خودم ناراحت نیستم اتفاقا خیلی هم خوشحالم و بخاطر پدرم سپاسگزارم که توی زندگیم بوده و به من کمک کرده که من خواستهام رو بشناسم
منم بچه بودم خودم رو مشغول بازی میکردم و بیخیال دنیای اطرافم میشدم
میدونید الان احساس میکنم که از همون موقع بهترین رفیقم خدا رو میدونستم خیلی باهاش صحبت میکردم هر کاری که میخواستم انجام بدم راهنمایی میخواستم ازش، من توی بچگی دوستای زیادی نداشتم و بیشتر وقتم رو با خدای خودم میگذروندم حالم با تنهایی خودم خوب بود، ناراحت نمیشدم که چرا بقیه نیستن، همون مسیرهای مشابه مثل شما بوده که من رو الان اینجا قرار داده
چند سال پیش بعد چند سال آشنایی با شما تصمیم گرفتم تمام آدمایی که فکر میکردم در حقم بدی کردن رو با عمق وجودم ببخشم و نشستم اسم تمام اون افراد رو نوشتم و هر روز صبح که از خواب بیدار میشدم ساعت 4یا 5صبح میشستم و با خدا حرف میزدم و تمام اون افراد رو اسم میبردم و میبخشیدم و براشون آرزوی خوشبختی میکردم این تمرین یه حس سبکی خیلی خوبی بهم میداد تا دیگه یه روز احساس کردم دیگه هیچ کینه ای از اون آدما ندارم و سبک بال شدم و آرامش رو با عمق وجودم حس کردم، دقیقا نمیدونم چند روز این کار رو انجام دادم تا کامل اون نفرته پاک شد از وجودم اما خیلی خوب بود و بعد اون دیگه بعد اون با خودم عهد بستم که از هیچکسی کینه ای به دل نگیرم و نفرت نداشته باشم، اما ما انسان هستیم و شیطان هم دشمن قسم خورده ماست نجواهاش رو همواره میکنه ولی هیچ تسلطی بر روی ما نداره اگر ما بهش قدرت ندیم اونم هیچ کاری نمیتونه بکنه، وقتی کسی یه کاری انجام میده که نجواهاش میاد و میگه این به تو آسیب زده یا رفتار نامناسبی باهات داشته من نمیذارم این ممنتوم منفی قدرت بگیره و در نطفه خفش میکنم، میگم نه، این آدم با این رفتارش باعث شد که من خواستهام رو واضح تر بخوام، این آدم مامور شده که به من کمک کنه که بهم بفهمونه من چی میخوام از این جهان ، تمام آدمها دارن به نفع من کار میکنن
من مهمم که چه نگاهی داشته باشم
الان خیلی وقتی چندین ساله که دیگه از هیچ کسی کینه ای ندارم و از هیچ کس نفرت ندارم اینا همش از لطف خداونده که از قدرت بخشندگیش به منم بخشیده
وقتی خداوند در توبه رو همواره بر روی ما باز گذاشته و گفتن اگر صد بار توبه کردی باز آی
چرا من مثل خالق خودم نباشم؟
وقتی آدما رو میبخشیم خداگونه میشیم
وقتی آدما رو میبخشیم سبک بال میشیم
وقتی میبخشیم ذهن و جسم سالمتری داریم
وقتی میبخشیم حال دلمون عالیه و حس پرواز داریم
وقتی میبخشیم به خداوند نزدیکتر میشیم
حالا یه چیز جالبی که اومد، همین الان بهم گفته شد اینکه این بخشش اینقدر مهمه که خداوند یه سوره نازل کرده براش سوره غافر که من توی دوره عزت نفسی که دارم اومدم مفصل توضیح دادم که خداوند توی این سوره همواره میگه که ببخش فقط در این دنیا معنا داره و تا زنده هستیم میشه بخشیده بشیم و ببخشیم، بعد مرگ ببخشی در کار نیست ببخشش فقط در این دنیا جواب گو هست
اگر ما اشتباهی میکنیم و تا زنده هستیم متوجه اشتباه مون بشیم و توبه کنیم برگردیم به مسیر درست صددرصد بخشیده میشیم چون خداوند غفوره، به شرط اینکه ما با عمق وجودمون بخشش بخوایم نه زبونی، با عمق وجودمون ببخشیم نه زبونی
خدایا شکرت چیزهایی که باید گفته میشد رو خداوند بهم گفت و منم نوشتم خدایا شکرت
استاد توی این فایل یه جایی رسید توی صحبتها که یه آرامش عمیقی وجودم رو فرا گرفت و خیلی بهم حال داد
اونجایی که گفتین من توی سن 6سالگی با ماشین تصادف کردم و پام شکست چشمام گرد شد و خدا بهم گفت داری جای پای این آدم قدم میذاری و منم توی دقیقا 6سالگی با ماشین تصادف کردم و پای راستم شکسته بود استاد اون حرف از تصادف یه ایمانی رو توی دلم کاشت که منم بزودی میتونم مثل شما همجوره آزادی داشته باشم زمانی، مکانی، مالی همه جوره
با اون حرف من قلبم آروم گرفت و گفت توی سن 30 و خورده ای سالگی منم میرم آمریکا و توی جایگاهی که استاد الان هست منم قرار میگیرم
استاد الان زندگی من اون دوران بندرعباس شماست حالم عالیه نتایج مالی آروم آروم داره وارد زندگیمون میشه اینا همش از لطف خداست
استاد چیزی که توی دوره هم جهت با جریان خداوند گفتین در مورد انتظار من هر روز اینو برای خودم تکرار میکنم و میگم باید انتظارهای خوب برای خودم بسازم وقتی انتظار خوب میسازم افکارم میره سمت مثبتها و آرامش بهم میده
من منتظر هر چیزی باشم اتفاق میوفته چون چیزیه که از قبل خودم میفرستم و بر این اساس منم که خالق شرایط زندگی خودم هستم
چه انتظاری برای خودمون میسازیم؟
به همون هدایت میشویم
خداوند خودش گفته که همه رو هدایت میکنه چیزایی که میخواید رو مسیرش رو برامون باز میکنه مهم نیست چی میخوایم اون همواره هدایت میکنه
خدایا شکرت
عاشقتونم
ان شاءالله که همواره در پناه خداوند مهربان باشیم
سلام استاد عزیزم
سلام رفقای بهشتیم
جا داره اول کار واسه دوره عزت نفس از ته دلم ازتون تشکر کنم…همچنین فایل های توحید عملی و لایو که درباره سبک شخصی تون درباره روابط گذاشتین….
محوری ترین و بولد ترین و رو مخ ترین :) ویژگی شخصیتی من که ناشی از کودکی من بود، وابستگی در روابط بود،
من به رفقای پسرم هم سابقه وابستگی داشتم!
حال خوبم گره میخورد به بودن با شخص خاص همیشه بدون استثناء…
من انصافا کودکی تراژدیکی نداشتم
قاری قران بودم در سطح حرفه ای و همیشه در کانون توجهات بودم تو شهر مذهبی مون
از لحاظ درسی هم همیشه یه سر وگردن بالاتر بودم…
ولی با همین توانمندی ها بارها و بارها مقایسه شدم ،،، یه ذره ام نمیدونم چرا تشویق و تحسین هارو کمتر از سرزنش و مقایسه تو ذهنم بولد میکردم…
همین فرمون اومدم تا تو دبیرستان شدم محتاج توجه!
آویزون دیگران!
شخصیت محتاج توجه برای اینکه بازم اون ذایید های قبلی رو بگیره خودشو به در و دیوار میزد تا کنکور قبول شه تا دونفر بش بگن آفرین!
اونموقع از بعد مذهبی افراطی با خداوند آشنا شدم و نمازشب و صبح و…. رو به هم پیوند میزدم!
انصافا باعث شد آروم تر بشم
کنکور رو قبول شدم
کوچکترین علاقه ای به درس اکادمیک نداشتم و عاشق موسیقی بودم..
ولی باید مامانم میگفت افرین! پس بریم تو کار کنکور
قبول شدم
دانشگاه تبریز
مهندسی صنایع
آرزوی خیلیا!
ولی من شاد نبودم
فقط گفتم آخیش
از قافله عقب نموندم
مردم ……. به هیکلم!
توی ترم 4 با هدایت های خدا و کتاب رویاها بخش 5 از چادر اومدم بیرون و گفتم دیگه بسسه
برای امیررضا زندگی خواهم کرد…
خدا دستمو گرفت و برد لای پر قو و خدمت
اونقدر روی عزت نفس و … کار کردم که 60 روز تو پادگان میموندم و از بودن با خودم لذت میبردم…
اواخر خدمت یه رابطه 3 ماهه به من نشون داد که واااو … تو زیر و رو شدی پسر!
روز اتمام رابطه کلا 3ـ4 ساعت ناراحت شدم و بعدش تمام!!!!
الان امیررضا قائم به ذات است….
خودش رو از هرکسی (چشام اشکی شد)در جهان بیشتر دوست داره…
توانمدی هاش رو میبینه
خواسته های قلبی خودشو خلق میکنه…
و بعد از لطف خداوند
..
آموزه های این سایت در درونم جادو کرده اند..
کافی نیست
باید احترام بیشتری بهت بذارم امیر
باید بیشتر بی قید و شرط عاشقت باشم
الهی اهدنا الصراط المستقیم
صراط الذین انعمت علیهم
به نام خدایی که مرا انسان آفرید سلام بر استاد عباسمنش عزیز،در دنیا دو نوع انسان وجود دارد
یکی آنان که سعی می کنند تا تهی بودن وجودشان را پر کنند.
و گروه دیگر،
آن انسان های گرانقدر و کمیاب که تلاش می کنند تا تهی بودن وجودشان را ببینند.
گروه اول ناکام باقی می مانند و خالی،
و زندگی خود را به جمع آوری بیهوده و عبث می گذرانند
ولی نوع دوم آن وجودهای گرانقدر سعی می کنند بدون هیچ میلی برای پر کردن ، تهی بودن درونشان را ببینند و به این قصد به مراقبه می پردازند.
مراقبه یعنی نگاه کردن و تماشای تهیای درون ، خوش آمد گویی به آن ،
لذت بردن از آن و یگانه گشتن با آن . نیازی نیست تا آن را پر کنی
زیرا این تهیایی کاملا سرشار است و فقط به نظر خالی می رسد
زیرا که به درستی به آن نگاه نمی کنی . آن را از طریق ذهن مشاهده می کنی که این راهی خطاست.
اگر ذهن را کنار بگذاری و سپس تهیای درون را تماشا کنی،
زیبایی خارق العاده ای دارد.
این تهیا الهی است.
سرشار از وجد و سرور،
نیازی به هیچ چیز دیگر ندارد.
اگر بتوانی با این تهیا و سکون درون ارتباط برقرار کنی،
بدون ذهن ارتباط برقرار کنی ،
حس خواهی کرد که در بهشت هستی
وَاذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ وَتَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلًا رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَکِیلًا
و نام مالک و صاحب اختیارت را یاد کن و با تمام دل، از هر چه غیر اوست جدا شو و خود را کاملاً به سوی او بازگردان. اوست فرمانروای مشرق و مغرب
معبودی جز او نیست،پس او را وکیل خود بگیر و تمام کارهایت را فقط به او بسپار. (مزمل،آیه 8و9)
سلام بر سید جان،خانم شایسته و همه دوستان عزیزم در این سایت الهی و سراسر عشق.
لطفا این کامنت الهی و سراسر فرمایشات خداوند را با موزیک بی کلام آرمان موسی پور به نام خیال بخوانید،این موزیک بهترین موزیک من هستش و اغلب فرمایشات خداوند را با این موزیک مینویسم….:)
شاید حدود 1 سال از آخرین کامنتم در سایت گذشته،صحبت های فی البداهه و نتایجم رو نهایتا میتونستم در کانالم بنویسم اما الان به لطف الله مقدر شد و زمانش فرا رسید که فعالیت رو مجدد شروع کنم.
خداروشکر هزاران هزار اتفاق خفن و تجربه های ناب و افسانه ای کسب کردم که انشاءالله هرچقدر که بشود را خواهم نوشت
در بحث مالی،در بحث روابط و رابطه عاشقانه،در بحث سلامتی،در بحث خودشناسی و خداشناسی،در بحث بیزینس و مدیریت و رهبری و …
ببین عشق من،ببین عشق خدا
وقتی یه نفر رو از ته دل، از عمق وجودمون دوست داریم…
وقتی همهٔ عشق و همهٔ قلبمون برای اون میتپه،اونوقته که عزیزترین و باارزشترین چیزمون رو بیهیچ تردیدی بهش میبخشیم
نه از سر وظیفه،نه از سر نیاز بلکه فقط از روی عشق…
حالا ببین خدایی که فرمانروای تمام هستی ست،عزیزترین و مقدس ترین و با ارزش ترین چیزشو،مهمترین داراییشو یعنی تکه ای از خودشو در ما بخشیده
از خووودش بر ما دمیده
تکه ای از وجودتووو ببخشی به یکییی
میتونی؟ ببینننن چقدر عاشقهههه
مراقب این روح باش
مراقب باش که نرنجونیش
تو تکه ای از خداییا،تو خود خداییا
حواسمون باشه بندگی غیر خدا رو نکنیم،حواسمون باشه غیر خدا رو نپرستیم
دست و پامون و صدامون جلوی غیر خدا نلرزه
هر لحظه محکم و قوی و استوار چون خدا رفتار کنیم و سرمون در برابر خدا پایین باشه چون هرچقدر در برابر خدا فروتن و افتاده باشیم در برابر غیر خدا مارو بالا میبره
خوشا به سعادتمون که تورو داریم الله و با یاد تو و توکل بر تو میتونیم هر چالشی رو در نهایت آسانی و سرعت حل کنیم
شکر که نهایت عدالت هر لحظه در جهان جاری است چون تنها قدرت جهان تویی و جز تو بزرگ و مهم و قدرتی نیست.
استاد از همون روز اول که بیزنسمون رو شروع کردیم انقدر شکرگزار بودم بابت خدمتی که با کارم دارم به مردم جهانم میکنم و انقدر با انجام پروژه ها میگفتم که خدایااااا شکرت داریم به کشورمون خدمت میکنیم که از بزرگترین پروژه های کشور اومدن پیشم به لطف الله.
برای دیگران اصلا باورکردنی نبود
یکی از این پروژه ها که میتونم در موردش صحبت کنم با بانک ملی و دولت برای تمامی جایگاه سوخت های کشور قرارداد میلیاردی بستیم و الان اگر خیلی از بچه های سایت که در ایران هستند در پمپ بنزین ها مشاهده کرده باشند که سایه بون ها و پایه های دستگاه کارتخوانِ تمامی جایگاه سوخت های کشور تعویض شده که این کار زحمت بنده و تیمم هستش.
قلب های خدا میدونید این قرارداد چگونه بسته شد؟
من همیشه یکی از کارمندانم رو که خیلی پسر گلی هستش صدا میکنم و باهاش یکسری قرارداد های خیالی رو میبندم، اون میشه مشتری و منم که کارفرما هستم
از اول مثلا از قرارداد های 50 میلیونی و … شروع کرده بودم و همگی مو به مو بعد از چند روز به واقعیت می پیوست
تا یک روز که باهاش دو تا قرارداد خیالی اجرا کردم(من این کار رو طوری غرق انجامش میشم که گویا واقعا اون قرارداد همین لحظه اتفاق افتاده و اینجوری نیست که لحظه ای از نقش خودمون بیرون بیایم و بخندیم و .. )
اون روز یک قرارداد خیالیه میلیاردی و یک قرارداد خیالیه چند صد میلیونی نوشتیم با این دوست عزیز.
دقیقا فرداش اون قرارداد میلیونیه انجام شد:)
خود به خود دیدم صبح فرداش 3 نفر اومدن کارگاه
از شرکت چاه و فاضلاب تهران بودن
اومدن و صحبت کردیم و کار رو تصمیم گرفتیم شروع کنیم، کار چند صد میلیونی شروع شد
سر این کار فشار نسبتا زیادی رومون اومد و حدود 2 هفته درگیرش بودیم
میدونی چرا؟ که برای اون قرارداد میلیاردی تکاملمون رو سریع تر طی کنیم…
خدا شاهده دقیقااا چند روز بعد از اون قرارداد چند صد میلیونی،قرارداد چند میلیاردی که با کارگرمون بستم، بسته شد
با بانک ملی(شرکت سداد)
خدا شاهده به بزرگیش قسم وقتی اون فردی رو که برای قرارداد اومده بود رو دیدم گفتم خدایا خودشه،دمت گرم(برق زد اون شخص)
گفت: سلام، یه پروژه دارم چک میکنید؟
4 روز بعد دیدم خدای من دقیقا همونی که نوشته بودم و قراردادی که فیلمشو بازی کردیم اتفاق افتاد
حدود یک هفته بعد از اینکه پروژه رو شروع کردیم، همون کارمندم خودش اومد گفت
وااای علی آقا دمت گرممم دقیقا همون کاری که در دفتر انجام میدادی اتفاق افتادههه، من پایه ام همیشه انجامش بدیم اون تمرین و قرارداد نویسی رو:)
به خدا حتی تعدادش دقیقا همون تعدادی هست که با کارگرم نوشته بودم خداااااای من
کن فیکون
میخواهی و می شود
حتی رفتم به برادرم دفتری که داخلش قرارداد خیالی رو نوشته بودم نشون دادم، گفتم ببینننن دقیقا همین قراردادی که بستیم رو من 40 روز پیش نوشته بودم…:)
و در پی این قرارداد 5؛6 نیرو اضافه کردیم که 3 تا از این نیرو ها دائمی هستند.
مثلاً استاد، من حدود 7؛8 ماه پیش نوشتم که تا عید ماشین هیوندا ولستر رو میخوام بخرم، شیطان گفتش که نه بابا نمیشه،به جاش بنویس عیدِ سال دیگه یعنی حدود 15 ماه دیگه میخرم اما من گوش نکردم و کلام خدا رو بالا آوردم
به والله قسم 45 روز مونده بود به عید هزینه اون ماشین جور شد :):)
اما من نخریدمش، فضای خریدنش برام فراهم شد اما اطلاعاتی که به دست آوردم و چیز هایی که دیدم،خواسته من تغییر کرد
ولی من به دست آوردمش
الان هم یکی از پروژه هایی که دستمون هستش این هست که تمامی ربات های دانشگاه شریف رو داریم میزنیم، اونم منی که حتی مدرک دیپلم ندارم(اینو هیچکس نمیدونه) و الان تمامی نخبه های ایران مخصوصا تمامی دانشگاه شریف کاراشون رو پیش ما میارن
رتبه های برتر تحصیلی کشور…
استاد به خدا خیلیییی جالبه هرچی میگم دقیقا همونی که میخوام خیلی سریع و آسون مستجاب میشه
چون همه چییی رو ما داریممم
تمام این جهان و هرآنچه در این جهان هست تو را می جویند اما پیدات نمیکنند چون با او نیستی….
چون در این لحظه نیستی
با او باش تا شاهت کند…
داری به غیر خدا سجده میکنی،داری غیر خدارو میپرستی
همه رو می پرستی جز اونی که باید بپرستی
از همه حساب می بری جز اونی که باید ازش حساب ببری
رو همه حساب میکنی جز اونی که باید روش حساب کنی
میدونستی شیطان بسیار بسیار عاشق و دیوانه ی خداست؟؟
شیطان عاشق خداست، خیلی عاشقه
اتفاقا اون زمان که خداوند گفت به آدم سجده کنید همه فرشته ها امتحان رو مردود شدند جز شیطان
به درک خودش و از نگاه خودش به غیر خدا سجده نکرد،فقط به خدا سجده کرد
گفت خدایا من فقط به تو سجده میکنم نه به غیر تو
ولی ما به همه سجده میکنیم جز اونی که بااااید بهش سجده کنیم، همه رو میپرستیم الا خدا رو،به همه قدرت میدیم و همه رو خدا میبینیم جز اونی که تنها قدرت و یگانه خدای ماست…
حالا ما عاشقیم یا شیطان؟
ما توحیدی هستیم یا شیطان؟
شیطان نمیزاره هر ناخالصی بره سمت خدا
میگه باید خالص ترین و پاک ترین بشی تا بزارم خدا رو لمس کنی،نمیزارم هر ناخالصی بره سمت اووو
انقدررر سر به سرت میزاره که خالصه خالص بشی و همه مراحل رو بگذرونی
ببین حتی چون شدیدا عاشق الله بود و از اون امتحان سربلند بیرون اومد خدا جهان رو بهش داد و بهش یه نقش بزرگی داد و گفت برو هرکاری میخوای بکن، خیلییا رو هم میتونی منحرف کنی جز آن هایی که بندگان مخلصم هستند یعنی کسانی که هر لحظه با من هستند و لحظه ای فراموشم نمی کنند
قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ، إِلَّا عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ.
«(شیطان) گفت: به عزتت سوگند که همه آنها را گمراه خواهم کرد، مگر بندگان مخلص تو را از میان آنان.
عاشق خدا شو و تسلیم درگاه او باش تا ببینی چگونه زمین و زمان رو به تسخیر تو در میاره
اون میخواد همه کارهارو خودش انجام بده برات، میخواد فقط و فقط روی خودش حساب کنی و همه قدرت رو از خودت و دیگران بگیری و بدی به خودش….
بچه ها ما توانایی اینو داریم که هرآنچه بخواهیم رو در لحظه خلق کنیم، باید بگی شوووو سپس بشود…
تو را آفرید و از خودش در تو دمید و تمام آگاهی ها رو به تو داد
گفت حالا میلیون ها مسیر بهت نشون میدم، از کدوم مسیر دوست داری بری؟
خوودمون انتخاب کردیم که از چه مسیری بریم
تمام چالش های مسیر رو هم میدونستیم چیا هستن
همه چی رو خودمون انتخاب کردیم
پدر و مادر،عشقمون رو،شهر و کشورمون رو،چالش هامون رو..
حالا گفت برو تو زمین ببینم چیکار میکنیا
مطمئنم سربلند بیرون میای
همینجور که وارد میشی همینجور هم خارج شو
نبینم اسیر چالش های در مسیرت بشیا
رفتی تو زمین هر لحظه به خودت یادآوری کن آگاهی هایی که قبل از ورودت به زمین بهت آموختم را
رفتی تو زمین منو فراموش نکنی، تنها رفیق تو منم
همه خوشبختی ها فقط در دوستی و یاد منه قلب من
چالش ها میان که تورو قوی تر کنن،که تورو زیباتر کنن،که تورو بیشتر به من نزدیک کنن،که تورو بیشتر به یاد من بندازن،که تورو به اصلت نزدیک تر کنن،که تورو بیشتر به روزی که خلقت کردم نزدیک کنن
یادت نره تو خود منیا
من تورو عبث و بیهوده خلق نکردم
نری مشغول هواهای خودت شی
هرچی میخوای پیش منه، گول شیطان رو نخوریا
اونم هر لحظه تو زمین در کنارته
اون به تو وعده های دروغین میده و هر لحظه نجوا میکنه اما منم هر لحظه با تو هستم و بهت وعده های راستین میدم و صدات میکنم
تویی که تصمیم میگیری به کدام یک از صداها گوش کنی،تو را آزاد آفریدم
از اون زندان سریع بیا بیرون،از اون قطار که تهش بدبختی و مرگ و میر و نابودی هست بپر بیرون
هرچی میخوای خودم میدم بهت،هیچکس جز من نمیتونه بهت بده
همه قدرت ها و ثروت ها و شادی ها و سلامتی ها و خوشبختی ها در نزد منه
اسیر سراب ها نشی قلب من
بنده ی من، باید هر لحظه بند به من باشی
حواست باشه نگران نشی
حواست باشه ترس در دلت راه ندی
یادت نره منو داریا
هر لحظه کنارتم
یادت نره هر چیزی در مسیرت قرار میگیره خودت انتخاب کردی، پس نگران چی میخوای باشی؟
حلش میکنی، خیلی آسون
فقط آرام باش
سپاسگزار من باش
فقط توجهت به من باشه همین
هر لحظه یادم کن
هر لحظه منو به خودت یادآوری کن،من کنارتم
از رگ گردن بهت نزدیکترم
حالا برو…
استاد در بحث رابطه، حدود 13 ماه پیش کسی وارد زندگیم شد که زندگیم رو از هر جهت قشنگتر و جذاب تر کرد
دختر خدا وارد زندگیم شد
البته ایشان از اول هم بودند،همان کسی که قبل از ورودم به جهان هستی برای تجربه رابطه عاشقانه انتخابش کردم
دختر خدا….درست در بهترین حال و احوالاتم،درست در بهترین وضع و اوضاعم،درست در بهترین سطح روحی و جسمیم
به راستی که اندازه ی 50 سال از این رابطه در این 13 ماه بزرگ تر شدم
کنار هم قد کشیدیم،بزرگ و بزرگتر شدیم
خودمونو بیشتر شناختیم،خدارو بیشتر شناختیم
بچه ها درست در بهترین حال و احوالاتتون کسی میاد تو زندگیتون که زندگیتون رو صد لول بهتر و بهتر میکنه،کسی میاد تو زندگیتون که عشق رو بهتون یاد میده و تجربه اش میکنید به لطف الله
اون شخص از قبل بوده و اینجوری نیست که اتفاقی و یکهویی وارد زندگیت شده باشه، اون همونیه که قبل از ورودت به جهان هستی انتخابش کرده بودی
فقط باید قبلش یاد بگیری که زندگی یعنی چی
باید یاد به یاد بیاری که کی هستی
باید یاد به یاد بیاری برای چی اومدی
باید یاد بگیری عشق ورزی با خدا چطوریه
باید عاشق خدا بشی قبلش
عاشق خدا که شدی همه عاشقت میشن و در اوجه عاشقی با پروردگار، اون شخص وارد میشه
اون تجلی حضور خود خداونده که میخواد زندگیت رو باز بهتر و قشنگ تر و رویایی تر از قبل کنه، میخواد بهت بفهمونه عشق چه طعمیه
میخواد بهت بفهمونه نزدیکی با خدا چه نتیجه ای داره،رفاقت با خدا چه نتیجه ای داره
آره اول باید عاشق خدا بشی
عاشق خدا که شدی از هرآنچه در بیرون هست بی نیاز میشی و هر چقدر عشقت نسبت به پروردگارت بیشتر شه و رابطه ات با الله بهتر شه، به همون میزان کیفیت رابطه تون هم بالاتر میره
چون میفهمی که کسی جز اون نیست، همه چیز اونه،عشق خداست،قلب جایگاه خداست نه چیز های بیرونی.
پس عاشق همه میشی
همه رو اون میبینی
میبخشی و میگذری،میری و لذت میبری از لحظه به لحظه ی زندگیت
همیشه سرت جلوی رفیقت که پادشاه جهانیان هست و همه ی قدرت و ثروت و آگاهی از اونه پایینه پس خدا جلوی تمام جهانیان به همون میزان سرت رو بالا نگه میداره
عاشقش که بشی تمام جهان رو عاشقت میکنه
جلوی رفیقت که زانو بزنی همه ی جهان رو جلوت به زانو در میاره،همه جهان مطیع تو میشن
وقتی رفاقتت باهاش خیلی عمق میگیره میرسی به حالت کن فیکون، میگی باش و می شود
خیلی بزرگه،خیلی خداست،جوری خدایی میکنه که حتی نمیتونی خوبیاشو و عشقشو حتی یک هزارمشو درک کنی
خیلی عاشقه،خیلی رفیقه،خیلی همدم و همراهه
فقط کافیه باهاش باشی
کار عجیب غریبی نمیکنیا،میگه فقط با من باش
میگه مرا یاد کن مرا یاد کن مرا یاد کننن
میگه جانه من یادم کن تا ببینی چه میکنم برات
میگه دستتو برام دراز کن تا ببینی کجاها میبرمت
مگه نمیخوای ثروتمند شی؟
مگه نمیخوای همه عاشقت بشن؟
مگه نمیخوای مشهور شی؟
مگه نمیخوای مثل سلیمان و یوسف و موسی پادشاهانه زندگی کنی؟؟
مگه نمیخوای بیشترین لذت ممکن رو ببری؟
خب یادش کن، عزیزم یادش کن
هرچقدر بیشتر یادش کنی خوشبخت تری
هرچقدر بتونی بیشتر یادش کنی زندگیت شاهانه تر ادامه پیدا میکنه
به خاطر همینه که بزرگان بزرگترین آرزو و مهمترین خواسته شون که تا آخرین لحظه عمرشون از خدا و خودشون طلب داشتند این بوده که یاد خدا در دلشون لحظه ای فراموش نشه وگرنه با سرعت میرن به سرپایینی و به سمت بدبختی و غم و ترس و …
اللّهُمَّ لا تَکِلْنی إِلى نَفْسی طَرْفَهَ عَیْنٍ أَبَداً
خدایا مرا هرگز به اندازه چشم بر هم زدنی به خودم وامگذار.
به خداقسم همه خوشبختی ها و شادی ها و هرآنچه که از زندگی میخوای در دوستی با اوست،در نزدیکی با اوست،به یاد او بودنه
هرچقدر بیشتر به یادش باشی شجاع تری
هرچقدر بیشتر به یادش باشی قدرتمندتری
هرچقدر بیشتر به یادش باشی جذاب تری
هرچقدر بیشتر به یادش باشی تسلیم تری
هرچقدر بیشتر به یادش باشی فروتن تری
هرچقدر بیشتر به یادش باشی کار های بزرگتری میتونی انجام بدی
هرچقدر بیشتر به یادش باشی موفق تر و سربلندتری
هرچقدر بیشتر به یادش باشی عاشق تریییی
عین دیوانه ها میشی، انگار میخوای دیوانه شی از این همه لذت
از این همه اشک شوق
از این همه شجاعت و جذابیت و محبوبیت و موفقیت
میگی خدایا تو چی هستی که فقط با به یاد تو بودن این همههه بهم امتیاز بخشیدیییی
چون داری بیشتر حسش میکنیی
چون داری هر لحظه به خدا بودنت زنده تر میشی
میفهمی که چقدررر لیاقتمندی
دیگه غصه این و اونو نمیخوری
دیگه غصه این چالش و اون چالش رو نمیخوری چون میدونی همشش لذته و خیلی آسون و سریع حل میشه با این خدایی که داری
چون همه چالش ها اومدن که تورو قوی تر کنن، که به خدا نزدیکتر شی
هرجا میری عین یه شیر حاضر میشی و رفتار میکنی
خودت دیوانه ی خودت میشی
نهایت عزت نفس رو تجربه میکنی
نهایت عشق رو تجربه میکنی
آخ اگر به یادش باشی…
شخصی که قسممیخورم اگر میخواستم تا 50 سال بشینم و هر لحظه در این مدت ویژگی هاشو بنویسم نمیتونستم یک دهمه چیزی که الان هست رو بنویسم
با خدا حتی ره 50 ساله رو در یک شب میتونیم طی کنیم
واقعا خیلی زشته وقتی میبینم در سایت ها و گروه ها و کانال های موفقیتی و انگیزشی چه از اساتید و چه از شاگردانشون این جمله رو میگن که «من اون شخص رو جذب کردم» یا «در جذبم چه مشکلی بود که ناقص جذب کردم؟» یا «در جذبم چه اشکالی که چنین پیش رفت؟» یا «جذبم عجیب بود» و ….
تمام این جهان برای توست و تو صاحب این جهانی
فقط کافیه بگی «باش» سپس باید حاضر شه
تو خیلی فراتر از این حرفایی پسر جان
خیلی بزرگ تر از این حرفایی دختر جان
خودت رو حقیر فرض نکن
سلطان بچه را میر و وزیری همه عار است
تو همه چیز رو داری و با احساست تعیین میکنی که اون شخص یا چیز رو در چه زمانی دریافت کنی..
فقط باید به اصل خودت برگردی و به خدایی بودن خودت زنده شی
قبل از ورودت به جهان هستی همه چی رو خودت انتخاب کردی،همه آدم ها
همه چالش ها و به ظاهر سختی ها،عشق زندگیت رو و حتی پدر و مادرت رو خوووووودت برای ورود به جهان هستی انتخاب کردی
خدا میلیارد ها میلیارد مسیر بهت نشون داد
هر کدام از این مسیر ها، چالش ها و افراد و چیز های مربوط به خودش رو داشت
چرا؟
چون خدا میخواد از بی نهایت راه، بودنه خودش رو در جهان هستی تجربه کنه
ببینه دنیا از مسیر علی و تجربه های علی و نگاه علی چطوریه و چه شکلیه
ما داریم به خدا حال میدیم،بهش کلی حال میدیم که از طریق ما داره دنیا رو تجربه میکنه
به اندازه هر جسمی که بر روی زمین اومده دنیا رو تجربه کرده
این دنیا فقط خداست و خدا…
دیروز داشتم به این فکر میکردم که همه انسان هایی که دور و اطرافم و در جهان هستند خود منممم
اگر پدر و مادرم رو پدر و مادر اون شخص انتخاب میکردم، اگر چالش های زندگیم رو چالش های زندگی اون شخص انتخاب میکردم،اگر منم تجربه ها و سرگذشت و افکار اون شخص رو داشتم خب دقیقا همینی که الان هست میبودم
چون چیزی جدا از من نیست، خود منم
اگر منم قبل از ورودم به جهان هستی انتخاب هایی که استاد عزیزم یا دونالد ترامپ عزیز یا مایکل جکسون عزیز یا …. داشتند رو داشتم و تجربه ها و سرگذشت و عملکرد بی نظیر اونا رو داشتم خب دقییییقا میشدم همونا، ذره ای غیر از چیزی که الان هستند نبودم
پس من علی ملکی نیستم ، من میلیارد ها میلیارد اسم دارم
من میتونم بودنم رو با مشاهده ی زندگی دیگران ببینم، ببینم که مثلا بودنم از طریق کالبد زهرا و محمد و نرگس و حسین و مریم و … چه شکلیه
ما جدا از هم نیستیم
فقط یه چیز هستیم، «خدا»
ما هرآنچه در مسیرمون انتخاب کردیم همش عشق بوده و لذت
این جهان همش شادیه،همش خیره،همش خداست و خدا…
اگر چالش هایی مشاهده میکنی همه این ها را خودت انتخاب کردی، اگر برایت درد و رنج و سختی دارند به این خاطر هستش که در خداشناسی و خودشناسی و کار کردن روی خودت و میزان عملکردت در مسیر هدفت کم کاری کردی که چنین چیز هایی احساس میکنی و همگی اومدن که تورو پرتاب کنن به سمت جلو.
وگرنه این جهان با همه آدم ها و چالش هایی که انتخاب کردی جز لذت و شادی و عشق چیزی ندارند، همش لذته
فشار گاهی اوقات لازمه زندگیه،میاد که مارو بلند کنه،مارو پرتاب کنه به سمت اهدافمون
مثل هواپیما،هواپیما برخلاف جهت باد بلند میشه، نه در جهتش. اغلب فشار ها و چالش ها همون باد های مخالفی هستن که تورو به اوج میرسونن
اگر با تغییر ارتعاشاتت و کنترل کانون توجه ات و در مسیر الهی و درست قدم برداشتنت دیدی یک شخص اومد در زندگیت که خیلی فراتر از خواسته های تو یا مطابق با خواسته های تو هست، این به این معنا نیست که تو با ارتعاشات خوبت و کنترل کانون توجه ات و دیدگاهت اون شخص رو یکدفعه به وجود آوردی و یکی شانسی از خواسته هایت به سمتت اومد.نه
اتفاقا همیشه میگم چو او بود خواسته هات چنین شد، نه اینکه چو خواسته هات این بود او آمد
اون شخص طبق خواسته های تو نیست،خواسته های تو طبق اون شخص هست و چون ما عقلمون محدود هستش و در برابر خدا هیچیم اون شخص به طبع خیلی فراتر از خواسته های ماست.
به همین علت از زبان استاد و بنده میشنوید که عشقمون خیلی فراتر از خواسته های ماست,به والله این دروغ نیست یا حرف الکی نیست چون عشقمون خیلی ویژگی های ظاهری و مخصوصااااا درونی داره که صد ها برابر بیشتر از چیزی هستش که میتونستیم بخوایم یا توجه کنیم.
شما فقط اجازه دادید با اون شخصی که قبل از ورودتون به جهان هستی انتخابش کرده بودید زودتر دیدار کنید…
وگرنه ما ممکنه در برابر چالش هایی که قبل از ورودمون به جهان هستی انتخاب کرده بودیم مغلوب بشیم، این چالش ها یا اوجمون میشن یا سقوطمون.
همه ی این زندگی همش درس و لذت و عشق و زیباییه.
حتی اون شخصی که به عنوان عشق زندگیمون انتخابش کرده بودیم ممکنه به واسطه عدم کنترل ذهن و کم کاری در خودشناسی و خدا شناسی بسیار دیر با هم دیدار کنیم اما حتما دیدار میکنیم
ممکنه ما تا قبل از دیدار کلی رابطه ها و ازدواج های به ظاهر ناموفق داشته باشیما،اصلا مهم نیست چون اونها بخشی از تکامل ما بوده.
عشق در سطح خودشناسی و خداشناسیه بالایی از انسان رخ میده. اینطور نیست که شانسی یا اتفاقی اون رابطه اصلی رو داشته باشیم.
اگر میخوای همه ی چالش ها برات سراسر عشق و لذت بشن، اگر میخوای همه انسان هایی که در زندگیت قرار میگیرن خیلی زود در مسیر زندگیت قرار بگیرن و کمتر درد و رنج و سختی به دوش بکشی و دیدارتون به تعویق نیوفته….باید عاشق خدا شی
باید خودت رو بشناسی
باید خدا رو بشناسی
باید عشق بازی با خدا رو تجربه کرده باشی
باید هر لحظه روی خودت کار کنی
باید مراقب احساس خوبمون باشیم
تمام دارایی ما میزان احساس خوبمونه
تو فقط آرام باش
تو فقط در این لحظه باش
مراقب باش چی میگی
چی میشنوی
چی میبینی
به قول استاد هرجور تو باشی انسان های دور و اطرافت هم همونجور هستن و اگر در مدار و فرکانس مناسب باشی، انسان ها و چیز های نامناسب و حتی خبر های نامناسب به هیچ عنوان دسترسی به تو ندارند و لحظه ای نخواهی دیدشون و شنیدشون
با میزان کار کردن های روی خودتون و عشق بازی با خداوند و میزان نزدیکی تون به اصل خودتون و خدای خودتون میتونید به تجربه ی چیز ها و آدم هایی که قبل از ورودت به جهان هستی انتخابشون کرده بودی سرعت ببخشی یا بالعکس.
چرا خدا گفته«آیا ندیدید که خداوند آنچه را در آسمانها و زمین است، مسخر شما کرده است؟»
چراااا؟
به خدا ما 50 سال هم بشینیم و تلاش کنیم و فکر کنیم که یه خواسته ای رو چطوری به دست بیاریم؟… به اندازهٔ چیزی که خداوند در «لحظه» برامون رقم میزنه نمیتونیم رقم بزنیم
تسلیم که باشی خداوند به جای تو در تمامی نبرد هایت می جنگد و رویایی ترین زندگی رو تقدیمت میکنه
وقتی این رو درکش میکنی خودت رو هر لحظه عین یه نوزاد تو بغل پروردگارت رها میکنی،خیالت کاملا راحته،آرام ترینی،شاد ترینی
میدونی هرجا بری و هرکاری کنی بهترین اتفاقات ممکن رخ میده
ما باید یاد بگیریم بی تدبیری رو
باید یاد بگیریم تسلیم شدن رو
تدبیر کننده اونه نه ماااا
تو همه چیز رو داری
همه ی این جهان با آدماش برای تو هستن
فقط اعتماد کن، اعتماد کن به انتخاب هایی که قبل از ورودت به جهان هستی داشتی
تو بهترین چیز ها و آدم هارو انتخاب کردی
هر آنچه انتخاب کردی سراسر لذت بوده و اون ها فقط قراره زمانی در مدار تو قرار بگیرند که در بهترین احساساتت و وضعیت روحیت باشی
با خدات هر لحظه عشق بازی کن و همه توجهت فقط به او باشه
میدونی، من روی هوش علی حساب نکردما
روی نیرویی حساب کردم که جز اون باهوشی نیستش
روی نیرویی حساب کردم که جز اون مستعد و با استعدادی نیست
روی نیرویی حساب کردم که جز اون معلم و استادی نیست
روی نیرویی حساب کردم که جز اون عالم و دانایی نیست
رو نیرویی که کافیه فقط تسلیمشششش باشی و هر لحظه حواست باشه که «تو نباشی» بلکه «اون باشه»
عاشق در میزنه، میگه منم. معشوق میگه برو. آخر کار میفهمه باید بگه «تویی» تا در باز بشه.
به خدا قسم که ما خیلی متدبر هستیم
خودمون و دیگران رو بت کردیم و خدا رو کنار گذاشتیم
هر اتفاقی در لحظه میوفته میگیم ما حلش میکنیم ولی نههههه
تو هیچیو نمیتونی حل کنی
اوووووووونه که وظیفشه همه چی رو حل کنه نه توووو
تو فقط تسلیم باش
تو فقط تدبیر نکن، همین.
هر اتفاقی در لحظه میوفته بگو خدایا تنها تویی تدبیر کننده و من هیچی نیستم، یه جمله یا شعر تکان دهنده از قرآن یا بزرگان انتخاب کن و هزاران بار بلکه میلیون ها بار تکرار کن
مخصوصا در مواقعی که ممکنه به تدبیر کردن سوق پیدا کنی خیلی بیشتر تکرار کن
تا بره تو پوست و استخوان و تک تک سلولات که پسر جااان یا دختر جاااان،تدبیرکننده تو نیستی…تدبیر کننده خدای توعه
ما حتی نمیتونیم شلوارمونو بالا بکشیم
به خدا آروم آروم با تسلیم شدن که میای جلو میفهمی اصلا مشکلی نداشتییییی و همش توهم بوده
همه مشکل ها در درون تو بوده
همه چیز خود منم
همه چیز رو تسلیم بودن یا تدبیر کردن من رقم میزنه
این بندگان خدا هیچند
اگر آدمی به ظاهر نامناسب و به ظاهر بد میبینی، اگر اتفاقی به ظاهر ناجالب برات میوفته، اگر کسی یا چیزی اذیتت میکنه اونا اومدن که تورو بیشتر به سمت پروردگارت نزدیک کنن
اومدن که تورو تسلیم تر کنن در برابر او تا خوشبخت تر شی
اومدن تورو بزرگتر و قوی تر و تماشایی کنن
چرا اینجوری گفتن؟ چرا این کار رو کردن؟ چرا اینجوری شد؟ چرا اونجوری نشد؟ ….
بابا توجهت رو به طور کامل و 100 درصد از آدما بردار و بزاررررر روی خودت.
هیچکس هیچ کاری نمیکنه، هیچکس هیچ منظوری نداره، هیچکس بد تورو نمیخواد، هیچکس با تو کاری نداره
تو فقط با خودت کار داری
آدم ها دستانی از دستان خداوند هستند تا زندگی برات قشنگ تر و خوشمزه تر شه و هر اتفاق یا آدم به ظاهر بدی از درون تو برخاسته تا تورو به خودت نشون بدن، اونا آیینه اند
اونا اومدن تا تورو به اصلت نزدیکتر کنن
اومدن تا ضعف های تورو برطرف کنن
وگرنه هیچ مشکل و بدی در این جهان نیست
سیستم این جهان فقط نیکی و زیباییه.
اگر با او باشی جهان رو مسخر تو میکنه و همه و همه تابع دستورات تو هستند
آشغال جاش تو آشغالیه
اگر پشت سرت غیبت میکنن یه آشغاله، دنبال آشغال نرو
بگو طبیعیه
تو مگه آشغالیه اونی؟
بگذر
ردش کن
اگر کسی هارت و پورت میکنه ردش کن
نگو برم ببینم چرا فلانی فلان حرف رو زده و فلانش کنم…
تو اگر یه اسب وحشی رو افسار بزنی به جاش بهت لگد میزنه، ذهن با تدابیر تو آرام نمیشه بلکه وحشی تر میشه
فقط با تسلیم بودن در اتفاقه این لحظه میتونی ذهن رو آروم و تحت تسلط خودت در بیاریش
وقتی ذهن به تسخیر تو در اومد اونوقت خوشبخت ترین و رها ترین و شجاع ترینی..
ذهن هرکاری در هر جهت کنی مدام میخواد حالتو خراب کنه، وقتی حالتو خراب کرد ماموریتش تموم میشه…
تسلیم باش و تدبیر نکن
در این لحظه باش و مدام گفت و گو درونی های مثبت داشته باش
همه چیز این کنترل ذهنه، همه چیز این در لحظه بودن هست…
اگر یه مشتری بهت زنگ میزنه اما به فروش ختم نمیشه بگو خدایاااا شکرت که زنگ زد
بگو کلییییی مشتری هست
اما ذهن مدام در هر حالت میخواد بگه خاک تو سرت که چنین اشتباهی کردی،تو چه دست و پا چلفتی هستی ..
اینا کارایی ذهنه
مدام میخواد حالتو بد کنه
ما روحیم، ذهن نیستم
اگر مسلط بشیم بهش ضد گلوله میشیم و هیچ چیز نمیتونه ما رو تکون بده و خم به ابرومون بیاره
تمام قدرت ها و زیبایی ها و عظمت های جهان هستی در درون من نهفته شده
من فراتر از هر چیزی هستم که بشه به زبان آورد و بهش فکر کرد
ذهن مدام میخواد بگه کمی،ضعیفی،کسی نیستی،فلانی بمانی…
و حتی از اون طرف میخواد بگه زیادی،مقتدری،کسی هستی برا خودت و …
باید به این لحظه آگاه بشی
باید به این لحظه واقف بشی
تو نه زیادی نه کمی
نه ضعیفی نه قوی
نه بلندی نه کوتاه
تو خدایی
فراتر از هر کلمه و تعریفی هستی
فراتر از هر خواسته ای هستی
مراقب باش این ذهن که جایگاه شیطانه و سال ها رهاش کردیم، ممکنه از هر طرف بخواد ما رو زمین بزنه
یه وقت فکر نکنی کسی شدیا
تو باید به بی کسی برسی ، وقتی به این برسی که کسی نیستی اونوقت همه کس میشی
مثل یوسف که خواستند چاه نشینش کنند اما عزیز مصر شد
مثل موسی که فرعون با اون لشگر عظیم و قدرتمندش خواست به قتل برسونتش اما خودش بزرگش کرد
اکثر مردم اینجوری هستن که مسئولیت قبول نمیکنن و گره هایی که خودشون ایجاد کردن رو باز نمیکنن و گمان میکنن یه نفر از بیرون میتونه بیاد به اینا کمک کنه
اگر مسئولیت قبول کنیم و گره هایی که خودت زدی باز کنی، هم خدا میاد به کمکت و هم مردم…
اول روی خودت کار کن و خلا های درونیت رو برطرف کن و سعی کن مثل زمان تولدت با خدا یکی بشی،کینه و حسادت و تنفر و خشم و .. رو از خودت دور کن و مدااام لحظه به لحظه روی خودت کار کن و سعی کن لحظه به لحظه ی زندگیت با یاد خدا پیش بره…
دیگه اونوقت هرچی بخوای در آن واحد به دست میاری، فقط کافیه اشاره کنید…
مدام باهاش حرف بزن،مدام دلبری کنید واسه همدیگه
هرجا خساست داری (محبت، پول، توجه، فضا)، بدون اونجا خشک سالی در راهه.
در راه خدا قدم برداشتن کار هرکسی نیست
خیلیامون مغلوب بازی این دنیا میشیم
خیلیامون شرمنده خودمون و خدا میشیم
خیلیامون مغلوب دسیسه ها و وسوسه های شیطان میشیم
خیلیامون اسیر هواهای خودمون میشیم
چون قدم برداشتن و ماندن در این راه و ادامه دادن در این راه کار هرکسی نیست
با کناریمون نمیتونیم کنار بیایم،مدام در خشم و کینه و حسدیم
مدام در قضاوت و غیبتیم
پر از توقعیم ز دیگران
مدام چشممون تو زندگیه این و اونه
مدام در مقایسه کردنیم
مدام در بیهوده گویی و بیهوده بینی هستیم
در هیاهوی این جهان و افکار و باور های بسیار نامناسبی که در اذهان مردم جهان حکم شده غرق شدیم
مدام در بت کردن و پرستیدنه این و اونیم
از خدا کیلومتر ها فکرمون دوره
خدا در زندگی ما جایی نداره
خدا از زندگی ما سال هاست که رفته،انداختیمش بیرون
خدایی که دیوانه وار عاشق و دیوانه ی ماست
جز اون عشقی نیست
جز اون عاشقی نیست
جز اون معشوقی نیست
جز اون خیرخواهی نیست
جز اون رفیقی نیست
همه و همه خودشن
در این ذهن غرق شدیم،در افکار غرق شدیم
مدام میخوایم دیگران رو تغییر بدیم،میگیم باید تغییر کنی تا زندگی من قشنگ شه و من کیف کنم
آخه دختر جون پسر جون تو خودت چقدر تغییر کردییییی مگه؟چقدر با خدات رفیق شدی؟عشق خدا رو تجربه کردی؟چقدر عاشقی؟از عشقش به جنون رسیدی؟
وای که چه خداهایی درست کردیم برای خودمون
چه خداهایی رو به جای رب العالمین داریم میپرستیم
یه روز دو روز سه روز در مسیر خدا قدم بر میداریم و دوباره بدتر از همیشه ضدش حرکت میکنیم
به خاطر همین خداوند فرمود ای شیطان،خیلیییی ها در این راه مغلوبت و ضد من می شوند و عدهٔ خیلی خیلی خیلی کمی در راه من ثابت قدم می مونند
بچه ها فکر نکنید ما از ثابت قدم ها هستیما
پیش خودت بشین فکر کن
ببین چقدر از روزت رو دیوانه وار برای خدا سپری میکنی
فکر نکنی سخته ها، نگی من انسانم و نمیتونم
به والله تو مسیرش که بیوفتی دیوانه و سرگشته اش میشی،24 ساعت هم میگی کمه برای عاشقی با تو الله
ببین در شبانه روز چقدر باهاش حرف میزنی؟
ببین آیا همیشه شادی یا هر اتفاق کوچک و بزرگی بیوفته در غم و اندوه و افکارت غرق میشی؟
داوود با انواع مشکلات و چالش ها رو به رو شد،ارتش های دیگه حمله می کردن
پادشاه ساوول بهش حسادت می کرد،در صحرا تعقیبش می کرد
مردم در موردش دروغ می گفتن و سعی می کردن اعتبارش رو خراب کنن
حتی یه جا پسرش بهش خیانت کرد و خواست پادشاهی رو ازش بگیره
پس داود دلایل خوبی داشت تا ناامید و منفی زندگی کنه
ولی در میان اون همه ناملایمات،یعنی زمانی که میتونست گلایه کنه
نوشت «این روز، روزی هست که خدا اون رو ساخته و من در اون شادی می کنم و خوشحال خواهم بود»
نگفت یک ماه دیگه شادی می کنم،گفت امروز!
میبینی؟
تفاوت ما با این عزیزان چقدره؟
میدونی چقدر عاشق شدن که چنین شدن؟
هررررر لحظه زندگیشون خدا بود
باید درس گرفت که دیوانه و سرگشته ی راهش شدند،که جز او نمی دیدند
که جز او نمی شنیدند
که جز او نمی گفتند
بیشترین شادی من زمانی هست که در لحظه بتونم توحیدی عمل کنم و به وسیله عملکردم و توحیدم بتونم اثرگذار باشم روی مردم جهان،روی قلب های خداوند
بیشتر از اینکه این قرارداد هارو بستیم و بسیارررر نتایج خلق شده و داره میشه…از این خوشحالم که شد،جواب داد،چقدر سریع و آسون
همه چیز خودمونیم،بیرون از ما نیست
به خدا نمیدونید چقدر چالش هایی رو دارم میگذرونم،چالش هایی که قسم میخورم حتی هر انسان 55 ساله ای نمیتونه بگذرونتشون(این را حتی خیلی از دوستان و مشتریان گفتنده اند) اما بنده به لطف خدا و با یاد خدا خیلی سریع و آسون میگذرونمشون
با هرکسی نشین،با هرکسی دست نده
تو شاهی،تو سلطانی
سلطان بچه را میر و وزیری همه عار است.
امروز یکی از همسایه ها میگفت علی تو چطوری این نقشه رو انقدر خوب و دقیق کشیدی و همه چیش میزونه؟ آخه داشتی آواز میخوندی و میخندیدی…
جواب ندادم اما تو دلم گفتم رازش همون آواز خوندن و احساس خوبمه دیگه سلطان.
شاد باش،حالت باید عالی ترین باشه
شکرگزاری مهمترین عمل ممکنه،عادت شکرگزار بودن رو باید در خودمون نهادینه کنیم
از خدا…از زندگی،از آدما…
(هرکه ندارد،آن هم که دارد گرفته خواهد شد)
تمام دارایی ما میزان احساس خوبمونه
هر زیبایی و اتفاق خوبی که میبینی تحسین کن
باید هر لحظه حواسمون باشه نزاریم حسادت در ما بیدار شه،از موفقیت دیگران به وجد بیایم
یه درخت با درختای کنارش رقابت نمیکنه!
فقط رشد میکنه…
از رشد کردن هم نوعانت حساااابی لذت ببر و براشون حساااابی کف بزن چون خیلی زود قراره خودت حتی بیشتر از اونا رشد کنی و همه برات دست بزنن و تشویقت کنن
توحید و تسلیم + تمرکز و عمل به ایده ها + استمرار + احساس خوب
اولش نیاز به کمی هل دادن داره و بعدش به قول استاد و قانونِ فیزیک وقتی در مومنتوم مثبت قرار بگیریم خود به خود کارهامون انجام میشه و بوم بوم بوم اتفاقات فوق العاده رخ میده طوریکه نمیتونیم جلوشو بگیریم:)
میدونی چه کشورهایی منتظرت هستن تا تو بری و حسابی تجربه شون کنی و لذت ببری؟
میدونی با عمل نکردنت،دیدار و دوستی با چه انسان های بی نظیر و فوق العاده دوست داشتنی رو داری به تعویق میندازی؟
انسان هایی که الان حتی خبر از وجود داشتنشون نداری اما وقتی عمل کنی و پله هارو آرام آرام بری بالا، میان و میشن یکی از عزیزترین آدم های زندگیت.
مثلا یه خونه میخری و همسایه ات میشه یکی از مهمترین آدم های زندگیت یا یه کاری رو شروع میکنی و میری جلو میترکونی و موفق میشی و با انسان هایی در این مسیر آشنا میشی که بی نهایت دوستشون داری و خیلی مهم و اثرگذارِ مثبت هستند در زندگیت.
میدونی چه ماشین ها و خونه هایی که الان منتظرن تا تو بخریشون….؟
خدایی که منتظره تا تو دستی از دستانش بشی تا به ده ها و صد ها و هزاران خانواده قسمتی از پولت رو ببخشی...
خدایی که منتظره تا صد ها و هزاران نفر روزی برسونی…
خدایی که میخواد از کالبد تو خیلی از لذت ها و موفقیت ها و شادی ها و اتفاقاتِ قشنگِ دنیا رو تجربه کنه
از فضای مجازی و حواشیِ وحشتناکِ داخلش خیلی خیلی فاصله بگیریم
و از انرژی مون در مسیر اهداف مون استفاده کنیم
حتی 5 دقیقه وقت آوردیم فایلی گوش کنیم که به ما آرامش و شادی میده و آگاهی های بیشتری به ما یادآوری میکنه
هر روز صبح و شب برو جلو آیینه و حسابی قربون صدقه خودت برو،در این جهان نگاه های خودت به خودت و رفتار های خودت هست که مدلِ رفتار و نگاهِ دیگران نسبت به تورو تعیین میکنه
مدام توجهت روی ویژگی های مثبت و زیبایی های خودت باشه، اونوقت ببین جهان چطوری بازتابش رو بهت نشون میده
با من حتی داخل کارگاهِ خودم هم عکس میگیرن چه برسه به فضای عمومی و جرئت نمیکنم حتی بیرون برم:)
وقتی احساست عالی باشه اونوقت در همه زمینه ها پیشرفت میکنی و از همه جا برات میاد…
با شکرگزاری،با توجه بر نکات مثبت خودت و دیگران،با توجه بر زیبایی ها،با عمل در مسیر علاقه مون،با مدام ورودی های مثبت و عالی داشتن،با لحظه به لحظه سعی بر توحیدی زیستن میتونیم بهترین احساسات ممکن رو تجربه کنیم
به والله به وضوح دیدم که اصلا مشتری های نامناسب،کوچکترین دسترسی به ما ندارن
میبینی همه دارن غر میزنن؟
من که نه دیدم نه شنیدم اما میدونم همه مردم دارن غر میزنن
طبیعیش همینه،چون بیش از 95 درصدِ مخصوصا مردم ایران تو در و دیوار هستن
ناسپاس و ناآرام
همیشه تعداد بسیار کمتری هستن که مسیر مثبت رو دنبال میکنن،که ثروتمند هستن،که محبوب هستن،که سالم هستن،که اخبار نمیبینن و ورودی های مثبت دارن
به الله ای که میپرستم قسم حتی مشتریان جدیدی که میان برام بیش از 95 درصد حرف از الله و اتفاقات خوب و خوبی ها میزنن
ببین این دنیا بی حساب کتاب نیستا
به شرطی میتونی از کمک و نگهداری و قدرت الله استفاده کنی که تو هم همراهیش کنی،که روبروش نَایستی و موازیش قرار بگیری
که تسلیمش باشی
تسلیم یعنی اتفاق این لحظه رو هر چیزی که هستش میپذیرم،منم منم نمیکنم،نمیترسم،نگران و مضطرب نیستم،خشمگین نمیشم،آرامم،شادم
مهم نیست این بیرون چه شکلیه،مهم اینه که به یادش باشی و عاشقش باشی تا ببینی چطور میزاردت روی دوش خودش و ازت مراقبت میکنه و به قله ها میرسوندت
داود رو به یاد بیار
زینب رو به یاد بیار
علی رو به یاد بیار
حسین رو به یاد بیار
هر اتفاقی که در جهان میوفته بخشی از تکامل این جهانه و همه چی در آن 6 روزی که عالم رو خلق کردیم نوشته شده
و آرام آرام توسط بشر داره پدید میاد!
ممکنه جهان و بشریت تا میلیارد ها سال دیگه ادامه داشته باشه، تمام زندگی و هرآنچه میتونه باشه در اون 6 روز خلق کردیم و مکتوب کردیم.
و ما الان در این نقطه از تاریخ ایستادیم
مهم نیست اون بیرون چطوریه،مهم اینه هرچی که هست به نفع منه
اون شرایط جنگ ایران قطعا اتفاقی بود برای بسیار موفق شدن ما،به شرطی که آرام باشیم و مدام روی خودمون کار کنیم
مطمئن باش خداوند هدایتت میکنه،هرجا لازم باشه
مثلا ساعت حدود 6 غروب داشتم میرفتم مرکز تهران برای گرفتن انواع گوشت از قصابی،قبل از اینکه درب ماشین رو باز کنم دقیقا 400 متر رو به روی من رو زدن و دود سیاهی بلند شد
چند ثانیه از حرکت کردنم گذشت دیدم دوباره زدن
1 دقیقه از حرکت کردنم گذشته بود که همون شخصی که میخواستم ازش گوشت بگیرم گفت حدود 40 دقیقه باید معطل شی و بهتره صبح بیای ببری(یعنی باز خداوند و جهان گفت نرو!)
و چند دقیقه بعدش دیدم تقریبا اونجا هایی که میخواستم برم رو بمباران کردن و همون لحظه از دور دیدم که صدا و سیما رو زدن(چون من اون لحظه در منطقه ای از تهران بودم که تهران کامل جلوی چشمام بود)
اون لحظه تصمیم گرفتم برم نزدیک ترین فروشگاه که لوازم های خونه رو خرید کنم،اتفاقا آخرین مشتری اون هایپر من بودم:)
چون اون زمان اون شرایط پیش اومد میخواستن سریع تعطیل کنن،من راحت با خیالی آسوده همه خرید های خونه رو انجام دادم و دیدم دیگه کسی رو داخل راه نمیدن و درب رو بستن و مردم پشت در…
ببین اینی که تعریف کردم درس های خیلی بزرگی داره ها
میبینی در زمان درست و در مکان درست بودن رو؟
میبینی الله چطور مراقبت میکنه و هدایت میکنه؟
مولانا رو به یاد بیار،مولانا در شدیدترین شرایط جنگی بود و مغول ها به شدت به ایران و خاورمیانه داشتن حمله میکردن و تقریبا کل ایران و بخش های زیادی از خاورمیانه رو گرفتن
اما
یه شعر برام بیار که مولانا اشاره ای به جنگ و ورود مغول ها کرده باشه یا گله ای کرده باشه از اون زمان
به شدت مراقب کانون توجه اش بود،به شدت مراقب ورودی هاش بود
چون ز شیران خویش را کردی جدا
همچو گوسفند، شدی تو مبتلا
مهم نیست چی میشه،میدونم هرچی میشه به نفع منه
به والله قسم با اینکه سراسر کنار کارگاه منو در منطقه بزرگراه فتح تهران موشک باران کردن و کارهامون عقب افتاده بود و … اما از قشنگ ترین روز های زندگیم در اون 12 روز بود
بیشترین خنده های زندگیم رو داشتم
بدان که یک برگ بدون اذن الله زمین نمی افته،بدان که تر و خشک با هم نمیسوزه،بدان که هیچ اتفاقی اتفاقی اتفاق نمی افته
تقریبا دو سه روز بعد از شروع مجدد کارهامون یه قرارداد 650 میلیونی بستیم،همه چیز داره خیلی عالی پیش میره
انسان های بسیار خوب
مشتری های بسیار بااخلاق و خوش حساب و پرسود
عشق و شادی و آرامش و ثروت روز افزون
نه تنها مشتری های بسیار خوش حساب و پرسود میان و باهات کار میکنن بلکه از لحاظ شخصیتی و ذهنیتی و آگاهیشون بسیار به تو نزدیک و شبیه هستن.
هر اتفاقی که میوفته به نفع منه،خداوند مراقب منه،من تو بغل خدام،تنها قدرت جهان الله هست،همه چیز تحت کنترل الله هستش
شاید خیلیا بگن بازار خرابه و …،اینها همیشه براشون بازار خرابه
ولی ما به لطف الله همیشهههههه سرمون شلوغه و حتی بعضی مشتری هارو که عجله دارن هم رد میکنیم(به جاش مشتری های خیلی بهتر میان)
ترس و نگرانی چه معنی داره؟ اصلا وجود نداره،یه توهمه،یه تجسم وحشتناک از آینده
اون بیرون هرچی که بشه از شرایط مریم مادر موسی که به ظاهر بدتر نمیشه زندگیت،فرعون میخواست بیاد خنجر بزاره رو گردن فرزندش و بکشتش اما همون فرعون فرزندش رو بزرگ کرد و دست خداوند شد تا بهترین زندگی روبراشون فراهم کنه.
هرچقدر بیشتر روی خودت کار کنی و بری جلو… اونوقت خداوند میتونه متناسب با عملکرد و تسلیم و ایمان تو بهت اعتماد کنه
بهت اعتماد کنه برای کار های بزرگ و بزرگتر
اون رابطه ای که یاد خدا و رفتار ها و افکار های سراسر آگاهانه و الهی در اون نبود،ذره ای عشق در اون نیست
به میزانی که رفتار ها و افکار ها توحیدی تر و آگاهانه تر میشن عشق بیشتر و بیشتر میشه…
هرچی که از عشق تعریف کردن بریزید بیرون
اگر دنبال آرامش و عاشقی و خوشبختی هستید برید دنبال خدا
عشق و عاشقی فقط با اوست
من شاید از بچگی باور های ثروت بسیار خوبی داشتم نسبتا،مثلا یادمه 5 سال پیش وقتی 18 ساله بودم تونستم رکورد فروش آسانسور در ایران رو بزنم
یادمه از موفق ترین و بزرگترین فروشنده های ایران که دو سه برابر من سن داشتند ادعا و افتخار میکردن که میتونن ماهانه 4 دستگاه آسانسور بفروشند اما بنده تونستم در یک ماه 15 کابین آسانسور بفروشم و درآمدم حتی اون زمان از آقای 60 ساله همون شرکت که قدیمی ترین و بهترین نیروی اون شرکت بود حدود 8 برابر بیشتر بود
اما اما اون آرامشه رو نداشتم و اونها یجور سراب بودن
چون ورودی هام درب و داغون بود
در لحظه نبودم،مدام در گذشته یا آینده بودم
هدف اصلی آرامشه و آرامش از در لحظه بودن میاد و در لحظه بودن از تسلیم میاد و تسلیم یعنی با خدا بودن و با خدا بودن یعنی تمام دنیا با توعه
اونوقت تمام دنیا تورو می جویند
طبیعیه که بسیار ثروتمند و سالم و شاد و جذاب باشیم
هرچقدر بیشتر به یادش باشی, بیشتر به یادته
هرچقدر عاشقش بشی به همون میزان عاشقت میشه
(باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم
از جان و دل یارم شوی،تا عاشق زارت شوم)
هرچقدر عاشقش بشی به همون میزان عاشق مردم میشی،عاشق هر خلوتی و شلوغی،عاشق هر گریه و خنده ای،عاشق هر کوچک و بزرگی،عاشق هر پایین و بالایی
همش میخندی،همش اشک شوق میریزی،برای آدما،برای زیبایی ها،برای دریا ها و خشکی ها،برای انتقاد ها و تحسین ها،برای قضاوت ها و بی قضاوتی ها…
وقتی مثل حسین بن علی،حتی تو گودال قتلگاه دشمنتو با عشق نگاه میکنی و براش اشک میریزی…
اون وقته که به قدرت خداگونهت زنده شدی.
دشمن خیال کرد گریه های امام حسین برای مرگ عزیزان و از بین رفتن حکومتش هست، به او گفتن هاااااا؟ دنبال حکومت اومدی؟
امام حسین یه نگاهی کردند و گفتند ولی من دارم برای تو گریه میکنم…
وقتی مثل مسیح،میخشده به صلیب
با تمام درد اما رو به آسمون میگه:
«پدر، اینان را بیامرز… چون نمیدانند چه میکنند.»
زینب در کربلا، همه عزیزانش جلوی چشمش شهید شدن… از برادر، فرزند، فرزندان حسین، تا خود حسین…
اما در مجلس یزید، وقتی یزید پیروزمندانه گفت:
«دیدی خدا با شما چه کرد؟»
زینب (س) ایستاد و گفت:
«ما رَأَیتُ إِلّا جَمیلاً…»
«جز زیبایی چیزی ندیدم.»
سلام علی آقا بسیار لذت بردم از نوشتن از نوع نگاهت به خدا اگه تو گروه نمیشناختم فکر میکردم 40سال به بالایی ماشاالله به طرز نگاهت به موفقیتهایی که کسب کردی بیشتر بیا تو گروه مدار عشق واقعا همیشه لذت بردم از نوشته هات از ارتباطات با خدا از عشقبازیت با خدا دمت گرم
علی عزیز!
ماشاالله به این سیر صعودی موفقیت هایت!
ماشاالله به این توحیدی بودنت!
آفرین بر این عمل کردن هایت!
هزار ماشاالله به این ثروتی که ساختی!
آفرین به این آرامشت،در لحظه به یاده خدا بودنت…
تمام کلمه هایت در عمق جانم نشست و نمیدونم چندین صفحه بود ولی اون قدر دلی و قلبی بود که دوست نداشتم تمام شود!
تمام زمانی که کامنت تان را میخوامدم سراسر تحسین شما بود و لبخندی که بابا می شود،هر چه که بخواهی میشود،به شرط ایمان و پاکی دل!
به شرط با خدا بودن و تکیه به خودش!
به شرط طهارت روح!
چقدر لذت بخشه در این سن بسیار پایین،چنین موفقیت هایی رو در تمام جهات کسب کرده اید و بزرگترینش عاشق خدا بودنتون هست…
این عشق در هر لحظه،کن فیکون ها میکنه و معجزات رو پشت سرهم برات میاره!
چقدر تحسینتون کردم که بارانی از کلمات زیبا رو در این متن چند صفحه ای نگاشتید و اصلا تکراری نبودند چون از اعماق وجودتان برخواسته بود لاجرم بر قلب من و افراد بسیار زیادی که لایق خوندنش باشند می نشیند!
عشق بازی هایتان با معبودتان پایدار و استوار و حجم موفقیت هایتان در هر زمینه ای روز افزون باشه!
گوارای وجودتان که همگی نتیجه توحید و توحید و توحیده…
به نام خداوند بخشنده ومهربانم
سلام به استاد عزیزم و همه دوستان گلم
سلام به علی آقای گل
تو با قلب ویرانه ی من چه کردی …
چه کامنتی چه حرفایی چه نتایجی چه حال خوبی تحسینت میکنم با تمام وجودم و خداروصدهزار مرتبه شکر میکنم برای این نتایج عالی که گرفتی
کامنت رو خوندم و لذت بردم و اشک ریختم ….
من کامنتهات دنبال میکنم بخاطر همین اسمت تو ایمیل ها اومد سریع اومدم بخونم ببینم علی آقای ما چه دستاوردی داره چون قبلا هم که کامنتهات که میخوندم همینطور لذت میبردم و تحسینت میکردم..
آفرین آفرین به این همه عشق خدا که همه چیز ..
چه راهکار خوبی دادی که بشینیم قرارداد های خیالی بنویسیم که خب پشتش همین عشق خدا بوده و توکل بهش که حتما میشه چه طعم شیرینی داره وقتی اون کاری که با ایمان داری انجام میدی میشه…
هرچی ازت تعریف کنم و حرف بزنم کمه …
ان شاالله همیشه سلامت و شاد و موفق باشی همونطور که هستی …
منتظر کامنتهای بینهایت زیبات هستیم همیشه…
با سلام خدمت انسان توحیدی
از دیشب شاید چندین بار کامنت شما را خواندم چیه غوغایی درونم به پا شده که نمی تونم توضیحش بدم.
انگار یه دوره از توحید ووصف خدا کار کردم.
خدایا ،لحظه ای به حال خودم مرا وامگذار .
من جز تو هیچ کسی ندارم .
این حرفهایی که زدید ،انگار از فرکانس بالایی می آمد که بردل بی تابم نشست .
انشالله موفق وتوحیدی باشید
دم خدا گرم با بودن این انسانهای توحیدی در این سایت الهی که داره خودش مدیریت می کنه.
سلام بر علی آقا مرد توحیدی
امروز من واقعا سورپرایز شدم . بنازم به این عشق بازیت با معشوقت. واقعا این ارتباط با چنین ارتعاش و فرکانس قوی امروز برایم یک پیامی بود . علی جان شما با زبان خدا با من حرف زدی چه زیبا هم سخن گفتی تمام کمبودهایم و غفلت هایم را برایم یاد آوری کردی .بله هر نتیجه ایی برایمان بوجود میاید که بر ضرر من هست باعث اش خودم هستم و باید مثل شما ارتباط ام را خدایم قویتر کنم و کن فیکن شود. او آماده هست و این منم که باید از خواب غفلت بیدار شوم و در آغوشش جایی بگیرم . هر اندازه او را باور دارم به همان اندازه برایم نزدیکه چقدررررر زیبا بود کامنتتون واقعا یک عطر رایحه ایی بود که منو دیوانه خدا کرد و باید بقول شما هر لحظه به یادش باشم
به شما آفرین میگم و برای خودم یاد آوری میکنم که همواره و هر لحظه باید تسلیم خداوند باشم و از او هدایت بخواهم. تحسینتون میکنم و یک کتاب خداشناسی کاملی را قلم فرسایی کردید.
یک درخواستی دارم اگر قبول بفرمایید من در حال تدوین یک کتاب هستم و میخواهم عین متن شما را در بخشی از کتاب بیاورم با اسم خودتان اگر اجازه داشته باشم برایم بفرمایید
در پناه خداوند همواره پایدار باشید
درود بر شما و همه دوستان عزیزم،امیدوارم حال دلتون عالی باشه
خدا رو شکر که فرمایشات فرمانروای جهانیان براتون مفید و اثرگذار واقع شده. خداوند میفرماید و بر جان هر کسی که آمادهٔ دریافت آگاهیها و صحبت های الهی باشه، مینشینه.
هر کسی در این جهان اگر صحبتی اثرگذار و الهی داشته، بدون شک از پروردگارش بوده.
ما انسانها هیچ چیز از خودمون نداریم،جز لطفهایی که خداوند به ما داشته و داره.
همونطور که گفتیم ما به خودی خود حتی نمیتونیم شلوارمونو بالا بکشیم.
هرچقدر به او نزدیکتر بشیم، کارهای بزرگتری ازمون برمیاد و میتونیم اثرات بیشتری بر دنیا داشته باشیم.
خواهش میکنم عشق من و خدا، اختیار دارید.
با خیال راحت منتشرش کنید.
این همه آوازها از شه بود،گرچه از حلقوم عبدالله بود
وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ، لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیَمِینِ، ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِینَ، فَمَا مِنکُم مِّنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِینَ
و اگر او (محمد) چیزی از جانب خودش به ما نسبت میداد، ما بیدرنگ دست راستش را میگرفتیم، سپس رگ قلبش را قطع میکردیم، و هیچکس از شما نمیتوانست جلوی ما را بگیرد.
(سوره حاقه، آیات 44 تا 47)
سلام و درود خدا بر بنده شایسته جناب اقای علی ملکی عزیز،
سپاس فراوارن از بزرگواری شمابرادر بزرگوارم امیدوارم همواره در این راه صراط المستقیم به هر نعمتی که خواستار آن هستید دست یابید،
تندرست تر و سعادتمندتر ،ثروتمندتر و پرنشاط تر باشید
در پناه خدا
با درود و وقت بخیر خدمت شما آقای ملکی عزیز !¡
خیلی ممنون که دوباره برگشتین و برامون چنین کامنت پر بار و پر محتوایی نوشتین .. خدا میدونه چند ساعت طول کشیده این کامنت رو نوشتین . راستش فقط و فقط خواندن کامنت شما برای من دو ساعت طول کشید!!!
تازه میخوام بشینم نت برداری کنم .. تازه میخوام خودمو تربیت کنم .. تازه میخوام خودمو ویکاوری منو و ببینم گره های من کجاست !؟؟ تازه باید برم دنبال خودم بگردم ؟ انگار یک جایی گم شدم باید ببینم با همه ی آنهایی که قبلنا . یعنی قبل از اومدنم به جهان هستی قراردادی داشتم و میشناختمشون رو احضار کنم . چون من آماده ام که توی مدار شوند برم در واقع آنها هم منتظر من هستند اون خواسته های من همین الان موجود هستند ولی انگار من هنوز بقدر کافی رشد نکردم که هنوز ندیدمشون !!
نمیدونم چند بار دیگه باید کامنت شما رو بخونم تا به درک و آگاهی بیشتری هدایت بشم !!
در هر صورت سخن به درازا میکشه بجای اینکه الان خودمو بخوام پیدا کنم باید تسلیم باشم باید سکوت کنم باید کمی بخودم فرصت بدم ..
ب
آقای ملکی عزیز یادمه سال پیش یک کامنت پاسخگویی بسیار پر محتوایی برام نوشته بودید که خیلی تاثیر گذار بود سبب خیر شدید که برم میان دو سه هزارتا کامنتی که ثبت کردم پیداتون کنم !! و یا شاید باید برم توی کامنت های شما شاید خودمو پیدا کنم!!
ولی میدونم بلاخره جوینده یابنده هست!!!
آقای ملکی عزیز بهتون خیلی خیلی تبریک میگم واقعا جای تحسین دارید واقعا شما از آن دسته افرادی هستید که خیلی زود هم خودتون رو پیدا کردید و هم خدای رحمان و رحیم رو …
خیلی خوشحال شدم که اسم تون رو دوباره توی لیست ایمیل هام دیدم خدا رو شکر
منتظر کامنت های پر محتوای شما بیصبرانه هستم
برادر عزیزم چقدر کامنتت برام درس داشت من باخوندن کامنتت فقط اشک ریختم …چقدر کلماتت که از خدا نمشتی قدرت داشتنت انقدر قوی بودند که مثل مشتی بر سر من کوبیده شدند دروغ چرا باید اعتراف کنم اگه چیزی ندارم چون خداروندارم و..من هنوز خدارو ندارم من خدارو پیدا نکردم من دارم باعقل معیبوبم جلو میرم و ناراحتم از شرایط مالیم ناراحتم از سلامتیم ناراحتم از زندگیم … اب در کوزه و من گرد جهان میگردم
فهمیدم ضعفم توحیده فهمیدم که باید خدامو پیدا کنم خدایی که درونمه خدایی که منم ….ولی چطوری؟
خداااا من میخوام با من بلند صحبت کنی من میخوام بشنوم صداتو من میخوام بیدار بشم از خواب غفلت من میخوام مثل علی رو دوش تو سوار شم من میخوام مثل علی عاشق و دل باخته تو باشم من میخوام مثل علی عمل کنم من میخوام راهی که علی رفت رو برم من میخوام مثل علی عزیزت بشم من میخوام چشام فقط تورو ببینه خدا … من از مشرک بودن بیذارم من از بدون تو زندگی کردن بیذارم من از بدون تو نفس کشیدن بیزارم …خدا میدونم صدامو میشنوی ازت کمک میخوام دلم شکسته خیلی شکسته ازت میخوام فرصت دوباره بهم بدی بهم بگی چیکار کنم چیکار نکنم من سراپا گوشم من به تو فقرم خدا من از ته دلم میخوام بیام تو اغوشت…خدا من توبه میکنم به درگاهت فقط بگو چیکار کنم چیکارکنم که تو ازم راضی باشی چیکارکنم بشم بنده خالصت چیکار باید کنم خدااااااا
بنام خداوند آفریننده زیبایی ها
بنام خالق آسمان ها وزمین وهرچه بین آنهاست
سلام آقای ملکی
باخواندن کامنت شما خیلی تحت تاثیر قرارگرفتم
به زیبایی هرچه تمام تر ازعشق به خداوند وتوحید وهدایت نوشتید ومن باخواندن سطور زیادی ازدل نوشته شما اشکم درآمد وازشور واشتیاق ارتباط باخدا لبریز شدم و برایم جالب بود شما درسن 23 سالگی به این سطح ازموفقیت کاری ومالی رسیدید واینطور عالی درکامنتتان ازنگاه الهی وعشق خدایی صحبت کردید وهرچه ازدل برآید بر دل نشیند
خداراشکر تونستم به کامنت شما هدایت شوم وحس وحال عشق الهی پیداکنم وبه قلبم رجوع کردم وتمام دلنوشته شما را عمیق حس کردم
موفقیتهای فراوان شما راتبریک میگم وتحسین میکنم وشما نمونه جوان موفق وباایمان هستید که درسن کم عالی رشد وپیشرفت کرده وباوجود نداشتن تحصیلات دانشگاهی موفقیتهایی بدست آوردید که دانشگاهیان نمیتونند
آفرین برشما
درپناه خداوند مهربان روزگارتان خوش وشیرین باشد وسلامت وسرفراز وموفق باشید
سلام به علی جان نازنین
امیدوارم هرکجا که هستی حالت عالی باشه..برای اولین بار کامنت شمارو خوندم وبدون شک برام پیامی داشت از فرمانروای کائنات…خداروشکر میکنم که برخوردم به کامنت شما وچقدر زیبا نوشتی.فوق العاده بود..بعضی از قسمتهای کامنت را بارها خوندم بعضیش را نوشتم وگذاشتم جلوی چشمام..
خیلی زیبا نوشتی علی جان..بازم ممنونم وهمیشه بنویس برامون…
همیشه در نور وعشق خدا باشیم….
سلام به علی آقای عزیز
واقعا لذت بردم از کامنتت
اشک از چشام جاری شد
البته نتونستم کامل کامنتتو بخونم
تا اونجایی که گفتی نقش بازی کردم و اتفاق افتاد
اصلا دگرگون شدم
انگار خدا داشت به من حرف میزد
5 تا ستاره کمت بود
کاش هزاران ستاره میتونستم بهت بدم
سیو کردم کامنت تو که مجدد بتونم تا آخر بخونمش
واقعا بینظیر نوشتی لی خیلی لذت بردم و واقعاً اینجا نمیتونم بیان کنم این لذت بردن رو در کلمات نمیگنجه
امیدوارم که در هر کجا هستی سلامت و پایدار باشی
بنام الله یکتا
سلام به شما دوست عزیز بااهنگ بی کلامی که گفتین رو کامنتتون خوندم و اشک میریختم واشک میریختم و عجیببب حالت روحانی بهم دست داد و اینقدرررر غرق نوشته هاتون شدم که خدا میداند وبس و جواب مسئله ام رو از کامنت شما گرفتم و خدا از طریق شما باهام حرف زد و من کیف کردم از این همه اگاهی و توحیدی بودنتون
وبهتون تبریک میگم به خاطر نتایج بزرگی که کسب کردین بی شک لایقش هستین
شاد وموفق و پیروز باشید دوست عزیز
بنام الله مهربان
سلام به علی نازنینم
هزار ماشاالله چقدر کامنت پر محتوایی ، هر چقدر خوندم توحید بود و توحید
خیلی برام درس داره ، این نگاهت رو تحسین میکنم و عاااااالی عمل کردی دمت گرم
چند تا نکته از صحبتهات برداشتم و انگار همین ها رو میخواستم بشنوم ، بخونم تا باورم قوی تر بشه
الهی خدا هدایتم کنه همینگونه حرکت کنم ، همینگونه رفتار کنم ، همینگونه فقط خدا رو ببینم و همه چی در زندگیم خدا باشه
علی ملکی عزیز خیلی ازت ممنونم بابت این همه آگاهی نابی که عاشقانه با همه شیر کردی
برات از الله مهربان بهترینها رو میخوام
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
الر تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ الْمُبِینِ ﴿1﴾
الف لام راء این است آیات کتاب روشنگر (1)
إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ ﴿2﴾
ما آن را قرآنى عربى نازل کردیم باشد که بیندیشید (2)
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِینَ ﴿3﴾
ما نیکوترین سرگذشت را به موجب این قرآن که به تو وحى کردیم بر تو حکایت مى کنیم و تو قطعا پیش از آن از بى خبران بودى (3)
سلام خدمت علی عزیز
بچه توحیدی سایت که وپنهان از ما بود
خدا را شکر که اینجا این متن را نوشتی کلی لذت بردم
و متن ات را کاپی کردم حتما هر بار میخانم
و منتظر فعالیت های جدید ات هستیم
در حفظ الله باشی
به بدون تان سپاسگزارمممممم
سلام به شما دوست الهی در این سایت ارزشمند ، من امروز حال عجیبی داشتم دلم گرفته بود از خدا یک نشونه خواستم که دلم امیدوار تر شه در مسیر بمونم ، یکدفعه قبل از اینکه فایل استاد عزیز گوش کنم یه حسی گفت صفحه کامت ها رو بخونم دو سه تا کامنت خوندم میخواستم رد شم اما حسی گفت ادامه بدم به پیام شما که رسیدم میخواسنم رد شم گفتم چقد زیاده حوصلم نمیاد بخونم باز حسی گفت بخونم رد نشم وقتی دیدم این همه امتیاز ، و الان دو ساعته با اون آهنگ بی کلام اشک ریختم خوندم ، چقد خدا جواب میده من گفتم به خدا حق دارم نشونه بده بهم ببینم در راه خواسته م هستم بابت چالش هایی که تجربه میکنم مدام به خدا میگم هدایت م کن از مسیر دور نشم به قدری نجواها زیاد شده من دور شم اما باز ادامه میدم نمیزارم مومنتوم منفی در من ایجاد شه حالمو خوب نگه دارم شیطان خیلی میخواد از مسیر دورم کنه مقاومت ها زیاده شرایطی دارم میگذرونم اما میدونم درست میشه و امروز خدا هدایتم کرد به کامت شما و فهمیدم حواسش بهم هست و میخواد بهم بگه صبر کن درست میشه ، و از پیام شما فهمیدم ضعف من اینه در هیاهوی دنیا باید فقط توجهم به خدا باشه و بیشتر یاد خدا باشم و تسلیم تر تا در لحظه باشم و به خواسته م نزدیک تر
واقعا از خدا سپاسگزارم بابت دست هاش و بابت پیام شما که بر روح و روانم تاثیر گذاشت .
تحسین میکنم شما رو که در این سن کم هم خدا رو شناختید و توحیدی عمل میکنید و هم زندگی سراسر ثروت و رابطه قشنگ تجربه میکنید
رابطه خوب و سالم و عاشقانه و قشنگ بزرگترین نعمت خداست ایشالله که سر راه منم قرار بگیره چون تجربه نکردم این نعمت خدا
سپاسگزارم ازتون ایشالله که همیشه براتون بهترین ها باشه .
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز
سلام به شما دوست هم فرکانسی علی اقا
واقعاً از کامنتتون لذت بردم
با اهنگ بی کلامی ک گفتین سه روزه ک من گوش میدم و کامنتتون رو میخونم به حدی دگرگون شدم ک همش اشک میریزم یک فضای معنوی بو اون اهنگ و کلمه به کلمه کامنتت ک همه از زبان خداوند بود برای من
من این چند روز از دو نفر از نزدیکانم نازاحت بودم و کامنت شما دقیقاً برای من بود
ک تمرکزمو صد تر صد از این ادما بردارم و بذارم روی خودم ازتون سپاسگزارم
و تحسینتون میکنم با این همه موفقیت
امیدوارم هر جایی هستین شاد و ثروتمند و سلامت باشید
..
سلام علی اقاامیدوارم این حس خوب باخداوندورابطه باهمسرتااخرعمرباشماباشد
چندروزبودیک سوال ازخداوندداشتم تابفهم درمسیرم قدم بعدی من چیه کاملا اتفاقی وقتی داشتم از اول تمام کامنتهای این فایل استادرامی خواندم به کامنت زیباشمارسیدم وگویی خودخداوندبودکه بامن حرف می زدبخشهایی ازکامنت شماراذخیره کردم که در بخشی ازکتابی که دراینده نزدیک خواهم نوشت استفاده کنم
باتشکرازشماوبرای شما خانواده محترم بهترین هارادرمسیررشدوپیشرفت خودشناسی وخداشناسی ارزو مندم دومسیری که اگر درست طی شوددرتمام زمینه هاانسان راازفرش به عرش می رساند
قربون خداااا برم که انقدر عاشقانه و انقدر صادقانه با شیواترین کلام از زبان شما با ما حرف زد
توفیق این واسطه بودن برای گفتن این حرفاااا برای اینهمه دلگرمی برای این همه وضوح رو به شما عزیزدلش داد
ممنونم ازت علی آقا که رابطه ات رو با خدا انقدر عمیق و خالصانه کردی و به اینهمه موفقیت و حس خوشبختی و آگاهی رسیدی و الان با نهایت سخاوت این تجربه رو به اشتراک گذاشتی مطمنم و ایمان دارم که انرژی قشنگ این ماموریت الهی که خدا گفت و شما نوشتی از هزااااران راه و به بهترین شکل به زندگیت سرازیر میشه
رفاقتت با خدا اشک چشمامو جاری کرد موزیکی که خدا گفت گوش کردم و بارها و بارهااا جمله هاتو خوندم اونقدرررر فرکانسش بالا بود اونقدر صمیمانه و عاشقانه بود که روحمو نوازش کرد انگار سرمو گذاشتم رو شونه ی خدا و دستشو دور کمرم حلقه کرده و اشکامو با دستش پاک میکنه و نوازشم میکنم برام میگه که چطور باید باهاش هر لحظه عاشقی کنم باهاش رفیق باشم به من یادآوری میکنه که تو با من بودن رو انتخاب کن که به بی نیازی از غیر برسی تو عمل کن به آگاهی هایی که تو چالش های زندگی فراموششون میکنی و فکر میکنی این مشکلات و غم و غصه ها ابدی هستن،،، نه چیزی که ابدیه واقعیه عشق من به توعه و اگر به این عشق وصل باشی دنیااا برات بهشته هر لحظه از زندگی برات جشنه که صفر تا صدشوووو خدا برات میچینه که تو فقط از ته دل بخندی و با عشق بگی خدایا شکررررت
علی آقا زدم روی عکست و باز شد و از دیدن چهره ی زیبا و موهای قشنگت لذت بردم خیلیییی خیلی چهره زیبا و به دل نشینی دارید ولی از دیدن صفحه ی معرفیت شکه شدم چرااا پروفایلتون خالیه؟ چرا از نحوه ی آشناییت با این راه و مسیر چیزی ننوشتی؟
امیدوارم به زودی زبان خدا بشی برای نوشتن این قصه ی شیرررین و الهی تا بشی امید تو دل هزاااران نفر که وقتی هدایت میشن به پرفایلت اونجا کلی امید و انگیزه به روح و جانشون تزریق بشه که ببینن میشه که قانون جواب میده که این دنیاااا فقط خیره و خیـــــــر و شادی و عشق
چقدرررر با این جمله ات لذت بردم و غرقش شدم که
«() خدایی که میخواد از کالبد تو خیلی از لذت ها و موفقیت ها و شادی ها و اتفاقات قشنگو تجربه کنه ()»
دلم میخواد روزی که از این دنیا میرم و به خودش برمیگردم دستم پر باشه و با لذت بگم من تونستم امانت دار خوبی برای روح پاکت باشم و لذت هارو باهم و در آغوش هم جشن گرفتیم شاد بودیم و از تجربه ی زندگی دست پر برگشتم با احترام به روحی که تو وجودم به امانت گذاشتی با دوست داشتن خودم با عشق ورزی به خودم با تجربه ی قشنگترین لذت های دنیااا و زیباترین احساس های دنیااا
تنها وظیفه ی من تو این دنیا همینه و خدا با پیام شما این وظیفه رو به من یادآوری کرد
ممنونم ازت علی ملکی مرسی برای تک تک موفقیت هات و دلبری ها و عاشقانه هات با خداااا مسیرت پرنور و پر از زیباییی و عشق
سلام و درود به روح پاکتون علی اقا نازنین
.
کامنتتون اینقدر الهی و بقول خودتون از جانب خداست که روزهاست درگیر خوندن و فکر کردن به کامنت شما هستم
.
من نزدیک 6 سال میشه که عضو سایت هستم و خیلی اهل کامنت خوندن و کامنت گذاشتن نیستم مخصوصا کامنت های طولانی
و اینکه اولین بار هست سیمای زیبای شما رو در سایت دیدم و باهاتون اشنا شدم .
انگار خدا کشوندم گذاشتم روی کامنت شما همون چند خط اول و که خوندم یه حسی درونم گفت این فقط یک کامنت نیست
این نوشته ها پر از کلید و پیام های عمیق از طرف خود شخص خداست
یکی از افرادی که روزیش کامنت شما بود من هستم
روزهاست یسره دارم به معنای حرفاتون فکر میکنم
بینهایت تحسینتون میکنم برادر عزیزم بابت نتایج مادی که گرفتید ولی چیزی که درون وجودم رو تکان اساسی داد درک عمیق شما از توحید و ارتباط گرفتن واقعی با منبع خودمون خداست
اینقدر ارتباطتون واقعی هست تک تک کلمه هایی که نوشتید انرژی عجیبی داره
هر بار با اهنگی که یادداشت کرده بودید گوش میدم اشک ها جاری می شود روح ادم لطیف میشه
انگار کلیداصلی جهان کلید اصلی تمام جنبه های این دنیا رد پیدا کردید همچین حسی از خوندن کامنت بهم دست میده
خیلی سپاسگزارم ازتون که حرف های خدا رو برامون نوشتید
بنام خرای فراوانى ها
سلام به همه دوستان
برداشتهایی که مورد نیازم بود ؛ گذشته سختم و عدم حمایت شدنم عدم امکاناتم یک موهبت بزرگ بوده نه یک گرفتن یک نعمت و نقص …. چون همین ها باعث شد من یک شخصیت قوی داشته باشم . همزمان با گوش دادن به این فایل به این متن هدایت شدم و دیدم چقدر روم تاثیر داشت …. .
شما تنها زمانی به قدرت نیاز دارید که ،
قصد انجام کار مضری را داشته باشید !
در غیر این صورت ؛
عشق برای انجام هر کاری کافیست !
چارلی چاپلین
تمام سختی ها از من دختر قوى نساخت صرفا چون قدرت پوسته ظاهری هست …. از من یک عاشق واقعی ساخت عاشق دنیا آدم ها وخدا و زندگی و ….و با همین نیروی عظیم عشقیم زندگیم متفاوته از افرادی که این نیرو رو ندارن …..