تجربه من از کودکی دردناک تا آزادی درونی - صفحه 1


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری تجربه من از کودکی دردناک تا آزادی درونی
    235MB
    58 دقیقه
  • فایل صوتی تجربه من از کودکی دردناک تا آزادی درونی
    57MB
    58 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

448 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    عسل گفته:
    مدت عضویت: 1013 روز

    1404/5/5روز386

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به بهترین استاد دنیا و دوستان گل

    خدایاشکرت که امروز بیدارشدم و تونستم این فایل بی نظیر و ببینم و‌بشنوم

    وقتی که توضیح میدادید استاد عزیزم

    یاد گذشته ی خودم افتادم که من وقتی با شرایط سختی که در نوجوانی تجربه کردم خودمو چطور از اون ماجراها دور میکردم ؟ دیدم تنها چیزی که من بهش پناه میبردم کار مورد علاقه ام بود یعنی رشته ایی که توش الان تبدیل شدم به مدرس دانشگاه خدایا شکرت

    من فقط پناه میبردم به درس و طراحی که کار مورد علاقه ام بود و غرق میشدم در کارم و‌اصلا فراموش میکردم اون مشکلات و مسایل رو و وقتی بیشتر پیشرفت کردم و یه کار دیگه ایی که اضافه شد به کارهایی که بهشون پناه میبردم کتاب خوندن بود من عاشق کتاب خوندن بودم چون منو میبرد توی دنیای دیگه و زمان حال و مسایل و فراموش میکردم و دوباره همین کتاب خوندن ها باعث شدن من دنبال راه رسیدن به موفقیت باشم .

    دوباره باتوجه به تضادهایی که برام رخ داد همین یک سال گذشته دقت که کردم دیدم سایت استاد عباسمنش عزیزم یه کار دیگه ایی بود که من بهش پناه آوردم و مسایل و مشکلات و فراموش کردم و همین باعث شدکه من دوباره خودمو پیدا کنم و تحول ایجاد کنم در زندگیم .خدایا شکرت

    ولی در خصوص یسری مسایل که گفتید متوجه شدم که من رعایت نکردم و هنوزم نمیکنم ولی دارم سعی میکنم کنترل کنم اینکه در گذشته البته کمتر بادیگران اما در درون و مغز خودم خیلی احساس قربانی بودن میکردم و بخاطر همین همون شرایط برام تکرار می‌شد چون من بهش قدرت میدادم

    و با کسی که خیلی باهاش راحت هستم و صمیمی ام درمورد مشکلاتم همش صحبت میکنم و درد و دل میکنم

    البته در ظاهر دنبال دلسوزی طرف مقابل نبودم یجورایی شاید میخواستم مشورت بگیرم و دوباره اشتباه نکنم

    اما بعضی وقتا از دستم در میرفت و دقت میکنم میبینم تهش میخواستم خودمو ثابت کنم و بگم من آدم خوبی ام و ببین چه گذشته ایی داشتم و به کجا رسیدم

    تصمیم گرفتم که دیگه درمورد مشکلات و مسایل ام با خودم توی فکرم با خدا و با هیچ کسی صحبت نکنم

    تصمیم گرفتم هرموقع هر کی ازم پرسید چخبر بگم خداروشکر همه چی عالیه و اگر خواست خودش درد و دل کنه یا باعث بشه من درد و دل کنم بحث و عوض کنم با سوال حافظه ایی یا اگر مجبور شدم به درد و دلش گوش کنم. عمیق نشم توی صحبتهاش و احساسم خراب نکنم و بگم که انشالله که خیره و باعث بشه که طرف دیگه نخواد با درد و دل کردن من دلم براش بسوزه

    این مهم‌ترین نکته ایی که من باید در اولویت زندگیم قرار بدم و کلا درمورد مسایل و مشکلات و سختی هام با کسی حرف نزنم

    خدایا شکرت که امروز هدایتم کردی که یکی از پاشنه های آشیلم و پیدا کنم

    استاد عزیزم ممنونم ازتون بخاطر اینکه اینقدر قانون راحت و زیبا به ما یادآوری میکنید بهترین ها در هر لحظه سهم شما باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 75 رای:
  2. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 1557 روز

    سلام و درود

    امیدوارم حال دلتون عالی باشه

    اگر من فقط و فقط یاد بگیرم و حرف به حرف رعایت کنم موضوع ذیل را ،مرا کافی است

    مدتها هست در سایتم و استاد عزیز بسیار در دوره ها و فایلهای دانلودی فرمودند در مومنتوم منفی نمانید و اتفاق بدی براتون افتاد سعی کنید حال دلتون را خوب کنید احساستون را خوب کنید چون قانون جهانه که هر آنچه فکر کنید و فرکانس بفرستید از جنس همون وارد زندگیتون میشه با دیگران از بدبختی هاتون تعریف نکنید احساس جلب توجه نکنید اعتماد به نفس و عزت نفس داشته باشید به خدایی ایمان داشته باشید اگر از مسیر سپاسگزاری وارد شوید و به منفی ها و ناراحتیها توجه و تمرکز نکنید و مومنتوم مثبت را رعایت کنید و حال دل خودتون را خوب کنید و روش شخصی خوب کردن حال دل خودتون را پیدا کنید استاد بازی می‌کردند و با شرایطی که داشتند خودشون را در مومنتوم مثبت حفظ میکردند من اگر همین موضوع را برای خودم نهادینه کنم که از اتفاقات بد را برای دیگران تعریف نکنم و توجه نکنم و مسیر ذهن را از تمرکز روی آن اتفاق بد بردارم و به هزاران موضوع زیبا که وجود دارد بزارم و سپاسگزاری کنم و نعمات فراوانی از ثروت و روابط و سلامتی را وارد زندگی خودم میکنم و استاد که چنین در هر جنبه زندگی پیشرفت کردند تکاملی همین قانون را رعایت کردند تمرکزی کار کردند

    محبوبه جان فقط از امروز با دیگران درد دل نکن البته خیلی بهتر شدی ولی این گاهی هم دیگر از زندگیت حذف کن و در مسیر سعی کن با عشق به خدا و رعایت قانون مسیر را برای خودت هموار کنی

    ایاک نعبد و ایاک نستعین اهدنا الصراط المستقیم الصراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم والضالین

    در پناه خداوند یکتا شاد و پیروز و سعادتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 51 رای:
  3. -
    سعیده خاجوئی گفته:
    مدت عضویت: 686 روز

    سلاااااام بر استاد بهشتی ام.

    سلاااام بر استاد شایسته نازنینم.

    ازتون متشکرم بابت اماده سازی متن معرفی فایل.

    و سلاااام بر رفقای توحیدی ام.

    خدایا شکرت به خاطر رزق پربرکت امروز از دستان استادم.

    من فعلا تا دقیقه 20 این فایل بهشتی رو گوش کردم.

    اتفاقا دیروز یه سری خاطرات نادلخواه از گذشته توی ذهنم مرور میشد ولی من با صحبت کردن با خودم انگار ابی بود که روی اتیش ریختم.

    سریع نجواها اروم شدن.

    به خودم گفتم من خالق زندگی خودم هستم.

    گفتم اگر فلانی باهات اینطور رفتار کرد اون مقصر نیست.

    مقصر خودتی.

    خودت مسوول زندگی خودتی.

    سعیده این خودت بودی که با باورت،افکارت و کانون توجهت،باعث شدی در مدار اون اتفاق نادلخواه قرار بگیری.

    خلاصه همین گفت و گوی به ظاهر ساده باعث شد که مسوولیت اون رفتاری که باهام شده بود رو به گردن بگیرم و اروم بشم.

    استاد عزیرم من در طول روز،مدام طبق اموزش های شما به خودم یاداوری میکنم که زندگی الان من،حاصل فرکانس های ارسالی گذشته ی من هست.

    و زندگی اینده من هم دقیقا دقیقا حاصل فرکانس های ارسالی الان من هست.

    پس باید خیلی خیلی مراقب باشم که همین الان همین الان چه افکار و باورهایی دارم توی سرم پرورش میدم.

    اگر افکار نگران کننده یا ترس اور توی ذهن بیاد به خودم یاداوری میکنم که ایا میخوام این فکر خالق فرداهایم باشد؟

    دیروز نتونستم ذهنم رو کنترل کنم.

    به خاطر همین در مدار چندتا اتفاق نادلخواه قرار گرفتم.

    به خودم گفتم اگر مواظب افکارم بودم،

    این اتفاقات قطعا میفتاد ولی من مطلع نمیشدم.

    به قول قران فقط از کنارش رد میشدم ولی توش نمیفتادم.

    (وَسَیُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى)

    از شما استاد عزیزم متشکرم بابت هدیه امروز.

    اتفاقا صبح نوشتم خدایا امروز ازت هدیه میخوام.

    خدایا بی نهایت شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 59 رای:
  4. -
    امیر اخوان سيگاري گفته:
    مدت عضویت: 2473 روز

    بنام خدای بکتا

    سلام و درود بی پایان خدمت استاد عزیزم و سرکار خانم شایسته

    سلام خدمت دوستان همراه و همفرکانس گرامی

    اول از همه تشکر میکنم بابت ارسال این فایل تاثیر گذار ممنونم از اینکه گذشته خودتون را برای آگاهی هرچه بیشتر ما به اشتراک می گذارید

    چه مثال خوبی زدین کسی که کینه و رنجش داره هم از نظر روحی داغونه و هم از نظر جسمی و به راحتی میشه این موضوع را در افراد مختلف دید و از آن درس گرفت

    استاد عزیزم جا داره بگم دوره هم جهت با جریان خداوند عالی و فوق العادست خیلی باعث شادی و نشاط بیشتر در من شده انگیزه و تلاش برای زندگی بهتر و ثروت حلال و زیاد حال خوش نمی تونم حسم را بیان کنم ولی میدونم شما و دوستانی که این دوره را تهیه کردند میفهمین چی میگم

    بازهم خدارا هزاران بار شکر و سپاس میگویم بخاطر دریافت این آگاهی ها و این دوستان هم فرکانس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 44 رای:
  5. -
    حامد حسامی گفته:
    مدت عضویت: 3380 روز

    به نام خدا

    سلام و درود

    بسیار سپاسگزارم از استاد عباسمنش و تیم تحقیقاتی ایشان،برای این فایل هدیه ای عالی.

    واقعاً بی نهایت درس برای موفقیت و پیشرفت هر انسانی در این فایل هدیه قرار دارد.

    چقدر استاد عباسمنش اراده ای قوی و محکمی داشتند که با وجود اتفاقاتی که در کودکی برایشان رخ داده،هیچگاه سراغ قرص و مواد مخدر نرفتند و سعی میکردند که با فعالیت های سالم،مثله بازی،مطالعه،ورزش و… احساس خود را خوب نگاه دارند و چقدر خوب این مسائل را برای ما توضیح میدهند.

    به نظر من برای توجه به نکات مثبت و دوری از مسائل ناراحت کننده باید با سرعت بالا دست به کار بشویم،مانند وقتی که احساس میکنیم که چیزی دارد میسوزد و با دو خود را به آنجا می‌رسانیم،به محض اینکه فکر ناراحت کننده و توجه نامناسب در ذهن ما میآید،با سرعت بالا جلوی آن فکر و توجه منفی را بگیریم.

    چقدر زیبا استاد عباسمنش توضیح دادن که در مورد اتفاقات نامناسب زندگی خود با دیگران صحبت نکنیم و با کلام خود به مسائل ناراحت کننده انرژی ندهیم.

    در مورد تجربه های خودم در زندگی،قبل از آشنایی با قانون متأسفانه خیلی دوست داشتم که با افراد نامناسب باشم و به یک سری تفریحات نامناسب،مثله استعمال دخانیات و قلیان و مشروب خیلی علاقه داشتم،که شکر الله یکتا،اکنون هرگز از دخانیات و این چیزها استفاده نمیکنم،هرگز علاقه ای به بودن در جمع افراد نامناسب ندارم.

    دیگر انتظاری از کسی ندارم که برای من کاری انجام دهد و فقط از خداوند درخواست برکت و نعمت بیشتری را دارم و خودم هم تلاشم را انجام میدهم و سعی میکنم که هر روز بهتر از روزهای قبل خود باشم.

    قبل از آشنایی با قانون،به جز شهر محل تولدم و چند شهر اطراف،هیچ جایی از ایران را ندیده بودم،ولی اکنون خدا رو شکر بیشتر از نیمی از ایران را رفته ام و زیبایی های دریای خزر و شمال و زیبایی های دریاچه‌ی شورابیل اردبیل و طاق بوستان کرمانشاه و…را تا آخر عمر به یاد دارم وبه خاطرشان الله یکتا را شکرگذارم و چند وقتی است که پاسپورت خودم را گرفته ام و هدف دارم که به قاره ای آفریقا،اروپا و آمریکا مسافرت کنم و زیبایی های جهان را بیشتر ببینم و در نهایت به مکان مورد علاقه ام مهاجرت کنم.

    پس از درک قانون و آشنایی ام با آموزش های استاد عباسمنش،خیلی رابطه ام با خداوند بهتر شده است که قبلاً هرگز اعتقادی وجود نداشت و اعتقادم به خداوند و توحید بیشتر و بیشتر شده است و باورهای شرک آلود مثله شفاعت و توسل به دیگران از وجود من پاک شده است و ترسم از تاریکی و تنهایی نابود شده است.

    در طول روز احساس خوبی دارم و از آواز یک پرنده و بارش باران و…حالم خوب میشود و به خاطر همین چیزها الله را شکر گذاری میکنم.

    شاد و پیروز باشید

    خدانگهدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 61 رای:
  6. -
    محسن فصاحت گفته:
    مدت عضویت: 1127 روز

    رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است «إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ» اعراف/56

    درود خداوند بر مرد عمل،استاد عشق و آگاهی و آزادی و آزادمردی که به یمن قدم و برکتش گشایشی عظیم در زندگی ما فراهم آورده و فرشته مهربان بانو شایسته عزیز و دیگر همکاران ایشان و دوستان و رهروان راه توحید در این سایت زیبا دلپسند و توحیدی که از هر معبد و کلیسا و کنیسه و مسجدی یاد خداوند بیشتر جریان دارد و آرامگاه عشق و معرفت و شعور و هدایت و آگاهی الهی است.

    ریشه رنج وابستگی و ریشه شادی رهایی است

    چه نام خوبی دارد این فایل….تا آزادی درونی

    و چه عبارت زیبایی بر روی لباس استاد حک شده

    خوشحال باش

    لذت ببر از زندگی

    گویی رسالت ما در این جهان احساس خوب دادن و احساس خوب و شادی گرفتن است،چرا که طبیعت آنچه به او می دهی،چون کوه و ندا، به تو باز پس می دهد.

    فایل امروز مصادف شد با نشانه امروز من “آرامش در پرتو آگاهی قسمت هفت”

    و چه همزمانی زیبایی.

    مسلما همه ما در یک فضای پرفکت و ایزوله بزرگ نشده ایم و قطعا کاستی هایی بوده است ،من در چنین مواردی ناخودآگاه سکوت را اختیار می کردم گویی که دیگران فکر می کردند قهر کرده ام اما در حال و هوای کودکی خود احساس خوبی از این سکوت داشتم.

    اولا درباره چیزهایی که نمی خواستم فکر نمی کردم

    دوماً در خیال خود به آنچه می خواستم فکر و تخیل می کردم.

    سکوت سرشار از ناگفته هاست.

    اگر سخن ،نقره باشد سکوت طلاست.

    سکوت نشانه حضور خداوند است.

    سکوت یک نوع تفکر و اندیشه است.

    سکوت ورزش ذهن و فکر و روح است.

    سکوت عاقلانه و در جای خود،از هر سخنی کاربردی تر و زیباتر است.

    سکوت نوعی مراقبه است.

    اکنون بیشتر در همان سکوت توجه به زیبایی ها دارم مثلاً کامنتی که قبلاً نوشته ام و هر بار می خوانم استاد گرانقدر ،شما دوستان و خودم را تحسین می کنم را در زیر برایتان می آورم که مربوط به فایل توجه به نکات زیبای زندگی بود که در اینجا دوباره می آورم تا یادآوری باشد:

    احساس یک تفکر منطقی است

    درود و سلام وتهیت و عرض ادب و احترام صمیمانه و سپاس

    بی کران و تشکر بی حد خدمت دوست عزیز واستاد گرانقدر و سرور گرامی و همسر مهربان ایشان و همکاران گروه تحقیقاتی استاد عباسمنش و خدا قوت انشاالله حالتان خوب باشد و گل لبخند همیشه بر لبانتان باشد واقعا لذت می برم و تبریک می گویم از اینهمه عشق سادگی محبت خلوص نیت و شادی و آگاهی که در جهان ایجاد می کنید خداوند پشت و پناه و هدایتگر هر لحظه همگی ما باشد.

    و درود به خانواده بزرگ عباسمنشیان

    که قطعا بهتر از ساسانیان،اشکانیان

    هخامنشیان و…

    و تمام ممالک و سلاطین دنیاست

    انگار نیست در جهان است

    چون همه در صلح و آرامش و امنیت و شادی و عشق وافر و لبخند و هدایت و دریافت الهامات الهی و کانون توجه به زیبایی ها پندار نیک گفتار نیک رفتار نیک

    نگاهشان و نگرششان بالاتر از پادشاهان و سلاطین و تمرکزشان در هر شرایطی به چیزهایی است که احساس بهتری به آنها می دهد

    همیشه حواسشان هست هماهنگی بین روح و ذهن، گل لبخند و غنچه امید و کام شیرین و دهانی گرم دارند

    آنها آسمانی هستند

    آنها قلب و دل و روح و ذهن بیدار و هوشیاری دارند و قلب صاف چون آیینه دارند و تکامل خود را طی کرده و چون قطب نما به خوبی مسیر درست را پیدا کرده و مهارت کسب می کنند و زندگی را برای خود و دیگران بهشت می کنند و احساس آرامش دارند

    دلهای همیشه بیداری دارند آزاد و رها هستند

    در لحظه زندگی می کنند

    نگاه توحیدی دارند

    و زندگی آنها سرشار از خوشبختی است

    همیشه احساس عالی دارند و این روند را تمرین می کنند

    و این قانون صحیح را به خوبی می دانند

    آنچه به من احساس آرامش می دهد صحیح است

    اصل را دنبال می کنند

    رها و آزاد هستند و آزادی و آزادگی را سرلوحه زندگی خویش ساخته

    در مسیر خداوند مسیر گل و زیبایی مسیر عشق آواز خوان در حرکتند

    به راستی که سلسله عباسمنشیان همیشه پایدار باد چرا که مبنای آن توحید ایمان و عمل است

    اینان چنان امواجی را در دریای خروشان عشق به پا کرده اند که تا دنیا دنیاست پا برجاست چون ریشه هایی قوی از توحید و یکتا پرستی دارد

    آنها همیشه در نماز و راز و نیاز عاشقانه با خدای خویشند

    خوشا آنان که دائم در نمازند

    شکوه و جلال و منش و عظمت و اقدام و ارزش و لیاقت خاصی دارند و تواضع و فروتنی و نیز وقار خاصی دارند

    در سلامتی و ثروت و روابط و معنویت شاهکار آفرینش هستند و احساس قدرت و آرامش دارند و کارها آسان و راحت به گونه ای معجزه وار برایشان رخ می دهد

    آنها اطمینان قلبی دارند و خیالشان راحت است

    عباسمنشیان از تبار صداقت و درستی و پاکی و محبت و اثر گذاری هستند، به گونه ای که رسالت خویش را لذت بردن از کار و زندگی خویش می دانند

    آنها شخصیت و لول و مرام شاهانه دارند و فارغ از اینکه اهل کجا هستند یا کجا دنیا آمده اند یا چه دینی دارند در مسیر راستی و حقیقت و ملت عشق هستند

    عباسمنشیان راست قامتان تاریخند که زندگی خویش را خالق هستند و از زیبایی درک متفاوتی دارند

    آنها سپاسگزار استادشان هستند و ایشان را دستانی از خداوند می دانند و اعتبار آن را به خداوند می دهند و به خوبی جا پای استادشان می گذارند و می گویند اگر ایشان توانسته من هم می توانم

    آنها مهاجرت را یک تغییر درونی در زندگی می دانند و به دنبال آرزوها و خواسته هایشان با اعتماد به نفس و عزت نفس خاصی اقدام و عمل می کنند و ایمان دارند و باور دارند بی نهایت هستند و در مسیر لذت و شادی و عشق به عالم هدیه می دهند

    تنوع جهان را یک حکمت از طرف خداوند می دانند و به عقاید انسانها احترام می گذارند

    آنها نگاه گرمی دارند با هم متحد هستند و زیبا هستند و جز زیبایی چیزی نمی بینند

    نه تنها انتقاد نمی کنند بلکه دائم به یاد می آورند خوبیهای خودشان و دیگران و جهان هستی و اینگونه است که به مکانها و شرایط و اتفاقات و پیامها و افراد بهتری هدایت می شوند و همیشه به خاطر همه چیز سپاسگزار قدردان و ممنون هستند

    گفتگوهای درونی خویش را آگاهانه بر زیباییها می گذارند و هر اتفاقی را خیر می دانند

    نمی توان صفات و خوبیهای آنها را به نوشتار آورد چون اثرات آن بی نهایت در بی نهایت است

    نه تنها الگوهای خوبی دارند و برای ذهنشان منطقی می کنند بلکه خود الگوی مناسبی هستند

    چگونه زیستن را به خوبی آموخته و با رفتارشان به دیگران نشان می دهند راه و رسم چگونه زیستن را

    آنها به خوبی می دانند که اتصال دائمی به خداوند دارند

    و در هر لحظه سوالی از خداوند بپرسند پاسخ می دهد

    باورهای درستی دارند و به خوبی باورهای درست در آنها شکل می گیرد و نهادینه می شود

    باور دارند باورهایشان را که آنها لایق هستند که به خوبی با خداوند ارتباط برقرار کنند و به آنها وحی می شود.

    آنها” خویش را معدن طلای ناب می دانند و ارزشی نمی توان بر گنج وجودشان نهاد و به خوبی این تمرکز و تفکر و جاه طلبی را دارند.”

    راستی عباسمنشیان کیانند؟!!!!

    همه می توانند دانه های یک سیب را بشمارند

    اما

    هیچکس نمی تواند میوه های یک درخت را بشمارد.

    اما،چه برکاتی این سایت دارد فقط خدا می داند و بس

    تا دیداری دیگر بدرود.

    نگاه به کودک و چگونگی رفتار ناخودآگاه او یک صحنه کامل از توحید تمام عیار است.

    بوی بهشت می دهد،درست مثل فضای این سایت زیبا که مانند هستی کلاس توحید خالص و ناب و اصل است.

    گذشته ارزش نگریستن ندارد و تنها درسی است برای آینده.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 41 رای:
  7. -
    الناز محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1498 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام‌ سلام سلام

    خدمت استاد عزیزم استاد جانم که یه فرد فوق العاده در زندگی من هستند مریم عزیزم که برام یه الگوی بی‌نظیر از‌یک آدمی هستند که حتی با یه یاد آوردن تن صداشون هم‌ در صلح‌بودن با خود را بهم یاد آوری می‌کنند و‌ همه ی عباس منشی های عزیزم

    خیلی وقته‌ هیچ کامنتی نذاشتم در واقع چند ماهی میشه یادم نیست از کجا شروع شد ولی با کوتاهی خودم شروع شد و الان مدت هاست که در این سایت الهی رد پایی از خودم به جا نذاشتم

    از خداوند منانم بینهایت سپاسگزارم که امروز این فرصت شگفت انگیز رو در اختیارم گذاشت

    من هنوز فایل رو ندیدم فقط متنشو مطالعه کردم و دانلودش کردم

    مسئله قربانی شدن؛

    من در خانواده یی بزرگ شدم که به شدت فضاش متشنج بوده همش دعوا و بحث و درگیری بوده جوری که قبل‌تر ها هنوز در این مسیر الهی قدم نگذاشته بودم به خودکشی فکر میکردم و یه دختر افسرده و گوشه گیر بودم

    من دو تا پاشنه ی آشیل دارم که به شدت در من فعال هستند احساس گناه و احساس قربانی شدن

    در حال حاضر خواهر و برادر هام ازدواج کردن و فقط من هستم با پدر و مادرم مواقعی که بحثی پیش میاد به شدت احساس گناه در من شروع میکنه به تازوندن افکار منفیی میاد و میگه ببین همش تقصیر توعه اگه الان تو نبودی این دوتا حداقل از هم جدا میشدن که دیگه این همه درگیری نداشته باشند یا حس قربانی شدن رو میگیرم مثلا همین دیشب بود که میگفتم اگه الان من نمیدونم زود از کوره در میرم یا نتونستم درسمو ادامه بدم بخاطر خونواده ام بوده اونا هیچ قدمی برام برنداشتند به جاش همش بحث کردن

    و من قربون این خدا برم که حواسش بهم هست و همیشه به قشنگ ترین ها و مناسب ترین ها هدایتم میکنه صبح که بیدار شدم طبق عادت همیشگی اومدم سایتو چک کردم و با فایل جدید که به شدت بهش نیاز دارم مواجه شدم و یه حسی گفت یه کامنت بنویسم دلم واقعا تنگ شده بود برای حتی چند خط کامنت نوشتن و این چه نعمت ارزشمندی هست که این مدت من از خودم گرفته بودمش کامنت نوشتن خیلی خوبه مخصوصا اون‌حس قشنگش که با خودت ذوق میکنی و میگی یه کار قشنگ انجام دادم و از خدای مهربانم بازم بارها و بارها سپاسگزارم که این فرصت ارزشمند رو در اختیارم قرار داد تا چند خط بنویسم

    من دوره ی فوق العاده یی عزت نفس رو تهیه کردم خیله وقت بود دنبال تهیه اش بودم ولی الان که دو سه هفته یی هست تهیه اش کردم انگیزه ام‌خیلی ضعیفه برای کار کردن فقط گوش دادمش از دوستای عباسمنشی عزیزم راهنمایی میخام لطف میکنید راهکاری بهم بدید که چجوری برای شروع این دوره فوق العاده انگیزه یی در خودم بوجود بیارم

    خیلی دلیل دارم برای شروعش از احساس قربانی بودن بگیر تا نبود احساس لیاقت و مقصر دونستن بقیه و ترس ولی نمیدونم چرا نمیتونم ازشون استفاده کنم نمیدونم ایراد کارم چیه

    ممنون میشم راهنماییم کنید

    و از استاد عزیزم ممنونم که این فضای ارزشمند رو در اختیارمون گذاشتند برای رشد،برای پیشرفت و برای رسیدن به خدا

    انشالله که همه‌مون در این مسیر الهی ثابت قدم بمونیم

    خیلی دوستتون دارم

    در پناه الله مهربان شاد و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
    • -
      مژگان گفته:
      مدت عضویت: 447 روز

      سلام به دوست عزیزم النازجان امیدوارم که حال دلت خوب و خوبتر بشه قطعا همه ما خالق هر لحظه زندگی خودمون هستیم.

      خدای عزیزم را شاکرم که این فرصت رو به من داد تا اولا کامنت های دوستان رو که برای این فایل ارزشمند بود رو بخونم و بعد به کامنت شما دوست عزیز پاسخ بدم.

      النازجان استاد بارها گفتند که ایمانی که عمل نیاره ایمان نیست حرف بیهودس…

      من هم دقیقا همین مشکل شما رو داشتم از چندسال پیش، دوره ها رو تهیه میکردم و گوش میدادم و خیلی هم به دلم مینشست، اما متاسفانه تمرینات رو انجام نمیدادم و یا پیوسته انجام نمیدادم، ورودی هام رو کنترل نمیکردم وقتم رو صرف شبکه اجتماعیه بی ارزش میکردم واز همه بدتر شدیدا احساس قربانی شدن داشتم. چندسال گذشت از آشنایی من با سایت استاد عزیز، ومن نتایج چشمگیری نگرفتم و شرایط زندگیم بعد ازدواج هم جالب نبود و همیشه برام سوال بود که پس چرا من به خواسته هام نمیرسم

      یک روز طبق هدایت پروردگار متعال فایل معرفی دوره خانه تکانی ذهن با صدای مریم جون رو از کانال تلگرام دانلود کردم و گوش دادم و به این وسیله تصمیم گرفتم که دوباره عضو سایت بشم ولی اینبار با جدیت بیشتر آموزش ها رو دنبال کنم، بازهم خیلی وقت نمیزاشتم برای عمل به این دوره‍️اما توی فایلی شنیدم که استاد جان گفتن که خوندن کامنت های سایت خیلی باارزشه و خودشون هرروز به محض بیدار شدن کامنت ها رو میخونن.

      به این ترتیب من هم راغب شدم که برای خوندن کامنت ها وقت بیشتری بزارم و خداروشکر خوندن نتایج بزرگ و قابل تحسینی که خیلی از دوستان عزیز گرفته بودند ایمان من رو به قوانین بیشتر کرد و هربار به خودم گفتم اگه فلانی تونسته منم میتونم و جواب سوالم رو هم فهمیدم که هرکسی به اندازه درک و عمل به قوانین نتیجه میگیره.

      پاشنه آشیل بزرگ دیگری که من به وسیله فایل (درس هایی از یک بازی) خیلی بیشتر بهش پی بردم و با تمام سلول ها درکش کردم احساس قربانی شدن بود به قول استاد عزیز که سال ها گور خودم کندم با این احساس خانمان سوز.

      حالا شما هم دوست عزیزم باید بری تک تک کامنت های دوره ی عزت نفس رو بخونی ودرک کنی واز نتایج بزرگی که بقیه دوستان از عمل به اون دوره فوق العاده گرفتن انگیزه بگیری و هزاران بار به خودت بگی که اگر فلانی تونسته منم میتونم واز اون مهم تر باید بپذیری که خودت مسئول تک تک اتفاقات زندگیت هستی و خودت خالق هرلحظه زندگیتی. و احساس قربانی شدن رو که پاشنه آشیل همه ماست بزاری کنار.

      خواهرجان امیدوارم که کامنتم برات مفید باشه اگر سوالی بود در خدمتم.

      از خدای بزرگ میخوام که به هممون کمک کنه که تا در هر لحظه به هدایتهاش عمل کنیم و با درک صحیح قوانین تغییر ناپذیرش بهشت رو توی همین دنیا تجربه کنیم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1178 روز

    به نام خداوند زیبایم خداوندی که بهترین هدایتگر من ست خدایا ممنونتم شکرت سپاسگزارتم برای ابن روز زیبا و پر برکت الهی هزاران مرتبه شکرت می‌گویم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

    صد در صد این فایل هم صدای خداوند برای ماست

    صدایی که بر قلب استاد عزیزمون نشسته و او هم به ما این هدایت را می‌رساند و بر قلب ما نیز می‌نشیند

    من هنوز فایل رو گوش ندادم اما الان در این وقت زیبای صبح تا دیدم احساسه خوبی پیدا کردم سراسر شور و شوق

    که حتما برای من پیام‌های عالی دارد برای رشد و پیشرفتم

    استاد عزیزم متشکرم دوستتون دارم عزیز دله همه ای

    ما که در دانه های خداوند در ابن فضای توحیدی هستیم

    و ابن هدابت برای همه ماست از سمته خودش

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم

    در پناه خداوند مهربان باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  9. -
    ارزو طلائی گفته:
    مدت عضویت: 1715 روز

    سلام استاد عزیزم

    سلام خانم شایسته نازنین

    من دوران کودکی خوبی نداشتم درگیر حسادت اطرافیان بودم ،چون تصورشون این بود من خوشبخت و اون‌ها بدبخت هستند و با آزار و اذیت من میخواستند بدبختی‌هاشون رو جبران کنند و افراد دیگه رو علیه من تحریک می‌کردند من تو سن کم بودم عکس العمل خاصی نمی‌تونستم انجام بدم فقط توی این جور مواقع روی می‌آوردم به تنهایی وباانجام کارهای هنری خودمو سرگرم می کردم و بسیار علاقمند به تنهای شدم و هرچه که بزرگتر شدم علاقه ام به تنهایی بیشتر شد و تونستم با کیفیت‌تر از این تنهاییم استفاده کنم من هیچ وقت عادت نداشتم از مسائل و مشکلات خانوادگی برای دیگران تعریف کنم حتی اطرافیان نزدیکم و یا دوستان صمیمی ام گرچه آنها خیلی از مسائل شو‌ن برای من تعریف می‌کردند دلیل اولم این بود که از تحقیر و تمسخر دیگران به خاطر شرایطم ناراحت می‌شدم و دوم اینکه دوست نداشتم دیگران را درگیر مسائل خودم کنم می‌گفتم اونها کاری برای من نمی‌تونن انجام بدهند چرا درگیرشون کنم دلیل بعدی این بود که حالا که از اون مسئله دورم بیام با دیگران در مورد مسائل دیگه‌ای صحبت کنم و شاد باشم چرا از غصه‌هام صحبت کنم درکل اهل درد دل کردن نبودم

    وقتی کسی که منو می‌دید اینقدر پر انگیزه و با هدف بودم باور نمی‌کرد که من انقدر مشکل دارم

    حسادت‌ها و اختلافات دیگران با من باعث شد من یک دختر مسئولیت پذیر، مستقل، عاشق تنهایی ،بسیار پرانگیزه و هدفمند،وعلاقمند به یادگیری بشوم یعنی هرچه حسادت‌ها بیشتر می‌شد من فعالیتهای مفیدم و اهدافم بیشتر می‌شد.

    و با شخصی که سردمدار گروه مخالفانم بود رابطه خوبی داشتم چون یک جورایی پذیرفتم آن آدم بد نیست بلکه بلد نیست چطوری رفتار کنه، توی این ماجرا من دو تا اشتباه کردم اول اینکه آن فرد از من میخواست از خیلی حق و حقوقم بگذرم تا بهتر از آن نباشم و شرایط بهتری نداشته باشم منم یک جورایی پذیرفتم آخه فکر میکرد محبوبیت من در جاهای متفاوت به خاطر دستاوردهای من است اما نمی‌دانست همه آنها به خاطر نوع نگاه من است،ان شخص نمی‌خواست افکار و رفتارهاشو عوض کنه اما میخواست بهترین باشه وقتی نمیشد، هر کس را سر راهش قرار می‌گرفت بهش حسادت میکرد و هر شیوه ای که به ذهنش می‌رسید استفاده میکرد که آن فرد به خواسته های نرسه که از جمله آن افراد یکیش من بودم ،اشتباه بعدی که انجام دادم این بود وقتی میدیدم افراد دیگه‌ای مثل من مورد حسادت قرار می‌گیرند برای آنها دلسوزی کردم ومیخواستم اون‌ها رو نجات بدم چون خودم توی مسئله حسادت اطرافیان زجر کشیده بودم دوست نداشتم اون افراد هم زجر بکشند این اشتباه هم باعث شد که به مشکلات زیادی برخورد بکنم، وقتی که حسابی روزگار منو متوجه اشتباهم کرد مسئله رو رها کردم

    در کل زندگی من از همان بچگی پر از مشکلات متعددی بود که از یک سری حسادتها شروع شد.وسالها زندگی منو و حتی حال حاضر من را درگیر خودش کرد،سنم که کمتر بود شاید به خاطر آن امید و انگیزه ای جوانی ام اثرات آن رفتارهای بد و گاهی اوقات وحشتناک ،توی روحیه و روان من کم بود اما از یک جایی دیگه بریدم و سقوط کردم اما همان اهدافم نجاتم دادند.که البته همه اون سال‌ها خداوند مهربان مرا مورد لطف خودش قرار می‌داد ویاری ام میکرد

    در کل با توجه به مشکلاتی که در زندگی داشته و دارم خیلی آدم با انگیزه با هدف شاد و پر انرژی هستم و هیچ وقتم به خاطر فرار از این مشکلات نخواستم ازدواج کنم کاری که خیلی‌ها انجام می‌دهند.و خودمو وابسته به کسی نکردم

    چند مدت قبل دوست عزیزی رو دیدم ،بسیار افسرده، بسیار ناامید و بسیار عصبی بود من هیچ مشکل خاصی تو زندگی اون فرد ندیدم که توجیهی باشدبرای این همه روحیه داغونش ،در برابر آن ادم من که این همه مشکلات از کودکی داشتم و هنوزم دارم ولی شادتر از اون آدم بودم اون آدم کلی نعمت دور و برش داشت، مثل ماشین ،پول ،و وقت آزاد،اطرافیانی که دوستش داشتن و می‌تونست از همه این نعمت‌ها استفاده کنه اما مشکل این بود اون آدم این همه نعمت رو نمی‌دید یعنی آن آدم بی انگیزه و بی هدف بود،ان چیزی که منو این همه سال آن مشکلات را برای من قابل تحمل می‌کرد اهدافم بود،ان فرد دنبال یک چیزی توی ازدواج بود که با ازدواج اونو به دست بیاره و آن آرامش و انگیزه بود .وقتی رفتارهاشو دیدم با خودم گفتم اگر این آدم ازدواج بکنه حتماً به مشکل بر می‌خوره

    از رفتارهای خوب من این بود که اصلا مسائلم را به کسی بیان نمی‌کردم اما یکی از اشتباهات بزرگ من این بود که گاهی خیلی توی گذشته میرفتم و خواسته و ناخواسته اون همه اتفاقات تلخ رو تو خلوت خودم و توی ذهنم به یاد می‌آوردم، بیشتر جذب می‌کردم حتی زمانی هم که با استاد آشنا شدم گاهی اوقات نمی‌تونستم ذهنمو کنترل کنم و به گذشته می‌رفتم و خاطراتم مرورم می‌شد علت این بود که اون افرادی که با من حسادت کرده بودند هنوز هم به اون رفتارهاشون با دیگران ادامه می‌دادند من ذهنم درگیر این شده بود اگر قانون جواب میدهد که احساس بد اتفاقات بد چرا این فرد از بدو تولد تا الان هر آدمی سر راهش قرار می‌گیرد بهش حسادت می‌کنه و انواع توطئه ها و رفتارها را برای ضربه زدن به آن افراد انجام میدهد چرا اتفاق خاصی تو زندگیش نمی‌افته یعنی ذهنم درگیر بود اون آدم‌ها باید یک مشکل بزرگی بر بخورد تا قانون برای من ثابت بشود من متوجه این اشتباهم شدم از خداوند کمک خواستم که در حل این مسئله مرا یاری کند و این فایل کمکی بود از طرف خداوند برای من

    مدت قبل اتفاقی افتاد و متوجه شدم این مسائل و مشکلات زندگی چقدر منمو بزرگ کرده من از همون بچگی وقتی مریض میشدم خیلی دنبال جلب توجه نبودم و خودمو دوا ودرمان میکردم خیلی کم اتفاق افتاده که از مادرم کمک بخوام و اونودرگیر بیماری ام کنم این باعث شد وقتی مستقل بشوم و دور از خانواده باشم به خوبی از عهده خودم بر ایم ،خدا را شکر بدن سالمی دارم و اگر هم بیمار باشم مثل بقیه با آب و تاب برای دیگران تعریف نکنم که محبت دریافت کنم

    چند مدت قبل برای انجام کاری به دوستی پیام دادم پاسخ داد توی شرایط مناسب تر انجام میدم من دیگه پی گیر نشدم چون همیشه کارها را با تاخیر انجام میداد بعد چند. روز پیام های آتشینی برای من فرستاد و بعد هم تماس که چرا احوال منو نپرسیدی من بیمار شده بودم نگفتی شاید من مرده باشم خلاصه داد و بیداد به خاطر یک سرماخوردگی مختصر آن روز با خودم گفتم مشکلات زندگی چه آدم قوی از من ساخته بود .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  10. -
    سوما گفته:
    مدت عضویت: 277 روز

    سلام و درود به استاد جانم

    سپاس از خدای مهربانم که در زمان درست به دیدن این فایل مملو از آگاهی هدایت شدم.

    تجربه من در این مورد، همیشه در مواقعی از زندگیم که به هر دلیلی در شرایط نادلخواه قرار می‌گرفتم بصورت ناخودآگاه سعی میکردم برای خودم یک مشغولیت ذهنی ایجاد کنم که حواسم از اون شرایط به سمت چیز دیگری بره.

    زمانی که ترم آخر کارشناسی بودم، در مسایل عاطفیم به مسأله خوردم و رابطه ای که برام ارزشمند بود رو از دست دادم، تا چند روز اول خیلی اذیت شدم و همش فکرم درگیر بود، و در شرایط خوابگاه و بودن در یک اتاق هشت نفره حتی فرصت تنهایی و خلوت با خود و سوگواری نبود( که البته الان میفهمم اینها همه بخشی از برنامه خدا بوده برای گذر راحت تر من)تصمیم گرفتم که خودم رو مشغول کنم تا فکرم دیگه سمت اون اتفاق نره، رفتم برای ارشد ثبت نام کردم، علی رغم نظر همه که میگفتن زمان نیست بخونی و کار بیهوده ایه،( ترم آخر کارشناسی بودم و فقط پنج ماه زمان بود تا آزمون) ولی در حقیقت هدف من فقط این بود که مشغول باشم، شروع کردم شبانه روز در اتاق مطالعه خوابگاه درس خوندن و در این مدت حتی گوشیم رو همراهم نمی‌بردم که مبادا به هر دلیلی ذهنم درگیر بشه، به لطف خدای مهربان که کافیه چیزی رو ازش بخوایم تا همه جوره مسیر رو برای رسیدن مون هموار کنه، من همه وقتم رو در ابتدا فقط برای مشغول شدن و کم کم با عشق برای مطالعه و پیشرفت گذاشتم و به یاری خودش با رتبه ای بی نظیر تونستم ارشد در دانشگاهی خیلی بالاتر از دانشگاه مقطع کارشناسی و دوره روزانه قبول شدم، و مسیری که برای گذر از یک ناخواسته در پیش گرفتم، پلی شد برای رفتن به سمت چیزی که واقعا دوست داشتم، و چیزی که تا پنج ماه پیش خیلی آزارم میداد و همه فکرم درگیرش بود، بعد از حرکت آگاهانه من برای تغییر توجهم، خود به خود از ذهنم رفت.

    شکر بودنتون استاد عزیزم. با عشق شبانه روز همه ی فایلها رو گوش میدم و به امید خدای مهربانم تک تک آموزه های ارزشمند تون رو در زندگیم به کار می گیرم و الهی صد هزار مرتبه شکر که هر روز دستاوردهای بی نظیری دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای: