آیا واقعاً چشم زخم حقیقت دارد؟ - صفحه 27


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

414 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1443 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    زندگی ما در دستهای خودمان است

    تا قبل از این واقعا همین فکر و باور من بود

    همیشه دیگران را سهیم ودخیل در زندگی خودم می دانستم

    همیشه درگیر این بودم که دیگران باید باشند تا کارهای من پیش برود

    اما از زمانی که با استاد عزیز آشنا شدم به این درک و منطق رسیدم که نه تنها هیچکس در زندگی من سهمیم دخیل نیست بلکه خودم و خودم تنها کسی هستم در زندگی خودم نقش دارم

    این من هستم که با ترس ها و باورهای خودم

    با نگرانی ها و تشویش ها

    با حرص زدن ها و با ناراحتی ها و و و

    سبب شده است که من درجا بزنم

    این ها گره ها و ترمزهایی ات که دست و پای من را برای رشد و پیشرفت می بندد

    این من هستم که با باورهای خوب و درست

    با باور فراوانی

    با باور ایمان و اعتقاد و اعتماد به خدای خودم

    قدم بردارم و بگذارم که او مسیر من را هموار کند

    قبل کارگر مردم بودم و اکنون آزاد هستم

    قبل برای دیگران کار می کردم و اکنون برای خودم کار می کنم

    همه و همه اینها از زمانی برای من رخ داد که تغییر کردم و قدم در راه ساخت باورهای خوب و منطقی کردم

    هر چه بیشتر تلاش کنم بی شک بهتر و روان تر می توانم جلو بروم

    هر چه بیشتر جلو بروم و حال خوب و توجه به نکات مثبت و حال خوبی ها در من بیشتر باشد بی شک بهتر و روان تر

    می توانم جلو بروم

    همه چیز در دستهای من است

    این من هستم که خوب و بد زندگی خودم را می سازم

    ممنونم از خدایی که همیشه در کنار من است و همیشه در حال هدایت و نگهداری من است

    سپاس از خدای هدایتگر خوب خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2176 روز

    سلام.

    خیلی برام جالبه.

    همین الان تو ذهنم یاد چیزی افتادم و نگاهِ دیگران در موردش که چشم خوردن بود، و بعد همون ثانیه دقیقا، دقیقا همون ثانیه، دیدم روی سایت فایلِ روز شمار این فایله:

    آیا واقعاً چشم زخم حقیقت دارد؟

    مگه داریم؟

    مگه میشه؟

    دیگه کمتر تعجب می‌کنم.

    ولی همچنان شگفت زده و هیجان زده میشم از این هم زمانی ها.

    مخصوصا وقتی انقدر در لحظه اتفاق میوفته.

    داستان از این قراره که ما عروسی رفتیم.

    خب تو اون عروسی، برخی اقوام برای اولین بار حافظ رو میدیدن.

    همه هم محبت داشتن نسبت بهش.

    پس فرداش 4 صبح که میخواستم به حافظ شیر بدم متوجه شدم تب داره، خلاصه که استامینوفن دادم و دکتر و …

    از ذهن خودم به هیچ عنوان چیزی به اسم چشم زخم عبور نکرد.

    چون یاد گرفتم اگه باور کنم، یعنی شرک رو قبول کردم.

    یعنی قدرتی بالاتر از خدا وجود داره و اون میتونه بهم اسیب بزنه.

    اما اکثر اطرافیان، اینطور حس کردن و البته گفتن که بچه چشم خورده تو عروسی که مریض شده.

    اما استدلال من به عنوان مادر بچه این نبوده و نیست.

    به هر دلیل منطقی (دندون دراوردن، ویروس، سنگین بودن حجم غذای شب پیش و …) باعث شده بچه تب کنه، بالا بیاره و …

    عزیزانم حتی براش تخم مرغ هم شکوندن (همون باوری که میگه اسم افراد رو میگی و به تخم مرغ فشار میاری، اسم هر کی بشکنه یعنی اون چشم زده).

    خب من باوری نداشتم، اونا داشتن، چیزی هم نگفتم تا کار خودشونو انجام بدن.

    جذابیتش این بود تخم مرغ نشکست.

    و من با شیطنت گفتم خب چی شد؟

    تخم مرغ رو انداختن تو کوچه…

    خب برای من این قضیه ی تخم مرغ شکستن بیشتر خنده داره و اتفاقا گفتم حیف تخم مرغ، همونو بدین صبحانه بخوریم یا بدیم بنده خدایی اون تخم مرغ رو بخوره:)

    قبلا اسپند دود کردن رو خودمم قبول داشتم، مدتهاست دیگه اونم قبول ندارم.

    چون از اساس یعنی داری قبول میکنی که ممکنه چشم بخوره و با روش های متفاوت میخوای جلوشو بگیری، مثل یه کار دیگه که این مواقع انجام میدن:

    میزنن به تخته که مثلا چشم نخوره.

    آخه اون تخته زدن دقیقا میخواد چه کاری بکنه برای حفاظت، من نمیدونم :)

    من همیشه سپردمش به خدا حافظ رو.

    الانم همینطور.

    اسم خدا بالای سر حافظه همیشه تو قلب و ذهن من.

    ماشاالله رو بهش میگم و وظیفه ی حفاظت ازش رو فقط به خداوند سپردم و میسپرم ولاغیر.

    اتفاقا جالبه یکی از عزیزانم در رابطه با همین کسالتی که برای حافظ پیش اومد، ازم پرسید قبول داری چشم خوردن رو یا نه، منم محکم گفتم نه بابا این چیزا چیه.

    اتفاقا دیشب هم یه عزیز دیگه ام گفت یه عروسی رفتیم کلی مریض شدیم همگی.

    گفتم وا، چه ربطی به عروسی داره!

    هر کسی به هر دلیل مشخصی، بیمار شده.

    خیلی ریشه ای ادمها درگیر این چشم زدن و چشم خوردن هست تو اطراف همه مون.

    خیلی ممنونم از استاد جان، که با این فایل، مدتهاست یادم دادن درست فکر کنم.

    خودم خودمو خیلی تحسین کردم و میکنم به خاطر بهبود نگاه و باورم نسبت به مسایل.

    این 4_5 روز اخیر مشغولِ مراقبت از قند عسل و دادنِ داروهاش به موقع، بهش بودم.

    تو همین بیماری هم من درس های خودمو داشتم.

    بهبودهای خودمو داشتم و دارم.

    یکی دیگه از موارد تحسین خودم اینه که، ارامش خودمو خیلی خوب کنترل کردم.

    خودم به خودم افرین میگم.

    الحمدالله برای سلامتیِ حافظِ قشنگم.

    برای سلامتیِ همه مون.

    وقتی برای سلامتی تشکر میکنم، یه صدایی پشت ذهنم میگه کدوم سلامتی، مثلا فلانی الان که این بیماری رو داره.

    بعد میگم نه، کل بدنش سالمه، فقط یه بیماری یا یه مسیله کوچک داره، این باعث نمیشه سلامتیِ کل رو نبینم و فقط به خاطر یه کوچولو بیماری، مُنکرِ کل سلامتیش بشم.

    اینم بهبود تفکر هست برام که خیلی براش سپاس گزارم.

    گاهی اوقات خیلی دقت میکنم تو افکارم ببینم کجاها دارم به نکات مثبت توجه میکنم کجاها به نکات منفی.

    تلاشمو میکنم که اوقاتی هم که تو نکات منفی هستم، خودمو خارج کنم و نمونم توش.

    حالا حالاها باید تمرین کنم.

    الانم بیدار شدم داروی حافظ رو بدم، یه سر به سایت زدم و از این همزمانی شگفت زده شدم و انگیزه قوی باعث شد این کامنت رو بنویسم.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      Nafis گفته:
      مدت عضویت: 1336 روز

      سلام سمانه جانم

      چقدر عالی به پیامت هدایت شدم

      من دو روزه تو همین فایلم و احتمالا امروز هم

      منم مشابه تجربه شما را داشتم

      بعد یک تولد پسرم محمد حدود یکساله یا کمتر بود از مبل افتاد و سرش زخم شد. اکثریت گفتن چشمم خورده و بخصوص که تو اون مهمونی خانواده ای بودن که سالهاست فرزند دار نشدن

      اما من برگشتم گفتم نه من بی احتیاطی کردم و حواسم به بچه نبود

      کاملا مسئولیت خودم را پذیرفتم

      اما این باور آنچنان ریشه دارد و یک جاهایی منو غافلگیر می کند که نگو

      مثلا تو یکسری موقعیت ها دوست ندارم از موفقیت هام بگم یا بعضی موقع ها حتی میگم یکجوری مظلوم نمایی کنم

      از اونجایی که استاد همیشه گفتن حرف های شما مهم نیست دلیل رفتارهاتون باورهای شما را بیان می کند

      نشستم دیدم تهش این باور را دارم که چشم نخوریم

      و این جمله

      نخوام به خاطر ی بیماری کوچولو منکر کل سلامتیش بشم

      معرکه است

      سلام مجدد

      جالب نیست الان کامنتم برگشت منم اینو به فال نیک گرفتم و برات ارسالش می کنم

      در بهترین زمان به دستت می‌رسد

      مهم حفظ حال خوبه

      تو این کامنتت هم اشاره کردی آرامشت را خیلی خوب حفظ کردی

      حالا حالاها تا وقتی نفس می کشم باید تمرین کنم

      غرق نور شادی و سلامتی باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    زینب کریمی گفته:
    مدت عضویت: 831 روز

    سلام و درود خدمت استاد عزیز و همه دوستان امیدوارم که عالی باشید

    چقدر نیاز داشتم به گوش کردن این فایل استاد جان

    ممنونم ازتون که مثل همیشه ماموریت هدایت مارو دارید

    من رفتم معنای و ان یکاد رو خوندم بله استاد کاملا درست میفرمایید

    حالت خبری داره که میگه کافران فکر میکردن پیامبر دیوانس

    اما واقعا چیزی درمورد چشم زخم نگفته

    و متاسفانه تو همه خونه ها هم هست

    و همونطور که فرمودید چشم زخم هم به باور های ما برمیگرده‌

    و چقدر بعضی از افراد خیلی کارهارو‌نمیکنن‌چون‌معتقدند چشم میخورن

    چقدر مارو عقب میندازه

    الهی شکر که این فایل قسمتم شد تا گوش بدم

    و اگاه بشم

    استاد بینهایت ازتون سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  4. -
    محمد آصف باقری گفته:
    مدت عضویت: 2681 روز

    به نام خداوند بی نهایت غفور و رحیم

    سلام به همه اعضای سایت

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و مریم شایسته و تمام همکارن شون

    خداوند فقط برای من خیر و خوبی می‌خواد.

    آیه 156 سوره نساء

    وَاللهُ یُرِیدُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْکُمْ

    خدا می‌خواهد که توبه‌ منو بپذیره.

    وَ یُرِیدُ ٱلَّذِینَ یَتَّبِعُونَ ٱلشَّهَوَاتِ أَنْ تَمِیلُوا۟ مَیْلًۭا عَظِیمًۭا

    یُرِیدُ ٱللَّهُ أَنْ یُخَفِّفَ عَنکُمْ ۚ وَخُلِقَ ٱلْإِنسَـٰنُ ضَعِیفًۭا

    یعنی خدا می‌خواد کار رو بر من آسون کنه، چون انسان ضعیفه. این یعنی که خداوند نیتش در شریعت و احکام، بر پایه خیر و راحتی برای منه، نه سخت‌گیری یا عذاب.

    سوره زمر آیه 7

    إِن تَکْفُرُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّۭ عَنکُمْ ۖ وَلَا یَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ ٱلْکُفْرَ ۖ وَإِن تَشْکُرُوا۟ یَرْضَهُۥ لَکُمْ

    اگه کفر ورزید، خدا بی‌نیازه از شما، ولی برای بندگانش کفر رو نمی‌پسنده، و اگه شکرگزار باشید، اون رو برای شما می‌پسنده. این یعنی خدا خیر منو در شکر، ایمان و بازگشت به خودش می‌بینه.

    در کل، نگاه قرآن به انسان پر از لطف و مهربانی خداست و تاکید می‌کنه که مسیر دین برای رشد، رحمت و رسیدن به خیر واقعی من طراحی شده.

    خداوند برای من قدرت می‌خواد، خداوند برای من آزادی می‌خواد، خداوند برای من سلامتی می‌خواد. خداوند برای من فقط خوبی می‌خواد. خداوند برای من اینو می‌خواد که به خواسته‌هام برسم.

    من تو جهانی زندگی می‌کنم که قانونمندی وجود داره. هر اتفاقی که می‌افته به خاطر قانون خداوند رحمان و رحیم و تواب و بی‌نهایت بخشنده‌ ست.

    مثل استاد عباسمنش که هر چی تو زندگیش خواسته به دست آورده، منم به دست میارم. چون سیستم ذهنی و عصبی تمام آدم‌ها به یک صورت کار می‌کنه. ساختار پایه‌ای مغز و سیستم عصبی همه ‌مون یکیه (همه ما مغز، نخاع، نورون‌ها، سیناپس‌ها و هورمون‌هایی مثل دوپامین و سروتونین داریم). همه ‌مون از محرک‌ها تاثیر می‌گیریم (مثل درد، لذت، ترس و محبت). مغز همه‌ مون قابلیت یادگیری، حافظه، احساسات، تصمیم‌گیری و قضاوت داره.

    چرا سیستم ذهنی و عصبی تمام انسان‌ها به یک صورت کار می‌کنه؟

    حدود 99.9٪ از DNA تمام انسان‌ ها مشترکه. یعنی دستورالعمل ‌های ساخت بدن و مغز در همه‌ مون یکسانه. مغز انسان‌ها معمولا از حدود 86 میلیارد نورون ساخته شده و بخش‌های مشترکی مثل (ترس)، (حافظه) و قشر پیش ‌پیشانی (تصمیم‌گیری) داریم. وقتی ساختار یکی باشه، عملکرد هم شبیه هم میشه.

    همه‌ مون برای زنده موندن به چیزهای مشابهی نیاز داریم: غذا، آب، امنیت، محبت. مغز انسان طوری تکامل پیدا کرده که بتونه به این نیازها پاسخ بده. مثلا همه ‌مون نسبت به درد واکنش منفی نشون می‌دهیم، به محبت واکنش مثبت نشون می‌دهیم و اضطراب رو در شرایط خطر تجربه می‌کنیم. این ‌ها مکانیسم‌ هایی هستن که طی میلیون‌ها سال تکامل، به نفع بقا بوده.

    نورون‌ها در همه انسان‌ها از طریق سیگنال‌های الکتریکی و شیمیایی با هم ارتباط برقرار می‌کنن. این قوانین فیزیکی و بیولوژیکی در همه ‌مون یکسانه. مثل این می‌مونه که بگی چرا همه گوشی‌های آیفون با سیستم iOS کار می‌کنن؟ چون از یک سیستم ‌عامل استفاده می‌کنن.

    انسان‌ ها موجودات اجتماعی‌ هستن و برای ارتباط موثر، باید ذهن‌هایی داشته باشن که در (درک احساسات، زبان و منطق) هماهنگ باشن. این باعث می‌شه ذهن ‌مون شبیه به هم برنامه ‌ریزی بشه تا بتونیم همکاری، همدلی و یادگیری مشترک داشته باشیم.

    سیستم ذهنی و عصبی من و همه‌ی انسان‌ها تقریبا به یک صورت کار می‌کنه چون:

    ژنتیک مشابه داریم.

    نیازهای مشابه داریم.

    ساختار مغز و قوانین زیستی‌ مون یکیه.

    باید با هم زندگی کنیم و همدیگه رو بفهمیم.

    آنچه که من باور دارم، برای من اتفاق می‌افته. من باور دارم که پول در آوردن آسونه، چون خیلی‌ها هستند که به راحتی پول در می‌آورند. هیچ‌کسی نمی‌تونه منو چشم بزنه. من محمد آصف باقری، فرزند محمد رضا رو هیچ‌کسی نمی‌تونه منو چشم بزنه، چون من باور ندارم. چون خداوند قدرت خلق زندگیمو داده دست خودم، دست کانون توجه و باروهام. و یه الگوی خیلی خوب و عالی دارم مثل استاد عباسمنش که هیچ کسی نتونسته این انسان زیبا رو چشم بزنه.

    من از هیچ‌ کسی و هیچ چیزی نمی‌ترسم و هیچ‌ کسی نمی‌تونه به من ضربه بزنه. قدرت و انتخاب در دست ‌های من هست و من آزادی انتخاب دارم. و من نمی‌ترسم، من قدرت رو انتخاب می‌کنم.

    هر انتخابی دو تا نتیجه متفاوت داره!

    تقوا یعنی کنترل نفس. رفتارهای من از باورهای من نشات می‌گیره. باید ببینم چه رفتاری دارم تا بفهمم چه باوری دارم؟ این خیلی مهمه.

    یادم میاد که می‌گفتن که یه چیز خوب بپوشی(شلوار، کاپشن … )، اینو هر جایی نپوش. چون تو مهمونی‌ها همه با لباس‌های شیک میان. اگه آدم هر روز لباس شیک بپوشه، می‌ترسه که مردم چشمش بزنن.

    یادم میاد که وقتی خوراکی خوبی می‌خوردم، مثل گردو، خرما، پنیر، عسل و … اگه کسی مثل پسر عموم میومد، من اون رو از سفره بر می‌داشتم و قایم می‌کردم تا نبینه که من چیزی دارم بخورم و دلش بهم بسوزه. و تازه نمی‌خواستم اون چیزی که دارم رو بخوره تا کم بشه. باور کمبود> توی کوچیکی که من و بچه های عموم توی یه اتاق زیر یه سقف می خوابیدیم مادر بزرگم از جیبش که اون همه باکتری ماکتری خدا میدونه داشت خوراکی مثل نخود و کشمیس می داد و بهم می گفت انقدر یواش بجو که کسی نشنوه. و باز هم می شنویدن…

    در حالی که کار درست این بود که همون چیزی که دارم می‌خورم رو به مهمونم بدم. اگه خودم دارم یه چیز خوب می‌خورم، همونو به مهمونم می‌دادم. اون روزی که خداوند برای اون مقرر کرده بود، همون بود. و من توبه می‌کنم از این که اون خوراکی رو به خاطر باور کمبود پنهون می‌کردم. خدایا توبه می‌کنم.

    احساس دلسوزی دادن به دیگران از مادربزرگم به من سرایت کرد. ایشون پیش همه مظلوم ‌نمایی می‌کرد تا دل دیگران به رحم بیاد و بهش کمک کنن. همیشه می‌گفت که من هر لحظه هر دم شهید و بی‌کس هستم.

    ناشکری خیلی در من ریشه دونده: من از عموم و زن عموم خیلی نیکی دیدم. اگه اون‌ ها نبودن، زندگی من خیلی خیلی سخت می‌شد. اگه زن عموم منو وقتی انگشتم نزدیک بود قطع بشه، به دکتر نمی‌برد، الان شاید انگشت نداشتم. اگه اون منو به خونه خودش راه نمی‌داد، زندگی‌ام خیلی سخت می‌شد. اونا خیلی جاها منو با بچه های خودشون یکی دونستن و من بسیار سپاسگزارم، و از خداوند هم سپاسگزارم به خاطر این همه لطف و رحمتی که شامل حالم کرده.

    ولی من گاهی وقت‌ها این کمک‌ ها رو انکار می‌کردم و می‌گفتم که من به تنهایی بزرگ شدم، من پدر و مادر نداشتم. در صورتی که این همه کمک ‌ها از فضل خداوند بوده. خدایا توبه می‌کنم که تو رو انکار کردم و کمک‌ های غیبی تو رو ندیدم.

    هر چقدر که من در این دنیا انسان خوب، ثروتمند، پولدار، بخشنده و مهربان باشم، نتیجش رو هم در این دنیا و هم در آن دنیا از خداوند می‌گیرم. خداوند هرگز برای من سختی نخواسته و نمی خواد.

    آیه 201 سوره بقره

    رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِى ٱلدُّنْیَا حَسَنَهًۭ وَفِى ٱلْءَاخِرَهِ حَسَنَهًۭ وَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ

    پروردگارا! به ما در دنیا حسنه بده و در آخرت هم حسنه، و ما را از عذاب آتش (دوزخ) حفظ کن.

    اگه تو این دنیا خوب زندگی کنم، در اون دنیا هم خوبتره.

    پس هیچ منبع شیطانی نیست!!! یک منبع انرژی، یک قدرت، یک منبع حیاتی در جهان وجود داره که همانا خداوند یکتاست. و در نبود اون شیطان به وجود میاد. وقتی نور نیست، تاریکی میاد. وقتی ثروت نیست، فقر میاد. وقتی سلامتی نیست، بیماری میاد.

    شیطان نیرو نیست. شیطان نبود خداوند در ذهن منه. نور نیرو هست و تاریکی عدم نیروست. ثروت نیروست و فقر عمدم ثروت. سلامتی نیروست و بیماری عدم سلامتی.

    یک نیرو، یک رب، یک فرمانروا در این جهان هستی هست. خداوند یک قدرته و بقیه هیچ‌ چیز نیستن. هیچ ‌کس دیگه چیزی نیست!!! هیچ کسی هیچ قدرتی در زندگی من نداره، من هم نمی تونم زندگی دیگران رو تغییر بدم، من فقط می تونم زندگی خودم رو با افکار و باورهام تغییر بدم، با کمک خداوند همه کارها شدنی هست. خدایا هزاران هزار بار شکرت به خاطر این که همواره به من کمک می کنی.

    چشم زخم یکی از باورهایی بنیادی منه که از کوچیکی در خانواده و جامعه دیدم: با مرور باورهایی که در برخی جوامع اسلامی رایج شده، برای من روشن شده که بسیاری از این مفاهیم، از جمله «چشم زخم»، ریشه در متون مذهبی قدیم‌ تر، به در ‌ویژه تورات و کتاب‌های عهد قدیم دارند، (در قرآن به هیچ عنوان حقیقت نداره که کسی بتونه زندگی کسی رو خراب کنه!!!!) متونی که به باور بسیاری تحریف شده. در این منابع، نگاه حسودانه و اثرات منفی آن به‌گونه ‌ای مطرح شده، و بعدها در سنت‌های یهودی گسترش یافته است. چقدر من دیدم که اسفند دود می کردن. حتی من یه مستندی رو دیدم که رضا شاه هم ندیمه خانمش فرح، اسفند دود می کرد. من اون لحظه با خودم گفتم که اینا که با دنیا خارج از ایران چقدر رابطه دارن، اینا دیگه نباید خرافاتی باشن. و الان می فهمم که این تفکرات به همه نفوذ کرده بوده، شاه و گدا نداره.

    به قول استاد عزیزم این باورها در نتیجه تعاملات فرهنگی بین مسلمانان و یهودیان، وارد فرهنگ اسلامی شده‌. همچنین داستان‌هایی مثل گوساله سامری، که در تورات اومده، برای من نمونه‌ ای از گرایش تاریخی قوم بنی‌اسراییل به ساختن روایت‌های نمادین و گاه خرافی ست، داستان‌هایی که گاه به ‌طور غیر مستقیم بر دیگر فرهنگ‌ها هم اثر گذاشته‌.

    تحریف در متون دینی باعث شده مفاهیم تازه‌ای شکل بگیرند و وارد جوامع دیگر شوند. از نظر من، «چشم زخم» هم یکی از همین باورهاست که از مسیر تحریف و انتقال فرهنگی، در میان مسلمانان رواج پیدا کرده.

    در نهایت، به این نتیجه رسیدم که باورهایی از این دست، حاصل ترکیب روایت ‌سازی، تحریف، و انتقال تاریخیه: با وجود این، در قرآن و تعالیم اصیل اسلامی تاکیدی بر چنین مفهومی دیده نمی‌شه.

    تو آیه 51 سوره قلم گفته شده که

    بعضی از کفار وقتی صدای قرآن رو می‌شنیدن، اون‌ قدر از پیامبر بدشون میومد که انگار با نگاهشون می‌خواستن بندازنش زمین. حالا بعضیا اینو ربط دادن به چیزی که ما بهش می‌گیم «چشم زخم». ولی واقعیت اینه که خود قرآن اصلا مستقیما چیزی به اسم چشم زخم رو تایید نکرده.

    تو خیلی از فرهنگ‌ها، از جمله بین بعضی از مسلمونا، این باور هست که نگاه بد یا حسودی می‌تونه به آدم آسیب بزنه. اما بیشتر این باورها از فرهنگ و سنت‌های محلی اومده، نه از خود قرآن.

    آدم‌ها وقتی یه اتفاق بد می‌افته و دلیلش رو نمی‌فهمن، دنبال یه چیزی می‌گردن تا براش توضیح پیدا کنن. اینجاست که باورهایی مثل چشم زخم وارد ماجرا می‌شن. مخصوصا وقتی آموزش دینی درست و حسابی ندیده باشن، ممکنه آیات قرآن رو هم اشتباهی برداشت کنن.

    اما قرآن می‌گه هر چی سرمون میاد، چه خوب چه بد، نتیجه کارای خودمونه. نه اینکه یه نفر با نگاهش بتونه زندگیمونو خراب کنه. مثلا تو قرآن خداوند می‌گه: خوبی از طرف خداست، بدی هم از دست خودتونه.

    یه نیرو، یه رب، یه فرمانروا تو این عالم هست: یه خدا، یه قدرت.

    بقیه هیچی نیستن… هیچ‌کس دیگه واقعا چیزی نیست!

    هر وقت یکی یه کار جدید بکنه یا یه کم از چار چوب‌های معمول مذهب فاصله بگیره، سریع می‌گن: خدا زده!

    من خودم دیدم، برادر زن عموم وقتی ماشین خرید، یه مرغ جلوی چرخ ماشینش قربونی کرد که کسی چشمش نزنه.

    یه بارم دیدم بعضی‌ ها وقتی یه خونه چند طبقه می‌ساختن، یه پارچه‌ قرمز یا سبز می ‌بستن به طبقه‌ آخر یا یه جای قابل دید، تا اگه کسی این ساختمون یا اسکلت نیمه‌ کاره رو دید، چشمش بخوره به اون پارچه، نه به خود ساختمون،که مثلا صاحبش از چشم شور در امان بمونه.

    خب، حالا برسیم به اینکه چرا بعضیا رفتن سراغ آیه 51 سوره قلم و اون رو به دیوار خونه‌ها شون آویزون کردن؟

    چون با یه باور اشتباه رفتن سراغ قران، خواستن یه جور منطق براش تو قرآن پیدا کنن.

    در حالی که تو آیه 7 سوره آل عمران، خدا صراحتا می‌فرماید:

    کسانی که دلشون مریضه، می‌رن دنبال آیات متشابه (یعنی آیاتی که چند تا معنی ممکن دارن، میشه همه جوره تفسیرش کرد) و از اون برای گمراه کردن خودشون و دیگران استفاده می‌کنن.

    گمراهی یعنی همین باورهای غلط و آسیب‌ زا.

    قرآن خودش می‌گه این کتاب می‌تونه هم باعث هدایت بشه، هم گمراهی. بسته به اینکه با چه نیتی بری سراغش.

    در آخر، به جای اینکه دنبال باورهای غیر منطقی و خرافی مثل چشم زخم باشیم، بهتره به خدا توکل کنیم و بدونیم که همه چیز توی زندگی ‌مون با اراده‌ی اونه، نه به خاطر نگاه یا حسادت دیگران.

    در پناه خداوند بی نهایت غفور و رحیم باشیم

    خدا نگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
    • -
      هدیه همتی گفته:
      مدت عضویت: 1693 روز

      سلام بر شما

      چقدر مطلب شما بامثال هایی که آوردین برایم تامل برانگیز بود

      خدایا شکرت به خاطر اینکه هدایت از راهی که فکرشو نمی کنم بر من وارد میشود

      خدایا شکرت

      خدایا می خوام از بندگان خالص تو باشم وفقط به قدرت تو متصل باشم

      خیلی کامنت شما تاثیر مثبت برای من داشت

      خداوند به شما برکت وسلامتی و سعادت عنایت فرماید

      مثال باور کمبود که منم بارها انجام دادم. ریشه در تربیت ما ونگاه شرک آلودمن نسبت به خداوند بود. از بس که بهم گفته بودند پول کمه غذا کمه آب و غیر ه

      که البته الان با آموزشهای استاد خیلی بهتر شده ام اما ریشه ان باور کمبود هر دفعه به یک شکل تازه خودشو نشون میده ومن میفهمم که چقدر این باور شرک آلود ریشه. عمیقی دارد

      از خداوند می خوام که در ایجاد باور فراوانی مرا هدایت کند آمین

      چشم زخم که دیگه جوری در وجود ما نهادینه شده که در مکالمات روز مره. مثلا به طور مرتب میگیم برای خودت اسفند دود کن یا بزن به تخته اینم الان میدونم باوری شرک آلود است به طور به اگر کسی لباس خاص وشیکی پوشیده باشه من خودم نا خودآگاه بهش میگم اسفند دود کن یا بزنم به تخته چقدر شیک شدی که این هم باعثشد بفهمم با وجود اینکه فایل چشم زخم استاد عزیزم را بارها گوش دادم اما باور هنوز درست نشده یعنی شخصیت من به طور بنیادی هنوز جای کار داره خدایا میخوام از تو که در راه تغییر بنیادین شخیت ام راه برایم رون وآسان فرمایید خدایا سپاسگزارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    سوسن عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 647 روز

    سلام ودرود خدمت استاد خانم شایسته عزیزم ودوستان هم فرکانسیم خدا رو شکر برای هدایتم به این اگاهیهای عالی من چند بار به این فایل برخوردم وخواستم که گوشش بدم اما چون توفرکانسش نبودم نشد امروز عصر طبق عادت همیشگی هر وقت یه وقت گیر بیارم سریع میام سراغ سایت وچند روزی هست که به علت شرایتی که داشتم بد جور احساس نیاز میکردم که فایلهای هدایتی را گوش کنم وامروز هدایت شدم به این فایل که غیر از چشم زخم برام اگاهییهی بیشتری داشت من قبلا به چشم شور برمیخوردم مثلا یک دختر عمه داشتم که هر وقت میومد خونمون یا میدیدمش حتما یه بلایی سر مون میومد وهمه میگفتن که چشمش شوره وحسوده به همه چیز همه کس چشم داره ومن هم تاثیر گرفته بودم از باورهای دیگران ولی همیشه به این موضوع فکر میکرد که چطور میشه یه نفر بتونه دیگری رو چشم بزنه از انجا که همیشه دنبال جواب سوالم بودم وبه طرف استاد وبعد به سایت هدایت شدم واز استادشنیده بودم که تو فایلهای دیگر هم به این موضوع که اگر کسی این قدرت رو داره بیاد ومنو چشم بزنه خیلی زود تونستم این باور به چشم شور رو کنار بزارم ودیدم که تاثیر کسایی که قبلا باهاشون برخورد میکردم وبرام اتفاقی میفتاد از بین رفته ودختر عمه ام نه تنها نمیتونه چشم بزنه بلکه از فرکانسم هم بیرون رفت والان به ندرت باهم برخورد میکنیم این موضوع باعث شد تا تاثیر باورهای مخرب رو درک وجایگزین کردن باور جدید ومراقبت از ان رو بیشتر بفهمم واین رو اول از خدای هدایتگرم وبعد مدیون وجود استاد عزیم هستم .

    این فایل چشم زخم بجز اصل موضوع برام این اگاهی رو داشت که من وقتی وجود منبع خیر رو باور دارم اگر واقعی باشه باید ترس استرس وتمام باورهایی که ضد منبع خیر هست رو کنار بزارم وباوجود باورهای قدرتمند مضر وذهنیت های مقاوم قدیمیم که دارموخیلیم با سختی دارم جایگزین میکنم با باور اینکه فقط یک منبع خیر وجود داره ولی باید به زور وباایجاد اهرم رنج ولذت دارم سعیم رو میکنم واین فایل خیلی باورمو قویتر کرد وباعث شد از عصر تا الان ذهنم درگیر این سوال از خودم باشه که واقعا من به عنوان یک مسلمان که ادعا داریم خدا رو میخوام ومتدینم چقدر قدرت خدا رو در زندگیم وکارهای روز مره باور دارم وباکمال تعجب دیدم که انقدر باور به خدا تو اموراتم کم ونادیده است که خودم از خودم خجالت کشیدم وبه راستی امروز فهمیدم که اکثریت واز جمله خودم اسم خدا باوری ومسلمان وتدین بودن رو فقط یدک داریم میکشیم ویه نقاب ظاهریه ووقتی که با یک اگاهی وتفکر عمیق به خودم نگاه کردم دیدم این خدایی که من باورش کردم هیچیش شبیه این چیزهایی که استاد گفت وبا ذکر ایات قران وتوضیحات زیباش در مورد خدا گفت نیست وانگار یه پرده از روی ذهنم وتفکرات کهنهام کنار رفت یه لحظه این فکر تو ذهنم اومد که تو که ادعا داری که خدا باوری پس کو چرا وقتی اتفاقی میفته استرس تمام وجودت رو میگره چرا وقتهایی که میترسی خدات میشه ترس خدات میشه بچهات خدات میشه شوهرت خدات میشه خیلی چیزها وتنها کسی که تو این مواقع نیست خدای واقعیه امروز من تو این اگاهی فایل دیدم وبه این نتیجه رسیدم که انسان در مواقع سخت باید تو وجودش دنبال خدا بگرده وببینه چند تا خدا داره ایا اگر خدا باورم تو سختیا خدا هست بهش روجع میکنم توکل انقدر در قلبم وباورم محکم هست که سختیه نتونه منقلبم کنه ونور خدا گم نشه ولی من نداشتم این باور قوی رو وامروز به این اگاهی رسیدم خدایا شکرت برای هدایتم به این فایل

    اینم بگم من 5یا 6 روزه که مرتب به علت ترسی که سالهاست از موضوعی بامن هست ومرتب برام تکرار میشد واین ترس چنان استرسی به جانم مینداخت که تا حد سکته کردن میرفتم وقتی هم اینجوری میشدم ترس واسترس انقدر بزرگ بود تو وجودم که اثری هیچ خدایی جز خدای ترس نبود ومن را از خودوخدای یکتا غافلمیکرد امروز فهمیدم خدایی که من ادعا داشتم بهش ایمان دارم در وقت ترسم گم میشه وترسم خدا میشه امروز بارها از خودم پرسیدم مسلمان واقعی تو به راستی اگر خدا رو به عنوان قدرت مطلق قبول داری پس چرا وقتی میترسی تمام بدنت شروع به لرزه میکنه استرس تمام وجودت رو میگیره پس قدرت مطلقت کو کجا میره تو اون لحطات وفهمیدم من فقط ظاهری دارم میگم خدا قدرت مطلقه خدا یکتاست واز این حرفای خوشکل ودروغ وامروز میخوام وبه قول استاد میخوام جهاد اکبری بکنم بر علیه ترسی که سالهاست همراهمه وبرام خیلی دردسر درست کرده میخوام ریشه شو پیدا کنم وبا هدایت خداوند برای همیشه از دستش خلاص بشم انشاالله تو کامنتهی بعد از دستاورد وریشه کنی ترسم بگم به یاری خدا خدایا شکرت من چند روزه ازت هدایت وحمایت خواستم وچه زود اجابت میکنی خدایا شکرت

    وتشکر از استاد عزیزم برای وجودپربرکتتون شکر

    وبرای دوستانی که کامنتهی عالی میزارن من کامنتها رو میخونم از یکیشم نمیگذرم واز خدا میخوام کمکم کنه واگاهیهای همه رو به درستی به درکش برسوندم خدایا برای همه چیز شکرت

    من به هدایت وحمایتت نیازمندم

    خدایا شکرت که من زیر سایه ارامش وامنیت توام

    .خدایا شکرت که در پناه تو ام پناه تو امن وارام وپراز فراوانیست.

    این تیکه اخر رو چند روزه دارم هی با خودم شبو روز تکرار میکنم جوری که وقتی از خواب بیدار میشم اولین چیزی که به ذهنم میاد همین جمله است وترسو استرسم کاملا قطع شده وخیلی ارامم خدایا پناهتو شکر .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      محمد آصف باقری گفته:
      مدت عضویت: 2681 روز

      سلام سوسن جان، خوبی خوشی؟

      من کامنتت رو خوندم و تحسین می کنم که خودتو شناختی.

      من هم از نوشته ها یه چیزی یادم اومد می خوام بنویسم.

      من ترس از خداوند رو از یه کتاب دینی آموختم

      اون خدایی که ترسناک هست

      وقتی که موسی می گه که خدایا خودتو به من نشون بده

      خداوند می گه تو نمی تونی منو ببینی، با اصرار می کنه با خدا چونه می زنه.

      خداوند میگه که به اون کوه بنگر، اگه تونستی که اون سر جای خودش ببینی می تونی منو ببینی.

      وقتی که حضرت موسی به کوه طور یا سینا نگاه کرد کوه با تجلی پیدا کردن خداوند بر اون موسی از هوش رفت.

      من اینجا اون موقع هایی که کوچیک بودم خداوند رو ترسناک توی ذهنم ساختم و بعدش اون درس رو خوندم، و باید توی سوال های امتهان هم بیشتر می خوندم تا اگه از جایی سوال میاد بتونم جواب بدم. بعدش هم مذهب خداوند رو بسیار ترسناکتر کردن توی ذهنم.

      در صورتی که خداوند خیلی خیلی مهربانه، مهربان تر از مادر به فرزندش.

      در پناه الله یکتا باشی

      خدانگهدار

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    زهره صفری گفته:
    مدت عضویت: 601 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان که بی‌نیاز است همه ما به او نیازمند

    خدایا شکرت هر آنچه دارم از آن توست

    سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته نازنینم ودوستان هم فرکانسیم

    هیچ قدرتی وجود ندارد الا قدرت خداوند بزرگ بلند مرتبه

    رفتارهای ما از باورهای ما نشأت میگیره

    اگه ما باور کنیم که فلانی ما رو چشم زده تاثیر داره

    ولی اگه باور نداشته باشیم وجود ندارد همه چیز به باور ماست

    من خداروشکر رو این قضیه خیلی باورم قوی بود واین باور شرک خرافات قبول نداشتم

    من تقریبا 15الی،16ساله خداروشکر اصلا قرص استفاده نکردم جز ویتامین دی

    من سالهای زیادی قرآن خواندم با دوستان کلاس قرآن دور هم خوندیم ولی چیزی متوجه نمی‌شدم

    ولی الان خداروشکر شبی 2،3 ,صفحه میخونم واقعا لذت میبرم باید بیشتر بخونم به درک آگاهی بیشتر برسم

    من 15 سال پیش از طریق دستان خداوند بر روی زمین به این آگاهی رسیدم که ترک گناه کنم از دروغ قضاوت، تهمت، کینه،غیبت و…..خداروشکر تقریبا سعی کردم از زندگیم حذف کنم برای اطرافیانم تاثیر گزار والگو بودم

    اوایل مورد تمسخر بودم ولی بعد از مدتی با من هم مدارشدن

    خداروشکر من به خیلی از خواسته هام رسیدم

    و متوجه شدم که همه چیز در درون خودمونه

    با افکار وکانون توجهمون زندگیمون رو خلق میکنیم

    استاد عزیزم ومریم جان نازنینم از شما ممنونم که با فایلهای بینظیرتون ما رو بهرمند میکنید

    سپاسگزار خداوندم هستم که شما رو برای هدایت راهنمایی تو این راه وصال خوشبختی مسیر موفقیت برام فرستاده هزاران بار شکرت شکرت شکرت عاشقتم خدا جونم

    دوستتتتون دارررررم استاد عزیزم ومریم جان عزیزم

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    حمیده کرمانی گفته:
    مدت عضویت: 1453 روز

    درود بر شما انسان آگاه که می درخشید و نور می بخشید. چقدر زیبا گفتید و چقدر زیبا قرآن و آیات رو در قرآن کشف می کنید استاد. اقرار می کنم پس از سالها قرآن خواندن هیچ چیز از آن نفهمیدم. یعنی نخواندم که درکی داشته باشم. حال به خودم افتخار می کنم به خاطر انتخابم برای روش زندگیم و می دانم که خدا خواست چون خواستم از او راه نشانم بده. رب من شما رو معرفی کرد و حال شبانه روز گوش به شما می دهم با جان و دل. از او خواستم که عمل کنم به این آگاهی ها. شکر از خدا و شکر از شما. سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    پونه گفته:
    مدت عضویت: 1353 روز

    سلام به خانواده صمیمی عباسمنش

    رفتارهای ما از باورهای ما نشأت میگیره.من هم به مسئله چشم زخم‌ قبلا اعتقاد داشتم ، اما با آگاهیهایی که از فایلهای استاد کسب کردم ، روی این باور مخربم خیلی کار کردم‌ و دارم‌ کار میکنم.

    هر چقدر بیشتر روی خودم‌کار میکنم به یقین بیشتر میرسم که این باور چقدر شرک آلوده.

    هیچ وقت اینقدر واضح سلسله آیات رو در فایلها ندیده بودم که اینقدر واضح بگه جهان در مورد باورهای ما صرفا واکنش نشون میده و هر موقعیت و شرایط که الان داریم از نظر قرآن صراحتا به این اشاره شده که دقیقا همون چیزها و افکار و ذهنیتهایی است که از قبل فرستادیم.

    این فایل بینظیر بود و واقعا باید بارها و بارها گوش کنم.

    ممنونم از شما استاد مهربانی و سخاوت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    علی حسین زاده گفته:
    مدت عضویت: 823 روز

    به نام خدای مهربان خدای که درون من است

    سلام خدمت استاد عزیزم وبانو شایسته محترم و تمام دوستانم

    یه دوتا از طایفه های روستای ما هستن که به حساب خیلی چشم شورن و تو خانواده ماهم به چشم زخم خیلی باور هست من هر موقع یه مجلسی میشد میرفتم و یکی از اون طایفه تو مجلس بود به محض اینکه میرسیدم خونه چپه میشدم مریض میشدم به شدت خخخ خودم خندم میگیره الان . مادرم سه تا تخم مرغ میشکست میگفت خیلی تیر نظر سنگین بود همیشه این خرافات بود تا وقتی که با استاد اشنا شدم و تو برنامه های دیگ ازش شنیده بودم ک چشم زخم وجود نداره دیگ من کلا سعی کردم از ذهنم بندازم بیرون با این که این فایل رو ندیده بودم الان که این فایل رو دیدم ایمانم از این که هست خیلی قوی تر شد خدایا شکرت.

    انشالله هر روز به خدا نزدیک ترشویم و از خرافات دور شویم

    ممنونم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    همتا نوری گفته:
    مدت عضویت: 538 روز

    بنام خدای بی نیاز .

    آیا واقعا چشم زخم حقیقت دارد ؟

    نخیر تا زمانی که قدرت و باور برایش داشته باشیمم .

    اگرکسانی استن که می‌گویند تقدیر من بد بوده که من بدبخت استم ! یک باور خیلی اشتباه است .

    جهااان بازخورد باور ها و ورودی های ذهن ماست .

    گاهی تقصیر را به گردن خداوند میندازم می‌گویم خداوند برایم ما سلامتی خوشبختی …وو چیزا راا نخواسته .پس باید گفت یک باور اشتباه است خداوند همه بندگانش را یکسان را خلق کرده است .به قول این آیه مبارکه سوره حج آیه 10:ذَٰلِکَ بِمَا قَدَّمَتۡ یَدَاکَ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَیۡسَ بِظَلَّـٰمࣲ لِّلۡعَبِیدِ(١٠)

    این [رسوایى و عذاب] به کیفر اعمالى است که از پیش فرستاده اى و به آن خاطر است که خدا نسبت به بندگان ستمکار نیست !

    و آیه مبارکه سوره قصص آیه 47سوره قصص وَلَوۡلَآ أَن تُصِیبَهُم مُّصِیبَهُۢ بِمَا قَدَّمَتۡ أَیۡدِیهِمۡ فَیَقُولُواْ رَبَّنَا لَوۡلَآ أَرۡسَلۡتَ إِلَیۡنَا رَسُولࣰا فَنَتَّبِعَ ءَایَٰتِکَ وَنَکُونَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِینَ(۴٧)

    و اگر نه آن بود که به سبب گناهانى که مرتکب شدند عذابى به آنان برسد، پس بگویند: پروردگارا! چرا پیامبرى به سوى ما نفرستادى تا از آیاتت پیروى کنیم و از مؤمنان باشیم [بى تردید در عذاب کردن و هلاکتشان شتاب مى نمودیم ]

    اگر کسی است یا منطقه یا ملت است که بدبخت است یعنی در فکر همان بدبختی است . یعنی هیج گاهی شخص ملا داکتر زخم چشم وووو قدرت و نیرو ندارد برای اوج زندگی ما ‌.تا زمانی که ما قدرت ندهیم برایش .

    و ما چقدر ناآگاهانه عمل کردیم آیه مبارکه که نمی‌دانیم معنیش را در چهارطرف دیوار های اطاق آویزان کردیم(و یکاد الذین) .

    در پناه الله یکتا شاد و سلامت باشید!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: