اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خدای مهربانم خدایی که هر لحظه هدایتم میکند به راحتی و آسونی و به مسیر نعمت و ثروت و خوشبختی و سلامتی و فراوانی
سلام به استاد عزیزو مهربان و توحیدیم و سلام به عزیزترین یار همیشگی این سایت الهی و عشق مریم بانو مهربانم و سلام و هزاران درود به دوستان خوشگلم و زیبا و دوست داشتنیم که از ته دل دوستشون دارم دستانه خدای مهربان بر روی زمین هستن برای من و امثال من شکرت میگویم سپاسگزارتم
و اما این فایل بسیار مهم روی خودت سرمایه گذاری کن بعد از چند سال تو سایت بودن و خوندن و نوشتن کامنت چند روزیه بهتر دارم درک میکنم قوانین رو و دارم پشت سر هم ترمزها و ترسهام رو پیدا میکنم البته به لطف بزرگی و هدایت خداوند ست و دستمو گرفته و راه رو داره نشان میده و برام هموار و آسان میکنه تا زودتر و سریع تر و با سرعت زیاد به خواسته هام برسم الهی شکرت
دیروز کامنته یکی از دوستانم رو داشتم میخوندم
که منو آگاهتر کرد و اینو هدابت دونستم
که میگفت این دوتا سریالها رو که نگاه میکنم و توجه میکنم بهشون بعد از چند روزی همون و تو زندگیم میبینم به شکل اتفاقات و شرایط عالی و مثبت و بعد گفت الان که میدونیم و داریم میبینیم ابن توجه چه کارهایی انجام میده چرا در زندگیمون اجرا نمیکنیم تا بهترین رو دریافت کنبم از جهان
منو میگی یه موشک خورد تو ذهنم و کلا ذهنمو متلاشی کرد و به خودم اومدم
وقتی هم هدایتها رو میگیری پشت سر هم میاد برات باز رفتم تو عقل کل دیدم اونجا هم داره میگه اشتباهات گذشته رو انجام نده اگه میخوای تغییرات درونی صورت بگیره از همین نکات ریز شروع کن تا سرمایه گذاری روی خودت کنی و تمربن و تمرین کن تا عادت شخصیتت بشه
من همونجا تو مغازه ام شروع کردم به نوشتن و نوشتن
چه چیزهای اشتباهات گذشته ست و الان دارم باز اونا رو به نوعی دیگه انجام میدیم
بعد رفتم خونه با همسرم کلی صحبت کردیم در همین مورد سرمایه گذاری روی خودت و تغییرات درون و عمل کردن واقعی به چیزهایی که یاد گرفتیم
به همسرم گفتم ما که چند ساله به قول خودمون داریم روی خودمون کار میکنیم کو تغییرات و بعد از مکثی کوچیک گفت بعضی جاها اصلا تغییری نکردیم و بعضی جاها یکم خوبیم ولی ضعیف
و فهمیدیم و تعهد به خودمون دادیم که از امروز انشالله کانون توجه مون رو کنترل کنیم و آگاهانه جهت دهی کنیم به سمته چیزهایی که میخواهیم همراه با کنترل ذهن حسابی و آگاهانه
و از امروز از خدا خواستم در این مسیر درست و مناسب و هم جهت با جریان خداوند و هماهنگ با خواسته ام کمکم کند تا در این مسیر بمانم و از درون تغییر بدهم خودمو
استاد ممنونتم سپاسگزارتم برای همه آگاهیهای که به ما دادی
خدایا برای همه هدایت هات شکرت
خدایا برای قدمهایی که امروز برمیدارم برای تغییر خودم و بهبود خودم شکرت میگویم
از همه عزیزان ممنونم در پناه خداوند مهربانم سالم و ثروتمند باشین
امروز از صبح تا الان سایت رو لپتاپم بازه چند لحظه پیش نت قطع شده بود ولی دوباره اومد همینکه رفرش کردم دیدم فایل جدید اومده خیلی خوشحال شدم سریع دانلود کردم و نگاش کردم خیلی عاااالی بود واقعا محکم شدم بازم موقع دیدن فایل هی گذشتم جلو چشمام ظاهر میشد یادم میومد جاهای که نترسیده و سریع تصمیم گرفته بودم( یعنی اون موقع ها میگفتم توکلت به خدا و واقعا جواب میداد) خیلی خوب پیشرفته بودم ولی دقیقا الان خیلی از مواردی بود که هنوز مردد بودم و تصمیم نگرفته بودم بخدا با دیدن این فایل خیلی محکم شدم و سریع و جدی به خودم گفتم خب تصمیم بگیر… خیلی تاثیر گذار بود استاد ممنون که این وقتا فایلای زیادی میذارید. یکی از تصمیم های که الان گرفتم این بود که به محض اینکه به مبلغ پول که برای خرید محصول عزت نفس لازم است رو پیدا کنم خریداریش میکنم.
حالا که به این فایل گوش میکنم میبینم باتوجه به آگاهی های این سایت که الان بیش از 6ساله بهشون عمل میکنم ،البته نه با تعهد الان….
میبینم که زمانی تونستم تصمیم بگیرم که ایمان داشتم که هدایت میشم ,زمانی تونستم تصمیم بگیرم که دلم به خداوند و کمک های غیبیش گرم بود و باورداشتم که نیروی دیگری در کار است ،دست های توانمند نیرویی که بری از محدودیت های انسان هاست
آره دقیقا هرجا توحیدعملی بخرج دادم ،و شجاعت اقدام کردن داشتم همونجا به پشتوانه ی ایمان به خداوند حرکت کردم و وارد ترس هام شدم و خداروشکر به موفقیت هم رسیدم و با هر بار موفق شدن و دست به عمل زدن اعتماد بنفسم بیشتر شد وبقول استاد عضله ی تصمیم گیربم اینجوری قوی شد
خدایا شکرت که هدایتم کردی به این سایت توحیدی، من چقدر مشرک بودم ،چقدر در سختی زندگی کردم چون قوانین رو نمیشناختم چقدر ترس هام فرمون رفتارمو در دست داشتن وبخاطر این محدودیت های ذهنی چقدر به خودم سخت گرفتم و احساس ناتوانی و درماندگی کردم درحالی که مهربان پروردگارِ باسخاوتم قدرت رو در دستانِ خودم قرارداده بود
مهربان پروردگارباسخاوتم سپاسگزارم که هدایتم کردی به این سایت توحیدی تا خوب زندگی کنم و کمک کنم جهان جای بهتری برای زیستن باشه.
استاد عباسمنش عزیزم سپاسگزارم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین،دوستتون دارم و عشق برای همه ی بچههای سایت توحیدی عباسمنش 🟢
خدایاسپاسگزارم /استادعزیزم بابت این فایل باارزش سپاسگزارم/
بنده دلم نیومد دراین فایل زیباسهیم نباشم و یکی ازعاملین اصلی موفقیت درزندگیم رواینجانگم:بنده استادحقیقتا چه تونوجوانی وجوانی وچه توزندگی باهمسرگذشته ام وچه باعزیزدلم که 4سال هست باعشق زندگی میکنیم مثل :خداروشکر2تادوست هستیم /
تمام تصمیماتی که گرفتم چه شغلی چه روابط چه هرچیزی که بایدتصمیم گرفته میشده رو خداروشکر تصمیم گرفتم وحاضرم قصم بخورم 90درصدتصمیماتم اوکی بوده اون 10درصدهم باعث شده من بفهمم احساساتی تصمیم نگیرم وکمی صبرکنم وفکرکنم وهرموقع که احساسم میزان شدوبه آرامش رسیدم وذهن وقلبم یکی شدوبه یک تعادل رسیدم بعدتصمیم جدیموبگیرم “حالاچندتاازتصمیمات زندگیم رواینجامیگم:یکیش انتخاب خوانندگی/یکیش ورزش کردن/یکیش مهاجرت شهربه شهرازقزوین وتهران وقم وشمال گرفته واینکه تصمیم دارم هدفمندازایران هم برم برای جهانگردی/یکیش تصمیم که ازکارکارمندی اومدن بیرون وکارآزادروشروع کردن بااینکه 99درصدخانواده بنده یاکارگرندیا کارمندامامن تصمیم به کارآزادگرفتم /یاتصمیم جدایی ازهمسرسابقم یاازدواج باهمسرجدیدم یانگهداشتن فرزندانم وو…ازاین تصمیمات بسیاربزرگ وباارزش برای من//خیلی دوست داشتم استاداین کاربزرگ وباارزش برای من روکه توزندگیم ازهمان بچگی داشتم رواول برای یادآوری ذهن خودم وبعدبرای همه عزیزدلهام درسرتاسرجهان مطرح کنم/عاشقتون آرزومیکنم بهترین تصمیمات زندگیتون روبگیریدودرتمام تصمیماتتون خوشحال وشادباشیدوموفق/یاحق//
تصمیم گیری یکی از مهمترین ویژگی های افراد با عزت نفس بالاست…
کسی که میتونه سریع تصمیم بگیره یعنی عزت نفس بالایی داره، یعنی خودشو شناخته، یعنی ایمان داره به خدا، یعنی باور داره حتی اگه تصمیمم اشتباه بود هیچ مشکل جدی ای پیش نمیاد…
تصمیم گیری بسیار مهمه…
مثل عضله هست که باید انقدر تمرین کرد تا قوی بشه و رشد کنه…
وقتی ما تصمیم میگیریم، یک سری بازخورد ها بدست میاریم، و میتونیم طبق اون بازخورد ها متوجه بشیم چی میخوایم…اصلا همون چیزی که میخوایم، چجوریشو میخوایم…
باید زیاد تصمیم بگیریم و بهشون عمل کنیم و بعد ببینیم که چجوری میتونیم بهترش کنیم؛ طبق بازخوردها و نتایجی که بدست میاد میتونیم تصمیماتمون رو بهبود بدیم…
نکته ی دیگه غیر از تصمیم گیری که شاید کمتر بهش توجه کنیم اینه که خب ما الان تصمیم گرفتیم، حالا باید بازخوردهاش رو مرور کنیم و ببینیم که آیا من این نتیجه رو میخوام یا نه…بهتره یجور دیگه رفتار کنم یا نه… مثلا من تصمیم میگیرم که کسب و کار خودم رو بزنم… خب وقتی میام کسب و کار خودم رو بزنم بعدش باید ببینم که دوست دارم آنلاین باشه یا آفلان؟ اونجا دوباره باید تصمیم بگیریم که کدوم باشه… حالا فرضا تصمیم گرفتیم که آفلاین باشه، اما بعدش متوجه میشیم که از آفلاین خوشمون نمیاد…بعدش دوباره بازخورد گرفتیم و میریم آنلاین میزنیم…
یعنی برای خودم اتفاق افتاده که وقتی یک تصمیم رو میگیرم، دوباره تو مرحله بعد به تضاد میخورم…اما چون حواسم نبود، اون تصمیم اولی رو کلا کنسل میکنم!! اون اولا خیلی اینجوری بودم…
یعنی مثلا به این نتیجه میرسیدم که من میخوام کسب و کار خودم رو داشته باشم…و میومدم کسب و کار خودم رو میزدم و بعدش به تضاد میخوردم که آفلاین باشه یا آنلاین… اشتباه اینجا بود که وقتی به تضاد میخوردم، فکر میکردم کلا کسب و کار خودم رو داشته باشم اشتباهه و برمیگردم به کارمندی!
در صورتی که قبلا کاملا مطمئن بودم که باید کسب و کار خودم رو داشته باشم…
موضوع اینجاست که ما هر تصمیمی میگیریم، بیشتر و بیشتر به وضوح میرسیم و تو این مسیر به تضاد میخوریم…
مثلا استاد عباسمنش تصمیم گرفت که قوانین جهان رو آموزش بده و مطمئن بود به اینکار… وقتی اینکارو شروع میکنه و کمی جلو میره، به تضاد میخوره که من آفلاین کار کنم یا آنلاین؟
این تضادهای مسیر دلیل بر این نیست که تصمیم اولیه اشتباهه…
باید حواسمون باشه که تضاد ها و بازخورد های مسیر مارو از کل مسیر برنگردونه… و ناامیدمون نکنه…
همیشه به خودم باید بگم که وقتی من قبلا یک تصمیمی گرفتم، حتما دلیلی داشته و هروقت خواستم تصمیمم رو بشکونم، به خودم بگم بجای شکوندن تصمیم و برگشتن، بیام اصلاحش کنم و بهترش کنم و از تضاد ها درس بگیرم…
مثل دوست استاد عباسمنش که داستانش رو تو این فایل توضیح دادن…
ایشون مطمئن بود که نمیخواد ایران بمونه… و تصمیم گرفت که بره خارج… و وقتی رفت خارج به تضاد خورد… اشتباه بزرگ اینه که ما وقتی به تضاد بخوریم جا بزنیم و برگردیم از تصمیممون…
من خیلی موقع ها از تصمیمم برگشتم اما بعد از مدتی دوباره همون تصمیم رو انجام میدادم…
مشکل اینجا بود که من باید پله پله تصمیماتم رو اصلاح میکردم و بهبود میدادم طبق بازخورد هایی که بهم داد… نه اینکه از بیخ برگردم مرحله اول…
مثلا من تصمیم میگیرم با فلان دوستم رابطه نداشته باشم، اما بعدش میبینم که قطع کامل ارتباط برام خوشایند نبود… اینجا بهتره تصمیم رو اصلاح کنیم و بگیم خب من دوست دارم ارتباطم خیلی کمتر بشه با فلانی… حداقل در این لحظه اینو میخوام…تکامل هم دقیقا همینه و اصلا اجازه نمیده یهویی یچیزی تغییر کنه…
مخصوصا وقتی که پیشینه ی خوبی در تصمیم گیری نداریم و مخصوصا وقتی تکامل رو توی اون موضوع طی نکردیم…
تصمیم گیری عالیه…ما همیشه باید تصمیم بگیریم… اتفاقا همینکه من به این تضاد خوردم یعنی تصمیم گرفتم
دوست استاد عباسمنش هم وقتی رفت آلمان متوجه خیلی چیزا شد و به تضاد خورد و باعث پیشرفتش شد… وقتی نمیرفت اصلا نمیدونست چیه… همینکه تصمیم گرفت بره آلمان خیلی تلنگرها خورد و خیلی تضادها براش نمایان شد…
موضوع خیلی مهم اینه:
*آقا ما در طی مسیر به تضاد میخوریم، وقتی به تضاد میخوری، کلا نزن زیر همه چی… همه چیو برنگردون به خونه ی اول… بیا بشین بنویس که من این تضاد رو چجوری حل کنم و بالاتر برم… چجوری اصلاحش کنم اون تصمیم رو…چجوری اصلاح مسیر کنم…
وقتی استاد عباسمنش اومد توی اینکار… و به تضادهای زیادی خورد، دیگه نباید از این مسیر برگرده… این در صورتیه که مطمئن باشیم از تصمیممون…
بنظر من کسی که یک تصمیمی میگیره حتما دلیل های زیادی در اون برهه داشته… اینو نباید یادمون بره… حتی اگه الان پیشمون شدیم، بیایم دوباره بررسی کنیم شرایط رو… و بجای پشیمونی و ناامیدی و برگشتن به خونه اول، بیایم اصلاح مسیر کنیم…
چون همه ی افراد در هر موضوعی که پیش برن و تصمیم بگیرن، به تضاد میخورن تا خواسته شون واضح تر بشه…اما خیلی ها همینکه به تضاد میخورن سریع جا میزنن و یادشون میره که آقا حتما یه دلیلی داشته که من این تصمیم رو گرفتم… بجای اینکه بیام از تصمیمم برگردم، میایم بهترش میکنم جوری که به من احساس خوبی بده و باعث پیشرفتم بشه
استاد عباسمنش اومد قوانین موفقیت رو آموزش داد، این تصمیم رو گرفت
دید شاگرد نداره یا اصلا درامدی نداره، دوباره این تضاد بود و بهبود داد شرایط رو
بعد دید من خیلی شاگرد دارم، درامد خوبی هم دارم، اما سودی نمیکنم!!! اینم دوباره تضاد بود و باید اصلاح مسیر کنه و بهبود بده خودش رو
بعد دید من شاگردهای زیادی دارم درامد و سود خیلی خوبی هم دارم اما زمان خالی ندارم و همش باید حضوری برم کل ایران بچرخم و این خسته کنندست!! بازهم به تضاد خورد و بازم تصمیم گرفت که آنلاین کنه همه چیو…
آنلاین کرد و دید که خب اینهمه آدم وقدی بریزن توی سایت، این سایت باید زیرساخت های خیلی خوب و قوی داشته باشه که بتونه ساپورت کنه…اینم یک تضاد دیگه
استاد تصمیم گرفت که باید سایت قدرتمندی بالا بیاریم و برای اینکار باید حتما خودش هم اطلاعات کلی ای در مورد کدنویسی داشته باشه…اینم یک تضاد دیگه
دوباره استاد تصمیم گرفت که باید برم کدنویسی یاد بگیرم و ادامه ی ماجرا…
یعنی همیشه ما در معرض تصمیم هایی هستیم…همیشه باید تصمیم بگیریم… و همیشه هم به تضاد میخوریم چون اومدن تا خواسته های مارو مشخص تر کنن… شاید ما خواسته ی خودمون رو میدونیم، اما خیلی واضح نیست… تصمیم گرفتن پله پله خواسته ی مارو واضح تر و لذتبخش تر میکنه
نه اینکه با برخورد به اولین تضاد جا بزنیم…
خب استاد عباسمنش وقتی میدید که کار آنلاین نیازمندِ یاد گرفتن کدنویسی تا حدی هست، خب اگه جا میزد که همه چی از بین میرفت!
وقتی تصمیمی میگریم و بعدش به تضاد میخوریم به این معنی نیست که تصمیم ما اشتباه بوده… معنیش اینه من الان خیلی بهتر دارم میفهمم دقیقا چی میخوام و باید به اون سمت حرکت کنم…نه اینکه برگردم خونه ی اول…
در ضمن اینم باید در نظر داشته باشیم که «قانون تکامل» خیلی مهمه… توی تصمیم گیری هامون حواسمون باشه که این قانون رو زیر پا نزاریم…همیشه یادمون باشه تکامل همه جا حضور داره… توی هر سوراخ سمبه ای وجود داره این قانون!
تصمیمات ماهم باید طبق این قانون باشه… اما وقتی به تضاد میخوریم حلش کنیم و تصمیم رو بهتر کنیم و برنگردیم…
مثلا دوست شما تصمیم گرفت رفت آلمان، بعد دید که من وابستگی عاطفی دارم و هنوز تکلیف رابطه ی ناقصم رو مشخص نکردم!!! خب این تضاد اومده که شرایط رو بهتر کنه… دوست شما باید اینجا روی خودش کار میکرد و وابستگی خودش رو درست میکرد و عزت نفسش رو بالا میبرد، نه اینکه برگرده ایران سر همون زندگی!
وقتی دید توی کشور دیگه کار به سختی پیدا میشه، باید عزت نفس خودش و ایمان خودش رو تقویت میکرد… یا شاید این تضادی بود برای اینکه با همون مهارت کسب و کار خودت رو راه بنداز…
خلاصه ما هر تصمیمی میگیریم، قطعا در مسیرش به تضاد میخوریم… در این لحظه ها باید اصلاح مسیر کنیم و خودمون رو قدرتمندتر کنیم و حتی اگه تصمیم اشتباه بود، ببینیم دقیقا کجاش اشتباهه همونجارو اصلاح کنیم… نه اینکه کلا بزنیم زیر همه چی…
من به این تصمیم رسیدم که ایران آب و هواش خوب نیست مثلا، خب میرم آلمان
میبینم اونجا هم آب و هوا خوب نیست! اینجا نباید ول کنم برگردم ایران… باید ببینم کجای تصمیمم ایراد داره همونجارو بهبود بدم… میرم جایی که آب و هوای بهتری داشته باشه… نه اینکه برگردم ایران!
تصمیم بگیرم همیشه و توی برزخ نمونیم، حتی اگه اشتباه بود خیلی درسا میگیرم و به خواسته های واقعیمون نزدیک تر میشیم، اصلا تا وقتی تصمیم نگیریم نمیدونیم چی میخوایم… تصمیم گرفتن ها پله پله مارو میبرن سمت خواسته های واقعیمون…
طبق تعهدم 3 تا از ویژگی های مثبتم رو مینویسم:
25.خیلی وقتا با فتوشاپ کارهای بسیار بسیار بسیار حرفه ای انجام میدم و هیچ آموزشی هم ندیدم و همش با کار کردن های ساده و آزمون و خطا بوده… خیلی کارهای عجیب و جالب انجام دادم که تعجب خیلی ها رو برانگیخته..
26.اسب سواری و در کل سواری روی حیواناتی که روشون سوار میشن رو خیلی خوب بلدم… شاید در ظاهر کار ساده ای به نظر برسه اما وقتی کسی مثلا اسب سوار بشه متوجه میشه که کنترل کردنش شاید سخت باشه، از جاهایی باید رد شد که سخته و باید بدونی حالات فیزیکی خودت رو چجوری تنظیم کنی که بهت آسیب نرسه…اینارو بدون هیچ آموزشی بلدم و خوب میتونم کنترل کنم خودم و اون حیوان رو…
27.باز هم بدوم هیچ آموزشی، خیلی خیلی از کارهای مربوط که کامپیوتر و گوشی موبایل رو کاملا بلدم و مسائل فنی گوشی و کامپیوتر رو متوجه میشم…جوری که اگه ببینم گوشی موبایل داره غیرطبیعی رفتار میکنه کاملا متوجه میشم مشکلش از کجاست.. یا کامپیوتر رو، کاملا میفهمم حالش خوبه یا نه یا چه تغییری ایجاد بشه حالش خوب میشه…اینارو خیلی عالی میفهمم در حالی که اصلا حوزه تخصصی من نیست و فقط با آمون و خطا و کنجکاوی یاد گرفتم و یجورایی به شهود رسیدم توشون…یا تو حوزه ی نرم افزار های اجتماعی و اینستاگرام کاملا مسلطم که قوانینشون و اینکه دقیقا چی حاکمه روی این نرم افزار ها، به صورت خیلی خیلی جزیی… مثلا یچیزایی کشف کردم از همین اینستاگرام و تلگرام که شاید معدود افرادی متوجهش شدن…مثلا تو اینستاگرام وقتی پیج کسی پرایوت باشه کسی نمیتونه افراد داخل پیجش رو ببینه، اما بخاطر یک باگ یا شاید یک چیز طبیعی توی اینستاگرام، میشه بعضی از افراد داخل پیج پرایوت رو هم فهمید… تو این زمینه ها کاملا به شهود رسیدم و میدونم سیاست این شبکه های اجتماعی رو…
تحسینتون میکنم واقعاااا چقدر خوب درک کردید قوانین رو و چقققدر خووب توضیح دادید، من دقیقا یکی دو روزه گفتم باییید ی کاری کنم این ماه حداقل ی تومن در بیارم و اصلا نمیدونم علاقم چیییه؟ توی همه کاری یسررشته ای دارم ولی اصلا نمیدونم ،
بخاطر تضاد مالی از بچگی ک داشتیم عاشق طلا شدم، ولم کنن ساااعتها میرم پشت ویترین طلا فروشا،و ب فکر کار در طلافروشی
عاشق خونه ام و دیدن خونهای مختلف میگم املاکی چ شغل خوبیه برم مشاور املاک بشم،
دندون پزشکیو و اون حسسس خوب کشیدن دندون از ریشه و درست کردن دندودنو خیلی دوس دارم ولی بخاطر بداخلاق بودن دبیر زیست اول دبیرستانم رفتم ریاضی چون ریاضیمم خیلی خوب بود، دانشگاهم ریاضی خوندم و بعدش گفتم کارمند بانک بشم خوبه هروز کلی پول میبینم دستم تو پوله و حس خوبی داره، توی کارای هنری و ظریف خیلی مهارت دارم ولی اینکه دائم بشینم توی اتاق و کار هنری کنم و ریزه کاری حوصلشو ندارم، نقاشیم خوبه، ولی باز برا تفریحی، 2سال پیش بخاطر تضاد مالی ،گفتم چکار کنم زد ب سرم یعنی ایده گرفتم از نماد مجسمه کوچولو گاو با خمیر چینی،و فرداش رفتم خمیر خریدمو اوردم خونه و با چندتا ازمون خطا شروع کردم ب ساخت خرگوش ک چقققدر خوب شدن و با قانون جذب اشنا شدمو با عبارت تاکیدی ک من میتونم بفروشمشونو … فروختمشون و …… خلاصه اینکه امروز گفتم دوباره شروع کنم ب ساخت مجسمه مار برا عید و …. و از خدا کمک خاستم ک ی کامنتی بخونم ک کمکم کنه برا این تصمیم و حسم گفت برو صفحه 22و ب کامنت عالی شما برخوردم خیییلی مچکر از کامنتتون
واقعاً این جمله را باید با طلا نوشت و بر سر در خونه هامون زد که« بهترین سرمایه گذاری سرمایه گذاری روی خودمان هست »
اگر کل املاک دنیا رو سند کنند و به نام یک شخص بزنند ولی اون شخص ازدرون آرامش نداشته باشه و روابط درستی نداشته باشه و یا از لحاظ جسمی همیشه مریض باشه یا ایمان به خدا نداشته باشه پس اون دارایی و اون املاک هیچ سود و نفعی به حال آن شخص ندارد؛
پس تا زمانی که شخصیت یک فرد از بیس و پایه به درستی شکل نگرفته باشد و به یک خودشناسی جامع نرسیده باشد و روابط و معنویت وآرامش روحی نداشته باشد پول و ثروت هیچ سودی به حال این شخص ندارد؛
به نظر من ما باید بکوشیم به هر نحو ممکن این حفره های شخصیتی خودمون رو شناسایی و ترمیم کنیم و باید اول به یک خودشناسی برسیم و با بودن درهمین سایت و بهره گیری ازآگاهی های ناب این سایت شخصیت خود را ارتقاء بدهیم و آنوقت به قول استاد لاجرم ثروت و موفقیت مالی هم دنبال ما میاد ؛
به قول استاد ثروت چیزی نیست به جز یک بازی ذهنی و وقتی باورهای خوب و درستی در ذهن ایجاد کنیم که به ما احساس بهتری بدهد و در همه زمینه ها با ایجاد باورهای درست پایه و اساس یک زندگی عالی را برای خودمان برنامه ریزی بکنیم ؛
و لازمه این زندگی عالی بها دادن هست هم زمان و هم انرژی و هم هزینه کردن از لحاظ مالی بر روی خودمان و لازمه هر پیروزی و هر موفقیت مالی اینست که باید بهاش را بپردازی ؛
اگر میخواهی یک زندگی عالی داشته باشی باید بهاش را بپردازی؛
و بهترین سرمایه گذاری بدون شک سرمایه گذای بر روی خود هست
سرمایه گذاری بر روی شخصیت
سرمایه گذاری درست بر روی ذهن
و اگر هر شخص دنبال سرمایه گذاری درست بر روی خودش باشه به نظر من این اینجا توی این سایت جای درستشه؛
استاد در پایان این کامنت خدا خیلی به من افتخار میکنه. خیلی. خودم هم همینطور.
روز اول تعهد
الان دارم فکر میکنم چجوری موضوعات رو یجوری بگم که سرگیجه نگیرین، نمیدونم، ولی میگم یجوری امیدوارم ربطشونو بفهمین
من راستش چند وقت پیش داشتم پنکیک درست میکردم، یکم سفیده تخم مرغ مایع ریخت روی گوشی م. بعد رفت داخل اسپیکر سمت چپ ش.
گوشی مم تازه خریدم.
اینو داشتهباشید همینجا.
اینم بگم من گارانتی اپل کر خریدم وقتی گوشی مو خریدم.
که قیمت ش هزار و چهارصد کرون بود حدود چهارده پونزده میلیون
و خب نصف حقوق ماهانه منه تقریبا یکم کمتر تز نصف
ولی خب بازم پول زیادی عه برای من
اینم داشته باشید.
من اسپیکر گوشی مو هنوز تعمیر نکردم(سمت راستی ش هنوز کار میکنه)چون میترسیدم به مامان بابام بگم زدم اسپیکر چپی رو از کار انداختم همین اول کاری، با خودم میگفتم نکنه برم توی مغازه بگم یکی دو روز گوشی تو بزار بعد درست میکنیم اونوقت به خانوادم چی بگم(شونزده سالمه با خانوادم زندگی میکنم) خلاصه نرفتم ولش کردم.
گفتم حالا فعلا که گارانتی رو دارم(دوساله ست)هروقت پول اضافی دستم اومد میرم درستش میکنم.
چند وقت پیش دوباره یادم اومد، این قضیه اپل کر رو که من هزار کرون الکی پول دادم قرارم نیست استفاده کنم(فک میکردم خب گوشی م که قرار نیست خراب بشه حالا اسپیکر شم مهم نیست همینجوری بمونه دیگه)
بازم عین احمق ها زدم توی سر خودم. تا همین امروز درگیرش بودم امروز مث چییییی نشسته بودم گریه میکردم سر این.
سر همین قضیه گارانتی اپل کر.
حالا چرا؟
چون خرید ش اجباری نبود من هزار کرون اضافی دادم اینو خریدم که اگه نمیدادم الان میتونستم گیتار بخرم(این قضیه گیتار برای من خیلی مهمه)
من همینجوری خریدم
وقتی داشتم گوشی مو میخریدم هنوز حقوق مو نگرفته بودم(اولین حقوق کار جدید مو)و پول شو از مامانم قرض کردم
توی فروشگاه از مامانم پرسیدم بگیرم؟ گفت بگیر. پول خودته. دقیقا همین. بدون هیچ بحث و چیز خاصی. منم همینجوری گفتم اوکی میگیرم
یعنی اصلا یک درصد هم فکر نکردم اون هزار کرون اضافی چقدر میتونه برام مهم باشه
چون اون موقع هنوز خود پول رو نساخته بودم
خلاصه که
من بدون اینکه اون پول رو بسازم
خرج ش کردم
بعدش باز کلی پشیمون شدم میگفتم کاش یکم کمتر حداقل عجله میکردم با حقوقم یه شونزده نرمال میخریدم کمتر خرج میوفتاد رو دستم(با حقوق ماه اولم میشد بگیزم)
و اینم در نظر بگیرید من اون موقع اصلا نمیدونستم ایفون شونزده نرمال هم وجود داره فکر میکردم شونزده نرمال همون ایفون شونزده e عه و فقط پلاس و پرو و پرو مکس و e دارن:))))))از شونزده eهم خوشم نمیومد نخریدم
اصن نمیدونستم نرمال هم وجود داره و همین یماه پیش فهمیدم:)))))))
یعنی وقتی یه قدم به خرید ش نزدیک شدم
اونقدر عجله کردم که خودمو توی کلی دردسر انداختم
آخرش اینقدر دیگه ناراحت بودم که زیاد پول دادم چون این ماه هم تقریبا کل حقوق مو باید بدم به مامانم برای گوشی م…که میخواستم گارانتی رو کنسل کنم پول شو پس بگیرم که خداروشکر پس نگرفتن:)))))
سر همین امروز اینقدر داشتم گریه میکرذم:))))
که چرا پس نمیگیرن و پولم هدر رفت و فلان..
خلاصه این وسط خدا به دادم رسید
یه درس خیلی خیلی مهم خدا بهم یاد داد
هزار بار اگه استاد عباسمنش میگفت قرض نگیرید قسط ندید
من بازم تو مخم نمیرفت
ولی الان رفت توی مخم
الان فهمیدم ش
به لطف همین قرض گنده ای که همین اول روز های کاری م اژ مامانم گرفتم
حالا بریم قضیه بعدی ربط شو بفهمیم
استاد من از کلاس هشتم عاشق گیتار الکتریک ام ولی از کلاس سوم ویولن میزنم و بابام هیچوقت برام گیتارالکتریک نخرید ،اولش خوشش نمیومد الانم که اوکی داده میگه با پول خودت بخر.
من الان میرم سرکار و بالاخره فرصت ش پیش اومده که گیتار بخرم.
الان فکنم میفهمین چی میگم…
درواقع من اگه این ماه مجبور نبودم قسط بدم میتونستم با کل پولم برم گیتار بخرم و بقیه پولم رو هم خرج کنم عشق و حال کنم یه مقداری هم پس انداز کنم
ولی نمیتونم
و چقدر خوشحالم که
الان اون درس مهم مربوط به قرض و قسط گرفتن رو فهمیدم
«چون وقتی پول نداری عجله میکنی و قرض میکنی قسط میگیری گرون ترین چیز رو هم احتمالا میخری و تصمیمات کرون و غیر منطقی و عجولانه میگیری که تا چندماه عقب میوفتی از خواسته هات»
ولی وقتی پول توی حساب ته با خیال راحت هرچی بخوای میگیری با قیمت خیلی پایینتر و خودتو از چاله بع چاه نمیندازی، به خواسته ت هم خیلی راحت میرسی
و در واقع صبر کردن یجور میان بره چون تو میخوای با قسط میان بر بزنی سریع تر برسی ولی هزار برابر کند تر میشی ولی وقتی صبر میکنی به موقع و از بهترین راه میرسی
در طول نوشتن کامنت هم این باگ رو م بود که فک میکردم اشتباه م خرید بهترین گوشی و گارانتی عه
ولی این اصن اشتباه نبود
اشتباه من قرض کردن بود که فهمیدم تصمیم اشتباهی گرفته بودم و اشکالی نداره چون درسی که گرفتم به اندازه کل پولی که دادم می ارزه چون منو از کلی ضرر مالی در امان نگه میداره و حفظ میکنه در آینده…
مثل همین ماه که تصمیم گرفتم اول قرض مو تموم کنم عین آدم (این ماه آخرین ماه عه)
بعدش که حقوق مو گرفتم برم گیتار بخرم با پول م
نه اینکه از قبل از بابام یا مامانم پول قرض کنم بعذش مثل خر تو گل گیر کنم.
ببخشید اگه سرتون رو به درد آوردم
حس میکنم نیاز بود این حرف هارو بزنم…برای خودم بیشتر که قوانین رو مرور کنم
استاد در این فایل از تصمیمات نگرفته شده صحبت کردید و بهم الهام شد تا روی برگه بنویسم که چه تصمیمات نگرفته ای دارم و کم کم از کوچکترین انها شروع کنم و انجام بدهم با اینکه من دوره عزت نفس را تهیه کرده بودم و امروز صبح که از خواب پاشدم به خودم گفتم حدیث تو چقدر به تمرینات دوره عزت نفس عمل کردی و واقعا این فایل هدایت خدا بود که باید برگردم و این دوره رو دوباره ببینم و خوشحالم که همه این ها هم نیاز به تکامل من داشت و گذر زمان ی سری مسایل را بر من روشن تر کرد و درست موقعی که بهم الهام شد باید روی عزت نفسم کار کنم به این فایل هدایت شدم
تصمیمات نگرفته ی ما بخاطر ترس ها ، نشناختن خودمان ، ندانستن خواسته هایمان ، ندانستن ارزش هایمان و ارزشمند ندانستن خودمان است
باید تکلیفم را با خودم مشخص کنم و بهم الهام شد تا در دفترم در مورد خواسته هایم در همه جنبه های زندگی ام بنویسم با خودم صحبت کنم از خودم سوال بپرسم تا بیشتر با خودم اشنا بشوم
باید یاد بگیرم همواره در حرکت باشم و تصمیم های مهم بگیرم و این هم نیاز به تکامل داره و به خدا قسم این حرف ها رو من قبلا هم شنیده بودم اما الان درک و فهم و تجربیات من بیشتر از قبل شده و معنی تکامل بر من شفاف تر شده
همه ی اینها بر میگرده به عزت نفس
چه قشنگ و محکم بیان می کنید که تصمیم اشتباه گرفتن بهتر است از در برزخ ماندن و در شک و تردید ماندن و تصمیمی نگرفتن و واقعا چقددددددرررر مثال هست که ادمی که تصمیم نگرفته همواره در حسرت مساله ای است و نه یک قدم برایش بر میدارد و نه ولش میکند خب بابا تصمیمی بگیر حالا یا خوب میشه یا بد دیگه تمام و چقدر قشنگ گفتید استاد که اگر هم تصمیم اشتباه بود از پسش برمیایم خداوند ما را رها نمیکند و دست مارا ول نمیکند بالاخره درست میشه
زندگی ارزشش را دارد که خوب زندگی کنیم و از ان لذت ببریم
خدارا شکر که در مسیری هستم که طالب اینجور حرف ها هستم و از خداوند میخواهم تا ایمانمان را بیفزاید و همواره در راه راست ثابت قدم باشیم و به این دانسته های عالی و ارزسمند عمل کنیم و توحیدی عمل کنیم
در تمرین ستاره قطبی نوشته بودم کامنت گذاشتن در سایت و خیلی خوشحال هستم که این خواسته من تیک خورد و به تصمیمم عمل کردم
در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید
-اغلب افراد نمی توانند به درستی تصمیم بگیرند دائما در شک و تردید و برزخ به سر می برند
سال ها قصد تصمیم گیری در حوزه ی کسب و کار ازدواج طلاق و..را داشته اما نمی توانند در نهایت به درستی تصمیم بگیرند
ذهن آنها دائما مشغول تصمیمات اتخاذ نشده است
-تکلیف خود را با خود یک بار برای همیشه روشن کنیم
برای تصمیم گیری صحیح بدون دخالت احساسات:
+دلیل تصمیمات خود را یادداشت کنیم
+مزایا و معایب ان را یادداشت کنیم
+با توجه به مزایا و دلایل تصمیم درست گرفته و نسبت به اجرای آن متعهد باشیم
+گزینه های نامرتبط با تصمیم کنونی را در ذهنمان به کلی قطع کنیم
+دلایل تصمیم خود را همواره به همراه داشته باشیم تا زمانی که دچار شک و تردید شدیم با مطالعه ی آنها دوباره به مسیر اصلی بازگردیم
-تصمیمات متعدد اخذ نشده مانع موفقیت و پیشرفت ما می شود
-اغلب ما تصمیمات متعدد اخذ نشده داریم
-ترس تردید دودلی عدم خودشناسی عدم درک خواسته ها ارزش ها و نیازها باعث می شود تصمیم نگرفته و روند موفقیت و پیشرفت خود را مرتبا به تعوق بیاندازیم
-تصمیمات بزرگ بگیریم
-بدانیم چه کسی هستیم؟ از زندگی چه می خواهیم؟ هدف ما چیست؟ برای چه زنده هستیم؟ رسالت زندگی ما چیست؟ چه چیز ما را بیش از همه خوشحال می کند؟ ارزش ها و اولویت های ما چیست؟ چه چیز ما را راضی و خوشحال می کند؟
-اغلب بسیار کم خود را می شناسیم
-اگر قادر به تصمیم گیری نیستیم خود را به درستی نمی شناسیم عزت نفس و احساس ارزشمندی پایینی داریم
-پا بر دل ترس ها و محدوده های امن خود بگذاریم
-یاد بگیریم تصمیمات بزرگ بگیریم
-اگر دائما در برزخ تصمیمات نگرفته شده ی خود هستیم با داشتن احساس بد اتفاقات بد و نامناسب را تجربه می کنیم
-گرفتن تصمیمات نادرست بسیار بهتر از هرگز تصمیم نگرفتن است
-ریشه ی اصلی عدم تصمیم گیری نداشتن عزت نفس و احساس ارزشمندی پایین است
-به میزانی که تصمیمات بیشتری می گیریم مهارت ما در گرفتن تصمیمات بزرگتر بیشتر می شود
-تصمیم گیری مانند هر مهارت با تکرار بهبود میابد
-زمانی که شرایط ما مناسب است تصمیم به تغییر بگیریم
-روند نادرست را تشخیص داده و پیش از نامناسب تر شدن اوضاع آن را تغییر دهیم
-فاصله ی بین فکر و عمل ما باید کوتاه باشد
-خداوند همواره حامی و هدایتگر ماست
-تصمیمات نادرست باعث کسب تجربه می شود
-افراد موفق تصمیمات بسیار زیاد و اغلب درست می گیرند
-دریافت بازخورد از تصمیمات نادرست باعث تصمیمات درست آینده می شود
-ایمان داشتن به خداوند هدایت ها و حمایت های او باعث تصمیم گیری می شود
-ایمان به خداوند را در وجود خود تقویت کنیم
-خداوند به شجاعان پاداش می دهد
-جسارت تصمیات بزرگ را در وجود خود تقویت کنیم
-با عدم تصمیم گیری اجازه ندهیم ترس ها ما را احاطه کرده از هدایت ها و الهامات الهی دور شویم
-باورهای درست باعث می شود تصمیمات بهتر و درست تری بگیریم
-مهم ترین سرمایه گذاری ما سرمایه گذاری بر روی باورها و توانمندی هایمان است
-زندگی ارزش آن را دارد که به نحو احسنت از آن استفاده کنیم
-به خاطر فرصت کوتاهی که خداوند در اختیار ما گذاشته است سپاسگزار او باشیم
کاش نزدیک بودید و شما رو با تمام وجودم در آغوش میگرفتم .
متشکرم برای هر فایل و این فایل که هدایت های واضح و آیات نازل شده ی خداوندند
با گوش جانم شنیدم و بارها فایل رو stop کردم و صفحه ها در مورد تصمیمم نوشتم و باز مصمم تر شدم و از خداوند میخوام لحظه ای که زمان اقدام شد بال برای پروازم بشه قلبم رو محکم نگه داره و ایمانم رو به حضور و همراهی خودش بیشتر از همیشه کنه تا به دور از احساسی شدن بزرگترین و مهم ترین تصمیممو که هر روز دارم براش قدم برمیدارم رو بردارم .
به نام خدای مهربانم خدایی که هر لحظه هدایتم میکند به راحتی و آسونی و به مسیر نعمت و ثروت و خوشبختی و سلامتی و فراوانی
سلام به استاد عزیزو مهربان و توحیدیم و سلام به عزیزترین یار همیشگی این سایت الهی و عشق مریم بانو مهربانم و سلام و هزاران درود به دوستان خوشگلم و زیبا و دوست داشتنیم که از ته دل دوستشون دارم دستانه خدای مهربان بر روی زمین هستن برای من و امثال من شکرت میگویم سپاسگزارتم
و اما این فایل بسیار مهم روی خودت سرمایه گذاری کن بعد از چند سال تو سایت بودن و خوندن و نوشتن کامنت چند روزیه بهتر دارم درک میکنم قوانین رو و دارم پشت سر هم ترمزها و ترسهام رو پیدا میکنم البته به لطف بزرگی و هدایت خداوند ست و دستمو گرفته و راه رو داره نشان میده و برام هموار و آسان میکنه تا زودتر و سریع تر و با سرعت زیاد به خواسته هام برسم الهی شکرت
دیروز کامنته یکی از دوستانم رو داشتم میخوندم
که منو آگاهتر کرد و اینو هدابت دونستم
که میگفت این دوتا سریالها رو که نگاه میکنم و توجه میکنم بهشون بعد از چند روزی همون و تو زندگیم میبینم به شکل اتفاقات و شرایط عالی و مثبت و بعد گفت الان که میدونیم و داریم میبینیم ابن توجه چه کارهایی انجام میده چرا در زندگیمون اجرا نمیکنیم تا بهترین رو دریافت کنبم از جهان
منو میگی یه موشک خورد تو ذهنم و کلا ذهنمو متلاشی کرد و به خودم اومدم
وقتی هم هدایتها رو میگیری پشت سر هم میاد برات باز رفتم تو عقل کل دیدم اونجا هم داره میگه اشتباهات گذشته رو انجام نده اگه میخوای تغییرات درونی صورت بگیره از همین نکات ریز شروع کن تا سرمایه گذاری روی خودت کنی و تمربن و تمرین کن تا عادت شخصیتت بشه
من همونجا تو مغازه ام شروع کردم به نوشتن و نوشتن
چه چیزهای اشتباهات گذشته ست و الان دارم باز اونا رو به نوعی دیگه انجام میدیم
بعد رفتم خونه با همسرم کلی صحبت کردیم در همین مورد سرمایه گذاری روی خودت و تغییرات درون و عمل کردن واقعی به چیزهایی که یاد گرفتیم
به همسرم گفتم ما که چند ساله به قول خودمون داریم روی خودمون کار میکنیم کو تغییرات و بعد از مکثی کوچیک گفت بعضی جاها اصلا تغییری نکردیم و بعضی جاها یکم خوبیم ولی ضعیف
و فهمیدیم و تعهد به خودمون دادیم که از امروز انشالله کانون توجه مون رو کنترل کنیم و آگاهانه جهت دهی کنیم به سمته چیزهایی که میخواهیم همراه با کنترل ذهن حسابی و آگاهانه
و از امروز از خدا خواستم در این مسیر درست و مناسب و هم جهت با جریان خداوند و هماهنگ با خواسته ام کمکم کند تا در این مسیر بمانم و از درون تغییر بدهم خودمو
استاد ممنونتم سپاسگزارتم برای همه آگاهیهای که به ما دادی
خدایا برای همه هدایت هات شکرت
خدایا برای قدمهایی که امروز برمیدارم برای تغییر خودم و بهبود خودم شکرت میگویم
از همه عزیزان ممنونم در پناه خداوند مهربانم سالم و ثروتمند باشین
سلام سلام استاد
سلام دوستان
امروز از صبح تا الان سایت رو لپتاپم بازه چند لحظه پیش نت قطع شده بود ولی دوباره اومد همینکه رفرش کردم دیدم فایل جدید اومده خیلی خوشحال شدم سریع دانلود کردم و نگاش کردم خیلی عاااالی بود واقعا محکم شدم بازم موقع دیدن فایل هی گذشتم جلو چشمام ظاهر میشد یادم میومد جاهای که نترسیده و سریع تصمیم گرفته بودم( یعنی اون موقع ها میگفتم توکلت به خدا و واقعا جواب میداد) خیلی خوب پیشرفته بودم ولی دقیقا الان خیلی از مواردی بود که هنوز مردد بودم و تصمیم نگرفته بودم بخدا با دیدن این فایل خیلی محکم شدم و سریع و جدی به خودم گفتم خب تصمیم بگیر… خیلی تاثیر گذار بود استاد ممنون که این وقتا فایلای زیادی میذارید. یکی از تصمیم های که الان گرفتم این بود که به محض اینکه به مبلغ پول که برای خرید محصول عزت نفس لازم است رو پیدا کنم خریداریش میکنم.
به نام مهربان پروردگارِ باسخاوتم….
حالا که به این فایل گوش میکنم میبینم باتوجه به آگاهی های این سایت که الان بیش از 6ساله بهشون عمل میکنم ،البته نه با تعهد الان….
میبینم که زمانی تونستم تصمیم بگیرم که ایمان داشتم که هدایت میشم ,زمانی تونستم تصمیم بگیرم که دلم به خداوند و کمک های غیبیش گرم بود و باورداشتم که نیروی دیگری در کار است ،دست های توانمند نیرویی که بری از محدودیت های انسان هاست
آره دقیقا هرجا توحیدعملی بخرج دادم ،و شجاعت اقدام کردن داشتم همونجا به پشتوانه ی ایمان به خداوند حرکت کردم و وارد ترس هام شدم و خداروشکر به موفقیت هم رسیدم و با هر بار موفق شدن و دست به عمل زدن اعتماد بنفسم بیشتر شد وبقول استاد عضله ی تصمیم گیربم اینجوری قوی شد
خدایا شکرت که هدایتم کردی به این سایت توحیدی، من چقدر مشرک بودم ،چقدر در سختی زندگی کردم چون قوانین رو نمیشناختم چقدر ترس هام فرمون رفتارمو در دست داشتن وبخاطر این محدودیت های ذهنی چقدر به خودم سخت گرفتم و احساس ناتوانی و درماندگی کردم درحالی که مهربان پروردگارِ باسخاوتم قدرت رو در دستانِ خودم قرارداده بود
مهربان پروردگارباسخاوتم سپاسگزارم که هدایتم کردی به این سایت توحیدی تا خوب زندگی کنم و کمک کنم جهان جای بهتری برای زیستن باشه.
استاد عباسمنش عزیزم سپاسگزارم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین،دوستتون دارم و عشق برای همه ی بچههای سایت توحیدی عباسمنش 🟢
بنام انرژی بی پایان جهان هستی بخش
سلام وادب واحترام
خدایاسپاسگزارم /استادعزیزم بابت این فایل باارزش سپاسگزارم/
بنده دلم نیومد دراین فایل زیباسهیم نباشم و یکی ازعاملین اصلی موفقیت درزندگیم رواینجانگم:بنده استادحقیقتا چه تونوجوانی وجوانی وچه توزندگی باهمسرگذشته ام وچه باعزیزدلم که 4سال هست باعشق زندگی میکنیم مثل :خداروشکر2تادوست هستیم /
تمام تصمیماتی که گرفتم چه شغلی چه روابط چه هرچیزی که بایدتصمیم گرفته میشده رو خداروشکر تصمیم گرفتم وحاضرم قصم بخورم 90درصدتصمیماتم اوکی بوده اون 10درصدهم باعث شده من بفهمم احساساتی تصمیم نگیرم وکمی صبرکنم وفکرکنم وهرموقع که احساسم میزان شدوبه آرامش رسیدم وذهن وقلبم یکی شدوبه یک تعادل رسیدم بعدتصمیم جدیموبگیرم “حالاچندتاازتصمیمات زندگیم رواینجامیگم:یکیش انتخاب خوانندگی/یکیش ورزش کردن/یکیش مهاجرت شهربه شهرازقزوین وتهران وقم وشمال گرفته واینکه تصمیم دارم هدفمندازایران هم برم برای جهانگردی/یکیش تصمیم که ازکارکارمندی اومدن بیرون وکارآزادروشروع کردن بااینکه 99درصدخانواده بنده یاکارگرندیا کارمندامامن تصمیم به کارآزادگرفتم /یاتصمیم جدایی ازهمسرسابقم یاازدواج باهمسرجدیدم یانگهداشتن فرزندانم وو…ازاین تصمیمات بسیاربزرگ وباارزش برای من//خیلی دوست داشتم استاداین کاربزرگ وباارزش برای من روکه توزندگیم ازهمان بچگی داشتم رواول برای یادآوری ذهن خودم وبعدبرای همه عزیزدلهام درسرتاسرجهان مطرح کنم/عاشقتون آرزومیکنم بهترین تصمیمات زندگیتون روبگیریدودرتمام تصمیماتتون خوشحال وشادباشیدوموفق/یاحق//
به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم عباس آقا بنده محبوبه خداوند
تحسینت میکنم مرحبا که اینقدر قشنگ داری قانون رو عمل میکنی در زندگیت و نتایج خوب گرفتی
جقدر خدا رو شکر کردم که شما دستانه خداوند میاین با سخاوتمندی و مهربانی از قدم برداشتن ها و پا روی ترسهاتون گذاشتن میگین
ار ایمان و توکلتون میگین
از سپردن کارها به خداوند مینویسین
آفرین به شما که شجاعانه و عاقلانه تصمیم میگیرین
و کنترل ذهن و روی قدرت خداوند حساب میکنین
خدایا برای وجود این دوستان نازنینم شکرت سپاسگزارتم
و اینا هدایت برای من هستن
در پناه خداوند مهربانم باشین
سلام
«تصمیم گیری»
خیلی از ماها نمیتونیم تو زندگیمون تصمیم بگیریم…
تصمیم گیری یکی از مهمترین ویژگی های افراد با عزت نفس بالاست…
کسی که میتونه سریع تصمیم بگیره یعنی عزت نفس بالایی داره، یعنی خودشو شناخته، یعنی ایمان داره به خدا، یعنی باور داره حتی اگه تصمیمم اشتباه بود هیچ مشکل جدی ای پیش نمیاد…
تصمیم گیری بسیار مهمه…
مثل عضله هست که باید انقدر تمرین کرد تا قوی بشه و رشد کنه…
وقتی ما تصمیم میگیریم، یک سری بازخورد ها بدست میاریم، و میتونیم طبق اون بازخورد ها متوجه بشیم چی میخوایم…اصلا همون چیزی که میخوایم، چجوریشو میخوایم…
باید زیاد تصمیم بگیریم و بهشون عمل کنیم و بعد ببینیم که چجوری میتونیم بهترش کنیم؛ طبق بازخوردها و نتایجی که بدست میاد میتونیم تصمیماتمون رو بهبود بدیم…
نکته ی دیگه غیر از تصمیم گیری که شاید کمتر بهش توجه کنیم اینه که خب ما الان تصمیم گرفتیم، حالا باید بازخوردهاش رو مرور کنیم و ببینیم که آیا من این نتیجه رو میخوام یا نه…بهتره یجور دیگه رفتار کنم یا نه… مثلا من تصمیم میگیرم که کسب و کار خودم رو بزنم… خب وقتی میام کسب و کار خودم رو بزنم بعدش باید ببینم که دوست دارم آنلاین باشه یا آفلان؟ اونجا دوباره باید تصمیم بگیریم که کدوم باشه… حالا فرضا تصمیم گرفتیم که آفلاین باشه، اما بعدش متوجه میشیم که از آفلاین خوشمون نمیاد…بعدش دوباره بازخورد گرفتیم و میریم آنلاین میزنیم…
یعنی برای خودم اتفاق افتاده که وقتی یک تصمیم رو میگیرم، دوباره تو مرحله بعد به تضاد میخورم…اما چون حواسم نبود، اون تصمیم اولی رو کلا کنسل میکنم!! اون اولا خیلی اینجوری بودم…
یعنی مثلا به این نتیجه میرسیدم که من میخوام کسب و کار خودم رو داشته باشم…و میومدم کسب و کار خودم رو میزدم و بعدش به تضاد میخوردم که آفلاین باشه یا آنلاین… اشتباه اینجا بود که وقتی به تضاد میخوردم، فکر میکردم کلا کسب و کار خودم رو داشته باشم اشتباهه و برمیگردم به کارمندی!
در صورتی که قبلا کاملا مطمئن بودم که باید کسب و کار خودم رو داشته باشم…
موضوع اینجاست که ما هر تصمیمی میگیریم، بیشتر و بیشتر به وضوح میرسیم و تو این مسیر به تضاد میخوریم…
مثلا استاد عباسمنش تصمیم گرفت که قوانین جهان رو آموزش بده و مطمئن بود به اینکار… وقتی اینکارو شروع میکنه و کمی جلو میره، به تضاد میخوره که من آفلاین کار کنم یا آنلاین؟
این تضادهای مسیر دلیل بر این نیست که تصمیم اولیه اشتباهه…
باید حواسمون باشه که تضاد ها و بازخورد های مسیر مارو از کل مسیر برنگردونه… و ناامیدمون نکنه…
همیشه به خودم باید بگم که وقتی من قبلا یک تصمیمی گرفتم، حتما دلیلی داشته و هروقت خواستم تصمیمم رو بشکونم، به خودم بگم بجای شکوندن تصمیم و برگشتن، بیام اصلاحش کنم و بهترش کنم و از تضاد ها درس بگیرم…
مثل دوست استاد عباسمنش که داستانش رو تو این فایل توضیح دادن…
ایشون مطمئن بود که نمیخواد ایران بمونه… و تصمیم گرفت که بره خارج… و وقتی رفت خارج به تضاد خورد… اشتباه بزرگ اینه که ما وقتی به تضاد بخوریم جا بزنیم و برگردیم از تصمیممون…
من خیلی موقع ها از تصمیمم برگشتم اما بعد از مدتی دوباره همون تصمیم رو انجام میدادم…
مشکل اینجا بود که من باید پله پله تصمیماتم رو اصلاح میکردم و بهبود میدادم طبق بازخورد هایی که بهم داد… نه اینکه از بیخ برگردم مرحله اول…
مثلا من تصمیم میگیرم با فلان دوستم رابطه نداشته باشم، اما بعدش میبینم که قطع کامل ارتباط برام خوشایند نبود… اینجا بهتره تصمیم رو اصلاح کنیم و بگیم خب من دوست دارم ارتباطم خیلی کمتر بشه با فلانی… حداقل در این لحظه اینو میخوام…تکامل هم دقیقا همینه و اصلا اجازه نمیده یهویی یچیزی تغییر کنه…
حواسمون باشه تصمیمی نگیریم که یهویی بخواد متحول کنه شرایط رو…
مخصوصا وقتی که پیشینه ی خوبی در تصمیم گیری نداریم و مخصوصا وقتی تکامل رو توی اون موضوع طی نکردیم…
تصمیم گیری عالیه…ما همیشه باید تصمیم بگیریم… اتفاقا همینکه من به این تضاد خوردم یعنی تصمیم گرفتم
دوست استاد عباسمنش هم وقتی رفت آلمان متوجه خیلی چیزا شد و به تضاد خورد و باعث پیشرفتش شد… وقتی نمیرفت اصلا نمیدونست چیه… همینکه تصمیم گرفت بره آلمان خیلی تلنگرها خورد و خیلی تضادها براش نمایان شد…
موضوع خیلی مهم اینه:
*آقا ما در طی مسیر به تضاد میخوریم، وقتی به تضاد میخوری، کلا نزن زیر همه چی… همه چیو برنگردون به خونه ی اول… بیا بشین بنویس که من این تضاد رو چجوری حل کنم و بالاتر برم… چجوری اصلاحش کنم اون تصمیم رو…چجوری اصلاح مسیر کنم…
وقتی استاد عباسمنش اومد توی اینکار… و به تضادهای زیادی خورد، دیگه نباید از این مسیر برگرده… این در صورتیه که مطمئن باشیم از تصمیممون…
بنظر من کسی که یک تصمیمی میگیره حتما دلیل های زیادی در اون برهه داشته… اینو نباید یادمون بره… حتی اگه الان پیشمون شدیم، بیایم دوباره بررسی کنیم شرایط رو… و بجای پشیمونی و ناامیدی و برگشتن به خونه اول، بیایم اصلاح مسیر کنیم…
چون همه ی افراد در هر موضوعی که پیش برن و تصمیم بگیرن، به تضاد میخورن تا خواسته شون واضح تر بشه…اما خیلی ها همینکه به تضاد میخورن سریع جا میزنن و یادشون میره که آقا حتما یه دلیلی داشته که من این تصمیم رو گرفتم… بجای اینکه بیام از تصمیمم برگردم، میایم بهترش میکنم جوری که به من احساس خوبی بده و باعث پیشرفتم بشه
استاد عباسمنش اومد قوانین موفقیت رو آموزش داد، این تصمیم رو گرفت
دید شاگرد نداره یا اصلا درامدی نداره، دوباره این تضاد بود و بهبود داد شرایط رو
بعد دید من خیلی شاگرد دارم، درامد خوبی هم دارم، اما سودی نمیکنم!!! اینم دوباره تضاد بود و باید اصلاح مسیر کنه و بهبود بده خودش رو
بعد دید من شاگردهای زیادی دارم درامد و سود خیلی خوبی هم دارم اما زمان خالی ندارم و همش باید حضوری برم کل ایران بچرخم و این خسته کنندست!! بازهم به تضاد خورد و بازم تصمیم گرفت که آنلاین کنه همه چیو…
آنلاین کرد و دید که خب اینهمه آدم وقدی بریزن توی سایت، این سایت باید زیرساخت های خیلی خوب و قوی داشته باشه که بتونه ساپورت کنه…اینم یک تضاد دیگه
استاد تصمیم گرفت که باید سایت قدرتمندی بالا بیاریم و برای اینکار باید حتما خودش هم اطلاعات کلی ای در مورد کدنویسی داشته باشه…اینم یک تضاد دیگه
دوباره استاد تصمیم گرفت که باید برم کدنویسی یاد بگیرم و ادامه ی ماجرا…
یعنی همیشه ما در معرض تصمیم هایی هستیم…همیشه باید تصمیم بگیریم… و همیشه هم به تضاد میخوریم چون اومدن تا خواسته های مارو مشخص تر کنن… شاید ما خواسته ی خودمون رو میدونیم، اما خیلی واضح نیست… تصمیم گرفتن پله پله خواسته ی مارو واضح تر و لذتبخش تر میکنه
نه اینکه با برخورد به اولین تضاد جا بزنیم…
خب استاد عباسمنش وقتی میدید که کار آنلاین نیازمندِ یاد گرفتن کدنویسی تا حدی هست، خب اگه جا میزد که همه چی از بین میرفت!
وقتی تصمیمی میگریم و بعدش به تضاد میخوریم به این معنی نیست که تصمیم ما اشتباه بوده… معنیش اینه من الان خیلی بهتر دارم میفهمم دقیقا چی میخوام و باید به اون سمت حرکت کنم…نه اینکه برگردم خونه ی اول…
در ضمن اینم باید در نظر داشته باشیم که «قانون تکامل» خیلی مهمه… توی تصمیم گیری هامون حواسمون باشه که این قانون رو زیر پا نزاریم…همیشه یادمون باشه تکامل همه جا حضور داره… توی هر سوراخ سمبه ای وجود داره این قانون!
تصمیمات ماهم باید طبق این قانون باشه… اما وقتی به تضاد میخوریم حلش کنیم و تصمیم رو بهتر کنیم و برنگردیم…
مثلا دوست شما تصمیم گرفت رفت آلمان، بعد دید که من وابستگی عاطفی دارم و هنوز تکلیف رابطه ی ناقصم رو مشخص نکردم!!! خب این تضاد اومده که شرایط رو بهتر کنه… دوست شما باید اینجا روی خودش کار میکرد و وابستگی خودش رو درست میکرد و عزت نفسش رو بالا میبرد، نه اینکه برگرده ایران سر همون زندگی!
وقتی دید توی کشور دیگه کار به سختی پیدا میشه، باید عزت نفس خودش و ایمان خودش رو تقویت میکرد… یا شاید این تضادی بود برای اینکه با همون مهارت کسب و کار خودت رو راه بنداز…
خلاصه ما هر تصمیمی میگیریم، قطعا در مسیرش به تضاد میخوریم… در این لحظه ها باید اصلاح مسیر کنیم و خودمون رو قدرتمندتر کنیم و حتی اگه تصمیم اشتباه بود، ببینیم دقیقا کجاش اشتباهه همونجارو اصلاح کنیم… نه اینکه کلا بزنیم زیر همه چی…
من به این تصمیم رسیدم که ایران آب و هواش خوب نیست مثلا، خب میرم آلمان
میبینم اونجا هم آب و هوا خوب نیست! اینجا نباید ول کنم برگردم ایران… باید ببینم کجای تصمیمم ایراد داره همونجارو بهبود بدم… میرم جایی که آب و هوای بهتری داشته باشه… نه اینکه برگردم ایران!
تصمیم بگیرم همیشه و توی برزخ نمونیم، حتی اگه اشتباه بود خیلی درسا میگیرم و به خواسته های واقعیمون نزدیک تر میشیم، اصلا تا وقتی تصمیم نگیریم نمیدونیم چی میخوایم… تصمیم گرفتن ها پله پله مارو میبرن سمت خواسته های واقعیمون…
طبق تعهدم 3 تا از ویژگی های مثبتم رو مینویسم:
25.خیلی وقتا با فتوشاپ کارهای بسیار بسیار بسیار حرفه ای انجام میدم و هیچ آموزشی هم ندیدم و همش با کار کردن های ساده و آزمون و خطا بوده… خیلی کارهای عجیب و جالب انجام دادم که تعجب خیلی ها رو برانگیخته..
26.اسب سواری و در کل سواری روی حیواناتی که روشون سوار میشن رو خیلی خوب بلدم… شاید در ظاهر کار ساده ای به نظر برسه اما وقتی کسی مثلا اسب سوار بشه متوجه میشه که کنترل کردنش شاید سخت باشه، از جاهایی باید رد شد که سخته و باید بدونی حالات فیزیکی خودت رو چجوری تنظیم کنی که بهت آسیب نرسه…اینارو بدون هیچ آموزشی بلدم و خوب میتونم کنترل کنم خودم و اون حیوان رو…
27.باز هم بدوم هیچ آموزشی، خیلی خیلی از کارهای مربوط که کامپیوتر و گوشی موبایل رو کاملا بلدم و مسائل فنی گوشی و کامپیوتر رو متوجه میشم…جوری که اگه ببینم گوشی موبایل داره غیرطبیعی رفتار میکنه کاملا متوجه میشم مشکلش از کجاست.. یا کامپیوتر رو، کاملا میفهمم حالش خوبه یا نه یا چه تغییری ایجاد بشه حالش خوب میشه…اینارو خیلی عالی میفهمم در حالی که اصلا حوزه تخصصی من نیست و فقط با آمون و خطا و کنجکاوی یاد گرفتم و یجورایی به شهود رسیدم توشون…یا تو حوزه ی نرم افزار های اجتماعی و اینستاگرام کاملا مسلطم که قوانینشون و اینکه دقیقا چی حاکمه روی این نرم افزار ها، به صورت خیلی خیلی جزیی… مثلا یچیزایی کشف کردم از همین اینستاگرام و تلگرام که شاید معدود افرادی متوجهش شدن…مثلا تو اینستاگرام وقتی پیج کسی پرایوت باشه کسی نمیتونه افراد داخل پیجش رو ببینه، اما بخاطر یک باگ یا شاید یک چیز طبیعی توی اینستاگرام، میشه بعضی از افراد داخل پیج پرایوت رو هم فهمید… تو این زمینه ها کاملا به شهود رسیدم و میدونم سیاست این شبکه های اجتماعی رو…
سلام ب اقای امیر حسین عزیز
تحسینتون میکنم واقعاااا چقدر خوب درک کردید قوانین رو و چقققدر خووب توضیح دادید، من دقیقا یکی دو روزه گفتم باییید ی کاری کنم این ماه حداقل ی تومن در بیارم و اصلا نمیدونم علاقم چیییه؟ توی همه کاری یسررشته ای دارم ولی اصلا نمیدونم ،
بخاطر تضاد مالی از بچگی ک داشتیم عاشق طلا شدم، ولم کنن ساااعتها میرم پشت ویترین طلا فروشا،و ب فکر کار در طلافروشی
عاشق خونه ام و دیدن خونهای مختلف میگم املاکی چ شغل خوبیه برم مشاور املاک بشم،
دندون پزشکیو و اون حسسس خوب کشیدن دندون از ریشه و درست کردن دندودنو خیلی دوس دارم ولی بخاطر بداخلاق بودن دبیر زیست اول دبیرستانم رفتم ریاضی چون ریاضیمم خیلی خوب بود، دانشگاهم ریاضی خوندم و بعدش گفتم کارمند بانک بشم خوبه هروز کلی پول میبینم دستم تو پوله و حس خوبی داره، توی کارای هنری و ظریف خیلی مهارت دارم ولی اینکه دائم بشینم توی اتاق و کار هنری کنم و ریزه کاری حوصلشو ندارم، نقاشیم خوبه، ولی باز برا تفریحی، 2سال پیش بخاطر تضاد مالی ،گفتم چکار کنم زد ب سرم یعنی ایده گرفتم از نماد مجسمه کوچولو گاو با خمیر چینی،و فرداش رفتم خمیر خریدمو اوردم خونه و با چندتا ازمون خطا شروع کردم ب ساخت خرگوش ک چقققدر خوب شدن و با قانون جذب اشنا شدمو با عبارت تاکیدی ک من میتونم بفروشمشونو … فروختمشون و …… خلاصه اینکه امروز گفتم دوباره شروع کنم ب ساخت مجسمه مار برا عید و …. و از خدا کمک خاستم ک ی کامنتی بخونم ک کمکم کنه برا این تصمیم و حسم گفت برو صفحه 22و ب کامنت عالی شما برخوردم خیییلی مچکر از کامنتتون
به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر
باسلام خدمت استاد عباسمنش و همه دوستان هم فرکانسی
واقعاً این جمله را باید با طلا نوشت و بر سر در خونه هامون زد که« بهترین سرمایه گذاری سرمایه گذاری روی خودمان هست »
اگر کل املاک دنیا رو سند کنند و به نام یک شخص بزنند ولی اون شخص ازدرون آرامش نداشته باشه و روابط درستی نداشته باشه و یا از لحاظ جسمی همیشه مریض باشه یا ایمان به خدا نداشته باشه پس اون دارایی و اون املاک هیچ سود و نفعی به حال آن شخص ندارد؛
پس تا زمانی که شخصیت یک فرد از بیس و پایه به درستی شکل نگرفته باشد و به یک خودشناسی جامع نرسیده باشد و روابط و معنویت وآرامش روحی نداشته باشد پول و ثروت هیچ سودی به حال این شخص ندارد؛
به نظر من ما باید بکوشیم به هر نحو ممکن این حفره های شخصیتی خودمون رو شناسایی و ترمیم کنیم و باید اول به یک خودشناسی برسیم و با بودن درهمین سایت و بهره گیری ازآگاهی های ناب این سایت شخصیت خود را ارتقاء بدهیم و آنوقت به قول استاد لاجرم ثروت و موفقیت مالی هم دنبال ما میاد ؛
به قول استاد ثروت چیزی نیست به جز یک بازی ذهنی و وقتی باورهای خوب و درستی در ذهن ایجاد کنیم که به ما احساس بهتری بدهد و در همه زمینه ها با ایجاد باورهای درست پایه و اساس یک زندگی عالی را برای خودمان برنامه ریزی بکنیم ؛
و لازمه این زندگی عالی بها دادن هست هم زمان و هم انرژی و هم هزینه کردن از لحاظ مالی بر روی خودمان و لازمه هر پیروزی و هر موفقیت مالی اینست که باید بهاش را بپردازی ؛
اگر میخواهی یک زندگی عالی داشته باشی باید بهاش را بپردازی؛
و بهترین سرمایه گذاری بدون شک سرمایه گذای بر روی خود هست
سرمایه گذاری بر روی شخصیت
سرمایه گذاری درست بر روی ذهن
و اگر هر شخص دنبال سرمایه گذاری درست بر روی خودش باشه به نظر من این اینجا توی این سایت جای درستشه؛
خدا جدا صدای منو میشنوه.
خدایا واقعا صدای منو می شنوی. خودمم باورم نمیشه.
استاد در پایان این کامنت خدا خیلی به من افتخار میکنه. خیلی. خودم هم همینطور.
روز اول تعهد
الان دارم فکر میکنم چجوری موضوعات رو یجوری بگم که سرگیجه نگیرین، نمیدونم، ولی میگم یجوری امیدوارم ربطشونو بفهمین
من راستش چند وقت پیش داشتم پنکیک درست میکردم، یکم سفیده تخم مرغ مایع ریخت روی گوشی م. بعد رفت داخل اسپیکر سمت چپ ش.
گوشی مم تازه خریدم.
اینو داشتهباشید همینجا.
اینم بگم من گارانتی اپل کر خریدم وقتی گوشی مو خریدم.
که قیمت ش هزار و چهارصد کرون بود حدود چهارده پونزده میلیون
و خب نصف حقوق ماهانه منه تقریبا یکم کمتر تز نصف
ولی خب بازم پول زیادی عه برای من
اینم داشته باشید.
من اسپیکر گوشی مو هنوز تعمیر نکردم(سمت راستی ش هنوز کار میکنه)چون میترسیدم به مامان بابام بگم زدم اسپیکر چپی رو از کار انداختم همین اول کاری، با خودم میگفتم نکنه برم توی مغازه بگم یکی دو روز گوشی تو بزار بعد درست میکنیم اونوقت به خانوادم چی بگم(شونزده سالمه با خانوادم زندگی میکنم) خلاصه نرفتم ولش کردم.
گفتم حالا فعلا که گارانتی رو دارم(دوساله ست)هروقت پول اضافی دستم اومد میرم درستش میکنم.
چند وقت پیش دوباره یادم اومد، این قضیه اپل کر رو که من هزار کرون الکی پول دادم قرارم نیست استفاده کنم(فک میکردم خب گوشی م که قرار نیست خراب بشه حالا اسپیکر شم مهم نیست همینجوری بمونه دیگه)
بازم عین احمق ها زدم توی سر خودم. تا همین امروز درگیرش بودم امروز مث چییییی نشسته بودم گریه میکردم سر این.
سر همین قضیه گارانتی اپل کر.
حالا چرا؟
چون خرید ش اجباری نبود من هزار کرون اضافی دادم اینو خریدم که اگه نمیدادم الان میتونستم گیتار بخرم(این قضیه گیتار برای من خیلی مهمه)
من همینجوری خریدم
وقتی داشتم گوشی مو میخریدم هنوز حقوق مو نگرفته بودم(اولین حقوق کار جدید مو)و پول شو از مامانم قرض کردم
توی فروشگاه از مامانم پرسیدم بگیرم؟ گفت بگیر. پول خودته. دقیقا همین. بدون هیچ بحث و چیز خاصی. منم همینجوری گفتم اوکی میگیرم
یعنی اصلا یک درصد هم فکر نکردم اون هزار کرون اضافی چقدر میتونه برام مهم باشه
چون اون موقع هنوز خود پول رو نساخته بودم
خلاصه که
من بدون اینکه اون پول رو بسازم
خرج ش کردم
بعدش باز کلی پشیمون شدم میگفتم کاش یکم کمتر حداقل عجله میکردم با حقوقم یه شونزده نرمال میخریدم کمتر خرج میوفتاد رو دستم(با حقوق ماه اولم میشد بگیزم)
و اینم در نظر بگیرید من اون موقع اصلا نمیدونستم ایفون شونزده نرمال هم وجود داره فکر میکردم شونزده نرمال همون ایفون شونزده e عه و فقط پلاس و پرو و پرو مکس و e دارن:))))))از شونزده eهم خوشم نمیومد نخریدم
اصن نمیدونستم نرمال هم وجود داره و همین یماه پیش فهمیدم:)))))))
یعنی وقتی یه قدم به خرید ش نزدیک شدم
اونقدر عجله کردم که خودمو توی کلی دردسر انداختم
آخرش اینقدر دیگه ناراحت بودم که زیاد پول دادم چون این ماه هم تقریبا کل حقوق مو باید بدم به مامانم برای گوشی م…که میخواستم گارانتی رو کنسل کنم پول شو پس بگیرم که خداروشکر پس نگرفتن:)))))
سر همین امروز اینقدر داشتم گریه میکرذم:))))
که چرا پس نمیگیرن و پولم هدر رفت و فلان..
خلاصه این وسط خدا به دادم رسید
یه درس خیلی خیلی مهم خدا بهم یاد داد
هزار بار اگه استاد عباسمنش میگفت قرض نگیرید قسط ندید
من بازم تو مخم نمیرفت
ولی الان رفت توی مخم
الان فهمیدم ش
به لطف همین قرض گنده ای که همین اول روز های کاری م اژ مامانم گرفتم
حالا بریم قضیه بعدی ربط شو بفهمیم
استاد من از کلاس هشتم عاشق گیتار الکتریک ام ولی از کلاس سوم ویولن میزنم و بابام هیچوقت برام گیتارالکتریک نخرید ،اولش خوشش نمیومد الانم که اوکی داده میگه با پول خودت بخر.
من الان میرم سرکار و بالاخره فرصت ش پیش اومده که گیتار بخرم.
الان فکنم میفهمین چی میگم…
درواقع من اگه این ماه مجبور نبودم قسط بدم میتونستم با کل پولم برم گیتار بخرم و بقیه پولم رو هم خرج کنم عشق و حال کنم یه مقداری هم پس انداز کنم
ولی نمیتونم
و چقدر خوشحالم که
الان اون درس مهم مربوط به قرض و قسط گرفتن رو فهمیدم
«چون وقتی پول نداری عجله میکنی و قرض میکنی قسط میگیری گرون ترین چیز رو هم احتمالا میخری و تصمیمات کرون و غیر منطقی و عجولانه میگیری که تا چندماه عقب میوفتی از خواسته هات»
ولی وقتی پول توی حساب ته با خیال راحت هرچی بخوای میگیری با قیمت خیلی پایینتر و خودتو از چاله بع چاه نمیندازی، به خواسته ت هم خیلی راحت میرسی
و در واقع صبر کردن یجور میان بره چون تو میخوای با قسط میان بر بزنی سریع تر برسی ولی هزار برابر کند تر میشی ولی وقتی صبر میکنی به موقع و از بهترین راه میرسی
در طول نوشتن کامنت هم این باگ رو م بود که فک میکردم اشتباه م خرید بهترین گوشی و گارانتی عه
ولی این اصن اشتباه نبود
اشتباه من قرض کردن بود که فهمیدم تصمیم اشتباهی گرفته بودم و اشکالی نداره چون درسی که گرفتم به اندازه کل پولی که دادم می ارزه چون منو از کلی ضرر مالی در امان نگه میداره و حفظ میکنه در آینده…
مثل همین ماه که تصمیم گرفتم اول قرض مو تموم کنم عین آدم (این ماه آخرین ماه عه)
بعدش که حقوق مو گرفتم برم گیتار بخرم با پول م
نه اینکه از قبل از بابام یا مامانم پول قرض کنم بعذش مثل خر تو گل گیر کنم.
ببخشید اگه سرتون رو به درد آوردم
حس میکنم نیاز بود این حرف هارو بزنم…برای خودم بیشتر که قوانین رو مرور کنم
بسم الله الرحمن الرحیم
برگ 51 ام از سفرنامه تحول زندگی من
روی خودم سرمایه گذاری کنم
استاد در این فایل از تصمیمات نگرفته شده صحبت کردید و بهم الهام شد تا روی برگه بنویسم که چه تصمیمات نگرفته ای دارم و کم کم از کوچکترین انها شروع کنم و انجام بدهم با اینکه من دوره عزت نفس را تهیه کرده بودم و امروز صبح که از خواب پاشدم به خودم گفتم حدیث تو چقدر به تمرینات دوره عزت نفس عمل کردی و واقعا این فایل هدایت خدا بود که باید برگردم و این دوره رو دوباره ببینم و خوشحالم که همه این ها هم نیاز به تکامل من داشت و گذر زمان ی سری مسایل را بر من روشن تر کرد و درست موقعی که بهم الهام شد باید روی عزت نفسم کار کنم به این فایل هدایت شدم
تصمیمات نگرفته ی ما بخاطر ترس ها ، نشناختن خودمان ، ندانستن خواسته هایمان ، ندانستن ارزش هایمان و ارزشمند ندانستن خودمان است
باید تکلیفم را با خودم مشخص کنم و بهم الهام شد تا در دفترم در مورد خواسته هایم در همه جنبه های زندگی ام بنویسم با خودم صحبت کنم از خودم سوال بپرسم تا بیشتر با خودم اشنا بشوم
باید یاد بگیرم همواره در حرکت باشم و تصمیم های مهم بگیرم و این هم نیاز به تکامل داره و به خدا قسم این حرف ها رو من قبلا هم شنیده بودم اما الان درک و فهم و تجربیات من بیشتر از قبل شده و معنی تکامل بر من شفاف تر شده
همه ی اینها بر میگرده به عزت نفس
چه قشنگ و محکم بیان می کنید که تصمیم اشتباه گرفتن بهتر است از در برزخ ماندن و در شک و تردید ماندن و تصمیمی نگرفتن و واقعا چقددددددرررر مثال هست که ادمی که تصمیم نگرفته همواره در حسرت مساله ای است و نه یک قدم برایش بر میدارد و نه ولش میکند خب بابا تصمیمی بگیر حالا یا خوب میشه یا بد دیگه تمام و چقدر قشنگ گفتید استاد که اگر هم تصمیم اشتباه بود از پسش برمیایم خداوند ما را رها نمیکند و دست مارا ول نمیکند بالاخره درست میشه
زندگی ارزشش را دارد که خوب زندگی کنیم و از ان لذت ببریم
خدارا شکر که در مسیری هستم که طالب اینجور حرف ها هستم و از خداوند میخواهم تا ایمانمان را بیفزاید و همواره در راه راست ثابت قدم باشیم و به این دانسته های عالی و ارزسمند عمل کنیم و توحیدی عمل کنیم
در تمرین ستاره قطبی نوشته بودم کامنت گذاشتن در سایت و خیلی خوشحال هستم که این خواسته من تیک خورد و به تصمیمم عمل کردم
در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید
یا حق
ورعی
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
تصمیم گیری:
-اغلب افراد نمی توانند به درستی تصمیم بگیرند دائما در شک و تردید و برزخ به سر می برند
سال ها قصد تصمیم گیری در حوزه ی کسب و کار ازدواج طلاق و..را داشته اما نمی توانند در نهایت به درستی تصمیم بگیرند
ذهن آنها دائما مشغول تصمیمات اتخاذ نشده است
-تکلیف خود را با خود یک بار برای همیشه روشن کنیم
برای تصمیم گیری صحیح بدون دخالت احساسات:
+دلیل تصمیمات خود را یادداشت کنیم
+مزایا و معایب ان را یادداشت کنیم
+با توجه به مزایا و دلایل تصمیم درست گرفته و نسبت به اجرای آن متعهد باشیم
+گزینه های نامرتبط با تصمیم کنونی را در ذهنمان به کلی قطع کنیم
+دلایل تصمیم خود را همواره به همراه داشته باشیم تا زمانی که دچار شک و تردید شدیم با مطالعه ی آنها دوباره به مسیر اصلی بازگردیم
-تصمیمات متعدد اخذ نشده مانع موفقیت و پیشرفت ما می شود
-اغلب ما تصمیمات متعدد اخذ نشده داریم
-ترس تردید دودلی عدم خودشناسی عدم درک خواسته ها ارزش ها و نیازها باعث می شود تصمیم نگرفته و روند موفقیت و پیشرفت خود را مرتبا به تعوق بیاندازیم
-تصمیمات بزرگ بگیریم
-بدانیم چه کسی هستیم؟ از زندگی چه می خواهیم؟ هدف ما چیست؟ برای چه زنده هستیم؟ رسالت زندگی ما چیست؟ چه چیز ما را بیش از همه خوشحال می کند؟ ارزش ها و اولویت های ما چیست؟ چه چیز ما را راضی و خوشحال می کند؟
-اغلب بسیار کم خود را می شناسیم
-اگر قادر به تصمیم گیری نیستیم خود را به درستی نمی شناسیم عزت نفس و احساس ارزشمندی پایینی داریم
-پا بر دل ترس ها و محدوده های امن خود بگذاریم
-یاد بگیریم تصمیمات بزرگ بگیریم
-اگر دائما در برزخ تصمیمات نگرفته شده ی خود هستیم با داشتن احساس بد اتفاقات بد و نامناسب را تجربه می کنیم
-گرفتن تصمیمات نادرست بسیار بهتر از هرگز تصمیم نگرفتن است
-ریشه ی اصلی عدم تصمیم گیری نداشتن عزت نفس و احساس ارزشمندی پایین است
-به میزانی که تصمیمات بیشتری می گیریم مهارت ما در گرفتن تصمیمات بزرگتر بیشتر می شود
-تصمیم گیری مانند هر مهارت با تکرار بهبود میابد
-زمانی که شرایط ما مناسب است تصمیم به تغییر بگیریم
-روند نادرست را تشخیص داده و پیش از نامناسب تر شدن اوضاع آن را تغییر دهیم
-فاصله ی بین فکر و عمل ما باید کوتاه باشد
-خداوند همواره حامی و هدایتگر ماست
-تصمیمات نادرست باعث کسب تجربه می شود
-افراد موفق تصمیمات بسیار زیاد و اغلب درست می گیرند
-دریافت بازخورد از تصمیمات نادرست باعث تصمیمات درست آینده می شود
-ایمان داشتن به خداوند هدایت ها و حمایت های او باعث تصمیم گیری می شود
-ایمان به خداوند را در وجود خود تقویت کنیم
-خداوند به شجاعان پاداش می دهد
-جسارت تصمیات بزرگ را در وجود خود تقویت کنیم
-با عدم تصمیم گیری اجازه ندهیم ترس ها ما را احاطه کرده از هدایت ها و الهامات الهی دور شویم
-باورهای درست باعث می شود تصمیمات بهتر و درست تری بگیریم
-مهم ترین سرمایه گذاری ما سرمایه گذاری بر روی باورها و توانمندی هایمان است
-زندگی ارزش آن را دارد که به نحو احسنت از آن استفاده کنیم
-به خاطر فرصت کوتاهی که خداوند در اختیار ما گذاشته است سپاسگزار او باشیم
-نقاط قوت و ضعف خود را به خوبی بشناسیم
خدایا شکرت
سلام به خانواده ی عزیزم .
استاد جان .مریم جان متشکرررم.
کاش نزدیک بودید و شما رو با تمام وجودم در آغوش میگرفتم .
متشکرم برای هر فایل و این فایل که هدایت های واضح و آیات نازل شده ی خداوندند
با گوش جانم شنیدم و بارها فایل رو stop کردم و صفحه ها در مورد تصمیمم نوشتم و باز مصمم تر شدم و از خداوند میخوام لحظه ای که زمان اقدام شد بال برای پروازم بشه قلبم رو محکم نگه داره و ایمانم رو به حضور و همراهی خودش بیشتر از همیشه کنه تا به دور از احساسی شدن بزرگترین و مهم ترین تصمیممو که هر روز دارم براش قدم برمیدارم رو بردارم .
دوستتون دارم بهترین دوستان دنیا