روی خودت سرمایه‌گذاری کن - صفحه 13 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

556 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2934 روز

    به نان خدای مهربان

    درود و احترام

    روز 51/روی خودت سرمایه‌گذاری کن

    من در این مورد تصمیم گیری به نظرم خیلی ضعف دارم و کلی تصمیمات به تعویق افتاده دارم که به خاطر ترس و البته ترسی که ناشی از تجارب اشتباه قبلیه و همچنین باور عدم لیاقت سال هاست به تعویق افتاده !!!

    در یه سری زمینه ها خوب بودم. ولی در یه سری زمینه ها خیلی ضعف دارم..

    اصلا چرا من تن به محدودیت ها میدم ؟؟ به خاطر اینکه اصلاور لیاقت ندارم و نمیتونم تصور‌کنم زندگی میتونه لذت بخش و زیباتر هم باشه..

    مثلا ترس از مهاجرت به خاطر اینکه اینقدر حس لیاقت ندارم که قراره لذت ببرم و اسون بشم برای اسونی ها و با این تفکر که قراره پدرم در بیاد خب مشخصا همیشه در ترس و تردید زندگی میکنم..

    وگرنه کسی که حس لیاقت داره هیچ وقت تن به یک شغلی که دوسش نداره و ازارش میده و متنفره ازش که نمیده .. هر چند خدا رو شکر توی این مورد سال هاست از شغل قبلیم خارج شدم ولی بازم چون باور لیاقت ندارم از کاری که دوسش دارم پولی نمیسازم و همیشه این ترس رو دارم که نکنه بازم درگیر کار قبلی شم !!!

    و یا کسی که حس لیاقت داره که تن به محدودیت ها در یک شهر پر از کمبود نمیده که ،،، توکل میکنه بر خدا و میره یه یه جای بهتر و البته با این باور که در شهر جدید قراره لدت ببره ،، نه زجر بکشه که !!

    کلا تحمل کردن سختی ها و مشکلات و رنج ها و تن دادن به زندگی سخت و تن دادن به محدودیت ها همش از باور عدم لیاقت نشائت میگیره ..

    چقدر من شنیدم فلانی عجب ادم سرسختیه پدرش درومده ولی همچنان داره سختی های زندگی رو تحمل میکنه ،،، نه از نظر من این ادم ابلهه !!! دلیل ابله بودنش هم باورهاس غلطشه !!

    یعنی خیلی از ادم ها زندگی رو شبیه یک گاری سنگین پر از اشغال میبینن که دارن به زور با خودشون حمل میکنن … چقدر من بارها شنیدم ،، ادم هایی که میگن …. اه خدایا از دست این زندگی راحت شیم !!! این زندگی چه مزخرفه زودتر تموم شه !!!

    یعنی فکر میکنه اگر زندگی سخت دنیاییش تموم شه اون دنیا بهش پاداش میدن !! چون به خاطر باور عدم لیاقتی که توی وجودشون هست دلیل مشکلاتشون رو خدا و رهبر و رییس جمهور و مملکت و شانس و پارتی ووو این چیزا میدونن !!!

    ولی ادمی که اخساس لیاقت داره ،، اولا در مسی علایقش حرکت میکنه و دوما زندکی رو پر از زیبایی میبینه ..

    من وقتی در مسیر علایقم هستم وجودم پر از عشق میشه… حتی به رایگان ،، حتی با مبالغ اندک ،، ولی لذت میبرم و عشق میکنم … ماجراجویی ، ورزش ، طبیعت گردی ،، عکاسی ،، واقعا این چیزها رو خیلی دوست دارم .. ولی چون حس لیاقت ندارم،، باورم براین شده که اگر از زندگیم لذت ببرم یه جای کار ایراد داره و من باید در سختی رو زنج به سر ببرم .. چزا ؟؟ چون بارها شنیدم که کسی که میزه لذت میبره و تفریح میکنه این ادم هیپی و ویلونه و علاف و خوشگذرونه و درس نخونه و نمیدونم فلانه !!

    ما ادم ها به خاطر باور عدم لیاقت خودمون رو وارد مسیری میکنیم که همش حرف مردمه و شعافه.. وگرنه ادمی که احساس لیاقت داره خودش رو با شعاف کردن به سختی نمیندازه و به خودش لطمه نمیزنه … و من چقدر به خاطر این موضوع عدم لیاقت لطمه زدم به خودم!!!

    تصمیمات به تعویق افتاده … مهاجرت نکردن .. ازدواج نکردن .. پول ساختن سخت … پول نساختن از کار مورد علاقه وووو همه و همه به این دلیله که من باور کردم زندگی یعنی سختی ها و مشکلات و همه چیز سخت بودن ..

    وگرنه همه چیز واقعا اسونه،، ولی بزای کسی اسون رخ میده که اخساس لیاقت و ارزشمندی داره !!!

    خدایا هدایتگرم باش به سمت مسیر راستی و درستی و زیبایی و اسانی و لذت و تفریح و هیجان و ثروت و سلامتی و خوبی ها

    خب اینم از رد پای من از روز 51,, خدایا کمکم کن گام ها رو تا انتها بردارم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    مهدیه عبدالمحمد گفته:
    مدت عضویت: 264 روز

    و خدایی که در این نزدیکیست.

    مشکلی که من سالها درگیرش بودم همین مسئله بود و خیلی سردر گم بودم و همش منتظر ی اتفاق از بیرون بودم با اینکه به خیال خودم داشتم روی خودم سرمایه گذاری میکردم و تغییراتی در افکارم هم ایجاد کرده بودم ولی تصمیم جدی نگرفته بودم برای خواسته هام تا اینکه حدود یک ماهه پیش برای خودم هدفمو تعیین کردم و هر روز براش کاری انجام دادم و این کار هم کار فیزیکی نبوده بلکه باورهام و ایده هایی که بهم گفته می‌شد رو روی کاغذ اوردم و حس میکنم اینجوری خیلی زودتر به خواسته م میرسم.ایمان دارم که داره اتفاقات خوبی میفته.خدایا ازت ممنونم که به روزهای خوبم دارم بر میگردم.دارم با برنامه زندگی میکنم.اگه من با برنامه ریزی درست و تصمیمات آنی گرفتن به جایی نرسم پس کی به جای من میرسه؟جوابی به جز خودم ندارم چرا که این من هستم که هدف تعیین کردم و دارم براش از تو کمک میگیرم.خدایا ازت ممنونم این تمرین عالیه این فایل بی‌نظیر الهی شکر.یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    مهدی وثوق گفته:
    مدت عضویت: 2233 روز

    در مدار پنجاه و یکم “تحول زندگی”فصل دوم

    /////////

    صحبت از تصمیم گرفتن و آموزش یه تکنیک عالی شد.

    هر وقت پیش خودت چالش غیر قابل حل داری بنویسش/

    اصلا هرچی تو فکرته بیار روی کاغذ/

    تو عقل کل در خصوص نوشتن و راهکارهای ساخت اهرم رنج و لذت مطالب عالیی نوشته شده…

    حتما ازین به بعد برای انجام کارام اول میام مزایا و معایبشو مینوسم بعد اقدام میکنم…بین راه هم میدونم نجوا ها میاد میگه اشتباه انتخاب و عمل کردی اما مجدد اون نوشته هارو میخونم و میگم این تصمیم بهترین حالتی بود که اون موقع انجام دادم…

    حتی انتخاب اشتباه بهتره از برزخ بلاتکلیفیه …

    هروقت منوجه شدی اشتباه کردی اشکال نداره کاری که فکر میکنی درسته رو انجام بده، شاید کار درست،خراب کردن،برگشتن،رفتن یا حتی مردن! باشه!!!!!! خخخ یکم بزرگش کردم اما باید کاری که درسته رو انجام داد کاری که دلت میگه انجامش بده…درخصوص مردن یادم از یه مثالی اومد: اگه یکی از عزیزانت خدای نکرده در موقعیت مخاطره امیزی باشه حتی اگه کمک کردن به اون احتمال مرگ رو واست در پی داشته باشه آیا در انجام کاری که از دستت برمیاد تعلل میکنی؟؟؟؟

    بلافاصله اقدام میکنم. اصلا تصمیم گیری سریع رو اینجوری برای خودم استعاره میکنم ازین به بعد…پس از درخواست هدایت از رب العالمین با در نظر گرفتن اصل الخیر فی ما وقع ، سریع و سنجیده فعلی که دلم میگه درسته رو انجام میدم…

    گاهی پیش میاد دودلی نمیدونی کدوم درسته….

    گاهی بین بهتر و بهتر میمونی کدومو انتخاب کنی…

    اینجور وقتا نوشتن یا اونی که پیشنهاد اول دلته رو انجام بده…

    مهدی جانم قدرت تصمیم گیری یه عضله است که باید پرورشش داد با وزنه های کوچکه تصمیم های کوچولو !

    /////

    پیش از آشناییم با قانون گاهی از حرفی،کسی،چیزی ناراحت میشدم روش نوشتن یکی از بهترین کارایی بود که حس بدمو تخلیه میکرد/ همه آنچه که میخواستم به طرف بگم اما اعتماد به نفس پایینم مجبورم میکرد به سکوت…همه ان عملکردی که باز هم به خاطر عزت نفس پایینم و ترس عدم تائید دیگران انجام نمیدادمو بعدش کلی خودمو سرکوب و تنبیه میکردم …

    همه رو مینوشتم رو کاغذ بعدش انقد خط خطیش میکردم تا انرژیم تخلیه بشه و از ذهنم بیاد بیرون

    یا

    نوشته ها رو میسوزوندم

    کلا روش نوشتن خیلی جواب میده تو هر چیزی …

    اصلا یه سوره به نام قلم تو قرآنه !!!

    بخاطر همینه خدا به قدرت قلم و آنچه مینگارد قسم خورده…

    تو قران نوشته و چندین بار خوندم که تو بحث خرید و فروش مکاتبات دفتری داشته باشین و حتی شاهد هم پاش امضا کنه!

    نٓ ۚ وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ

    . ن، سوگند به قلم و آنچه می‌نویسند

    قلم – 1

    الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ

    همان که به وسیله قلم آموخت،

    علق – 4

    خلاصه اینکه روش نوشتن عالیه ، خیلی سعی میکنم اجراش کنم همیشه ، اصلا اینکه اول سفرنامه از دستان مریم خانم شایسته عزیز نوشته شده که :

    اگر می‌خواهی سرمایه‌گذاری روی خودت را آغاز کنی‌، برای نوشتن برگ برگ سفرنامه‌هایت در بخش نظرات‌‌، تعهدی غیرقابل مذاکره داشته باش و ردپایی از خودت به جای بگذار…

    یا اخر هر فایل مجدد تکرار میکنه: منتظر دیدن رد پای شما در این روزشمار و خواندن نظرات تأثیرگزارتان هستیم…

    اینا همه نشونه ای است بر قدرت قلم و فعل نگارش…

    روش نوشتنو خداروشکر میکنم که انجامش میدم…

    خداروشکر خیلی وقت دیگه به اون حد از نارضایتی از خودم نرسیدمو لبریز نشدم ، نه اینکه کاملاااااا توحیدی و بری از شرک تمااام رفتارایی که فکر میکنم درسته رو انجام داده باشم نه. اشتباه هم داشتم…اما گاهی که خرابکاری میشه میگم پیش اومد دیگه…

    از قصد که انجام ندادم…پیش اومد…

    و خداروشکر خیلی زود میتونم خودمو ببخشم و بگم فداااای سرت مهدی اقا جانم ….

    و اعتراف میکنم پیش از دوره عزت نفس اینچونین نبودم…

    الان فکر کردم که چه کار به تعویق افتاده ای دارم، دیدم هیچ کاری نیست! منتظر و مشتاق هر محبتی ام که رب العالمیم در حقم داشته باشه….

    پروردگارا با تمام وجود ازت سپاسگذارم که دستان هدایتگرت رو به یاری و آموزش و پرورش من فرستادی…

    استاد عباس منش و مریم خانم شایسته خیلی دوستون دارم

    پایان

    +172

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    مهشید گفته:
    مدت عضویت: 1564 روز

    به نام خدا

    سلام به همه

    استاد عزیزم واقعآ قابل تحسینی ممنونم ازت بابت تک تک فایلهاتون ک هر کدوم یه گنجه

    من همیشه توی تصمیماتم شک و تردید دارم اینقد آدم دو دلی هستم ک حتی یه روسری هم میگرفتم حتمآ دو روز درگیرش بودم ک برم تعویض کنم 🤣

    فقط یک تصمیم متعهدانه در مورد رشته مورد علاقم گرفتم و متعهدانه ۴ سال پاش وایسادم و الان موفق شدم اونم در دو نهاد یکیش استان خودمون یکیش تهران قبول شدم و تصمیم به مهاجرت دارم باید یکیشو انصراف بدم پروسه یک سالشو طی کردم الان دیگه شروع کارمه اما میخوام انصراف بدم برم تهران اینجا واقعآ خودمو تحسین میکنم ک متعهدانه به هدفم رسیدم خدایا شکرررت بزرگترین هدف زندگیم بود 🥰

    اما تصمیم های دیگه ک کوچک هستن برام همیشه دو دلی میکنم اما حالا دیگه تعهد میدم ک برای همه کارهام با شجاعت تصمیم بگیرم همونطور ک توی اون تصمیم بزرگ موفق شدم

    الان فقط تصمیم مهاجرت به تهران رو دارم میرم اونجا مث اون موقعی ک با توکل رفتم برا ازمون و خدا همه کارها رو برام ردیف کرد حالا هم توکل میکنم و میرم البته بعد از طی کردن پروسه ثبت نامم و اینا برای شغلم وقتی خدا با منه از چی بترسم هر جا برم خدا هست و این دل منو قرص میکنه

    خداوند با شجاعانه ❤❤

    عاشقتونم استاد عزیزم 🥰

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    اسماء منصوری گفته:
    مدت عضویت: 2222 روز

    به نام رب وهاب و هدایتگرم

    سلام به دوستان عزیزم

    روز 51 ام سفرنامه

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    این فایل رو در شروع روزم فقط تونستم متن انتخابی فایل روز و متن خود فایل رو بخونم

    و بعد چون این چند وقت مشغولیتی داشتم در ذهنم و دقیقا حتی موقع فایل دیدن هم بود و البته که مشغولیت خوبی هم بود و بعد از خدا خواستم که کمکم کنه برای اینکه ذهنم خالی بشه و دیگه به هیچ چیز فکر نکردم

    شاید 5 دقیقه از دیدن فایل داشت می گذشت که یک هو ایده اومد که برم خونه خواهرم و چند ساعتی رو با بچه ها پیش پارک خونشون بگذرونیم

    بلافاصله زنگ زدم، و بعد الان دارم میفهمم وقتی خدا هدایت می کنه دیگه فکر نمیکنم و به بعدش فکر نمی کنم فقط اون ایده رو انجام میدم در مورد ایده هایی که پیشنهاد می دن اگر انجامشون بدی لذت بیشتری از زندگی می بری برای این لحظه و یا الان

    بعد که زنگ زدم بچه ها گفتن مامان میگه خیلی کار دارم و وقت نمی کنم بریم بیرون و گفتم باشه عزیزم ایشالله یه روزی که همه بتونیم با هم بریم میریم حتما و خداحافظی کردم

    و بعد گفتم ولی من دوست داشتم برم، اگر ایده خدا بود همین الان باید مهدی (خواهرزادم) بم زنگ بزنه و بگه بیاید در هر صورت

    بعدش چند ثانیه بیشتر نگذشت که مهدی زنگ زد و گفت اسماء پاشین بیاین دور هم باشیم، و منم سریع قبول کردم بدون هیچ فکری مدونستم کلی کار دارم برای انجام دادن ولی یه حسی که خدا بود می گفت باید بری

    خلاصه با خواهرم سحر رفتیم به بهترین و آسون ترین شکل

    اونقدر هوا عالی بود که من واقعا نمیتونستم خونه بمونم

    خیلی خوش گذشت دور هم کلی رقصیدیم و گفتیم و خندیدم و از هوا لذت بردیم

    و واقعا تو اون چند ساعت کاملا داشتم در لحظه حال زندگی می کردم و اصلا دل مشغولیمم یادم رفت

    و الان که اومدم سراغ فایلم که حتما ببینمش و حتما کامنت رو بزارم

    تا فایل رو پلی کردم دیدم خیلی عالی دارم میفهمم و متوجه شدم که چرا اینقدر نسبت به دو سه روز پیش بهترم

    الان دیگه به اون مورد فکر نمی کنم و این عالی بود و عه اون ایده خدا بود برای اینکه کلا فضای ذهنیم عوض بشه

    آرامش پیدا کنم و همینطورم شد و واقعا لذت بردم و در موردش با خواهرم حرف زدیم

    اینکه من به این باور رسیدم که واقعا هر وقت از خدا سوالی بپرسم خواسته ای داشته باشم (در مورد خواسته با تئجه به میزان باورپذیریش در مورد داشتنش و ساده بودنش از نظرم و یعنی باورهایی که نسبت بش دارم) و یا حتی هدایتی سریعا جواب می گیرم، و خیالم از این بابت راحته و این خوشحالیم و همیشه میگم خدا چقدر عالی و زود جوابم میده

    و اینکه هم فرکانسی های عالی ای که می بینم نتیجه بودن و شنیدن دوره راهنمای عملی رویاها و همینطور بودن در این سفرنامه مبارک واقعا خوشحالم می کنه

    چیزهایی که در این فایل یاد گرفتم : باید روی خودم سرمایه گذاری کنم

    یعنی باید یاد بگیرم که خودم بشناسم، بفهمم چی دوست دارم ، چی خوشحالم میکنه، چه شرایطی رو میخوام

    و با توجه به این خواسته هام رو مشخص کنم و بعد در جهتش قدم بردارم

    برای قدم برداشتن در جهتش باید تصمیم بگیرم

    شاید ندونم تصمیم درست چیه، ولی در هر صورت باید تصمیم بگیرم تا در برزخ ندونم کاری نمونم

    یه روش تصمیم گرفتن اینه که بیایم مزایا و معایب شرایطی که الان دارم رو بنویسم و بعد با توجه به اون تصمیم گیری کنم برای تغییر شرایط، و ایننو بش ایمان داشته باشم هیچکس جز من نمیاد شرایطم تغییر بده جز خودم

    و این یعنی روی خودم سرمایه گذاری کنم

    یعنی بیام باورهام تغییر بدم باورهام هم جهت با خواسته هام کنم اون باورهایی که بم احساس عالی ایمان و قدرت میده رو در خودم به وجود بیارم

    وقتی این باورها رو دارم و در جهت خواسته هام قدم برمیدارم اون موقع دارم شرایطم رو تغییر میدم

    چیزهای که یاد گرفتم: باید اونقدر تو زندگیمون در مورد همه چیز خودمون تصمیم بگیریم و نظر خودمون برامون مهم باشه و مسئولیت اون تصمیم گیری رو هم به عهده بگیریم تا بتونیم همینطور سرعت تصمیم گیریمون رو بالا ببریم

    و وقتی این عضله تصمیم گیری قوی شد دیگه در 99 درصد مواقع تصمیم ها درستن

    این که بالاخره تصمیمی گرفته شد، ذهنمون رو از نجواها خالی می کنه

    چون بالاخره پرونده اون مورد بسته میشه و این بسته شدن پرونده به آدم احساس خوب میده

    انگار به کارو به انجام رسونده چون ما تصمیم می گیرم تا کاری رو انجام بدیم و بعد انجام می دیم

    ثروتمندا آدمایی هستن که خیلی سریع تصمیم می گیرن و چون عضله تصمیم گیریشون قوی شده در اکثر مواقع هم درست تصمیم گیری می کنن

    باور دیگه: هر تصمیمی که میخوایم رو بگیریم و این باور رو همراهش داشته باشیم که خدا دستمون رو رها نمی کنه

    مثل همون باوری که درست کردم که خدا همیشه هدایتم میکنه، خدا همیشه سریع جوابم میده

    عاشقتونم دوستان خوبم

    عاشقتونم مریم جونم

    عاشقتونم دوستان گلم

    عاشقتم خداااااااااااااجونم

    عاشقتم اسماء جااااااااااانم

    در پناه الله یکتا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    مسعود محمدی گفته:
    مدت عضویت: 4101 روز

    و خدایی که در این نزدیکی است…

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عباس منش عزیزم، بانو شایسته همراه و همدل و همه عزیزان حاضر در این مکان مقدس…

    چقدر این سیستم «نشانه امروز من» خوبه! و چقدر استاد عباس منش درک بالایی از قوانین دارن که این سیستم رو راه اندازی می کنن. (و صد البته که این هدایتی از جانب رب به ایشون هست).

    این که بتونی باور کنی خداوند به اشکال مختلف در زندگی انسان جاری میشه، خیلی باور بزرگیه! حتی به این شکل که برای کسی که روی خودش کار کرده (یا حداقل سعی می کنه کار کنه)، در قالب فایل های رندوم نمایش پیدا می کنه تا در اون زمان یه چیزی رو به اون فرد بگه تا اون رو در مسیری که داره میره هدایتش کنه.

    امروز نشانه من این فایل بود! فایلی که استاد در اون به وضوح از تصمیم گیری و اهمیت تصمیم گیری صحیح در زندگی صحبت می کنن و الحق و الانصاف که چقدر هم خوب و شیوا صحبت می کنن.

    این فایل چرا الان به من نشون داده شد؟! چون نیاز داشتم بشنوم! چون در زمانی هستم که دقیقا مثل این فامیل استاد باید یه سری تصمیمات جدی رو برای زندگیم بگیرم که تا الان علیرغم مشخص بودن مسیر ولی در جنگ بین ساید مثبت و منفی ذهنم، هیچوقت یک پیروز واحد وجود نداشته! گاهی این پیروز میشده و گاهی اون.

    هی میومدم انجامش میدادم، بعد نتایج منفیشو میدیم، بعد تصمیم میگرفتم بذارمش کنار، باز بعد مدتی دوباره از کنار برش داشتم و شروع به اجراش کردم و به همین طریق یه لوپی بوده که تکرار میشده و هی زمان و انرژی و اعتماد به نفس و همه چیزو در من از بین میبرده.

    و چقدر جالب که من دیروز تصمیم گرفتم این کارهارو از زندگیم حذف کنم و خداوند امروز به عنوان نشونه این فایل رو نشونم میده. تا بگه که باید بر این تصمیم این بار استوار بمونم و تا آخرین لحظه زندگیم انجامش بدم. واقعا خداروشکر برای این هدایت های همه جانبه اش. شکرت خدای من.

    به اعتقاد من وقتی که انسان میخواد تصمیم بزرگی رو برای زندگیش بگیره، خداوند هم هدایتش می کنه. به طریقی واضح.

    من یه تجربه شبیه به این دارم که همیشه یادم میاره خداوند همراه و مراقبمه.

    دو سه سال پیش بعد از سالیان زیادی که سیگار می کشیدم، تصمیم گرفتم بذارمش کنار. نشونه های زیادی مبنی بر این دیدم که اگه این سیگار رو کنار نذارم، اتفاقات ناجالبی در انتظارمه. چندین بارهم تصمیم گرفته بودم که بذارم کنار اما نمیشد! هی از کنار برش میداشتم!!!

    تا این که یه بار خیلی جدی این کارو کردم و از خود خدا خواستم کمکم کنه. تقریبا 6 ماهی میشد که سیگار رو ترک کردم و جز یه بار اونم به تحریک بچه ها که دو نخ کشیدم و البته همونجا هم پشیمون شدم، دیگه نکشیدم.

    بعد خداوند برای محکم شدن ایمانم، بهم پدرم رو نشون داد که بخاطر سیگار کشیدن شرایطش وخیم شد و در بیمارستان بستری شد و بعد به رحمت خدا رفت. علت اصلی فوتش هم سمومی بود که در طی مدت های زیاد به واسطه سیگار وارد بدنش شده بود.

    اون اتفاق رو که دیدم خیلی مصمم تر شدم و خداروشکر تا امروز بعد از اون اتفاق حتی یه پک هم به سیگار نزدم.

    از خود خداوند هدایت و کمک می خوام تا کمکم کنه سه تصمیمی که دیروز برای ترک عادات مخرب گرفتم رو بهش پایبند باشم تا آخر عمر…

    از استاد عباس منش عزیزم بسیار سپاسگزارم برای آماده کردن این گنج گرانبها. و از شما دوست عزیزم هم برای مطالعه این کامنت سپاسگزارم

    در پناه الله یکتا، تنها، و تنها، و تنها قدرت حاکم بر جهان هستی، شاد و سالم و پیروز و سربلند و سعادتمند باشید.

    خدانگهدار

    1402/12/25

    21:44

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    سپیده نجفی گفته:
    مدت عضویت: 4332 روز

    با سلام به استاد و دوستان عزیز

    مدت زیادی رو روی عزت نفس کار کرده فک میکردم حالا دیگه هر کاری بخوام میتونم بکنم

    تمام سعی م رو کردم هم خودم هم همه خانواده در آرامش باشن . رفتم سر بیزنستم دوباره همون چالش های قبلی اینبار توی محیط کار . خیلی زود متوجه شدم باید ی تصویر شفاف بدم به کائنات تا بدونه چی باید بهم بده میدونین قشنگیش کجا بود اینکه بلا سرت نمیاد تا بفهمی مشکلت چیه هر تصمیمی میگرفتم یک قدمی انجامش یسری مسائل پیش میومد که منو متوجه یسری تغییرات که باید توی خودم ایجاد کنم میکرد حلش میکردم و جلو میرفتم ایده های خیلی خوبی داشتم اما انجام نمیشد تا اینکه امروز صبح این فایل رو بعد از مدتها دوباره نگاه کردم فهمیدم دوباره ی جاهاییه که باید ی تصمیمات جدیدی بگیرم تا بتونم حرکت کنم راست میگید استاد. شیطون همیشه در کمینه ترس ها همیشه همه جا هستن ترس یکی از بزرگترین ابزارهای شیطونه .بعد از اینکه فایل رو دیدم تمام اون چیزی که گفتید رو انجام دادم خدای من تازه خودم میفهمم ی تصویر شفاف از خودم دارم و اینکه واقعن چی میخوام چی برام مهمه .و بلافاصله تصمیمم رو گرفتم و اقدام کردم بقیش رو هم بخدا سپردم قطعن هر چی پیش بیاد خیره . من همیشه منتظر خبرهای خوب از خدا هستم این قرار منه با خدا و باورش دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    سادات راد گفته:
    مدت عضویت: 2415 روز

    سلام استادعباس منش

    واقعا این انرژی مثبت شماراتحسین میکنم واقعادیدتون نسبت به زندگی وپیرامون واقعا واقعامثبت هست.هرچی بیشتر فایلهای شماراگوش میدم علاقمندی به این قوانین بیشتروبیشترمیشه وقبل ازاینکه فایلهای شماراگوش بدم همیشه خودم سعی میکردم انرژی مثبت باشم درست فکرکنم ودرست عمل کنم ولی از وقتی عضوگروه شماشدم تصمیمم قطعی شد که حسابی تمرین کنم وباورهام رادرست کنم چون واقعاازتجربیات شمامیشه درس گرفت والگوی خوبی هستید

    واقعاسپاسگذارم وخداراشاکرم که شمارادرمسیر راهم قراردادوهروزسعی میکنم ازروزقبل بهترباشم و روی خودم کار کنم تابتونم شخص موفقی بشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    زهره شریعتی گفته:
    مدت عضویت: 2014 روز

    به نام خدای هدایتگر ❤️

    سلام به استاد گلم و مریم نازنینم و همه ی دوستان خوبم💙

    روی خودت سرمایه گذاری کن 😍

    و اما نتیجه ی من از فایل:

    باورم نمیشه انگار میخکوب شدم هنگ کردم از این همه هدایت و نشونه

    دقیقا روزی که میخواستم این فایل و گوش کنم تا وارد سایت شدم دیدم فایل جدید اومده

    اونم گفتگو با دوستان قسمت ۱۶ که محمد و فرزانه عزیز در مورد نتایج شون صحبت کردن و من کلی پای حرفاشون اشک ریختم و خوشحال شدم و تحسین کردم این نتایجی فوق العاده ایی که گرفته بودن

    آخه الان شرایط زندگی من دقیق مثل سه سال پیش اونا بود

    فرزانه ی عزیز گفتن ما سه سال پیش کل سرمایه مو تو بورس از دست دادیم و و فقط پنج میلیون داشتیم که تصمیم گرفتیم دوره روانشناسی ثروت و تهیه کنیم و با هم دیگه متعهد کار کنیم

    همونجا یه صدایی بهم گفت این یه نشونه ست اما ذهن مثل همیشه شروع کرد به سرو صدا کردن و گفت الان فقط هفت میلیون از اون سرمایه ای که سالها براش با همسرت زحمت کشیدی مونده حالا میخوای اونم بخاطر یه فایلی که دیدی بری محصول تهیه کنی

    اگه نتیجه نگیری چی میشه؟؟

    اگه به خودت تعهد ندی و عمل نکنی چی میشه؟؟

    اگه مباحثی که استاد تو اون دوره گفته و درک نکنی چی میشه؟؟؟

    و کلی از این نجوا ها که فکرم و درگیر کرده بود

    تا اینکه شب همسرم اومد و من بهش گفتم این فایل و گوش کن اونم نشست و فایل و گوش کرد و اونجا چیزی نگفت و صبح که بیدار شد بهم گفت فکر میکنم این یه نشونه باشه که همین سرمایه ی اندکی که مونده و روی خودمون سرمایه گذاری کنیم

    ولی ذهن من ساکت نموند و اونجا مخالفت کرد و گفت نه اینکارو نکن اگه همون پولم از دست بدی دیگه میرسی به زیر صفر

    ولی قلبم آروم نبود با این نجوا و مدام من و میکشوند سمت سایت تا یه نشونه ای چیزی دریافت کنم که باید چیکار کنم

    و همونجا به فکر فرو رفتم دیدم فایل روی خودت سرمایه گذاری کن با گفتگو دوستان قسمت ۱۶ یه هماهنگی با هم دارن

    چرا من باید هر دوتاشو تو یه روز اونم به صورت کاملا هدایتی ببینم و بهشون فکر کنم که باید یه تصمیمی تو این شرایط بگیرم

    خلاصه که ناهار خوردیم و به مدت یه رب خوابم برد و به محض اینکه بیدار شدم بازم فکرم و آروم نبود و احساس میکردم الان یه الهام از سمت خدا بهم گفته شده که باید پا بزارم رو ترسم و انجامش بدم

    همسرم و از خواب بیدار کردم و گفتم میخوام از سایت نشونه بگیرم و اونم اومد کنارم نشست و دستم رفت رو نشانه ی امروز من دیدیم سریال زندگی در بهشت قسمت ۷۹ اومد بالا

    با خودم گفتم من الان باید چجوری از این تصاویر نشونه بگیرم و برام یه کم سخت بود و فکر میکردم باید دنبال سوزن تو یه انبار بگردم

    دریغ از اینکه خدای من چقد واضح و روشن جواب سؤالامو دقیق تو زمانی که نیاز دارم بهم میگه

    پنج دقیقه از سریال زندگی در بهشت گذشت و مریم عزیزم دستی از دستان مهربان خدا اومدن تو کلبه ی چوبی زیبا و گفتن قبل فیلمرداری داشتیم با استاد جلسه روانشناسی ثروت و اینجا روی میز کار ضبط میکردیم

    اصلا میخکوب شدم حالم دست خودم نبود

    احساس فوق العاده ای داشتم همین الانم که دارم این کامنت و مینویسم اشک از چشمان سرازیر شده و بدنم میلرزه

    دیگه تا آخر فایل چیزی نفهمیدم انقد که حال درونیه خودم خوب بود ولی با همسرم تا آخر دیدیم و به محض اینکه تموم شدم گفتم نشونه و گرفتی ؟؟

    گفت نه چیزی متوجه نشدم

    و بعد از اینکه من روشنش کردم کلا هنگ کرد و دست و پاش شل شد و اونم مثل من حال عجیبی بهش دست داد

    آخه خیلی خیلی خیلی حس عجیبیه وقتی میبینی خدا داره به صورت شفاف باهات حرف میزنه و مسیر و بهت میگه

    خلاصه خیلی خوشحال بودیم و احساس آرامش داشتیم و با شوهرم تصمیم گرفتیم که هفته ی آینده به محض اینکه پول به حسابمون واریز شده این دوره و تهیه کنیم

    و چقد خوبه وقتی تصمیم میگیری اونم دقیق تو شرایط نابسامان و تکیه میکنی به خدا و به قول استاد رو شونه های خدا میشینی

    و من و همسرم یه تصمیم جدی گرفتیم که با همون سرمایه اندک دوره ی بینظیر ثروت و تهیه کنیم و به خودمون تعهد بدیم که روی خودمون سرمایه گذاری کنیم و کار کنیم و از همه مهم تر عمل کنیم تا نتایج خودشون و تو زندگیمون نشون بده

    و خیلی خوشحالم که هماهنگی این دو فایل باعث شد تا ما زندگیمون و به صورت جدی تغییر بدیم و یه تصمیم مهم بگیریم و بعد از نتایجی که گرفتیم تو سایت با دیگران به اشتراک بزاریم

    ما باید تو زندگی تصمیم بگیریم

    اگه اون تصمیم اشتباه باشه بهمون کمک میکنه تا درست تصمیم گیری کنیم و بزرگ تر بشیم

    اگه هم که درست باشه به پیشرفت زندگیمون کمک میکنه و اعتماد به نفسمون و برای تصمیمات بعدیه زندگیمون افزایش میده

    پس نتیجه میگیریم تصمیم اشتباه گرفتن بهتر از نگرفتنه و در برزخ زندگی کردنه

    و من دوست دارم با این تصمیم عضله ی تصمیم گیریم و تقویت کنم و به رشد زندگیم کمک کنم

    عضله ی تصمیم گیری

    چه جمله ی کوتاه و زیبایی

    ما باید سعی کنیم همینطور که ورزش میکنیم تا بدن قوی و سالمی داشته باشیم

    به روح و درون خودمون اهمیت بدیم که و عضله های درونمو و تقویت کنه تا بهتر زندگی کنیم و کاری کنیم افراد دیگه با دیدن نتایج ما زندگیه بهتری و با کیفیت تری و تجربه کنن

    درست مثال زندگی محمد و فرزانه عزیز که کمک کرد تا ما تصمیم بگیریم و نترسیم و رها کنیم و بسپاریم دست خدا که قدرت مطلق جهانه و همه تروث ها و نعمت ها در دستان خودشه

    خدایا ازت بی نهایت سپاسگزارم که عزیز دلم همسر نازنینم با من هم مداره و میتونیم کنار هم یه زندگی خوب و زیبا رو با گفته های استاد تجربه کنیم و لذت ببریم از این هدیه ی قشنگی که بهمون دادی

    و الگوی خوبی باشیم برای فرزندمون 💚

    خدایا ازت سپاسگزارم که هدایتم کردی و من و آگاه کردی تا مسیری که داشتیم اشتباه میرفتیم و بر گردیم و زندگی مو تغییر بدیم 💚

    عاشقتم خدای خوبم 🧡

    عاشقتم استاد بی نظیرم🧡

    عاشقتم مریم مهربونم🧡

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت