اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدایا تنها تو را می پرستم و فقط از تو یاری می جوییم…
خدایا ما را براه راست راه کسانیکه نعمت بخشیده ایی هدایت کن!!!!
الحمدالله رب العالمین…
خداوند هم صاحب قدرت بینهایت است، هم صاحب بخشندگی بیحساب. و ما میتونیم با این نیرو تقسیم کار بکنیم.
الله اکبر……
هله نومید نباشی که تو را یار براند”:
ای کسی که دوست تو را رها کرده، ناامید نشو و امیدت را از دست نده.
“گرت امروز براند، نه که فردات بخواند؟”:
اگر امروز تو را رها کند، آیا فردا تو را فرا نخواهد خواند؟
“در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا”:
اگر دری به رویت بسته شد، هیچ وقت ناامید نشو و در همان جا صبر کن.
“ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند”:
پس از صبر و شکیبایی، او تو را به جایگاه و مقام بلندی میرساند.
“و اگر بر تو ببندد همه ره ها و گذرها”:
اگر همه راهها و گذرگاهها را به روی تو بسته شود
“ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند”:
راه پنهانی را به تو نشان میدهد که کسی آن را نمیداند.
خدایا شکرت…بابت راه پنهایت…من متشکرم از تووووووووو..و جود الهی من نور هدایت من…دوستتتدارم..
“نه که قصّاب به خنجر چو سر میش ببرد”:
این طور نیست که قصاب گوسفند را ذبح کند و او را رها کند.
“نهلد کشته خود را، کشد آن گاه کشاند”:
او کشته خود را رها نمیکند، بلکه او را زنده میکند و به جایگاه رفیعی میرساند.
“چو دم میش نماند ز دم خود کندش پر”:
اگر دم میش از بین برود، او با دم خود آن را پر میکند.
“به مثَل گفتهام این را و اگر نه کرَم او”:
این را به عنوان مثال بیان کردیم وگرنه بزرگواری او این است که.
“همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد”:
تمام ملک سلیمان را به یک مورچه ببخشد.
“دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش”:
دل من در جهان گشت و مانندش را نیافت.
این شعر نمونهای از عرفان مولاناست که با استفاده از زبان و ادبیات بسیار غنی، به مخاطب خود امید و آرامش را القا می کند…
به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟
هله خاموش که بیگفت از این می همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند
وقتی مولوی میپرسد “به که ماند؟”، در واقع دارد میگوید “چه کسی یا چه چیزی میتواند شبیه او باشد؟” یا “چه مثال و نظیری برای این وجود میتوان آورد؟”.
عشق الهی یا معشوق زمینی: در بسیاری از غزلیات مولوی، این پرسش به معشوق ازلی و ابدی (خداوند) یا به انسان کامل و تجلییافتهی عشق الهی (مانند شمس تبریزی) اشاره دارد. وقتی او میگوید “به که ماند؟”، یعنی این معشوق چنان بینظیر و بیبدیل است که هیچ چیز در جهان مادی یا حتی معنوی نمیتواند کاملاً به او تشبیه شود.
حیرت و شگفتی: این سوال همچنین بیانگر حیرت و شگفتی عمیق شاعر از عظمت و زیبایی وصفناپذیر معشوق است. او از شدت این حیرت، نمیتواند برای او مثالی پیدا کند و با تکرار این پرسش، این بیهمتایی را برجسته میکند.
دعوت به تفکر: “به که ماند؟” خواننده را نیز به تفکر وامیدارد که آیا او نیز میتواند برای معشوق خود (هر آنچه برایش عزیز و بینظیر است) مثالی بیابد یا خیر. این یک دعوت به تأمل در یگانگی و بیمانندیِ پدیدهها یا وجودات خاص است.
به طور خلاصه، وقتی مولوی میگوید “به که ماند؟ به که ماند؟”، منظورش این است که “او آنقدر یگانه و بیهمتاست که هیچ کس و هیچ چیز شبیه او نیست و نمیتوان برایش نظیری پیدا کرد.” این نشان از نهایت ستایش، عشق و حیرت اوست. مثل این است که بگوییم “وای، چقدر شگفتانگیزه، واقعاً هیچ چیز نمیتونه باهاش مقایسه بشه!”
به کی ماند!
شعر مولانا.میگه..به که ماند ..به که ماند..
، این اشارهای لطیف به یکی از معروفترین و عمیقترین غزلیات مولوی است! “به که ماند؟ به که ماند؟” در شعر مولوی، یک سؤال ریشهدار و پرمعناست که به دنبال یافتن شبیه و نظیری برای وجودی بیهمتا و متعالی است.
بگذارید کمی بازش کنیم:
جستجوی بیهمتا: وقتی مولوی میپرسد “به که ماند؟”، در واقع دارد میگوید “چه کسی یا چه چیزی میتواند شبیه او باشد؟” یا “چه مثال و نظیری برای این وجود میتوان آورد؟”.
عشق الهی یا معشوق زمینی: در بسیاری از غزلیات مولوی، این پرسش به معشوق ازلی و ابدی (خداوند) یا به انسان کامل و تجلییافتهی عشق الهی (مانند شمس تبریزی) اشاره دارد. وقتی او میگوید “به که ماند؟”، یعنی این معشوق چنان بینظیر و بی دلیل است.. که هیچ چیز در جهان مادی یا حتی معنوی نمیتواند کاملاً به او تشبیه شود.
حیرت و شگفتی: این سوال همچنین بیانگر حیرت و شگفتی عمیق شاعر از عظمت و زیبایی وصفناپذیر معشوق است. او از شدت این حیرت، نمیتواند برای او مثالی پیدا کند و با تکرار این پرسش، این بیهمتایی را برجسته میکند.
دعوت به تفکر: “به که ماند؟” خواننده را نیز به تفکر وامیدارد که آیا او نیز میتواند برای معشوق خود (هر آنچه برایش عزیز و بینظیر است) مثالی بیابد یا خیر. این یک دعوت به تأمل در یگانگی و بیمانندیِ پدیدهها یا وجودات خاص است.
به طور خلاصه، وقتی مولوی میگوید “به که ماند؟ به که ماند؟”، منظورش این است که “او آنقدر یگانه و بیهمتاست که هیچ کس و هیچ چیز شبیه او نیست و نمیتوان برایش نظیری پیدا کرد.” این نشان از نهایت ستایش، عشق و حیرت اوست. مثل این است که بگوییم “وای، چقدر شگفتانگیزه، واقعاً هیچ چیز نمیتونه باهاش مقایسه بشه!”
بله بیا با همدیگه بررسی کنیم
پس بیایید با هم به عمق این دریای پرگوهر مولوی سفر کنیم و بیت کامل را با هم کاوش کنیم. معمولاً این عبارت در غزلهای متعددی از مولانا به کار رفته، اما یکی از معروفترین نمونهها، غزلی است که با این مطلع آغاز میشود:
“چه باشد شورش دریا، به که ماند، به که ماند؟”
اینجا کلمه “دریا” به کار رفته که خودش در ادبیات عرفانی مولانا نمادی بسیار پرمعناست. بیایید این بیت را بشکافیم:
“چه باشد شورش دریا، به که ماند، به که ماند؟”
“چه باشد شورش دریا”:
شورش دریا: این عبارت به امواج خروشان، طوفانی و بیقرار دریا اشاره دارد. اما در نگاه مولوی، دریا فقط یک آب بزرگ نیست!
نماد عشق الهی: دریا اغلب نمادی از عشق بیکران و پرشور الهی است. عشقی که آرام و قرار ندارد، هر لحظه در حال جنبش و تحول است و هر کسی را که در آن غرق شود، به سمت بینهایت میبرد.
نماد معشوق: میتواند به خود معشوق ازلی نیز اشاره داشته باشد که وجودش سراسر شور و زندگی است.
نماد ذات انسانی: گاهی هم به “دریای جان” یا “دریای دل” انسان اشاره دارد که وقتی به عشق الهی متصل میشود، به غلیان و هیجان میافتد.
پس، “چه باشد شورش دریا” یعنی “این هیجان و غلیان و بیقراریِ عمیق و بیکران (که از عشق، از معشوق، یا از جان سرچشمه میگیرد) چیست؟”
“به که ماند، به که ماند؟”:
و بلافاصله پس از طرح این عظمت و بیقراری، مولانا با آن سوال بینظیر و تکرارشوندهاش میآید: “به که ماند، به که ماند؟”
اینجا همان جایی است که شاعر نهایت تعجب و ناتوانیاش را در یافتن مشابهی برای این عظمت بیهمتا نشان میدهد. او میگوید: “این شور و هیجان وصفناپذیر و بیکران (شورش دریا) به چه چیزی شباهت دارد؟ چه کسی یا چه چیزی میتواند نظیر آن باشد؟”
تکرار “به که ماند”: تکرار کردن این پرسش، قدرت و تأکید بیشتری به آن میدهد. مثل این است که بگوییم “واقعاً، واقعاً به هیچی شبیه نیست!” این تکرار، عمق حیرت و یگانگیِ مورد اشاره را دوچندان میکند.
پس در کل، معنای بیت این میشود:
“این شور و غوغای بیکران و پرهیجانِ عشق الهی (یا معشوق بیهمتا) چیست؟ آنقدر عظیم و بینظیر است که به هیچ چیز دیگری نمیتواند تشبیه شود! واقعاً به چه چیزی شبیه است؟”
مولانا با این بیت، هم زیبایی و عظمت شور عشق را بیان میکند و هم یگانگی و بیبدیل بودن آن را به رخ میکشد. او میخواهد بگوید که این تجربه یا این وجود، فراتر از هر توصیف و مقایسهای است که ما در دنیای عادی میشناسیم. اینجاست که زبان از وصف باز میماند و تنها با تکرار یک سوال، عمق معنا بیان میشود.
بیت بعدی!!!!!!
هله خاموش که بیگفت از این می همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند
این متن چی؟
آه، چه بیت پرشور و مستکنندهای! این هم از آن شعرهایی است که مولوی با زبان شیدایی و وجد، پیامی عمیق را منتقل میکند. بیایید این بیت را هم با هم رمزگشایی کنیم:
“هله خاموش که بیگفت از این می همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند”
بگذارید آن را تکه تکه بررسی کنیم:
“هله خاموش”:
“هله”: این یک واژه ندای باستانی است که برای برانگیختن و توجه طلبیدن به کار میرود؛ مثل “ای”، “آگاه باش”، یا “بدان”.
“خاموش”: در اینجا، “خاموشی” نه به معنای سکوت فیزیکی محض، بلکه به معنای سکوت باطنی و رها کردن کلام و استدلالهای عقلی است. مولوی در بسیاری از شعرهایش بر “خاموشی” تأکید میکند؛ چرا که معتقد است برخی حقایق، به خصوص حقایق مربوط به عشق و معرفت الهی، با کلام و منطق قابل بیان نیستند و تنها در سکوت دل و جان است که میتوان آنها را درک کرد.
معنای کامل: “ای دوستان، خاموش شوید! دست از حرف زدن و فکر کردن با منطق بردارید!”
“که بیگفت از این می همگان را”:
“بیگفت”: یعنی “بدون نیاز به حرف زدن”، “بدون نیاز به شرح و توضیح”، یا “در سکوت”.
“از این می”: “می” در شعر عرفانی مولوی، نمادی بسیار قدرتمند و چندوجهی است.
نماد عشق الهی: در درجه اول، به “شراب عشق الهی” اشاره دارد؛ عشقی که مستی و بیخودی میآورد، حجابها را برمیدارد و انسان را به حقیقت نزدیک میکند.
نماد معرفت و شهود: میتواند نمادی از معرفت شهودی و درکی بیواسطه باشد که بدون نیاز به استدلال عقلی، به جان انسان میرسد.
نماد فیض و رحمت: اشاره به فیض و رحمتی دارد که خداوند بر بندگانش جاری میکند.
“همگان را”: این نکته بسیار مهم است! مولوی میگوید که این فیض و این می، نه فقط برای خواص و عارفان، بلکه برای “همگان” است. این نشاندهنده فراگیری و عمومیت لطف الهی است.
“بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند”:
“بچشاند”: این فعل، به معنای “میچشاند”، “مینوشاند”، یا “مزه آن را به کسی میدهد” است. یعنی تجربهی آن عشق یا معرفت را فراهم میکند.
تکرار چهارباره: اینجاست که اوج شور و حال مولوی به نمایش گذاشته میشود! تکرار چهارباره “بچشاند” چندین معنا و حس را منتقل میکند:
تأکید شدید: نشاندهنده تأکید قاطع و اطمینان کامل مولوی است که این اتفاق حتماً میافتد.
هیجان و وجد: بیانگر هیجان و وجد بیحد و حصر شاعر از این حقیقت که این فیض و عشق بر همگان جاری میشود.
لحن طربناک و رقصآلود: این تکرار، یک نوع ریتم و آهنگ خاصی به بیت میدهد که شبیه به حالت رقص و سماع عارفانه است. گویی مولوی از شدت مستی و شادی، این کلمه را پشت سر هم زمزمه میکند.
تداوم و پیوستگی: به این معناست که این چشاندن، یک بار اتفاق نمیافتد، بلکه مداوم و پیوسته است؛ لحظه به لحظه و دم به دم این فیض جاری است.
فراگیری و گستردگی: علاوه بر همگان، به معنای این است که این چشاندن از هر سو و به هر شکل ممکن در حال اتفاق افتادن است.
پس در کل، معنای بیت این میشود:
“ای عزیزان، خاموش باشید و از گفتار و استدلال دست بکشید! زیرا [خداوند یا عشق الهی] بدون نیاز به هیچ کلامی و در سکوت باطنی، این شراب (عشق و معرفت الهی) را به همگان مینوشاند، مینوشاند، مینوشاند، مینوشاند! [این اتفاق حتمی، مداوم و سراسری است و همهجا جاری است!]”
…………………………
سلام و درود به نشانه الهی ام…نشانه ایی که هر لحظه مرا هدایت میکند….بسوی خوشبختی و سعادتمندی در دنیا و اخرت…
سلام و درود به بهشت همیشه جاویدانم..
این فایل مشت محکمی بر ذهن چموشم زد..و خداوند وعده تقسیم بکار بهم داد..
اینروزا خیلی هدایتش مجذوبم کرد…هر لحظه برای هر کاری که روی عقل محدوم منو پیش میبره!!!!..ولی خداوند همجوره حواسش:بهم هست..
میدونه چه راهی برم کجا برم چه موقعیتی برم..
هر جا اشتباهی میکنم ..همون لحظه به ضرس قاطع کارشو انجام میده…
همین الان یه خرید اینترنتی چند روز پیش توی تاریخ 6/8داشتم….همین الان پیگیری کردم..
دیدم…به کارتم بازگشت خورده…
یه نشانه دیدم..
همین روز گذشته یه قصد خریدی داشتم..انجامش دادم.یه لحظه ذهنم گفت دو تا بگیر..و اون شخص اومد یبار دیگه کارت بکشه…دیدم کارتخون کار نکرد..بازم یه نشانه دیدم…
چند روز پیش رفتم یجایی خرید کنم….بازم توی خرید بهم کمک کرد….
چقدر گذشته بخاطر درک عقلم “و ذهن چموشم ضررها کردم…
من از خداوند در این مکان بهشتی میخام که برای جابجای زندگی ام هدایتم کنه…چون وقتی دل بهش میبندم… ازش راهنمایی میخام…در لحظه جلوی ضررهای،” زندگیمو میبنده و تو مسیر درست هدایتم میکنه..
اتفاقا چند روز پیش..یه شخصی میگفت..چکار کنیم دیگه!!!!باید برای پول درآوردن باید خیلی سختی بکشیم.همین باوری که خودمونم دچارش بودییم..
بهم گفت…15 میلیون یه جنسی خریدم…تمام پولم رفت..
همینه خداوند میگه…تو مسیر من بیا..من همجوره سود و منفعتها و ضرررهاتو بهت میگم..
فالهمها فجورها و تقویها…
من شرو خیرتونو بهتون الهام میکنم..در چه صورت..در صورت اعمال فرکانسی در مسیر درست …باشه.
چون خداوند دقیق داره فرکانس رو در ایه شمس بهمون میگه!!!!
وقتی تو مسیر خداوندی و ازش:هدایت میخای..خداییکه از رگ گردن بهت نزدیکه..همه چیز رو میبینه…
بهم الارام میده…همجوره بهت کمک میکنه…
خداوند ایروزا وقتی خودمو بخودش میسپارم.اینم درصد خیلی کم…
در لحظه بهم کمک میکنه…
استاد تو یکی از فایلاشون میگفتت.یه شخصیه سالها یه روابط ناجور رو داره.میدونه مسیرش نادرست..ولی تقلا میکنه اونو سرپا نگهداره…
وقتی تو این مسیر میاد..نشانها بهش میگن باید این مسیر رو از بیین ببری..
ولی چون بخاطر دلبستگی ذهنی و باورای ناجور داره.منطقهایی میاره که مسیر نادرست رو بازم تکرار میکنه..
پس ایمان..در برابر هدایتهای الهی..باید گوش بفرمای الهاماتش باشیم…که اینروزا توی کارایی که انجام میدم…بهم گفته میشه…
چون خداوندفردای اونروز رو دیده..
چند شب پیش گفتم خدا یه الهام از خاسته ام میخام…همون شب توسط به شخص نزدیکم…گفت..خواب دیدم…بهم گفتن اینکار انجام شده.تموم شده هست…حالا فلان اتفاق افتاده…
از طرف خدا..اینکار رو عملی شده برام انجام داده خودمم خیلی الهامات دریافت کردم..ولی بهم گفت باید زمانش برسه..
بقول استاد هر چی ادمها رو کوتاه میبینیم. روشون حساب نمیکنم…
و فقط روی تو حساب میکنم…اونم نمیگم خیلی زیاد!!!!ولی ..همون یه زره ..هم،”بهت نزدیک میشم!!!!! ..توخودتتتتا ” قدمتو هزاران بار برویم باز میکنی…
خدایا ممنونم ازت که همجوره باهامی و جلوی ضررهایی که من ازش بیخبرم میگیری..
دوستدارم همیشه همینجور هستی… برای:شخص من….که تو مسیر تو هدایت شدم…
این فایل!!!!فایل بسیار پر ارزشی برام بود…12 دقیقه به اندازه میلیونها سال هنوزم بیشتر… برام پر ارزشه…
خدایا هزاران میلیاردها شکرت...که در جوار توام..
در مسیر توام…
استاد عزیزم…دلیل حال خوبتون..دلیل پیشرفتهای زندگیتون در هر جنبه ایی بخاطر وجود تسلیم بودنتون در برابر خداوند بوده …
و میدونم هر چقدر بقول سعیده شهریاری عزیز ..
اگه روزی صدبار به خودم بگم سعیده جان..
زبان خودم!!!!ی نرگس جان!!!
شما که اگاهیت به اندازه نوک دماغتم هم نیست.تو کار خدا دخالت نکن.
پلن سمت خودتو بچین.بزار خدا کارهای خودشو انجام بده!
استاد بخدا قسم اگر من فهمیده باشم.هنوز که تسلیم بودن چجوریه!!!
هر چقدر تلاش میکنم در عمل رها باشم و اجازه بدم خدا کارشو انجام بده.باز این ذهن میخاد برای خودش اینده نگری کنه!
همینه…..تسلیم بودن واقعا یه هنر بزرگ(ایمان بخدا )هست…
من از خداوند برای تمام راه هایم “هدایت میخام..چون من محتاج هر لحظه اشم…
لحظه ایی که نمیشه با پول خریدیش…
اینقدر مهم و حیاتی ایست..که بسیار کافی ایست برای خوشبختی من در دنیا و آخرت…
خداوند را سپاسگزارم که هر لحظه من در مسیر خیرو خوبی اممسیری که برام خوش یمن ترین و پر برکت ترییین.. است..
خداوند را سپاسگزارم که هر لحظه در حال هدایت و حمایت من است و نگهدار من است در هر جنبه ایی از زندگی..
سپاسگزارم از مریم شایسته عزیز که پا در این جهان توحیدی گذاشته…و امروز در کنار فردی الگو ساز “توحیدی…قدم برمیداره…
زندگی استاد هر چقدر فایلهای گذشته و الانشو میبینم…جز سپاسگزار درونی ایشون..چیز دیگری نمیبینم..
فردی که نه تو ایران و نه خارج از کشور..دور از اصل خودش قرار نگرفته…
و هر لحظه تسلیم خداونده….
استادم این جهان توحیدی ات..این مکان توحیدی ات….که ساختی رو..با تمام قلبم سپاسگزارتم…
استادم شما همیشه حالتون خوب بوده..توی هر شرایط کشوری که قرار گرفتین..
چون تمام موفقعیتاتتو زیر شاخه توحید و یکتاپرستی میبنید…
و هیچ وقت مغرور و خودپسند نمیشیدد..
و من…
هر لحظه توی فایلاتون و توی نحوه صحبتتتون فقط تسلیم بودنتونو میبینم..و تمام موفقعیتاتتونو فقط از خود خدا میبینم..
این بنده درون توحیدی هیچ وقت از رحمت خداوند دور نمیشه..چون زندگی دنیوی رو یه چیز تمام شدنی میبیننن..و اگه داشته” مادی داریید..نهایت استفاده رو میکنید و لذت میبریی و خداوند و قدرتشو بزرگ میببننن.
استادم بهت افتخار میکنم.
بخودم افتخار میکنم که در مسیر شما و مسیر عشق و عاشقیم…
اول فایل وقتی استاد از ماشین مورد علاقه اش گفت ، این را برای خودم نشانه ای واضح از طرف خداوند دیدم چون من هم مدتی میشه خواسته ای درونم شکل گرفته که دوست دارم به ماشین مورد علاقه ام برسم .
با صحبتهای استاد ، به خودم گفتم دوباره سراغ نمایشگاهای ماشین میرم و شروع به تست و دیدن ماشینهای زیبا و جدیدی که وارد بازار شده میشم و حتما ً این کار را در اولیت کارهای میزارم .
من دوره آفرینش را سالهای قبل تهیه کردم و تمام مطالب را کار کردم و هنوز هم یه وقتهایی به سراغ بخشهای مختلف این دوره میرم و از آگاهی های آن استفاده میکنم .
من تمرین درست کردن دریم بورد را همون ابتدا برای خودم انجام دادم و فایلی به اسم فیلم زندگی من برای خودم درست کردم و همون اوایل خیلی این فایل نگاه میکردم و الان باید دوباره شروع کنم هر روز به تماشای این فایل .
در مورد قانون تکامل که این همیشه پای ثابت تمام آموزشهای استاد است خدا را شکر سعی کردم رعایت کنم و این را خوب درک کردم که من نمی توانم چیزی را که در مدار و فرکانسش نیستم را تجربه کنم و کار کردن روی باورها یک روند همیشگیه .
استاد عباس منش شما را تحسین میکنم برای
اینکه در همین فایل هدیه مطالب ارزشمندی را گفتین که حتی اگه فردی هنوز این دوره تهیه نکرده با مطالب همین فایل میتونه خودش رشد بده و در مدار و فرکانس با کیفیت تری قرار بده .
سپاسگزار استاد عزیزم هستم بابت این فایل ارزشمند.
سپاسگزار بانو شایسته عزیزم هستم بابت عمل به الهاماتش باعث رشد و گسترش جهان میشه
در پناه الله یکتا شادو ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشیم .
که من راهدایت کردی به آشنایی بااستاد عزیزم و ورودبه این سایت الهی که تمام کسانی که عضو هستند افرادی هدایت شدگان وبرگزیدگانی ازسمتت هستند وبودن درکنارشان باعث پیشرف وبرکت درزندگی ام میشود وخواندن کامنت های زیباشون پراست ازدرسهای بزرگ زندگی که همه تجربیات بینظیرشون است وهرکدام برایم درسی اس درزندگیم
خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،
همینا جاداره از بانوشایسته عزیزم هم سپاسگذاری بکنم که درتمام این مسیرزیبا باذوق وانگیزه هاشون من روهمراهی میکنن درسایت وبخصوص تصویربرداریهای زیباشون اززیبایی ها که واقعآ زندگی جدیدم بواسطه تمام این فیلمها تاکنون ساخته شده وچقدر که برام درخواستهای قشنگی ایجادشده وبه خیلیهاشون رسیدم وشما بانو دستی ازدستان مهربان خداوندم شدید درزندگیم وخداوندرابابت دستان مهربانش شکرگذارم
استادعزیزم بسیارازتون سپاسگذارم بابت این محصول بینظیر قانون آفرینش که تحول عظیمی درزندگیم ایجادکردوگاهی که کامنتهای قبل ازخریداین محصول راکه میخوانم وتاالان که خودم رامقایسه میکنم بخودم احسنت میگویم وافتخارمیکنم به رشدبزرگی که درزندگیم وخودم ایجادکردم که صدالبته که هرچه دارم ازپروردگارم است وبه کمک دست مهربانش که شماهستید
من حدود یکسال ونیم پیش محصول زیبای قانون آفرینش راتیک زدم وشروع کردم به روی خودم کارکردن وآنقدر این جلساتش برام پرباروسنگین بودکه برام حدودیکسال ونیم زمان بردتا اتمامش وبازهم اکنون قصددارم تادراولین فرصتم باری دیگر دوره اش بکنم ومطمئنم که اگرشروعش بکنم اینقدر محتوای جلسات آن پراز درها ورمزگشایی هایی درزندگی ام است که بازهم باید یکسال دیگر روی جلسات وخودم کاربکنم
اینقدر دستاوردهایی بزرگی بدست آوردم که حتی الان خودم باورم نمیشه
ازمهاجرتم برای یکسال زندگی وکاربه ترکیه وچقدر تجربیات بینظیری راکسب کردم
ازبازشدن درکم ازآطات قرآن
ازروابطم با تمامی آدوهای زندگی دبخصوص رابطه ام باخودم وخدای درونم
ازاینکه هرروز تقسیم کارهایم باخداون برام شده یه عادت وجزعی ازبرنامه عادی زندگیم
به نام الله که (رب العالمین= تنها فرمانروای عالم ،شاه جهان ،امپراطور عالم ،مالک و صاحب اختیار هرچه که در عالم هست و نیست )
خدایا شکرت چقدر بزرگه ویژگی های رب
سلام استاد عزیزم
سلام مریم خانم عزیزم
سلام به دوستان عزیزم در سایت همون اقلیت یک درصدی که همگی روی خودشون کار میکنند و جنسشون با 99درصد جامعه متفاوته
بودن در جمع شما و خوندن کامنت های شما افتخاره برای من
روز 133 =درباره ی قانون آفرینش تقسیم کار با خدا
خدایا شکرت چقدر فایل کوچولو موچولویی بود تا دیدم 12 دقیقه تایم فایل گفتم الهیییی چقدر کمه نسبت به فایل دیروز که پیروی از هدایت الهی و پدیده ی همزمانی بود با 69 دقیقه ولی ماشالله همین 12 دقیقه سه صحفه شد مطالبش تو دفترم همون قضیه ی فلفل نبین چه ریزه شد خخخ
اول از همه یه تشکر ویژه دارم از مریم خانم فعال و پرتلاش عزیزمون که واقعا یکی از دلایل جذابیت سایت و فعال و پویا بودن سایت تلاش های شما برای تدوین دوره های گام به گام ،روزشمار ،خانه تکانی و بقیه دسته بندی های فایل های دانلودی و بروز رسانی ها ومقدمه های قشنگ شماست بی دلیل نیست تو تمرین ستاره ی قطبی سوال دوم برای چه کسانی سپاس گزارید؟
شما بعد استاد عباسمنش نفر 11 تو لیست کسانی هستید که به خاطر وجودشون و حضورشون تو زندگیم واقعا واقعا سپاس گزار خدای خوبم هستم
چقدر این دوره ی قانون آفرینش رو دوست دارم داشته باشم
چقدر انرژی این دوره که مال سالها قبل استاد هست واقعا بالاست خوش به سعادت دوستانی که بودن تو اون همایش اون زمان، بدون شک از نظر سطح آگاهی و شرایط زندگی بسیار جلوتر هستن نسبت به ما و آفرین به همت بالاشون که برای آگاهی و بهبود سطح زندگیشون اون موقعا که زیاد رایج نبود مباحث موفقیت هزینه و تلاش میکردن آفرین به همگی عزیزان
خدایا شکرت
خدایاشکرت
خدایا شکرت
عواطف و احساسات ما راهنما و قطب نمای درونی ماهستند
احساسات ما معیاری هستند برای تشخیص هم جهت بودن با منبع (جریان خداوند)
احساس خوب= اتفاقات خوب
احساس بد= اتفاقات بد
هرنگرشی که نتیجه اش احساس خوب است نشانه ی هم جهت بودن آن نگاه با منبع( جریان خداوند )است
هرنگرشی که نتیجه اش احساس بد است نشانه ی خلاف جهت بودن آن نگاه با منبع (جریان خداوند) است.
پس جمله ی زیبای استاد در فایل جدید در هر شرایطی خالق زندگی خود باشیم رو همیشه به یاد داشته باشیم که ( حساس باشیم به احساسمون )
روح ما هنگام هبوط به زمین میدانست که ارتباطش با منبع و خداوند به عنوان تنها نیروی هدایتگری که ما راخلق کرده دائمی است و ما همواره و در هر حالتی امکان دسترسی مستقیم و بی واسطه ای به این نیروی هدایتگر و اجابت کننده ی خواسته ها داریم که با ترکیب دو ویژگی
قدرت بی نهایت
بخشندگی بی نهایت
به شرط سکوت ذهن و پیروی از الهامات قلبی و هدایت هایش ما را در رسیدن به خواسته ها و رسیدن به منزل سعادت یاری میرساند به یادآوردن این آگاهی در مواقع برخورد با ناخواسته ها کمک میکند راحت تر از عهده ی کنترل ذهن و نجوای شیطان بربیاییم .
آیات سخّر در قرآن بهترین نمونه برای باور لیاقت و خودارزشی هستند که پای حرکت ما برای تحقق خواسته هایمان هستند
مفهوم صبر در قرآن به معنای تکامل است یعنی ادامه دادن در مسیر صحیح با اشتیاق و امیدواری
مفهوم ظلم در قرآن یعنی راضی شدن به شرایط موجود
پس به جای پذیرفتن و تحمل شرایط نادلخواه برای تغییر و ساختن شرایط دلخواه دست به کار شویم با این باور که همان نیروی هدایتگر در مسیر تلاش ما از ما حمایت خواهد کرد
چقدر این آیه 97سوره ی نساء تکان دهنده ست برای هرکسی که به شرایط موجود راضی و قانع هست و خودش را و شرایط ناجالب زندگیش را توجیه میکند
فرشتگان هنگام قبض روح آنان که بر خود ستم روا داشتند
بپرسند: چگونه بودید؟
پاسخ دهند: مادر زمین مستضعف و فقیر بودیم
گویند: مگر زمین خدا پهناور نبود که مهاجرت کنید؟ جایگاه آنان دوزخ است
و سرانجامشان نامیمون است
چقدر این آیه هشدار دهنده ست که راضی نشویم به اوضاع ناجالب و تقدیر و سرنوشت را مقصر فقر خود ندانیم که باید پاسخگو باشیم در پیشگاه خدا برای حرکت نکردن و تنبلی کردنمان
و مطلب آخر این فایل فوق العاده زیبا
اتفاقات خوب زندگیت و سپاس گزاری هایت را بنویس و توقعت را از خدا بالا وبالاتر ببر و توقعت را از بنده ی خدا پایین و پایین تر
این راز خوشبختی و راز زندگی موفق است
از هیچکس حتی نزدیکترین افراد زندگی ات توقع و انتظار انجام هیچ کاری را نداشته باش
( چه مالی چه عاطفی )
ولی از خدا بی نهایت متوقع باش
مانند سلیمان نبی باشیم در درخواست کردن
باور به وهاب بودن خدا و داشتن درخواست های بزرگ از خود خدا به سلیمان سلطنت و ملکی عطا کرد که به هیچکس قبل و بعد آن عطا نشده است
برای تقسیم کار با خداوند رعایت تکامل ایمانی مهم است
یعنی اول از موضوعات و خواسته های ساده تر و قابل باورتر برای ذهن که فاصله ی فرکانسی کمتری با آنها داریم شروع کنیم و با رسیدن به اون خواسته و تقویت ایمان و توکل مان بعد به سراغ خواسته های بزرگتر برویم
خدایا بی نهایت شکرت امروز این فایل هدایت واضح بود برای سوالی که داشتم
به نام تنها فرمانروای این جهان زیبا خدای قدرتمندم خدایا من هر چه دارم همه از آن توست
خدایا من در برابرت تسلیمم خدایا ممنونتم که قدرت خلق زندگی و آگاهی بدست آوردن و عمل کردن به قوانین رو به من دادی الهی شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد عزیزو مهربانم و توحیدیم و سلام به مربم عزیزم و دوستان همفرکانسم که همگیتون رو دوست دارم
تو این چند سالی که با استاد و قوانین این حهان آشنا شدم امشب برای چندمین بار قدرت و حضور خدا رو دیدم به وضوح تمام و همینجا شکرگزارش هستم همه رو اعتبارشو به خودش و قدرتش میدم من ناتوان هستم من قدرتی ندارم تمام قدرت از آن توست
تا چند روز دیگه باید مغازه رو تمدید کنم
پول پیش صاحب مغازه میخواست و هم کرایه رو اضافه کرد و من چند هفته پیش چند تا بنگاه رفتم بعد با خودم گفتم چرا اینهمه عجله به خودش بسپار دیگه آرام شدم و نگرانی و استرس رو به صفر رسوندم و تواناییم رو در این مورد تحسین میکنم و اومدم تو سایت و باز به همین قسمت هدایت شدم تقسیم کار با خداوند چقدر قشنگ بود و کامنت چند تا از دوستان رو خوندم که چقدر با ایمان نوشته بودن و منم بعد از خوندن کامنتها تو دفترم نوشتم و همه رو ریز به ریز براش نوشتم و تقسیم کار کردم و طبق همون نوشته ام کارهاو سمته خودمو انجام دادم و گفتم به چطوری و چجوری کاری ندارم ولی ایمان دارم که درست میکنی برام بعد رها کردم و حتی نوشتم خدایا دله بنده خوبتو برام نرم کن
امشب گفتم برن ببینم حرفه آخرش چیه
از مغازه تا خونش زیاد راهی نیست تو راه به خداوند گفتم دلشو نرم کن
در خونش رفتم و صداش زدم اومد
باور کنین دوستان عزیزم تا گفتم حرفه آخرتون چیه و کرایه چقدر بدم پول پیش چقدر
آرام و آهسته انگار خدا داره حرف میزنه با من
گفت هر چی تو بگی من هیچ قیمتی نمیگم پول پیش نداری نده کرایه هم هر چقدر میخوای بدی دسته خودته همونجا فهمیدم خدا هست کنارمه داره حرف میزنه و ته دلم داشتم ازش تشکر میکردم و خوش حال و با ایمان زیاد به خونه بر گشتم و کلی شکرگزاری نوشتم در دفترم
و از خدا خواستم برای بنده اش ( صاحب مغازه ست) از بی نهایت راه بهش برکت و نعمت و ثروت بده پاداش این دله نرمشو این مهربانی و بخشش و بده هر طور که خودت صلاح میدانی
و این نتیجه ایمان داشتن به خداوند و قدرتش ست
نتیجه تقسیم کار با خداوند ست
نتیحه داشتن ایمان به غیب ست
نتیجه توکل و اعتماد به اوست
نتیجه روی قدرتش حساب کردن ست
خدایا شکرت سپاسگزارتم
استاد ممنونتم مریم جانم ممنونم در پناه خداوند مهربان باشین
دوست داشتم این نتیحه ایمان به قدرت خداوند رو با شما هم به اشتراک بذارم تا ذهنتون بهتر بپذیرد وباور کنی
ما باید با خداوند که صاحب قدرت بینهایت و صاحب بخشندگی بی حساب هست تقسیم کار کنیم در زندگیمون چون این تقسیم کار با خدا باعث میشه ما از هر چیزه دیگه تو زندگیمون بی نیاز بشیم یعنی من روی خودم باورهام شخصیتم رفتارام عزت نفسم کار کنم و بقیشو به خدا بسپارم
باورها فقط با منطق تغییر میکنه یعنی ذهن با منطق میاد رفتارشو تغییر میده
توقعمون رو از خدا بیشترو بیشتر کنیم به مرور و از دیگران کمتروکمتر این رمز خوشبختیه رمز ارامشه
ی نیرویی در مهاجرت هست که ادم رو ثروتمند میکنه و مهاجرت ایمان قوی میخواد شجاعت میخواد رفتن به دل ترسها میخواد
خدارا بی نهایت سپاس گذارم که بازم بهم فرصت یادگرفتن داد.
این فایل نشونه امروزم بود.
تقسیم کار باخدا چیزی که چند روز است بهش فکر میکنم
من همین روزا بود که متوجه شدم که من همیشه خودم را تنها فکر میکردم حضور خدارو در زندگیم نادیده میگرفتم و فکر میکردم همه کارهارو قراره خودم انجام بدم برای رسیدن به یه خواسته برنامه ریزی میکردم و اغلب رسیدن به اون خواسته با توانایی ها امکانات و شرایط من دور از دسترس بود و یا رسیدن بهش بسیار سخت بود
بعد اینکه یکی از فایل های 12 قدم را بارها و بارها گوش دادم تازه به این درک رسیدم که یه خدای وجود داره که کارش هدایت کردن من است به سمت چیزی که من میخوام قرار نیست همه کارها را من انجام بدم اصلا چجوری رسیدن به یه خواسته وظیفه من نیست.
من باید به غیب ایمان داشته باشم
وظیفه من اینه که روی بهبود شخصیت و باور هام کار کنم بقیه کارهارو خدا خودش انجام میده بمن ربطی نداره چجوری قراره به خواسته ام برسم من باید بخدا اعتماد کنم توکل کنم حتی زمانی که هیچ نشانه ای از رسیدن به خواسته ام را نمیبینم.
این دیدگاه خیلی بمن ارامش میده احساس سبکی میکنم بار سنگینی از روی دوش من برداشته شد و حالا من فقط یک وظیفه دارم و اونم کار کردن روی باورهام…
باید اجازه بدم خداوند وارد زندگیم بشه خدا هدایتم کنه بسپارم به قدرتی که بالاتر از همه قدرت هاست.
هر روز سپاس گذار خداوندم که قوانین ثابتی در جهانش وضع کرده و من خیلی خوشبختم که ازین قوانین آگاه هستم
سپاس گذارم از شما دو عزیزدل استاد عزیزم و خانم شایسته دوست داشتنی
خدایا شکرت بابت اینکه زنداییم اومده بود خونمون و ازش درمورد باکو پرسیدم و گفتم رفته بودم آستارا خیلی حس خوبی بهم داد که اونورش کشور دیگه هست و گفتم تو رفتی و چطوره و گفت کشور آذربایجان هم آستارا داره و هم بیله سوار ما هم داریم اونا هم دارن باکو خیلی جای زیباییه و ترکیه رو پرسیدم گفت اونجا هم بسیار بسیار زیباست و از شهرهای دیگش گفت و گفت به بیروت هم رفتم خیلی خوشگله دو طرفش کلی درخته و وسطش دریای مدیترانه هست رنگ آبش سبز هست و خیلی زلاله که داخل آب معلومه و زلال ترین دریا دریای مدیترانه هست خدایا شکرت بابت اینکه کلی بهم باور سازی شد که اگه زنداییم رفته منم میتونم برم و تجربه کنم و تحسینش میکنم که این کشورها رو رفته و گشته خدایا شکرت
خدایا شکرت بابت مشتری هایی که برای پودر زعفران پیام دادند و یکیش گفت 25 بسته میخوام
خدایا شکرت بابت اتاق قشنگم و لحاف و تشک و بالش نرم و راحتم و دمای عالی اتاقم و کیف های خوشگل نارنجی و صورتی و سبز و مشکی که دارم و کلاه های خوشگلی که دارم و لوازم آرایشی که دارم و لباسهای قشنگی که دارم و…
_جنگ بین اسرائیل و ایران شروع شده و همه درگیر اخبار هستن و خداروشکر من در آرامشم و به دور از اخبار چند تا کلیپ تو اینستاگرام دیدم اون کلیپ ها رو گزینه علاقه ای ندارم زدم که نشون نده برام خدارو شکر میکنم بابت امنیت شهرم اردبیل خیلیا میترسن از جنگ من میگم الخیر فی ما وقع توی این اتفاق هم صد درصد یه خیری هست اینترنت ها قطع شده و فقط چند ساعت باز میشه و من خداروشکر به سایت استاد جانم دسترسی میابم و فایلارو دانلود میکنم تا بتونم در نبود اینترنت هم روی خودم کار کنم من تحسین میکنم تجهیزات نظامی کشورها رو و این فراوانیه من اصلا نمیدونستم کشورم این همه تجهیزات نظامی و موشک و پهپاد داشته باشه البته اون همه بزرگش میکنن اخبار جنگ رو و ذهنیت منفی میدن بهمون در مورد اسرائیل و اینکه میگن آذربایجان با اسرائیل متحده و دلخوری از آذربایجان من در مورد این موضوع فکر کردم چون ورودی منفی داده بودم گفتم باید ذهنم رو با یه منطقی آروم کنم گفتم ببین اسرائیل یه فکری میکنه ایران یه فکر دیگه میکنه باکو یه فکر دیگه میکنه پس من باید به تفکراتشون احترام بذارم چرا ؟ چون اونا جوری فکر میکنن و عمل میکنن چون فکر میکنن درسته ایران هم جوری فکر و عمل میکنه چون فکر میکنه درسته پس منم جوری فکر میکنم و عمل میکنم چون فکر میکنم درسته و نباید بگم اونا هم باید مثل من فکر بکنند و چون مثل من فکر نمیکنن فکرشون غلطه فکر هر کس و هر کشوری متفاوته پس من احترام میذارم به تفکرشون بعدشم جنگ عوامل بیرونیه اگه من واقعا باور دارم به اینکه زندگی خودمو خودم دارم با باورام خلق میکنم چرا باید به فکر عوامل بیرونی مثل جنگ باشم و بهش قدرت بدم اصلا شرایط کشور به من هیچ ربطی نداره اصلا تاثیری توی زندگی من نداره حالا ببین چقدر فرصت ها ایجاد میشه که یه نمونش اینه که تهرانی ها میان اردبیل و شمال و کرایه میدن خونه میگیرن این نمود فراوانی فرصت هاست که استادمیگه یه سریا توی این شرایط دارن خیر میبینن دارن سود میکنن یه سریا براشون خوبه این وضعیت چون باور نکردن عوامل بیرونی تو زندگیشون تاثیر داره یه سریا توی این شرایط دارن ضرر میکنن چون عوامل بیرونی رو مقصر میدونن و فکر میکنند عوامل بیرونی زندگیشون رو رقم میزنه
_گفتن بانگ پاسارگاد رو هک کردند و حساب ها بسته شدند منم نزدیک به 42 میلیون تو حسابم پول دارم ولی ذره ای ناراحت نشدم و گفتم هر چی اتفاق خیره برای من میفته و میدونم که حل خواهد شد من ایمان دارم به ربم
خیلی خوبه کنترل ذهن تو اینجور شرایط
اصلا از وقتی روی خودم کار میکنم کنترل ذهن برام راحت شده
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
درباره قانون آفرینش | تقسیم کار با خدا
خانم شایسته عزیزم میگه:
توی بخش ششم از دوره قانون آفرینش من خیلی خوب این موضوع رو فهمیدم که من خیلی نیاز دارم که بصورت مرتب دوباره و دوباره به این آگاهی ها برگردم و دوباره اونا رو بشنوم و ذهنم رو با این آگاهی ها بروز بکنم
این بخش یه راهنمایی بوده واسم که درمورد خودم خدای خودم به شناخت برسم به اندازه ای که بتونیم این شناخت رو ایجاد بکنیم احساس لیاقت در وجودمون ساخته میشه خود باوری و ایمان و توکلمون پرورش پیدا میکنه
یعنی به نوعی که میتونیم توی این مسیری که برای پیشرفت طی میکنیم بتونیم با خداوند که هم صاحب قدرت بی نهایته و هم صاحب بخشندگی بی حساب هست تقسیم کار کنیم
یعنی این دو تا ویژگی خیلی مهمه و من از توی این بخش یاد گرفتم
موضوع بعدی در این بخش توضیح آیه سخر بود توسط استاد که چقدر احساس لیاقت رو در وجودمون پرورش میده این آیه بصورت منطقی نه توهمی تا این حدی که آدم پاشه و برای زندگیش یه کاری انجام بده
بعد موضوع تکامل رو توصیح دادند استاد از قرآن که آیه صبر بود
موضوع بعدی احساس لیاقت هست و اون وجهه ی احساس قربانی شدن که معمولا تو وجود ما ها هست رو با مفهوم ظلم در قرآن توضیح میدند
یعنی آدم وقتی اینارو میشنوه و منطق های قوی رو درک میکنه هر رفتاری که تو وجود خودشه رو میشناسه و میدونه ریشش از احساس قربانی شدنه
برای همین استاد تاکید میکنه که باورها با منطق تعییر میکنن
توضیحات استاد در دوره قانون آفرینش:
اگر توی زمین و فضایی که داری نتونی خوب زندگی کنی و بهانه بیاری میگن مگه زمین خدا پهناور نبود؟مهاجرت میکردی مگه همین یه جا بود ؟!
من به استناد این آیه (استاد منطق آورده برای ذهنش )باور کردم که مهاجرت انسان رو ثروتمند میکنه به همین دلیل به راحتی از شهر و دیار خودم مهاجرت کردم و الآنم تهرانم و مطمئنم من مهاجرت میکنم تهران نخواهم بود (که داریم میبینیم که حرف هاتون رو تبدیل به عمل کردید استاد قشنگم دستمریزاد )
کی میتونه مهاجرت کنه؟کسی که ایمان داره
توضیحات خانم شایسته جانم:
در کل میتونم بگم که این بخش برای من خود شناسی و خدا شناسی کامل بود
موضوع جلسه آخرش شناخت خداوند و مفهوم توحید هست به کمک توضیح تفاوت ضمیر من و ما در آیات قرآن
توضیح استاد جان:
توی قرآن خداوند خیلی زیاد از کلمه ما استفاده کرده مثل انا اوحینا _انا انزلنا
یه جاهایی هم گفته من مثل اشکرلی ولی اغلب گفته ما
توضیحات خانوم شایسته عزیزم:
جلسه ششم این موضوع توی دو بخش توضیح میده بخش اول یه سری منطق ها رو میاره در مورد اینکه اون نگاه صحیح به خدا چیه و چه تاثیری میذاره این نگاه توی باورهای قدرتمند کننده برای ساختن ثروت و تغییر باورهایی که باعث شده ما به اون نتیجه دلخواه نرسیم یعنی میاد ترمزهایی که درمورد ثروت توی ذهنمون هست رو میشناسونه
ترمزهایی که باعث میشه احساس عدم لیاقت داشته باشیم و انقدر به خدا اعتماد نداشته باشیم و اینو از کحا میفهمیم؟
از نوع درخواست هایی که به خدا داریم از نوع نگاهی که به خدا داریم از میزان اون ناخالصی که توی توکلمون به خدا داریم و اونو میتونیم تو میزان دست به عمل شدنمون درباره ایده هایی که میاد بفهمیم توی میزان رفتن به دل ترسهامون توی میزان تحمل کردنمون در مورد شرایط نادلخواه توی میزان قبول کردن شرایط نادلخواه و چیزایی که خودتون بهتر میفهمید
وقتی این جلسه ها رو میشنوید بهتر خودتونو میشناسید یا حتی درمورد میزان خواسته هایی که تو ذهنمون متولد میشه اما ما بخاطر اینکه فکر میکنیم اینا برامون غیرممکنه کلا نادیدشون میگیریم
اکثر ما فکر میکنیم که یه همچین ترمزهایی رو نداریم توی ذهنمون مخصوصا بعضی از آدما که فکر میکنند آدم مذهبی نیستند میگن من چون خیلی آدم مذهبی ای نیستم پس این ترمزها رو ندارم درصورتیکه واااااقعا اینجوری نیست وقتی این جلسه هارو میشنوید خودتون میفهمید و رفتارهایی رو درخودتون میتونید شناسایی کنید که داره بهتون از این باورهای محدود کننده و ترمزها پرده برمیداره
خلاصه این جلسه ها احساس لیاقت محکمی رو میسازه در ما
احساس لیاقتی ک توی عمل بتونه مارو حرکت بده به سمت شرایطی که میخوایم داشته باشیم
جلسه بعدی تمرینی رو میگه اونم تقسیم کار به خداوند هست
موضوع مهم توی این تمرین اون منطق هایی هست که ارائه میشه تا بتونه این تمرین رو در عمل اجرا بکنه که این تمرین نه به عنوان یک دوره آموزشی بلکه یک تمرینی برای ایجاد یک شیوه زندگی بهش نگاه میشه یعنی تمرین در عمل اجرا میشه این تمرین باور میشه جزء رفتارها و شخصیتمون میشه
توضیحات استاد:وقتی مینویسیم اتفاقات خوب زندگیمون رو و سپاسگزار خداوند میشیم بعد یه ذره توقعمون رو میبریم بالا و از خداوند بیشتر متوقع میشیم
توقعتو از خداوند بی نهایت بیشتر کن و توقعتو از مردم بی نهایت کمتر کن یعنی راز زندگی موفق اینه
انقدر روی خودم کار کردم که به هیچ عنوان از هیچ انسانی توقعی نداشته باشم که فلان کارو برام انجام بده ولی عوضش از خدا بیشتر توقع دارم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
بنام خداوند بخشنده مهربان…
خداوندی که هر انچه که دارم از ان اوست…
خدایا تنها تو را می پرستم و فقط از تو یاری می جوییم…
خدایا ما را براه راست راه کسانیکه نعمت بخشیده ایی هدایت کن!!!!
الحمدالله رب العالمین…
خداوند هم صاحب قدرت بینهایت است، هم صاحب بخشندگی بیحساب. و ما میتونیم با این نیرو تقسیم کار بکنیم.
الله اکبر……
هله نومید نباشی که تو را یار براند”:
ای کسی که دوست تو را رها کرده، ناامید نشو و امیدت را از دست نده.
“گرت امروز براند، نه که فردات بخواند؟”:
اگر امروز تو را رها کند، آیا فردا تو را فرا نخواهد خواند؟
“در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا”:
اگر دری به رویت بسته شد، هیچ وقت ناامید نشو و در همان جا صبر کن.
“ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند”:
پس از صبر و شکیبایی، او تو را به جایگاه و مقام بلندی میرساند.
“و اگر بر تو ببندد همه ره ها و گذرها”:
اگر همه راهها و گذرگاهها را به روی تو بسته شود
“ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند”:
راه پنهانی را به تو نشان میدهد که کسی آن را نمیداند.
خدایا شکرت…بابت راه پنهایت…من متشکرم از تووووووووو..و جود الهی من نور هدایت من…دوستتتدارم..
“نه که قصّاب به خنجر چو سر میش ببرد”:
این طور نیست که قصاب گوسفند را ذبح کند و او را رها کند.
“نهلد کشته خود را، کشد آن گاه کشاند”:
او کشته خود را رها نمیکند، بلکه او را زنده میکند و به جایگاه رفیعی میرساند.
“چو دم میش نماند ز دم خود کندش پر”:
اگر دم میش از بین برود، او با دم خود آن را پر میکند.
“به مثَل گفتهام این را و اگر نه کرَم او”:
این را به عنوان مثال بیان کردیم وگرنه بزرگواری او این است که.
“همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد”:
تمام ملک سلیمان را به یک مورچه ببخشد.
“دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش”:
دل من در جهان گشت و مانندش را نیافت.
این شعر نمونهای از عرفان مولاناست که با استفاده از زبان و ادبیات بسیار غنی، به مخاطب خود امید و آرامش را القا می کند…
به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟
هله خاموش که بیگفت از این می همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند
وقتی مولوی میپرسد “به که ماند؟”، در واقع دارد میگوید “چه کسی یا چه چیزی میتواند شبیه او باشد؟” یا “چه مثال و نظیری برای این وجود میتوان آورد؟”.
عشق الهی یا معشوق زمینی: در بسیاری از غزلیات مولوی، این پرسش به معشوق ازلی و ابدی (خداوند) یا به انسان کامل و تجلییافتهی عشق الهی (مانند شمس تبریزی) اشاره دارد. وقتی او میگوید “به که ماند؟”، یعنی این معشوق چنان بینظیر و بیبدیل است که هیچ چیز در جهان مادی یا حتی معنوی نمیتواند کاملاً به او تشبیه شود.
حیرت و شگفتی: این سوال همچنین بیانگر حیرت و شگفتی عمیق شاعر از عظمت و زیبایی وصفناپذیر معشوق است. او از شدت این حیرت، نمیتواند برای او مثالی پیدا کند و با تکرار این پرسش، این بیهمتایی را برجسته میکند.
دعوت به تفکر: “به که ماند؟” خواننده را نیز به تفکر وامیدارد که آیا او نیز میتواند برای معشوق خود (هر آنچه برایش عزیز و بینظیر است) مثالی بیابد یا خیر. این یک دعوت به تأمل در یگانگی و بیمانندیِ پدیدهها یا وجودات خاص است.
به طور خلاصه، وقتی مولوی میگوید “به که ماند؟ به که ماند؟”، منظورش این است که “او آنقدر یگانه و بیهمتاست که هیچ کس و هیچ چیز شبیه او نیست و نمیتوان برایش نظیری پیدا کرد.” این نشان از نهایت ستایش، عشق و حیرت اوست. مثل این است که بگوییم “وای، چقدر شگفتانگیزه، واقعاً هیچ چیز نمیتونه باهاش مقایسه بشه!”
به کی ماند!
شعر مولانا.میگه..به که ماند ..به که ماند..
، این اشارهای لطیف به یکی از معروفترین و عمیقترین غزلیات مولوی است! “به که ماند؟ به که ماند؟” در شعر مولوی، یک سؤال ریشهدار و پرمعناست که به دنبال یافتن شبیه و نظیری برای وجودی بیهمتا و متعالی است.
بگذارید کمی بازش کنیم:
جستجوی بیهمتا: وقتی مولوی میپرسد “به که ماند؟”، در واقع دارد میگوید “چه کسی یا چه چیزی میتواند شبیه او باشد؟” یا “چه مثال و نظیری برای این وجود میتوان آورد؟”.
عشق الهی یا معشوق زمینی: در بسیاری از غزلیات مولوی، این پرسش به معشوق ازلی و ابدی (خداوند) یا به انسان کامل و تجلییافتهی عشق الهی (مانند شمس تبریزی) اشاره دارد. وقتی او میگوید “به که ماند؟”، یعنی این معشوق چنان بینظیر و بی دلیل است.. که هیچ چیز در جهان مادی یا حتی معنوی نمیتواند کاملاً به او تشبیه شود.
حیرت و شگفتی: این سوال همچنین بیانگر حیرت و شگفتی عمیق شاعر از عظمت و زیبایی وصفناپذیر معشوق است. او از شدت این حیرت، نمیتواند برای او مثالی پیدا کند و با تکرار این پرسش، این بیهمتایی را برجسته میکند.
دعوت به تفکر: “به که ماند؟” خواننده را نیز به تفکر وامیدارد که آیا او نیز میتواند برای معشوق خود (هر آنچه برایش عزیز و بینظیر است) مثالی بیابد یا خیر. این یک دعوت به تأمل در یگانگی و بیمانندیِ پدیدهها یا وجودات خاص است.
به طور خلاصه، وقتی مولوی میگوید “به که ماند؟ به که ماند؟”، منظورش این است که “او آنقدر یگانه و بیهمتاست که هیچ کس و هیچ چیز شبیه او نیست و نمیتوان برایش نظیری پیدا کرد.” این نشان از نهایت ستایش، عشق و حیرت اوست. مثل این است که بگوییم “وای، چقدر شگفتانگیزه، واقعاً هیچ چیز نمیتونه باهاش مقایسه بشه!”
بله بیا با همدیگه بررسی کنیم
پس بیایید با هم به عمق این دریای پرگوهر مولوی سفر کنیم و بیت کامل را با هم کاوش کنیم. معمولاً این عبارت در غزلهای متعددی از مولانا به کار رفته، اما یکی از معروفترین نمونهها، غزلی است که با این مطلع آغاز میشود:
“چه باشد شورش دریا، به که ماند، به که ماند؟”
اینجا کلمه “دریا” به کار رفته که خودش در ادبیات عرفانی مولانا نمادی بسیار پرمعناست. بیایید این بیت را بشکافیم:
“چه باشد شورش دریا، به که ماند، به که ماند؟”
“چه باشد شورش دریا”:
شورش دریا: این عبارت به امواج خروشان، طوفانی و بیقرار دریا اشاره دارد. اما در نگاه مولوی، دریا فقط یک آب بزرگ نیست!
نماد عشق الهی: دریا اغلب نمادی از عشق بیکران و پرشور الهی است. عشقی که آرام و قرار ندارد، هر لحظه در حال جنبش و تحول است و هر کسی را که در آن غرق شود، به سمت بینهایت میبرد.
نماد معشوق: میتواند به خود معشوق ازلی نیز اشاره داشته باشد که وجودش سراسر شور و زندگی است.
نماد ذات انسانی: گاهی هم به “دریای جان” یا “دریای دل” انسان اشاره دارد که وقتی به عشق الهی متصل میشود، به غلیان و هیجان میافتد.
پس، “چه باشد شورش دریا” یعنی “این هیجان و غلیان و بیقراریِ عمیق و بیکران (که از عشق، از معشوق، یا از جان سرچشمه میگیرد) چیست؟”
“به که ماند، به که ماند؟”:
و بلافاصله پس از طرح این عظمت و بیقراری، مولانا با آن سوال بینظیر و تکرارشوندهاش میآید: “به که ماند، به که ماند؟”
اینجا همان جایی است که شاعر نهایت تعجب و ناتوانیاش را در یافتن مشابهی برای این عظمت بیهمتا نشان میدهد. او میگوید: “این شور و هیجان وصفناپذیر و بیکران (شورش دریا) به چه چیزی شباهت دارد؟ چه کسی یا چه چیزی میتواند نظیر آن باشد؟”
تکرار “به که ماند”: تکرار کردن این پرسش، قدرت و تأکید بیشتری به آن میدهد. مثل این است که بگوییم “واقعاً، واقعاً به هیچی شبیه نیست!” این تکرار، عمق حیرت و یگانگیِ مورد اشاره را دوچندان میکند.
پس در کل، معنای بیت این میشود:
“این شور و غوغای بیکران و پرهیجانِ عشق الهی (یا معشوق بیهمتا) چیست؟ آنقدر عظیم و بینظیر است که به هیچ چیز دیگری نمیتواند تشبیه شود! واقعاً به چه چیزی شبیه است؟”
مولانا با این بیت، هم زیبایی و عظمت شور عشق را بیان میکند و هم یگانگی و بیبدیل بودن آن را به رخ میکشد. او میخواهد بگوید که این تجربه یا این وجود، فراتر از هر توصیف و مقایسهای است که ما در دنیای عادی میشناسیم. اینجاست که زبان از وصف باز میماند و تنها با تکرار یک سوال، عمق معنا بیان میشود.
بیت بعدی!!!!!!
هله خاموش که بیگفت از این می همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند
این متن چی؟
آه، چه بیت پرشور و مستکنندهای! این هم از آن شعرهایی است که مولوی با زبان شیدایی و وجد، پیامی عمیق را منتقل میکند. بیایید این بیت را هم با هم رمزگشایی کنیم:
“هله خاموش که بیگفت از این می همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند”
بگذارید آن را تکه تکه بررسی کنیم:
“هله خاموش”:
“هله”: این یک واژه ندای باستانی است که برای برانگیختن و توجه طلبیدن به کار میرود؛ مثل “ای”، “آگاه باش”، یا “بدان”.
“خاموش”: در اینجا، “خاموشی” نه به معنای سکوت فیزیکی محض، بلکه به معنای سکوت باطنی و رها کردن کلام و استدلالهای عقلی است. مولوی در بسیاری از شعرهایش بر “خاموشی” تأکید میکند؛ چرا که معتقد است برخی حقایق، به خصوص حقایق مربوط به عشق و معرفت الهی، با کلام و منطق قابل بیان نیستند و تنها در سکوت دل و جان است که میتوان آنها را درک کرد.
معنای کامل: “ای دوستان، خاموش شوید! دست از حرف زدن و فکر کردن با منطق بردارید!”
“که بیگفت از این می همگان را”:
“بیگفت”: یعنی “بدون نیاز به حرف زدن”، “بدون نیاز به شرح و توضیح”، یا “در سکوت”.
“از این می”: “می” در شعر عرفانی مولوی، نمادی بسیار قدرتمند و چندوجهی است.
نماد عشق الهی: در درجه اول، به “شراب عشق الهی” اشاره دارد؛ عشقی که مستی و بیخودی میآورد، حجابها را برمیدارد و انسان را به حقیقت نزدیک میکند.
نماد معرفت و شهود: میتواند نمادی از معرفت شهودی و درکی بیواسطه باشد که بدون نیاز به استدلال عقلی، به جان انسان میرسد.
نماد فیض و رحمت: اشاره به فیض و رحمتی دارد که خداوند بر بندگانش جاری میکند.
“همگان را”: این نکته بسیار مهم است! مولوی میگوید که این فیض و این می، نه فقط برای خواص و عارفان، بلکه برای “همگان” است. این نشاندهنده فراگیری و عمومیت لطف الهی است.
“بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند”:
“بچشاند”: این فعل، به معنای “میچشاند”، “مینوشاند”، یا “مزه آن را به کسی میدهد” است. یعنی تجربهی آن عشق یا معرفت را فراهم میکند.
تکرار چهارباره: اینجاست که اوج شور و حال مولوی به نمایش گذاشته میشود! تکرار چهارباره “بچشاند” چندین معنا و حس را منتقل میکند:
تأکید شدید: نشاندهنده تأکید قاطع و اطمینان کامل مولوی است که این اتفاق حتماً میافتد.
هیجان و وجد: بیانگر هیجان و وجد بیحد و حصر شاعر از این حقیقت که این فیض و عشق بر همگان جاری میشود.
لحن طربناک و رقصآلود: این تکرار، یک نوع ریتم و آهنگ خاصی به بیت میدهد که شبیه به حالت رقص و سماع عارفانه است. گویی مولوی از شدت مستی و شادی، این کلمه را پشت سر هم زمزمه میکند.
تداوم و پیوستگی: به این معناست که این چشاندن، یک بار اتفاق نمیافتد، بلکه مداوم و پیوسته است؛ لحظه به لحظه و دم به دم این فیض جاری است.
فراگیری و گستردگی: علاوه بر همگان، به معنای این است که این چشاندن از هر سو و به هر شکل ممکن در حال اتفاق افتادن است.
پس در کل، معنای بیت این میشود:
“ای عزیزان، خاموش باشید و از گفتار و استدلال دست بکشید! زیرا [خداوند یا عشق الهی] بدون نیاز به هیچ کلامی و در سکوت باطنی، این شراب (عشق و معرفت الهی) را به همگان مینوشاند، مینوشاند، مینوشاند، مینوشاند! [این اتفاق حتمی، مداوم و سراسری است و همهجا جاری است!]”
…………………………
سلام و درود به نشانه الهی ام…نشانه ایی که هر لحظه مرا هدایت میکند….بسوی خوشبختی و سعادتمندی در دنیا و اخرت…
سلام و درود به بهشت همیشه جاویدانم..
این فایل مشت محکمی بر ذهن چموشم زد..و خداوند وعده تقسیم بکار بهم داد..
اینروزا خیلی هدایتش مجذوبم کرد…هر لحظه برای هر کاری که روی عقل محدوم منو پیش میبره!!!!..ولی خداوند همجوره حواسش:بهم هست..
میدونه چه راهی برم کجا برم چه موقعیتی برم..
هر جا اشتباهی میکنم ..همون لحظه به ضرس قاطع کارشو انجام میده…
همین الان یه خرید اینترنتی چند روز پیش توی تاریخ 6/8داشتم….همین الان پیگیری کردم..
دیدم…به کارتم بازگشت خورده…
یه نشانه دیدم..
همین روز گذشته یه قصد خریدی داشتم..انجامش دادم.یه لحظه ذهنم گفت دو تا بگیر..و اون شخص اومد یبار دیگه کارت بکشه…دیدم کارتخون کار نکرد..بازم یه نشانه دیدم…
چند روز پیش رفتم یجایی خرید کنم….بازم توی خرید بهم کمک کرد….
چقدر گذشته بخاطر درک عقلم “و ذهن چموشم ضررها کردم…
من از خداوند در این مکان بهشتی میخام که برای جابجای زندگی ام هدایتم کنه…چون وقتی دل بهش میبندم… ازش راهنمایی میخام…در لحظه جلوی ضررهای،” زندگیمو میبنده و تو مسیر درست هدایتم میکنه..
اگه ذهن خودم میخاست حلاجیش کنه..یک اپسیلومم نمیتونست…
اتفاقا چند روز پیش..یه شخصی میگفت..چکار کنیم دیگه!!!!باید برای پول درآوردن باید خیلی سختی بکشیم.همین باوری که خودمونم دچارش بودییم..
بهم گفت…15 میلیون یه جنسی خریدم…تمام پولم رفت..
همینه خداوند میگه…تو مسیر من بیا..من همجوره سود و منفعتها و ضرررهاتو بهت میگم..
فالهمها فجورها و تقویها…
من شرو خیرتونو بهتون الهام میکنم..در چه صورت..در صورت اعمال فرکانسی در مسیر درست …باشه.
چون خداوند دقیق داره فرکانس رو در ایه شمس بهمون میگه!!!!
وقتی تو مسیر خداوندی و ازش:هدایت میخای..خداییکه از رگ گردن بهت نزدیکه..همه چیز رو میبینه…
بهم الارام میده…همجوره بهت کمک میکنه…
خداوند ایروزا وقتی خودمو بخودش میسپارم.اینم درصد خیلی کم…
در لحظه بهم کمک میکنه…
استاد تو یکی از فایلاشون میگفتت.یه شخصیه سالها یه روابط ناجور رو داره.میدونه مسیرش نادرست..ولی تقلا میکنه اونو سرپا نگهداره…
وقتی تو این مسیر میاد..نشانها بهش میگن باید این مسیر رو از بیین ببری..
ولی چون بخاطر دلبستگی ذهنی و باورای ناجور داره.منطقهایی میاره که مسیر نادرست رو بازم تکرار میکنه..
پس ایمان..در برابر هدایتهای الهی..باید گوش بفرمای الهاماتش باشیم…که اینروزا توی کارایی که انجام میدم…بهم گفته میشه…
چون خداوندفردای اونروز رو دیده..
چند شب پیش گفتم خدا یه الهام از خاسته ام میخام…همون شب توسط به شخص نزدیکم…گفت..خواب دیدم…بهم گفتن اینکار انجام شده.تموم شده هست…حالا فلان اتفاق افتاده…
از طرف خدا..اینکار رو عملی شده برام انجام داده خودمم خیلی الهامات دریافت کردم..ولی بهم گفت باید زمانش برسه..
……
خدایا خیلی ازت سپاسگزارم ،”که وقتی بقول استاد خودمو بخودت سپردم…
بقول استاد هر چی ادمها رو کوتاه میبینیم. روشون حساب نمیکنم…
و فقط روی تو حساب میکنم…اونم نمیگم خیلی زیاد!!!!ولی ..همون یه زره ..هم،”بهت نزدیک میشم!!!!! ..توخودتتتتا ” قدمتو هزاران بار برویم باز میکنی…
خدایا ممنونم ازت که همجوره باهامی و جلوی ضررهایی که من ازش بیخبرم میگیری..
دوستدارم همیشه همینجور هستی… برای:شخص من….که تو مسیر تو هدایت شدم…
این فایل!!!!فایل بسیار پر ارزشی برام بود…12 دقیقه به اندازه میلیونها سال هنوزم بیشتر… برام پر ارزشه…
خدایا هزاران میلیاردها شکرت...که در جوار توام..
در مسیر توام…
استاد عزیزم…دلیل حال خوبتون..دلیل پیشرفتهای زندگیتون در هر جنبه ایی بخاطر وجود تسلیم بودنتون در برابر خداوند بوده …
و میدونم هر چقدر بقول سعیده شهریاری عزیز ..
اگه روزی صدبار به خودم بگم سعیده جان..
زبان خودم!!!!ی نرگس جان!!!
شما که اگاهیت به اندازه نوک دماغتم هم نیست.تو کار خدا دخالت نکن.
پلن سمت خودتو بچین.بزار خدا کارهای خودشو انجام بده!
استاد بخدا قسم اگر من فهمیده باشم.هنوز که تسلیم بودن چجوریه!!!
هر چقدر تلاش میکنم در عمل رها باشم و اجازه بدم خدا کارشو انجام بده.باز این ذهن میخاد برای خودش اینده نگری کنه!
همینه…..تسلیم بودن واقعا یه هنر بزرگ(ایمان بخدا )هست…
من از خداوند برای تمام راه هایم “هدایت میخام..چون من محتاج هر لحظه اشم…
لحظه ایی که نمیشه با پول خریدیش…
اینقدر مهم و حیاتی ایست..که بسیار کافی ایست برای خوشبختی من در دنیا و آخرت…
خداوند را سپاسگزارم که هر لحظه من در مسیر خیرو خوبی اممسیری که برام خوش یمن ترین و پر برکت ترییین.. است..
خداوند را سپاسگزارم که هر لحظه در حال هدایت و حمایت من است و نگهدار من است در هر جنبه ایی از زندگی..
سپاسگزارم از مریم شایسته عزیز که پا در این جهان توحیدی گذاشته…و امروز در کنار فردی الگو ساز “توحیدی…قدم برمیداره…
زندگی استاد هر چقدر فایلهای گذشته و الانشو میبینم…جز سپاسگزار درونی ایشون..چیز دیگری نمیبینم..
فردی که نه تو ایران و نه خارج از کشور..دور از اصل خودش قرار نگرفته…
و هر لحظه تسلیم خداونده….
استادم این جهان توحیدی ات..این مکان توحیدی ات….که ساختی رو..با تمام قلبم سپاسگزارتم…
استادم شما همیشه حالتون خوب بوده..توی هر شرایط کشوری که قرار گرفتین..
چون تمام موفقعیتاتتو زیر شاخه توحید و یکتاپرستی میبنید…
و هیچ وقت مغرور و خودپسند نمیشیدد..
و من…
هر لحظه توی فایلاتون و توی نحوه صحبتتتون فقط تسلیم بودنتونو میبینم..و تمام موفقعیتاتتونو فقط از خود خدا میبینم..
این بنده درون توحیدی هیچ وقت از رحمت خداوند دور نمیشه..چون زندگی دنیوی رو یه چیز تمام شدنی میبیننن..و اگه داشته” مادی داریید..نهایت استفاده رو میکنید و لذت میبریی و خداوند و قدرتشو بزرگ میببننن.
استادم بهت افتخار میکنم.
بخودم افتخار میکنم که در مسیر شما و مسیر عشق و عاشقیم…
الحمدالله رب العالمین..
بنام خدای بخشنده و مهربان
خدایا هرآنچه که دارم از آن توست و تو به من دادی .
خدایا برای این فایل ارزشمند سپاسگزار توهستم.
اول فایل وقتی استاد از ماشین مورد علاقه اش گفت ، این را برای خودم نشانه ای واضح از طرف خداوند دیدم چون من هم مدتی میشه خواسته ای درونم شکل گرفته که دوست دارم به ماشین مورد علاقه ام برسم .
با صحبتهای استاد ، به خودم گفتم دوباره سراغ نمایشگاهای ماشین میرم و شروع به تست و دیدن ماشینهای زیبا و جدیدی که وارد بازار شده میشم و حتما ً این کار را در اولیت کارهای میزارم .
من دوره آفرینش را سالهای قبل تهیه کردم و تمام مطالب را کار کردم و هنوز هم یه وقتهایی به سراغ بخشهای مختلف این دوره میرم و از آگاهی های آن استفاده میکنم .
من تمرین درست کردن دریم بورد را همون ابتدا برای خودم انجام دادم و فایلی به اسم فیلم زندگی من برای خودم درست کردم و همون اوایل خیلی این فایل نگاه میکردم و الان باید دوباره شروع کنم هر روز به تماشای این فایل .
در مورد قانون تکامل که این همیشه پای ثابت تمام آموزشهای استاد است خدا را شکر سعی کردم رعایت کنم و این را خوب درک کردم که من نمی توانم چیزی را که در مدار و فرکانسش نیستم را تجربه کنم و کار کردن روی باورها یک روند همیشگیه .
استاد عباس منش شما را تحسین میکنم برای
اینکه در همین فایل هدیه مطالب ارزشمندی را گفتین که حتی اگه فردی هنوز این دوره تهیه نکرده با مطالب همین فایل میتونه خودش رشد بده و در مدار و فرکانس با کیفیت تری قرار بده .
سپاسگزار استاد عزیزم هستم بابت این فایل ارزشمند.
سپاسگزار بانو شایسته عزیزم هستم بابت عمل به الهاماتش باعث رشد و گسترش جهان میشه
در پناه الله یکتا شادو ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشیم .
بنام آفریدگارم
درودفراوان به استادموخانم شایسته عزیز
درودبه همخانواده بزرگ عباسمنشی های عزیزم
خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،
که من راهدایت کردی به آشنایی بااستاد عزیزم و ورودبه این سایت الهی که تمام کسانی که عضو هستند افرادی هدایت شدگان وبرگزیدگانی ازسمتت هستند وبودن درکنارشان باعث پیشرف وبرکت درزندگی ام میشود وخواندن کامنت های زیباشون پراست ازدرسهای بزرگ زندگی که همه تجربیات بینظیرشون است وهرکدام برایم درسی اس درزندگیم
خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،
همینا جاداره از بانوشایسته عزیزم هم سپاسگذاری بکنم که درتمام این مسیرزیبا باذوق وانگیزه هاشون من روهمراهی میکنن درسایت وبخصوص تصویربرداریهای زیباشون اززیبایی ها که واقعآ زندگی جدیدم بواسطه تمام این فیلمها تاکنون ساخته شده وچقدر که برام درخواستهای قشنگی ایجادشده وبه خیلیهاشون رسیدم وشما بانو دستی ازدستان مهربان خداوندم شدید درزندگیم وخداوندرابابت دستان مهربانش شکرگذارم
استادعزیزم بسیارازتون سپاسگذارم بابت این محصول بینظیر قانون آفرینش که تحول عظیمی درزندگیم ایجادکردوگاهی که کامنتهای قبل ازخریداین محصول راکه میخوانم وتاالان که خودم رامقایسه میکنم بخودم احسنت میگویم وافتخارمیکنم به رشدبزرگی که درزندگیم وخودم ایجادکردم که صدالبته که هرچه دارم ازپروردگارم است وبه کمک دست مهربانش که شماهستید
من حدود یکسال ونیم پیش محصول زیبای قانون آفرینش راتیک زدم وشروع کردم به روی خودم کارکردن وآنقدر این جلساتش برام پرباروسنگین بودکه برام حدودیکسال ونیم زمان بردتا اتمامش وبازهم اکنون قصددارم تادراولین فرصتم باری دیگر دوره اش بکنم ومطمئنم که اگرشروعش بکنم اینقدر محتوای جلسات آن پراز درها ورمزگشایی هایی درزندگی ام است که بازهم باید یکسال دیگر روی جلسات وخودم کاربکنم
اینقدر دستاوردهایی بزرگی بدست آوردم که حتی الان خودم باورم نمیشه
ازمهاجرتم برای یکسال زندگی وکاربه ترکیه وچقدر تجربیات بینظیری راکسب کردم
ازبازشدن درکم ازآطات قرآن
ازروابطم با تمامی آدوهای زندگی دبخصوص رابطه ام باخودم وخدای درونم
ازاینکه هرروز تقسیم کارهایم باخداون برام شده یه عادت وجزعی ازبرنامه عادی زندگیم
ازآرامش درونم وبخشیدن خودم ودیگران واینکه خودم رادیگر قربانی هیچ موضوعی ندانم
از ریختن تمام ترسهام وبالارفتن عزت نفسم واعتمادبنفسم درهرشرایطی
از درک وآگاهی عملکرد سیستم جهان هستی وانرژی منبع
ازاینکه دیگر ازهیچ انسانی درزندگیم هیچگونه توقعی ندارم
ازلذت بردن ازاینکه تنها زندگی میکنم وبرنامه وقوانین داشتن درزندگیم
ازتوحید ویکتاپرستی
ازاینکه بجای حرفهای قشنگ زدن سکوت کنم وفقط عمل کنم ،زیراکه سکوت زبان خداونداست وسعی میکنم بانتیجه عملکردهام همیشه صحبت بکنم
ازاینکه فردی شدم باصبر
ازاینکه دیگر انتقامجویی دروجودم نیست وببخشش راجایگزین کرده ام
وخلاصه بخواهم همچنان بنویسم بایدساعتها بنویسم
اینکه اینهمه موهبت راازخداوند هدیه گرفته ام درزندگیم بواسطه این محصول بینظیربوده
خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،
براتون بهترینهاروازخداوندم خواستارم دوستان گرامی ام
استادومریم بانو براتون ازپروردگارم سلامتیتان راخواستارم سپاسگذارتونم
به نام خدایی ک تنها قدرت جهانِ
و بینهایت بخشنده و مهربانِ
سلام ب استاد عزیزم و خانم شایسته ی مهربان
از سفربدور آمریکا هدایت شدم ب این فایل بهشتی
تقسیم کار با خداوند :
تو 12 قدم استاد میگه وظیفه ی ما در برابر خداوند بندگی کردنِ
خداوند ارباب منه
و من بنده ی خداوندم
بندگی کردن با من ،نعمت های بیشتری دادن با خدا
توکل کردن ب خداوند با من ، انجام دادن کارها با خدا
آرامش داشتن با من ، حل مسائل و ایده ها با خدا
لذت بردن با من ،رزق و روزی رساندن با خدا
همه ی آسانی ها با من
کار سخت ها با خدا
آخه من ک قدرتی ندارم توانی ندارم
اون تنها قدرت کیهانِ
اون رزاقِ
بخشنده است
مهربانِ
خدا میتونه همه کار برام انجام بده
ب شرط ایمانم
چقدر اینو تجربه کردم هرجا فقط و فقط روی خدا حساب کردم بیشتر و بهتر از چیزی ک میخاستم رو بهم داده
هرجا از بنده هاش متوقع شدم غمگین و ناراضی و سرخورده شدم
این جمله ی استاد کمکم کرده با ایمان بیشتری از خدا بخوام و بدونم وقتی روش حساب کردم حتماااا جوابمو میده :
خداوند ضایع نمیکنه ایمانِ کسی ک به خداوند توکل میکنه
نه به غیر خدا
هرجا ک تونستم بهت توکل کنم هزار برابر بهم پاداش دادی
و هزار بار بهم گفتی:آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست؟!
البته ک کافی هستی
خدای مهربونمممم چقدر خوبه ک دارمت
عاشقتونم
به نام الله که (رب العالمین= تنها فرمانروای عالم ،شاه جهان ،امپراطور عالم ،مالک و صاحب اختیار هرچه که در عالم هست و نیست )
خدایا شکرت چقدر بزرگه ویژگی های رب
سلام استاد عزیزم
سلام مریم خانم عزیزم
سلام به دوستان عزیزم در سایت همون اقلیت یک درصدی که همگی روی خودشون کار میکنند و جنسشون با 99درصد جامعه متفاوته
بودن در جمع شما و خوندن کامنت های شما افتخاره برای من
روز 133 =درباره ی قانون آفرینش تقسیم کار با خدا
خدایا شکرت چقدر فایل کوچولو موچولویی بود تا دیدم 12 دقیقه تایم فایل گفتم الهیییی چقدر کمه نسبت به فایل دیروز که پیروی از هدایت الهی و پدیده ی همزمانی بود با 69 دقیقه ولی ماشالله همین 12 دقیقه سه صحفه شد مطالبش تو دفترم همون قضیه ی فلفل نبین چه ریزه شد خخخ
اول از همه یه تشکر ویژه دارم از مریم خانم فعال و پرتلاش عزیزمون که واقعا یکی از دلایل جذابیت سایت و فعال و پویا بودن سایت تلاش های شما برای تدوین دوره های گام به گام ،روزشمار ،خانه تکانی و بقیه دسته بندی های فایل های دانلودی و بروز رسانی ها ومقدمه های قشنگ شماست بی دلیل نیست تو تمرین ستاره ی قطبی سوال دوم برای چه کسانی سپاس گزارید؟
شما بعد استاد عباسمنش نفر 11 تو لیست کسانی هستید که به خاطر وجودشون و حضورشون تو زندگیم واقعا واقعا سپاس گزار خدای خوبم هستم
لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق
واقعا بابت تلاش های شما سپاس گزارم مریم خانم دوست داشتنی
چقدر فایل فلفل ریزه 12دقیقه ای امروز مطلب داشت
چقدر آگاهی های قشنگی داشت
چقدر این دوره ی قانون آفرینش رو دوست دارم داشته باشم
چقدر انرژی این دوره که مال سالها قبل استاد هست واقعا بالاست خوش به سعادت دوستانی که بودن تو اون همایش اون زمان، بدون شک از نظر سطح آگاهی و شرایط زندگی بسیار جلوتر هستن نسبت به ما و آفرین به همت بالاشون که برای آگاهی و بهبود سطح زندگیشون اون موقعا که زیاد رایج نبود مباحث موفقیت هزینه و تلاش میکردن آفرین به همگی عزیزان
خدایا شکرت
خدایاشکرت
خدایا شکرت
عواطف و احساسات ما راهنما و قطب نمای درونی ماهستند
احساسات ما معیاری هستند برای تشخیص هم جهت بودن با منبع (جریان خداوند)
احساس خوب= اتفاقات خوب
احساس بد= اتفاقات بد
هرنگرشی که نتیجه اش احساس خوب است نشانه ی هم جهت بودن آن نگاه با منبع( جریان خداوند )است
هرنگرشی که نتیجه اش احساس بد است نشانه ی خلاف جهت بودن آن نگاه با منبع (جریان خداوند) است.
پس جمله ی زیبای استاد در فایل جدید در هر شرایطی خالق زندگی خود باشیم رو همیشه به یاد داشته باشیم که ( حساس باشیم به احساسمون )
روح ما هنگام هبوط به زمین میدانست که ارتباطش با منبع و خداوند به عنوان تنها نیروی هدایتگری که ما راخلق کرده دائمی است و ما همواره و در هر حالتی امکان دسترسی مستقیم و بی واسطه ای به این نیروی هدایتگر و اجابت کننده ی خواسته ها داریم که با ترکیب دو ویژگی
قدرت بی نهایت
بخشندگی بی نهایت
به شرط سکوت ذهن و پیروی از الهامات قلبی و هدایت هایش ما را در رسیدن به خواسته ها و رسیدن به منزل سعادت یاری میرساند به یادآوردن این آگاهی در مواقع برخورد با ناخواسته ها کمک میکند راحت تر از عهده ی کنترل ذهن و نجوای شیطان بربیاییم .
آیات سخّر در قرآن بهترین نمونه برای باور لیاقت و خودارزشی هستند که پای حرکت ما برای تحقق خواسته هایمان هستند
مفهوم صبر در قرآن به معنای تکامل است یعنی ادامه دادن در مسیر صحیح با اشتیاق و امیدواری
مفهوم ظلم در قرآن یعنی راضی شدن به شرایط موجود
پس به جای پذیرفتن و تحمل شرایط نادلخواه برای تغییر و ساختن شرایط دلخواه دست به کار شویم با این باور که همان نیروی هدایتگر در مسیر تلاش ما از ما حمایت خواهد کرد
چقدر این آیه 97سوره ی نساء تکان دهنده ست برای هرکسی که به شرایط موجود راضی و قانع هست و خودش را و شرایط ناجالب زندگیش را توجیه میکند
فرشتگان هنگام قبض روح آنان که بر خود ستم روا داشتند
بپرسند: چگونه بودید؟
پاسخ دهند: مادر زمین مستضعف و فقیر بودیم
گویند: مگر زمین خدا پهناور نبود که مهاجرت کنید؟ جایگاه آنان دوزخ است
و سرانجامشان نامیمون است
چقدر این آیه هشدار دهنده ست که راضی نشویم به اوضاع ناجالب و تقدیر و سرنوشت را مقصر فقر خود ندانیم که باید پاسخگو باشیم در پیشگاه خدا برای حرکت نکردن و تنبلی کردنمان
و مطلب آخر این فایل فوق العاده زیبا
اتفاقات خوب زندگیت و سپاس گزاری هایت را بنویس و توقعت را از خدا بالا وبالاتر ببر و توقعت را از بنده ی خدا پایین و پایین تر
این راز خوشبختی و راز زندگی موفق است
از هیچکس حتی نزدیکترین افراد زندگی ات توقع و انتظار انجام هیچ کاری را نداشته باش
( چه مالی چه عاطفی )
ولی از خدا بی نهایت متوقع باش
مانند سلیمان نبی باشیم در درخواست کردن
باور به وهاب بودن خدا و داشتن درخواست های بزرگ از خود خدا به سلیمان سلطنت و ملکی عطا کرد که به هیچکس قبل و بعد آن عطا نشده است
برای تقسیم کار با خداوند رعایت تکامل ایمانی مهم است
یعنی اول از موضوعات و خواسته های ساده تر و قابل باورتر برای ذهن که فاصله ی فرکانسی کمتری با آنها داریم شروع کنیم و با رسیدن به اون خواسته و تقویت ایمان و توکل مان بعد به سراغ خواسته های بزرگتر برویم
خدایا بی نهایت شکرت امروز این فایل هدایت واضح بود برای سوالی که داشتم
ممنونم استاد عزیزم
ممنونم مریم خانم
بابت این فایل قشنگ
الحمدلله کما هواهله
به نام تنها فرمانروای این جهان زیبا خدای قدرتمندم خدایا من هر چه دارم همه از آن توست
خدایا من در برابرت تسلیمم خدایا ممنونتم که قدرت خلق زندگی و آگاهی بدست آوردن و عمل کردن به قوانین رو به من دادی الهی شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد عزیزو مهربانم و توحیدیم و سلام به مربم عزیزم و دوستان همفرکانسم که همگیتون رو دوست دارم
تو این چند سالی که با استاد و قوانین این حهان آشنا شدم امشب برای چندمین بار قدرت و حضور خدا رو دیدم به وضوح تمام و همینجا شکرگزارش هستم همه رو اعتبارشو به خودش و قدرتش میدم من ناتوان هستم من قدرتی ندارم تمام قدرت از آن توست
تا چند روز دیگه باید مغازه رو تمدید کنم
پول پیش صاحب مغازه میخواست و هم کرایه رو اضافه کرد و من چند هفته پیش چند تا بنگاه رفتم بعد با خودم گفتم چرا اینهمه عجله به خودش بسپار دیگه آرام شدم و نگرانی و استرس رو به صفر رسوندم و تواناییم رو در این مورد تحسین میکنم و اومدم تو سایت و باز به همین قسمت هدایت شدم تقسیم کار با خداوند چقدر قشنگ بود و کامنت چند تا از دوستان رو خوندم که چقدر با ایمان نوشته بودن و منم بعد از خوندن کامنتها تو دفترم نوشتم و همه رو ریز به ریز براش نوشتم و تقسیم کار کردم و طبق همون نوشته ام کارهاو سمته خودمو انجام دادم و گفتم به چطوری و چجوری کاری ندارم ولی ایمان دارم که درست میکنی برام بعد رها کردم و حتی نوشتم خدایا دله بنده خوبتو برام نرم کن
امشب گفتم برن ببینم حرفه آخرش چیه
از مغازه تا خونش زیاد راهی نیست تو راه به خداوند گفتم دلشو نرم کن
در خونش رفتم و صداش زدم اومد
باور کنین دوستان عزیزم تا گفتم حرفه آخرتون چیه و کرایه چقدر بدم پول پیش چقدر
آرام و آهسته انگار خدا داره حرف میزنه با من
گفت هر چی تو بگی من هیچ قیمتی نمیگم پول پیش نداری نده کرایه هم هر چقدر میخوای بدی دسته خودته همونجا فهمیدم خدا هست کنارمه داره حرف میزنه و ته دلم داشتم ازش تشکر میکردم و خوش حال و با ایمان زیاد به خونه بر گشتم و کلی شکرگزاری نوشتم در دفترم
و از خدا خواستم برای بنده اش ( صاحب مغازه ست) از بی نهایت راه بهش برکت و نعمت و ثروت بده پاداش این دله نرمشو این مهربانی و بخشش و بده هر طور که خودت صلاح میدانی
و این نتیجه ایمان داشتن به خداوند و قدرتش ست
نتیجه تقسیم کار با خداوند ست
نتیحه داشتن ایمان به غیب ست
نتیجه توکل و اعتماد به اوست
نتیجه روی قدرتش حساب کردن ست
خدایا شکرت سپاسگزارتم
استاد ممنونتم مریم جانم ممنونم در پناه خداوند مهربان باشین
دوست داشتم این نتیحه ایمان به قدرت خداوند رو با شما هم به اشتراک بذارم تا ذهنتون بهتر بپذیرد وباور کنی
خدایا شکرت سپاسگزارتم
خداوندا خودم را به دستان با کفایت تو میسپارم تا امورم را تدبیر کنی و زندگیم را سامان دهی
هرکس ازمن روی گردانید رو سوی تو میکنم تا مونسم باشی، آلامم را به تو میسپارم تا مرحم باشی، در تلاطم روزگار تنها دستاویزم باشی.
مرا یاری ده تا در آنچه برایم از خیر و حکمتت قرار دادی راضی ،صبور و شاکر باشم.
به واسطه ید قدرتت هرانچه ناممکن ، ممکن میبینم.
به واسطه رحمتت به عطوفتت امید دارم.
به واسطه کرمت بیش از همیشه توقع دارم.
سراز پای نمیشناسم چرا که بی واسطه به تو متصل هستم و تورا قیم خود و متولی زندگی خویش میدانم.
یاریم ده که از میان برخیزم تا خود حجاب نباشم…
به نام خدای بخشاینده
تعهد 227
ما باید با خداوند که صاحب قدرت بینهایت و صاحب بخشندگی بی حساب هست تقسیم کار کنیم در زندگیمون چون این تقسیم کار با خدا باعث میشه ما از هر چیزه دیگه تو زندگیمون بی نیاز بشیم یعنی من روی خودم باورهام شخصیتم رفتارام عزت نفسم کار کنم و بقیشو به خدا بسپارم
باورها فقط با منطق تغییر میکنه یعنی ذهن با منطق میاد رفتارشو تغییر میده
توقعمون رو از خدا بیشترو بیشتر کنیم به مرور و از دیگران کمتروکمتر این رمز خوشبختیه رمز ارامشه
ی نیرویی در مهاجرت هست که ادم رو ثروتمند میکنه و مهاجرت ایمان قوی میخواد شجاعت میخواد رفتن به دل ترسها میخواد
بنام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم و عزیز دل استاد جان.
خدارا بی نهایت سپاس گذارم که بازم بهم فرصت یادگرفتن داد.
این فایل نشونه امروزم بود.
تقسیم کار باخدا چیزی که چند روز است بهش فکر میکنم
من همین روزا بود که متوجه شدم که من همیشه خودم را تنها فکر میکردم حضور خدارو در زندگیم نادیده میگرفتم و فکر میکردم همه کارهارو قراره خودم انجام بدم برای رسیدن به یه خواسته برنامه ریزی میکردم و اغلب رسیدن به اون خواسته با توانایی ها امکانات و شرایط من دور از دسترس بود و یا رسیدن بهش بسیار سخت بود
بعد اینکه یکی از فایل های 12 قدم را بارها و بارها گوش دادم تازه به این درک رسیدم که یه خدای وجود داره که کارش هدایت کردن من است به سمت چیزی که من میخوام قرار نیست همه کارها را من انجام بدم اصلا چجوری رسیدن به یه خواسته وظیفه من نیست.
من باید به غیب ایمان داشته باشم
وظیفه من اینه که روی بهبود شخصیت و باور هام کار کنم بقیه کارهارو خدا خودش انجام میده بمن ربطی نداره چجوری قراره به خواسته ام برسم من باید بخدا اعتماد کنم توکل کنم حتی زمانی که هیچ نشانه ای از رسیدن به خواسته ام را نمیبینم.
این دیدگاه خیلی بمن ارامش میده احساس سبکی میکنم بار سنگینی از روی دوش من برداشته شد و حالا من فقط یک وظیفه دارم و اونم کار کردن روی باورهام…
باید اجازه بدم خداوند وارد زندگیم بشه خدا هدایتم کنه بسپارم به قدرتی که بالاتر از همه قدرت هاست.
هر روز سپاس گذار خداوندم که قوانین ثابتی در جهانش وضع کرده و من خیلی خوشبختم که ازین قوانین آگاه هستم
سپاس گذارم از شما دو عزیزدل استاد عزیزم و خانم شایسته دوست داشتنی
در پناه حق..
به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده ام
روز شمار تحول زندگی من روز صد و سی و سوم از فصل پنجم
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت حال خوبم
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم
خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم
خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز
خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم
خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که درخواست کرده بودم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم خواهرم کیک خوشمزه و قورمه سبزی برام فرستاده بود
خدایا شکرت بابت اینکه شب رفتیم شب گردی با مادر و خواهرم خیلی خوش گذشت
خدایا شکرت بابت ماشین قشنگم پراید
خدایا شکرت بابت رانندگی عالیم
خدایا شکرت بابت اینکه ماشین 206 تیپ 5 که موتورش tu5 هست ماشین دوستم و بسیار تحسینش میکنم و میدونم منم میخرمش روندم و لذت بردم تجربه فوق العاده ای بود
خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم حموم کردم خدایا شکرت بابت نعمت حموم
خدایا شکرت بابت اینکه زنداییم اومده بود خونمون و ازش درمورد باکو پرسیدم و گفتم رفته بودم آستارا خیلی حس خوبی بهم داد که اونورش کشور دیگه هست و گفتم تو رفتی و چطوره و گفت کشور آذربایجان هم آستارا داره و هم بیله سوار ما هم داریم اونا هم دارن باکو خیلی جای زیباییه و ترکیه رو پرسیدم گفت اونجا هم بسیار بسیار زیباست و از شهرهای دیگش گفت و گفت به بیروت هم رفتم خیلی خوشگله دو طرفش کلی درخته و وسطش دریای مدیترانه هست رنگ آبش سبز هست و خیلی زلاله که داخل آب معلومه و زلال ترین دریا دریای مدیترانه هست خدایا شکرت بابت اینکه کلی بهم باور سازی شد که اگه زنداییم رفته منم میتونم برم و تجربه کنم و تحسینش میکنم که این کشورها رو رفته و گشته خدایا شکرت
خدایا شکرت بابت مشتری هایی که برای پودر زعفران پیام دادند و یکیش گفت 25 بسته میخوام
خدایا شکرت بابت اتاق قشنگم و لحاف و تشک و بالش نرم و راحتم و دمای عالی اتاقم و کیف های خوشگل نارنجی و صورتی و سبز و مشکی که دارم و کلاه های خوشگلی که دارم و لوازم آرایشی که دارم و لباسهای قشنگی که دارم و…
_جنگ بین اسرائیل و ایران شروع شده و همه درگیر اخبار هستن و خداروشکر من در آرامشم و به دور از اخبار چند تا کلیپ تو اینستاگرام دیدم اون کلیپ ها رو گزینه علاقه ای ندارم زدم که نشون نده برام خدارو شکر میکنم بابت امنیت شهرم اردبیل خیلیا میترسن از جنگ من میگم الخیر فی ما وقع توی این اتفاق هم صد درصد یه خیری هست اینترنت ها قطع شده و فقط چند ساعت باز میشه و من خداروشکر به سایت استاد جانم دسترسی میابم و فایلارو دانلود میکنم تا بتونم در نبود اینترنت هم روی خودم کار کنم من تحسین میکنم تجهیزات نظامی کشورها رو و این فراوانیه من اصلا نمیدونستم کشورم این همه تجهیزات نظامی و موشک و پهپاد داشته باشه البته اون همه بزرگش میکنن اخبار جنگ رو و ذهنیت منفی میدن بهمون در مورد اسرائیل و اینکه میگن آذربایجان با اسرائیل متحده و دلخوری از آذربایجان من در مورد این موضوع فکر کردم چون ورودی منفی داده بودم گفتم باید ذهنم رو با یه منطقی آروم کنم گفتم ببین اسرائیل یه فکری میکنه ایران یه فکر دیگه میکنه باکو یه فکر دیگه میکنه پس من باید به تفکراتشون احترام بذارم چرا ؟ چون اونا جوری فکر میکنن و عمل میکنن چون فکر میکنن درسته ایران هم جوری فکر و عمل میکنه چون فکر میکنه درسته پس منم جوری فکر میکنم و عمل میکنم چون فکر میکنم درسته و نباید بگم اونا هم باید مثل من فکر بکنند و چون مثل من فکر نمیکنن فکرشون غلطه فکر هر کس و هر کشوری متفاوته پس من احترام میذارم به تفکرشون بعدشم جنگ عوامل بیرونیه اگه من واقعا باور دارم به اینکه زندگی خودمو خودم دارم با باورام خلق میکنم چرا باید به فکر عوامل بیرونی مثل جنگ باشم و بهش قدرت بدم اصلا شرایط کشور به من هیچ ربطی نداره اصلا تاثیری توی زندگی من نداره حالا ببین چقدر فرصت ها ایجاد میشه که یه نمونش اینه که تهرانی ها میان اردبیل و شمال و کرایه میدن خونه میگیرن این نمود فراوانی فرصت هاست که استادمیگه یه سریا توی این شرایط دارن خیر میبینن دارن سود میکنن یه سریا براشون خوبه این وضعیت چون باور نکردن عوامل بیرونی تو زندگیشون تاثیر داره یه سریا توی این شرایط دارن ضرر میکنن چون عوامل بیرونی رو مقصر میدونن و فکر میکنند عوامل بیرونی زندگیشون رو رقم میزنه
_گفتن بانگ پاسارگاد رو هک کردند و حساب ها بسته شدند منم نزدیک به 42 میلیون تو حسابم پول دارم ولی ذره ای ناراحت نشدم و گفتم هر چی اتفاق خیره برای من میفته و میدونم که حل خواهد شد من ایمان دارم به ربم
خیلی خوبه کنترل ذهن تو اینجور شرایط
اصلا از وقتی روی خودم کار میکنم کنترل ذهن برام راحت شده
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
درباره قانون آفرینش | تقسیم کار با خدا
خانم شایسته عزیزم میگه:
توی بخش ششم از دوره قانون آفرینش من خیلی خوب این موضوع رو فهمیدم که من خیلی نیاز دارم که بصورت مرتب دوباره و دوباره به این آگاهی ها برگردم و دوباره اونا رو بشنوم و ذهنم رو با این آگاهی ها بروز بکنم
این بخش یه راهنمایی بوده واسم که درمورد خودم خدای خودم به شناخت برسم به اندازه ای که بتونیم این شناخت رو ایجاد بکنیم احساس لیاقت در وجودمون ساخته میشه خود باوری و ایمان و توکلمون پرورش پیدا میکنه
یعنی به نوعی که میتونیم توی این مسیری که برای پیشرفت طی میکنیم بتونیم با خداوند که هم صاحب قدرت بی نهایته و هم صاحب بخشندگی بی حساب هست تقسیم کار کنیم
یعنی این دو تا ویژگی خیلی مهمه و من از توی این بخش یاد گرفتم
موضوع بعدی در این بخش توضیح آیه سخر بود توسط استاد که چقدر احساس لیاقت رو در وجودمون پرورش میده این آیه بصورت منطقی نه توهمی تا این حدی که آدم پاشه و برای زندگیش یه کاری انجام بده
بعد موضوع تکامل رو توصیح دادند استاد از قرآن که آیه صبر بود
موضوع بعدی احساس لیاقت هست و اون وجهه ی احساس قربانی شدن که معمولا تو وجود ما ها هست رو با مفهوم ظلم در قرآن توضیح میدند
یعنی آدم وقتی اینارو میشنوه و منطق های قوی رو درک میکنه هر رفتاری که تو وجود خودشه رو میشناسه و میدونه ریشش از احساس قربانی شدنه
برای همین استاد تاکید میکنه که باورها با منطق تعییر میکنن
توضیحات استاد در دوره قانون آفرینش:
اگر توی زمین و فضایی که داری نتونی خوب زندگی کنی و بهانه بیاری میگن مگه زمین خدا پهناور نبود؟مهاجرت میکردی مگه همین یه جا بود ؟!
من به استناد این آیه (استاد منطق آورده برای ذهنش )باور کردم که مهاجرت انسان رو ثروتمند میکنه به همین دلیل به راحتی از شهر و دیار خودم مهاجرت کردم و الآنم تهرانم و مطمئنم من مهاجرت میکنم تهران نخواهم بود (که داریم میبینیم که حرف هاتون رو تبدیل به عمل کردید استاد قشنگم دستمریزاد )
کی میتونه مهاجرت کنه؟کسی که ایمان داره
توضیحات خانم شایسته جانم:
در کل میتونم بگم که این بخش برای من خود شناسی و خدا شناسی کامل بود
موضوع جلسه آخرش شناخت خداوند و مفهوم توحید هست به کمک توضیح تفاوت ضمیر من و ما در آیات قرآن
توضیح استاد جان:
توی قرآن خداوند خیلی زیاد از کلمه ما استفاده کرده مثل انا اوحینا _انا انزلنا
یه جاهایی هم گفته من مثل اشکرلی ولی اغلب گفته ما
توضیحات خانوم شایسته عزیزم:
جلسه ششم این موضوع توی دو بخش توضیح میده بخش اول یه سری منطق ها رو میاره در مورد اینکه اون نگاه صحیح به خدا چیه و چه تاثیری میذاره این نگاه توی باورهای قدرتمند کننده برای ساختن ثروت و تغییر باورهایی که باعث شده ما به اون نتیجه دلخواه نرسیم یعنی میاد ترمزهایی که درمورد ثروت توی ذهنمون هست رو میشناسونه
ترمزهایی که باعث میشه احساس عدم لیاقت داشته باشیم و انقدر به خدا اعتماد نداشته باشیم و اینو از کحا میفهمیم؟
از نوع درخواست هایی که به خدا داریم از نوع نگاهی که به خدا داریم از میزان اون ناخالصی که توی توکلمون به خدا داریم و اونو میتونیم تو میزان دست به عمل شدنمون درباره ایده هایی که میاد بفهمیم توی میزان رفتن به دل ترسهامون توی میزان تحمل کردنمون در مورد شرایط نادلخواه توی میزان قبول کردن شرایط نادلخواه و چیزایی که خودتون بهتر میفهمید
وقتی این جلسه ها رو میشنوید بهتر خودتونو میشناسید یا حتی درمورد میزان خواسته هایی که تو ذهنمون متولد میشه اما ما بخاطر اینکه فکر میکنیم اینا برامون غیرممکنه کلا نادیدشون میگیریم
اکثر ما فکر میکنیم که یه همچین ترمزهایی رو نداریم توی ذهنمون مخصوصا بعضی از آدما که فکر میکنند آدم مذهبی نیستند میگن من چون خیلی آدم مذهبی ای نیستم پس این ترمزها رو ندارم درصورتیکه واااااقعا اینجوری نیست وقتی این جلسه هارو میشنوید خودتون میفهمید و رفتارهایی رو درخودتون میتونید شناسایی کنید که داره بهتون از این باورهای محدود کننده و ترمزها پرده برمیداره
خلاصه این جلسه ها احساس لیاقت محکمی رو میسازه در ما
احساس لیاقتی ک توی عمل بتونه مارو حرکت بده به سمت شرایطی که میخوایم داشته باشیم
جلسه بعدی تمرینی رو میگه اونم تقسیم کار به خداوند هست
موضوع مهم توی این تمرین اون منطق هایی هست که ارائه میشه تا بتونه این تمرین رو در عمل اجرا بکنه که این تمرین نه به عنوان یک دوره آموزشی بلکه یک تمرینی برای ایجاد یک شیوه زندگی بهش نگاه میشه یعنی تمرین در عمل اجرا میشه این تمرین باور میشه جزء رفتارها و شخصیتمون میشه
توضیحات استاد:وقتی مینویسیم اتفاقات خوب زندگیمون رو و سپاسگزار خداوند میشیم بعد یه ذره توقعمون رو میبریم بالا و از خداوند بیشتر متوقع میشیم
توقعتو از خداوند بی نهایت بیشتر کن و توقعتو از مردم بی نهایت کمتر کن یعنی راز زندگی موفق اینه
انقدر روی خودم کار کردم که به هیچ عنوان از هیچ انسانی توقعی نداشته باشم که فلان کارو برام انجام بده ولی عوضش از خدا بیشتر توقع دارم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید